بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

حضرت آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي

آخرین پست های وبلاگ حضرت آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي به صورت خودکار از بلاگ حضرت آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



تفسیرسوره کهف براساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان+آیت الله سعادت م

درخواست حذف اطلاعات

related image   


***نسیم معرفت***


تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»


با ترجمه و توضیح مختصر از سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی                          


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم


اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (1) قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا (2) مَاکِثِینَ فِیهِ أَبَدًا (3) وَیُنْذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا (4) مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلا لآبَائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلا کَذِبًا (5) فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا (6) إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأرْضِ زِینَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا (7) وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَیْهَا صَعِیدًا جُرُزًا (8)


 


به نام خداوند بخشنده بخشایشگر


حمد مخصوص خدایى است که این کتاب (آسمانى) را بر بنده(برگزیده)اش نازل کرد، و هیچ گونه کژى و کجی و انحرافی در آن قرار نداد. (1)در حالى که ثابت و مستقیم و نگاهبان کتابهاى (آسمانى) دیگراست . تا (بدکاران را) از عذاب شدید او بترساند . و مؤمنانى را که کارهاى شایسته انجام می دهند، بشارت دهد که پاداش نیکویى براى آنهاست. (2)(همان بهشت بَرین و بالا) که جاودانه در آن خواهند ماند. (3)و (نیز) آنها را که گفتند: «خداوند، فرزندى (براى خود)انتخاب کرده است‏»، انذار کند. (4)نه آنها (هرگز) به این سخن یقین دارند، و نه پدرانشان . سخن بزرگى از دهانشان خارج می شود . آنها فقط دروغ می گویند. (5)گویى می خواهی بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنى اگر به این گفتار ایمان نیاورند . (6)ما آنچه را روى زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها رابیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می کنند. (7)(ولى) این زَرق و برقها پایدار نیست، و ما (سرانجام) قِشر روى زمین را خاک بى گیاهى قرار می دهیم. (8)


 


* اَلسُّورَةُ تَتَضَمَّنُ الدَّعوَةَ إِلَى الأِعتِقادِ الحَقِّ وَ العَمَلِ الصّالِحِ بِالأِنذارِ وَ َّبشیرِ کَما یُلَوِّحُ إِلَیهِ مَا افتُتِحَت بِهِ مِنَ الآیَتَینِ وَ مَا اختُتِمَت بِهِ مِن قَولِه ِ تَعالى: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً».


 سوره کهف با انذار(تهدید) و تبشیر(بشارت) ،  به اعتقاد و باور و عقیده حق و عمل صالح دعوت مى کند  به گونه ای که محتوای دو آیه اول از این سوره به این مطلب مذکور (اعتقاد و باور و عقیده حق و عمل صالح) ،اشاره می کند    و همچنین آ ین آیه از این سوره (آیه 110) که مى فرماید «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» به مطلبی که ذکر شده اشاره دارد .


* وَ فیها مَعَ ذلِکَ عِنایَةُُ بالِغَةُُ بِنَفیِ الوَلَدِ کَما یَدُلُّ عَلى ذلِکَ تَخصیصُ إِنذار ِ القائِلینَ بِالوَلَدِ بِالذِّکرِ ثانِیاََ بَعدَ ذِکرِ مُطلَقِ الأِنذارِ أَوَّلاََ أَعنی وُقُوعَ قَولِهِ: «وَیُنذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا» بَعدَ قَولِهِ: «لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ».


و در این سوره مسأله نفى فرزند داشتن خدا مورد عنایت و توجه زیادى واقع شده است به گونه ای که نخست دراین باره (نفی وَلَد) به طور مطلق انذار می کند و بعد دوباره تهدید و انذار را به انى اختصاص مى دهد که براى خدا فرزند قائل شده اند، یعنى بعد از آنکه مى فرماید:  «لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ» مجدّدا مى فرماید: «وَیُنذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا».


* فَوَجهُ الکَلامِ فیها إِلَى الوَثَنِیّینَ القائِلینَ بِبُنُوَّةِ المَلائِکَةِ وَ الجِنَّ و َ المُصلِحینَ مِنَ البَشَرِ وَ النَّصارَى القائِلینَ بِبُنُوَّةِ المَسیحَ (عَلَیهِِ السَّلامُ) وَ لَعَلَّ الیَهُودَ یُشارِکُونَهُم فِیهِ حَیثُ یَذکُرُ القُرآنُ عَنهُم أَنَّهُم قالُوا: عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ (سوره توبه آیه 30) .


پس در این آیه شریفه روى سخن با دوگانه پرستان و بت پرستان است که قائل به فرزندى ملائکه و جن و مُصلحین بشر براى خدا هستند، و همچنین خطاب به نَصارى ( یان) است که قائل به فرزندى (عَلَیهِِ السَّلامُ) براى اویند و بعید نیست که یهود هم در مسئله اِتِّخاذِ وَلَد و فرزند برای خدا با آنها ( بت پرستان و نَصاری)  شریک و هم عقیده باشند  چون خود قرآن از یهود نقل کرده که آنها گفته اند  : عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ . عزیر پسر خدا است .(سوره توبه آیه 30)


* وَ غَیرُ بَعیدِِ أَن یُقالَ إِنَّ الغَرَضَ مِن نُزُولِ السُّورَةِ ذِکرُ القِصَصِ الثَّلاثِ العَجیبَةِ الَّتی لَم تُذکَر فِی القُرآنِ الکَریمِ إِلّا فِی هذِهِ السُّورَةِ وَ هِیَ قِصَّةُ أَصحابِ الکَهفِ وَ قِصَّةُ مُوسى وَ فَتاهُ فِی مَسیرِهِما إِلَى مَجمَعِ البَحرَینِ وَ قِصَّةُ ذِی القَرنَینِ ثُمَّ استُفیدَ مِنها ما استُفرِغَ فِی السُّورَةِ مِنَ الکَلامِ فِی نَفیِ الشَّریکِ وَ الحَثِّ عَلَى تَقوَى اللهِ سُبحانَهُ.


وَ السُّورَةُ مَکِّیَّةُُ عَلى ما یُستَفادُ مِن سِیاقِ آیاتِها وَ قَدِ استُثنِیَ مِنها قَولُهُ: «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ«اَلآیَةَ»  وَ سَیَجیءُ ما فِیهِ مِنَ الکَلامِ.


و بعید نیست گفته شود که غرض و هدف از نزول این سوره بیان و ذکر سه داستان شگفت انگیز می باشد که در قرآن کریم جز در این سوره ذکر نشده است و آن ها عبارتند از 1-  قصّه و ماجرای اصحاب کَهف  2- داستان موسى و آن جوانى که در مسیرشان به سمتِ مَجمَعُ البَحرَین همراهش بود(تا حضرت موسی ع در آنجا براساس نشانه هایی که از طرف خدا داشت به حضرت خضر برسد و به شاگر نائل آید و از محضرش بهره مند گردد)  3- حکایت و ماجرای ذِى القَرنین . و سپس از این سه داستان استفاده می شود که نهایت چیزی که کوشش شده در این سوره عبارت است از اثبات  و بیان نفى شرک و شریک برای خدا و تشویق بر تقوى و ترس از خداوند است.


و این سوره به طورى که از سیاق آیاتش استفاده مى شود از سوره های مکّی محسوب می گردد اما آیه  28 سوره کهف یعنی آیه «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ...» طبق نظر برخی از مفسرین  از مکّی بودن استثناء شده است و جزء آیات مکّی نمی باشد و به زودى در باره این آیه بحث خواهیم کرد.  («اَلآیَةَ» یعنی ادامه آیه را دنبال کنید)


* قَولُهُ تَعالى: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (1) قَیِّمًا.


اَلعَِوَجُ بِفَتحِ العَینِ وَ کَسرِها  : اَلأِنحِرافُ ، قالَ فِی المَجمَعِ : اَلعَوَجُ بِالفَتحِ فِیما یُرى کَالقَناةِ وَ الخَشَبَةِ وَ بِالکَسرِ فِیما لا یُرى شَخصاََ قائِماََ کَالدّینِ وَ الکَلامِ. اِنتَهى.


کلمه «اَلعَِوَجُ» - به فتح عین و به ر آن - به معناى انحراف است. مرحوم طبرسی صاحب کتابِ مجمع البیان مى گوید : اَلعَوَجُ - به فتح عین - در مورد کجى و انحرافی است که محسوس و قابل مشاهده می باشند مانند کجی و انحراف نیزه و چوب  و کلمه «اَلعِوَجُ» -به ر عین- در مورد کجی و انحرافی است که نادیدنى است . ( انحراف در چیزی که به صورت یک شئ و یک شخص قائم و استوار دیده نمی شود در حالی که در واقع باید به صورت یک شئِ قائم و استوار دیده شود)  .مانند انحراف و کجی در دین و اعتقادات و انحراف در کلام و سخن . ( دین و کلام باید از نظر عقل و منطق و قواعد ...  قائم و استوار باشند و اگر چنین نباشند دچار کجی و انحراف هستند و اینگونه انحراف ها با چشم بصیرت و دقت های عقلی و فکری و ... قابل درک است ) .    (اِنتَهى : یعنی اِنتَهی کَلامُهُ یعنی پایان یافت کلام و سخنِ صاحب مجمع البیان در باره معنای کلمه«اَلعَِوَج» )


* وَ لَعَلَّ المُرادُ بِما یُرى وَ ما لا یُرى ما یَسهُلُ رُؤیَتُهُ وَ ما یُشکِلُ کَما ذَکَرَهُ الرّاغِبُ فِی المُفرَداتِ بِقَولِهِ: اَلعَوَجُ - بِالفَتحِ - یُقالُ فیما یُدرَکُ بِالبَصَرِ سَهلاََ کَالخَشَبِ المُنتَصَبِ وَ نَحوِهِ . وَ العِوَجُ - بِالکَسرِ - یُقالُ فیما یُدرَکُ بِالفِکرِ وَ البَصیرَةِ کَما یَکُونُ فِی أَرضِِ بَسیط ِِ یُعرَفُ تَفاوُتُهُ بِالبَصیرَةِ وَ کَالدّینِ وَ المَعاشِ . اِنتَهى.


