بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

شهید کاف!

پست شهید کاف! از وبلگ مرجع دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



شهید کاف!

درخواست حذف اطلاعات

یک. عاشق این مانتوی پاییزه شدم. یه مدت گذشت و از عشقم بهش کم نشد. بالا ه رفتم یدمش.

گفت ع بگیر بفرست ببینم. فرستادم. گفت عه این که شبیه اورکت عتیقه ی بابامه که 60 سال پیش می پوشیده|:

بعد می گه ناراحت نشیا، من رکم/:

دو. یکی از دبیرا شنبه ها با شاسی بلند میاد. ما با اون دبیری می ریم که پراید داره. برگشتن حق انتخاب داریم که با این دبیر برگردیم یا اون. سر اینکه با کدوم برگردیم کلی مس ه بازی در میاریم. امروز من و یکی از دبیرا با پراید برگشتیم. دلش می خواست با شاسی برگرده ولی اینقد گفتم ندید پدید بازی در نیار راضی شد با ما بیاد.

موقع سوار شدن سرش خورد به سقف. گفت ببین اگه با اونا رفته بودم این اتفاق پیش نمیومد!!

گفت فک کنم گیجگاهم بود. سوار شد و خو د رو صندلی. از جلو هرچی صداش می جواب نمی داد. می گفتم نخواب میمیری(: باز جواب نمی داد. با گوشی ع گرفتم گفتم باشه بمیر یکی از کلاسای مدرسه رو به اسم تو می کنیم؛ شهید کاف!




منبع : http://shaatoot.blog.ir/1397/07/07/دوباره-مدرسه