بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

صدای نفس هایت - جستجو

صدای نفس هایت از بین کلیه محتوا، اطلاعات، اخبار و وبلاگهای فارسی زبان جستجو و نتایج آن به صورت خلاصه و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای محتوای نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید.



صدای ماندگار

درخواست حذف اطلاعات

شعری است تقدیم به شعروموسیقی ایل بختیاری مرحوم مسعود بختیاریصداي تو صداي دلتنگی های مالزخمهای کهنه و دردهای پیرصداي پندهایی "هالو زال".صداي تو صداي عاشق بیدن"تو به دیر و مو به دیر بیدن"صداي "مرغ هوشو دونه برنج ورچیدن".صداي تو قهقه ی "کوک تاراز"گلایه ز روزگارصداي دردهای نهفته در آواز.صداي تو صداي چشمه سارونسوهدن زمین وصداي "بوسه ی نرمه بارون".صداي تو صداي تش و چالهشو مه کل یک نشستنصداي بنگ کر وا بنگ گاله.صداي تو صداي" کوگ دری"نشستن سر "چشمه دیمه"صداي خوندن برزگری.صداي تو صداي "کوگ منار"صداي گل باوینه و سرصداي کلکمری من فصل بهار.صداي تو صداي زونی اش ته ی ملارصداي دلهای بیقرارصداي تو بخدا آویده ماندگار امید محمدی دهدزی مشاهده شعر در سایت شعرنو www.shereno.com ...




منبع : http://dehdezshahreman.blogfa.com/post/28



خنده

درخواست حذف اطلاعات

دلم لک زده برای خنده هايت!کنج کافه سر خیابان مینشستیم،من برایت می گفتم،تو نگاهم میکردی... ناگهان دستانم داغ کرد!حضور دستانت،معذبشان کرده بود... نگاه بهت زده ی مرا با یک لبخند دلنشین هضم کردی! -:« چی شدی یهو کوچولوی خودم؟ -:«هیچی...هیچی!باور کن هیچی.... دیر شده بود!تو صداي کنده شدن قلب مرا شنیده بودی.... چشمانم را بستم!و تنها به صداي خنده هايت گوش میدادم... مثل همین الآن! . . . پ.ن:ببخشید که یکمی مبهم نوشتم... ...




منبع : http://my-written.blogfa.com/post/16



در گذشته ها(6)

درخواست حذف اطلاعات

لب هايت را می خوری که مضطربم کنی که تن مفهومی داشته باشد و انسان برهنگی اش را به رخ تاریخ بکشد... کش می آیی، قوس می خوری و آفتاب آفریده می شود لحظه ای می آسایی و باز هم لب هايت را می خوری می آشوبم و صندلی ها به تو لبخند می زنند کفش ها به تو لبخند می زنند و خواب ها... خوب خو ده ای – خدا – خواست که شعر آفریده شود – خدا – که تو آفریده شدی که کفش ها، صندلی ها و خاکی ها که خواب های خوب ببینند برای خوردن لب هايت ** قول بده که هیچ وقت نخو حتی وقتی میمیری وقتی بیرون می روی لب هايت را با خودت نبر همیشه لباس گرم بپوش و به یاد آر روزی را که سرد خواهی شد و خاکی ها آفتاب را خواهند خورد ** تو در سلول هایم لانه کرده ای و از رودخانه ی رگ هایم می نوشی ** صداي قدم هايت از دره های اعماقم می جوشد و ها می گویند: هنوز زنده ام... ...




منبع : http://shahinmehr1.blogfa.com/post/82



در گذشته ها(6)

درخواست حذف اطلاعات

لب هايت را می خوری که مضطربم کنی که تن مفهومی داشته باشد و انسان برهنگی اش را به رخ تاریخ بکشد... کش می آیی، قوس می خوری و آفتاب آفریده می شود لحظه ای می آسایی و باز هم لب هايت را می خوری می آشوبم و صندلی ها به تو لبخند می زنند کفش ها به تو لبخند می زنند و خواب ها... خوب خو ده ای – خدا – خواست که شعر آفریده شود – خدا – که تو آفریده شدی که کفش ها، صندلی ها و خاکی ها که خواب های خوب ببینند برای خوردن لب هايت ** قول بده که هیچ وقت نخو حتی وقتی میمیری وقتی بیرون می روی لب هايت را با خودت نبر همیشه لباس گرم بپوش و به یاد آر روزی را که سرد خواهی شد و خاکی ها آفتاب را خواهند خورد ** تو در سلول هایم لانه کرده ای و از رودخانه ی رگ هایم می نوشی ** صداي قدم هايت از دره های اعماقم می جوشد و ها می گویند: هنوز زنده ام... ...