فَلا یَرِدُ عَلَیهِ ما فِی قَولِهِ تَعالى: « لاتَری‏ فیها عِوَجاً - بِکَسرِ العَینِ -وَ لا أَمْتاً »: طه: 107 فَافهَمْ.


و شاید منظور ازانحرافِ مرئى و دیدنی آن است  که انحرافش به سهولت و آسانی دیده مى شود و مقصود از انحرافِ نامرئى و نادیدنی آن است که کجی و انحرافش به آسانى مشاهده نمی شود کما اینکه راغب اصفهانی در مفرداتش چنین گفته است: (اَلعَوَجُ ) -به فتحِ عین- کجى ها و انحراف هایی را گویند که با چشمِ سَر به آسانى دیده مى شوند، مانند کجى چوبى که در زمین نصب شده باشد  ولى (اَلعِوَجُ ) -به رِ عین- به کجى هائى گفته می شود که با تفکر و دقت نظر و با بصیرت و بینش تشخیص داده مى شوند، مانند انحراف و اِنحِنایى که در زمین هموار و مسطح است که تفاوت و کمی و زیادی و پستی و بلندی و کجی و انحرافش را  متخصصین و کارشناسان با کارشناسی دقیق مى توانند بفهمند و تشخیص دهند، و نیز مانند انحراف در دین و زندگى  ( کجی و انحراف در دین و زندگی را نیز متخصصین و کارشناسان با کارشناسی دقیق مى توانند بفهمند. برخی ها یک عمر از نظر دین و زندگی در کجراهه و کجی و انحراف بسر می برند و عقیده و روش زندگی خویش را درست می پندارند و حتی  ممکن است به حسب ظاهر مقبول دیگران باشند ولی با دقت نظر می توان دریافت که از نظر عقیده و دین و روش زندگی در خطا و انحرافند!!! )


پس طبق معنایی که راغب اصفهانی در باره کلمه (اَلعِوَجُ) بیان نموده است دیگر اشکال و ایرادی به آیه شریفه « لاتَری‏ فیها عِوَجاً - بِکَسرِ العَینِ -وَ لا أَمْتاً » وارد نمى شود - دقت بفرمائید. (در این آیه شریفه ممکن است اشکال و ایراد شود که (عِوَجاً) و (أَمْتاً) به یک معنا است و با وجود کلمه (عِوَجاً) نیازی به کلمه (أَمْتاً) نیست ؟ در پاسخ گفته می شود که با توجه به معنایی که راغب اصفهانی درباره کلمه «عِوَج» گفته است می توان دریافت که  مراد از (عِوَجاً) کجی و انحرافی است که با دقت نظر فهمیده می شود (انحراف و کجی غیر ظاهری) و مراد از ( أَمْتاً) ناهمواری و پستی و بلندی و کجی و انحراف ظاهری است . پس این دو کلمه به یک معنا نیستند بلکه هر یک به یک مرتبه ای از انحراف و کجی اشاره دارد .


* وَ قَد افتَتَحَ «تَعالى» اَلکَلامَ فِی السُّورَةِ بِالثَّناءِ عَلى نَفسِهِ بِما نَزَّلَ عَلى عَبدِهِ قُرآناََ لا اِنحِرافَ فِیهِ عَنِ الحَقِّ بِوَجهِِ وَ هُوَ قَیِّمُُ عَلى مَصالِحِ عِبادِه ِ فِی حَیاتِهِمُ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ فَلَهُ کُلُّ الحَمدِ فِیما یَتَرَتَّبُ عَلى نُزُولِهِ مِنَ الخَیراتِ وَ البَرَکاتِ مِن یَومِِ نَزَلَ إلى یَومِ القِیامَةِ فَلا یَنبَغی أَن یَرتابَ الباحِثُ النّاقِدُ أَنَّ ما فِی المُجتَمَعِ البَشَری مِنَ الصَّلاحِ وَ السَّدادِ مِن بَرَکاتِ ما بَثَّهُ الأَنبِیاءُ الکِرامُ مِنَ الدَّعوَةِ إِلَى القَولِ الحَقِّ وَ الخُلقِ الحَسَنِ وَ العَمَلِ الصّالِحِ وَ أَنَّ ما یَمتازُ بِهِ عَصرُ القُرآنِ فِی قُرُونِهِ الأَربَعَةِ عَشَرَ عَمّا تَقَدَّمَهُ مِنَ الأَعصارِ : مِن رَقِیِّ المُجتَمَعِ البَشَری وَ تَقَدُّمِهِ فِی عِلمِِ نافِعِِ أو عَمَلِِ صالِحِِ ، لِلقُرآنِ فِیهِ أَثَرُهُ الخاصُّ وَ لِلدَّعوَةِ النَّبَوِیَّةِ فِیهِ أَیادیهَا الجَمیلَةِ (اَلجَلیلَةِ) فَلِلّهِ فِی ذلِکَ الحَمدُ کُلُّهُ.  وَ مِن هُنا یَظهَرُ أَنَّ قَولَ بَعضِهِم فِی تَفسیرِ الآیَةِ : یَعنِی : قُولُوا : اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ ... «إلَخ» لَیسَ عَلى ما یَنبَغِی.


خداوند مُتعال در این سوره کلامش را با ثناء و ستایش و سپاسِ خود افتتاح و آغاز فرموده است و بدین گونه خود را ستوده که: قرآنى بر بنده اش نازل کرده که هیچ انحرافى از حق در آن نیست  و آن کتاب ، قَیِّم و بپادارنده مصالحِ بندگانش در زندگى دنیا و آ ت است (و از عهده این کار به خوبى برمى آید) ، همه حمدها در رابطه با  خیرات و برکاتی که از نزول قرآن از روز نزول تا روز قیامت ناشی می شود و بر آن مترتب می گردد  برای  خداوند است . پس سزاوار نیست که هیچ پژوهشگر و اهل بحث و اهل تحقیقی تردید کند در اینکه: آنچه از صلاح و سَداد و درستی که در جوامع بشرى به چشم مى خورد مانند دعوت به قول حق (عقیده و گفتار درست) و خُلق نیکو و عمل صالح و غیره همه از برکات انبیاى کِرام است که در بین مردم  منتشر کرده اند و تخمى است که آنان با دعوت خود به سوى حق و حُسن خُلق و عمل صالح افشانده اند، و اینکه قرآن کریم در چهارده قرنى که از نزولش مى گذرد یعنی   (در عصر قرآن) ، امتیازش این است که تمدنى به بشر داده و ارتقاء و پیشرفتی بخشیده و علم نافع و عمل صالحى در بشر به وجود آورده است که مخصوص خود آن است و این کتاب آسمانی در عصر قرآن در طول چهارده قرن از نزولش ، اثرِ خاصّ و نقشِ ویژه ای در این امور داشته است و نیز برای دعوت نَبَوى در این امور یادشده  در قالب قرآن کریم ، مِنّت های  جمیل و بزرگی بر بشریت و انسان ها تا روز قیامت است، پس همه حمدها در رابطه با  خیرات و برکاتی که از نزول قرآن از روز نزول تا روز قیامت ناشی می شود ، براى خدا است. و با این بیان روشن مى شود اینکه بعضى از مفسرین در تفسیرِ این آیه(آیه 1)  می گویند که مراد از  آیه این است که این جمله را بگویید :  (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ ... ) این گفته و قولشان ، صحیح  و شایسته نمی باشد.....  ادامه دارد....پ


تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»


با ترجمه و توضیح مختصر از سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


************************************************
*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضیح مختصر از سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+کلیک کنید


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/105/تفسيرسوره کهف براساسِ« متنِ عربي کتابِ اَلميزان آيت الله سعادت م/




فتنه هشتادوهشت( 88 )وسرانِ فتنه،خطِّ قرمز است+نامه آیت الله یزدی

درخواست حذف اطلاعات

image result for ?نامه سرگشاده آیت الله محمد یزدی به شبیری زنجانی?‎


***نسیم معرفت***


به نام خداوند قادر متعال



 فتنه هشتاد و هشت( 88 ) و سرانِ فتنه ، خطِّ قرمز است



لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتََى جَاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ کَارِهُونَ



آنها (یعنی منافقین) پیش از این در جنگ خندق و اُحُد نیز در پى فتنه انگیزى بودند و کارها را بر تو دگرگون و وارونه ساختند و به هم ریختند  تا آن که حق فرا رسید و فرمان خدا آشکار گشت (و شما پیروز شدید و آنها رسوا شدند) در حالى که آنها از این پیروزی شما و رسوایی شان کراهت داشتند و ناخشنود بودند.


سوره توبه آیه 48 .




فتنه هشتاد و هشت( 88 ) و سران فتنه و شخصیت های فتنه جو و فتنه گر خطِّ قرمزی است که عبور از آن تَبَعات و آثار و عوارضِ خاص خود را دارد . در دوران ائمه (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) مخصوصا در عصر مولا المؤمنین (عَلَیهِِ السَّلامُ)   نیز فتنه های شومِ گوناگونی وجود داشته که سرانِ نفاق و فتنه انگیز آن زمان با نقابِ دینی و ی باعثِ دشمنی و فساد و شقاق و اختلاف و حتی  خونریزی در میان مسلمین شدند . در کلمات حکیمانه ائمّه معصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) و نیز در آیات نورانی قرآن کریم در باره  فتنه و اهل فتنه با بارِ و اجتماعی ای که دارد ، اخطارها و تذکرات و بیانات لازم مطرح شده و حجت بر همگان تمام است و همه افراد و اشخاص و خواص بویژه بزرگان دینی باید خطِّ خود را از راه و مسیرِ انحرافی فتنه گران و اهل فتنه جدا سازند . در عصر ما نیز نهضتِ عظیم انقلاب ی توسط حضرت (ره) از آغاز آن تا پس از پیروزی انقلاب ی و استقرار نظام   و نیز تا کنون مواجه با مسأله فتنه و فتنه گران داخلی و خارجی بوده و هست و خواهد بود و یکی از مسائل پیچیده و بسیار مهمی که حضرت با تمام قامت و استقامت در برابرش ایستاد ، مسأله فتنه های داخلی و سران و اصحابِ فتنه بوده است . هدف اصلی فتنه گران داخلی با اَشکال و انواع مختلفش که مُستظهَر به طرح و نقشه و کمک های مالی و و سلاحی استکبار جهانی بوده و هست در واقع  مقابله با مسأله و تضعیف و ش تن و حریم شکنی این جایگاه است . دشمنان انقلاب ی به خوبی دریافتند و می دانند که ماندگاری ایران و انقلاب ی بر محورِ مستحکم می باشد و تنها راه ضربه زدن و یا نابودی نظام ی و ، ش تنِ رکن رکین و عظیمِ انقلاب و نظام یعنی است .  ملت مسلمان و انقل ایران از اول انقلاب تا کنون فتنه ها و حوادث و  غائله های مختلفی را پشت سر گذاشتند و با ایمان و بصیرت و بینش صحیحِ در مقابل همه آنها با استقامت و صلابت انقل و عاشورایی ایستادند و پیروز شدند . فتنه های آیت الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان و قطب زاده و بنی صدر و مجاهدین خلق و چریک های ف خلق  و فتنه و باند مَخوف سیدمهدی هاشمی و شیخ معذول و اقسام کودتاها و اقدامات نظام برانداز و غائله های کردستان و تبریز و آمُل و رشت و لاهیجان تنها بخشی از آن ها می باشد .


