بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

از حال من مپرس که بسیار خسته ام - جستجو

از حال من مپرس که بسیار خسته ام از بین کلیه محتوا، اطلاعات، اخبار و وبلاگهای فارسی زبان جستجو و نتایج آن به صورت خلاصه و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای محتوای نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید.



متن نوحه زنجیر زنی حضرت زینب بندر دیلم (س) شماره 2

درخواست حذف اطلاعات

یا زینب (س) الهی هیچ چون من نباشد که دائم چشم او پر اشک باشد مپرس از من که بعد از تو چه دیدم مپرس از من چه محنت ها کشیدم مپرس احوال من بعد از تو چون شد مپرس از من چرا حالم نگون شد مپرس از طعنه های خصم بر من مپرس از آن همه دشنام دشمن مپرس از تیر مسموم نگاهش مپرس از زینب و فریاد و آهش مپرس از دست های بسته من مپرس از قلب زار خسته من مپرس چون سر زدم بر چوب محمل مپرس از سوزش صد آه در دل دگر بیگانه ام با شادمانی ز بعدت مرگ می خواهم ، تو دانی دگر بعد از تو بیمارم همیشه به داغ تو گرفتارم همیشه دگر بعد از تو من شادی نبینم دگر بعد تو من ماتم نشینم ...




منبع : http://emamhossin3.blogfa.com/post/9



دارم اززلف سیاهش گله چندان که مپرس

درخواست حذف اطلاعات

دارم اززلف سیاهش گله چندان که مپرسکه چنان زوشده ام بی سروسامان که مپرس به امید وفا ترک دل ودین مکنادکه چنانم من از ین کرده پشیمان که مپرسبه یکی جرعه که آزار ش در پی نیستزحمتی میکشم از مردم نادان که مپرسزاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعلدل ودین میبرد از دست بد انسان که مپرسگفت وگوهاست دراین راه که جان بگدازدهر ی عربده ای این که مبین آن که مپرسپارسایی وسلامت هوسم بود ولیشیوه ای میکند آن نرگس فتان که مپرسگفتم از گوی فلک صورت حالی پرسمگفت آن میکشم اندر خم چوگان که مپرسگفتمش زلف به خون که ش تی گفتاحافظ این قصه دراز ست به قران که مپرسحافظ ...




منبع : http://negahi-yadi.blogsky.com/1396/08/22/post-3397/



گله ی عاشق......

درخواست حذف اطلاعات

گله یی وازیک گله بیگانه شدی آشنایاگله دارم ز توچندان که مپرس گوهرعشق که دریاهمه ساحل بنمود آ م دادچنان تخته به طوفان که مپرس عقل خوش گفت چود وست نمی گنجیدم که دلی بشکندآن پسته ی خندان که مپرس دفترعشق که سرخط همه شوق است وامید آیتی خواندمش ازیأس به پایان که مپرس شهریارادل ازاین سلسله مویان برگیر که چنانم من ازاین جمع پریشان که مپرس... ...




منبع : http://vahideh-kh.blogfa.com/post/3



خسته...

درخواست حذف اطلاعات

خستهاز زندگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خسته امدلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماهامشب دگر ز هر که و هر کار خسته امدل خسته سوی خانه تن خسته می کشمآوخ ... کزین حصار دل آزار خسته امبیزارم از خموشی تقویم روی میزوز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته اماز او که گفت یار تو هستم ولی نبوداز خود که بی شکیبم و بی یار خسته امتنها و دل گرفته و بیزار و بی امیداز حال من مپرس که بسيار خسته ام محمدعلی بهمنی ...




منبع : http://hope-god.blogfa.com/post-164.aspx



مپرس!!!

درخواست حذف اطلاعات

دست در گردن یاد تو چنانم که مپرسآنچنان یاد تو افتاده به جانم که مپرسبا گُلِ روی تو از باغ دلم رفت بهاربی تو ای یار! چنان رو به خزانم که مپرستا سفر با تو چنان بود و حَضَر بی تو چنینآنچنان بر حَذَر از همسفرانم که مپرستا که یده تماشا کنمت، هرشب و روزآنچنان بر سر کویت نگرانم که مپرسنتوانم به تو بی بگویم که مرو!رفتنت می بَرَد آن گونه توانم که مپرستو برآنی که بمانی و نمانی با منگر نمانی تو مرا، سخت برآنم که مپرسمِنّت یاد تو بر گردن من خواهد مانددست در گردن یاد تو چنانم که مپرس..."علیرضا شجاع پور" ...




