بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

طبقاتِ زندگیِ من

آخرین پست های وبلاگ طبقاتِ زندگیِ من به صورت خودکار از بلاگ طبقاتِ زندگیِ من دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



تنها بودن بهتر از با هر ی بودنه

درخواست حذف اطلاعات

تنها دوست صمیمی,7سال رفاقت,سیگاری,دروغ گو(در حد چوپان دروغگو),دارای دوستانی سیگاری,خالی بند,در بعضی جهات با معرفت,ادعا و چندین مورد دیگه.

معایب بیشتر از محاسن اش هست,شما بودید با اینکه دوستای زیاد دیگه ای ندارید,باز هم دوستی تون رو با این فرد نگه می داشتید.

پدر من سیگاریه,برادرم هم یا وجود انکار های فراوان سیگاریه,ولی من بیشترین تنفری که از یه چیز می تونم داشته باشم سیگارِ و از طرف دیگه حس بویایی من خیلی خیلی قویه(در این حد که شما تصمیم بگیرید سیگارتون رو عوض کنید و دوساعت قبل اینکه من ببینمتون سیگار بکشید,وقتی من ببینمتون نه تنها می فهمم سیگار کشیدید بلکه می فهمم سیگارتون رو هم عوض کردید(همون قضیه مار از پونه بدش میاد بعد بویایی اش خیلی قوی می شه هی بوی پونه می شنوفه:/ )).

با این اوصاف و سایر معایب موجود(این معایب موجود بسیار اند ولی دیگه گفتن نداشت),آیا من باید صرفا به خاطر اینکه تنها دوست صمیمی ام هست و رفاقت چند ساله داریم, بازهم رفیق صمیمی ام نگه دارم؟

جواب قطعا نه.

پس خدانگه دار ک*** جان زنگ نزدم بدون تقصیر خودته,از این به بعد در حد سالی 2-3بار در خدمتتم و دگر هیچ.

+اهان یه چیزی هم بگم,الان می پرسید توکه اینقدر از سیگار بدت میاد پس با پدر و برادرت چی می کنی؟باید بگم که برادرم که اصلا جرات نداره جلوی من که هیچی,حتی نمی خواد من بفهمم و انکار می کنه,می مونه پدر,که به علت فرا لجباز بودن من :دی بنده خدا می ره در منتهی الیه پشت بوم سیگارش رو می کشه,همین منتهی الیه پشت بومم بوی سیگار بیاد من صدام در میاد.

همین دوستم رو هم وقتی سال سوم باهم قهر کردیم و رفت با س*** دوست شد و همین یارو هم سیگاریش کرد,سعی جلوش رو بگیرم,خودش نخواست.

++ یه اهنگ بی ربط با موضوع هم گوش کنیم؟:

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.


دریافت

+++راستی هم دیدما ولی روم نمی شه بیام بذارم:)ایشالله د د می ریزم تو بازار:).

++++چه عنوان خفنی شد(الکی مثلا من از این وبلاگ هام که متنِ سنگین می ذارند:)) )




منبع : http://zaqolo.blog.ir/1397/08/09/تنها-بودن-بهتر-از-با-هر-کسی-بودن




شب بود

درخواست حذف اطلاعات

یه جایی توی فارست گامپ,فارست شروع میکنه به دویدن,الان دلم میخواد منم بدوم.خسته شدم دیگه.


متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="autostart" value="false">


دریافت






منبع : http://zaqolo.blog.ir/1397/08/11/شب-بود




وی گل ها را بسیار دوست می داشت^^

درخواست حذف اطلاعات

فکر کنید بزرگ ترین آرزوی یه نفر اسم اش مزرعه باشه,بعد اونوقت از دار و درخت و گل وگیاه خوش اش نیاد:),در نتیجه اومدم نشونتون بدم چه گل های خفنی دارم:).


به جز این هام 6تا با یه گلدون بزرگ و یه گلدون شیشه ای هم هست که دیگه حسش نبود همه رو ع بگیرم.اگر هم الآن براتون سواله چرا کنار من حیاطه,باید بگم که من به جز وقتایی که می خوام بخوابم , بقیه ی روز در خفن ترین انبارِ تاریخ :دی می زی ام(وی دچار درونگرایی شدید بود:| ).می دونم هم پنجره هام کثیف اند,الآن راه نیفتید بگید چه پنجره های کثیفی داری;).


+یک ونیم نکته هم بگم,به کامنت هایی که براتون گذاشته می شه توجه کنید,مثلا یه وقت من براتون بنویسم "من یه دایناسورم" خب مشخصه من دایناسور نیستم!پس حتما یه منظور دیگه ای داشتم.و اینکه من از قبل یه آشنایی مختصری با بیان داشتم و به خاطر همین خیلی ها رو با وجود اینکه شاید اصلا چند ماهه پست نذاشتند دنبال , و نظرم هم این بود هر وبی میرم دنبال کنم و حتی برای بیشتر متن ها کامنت بزارم ولی این چند روز فهمیدم نه تنها ی ری وب ها ارزش کامنت گذاشتند ندارند بلکه حتی ارزش دنبال هم ندارند,خلاصه همه رو از این به بعد به طور کاملا فله ای :دی دنبال نمی کنم.این متن هم به طور کلی ه و اصلا شخص خاصی مدنظرم نیست:|.