در فتنه سال هشتاد و هشت(88) که به مثابه جنگ احزاب بود همه شیاطینِ داخلی و خارجی جمع شده بودند تا با تقابل و تضعیف و ت یبِ جایگاهِ و مخدوش ساختنِ شخصیتِ عظیم الشأنِ وَلیِّ فقیه زمان حضرت آیت الله العُظمی ، به انقلابِ ی و نظام ی و آسیب جدّی بزنند و یا به گمان باطلشان به نابودی بکشانند ولی با هوشیاری و بصیرتِ ملتِ شریفِ ایران و درایت و هدایت و تدبیر هوشمندانه ی ،همه نقشه های شومشان نقش برآب شد و دچار ش ت مفتضحانه ای گردیدند و ملت شریف ایران و انقل ون وفادار به نظام و ی پیروز و سربلند شدند . در فتنه سال هشتاد و هشت(88) ، سران و اصحاب فتنه و شخصیت های فتنه جو با تفکر انحطاطی لیبرالی و مانند آن  که و شخصِ ولیِّ فقیه یعنی را مانع اه و مطامع شوم و پستِ دُنیَوی خود می دیدند به بهانه تقلُّب در انتخابات ریاست جمهوری ، فتنه بزرگی را رقم زدند و نام ننگین فتنه و فتنه گری را برای خود ثبت د و با شیطنتِ تمام وارد عرصه ی شدند و صدمات و لَطَمات و خسارت های جبران ناپذیری به مردم و نظام و انقلاب و و ی وارد د و  دشمنان انقلاب و ت های مُعاند و کینه توز(مثل و انگلیس) و رقّاصه ها و  ارازل و اوباش و مفسدین و مستکبرین و منافقین و رژیم سفّاک و گر صهیونیستی را شاد د . میر حسین (بنیانگذار سبزِ نظام برانداز) در ایران و شیخ مهدی و حامیانِ جدّی آنها در سال هشتاد و هشت(88)  فتنه ای بپا د که از طرف حضرت آیت الله به عنوان خطِّ قرمز معرفی شد و عبور از این خطِّ قرمز به معنای انحراف از اصول و مبانی اصیل انقلاب ی و ارزش های متعالی انقل است. ی در تاریخ پنجم شهریور 1393 در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت ت یازدهم  در باره مسأله فتنه چنین  فرمودند :  [ ... مسأله فتنه و فتنه گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است ... ] .  


انی که دَم از انقلاب و   می زنند و در شعار و سخن ، تظاهر و  ادّعای پیروی از و چه بسا را دارند ولی در عمل با سران فتنه و اصحاب فتنه نشست و برخاست می کنند در واقع دچار انحراف از خطِّ اصیل انقلاب ی  و انحراف از مسیر درست و راه روشن و نورانی بنیانگذار ایران می باشند . در هر عصری  فتنه های متناسب با آن  ظهور و بروز می کنند لذا بر همه واجب و لازم است که با بصیرت افزایی و دشمن شناسی ، راه را بر فتنه گران و اهل فتنه مسدود نمایند و باید بدانیم که هرگونه کمک و مساعدت بر فتنه و فتنه گران عواقب سختی در دنیا و آ ت دارد . بنده به نوبه خود از نامه سرگشاده و ناصحانه و خیرخواهانه و مُشفقانه حضرت آیت الله محمد یزدی ریاست محترم جامعه مدرسین به آیت الله سید موسی شبیری زنجانی حمایت و تشکر و قدردانی می کنم و امید است که آن مرجع عزیز تذکرات دلسوزانه دلسوزان را مورد توجه و عنایت قرار داده تا خدای ناکرده دشمنان داخلی و خارجی و فتنه گران و سران و اصحاب فتنه نتوانند کوچک ترین بهره برداری از ایشان بنمایند .


وَالسَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الهُدَی


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


ششم آبان هزار و سیصد و نود وهفت .


شهر مقدس قم -جوار کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها


 


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی




 


***************************************************************



related image


به نام خدا


سلام بر پیروان راه حق و حقیقت


نامه حضرت آیت الله محمد یزدی به آیت الله سیدموسی زنجانی ،  نشان از درایت و هوشمندی آیت الله یزدی است که با نگاه کلان و نگاه به آینده شوم اصحاب و سران فتنه و نیات پلیدی که دارند و با عنایت به نقشه های پلید دشمنان خارجی در ت یب جایگاه نامه سرگشاده مرقوم نمودند. نامه سرگشاده آیت الله یزدی که همراه با احترام و اخطار بوده نشان می دهد که اصحاب فتنه نقشه های خطرناکی طراحی کرده اند که ممکن است حتی خود آن مرجع بزرگوار به عمق فتنه ها و نقشه های شومشان فات و عنایت نداشته باشد . این نامه در واقع به معنای دور شرّ و مفسده های متعدد و خطرناک از حریم حوزه و مرجعیت و شخص این مرجع عزیز است . سران فتنه  و عوامل و عناصرشان با شگردهای فریبنده در تلاشند که جهت تحقق برنامه ها و اه ننگین شان ،  فتنه را به درون حوزه های علمیه مخصوصا حوزه علمیه قم و به سطح مرجعیت بکشانند. برخی موضع گیری ها بر ضد نامه سرگشاده حضرت آیت الله یزدی حاکی از عدم درک درست از ماهیت فتنه و سران و اصحاب فتنه است و برخی مواضع هم ناشی از کینه توزی های و حزبی و گروهی و جناحی می باشد . به لطف خداوند متعال و هدایت ها و رهنمود های حکیمانه حضرت آیت الله و ارشادات و تذکرات مراجع آگاه و بیدار و هوشیاری طلاب و فضلاء و ت و علماء و ملت ما ،  اینبار نیز فتنه گران و سران و اصحاب فتنه سرشان به سنگ خواهد خورد و به نیات ی و پلید خود دست نخواهند یافت و رسوایی دیگری برای آنها رقم خواهد خورد .


 


هفتم آبان 1397.


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 












منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/107/فتنه هشتادوهشت( 88 )وسرانِ فتنه،خطِّ قرمز است نامه آيت الله يزدي/




تأثیرشعروادب فارسی درفرهنگ واخلاق مردم+آیت الله سعادت میرقدیم لا

درخواست حذف اطلاعات

image result for ?گل های بسیار زیبا در گلدان های زیبا?‎


***نسیم معرفت***


 


به نام خدا


 


تأثیر شعر و ادب فارسی در فرهنگ و اخلاق مردم


 


نام ایران و ایران زمین پیوسته با شعر و ادب و فرهنگ همراه و همزاد بوده و هست و خواهد بود  و در طول تاریخ و اَدوار دیرین و کُهَنِ ایران ، مردم این مرز و بوم  هماره با شعر و ادب همدم بودند و مرد و زن و کوچک و بزرگ و بُرنا و پیر و عالم و عامی و دانا و جاهل ، جان و دل خود را با شعر و ادب پارسی ، صفا و جلا می بخشیدند و شعر در واقع در متن زندگی مردم بوده است ...  و در اَعصار گذشته در میان عرب ها معمول بوده که قبائل و طوایفِ عرب در جنگ ها جهت ترغیب و تقویت لشکر و نیز برای تحقیر و تضعیف لشکرِ خصم ، از اشعار ، استفاده می د...  . ایران ، سرزمین خیزشِ شُعَراء نامدار و بزرگ است و از میان مِلَلِ مختلفِ جهان ، کمتر ملتی را می توان یافت که دارای چنین خصوصیتی باشد ...  شاعرانی چون فردوسی و حافظ و سعدی  و مولوی و عطار نیشابوری و خواجه عبدالله انصاری و شهریار تبریزی و محتشم کاشانی ... در بلندای قلّه شعر و شاعری قرار دارند که در سرودن اشعار ، گوی سبقت را از دیگران ربوده اند ...  آنها با بهره گیری از قرآن کریم و سخنان معصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)  ، عالی ترین و لطیف ترین معانی و مضامین ارزشمند و آموزنده را در قالب های گونه گون شعری به جامعه بشری ارزانی داشته اند . شاعران گرانقدر ما در ارتقاء فرهنگ و اخلاق مردم نقش بسزایی داشته و دارند . آنان با سرودن شعرهای گوناگون در بخش ها و موضوعات مختلف به مردم ، رشد فکری و فرهنگی و تربیتی  و معنوی بخشیدند . اشعارِ شُعَراءِ متعهد و ربّانی ، به مردم و جامعه ، امید و نشاط و طراوت و لطافت و تحرُّک و عشق می بخشد و درس زندگی و پند و تجربه و شه  و حُرِّیت و و فرهنگ می آموزد و ظرفیت وجودی و روحی مردم و جامعه و افراد را در ابعاد مختلف بالا می برد و استعداد ها را شکوفا می سازد... اشعار حماسی شُعراءِ متعهد و انقل در نهضت عظیم انقلاب ی به ی در برابر رژیم پلید شاهنشاهی پهلوی ، بسیار سازنده و اثرگذار بوده است....  محصول فکری و تجربیاتِ زندگی و نگاه و تفکر و بینش شاعر به جامعه و جهان و آفرینش و آفریدگار در قالبِ اشعارِ شاعر ظهور کرده است . شعر از جهت تأثیرگذاری در جامعه و در بین مردم ، نقش بسیار مهمی ایفاء می کند تا جایی که اکرم  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود  :  «اِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِکْمَهً، وَ اِنَّ مِنَ الْبَیَانِ لَسِحْراََ .  یعنی  برخی از شعر ها  ، حکمت است و مضمون بلند و حکیمانه دارد و بعضی از بیان ها در اثرگذاری در نُفوس دیگران بسان سحر است (  اَلغدیر جلد 2 ص 9 )   و اقبال لاهوری پا تانی نیز در اهمیت شعر و شاعری چنین می گوید :


