بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

ترمه

آخرین پست های وبلاگ ترمه به صورت خودکار از بلاگ ترمه دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات

بانگی بزن؛


گُرزِ بُغزهایت را بکوبان بر سرم


تا صدای ش تنم


دَمِ ایمان شود در صورِ ثنای تو


لااقل، حرف باش


تا بیابَمَت لا به لای غزلهای محال یک حقیقت؛


تا بجویَمَت 


میان ناگهان های پنهان یک رویا!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/193/بي عنوان/




بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات

سیاه لشکر گیسوانت


قلبم را به غنیمت برد؛


خودت هم نفهمیدی 


که عشق،


در تلاقی تیرهای تلافی


بی هوا، فریاد شد!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/194/بي عنوان/




شی

درخواست حذف اطلاعات

طُرّه ای ز گیسوی غم


بر شانه اشعارم سنگینی می کرد


تا که شب چشمانت،


مرا به نوش لعل آن همه کرشمه و ناز


بخواند و


آرایه ناب عشقت


تاج منّت بیتی چند،


از جنون دل شیدایَم


به سَرِ دیوان غزل، نهاد!


"ترمه سلطانی هفشجانی" 


 




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/192/شيدايي/




بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات

گرگ شب را به جانم بیانداز؛


به گرمی نگاهت قسم


گر تنم را در آتش عشق ماه بسوزانم،


شاعرانه تر از شکوه شعله اشعارم


میان جدال حرف و آفتاب خواهد بود!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/191/بي عنوان/




مرگ رنگ

درخواست حذف اطلاعات

مرگ رنگ برای من


دال بر این بود


تا پایان تو را آغاز کنم!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/189/مرگ رنگ/




بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات

شبی که فرهاد قصه من


میان دود سیگار ابهام


لبخند می زد به خنده های بی خیالم


شیرین بودم که هم آغوش زمان،


عازم بزم یاران بود؛


غافل از آنکه شب از دیار خسرو شَهِ تقدیر،


حکم جلب فرهادم را داشت!


"ترمه سلطانی هفشجانی"


 




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/190/بي عنوان/




عشق

درخواست حذف اطلاعات

سورهء اخلاق برای که میخوانی؟


عشق که باشی،


آیات کتابت جنون است و 


قبله ات،


پیچش زلف یار؛


آنگاه در ریسمان شی


چنگ می اندازی


تا عاشقانه هایت


استغاثه ای باشد، مستانه


در آستان مقدس دوست!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/188/پيامبر عشق/




بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات

تمام ناتمام های من 


درسکوتی خلاصه شد


که تو فریادش کردی..‌.!


***


مصحف قلب مرا که ورق بزنی


آیینه عشق


بردریای بی کران نگاهت نازل می شود...! 


 


* ترمه سلطانی هفشجانی*


 


 


 




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/186/بي عنوان/




بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات

نمی فهمم این روشنی را!


به آ غوش گرمت قسم،


نمی فهمم این نازهای یدنی را؛


به آوازهای شقایق


که در کوی غربت


به لب آورد از تب عشق،


نمی خوانم این موج پرتاب درماندگی را؛


فقط مهر میدانمت


تو ای شعر بی انتها!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/187/بي عنوان/




بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات

تمام ناتمام های من 


درسکوتی خلاصه شد


که تو فریادش کردی..‌.!


*****


مصحف قلب مرا که ورق بزنی


آیینه عشق


بردریای بی کران نگاهت نازل می شود...!


* ترمه سلطانی هفشجانی*


تقدیم به دوستی که برایم خیلی محترم بوده وهست . ف. الف 




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/186/بي عنوان/




پاییز

درخواست حذف اطلاعات

بانگی بزن،


دنگ شو،


صدای عشق باش در حنجره ناقوسِ دل؛


نسیم بهار و شعله تابستان که رفتند!


مُبشر شور و احساس باش


برای نیک روی پاییز؛


که شی ، می تراود


از دلبرانه ی گیسوان هفت رنگش!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/182/پاييز/




عصیان باد

درخواست حذف اطلاعات

عصیان باد به زبان الهه ی احساس،


تصنیف فریبای عشقیست


مستانه تر از شربت سکر آور شعر؛


وقتی که بخندد به رویت،


دل می رباید و


طناز می شود


حتی برای تو که خداوندگارت عقل است و


دینت سرمستی...!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/183/عصيان باد/




سکوت

درخواست حذف اطلاعات

وقتی سکوت ،


نعره ی حرف را می شکند


پس خاموشی هم شنیدنیست!


