بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

شرح حال

آخرین پست های وبلاگ شرح حال به صورت خودکار از بلاگ شرح حال دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



مأموریت در ایران خاطرات "ویلیام سولیوان"

درخواست حذف اطلاعات

✅«مأموریت در ایران» نام کتاب خاطرات "ویلیام سولیوان" آ ین سفیر در ایران می باشد.

تصویری از جلد نسخه اصلی کتاب

✅روایت متفاوت نویسنده این کتاب از زاویه یک ناظر خارجی و نزدیک به شاه، با توصیفات دقیق صحنه های مختلف انقلاب بسیاری از غبارهای پشت صحنه های کشور و حضور مردم در صحنه انقلاب را می زداید.

تصویر جلد ترجمه جدید این کتاب

✅نویسنده کتاب اگرچه برخی از امور را ناگفته می گذارد و یا از زاویه تحلیلی یک مأمور کارکشته یی مسائل را تحلیل می کند اما گزاره های بسیار زیادی در اختیار مخاطب قرار می دهد که در عین منحصر به فرد بودن پازل های ناتمام افراد هوشیار و تحلیل گر تاریخی را کامل می کنند و بسیاری از شبهات را به صورت متقن پاسخ می دهند.

تصویر سولیوان نفر دوم نشسته سمت راست کارتر در جلسه با شاه

⁉️ البته در مورد این گونه کتاب ها همیشه افراد ساده ش! شبهاتی مطرح می کرده اند، مثلا بدون توجه به اینکه نسخه اصلی این کتاب ها در زمان حیات نویسنده اش به زبان و نام او چاپ شده است و او هم نویسندگی آن را تأئید کرده است، می گویند این ها را خود نوشته و چاپ کرده است!

و یا با انکار اصل عقلایی «اقرار عقلاء علی انفسهم جائز» می گویند شما یا باید همه گزارش های این نویسندگان را رد نمایید و یا همه را تأئید کنید، اما ما توضیح می دهیم که گزارش هایی که این افراد علیه خود و یا هم طیف های خود می دهند بنا به اصل عقلائی مذکور برای ما مقبول است اما گزارش هایی که علیه مخالفان خود می دهند، چون برای پذیرش شهادت هر علیه دیگری عقلا عد او شرط است و ما آنها را عادل نمی دانیم، بنابراین گزاره های آنها را نه رد و نه تأئید می کنیم و به تعبیری "نجعله فی بقعة من الامکان" تا با بررسی سایر شواهد بتوان در مورد آن ها قضاوت نماییم.


✅از جمله اطلاعاتی و عناوینی که در کتاب " یت در ایران" ارائه و می تواند مورد بحث قرار گیرند عبارتند از:


• اطلاعات و تحلیل های تاریخی مربوط به تاریخ ایران

• تحلیل طبقات مختلف جامعه ایران

• گزارش هایی از وابستگی رضاخان به انگلیس، اقدامات و خلاصه ماجرای تبعید وی

• اطلاعاتی پیرامون مسائل شخصی و شخصیتی شاه مثلا بیماری شاه

• شواهد متعددی از اشتباهات شاه در تحلیل صحنه انقلاب

• گزارش هایی مبنی بر نگاه بسیار منفی شاه به ون

• پاسخ به چرایی عدم استفاده از قوه قهریه توسط شاه در سرکوب مردم

• اطلاعاتی از جمعیت ایران در سال های ۵۶-۵۷

• اطلاعاتی از اقتصاد ایران در سال های ۵۶-۵۷

• اطلاعات و تحلیل طرح اصلاحات ارضی

• گزارش هایی دقیق از صحنه های مختلف انقلاب

• ت شریف و تحلیل او از صحنه

•احتمال دست داشتن ساواک در برخی آشوب ها برای مجبور شاه به دست کشیدن از شریف ی و حاکم حکومت نظامی

• اطلاعاتی مربوط به سفرا، تحلیل ها و اقدامات سایر کشورها در عرصه انقلاب

• اطلاعاتی از پایگاه های جاسوسی از شوروی

• اطلاعاتی پیرامون اسناد سفارت و ماجرای اولین تسخیر آن

• یدهای نظامی ایران از

• طرفداران مخالف شاه در

• نیروگاه های اتمی ایران و نظر شاه

• نقش و در تشکیل ساواک و اقدمات ساواک

• واردات غیرنظامی ایران از

• مخالفت ها و موافقت ها با شاه در

• مطالب مرتبط با نقش در کودتای ۲۸ مرداد

• ماجرای سفر شاه به و سفر کارتر به ایران

• شواهد متعدد تکیه شاه به و انگلستان

• برخی اقدامات آموزشی در جهت استعمار فرانو ایران

• تلاش های مختلف برای باقی ماندن رژیم پهلوی و تع ت درون نظام

• نکات خاص مربوط به نخست ان و وزراء پهلوی، حسین فردوست، زاهدی داماد شاه و سفیر ایران در ، نصیری مسئول ساواک، فرماندهان نظامی، تشریفات دربار و...

• گزارش هایی از ارتباط سفارت با انقل ون، ون وبازاریان و نقش شریعتی در انقلاب و...

• گزارش هایی از ارتباط سفارت با جبهه ملی و نهضت و تعلقات فکری و روحی آنها به غرب

• اطلاعاتی پیرامون ت پشت صحنه و ساختار حکومتی همچنین ضوابط و چهارچوب های سفارت و کنسول گری های

• برخی اطلاعات دقیق سفارت که شاه یا نصیری رئیس ساواک را متحیر می کند و...

.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا

دنبال شرح حال در سروش

دنبال شرح حال در تلگرام




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/07/23




آ ین فصل

درخواست حذف اطلاعات

اینکه ما جایگاه تاریخی خودمان را در حرکت کلی جهان به سوی حق خوب بفهمیم خودش بسیاری از مسائل را حل می کند و دیگر نیاز نیست به مباحث جزئی بپرادزیم.

زمانی ملت مستضعف جهان در چنگ "شاهان مستبد" روزگار می گذراندند، تا اینکه "استعمارگران غرب" در رقابت چاپیدن سایر کشورها سراغ آنها آمدند. اوایل دوره قاجار این ماجرا در ایران کلید خورد و شاهان اندک اندک، به واسطه گرانی برای تاراج کشور توسط غربی ها، تبدیل شدند. در این میان مزاحمانی که رس خود را دفاع از دین و مردم می دانستند، فتوا به حرمت تاراج مملکت دادند.

استعمارگران که طعم شیرین سال ها استعمار کشورهایی همچون هند و... را چشیده بودند، تحمل طعم تلخ ا اج حقیرانه بدست "علما و مردم" برایشان ممکن نبود، به همین سبب طرح خود یعنی تضعیف ت و نهاد دین در جامعه و تولد وه ت و بهائیت برای انشقاق "دین و مردم" را پی ریختند. اما جریان حق نیز بیکار ننشست و سطح مطالبات خود را بالاتر برد و نهضت عد خانه را ب انمود ولی در مقابل آن جریان استعمار با طرح مشروطه، صحنه را به سود خود پایان داد.

حضور استعمار در دعوای مشروطه درحالی بود که آن سوی ماجرا دعوای خودشان هم بالاگرفت، فرصت کم بود و اولین جنگ جهانی برسر چپاول کشورها به سختی استعمارگران نوظهوری چون آلمان و ایتالیا را آرام کرده بود. چانه زنی های مشروطه چی ها با مُلاها برای تاراج سرمایه های کشور هم، حوصله آنها را سر برده بود. (۱۲۹۷ش)

گام دوم، "استعمار نو" و سپردن کل کار حاکمیت، به سرسپردگان داخلی بود (۱۲۹۹-۱۳۵۷ش) اما کودتا و استحمار یک مردم نه در ایران و نه در سایر کشورها، نمی توانست مسیر خود را زیاد ادامه دهد و هیچ مردم آگاهی نمی پذیرفتند که یک فرد یا خانواده، شاه باشند و آنها رعیت؛ می پرسیدند چه ی او را شاه کرده؟ چرا او شاه باشد و من رعیت؟

هرچه جهان پیش می رفت، سطح انتظارات و حق خواهی ها نیز بالاتر می رفت، علم و سوادها افزایش می یافت، گفتگوها و ارتباطات مردمی راحت تر می شد و مردم بیدارتر می شدند و خلاصه إعمال حکومت های دیکتاتوری وابسته بر چنین مردمی سخت تر می شد.

اقتضای "استعمار نو" مقدمه چینی برای گام سوم استعمار بود. گام سوم، "استعمار فرانو" و تسخیر اذهان مردم بود. البته آ ین گام ممکن هم این گام است و به قول طلبه ها حصر آن عقلی است و بعد از آن هیچ راهی متصور نیست.

این آ ین فصل نبرد است و برگ دیگری ندارد تا رو کند، اگرچه او دوست دارد این فصل پایان تاریخ باشد اما می داند خداوند جور دیگر مقرر نموده و فصل بعد از آن ظهور و حاکمیت الله روی زمین است؛ به همین خاطر هم تمام تلاشش را می کند که هرچه می تواند این فصل را طولانی تر کند.

گام آ یا همان "استعمار فرانو" یعنی تلاش او برای اینکه ملت ها آنگونه فکر و زندگی کنند که آنها می خواهند و ضامن بقاء نظام قدرت جهانی باشند، ملت ها آنچه را آنها می خواهند، بخواهند و آنچه را نمی خواهند، نخواهند. آموزش آنها باید در یک نظام جهانی سازمان یابد (2030 )؛ نظام اقتصادی آنها هم باید در شبکه اقتصاد جهانی سامان یابد و تحت نظر نهادهایی همچون (fatf) باشد.

ملت ها نباید بفهمند که می توانند روی پای خودشان بایستند، خودشان فکر کنند، نباید بفهمند امروز دیگر انحصاری در علم و صنعت معنا نمی دهد و هر اراده کند می تواند به بالاترین پیشرفت ها برسد.

باید مسئولانی در کشورها به قدرت برسند که شعارشان "ما نمی توانیم"، "ما هیچ نیستیم" باشد، باید انی بر ملت ها حکومت کنند که کشورها را در ابعاد علمی و اقتصادی، مصرف کننده استعمارگران نگه دارند.

........................................................

توضیحات تفصیلی و ارائه برخی مبانی متن مذکور


متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="autostart" value="false">


دریافت

کلیپی در مورد چگونگی نقش مراحل استعمار در فقیرتر نمودن کشورهای مستضعف و همچنین چگونگی حتی استعمار خود مردم کشورهای ثروتمند و تمرکز تمام سرمایه دنیا در اقلیت ۲ درصدی، این ماحصل حقیقی لیبرال دموکراسی است.



دریافت
مدت زمان: 3 دقیقه 50 ثانیه

.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا

دنبال شرح حال در سروش

دنبال شرح حال در تلگرام




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/06/24




پروژه نفوذ در انقلاب ی

درخواست حذف اطلاعات

پروژه نفوذ در انقلاب ی

گلایوهای پارسی

کلیپ زیر بحث خود را از ماجرای پلاکارد فیضیه آغاز می کند و پیرامون پدیده نفوذ و طرح غرب برای ایجاد شبکه های نفوذ در کشورهای مختلف منجمله ایران توضیح می دهد.

دریافت
مدت زمان: 11 دقیقه 49 ثانیه

دیدن این کلیپ بنده را یاد خاطره ای از ایام فتنه ۸۸ انداخت. در آن ایام طلبه های یکی از حوزه های علمیه مشهور شیراز که از طیف حامی اصلاح طلبان بودند از ظاهر مذهبی و خود برای ت یب چهره بسیج سوء استفاده می د.

یکی از دوستان صمیمی ام که مدتی در حوزه آنها طلبه بود اما با دیدن مواضع آنها از آنجا خارج شده بود می گفت: چند تن از طلبه های این حوزه را دیده بوده است که در خیابان چمران که از محل های ات حامیان بود، سوار بر موتوری زنجیری که قفل در آن بوده را محکم به کمر چند تن از جوانان حامی موسی زده و فرار کرده اند.

حاصل چنین کاری ایجاد بغض و کینه آن جوانان نسبت به بسیج و بود.

پیشنهاد می کنم برای شناخت بهتر اقدامات ت یبی عوامل نفوذی کتاب «بازگشت از نیمه راه» آقای الفت پور را مطالعه کنید، مطالعه این کتاب دست بسیاری از طلبکاران و منتقدین امروز را رو می کند و معلوم می کند که مخاطب انتقادات و نقدهای آنها دقیقا خودشان هستند.

البته بنده مدعی نیستم همه این آقایان از ابتدا نفوذی بوده اند اما قطعا با لغزش هایی و تطورات قلب و شه ای که در طول زمان برای آنها پدید آمده است، شبکه نفوذ سراغ آنها آمده است و حتی به شکلی که خودشان هم ندانند آنها را بکار گرفته است.

فایل صوتی زیر از آقای علی رضا پور مسعود نیز بخش های بسیار خوبی از شبکه نفوذ در انقلاب ی را آشکار می کند.

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

دریافت

از آنجا که حجم اطلاعات این فایل صوتی بسیار زیاد می باشد بنده نمی دانم چقدر از آنها حقیقت دارد اما لا اقل بنده خودم چون نزدیک به شش سال تاریخ را کار کرده ام در مورد اسناد ساواک خیلی از حرف های ایشان رو عینا دیده ام.

در بررسی هایی که از اسناد ساواک داشتم برایم جالب بود به حدی کارهای یهودی و بهایی ها زیاد و پیچیده است که ساواک هم از آنها خوف دارد و اقداماتشان را رصد می کند و حجم عظیمی از گزارش هایش مربوط به اقدامات آنهاست.

بحثی هم در مورد یدن اسناد ساواک در ابتدای انقلاب توسط انجمن حجتیه هست که سرانجام به دستور آنها رو از مرکز اسناد بیرون د و ان شاء در چند روز آینده آن را تالیف می کنم. علی الحساب جالبه بدونید نزدیک دو سه تا کامیون از اسناد ساواک توسط ابراهیم یزدی و انجمنی ها از مرکز اسناد خارج می شود.

در مورد بحث چهل سالی هم که آقای علی رضا پور مسعود می فرمایند، بنده مجموعه شواهدی تحت عنوان «بشارت هایی برای نزدیک شدن به فرج» جمع نموده ام که می توانید مراجعه بفرمایید.

در مورد این بحث نیز که آ ین زورهای خودش را می زند و بعد از این فصل، یعنی "استعمار فرانو" چاره دیگری ندارد و ناچارا دست و پا می زند تا صرفا این مرحله را طولانی تر کند هم مطلبی تحت عنوان «آ ین فصل » نوشته بودم که پیشنهاد می کنم، مطالعه بفرمایید.

البته در مورد برخی قسمت های این فایل نه تنها تاییدی نمی کنم بلکه تردید و تشکیک نیز دارم اما فعلا فرصت کار جدی در مورد اطلاعات آن پیدا نکرده ام.

از جمله موارد مورد نقد بنده صحبت های وی در مورد سعید ی و همسرش است.

در مورد بحث های قتل های زنجیره ای نیز همچنین.

.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا

دنبال شرح حال در سروش

دنبال شرح حال در تلگرام




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/06/30




مشکل خود حقیر انگاری

درخواست حذف اطلاعات

در ایام "تعطیلات غدیر" به شمال رفته بودم، یکی از برنامه های سفرم بازدید از کاخ های شاه در رامسر بود.

به همه دوستانم پیشنهاد می کنم اگر مسیرتان به شمال افتاد، حتما به «کاخ موزه های پهلوی» سری بزنید تا حس "شاه بودن و استعمار شدن یک ملت برای یک خانواده" را خوب درک کنید.

