بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

کارگروه ادبی وکیل الشعرای شیرین سخن

آخرین پست های وبلاگ کارگروه ادبی وکیل الشعرای شیرین سخن به صورت خودکار از بلاگ کارگروه ادبی وکیل الشعرای شیرین سخن دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



آب آمد و از سر دریا گذشت - سیدعلی صالحی

درخواست حذف اطلاعات

چه بوی خوشی می دهد این جامه ی قدیمی

این پیراهن بنفش

این همه پروانه ی قشنگ در قاب نامه ها

این چند حبه ی قند در کُنج روسری

قاب ع ی کهنه بر رَف گِل اندود بی آینه

و جستجوی خط و خبری خاموش در ورق های بی نشان

که گمان کرده بودم باد آن همه را با خود برده است

دیدی، دیدی

شبی در حرف و حدیث مبهم بی فردا گُمت

دیدی

در آن دقایق دیر باور پُر گریه گُمت

دیدی

آب آمد و از سر دریا گذشت و تو نیامدی




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/26/آب آمد و از سر دريا گذشت - سیدعلی صالحی




آب آمد و از سر دریا گذشت - سیدعلی صالحی

درخواست حذف اطلاعات

چه بوی خوشی می دهد این جامه ی قدیمی

این پیراهن بنفش

این همه پروانه ی قشنگ در قاب نامه ها

این چند حبه ی قند در کُنج روسری

قاب ع ی کهنه بر رَف گِل اندود بی آینه

و جستجوی خط و خبری خاموش در ورق های بی نشان

که گمان کرده بودم باد آن همه را با خود برده است

دیدی، دیدی

شبی در حرف و حدیث مبهم بی فردا گُمت

دیدی

در آن دقایق دیر باور پُر گریه گُمت

دیدی

آب آمد و از سر دریا گذشت و تو نیامدی




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/26/آب آمد و از سر دريا گذشت - سیدعلی صالحی




سخنان بتهوون

درخواست حذف اطلاعات
همواره تقوی را به ک ن خود توصیه کنید تنها تقوی عامل خوشبختی است نه پول.بتهوون ای انسان! خود به یاری خود برخیز! بتهوون بیشتر از هنرم به دانش خود مدیونم که نگذاشت با خودکشی به زندگی ام خاتمه دهم.بتهوون بهترین لحظات زندگی من لحظاتی بود که در خواب گذراندم. بتهوون من برای شادمانی به دنیا نیامده ام، آمده ام تا کارهای بزرگ انجام بدهم. بتهوون موسیقی مانند کشوری است که روح من در آن حرکت می کند. در آنجا هر چیز، گلهای زیبا می دهد و هیچ علف هرزه ای در آن نمی روید. اما تعداد کمی از افراد می فهمند که در هر قطعه از موسیقی چه شوری نهفته است. بتهوون هرگاه آسایش، درازمدت و بی دلیل باشد، به تنبلی می گراید.بتهوون من برای شادمانی به دنیا نیامده ام، من آمده ام تا کارهای بزرگ انجام بدهم. بتهوون موسیقی از فکر تراوش می کند و در قلب می نشیند. بتهوون من می خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم، او نمی تواند سر مرا در برابر زندگی خم کند.بتهوون هنر من باید برای سعادت بیچارگان اختصاص یابد. بتهوون من جز خوبی نشان دیگری که نمودار برتری باشد، نمی شناسم. بتهوون تکامل باید هدف ابت همه ی هنرمندان حقیقی باشد. بتهوون نمی دانم چه رازی بین هنرمندان حقیقی وجود دارد که هیچ کدام به دنیا روی خوش نشان نمی دهند. بتهوون هنر و دانش، برگزیده ترین و بزرگوارترین انسانها را به هم می پیوندد. بتهوون هنر هم مانند زندگی فقط و پیشرفت است. بتهوون برای درمان بدبختی و دردهای بشر، دوایی بهتر از موسیقی وجود ندارد. بتهوون در جهان، چیزی برتر از محبت نمی بینم. بتهوون اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش؛ زیرا آن شادی که ما به دیگران می دهیم به خود ما بر می گردد. بتهوون زیانی که از بیان حقی متوجه من گردد به مراتب مرا گوارا و دلپذیرتر است تا آنکه پنهان مطلبی، ضرری به حقی برساند. بتهوون beethoven.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/27/سخنان-بتهوون