شعر را گر حکمت و روشنگری است


شاعری هم وارث پیغمبری است


 


شعری از سعدی عَلیهِ الرّحمه در باب تربیت :




هر که در خُردِیَش ادب نکنند
در بزرگی فَلاح از او بر خاست


چوب‌تر را چنان که خواهی پیچ
نشودخشک،جز به آتش،راست


(گلستان سعدی باب هفتم در تأثیر تریت، حکایت سوم)


 






سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


 


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 


 


*****************************************************


 


 


# حکیم ابولقاسم فردوسی


# سعدی


# حافظ


# مولوی


# حکیم سنایی


# عطار نیشابوری


# بیدل


# باباطاهر


# شهریار تبریزی


# محتشم کاشانی


# اقبال لاهوری پا تانی


# حزین لاهیجی


# حکیم فیاض لاهیجی


# صائب تبریزی( مرحوم میرزا محمد علی تبریزی)


# وصال


# علامه طباطبایی


# حسان






 


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/103/تأثيرشعروادب فارسي درفرهنگ واخلاق مردم آيت الله سعادت ميرقديم لا/




مسجد زین العابدین ع درمنطقه چهارراه سجادیه قم+آیت الله سعادت

درخواست حذف اطلاعات

image result for ?سیداصغرسعادت میرقدیم?‎image result for ? ناصر رفیعی?‎


***نسیم معرفت***




به نام خدا




* مسجد زین العابدین ع درمنطقه چهارراه سجادیه قم+ رفیعی+خاطره


 


.... سال های دور ، زمانی که در «چهارمردان قم -خیابان انقلاب» در منطقه چهارراه سجادیه «ع» (مسیر گ ار ی قم) ن بودیم در مسجد زین العابدین  (عَلَیهِِ السَّلامُ)  ایشون ( رفیعی) رو از نزدیک می دیدیم و اساسا نخستین پایگاه موفقیت ایشان از جهت منبر و بعد ورود در صدا و سیمای قم و سپس در سطح کشوری ، از همین مسجد بوده و خود ایشون هم واقف به این قضیه هستند و نه تنها ایشان بلکه شخصیت های بزرگواری که خیلی هاشون در صدا و سیما حضور پیدا می کنند مثل حجت ال حسین  گنجی و حجت ال سید محمد صادق میرشفعی  و حجت ال حبیب الله فرحزاد  و  حجت ال شیخ علی نظری منفرد و حجت ال سید حسین  حسینی طباطبایی قمی  و «حجت ال حسن عرفان رشته معانی و بدیع و ... » و ...  پایگاه شون همین مسجد یعنی مسجد زین العابدین  (عَلَیهِِ السَّلامُ)  بوده و واقعا این مسجد یک مسجد محبوب و  دوست داشتنی و پر خیر و برکت و فعال در عرصه های فرهنگی و انقل بوده و هست . .. این مسجد از نظر فعالیت های انقل هم قابل تحسین است و «جبهه پیروان خط و ی و مجمع هماهنگی پیروان و ی استان قم» نیز در این مسجد فعالیت های ارزنده ای داشته و  دارند و از شخصیت های بارز و مسؤلان در سطح کشوری در این مسجد دعوت می کنند ....  سخنوران بسیار خوبی از جمله افراد و شخصیت های نامبرده شده در این مسجد به حَسَب مناسبت های مختلف مذهبی و انقل ، سخنرانی داشته و دارند ...   چهارراه سجادیه در «چهارمردان» قم برای بنده بسیار خاطره انگیز بوده و هست و این منطقه (چهارراه سجادیه قم) معطر به یاد و نام مرحوم آیت الله سید رضا بهاءالدینی است  زیرا که بیت و حسینیه این عالم ربانی در این منطقه قرار داشته و دارد (یعنی در منطقه چهارراه سجادیه - تکیه زینبیه- نزدیک مسجد سفید آب) ....  و بنده بارها و بارها  دیوار حسینیه و بیت شریف شون رو می بوسیدم و تبرک می ... و ضمنا باید عرض کنم که شاگردان و مریدان خوب و شایسته آیت الله بهاء الدینی در مسجد زین العابدین (عَلَیهِِ السَّلامُ)  از جهت ایراد سخن و منبر ، نور افشانی داشته و دارند و رفیعی یکی از آن بزرگواران می باشد ... چند باری هم در باره برخی امور با آقای رفیعی تماس تلفنی داشتم ...  خداوند همه مبلِّغین و مُروِّجینِ تعالیم قرآن و اهل بیت (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) را در هر جا که هستند در کَنَف حمایتِ خود حفظ فرماید ... خاطرات خوب و شیرینی از منطقه چهاراه سجادیه قم و مسجد زین العابدین (عَلَیهِِ السَّلامُ) دارم ... یاد آن ایام یخیر ...(  از سال هفتاد و هفت تا سال هشتاد و شش در حدود نُه سال در منطقه چهار راه سجادیه - تکیه زینبیه ، ن بودیم )


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


بیست و ششم تیر 1397 .


 


 


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی




 


**********************************************


 


** مسجد زین العابدین ع درمنطقه چهارراه سجادیه قم+ رفیعی+خاطرات+پایگاه شوران حوزه+کلیک


 


 


** کارشناسان - رادیو معارف  ( http://radiomaaref.ir/channelexpert/ )


** کارشناسان - رادیو معارف  ( http://radiomaaref.ir/channelexpert/ )




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/104/مسجدامام زين العابدين ع درمنطقه چهارراه سجاديه قم آيت الله سعادت/




تفسیرسوره کهف براساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان+آیت الله سعادت م

درخواست حذف اطلاعات

related image   


***نسیم معرفت***


تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»


با ترجمه و توضیح مختصر از سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی                          


  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم


اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (1) قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا (2) مَاکِثِینَ فِیهِ أَبَدًا (3) وَیُنْذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا (4) مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلا لآبَائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلا کَذِبًا (5) فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا (6) إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأرْضِ زِینَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا (7) وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَیْهَا صَعِیدًا جُرُزًا (8)


به نام خداوند بخشنده بخشایشگر


حمد مخصوص خدایى است که این کتاب (آسمانى) را بر بنده(برگزیده)اش نازل کرد، و هیچ گونه کژى و کجی و انحرافی در آن قرار نداد. (1)در حالى که ثابت و مستقیم و نگاهبان کتابهاى (آسمانى) دیگراست . تا (بدکاران را) از عذاب شدید او بترساند . و مؤمنانى را که کارهاى شایستهانجام مى‏دهند، بشارت دهد که پاداش نیکویى براى آنهاست. (2)(همان بهشت بَرین و بالا) که جاودانه در آن خواهند ماند. (3)و (نیز) آنها را که گفتند: «خداوند، فرزندى (براى خود)انتخاب کرده است‏»، انذار کند. (4)نه آنها (هرگز) به این سخن یقین دارند، و نه پدرانشان . سخنبزرگى از دهانشان خارج مى‏شود . آنها فقط دروغ مى‏گویند. (5)گویى مى‏خواهى بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوههلاک کنى اگر به این گفتار ایمان نیاورند . (6)ما آنچه را روى زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها رابیازماییم که کدامینشان بهتر عمل مى‏کنند. (7)(ولى) این زَرق و برقها پایدار نیست، و ما (سرانجام) قِشر روىزمین را خاک بى گیاهى قرار مى‏دهیم. (8)


* اَلسُّورَةُ تَتَضَمَّنُ الدَّعوَةَ إِلَى الأِعتِقادِ الحَقِّ وَ العَمَلِ الصّالِحِ بِالأِنذارِ وَ َّبشیرِ کَما یُلَوِّحُ إِلَیهِ مَا افتُتِحَت بِهِ مِنَ الآیَتَینِ وَ مَا اختُتِمَت بِهِ مِن قَولِه ِ تَعالى: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً».


  


 سوره کهف با انذار(تهدید) و تبشیر(بشارت) ،  به اعتقاد و باور و عقیده حق و عمل صالح دعوت مى کند  به گونه ای که محتوای دو آیه اول از این سوره به این مطلب مذکور (اعتقاد و باور و عقیده حق و عمل صالح) ،اشاره می کند    و همچنین آ ین آیه از این سوره (آیه 110) که مى فرماید «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» به مطلبی که ذکر شده اشاره دارد .


* وَ فیها مَعَ ذلِکَ عِنایَةُُ بالِغَةُُ بِنَفیِ الوَلَدِ کَما یَدُلُّ عَلى ذلِکَ تَخصیصُ إِنذار ِ القائِلینَ بِالوَلَدِ بِالذِّکرِ ثانِیاََ بَعدَ ذِکرِ مُطلَقِ الأِنذارِ أَوَّلاََ أَعنی وُقُوعَ قَولِهِ: «وَیُنذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا» بَعدَ قَولِهِ: «لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ».


 


و در این سوره مسأله نفى فرزند داشتن خدا مورد عنایت و توجه زیادى واقع شده است به گونه ای که نخست دراین باره (نفی وَلَد) به طور مطلق انذار می کند و بعد دوباره تهدید و انذار را به انى اختصاص مى دهد که براى خدا فرزند قائل شده اند، یعنى بعد از آنکه مى فرماید:  «لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ» مجدّدا مى فرماید: «وَیُنذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا».