یکی از موزه های این مجموعه "موزه عاج" نام دارد که در سه طبقه آثار ساخته شده از عاج و بجا مانده از زمان پهلوی را در آنجا جمع نموده اند.


✅موضوعی که بیش از خود عاج ها در این موزه، توجهم را جلب و البته کامم را تلخ نمود، سوال ها و نوع نگاه مردم بود.


✅ آقایی پرسید: چرا ایرانی ها بلد نیستند محصولات عاجی درست کنند؟ به او گفتم چون ما فیل نداریم، جواب داد: نه هنر نداریم! اگر داشتیم عاج وارد می کردیم و آثاری هنری از آن درست می کردیم.

فرصت بحث نبود اما متاسفانه راهنمای مسافران هم توضیح نمی داد که هنر هر سرزمین بر اساس داشته های طبیعی آن منطقه شکل می گیرد.


✅ از راهنما پرسیدم کیفیت عاج ها به چه چیزی بستگی دارد؟ گفت: به کیفیت غذاهایی که فیل ها می خورند، آقایی درون جمع گفت: اگر فیل ها در ایران بودند، عاج هایشان همه پوک می شد!

بدبختی اینجا بود که کشورهای گرسنه و ضعیف آفریقایی، هند و جنوب شرق آسیا که محل اصلی زندگی فیل هاست را با کشور ما مقایسه و آن را تحقیر می کرد.


✅آقای دیگری به چند مجسمه خیلی ساده عاجی نگاه می کرد و به همسرش می گفت: «خانم ببین اینها چه هنرهایی دارند و ماها کجاییم؟» نیاز نبود به آثار زیبا و منحصر به فرد نگارگری و قلم زنی اصفهان و... اشاره کنم، جالب اینجا بود که برخی محصولات ناب خاتم کاری ایرانی که در آنها از استخوان یا عاج استفاده شده بود هم مقابل چشمانشان بود اما نمی خواستند ببینند!


✅مشکل همه آنها "خود حقیر انگاری" بود.

تا وقتی ملتی داشته هایش را فراموش نکند و هویتش را از دست ندهد حاضر به اطاعت از "به ظاهر ابرقدرت ها" نخواهد شد.

فرعون ها اطاعت نمی شوند الا اینکه امت ها تحقیر شوند.

«فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوه»

............................

مطالب مرتبط:

بررسی گزارش " " از کارخانه آزمایش

آ ین فصل

.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا

دنبال شرح حال در سروش

دنبال شرح حال در تلگرام




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/07/02




جزوه، کلیپ و سخنرانی در مورد ابعاد مختلف همکاری ایران با گروه ویژه اقدام مالی fatf

درخواست حذف اطلاعات

جزوه ابعاد مختلف همکاری ایران با گروه ویژه اقدام مالی fatf

این جزوه توسط بسیج دانشجویی فنی تهران و همکاری قرارگاه شهید احمدی روشن تدوین شده است و شامل سر فصل های زیر می باشد:

۱. مقدماتی پیرامون گروه fatf

۲. آشنایی با fatf

۳. نسبت گروه fatf با سازمان ملل

۴. اعضای گروه fatf

۵. روش های مختلف ارزی کشورها

۶. توصیه های نگران کننده

۷. رابطه ایران و fatf

۸. نگرانی ها.

دریافت
حجم: 2.43 مگابایت

صحبت های یکی از طلاب پیرامون لوایح استعماری مربط با fatf


دریافت
مدت زمان: 12 دقیقه 4 ثانیه

سخنرانی یکی از دوستان طلبه ام در مورد نتایج fatf

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="autostart" value="false">


دریافت

.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا

دنبال شرح حال در سروش

دنبال شرح حال در تلگرام




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/07/05




اربعین باب گسترده رحمت قطعی خداوند

درخواست حذف اطلاعات

خداوند در آیه ۶۴ سوره مبارکه نساء می گوید:

«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ

ما هیچ رسولی را نفرستادیم الا برای اینکه به اذن الله اطاعت شود

و لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً.

اگر بندگان وقتی به خودشان ظلم می کنند نزد تو می آمدند و از خدا طلب بخشش می د و رسول نیز برای آنها طلب بخشش می کرد قطعا خداوند را بسیار توبه پذیر و رحمت کننده می یافتند.»

آیه می گوید اگر بخواهیم در یک کلمه "هدف ارسال رسل" را بگوئیم، برای این است که رسولان اطاعت شوند. این اطاعت از رسولان که محور ب ایی دین و عالم است نیز «باذن الله» و همان توحید عملی است.

خداوند نمی گوید "وقتی بندگان گناه د"، بلکه حقیقت گناه را نشان می دهد و می گوید: "وقتی به خودشان ظلم نمودند." به تعبیر قرآن در جای دیگر «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها» چه خوبی و ثواب و چه بدی و گناه بازگشتش به خودمان است.

همه دستورات دین "حُسن و قُبح" حقیقی دارند، هر آنها را نپذیرد خودش متضرر می شود. اگر بشر سر به طاعت اهل بیت گذاشت خودش سود می کند و اگر سرکشی کرد، آنقدر راه های مختلف را می رود و ظلم به خودش را بارها درک می کند تا در آ به همان چیزی برسد که خداوند می فرمود.

موج های فمنیسم را ببینید، فمینیست ها امروز تازه فهمیده اند که چه کلاهی سرشان رفت و چه ظلم هایی که به نام دفاع از زن، در حق زن ننمودند.

باب رحمت خدا از مسیر اکرم و اهل بیت ایشان (صلوات الله علیهم اجمعین) می گذرد. خداوند نمی گوید: "بشر وقتی به خودش ظلم کرد" فقط از خدا طلب بخشش کند و تمام، بلکه می گوید: وقتی چنین شد باید «جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ» به سوی شما بیاید و حال که به سوی شما آمد اگر از خدا طلب بخشش کند و رسول هم برای او طلب بخشش کند قطعا خداوند را بسیار توبه پذیر و رحیم خواهد یافت.

قبل از هرکاری بعد از پشیمانی از ظلم به خودمان باید به سوی "اهل بیت" حرکت کنیم و آنگاه که به سوی او رفتیم، اگر از خداوند طلب بخشش کنیم و اهل بیت نیز برای ما طلب بخشش نمایند، آنگاه است که « لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً»؛ نمی گوید"وَجَدوا" بلکه لام تأکید بر سر آن می آورد و می گوید: "قطعا خداوند را بسیار توبه پذیر و رحیم می ی م."


.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا

دنبال شرح حال در سروش

دنبال شرح حال در تلگرام




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/07/13




اعطای دنیا به مؤمنین (قسمت دوم)

درخواست حذف اطلاعات

فکر اشتباهی در ذهن بسیاری از ما رسوخ کرده است که یا باید خدا را خواست یا ما و قرار هم نیست هم خدا را داشت هم ما.

اگرچه این ضرب المثل از این جهت که دنیا در مقابل آ ت ارزشی ندارد یا اینکه در مقام تزاحم نمی شود این دو مورد را جمع کرد صحیح است اما اصل این فکر که اگر قرار باشد به سوی خدا و اطاعت او رویم به بدبختی خواهیم افتاد و خلاصه دیگر مایی درکار نیست، فکر اشتباهی است و غالبا با همین تفکر مردم را از صحنه حمایت از جبهه حق خارج کرده است.


✅با اینکه آیات متعددی در قرآن صریحا به جنگ این تفکر اشتباه و مصدر ش ت های جبهه حق رفته است اما این نگاه همچنان درون جامعه ما عمومیت دارد.


«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ (96 الاعراف)»

اگر اهل ا ایمان مى آوردند و تقوا به ج می دادند، قطعا باب برکات خود را از آسمان و زمین بر آنان مى گشودیم. ولى چه کنیم که باور ن د و ایمان نیاوردند و وعده های ما را تکذیب د، و ما نیز به سزای آنچه مى د، آنان را دچار عذاب و سختی ها و مشکلات کردیم.


◀️با بررسی آیات و روایات همانطور که در آیات بعد نیز مشهود است می توان این دقت را به ج داد که ذکر «اهل القری» خود نکته ای دارد که این برکات به دنبال ایمان یک یا دو فرد نیست بلکه باید جمعی محقق شود تا مشمول این آیات شوند.


«وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا َّوْراةَ وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ کَثیرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما یَعْمَلُونَ (66 المائده)»

اگر اینان(اهل کتاب) احکام تورات و انجیل و همچنین قرآنى که به سویشان نازل شده است را ب ا می داشتند قطعا از بالاى سر (آسمان) و پائین پاهایشان (زمین) به آنها روزی می رس م. بعضى از اینان مردمى معتدلند اما کارهایى که بیشترشان مرتکب مى شوند زشت و ناپسند است.


«الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ (29 الرعد)»

انى که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند «طوبی لهم» سرنوشت خوش و خوبی برای آنهاست و نیز سرنوشت خیر و خوبی آ ت (بازگشت) برای آنها است.


◀️ذکر این دقت لازم است که از این جهت که در این آیه سرنوشت خوش و خوب را در کنار سرنوشت نیکوی آ ت ذکر می کند قاعدتا باید معنایی غیر از آ ت داشته باشد که اقرب معانی آن تقدیر دنیا در مقابل آ ت است.


«الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ کَانُواْ یَتَّقُونَ # لَهُمُ الْبُشْرى فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ لا تَبْدیلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ (۶۳-64 یونس)»

انی که ایمان آوردند و تقوای خدا را رعایت می د بشارت دنیا و آ ت برای آنها است. این از کلمات (نماد و نشانه های) خداوند است که تغییر یافتنی نیست و این (یعنی رستگاری دنیا و آ ت) همان رستگاری بزرگ است.


«لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقینَ (30 النحل)»

انى که نیکوکارى کرده اند در این دنیا پاداشى نیک دارند و سراى دیگر بهتر است و سراى پرهیزگاران چه نی ت.





منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/06/13-2




اعطای دنیا به مومنین (قسمت سوم)

درخواست حذف اطلاعات

✅در قسمت اول گفتیم چالش امروز انقلاب اثبات کارآمدی آن است و از ابعاد مهم کارآمدی، آبادانی دنیا و توسعه رفاه مردم است و ایمان به این کارآمدی لازمه حرکت به سوی تحقق آن است و به آیاتی از قرآن اشاره کردیم.


✅در قسمت دوم گفتیم تصور غلطی در اذهان ما شکل گرفته است که یا باید خدا را خواست و یا ما و اگر ما به سوی اقامه ناب رفتیم دیگر خبری از رفاه و آسایش نخواهد بود اما آیات متعدد قرآن ع این را وعده می دهد.


✅اما در این قسمت می خواهم به این سوال بپردازم که طبق آیات قرآن اقامه کدام دین ما را به سعادت و نعمت دنیا می رساند؟


⁉️دین سکولارها؟ قرائتی که تلاش دارد دین را به عرصه های اخلاق فردی محدود کند و قائل به هیچ چالشی با ظالمان نیست و تلاش دارد با شعار «برد برد» یا «البقیه البقیه» پایش را از صحنه نبرد حق و باطل بیرون بکشد تا به نانی رسد؟


✅کلام را طولانی نکنم. خداوند در آیات مختلفی تکلیف این نگاه را مشخص کرده است، به طور مثال در آیه (۸۵ البقره) می گوید:

«أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا »

آیا گمان می کنید با رفتار تؤمنون ببعض تکفرون ببعض به نتیجه می رسید؟ خیر بدانید انی که این چنین پیش می روند جز خاری دنیا سرنوشتی نخواهند داشت.


◀️دین همه دین است و ایمانی که به بعض آن باشد و به بعض آن نباشد نتیجه ای جز خاری نخواهد داشت.


◀️انبیاء مبعوث نشده اند که فقط اخلاق بگویند بلکه آبادانی دین و دنیا به صورت توأمان بخشی از مأموریت اصلی آنها است.

به تعبیر کاظم (علیه السلام): « أکْمَلُهم عقلًا أرْفَعُهم درجةً فی الدنیا والآ ة»

خداوند انبیاء و رسولان خود را مبعثوت نموده است تا عقل ها را کامل کنند و مرتبه انسان ها را در دنیا و آ ت بالا ببرند.


✅اما قرائت دیگری نیز از دین وجود دارد که معتقد است باید به همه دین ایمان داشت و برای اقامه تمام دین قیام کرد. گفتمانی که به امید رسیدن به دنیا اهل چشم پوشیدن بر ظلم ها و تحقیر خود و مردمش نیست.


✅علی رغم تصور اشتباه سکولارها وقتی به آیات قرآن مراجعه می کنیم شرط رسیدن به آسایش و ثواب دنیا مقاومت است.

مقاومت اگرچه هزینه دارد و ذات آن یعنی تحمل سختی ها اما نتیجه شیرین و قطعی عزت و آسایش توأمان دنیا و آ ت را دارد.

در آیات (۱۴۶ - ۱۴۸) آل عمران می خوانیم:

«وَ کَأَیِّن مِّن نَّبىٍ قَتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهمْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفُواْ وَ مَا اسْتَکاَنُواْ وَ اللَّهُ یُحبُّ الصَّابِرینَ

چه بسیار انى که همراه او جمعیت های زیادی، نبرد د و با این حال اهل ایمان با سختی هایى که در راه خدا به آنها رسید مقاومت د و هرگز بیمناک و زبون نشدند و و تسلیم [دشمن] نگردیدند و راه صبر و ثبات پیش گرفتند که خداوند صابران را دوست مى دارد.


وَ مَا کاَنَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ إِسْرَافَنَا فىِ أَمْرِنَا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انْصُرنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْکَفِرِینَ

و سخن آنان جز این نبود که گفتند: «پروردگارا، گناهان ما و زیاده روى ما، در کارمان را بر ما ببخش، و گام هاى ما را استوار دار، و ما را بر گروه کافران یارى ده.»


فَاتَئهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا وَ حُسْنَ ثَوَابِ الاَخِرَةِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ المُحْسِنِینَ»

پس خداوند، پاداش این دنیا، و پاداش نیک آ ت را به آنان عطا کرد، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.


◀️برخلاف تصور سکولارها، آبادانی دنیای مؤمنین جز با جهاد و استقامت محقق نمی شود، به تعبیر المومنین(علیه السلام):

«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ الْجِهَادَ وَ عَظَّمَهُ وَ جَعَلَهُ نَصْرَهُ وَ نَاصِرَهُ وَ اللَّهِ مَا صَلَحَتْ دُنْیَا وَ لَا دِینٌ إِلَّا بِهِ»

خداوند عز و جل جهاد را واجب نموده است و آن را بزرگ شمرده و مایه نصرت و پیروزی قرار داده است و به خدا قسم امر دنیا و دین صلاح پیدا نمی کند جز به وسیله آن.


✅در آیات «۱۳ الاحقاف» و «۱۶ الجن» می خوانیم:

«إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»

انی که گفتند الله پرودگار ما است و با توکل به او استقامت د هیچ ترس و حزنی برای آنان نیست.


«وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّریقَةِ لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً »

اگر جن و انس بر راه درست استقامت می نمودند قطعا ما آنها را آب گوارایی می نوش م.

.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا

دنبال شرح حال در سروش

دنبال شرح حال در تلگرام




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/06/14




مستند بازی در بغداد محصول گروه مستند سازی ثریا

درخواست حذف اطلاعات

✅اگر می خواهید بدانید:


❓چرا باید کنسول گری ایران در بصره آتش زده شود و احساس امنیت نیروهای ایرانی به خطر بیافتد؟

❓چرا باید قلم بدستان اجیرشده در دو کشور عراق و ایران برای ایجاد اختلاف بین دو ملت تلاش خود را به هرنحوی انجام دهند؟


❓چه ظرفیت های عظیم و البته مغفولی برای کار اقتصادی در عراق و چه فرصت بالقوه بزرگی برای پیشرفت ایران وجود دارد که توسط مردم و ت ما فعال نشده است؟


❓کدام محصولات ایرانی در عراق برند مشهور هستند و چه شرکت های خدماتی در عراق فعالیت می کنند؟


❓چه ظرفیت هایی در عراق برای تجار و حتی افراد برای ایجاد شغل های با درآمد بسیار بالا وجود دارد؟


پیشنهاد می کنم حتما مستند «بازی در بغداد» محصول "گروه مستند سازی ثریا" را ببینید.

