بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

ذهن خط خطی

آخرین پست های وبلاگ ذهن خط خطی به صورت خودکار از بلاگ ذهن خط خطی دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



دو هفتۀ سخت

درخواست حذف اطلاعات

شنبه هفته پیش رفتیم جشنواره حافظ خیلی بد بود؛ مشکل از حافظ نبود مشکل از انی بود که اومدن سخنرانی کنند وگرنه یه فال گرفتیم که دقیقا به اوضاع و احوال من اشاره داشت...
زمانه زمانه غمگینی است انگار ی دیگر ی را نمی شناسد و تو در این میان به جستجو می پردازی که چه این مردم را چه شده است و چه بلایی سر این مردم آمده است!؟
*آره قشنگ حرف دلم رو حکیمانه حضرت حافظ زد*
امروز یکی از اساتید حرف خیلی قشنگی زدند راجع به دوران بعد از ظهور که اگر ی بدون اجازه دست بر جیب ی د طرف مقابل ناراحت نمی شود، اما الان از همکلاسی ها کمک می خواهی نه تنها کمک نمی کنند که هیچ بلکه دلت را هم می شکنند.
چه تهمت هایی که نزدند و برای من بدبخت پاپوش درست ن ناگهان خود را میان خشم و کینه یافتم که غرق در این دو شدم و وضع بد الانم مربوط به این دوست که با خود و خدا گفتم همه را می بخشم و کینه ای به دل ندارم اگر خدا تو هم گناهان مرا ببخشی...
برای من کاری نداره بزنم تو فاز سنگین و خودکشی و نمیدونم فاز عاشقانه و ع های دخترونه و این چرت و پرتا (منبعشم موجوده) ولی انــصــافــاً (با لحن نقی معمولی در حال عصبانیت) دارم سختی ها رِ می کشم و تحمل میکنم خیلی مواقع واقعا میبُرم و خسته میشم ولی فقط خدا ما رو روی این طناب بند بازی نگه داشته خدا کنه نه از این ور بیفتیم نه از آن ور...
دعای مهدی (عج):

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَةِ وَ أَکْرِمْنَا بِالهُدَى وَ الاسْتِقَامَةِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِکْمَةِ وَ امْلَأْ قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اکْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السِّرْقَةِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِا ُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ،
خدایا، توفیق فرمان برى، و دورى از نافرمانى، و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار و ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار، و زبانمان را به راستگویى و حکمت استوار ساز، و دل هایمان را از دانش و بینش پر کن، و شکم هایمان را از حرام و شبهه پاک فرما، و دستانمان را از ستم و دردى بازدار و دیدگانما را از ناپاکى و خیانت فرو بند، و گوش هایمان را از شنیدن بیهوده و غیبت ببند، و و بر دانشمندان مان زهد و خیرخواهى و بر دانش آموزان تلاش و شوق، و بر شنوندگان پیروى و پندآموزى، و بر بیماران شفا و آرامش، و بر مردگان مهر و رحمت،
وَ عَلَى مَشَایِخِنَا بِالْوَقَارِ وَ السَّکِینَةِ وَ عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ َّوْبَةِ وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ وَ عَلَى الْأَغْنِیَاءِ بِ َّوَاضُعِ وَ السَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَرَاءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَنَاعَةِ وَ عَلَى الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ وَ عَلَى الْأُسَرَاءِ بِالْخَلاصِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَةِ وَ بَارِکْ لِلْحُجَّاجِ وَ ا ُّوَّارِ فِی ا َّادِ وَ النَّفَقَةِ وَ اقْضِ مَا أَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
و بر پیران متانت و آرامش، و بر جوانان بازگشت و توبه و بر ن حیا و پاکدامنى و بر ثروتمندان فروتنى و گشادگى، و بر تنگدستان شکیبایی و قناعت، و بر جنگجویان نصر و پیروزى، و بر اسیران آزادى و راحتى، و بر حاکمان دادگسترى و دلسوزى، و بر زیردستان انصاف و خوش رفتارى تفضّل فرما، و حاجیان و زیارت کنندگان را در زاد و جى برکت ده، و آنچه را بر ایشان از حج و عمره واجب کردى توفیق اتمام عنایت کن به فضل و رحمتت اى مهربان ترین مهربانان.