* فَوَجهُ الکَلامِ فیها إِلَى الوَثَنِیّینَ القائِلینَ بِبُنُوَّةِ المَلائِکَةِ وَ الجِنَّ و َ المُصلِحینَ مِنَ البَشَرِ وَ النَّصارَى القائِلینَ بِبُنُوَّةِ المَسیحَ (عَلَیهِِ السَّلامُ) وَ لَعَلَّ الیَهُودَ یُشارِکُونَهُم فِیهِ حَیثُ یَذکُرُ القُرآنُ عَنهُم أَنَّهُم قالُوا: عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ (سوره توبه آیه 30) .


پس در این آیه شریفه روى سخن با دوگانه پرستان و بت پرستان است که قائل به فرزندى ملائکه و جن و مُصلحین بشر براى خدا هستند، و همچنین خطاب به نَصارى ( یان) است که قائل به فرزندى (عَلَیهِِ السَّلامُ) براى اویند و بعید نیست که یهود هم در مسئله اِتِّخاذِ وَلَد و فرزند برای خدا با آنها ( بت پرستان و نَصاری)  شریک و هم عقیده باشند  چون خود قرآن از یهود نقل کرده که آنها گفته اند  : عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ . عزیر پسر خدا است .(سوره توبه آیه 30)


* وَ غَیرُ بَعیدِِ أَن یُقالَ إِنَّ الغَرَضَ مِن نُزُولِ السُّورَةِ ذِکرُ القِصَصِ الثَّلاثِ العَجیبَةِ الَّتی لَم تُذکَر فِی القُرآنِ الکَریمِ إِلّا فِی هذِهِ السُّورَةِ وَ هِیَ قِصَّةُ أَصحابِ الکَهفِ وَ قِصَّةُ مُوسى وَ فَتاهُ فِی مَسیرِهِما إِلَى مَجمَعِ البَحرَینِ وَ قِصَّةُ ذِی القَرنَینِ ثُمَّ استُفیدَ مِنها ما استُفرِغَ فِی السُّورَةِ مِنَ الکَلامِ فِی نَفیِ الشَّریکِ وَ الحَثِّ عَلَى تَقوَى اللهِ سُبحانَهُ.


وَ السُّورَةُ مَکِّیَّةُُ عَلى ما یُستَفادُ مِن سِیاقِ آیاتِها وَ قَدِ استُثنِیَ مِنها قَولُهُ: «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ«اَلآیَةَ»  وَ سَیَجیءُ ما فِیهِ مِنَ الکَلامِ.


و بعید نیست گفته شود که غرض و هدف از نزول این سوره بیان و ذکر سه داستان شگفت انگیز می باشد که در قرآن کریم جز در این سوره ذکر نشده است و آن ها عبارتند از 1-  قصّه و ماجرای اصحاب کَهف  2- داستان موسى و آن جوانى که در مسیرشان به سمتِ مَجمَعُ البَحرَین همراهش بود(تا حضرت موسی ع در آنجا براساس نشانه هایی که از طرف خدا داشت به حضرت خضر برسد و به شاگر نائل آید و از محضرش بهره مند گردد)  3- حکایت و ماجرای ذِى القَرنین . و سپس از این سه داستان استفاده می شود که نهایت چیزی که کوشش شده در این سوره عبارت است از اثبات  و بیان نفى شرک و شریک برای خدا و تشویق بر تقوى و ترس از خداوند است.


و این سوره به طورى که از سیاق آیاتش استفاده مى شود از سوره های مکّی محسوب می گردد اما آیه  28 سوره کهف یعنی آیه «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ...» طبق نظر برخی از مفسرین  از مکّی بودن استثناء شده است و جزء آیات مکّی نمی باشد و به زودى در باره این آیه بحث خواهیم کرد.  («اَلآیَةَ» یعنی ادامه آیه را دنبال کنید)


* قَولُهُ تَعالى: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (1) قَیِّمًا.


اَلعَِوَجُ بِفَتحِ العَینِ وَ کَسرِها  : اَلأِنحِرافُ ، قالَ فِی المَجمَعِ : اَلعَوَجُ بِالفَتحِ فِیما یُرى کَالقَناةِ وَ الخَشَبَةِ وَ بِالکَسرِ فِیما لا یُرى شَخصاََ قائِماََ کَالدّینِ وَ الکَلامِ. اِنتَهى.


کلمه «اَلعَِوَجُ» - به فتح عین و به ر آن - به معناى انحراف است. مرحوم طبرسی صاحب کتابِ مجمع البیان مى گوید : اَلعَوَجُ - به فتح عین - در مورد کجى و انحرافی است که محسوس و قابل مشاهده می باشند مانند کجی و انحراف نیزه و چوب  و کلمه «اَلعِوَجُ» -به ر عین- در مورد کجی و انحرافی است که نادیدنى است . ( انحراف در چیزی که به صورت یک شئ و یک شخص قائم و استوار دیده نمی شود در حالی که در واقع باید به صورت یک شئِ قائم و استوار دیده شود)  .مانند انحراف و کجی در دین و اعتقادات و انحراف در کلام و سخن . ( دین و کلام باید از نظر عقل و منطق و قواعد ...  قائم و استوار باشند و اگر چنین نباشند دچار کجی و انحراف هستند و اینگونه انحراف ها با چشم بصیرت و دقت های عقلی و فکری و ... قابل درک است ) .    (اِنتَهى : یعنی اِنتَهی کَلامُهُ یعنی پایان یافت کلام و سخنِ صاحب مجمع البیان در باره معنای کلمه«اَلعَِوَج» )


* وَ لَعَلَّ المُرادُ بِما یُرى وَ ما لا یُرى ما یَسهُلُ رُؤیَتُهُ وَ ما یُشکِلُ کَما ذَکَرَهُ الرّاغِبُ فِی المُفرَداتِ بِقَولِهِ: اَلعَوَجُ - بِالفَتحِ - یُقالُ فیما یُدرَکُ بِالبَصَرِ سَهلاََ کَالخَشَبِ المُنتَصَبِ وَ نَحوِهِ . وَ العِوَجُ - بِالکَسرِ - یُقالُ فیما یُدرَکُ بِالفِکرِ وَ البَصیرَةِ کَما یَکُونُ فِی أَرضِِ بَسیط ِِ یُعرَفُ تَفاوُتُهُ بِالبَصیرَةِ وَ کَالدّینِ وَ المَعاشِ . اِنتَهى.


فَلا یَرِدُ عَلَیهِ ما فِی قَولِهِ تَعالى: « لاتَری‏ فیها عِوَجاً - بِکَسرِ العَینِ -وَ لا أَمْتاً »: طه: 107 فَافهَمْ.


و شاید منظور ازانحرافِ مرئى و دیدنی آن است  که انحرافش به سهولت و آسانی دیده مى شود و مقصود از انحرافِ نامرئى و نادیدنی آن است که کجی و انحرافش به آسانى مشاهده نمی شود کما اینکه راغب اصفهانی در مفرداتش چنین گفته است: (اَلعَوَجُ ) -به فتحِ عین- کجى ها و انحراف هایی را گویند که با چشمِ سَر به آسانى دیده مى شوند، مانند کجى چوبى که در زمین نصب شده باشد  ولى (اَلعِوَجُ ) -به رِ عین- به کجى هائى گفته می شود که با تفکر و دقت نظر و با بصیرت و بینش تشخیص داده مى شوند، مانند انحراف و اِنحِنایى که در زمین هموار و مسطح است که تفاوت و کمی و زیادی و پستی و بلندی و کجی و انحرافش را  متخصصین و کارشناسان با کارشناسی دقیق مى توانند بفهمند و تشخیص دهند، و نیز مانند انحراف در دین و زندگى  ( کجی و انحراف در دین و زندگی را نیز متخصصین و کارشناسان با کارشناسی دقیق مى توانند بفهمند. برخی ها یک عمر از نظر دین و زندگی در کجراهه و کجی و انحراف بسر می برند و عقیده و روش زندگی خویش را درست می پندارند و حتی  ممکن است به حسب ظاهر مقبول دیگران باشند ولی با دقت نظر می توان دریافت که از نظر عقیده و دین و روش زندگی در خطا و انحرافند!!! )


پس طبق معنایی که راغب اصفهانی در باره کلمه (اَلعِوَجُ) بیان نموده است دیگر اشکال و ایرادی به آیه شریفه « لاتَری‏ فیها عِوَجاً - بِکَسرِ العَینِ -وَ لا أَمْتاً » وارد نمى شود - دقت بفرمائید. (در این آیه شریفه ممکن است اشکال و ایراد شود که (عِوَجاً) و (أَمْتاً) به یک معنا است و با وجود کلمه (عِوَجاً) نیازی به کلمه (أَمْتاً) نیست ؟ در پاسخ گفته می شود که با توجه به معنایی که راغب اصفهانی درباره کلمه «عِوَج» گفته است می توان دریافت که  مراد از (عِوَجاً) کجی و انحرافی است که با دقت نظر فهمیده می شود (انحراف و کجی غیر ظاهری) و مراد از ( أَمْتاً) ناهمواری و پستی و بلندی و کجی و انحراف ظاهری است . پس این دو کلمه به یک معنا نیستند بلکه هر یک به یک مرتبه ای از انحراف و کجی اشاره دارد .