سخنان بتهوون

درخواست حذف اطلاعات
همواره تقوی را به ک ن خود توصیه کنید تنها تقوی عامل خوشبختی است نه پول.بتهوون ای انسان! خود به یاری خود برخیز! بتهوون بیشتر از هنرم به دانش خود مدیونم که نگذاشت با خودکشی به زندگی ام خاتمه دهم.بتهوون بهترین لحظات زندگی من لحظاتی بود که در خواب گذراندم. بتهوون من برای شادمانی به دنیا نیامده ام، آمده ام تا کارهای بزرگ انجام بدهم. بتهوون موسیقی مانند کشوری است که روح من در آن حرکت می کند. در آنجا هر چیز، گلهای زیبا می دهد و هیچ علف هرزه ای در آن نمی روید. اما تعداد کمی از افراد می فهمند که در هر قطعه از موسیقی چه شوری نهفته است. بتهوون هرگاه آسایش، درازمدت و بی دلیل باشد، به تنبلی می گراید.بتهوون من برای شادمانی به دنیا نیامده ام، من آمده ام تا کارهای بزرگ انجام بدهم. بتهوون موسیقی از فکر تراوش می کند و در قلب می نشیند. بتهوون من می خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم، او نمی تواند سر مرا در برابر زندگی خم کند.بتهوون هنر من باید برای سعادت بیچارگان اختصاص یابد. بتهوون من جز خوبی نشان دیگری که نمودار برتری باشد، نمی شناسم. بتهوون تکامل باید هدف ابت همه ی هنرمندان حقیقی باشد. بتهوون نمی دانم چه رازی بین هنرمندان حقیقی وجود دارد که هیچ کدام به دنیا روی خوش نشان نمی دهند. بتهوون هنر و دانش، برگزیده ترین و بزرگوارترین انسانها را به هم می پیوندد. بتهوون هنر هم مانند زندگی فقط و پیشرفت است. بتهوون برای درمان بدبختی و دردهای بشر، دوایی بهتر از موسیقی وجود ندارد. بتهوون در جهان، چیزی برتر از محبت نمی بینم. بتهوون اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش؛ زیرا آن شادی که ما به دیگران می دهیم به خود ما بر می گردد. بتهوون زیانی که از بیان حقی متوجه من گردد به مراتب مرا گوارا و دلپذیرتر است تا آنکه پنهان مطلبی، ضرری به حقی برساند. بتهوون beethoven.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/27/سخنان-بتهوون




زبانت معمار است - ناشناس

درخواست حذف اطلاعات

زبانت معمار است و حرفهایت خشت خام

مبادا کج بچینی دیوار سخن که فرو

خواهد ریخت بنای شخصیتت




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/26/زبانت معمار است - ناشناس




هر از گاهی خودت را هرس کن - ناشناس

درخواست حذف اطلاعات

هر از گاهی

خودت را هَرَس کن

شاخه های اضافیت را بزن

پای تمام شاخه بریده هایت بایست

تمام سختی هایت ...

دردهایت ...

خاطرات بدت را ...

باغبانی کن

سبک کن فکرت را

از هرچه آزارت می دهد

خوبی های زندگیت را جمع کن

آدمهای بد زندگیت را کم کن

همه چیز خوب می شود...




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/26/هر از گاهی خودت را هرس کن - ناشناس




خوشبختی - نادر ابراهیمی

درخواست حذف اطلاعات

خوشبختی را نمی توان وام گرفت

خوشبختی را نمی توان برای لحظه ای نیز به عاریت خواست

خوشبختی را نمی توان ید

نمی توان ید

نمی توان تکدی کرد...

خوشبختی گمان می کنم تنها چیزی است در جهان که فقط

با دست های طاهر ی که به راستی خواهان آن است

ساخته می شود و از پی شه های طاهرانه




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/25/خوشبختی - نادر ابراهیمی




قاصدک هان چه خبر آوردی - مهدی اخوان ثالث

درخواست حذف اطلاعات

قاصدک هان چه خبر آوردی

از کجا وز که خبر آوردی

خوش خبر باشی اما

گرد بام و در من

بی ثمر می گردی

انتظار خبری نیست مرا

نه زیادی نه ز دیاری، باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با

برو آنجا که تو را منتظرند




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/25/قاصدک هان چه خبر آوردی - مهدی اخوان ثالث




ﺗﻮ خـدﺍ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ - سهراب سپهری

درخواست حذف اطلاعات

ﺎﻫﺎﻫ ﻪ ﺩﻟﻢ می گیرد

به خودم می گویم

در دیاری که پر از دیوار است

ﺑﻪ ﺠﺎ ﺑﺎﺪ ﺭﻓﺖ

ﺑﻪ ﻪ ﺑﺎﺪ ﻮﺳﺖ

ﺑﻪ ﻪ ﺑﺎﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ

ﺣﺲ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻮﺪ

ﺑﺸﻦ ﺩﻮﺍﺭ ﻪ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺩﺍﺭ

ﻪ ﺳﻮﺍﻟ ﺩﺍﺭ

ﺗﻮ خـدﺍ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ

ﺧـﺪﺍ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧر با توست




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/24/ﺗﻮ خـدﺍ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ - سهراب سپهری




ﺗﻮ خـدﺍ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ - سهراب سپهری

درخواست حذف اطلاعات

ﺎﻫﺎﻫ ﻪ ﺩﻟﻢ می گیرد

به خودم می گویم

در دیاری که پر از دیوار است

ﺑﻪ ﺠﺎ ﺑﺎﺪ ﺭﻓﺖ

ﺑﻪ ﻪ ﺑﺎﺪ ﻮﺳﺖ

ﺑﻪ ﻪ ﺑﺎﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ

ﺣﺲ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻮﺪ

ﺑﺸﻦ ﺩﻮﺍﺭ ﻪ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺩﺍﺭ

ﻪ ﺳﻮﺍﻟ ﺩﺍﺭ

ﺗﻮ خـدﺍ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ

ﺧـﺪﺍ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧر با توست




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/24/ﺗﻮ خـدﺍ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ - سهراب سپهری