این مستند ابعادی از سوالات بالا را برای شما روشن خواهد نمود.


لینک

.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا

دنبال شرح حال در سروش

دنبال شرح حال در تلگرام




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/06/17




معرفی کتاب « طرح کلی شه ی در قرآن» و «انسان ۲۵۰ ساله»

درخواست حذف اطلاعات

✅ امت حزب الهی اگر نمی تواند عملکرد ولی خود را هضم کند، اگر گیج می زند و هر از چندگاهی متوجه می شود نسخه او با نسخه ولی جامعه متفاوت است، ریشه اصلی اش این است که شه ولی خود را خوب نمی شناسد.


✅هر می خواهد بطن اقدامات و توصیه های حضرت آقا را خوب بفهمد، علی الاقل باید با فهم ایشان از قرآن و سنت آشنا شود.

برای درک فهم ایشان از قرآن :

کتاب « طرح کلی شه ی در قرآن»

و برای درک فهم ایشان از سنت :

کتاب «انسان ۲۵۰ ساله»

بهترین منابع موجود هستند.


✅ بحث وقتی شه ای شد فضا، فضای منطق و استدلال است، تعامل با مبانی ایشان نسبت به تعامل با دستورات و فرامین ایشان متفاوت است، هر باید خود با مطالعه مبانی شه ایشان به بررسی درستی یا نادرستی آن بپردازد.


✅ بنده با وجود نگاه نقادانه نسبت به مباحث مطرح شده در دو کتاب مذکور و بررسی تطبیقات متعدد آنها در آیات و روایات، می توانم بگویم از بهترین و دقیق ترین کتاب هایی که تا کنون خوانده ام این دو کتاب بوده است.


✅بعد از خواندن و مباحثه کتاب « طرح کلی شه ی در قرآن» برخی کلید واژه های ذهنی بنده تغییر یافت، همچنین خواندن کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» و تطبیق مدعاهای آن در روایات موجب تعمیق بسیار فهم بنده از حرکت اهل بیت و روایات و جایگاه انقلاب ی گردید.


به همه عزیزان و دوستانم خواندن این دو کتاب را پیشنهاد می کنم.


لینک کتاب «انسان ۲۵۰ ساله»

دریافت
حجم: 3.02 مگابایت
لینک خلاصه کتاب «طرح کلی شه ی در قرآن» دریافت
حجم: 1.31 مگابایت

.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا

دنبال شرح حال در سروش

دنبال شرح حال در تلگرام




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/06/18




بررسی گزارش شبکه « » در مورد کارخانه آزمایش

درخواست حذف اطلاعات
شبکه « » گزارشی از زندگی "محسن آزمایش" ساخته بود، دیدن این گزارش تأسف هر ایرانی غیرت مندی را برمی انگیخت. قبل از اینکه به تحلیل آن بپردازم پیشنهاد می کنم خود دوستان آن را ببینند. دریافت
مدت زمان: 4 دقیقه 8 ثانیه
در فرایند استنباط مدلی هست به اسم "اجتماع ظنون" در این روش مخاطب با دیدن گزاره های متعدد و همسو، اندک اندک به یک نتیجه گیری قطعی می رسد. در این روش گزارش ها و مستندهای مختلف به نحوی تنظیم می شوند که مخاطب را به تحلیلی که مطلوب آن جریان خبری و رسانه ای است برساند. مخاطب اگر در اولین تا مثلا دهمین گزاره احتمال های مختلفی می داد اما بدون اینکه خودش متوجه باشد بعد از مشاهده مثلا بیستمین گزاره به یک تحلیل قطعی می رسد. آنچه در رسانه هایی همچون " " یا " " دنبال می شود، دقیقا همین روشو البته برای انحراف تحلیل مردم به سوی آنچه مطلوب آنهاست می باشد. به همین علت یعنی مدیریت اذهان ملت ها در راستای اه جهان استعمار در فرآیند "استعمار نو" نقش رسانه مهم ترین نقش می باشد. گزاره قطعی مورد هدف رسانه های "استعمارگران فرانو" در عرصه جهانی اثبات مدینه فاضله بودن غرب و اشتباه بودن معارضه با آن است. در عرصه خاص کشور ما نیز اثبات این مطلب است که انقلاب ی طرحی ش ت خورده و نهاد دین در عرصه ها اجتماعی و حکومتی امری ناکارآمد می باشد. حال بیاییم با این نگاه گزارش مذکور را مرور کنیم و از گزاره های خود آنها برای آسیب شناسی انقلاب ی و آنچه برای کارخانه آزمایش رخ داد استفاده کنیم. علل موفقیت کارخانه آزمایش در همین گفته شد همان حرف ها و خواسته های اصیل انقلاب است و هر حزب و گروهی که خلاف این جریان حرکت کند قطعا خیر و صلاح ایران را نمی خواهد. حرف انقلاب چه بود؟ اتکا به توان و نیروی داخلی که آزمایش بر آن اساس کار می کرد و در کنار کار تولید نیروهای داخلی مورد نیاز خود را برای آینده کارخانه تربیت می کرد. حرف دیگر انقلاب توجه به کارگر بود که آزمایش بر آن اساس کار می کرد و از نیروهای خودش بهره کشی نمی کرد و به اونها توجه داشت. اما علت ش ت کارخانه ازمایش بعد از انقلاب که در این گزارش گفته نشد و سعی گردید این گزاره به مخاطب القا شود که علت ش ت کارخانه آزمایش صرفا وقوع انقلاب ی و حاکمیت دینی بر ایران است. علت ش ت این کارخانه دو امر بود: اولین علت: سیاست های غلط نیروهای "غرب ش نئو لیبرال" سیاست هایی که بدون توجه به قشر کارگر و مستضعف جامه در می گفتند: "ما چرخ های صنعت را به راه خواهیم انداخت ولو عده ای زیر این چرخ ها له شوند." سیاستی که می گفت: "ما برای پیشرفت نیاز به مانور تجمل داریم." "سیاست مداران نئو لیرالی" که علاقه وافری داشته و دارند تا مشکلات کشور را از طریق غرب و مذاکره ای بی نتیجه حل کنند. سیاست های ت هاشمی و حزب کارگزاران. سیاستی که در عین حکومت داری وارد حزب بازی شد و شبکه ای خانوادگی حزبی از مسؤلان رو سامان داد تا به هر قیمتی، خصولتی سازی یا فساد، حرف غلط خودش را بر کرسی بنشاند. پیشنهاد می کنم ج مسؤلان ارشد ت خاتمی "که با فریب مردم و تحت عنوان نقد هاشمی به قدرت رسید" را ببینید. بررسی این ج کمک شایانی در شناخت نیروها و حلقه های اصلی پیوست های و اقتصادی ت با فساد و اقتصادی حاکم بر بخش های زیادی از عمر چهل ساله خواهد بود. چهره هایی که سال هاست کشور را مدیریت می کنند و در ت به کهولت و اوج ناتوانی رسیده اند. و اما دومین علت: دومین علت نقاط ضعف انقلاب خواصی بوده و هستند که برخی قلم بدستان استکبار هستند و برخی ساده لوحان قلم بدست و خلاصه در پازل رسانه ای ون نئولیبرال بازی می کنند و هر روز یک ماجرایی برای حزب الله درست می کنند تا مردم را به اشتباه دیدن و تحلیل صحنه بکشانند. انی که مثلا یک اجتماع عظیم حوزوی را در اعتراض به وضعیت اقتصادی کشور به یک کاغذ کوچک که معلوم نیست از کجا آمده خلاصه می کنند و این پلاکارد را مدرکی برای اثبات ادعای ترور هاشمی قلمداد می کنند و رئیس جمهور به استناد آن کاغذ کوچک چندبار مظلومیت نمایی می کند که ما را تهدید به ترور کرده اند و خلاصه برخی مراجع را هم به ع العمل وا می دارند.
دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 21 ثانیه
این جماعت توهم توطئه ندارند، همیشه نانشان با مظلوم نمایی و ت یب دیگران چرب شده، این پروژه در اوایل ت خاتمی هم به بهانه یکی از شعرهای مرحوم آغاسی در یکی از رو مه ها کلید خورد و موجی رسانه ای با عنوان «پروژه محرم» راه انداختند و مدعی شدند در محرم قرار است سر خاتمی را ببرند!



منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/06/19-1




نرم افزار خورشید نینوا برای مبلغین محرم محصول مرکز پاسخگویی به شبهات

درخواست حذف اطلاعات

لینک نرم افزار خورشید نینوا برای مبلغین محرم محصول مرکز پاسخگویی به شبهات


.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا

دنبال شرح حال در سروش

دنبال شرح حال در تلگرام




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/06/19-2




نرم افزار حماسه ویژه مبلغان محرم

درخواست حذف اطلاعات

نرم افزار حماسه (روزشمار محرم و حوادث آن) همراه با گرافیک متناسب و بسیار زیبا به صورت فلش


.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا

دنبال شرح حال در سروش

دنبال شرح حال در تلگرام




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/06/20-1




دعوای عقل و قلب بر سر

درخواست حذف اطلاعات


در مسیر اربعین با چند جوان دانشجوی با صفا همراه شدم، صحبت های شیرینی داشتیم. یکی از بچه ها گفت: «من قلبا با موافقم ولی عقلا نه!» حرفش جالب بود، منظورش را پرسیدم، گفت: «من قلبا آقا رو قبول دارم ولی شُبهه دارم، چون در دوره!.»

گفتم: ما اینجور شبهاتی در توحید و اصل تشریع احکام الهی هم داریم! چه برسد به !

در توحید یک سری شبهاتی داریم که هنوز هم هیچ فیلسوفی نتونسته به آنها جواب دهد.

مثلا به احتمال یک میلیاردم شاید دنیا خودش خود به خود به وجود آمده باشد و خیلی سخت است با ی که بر اساس این احتمال یک میلیاردم با شما صحبت می کند بحث کنید. اصلا شما هرچه هم زور بزنی یک احتمالی باقی می ماند که ولو یک میلیاردم یا یک تیریلیاردم هم باشد به هرحال احتمال دارد که این عالم خود به خود به وجود آمده باشد. حالا شما بیا ثابت کن که نه این احتمال کوچک تر است یا نیست!

اگر شما رفتی یک جا دیدی یک غذایی پخته شده، نمکش بجا، چربیش بجا، تزئیناتش بجا و... ولو یک احتمال بی نهایت کوچک هم بتوانی بدهی که همینجور خود به خود همه چیز آمده باهم قاطی شده و تهش این شده، اگر عاقل باشی چه فکری می کنی؟

فکر می کنی این غذا خودش همینجوری درست شده یا دنبال آشپز می گردی تا از آشپزش تشکر می کنی؟

اگر بگویی شاید هم همینجوری خودش درست شده و من این احتمال را ولو بی نهایت کوچک باشد می گیرم! به شما می گویند عاقل نیستی.

منظورم اینه که هرجا یه احتمال بود اگر شما قرار باشه بهش بها بدی به شما می گویند دیوانه شده ای، مثلا وقتی رفتی بیرون نباید برگردی خانه چون شاید یه شهاب سنگ بزرگ آمده خورده باشه به خونه شما، و دیگه خونه ای وجود نداشته باشه، احتمال داره یا خیر؟ ولی شما برمی گردی، چرا؟ چون توجه به این مقدار از احتمال اصلا عقلایی نیست، انسان عاقل زندگیش رو بر اساس طرف قوی احتمالات می چیند نه برع .

در موضوع خلقت این عالم به صورت خود به خود این یک فریب نفس یا ه که مادی گراها برای اینکه فکر می کنند به نفع آنهاست و این طور راحت تر هستند، این احتمال عقلایی که این عالم با این نظم و زیبایی، اصطلاحا یک آشپز داره رو گذاشتن کنار و این احتمال خیلی خیلی کوچک که هیچ عاقلی هیچ وقت توی زندگی بهش توجه نمی کند را مبنای محاسبات خودشان قرار داده اند.

ما در می گوییم شبهه دور که بگوییم چه؟ تهش بگوییم احتمال داره این یه سری آدم فاسد رو بیاره جلو و دیکتاتوری شروع کنه.

یعنی احتمال داره فقهایی که مشخص کرده در نظارت بر ک داهای خبرگان کوتاهی و مجتهدینی که در خبرگان ثبت نام کرده اند فاسد بوده اند و مردم هم اینها رو درست انتخاب ن ، بعد همشون باهم فاسد شده باشند و اون رای بالا رو به ی داده باشند یا اینکه در ادامه در نظارت بر وجود شرایطی مثل عد و... برای ی کوتاهی ، یا در دورهای بعدی خبرگان ی یه دفعه فاسد شده و تمام فقهای شورای نگهبانی هم که ایشون از قبل گذشته بودن یه دفعه فاسد شدن! بعد مجتهدین فاسدی رو تایید ! مردم هم به این مجتهدین فاسد رای دادن! و اینها همچنان ایشون رو تائیید می کنند!

شما چقدر این احتمال رو نسبت به تک تک افراد این مجلس خبرگان می دی که بیان برای نفسشون حق این همه آدم رو ضایع کنند! بیان خودشون رو بد ار دنیا و آ ت مردم و شون کنند. آدم هایی که یک عمر برای خدا کار کرده اند، یک عمر با تقوی بوده و... واقعا چقدر احتمال می دی؟ بعد از اون چقدر احتمال می دی که همه با هم فاسد شده و همه با هم این کار رو انجام بدهند؟ چقدر احتمال می دی که نتیجه انتخاب مردم از میان فقها، همه فاسدها انتخاب شده باشند و...؟

بنده به صورت نسبتا مستقیم با چهار نفر از این اعضای خبرگان سروکار دارم آقای یان، آقای مجتهدی شبستری تبریز، آقای تلخ قزوین و آقای کعبی خوزستان، بنده لااقل از نزدیک اینها را می شناسم و مطمان هستم که تک تک این افراد تمام تلاششان برای و رضای خداست، چه برسد که بخواهد مجموعه خبرگان همه باهم گردن خودشان را پل عبور دیگران کنند.

یا مثلا از جمله اعضای شورای نگهبان آیت الله شب زنده دار جهرمی ی است که فقط بودن ایشان در جمع اعضای شورای نگهبان برای من حجت است که این مجموعه سالم هستند وگرنه ایشان ع العمل نشان می داد.

آیا آدم عاقل این احتمال بسیار قوی رو که این آدم ها برای خدا، باتوجه به مسئولیتی که نزد خدا و زمان دارند عمل کنند رو کنار می گذاره؟

اما اگر حرفتون این نیست که اینها بی تقوا هستند و حرفتون اینه که احتمال داره از روی تقوا و برای خدا هم تصمیم گرفته باشند ولی اشتباه کرده باشند، بحث چیز دیگه ای میشه. من نمی خواهم از ساختار مجلس خبرگان و تیم های تحقیق و تفحصی که دارند صحبت کنم.

یک مثال می زنم تا مسئله روشن بشه، ما در تشریع احکام، تعداد احکامی که قطعاً و یقیناً از طرف خدا و معصوم صادر شده خیلی خیلی کم داریم.