* وَ قَد افتَتَحَ «تَعالى» اَلکَلامَ فِی السُّورَةِ بِالثَّناءِ عَلى نَفسِهِ بِما نَزَّلَ عَلى عَبدِهِ قُرآناََ لا اِنحِرافَ فِیهِ عَنِ الحَقِّ بِوَجهِِ وَ هُوَ قَیِّمُُ عَلى مَصالِحِ عِبادِه ِ فِی حَیاتِهِمُ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ فَلَهُ کُلُّ الحَمدِ فِیما یَتَرَتَّبُ عَلى نُزُولِهِ مِنَ الخَیراتِ وَ البَرَکاتِ مِن یَومِِ نَزَلَ إلى یَومِ القِیامَةِ فَلا یَنبَغی أَن یَرتابَ الباحِثُ النّاقِدُ أَنَّ ما فِی المُجتَمَعِ البَشَری مِنَ الصَّلاحِ وَ السَّدادِ مِن بَرَکاتِ ما بَثَّهُ الأَنبِیاءُ الکِرامُ مِنَ الدَّعوَةِ إِلَى القَولِ الحَقِّ وَ الخُلقِ الحَسَنِ وَ العَمَلِ الصّالِحِ وَ أَنَّ ما یَمتازُ بِهِ عَصرُ القُرآنِ فِی قُرُونِهِ الأَربَعَةِ عَشَرَ عَمّا تَقَدَّمَهُ مِنَ الأَعصارِ : مِن رَقِیِّ المُجتَمَعِ البَشَری وَ تَقَدُّمِهِ فِی عِلمِِ نافِعِِ أو عَمَلِِ صالِحِِ ، لِلقُرآنِ فِیهِ أَثَرُهُ الخاصُّ وَ لِلدَّعوَةِ النَّبَوِیَّةِ فِیهِ أَیادیهَا الجَمیلَةِ (اَلجَلیلَةِ) فَلِلّهِ فِی ذلِکَ الحَمدُ کُلُّهُ.  وَ مِن هُنا یَظهَرُ أَنَّ قَولَ بَعضِهِم فِی تَفسیرِ الآیَةِ : یَعنِی : قُولُوا : اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ ... «إلَخ» لَیسَ عَلى ما یَنبَغِی.


خداوند مُتعال در این سوره کلامش را با ثناء و ستایش و سپاسِ خود افتتاح و آغاز فرموده است و بدین گونه خود را ستوده که: قرآنى بر بنده اش نازل کرده که هیچ انحرافى از حق در آن نیست  و آن کتاب ، قَیِّم و بپادارنده مصالحِ بندگانش در زندگى دنیا و آ ت است (و از عهده این کار به خوبى برمى آید) ، همه حمدها در رابطه با  خیرات و برکاتی که از نزول قرآن از روز نزول تا روز قیامت ناشی می شود و بر آن مترتب می گردد  برای  خداوند است . پس سزاوار نیست که هیچ پژوهشگر و اهل بحث و اهل تحقیقی تردید کند در اینکه: آنچه از صلاح و سَداد و درستی که در جوامع بشرى به چشم مى خورد مانند دعوت به قول حق (عقیده و گفتار درست) و خُلق نیکو و عمل صالح و غیره همه از برکات انبیاى کِرام است که در بین مردم  منتشر کرده اند و تخمى است که آنان با دعوت خود به سوى حق و حُسن خُلق و عمل صالح افشانده اند، و اینکه قرآن کریم در چهارده قرنى که از نزولش مى گذرد یعنی   (در عصر قرآن) ، امتیازش این است که تمدنى به بشر داده و ارتقاء و پیشرفتی بخشیده و علم نافع و عمل صالحى در بشر به وجود آورده است که مخصوص خود آن است و این کتاب آسمانی در عصر قرآن در طول چهارده قرن از نزولش ، اثرِ خاصّ و نقشِ ویژه ای در این امور داشته است و نیز برای دعوت نَبَوى در این امور یادشده  در قالب قرآن کریم ، مِنّت های  جمیل و بزرگی بر بشریت و انسان ها تا روز قیامت است، پس همه حمدها در رابطه با  خیرات و برکاتی که از نزول قرآن از روز نزول تا روز قیامت ناشی می شود ، براى خدا است. و با این بیان روشن مى شود اینکه بعضى از مفسرین در تفسیرِ این آیه(آیه 1)  می گویند که مراد از  آیه این است که این جمله را بگویید :  (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ ... ) این گفته و قولشان ، صحیح  و شایسته نمی باشد.....  ادامه دارد....پ


تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»


با ترجمه و توضیح مختصر از سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


************************************************
*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضیح مختصر از سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+کلیک کنید


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/105/تفسيرسوره کهف براساسِ« متنِ عربي کتابِ اَلميزان آيت الله سعادت م/




آثاروبرکات عظیم اربعین حسینی+آیت الله سیداصغرسعادت میر

درخواست حذف اطلاعات

image result for ? عظیم اربعین حسینی?‎


***نسیم معرفت***


 


به نام خدا





 *آثاروبرکات عظیم اربعین حسینی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


ایام اربعین حسینی یادآور خاطره جانسوز کربلا و شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (عَلَیهِِ السَّلامُ) و یاران و اصحاب و خاندانِ حسین بن علی (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) و یادآور  دوران اسیری اهل بیت و خاندان حسین (عَلَیهِِ السَّلامُ) مخصوصا اسیری حضرت سیّدالساجدین زین العابدین (عَلَیهِِ السَّلامُ) و پیام رسان کربلاء «اُختُ الحسین» حضرت زینب (سَلامُ اللهِ عَلَیها ) دختر حضرت فاطمه  (سَلامُ اللهِ عَلَیها ) و علی (عَلَیهِِ السَّلامُ) است .  عظیم اربعین حسینی که بحمدالله هر سال باشکوه تر از سال های قبل با حضور میلیون ها نفر از دلدادگان و عاشقان و محبان حسینی برگزار می شود یکی از شعائر بسیار بزرگ ی و معنوی و حماسی است که آثار و برکات زیادی برای و مسلمین به ارمغان  آورده و می آورد که برخی از آن ها عبارتند از :


1- وحدت و اتحاد و همدلی


2- اظهار عشق و ارادت به اهل بیت پیغمبر (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)


3-عزت و اعتلاء و اقتدار و عظمت مسلمین بخصوص که جمعیت عظیم اربعین حسینی به حسب گزارش ها  از 30 میلیون زایر هم بیشتر است .


4- ایثار و انفاق که به اوج خود می رسد


5-نیکی و احسان و محبت و کمک به دیگران


6-اطعام و پذیرایی گسترده و غیر قابل وصف از زُوّار حسینی


7-انتقال و نشر فرهنگ حسینی و نهضت کربلا


8-احیاء ارزش های دینی و انسانی


9- برخوردارشدن از روح  جهاد و مقاومت و شهادت


10-ارتقاء روحی و فکری و نشاط معنوی


11-دشمن شناسی و بصیرت


12-سازش ناپذیری در برابر دشمنان قسم خورده و اهل بیت  (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)


13-آشنایی جهانیان و مردم عالَم با حرکت و قیام حضرت اباعبدالله الحسین (عَلَیهِِ السَّلامُ)


14-افشاگری نسبت به جنایات مستکبرین و یزیدیانِ زمان( ی جنایتکار- غاصب-آل سعود خون آشام- و تکفیری های بی رحم و منحرف ... )


15-زیارت خالصانه حرم حضرت اباعبدالله الحسین (عَلَیهِِ السَّلامُ) و سائر اماکن مقدسه


16- اربعین حسینی تجلّی عظمت نهضت حضرت سیدال  (عَلَیهِِ السَّلامُ) است که سیل وشانی را بر ضد ظلم و ستم و جنایت و بی عد ی و ... بوجود می آورد .


17- اربعین حسینی بیانگر اعلام آمادگی همه جانبه جهت خدمت به دین و احیاء ارزش های دینی و الهی و فداکاری با جان و مال و بیان و قلم و هنر برای ارزش هایی است که حسین بن علی (عَلَیهِِما السَّلامُ) و یاران و اصحاب باوفایش برای آن ها به شهادت رسیدند .


18- اربعین حسینی بیانگر آن است که مسمانان جهان باید به هویت اصیل ی و دینی خود بازگردند


 


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/106/آثاروبرکات راهپيمايي عظيم اربعين حسيني آيت الله سيداصغرسعادت مير/




آیاورود به مسائل اقتصادی و برخلاف نظر نیست؟

درخواست حذف اطلاعات



 




تصویر مرتبط
***نسیم معرفت***




به نام خدا


 



** آیاورود به مسائل اقتصادی و برخلاف نظر نیست؟




سؤال : سلام علیکم  .  آیا ورود به مسائل اقتصادی و برخلاف نظر حضرت نیست  ؟




پاسخ :


علیکم السلام .   به محضر شریف تون عارِضم که حضرت «ر.ه» هرگز نظامیان ( و و بسیج و...) را از فعالیت ها و خدمات اقتصادی و به تعبیر صحیح تر از «  فعالیت های عمرانی»  که منافع آن به ملت و کشور و نظام ی عائد شود ، نهی و منع نفرموده است .  آری اگر نظامیان( و و...) در فعالیت های اقتصادی ، منحصرا برای منافع مالی و اقتصادی  و ثروت اندوزی خود کار کنند و خدمتی از این طریق به ملت و کشور نداشته باشند  در این صورت ، فعالیت ها و کارهای اقتصادی آنها  برخلاف منویات و نظرات خواهد بود . و پاسداران  از زمان حضرت تا کنون فعالیت های اقتصادی و ثروت اندوزی که منحصرا برای خود آنها باشد نداشته و ندارند و نمی توانند داشته باشند. قرار گاه سازندگی پاسداران انقلاب ی که مورد حمایت ی حضرت آیت الله است و  از جانب دشمنان انقلاب و مورد هجمه و ت یب قرار داشته و دارد و مورد توجه زیاد در داخل و خارج است و فعالیت های چشمگیری در عرصه های مختلف به نفع کشور و مردم و نظام  داشته و دارد ، هیچ یک از کارها و اقداماتشان برخلاف اصول و ضوابط نبوده و نیست و نخواهد بود .  . پاسداران انقلاب ی در واقع  ، نهادی نظامی ، فرهنگی ، عُمرانی می باشد که در شرح وظایف خود ذاتا هیچ گونه نقش اقتصادی که منحصرا برای خودش باشد ندارد و در اساسنامه تشکیل پاسداران در «ماده 10 -  چنین آمده است : [ ... مشارکت در عملیات امدادی به هنگام بروز بلایا و حوادث و انجام خدمات امدادی، آموزشی، تولیدی و جهاد سازندگی به درخواست‌ ت و با رعایت کامل موازین عدل ی در زمان صلح در حدی که به تشخیص شورای عالی ، آمادگی رزمی لازم را برای انجام مأموریتهای‌خود از دست ندهد. ]  در واقع  اقدامات عمرانی و سازندگی و امدادی و آموزشی و ... در راستای وظایف سازمانی پاسدران انقلاب ی جهت خدمت به انقلاب و کشور و مردم انجام می پذیرد نه اینکه اقدامات انتفاعی برای این نهاد مقدس باشد . روی این جهت چنین اقداماتی را  نمی توا ن عنوان فعالیت اقتصادی برای تلقی کرد  .بعلاوه طبق اصل 147 قانون اساسی ، نظامیان ، مُجاز به ورود در عرصه های عمرانی و اقتصادی برای خدمت به ملت و نظام و کشور هستند. در اصل صدو چهل و هفت قانون اساسی چنین آمده است :  [ ت باید در زمان صلح از افراد و تجهیزات فنی در کارهای امدادی، آموزشی، تولیدی، و جهاد سازندگی، با رعایت کامل موازین عدل ی استفاده کند در حدی که به آمادگی رزمی آسیبی وارد نیاید.] عنوان در این اصل مذکور به معنای این نیست که اقدامات مورد اشاره در این اصل فقط برای باشد و شامل و بسیج نشود .پس توجه داشته باشید که دست خیانتی در کار است که سخنان را تحریف کنند و نظامیان و و و بسیج را ت یب نمایند .


