بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

صُحُفٍ مُطَهَّرَه

آخرین پست های وبلاگ صُحُفٍ مُطَهَّرَه به صورت خودکار از بلاگ صُحُفٍ مُطَهَّرَه دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



تنها الله است که خالق خلق و آفریننده آفریدگان است...

درخواست حذف اطلاعات

به صادق علیه السلام عرض : ابوهارون مکفوف میگوید: تو به او گفته ای که اگر مرادت «قدیم» است که او را ی درک نمی کند و اگر مرادت ی است که آفریده و روزی داده است؛ او «محمد بن علی» ( باقر علیه السلام) است. فرمود: بر من دروغ بسته؛ لعنت خدا بر او باد. به خدا سوگند جز الله خالقی نیست. یگانه است و شریکی ندارد. حقّ است بر خدا که مرگ را به ما بچشاند و ی که نابود نمی شود تنها الله است که خالق خلق و آفریننده آفریدگان است.

بیان: شیخیه مانند ابن عربی ذات خدا را تعطیل نموده و خلق را به اسماء او نسبت می دهند. این اسماء در نظر شیخیه همان اهل بیت علیهم السلام هستند. سخن ابوهارون مکفوف دقیقاً مطابق بر نظر ابن عربی و شیخیه است.

حَدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ بُنْدَارَ الْقُمِّیُّ، قَالَ حَدَّثَنِی سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ، قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى، عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَى بْنِ عُبَیْدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ، قَالَ حَدَّثَنَا بَعْضُ أَصْحَابِنَا، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) زَعَمَ أَبُو هَارُونَ الْمَکْفُوفُ‏ أَنَّکَ قُلْتَ لَهُ إِنْ کُنْتَ تُرِیدُ الْقَدِیمَ فَذَاکَ لَا یُدْرِکُهُ أَحَدٌ وَ إِنْ کُنْتَ تُرِیدُ الَّذِی خَلَقَ وَ رَزَقَ فَذَاکَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ! فَقَالَ کَذَبَ عَلَیَّ عَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ اللَّهِ مَا مِنْ خَالِقٍ‏ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ، حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ یُذِیقَنَا الْمَوْتَ وَ الَّذِی لَا یَهْلِکُ هُوَ اللَّهُ خَالِقُ‏ الْخَلْقِ بَارِئُ الْبَرِیَّةِ.

رجال الکشی؛ انتشارات مشهد ؛ صص222 و 223



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/تنها-الله-است-که-خالق-خلق-و-آفریننده-آفریدگان-است




ید نان به نرخ روز

درخواست حذف اطلاعات

در روایتی صادق علیه السلام به معتب فرمود:

- معتب اجناس در حال گران شدن است ما امسال در خانه چه مقدار خوراکی داریم؟

- معتب گوید عرض : به قدری که چندین ماه را کفایت کند گندم ذخیره داریم.

- فرمود: آنها را به بازار ببر و در اختیار مردم بگذار و بفروش!

- گفت: یابن رسول الله! گندم در مدینه نایاب است، اگر اینها را بفروشیم دیگر یدن گندم برای ما میسر نخواهد شد.

- فرمود: سخن همین است که گفتم، همه گندم ها را در اختیار مردم بگذار و بفروش!

_ معتب می گوید: پس از آنکه گندم ها را فروختم و نتیجه را به اطلاع دادم حضرت فرمود:

- بعد از این، نان خانه مرا روز به روز از بازار ب ؛ نان خانه من از این پس، باید نیمی از گندم و نیمی از جو باشد.

خدا می داند من توانایی دارم که تا آ سال خانه خود را با نان گندم به بهترین وجهی اداره کنم، ولی دوست دارم تا در پیشگاه الهی اقتصاد و محاسبه در زندگی را رعایت کرده باشم.

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ جَهْمِ بْنِ أَبِی جَهْمَةَ عَنْ مُعَتِّبٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ قَدْ تَزَیَّدَ السِّعْرُ بِالْمَدِینَةِ کَمْ عِنْدَنَا مِنْ طَعَامٍ قَالَ قُلْتُ عِنْدَنَا مَا یَکْفِیکَ أَشْهُراً کَثِیرَةً قَالَ أَخْرِجْهُ وَ بِعْهُ قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ لَیْسَ بِالْمَدِینَةِ طَعَامٌ قَالَ بِعْهُ فَلَمَّا بِعْتُهُ قَالَ اشْتَرِ مَعَ النَّاسِ یَوْماً بِیَوْمٍ وَ قَالَ یَا مُعَتِّبُ اجْعَلْ قُوتَ عِیَالِی نِصْفاً شَعِیراً وَ نِصْفاً حِنْطَةً فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ أَنِّی وَاجِدٌ أَنْ أُطْعِمَهُمُ الْحِنْطَةَ عَلَى وَجْهِهَا وَ لَکِنِّی أُحِبُّ أَنْ یَرَانِیَ اللَّهُ قَدْ أَحْسَنْتُ تَقْدِیرَ الْمَعِیشَة

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 166. این مضمون در اخبار دیگری در همین باب نیز آمده.




منبع : http://sohof2.blog.ir/post/خرید-نان-به-نر-خ-روز




صلوات در شب و روز

درخواست حذف اطلاعات
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در شب سپید و درخشان و روز روشن و نورانی یعنی شب و روز بر من بسیار صلوات بفرستید. پرسیدند: بسیار چه قدر است؟ فرمود: صد بار و هر چه بیشتر بهتر.
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَکْثِرُوا مِنَ الصَّلَاةِ عَلَیَّ فِی اللَّیْلَةِ الْغَرَّاءِ وَ الْیَوْمِ الْأَزْهَرِ لَیْلَةِ الْجُمُعَةِ وَ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَسُئِلَ إِلَى کَمِ الْکَثِیرُ قَالَ إِلَى مِائَةٍ وَ مَا زَادَتْ فَهُوَ أَفْضَلُ.
الکافی ؛ دار الکتب الإسلامیة ؛ ج‏3 ؛ ص428



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/صلوات-در-شب-و-روز-جمعه




ربّ من و ربّ تو خداوند است ...

درخواست حذف اطلاعات

رضا علیه السلام فرمود: هر برای انبیاء (علیهم السلام) ربوبیت و برای ائمه (علیهم السلام) ربوبیت یا نبوت و برای غیر ان، ت ادّعا کند؛ ما در دنیا و آ ت از او بیزاریم.1

صادق علیه السلام به ابوبصیر فرمود: ای ابامحمد؛ هر ادعا کند که ما ربّ هستیم؛ از او بیزاری بجوی.2

صادق علیه السلام فرمود: مردی خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله رسید و گفت: السلام علیک یا ربّی! رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: تو را چه شده؟! خدا لعنتت کند! ربّ من و ربّ تو خداوند است.3

مطالب مرتبط:

و أَحِبُّوا أَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ‏ حُبّاً مُقْتَصِداً وَ لَا تَغُلُّوا...

نفی تفویض

مراقب جوانانتان باشید...

1.مَنِ ادَّعَى لِلْأَنْبِیَاءِ رُبُوبِیَّةً وَ ادَّعَى لِلْأَئِمَّةِ رُبُوبِیَّةً أَوْ نُبُوَّةً أَوْ لِغَیْرِ الْأَئِمَّةِ إِمَامَةً فَنَحْنُ مِنْهُ بُرَءَاءُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ. (عیون أخبار الرضا علیه السلام؛ نشر جهان ؛ ج‏2 ؛ ص201)

2. یا أَبَا مُحَمَّدٍ ابْرَأْ مِمَّنْ یَزْعَمُ أَنَّا أَرْبَابٌ‏ (رجال الکشی، نشر مشهد، ص298)

3. (رجال الکشی؛ نشر مشهد؛ ص299)



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/رب-من-و-رب-تو-خداوند-است




ی با اهل بیت رسول صلّى اللّه علیه و آله قابل مقایسه نیست...