آمین یا ارحم الراحمین




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/28/دو-هفته-سخت




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۸

درخواست حذف اطلاعات

الهی از آنچه نخواستی چه آید، و آنرا که نخو کی آید، نا کشته را از آب چیست، و ناخوانده را جواب چیست، تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است و خار را چه حاصل از آنکه بوی گل در کنار است.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/29/مناجات-نامه-مناجات-شماره-8




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۷

درخواست حذف اطلاعات

الهی کجا باز ی م آنروز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز به آن روز رسم میان آتش و دودم اگر بدو کیستی آن روز یابم پُر سودم و ربود خود را یابم به نبود خود خشنودم.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/27/مناجات-نامه-مناجات-شماره-7




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۷

درخواست حذف اطلاعات

الهی کجا باز ی م آنروز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز به آن روز رسم میان آتش و دودم اگر بدو کیستی آن روز یابم پُر سودم و ربود خود را یابم به نبود خود خشنودم.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/27/مناجات-نامه-مناجات-شماره-7




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۷

درخواست حذف اطلاعات

الهی کجا باز ی م آنروز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز به آن روز رسم میان آتش و دودم اگر بدو کیستی آن روز یابم پُر سودم و ربود خود را یابم به نبود خود خشنودم.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/27/مناجات-نامه-مناجات-شماره-7




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۷

درخواست حذف اطلاعات

الهی کجا باز ی م آنروز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز به آن روز رسم میان آتش و دودم اگر بدو کیستی آن روز یابم پُر سودم و ربود خود را یابم به نبود خود خشنودم.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/27/مناجات-نامه-مناجات-شماره-7




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۷

درخواست حذف اطلاعات

الهی کجا باز ی م آنروز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز به آن روز رسم میان آتش و دودم اگر بدو کیستی آن روز یابم پُر سودم و ربود خود را یابم به نبود خود خشنودم.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/27/مناجات-نامه-مناجات-شماره-7




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۷

درخواست حذف اطلاعات

الهی کجا باز ی م آنروز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز به آن روز رسم میان آتش و دودم اگر بدو کیستی آن روز یابم پُر سودم و ربود خود را یابم به نبود خود خشنودم.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/27/مناجات-نامه-مناجات-شماره-7




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۷

درخواست حذف اطلاعات

الهی کجا باز ی م آنروز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز به آن روز رسم میان آتش و دودم اگر بدو کیستی آن روز یابم پُر سودم و ربود خود را یابم به نبود خود خشنودم.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/27/مناجات-نامه-مناجات-شماره-7




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۷

درخواست حذف اطلاعات

الهی کجا باز ی م آنروز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز به آن روز رسم میان آتش و دودم اگر بدو کیستی آن روز یابم پُر سودم و ربود خود را یابم به نبود خود خشنودم.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/27/مناجات-نامه-مناجات-شماره-7




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۷

درخواست حذف اطلاعات

الهی کجا باز ی م آنروز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز به آن روز رسم میان آتش و دودم اگر بدو کیستی آن روز یابم پُر سودم و ربود خود را یابم به نبود خود خشنودم.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/27/مناجات-نامه-مناجات-شماره-7




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۶

درخواست حذف اطلاعات

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مکانی، نه بتو ماند و نه به ی مانی، پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده بچیزی است که تو آنی.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/26/مناجات-نامه-مناجات-شماره-6




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۵

درخواست حذف اطلاعات

الهی ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید تو است و ای ار گذاری که جان بندگان در صدف تقدیر تواست، ای قهاری که را بتو حیلت نیست، ای جباری که گردنکشان را با تو روی مقاومت نیست، ای حکیمی روندگان ترا از بلای تو گریز نیست، ای کریمی که بندگان را غِیر از تو دست آویز نیست، نگاه دار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/25/مناجات-نامه-مناجات-شماره-5




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۴

درخواست حذف اطلاعات

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آ بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها، ای مُبّرا از عوایق، ای مطلع برحقایق، ای مهربان بر خلایق عذر های ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ماحقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/24/مناجات-نامه-مناجات-شماره-4




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۴

درخواست حذف اطلاعات

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آ بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها، ای مُبّرا از عوایق، ای مطلع برحقایق، ای مهربان بر خلایق عذر های ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ماحقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/24/مناجات-نامه-مناجات-شماره-4




