بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

نابودم کرد - جستجو

نابودم کرد از بین کلیه محتوا، اطلاعات، اخبار و وبلاگهای فارسی زبان جستجو و نتایج آن به صورت خلاصه و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای محتوای نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید.



پریسای اشتباهی

درخواست حذف اطلاعات

با دیدن پست بوف کور حس منم...یادته ؟ پریسا رو میگم گذشته پریسارو ...همین اول کاری نمی نویسم ک منت بذارم میشه بی منظور برداشت کنی خدایادته <10 سالش بود تازه فهمید ارزو ینی چی ب معنای واقعی ارزو رسیده بود هدف رسیده بود از اون لحظه دیگ پریسا ی 10 ساله نموند شد مث ادم بزرگا شد ادمی ک شبنه روز ب ایندش فک میکرد اولین هدف قبولی تیزهوشان شد بکوب خوند مرحله اول قبول شد خخخ هم خوش حال اید صد درصدی بود برا مرحله دوم همه یقین داشتند جز تو خدا ...شد اول داد ک بره سر جلسه همه چی خوب رف جلو...در طی اون مدت با دختری رفیق بود ک درسش خخخ خوب نبود اما رفیق بودن پریسا زرنگ کلاس بود اما اون نه تصمیم گرف هم خودش برسه و هم اون پس شرو کرد با اونم کار هم درسی هم روحی در حدی ک کتابلشو میبرد مدرسه زنگ تفریحا میخوندن باهم از جونش مایه گذاشت رفتن سر جلسه ازمونو دادن مطمن بود قبول میشه شک نداشت 13 تیر شد نتایج اومد ...




منبع : http://bavar-sharif.blogsky.com/1396/04/10/post-70/پریسای-اشتباهی



من....

درخواست حذف اطلاعات

من بی تو نابودم ببین زندم ولی دنیای من مرده...... تو دنیای من بودی ولی دوریت منو از پا درآورده...... می ترسم از این زخمی که پرشد از این سکوت و تنهایی و درد.... کاش بعد یک عمر عادت به این درد این زخم کهنه سرما نمی کرد...... این کوله بار تنهایی ها که سنگینی کرده باز روی شونم..... باز با خی تا وقتی زندم رو دوش خستم هی می کشونم...... من بی تو نابودم........... خاطراتمان یکی یکی دارد از جلوی چشمانم عبور می کند..... هر وقت که داغ نبودت دل را می سوزاند؛یادشان می کنم که شاید روی قلب سوخته ام آب سردی بریزد.... اما حیف که در قلب من آتشی پایدار و خاموش نشدنی به پا کرده ای که هیچ چیز خاموشش نمی کند...... پس بگذار با آن بسوزم و بسازم و داغترش کنم..... ومنتظر بمانم تا روزی گرمای وجودت آن را شعله ور سازد و نور آن آسمان تیره ام را روشن کند..... منتظرت می مانم تا بیایی......... ...




منبع : http://jananamto.blogfa.com/post/27



پای تو سوختمو سوختمو ساختم ....

درخواست حذف اطلاعات

دیگه شوقی واسه دیدنم نداری منی که زندگیمو پای تو باختم هیچی نگفتمو تنها نشستمو پای تو سوختمو سوختمو ساختم تمو حرفام بغض میشه تو سینم میرم یه گوشه ای تنهایی میشینم ظاهرم خوبه ولی حالم اصلاَ خوش نیست روبرومی اما خوابت رو میبینم..نا اُمیدم میکنی از هرچی عشقه وقتی رهام میکنی به حال خودم بی تفاوت رد میشی و میپرسم اصلاً چی شد عاشقت شدم نا اُمیدم میکنی از هرچی عشقه وقتی رهام میکنی به حال خودم بی تفاوت رد میشی و میپرسم اصلاً چی شد عاشقت شدم چجوری چند وقته حرفات این رنگی شد از بودنت تو دنیام چی بوده سهمم دیگه باور حرفات آسون نیست دیگه زبون چشماتو نمیفهمم چشمات ازم رد میشه نمیبینه انگار نیستم همه ی روزام اینه خیلی وقته حالمو نمیدونی انگار هستم که منو برنجونی نا اُمیدم میکنی از هرچی عشقه وقتی رهام میکنی به حال خودم بی تفاوت رد میشی و میپرسم اصلاً چی شد عاشقت شدم ...