آرام شده ام - رضا کاظمی

درخواست حذف اطلاعات

آرام شده ام

مثل درختی در پاییز

وقتی تمام برگ هایش را

باد برده باشد




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/24/آرام شده ام - رضا کاظمی




حریق خزان بود و تاراج باد - فریدون مشیری

درخواست حذف اطلاعات

من از جنگل شعله ها می گذشتم

همه هستی ام جنگلی شعله ور بود

که توفان بی رحم اندوه

به هر سو که می خواست می تاخت

می کوفت می زد به تاراج می برد

و جانی که چون برگ

می سوخت می ریخت می مرد

و جامی سزاوار نفرین که بر سنگ می خورد

شب از جنگل شعله ها می گذشت

حریق خزان بود و تاراج باد

من آهسته در دود شب رو نهفتم

و در گوش برگی که خاموش می سوخت گفتم

مسوز این چنین گرم در خود مسوز

مپیچ این چنین تلخ بر خود مپیچ

که گر دست بیداد تقدیر کور

تو را می دواند به دنبال باد

مرا می دواند به دنبال هیچ




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/25/حریق خزان بود و تاراج باد - فریدون مشیری




سخنان سوشیرو هوندا

درخواست حذف اطلاعات

بسیاری از افراد خوب موفقیت را میبینند. برای من موفقیت با تکرار خطا و درون بینی آن بدست می آید. سوشیرو هوندا

در حقیقت ، موفقیت حاصل یک درصد کار است که خود از 99 درصد خطا بدست آمده است. سوشیرو هوندا

soichiro_honda.jpg




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/24/سخنان-سوشیرو-هوندا




تنهایی نام دیگر پاییز است - رضا کاظمی

درخواست حذف اطلاعات

تنهایی

نام دیگر پاییز است

هر چه عمیق تر

برگ ریزان خاطره هایت بیشتر




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/24/تنهایی نام دیگر پاییز است - رضا کاظمی




زندگی نامه ی هوشنگ ابتهاج

درخواست حذف اطلاعات

هوشنگ ابتهاج سمیعی گیلانی متخلص به (( ه. الف سایه )) در ششم اسفند ماه سال ۱۳۰۶ در رشت متولد شد. او اولین فرزند فاطمه رفعت و میرزا آقا خان ابتهاج و یکی از چهار فرزند و تنها پسر خانواده بود ...

پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود.
هوشنگ ابتهاج شروع تحصیل و ادامه ی تحصیلات ابت و بخشی از تحصیلات دبیرستانی در مدارس عنصری ، قاآنی ، لقمان ، و شاهپور در شهر رشت و بعد برای کلاس پنجم متوسطه در دبیرستان تمدن تهران سپری کرد . در سال 1318 با موسیقی و سرودن شعر آشنا گردید . وی در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، شعری با اشاره به همان روابط عاشقانه اش با گالیا سرود.


در سال 1337 با خانم آلما مایکیال ازدواج کرد و حاصل این ازدواج چهار فرزند به نامهای یلدا (1338)، کیوان (1339)،آسیا (1340)، و کاوه (1341) می باشد .


ابتهاج مدتی به عنوان مدیر کل شرکت تی سیمان تهران به کار اشتغال داشت و از سال1350 تا 1356 س رست برنامه گل ها در رادیوی ایران، پس از کناره گیری داوود پیرنیا و پایه گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزل های او توسط خوانندگان ترانه اجرا شده است. در سال 1374 به ایالات متحده و شعرخوانی و سخنرانی درباره ی دیوان حافظ در ای برکلی ، لوس آنجلس ، دالاس ، نیویورک ، فیلادلفیا، سان دیه گو، سیاتل سفر کرد.



ابتهاج در آغاز ، همچون شهریار ، چندی کوشید تا به راه نیما برود اما نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساسا شاعری غزلسرا بود همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود دنبال کرد. برخی از دوستداران شعرش، او را در غزلسرایی بعد از حافظ بهترین غزلسرا می دانند.
«سایه» در غزل از حیث زبان به حافظ بسیار نزدیک شده است. غزلهاى عاشقانه‏ى او همراه با مضامین اجتماعى نهفته در آن، غزل وى را به بهترین غزلهاى معاصر بدل ساخته است.سایه در سال ۱۳۲۵ مجموعهٔ «نخستین نغمه ها» را، که شامل اشعاری به شیوهٔ کهن است، منتشر کرد. در این دوره هنوز با نیما یوشیج آشنا نشده بود.
«سراب» نخستین مجموعهٔ او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهار است با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی.
مجموعهٔ «سیاه مشق»، با آنکه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربرمی گیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزل های خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد و شهریار پیش گفتاری در مورد غزل دربار آن می نویسد.
سایه در مجموعه های بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با مردم همگام شد. مجموعهٔ «شبگیر» پاسخ گوی این شهٔ تازهٔ اوست که در این رابطه اشعار اجتماعی با ارزشی پدید می آورد.. مجموعه شبگیر و زمین نشان می دهد.مجموعهٔ «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازه ای در شعر معاصر گشود.