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۴

درخواست حذف اطلاعات

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آ بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها، ای مُبّرا از عوایق، ای مطلع برحقایق، ای مهربان بر خلایق عذر های ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ماحقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/24/مناجات-نامه-مناجات-شماره-4




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۴

درخواست حذف اطلاعات

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آ بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها، ای مُبّرا از عوایق، ای مطلع برحقایق، ای مهربان بر خلایق عذر های ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ماحقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/24/مناجات-نامه-مناجات-شماره-4




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۴

درخواست حذف اطلاعات

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آ بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها، ای مُبّرا از عوایق، ای مطلع برحقایق، ای مهربان بر خلایق عذر های ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ماحقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/24/مناجات-نامه-مناجات-شماره-4




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۴

درخواست حذف اطلاعات

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آ بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها، ای مُبّرا از عوایق، ای مطلع برحقایق، ای مهربان بر خلایق عذر های ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ماحقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/24/مناجات-نامه-مناجات-شماره-4




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۴

درخواست حذف اطلاعات

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آ بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها، ای مُبّرا از عوایق، ای مطلع برحقایق، ای مهربان بر خلایق عذر های ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ماحقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/24/مناجات-نامه-مناجات-شماره-4




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۴

درخواست حذف اطلاعات

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آ بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها، ای مُبّرا از عوایق، ای مطلع برحقایق، ای مهربان بر خلایق عذر های ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ماحقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/24/مناجات-نامه-مناجات-شماره-4




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۴

درخواست حذف اطلاعات

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آ بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها، ای مُبّرا از عوایق، ای مطلع برحقایق، ای مهربان بر خلایق عذر های ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ماحقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/24/مناجات-نامه-مناجات-شماره-4




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۳

درخواست حذف اطلاعات

الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آن که تو خواهی.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/23/مناجات-نامه-مناجات-شماره-3




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۳

درخواست حذف اطلاعات

الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آن که تو خواهی.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/23/مناجات-نامه-مناجات-شماره-3




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۲

درخواست حذف اطلاعات

الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.

خواجه عبدالله انصاری




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/22/مناجات-نامه-مناجات-شماره-2




مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۱

درخواست حذف اطلاعات

یارب دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول ز خودم بیخود کن
بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده
الهی یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی،اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزز بتاج کبریایی، بتو رسد مُلک خ .

خواجه عبدالله انصاریx



منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/21/مناجات-نامه-مناجات-شماره-1