منبع : http://rezaii63.blogfa.com/post-1673.aspx



جان شیفته

درخواست حذف اطلاعات

جان شیفته، رومن رولان، م ا به آذین، ج یک صفحه 508 آمدی دست تو می گیرم؛ بر دستت بوسه می زنم با عشق با هراس؛ بر دستت بوسه می زنم آمدی که نابودم کنی عشق؛ خوب می دانم زانوانم می لرزد؛ بیا نابودم کن؛ بر دستت بوسه می زنم دندان در میوه فرو می بری و به دورش می اندازی؛ دندان در قلبم فرو کن که از آن توست خوشا زخمی که از دندان تو برجا ماند؛ بر دستت بوسه می زنم همگی ام را می خواهی و چون همگی را یافتی به هیچ کارش نمی زنی جز ویرانی بر جا نمی گذاری؛ بر دستت بوسه می زنم دستت که نوازشم می دهد فردا خواهدم کشت؛ به انتظار ضربت کشنده دست تو بر آن بوسه می زنم مرا بکش، بزن؛ هر بار که دردم می دهی راحتی است که می رسانی نجاتم می بخشی؛ بر دستت بوسه می زنم هر یک از ضربات تو که خونینم می کند؛ رشته پیوندی را می گسلد؛ تو زنجیر را همراه گوشت تن بر می کنی؛ بر دستت بوسه می زنم ..... بیافشان درد مقدس را تا درون ام رسیده شو ...




منبع : http://newdirection.blogfa.com/post/4/جان-شیفته



آکورد آهنگ من از محسن یگانه

درخواست حذف اطلاعات

ریتم:4/4 c gm bb dm من تو نبودت ، جز اشکو حسرت ، جز گریه ، کاری ندارم dm c am c am بی تو نمیشه ، بی تو نمیخوام ، حتی یه روزم ، دووم بیارم c gm bb dm بی تو چجوری ، با خاطراتت ، روزا و شبها رو بگذرونم dm c am c am خاطره هامون ، از خاطرت رفت ، اما هنــــــوزم ، دلتنگشونم dm gm-f c bb dm (من بی تو نابودم ببین زندم ولی دنیای من مرده dm gm- f c bb dm تو دنیای من بودی ولی دوریت منو از پا درآورده) 2 c gm bb dm میترسم از این ، فکری که پر شد ، از این سکوتو ، تنهاییو درد dm c am c am کاش بعدِ یک عمر ، عادت به این درد ، این زخمه کهنــــــه ، سر وا نمیکرد c gm bb dm این کوله بارِ ، تنهاییا که ، سنگینی کرده ، باز روی شونم dm c am c am باز با خی ، تا وقتی زندم ، رو دوشِ خستـــــم ، هی میکشونم من بی تو نابودم ... ...




منبع : http://giutarclassical.blogfa.com/post/15



من بی تو نابودم....

درخواست حذف اطلاعات

من تو نبودت جز اشک و حسرت جز گریه کاری ندارم بی تو نمیشه ، بی تو نمیخوام حتی یه روزم دووم بیارم بی تو چجوری با خاطراتت ، روزا و شبها رو بگذرونم خاطره هامون از خاطرت رفت ، اما هنوزم دلتنگ شونم “من ، بی تو نابودم ببین زندم ولی دنیای من مرده تو ، دنیای من بودی ولی دوریت منو از پا درآورده.... ...




منبع : http://ham-ghadam.blogfa.com/post/140



نابودم کردی

درخواست حذف اطلاعات

محمدرضا من ده سال از بهترین روزهای زندگیم رو که میتونستم بهترین لحظات رو تجربه کنم تو فکر تو بودم و به تو فکر می .... اینکه چه میکنی ؟ وبا کی داری لاس میزنی؟ تو فکر کی هستی؟تو فکر اینکه چه جوری بهت بگم دوستت دارم یا تووفکر اینکه چه جوری حالیت کنم میخوام برای همیشه کنارت باشم نابودم کردی.... ...