یعنی چه؟ پس این احکامی که الا ماشاء الله مراجع در رساله ها نوشته اند از کجا آمده؟

اینها غالباً از طریق خبر واحد به ما رسیده.

خبر واحد چیست؟ خبری که مثلا مثل خبر غدیر، متواتر نیست که ما یقین کنیم حتماً از طرف معصوم صادر شده بلکه احتمال ضعیفی برای اینکه واقعا هم از طرف خدا نباشد وجود دارد، مثلا احتمال ضعیفی هست که راوی اشتباه کرده، دروغ گفته و...

در خبر واحد فقها می گویند "خبر واحد ثقه" ولو یقین آور نیست اما حجت است. "خبر واحد ثقه" یعنی خبر با شرایط مشخصی که اطمینان به صدور آن از معصوم به حدی است که عقلا به آن مرتبه از احتمال اطمینان می کنند.

خدا و معصوم این خبر را برای ما حجت دانسته اند و گفته اند ولو احتمال اشتباه هم باشه ولی چون این عالَم، عالَم دنیا است و تضادها و تعارض ها و نقصان ها در آن وجود دارد، ما راه دیگری نداریم. چون به صورت مستقیم دسترسی به معصوم نداریم چاره ای نیست جز اینکه "خبر واحد ثقه" را هم قبول کنیم وگرنه اگر می خواستیم صرفا به خبرهای قطعی الصدور اکتفا کنیم از احکام و دین خدا چیزی نمی ماند.

هرکار هم کنید در این عالَم دنیا بخش عظیم احکام از این طریق به شما خواهد رسید، پس به اینها عمل کنید و حتی اگر اشباه هم کردید، نزد خدا حجت دارید.

مثل همین بحث در تشخیص خبرگان و احتمال اشتباه آنها هم است. یعنی ولو احتمال اندکی هم وجود دارد که اینها اشتباه کرده باشند ولی زمان زمان غیبت است و شارع انتخاب اهل خبره و کارشناس را برای ما حجت کرده یعنی ولو اشتباه هم کنیم، اما حجت داشته ایم و به وظیفه خودمان مقابل خداوند عمل کرده ایم، خدا هم از ما جز عمل به وظیفه را نمی خواهد.

اما آ ین و شاید مهم ترین نکته

مشکل ما این است که کلاً در یک فضایی فکر می کنیم که خودمان همه کاره ایم و خدا هم مثل بنّایی است که بنا را ساخته و خدا حافظی کرده و کار را کلاً به ما تحویل داده و کنار کشیده، زمان هم در بیابان ها در چادرش نشسته و گریه می کند که کی ظهور می شود و همه کاره الان ماییم، درحالی که اینجور نیست.

ما اگر به امدادهای الهی هدایت قلوب توسط خدا در برهه های مختلف این انقلاب توجه کنیم، خواهیم دید که اینجور نیست، یکی از این هدایت های الهی همین اربعین است که واقعاً دست خدا در این سفر اربعین آشکار شده.

و ما اگر امداد الهی را وقتی پای عهدمان با او هستیم باور کنیم، این حضور خدا و معیت خدا را وقتی برای او جهاد می کنیم، باور کنیم، احتمال آن احتمال ها را هم نمی دهیم.





منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/05/28/دعوای-عقل-و-قلب-بر-سر-ولایت-فقیه




پایان نامه های حوزه به ظاهر سکولار

درخواست حذف اطلاعات

✅ به دنبال سخنرانی اخیر " رحیم پور ازغدی" موجی نیز در نقد سکولار بودن حوزه راه افتاد.


✅ باوجود کمال ارادتی که نسبت به " رحیم پور" دارم لازم می دانم با ارائه مستنداتی از حیثیت "حوزۀ علمیه قم" در مقابل نقد ایشان دفاع کنم.

بنده در ابتدا استدلال های ایشان را برای اثبات سکولار بودن حوزه صحیح می دانستم و اتفاقا برای ارائه مستندات بیشتر در این راستا تحقیقاتی انجام دادم که در کمال تعجب با بررسی دقیق تر متوجه نکاتی شدم که تحلیل رحیم پور را نقض می کرد و علت اعتراض برخی مراجع به صحبت های ایشان را برایم روشن می نمود.


✅آنچه ایشان برای اثبات سکولار بودن حوزه مورد استدلال قرار می دهند، این است که دروس خارج حوزه مسئله های خود را از مسائل نظام و جامعه نمی گیرد و از عینیت به ذهن نمی رود و یا مثلا می فرمایند صدها موضوع است که مسئلۀ نظام و جامعه است اما حوزه پاسخی به آن نداده است و ...


✅ اگرچه صحبت های ایشان براساس مستنداتی که ارائه می کنند صحیح می باشد اما اگر مستندات دیگری ارائه و همچنین اصل استدلال های ایشان دقیق تر بررسی شود به نتایج متفاوتی خواهیم رسید.


برخی اساتید درس خارج می گویند انتظار ایشان از درس های خارج اشتباه است، کارکرد دروس خارج برای حل آن مسائل مورد تصور ایشان نیست و بیشتر فرآیند آموزشی دارد و جهت تسهیل در فرآیند آموزش نیز باید تمرکز بر محتواهای خام آموزشی باشد، به طور مثال اگر درس های زیادی به عبادات می پردازند چون بخش اعظم روایات ما در این فضا صادر شده است و برای آموزش چگونگی کار با روایات طبیعتا این بخش بهترین فضا است.

وقتی فرآیند آموزشی طلاب تا طی ن چندسال درس خارج کامل نمی شود، چاره ای جز پرداخت به این مطالب نیست.


خلاصه اینکه این درس های خارج نیستند که باید به مسائل اصلی انقلاب و جامعه بپردازند بلکه افراد شرکت کننده در درس خارج هستند که باید به تعداد کثراتشان موضوعات کثیر و مختلف مورد نیاز انقلاب و جامعه را مورد تحقیق و بررسی قرار دهند، در مورد آنها نظریه ارائه کنند و البته این کار را هم کرده اند.


فایل word زیر عنوان ۴۰۶۳ پایان نامه حوزوی همراه با اسم نویسنده، راهنما و سال دفاع آنها است که اگر آن را بررسی کنید، خواهید دید هر مسأله خُرد و عینی نظام و جامعه که تصور کنید به صورت مفصل در حوزه به آن پرداخته شده است و حداقل چندین پایان نامه قوی حوزوی در مورد آن وجود دارد.


در این فایل موضوعات پایان نامه های سطوح مختلف حوزوی از سال 69 تا سال 96 در موضوعات مختلف تربیتی، اخلاق، ادبیات، فقه، اصول، حقوق، تفسیر و علوم قرآنی، حدیث و تاریخ ذکر شده است.

لینک فایل word

دریافت

لینک فایل pdf

دریافت


✅ اینکه پیوست صحیح بین مجموعه های نظام همچون مرکز پژوهش های مجلس، قوه قضائیه، ریاست جمهوری و سایر نهادهای انقلاب با حوزه وجود ندارد و محصولات حوزوی به نحو صحیح ارائه نمی شود و در نتیجه "احساس خلاء تولید محتوا" از سوی حوزه می شود، یک بحث است و اینکه حوزه تولید محتوا ندارد یک بحث دیگر.


پیشنهاد می کنم همه دوستان طلبه قبل از هر کار تحقیقی و نوشتن مقاله در قسمت سرچ word کلمات مرتبط با موضوع مدنظر خود را در این فایل فحص کنند تا بتوانند با استفاده از پایان نامه های کارشده، انرژی خود را عوض تکرار مطالب دیگران، مصروف پیش برد شه و علم کنند.




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/05/31/پایان-نامه-های-حوزه-به-ظاهر-سکولار




تشکیل نظام و ت ی مقدمه ای بر رسیدن به جامعه ی

درخواست حذف اطلاعات

✅ در دورۀ پهلوی نیروهای مؤمن و مذهبی را ار مبارزه با فضای فاسد ایجاد شده از سوی حکومت و جریان عظیم ترویج بی بندوباری و بی دینی را صرفا در "نجات دادن در حد امکان جوانان و مردم" و "تربیت نیروهای مؤمن" می دیدند، درحالی که جریان فساد شکل گرفته از رأس کفر همچنان باقی بود و موج عظیم مردم را به سوی بی دینی می برد.


✅ در این دوره برخلاف سایرین که همۀ همت خود را در تربیت نیرو و تبیین اندشه ها قرار داده بودند، حضرت در عین "تربیت نیرو در درس اخلاق و سایر دروس" و "تبیین شه های عموم با نوشتن کت همچون کشف الاسرار"، همت اصلی خود را ایجاد ساختاری برای امکان مبارزه با رأس طاغوت و حکومت پهلوی قرار داده بودند و بارها برای در اختیار گرفتن قدرت حاکمه اقدام و تلاش نمودند.


✅در شه حضرت و ی گام نخست حرکت به سوی ظهور و تحقق جامعه توحیدی، انقلاب و تشکیل نظامی با ساختار ی یعنی فائق آمدن بر نظام کفر وطاغوت خارجی بود که در سال ۵۷ انقلاب با موفقیت از این مرحله عبور نمود و در حال حاضر بعد از چالش ها و آزمون های مختلف غرب زده گان، انقلاب در گام دوم خود یعنی فائق آمدن بر نظام نفاق داخلی و تحقق ت ی می باشد.


⁉️ اما این سوال مطرح می شود که چرا این مرحله در حرکت به سوی ظهور، مقدم بر تشکل جامعه ی است؟


اگرچه انبیاء الهی همواره برای قیام و مبارزه، طبقه ای از خواص و مؤمنین را به صورت مستقیم تربیت می د اما مأموریت آنها این نبود که با تک تک افراد جامعه صحبت کنند و فاسد بودن اعتقادشان را به آنان گوشزد نمایند، زیرا عموم مردم اسیر نظامات اجتماعی و قدرت و تسلط آنها هستند و توسط روابط اجتماعی کفرآمیز به بند کشیده شده اند.

به تعبیر حضرت «از حکومت ها سرچشمه مى گیرد مفاسد و سرچشمه مى گیرد مصالح. حکومتِ عدل، تمام مصالح کشور را تأمین مى کند به اندازه قدرت و حکومت ظلم، تمام بدبختی ها را براى یک ملتى ایجاد مى کند.» (صحیفه ، ج 9، صص: 134- 135)


✅ آنگاه که قدرت حاکمه و مدیریت اجتماعی در دست "نیروهای مؤمن واقعی به ناب" قرارگیرد و آنها بتوانند بر "شبکه نفاق بی ایمان به ناب" فائق آیند و خود را در عرصه عملی اثبات کنند، فضا برای تحقق جامعه ی و ایمان آوردن "ناس" به ایجاد خواهد شد.


به تعبیر قرآن آنگاه که غلبه و فتح بر نظامات طاغوت و نفاق محقق شود خواهی دید که مردم فوج فوج به روی خواهند آورد.

« إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فىِ دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا»

.................................................................................

دنبال شرح حال در ایتا





منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/06/02/تشکیل-نظام-و-دولت-اسلامی-مقدمه-ای-بر-رسیدن-به-جامعه-اسلامی




درسی که باید از حسین آموخت

درخواست حذف اطلاعات

آیا تا کنون در دوراهی "حق یا خود" خواهی بوده ای؟

آیا تا کنون بر دو راهی "حق یا راحت" طلبی بوده ای؟

حسین (علیه ) شهید شد تا یاران به خواب رفتۀ خویش را بیدار کند. زینب (سلام الله علیها) به اسیری رفت تا یاران حسین را نوری باشد در تاریکی زمان.

در قسمتی از میانه راه سفر کربلا حسین (علیه السلام) در حالی که سوار بر اسب بود به خواب می رود، در رؤیایی صادقه در می یابد که کاروان وی به کام مرگ قدم می نهد، بیدار شده و می فرماید: «اِنا لله و اِنا عِلیهِ راجِعون»، فرزند عزیزش، "علی اکبر" سوال می کند: «یا اَبَتا لِمَ اِستَرجَعتَ» پدر جان چرا "انا لله و انا علیه راجعون" گفتید؟ حضرت می فرمایند: در بین راه هاتفی به گوشم رساند «القوم یسیرون و المنایا تسیر معهم» این کاروانیان به شهادتگاه روانند و مرگ نیز به همراه آنان در حرکت است.

اینجاست که علی اکبر سوال می کند: «اَوَ لَسنا عَلَی الحَقِّ ؟» مگر نه این است که ما بر حقیم؟ حضرت پاسخ می دهند. چرا فرزندم.

علی اکبر می گوید: وقتی مطلب از این قرار است چه فرقی است که به چه سرنوشتی می رویم و چه خواهد شد، به سرنوشت مرگ یا حیات، تفاوتی نمی کند، اساس این است که ما بر جاده حق قدم می نهیم .

ابا عبدالله (علیه السلام ) از این سخن فرزندشان به وجد می آیند و می فرمایند: «جَزاکَ اللهُ عَنّی خَیرَ الجَزاءِ» من قادر نیستم پاداشی را که شایسته پسری چون تو باشد بدهم، خداوندا آن پاداشی را که شایسته این فرزند است بجای من به او بده.

راستی تا کنون از خود پرسیده ای خداوند از چه طریق است که" قطعاً ما را آزمایش می کند با ترس یا گرسنگی یا کاستی در اموال"؟ «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین»

سالهاست که" اگر دست بند تجمل نمی بست دست کمانگیر ما را از آن گوشۀ ک شان نمی یافت ی رد تیر ما را".

سالهاست که" یاران خسته بودند و به نانی گرفتند شمشیر ما را "

سالهاست که یاران خسته جادۀ حق طلبی و راحت طلبی را یکی کرده اند.

سالهاست که محرم را از بوی قیمه هایش حس می کنند.

سالهاست که ذی الحجه را با سوغاتی های حاجیانمان یاد می کنند.

به یاد داریم روزی را که دشمنان فریاد برائتمان را در قبلۀ مسلمین تاب نیاوردند و حج مان را کربلایی د؟ فراموشانده شده ایم که حج خونینی داشتیم!

آیا به یاد داریم روزهایی را که فریادهای حسینی ما شاه را فراری داد، روزهایی که از ما پا تان، عراق، افغانستان، مصر، یوگوسلاوی و.... نیز به در آمده بودند.

آ ما را چه شده است که حق طلبی امروزمان خلاصه شده است در یک جلسه سخنرانی، تولید و پخش چند نشریه، جزوه، کتاب و خلاصه همه اش کارهایی که برای انجام دادنشان اصلا نیازی به انقلاب نبود، نیز همه انجام می شد حتّی در آن زمان انی چون شهید مطهری حساب بانکی برای جمع آوری کمک به فلسطین داشند که ما هنوز به آن هم نرسیده ایم.

سالهاست که انقلاب کرده ایم اما " لانُغَیِّرُ ما بِأَنْفُسِنا" مگر خدا را به بازی گرفته ایم! فراموش مان شده که «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ».

خداوند نمی گوید: تغیر می دهم اوضاع را اگر اوضاع خود به خود تغییر کرد! می گوید: «حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» یعنی تا زمانی که خودمان دست به کار نشویم و ابتکار عمل به ج ندهیم، خداوند هم تغییری در اوضاع مان نخواهد داد.

باید باری دیگر همچون روزهای انقلاب خود دست به کار شویم تا نصرت الهی را نیز مشاهده نماییم.

علی را تنها نگذاریم و در معرکۀ مبارزه ثابت قدم بمانیم.

شاید کمتر از ده قدم تا رسیدن به ستون خیمۀ معاویه مانده باشد.





منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/05/19/درسی-که-باید-از-حسین-آموخت




دو قطبی ما حزب الهی ها

درخواست حذف اطلاعات


خود را وارد بازی اصلاح طلب و اصول گرا می کنند و برای لیدرهای این دو جریان یقه چاک می دهند و از همه چیز می خواهند دفاع کنند؛ اما نمی دانند که همه سرکارند.