منبع : http://shahinmehr1.blogfa.com/post/82



عشق چیه؟

درخواست حذف اطلاعات

عشق اگر عشق باشد ؛ هم خنده هايت را دوست دارد ، هم گریه هايت را …. هم شادی ات را دوست دارد ؛ هم غم هايت را … هم لحظه های شاد ات را می پسندد ، هم روز های بی حوصلگی ات را … هم دقایق پر ازدحامت را همراهی میکند ، هم دقایق تنهایی ات را … عشق اگر عشق باشد ، هم زیبایی هايت را دوست دارد ، هم اخم هايت را در روزهای تلخی … هم سلامتت را می پسندد ، هم روزهای گرفتاری و بیماری همراهی ات می کند … عشق اگر عشق باشد ، با یک اتفاق ، تو را تعویض نمی کند ، همراهی ات می کند تا بهبود ی … عشق اگر عشق باشد ، هر ثانیه دستانش در دستان توست ، در سختی و آسانی … تا ابد ...




منبع : http://nazilovehasan.blogfa.com/post/3



این چشم ها (تقدیم به چشم های رایان)

درخواست حذف اطلاعات

چشم هايت که هر باز شدنش می گشاید گره از بیخ دل غم زده ام در آن پنجره ای است روبه خوشبختی و عشق که برایم باز است. چشم هايت که طلوع می کند هر صبح به آبادی و عشق از مشرق عرفانی دل آمده است، که نداند هرگز "گناه چیست! عصیان چیست! " و هر پلک زدنش پر آواز پر فرشته هاست. چشم هايت که در آئینه دنیایی من نرم و آهسته به خود می نگرد، شیشه عمر من است که اگر گریه کند، نفسم بند آید. ...




منبع : http://golab222.blogfa.com/post/56



این چشم ها (تقدیم به چشم های رایان)

درخواست حذف اطلاعات

چشم هايت که هر باز شدنش می گشاید گره از بیخ دل غم زده ام در آن پنجره ای است روبه خوشبختی و عشق که برایم باز است. چشم هايت که طلوع می کند هر صبح به آبادی و عشق از مشرق عرفانی دل آمده است، که نداند هرگز "گناه چیست! عصیان چیست! " و هر پلک زدنش پر آواز پر فرشته هاست. چشم هايت که در آئینه دنیایی من نرم و آهسته به خود می نگرد، شیشه عمر من است که اگر گریه کند، نفسم بند آید. ...




منبع : http://golab222.blogfa.com/post/56



صدای جن واقعی بر اساس تحقیقات

درخواست حذف اطلاعات

استیسی جونز، محتویات نوار را این گونه توضیح می دهد: صداي سه زن به گوش می رسد که در حال مکالمه ای طولانی هستند. به نظر می رسد کشمکش و حملاتی نیز در میان باشد. صداي یک مرد هم شنیده می شود حال آن که چنین افرادی در هتل نبودند. صداي یک ساعت شماطه دار را خواهید شنید که در هتل نبود. صداي باز و بسته شدن در را خواهید شنید که واقعی است. اما بعد از آن صداي زنی می آید که گویا مورد حمله قرار گرفته. کشمکش تا مدتی ادامه میابد و سپس مکالمه ی دو تن از اعضای گروه تحقیق شنیده می شود. ادامه مطلب ... ...