سایه صرفنظر از توجهی که به سخن اساتید شعر فارسی دارد و آثار آنان را در نوع خود به حد کمال می داند. به کار سایر شعرای معاصر نیز معتقد است ولی این اعتقاد از آنجاست که می گوید هر پدیده ای که در مسیر کمال باشد جالب است و چون هیچ اثری کامل نیست و مطلق وجود ندارد ، آنچه در مسیر تکامل گام بردارد قابل توجه است . به عقیده ابتهاج شعر امروز ناگزیر باید مبین احوال زمان و احساسات شاعر که تاثیر پذیر از پدیده های اجتماعی اوست باشد و تردید نیست بیان این احساسات و مفاهیم اگر در قالب اشعار گذشته ممکن باشد لااقل با همان ترکیبات و اشارات و واژه های مستعمل مقدور نیست.
در شعر سایه دو جنبه کاملاً متفاوت به چشم می خورد ، نیمی از سروده های وی را غزلیاتی که از احساساتی کاملاً شاعرانه سرشار است ، تشکیل می دهد و نیمی دیگر مجموعه ی اشعاری است که باصطلاح امروز در قالب نوین موزون ولی غیر مقفی سروده شده است. در حقیقت آثاری از ایشان که مبین احساسات درونی وی از تاثرات است مشخص و مربوط به پرواز شه شاعرانه او است در غزلها و دوبیتی های وی همه جا متجلی است ولی تاثراتی که از زندگی مردم و وضع اجتماعی وی سخن می گوید بیشتر در فرم جدید شعر امروز خود نمایی می کند. یوسفی معتقد است: در غزل فارسی معاصر ، شعر های سایه ( هوشنگ ابتهاج ) در شمار آثار خوب و خواندنی است . مضامین گیرا و دلکش ، تشبیهات و استعارات و صور خیال بدیع ، زبان روان و موزون و خوش ترکیب و هم آهنگ با غزل از ویژگی های شعر اوست و نیز رنگ اجتماعی ظریف آن یادآور شیوه دلپذیر حافظ است. وی در زمینه نو سرایی نیز طبع آزمایی کرده است آنچه از این قبیل سروده درون مایع و محتوای آنها تازه ابتکار آمیز است و چون فصاحت زبان و قوت بیان سایه با آن همگام شده ، ترکیب این دو کیفیت با هم نتیجه مطلوب به بار آورده است.



نخستین نغمه ها
سراب
سیاه مشق
شبگیر
زمین
چند برگ از یلدا
یادنامه (ترجمه شعر تومانیان شاعر ارمنی، با همکاری ناد ور، گالوست خاننس و روبن)
تا صبح شب یلدا
یادگار خون سرو
حافظ به سعی سایه(دیوان حافظ با تصحیح ابتهاج)
تاسیان (اشعار ابتهاج در قالب نو)

hooshangebtehaj.jpg




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/20/زندگی-نامه-ی-هوشنگ-ابتهاج




زندگی نامه ی هوشنگ ابتهاج

درخواست حذف اطلاعات

هوشنگ ابتهاج سمیعی گیلانی متخلص به (( ه. الف سایه )) در ششم اسفند ماه سال ۱۳۰۶ در رشت متولد شد. او اولین فرزند فاطمه رفعت و میرزا آقا خان ابتهاج و یکی از چهار فرزند و تنها پسر خانواده بود ...

پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود.
هوشنگ ابتهاج شروع تحصیل و ادامه ی تحصیلات ابت و بخشی از تحصیلات دبیرستانی در مدارس عنصری ، قاآنی ، لقمان ، و شاهپور در شهر رشت و بعد برای کلاس پنجم متوسطه در دبیرستان تمدن تهران سپری کرد . در سال 1318 با موسیقی و سرودن شعر آشنا گردید . وی در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، شعری با اشاره به همان روابط عاشقانه اش با گالیا سرود.


در سال 1337 با خانم آلما مایکیال ازدواج کرد و حاصل این ازدواج چهار فرزند به نامهای یلدا (1338)، کیوان (1339)،آسیا (1340)، و کاوه (1341) می باشد .


ابتهاج مدتی به عنوان مدیر کل شرکت تی سیمان تهران به کار اشتغال داشت و از سال1350 تا 1356 س رست برنامه گل ها در رادیوی ایران، پس از کناره گیری داوود پیرنیا و پایه گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزل های او توسط خوانندگان ترانه اجرا شده است. در سال 1374 به ایالات متحده و شعرخوانی و سخنرانی درباره ی دیوان حافظ در ای برکلی ، لوس آنجلس ، دالاس ، نیویورک ، فیلادلفیا، سان دیه گو، سیاتل سفر کرد.



ابتهاج در آغاز ، همچون شهریار ، چندی کوشید تا به راه نیما برود اما نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساسا شاعری غزلسرا بود همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود دنبال کرد. برخی از دوستداران شعرش، او را در غزلسرایی بعد از حافظ بهترین غزلسرا می دانند.
«سایه» در غزل از حیث زبان به حافظ بسیار نزدیک شده است. غزلهاى عاشقانه‏ى او همراه با مضامین اجتماعى نهفته در آن، غزل وى را به بهترین غزلهاى معاصر بدل ساخته است.سایه در سال ۱۳۲۵ مجموعهٔ «نخستین نغمه ها» را، که شامل اشعاری به شیوهٔ کهن است، منتشر کرد. در این دوره هنوز با نیما یوشیج آشنا نشده بود.
«سراب» نخستین مجموعهٔ او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهار است با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی.
مجموعهٔ «سیاه مشق»، با آنکه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربرمی گیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزل های خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد و شهریار پیش گفتاری در مورد غزل دربار آن می نویسد.
سایه در مجموعه های بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با مردم همگام شد. مجموعهٔ «شبگیر» پاسخ گوی این شهٔ تازهٔ اوست که در این رابطه اشعار اجتماعی با ارزشی پدید می آورد.. مجموعه شبگیر و زمین نشان می دهد.مجموعهٔ «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازه ای در شعر معاصر گشود.