*ترمه سلطانی هفشجانی*




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/184/سکوت/




خاموشی

درخواست حذف اطلاعات

من خاموشی آوای تورا ،


در خلسه ی خالصانه ی عشق


خوب می شنوم


که می گوید :


شفق عقل ،


با هاله ی عشق در آمیخته


تاشعر ،


بنوازد برای هر آن


که قلبش ،


میخانه ایست ،


بهر ساقیان قلم ؛


وشیشه ی اشکهایش ،


باده ی پدرام است


برای پیر دلان مه جبین !


***برای آنکه گفت : خاموشی شنیدنیست ؟!***


* ترمه سلطانی هفشجانی*


 


 




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/185/خاموشي/




صورتک

درخواست حذف اطلاعات

لابه لای فریادهای نور


پشت کوه های صبور


قلعه ای بود دور از عشق 


که سکوت دیوارهایش 


صورتک بود و آواز آن بهار ارغوانی


که روشنیِ روزش، 


به کبودی مشتِ تحمیل و نسیان میزد


صورتک خسته و کور


چهره ای داشت به رو 


که نبودش نفسی بود


به خواب ملکوت 


و قنوتش غزلی بود


به شرم بَرَهوت؛


بَصَر عقل به از چشم شهود


می ستاند از هَوَسش شعله شور...


* ترمه سلطانی هفشجانی *




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/181/صورتک/




صورتک

درخواست حذف اطلاعات

لابه لای فریادهای نور


پشت کوه های صبور


قلعه ای بود دور از عشق 


که سکوت دیوارهایش 


صورتک بود و آواز آن بهار ارغوانی


که روشنیِ روزش، 


به کبودی مشتِ تحمیل و نسیان میزد


صورتک خسته و کور


چهره ای داشت به رو 


که نبودش نفسی بود


به خواب ملکوت 


وسرودش (قنوتش) غزلی بود


به شرم بَرَهوت


بَصَر عقل به از چشم شهود


می ستاند از هَوَس شعله شور:


* ترمه سلطانی هفشجانی *




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/181/صورتک/




عشق از کجا بیداد شد؟

درخواست حذف اطلاعات

دانی که عشق از کجا بیداد شد؟


ز آنجا که دیگری در خفا، تو را نوشت و


تو در دل، مرا سرودی و 


من سکوتی شدم، که چون شب 


عرفان شد از عشقِ روز؛ امّا


هیچگاه دُرّی از مهرش نفشاند!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/180/عشق از کجا بيداد شد؟/




بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات

عشق که از ساحت ت دل گذر کند،


جای پایش را تو می پوشانی و


نغمه شور،


گم می شود در تلاتم گرمی نفسهایت!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/179/بي عنوان/




شب مهتاب

درخواست حذف اطلاعات

ب شب مهتاب بود و عشق،


حبیبم شد؛


خیال خواب شد بر جراحاتم و باز


طبیبم شد!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/178/شب مهتاب/




مجنون ناشناس

درخواست حذف اطلاعات

و مجنون ناشناس من


هیچگاه نفهمید


که لیلی نامی در همسایگی روزها و نیمه ش


دیوانی از احساس،


تقدیمش کرد؛


اما شاید


روزی-در اوج جوانی ام-


خود را میان حروف شعرم


بیابد و


نامم را،


در رسانه عام!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/177/مجنون ناشناس/




درام ساده

درخواست حذف اطلاعات

پر دام تر از درام ساده نگاه پیچیده ات


ندیدم ای عشق!


ای ستاره نمایش شب


که درصحنه های عاشقانه اش،


از ماه فروزان تر 


به ت تاریک قلبم ت دی!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/176/درام ساده/




والس عاشقانه

درخواست حذف اطلاعات

کبودی از شب، به روشنی تو


درانبوهی از تمنا، به رنگ


مرا میخواند؛


تا قلم، عشق باشد در دل مرکب احساس


و شعری بسازد 


هم وزن والس عاشقانه بوته ی خار،


که از مهر خورشید


سرخی دوست داشتن می شود


در جشن سرانِ پدرام!


"ترمه سلطانی هفشجانی"


 




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/175/والس عاشقانه/




عشق

درخواست حذف اطلاعات

اقاقیای مهرکاشتی در باغچه ی دل 


تا راز بماند این دوست داشتنِ ک نه 


امّا نُقلِ شعر شُد در دهان  


شیرینی بیت هایش...! 