منبع : http://razhayenagofte.blogsky.com/1396/07/11/post-351/مپرس-



داریوش جعفری

درخواست حذف اطلاعات

افتاده به پای من طن که مپرسدرگیر شدم به بخت خو که مپرسجانم شده مهمان عذ که مگودارم به اجل میل شت که مپرس #داریوش_جعفری @daruosh_jafari ...




منبع : http://daruoshjafari.blogsky.com/1395/12/07/post-410/



خدایا خسته ام از زندگیم

درخواست حذف اطلاعات

از زندگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام بیزارم از خموشی تقویم روی میزوز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام از او که گفت یار تو هستم ولی نبود از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام تنها و دل گرفته و بیزار و بی امیداز حال من مپرس که بسيار خسته ام از زندگی از این همه تکرار خسته ام ...




منبع : http://foruzan1371.blogfa.com/post/86



دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

درخواست حذف اطلاعات

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس که چنان ز او شده ام بی سر و سامان که مپرس به امید وفا ترک دل و دین مکناد که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس به یکی جرعه که آزار ش در پی نیست زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس زاهد از ما به سلامت بگذر، کاین می لعل دل و دین می برد از دست بدان سان که مپرس گفت وگوهاست در این راه که جان بگدازد هر ی عربده ای، این که مبین، آن که مپرس پارسایی و سلامت هوسم بود... ولی شیوه ای می کند آن نرگس فتّان که مپرس گفتم از گوی فلک صورت حالی پرسم گفت آن می کشم اندر خم چوگان که مپرس گفتمش زلف به خونِ که ش تی؟ گفتا حافظ این قصّه دراز است، به قرآن که مپرس ...




منبع : http://zistafarin89.blogfa.com/post/494



دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس که چنان زوشدم بی سروسامان که مپرس!

درخواست حذف اطلاعات

دارم اززلف سیاهش گله چندان که مپرسکه چنان زوشده ام بی سروسامان که مپرس به امید وفا ترک دل ودین مکنادکه چنانم من از ین کرده پشیمان که مپرسبه یکی جرعه که آزار ش در پی نیستزحمتی میکشم از مردم نادان که مپرسزاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعلدل ودین میبرد از دست بد انسان که مپرسگفت وگوهاست دراین راه که جان بگدازدهر ی عربده ای این که مبین آن که مپرسپارسایی وسلامت هوسم بود ولیشیوه ای میکند آن نرگس فتان که مپرسگفتم از گوی فلک صورت حالی پرسمگفت آن میکشم اندر خم چوگان که مپرسگفتمش زلف به خون که ش تی گفتاحافظ این قصه دراز ست به قران که مپرسحافظ ...




منبع : http://tanhaei57.blogsky.com/1396/09/24/post-124/دارم-از-زلف-سیاهش-گله-چندان-که-مپرس-که-چنان-زوشدم-بی-سروسامان-که-مپرس-



رنج هایی کشیده ام که مپرس

درخواست حذف اطلاعات

درد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری چشیده ام که مپرس گشته ام در جهان و آ کار دلبری برگزیده ام که مپرس آن چنان در هوای خاک درش می رود آب دیده ام که مپرس من به گوش خود از دهانش دوش سخنانی شنیده ام که مپرس سوی من لب چه می گزی که مگوی لب لعلی گزیده ام که مپرس بی تو در کلبه گ خویش رنج هایی کشیده ام که مپرس همچو حافظ غریب در ره عشق به مقامی رسیده ام که مپرس ...




منبع : http://bahoshha6.blogfa.com/post/1



که مپـُرس - شاه نعمت اله ولی

درخواست حذف اطلاعات

که مپـُرس گرم وسردی کشیده ام که مپرس هم بمردی رسیده ام که مپرس زین چنین جام می که می نوشی درد دردی چشیده ام که مپرس این چنین مست ولا ابالی بار از جهانی رسیده ام که مپرس سخنی نگفتم از زبان حبیب هم بگوشی شنیده ام که مپرس گل این گلستان سلطانی هم بدستی بچیده ام که مپرس گوهری را فروختم به بها جوهری یده ام که مپرس از مه روی روشن سید آفت بدیده ام که مپرس ...