منبع : http://jamshid666.blogfa.com/post/2366



گویش مردم دزیان9

درخواست حذف اطلاعات

این گویش ها که در دزیان متداول است 1- تُلُپّسْتْ = صداي افتادن سنگ به آب2- تِرقَّسْتْْ = صداي ش تن شاخه درخت یا چوب خشک 3-خِشّسْتْ = صداي که از کشیدن چیزی بر روی زمین بر آید4 -شَرِقِّسْتْ = صداي زدن سیلی و مانند آن5-قینْگَسْتْ = صداي رها شدن ناگهانی تیر6 -خُرَّسْتْ = صداي بخاری و شعله ناگهانی آتش 7 -وَقَّسْتْ = صداي ناگهانی سگ8 -شُلُپَّسْتْ = صداي بلند و ناگهانی افتادن چیزی در آب 9 -کپٌسْتْ = صداي فرو افتادن کلوخ و مانند آن10-هُک هُک = صداي گریه ای که در گلو پیچیده است11-عَرَّسْتْ = صداي بلند الاغ و به گریه ناگهانی با ح تمس نیز گویند 12- فِشَّسْتْ = صداي مار و یا بیرون آمدن آب بینی13 - شُرَّست = صداي آب که ناگهانی ریخته شود(*) 14-تِرّست = صداي وج ناگهانی گاز از مخزن و همچنین صداي موتورهای ایژ قدیمی15-حُقًست = بیرون امدن اب و غذا از گلو (استفراغ)16-تٌلٌمبًست = افتادن دیوارو یا سقف خان17- ...




منبع : http://dezyan.blogfa.com/post-194.aspx



این روزها ...

درخواست حذف اطلاعات

این روزها عجیب میگذرند ! خیلی عجیب !این روزها تو انگار درست قلب مرا نشانه گرفته ای دختر !حرکات و حرف هايت !اخ که نمی دانی چه می کند با من ! نمی دانی !شیرین زبانی هايت دیگر امانم را بریده ، باورت می شود ؟!گاهی حرف هایی میزنی که من میمانم حیران ! که از کجا و چه ی شنیده ای !این روزها حرف هم نزنی حتی ، با جشم هايت مرا می بری به اوج !این روزها تو عجیب رنگ و بو داده ای به روزها و لحظه های من ! ...




منبع : http://golebaharii.blogfa.com/post-379.aspx



من صدای قدم خواهش را می شنوم

درخواست حذف اطلاعات

سهراب سپهریمن صداي قدم خواهش را می شنومو صداي ، پای قانونی خون را در رگ ،ضربان سحر چاه کبوترها،تپش قلب شب آدینه ،جریان گل میخک در فکر،شیهه پاک حقیقت از دور.من صداي وزش ماده را می شنوم و صداي ، کفش ایمان را در کوچه شوق . و صداي باران را، روی پلک تر عشق ، روی موسیقی غمناک بلوغ ، روی آواز انارستان ها. و صداي متلاشی شدن شیشه شادی در شب ، شدن کاغذ زیبایی ، پر و خالی شدن کاسه غربت از باد. ...




منبع : http://hamedhakemi.blogfa.com/post/3933



صدای خاموشی های زنی ناشاد می آید...

درخواست حذف اطلاعات

عذابم را دو چندان می کنی اما نمی دانی ! که من دیگر نه آن مرغم که بر بام تو بنشینم نه آن آهو که از دام تو بگریزم دلم تنگ است دلم تنگ است سرودم خامشی رنگ است بیا بنشین تماشا کن فریبا را که از سنگ است و شعر من نه از روم و نه از زنگ است نه امیدی نه دیداری نه پروازی نه حتی نغمه ای، سازی چرا در من نمی میری؟ خیال خام بی پروا ! کجا باید که بگریزم من از تکرار این سودا ! میان ناله های من صداي باد می آید صداي خاموشی های زنی ناشاد می آید .. فریبا شش بلوکی ...




منبع : http://cafeefamily.blogfa.com/post/92



صدای نان .نوشته: مجتبی عزیزیان

درخواست حذف اطلاعات

تو خیابون داشتم راه میرفتم که صداي ترامپت گوش و نوازش میداد جلوتره که رفتم دیدم مردی با تمام احساسش در ترامپت فوت میکند و انگار داشت برای زنده ماندن جا میکند دوستم گفت چه زیبا آهنگ سلطان قلبم رو اجرا میکنه .به فاصله چند متر 2 کودک آواره اهل در سرما زمستان در کنار مغازه ای دنبک میزدن که مردم دور آنها جمع شده بودن و شادی می با دوستم به صدا در آمد و گفت دمشون گرم عجب دنبکی میزنن در فکر فرو رفتم و با خودم گفت احمق این نه صداي ترامپت است نه صداي دنبک این صداي نان است در دستان کودکد گرسنه یا صداي نان است در حلق مرد گرسنه ...




منبع : http://nikan2011.blogfa.com/post-158.aspx



می شنوی؟! صدای نفس های پاییز را می گویم

درخواست حذف اطلاعات

می شنوی؟! صداي نفس های پاییز را می گویم ! انگار عجله دارد، عجله برای رسیدن! تابستان دیگر وقت رفتنت شده، دیگر وقت آن رسیده که به خواب بروی، گرمایت را با خودت به خواب عمیقی ببری! می شنوی!؟ صداي قطره های باران را می گویم ! پاییز با خودش خیلی چیزها آورده، اولین بوی مهر و مدرسه و دومین صداي چکه ها باران بر بوم و بر ایران. ...