یک روز هاشمی شده بود نماد و مخالف او مخالف پیغمبر بود، یک روز هم نماد جریان اپوزسیون نظام و ی که حتی برای او تبلیغ می کرد.

یک روز ناطق نماد و اصول گراها بود، یک روز هم از چهره های جریان اصلاح طلب و قس علی هذا در منتظری و..

اصلا غالب این اپوزسیون ها و لیدرهای اصلی جریان اصلاح طلب ، روزی های طیف انقل جامعه بودند.


ظاهرا این جریان ها هم ربط زیادی به شه ها ندارد، چرا که هاشمی با یک شۀ واحد روزی نمایندۀ اصلی جریان اصول گرا بود و روزی نمایندۀ جریان اصلاح طلب و یا مثلا میرحسین با نظام شه چپ که دقیقا مقابل شه لیبرال هاشمی بود به صورت همزمان با هاشمی، به یکی از چهره های جریان اصلاحات مبدل می شود.


اصلاح طلب ها چه انی هستند؟ در این جریان شه ها تقریبا هیچ جایگاه خاصی ندارند، از مراجع سنتی قم گرفته تا روشنفکران نسبتا لائیک و یا حتی مخالف دین در خارج کشور خود را به این جریان انتساب می دهند وخلاصه بیشتر اشخاص هستند که معیار و ملاک هستند، معیار شدن آنها هم بیشتر در اعتراضشان به وضع موجود و مدیریت کلان کشور و طیف اصول گراهاست است.

خلاصه اینکه اصلاح طلبی خلاصه شده است در اعتراض داشتن به نظام، فرقی هم ندارد که شما در موضع قدرت باشی یا خیر؟ مسؤل پاسخ گویی به اعتراض هایت دقیقا خودت باشی یا خیر!


اما اصول گراها چه انی هستند؟ ملغمه ای از ق اق ها و مخلص ها، ق اق هایی که چماقی به اسم ولایت ساخته اند و به کمک مخلص ها بر سر مخالفان خود می کوبند.

و البته اصلاح طلب ها هم با ساختن دو قطبی ولایت-مردم چماقی به اسم مردم طراحی د تا بر سر اصول گراها بکوبند.


دعوا سر چیست؟ دعوا سر قدرت است.

قدرت طلبان هم هر روزی به اسمی مردم را بازی می دهند، مثلا همین رئیس جمهور خودمان که البته حاج گیرینف این دعواست و همیشه بر موج قدرت سوار!

اما دو قطبی ما کدام است؟ دو قطبی ما حزب الهی ها نه اصول گرا و اصلاح طلب، بلکه دو قطبی ظلم و عد است، در دو قطبی ما مردم و ی مطالبه گر عد هستند و در مقابل آنها ظلم، فساد و تبعیض قرار دارند؛

ما نه خیری زیادی از اصول گراها دیدیم نه از اصلاح طلب ها؛

ما نه تعصبی برای دفاع از اصول گراها داریم نه اصلاح طلب ها.

معیار و ملاک ما اشخاص نیستند، ما حزب الهی ها معیارها و ملاک هایی عقلائی داریم که خدا از ما خواسته و معصوم برای ما بیان کرده است، ما دلبسته هستیم و مطالبه گر عد .





منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/05/20/دو-قطبی-ما-حزب-الهی-ها




انتظار ی

درخواست حذف اطلاعات

شب نیمه شعبان (۹۶) در خیابان بودم که متوجه شدم جوانی با یکی از طلاب بحث می کند، جلو رفتم جوان به طلبه اعتراض داشت که شما برای چه مشغول تبلیغ انتخاباتی هستید، هیچ نمی تواند کارها را درست کند الا خود زمان، روایت می گوید هر قبل از ظهور حضرت بیاید باطل است، حضرت نمی آید تا هر ادعا می کند ما می آییم کار را درست می کنیم معلوم شود دروغ می گوید و نمی تواند.


سر طلبه شلوغ بود و من جوان را کنار کشیدم و با او مشغول صحبت شدم به او گفتم روایت می گویی من هم برایت روایت بگویم: علامه مجلسی در بحار روایتی از در مورد آ ا مان می آورد در مورد این روایت تأکید هم می کند که این روایت صحیح و مورد اطمینانی است و می گوید: در آ ا مان مردمی از مشرق قیام می کنند و مقدمات ظهور حضرت مهدی را فراهم می کنند.1


از موسی کاظم( علیه السلام) روایت شده که: «مردى از اهل قم مردم را بحق بخواند و با گروهى چون ‏هاى آهن به پا خیزند که بادهاى تند آن ها را نلغزاند، و جز نبرد ندانند و نخواهند و بر خدا توکل دارند وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین.»2


بعد از خواندن این روایات به لشکر اسانی و یمانی که در روایات امری مسلم است اشاره که اینها از کجا می آیند یک شبه یک لشر با این امکانات از کجا درست می شود؟ الا اینکه قبل از آن تشکیلاتی باید باشد.


بعد از این صحبت ها جوان راه تمس ما که لابد شما هم های آهن هستید و... را پیش گرفت و در آ هم گفت همه این روایات دروغ است.!!

...................................................

ارجاعات:

1. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ یَخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ یَعْنِی سُلْطَانَهُ‏ هَذَا حَدِیثٌ حَسَنٌ صَحِیحٌ رَوَتْهُ الثِّقَاتُ وَ الْأَثْبَاتُ أَخْرَجَهُ الْحَافِظُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ بْنُ مَاجَةَ الْقَزْوِینِیُّ فِی سُنَنِهِ. بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏51 ؛ ص:87»


2. «وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عِیسَى عَنْ أَیُّوبَ بْنِ یَحْیَى الْجَنْدَلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع‏ قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ یَتَوَکَّلُونَ‏ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین.‏ بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏57 ؛ ص216.»





منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/05/21/انتظار-شیطانی




من اشتباه

درخواست حذف اطلاعات


ی امروز در صحبت هایشان فرمودند در قضیه اشتباه کرده اند.


شادی این اعتراف هم باشد برای دوستان بهاری و اصلاح طلب که می خواهند برای اثبات اشتباهات ی و بی اعتماد مردم به تصمیمات ایشان استدلال هایشان قوی تری داشته باشند.


✅من هم به آنها کمک می کنم و لیست بلند بالایی از اشتباهات می نویسم.


✅به نظرم خوب است لیست این اشتباهات را از شروع کنیم. اصلا چرا ؟

بهتر است از المؤمنین یا اصلا خود ، بله چطور است با ایشان شروع می کنیم.

چرا از ؟ از خود خدا شروع می کنیم.


اولین اشتباه خدا خلق بود،

اشتباه بعد او اجازه دادن به برای اغوا بندگانش بود،

اشتباه دیگر خدا نفرستادن فرشتگان به عنوان نبی بود، چرا یک انسان مثل همه را فرستاد تا حرف هایش را باور نکنند و بگویند تو هم ی هستی مثل بقیه،

اشتباه دیگر خدا این بود که نام اهل بیت را صریحا در قرآن نبرد و این همه دردسر درست کرد!

یا مثلا چرا خدا آیات متشابه را در قرآن آورد مگر چه می شد همه اش آیات تأویل نائذیر می آورد تا این همه تفاسیر اشتباه در دین راه پیدا نکند!

اشتباه دیگر خدا باور توبه های ماست وقتی می داند ما توبه می شکنیم، برای چه توبه ها را می پذیرد؟!


خلاصه خودت بخوان اشتباهات مکرر و بسیار خداوند را.


✅از اشتباهات خدا بگذریم که صاحت قدس او بیشتر از این خدشه دار نشود؟ اما خودمانیم، خدا ی چرا خدا اینقدر اشتباه می کند؟ نعوذ بالله، لااقل خود خدا مگر معصوم نیست!


✅ چرا مسیر اشتباهات خدا را ادامه داد؟

چرا خائنان و منافقان را به اسم رسوا نکرد؟!

چرا انی را که می دانست بعدها موجب فتنه ها می شوند را از دم تیغ نگذراند؟

مگر معصوم نبود!


✅ المؤمنین چرا حکمیت را پذیرفت؟

مگر نمی دانست چند روز بعد بخشی از همان ها که او را مجبور به پذیرش حکمیت کرده اند او را متهم می کنند که چرا حرف ما را پذیرفتی و اشتباه ما را تکرار کردی؟

فتنه خوارج از همین اشتباه حضرت شروع شد!

مگر المومنین از همان ابتدا با حکمیت اعلام مخالفت نکرد چرا در آ اشتباه کرد و حکمیت را پذیرفت؟

مگر معصوم نبود!


✅ حسن چرا صلح را پذیرفت، او که از ابتدا ندای جنگ می داد او که بارها به مردم هشدار داد که اگر صلح کنید، این بلاها به سر شما خواهد آمد و معاویه عهد شکن است، او که می دانست چه بلایی بر سر مردم خواهد آمد، چرا اشتباه کرد و حکمیت را پذیرفت؟

مگر معصوم نبود!


✅ حسین چرا؟ او که می دانست خود و یارانش شهید می شوند و خانواده اش به اسارت می رود، چرا اشتباه کرد و به صحرای کربلا رفت؟! واقعا چرا؟

مگر اینها معصوم نبودند!


⁉️آنها که اشتباهات ی را هضم نمی کنند با اشتباهات اهل بیت و خداوند چه می کنند؟!


⁉️راستی اینها اگر اشتباه می کنند، پس چرا راه جایگزین آن اشتباه را هم دائم نشان می دهند و دعوت به آن می کنند؟ چرا این همه قبل از ارتکاب اشتباه به اشتباه بودن آن اصرار می ورزند؟!


✅خواهش می کنم به این سوالات ساده اندکی، فقط اندکی فکر کنید، پاسخ ساده است.

هر پدر حکیمی که سختی بزرگ نمودن فرزند خود را چشیده باشد خوب با این اشتباهات آشنا است.




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/05/22/من-اشتباه-کردم




پس از ظهور حضرت حجت

درخواست حذف اطلاعات

دوستی اشکال کرد که پس از ظهور حضرت چه می شود و ها دیگر چه کاری دارند که انجام بدهند؟

گفتم:بعد از ظهور کار فقها بیشتر می شود و ولایت آنها گسترده تر.

تعجب کرد و گفت: وقتی معصوم می تواند با مردم مستقیم صحبت کند و مردم به او دسترسی دارند، دیگر چه نیازی به فقها است؟

گفتم: ما یک غیبت از انظار(دیده ها) داریم و یک غیبت مکانی، زمان امروزه از انظار ما غائب هستند و ما به ایشان به صورت مستقیم دسترسی نداریم و بعد از ظهور حضرت این غیبت برطرف می گردد ولی غیبت مکانی همچنان باقی است.


بعد از ظهور همه مردم که نمی توانند مشکلات پیش آمده در منطقه خود و سوالات شخصی خود را مستقیما به حضرت ارجاع دهند، بلکه حضرت مثل زمان حضور سایر اهل بیت(علیهم السلام) بعد از ظهور نیز نمایندگانی در مناطق مختلف خواهند داشت که بر مبنای مبانی ارائه شده توسط ایشان و ائمه (علیهم ) مردم مناطق مختلف را راه بری کنند، اگر بخواهیم مثال بزنیم مثل همین الان که با وجود همه امکانات مقلدین مراجع به خود مرجع دسترسی ندارند بلکه با نمایندگان ایشان در ارتباط هستند.

این مساله در زمان حضور سایر ائمه هم بود مثلا شیعان از ری هجرت کرده و نزد معصوم می رسیدند تا سؤالات خود را مطرح کنند ولی به آنها جواب نمی دادند و می گفتند نزد فلان شخص در ری بروید سوال هایتان را از وی بپرسید از این به بعد هم او امین ما است و به او مراجعه کنید.





منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/05/14/ولایت-فقیه-پس-از-ظهور-حضرت-حجت




نقدی بر رساله های عملیه

درخواست حذف اطلاعات

: «براى این که کمى معلوم شود، فرق میان و آن چه به عنوان معرفى مى ‏شود تا چه حد است، شما را توجه مى ‏دهم به تفاوتى که میان «قرآن» و کتب حدیث، با رساله‏ هاى عملیه هست: قرآن و کتاب هاى حدیث، که منابع احکام و دستورات است، با رساله‏ هاى عملیه، که توسط مجتهدین عصر و مراجع نوشته مى ‏شود، از لحاظ جامعیت و اثرى که در زندگانى اجتماعى مى ‏تواند داشته باشد، به کلى تفاوت دارد. نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادى آن، از نسبت صد به یک هم بیشتر است! از یک دوره کتاب حدیث که حدود پنجاه کتاب‏ است و همۀ احکام را در بر دارد، سه چهار کتاب مربوط به عبادات و وظایف انسان نسبت به پروردگار است، مقدارى از احکام هم مربوط به اخلاقیات است؛ بقیه همه مربوط به اجتماعیات، اقتصادیات، حقوق، و سیاست و تدبیر جامعه است.»۱

یکی از مهم ترین نقدهایی که حضرت (ره) نسبت به حوزه مطرح می نمایند، عدم معرفی درست است و شاخص هایی برای آن مطرح می کنند یکی از این شاخص ها رساله های عملیه علما می باشد.

بعد از انقلاب حضرت (ره) به کمک آیت الله بی آزار قدم مهمی در تحقق این تحول ایفا نمودند و رساله ای ۴ جلدی به نام رسالۀ نوین تدوین گردید.

در این رساله مباحث مختلفی از وظایف اجتماعی افراد توضیح داده شده بود، به طور مثال یکی از بحث های مهمی که روایات بسیاری به آن پرداخته بحث تقیه می باشد که در این رساله نیز به آن پرداخته شده است؛ مسیری که با این رساله آغاز گردید، متأسفانه توسط سایر علما ادامه نیافت.

این رساله قدم بسیار مهمی در جهت توسعۀ مفاهیم دینی و تعمیق دین در میان تودۀ مردم بود.

البته بعد از حضرت (ره) آیت الله ناصری نیز در رسالۀ خود فصل مهمی به عنوان اخلاق اضافه نموده و بسیاری از وظایف مؤمنین نسبت به یکدیگر و.. را توضیح می دهند، وظایفی که در آ ت افراد نسبت به آنها مؤاخذه خواهند شد و البته ما به اسم اخلاق و غیر واجب، آنها را کنار گذاشته ایم.

⁉️ نمی دانم بیش از 30 سال است چرا هنوز هیچ "اتفاق در خوری" در این زمینه رخ نداده است؟

تا زمان آیت الله بروجردی در دهه 1320 هنوز در دست مردم رساله وجود نداشت و بسیاری از مردم نسبت به احکام سردرگمی داشتند و طلاب و علما با عبارت های سنگین و مغلق پاسخ آنها را می دادند اما به همت آیت الله بروجردی این عالم متجدد و تحول خواه، رساله های فارسی با زبانی ساده برای استفادۀ راحت مردم و اطلاع آنها از احکامشان تدوین گردید؛ این رساله ها متناسب با فضای آن دوره، یعنی نبود تشکیلات قوی حکومتی و عدم کشش حوزه برای مطرح نمودن مسائل کلان و اجتماعی تبویب گردید.