فلسفه چیست!؟

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

به گفته تمام فلاسفه، سخت ترین پرسشی که می توان مطرح کرد، این سوال است که:
"فلسفه چیست؟"
در حقیقت، هیچ گاه نمی توان گفت فلسفه چیست؛ یعنی هیچ گاه نمی توان گفت: فلسفه این است و جز این نیست؛ زیرا فلسفه، آزاد ترین نوع فعالیت آدمی است و نمی توان آن را محدود به امری خاص کرد.
عمر فلسفه به اندازه عمر انسان بر روی زمین است و در طول تاریخ تغییرات فراوانی کرده و هر زمان به گونه ای متفاوت با دیگر دوره ها بوده است.
برای این مطلب کافی است به تعاریف مختلفی که از آن شده نگاهی بیندازید.
تعاریف مختلف درباره فلسفه
با این حال می کوشیم تا جایی که بتوانیم، فلسفه را معرفی کنیم.
واژه فلسفه
واژه فلسفه(philosophy) یا فیلوسوفیا که کلمه ای یونانی است، از دو بخش تشکیل شده است:
فیلو به معنی دوستداری و سوفیا به معنی دانایی.
اولین ی که این کلمه را به کار برد، فیثاغورس بود. وقتی از او سئوال د که: آیا تو فرد دانایی هستی؟ جواب داد:
نه، اما دوستدار دانایی(فیلوسوفر) هستم.
بنابراین فلسفه از اولین روز پیدایش به معنی عشق ورزیدن به دانایی، تفکر و فرزانگی بوده است.
تعریف فلسفه
فلسفه تفکر است. تفکر درباره کلی ترین و اساسی ترین موضوعاتی که در جهان و در زندگی با آن ها روبه رو هستیم. فلسفه وقتی پدیدار می شود که سوالهایی بنیادین درباره خود و جهان می پرسیم. سوالاتی مانند:
زیبائی چیست؟ قبل از تولد کجا بوده ایم؟ حقیقت زمان چیست؟
آیا عالم هدفی دارد؟ اگر زندگی معنایی دارد، چگونه آن را بفهمیم؟
آیا ممکن است که چیزی باشد و علتی نداشته باشد؟ ما جهان را واقعیت می دانیم، اما واقعیت به چه معناست؟
سرنوشت انسان به دست خود اوست و یا از بیرون تعیین می شود؟ از کجا معلوم که همه درخواب نیستیم؟ خدا چیست؟" و دهها سئوال نظیر این سئوالات.
چنانچه در این سئوالات می بینیم، پرسش ها و مسائل فلسفی از سنخ امور خاصی هستند و در هیچ علمی به این چنین موضوعات، پرداخته نمی شود.
مثلا هیچ علمی نمی تواند به این سئوال که واقعیت یا حقیقت چیست؟ و یا این که عد چیست؟ پاسخ گوید. این امر به دلیل ویژگی خاص این مسائل است.
یک ویژگی عمده موضوعات فلسفی، ابدی و همیشگی بودنشان است.
همیشه وجود داشته و همیشه وجود خواهند داشت و در هر دوره ای، بر حسب شرایط آن عصر و پیشرفت علوم مختلف، پاسخ های جدیدی به این مسائل ارائه می گردد.
فلسفه مطالعه واقعیت است، اما نه آن جنبه ای از واقعیت که علوم گوناگون بدان پرداخته اند.
به عنوان نمونه، علم فیزیک درباره اجسام مادی از آن جنبه که حرکت و س دارند و علم زیست شناسی درباره موجودات از آن حیث که حیات دارند، به پژوهش و بررسی می پردازد.
ولی در فلسفه کلی ترین امری که بتوان با آن سر و کار داشت، یعنی وجود موضوع تفکر قرار می گیرد؛ به عبارت دیگر، در فلسفه، اصل وجود به طور مطلق و فارغ از هر گونه قید و شرطی مطرح می گردد.
به همین دلیل ارسطو در تعریف فلسفه می گوید:
''فلسفه علم به احوال موجودات است ، از آن حیث که وجود دارند.
یکی از معانی فلسفه، اطلاق آن به استعداد های عقلی و فکریی است که انسان را قادر می سازد تا اشیا، حوادث و امور مختلف را از دیدگاهی بالا و گسترده مورد مطالعه قرار دهد و به این ترتیب، حوادث روزگار را با اعتماد و اطمینان و آرامش بپذیرد.
فلسفه در این معنا مترادف حکمت است.
فلسفه در پی دستی به بنیادی ترین حقایق عالم است. چنانکه ابن سینا آن را این گونه تعریف می کند:
فلسفه، آگاهی بر حقایق تمام اشیا است به قدری که برای انسان ممکن است.
فلسفه همواره از روزهای آغازین حیات خود، علمی مقدس و فرا بشری تلقی می شد و آن را علمی الهی می دانستند. این طرز نظر، حتی در میان فلاسفه ی و ی رواج داشت؛ چنانکه جرجانی می گوید:
فلسفه عبارت است از شبیه شدن به خدا به اندازه توان انسان و برای تحصیل سعادت ابدی.
فلسفه در آغاز
همان طور که گفته شد، اساسا فلسفه از اولین روز پیدایش، به معنی عشق به دانایی و د و فرزانگی بوده و به علمی اطلاق می شد که در جستجوی دستی به حقایق جهان و عمل به آنچه بهتر است،(یعنی زندگانی درست) بود.
فلسفه در آغاز حیات خود شامل تمام علوم بود و این ویژگی را قرن ها حفظ کرد؛ چنانکه یک فیلسوف را جامع همه دانش ها می دانستند. اما به تدریج دانشها و علوم مختلف از آن جدا گشتند.
در قدیم، این فلسفه که جامع تمام دانشها بود، بر دو قسم بود:

  • فلسفه نظری
  • فلسفه عملی

فلسفه نظری به علم الهیات، ریاضیات و طیبعیات تقسیم می گشت که به ترتیب، علم اعلی(بالاتر)، علم اوسط(وسط) و علم اسفل(پایین تر) نامیده می شد.