منبع : http://aftabe-eshghe-man.blogfa.com/post-595.aspx



اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س)

درخواست حذف اطلاعات

اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) - حسن لطفی امشب نشسته ام بنویسم ترانه ها از باغ از بهار من از مادرانه ها از دست پُر امیدم و تسبیح دانه ها از این دلی که پر زده از آشیانه ها شکرش میان این همه سر سروری شدیم مانند یازده پسرش مادری شدیم آیینه ای گرفته خدا در برابرش خورشیدی از تمامی انوار انورشامشب خدا نشسته خدا با پیمبرش امشب پدر رسیده به دیدار مادرش تعظیم تو به او نه که بر هست واجب است از این به بعد بوسه بر این دست واجب است تا مه کرده نام شما قیل و قال را پیدا نموده با تو کرامت کمال را گم کرده عقل پیش شکوهت خیال را پنهان جمال کردی پیدا جلال را هر چند کار توست که پیغمبری کنی تو آمدی که پای علی حیدری کنی این باغ ها معطر زهراست یا علی این موج موج کوثر زهراست یا علی آری تمام باور زهراست یا علی نام تو نام دیگر زهراست یا علی آغاز آفرینش از آغاز فاطمه است یعنی علی حقیقت اعجاز فاطمه است خورشید ز ...




منبع : http://karbala1391.blogfa.com/post/951



قسمت بیست و پنجم (رمان رازم رو نگه دار)

درخواست حذف اطلاعات

-         وااای ممنون رامتین دستم داشت میش ت یهو رامتین ا شد و خیلی سریع لبهای امید رو بوسید.. بعد هم رو کرد بهش و گفت -         با این پرداخت شد با بهت از روی زمین بلند شدم...امید خشک شده بود سرجاش و بعد چند ثانیه کامل پودر شد!..همه بچه ها به طرفش دویدند -         نهههه امید برگرد -         امید هنوز جای امیدی هس!! -         امید زنده بمووووون    یه لحظه سه تا صحنه باهم اومد جلوی چشم هام بوسه رامتین به من، بوسه رامتین به امید برای رفع کدورات احتمالی و باز هم بوسه رامتین به امید برای جبران کمک... با یاد آوریشون یه خنده ی هیستریک و دست به کمر ایستادم -     &nb ...




منبع : http://romankadeyekoochak.persianblog.ir/post/30



بوی بهار داره میاد .

درخواست حذف اطلاعات

بالا ه تونستم بیام بنویسم . دلم پر میکشید برای نوشتن. این تاخیر خیلی زیاد بخاطر این بود که چندیییین روز اینترنت قطع بود و هیچ کاری نمیشد کرد. یه روزایی و یه لحظه هایی بود که باید ثبت میشد اما نشد متاسفانه . امروز دیگه هول هولکی اومدم که فقط بنویسم . چند روز ا سال اصلا حس و حال خوبی نداشتم . یه وضع ناراحتی بود که نگو . اما بالا ه با تلاش هام بهتر شدم . تشنه ی خوندن یه کتاب خیلی خوب بودم و هستم که هنوز به دستم نرسیده . رفتم سالنامه یدم و چیزایی که باید بنویسم و تا حدودی نوشتم . نگرا نی هایی دارم اما ایمانم خیلی قوی تره . .  خیلی دوست داشتم حس و حال شروع سال 94 رو داشتم . خیلی خوشحال و پر از انرژی بودم و این بخاطر خوندن کتاب خیلی عالی (شفای زندگی) بود . امسال هم دلم میخواست اون حس و حال و داشتم کمی اونجوری شدم . مثل اون سال نه . ولی اونجوری هستم . خیلی بهتر ...




منبع : http://springdaughter.persianblog.ir/post/101



رفت...

درخواست حذف اطلاعات

محمدم رفت زندگیم رفت و نابودم کرد ب بدترین شکل رفت انصافش کجاس اخه نرگسی ک تو تنهاییاش سعی کرد کنارش باشه و آرومش کنه رو با رفتنش نابود کرد داغونم کرد اما هنوزم میخوام ببینمش خدایا دلم میخوادش بخدا قسم اگ برگرده پسش نمیزنم اما نمیخوام برم طرفش چون میدونم بی من آرومه بیمعرفت گفت یکی اومده بجام اخه مگ چ گناهی خدا دوسش دارم یعنی این بود تهش اونی ک گفت دوسم داره چرا رفت خداااااااا؟؟؟مواظبش باش خدا دوسش دارم ...