حجت ال شیخ محمدرضا محامی در خاطرات خود در مورد آن دوره می گویند:

یکی از خدمات علمی آیت الله بروجردی به حوزه احیای بحث در مورد احکام اجتماعی بود به دلیل اینکه ت از امور اجتماعی منزوی شده و دیگر توان اجرای قوانین قضایی و جزایی را نداشت، کتاب های قضا، حدود و دیات و شهادات در حال منسوخ شدن بودند. آیت الله بروجردی با این تفکر مبارزه د و درس خارج قضا را آغاز د. عده ای از طلاب زبان به اعتراض گشودند که فایده این بحث ها چیست؟ آیت الله بروجردی در پاسخ فرمودند: چرا این همه اعتراض می کنید؟ آ این احکام باید زنده بماند. اگر امروز به کار نیاید فردا به درد می خورد. ما نمی توانیم احکام را به خاطر اینکه فعلا مورد عمل نیست متارکه کنیم.۲

ظاهرا حوزه ما از همان زمان تا کنون منجمد شده است و بنا ندارد گامی به جلو بردارد.

...........................

ارجاعات

1. ( ، (حکومت ی)؛ ص: 11)

2. تاریخ شفاهی انقلاب ی( تاریخ حوزۀ علمیۀ قم)، ص: 196.





منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/05/15/نقدی-بر-رساله-های-عملیه




انسان های بزرگ باید اشتباهات بزرگ داشته باشند

درخواست حذف اطلاعات

قرار بود با یکی از اساتیدمان گعده طلبگی (دوره نی) داشته باشیم.

برای اینکه بتوانم حداکثر استفاده را ببرم "دو سوال مهم خودم" را آماده کرده بودم.

یکی از سؤال هایم با این مقدمه بود که:

شهید مطهری در کتاب انسان کامل وقتی انسان مقرب الهی را معرفی می کنند توضیح می دهند که قُرب به معنای قُرب مکانی نیست به معنای قرب صفاتی است یعنی هر انسانی هرچقدر بیشتر مُقَرب خداوند باشد صفات او به خداوند نزدیک تر است، صفاتی مثل علم، حکمت، تدبیر، قدرت تصرف در وجود خود و عالم خارج و...

بعد از معصوم ما به عنوان مقربان خداوند علمای خود را می شناسیم و معتقدیم هرچقدر علم و عمل بالاتر رود قرب الهی بیشتر حاصل می شود. در واقع علما در روایات عروة الوثقی(ریسمان الهی) ما معرفی شده اند که باید به آنها چنگ بزنیم و برای قرار گرفتن در مسیر الهی و هدایت به آنها تمسک بجوییم.


با این مقدمه سؤال من این است که چه شده است که این علما که نام برخی را بردم در برخی موارد اشتباهاتی فاحش دارند؟

مثلا در بحث "وحدت شیعه و سنی" و یا "مبارزه با استکبار" و یا در برخی بحث های ، ما با خواندن کتاب های همین علما و بررسی استدلال های عقلی، قرآنی و روایی مطرح شده توسط آنها می توانیم بگوییم رفتارها، عملکردها، سخنان همین علما قطعاً اشتباه است و هیچ توجیهی ندارد.


خوب چطور این علما این چنین اشتباهات فاحشی دارند؟

مان پاسخ دادند:

بعد از اینکه این حرف ها را زدید من تازه یکی از حرف های آیت الله بهجت برایم واضح شد، ایشان می فرمودند:

انسان های بزرگ باید اشتباهات بزرگ کنند، خداوند برخی اوقات مؤمنین را در تصمیم گرفتن و رفتار یاری نمی کند تا اشتباه کنند که چه شود؟ اشتباه کنند تا فرق معصوم و غیر معصوم معلوم شود.


مؤمن غیر معصوم بالا می رود به کمال می رسد تا جایی که "فرق سرش" بخورد به "کف پای معصوم" ولی معصوم نمی شود باید ما بداینم این معصوم است که در نهایت کمال ممکن انسانی است و انتظار هیچ اشتباهی از او نمی رود.

باید بدانیم که تاریخ هر روز تکرار می شود اگر از آن درس نگریم....

در ادامه پرسش قبل، از این جهت که برخی از دوستان معتقد بودند جواب مذکور قانع کننده نیست و خود حقییر هم پاسخ هایی برای این پرسش مهم داشتم. پاسخ هایی که به ذهن این حقیر می رسید را می نویسم.

1. ما در تاریخ خودمان بسیار عالمانی به ظاهر زاهد را سراغ داریم که لطمه های بزرگی به جبهه حق وارد نمودند و شاید بتوانیم بگوییم بزرگ ترین ضربه ها را از این علما خورده ایم. نمی خواهم از ابلیس، سامری، بلعم باعورا یا ابوحنیفه بگویم، در همین تاریخ خودمان مواردی را دیده ایم که ضربات سختی به جبهه حق وارد نموده اند و حساب آنها از یک اشتباه و یا دو اشتباه خارج است، صحبت از ی جبهه طاغوت است.

آیت الله شریعت مداری در دوره حضرت از انی بود که کرسی درس و بحث ایشان همتراز حضرت بود و بسیاری از مراجع فعلی از شاگردان ایشان بوده اند. ایشان ی بودند که مدعی ی ایران در زمان حضرت بودند، مدعی جانشینی آیت الله بروجردی و... اما در کوتای نوژه که قرار بود 5 ملیون نفر را قتل عام کنند ایشان از مهره های اصلی ماجرا بودند و با نیروهای سازمان سیا ارتباط مستقیم داشتند.

امروز نیز همانطور که بارها انی همچون حضرت آقا تذکر داده اند برخی از شه های مخالف با وحدت از لندن تغذیه می شوند و با عوامل آنها ارتباط مستقیم دارند و ما نباید از گمراهی چنین علمایی گیج و سردرگم شویم.

از هوای نفس و حسادت برخی از علما که بگذریم در همین تاریخ خودمان برخی علما را داریم که به واسطه کانی ه شدن توسط اطرافیان کارشان به جایی رسید که در مقابل تمام گذشته خود ایستادند.

اگر ی ماجراهای آیت الله منتظری و تأثیرات مهدی هاشمی (برادر داماد ایشان) در بیت و شخص آیت الله منتظری و کانالیزه شدن ایشان را خوانده باشد، اگر ی ماجراهای نفوذ ساواک در بیوت برخی شخصیت های مطرح دوران مبارزه حضرت و را خوانده باشد، نباید از اشتباهات این اقایات زیاد تعجب کند.

بعید نخواهد بود که برخی از علمای امروز نیز متأسفانه از طریق بستگان نزدیکشان کانالیزه شده و اطلاعات به صورت جهت دهی شده به آنها داده شود. و ما تجربه ها و خبرهایی از این دست در شیراز و قم را هنوز بیاد داریم.

و اما از هوای نفس و حسادت و ساده لوحی و کانالیزه شدن که بگذریم علقه ها و وابستگی هایی که نسبت به دوستان و اطرافیان در طی سال ها شکل می گیرد و این محبت ها موجب لغزش برخی از آقایان می گردد، آقایانی که در دفاع از اعمال حرام فرزندان یا اطرافیانشان نه تنها تبری نمی جویند، بلکه گردن خود را پل عبور فرزندان و اطرافیان خود می کنند و نمونه های آن برای بسیاری از ما مشهود است و متأسفانه از ذکر نمونه های آن معذور هستم.

و از هوای نفس و ساده لوحی و علقه های محبتی و بحث های اخلاقی که بگذریم واقعاً برخی از این علما از نظر نظام شه ناقص هستند. ما شخصیتی مثل حضرت را داریم که از نظر فقه، فلسفه، عرفان، اخلاق کلام و همه علوم در قله ی آن علم می باشند و از نظر علمی جامعیتی دارند که دین خدا را به صورت کامل و درست می َشناسند و همچنین از نظر شناخت جامعه و موضوعات خارجی نیز در قله می باشند.

حضرت ی می باشند که از رمان، کتاب تاریخی، اقتصادی، و جریان های مذهبی، نشریات و... همه را مطالعه می کنند، ی که در جوانی به مجلس شورای ی می رود تا از نزدیک در دروند ساختاری و تصویب قوانین قرار گیرند، خوب مطمأنا چنین ی هم در فهم دین و هم در تطبیق احکام دین بر موضوعات خارجی در حد اعلی است.

به نظر حضرت علم به هر کدام از علوم فقه، کلام، فلسفه و عرفان موجب کمال و عمیق شدن در دیگر علوم می گردد، مطمأناً عالمی که از نظر علمی برخی از این علوم را به صورت کلی حرام می داند و یا نفی می کند، عالمی که به قول یکی از اساتید این حقیر که بررسی نموده بودند در کل کتاب خانه عریض و طویل منزلش، حتی یک کتاب در مورد مباحث اقتصاد روز یا علم سیاست و... نداشت، این چنین عالمی نمی تواند نه دین را به درستی بفهمد و نه موضوعات را به درستی درک کند تا بتواند احکام دین خدا را بر مسائل خارجی تطبیق دهد.

خلاصه علم آن هم ناقصش با تقرب به خدا دو بحث متفاوت است و چه بسیار عالم بی عمل.

همه این حرف ها را زدم تا هشدار دهم برخی از این علمایی که در فتنه 88 آنگاه که همه ثمرات مجاهدت ها و زحمات چندین نسل داشت به هدر می رفت همه چیز را فراموش کرده بودند، یا ت بودند یا آب در آسیاب دشمن می ریختند، و "ولیّ زمان" باید فریاد می زد «أین عمار»، علمایی که بعد از هشت سال در ماجرای اخیر بار دیگر امتحان خوبی از خود پس ندادند. اگر خ نکرده همانطور که بسیاری هشدار داده اند، فتنه ای در همین سال های نزدیک و پیش رو از حوزه سربلند کند. ما نباید چنین علمایی را به صورت مطلق مُطاع و دستگیره های هدایت بدانیم.

ما نباید با اشتباهات عالمانمان گیج و سردرگم شویم.

باید بدانیم که تاریخ هر روز تکرار می شود اگر از آن درس نگریم.





منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/05/15/انسان-های-بزرگ-باید-اشتباهات-بزرگ-داشته-باشند




اگر حکومت به دست می افتاد واقعاً و انقلاب از دست می رفت؟

درخواست حذف اطلاعات


با یکی از دوستان طلبه به رفته بودیم. خطیب از 9 دی و شاد شدن و از فتنه 88 و...گفت.

بعد از خطبه ها، دوستم به من گفت: «به نظرت واقعاً اگر قدرت به دست می افتاد، و انقلاب از دست می رفت؟»

چون می دانستم آن بنده خدا تعریف متفاوتی از تعریف من از دارد برای اینکه جبهه نگیرد، گفتم: «نه چه ربطی به فتنه 88 داشت، زمان پهلوی هم بود. اینها که بدتر از شاه نبودند که بخواهد از دست برود.» دوستم نفس راحتی کشید. نمی دانم شاید دنبال تأییدی برای تندروی برخی بود...؟!

دوباره شروع و گفتم: «خداوند در قرآن می گوید: لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ (25الحدید) ما انبیا را فرستادیم، قرآن و شریعت را فرستادیم این همه زحمت کشیدیم، دین را آوردیم که چه بشود؟ تا مردم عد را ب ا کنند.

این دین آمده است برای چه؟ این آمده برای چه؟ یکی از ارکان اصلی که مأموریت دین است ب ایی عد آن هم توسط مردم، نه عد از بالا و به زور، بلکه حرکت مردمی برای ب ایی عد است.

خوب یک کاری که ما اگر مؤمن هستیم باید تلاش برای تحقق عد در جامعه است، یک کار هم تلاش برای تحقق عد در جهان است.

این انقلاب مگر چه می گفت: می گفت دوستی با ظالم عین ظلم است. می گفت: ما با تی که بخواهد در دنیا منشاء ظلم به کشورهای آفریقایی، آسیایی، فتنه انگیزی در جهان، دخ در سرنوشت ملت ها به نفع خودش، کشتار مردم دنیا، ترویج فسادهای اخلاقی و.... باشد، با این ت نمی توانیم سر سازشی داشته باشیم.

نمی شود ما بخواهیم برای تحقق عد در جهان تلاش کنیم و هم کیسه و پیاله سرمنشاء همه ظلم ها در عالم باشیم.

همه اینها را گفتم. تا بگویم حکومت اگر دست انی بیافتد که فکر می کنند دین ما سرجای خودش کارهای اقتصادی و ما سرجای خودش، انی که همه اش تلاش می کنند هم کیسه و پیاله شوند، اگر حکومت دست چنین انی با این شه بیافتد، آنچه که از ارکان اصلی دین ما است از بین می رود، یعنی دین الکی! دین دورهمی، شاید در آن دین برای حسین هم ج می د، شاید هم خیلی باشکوه برگزار می شد، ولی وقتی در جهت یک رکن اصلی دین که ب ایی عد باشد نبود، انگار دین از دست رفته است.»

دوستم گفت: « آره تهش می شدیم مثل عربستان».

گفتم: « نه عربستان چیه، می شدیم مثل حتی همین عراق که برای حسین هم شاید ج کنیم و... ولی تکلیفمون با خودمون مشخص نبود. سر ناسازگاری با امثال نداشتیم.»

دوستم گفت: « این حرف رو در مورد عراق قبول ندارم. این بدخت ها اینقدر مشکلات دارند که فضای فکر به این چیزها رو اصلاً ندارند.»

گفتم: «درسته که مشکلات دارند ولی من قبول ندارم. مگر ما در زمان جنگ مشکلات نداشتیم مگر در زمان انقلاب مشکلات نداشتیم ولی حرفمان که سرآشتی نداشتن با و ظالمان عالم بود را می زدیم. مشکلات ما اتفاقا با ایستادگی ما و مقابله ما باظلم برطرف می شود.»





منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/05/17/اگر-حکومت-به-دست-موسوی-می-افتاد-واقعا-اسلام-و-انقلاب-از-دست-می-رفت




تأملی بر شهادت حضرت علی اصغر و شهادت محسن حججی

درخواست حذف اطلاعات

شهادت حضرت علی اصغر و یا شهادت محسن حججی و سایر مواردی از این دست از جمله مهم ترین صحنه های نبرد حق و باطل است، صحنه هایی که بر تمام خلق حجت است و خداوند می تواند به آنها بر بندگانش احتجاج کند.

در کنار انبیاء الهی که به سوی بشر مبعوث می شوند تا « یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُون (15بقره)» تا آنچه را که بشر نمی توانست با عقل و استعداد خود به آنها برسد به او یاد دهند، خداوند نبی درونی را برای انسان ها قرار داده است. این نبی همان فطرت حق شناس است. فطرتی که کار آن تمیز بین حق و باطل است و هیچ گاه در هیچ نخواهد مُرد و همیشه، همۀ انسان ها به کمک آن حداقل به نحو کلی حُسن و قبح، حق و باطل را درک می کنند. «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا * فَأَلهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا (7-8 الشمس)» و به نسبتی که به این فطرت درونی توجه شود و زنده نگه داشته شود، حق و باطل را بهتر و بیشتر تمییز می دهد. «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها (9-10 الشمس)»

در روایات به این فطرت حق شناس «عقل» گفته میشود و تعبیری نزدیک به این مطلب ولی متفاوت نیز در قرآن با عنوان «قلب» یا «فؤاد» وجود دارد که مکررا به آن اشاره شده است و در آ ت مورد سؤال و مؤاخذه خواهد بود. «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً (36 الاسراء)»

خلاصه اینکه کشتن نوزاد و یا اسیر، از چیزهایی است که هر فطرتی در قبح آن شک نمی کند و اتفاقاتی از این دست را خدا برای حجت شدن در تشخیص حق از باطل در صحنۀ نبرد، در تمام طول تاریخ قرار داده است.

این فطرت در همۀ انسان ها حکم خواهد کرد که کشتن اسیری که کاملا در سلطۀ شما می باشد و ضرورتی در کشتن او نیست جایز نیست.