سایه صرفنظر از توجهی که به سخن اساتید شعر فارسی دارد و آثار آنان را در نوع خود به حد کمال می داند. به کار سایر شعرای معاصر نیز معتقد است ولی این اعتقاد از آنجاست که می گوید هر پدیده ای که در مسیر کمال باشد جالب است و چون هیچ اثری کامل نیست و مطلق وجود ندارد ، آنچه در مسیر تکامل گام بردارد قابل توجه است . به عقیده ابتهاج شعر امروز ناگزیر باید مبین احوال زمان و احساسات شاعر که تاثیر پذیر از پدیده های اجتماعی اوست باشد و تردید نیست بیان این احساسات و مفاهیم اگر در قالب اشعار گذشته ممکن باشد لااقل با همان ترکیبات و اشارات و واژه های مستعمل مقدور نیست.
در شعر سایه دو جنبه کاملاً متفاوت به چشم می خورد ، نیمی از سروده های وی را غزلیاتی که از احساساتی کاملاً شاعرانه سرشار است ، تشکیل می دهد و نیمی دیگر مجموعه ی اشعاری است که باصطلاح امروز در قالب نوین موزون ولی غیر مقفی سروده شده است. در حقیقت آثاری از ایشان که مبین احساسات درونی وی از تاثرات است مشخص و مربوط به پرواز شه شاعرانه او است در غزلها و دوبیتی های وی همه جا متجلی است ولی تاثراتی که از زندگی مردم و وضع اجتماعی وی سخن می گوید بیشتر در فرم جدید شعر امروز خود نمایی می کند. یوسفی معتقد است: در غزل فارسی معاصر ، شعر های سایه ( هوشنگ ابتهاج ) در شمار آثار خوب و خواندنی است . مضامین گیرا و دلکش ، تشبیهات و استعارات و صور خیال بدیع ، زبان روان و موزون و خوش ترکیب و هم آهنگ با غزل از ویژگی های شعر اوست و نیز رنگ اجتماعی ظریف آن یادآور شیوه دلپذیر حافظ است. وی در زمینه نو سرایی نیز طبع آزمایی کرده است آنچه از این قبیل سروده درون مایع و محتوای آنها تازه ابتکار آمیز است و چون فصاحت زبان و قوت بیان سایه با آن همگام شده ، ترکیب این دو کیفیت با هم نتیجه مطلوب به بار آورده است.



نخستین نغمه ها
سراب
سیاه مشق
شبگیر
زمین
چند برگ از یلدا
یادنامه (ترجمه شعر تومانیان شاعر ارمنی، با همکاری ناد ور، گالوست خاننس و روبن)
تا صبح شب یلدا
یادگار خون سرو
حافظ به سعی سایه(دیوان حافظ با تصحیح ابتهاج)
تاسیان (اشعار ابتهاج در قالب نو)

hooshangebtehaj.jpg




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/20/زندگی-نامه-ی-هوشنگ-ابتهاج




زندگی نامه ی هوشنگ ابتهاج

درخواست حذف اطلاعات

هوشنگ ابتهاج سمیعی گیلانی متخلص به (( ه. الف سایه )) در ششم اسفند ماه سال ۱۳۰۶ در رشت متولد شد. او اولین فرزند فاطمه رفعت و میرزا آقا خان ابتهاج و یکی از چهار فرزند و تنها پسر خانواده بود ...

پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود.
هوشنگ ابتهاج شروع تحصیل و ادامه ی تحصیلات ابت و بخشی از تحصیلات دبیرستانی در مدارس عنصری ، قاآنی ، لقمان ، و شاهپور در شهر رشت و بعد برای کلاس پنجم متوسطه در دبیرستان تمدن تهران سپری کرد . در سال 1318 با موسیقی و سرودن شعر آشنا گردید . وی در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، شعری با اشاره به همان روابط عاشقانه اش با گالیا سرود.


در سال 1337 با خانم آلما مایکیال ازدواج کرد و حاصل این ازدواج چهار فرزند به نامهای یلدا (1338)، کیوان (1339)،آسیا (1340)، و کاوه (1341) می باشد .


ابتهاج مدتی به عنوان مدیر کل شرکت تی سیمان تهران به کار اشتغال داشت و از سال1350 تا 1356 س رست برنامه گل ها در رادیوی ایران، پس از کناره گیری داوود پیرنیا و پایه گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزل های او توسط خوانندگان ترانه اجرا شده است. در سال 1374 به ایالات متحده و شعرخوانی و سخنرانی درباره ی دیوان حافظ در ای برکلی ، لوس آنجلس ، دالاس ، نیویورک ، فیلادلفیا، سان دیه گو، سیاتل سفر کرد.



ابتهاج در آغاز ، همچون شهریار ، چندی کوشید تا به راه نیما برود اما نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساسا شاعری غزلسرا بود همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود دنبال کرد. برخی از دوستداران شعرش، او را در غزلسرایی بعد از حافظ بهترین غزلسرا می دانند.
«سایه» در غزل از حیث زبان به حافظ بسیار نزدیک شده است. غزلهاى عاشقانه‏ى او همراه با مضامین اجتماعى نهفته در آن، غزل وى را به بهترین غزلهاى معاصر بدل ساخته است.سایه در سال ۱۳۲۵ مجموعهٔ «نخستین نغمه ها» را، که شامل اشعاری به شیوهٔ کهن است، منتشر کرد. در این دوره هنوز با نیما یوشیج آشنا نشده بود.
«سراب» نخستین مجموعهٔ او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهار است با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی.
مجموعهٔ «سیاه مشق»، با آنکه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربرمی گیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزل های خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد و شهریار پیش گفتاری در مورد غزل دربار آن می نویسد.
سایه در مجموعه های بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با مردم همگام شد. مجموعهٔ «شبگیر» پاسخ گوی این شهٔ تازهٔ اوست که در این رابطه اشعار اجتماعی با ارزشی پدید می آورد.. مجموعه شبگیر و زمین نشان می دهد.مجموعهٔ «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازه ای در شعر معاصر گشود.