++بخش پیوندها رو هم امروز راه می اندازم.

+++الآن مشخصه پاورقی ها بیشتر اهمیت دارند.:)

++++یه سری هارم نصفه شبی از خواب پاشدم ریختم تو بازار,ولی هنوز باز دوتا دیگه مونده .:/




منبع : http://zaqolo.blog.ir/1397/08/11/وی-گل-ها-را-بسیار-دوست-داشت




من بدم

درخواست حذف اطلاعات

هیچ وقت قدر خودم رو ندونستم,امشب این رو خیلی بیشتر فهمیدم.

این سوال و حرفم به خاطر این نیست بگم وای من چه قدر خفنم و این داستان ها,نه من به طور فاحعه باری کم حرف و درونگرام,درحدی که جمله هام توی یه روز,اتفاق خاصی نیفته 20جمله هم نمیگم.

حالا اگه ازتون خیلی تعریف کنند,از چیزهایی هم که خودتون فکر می کنید خیلی خاص نیست,ولی بقیه خیلی تعریف میکنند باید در جواب این تعریف ها چی گفت,یه جایی دیگه شروع میکنم به انکار که نه من فلان نیستم.

چه قدر بدم میاد از این بی اعتماد به نفسیم و افتضاح بودن روابط اجتماعی ام.

امشب بعد از یه جشن و مهمونی باید خوشحال باشم,ولی به جاش دارم فکر میکنم چه قدر می تونستم بهتر باشم,چرا این قدر وقت تلف .

نمیدونم

+اهنگش جالبه,و البته احتمالا خیلیا خوشتون نیاد,ولی خوبه


متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="autostart" value="false">

دریافت





منبع : http://zaqolo.blog.ir/1397/08/12/من-بدم




مسئولیت پذیر باشیم

درخواست حذف اطلاعات

خوب نبودیم,معلوم نبود چی جوری می خوایم حمله کنیم,دیگه که اعتراض به داور و عصبانی شدن نداره,باختید فدا سرتون.

من که بازی بعدی رو نمی بینم ولی ایشالله ببریم و قهرمان بشیم.




منبع : http://zaqolo.blog.ir/1397/08/12/مسیولیت-پذیر-باشیم




mother! 2017

درخواست حذف اطلاعات

خب یه ای هست هم چرت و هم خوب.

روند به طور دقیق اینجوریه:

فکر می کنی یه ِ مثل بقیه ی ها,شروع گیجی,افزایش گیجی به 10%,افزایش گیجی به 30%,افزایش گیجی به 50%,فکر می کنی فهمیدی و گیجی رو به 20% کاهش دادی ولی زهی خیال باطل افزایش گیجی به 70%,رسیدن به 100%گیجی,بازهم فکر می کنی داستان رو فهمیدی و گیجی ات شده 50% ولی خبر نداری در تباهی کامل به سر می بری و با همون 100% گیجی ادامه می دی,پایان و کاهش گیجی به 50%,خوندن یه نقد درباره ی رسیدن گیجی به 0%.

به طور کاملا دقیق روند همینه.

حالا قبل اینا هنر یعنی چی؟ ینی فروش احساسات,شما میری کمدی می بینی که بخندی,میری ترسناک می بینی که بترسی,میری آهنگ غمگین گوش میدی که غمگین تر شی گریه ات بگیره آروم شی,میری آهنگ شاد گوش میدی که شاد شی و...

شما پول میدی که یه احساس رو بگیری,به خاطر همین بازی با احساس یا فروش احساس,هنرمند ها محبوب و مشهور اند.در مورد شما معمولا می بینی سرت گرم شه,خب چیزی که مشخصه شما با دیدن این سرتون گرم نمی شه.بلکه حوصله تون سر می ره و حتی خیلی ها تا آ هم نمی تونند مقاومت کنند وسط ول می کنند میرند.

حالا اگه می بینید برای سرگرمی,اگه آ ای حجم نتتونه,اگر وقت ندارید زیاد ببینید,اگه می خواید ببینیدش که بترسید,اگه فکر می کنید ربطی به مادر داره,نبینید رو چون خوشتون نمیاد,در غیر ح های بالا و البته خود روشنفکر پندار,خود خفن پندار,خود باز خفن پندار و البته علاقه مند به این دسته از ها,ببینیدش.

|لینک |




منبع : http://zaqolo.blog.ir/1397/08/13/mother-2017




خود تنبیهی

درخواست حذف اطلاعات
در جهت تنبیه خود,در چند لحظه ی آینده گوشی رو خاموش می کنم و نمیدونم دوباره کی روشن اش می کنم,خلاصه نیستم,مراقب خودتون باشید:)



منبع : http://zaqolo.blog.ir/1397/08/14/خود-تنبیهی




وی جنبه نداشت!