منبع : http://navaff.blogfa.com/post/146



حافظ

درخواست حذف اطلاعات

درد عشقی کشیده‌ام که مپرسزهر هجری چشیده‌ام که مپرسگشته‌ام در جهان و آ کاردلبری برگزیده‌ام که مپرس حافظ ...




منبع : http://akhlaghius.persianblog.ir/post/20



06- خسته ام

درخواست حذف اطلاعات

از زندگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خسته امدلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماهامشب دگر ز هر که و هر کار خسته امدل خسته سوی خانه تن خسته می کشمکزین حصار دل آزار خسته امبیزارم از خموشی تقویم روی میزوز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته اماز او که گفت یار تو هستم ولی نبوداز خود که بی شکیبم و بی یار خسته امتنها و دل گرفته و بیزار و بی امیداز حال من مپرس که بسيار خسته املبریزمار حرفهایی که فقط گفته می شوند تا شاید باری از دل بردارند.حرفهایی که دیگران رو دل تنگ می کنه و دلم رو خالیدلگیرماز خودم و دلگیر از تو از یک نواختی این به ظاهر زندگی از روزهای نویی که اومدن و اومدنشون هیچ انگیزه ای برای زیستن برایم عیدی نیاوردبگزار تهی شوم از این همه دلگیری از اسمان ابری بهاری با من بگو یا از رفتن زمستان بگو ار ستاره ها از ماه فرقی نمی کنه فقط با من حرف بزندلنوشته هام بهانه ای بیش نبود....فقط باورم ...




منبع : http://mirezadeh.blogfa.com/post/7



زلف سیاه

درخواست حذف اطلاعات

بسمه العزیز دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس.. ...




منبع : http://arame-janam.blog.ir/1396/05/04/زلف-سیاه



حافظ...بی تو در کلبه گ خویش رنج هایی کشیده ام که مپرس

درخواست حذف اطلاعات

درد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری چشیده ام که مپرسگشته ام در جهان و آ کار دلبری برگزیده ام که مپرسآن چنان در هوای خاک درش می رود آب دیده ام که مپرسمن به گوش خود از دهانش دوش سخنانی شنیده ام که مپرسسوی من لب چه می گزی که مگوی لب لعلی گزیده ام که مپرسبی تو در کلبه گ خویش رنج هایی کشیده ام که مپرسهمچو حافظ غریب در ره عشق به مقامی رسیده ام که مپرس ...




منبع : http://ozra-mojibi.blogfa.com/post-4316.aspx



مپرس از من که در دام بلایم (علی قیصری)

درخواست حذف اطلاعات

مپرس از من کــــه در دام بلایم به درد و خنده ی غــــم مبتلایم ی غیر از خدایم هیچ نشنید صدای گــــــریه را در های هایم ...




منبع : http://asalpoem.persianblog.ir/post/116



مدرکی برگزیده ام که مپرس

درخواست حذف اطلاعات

رنجهایی کشیده ام که مپرس درسهایی شنیده ام که مپرس رفته ام در کلاس و آ ِ کار مدرکی برگزیده ام که مپرس آنقدربهر اخذ آن مدرک رفته آب از دو دیده ام که مپرس بردرِ کوزه ای نهادم آن آب آن را چشیده ام که مپرس آنقدر از کلاس و ، درس و نمره رمیده ام که مپرس از برای گرفتن شغلی به مکانی دویده ام که مپرس همچومهدی ، میان بیکاران به مقامی رسیده ام که مپرس ...