درخواست حذف اطلاعات
المؤمنین علیه السلام: ... ى را با خاندان رس نمى‏ شود مقایسه کرد و آنان که تحت نعمت ولایت اهل بیت ند با آنان برابر نخواهند بود. عترت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم اساس دین، و ستون‏هاى استوار یقین مى ‏باشند. شتاب کننده، (باید) به آنان بازگردد و عقب مانده باید به آنان بپیوندد؛ زیرا ویژگى‏ هاى حقّ ولایت به آنها اختصاص دارد و وصیّت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نسبت به خلافت مسلمین و میراث رس ، به آنها تعلّق دارد. هم اکنون (که خلافت را به من سپردید) حق به اهل آن بازگشت، و دوباره به جایگاهى که از آن دور مانده بود، باز گردانده شد.
عن المومنین علیه السلام:... لَا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ ( صلی الله علیه وآله ) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا یُسَوَّی بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَیْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّینِ وَ عِمَادُ الْیَقِینِ إِلَیْهِمْ یَفِی‏ءُ الْغَالِی وَ بِهِمْ یُلْحَقُ َّالِی وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَایَةِ وَ فِیهِمُ الْوَصِیَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَی أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَی مُنْتَقَلِهِ .
نهج البلاغه، (صبحی صالح)، ص: 48، خطبه دوم، و المسترشد فی إمامة علی بن أبی طالب علیه السلام، ص: 399 با تع ری مشابه. و فراز «نَحْنُ أَهْلَ الْبَیْتِ لَا یُقَاسُ‏ بِنَا أَحَد» در شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج‏2، ص: 202، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص: 66، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص: 66، معانی الأخبار، ص: 179، علل الشرائع، ج‏1، ص: 177 به اسناد مختلف.



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/کسی-با-اهل-بیت-رسول-صلى-الله-علیه-و-آله-قابل-مقایسه-نیست




مؤمنین آ ا مان

درخواست حذف اطلاعات
از صادق علیه السلام از حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: شگفت انگیز ترین مردم از جهت ایمان و عظیم ترین آنها از روی یقین مردمی هستند که در آ ا مان خواهند بود چون را ندیده اند و از نیز محجوبند، اما به سوادی که بر بیاضی رقم خورده ( نوشته های روی کاغذ) ایمان دارند!1
البته در روایات بسیاری بر شرایط سخت ایمان در آ ا مان و کمی مومنان تاکید شده، و به همین خاطر در روایاتی ایمان در شرایط سخت تقیه، صریحاً برتر شمرده شده است:
هر از شما بمیرد در حالی که منتظر این امر (ظهور ) باشد مانند ی است که با حضرت قائم (عجل اللّه فرجه) در خیمه ایشان بوده باشد. نه، بلکه مانند ی است که همراه با حضرت شمشیر بزند؛ نه، به خدا قسم نیست مگر مانند ی که همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شهید شده است.2
1.أَعْجَبُ النَّاسِ إِیمَاناً وَ أَعْظَمُهُمْ یَقِیناً قَوْمٌ یَکُونُونَ فِی آخِرِ ا َّمَانِ لَمْ یَلْحَقُوا النَّبِیَّ وَ حُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَى بَیَاض‏.کمال الدین ج١ باب ٢٥ ح٨ و من لا یحضره الفقیه مثله.
2.من ماتَ مِنکُم و هُوَ مُنتَظِرٌ لِهذا الاَمرِ کَمَن هُوَ مَعَ القائِمِ فی فُسطاطِهِ، لا، بَل کَمَن قارَعَ مَعَهُ بِسَیفِهِ، لا، وَاللّهِ اِلّا کَمَنِ استُشهِدَ مَعَ رَسولِ اللّهِ.
المحاسن، ج‏1، ص : 156، باب 22 و ص : 174، باب 38 من مات على هذا الأمر کان کمن استشهد مع رسول الله ص، الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، 372. الإمامة و بصرة من الحیرة، ص : 122، و الغیبة للنعمانی، ص : 330، باب 25 ما جاء فی أن من عرف إمامه لم یضره تقدم هذا الأمر أو تأ ، به اسناد متعدد.



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/مومنین-آخر-الزمان




بر حسین علیه السلام می گریم نه بر مرگ خود...

درخواست حذف اطلاعات
۱. ... اَسترى آوردند و مسلم را بر آن، سوار د؛ دورش را گرفتند و شمشیرش را برداشتند ... اشک از چشمانش جارى شد و گفت: این، آغاز نیرنگ است ... عمرو بن عبید الله بن عبّاس، به او گفت: هر آن چه تو می جویی، طلب کند، وقتی این فرجام که بر سر تو آمده، به او رسد، گریه نمی کند. مسلم گفت: به خدا سوگند، من براى خود ، گریه نمى کنم ... بلکه براى خاندانم گریه مى کنم که به سوی من مى آیند؛ براى حسین علیه السلام و خاندان حسین علیه السلام گریه مى کنم ...

۲. ... دو جوان از قبیله جابر به نام سیف بن حارث بن سریع و مالک بن عبد بن سریع که پسرعمو و از جانب مادر، برادر بودند با چشم گریان به حسین علیه السلام نزدیک شدند. علیه السلام فرمود: پسران برادرم، چرا گریه می کنید؟ به خدا سوگند امید دارم که تا ساعتی دیگر چشمانتان خنک [و دلتان شاد] شود. گفتند: خدا ما را فدایت گرداند؛ نه، به خدا سوگند نه برای خود، بلکه برای تو می گرییم. از این که می بینیم که دشمن تو را محاصره کرده و ما نمی توانیم تو را از دشمن حفظ کنیم. علیه السلام فرمود: پسران برادرم خدا به شما بهترین پاداش پرهیزکاران را دهد که از این مصیبت متاثر شده و به جان خود با من مواسات می کنید ... قدری گذشت [و پس از شهادت حنظله بن اسعد الشبامی] آن دو جوان به سوی میدان رفتند؛ در حالی که روی خود را به سوی حسین علیه السلام برگردانده و [به رسم وداع] می گفتند: السلام علیک یا ابن رسول الله. و نیز پاسخ داد: و علیکما السلام و رحمه الله. پس جنگیدند تا کشته شدند.
... و أتی ببغلة فحمل عَلَیْهَا، و اجتمعوا حوله، و انتزعوا سیفه من عنقه ... فدمعت عیناه ثمّ قال: هذا اوّل الغدر... فَقَالَ لَهُ عَمْرو بن عُبَیْد اللَّهِ بن عباس: إن من یطلب مثل الَّذِی تطلب إذا نزل بِهِ مثل الَّذِی نزل بک لم یبک. قَالَ: إنی وَالله مَا لنفسی أبکی ... و لکن أبکی لأهلی المقبلین إلیّ، أبکی لحسین و آل حُسَیْن ... (تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۷۴)
... و جَاءَ الفتیان الجابریان: سیف بن الحارث بن سریع، و مالک ابن عبد بن سریع، و هما ابنا عم، و أخوان لأم، فأتیا حسینا فدنوا مِنْهُ و هما یبکیان، فَقَالَ: أی ابنی أخی، مَا یبکیکما؟ فو الله إنی لأرجو أن ت ا عن ساعة قریری عین، قَالا: جعلنا الله فداک! لا وَالله مَا عَلَى أنفسنا نبکی، ولکنّا نبکی عَلَیْک، نراک قَدْ أحیط بک، وَ لا نقدر عَلَى ان نمنعک، فقال: جزاکما الله یا بنى أخی بوجدکما من ذَلِکَ و مواساتکما إیای بأنفسکما أحسن جزاء المتقین ... قَالَ: ثُمَّ استقدم الفتیان الجابریان یلتفتان إِلَى حُسَیْن و یقولان: السلام علیک یا ابن رَسُول الله فَقَالَ: و عَلَیْکُمَا السلام و رحمة الله فقاتلا حَتَّى قتلا (تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۴۲)