و اما راجع به ورود    در عرصه های باید عرض کنم که اگر ماهیت تشکیل پاسداران انقلاب ی را بدانیم هرگز نمی توانیم بگوییم که در سیاست دخ نکند و هرگز نمی توانیم به راحل نسبت بدهیم که ، را از ورود به سیاست منع کرده باشد!! اصلا این تناقض آشکار است !!!  مگر می شود نهادی که ماهیتش بر سیاست حسینی و انقل و تقابل ایدؤلوژیکی و اعتقادی صددرصدی با استکبار جهانی و دشمنان انقلاب است ، آن را از ورود در سیاست منع کنیم ؟!!ً  آری حضرت ، نظامیان اعمّ از و و بسیج و ... را از بازی های و ورود در احزاب و گروه های منع فرموده است اما این چه ربطی دارد به اینکه وارد سیاست نشود!! دشمنان داخلی و خارجی چنین القاءات ی و ت یبی را در بین مردم رواج داده و  می دهد تا راه برای نفوذ اجانب و استکبار باز شود ...  زهی خیال باطل ... براساس ماهیت تشکیلاتی خود باید در سیاست ورود کند و این ، عینِ منویات عزیز است و  به فرمایش مرحوم آیت الله شهید مدرس سیاست عین دیانت ماست... و حضرت پیوسته مردم را به هوشیاری و حضور در صحنه و مراقبت نسبت به هجمه دشمنان سفارش می کرد و از سیاستی که منشعب از و قرآن و  ایمان است حمایت می نمود و با عبارات گوناگون مردم را به سیاست دعوت می کرد. : [ و اللَّه تمامش سیاست است‏».(صحیفه ج‏1 ص 270)- « دین سیاست است قبل از اینکه دین معنویات باشد».(صحیفه ج‏6 ص467) -« مسئله دخ در سیاست در رأس تعلیمات انبیاست».(صحیفه ج‏15 ص 213)  ]


  اگر در سیاست ورود نکند( البته سیاستی که منطبق بر و انقلاب و عاشوراء باشدنه کاری و بازی و دَغَل کاری و شیطنت)  در این صورت باید جای سؤال و اشکال باشد که این رویه یعنی عدم ورود به سیاست  ، برخلاف راه و مشی بنیانگذار ایران است . راحل از ورود نظامیان ( و و...) در بازی های و شرکت آنها در داخل احزاب و گروه های منع می فرمود نه از سیاستی که سرچشمه در و قرآن و عاشوراء دارد و گرنه نمی فرمود که : و اللَّه تمامش سیاست است‏».(صحیفه ج‏1 ص 270) . در باره نظامیان(اعم از و و ...) چنین فرمود : [« قواى مسلح از هر قشرى که هستند، در حالى که باید داراى دید سیاسى باشند و هرگز کورکورانه عمل نکنند، نباید در امورى که سیاست بازان در آن دخ دارند داخل شوند»..( صحیفه ج‏14 ص 71) ]




** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


17 تیر 1397 ه.ش


 




 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/102/آياورودسپاه به مسائل اقتصادي وسياسي برخلاف نظرامام خميني نيست؟/




آیابنی آدم اعضای یکدیگرنددرست است یابنی آدم اعضای یک پیکرند؟!!

درخواست حذف اطلاعات


نتیجه تصویری برای بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند


 


***نسیم معرفت***


 


به نام خدا






بنی آدم اعضای  یکدیگرند




که در آفرینش ز یک گوهرند






چو عضوی به درد آورد روزگار




دگر عضوها   را نماند   قرار






تو کز محنت دیگران بی غمی




نشاید که نامت نهند  آدمی


 


گلستان سعدی با تصحیح حسین اُستاد ولیّ باب اول در سیرت پادشاهان حکایت 10 .






 



سؤالآیا بنی آدم اعضای یکدیگرند درست است یا بنی آدم اعضای یک پیکرند؟!!


 


پاسخ :



بنی آدم اعضای  یکدیگرند


 


در تمام نسخه های گلستان سعدی مگر دو یا سه مورد عبارت  ( بنی آدم اعضای یکدیگرند) آمده است . این مِصرَع از شعر سعدی (علیه الرحمه)  دو بخش دارد :  بنی آدم + اعضای یکدیگرند یا اعضای یک پیکرند . کلمه بنی آدم به معنای فرزندان آدم می باشد .  این کلمه  که « کُل» است بیانگر پیکره جامعه انسانی است که هزاران و میلیاردها عضو و اعضاء دارد. پس همه انسان ها در زیر مجموعه و عنوان « بنی آدم » جمع هستند و گوهر و حقیقت بنی آدم همان انسانیت و شرافت و نوع دوستی است که نقطه وحدت همه انسان ها و بشریت است ( تو کز محنت دیگران بی غمی - نشاید که نامت نهند آدمی )  .  اعضای یکدیگرند یعنی کمک کار و غمخوار یکدیگرند و معنای کنایی مراد است نه اینکه مراد اعضای ظاهری انسان مراد باشد که ظاهرا مرحوم سعید نفیسی دچار این اشتباه شده و گفته است اگر « بنی آدم اعضای یکدیگرند» بخوانیم معنای مُضحکی دارد که مثلا من سر شما باشم و شما دست من  پس باید بخوانیم « بنی آدم اعضای یک پیکرند» !!!   اعضای یکدیگرند یعنی یار و یاور و غمخوار همند و  در عُرف هم گفته می شود فلانی دست شما است . فلانی پای شما است . یعنی کمک کار و یار و یاور شما است . اعضاء باید یکدیگر را مُعاضَدَت و حمایت کنند و در غم ها و شادی ها شریک هم باشند همانگونه که اعضای یک خانواده مهربان و صمیمی ، چنین هستند . همه بشریت عضو یک خانواده به نام بنی آدم اند .  اعضاء یکدیگر بودن یعنی تأثیر و تأثُّرِ مُثبت نسبت به هم داشتن .  به نظر بنده با وجود کلمه « بنی آدم» که دالّ بر پیکره جامعه انسانی است دیگر نیازی نیست که بگوییم :  بنی آدم اعضای یک پیکرند . چون یک پیکربودن در خود کلمه «بنی آدم» که به منزله «کُل» است وجود دارد . با توجه به مطالب ذکر شده نظر بنده این است که : بنی آدم اعضای یکدیگرند ، صحیح تر و یا مُتعیّنا همین باید صحیح باشد . اما اگر گفته شود : بنی آدم اعضای یک پیکرند ، در این صورت  این عبارت آن پیام و معنای « اعضای یکدیگرند» را  به طور صریح و واضح نمی رساند مگر اینکه بیت بعدی یعنی چو عضوی به درد آورد روزگار  ...   به آن ضمیمه شود که آن را توضیح دهد ولی اگر بگوییم : بنی آدم اعضای یکدیگرند ، معنای مُعاضَدَت و تعاوُن و کمک کار و غمخوار هم بودن را  که معنای کنایی است بطور صریح و روشن می رساند و بیت بعدی هم توضیح بیشتر در این باره است .همانگونه که بدن آدمی دارای اعضاء مختلف بیرونی و درونی است که هریک نسبت به دیگری تأثیر و تأثُّر دارند و اگر در یکی دردی پدیدار گردد دیگر اعضاء بی قرار شوند ،   پیکره جامعه انسانی نیز باید اعضایش چنین باشند که چو عضوی بدرد آورد روزگار - دگر اعضا را نماند قرار . پس بنی آدم اعضاء یکدیگرند و باید در ضرّاء و سَرّاء و سرد و گرم روزگار شریک و غمخوار هم باشند.


 


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 






منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/101/آيابني آدم اعضاي يکديگرنددرست است يابني آدم اعضاي يک پيکرند؟!!/




هدف اصلی ازانقلاب ی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+..

درخواست حذف اطلاعات

  سید اصغر سعادت میرقدیم


***نسیم معرفت***




بسم الله الرحمن الرحیم



* هدف اصلی ازانقلاب ی...