منبع : http://mashsekineh.blogfa.com/post-32.aspx



ه نی با حافظ

درخواست حذف اطلاعات

سروده ای تلفیقی با غزلِ (مپرسِ) لسان الغیب حافظ بمناسبت بزرگداشت این شاعر والا مقام ⚘⚘ یک شبی خواب عشق می دیدم غم زِ گ ارِ عشق می چیدم سالها در فِراقِ یک دلبر خشک می شد نهالِ امیدم دردِ عشقی کشیده ام که مپرس زهرِ هجری چشیده ام که مپرس همچو آهو دوان دوان رفتم چون پرستو به آسمان رفتم یا برایِ زیارت لیلا همچو مجنونِ خسته جان رفتم گشته ام در جهان و آ کار دلبری برگزیده ام که مپرس یار آمد ، کنارِ ما بنشست پایِ دل را به زلفِ خود می بست دو سه روزی به رویِ بامم بود پرکشید و به آسمان پیوست آنچنان در هوایِ خاک دَرش می رود آبِ دیده ام که مپرس دیده هایم دوباره گریان شد دل در آغوشِ شعله مهمان شد سوخت این دل چو شمعِ بی پروا بغض کرد و دوباره ویران شد من به گوش خود از دهانش دوش سخنانی شنیده ام که مپرس دلِ عاشق خدا خدا می کرد بهرِ آن بی وفا دعا می کرد نیست آگه زِ ح ...




منبع : http://sepehrshear.blog.ir/1397/07/23/همنشینی-با-حافظ



ه نی با حافظ

درخواست حذف اطلاعات

سروده ای تلفیقی با غزلِ (مپرسِ) لسان الغیب حافظ بمناسبت بزرگداشت این شاعر والا مقام ⚘⚘ یک شبی خواب عشق می دیدم غم زِ گ ارِ عشق می چیدم سالها در فِراقِ یک دلبر خشک می شد نهالِ امیدم دردِ عشقی کشیده ام که مپرس زهرِ هجری چشیده ام که مپرس همچو آهو دوان دوان رفتم چون پرستو به آسمان رفتم یا برایِ زیارت لیلا همچو مجنونِ خسته جان رفتم گشته ام در جهان و آ کار دلبری برگزیده ام که مپرس یار آمد ، کنارِ ما بنشست پایِ دل را به زلفِ خود می بست دو سه روزی به رویِ بامم بود پرکشید و به آسمان پیوست آنچنان در هوایِ خاک دَرش می رود آبِ دیده ام که مپرس دیده هایم دوباره گریان شد دل در آغوشِ شعله مهمان شد سوخت این دل چو شمعِ بی پروا بغض کرد و دوباره ویران شد من به گوش خود از دهانش دوش سخنانی شنیده ام که مپرس دلِ عاشق خدا خدا می کرد بهرِ آن بی وفا دعا می کرد نیست آگه زِ ح ...




منبع : http://sepehrshear.blog.ir/1397/07/23/همنشینی-با-حافظ



ه نی با حافظ

درخواست حذف اطلاعات

سروده ای تلفیقی با غزلِ (مپرسِ) لسان الغیب حافظ بمناسبت بزرگداشت این شاعر والا مقام ⚘⚘ یک شبی خواب عشق می دیدم غم زِ گ ارِ عشق می چیدم سالها در فِراقِ یک دلبر خشک می شد نهالِ امیدم دردِ عشقی کشیده ام که مپرس زهرِ هجری چشیده ام که مپرس همچو آهو دوان دوان رفتم چون پرستو به آسمان رفتم یا برایِ زیارت لیلا همچو مجنونِ خسته جان رفتم گشته ام در جهان و آ کار دلبری برگزیده ام که مپرس یار آمد ، کنارِ ما بنشست پایِ دل را به زلفِ خود می بست دو سه روزی به رویِ بامم بود پرکشید و به آسمان پیوست آنچنان در هوایِ خاک دَرش می رود آبِ دیده ام که مپرس دیده هایم دوباره گریان شد دل در آغوشِ شعله مهمان شد سوخت این دل چو شمعِ بی پروا بغض کرد و دوباره ویران شد من به گوش خود از دهانش دوش سخنانی شنیده ام که مپرس دلِ عاشق خدا خدا می کرد بهرِ آن بی وفا دعا می کرد نیست آگه زِ ح ...




منبع : http://sepehrshear.blog.ir/1397/07/23/همنشینی-با-حافظ



دل به نازت بسته ام بازم مپرس ( شاهرخ )

درخواست حذف اطلاعات

دل به نازت بسته ام بازم مپرس آه غمنا ت دلم بازم مپرس تو که میدانی عاشق روی توأمدل آزارم مکن از خمِ ابرو مپرس دل بدریا داده ام تا بینم آن روی ترا اینهمه از رنج دریا و امواجش مپرس روزگاران را ببادت میدهم تا یابم آن کوی ترا گر باد طوفانزا برَد جان مرا ، جانم مپرس شاهرخ 94/03/20 ساعت2:20 بامداد ...