گردآوری: https://t.me/zecra



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/بر-حسین-علیه-السلام-می-گریم-نه-بر-مرگ-خود




ت در نگاه یزیدیان

درخواست حذف اطلاعات
حسین علیه السلام و یارانش هنگام حرکت به سوی کوفه، در جایی به نام ثعلبیه فرود آمدند. بشر بن غالب بر ایشان وارد شد و گفت: ای پسر رسول خدا مرا آگاه کن از معنای این سخن خدا "یوم ندعوا کل أناس بإمامهم." (روزی که هر گروهی را با شان فرامی خوانیم)
حسین علیه السلام فرمود: ی به هدایت دعوت کرده و گروهی او را اجابت کرده اند و ی به گمراهی فراخوانده و قومی دعوتش را پذیرفته اند. آنان در بهشت اند و اینان در دوزخ. و این همان سخن خدا است که "فریق فی الجنة و فریق فی السعیر" (امالی الصدوق، ص۲۱۷)
در شناخت انگیزه قاتلان حسین علیه السلام بیش از هر چیز باید به برداشت آنان از " ت" توجّه داشت؛ برداشت باطلی که مطابق با مذهب رسمی اهل سنّت و تبلیغات حکومت اموی بود. یزیدیان از آغاز تا فرجام، بر این تاکید داشتند که آن چه می کنند، با معیارهای ولایتمداری، درست و ارزشمند است. به چند نمونه توجّه کنید:
۱. والی کوفه، نعمان بن بشیر، پس از ورود مسلم بن عقیل به منبر رفته، زبان به تهدید گشوده و چنین می گوید :... اگر رودرروی من بایستید و بیعت خود را بشکنید و با خود [یعنی یزید] مخالفت کنید، سوگند به الله که جز او خ نیست، تا وقتی که قبضه شمشیر در دستم بماند، شما را با شمشیر می زنم؛ اگر چه هیچ یک از شما مرا یاری نکند. امیدوارم در میان شما حقّ شناسان بیش از انی باشند که باطل به هلاکتشان می کشاند.
۲. همچنین عبیدالله بن زیاد پس از دستگیری هانی بن عروه، بر فراز منبر خطبه می خواند: ... ای مردم! به طاعت خدا و طاعت ان خود درآویزید و اختلاف و تفرقه نورزید که هلاک خواهید شد ...این جمله ظاهراً تفسیری است بر آیه شریفه "و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا"
۳.مسلم بن عقیل را دستگیر کرده و به قصر ابن زیاد آوردند. بر درگاه قصر میان او و مسلم بن عمرو الباهلی گفتگویی درگرفت. مسلم بن عمرو، مسلم بن عقیل را سرزنش کرده و گفت: ... من فرزند ی هستم که حقّ را شناخت، آن گاه که تو آن را نشناختی و برای ش [یعنی یزید] خیرخواهی کرد، آن گاه که تو به او خیانت کردی و حرف شنید و اطاعت کرد، آن گاه که تو نافرمانی کرده و مخالفت ورزیدی.

۴. ابن زیاد نامه ای به حرّ بن یزید نوشت و دستور داد کاروان حسین علیه السلام را متوقّف کند و این نامه را به همراه شخصی از قبیله کنده فرستاد. ابوالشعثاء یزید بن زیاد بن المهاصر _که هم قبیله او بود_ به آن شخص گفت: مادرت به عزایت بنشیند، این چیست که برایش آمده ای؟ آن شخص نیز با ح حقّ به جانب پاسخ داد: برای چه آمده ام؟ خود را فرمان برده ام و به بیعت خویش وفا کرده ام . ابوالشعثاء گفت: خدایت را نافرمانی کردی و ت را در هلاک خویش فرمان بردی. ننگ و آتش برای خود به دست آوردی. خداوند فرموده: "و آنان را انی قرار دادیم که به آتش فرا می خوانند و روز قیامت یاری نمی شوند. " مقصود، تو است.
۵. یکی از فرماندهان یزید به نام عمرو بن للحجاج ا بیدی در روز عاشورا می گفت: ای کوفیان! بر فرمانبرداری خود و همراهی جماعت بمانید و در کشتن انی که از دین بیرون رفته و با [یعنی یزید] مخالفت کرده اند تردید به خود راه ندهید.
۶. روایت کرده اند که شمر بن ذی الجوشن پس از صبح می گفت: خدایا تو شریفی و شرافت را دوست داری و می دانی که من هم شریفم، پس مرا بیامرز! ابواسحاق به او گفت: چگونه خدا تو را بیامرزد در حالی که به سوی پسر دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفته و بر کشتن او یاری دادی؟! شمر گفت: ای وای، چه می کردیم؟! ان ما چنین دستور دادند و ما با آنها مخالفت نکردیم و اگر با آنها مخالفت می کردیم از این ان پست تر بودیم!
۷. قاتل بریر بن خضیر به نام کعب بن جابر نیز در شعری می گوید: (اگر عبیدالله را دیدی به او خبر بده که من گوش به فرمان خلیفه ام)
و همو سالهای بعد همچنان به جنایات خود افتخار کرده و می گوید: (خدایا ما وفا کردیم پس ما را مانند انی که خیانت د قرار مده)
امّا دیدگاه حسین علیه السلام و شیعیان درست در برابر برداشت آنان قرار داشت.
آنان همواره بر شروط ت و معیارهای شرعی آن تاکید داشتند.
علیه السلام در پاسخ نامه کوفیان، برخی شروط را برشمرده است: به جانم سوگند که نیست، مگر ی که به کتاب خدا عمل کند؛ عد در پیش گیرد؛ حقّ را دین خود قرار دهد [یا به حقّ حکم کند] و خودش را در راه خدا وقف نماید.
و خطاب به حرّ بن یزید فرمود:... ای مردم اگر تقوا پیشه کنید و حق را برای اهلش بشناسید نزد خدا پسندیده تر است. ما اهل بیت به ولایت این امر (یعنی حکومت) سزاوارتریم از این افراد که چیزی را ادّعا می کنند که حقّ آنان نیست و در میان شما به ستم و رفتار می کنند ...

1. ... إن أبدیتم صفحتکم لی، و نکثتم بیعتکم، و خالفتم کم، فوالله الَّذِی لا إله غیره لأضربنّکم بسیفی مَا ثبت قائمه فِی یدی، و لو لَمْ یَکُنْ لی مِنْکُمْ ناصر. أما إنی أرجو أن ی من یعرف الحق مِنْکُمْ أکثر ممن یردیه الباطل. (تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۵۶)
2. ... أَیُّهَا النَّاسُ، فاعتصموا بطاعة الله و طاعة أئمتکم، وَ لا تختلفوا وَ لا تفرقوا فتهلکوا ... (تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۶۸)
3. ... انا ابن من عرف الحق إذ أنکرته، و نصح لإمامه إذ غششته، و سمع و أطاع إذ عصیته و خالفت ... (تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۷۶)
4. "و ما جئت فِیهِ! أطعت إمامی، و وفیت ببیعتی" .... "عصیت ربک، و أطعت إمامک فِی هلاک نفسک، بت العار و النار، قَالَ اللَّه عَزَّ وَجَلَّ: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ لا یُنْصَرُونَ، فهو إمامک." (تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۰۸)
5. یَا أَهْلَ الْکُوفَةِ، ا موا طاعتکم و جماعتکم، وَ لا ترتابوا فِی قتل من مرق من الدین، و خالف الإمام. (تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۳۵)
6. وَیْحَکَ، فَکَیْفَ نَصْنَعُ، إِنَّ أُمَرَاءَنَا هَؤُلاءِ أَمَرُونَا بِأمرٍ، فَلَمْ نُخَالِفْهُمْ، وَ لَوْ خَالَفْنَاهُمْ کُنَّا شَرًّا مِنْ هَذِهِ الْحُمُرِ (تاریخ ال ، ج۵، صص۱۲۵و۱۲۶)
7. فأبلغ عُبَیْد اللَّهِ إما لقیته ... بأنی مطیع للخلیفة سامع ... یا رب إنا قَدْ وفینا، فلا تجعلنا یَا رب کمن قَدْ غدر. (تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۳۳) ... "... فلعمری مَا الإمام إلا العامل بالکتاب، و الآخذ بالقسط، و الدائن بالحق، و الحابس نفسه عَلَى ذات الله." (تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۵۳)
أَیُّهَا النَّاسُ، فإنکم إن تتقوا و تعرفوا الحق لأهله یکن أرضى لِله و نحن أهل البیت أولى بولایة هَذَا الأمر عَلَیْکُمْ من هَؤُلاءِ المدعین مَا لیس لَهُمْ، و السائرین فیکم بالجور و العدوان ...(تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۰۲)
گردآوری : https://t.me/zecra