منبع : http://salmajoooon.blogfa.com/post/225



از دهانت صدای بوسه می آید

درخواست حذف اطلاعات

می توانی بی اینکه بپرسی چرا،دوستم داشته باشی؟و موهايت را به بادی که از لای انگشتانم عبور می کندقرض بدهی؟می توانی به نامم تکیه کردهلباست را مرتب کنیقبل از سلامآب گلویت را قورت بدهی و با صدايتهزار نت به گلوی سه تار بریزی؟عزیزم!همه می دانند از دهانتصداي بوسه می آیدو چشم هايتسکوت را به دریا تحمیل می کندخوش به ح که زنیو خوش به حالمکه دوستت دارم! بهرنگ قاسمی ...




منبع : http://gholpuneha.blogfa.com/post/185



امروز

درخواست حذف اطلاعات

امروز هرچقد بخندی و عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشود، پس بخند و عاشق باش........ ی به تو ده نمیگیرد، پس شادی بخش باش ....... امروز هرچقدر که نفس بکشی جـهان با مشکل کمبود ا یژن مواجه نمیشود، پس از اعماق وجودت نفس بکش،،،،، امروز هرچقدر خدا رو صدا کنی خدا خسته نمیشود، پس صدايش کن ، او منتظر توست، منتظر ارزوهايت، خنده هايت، گریه هايت و عاشق بودن هايت، امروز...... امروز است ، امروز جاودانه است و امروز ..... زیباترین روز دنیاست ...




منبع : http://hopeforlife.blogfa.com/post/204



رویای من

درخواست حذف اطلاعات

وقتی که نیستی در خیابانها دنب می گردم گل قشنگم و هر تکه ات را در ی می یابم همه ی نام ها تویی همه ی چهره ها تویی تمام صداها از توست دیروز چشم هايت رادر قطاری دیدم که نگاهم کرد و گذشت امروز حوله بر تن در راهرو ایستاده بودی با موهای خیس و همان خنده ها فردا لب هايت را پیدا می کنم شاید هم دست هايت مثل تکه های پازل هر روز بخشی از تو رو می شود گونه ای ، رنگی ، رویی دستی ، لبخندی ، مویی نگاهی گاهی عطر تنت می پیچد در سرم دلم میریزد در هر نشانه ای داری همه را نمی توانم در یکی جمع کنم همه را یکجا می خواهم اصلاً من تو را می خواهم عباس معروفی ...




منبع : http://13541383.blogfa.com/post/9



بستن چشم ها

درخواست حذف اطلاعات

بستن چشم هايت چیزی را تغییر نمی دهد. هیچ چیز فقط به خاطر اینکه تو آنچه را دارد اتفاق می افتد نمی بینی٬ ناپدید نمی شود. در حقیقت بار دیگری که چشم هايت را باز کنی اوضاع حتی خیلی بدتر خواهد بود. دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم این چنین است. چشم هايت را کاملا باز نگه دار. فقط یک ترسو چشم هایش را می بندد. بستن چشم هايت و گرفتن گوش هايت زمان را متوقف نمی کند. ...




منبع : http://diamond7.blogfa.com/post/153



شعر های من

درخواست حذف اطلاعات

با آن گل نقره ای در موهايت با آن گل نقره ای در موهايت با آن گل نقره ای در موهايت حواسم از چشم هايت پرت نمی شود لب هايت رارژ مالی کرده ای رژ مالی کرده ایرژ مالی کرده ای که قرمزی اش به چشم بزند حواسم از چشم هايت پرت نمی شود من تو را زندگی کرده ام دلتنگی از نگاهت می بارد انقدر حاشیه ها را پر رنگ نکن #محمدحسین_پورمعصومی ...




منبع : http://poleshekaste.blogfa.com/post/105



هر روز و هر لحظه ...

درخواست حذف اطلاعات

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم تنهاییت برای من … غصه هايت برای من … همه بغضها و اشکهايت برای من .. بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صداي خنده هايت را… صداي همیشه خوب بودنت را دلم برایت تنگ شده دوستت دارم … عشــــــــــــــــــــــــــــــــــقم دوستت دارم ...