منبع : http://loveclass1.blogfa.com/post/26



رنج هایی کشیده ام که مپرس

درخواست حذف اطلاعات

رد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری چشیده ام که مپرس گشته ام در جهان و آ کار دلبری برگزیده ام که مپرس آن چنان در هوای خاک درش می رود آب دیده ام که مپرس من به گوش خود از دهانش دوش سخنانی شنیده ام که مپرس سوی من لب چه می گزی که مگوی لب لعلی گزیده ام که مپرس بی تو در کلبه گ خویش رنج هایی کشیده ام که مپرس همچو حافظ غریب در ره عشقبه مقامی رسیده ام که مپرس ...




منبع : http://mube.blogfa.com/post/346



به یاد حافظ

درخواست حذف اطلاعات

درد عشقی کشید ه ام که مپرس زهر هجری کشیده ام که مپرسگشته ام در جهان و ا کار دلبری برگزیده ام که مپرسبی تو در کلبه گ خویش رنج هایی کشیده ام که مپرسهمچو حافظ غریب در ره عشق به مقامی رسیده ام که مپرس ...




منبع : http://paradokx.blogfa.com/post-163.aspx



حال مرا حافظ و فالش اینگونه حکایت مى کنند

درخواست حذف اطلاعات

و حافظ و فالش حال مرا اینگونه حکایت مى کنند...: درد عشقى کشیده ام که مپرس زهر هجرى چشیده ام که مپرس گشته ام در جهان و آ کار دلبرى برگزیده ام که مپرس . پ.ن١: طلبیده واژه ى زیباتریست... پ.ن٢: وقتى دوباره ح خوب مى شود! همان حالى که مدتها منتظرش بودى برمى گردد! . ٤مهر٩٦ فرداست!... ...




منبع : http://kabehyekhiyal.blog.ir/1396/07/04/حال-مرا-حافظ-و-فالش-اینگونه-حکایت-مى-کنند



خسته ام ...

درخواست حذف اطلاعات

پرسیده ای چگونه ام ای یار ، خسته امبسيار ناشکیبم  و  بسيار خسته اماقرار می کنم که دراین شهر ناگزیراز هرچه در گریز به انکار خسته امدر زل زدن به چشم پریزاد قصه هابا چشمهای هیز شرربار خسته امدر ملتقای فصل جنون خیز عاشقیاز هرچه ه غافل و هشیار خسته اماز هر که رنگ می کند و رنگ می شودوز هرچه غایب است و پدیدار خسته اماز نابکار مفتی مفلوک مفتخواروز رند نانجیب ریاکار خسته امعمری به اختیار دل مانده در غباردر زیر بار سنگی ادبار خسته امشاید که مرگ فرصت آرامشی دهدیکدم مرا کز این همه تکرار خسته ام. ...




منبع : http://soleyeavazblogfaco.ParsiBlog.com/Posts/467/خسته ام .../



خسته ام ...

درخواست حذف اطلاعات

پرسیده ای چگونه ام ای یار ، خسته امبسيار ناشکیبم  و  بسيار خسته اماقرار می کنم که دراین شهر ناگزیراز هرچه در گریز به انکار خسته امدر زل زدن به چشم پریزاد قصه هابا چشمهای هیز خطاکار خسته امدر ملتقای فصل جنون خیز عاشقیاز هرچه ه غافل و هشیار خسته اماز هر که رنگ می کند و رنگ می شودوز هرچه غایب است و پدیدار خسته اماز نابکار مفتی مفلوک مفتخواروز رند نانجیب ریاکار خسته امعمری به اختیار دل مانده در غباردر زیر بار سنگی ادبار خسته امشاید که مرگ فرصت آرامشی دهدیکدم مرا کز این همه تکرار خسته ام. ...