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/امامت-در-نگاه-یزیدیان




مطالبی متناسب با ایام سوگواری حسین علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات
مطالبی متناسب با ایام سوگواری حسین علیه السلام:

در هنگام اندوه ما اندوهگین باش، و در وقت شادی ما شادی کن...

ایام شهادت حسین علیه السلام؛ ایام حزن یا ایام شادی؟!!!

استدلال سجاد علیه السلام بر عزای طولانی

تعطیلی ب و کار در روز عاشورا

اتمام حجت سید ال ء علیه السلام با دشمن

حدیث عزا و اشک و معنای آن

ت در نگاه یزیدیان

فضیلت گریه بر حسین علیه السلام در منابع عامه

کیفیت تعزیت عاشورا

بر حسین علیه السلام می گریم نه بر مرگ خود...

تفکر شمر را بشناسیم

دلش نخواهد مرد

رحمت خدا بر اشک دیدگانت!



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/مطالبی-متناسب-با-ایام-سوگواری-امام-حسین-علیه-السلام




دلش نخواهد مرد

درخواست حذف اطلاعات
حضرت رضـا علیه الصّلاة و السّلام:
ی که مصائب ما را یاد کند، و برای آنچه که بر ما وارد شده گریه کند، روز قیامت همراه ما در درجهٔ ما خواهد بود.
و ی که مصیبت های ما را یادآوری کند، و گریه کند و بگریاند، روزی که همهٔ چشم ها گریان است چشمان او نخواهند گریست.
و ی که در مجلسی بنشیند که در آن مجلس امر ما اهل بیت زنده می شود، روزی که دل ها و قلب ها می میرد، دل او نمی میرد.

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ الْقَطَّانُ وَ مُحَمَّدُ النَّقَّاشُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ قَالُوا أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ الرِّضَا ع مَنْ تَذَکَّرَ مُصَابَنَا وَ بَکَى لِمَا ارْتُکِبَ مِنَّا کَانَ مَعَنَا فِی دَرَجَتِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَنْ ذُکِّرَ بِمُصَابِنَا فَبَکَى وَ أَبْکَى لَمْ تَبْکِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْکِی الْعُیُونُ وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیَا فِیهِ أَمْرُنَا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ...
عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏1، ص: 294، أمالى شیخ صدوق قدّس سرّه، ص: 73 مجلس 17 روایت4 به سند معتبر.



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/دلش-نخواهد-مرد




رحمت خدا بر اشک دیدگانت!

درخواست حذف اطلاعات

روایت شده صادق علیه السلام در ضمن کلامی از مِسمع پرسیدند:«آیا رفتار نا پسندی را که با سیدال ء علیه السلام شد به یاد می آوری؟
مسمع گوید: عرض : آری!
فرمود: بی ت میکنی؟ عرض : آری، به خدا سوگند اشکم جاری می شود،دگر گونی ام برای خانواده محسوس است، به نحوی بی تاب می شوم که نمی توانم غذا بخورم و آثار آن در چهره ام آشکار است.
حضرت فرمود: رحمت خدا بر اشک دیدگانت!
تو از انی محسوب می شوی که در مصائب ما بی ت می کنند و به شادی ما مسرور و به جهت حزن و اندوه ما اندوهناک، و هنگام خوف ما خائف و هراسناک و هنگام امنیت ما در امن و امانند.
بدان که هنگام جان دادن تو پدران من حاضر شوند،سفارش تو را به ملک الموت نموده و با بشارت به ملاقات تو آیند به نحوی که قبل از مردن چشم تو روشن گردد.
ملک الموت از مادر مهربان به تو مهربان تر و دلسوزتر باشد... .
هر چشمی که برای ما گریان شود،از نعمت نظر به کوثر بهره مند شده و از آن خواهد نوشید،هر چه محبتش به ما بیشتر لذت او از آب کوثر بیشتر خواهد بود.
کامل ا یارات ١٠٣-١٠١. بحارالانوار ٢٩١/٤٤




منبع : http://sohof2.blog.ir/post/رحمت-خدا-بر-اشک-دیدگانت




حقایق جنایات یزید از زبان جانشین و فرزندش

درخواست حذف اطلاعات
چندین تن از تاریخ نگاران سنی و نیز انی چون ابن حجر مکى در کتاب الصواعق المحرقه که در دفاع از شیخین و ردّ بر شیعه نوشته چنین مى نگارند: (وقتى یزید مُرد) معاویه بن یزید به میان مردم نیامد و در امور حکومت دخ نکرد و فقط چهل روز حاکمیت داشت. و از حسن حال او این بود که او وقتى بر فراز منبر رفت، گفت: همانا این خلافت، ریسمان الهى است و جدّم معاویه آن را به ناحق از على بن ابى طالب علیه السلام گرفت و آن چه را مى خواست با شما انجام داد... سپس نوبت به پدرم رسید و او نیز اهلیّت تصدّى خلافت را نداشت و با فرزند رسول الله نزاع کرد و عمرش رفت و گناهانش گریبانگیر او در قبر شد.
سپس گریست تا اشک هایش جاری شد و گفت: (پدرم) یزید، عترت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله را به قتل رساند، شرب خمر را مباح کرد و کعبه را ت یب نمود. و من این امر حکومت را نمی پذیرم...

«لم ی ج إلى الناس ولا صلّى بهم، ولا أدخل نفسه فی شی‏ء من الأمور، وکانت مدّة خلافته أربعین یوماً .... ومن صلاحه الظاهر: أنه لمّا ولی صعد المنبر فقال: إن هذه الخلافة حبل اللَّه، وإن جدّی معاویة نازع الأمر أهله ومن هو أحقّ به منه علی بن أبی طالب، ورکب بکم ما تعلمون، حتى أتته منیّته فصار فی قبره رهیناً بذنوبه. ثم قلد أبی الأمر وکان غیر أهل له، ونازع ابن بنت رسول اللَّه صلى اللَّه علیه وسلم، فقصف عمره وانبتر عقبه وصار فی‏ قبره رهیناً بذنوبه. ثم بکى [بدایه: حتى جرت دموعه] وقال: إن من أعظم الأمور علینا علمنا بسوء مصرعه وبئس منقلبه، وقد قتل عترة رسول اللَّه صلى اللَّه علیه وسلّم، وأباح الخمر [الحرم] و ّب الکعبة. ولم أذق حلاوة الخلافة فلا أتقلد مرارتها، فشأنکم أمرکم. واللَّه لئن کانت الدنیا خیراً فقد نلنا منها حظاً، ولئن کانت شراً فکفى ذریة أبی سفیان ما أصابوا منها.ثم تغیّب فی منزله حتى مات بعد أربعین یوماً على ما مر. فرحمه اللَّه أنصف من أبیه، وعرف الأمر لأهله»
ابن حجر، الصواعق المحرقه، ج2، ص641-642. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج 12، ص 350؛ مقدسی، البدء و اریخ، ج‏6 ،ص17؛ ابن العبری، تاریخ‏ مختصر ال ، ص111، با تع ر مشابه.