سایه صرفنظر از توجهی که به سخن اساتید شعر فارسی دارد و آثار آنان را در نوع خود به حد کمال می داند. به کار سایر شعرای معاصر نیز معتقد است ولی این اعتقاد از آنجاست که می گوید هر پدیده ای که در مسیر کمال باشد جالب است و چون هیچ اثری کامل نیست و مطلق وجود ندارد ، آنچه در مسیر تکامل گام بردارد قابل توجه است . به عقیده ابتهاج شعر امروز ناگزیر باید مبین احوال زمان و احساسات شاعر که تاثیر پذیر از پدیده های اجتماعی اوست باشد و تردید نیست بیان این احساسات و مفاهیم اگر در قالب اشعار گذشته ممکن باشد لااقل با همان ترکیبات و اشارات و واژه های مستعمل مقدور نیست.
در شعر سایه دو جنبه کاملاً متفاوت به چشم می خورد ، نیمی از سروده های وی را غزلیاتی که از احساساتی کاملاً شاعرانه سرشار است ، تشکیل می دهد و نیمی دیگر مجموعه ی اشعاری است که باصطلاح امروز در قالب نوین موزون ولی غیر مقفی سروده شده است. در حقیقت آثاری از ایشان که مبین احساسات درونی وی از تاثرات است مشخص و مربوط به پرواز شه شاعرانه او است در غزلها و دوبیتی های وی همه جا متجلی است ولی تاثراتی که از زندگی مردم و وضع اجتماعی وی سخن می گوید بیشتر در فرم جدید شعر امروز خود نمایی می کند. یوسفی معتقد است: در غزل فارسی معاصر ، شعر های سایه ( هوشنگ ابتهاج ) در شمار آثار خوب و خواندنی است . مضامین گیرا و دلکش ، تشبیهات و استعارات و صور خیال بدیع ، زبان روان و موزون و خوش ترکیب و هم آهنگ با غزل از ویژگی های شعر اوست و نیز رنگ اجتماعی ظریف آن یادآور شیوه دلپذیر حافظ است. وی در زمینه نو سرایی نیز طبع آزمایی کرده است آنچه از این قبیل سروده درون مایع و محتوای آنها تازه ابتکار آمیز است و چون فصاحت زبان و قوت بیان سایه با آن همگام شده ، ترکیب این دو کیفیت با هم نتیجه مطلوب به بار آورده است.



نخستین نغمه ها
سراب
سیاه مشق
شبگیر
زمین
چند برگ از یلدا
یادنامه (ترجمه شعر تومانیان شاعر ارمنی، با همکاری ناد ور، گالوست خاننس و روبن)
تا صبح شب یلدا
یادگار خون سرو
حافظ به سعی سایه(دیوان حافظ با تصحیح ابتهاج)
تاسیان (اشعار ابتهاج در قالب نو)

hooshangebtehaj.jpg




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/20/زندگی-نامه-ی-هوشنگ-ابتهاج




بسیار سفر باید تا پخته شود خامی - سعدی

درخواست حذف اطلاعات

بسیار سفر باید تا پخته شود

خامی

صافی نشود صوفی تا در نکشد

جامی




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/20/بسیار سفر باید تا پخته شود خامی - سعدی




بسیار سفر باید تا پخته شود خامی - سعدی

درخواست حذف اطلاعات

بسیار سفر باید تا پخته شود

خامی

صافی نشود صوفی تا در نکشد

جامی




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/20/بسیار سفر باید تا پخته شود خامی - سعدی




بسیار سفر باید تا پخته شود خامی - سعدی

درخواست حذف اطلاعات

بسیار سفر باید تا پخته شود

خامی

صافی نشود صوفی تا در نکشد

جامی




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/20/بسیار سفر باید تا پخته شود خامی - سعدی




سخنان آبراهام لینکلن

درخواست حذف اطلاعات

همه مردم از تعارف خوششان می آید. آبراهام لینکلن

هر برای دفاع از حقش برخواست ،تو هم برخیز. اگر بنشینی ،حق را تنها رهاکرده ای نه بپاخواسته را آبراهام لینکلن

به این نکته پی برده ام که بیشتر مردم آنقدر شاد هستند که ذهن شان را نیز وادار می سازند این گونه باشد. آبراهام لینکلن

یعنی اینکه می خواهم نه برده باشم و نه برده دار. آبراهام لینکلن

من دیده ام که درجه سعادت اشخاص بستگی به اراده و میل خود آنها دارد. آبراهام لینکلن

مرد بی شهامت ی است که در جایی که باید اعتراف کند، خاموش بنشیند. آبراهام لینکلن

اگر نمی خواهی در حق تو داوری شود، درباره دیگران داوری نکن. آبراهام لینکلن

ازدواج نه بهشت است و نه جهنم، تنها یک برزخ است. آبراهام لینکلن

زمین خوردن، ش ت خوردن نیست؛ از زمین بلند نشدن، ش ت خوردن است. آبراهام لینکلن

همانطور که مایل نیستم بنده ی باشم، حاضر نیستم آقای ی باشم. انی که مخالف دیگرانند، خود لیاقت را ندارند. آبراهام لینکلن