منبع : http://soleyeavazblogfaco.ParsiBlog.com/Posts/467/خسته ام .../



دگر مپرس

درخواست حذف اطلاعات

خوش داشتند ... ! زان کربلای غــزّه ی پرخون دگـــر مپرس! بر دل توان نــدارم و از من نظـر مپرس! گلْ زخم هــای صـورت ِ طفلان ِ تشنـــه لب می داد واضح از ستــم ِ دون خبر، مپرس! شنگرف ِخون ز چشمه ی قاف ِ غم آشناست در روز روشن ح ِ کـوه و کمر مپرس! آن که بی تفاوت ازین ماجرا گذشت از او دگـــر حکایت ِ خیــــرالبشر مپــرس! خــــوش داشتند حـرمت ِ مـاه ِ حــرام را !! این فصل را گــذر تو همی بیشتر مپرس! قومی در آرزوی ظفر دست بــر دعاست قومی برای حادثه چون لال و کر ، مپرس! حزن و فغان گــــرفته دل ِ داغ دیـــدگـــان امّـا بـجز حـماسه و غیــرت خبر مپرس! دیدی اگــر که خارْدلی گـرم ِ صحبت است از لالـــه های احمر و خونین ْجگر مپرس! دادا ز سیل ِ زخم زبـــان ِ سیــــــــه دلان راز ِ بقا ز خـــامد ِ بــی دادگـــــر مپرس! 30/10/1387 ...




منبع : http://dadabilverdi.blogfa.com/post-229.aspx



مپرس

درخواست حذف اطلاعات

از صــــدای سخـــن عشـــق ندیدم خـــوشتــــر (استقبال از مصرع حضرت حافظ) دلِ عاشق ،شــده شیدایِ انی که مپــــرس گفتگــــو کـــــردم و گفتــــم سخنــــانی از دل پر کشیدم به کمینــــگاه ـــانی که مپــــرس این حوادث ، که میان مـــــن و او میــــــگذرد گفتمـــانیست میـــان دو جهـــانی که مپـــرس مــــن و اوضــــاع زمــانه به فــرازو به فــــرود او چـو آرامش مهتـــاب و چنــانی که مپــــرس زلـــــزله بودم و از پای نشستـــــم اکنـــــون شده ام مانده به جـــا ساختمـــانی که مپـــرس شــب و حیـرانی و امـــواج وتلاطــــم بگذشت مانده اکنــون پس از آن نام و نشانی که مپرس از سفــــــر گفت و زِ غــــربت و همه فاصله ها گفتــــم از حســـــرت دیدار و غمانی که مپرس تــــا نیــــایــــد و نبینـــــــم ،نبــــــود آرامـــــش می شــــوم با رخ او همـــچو جوانی که مپرس خـــواب بـــودم و بـــه رویـا به حضـــــورم ...




منبع : http://deemeh.blogfa.com/post/366/مپرس



من از بازوی خوددارم بسی شکرکه زور مردم ازاری ندارم

درخواست حذف اطلاعات

دارم از زلف  سیاهش گله  چندان  که  مپرسکه چنان زوشدهام بی سروسامان که مپرس   به  امید  وفا  ترک  دل  و  دین   مکنادکه چنانم من از این کرده  پشیمان که مپرس ...




منبع : http://wwwmixashegane.ParsiBlog.com/Posts/1/من از بازوي خوددارم بسي شکرکه زور مردم ازاري ندارم/



مناجات خسته شدگان

درخواست حذف اطلاعات

یا رسول الله خسته شدم یا المؤمنین خسته شدم یا سیدة نساءالعالمین خسته شدم یا حسن جان خسته شدم یا اباعبدالله خسته شدم یا عباس خسته شدم یا عالمة غیر معلمة یازینب خسته شدم یا زین العباد خسته شدم یا باقرالعلوم خسته شدم یا شیخ الائمه خسته شدم یا مولانا یا موسی بن جعفر خسته شدم یا سلطان خسته شدم یا جواد بن الرضا خسته شدم یا هادی الضالّین خسته شدم یا حسن جان خسته شدم یا یوسف ا هرا یا بقیة الله خسته شدم آخدا؛ آیا این ها کافی نیست برای کمک به یک خسته و ناامید از عالم و آدم؟ :((((((((((( ...




منبع : http://hajhasan.blog.ir/1396/05/06/مناجات-خسته-شدگان