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/حقایق-جنایات-یزید-از-زبان-جانشین-و-فرزندش




دروغ، بدتر از کلید بدیها!

درخواست حذف اطلاعات
حضرت باقر علیه السلام: خداى عز و جل براى بدى قفل هائى قرار داده، و کلیدهاى آنها را قرار داده، و دروغ بدتر از است.
و به سند دیگری فرمود: دروغ ویران ‏کننده ایمان است.1
حضرت المؤمنین علیه السلام: هیچ بنده مره ایمان را نچشید تا دروغ را ترک کند چه شوخى باشد و چه جدى.2
نقل است که حسین علیه السلام در روز عاشورا فرمود:به خدا سوگند از آن هنگام که دانسته ام خداوند بر دروغگویان خشم می گیرد؛ قصد دروغ گفتن نکرده ام.3
شاید بی تناسب نباشد که بگوییم بسیاری از مفاسد امروزه با دروغ گره خورده است. مفاسد ، و تبعیت از طواغیت، مفاسد اقتصادی و ی ها و رشوه ها و کلاهبرداری ها، منازعات خانوادگی و مفاسد ، مفاسد دینی و کرامت سازی برای بدعت گزاران و... همگی بدون دروغ اساس و رکنی مهم را از دست می دهند!
1. البرقی عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ‏ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِیحَ‏ تِلْکَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْکَذِبُ‏ شَرٌّ مِنَ الشَّرَابِ‏. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 339، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: 244 عن ابن فضال عن عثمان.
2.البرقی عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ الطَّائِیِّ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ لَا یَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ حَتَّى یَتْرُکَ الْکَذِبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ.الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 341
3.«وَ اللَّهِ مَا تَعَمَّدْتُ کَذِباً مُنْذُ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ یَمْقُتُ‏ عَلَیْهِ أَهْلَهُ». الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد ؛ مؤتمر الشیخ المفید ؛ ج‏2 ؛ ص97




منبع : http://sohof2.blog.ir/post/دروغ،-بدتر-از-کلید-بدیها




چرا او را منتظر می خوانند؟

درخواست حذف اطلاعات
از صقر بن ابى دلف روایت شده که گفت: از حضرت محمد تقى علیه السّلام شنیدم که می فرمود: بعد از من نامش على است. امر او امر من و گفته او گفته من و پیروى او پیروى من است و بعد از او فرزندش حسن است. امر و گفته و پیروى او، امر و گفته و پیروى پدرش میباشد.
سپس حضرت ت شدند. عرض : یا ابن رسول الله! بعد از حسن (علیه السلام) کیست؟ حضرت سخت گریست سپس فرمود: بعد از حسن، فرزندش قائم بحق و منتظر است. گفتم چرا او را قائم می گویند؟ فرمود: زیرا بعد از آنکه نامش از خاطره ‏ها فراموش شود و اکثر معتقدین به تش از دین خدا برگردند، قیام می کند عرض : چرا او را منتظر می خوانند؟ فرمود: زیرا برای مهدی (علیه السلام) غیبتی طولانی مدت است که باعث میشود تنها انسان های مخلص و با ایمان منتظر ظهور او باشند و همچنین باعث میشود انی که در وجود او شک داشتند، او را انکار کرده و انی که به یاد او هستند را مس ه کنند. انى که وقت ظهور را تعیین می کنند بسیار شوند و آنان که در این باره شتاب می نمایند به هلاکت می رسند و آنها که در مقام تسلیم هستند رستگار می شوند.
ابْنُ عُبْدُوسٍ عَنِ ابْنِ قُتَیْبَةَ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنِ الصَّقْرِ بْنِ دُلَفَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ الرِّضَا ع یَقُولُ إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدِی ابْنِی عَلِیٌّ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ قَوْلُهُ قَوْلِی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی وَ الْإِمَامَةُ بَعْدَهُ فِی ابْنِهِ الْحَسَنِ أَمْرُهُ أَمْرُ أَبِیهِ وَ قَوْلُهُ قَوْلُ أَبِیهِ وَ طَاعَتُهُ طَاعَةُ أَبِیهِ ثُمَّ سَکَتَ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْإِمَامُ بَعْدَ الْحَسَنِ فَبَکَى ع بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ قَالَ إِنَّ مِنْ بَعْدِ الْحَسَنِ ابْنَهُ الْقَائِمَ بِالْحَقِّ الْمُنْتَظَرَ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ لِمَ سُمِّیَ الْقَائِمَ قَالَ لِأَنَّهُ یَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِکْرِهِ وَ ارْتِدَادِ أَکْثَرِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ فَقُلْتُ لَهُ وَ لِمَ سُمِّیَ الْمُنْتَظَرَ قَالَ لِأَنَّ لَهُ غَیْبَةً تَکْثُرُ أَیَّامُهَا وَ یَطُولُ أَمَدُهَا فَیَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ الْمُخْلِصُونَ وَ یُنْکِرُهُ الْمُرْتَابُونَ وَ یَسْتَهْزِئُ بِذِکْرِهِ الْجَاحِدُونَ وَ یَکْثُرُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ وَ یَهْلِکُ فِیهَا الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ یَنْجُو فِیهَا الْمُسْلِمُونَ.
کمال الدین ج‏2، ص 378



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/چرا-او-را-منتظر-می-خوانند




هفت خصلت المؤمنین علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات
روایت است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله دستی به کتف علی علیه السلام زده و فرمود: ای علی! هفت خصلت در تو هست که هیچ یک از قریش نمی تواند با تو رقابت و احتجاج کند.
آن هفت خصلت چنین است:«تو اولین ایمان آورنده به خدا از بین مؤمنان و وفادارترین آنان به عهد خدا و ب ادارترین فرد به امر خدا و تقسیم کننده به تساوی و عادل ترین آن ها با مردم و عالم ترین آنان به قضایا و حوادث می باشی و ی هستی که روز قیامت درجه و مزیتش از همه عظیم تر است».
«... أَنْتَ أَوَّلُهُمْ إِیماناً بِاللَّهِ وَأَوْفاهُمْ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَقْوَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ وَأَقْسَمُهُمْ بِالسَّوِیةِ وَأَعْدَلُهُمْ فِی الرَّعِیةِ وَأَبْصَرُهُمْ فِی الْقَضِیةِ وَأَعْظَمُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ یوْمَ الْقِیامَةِ مَزِیةً»
امالی طوسی، ص 553؛ الخصال صدوق، ج 2، ص 363؛ کشف الیقین، ص 283؛ کشف الغمة، ج 1، ص 152؛ مناقب آل طالب، ج 2، ص 6. جامع الاحادیث، ج 23، ص 317؛ کنز العمال، ج 11، ص 617؛ بحارالانوار، ج 38، ص 10



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/هفت-خصلت-امیرالمومنین-علیه-السلام




برتر از هزار ماه ...

درخواست حذف اطلاعات

از حضرت صادق علیه السلام سؤال شد: «چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟»
فرمودند: «الْعَمَلُ الصَّالِحُ فِیهَا خَیْرٌ مِنَ الْعَمَلِ فِی أَلْفِ شَهْرٍ لَیْسَ فِیهَا لَیْلَةُ الْقَدْر…»
کار نیک در آن شب از کار در هزار ماه که در آنها شب قدر نباشد بهتر است. و اگر زیادت دهی خداوند برای مؤمنان نبود، خود بدان نمی رسیدند، اما خداوند حسنات را [به حب ما] زیاد می کند.
من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص158. ثواب الاعمال، ص67 به سند صحیح. الکافی به مثل همان سند. و کلمه «بحبنا» در پایان آن نیز آمده است.