منبع : http://vistaa91.blogfa.com/post/54



هر روز و هر لحظه ...

درخواست حذف اطلاعات

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم تنهاییت برای من … غصه هايت برای من … همه بغضها و اشکهايت برای من .. بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صداي خنده هايت را… صداي همیشه خوب بودنت را دلم برایت تنگ شده دوستت دارم … عشــــــــــــــــــــــــــــــــــقم دوستت دارم ...




منبع : http://vistaa91.blogfa.com/post/54



چه غم انگیز است...

درخواست حذف اطلاعات

چه غم انگیز است بار سختی ها را به تنهایی به دوش کشیدن و رنج ها را در سکوت و انزوای محض گریستن. و چه تلخ است خنده آن زمان که می خندی تا گریه هايت را پنهان کنی و چه سخت است آرام و بی صدا در درون خود ش تن و چه عجیب است زندگی−همان کودکی که ما را بسان عروسکی بازیچه خود قرار داده و هر زمان به سویی می کشد. و تو آن زمان که رنج دیگران بر اندوهت می افزاید اما هیچ از رنج تو آگاه نیست، آن زمان که در اوج اندوه پناهی جز سایه گاه دیوار سرد و خاموش نمی ی ، آن زمان که بار غصه بر شانه هايت سنگینی می کند و انتظار کمک هیچ گاه به پایان نمی رسد، آن زمان که آرزوها را در گور سرد خاطرت دفن می کنی و بر چهره ات سیلی می زنی تا زیر ضربه های غم،خم به ابرو نیاوری، آن زمان که صداي گنگ و مبهم خنده در گلویت می شکند و بر سر بغض های کهنه ات هجوم می آورد اما دستی نیست تا گره از بغض هايت بگشاید، آن زمان که در کوچه پس کوچه ها ...




منبع : http://skyson1.blogfa.com/post/130



فانوس غروب شلمچه...

درخواست حذف اطلاعات

چه غم انگیز است بار سختی ها را به تنهایی به دوش کشیدن و رنج ها را در سکوت و انزوای محض گریستن. و چه تلخ است خنده آن زمان که می خندی تا گریه هايت را پنهان کنی و چه سخت است آرام و بی صدا در درون خود ش تن و چه عجیب است زندگی−همان کودکی که ما را بسان عروسکی بازیچه خود قرار داده و هر زمان به سویی می کشد. و تو آن زمان که رنج دیگران بر اندوهت می افزاید اما هیچ از رنج تو آگاه نیست، آن زمان که در اوج اندوه پناهی جز سایه گاه دیوار سرد و خاموش نمی ی ، آن زمان که بار غصه بر شانه هايت سنگینی می کند و انتظار کمک هیچ گاه به پایان نمی رسد، آن زمان که آرزوها را در گور سرد خاطرت دفن می کنی و بر چهره ات سیلی می زنی تا زیر ضربه های غم،خم به ابرو نیاوری، آن زمان که صداي گنگ و مبهم خنده در گلویت می شکند و بر سر بغض های کهنه ات هجوم می آورد اما دستی نیست تا گره از بغض هايت بگشاید، آن زمان که در کوچه پس کوچه ها ...




منبع : http://skyson1.blogfa.com/post/130



فانوس غروب شلمچه...

درخواست حذف اطلاعات

چه غم انگیز است بار سختی ها را به تنهایی به دوش کشیدن و رنج ها را در سکوت و انزوای محض گریستن. و چه تلخ است خنده آن زمان که می خندی تا گریه هايت را پنهان کنی و چه سخت است آرام و بی صدا در درون خود ش تن و چه عجیب است زندگی−همان کودکی که ما را بسان عروسکی بازیچه خود قرار داده و هر زمان به سویی می کشد. و تو آن زمان که رنج دیگران بر اندوهت می افزاید اما هیچ از رنج تو آگاه نیست، آن زمان که در اوج اندوه پناهی جز سایه گاه دیوار سرد و خاموش نمی ی ، آن زمان که بار غصه بر شانه هايت سنگینی می کند و انتظار کمک هیچ گاه به پایان نمی رسد، آن زمان که آرزوها را در گور سرد خاطرت دفن می کنی و بر چهره ات سیلی می زنی تا زیر ضربه های غم،خم به ابرو نیاوری، آن زمان که صداي گنگ و مبهم خنده در گلویت می شکند و بر سر بغض های کهنه ات هجوم می آورد اما دستی نیست تا گره از بغض هايت بگشاید، آن زمان که در کوچه پس کوچه ها ...