فلسفه عملی نیز از سه قسمت تشکیل می شد:
اخلاق
تدبیر منزل
سیاست مدن( ا)(اصول حکومت )
اخلاق در رابطه با تدبیر امور شخصی انسان بود.
تدبیر منزل در رابطه با تدبیر امور خانواده بود
و سیاست مدن یا همان حکومت داری به تدبیر امور مملکت ربط داشت.




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/20/فلسفه-چیست




فلسفه چیست!؟

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

به گفته تمام فلاسفه، سخت ترین پرسشی که می توان مطرح کرد، این سوال است که:
"فلسفه چیست؟"
در حقیقت، هیچ گاه نمی توان گفت فلسفه چیست؛ یعنی هیچ گاه نمی توان گفت: فلسفه این است و جز این نیست؛ زیرا فلسفه، آزاد ترین نوع فعالیت آدمی است و نمی توان آن را محدود به امری خاص کرد.
عمر فلسفه به اندازه عمر انسان بر روی زمین است و در طول تاریخ تغییرات فراوانی کرده و هر زمان به گونه ای متفاوت با دیگر دوره ها بوده است.
برای این مطلب کافی است به تعاریف مختلفی که از آن شده نگاهی بیندازید.
تعاریف مختلف درباره فلسفه
با این حال می کوشیم تا جایی که بتوانیم، فلسفه را معرفی کنیم.
واژه فلسفه
واژه فلسفه(philosophy) یا فیلوسوفیا که کلمه ای یونانی است، از دو بخش تشکیل شده است:
فیلو به معنی دوستداری و سوفیا به معنی دانایی.
اولین ی که این کلمه را به کار برد، فیثاغورس بود. وقتی از او سئوال د که: آیا تو فرد دانایی هستی؟ جواب داد:
نه، اما دوستدار دانایی(فیلوسوفر) هستم.
بنابراین فلسفه از اولین روز پیدایش به معنی عشق ورزیدن به دانایی، تفکر و فرزانگی بوده است.
تعریف فلسفه
فلسفه تفکر است. تفکر درباره کلی ترین و اساسی ترین موضوعاتی که در جهان و در زندگی با آن ها روبه رو هستیم. فلسفه وقتی پدیدار می شود که سوالهایی بنیادین درباره خود و جهان می پرسیم. سوالاتی مانند:
زیبائی چیست؟ قبل از تولد کجا بوده ایم؟ حقیقت زمان چیست؟
آیا عالم هدفی دارد؟ اگر زندگی معنایی دارد، چگونه آن را بفهمیم؟
آیا ممکن است که چیزی باشد و علتی نداشته باشد؟ ما جهان را واقعیت می دانیم، اما واقعیت به چه معناست؟
سرنوشت انسان به دست خود اوست و یا از بیرون تعیین می شود؟ از کجا معلوم که همه درخواب نیستیم؟ خدا چیست؟" و دهها سئوال نظیر این سئوالات.
چنانچه در این سئوالات می بینیم، پرسش ها و مسائل فلسفی از سنخ امور خاصی هستند و در هیچ علمی به این چنین موضوعات، پرداخته نمی شود.
مثلا هیچ علمی نمی تواند به این سئوال که واقعیت یا حقیقت چیست؟ و یا این که عد چیست؟ پاسخ گوید. این امر به دلیل ویژگی خاص این مسائل است.
یک ویژگی عمده موضوعات فلسفی، ابدی و همیشگی بودنشان است.
همیشه وجود داشته و همیشه وجود خواهند داشت و در هر دوره ای، بر حسب شرایط آن عصر و پیشرفت علوم مختلف، پاسخ های جدیدی به این مسائل ارائه می گردد.
فلسفه مطالعه واقعیت است، اما نه آن جنبه ای از واقعیت که علوم گوناگون بدان پرداخته اند.
به عنوان نمونه، علم فیزیک درباره اجسام مادی از آن جنبه که حرکت و س دارند و علم زیست شناسی درباره موجودات از آن حیث که حیات دارند، به پژوهش و بررسی می پردازد.
ولی در فلسفه کلی ترین امری که بتوان با آن سر و کار داشت، یعنی وجود موضوع تفکر قرار می گیرد؛ به عبارت دیگر، در فلسفه، اصل وجود به طور مطلق و فارغ از هر گونه قید و شرطی مطرح می گردد.
به همین دلیل ارسطو در تعریف فلسفه می گوید:
''فلسفه علم به احوال موجودات است ، از آن حیث که وجود دارند.
یکی از معانی فلسفه، اطلاق آن به استعداد های عقلی و فکریی است که انسان را قادر می سازد تا اشیا، حوادث و امور مختلف را از دیدگاهی بالا و گسترده مورد مطالعه قرار دهد و به این ترتیب، حوادث روزگار را با اعتماد و اطمینان و آرامش بپذیرد.
فلسفه در این معنا مترادف حکمت است.
فلسفه در پی دستی به بنیادی ترین حقایق عالم است. چنانکه ابن سینا آن را این گونه تعریف می کند:
فلسفه، آگاهی بر حقایق تمام اشیا است به قدری که برای انسان ممکن است.
فلسفه همواره از روزهای آغازین حیات خود، علمی مقدس و فرا بشری تلقی می شد و آن را علمی الهی می دانستند. این طرز نظر، حتی در میان فلاسفه ی و ی رواج داشت؛ چنانکه جرجانی می گوید:
فلسفه عبارت است از شبیه شدن به خدا به اندازه توان انسان و برای تحصیل سعادت ابدی.
فلسفه در آغاز
همان طور که گفته شد، اساسا فلسفه از اولین روز پیدایش، به معنی عشق به دانایی و د و فرزانگی بوده و به علمی اطلاق می شد که در جستجوی دستی به حقایق جهان و عمل به آنچه بهتر است،(یعنی زندگانی درست) بود.
فلسفه در آغاز حیات خود شامل تمام علوم بود و این ویژگی را قرن ها حفظ کرد؛ چنانکه یک فیلسوف را جامع همه دانش ها می دانستند. اما به تدریج دانشها و علوم مختلف از آن جدا گشتند.
در قدیم، این فلسفه که جامع تمام دانشها بود، بر دو قسم بود:

  • فلسفه نظری
  • فلسفه عملی

فلسفه نظری به علم الهیات، ریاضیات و طیبعیات تقسیم می گشت که به ترتیب، علم اعلی(بالاتر)، علم اوسط(وسط) و علم اسفل(پایین تر) نامیده می شد.

فلسفه عملی نیز از سه قسمت تشکیل می شد:
اخلاق
تدبیر منزل
سیاست مدن( ا)(اصول حکومت )
اخلاق در رابطه با تدبیر امور شخصی انسان بود.
تدبیر منزل در رابطه با تدبیر امور خانواده بود
و سیاست مدن یا همان حکومت داری به تدبیر امور مملکت ربط داشت.




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/20/فلسفه-چیست




فلسفه چیست!؟

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

به گفته تمام فلاسفه، سخت ترین پرسشی که می توان مطرح کرد، این سوال است که:
"فلسفه چیست؟"
در حقیقت، هیچ گاه نمی توان گفت فلسفه چیست؛ یعنی هیچ گاه نمی توان گفت: فلسفه این است و جز این نیست؛ زیرا فلسفه، آزاد ترین نوع فعالیت آدمی است و نمی توان آن را محدود به امری خاص کرد.
عمر فلسفه به اندازه عمر انسان بر روی زمین است و در طول تاریخ تغییرات فراوانی کرده و هر زمان به گونه ای متفاوت با دیگر دوره ها بوده است.
برای این مطلب کافی است به تعاریف مختلفی که از آن شده نگاهی بیندازید.
تعاریف مختلف درباره فلسفه
با این حال می کوشیم تا جایی که بتوانیم، فلسفه را معرفی کنیم.
واژه فلسفه
واژه فلسفه(philosophy) یا فیلوسوفیا که کلمه ای یونانی است، از دو بخش تشکیل شده است:
فیلو به معنی دوستداری و سوفیا به معنی دانایی.
اولین ی که این کلمه را به کار برد، فیثاغورس بود. وقتی از او سئوال د که: آیا تو فرد دانایی هستی؟ جواب داد:
نه، اما دوستدار دانایی(فیلوسوفر) هستم.
بنابراین فلسفه از اولین روز پیدایش به معنی عشق ورزیدن به دانایی، تفکر و فرزانگی بوده است.
تعریف فلسفه
فلسفه تفکر است. تفکر درباره کلی ترین و اساسی ترین موضوعاتی که در جهان و در زندگی با آن ها روبه رو هستیم. فلسفه وقتی پدیدار می شود که سوالهایی بنیادین درباره خود و جهان می پرسیم. سوالاتی مانند:
زیبائی چیست؟ قبل از تولد کجا بوده ایم؟ حقیقت زمان چیست؟
آیا عالم هدفی دارد؟ اگر زندگی معنایی دارد، چگونه آن را بفهمیم؟
آیا ممکن است که چیزی باشد و علتی نداشته باشد؟ ما جهان را واقعیت می دانیم، اما واقعیت به چه معناست؟
سرنوشت انسان به دست خود اوست و یا از بیرون تعیین می شود؟ از کجا معلوم که همه درخواب نیستیم؟ خدا چیست؟" و دهها سئوال نظیر این سئوالات.
چنانچه در این سئوالات می بینیم، پرسش ها و مسائل فلسفی از سنخ امور خاصی هستند و در هیچ علمی به این چنین موضوعات، پرداخته نمی شود.