منبع : http://sohof2.blog.ir/post/برتر-از-هزار-ماه




شب آمرزش گناهان

درخواست حذف اطلاعات
رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: هر از روى ایمان و براى رضاى خدا شب قدر را شب زنده دارى و عبادت کند، خداوند خطاهاى گذشته‏ اش را مى ‏آمرزد.
بالأسانید، قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله: مَنْ قَامَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ إِیمَاناً وَ احْتِسَاباً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ.‏ فضائل الأشهر الثلاثة، ص: 105، و ص: 136 به سند دیگر. و روضة الواعظین، ج‏2، ص349.

حضرت کاظم علیه السلام فرمود: هر شب قدر غسل کند و تا طلوع سپیده، شب ‏زنده‏ دارى کند، از گناهان خود بیرون مى‏ رود.
عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ قَالَ قَالَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع‏ مَنِ اغْتَسَلَ‏ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ أَحْیَاهَا إِلَى طُلُوعِ الْفَجْرِ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ
فضائل الأشهر الثلاثة، ص: 137 و در همین باب اسناد دیگری در این معنا آمد. و روضة الواعظین، ج‏2، ص348.



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/شب-آمرزش-گناهان




تاثیر عجیب دعا در حق دیگران. برای خودشخص دعا کننده

درخواست حذف اطلاعات

روایتی از صادق علیه السلام:

اگر شخصی در پشت سر برادر مؤمنش برای او دعا کند، ، از عرش ندا می شودِ، برای تو صد هزار برابر مثل او است (صد هزار برابر برای تو است)

این در حالی است که اگر برای خودش دعا می کرد، فقط به اندازه همان یک دعایش به او داده می شد.

پس دعای تضمین شده ای که صدهزار برابر آن داده می شود بهتر است از دعایی(دعای شخص دعا کننده برای خود) که معلوم نیست مستجاب بشود یا نشود.

إِذَا دَعَا الرَّجُلُ لِأَخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ نُودِیَ مِنَ الْعَرْش،ِ وَ لَکَ مِائَةُ أَلْفِ ضِعْفِ مِثْلِه وَ إِذَا دَعَا لِنَفْسِهِ کَانَتْ لَهُ وَاحِدَةٌ. فَمِائَةُ أَلْفٍ مَضْمُونَةٌ خَیْرٌ مِنْ وَاحِدَةٍ لَا یَدْرِى یُسْتَجَابُ لَهُ أَمْ لا

شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص212 و و نیز در الکافی، ج2، ص507 باب الدعاء للاخوان بظهر الغیب در این معنا7 روایت دارد. و نیز ر.ک به ص509/ ح2 و 5 و 7؛ و ص487/ ح1

مشابه آن روایاتی در عمل به اصحاب به این روایت در کتبی مانند رجال کشی از عبد الله بن جندب و اصل زید نرسی آمده است.


چه نیکو که برای بهترین خلایق خدا زمان علیه السلام دعا کنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج




منبع : http://sohof2.blog.ir/post/تاثیر-عجیب-دعا-در-حق-دیگران-برای-خودشخص-دعا-کننده




دهه آ ماه مبارک رمضان

درخواست حذف اطلاعات
صادق علیه السلام: در هرشب دهه آ ماه مبارک رمضان چنین بخوانید [و از خداوند آمرزش همه گناهان را تا پایان این ایام مبارک بخواهید]:
«أَعُوذُ بِجَلَالِ وَجْهِکَ الْکَرِیمِ أَنْ یَنْقَضِیَ عَنِّی شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتِی هَذِهِ وَ لَکَ قِبَلِی ذَنْبٌ أَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنِی عَلَیْهِ.»

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَقُولُ فِی الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ- أَعُوذُ بِجَلَالِ وَجْهِکَ الْکَرِیمِ أَنْ یَنْقَضِیَ عَنِّی شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتِی هَذِهِ وَ لَکَ قِبَلِی ذَنْبٌ أَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنِی عَلَیْهِ.
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏4، ص: 160 بَابُ الدُّعَاءِ فِی الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ‏ ح1و ح4 و من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص: 161 از نوادر ابن عمیر، المقنعة، ص: 189 و...
در این ابواب از کتب روایی اعمال و ادعیه متعددی برای دهه آ ماه مبارک رمضان شمرده شده است، که اهمیت فراوان آن از متن اخبار معلوم است، و سزاوار است به کتب مربوطه مراجعه شود.



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/دهه-آخر-ماه-مبارک-رمضان




مراقب جوانانتان باشید...

درخواست حذف اطلاعات
صادق علیه السلام فرمود: مراقب جوانانتان باشید که غالیان آنها را فاسد نکنند، زیرا غالیان بدترین خلق خدا هستند. عظمت خدا را کوچک می نمایند و برای بندگان خدا ادعای ربوبیت می کنند. به خدا سوگند غالیان از یهود و نصاری و مجوس و مشرکان بدترند.
سپس فرمود: غالی به سوی ما باز می گردد ولی او را نمی پذیریم در حالی که مقصر «کوچک کننده ما» به ما می پیوندد و او را می پذیریم. پرسیدند: چرا ای پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله؟ فرمود: زیرا غالی به ترک و زکات و روزه و حج عادت کرده و هرگز نمی تواند عادت خود را ترک کند و به اطاعت خدا برگردد؛ ولی مقصر هر گاه شناخت پیدا کرد؛ عمل می کند و اطاعت می نماید.
أخبرنا الحسین بن عبید الله ، قال : أخبرنا أحمد بن محمد بن یحیى العطار ، قال حدثنا أبی عن أحمد بن محمد بن خالد عن العباس ابن معروف عن عبد الرحمن بن مسلم عن فضیل بن یسار قال: قال الصادق علیه السلام احذروا على شبابکم الغلاة لا یفسدونهم فإن الغلاة شر خلق الله یصغرون عظمة الله ویدعون الربوبیة لعباد الله والله إن الغلاة شر من الیهود والنصارى والمجوس والذین أشرکوا. ثم قال علیه السلام: إلینا یرجع الغالی فلا نقبله وبنا یلحق المقصر فنقبله. فقیل له کیف ذلک یا بن رسول الله؟ قال لان الغالی قد اعتاد ترک الصلاة وا کاة والصیام والحج ، فلا یقدر على ترک عادته و على الرجوع إلى طاعة الله ( عزوجل ) أبدا و إن المقصر إذا عرف عمل و أطاع.
أمالی، طوسی ره، ص ۶۵۰



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/مراقب-جوانانتان-باشید




بزرگواری صادق علیه السلام در لحظات پایان عمر

درخواست حذف اطلاعات
به اسناد معتبر از "سالمه" کنیز آزاد شده صادق علیه السلام روایت شده است:
هنگامی که صادق علیه السلام در بستر مرگ افتاده بود، در کنارش بودم. لحظاتی بیهوش شد و چون به هوش آمد فرمود: به حسن بن علی بن حسین (افطس) هفتاد دینار و به فلانی، فلان مقدار و به فلان ، فلان مقدار بدهید. گفتم: آیا به مردی بخشش می کنی که با چاقو به تو حمله کرد و می خواست تو را بکشد؟! فرمود: مگر قرآن نمی خوانی؟ گفتم: می خوانم. فرمود: آیا نشنیده ای که خدا فرموده است: "الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب"(الرعد: ۲۱)؟ آری ای سالمه! خداوند بهشت را آفرید و آن را نیکو و خوشبو گرداند و بوی خوش آن از راه دو هزار ساله به مشام می رسد؛ ولی عاقّ والدین و ی که قطع رحم کند، حتّی بوی آن را در نمی یابد.
zecra@
منابع:
الکافی، ج۷، ص۵۴
الغیبه للطوسی، ص۱۹۶
تفسیر العیاشی، ج۲، ص۲۰۹
من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۳۱
تهذیب الاحکام، ج۹، ص۲۴۶



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/بزرگواری-امام-صادق-علیه-السلام-در-لحظات-پایان-عمر




دو صف را غنیمت شمر!