کشتن گنجشک ها، کر ها را ادب نمی کند. آبراهام لینکلن

لبخند، بیش از چند لحظه دوام ندارد، اما خاطره ی آن جاودانی است. آبراهام لینکلن

هرگاه بتوانیم بعد از ش ت لبخند بزنیم شجاع هستیم. آبراهام لینکلن

رنج و غصه را برای خودت بپذیر و رفاه و آسایش را برای همه . آبراهام لینکلن

پدرم به من کار را آموخت، نه عشق و علاقه به کار را. آبراهام لینکلن

من مایلم امور ت را به نحوی اداره کنم که اگر در پایان فرمانروایی خود همه دوستانم را از دست دادم، دست کم یکی از دوستانم باقی بماند و آن، وجدان و قلب من است. آبراهام لینکلن

به همه اعتماد داشتن خطرناک است، به هیچ اعتماد نداشتن خطرناکترین است. آبراهام لینکلن

گامهای من رو به جلو همواره آرام بوده اند. این را خودم می دانم، اما هرگز هیچ گامی را رو به عقب برنداشته ام. آبراهام لینکلن

ی که "امروز" از "دیروز" آگاهتر نباشد، انسان دمندی نیست. آبراهام لینکلن

abraham.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/21/سخنان-آبراهام-لینکلن




سخنان آبراهام لینکلن

درخواست حذف اطلاعات

همه مردم از تعارف خوششان می آید. آبراهام لینکلن

هر برای دفاع از حقش برخواست ،تو هم برخیز. اگر بنشینی ،حق را تنها رهاکرده ای نه بپاخواسته را آبراهام لینکلن

به این نکته پی برده ام که بیشتر مردم آنقدر شاد هستند که ذهن شان را نیز وادار می سازند این گونه باشد. آبراهام لینکلن

یعنی اینکه می خواهم نه برده باشم و نه برده دار. آبراهام لینکلن

من دیده ام که درجه سعادت اشخاص بستگی به اراده و میل خود آنها دارد. آبراهام لینکلن

مرد بی شهامت ی است که در جایی که باید اعتراف کند، خاموش بنشیند. آبراهام لینکلن

اگر نمی خواهی در حق تو داوری شود، درباره دیگران داوری نکن. آبراهام لینکلن

ازدواج نه بهشت است و نه جهنم، تنها یک برزخ است. آبراهام لینکلن

زمین خوردن، ش ت خوردن نیست؛ از زمین بلند نشدن، ش ت خوردن است. آبراهام لینکلن

همانطور که مایل نیستم بنده ی باشم، حاضر نیستم آقای ی باشم. انی که مخالف دیگرانند، خود لیاقت را ندارند. آبراهام لینکلن

کشتن گنجشک ها، کر ها را ادب نمی کند. آبراهام لینکلن

لبخند، بیش از چند لحظه دوام ندارد، اما خاطره ی آن جاودانی است. آبراهام لینکلن

هرگاه بتوانیم بعد از ش ت لبخند بزنیم شجاع هستیم. آبراهام لینکلن

رنج و غصه را برای خودت بپذیر و رفاه و آسایش را برای همه . آبراهام لینکلن

پدرم به من کار را آموخت، نه عشق و علاقه به کار را. آبراهام لینکلن

من مایلم امور ت را به نحوی اداره کنم که اگر در پایان فرمانروایی خود همه دوستانم را از دست دادم، دست کم یکی از دوستانم باقی بماند و آن، وجدان و قلب من است. آبراهام لینکلن

به همه اعتماد داشتن خطرناک است، به هیچ اعتماد نداشتن خطرناکترین است. آبراهام لینکلن

گامهای من رو به جلو همواره آرام بوده اند. این را خودم می دانم، اما هرگز هیچ گامی را رو به عقب برنداشته ام. آبراهام لینکلن

ی که "امروز" از "دیروز" آگاهتر نباشد، انسان دمندی نیست. آبراهام لینکلن

abraham.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/21/سخنان-آبراهام-لینکلن




سخنان آبراهام لینکلن

درخواست حذف اطلاعات

همه مردم از تعارف خوششان می آید. آبراهام لینکلن

هر برای دفاع از حقش برخواست ،تو هم برخیز. اگر بنشینی ،حق را تنها رهاکرده ای نه بپاخواسته را آبراهام لینکلن

به این نکته پی برده ام که بیشتر مردم آنقدر شاد هستند که ذهن شان را نیز وادار می سازند این گونه باشد. آبراهام لینکلن

یعنی اینکه می خواهم نه برده باشم و نه برده دار. آبراهام لینکلن

من دیده ام که درجه سعادت اشخاص بستگی به اراده و میل خود آنها دارد. آبراهام لینکلن

مرد بی شهامت ی است که در جایی که باید اعتراف کند، خاموش بنشیند. آبراهام لینکلن

اگر نمی خواهی در حق تو داوری شود، درباره دیگران داوری نکن. آبراهام لینکلن

ازدواج نه بهشت است و نه جهنم، تنها یک برزخ است. آبراهام لینکلن

زمین خوردن، ش ت خوردن نیست؛ از زمین بلند نشدن، ش ت خوردن است. آبراهام لینکلن

همانطور که مایل نیستم بنده ی باشم، حاضر نیستم آقای ی باشم. انی که مخالف دیگرانند، خود لیاقت را ندارند. آبراهام لینکلن