مثلا هیچ علمی نمی تواند به این سئوال که واقعیت یا حقیقت چیست؟ و یا این که عد چیست؟ پاسخ گوید. این امر به دلیل ویژگی خاص این مسائل است.
یک ویژگی عمده موضوعات فلسفی، ابدی و همیشگی بودنشان است.
همیشه وجود داشته و همیشه وجود خواهند داشت و در هر دوره ای، بر حسب شرایط آن عصر و پیشرفت علوم مختلف، پاسخ های جدیدی به این مسائل ارائه می گردد.
فلسفه مطالعه واقعیت است، اما نه آن جنبه ای از واقعیت که علوم گوناگون بدان پرداخته اند.
به عنوان نمونه، علم فیزیک درباره اجسام مادی از آن جنبه که حرکت و س دارند و علم زیست شناسی درباره موجودات از آن حیث که حیات دارند، به پژوهش و بررسی می پردازد.
ولی در فلسفه کلی ترین امری که بتوان با آن سر و کار داشت، یعنی وجود موضوع تفکر قرار می گیرد؛ به عبارت دیگر، در فلسفه، اصل وجود به طور مطلق و فارغ از هر گونه قید و شرطی مطرح می گردد.
به همین دلیل ارسطو در تعریف فلسفه می گوید:
''فلسفه علم به احوال موجودات است ، از آن حیث که وجود دارند.
یکی از معانی فلسفه، اطلاق آن به استعداد های عقلی و فکریی است که انسان را قادر می سازد تا اشیا، حوادث و امور مختلف را از دیدگاهی بالا و گسترده مورد مطالعه قرار دهد و به این ترتیب، حوادث روزگار را با اعتماد و اطمینان و آرامش بپذیرد.
فلسفه در این معنا مترادف حکمت است.
فلسفه در پی دستی به بنیادی ترین حقایق عالم است. چنانکه ابن سینا آن را این گونه تعریف می کند:
فلسفه، آگاهی بر حقایق تمام اشیا است به قدری که برای انسان ممکن است.
فلسفه همواره از روزهای آغازین حیات خود، علمی مقدس و فرا بشری تلقی می شد و آن را علمی الهی می دانستند. این طرز نظر، حتی در میان فلاسفه ی و ی رواج داشت؛ چنانکه جرجانی می گوید:
فلسفه عبارت است از شبیه شدن به خدا به اندازه توان انسان و برای تحصیل سعادت ابدی.
فلسفه در آغاز
همان طور که گفته شد، اساسا فلسفه از اولین روز پیدایش، به معنی عشق به دانایی و د و فرزانگی بوده و به علمی اطلاق می شد که در جستجوی دستی به حقایق جهان و عمل به آنچه بهتر است،(یعنی زندگانی درست) بود.
فلسفه در آغاز حیات خود شامل تمام علوم بود و این ویژگی را قرن ها حفظ کرد؛ چنانکه یک فیلسوف را جامع همه دانش ها می دانستند. اما به تدریج دانشها و علوم مختلف از آن جدا گشتند.
در قدیم، این فلسفه که جامع تمام دانشها بود، بر دو قسم بود:

  • فلسفه نظری
  • فلسفه عملی

فلسفه نظری به علم الهیات، ریاضیات و طیبعیات تقسیم می گشت که به ترتیب، علم اعلی(بالاتر)، علم اوسط(وسط) و علم اسفل(پایین تر) نامیده می شد.