درخواست حذف اطلاعات

از رضا علیه السّلام روایت است که فرمود: "هر [پیش از ] اذان و اقامه بگوید، دو صفّ از ملائکه پشت سر او می خوانند و اگر فقط اقامه بگوید بدون اذان، یک مَلَک در سمت راست و یک مَلَک در سمت چپش می خوانند." سپس فرمود: "دو صف را غنیمت شمر."

بعضی از مسلمانان به گفتن اذان و اقامه در فرادی چندان اهمیت نمی دهند. شایسته است به این دو سنّت توجّه بیشتری شود.

فی روایة العباس بن هلال عن أبی الحسن الرضا علیه السلام انه قال: "من أذن و أقام صلى وراءه صفان من الملائکة؛ و إن أقام بغیر أذان صلى عن یمینه واحد و عن شماله واحد"؛ ثم قال: "اغتنم الصفین." (من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۸۷)

zecra@




منبع : http://sohof2.blog.ir/post/دو-صف-را-غنیمت-شمر




پنهان و آشکار کارها

درخواست حذف اطلاعات

رضا علیه السلام فرمودند: [ثواب] ی که کار نیک خود را پنهان کند با هفتاد کار نیکو برابر است و ی که کار زشت خود را فاش می سازد، خدا او را خوار رها سازد و ی که بر کار زشت خود پوشد، خدا او را بیامرزد.
حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) قَالَ الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ تَعْدِلُ سَبْعِینَ حَسَنَةً وَ الْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج۱، ص۱۷۹، منشورات الشریف الرضی




منبع : http://sohof2.blog.ir/post/پنهان-و-آشکار-کردن-کارها




شناخت برخی از اولیات اخلاقی

درخواست حذف اطلاعات
روایت است که حسن بن جهم گوید:
از حضرت رضا علیه السلام پرسیدم فداىتان شوم، حد توکل چیست؟ پس به من فرمود: حد توکل این است که چون با خداوند باشى از احدى نترسى.
عرض حد تواضع چیست؟ فرمود آن است که با مردم آن گونه رفتار کنى که دوست دارى مردم مثل آن با تو رفتار کنند.
عرض فدایتان شوم مایل هستم بدانم نزد شما چه جایگاهی دارم؟ حضرت فرمودند به جایگاهی که ما نزد خودت داریم بنگر!

حدثنا الحسین بن أحمد بن إدریس قال حدثنا أبی قال حدثنا أبو سعید سهل بن زیاد الآدمی قال حدثنا الحسن بن علی بن النعمان عن محمد بن أسباط عن الحسن بن الجهم قال سألت الرضا علیه السلام فقلت له جعلت فداک ما حد وکل فقال لی ان لا تخاف مع الله أحدا قال قلت فما حد واضع قال إن تعطى الناس من نفسک ما تحب ان یعطوک مثله قال قلت جعلت فداک اشتهى ان اعلم کیف انا عندک قال انظر کیف انا عندک.
امالی للصدوق، ص240؛ عیون الاخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص50؛
مشابه فراز اول با اسناد دیگر از صادق علیه السلام نیز نقل شده است. نمونه: الأصول الستة عشر (ط - دار الحدیث)، ص: 311؛ الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 57؛ مشابه فراز دوم: ا هد، ص23 و لأمالی (للصدوق)، ص: 608؛ معانی الأخبار، ص: 198؛ مشابه فراز سوم: الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 652 و...



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/شناخت-برخی-از-اولیات-اخلاقی




اصل مهم اقتصادی به روایت رضا علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

از رضا علیه السلام روایت است که مردى خدمت حضرت ابو عبد اللّه صادق علیه السلام آمد و از راه نصیحت و خیرخواهى گفت: چرا اموال پراکنده‏ اى (مانند زمین) در اینجا و آنجا یده ‏اى؟ اگر اینها در یک منطقه بود، رسیدگى به آنها آسانتر و کم‏ جتر مى‏ شد و عایدى آن بیشتر بود. صادق علیه السلام به او گفت: من آنها را در مناطق مختلف برگزیدم تا اگر به این منطقه آفت برسد، از سایر مناطق بهره‏ مند باشم و خسارت کلى پیش نیاید. و اگر همه مناطق سالم بماند، درآمد آن وارد یک کیسه خواهد شد. مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع یَقُولُ إِنَّ رَجُلًا أَتَى جَعْفَراً ع شَبِیهاً بِالْمُسْتَنْصِحِ لَهُ فَقَالَ لَهُ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ کَیْفَ صِرْتَ اتَّخَذْتَ الْأَمْوَالَ قِطَعاً مُتَفَرِّقَةً وَ لَوْ کَانَتْ فِی مَوْضِعٍ کَانَ أَیْسَرَ لِمَئُونَتِهَا وَ أَعْظَمَ لِمَنْفَعَتِهَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اتَّخَذْتُهَا مُتَفَرِّقَةً فَإِنْ أَصَابَ هَذَا الْمَالَ شَیْ ءٌ سَلِمَ هَذَا وَ الصُّرَّةُ تَجْمَعُ هَذَا کُلَّهُ.الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 91 به سند صحیح



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/اصل-مهم-اقتصادی-به-روایت-امام-رضا-علیه-السلام




ی به خاطر دین از خانه اش بیرون رانده نشود

درخواست حذف اطلاعات
[فقیه بزرگ شیعه، و از اصحاب رضا علیه السلام] محمّد بن أبى عمیر- رضى اللَّه عنه- پارچه فروش بود. ورش ت شد و را از دست داد. [شاید بعد از غرامت سنگین زندان هارون: رجال کشی، ص591 و 592] او از مردى ده هزار درهم طلب داشت. مرد بد ار که از وضع او اطّلاع یافت خانه مس ى خود را به ده هزار درهم فروخت و مال را به در خانه او آورد، محمّد بن أبى عمیر بیرون آمد و مال را دید و پرسید: این چیست؟ گفت: این مالى است که از من میخواستى. محمّد گفت: این را از کجا آورده ‏اى؟ آیا ارث به تو رسیده؟ گفت: نه، پرسید: ى به تو بخشیده؟ گفت: نه، پرسید: مزرعه‏ اى داشتى و فروختى؟ گفت: نه، پرسید: پس از کجاست؟ گفت: خانه‏ اى داشتم که در آن زندگى مى ‏ آن را فروختم که دینم را ادا کنم، محمّد بن أبى عمیر سر برآورد و گفت: ذریح محاربى از صادق علیه السّلام مرا حدیث کرد که: « ى را براى دین از محلّى که به دنیا آمده بیرون نمى ‏کنند» این پول را بگیر من بدان نیاز ندارم، و بخدا سوگند که اکنون من حتی به یک‏ درهم هم محتاجم‏ ولى از این پول یک‏ درهم‏ هم وارد منزلم نخواهد کرد.
رَوَى إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَاشِمٍ أَنَّ مُحَمَّدَ بْنَ أَبِی عُمَیْرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ کَانَ رَجُلًا بَزَّازاً فَذَهَبَ مَالُهُ وَ افْتَقَرَ وَ کَانَ لَهُ عَلَى رَجُلٍ عَشَرَةُ آلَافِ دِرْهَمٍ فَبَاعَ دَاراً لَهُ کَانَ یَسْکُنُهَا بِعَشَرَةِ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ حَمَلَ الْمَالَ إِلَى بَابِهِ فَخَرَجَ إِلَیْهِ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ فَقَالَ مَا هَذَا قَالَ هَذَا مَالُکَ الَّذِی لَکَ عَلَیَّ قَالَ وَرِثْتَهُ قَالَ لَا قَالَ وُهِبَ لَکَ قَالَ لَا قَالَ فَقَالَ فَهُوَ ثَمَنُ ضَیْعَةٍ بِعْتَهَا قَالَ لَا قَالَ فَمَا هُوَ قَالَ بِعْتُ دَارِیَ الَّتِی أَسْکُنُهَا لِأَقْضِیَ دَیْنِی فَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ حَدَّثَنِی ذَرِیحٌ الْمُحَارِبِیُّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: لَا یُخْرَجُ الرَّجُلُ عَنْ مَسْقَطِ رَأْسِهِ بِالدَّیْنِ ارْفَعْهَا فَلَا حَاجَةَ لِی فِیهَا وَ اللَّهِ إِنِّی مُحْتَاجٌ فِی وَقْتِی هَذَا إِلَى دِرْهَمٍ وَ مَا یَدْخُلُ مِلْکِی مِنْهَا دِرْهَم‏
من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص190، علل الشرائع، ج‏2، ص: 529