کشتن گنجشک ها، کر ها را ادب نمی کند. آبراهام لینکلن

لبخند، بیش از چند لحظه دوام ندارد، اما خاطره ی آن جاودانی است. آبراهام لینکلن

هرگاه بتوانیم بعد از ش ت لبخند بزنیم شجاع هستیم. آبراهام لینکلن

رنج و غصه را برای خودت بپذیر و رفاه و آسایش را برای همه . آبراهام لینکلن

پدرم به من کار را آموخت، نه عشق و علاقه به کار را. آبراهام لینکلن

من مایلم امور ت را به نحوی اداره کنم که اگر در پایان فرمانروایی خود همه دوستانم را از دست دادم، دست کم یکی از دوستانم باقی بماند و آن، وجدان و قلب من است. آبراهام لینکلن

به همه اعتماد داشتن خطرناک است، به هیچ اعتماد نداشتن خطرناکترین است. آبراهام لینکلن

گامهای من رو به جلو همواره آرام بوده اند. این را خودم می دانم، اما هرگز هیچ گامی را رو به عقب برنداشته ام. آبراهام لینکلن

ی که "امروز" از "دیروز" آگاهتر نباشد، انسان دمندی نیست. آبراهام لینکلن

abraham.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/21/سخنان-آبراهام-لینکلن




پاییز کوچک من - حسین منزوی

درخواست حذف اطلاعات

پاییز کوچک من

دنیای سازش همه رنگ هاست با یکدیگر

تا من نگاه شیفته ام را

در خوش ترین زمینه به گردش برم

و از درخت های باغ بپرسم

خواب کدام رنگ یا بی رنگی را می بینند

در طیف عارفانه ی پاییز




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/21/پاییز کوچک من - حسین منزوی




پاییز کوچک من - حسین منزوی

درخواست حذف اطلاعات

پاییز کوچک من

دنیای سازش همه رنگ هاست با یکدیگر

تا من نگاه شیفته ام را

در خوش ترین زمینه به گردش برم

و از درخت های باغ بپرسم

خواب کدام رنگ یا بی رنگی را می بینند

در طیف عارفانه ی پاییز




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/21/پاییز کوچک من - حسین منزوی




پاییز کوچک من - حسین منزوی

درخواست حذف اطلاعات

پاییز کوچک من

دنیای سازش همه رنگ هاست با یکدیگر

تا من نگاه شیفته ام را

در خوش ترین زمینه به گردش برم

و از درخت های باغ بپرسم

خواب کدام رنگ یا بی رنگی را می بینند

در طیف عارفانه ی پاییز




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/21/پاییز کوچک من - حسین منزوی




خانه ات را باد برد - هیلا صدیقی

درخواست حذف اطلاعات

خانه ات را باد برد

تو هنوزم نگران وزش باد در موی منی؟!

مسخ افیونی افسانه ی اصحاب کدامین غاری؟

در کدامین خو ؟

خواب در چشم تو ویرانی صد طایفه است

تشت رسوایی ان امارت افتاد

تو نگهدار هنوزم دو سر شال مرا

پشت این ی پوسیده تو در خو و من

با همین زلفک ممنوعه ی خود

نردبانی به بلندای سحر می بافم

تا برآرم خورشید

و تو در خو و آب

از سرت می گذرد




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/21/خانه ات را باد برد - هیلا صدیقی




خانه ات را باد برد - هیلا صدیقی

درخواست حذف اطلاعات

خانه ات را باد برد

تو هنوزم نگران وزش باد در موی منی؟!

مسخ افیونی افسانه ی اصحاب کدامین غاری؟

در کدامین خو ؟

خواب در چشم تو ویرانی صد طایفه است

تشت رسوایی ان امارت افتاد

تو نگهدار هنوزم دو سر شال مرا

پشت این ی پوسیده تو در خو و من

با همین زلفک ممنوعه ی خود

نردبانی به بلندای سحر می بافم

تا برآرم خورشید

و تو در خو و آب

از سرت می گذرد




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/21/خانه ات را باد برد - هیلا صدیقی




خانه ات را باد برد - هیلا صدیقی

درخواست حذف اطلاعات

خانه ات را باد برد

تو هنوزم نگران وزش باد در موی منی؟!

مسخ افیونی افسانه ی اصحاب کدامین غاری؟

در کدامین خو ؟

خواب در چشم تو ویرانی صد طایفه است

تشت رسوایی ان امارت افتاد

تو نگهدار هنوزم دو سر شال مرا

پشت این ی پوسیده تو در خو و من

با همین زلفک ممنوعه ی خود

نردبانی به بلندای سحر می بافم

تا برآرم خورشید

و تو در خو و آب

از سرت می گذرد




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/21/خانه ات را باد برد - هیلا صدیقی




تو بمان-هوشنگ ابتهاج

درخواست حذف اطلاعات

با منِ بی ِ تنها شده
یــارا تــو بمـــان ،

همه رفتند از ایـن خانه
خدا را تو بمـــان ،

منِ بی برگِ خزان دیـده
دگـــر رفتنی ام ،!

تو همه بار و بری
تازه بهـارا تو بمـــان ،.

hooshangebtehaj1v.jpg




منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/07/21/تو-بمان-هوشنگ-ابتهاج