منبع : http://skysin1.blogfa.com/post/130



توراازشیرمی گیرند

درخواست حذف اطلاعات

تو را از شیر می گیرند تا بوی کودکیت را از یاد ببری ـ ـ ـ ـ و این اولین تجربه انسان است برای از دست دادن چیزی که دوستش می دارد و بعدها یاد می گیری که خیلی چیزها را که دوست داری از دست بدهی از عروسک هايت تا آدم های دور و برت ـ ـ ـ ـ تا پــــــــــــــــدر ، مـــــــــــــــــادر ، خـــــــــــــــــــواهر ، بـــــــــــــــــــــــرادر ، پــــــــــــــــدربزرگ ، مـــــــــــــــــادربزرگ ، هـــــــــــــــــــــــــــــــــمسر ، فــــــــــــــــــــــــــرزند ، رفـــــــــــــــــــــــــــــــــــیق ، و عشق های فراموش نشدنی همه ی زندگی,, صحنه های یک است سعی کنید از هر سکانس و صحنه لذت ببرید ، نگران آ نباشید ، هر وقت تمام شد خودش می نویسد پایان..... دنیا ارزش دل ش تن را ندارد میرسد روزی که هرگز در دسترس نخواهیم بود بیخیال نداشته هايت.... بیخیال غصه هايت..... بی خی ...




منبع : http://kalame-shirin.blogfa.com/post/14331



فراموش نکن

درخواست حذف اطلاعات

فراموش نکنروزهایی را که تنها بوده ای فراموش کن. اما هرگز لبخند های شیرین دوستانت را فراموش نکن. روزهای ابریت را فراموش کن. اما ساعات آفت ت را هرگز فراموش نکن. بدبختی هایی که گاه با آنها روبرو می شوی را فراموش کن. اما خوش بختی هايت را هرگز فراموش نکن. نقشه هایی را که به نتیجه نرسیده اند را فراموش کن. اما هرگز رویاهايت را فراموش نکن ش ت هايت را فراموش کن. اما پیروزی هايت را هرگز فراموش نکن.اشتباهاتت را فراموش کن. اما درسهایی را که آموخته ای هرگز ...




منبع : http://akra.blogfa.com/post/548



صدای دل اش

درخواست حذف اطلاعات

صداي دل اش.... چرخ گاری زمان میچرخید و میچرخید بی درنگ با صداي دل اش بی صدا در دنیا تازه ره بودم من بر من میخندیدند مردمان عالم ناگاه: چندشم آمد ز صدا و مرا کرد آدم..... ...




منبع : http://astrit.blogfa.com/post/24



صدای دل اش

درخواست حذف اطلاعات

صداي دل اش.... چرخ گاری زمان میچرخید و میچرخید بی درنگ با صداي دل اش بی صدا در دنیا تازه ره بودم من بر من میخندیدند مردمان عالم ناگاه: چندشم آمد ز صدا و مرا کرد آدم..... ...




منبع : http://astrit.blogfa.com/post/24



کجایی ببینی؟

درخواست حذف اطلاعات

این بار بیا فقط همین یکبار بنشین کنار تمام روزمرگی هایم به آغوشم بگیر بی هوا و هوس های گاه گاهت دلم دست هايت را می خواهد دلم بوسه هايت را دلم تمام حجم بودنت را دلم سیاهی چشم هايت را دلم پهنی شانه هايت را دلم هر چه از تو نشانی دارد یکجا می خواهد دلم شهر و و هوای تو را می خواهد با همه گندم زار هایش که تو آنها را نفس می کشی همه نارنج و پرتقال هایی که به عشق بویدن دستهای تو آوردم به این خانه همراه همیشگی رویاها نیلوفرت خودش را میان خواب و رویاا میان بیداری و درد زخم می زند کجایی ببینی تن نیلوفرت چشم های نیلوفرت موهای بلند نیلوفرت پ ر اند عزیزکم کجایی ببینی کتاب ها به شوق تو مرور می شوند با خودم مهربانم .تا روزی فراموشت نشود هر سحر ورد کنی دعاهايت را برایم روزهاست حس می کنم دیگر برایم آیت الکرسی نمی خوانی هر روز.من اما هر روز دعای خیرم بدرقه ثانیه های شگفت انگیز توست ...




منبع : http://mahruyan.blogfa.com/post-317.aspx