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/کسی-به-خاطر-دین-از-خانه-اش-بیرون-رانده-نشود




نعمت و معصیت

درخواست حذف اطلاعات
المؤمنین علی علیه السلام: ای فرزند آدم! زمانی که می بینی خدا انواع نعمتها را به تو می رساند و تو از فرامین او س یچی می کنی، پس از خدا بترس.
عن أَمِیر الْمُؤْمِنِینَ عَلِیّ بن أَبِی طَالِبٍ ع:یَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذَرْه‏. نهج البلاغة حکمت25

نعمت و شکر




منبع : http://sohof2.blog.ir/post/نعمت-و-معصیت




معصیت خدا و بلا

درخواست حذف اطلاعات
"لئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ، وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِید"
سجّاد علیه السّلام: به خدا سوگند هیچ مردمی از آبشخورِ گناه، [سیراب] بیرون نیامدند؛ مگر به سوی عذاب خداوند.
در روایات فراوان سخن از سلب نعمت به خاطر معصیت ها آمده. باید دانست بسیاری از آسیب های جامعه و ستمی که برخی بر ایشان روا می دارند، بی ارتباط با عمل خود ایشان نیست. آیا این ظالمان و بز اران از جامعه دیگری برخاسته اند؟ و یا خود فرزند همین جمعیت بوده اند؟
تَاللَّهِ مَا صَدَرَ قَوْمٌ‏ قَطُّ عَنْ مَعْصِیَةِ اللَّهِ إِلَّا إِلَى عَذَابِه‏. الکافی، ج‏8، ص16 به سند صحیح.
نعمت و معصیت



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/معصیت-خدا-و-بلا




فراز های توحیدی زیبای مناجات روز عرفه

درخواست حذف اطلاعات
تویی خ که جز تو خ نیست، خ که چیزها را بدون اصل و مایه آفریده، و صورتها و پیکرها را بی نمونه و مانند نگاشته ای، و پدیده ها را بدون پیروی (از ی) پدید آوردی،
تویی آن که هر چیز را به مقدار معلوم (بر اساس حکمت) ایجاد نموده ای، و هر چیز را برای آنچه از آن خواسته می شود، آماده ساخته ای، و آنچه را جز تو است (همه موجودات) نظم داده و آراسته گردانیده ای. تویی آن که در آف ت شریکی یاریت نکرده و در کارت (آف هر چیز) ی تو را همراهی ننموده و بیننده و مانندی برای تو نبوده است…؛
تویی آن که جایی تو را فرا نمی گیرد و در برابر سلطنت و حکومت تو، سلطنتی نمی تواند ایستادگی کند... تویی که عدد عدد همه چیز را به شمار آورده ای...
این فراز ها که شواهد آن از آیات کریمه و روایات شریفه مخفی نیست، تفویض غالیانه را آشکارا رد می کند.
انت الله لا اله الا انت الذی انشأت الاشیاء من غیر سنخ و صورت ما صورت من غیر مثال و ابتدعت المبتدعات بلا احتذاء، انت الذی قدرت کل شیء تقدیرا و یسرت کل شیء تیسیرا و دبرت ما دونک تدبیرا. انت الذی لم یعنک علی خلقک شریک و لم یؤازرک فی امرک و لم یکن لک مشاهد و لا نظیر…؛ انت الذی لا یحویک مکان و لم یقم لسلطانک سلطان... انت الذی احصیت کل شیء عدداً... (دعای 47 صحیفه سجادیه)
مطالب مرتبط:
حقیقت ذات خداوند متعال چیست؟
ی که ادعای دیدن و رؤیت خداوند در دنیا و آ ت را د، دین ندارد!

اعتقاد به تفویض خلق و رزق به ائمه علیهم السلام شرک است
این فعل خداست که متجلی و نمایان است نه ذات خدا




منبع : http://sohof2.blog.ir/post/فراز-های-توحیدی-زیبای-مناجات-روز-عرفه




ارزش دعا برای مومنان

درخواست حذف اطلاعات
ابن ابى عمیر از زید نرسى روایت کرده است که گفت: من در موقف (عرفه و حج) با معاویة بن وهب بودم. وی در حال دعا بود. دقت دیدم براى خودش حتى یک دعا هم نکرد، امّا براى افرادى از گوشه و کنار جهان دعا می کرد و نام ایشان و پدرانشان را مى ‏برد. وقتى مردم از عرفات رفتند به او گفتم: اى عمو، از تو چیز عجیبى دیدم. گفت: چه چیز عجیبى دیدى؟ گفتم: در این محل، برادرانت را بر خود مقدّم داشتى و براى یک یک آنان دعا کردى! گفت: اى برادر زاده، از این کار تعجب نکن، زیرا از مولاى خود - که مولای تو و مولاى هر مرد و زن با ایمان است، و بعد از پدران گرامی اش علیهم السلام، سیّد و آقاى گذشتگان و آیندگان می‏ باشد- شنیدم، و اگر از آن حضرت نشنیده بودم (و دروغ بگویم) دو گوش من کر، و دو چشم من کور شود و از شفاعت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم محروم گردم، که ‏فرمود: ى که براى برادر ایمانیش در غیاب او دعا کند، فرشته ‏اى از آسمان دنیا به او ندا می دهد: اى بنده خدا، صد هزار برابر آن دعا براى تو باد. و فرشته ‏اى از آسمان دوّم ندا مى‏ دهد: اى بنده خدا، دویست هزار برابر آن دعا براى تو باد. و فرشته ‏اى از آسمان سوم ندا مى ‏دهد: اى بنده خدا، سیصد هزار برابر آن دعا براى تو باد، و فرشته ‏اى از آسمان چهارم ندا مى‏ دهد: اى بنده خدا، چهار صد هزار برابر آن دعا براى تو باد. و فرشته ‏اى از آسمان پنجم ندا مى‏ دهد: اى بنده خدا، پانصد هزار برابر آن دعا براى تو باد. و فرشته‏ اى از آسمان ششم ندا مى ‏دهد: اى بنده خدا، ششصد هزار برابر آن دعا براى تو باد. و فرشته‏ اى از آسمان هفتم ندا مى‏ دهد: اى بنده خدا، هفتصد هزار برابر آن دعا براى تو باد.
آنگاه خداوند تبارک و تعالى به او ندا مى‏ دهد: «من آن بی نیازى هستم که فقیر و محتاج نمی‏ شوم، اى بنده خدا، هزار هزار برابر آنچه دعا کردی برایت باد». حال اى برادر زاده! کدام یک از این دو بزرگتر است، آنچه من انجام دادم یا آنچه تو می‏گویى؟
الأصول الستة عشر، دار الحدیث، ص189، اصل زید نرسی



منبع : http://sohof2.blog.ir/post/ارزش-دعا-برای-مومنان