درخواست حذف اطلاعات

خب دیدید تو پست قبل گفتم دیگه نمی رم سمت گوشی,دو ساعت بعدش روشنش :|

به خاطر همین و البته اینکه کنکور دارم امسال,تصمیم گرفتم که گوشی نازنینم رو که ثبت نام کنکور,انتخاب رشته, ثبت نام و حتی اسکن مدارک برای ثبت نام اینترنتی ,رو بفروشم.

پس الان تنها بحث باقی مونده وبلاگه,که بعد از فکر به این نتیجه رسیدم که به جای پاک ,هر چند وقت با پیامک پست بزارم و خب چون عذاب وجدان می گرفتم شما میاید وب من و من نمی تونم بیام وب شما,تصمیم بر این شد که کامنتای وبلاگ رو ببندم:/تا یه بخشیش جبران شه که نتونید کامنت بزارید :دی

بعدم اینکه ع طفولیتم رو هم می زارم یادگاری بمونه,پشیمون شدم نمیزارم:/

+یه اهنگ گوش کنیم

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.


دریافت

یکی دیگم بی ربط با قبلی گوش کنیم

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.


دریافت

یکی دیگم گوش کنیم دیگه تموم:/

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.


دریافت

همین دیگه مراقب خودتون باشید,البته تا فردا که گوشی رو بزارم مغازه یه نفر هست دستم.

خ ظ.:)




منبع : http://zaqolo.blog.ir/1397/08/14/وی-جنبه-نداشت




خواب های جنگی

درخواست حذف اطلاعات

توی بخش اول داشتم با یه تعداد زیادی ادم که اکثرا زن بودند فرار می کردیم,یه جایی رو پیدا کردیم تا پناه بگیریم,ولی قفل نداشتیم یه چیزی شبیه در توی اونجا رو قفل کنیم.

توی بخش دوم جنگ شد,یه سری آدم دیگه هم اومدن کمک ما,بعد دشمن هامون یه بمب آتش زا مانند زدند,خیلی هارو کشتند,من با یه تعدادی دیگه زنده موندیم.

بخش سوم رفتیم دنبال چند نفر که فکر میکردیم زند ه ان تو مقر دشمن,همینجوری داشتیم ول می چرخیدیم تو محل(یه جاهاش هم حتی ربط به کنکور داشت)(اخه شبیه خونه بود)دشمن یهو یادم نیست چی شد,شدیم دو نفر(دو نفر که شدیم هی برمیخوردیم به جاهایی که ربط به کنکور داشت:/),بعد توی این سَرَک کشی ها یکی فهمید ما اونجائیم و افتاد دنبالمون(اسمش olho اینا بود شبیه آدم هم نبود)(از اینجا به بعد توی راه پله های خودمون بودیم:/)و ما دوتا فرار کردیم به سمت بالا پشت بوم,من طی یک جهش خیلی خفن اومدم بپرم روی پشت بوم بغلی,ولی نتوتستم پام افتاد ش ت:/،ولی چون من صاب خواب بودم,رفتم تو نفر دوم بعد اون یارو روهول دادم سرش خورد به یه جایی و تا اومدیم فرار کنیم...

از خواب پ .مشکل این بود وقتی از خواب پ ,داشتند اذان می گفتند و تنها چیزی که من حس ,ماه رمضون,قدیمی ترین خاطره ام,مرغ,برنج و سبزی خوردن بود,مزه ی مرغ رو هنوز هم یادم هست.

چرا من اینقدر خواب جنگ می بینم,با هم حتی جنگیدم:|,خیلی هم واقعی بود,ا ش هم برنده شدم.اکثرا هم قبل اذانه.

از فردا کاغذ میزارم بالا سرم,یادم بمونه بنویسمشون.




منبع : http://zaqolo.blog.ir/1397/08/17/جنگ-های-خوابی




ارث مادری

درخواست حذف اطلاعات

توی یه ماه گذشته فکر نکنم شبی بوده باشه من تا صبح خو ده باشم,دیگه کم کم اش یه بار رو پامی شم,الانم از ساعت یک بیدارم,حتی خوابم هم نمیاد:/

من چراغ اتاق بغلی روشن شه ازخواب پا می شم:'( ,الان هم این برادرم سر صدا کرد پاشدم,باید یه گوشگیر و چشم بند بگیرم برای خودم,اینجوری تلف میشم.

+عنوان به این جهته که مادرم هم خوابش خیلی سبک بود,ولی من دیگه فاجعه علیه بشریتم,عوضش پدر و برادرم بیاد خونه رو خالی کنه اینا نمیفهمند:/





منبع : http://zaqolo.blog.ir/1397/08/18/ارث-مادری