* ترمه سلطانی هفشجانی*




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/174/عشق/




عشق کودکی

درخواست حذف اطلاعات

اقاقیای مهرکاشتی در باغچه ی دل 


تا راز بماند این دوست داشتنِ ک نه 


امّا نُقلِ شعر شُد در دهان  


شیرینی بیت هایش...! 


* ترمه سلطانی هفشجانی*




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/174/عشق کودکي/




عشق بی ریا

درخواست حذف اطلاعات

باده ی شی سپردیم به پیمانه ی دل؛


تا شکوه عشق ما فریاد شود.


از الفبای آشنایی پر کشیدیم تا بی کران دوست داشتن


تا عاشقانه ای باشد،


خالص و بی ریا؛


برای هر ستاره ای


که روشنای مهرش را،


به فراموشی خنده های سپید ماه سپرد.


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/173/عشق بي ريا/




کوچه

درخواست حذف اطلاعات

روزی که توپ احساست،


به شیشه ی قلبم خورد


فهمیدم که تو،


همسایه ی یک روزه عشقی!


چنگ زدیم به ریسمان عشق؛


زمان برد ما را تا بیست سالگی


فهمیدیم که کوچه این عاشقانه های کهنه،


راهیست که در آن


لحظه ها تا ابدیت بی ارزشند!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/172/کوچه/




بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات

عینک حقیقت را


به جویبار فراموشی بسپار


ای تو که از جنس دریا و بوی رویایی!


بیا و تعبیر وارونه فال امروزم باش


بیا که سرای مهر را


به ضمانت خیال رخ ماه نشان تو ساخته اند


و بگذار تا اشعارت


با احساس من


ب ند در سیاهرگ روشن دل زندگی...!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/171/بي عنوان/




عاشقانه های ماه در دل نهنگ شب

درخواست حذف اطلاعات

عاشقانه های ماه در دل نهنگ شب


بوسه ای بود بر لبان گلگون یک روزه ی احساس


...


عشق ما با لبخند تو،


اولین بیت دوست داشتن را نوشت؛ ای دخت مصفای بهار!


خورشید تابان تابستان که از راه برسد،


گیسوانش را بر شانه شهر ما می اندازد؛


اما بدان که با آمدنت به باغچه زندگی،


درخت سرو و بی احساس دیروز من


همیشه بهار خواهد ماند؛


شکوه سبز شعر عشق؛


بیا که من-این شه شوریده دل قصه مهر-


بدون تو ای شهبانوی شکوفه های شایورد،


نسیم از روشنی سرودن ها را


به پرکرشمه قلم در دفتر دهر دعوت نمیکند!


"ترمه سلطانی هشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/170/عاشقانه هاي ماه در دل نهنگ شب/




عاشقانه های ماه در دل نهنگ شب

درخواست حذف اطلاعات

عاشقانه های ماه در دل نهنگ شب


بوسه ای بود بر لبان گلگون یک روزه ی احساس


...


عشق ما با لبخند تو،


اولین بیت دوست داشتن را نوشت؛ ای دخت مصفای بهار!


خورشید تابان تابستان که از راه برسد،


گیسوانش را بر شانه شهر ما می اندازد؛


اما بدان که با آمدنت به باغچه زندگی،


درخت سرو و بی احساس دیروز من


همیشه بهار خواهد ماند؛


شکوه سبز شعر عشق؛


بیا که من-این شه شوریده دل قصه مهر-


بدون تو ای شهبانوی شکوفه های شایورد،


نسیم از روشنی سرودن ها را


به پرکرشمه قلم در دفتر دهر دعوت نمیکند!


"ترمه سلطانی هشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/170/عاشقانه هاي ماه در دل نهنگ شب/




بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات

من همان خنک نسیمی بودم


که دل برد ز دلدادگی ات خام مهتاب 


و دل سپرد به خلوص کوچه بی انتهای شب؛


شبی که سقف شد برای شهاب شعرم،


تا بتابم به حجم روشن چشمانت


و تو هر شامگاه 


این دل شوریده حال را 


قابل بدانی برای شنیدن آن همه شی  


که از گام صدایت می تراود؛


گامی که از حرف عشق،


کوتاه نمی آید...!


"ترمه سلطانی هفشجانی"




منبع : http://termehsoltani.ParsiBlog.com/Posts/169/بي عنوان/