انی که دم از قرآن می زنند، قرآن وقتی می خواهد رفتار با اسیر را توضیح دهد، می گوید مؤمنین انی هستند که «یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً (8 انسان)» غذایی را که خود دوست دارند به اسیر خود می دهند.

می گویند ما نه از این باب که او اسیر است او را می کشیم بلکه از این باب که او کافر است او را می کشیم، اما اشکال اینجاست که در نظر آنها هر در مقابلشان باشد و حرف آنها را نپذیرد کافر است و بنابر این اسیری نمی ماند الا اینکه کافر باشد.

جالب هم این است که وقتی به سیرۀ نبوی رجوع می کنیم، وقتی با کفاری که بت پرست هم بودند می جنگیدند، اسرا را به قتل نمی رساندند؛ البته زندان هم درست نمی د تا سرباری برای جامعه ی درست کنند، بلکه با برده اسرای کافر، آنها را به خدمت جامعۀ ی می گرفتند و در فرهنگ جامعۀ ی هضم می د و بعد از مدتی نیز با ایمان آوردن این برده ها به بهانه های مختلف آنها را آزاد می نمودند تا به عنوان مؤمنی با احترام به زندگی خود در جامعۀ ی ادامه دهند یا به جامعۀ خود برگردند و و فرهنگ آن را به آنجا صادر کنند.




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/05/17/تاملی-بر-شهادت-حضرت-علی-اصغر-و-شهادت-محسن-حججی




نیست

درخواست حذف اطلاعات

بعد از ربنای شجریان که مشکل اصلی روشنفکران ما بود، این روزها درد و ناراحتی جدید سلبرتی ها در عین مشکلات اقتصادی مردم، یک دفعه عدم حضور یکی از بازیگران سینمای در کشور شده است.

◀️اگر هم با این دعوت همکاری نشود استبداد است و نیست!


✅مهم نیست که ربناها و دعاها و موسیقی ها از صدا و سیما پخش شود.


✅مهم نیست که غا گران سینمای جز معدودی، بعد از انقلاب همچنان به کار خود ادامه دادند، باید همه بازیگران ولو بازیگران های خاص و یا با هر عملکرد ی در حال حاضر؛ بتوانند آزادانه در سینمای کشور حاضر شوند وگرنه استبداد است!


✅مهم نیست که در سال چندهزار کنسرت درکشور برگزار می شود و اصلا دائم از صدا و سیما موسیقی های مختلف و... پخش می شود، چون با چند کنسرت محدود ولو با شرایط خاص مخالفت شده، نیست و ما دچار استبدادیم!


✅مهم نیست که بیشترین نشریات و کانال های خبری و سایت ها مربوط به جریان روشنفکری است، مهم این است که یک یا دو نشریه ولو به خدا و پیغمبر هم بدهند، اگر بسته شوند، نیست و ما دچار استبدادیم!


✅ البته مهم هم نیست که در همین آرمان شهرشان "غرب" مثلا حجاب داشتن مثل جرم است! و محرومیت هایی در پی دارد، در مدارس دست ندادن دختران با دیگران به دلایل دینی، مثل جرم است! نخوردن گوشت خوک در روزهای سرو این غذا در مدرسه مثل جرم است! و هزاران مهم نیست های دیگر، مهم این است که در غرب است، برای ب ایی موسیقی هر مدل که باشد، برای کتاب نوشتن بر علیه دین البته فقط و کاریکاتور کشیدن از البته فقط .


✅خلاصه در غرب هست، البته حتما منظور ما هم از ول انگاری نیست!


خلاصه اینکه شما هرکاری هم ید ما بالا ه می گوییم شما دچار استبداد هستید، الا اینکه دقیقا به صورت تمام عیار همان کاری را ید که ما می گوئیم و هیچ اراده ای از خود نداشته باشید.

«وَ لَنْ تَرْضى عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم»

هرگز یهود و نصارا از تو راضی نخواهند شد الا اینکه به صورت تمام عیار به رنگ آنها در بیایی و از آنها پیروی کنی!




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/03/19/آزادی-نیست




سه عامل موفقیت ایران در مقابله با تحریم ها

درخواست حذف اطلاعات

زیر تحلیل رییس مرکز مطالعات ایران در مسکو، در رابطه با علل موفقیت ایران در مقابله با تحریم های همه جانبه

وی سه عامل مهم را تحقیقات خودشان معرفی می کند.


دریافت
مدت زمان: 4 دقیقه




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/03/19/سه-عامل-موفقیت-ایران-در-مقابله-با-تحریم-ها




سه عامل موفقیت ایران در مقابله با تحریم ها

درخواست حذف اطلاعات

زیر تحلیل رییس مرکز مطالعات ایران در مسکو، در رابطه با علل موفقیت ایران در مقابله با تحریم های همه جانبه

وی سه عامل مهم را تحقیقات خودشان معرفی می کند.


دریافت
مدت زمان: 4 دقیقه




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/03/19/سه-عامل-موفقیت-ایران-در-مقابله-با-تحریم-ها




ما غلط کردیم انقلاب کردیم

درخواست حذف اطلاعات

این روزها اعتراضات کامیون داران و برخورد وحشیانه با آنها در شیراز و مقایسه با عدم برخورد نیروی انتظامی با دراویش به دستور آقای ، ذهنم را درگیر کرده است.


البته ذهن هر ی درگیر امری در نظام ارزشی خودش است، ذهن برخی ها هم درگیر پخش نشدن ربنای شجریان یا نرفتن سلبریتی ها به افطار رئیس جمهور و یا زندانی شدن فلان مبلغ بهائی و فعال فتنه 88 در زندان البته با اسم فعال و ک ن!


اما ظاهرا همه این ها حاشیه ای می ماند که ذهن ما را از قراردادی استعماری که در این روزها برای تصویب در مجلس در حال بررسی و چانه زنی است، منحرف می کند.


اگر می خواهید بدانید این قرار داد چیست و لب انتقادات به آن چیست و ته دفاع از وم تصویب آن هم چیست؟ پیشنهاد می کنم حتما مناظره زیر که به صورت زنده از شبکه خبر پخش شد را ببینید تا متوجه شوید حرف ها و مبانی هر چیست؟

لینک


به انتقادهای جبرائیلی کاری ندارم به نظرم اینکه مثلا آنها و وزارت ارشاد و وزارت دفاع ما را مشمول حمایت از تروریست نامیده اند و ما مجبور به تحریم داخلی این نهادها هستیم، در مقابل دفاعیات فاجعه آمیز ت هیچ اهمیتی ندارد.


لب حرف ت در این مناظره این است که ما مجبوریم به نظام سلطه تن دهیم، در عین اینکه می دانیم ظالمانه است؛ اگر شما یکی دو مورد از ظالمانه بودن قرارداد fatf را متذکر می شوید، من هم دوتا اضافه می کنم و می گویم که مثلا عربستان که پدر جد حمایت از تروریست است عضو تصمیم گیر این معاهده است. مشکل اینجاست که ما چاره ای نداریم جز اینکه حرف نظام سلطه را در عین ظلم بودن بپذیریم، مگر ما که هستیم؟! اصلا که بوده ایم؟! مگر ما کی می توانسته ایم تصمیم گیر باشیم؟! کی می توانسته ایم در دنیا حرف بزنیم؟! البته فکر نکنید ما انقل نیستیم ما انقل هستیم! ولی این قواعد تعامل با دنیا است، نظام سلطه را باید پذیرفت.


بنده خواهش می کنم مناظره بالا را ببینید تا باور کنید این حرف های وقیحانه حرف های مسئول تی ما است.


شفاف تر و لازمه این حرف ها را هم بنده بگویم:

ما غلط کردیم انقلاب کردیم و گفتیم استقلال ، اصلا ما غلط کردیم به کاپوتلاسیون اعتراض کردیم، ما غلط کردیم هشت سال جنگیدیم، ما خدا نداریم خدا یعنی یعنی سلطه، روزی ما را هم خدا نمی دهد، می دهد؛ ما غلط کردیم خون این جوانان را نزدیک به 60 سال ریختیم، از الان هم اگر بخواهیم با ظالم بجنگیم، بدانیم که غلط می کنیم...




منبع : http://sharhhal.blog.ir/1397/03/19/ما-غلط-کردیم-انقلاب-کردیم




تقابل عقائد اساسی و سکولاریسم در شه سید محمد خاتمی

درخواست حذف اطلاعات

توحید در حاکمیت

از جمله اقسام اعتقاد به توحید که در منابع ی بسیار به آن پرداخته شده است، توحید در حاکمیت به معنای انحصار حق قانون گذاری و فرمان دادن برای خداوند می باشد، است و در آیات متعدد قرآن به آن تصریح شده است.[1] به طور مثال در آیه 57 انعام گفته شده است: «إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفاصِلِینَ» «حکم نمودن منحصر به خداوند است او حق را بیان می کند و بهترین داوران است.» در همین راستا نیز از خداوند در قرآن با اوصافی همچون «بهترینِ حاکمان»[2] و «حکمران‏ترینِ حاکمان»[3] یاد می شود. بر اساس این آیات به طور مثال فرمان دادن و قانون گذاری برای معصوم در جامعه و یا به طور مثال پدر در خانواده، چون خداوند این اجازه را داده است، مشروع و فرمان دادن برای پادشاه یا هر دیگری که غیر مأذون از خداوند است، جایز نیست و مصداق طاغوت است.

توحید در اطاعت

قسم دیگری از توحید که در منابع به آن بسیار اشاره شده است، توحید در اطاعت به معنای انحصار حق اطاعت در خداوند می باشد و این مهم با «اطیعوا» های مکرری که در قرآن آمده است به آن تصریح شده است.[4] به طور مثال در آیه ۲۰ سوره مبارکه انفال می خوانیم: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ» «اى انى که ایمان آورده‏اید فرمان برید خدا و فرستاده‏اش را و برنگردید از او با اینکه مى‏شنوید.» همچنین اطاعت از غیر خدا، در نصوص دین به منزله شرک محسوب شده است. مثلا در تفسیر آیه ۱۰۶ سوره یوسف « ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ» که اکثر مردم به نوعی مرتکب شرک می شوند، صادق می فرمایند منظور مشرک شدن در اطاعت است. «شِرکُ طاعَةٍ ولَیسَ شِرکَ عِبادَةٍ»[5] بر اساس این آیات اطاعت از رسولان و انبیاء چون در طول و به اذن خداوند است، مشروع و جایز است اما اطاعت از هر نهاد، قانون یا فردی که مورد تأئید خداوند نباشد جایز نیست و مصداق شرک می باشد.

شأن ب ایی حکومت و قانون گذاری برای انبیاء و اهل بیت(صلوات الله علیهم اجمعین)

دومین اصل اعتقادی پس از توحید، نبوت است و از جمله بحث هایی که ذیل این اصل مطرح شده است، شئون مختلف انبیاء و ائمه(صلوات الله علیهم اجمعین) است. از جمله شئون انبیاء که در ادامه توحید در حاکمیت و اطاعت، بحث می شود، شأن مَصدَر قانون و قانون گذاری بودن و ب ایی حکومت و اجرای قسط برای انبیاء و ائمه (صلوات الله علیهم اجمعین) است که در آیات و روایات مختلفی نیز به این شئون اشاره شده است. ازجمله این آیات، آیه ۷ سوره مبارکه می باشد: «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» «آنچه پیغمبر برایتان آورده بگیرید و آنچه نهى کرده رها کنید» و یا آیه ۶۵ سوره مبارکه نساء :«فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً» «ولى چنین نیست، به پروردگارت قَسَم که ایمان نمى‏آورند، مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند، سپس از حکمى که کرده‏اى در دلهایشان احساس ناراحتى [و تردید] نکنند، و کاملًا سرِ تسلیم فرود آورند.» و آیه ۲۹ سوره اعراف :« قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ» بگو خداوند مرا به اجرای قسط امر کرده است.

تقابل سکولاریسم با دو اصل توحید و نبوت

سکولاریسم در حوزه سیاست، به معنای مطالبه خارج شدن دین از نهاد حاکمیت و قانون گذاری و نیز عدم پذیرش حاکمیت ان الهی و در تقابل مستقیم با اقسام مذکور از توحید و شئون انبیاء و ائمه اطهار(صلوات الله علیهم اجمعین) می باشد. باوجود تفاوت های بسیار ناب و یت و نیز ان وارسته با اربابان کلیسا، برخی از روشنفکران مسلمان غرب زده به تبعیت از جریان سکولاریسم در غرب و در تقلید طوطی وار از آرمان شهر بی خدای خود، سودای سکولاریم در را نیز سر داده اند، حال آنکه خاستگاه جریان سکولاریسم در غرب، ارائه دینی تحریف شده و پر از تناقضات توسط کلیسا و همچنین ظلم و ویژه خواری اربابان کثیف کلیسا بود و مردم غرب در مقابل این جریان و خلاء ارائه شه ناب دینی به ی انسان هایی وارسته، ایده ج دین از شئون اجتماعی و حکومتی و محدود نمودن دین به امور فردی را سردادند.

در این بحث به بررسی شه و آرای سید محمد خاتمی در راستای ترویج شه سکولاریسم در دو دهه اخیر خواهیم پرداخت.

سید محمد خاتمی مروج سکولاریسم ی

سید محمد خاتمی رئیس جمهور ۸سال از عمر و جریان اصلاحات از جمله روشنفکران اصلی مروج سکولاریسم در ایران بوده و است، وی در مصاحبه های متعدد خود همچون سایر سکولارها از سویی سعی بر نسبی دانستن فهم دین و متون دینی می نماید و از طرفی سعی بر تکیه بر عقل خود بنیاد و اظهار کفایت آن برای سعادت بشر می کند و در این راستا حتی از قرآن نیز استفاده می کند و تقریری از ت مردم آ ا مان و جایگاه معصوم ارائه می کند که در آن بشر در آ ا مان نیازی به در شئون اجتماعی خود ندارد و معصوم برای او صرفا معلم و الگویی بیش نمی باشد:

در قرآن آیه ای است که شما زیاد آن را شنیده اید « وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» خداوند می فرماید: «من اراده کرده ام که من بگذارم بر انی که در تاریخ مورد ستم و رنج و حقارت واقع شده اند و آنان را ان و میراث بران زمین قرار دهم.» تعبیر « قرار دادن» افرادی که مورد ستم قرار گرفته اند بسیا رمهم است. در حالی که مورد نظر که مدار، محور، الگو و معلم جامعه است، حضرت بقیة الله الاعظم (عجه الله تعالی فرجه) است، ولی تعبیر در این آیه این است که خود مردم می شوند و از مأمومیت و تابعیت خارج شده و آزاد می شوند که البته این امر با محوریت معصوم (علیه السلام) منافات ندارد.[6]

خاتمی بدون توجه به استفاده اشتباه خود از لفظ ائمه که بارها در قرآن حتی برای پیشوایان کافران نیز استفاده شده است[7] مردم را در جایگاه معصوم قرار می دهد اما توضیح نمی دهد که مردمی که از نظر وی از تابعیت خارج شده اند و آزاد می شوند، این در چه حد و حدودی است؟ محوریت به چه معناست؟ جامعه دین دار مدنظر وی که مردم در آن ت دارند، چگونه جامعه ای است؟ وی با تأکیدات مکرر بر مفهوم گفتارهای ضد و نقیضی در محدوده را بیان می کند. او در یکی از مشهورترین منابع موجود از خودش به نام «نامه ای برای فردا» می نویسد:

«امروز در چشم انداز اصلاحات و پذیرش موازین و ضرورت های آن، انی باید پاسخگو باشند که ولایت را در برابر و ارزش ها را در برابر پیشرفت، و خشونت را در برابر منطق قرار دادند. به هر حال طرح و پذیرش شعارهای اصلاحات را از هرسو باید به فال نیک گرفت، ولی باید به جد از طرح کنندگان آن خواست که به درستی منظور خود را از این مفاهیم بیان کنند تا جامعه دچار سؤ تفاهم نشود. مگر گروهی همواره در برابر دعوت مردم به فریاد برنمی آورند که دعوت کنندگان به یا "نفاق جدید" خواستار بی بند و باری، ولنگاری، غرب زدگی و برهم خوردن هنجارهای دینی و اخلاقی جامعه اند؟ در حالی که وقتی ما شعار را می دادیم و می دهیم مرادمان های ، های مشروع و مدنی و های فکری است.»[8]

اگرچه خاتمی به معنای ول انگاری را نفی می کند اما تصریح می کند که یکی از مصادیق مورد نظر وی در ساختار است، وی در ادامه همین نامه می نویسد: «ما تقابل میان انسان و خدا را باور نداریم و خ را می پرستیم که انسان را آزاد آفریده و او را بر سرنوشت خود حاکم گردانیده است.»[9] باید به این دقت داشت که حاکم شدن بشر بر سرونشت خود تعبیر دقیقی می باشد و در ادبیات معنای خاص خود را دارد، و معنای دقیق آن عدم دخ خداوند در مساله حاکمیت بشر و نفی توحید در حاکمیت و شأن حاکمیت رسول و به عنوان خلیفة الله و بازگشت معیار مشروعیت حاکمیت به بشر است؛ خاتمی در دیدار با دانشجویان در مورد مد نظر خود می گوید: «اگر دین دربرابر قرار بگیرد، این دین است که باید محدود شود نه »[10] او در همین راستا دوگانه ای غیر واقعی را می سازد و قید یت، در را به این نحو توضیح می دهد که صرفا چون مردم این یت را خواسته اند، این قید معنا یافته است:

« تصور اینکه با حذف ، یک جمهوری مردمی غیر وابسته پدید خواهد آمد، تصوری باطل است که شواهد و اجتماعی بطلان آن فراوان است. تصور اعمال حاکمیت دین از راه اجبار و استبداد و نادیدن خواست و رأی مردم نیز نادرست و نامیسر است. بنیاد و پشتوانه هر نظامی مردمند و مردم ما خواستار جمهوری بیگانه با دین و لائیک نبوده و نیستند. متأسفانه برخی مفاهیم غربی هم، وقتی به یک فضای استبداد زده پای می نهند، تحریف می شوند و این که در این مسیر سکولاریسم نیز مبدل به دین ستیزی می شود از این قاعده برکنار نیست. برای بهروزی ملت ما تنها یک راه وجود دارد: استوار مردم سالاری ب ایه اعتقاد و فرهنگ مردم و نوسازی فرهنگ دینی و اجتماعی در جهت سازگاری با مردم سالاری و تقویت بنیادهای مردم سالارانه که در انقلاب ی و در قانون اساسی نیز منع شده است.»[11]

خاتمی امتیاز بزرگ المؤمنین را در این می داند که ایشان با اینکه از سوی خداوند منصوب بود اما جز با خواست و رضایت مردم حاضر به حکومت نمی شوند:

امتیاز بزرگ علی(ع) با همه شایستگی هایش و با این که از جانب خدا و منصوب بود، این بود که جز به رأی و رضایت مردم، حاضر نشد حکومت را بپذذیرد. در روزگار ما مساله دموکراسی و مردم سالاری مطرح است و محور و مبنای حکومت، با رای مردم است یا باید باشد، شگفت انگیز آن که در هزار چهارصد سال پیش المومنین(ع) تنها زمانی که رضایت و خواست و رای مردم را دید حکومت را پذیرفت و فرمود: اگر حضور مردم نبود و آنان نمی خواستند و با رای و حضور خود اعلام پشتیبانی نمی د و البته اگر نبود همان عهدی که عالمان با خدا دارند که در برابر ستم ستمگر و مظلومیت مظلوم آرام ننشیند، من در آ کار یعنی امروز همان کاری را می که در اول کار می و افسار شتر خلافت را برگردن او می انداختم و رهایش می .[12]

اما باید پرسید چگونه در عین نصب از سوی خداوند، حکومت را فقط با رضایت خداوند می پذیرد؟ یا باید خداوند رای مردم را در نصب خود دخیل دانسته باشد یا اینکه اصلا خداوند را در امر حکومت نصب نکرده باشد بلکه صرفا در سایر شئونی همچون تبلیغ دین و... نصب نموده باشد؛ با توجه به قید آقای خاتمی که محور و مبنای حکومت با رای مردم است، ایشان احتمال دوم را می پذیرند.

سوال دیگری که باید پرسید این است که در شه ایشان آن مستضعفینی که در استدلال به آیه ۵ سوره مبارکه «قصص» در جایگاه ت قرار می گیرند و وارث ارض می شوند، چه انی هستند؟ آن جامعه دین دار ایده ال خاتمی، کدام جامعه است؟ و نقش معصوم در این جامعه چیست؟ خاتمی سعی می کند در کنار حفظ معصوم به عنوان الگوی جامعه، غرب را به عنوان آرمان شهر خود و محور رشد و تعالی بشر و به تعبیری علت ت بشر معرفی کند:

امروز به جرأت می توان در زندگی قومی که عزم تعالی و پویایی کرده است، هیچ تحول کارسازی پدید نخواهد آمد، مگر آنکه از متن غرب بگذرد و شرط دگرگونی اساسی، آشنایی با تمدن غرب و لمس روح آن تمدن یعنی تجدد است. انی که با این روح آشنا نیستند هرگز به پدید آوردن دگرگونی سودمند در زندگی خود توانا نیستند. سوگمندانه اقوامی نظیر ما هنوز از آن آشنایی محروم هستیم. توسعه به معنای امروزش میوه یا شاخ و برگ تمدن جدید است. اگر آن تمدن آمده، توسعه هم خواهد آمد و به این معنا سخن انی که می گویند ابتدا باید خِرد غربی را پذیرفت تا توسعه بیاید سخن بی راهی نیست و این سخن را کامل کنم که علاوه بر خِرد و بینش غرب باید منش غرب متناسب با این بینش را نیز پذیرفت.[13]

یکی از صریح ترین مصاحبه های خاتمی که در آن وی آرمان شهر دینی خود را معرفی می کند، مصاحبه او با شبکه cnn در سفر به است، خاتمی در این مصاحبه جامعه را به عنوان یک جامعه سکولار که حاکمیت دین در آن کنار رفته و دین داری مردم به عرصه شخصی محدود می باشد و مردم با دین داری آنها به اصطلاح تعارض ندارد، به عنوان یک جامعه الگوی دین داری معرفی می کند و می گوید:

«در هیچگاه و دینداری روبروی هم قرار نگرفته بودند و حالا هم نگاه کنیم، مردم اغلبشان دیندار هستند و دین ستیزی در کمتر است. در عین حال آن نگاهی به دین که مایه و پایه تمدن «آنگلو آمریکن» شده، آن دینی است که با سازگار است و من معتقدم که بشر اگر بخواهد خوشبخت شود باید کاری کند که هم معنویت دین را داشته باشد و هم شرافت و را»[14]

تصویر 1 : تصویر مصاحبه خانم کریستین امان پور با خاتمی

خاتمی در چالش پای بندی به و الگو قرار دادن غرب برای پیشرفت برای مقابله با نصوص متعدد مخالف خود، به بحث نسبی بودن فهم دین و نصوص دینی و عینی و تجربی بودن مسیر تعالی غرب می پردازد و می نویسد:

به هر حال تمدن جدید تمدنی است که بر مفهوم استوار است و به نسبی بودن امور انسانی قائل است و قدرت را مشروط به نظارت و کنترل مردم می داند. ممکن است که برداشت های غرب و مصادیق مورد نظر او مورد قبول نباشد، ولی این مفاهیم دستاوردهای بزرگ تجربه بشری است که هر در آینده بخواهد زندگی کند، نمی تواند اینها را نادیده بگیرد.[15]

وی در جای دیگری در این رابطه چنین می گوید:

دور از حکم د و انصاف است که این تجربه عظیم (غرب) را نادیده بگیریم و به خاطر تعارض هایی که با آن داریم ی ره کنارش بگذاریم. از سویی دیگر این که می گوئیم مبنای گذشته ما حق است و ما حق را از دست نمی دهیم، بنده می پرسم کدام حق؟ لابد می گویند ، بنده سوال می کنم کدام ؟ بوعلی سینا یا غزالی؟ صلاح الدین ایوبی یا ابن عربی؟ اخوان الصفا یا سربداران؟ اهل حدیث و جمود یا انی که برای عقل هم اعتبار قایلند؟ ی که همه چیز آن در فقه خلاصه شده است یا ی که فقه را پوسه دین می داند و حقیقت دین را در ورای این پوسته می بیند؟ یا عرفان؟ کدام حق؟ می بینید که تلقی های مختلفی از حق وجود دارد. در گذشته گاهی این برداشت و تلقی غلبه داشته است و گاهی دید و برداشت دیگری از ، ولی واقعا آیا درست است که چون پدران ما برداشت خاصی از دین داشتند و براساس آن تمدنی را ساختند ما سفت و سخت به همان برداشت بچسپیم و بگوئیم حق همین است و باید آن را حفظ کرد؟ من معتقدم می شود در عین وفاداری نسبت به حق در برداشت هایی از هم بازنگری کرد و در عین این که حق یکی است، می توان تصور برداشت های متفاوتی از این حق یگانه داشت. [16]

خاتمی که سال ها قبل در وت وزارت ارشاد خود این سوال ها را مطرح و در موضعی انقل به آن پاسخ داده بود،[17] این بار در تلاش برای اثبات نسبی بودن دین و فهم بشر مطالب زیادی را در سخنرانی ها و مقالات خود مطرح می کند، به طور مثال وی با کنار نهادن تمام قواعد منطقی فهم و استنباط از دین که مورد اتفاق منطقیون و فقها است، در یکی از مشهورترین سخنرانی های خود با عنوان «دین در دنیای معاصر»، می گوید:

شما در عقلانیت بشر تحول می بینید در اعتقادات بشر تحول می بینید، حتی ما که مسلمانیم دقیقا عین همان تفکر دینی که پدرانمان داشتند نداریم. در رفتار دینی ما که به صورت شریعت تجلی پیدا می کند، تحول می بینید، این خودش دلیل بسیار مهمی است بر اینکه بالا ه انسان نسبی است یا لااقل نسبیت در زندگی او جدی است. خوب، بین این امر نسبی که انسان است و آن امر متعالی که ذات و جوهر دین است چه رابطه ای باید برقرار شود؟ انسان در این جهان ابزاری دارد به نام عقل و فهم که عقل و فهم این جهان است و طبعا اگر جهاتی نسبی است، راهی جز این ندارد که اولا کتاب هستی و طبیعت را که کتاب تکوین و آفرینش است با همین عقل و د و فهم انسانی بفهمد و کتاب شریعت را هم که وحی است با همین فهم بفهمد و فهم انسانی تحول پذیر است. یکی از مشکلات بزرگی که جامعه دیدن دار با آن روبرو است، همین جاست. یعنی گاه این انسان قداست علو و اطلاقی را که در ذات دین است سرایت داده و برداشت محدود نسبی محکوم زمان و مکان خود از دین را مطلق می پندارد. بالا ه انسان نگاه می کند این ماده را پدران من طوری می دیدند که من طور دیگر می بینم. نگاه می کنم به کتاب وحی و قرآن و دین آن را طوری می فهمم و بعدی ها طور دیگر. بیشتر برداشت هایی که ما داریم برداشت های نسبی و تحول پذیر است، درحال یکه جوهر دین متعال و مطلق است. یکی از مشکلات عمده جامعه دین داران سرایت دادن اطلاقی است که در ذات دین است به برداشت انسان از دین که امری نسبی است و بسیاری از مطالب از اینجا پیدا شده است. یک عده برداشتی داشته اند و آن را عین دین دانسته اند و بعد گفته اند همه باید این را بپذیرند اگر نه دین را نپذیرفته اند و در نتیجه قداست و تعالی را زیر پاگذاشته اند تکفیرها، تفسیق ها و زد و خوردها از اینجا ناشی شده است.[18]

یت و پاپ انگاری جریان اصلاحات به ی خاتمی از و ان دینی

از جمله لازمه های اثبات ادعای سکولاریسم ی، و پذیرش درستی مسیر غرب، یت و پاپ انگاری نسبت به و ان آن می باشد و این خط در جریان اصلاحات به قوت و مستمر به اشکال گوناگون ادامه می یابد؛ در واقع واژه اصلاحات که همان ترجمه رفرمیسم غرب و اصلاحات ساختاری است، سرلوحه گفتمان اصلاحات یا همان سکولاریسم ی قرار گرفته می شود و حیات این گفتمان متکی بر اثبات ناکارآمدی حکومت دینی و ی مبتنی بر دین می شود. خاتمی در جزوه «نامه ای برای فردا» با متهم جامعه دینی ایران به استبداد زدگی می نویسد:

«استبداد زدگی درد مزمن و مشترک جامعه ما است. عدم تأمل در این درد بزرگ تاریخی همه ما را به بی راهه خواهد برد. {...}آنچه بر جان و جهان انسان استبداد زده غلبه می کند غفلت از حق خود و احساس تکلیف در برابر آن است که قدرت دارد. حتی خدا در چهره جبار خود تجلی می یابد که فقط باید از او ترسید و اسم جلال حضرت حق اسم جمال او را تحت الشعاع قرار می دهد.» [19]

او برای اثبات استبداد و جو خفقان اشاره غیر مستقیمی به ماجرای آقاجری که از در توهین به مقدسات و نفی ضروریات دین وارد شده بود، می کند و با حمله به قاضی پرونده و نفی اعتراضات بسیار علماء به آقاجری و مطرح سوابق انقل آقاجری برای تطهیر وی، می نویسد:

امروز گرچه هنوز این درد و مصیبت را داریم که انسانی دانشمند که شاید سابقه حضورش در انقلاب و جبهه, بیش از سابقه تصدی فلان قاضی بی تجربه ای باشد که گشاد دستانه حکم ارتداد صادر می کند و مبارزی که پا و سلامت خود را برای انقلاب داده و همواره از موضع دین خواستار اعتلای بوده است ولو در برداشت و نظر خود دچار خطا شده باشد به ناحق به ارتداد متهم و براساس آن محکوم می شود ولی این نیز دستاورد کمی برای جامعه ما نیست که جز معدودی از افراد، هیچ از حوزه های علمیه گرفته تا ها و تا سطح مسئولان این برخورد و حکم را پذیرا نمی شوند. امروز دخ در امور و احوال اشخاص به مراتب کم تر از گذشته شده است، گرچه حتی یک مورد آن نیز ناحق و نابجاست. [20]

خاتمی برای اثبات این نکته که با هرگونه سرکوب، مخالفت و یا حتی اعتراضی از سوی دین داران نسبت به هتاکان به دین مخالف است، در فروردین ۱۳۸۸ در حالی که بیش از ۱۵۰ نفر از مسلمانان کشورهای مختلف در اعتراض های جهانی به دانمارک و نخست این کشور «راسموسن» کشته شده بودند و نفرت عمومی نسبت به این شخص در جهان به علت حمایت از توهین به اکرم(صلی الله علیه و آله) به اسم بیان شدت گرفته بود؛ در دیداری که در اجلاس «اتحاد تمدن ها» در ترکیه با «راسموسن» داشت، حقیرانه درحالی که دست راست «راسموسن» در گچ بود به گرمی دست چپ وی را فشرد و بر او لبخند زد.




منبع :
http://sharhhal.blog.ir/1397/03/19/تقابل-عقاید-اساسی-اسلام-و-سکولاریسم-در-اندیشه-سید-محمد-خاتمی