فلسفه عملی نیز از سه قسمت تشکیل می شد:
اخلاق
تدبیر منزل
سیاست مدن( ا)(اصول حکومت )
اخلاق در رابطه با تدبیر امور شخصی انسان بود.
تدبیر منزل در رابطه با تدبیر امور خانواده بود
و سیاست مدن یا همان حکومت داری به تدبیر امور مملکت ربط داشت.




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/20/فلسفه-چیست




حلیه المتقین علامه محمد باقر مجلسی

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

اثر علامه محمد باقر مجلسى دربارهى آداب، سنت‏ها و اخلاق ى است به زبان فارسى میباشد.
چون مختصرى از مکارم اخلاق در کتاب عین الحیاه بیان شده بود، جمعى از علماء از مولف درخواست د که رسالهاى در بیان محاسن آداب که از طریقهى مستقیمهى ائمه طاهرین به اسناد معتبر به وى رسیده باشد را بر وجه اختصار تحریر و به زبان فارسى بنگارد، لذا این درخواست سبب تالیف این کتاب از طریق ایشان گردید.
ساختار و محتوا
آداب و سنن و اخلاق ى در چهارده باب و هر باب را 12 فصل تنظیم شده است. علامه مجلسى باب اول را در بیان آداب جامه و کفش پوشیدن تدوین کرده و در باب‏هاى دیگر به آداب حلى و زیور پوشیدن مردان و ن، خوردن و آشامیدن، فضیلت تزویج و مجامعت و معا ن، مسواک و شانه ، بوى خوش و گل بوئیدن، رفتن، خواب رفتن و بیدار شدن، حجامت ، معا با مردم مجالس از سلام و مصاحفه و معانقه، داخل خانه شدن، پیاده رفتن و سوار شدن، و آداب سف رداخته است. وى در پایان کتاب خود خاتمهاى را ذکر نموده اند که در بیان بعضى از آداب متفرقه و فواید نافعه مى باشد.
علامه مجلسى محدثى اخبارى مسلک بوده است و در اسناد روایات به گونه خاصى عقیده داشته است. و این کتاب ایشان نیازمند سامان دهى و تهذیب جدى مى‏باشد. ما نمى‏توانیم به عنوان اخبار شیعى مطالب این کتب را بدون بررسى اسانید به معصومین علیهم السلام مستند کنیم. اصولاً کتب روایى شیعه این گونه هستند که تمام احادیث آنان به نحو جمعى مورد تأیید نیستند، بلکه بعد از تحقیق در سلسله سند آنان و تأئید آنان به عنوان حدیث صحیح، مورد استناد قرار مى‏گیرند. و این شیوه عمل، در کتب اخباریون و از جمله علامه مجلسى شدیدتر و دقیق‏تر، لازم و رایج مى‏باشد. و بالا ه متن حدیث نیز نباید مخالف قرآن و عقل باشد. یعنى سند صحیح به همراه مضامین درست، نشانگر درستى یک حدیث است. در عین حال روایاتى که مثلا در باب احکام شویى و مسائل جنسى نقل شده است بعضاً اشکال خاصى ندارند و در علوم امروز هم مورد تأکید هستند( مثل ملاعبه قبل از و...) و در مورد روایت اول، روایات صحیح و مخالف آن زیاد داریم که خود ائمه( ع) هر گاه قصد همبستر شدن با کنیزان خود را داشتند، ‏ها را مى‏انداختند و محیط را خلوت مى‏ د.
روایاتى که در مورد حقوق زن و مرد نسبت به هم هستند را باید یک جا ملاحظه کرد تا مضمون مورد نظر روایات بیشتر دست یافتنى باشد، ما احادیثى در تکمیل حدیث بند دوم داریم که باید در جاى خود به آنان رجوع شود و کتاب نظام حقوق زن در اثر شهید مرتضى مطهرى بهتر و جامعتر این حوزه را ترسیم کرده است.
نسخه شناسى‏:
این نسخه توسط انتشارات نسیم حیات، چاپ دوم در سال 1382 ش در شهر قم به چاپ رسیده است.
فهرست مطالب کتاب در ابتداى کتاب به چاپ رسیده است..
منابع:
برگرفته از متن کتاب و کتاب زن در ، نوشته شهید مرتضى مطهرى




منبع : http://stripe-mind.blog.ir/1397/07/15/حلیه-المتقین-علامه-محمد-باقر-مجلسی