منبع : http://loveme2000.blogsky.com/1395/11/02/post-142/رفت-



چله نشینی

درخواست حذف اطلاعات

این مدت مرتب مهمان داشتیم و نتونستیم زیاد با هم حرف بزنیم . ب که از آش خوران سرخه حصار برگشتیم ، باقی آش ها را تقسیم کردیم بین همسایه ها و آ شب حرف زدم . گفتم و گفتم و بغضم ش ت . آ ش گفتم : اگه سر این تفکرات فلسفی قره قاطی دیوونه شدم ، منو خونه نگه ندارید ، بفرستید آسایشگاه که مزاحم ی نباشم ! در آغوشم گرفت ، آرامم کرد ، حرف زد ، نوازش کرد و گفت درک می کند اما نباید بگذارم این افکار نابودم کنند . وقتی خو د فکر شاید بد نباشد چله نشینی کنم ، به مدل خودم ! همه این چیزهایی که فکر می کنم را بنویسم ، شاید با نوشتن از مغزم بیایند بیرون ،شفا پیدا کنم و بشوم مثل بقیه و از کدهای نوشته شده تبعیت کنم ( ب گفتم می ترسم این ها هم حرفهای خودم نباشد ، چیزهایی باشد که همان کد ها دیکته می کنند !) صبح موقع صبحانه ، وقتی داشت مهربان تر از همیشه نگاهم می کرد ( انگار برای اولین بار دلش برایم می سوخت ) فکرم را گفت ...




منبع : http://fzt104.persianblog.ir/post/799



تا امروز!

درخواست حذف اطلاعات

سلام :)روزای چندان خوبی نداشتم...روزایی بودن که دائم به چیزایی که از دست دادم فکر می ...به فرصت هام... توانائی هام... به موقعیت هام... و به انتخابهایی که داشتم...از حدود 5سال پیش تا الآن... از وقتی که زندگی از روتین مدرسه رفتن خارج شد و افتاد دست انتخابهای خودم...و من سر هر انتخ سعی می بین توصیه های آدم های مهم زندگیم و خواسته های خودم بالانس برقرار کنم...نه انتخاب یکی از اون دوتا...مثل سال کنکورم ... که موقع انتخاب رشته همه چیزهایی که بقیه توصیه و به ترتیب زدم و آ ش هم لیسانس چیزیو زدم که دوس داشتم وفکر می یک سال صبر برای ی پیوسته همون رشته وقت تلف ه،قرار بود یه جایی اون وسطا قبول بشم ... ولی نشد...به خاطر بومی سازی نشد... و شد همون انتخ که آ ش خودم اضافه کرده بودم...بااینکه رشته ای بود بدون آینده،من فکر می اگه جز10% بهترینهای یه رشته باشی بالا ه جایگاه خودتو پیدا میکنی...با این نیت که خو ...




منبع : http://fasil01.blogfa.com/post/96



چه بی رحمانه بی رحمی تو ... بی رحم ...

درخواست حذف اطلاعات

... موهایم را قهوه ای تیره کرده ام . صدای جوشکاری می آید از کوچه ، صدای کوبیدن از طبقه ی دوم ، صدای جاروبرقی از طبقه اول ، صدای کشیدن صندلی روی سرامیک ها از طبقه ی چهارم ، صدای رضا یزدانی از سیستمم که می خواند : از تنهایی می ترسم ... یک ماگ چای مطابق همیشه کنارم است و  ساعت دو و سی دقیقه ی بعد از ظهر دوم دی ماه است . شوفاژها روشن است اما من شوفاژ اتاق کارم را بسته ام ، پنجره کمی باز است ، در اتاقم را مطابق زمستان های پیشین روی هم گذاشته ام و پایین در ، یک پتوی سفری که باد سرد نرود بیرون . گرما ؛ توانم و امانم را می برد . علی ، از سرما فراری ست و من ، از گرما ! تمام زندگی ام زمستان را ترجیح داده ام به تابستان . تابستان ها ، علی ، زیر کولر سردش می شود ، کولر را خاموش می کند و من ، له له می زنم و بی تاب می شوم برای کمی خنکی . پس دریچه کولر اتاق کارش را می بندیم و نیز اتاق خواب را ! من در ...




منبع : http://shazdehkoochooloo.persianblog.ir/post/245