 


... هدف اصلی از انقلاب ی، ریشه کن موانع اصلی بر سر راه دین و قرآن و تعالیم مترقی مکتب اهل بیت علیهم السلام بوده است. رژیم های طاغوتی و طغیانگر و مُفسد در طول تاریخ بشریت مانع رشد و هدایت و سعادت و کمال جوامع بشری بوده و از طریق مثلث شوم زور و زر و تزویر بر مردم حکمرانی می د نتیجه حاکمیت و تسلط جائرانه و ی و نابحق آنها، ضل و گمراهی و ظلم و ستم و جهل و نادانی و قتل و غارت و فساد و ا و جنایت و سَفّاکی و خونریزی و بی عد ی و تبعیض و عقب ماندگی و انحطاط و ذلت و خواری و شرک و افه پرستی... در بین مردم بوده است. انبیاء الهی و پیشوایان هدایتگر با سلاح ایمان و علم و توکل در برابر طاغوت ها و ستمگران ایستادگی د و برای هدایت انسان ها و نجات آنها از زنجیر ظلم و اسارت و حقارت و جهل و نادانی و نفیِ شرک و فساد و طغیانگری و ترویج توحید و عد و پاکی و طهارت و... متحمّل رنج ها و سختی های فراوان و طاقت فرسا شدند و قرآن کریم بخشی از تلاش ها و مجاهدت ها و مبارزات انبیاء الهی همانند حضرت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام و نیز ص را در سوره های مختلف بیان کرده است. جضرت ( رحمة الله علیه) با تاسی از مکتب انبیاء و اهل بیت علیهم السلام و بهره مندی از تعالیم نورانی قرآن کریم و اقتدا به سیره سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، قیام و نهضت بزرگ ی خود را در سال 1342رقم زد که ثمره شیرین آن یعنی نظام ، در سال 1357محقق شد.انقلاب ی ایران حسینیّ الحدوث و حسینیِ البقاء می باشد چنانکه عزیزمحمدیّ الحدوث و حسینیّ البقاء است. با تز و تئوری مترقی که پشتوانه عقلی و نقلی و عرفی دارد، تحولی عظیم در همه ابعاد فکری و فرهنگی و و اقتصادی به وجود آورد. حکومتی بر اساس ولایت مطلقه فقیه به جهانیان ارائه کرد که برای همگان تازگی داشت. حضرت نظریه و حکومت ی را در سال 1348هجری شمسی در نجف اشرف مطرح نمود. حکومتی را به وجود آورد که در آن ی حق زور و تحقیر و ظلم و اِحجاف به دیگران را نداشته باشد. حکومتی را بنا نهاد که در آن ت و ملت در کنار هم در جهت اعتلاء و دین و قرآن و ترقی و پیشرفت و عزت و سرافرازی و استقلال و رفع محرومیت و حُریت و و تلاش نماید. متاسفانه در طول تاریخ ِحکومت های سلاطین و حاکمان جور، رابطه حکومت ها با مردم یک رابطه «غالب و مغلوب» و «سلطان و رعیت» بود که حضرت (رحمة الله علیه) این بدعت و رسم باطل و طاغوتی را در هم کوبید و فرمود: «من خدمتگذار مردم هستم» (صحیفه نور، ج7، ص129) و نیز فرمود: «هر چه صاحب منصب ، ارشد باشد باید بیشتر خدمتگزار باشد» ...توقعات به حق ملت ایران و جهان از ت و حوزه های علمیه به ویژه حوزه علمیه قم در عرصه های مختلف و وم حضور فعال علما و ت متعهد در مراکز مختلف فرهنگی و علمی و ی و هنری و نهاد های تاثیر گذارِ در کشور و جامعه مانند مجلس شورای ی و خبرگان ی و دستگاه قضایی و... انکار ناپذیر است و در زمان و عصر ما وظبقه و یا وظایف ت و علما از همه زمان ها بیشتر و سنگین تر است. یکی از رس های علما اعلام و ت متعهد، توجه به مسئله تبیین و روشنگری در عرصه های مختلف است. تبیین انقلاب ی، تبیین خطوط اصلی انقلاب و نهضت (رحمة الله علیه)، تبیین اصول و اه بنیانگذار و تبیین ارزش های ، تبیین مکتب اهل بیت علیهم السلام و راستین و تبیین اه و نقشه های شوم دشمنان . اگر انحرافاتی در جامعه و در حکومت ی و نهادهای آن به وجود آید، وظیفه علما و ت است که با منطق و استدلال و دلسوزی روشنگری نمایند. اگر انحرافاتی در بین مردم به وجود آید، مردم را از لغزش های فکری و عقیدتی دور نمایند و معارف و عقائد حقه را به جامعه تزریق کنند. دشمنان از طریق اشاعه انحرافات و مانند آن ملت ها را دچار عقب ماندگی د. اگر ملت ها بیدار شوند و علما و بزرگان آنها در صحنه باشند هیچگاه دشمنان موفق نخواهند شد. حیات و رشد جامعه و مردم به تعالیم و معارف قران و اهل بیت علیهم السلام است و ت و حوزه های علمیه می توانند از این طریق جامعه را به حیات و رشد کامل و عزت و سعادت برسانند و حفظ نظام ی به حفظ مردم و ملت است و حفظ ملت هم به حفظ فرهنگ و تعالیم قرآن و اهل بیت و ارزش های انقل و دینی است.


 


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 


http://neshastea id.com/comment/reply/1911




 


 ********************************************************


 


**وظایف ت نسبت به آینده انقلاب ی - نشست دوره ای اساتید+کلیک


 


**وظایف ت نسبت به آینده انقلاب ی - نشست دوره ای اساتید+کلیک


 


**وظایف ت نسبت به آینده انقلاب ی - نشست دوره ای اساتید+کلیک



** هدف اصلی ازانقلاب ی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت


 


 


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/100/هدف اصلي ازانقلاب اسلامي آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي ../




پیام آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی+پیروزی جبهه مقاومت و ش ت داع

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای سلیمانی


نتیجه تصویری برای سلیمانی


نتیجه تصویری برای پیروزی جبهه مقاومت بر در بوکمال


***نسیم معرفت***


** پیام تبریک آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  به مناسبت پیروزی جبهه مقاومت ی بر حکومت خود خوانده




بسم الله الرحمن الرحیم


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ


سوره محمد ص آیه 7 .

سلام خدا بر م عان حرم آل الله و  حضرت زینب سلام الله علیها


سلام خدا بر پاسداران و مجاهدان و مبارزان  و رزمندگان راه حق و حقیقت

سلام خدا بر دلاورمردان و جانبازان و جان برکفان عرصه های جهاد و مقاومت ی

سلام خدا بر ان  رشید   که با رشادت های خود در میدان های نبرد با تب اران و جنایتکاران و ستمگران موجب سرافرازی و عزت و افتخار  برای و مسلمین شدند

سلام خدا بر شهیدانی که با همه وجود  مخلصانه در راه اعتلاء و قرآن و اهل بیت علیهم السلام  مجاهدت نمودند و شربت شهادت نوشیدند .

سلام خدا بر ء جنگ تحمیلی و ء م عان حریم حرم اهل بیت
(علیهم السلام)  مخصوصا حرم عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها

سلام بر شرف


  سلام بر عزت 


 سلام بر غیرت


سلام بر حرّیت و



پیروزی و غلبه عزتمندانه جبهه  مقاومت ی در قالب های قدس و حَشدالشعبی و حزب الله لبنان و و عصائب و کتائب و فاطمیون و زینبیون و حیدریون ...   با محوریت  ایران و روسیه و عراق و و حزب الله لبنان با هدایت ها و ی های حکیمانه و هوشمندانه ی حضرت آیت الله سید علی   در نبرد با جبهه استکباری و صهیونیسم جهانی در قالب جنگ نیابتی توسط شجره خبیثه وهّ ت  و دواعش و تکفیری های خون آشام و گمراه  را به حضرت ولیُّ الله الأعظم زمان
(عج) و نایب بر حقش حضرت آیت الله العظمی  و علماء و مراجع عظام و حوزه های علمیه و خانواده های ء م عِ حرم و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سید علی سیستانی و  همه مسلمانان جهان و  به ملت های مسلمان و شریف ایران و عراق و و لبنان و ملت ها و خواهان جهان  و نیز به حزب الله لبنان سیدحسن نصرالله و پاسداران و جمهورشی ی ایران و بسیج مستضعفین و فرمانده محمد علی جعفری و نیروهای قدس  بویژه  بر مبارز و مجاهد نَستوه و فرمانده نیروی قدس پاسداران انقلاب ی سرلشکرحاج قاسم سلیمانی و نیز به رییس جمهور کشور ما و سایر قوا و رییس جمهور روسیه آقای ولادیمیر پوتین قهرمان و بشاراسد سرافراز تبریک و تهنیت می گویم

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/97/پيام آيت الله سعادت ميرقديم لاهيجي پيروزي جبهه مقاومت و شکست داع/




پیام آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی+پیروزی جبهه مقاومت و ش ت داع

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای سلیمانی


نتیجه تصویری برای سلیمانی


نتیجه تصویری برای پیروزی جبهه مقاومت بر در بوکمال


***نسیم معرفت***


** پیام تبریک آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  به مناسبت پیروزی جبهه مقاومت ی بر حکومت خود خوانده




بسم الله الرحمن الرحیم


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ


سوره محمد ص آیه 7 .

سلام خدا بر م عان حرم آل الله و  حضرت زینب سلام الله علیها


سلام خدا بر پاسداران و مجاهدان و مبارزان  و رزمندگان راه حق و حقیقت

سلام خدا بر دلاورمردان و جانبازان و جان برکفان عرصه های جهاد و مقاومت ی

سلام خدا بر ان  رشید   که با رشادت های خود در میدان های نبرد با تب اران و جنایتکاران و ستمگران موجب سرافرازی و عزت و افتخار  برای و مسلمین شدند

سلام خدا بر شهیدانی که با همه وجود  مخلصانه در راه اعتلاء و قرآن و اهل بیت علیهم السلام  مجاهدت نمودند و شربت شهادت نوشیدند .

سلام خدا بر ء جنگ تحمیلی و ء م عان حریم حرم اهل بیت
(علیهم السلام)  مخصوصا حرم عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها

سلام بر شرف


  سلام بر عزت 


 سلام بر غیرت


سلام بر حرّیت و



پیروزی و غلبه عزتمندانه جبهه  مقاومت ی در قالب های قدس و حَشدالشعبی و حزب الله لبنان و و عصائب و کتائب و فاطمیون و زینبیون و حیدریون ...   با محوریت  ایران و روسیه و عراق و و حزب الله لبنان با هدایت ها و ی های حکیمانه و هوشمندانه ی حضرت آیت الله سید علی   در نبرد با جبهه استکباری و صهیونیسم جهانی در قالب جنگ نیابتی توسط شجره خبیثه وهّ ت  و دواعش و تکفیری های خون آشام و گمراه  را به حضرت ولیُّ الله الأعظم زمان
(عج) و نایب بر حقش حضرت آیت الله العظمی  و علماء و مراجع عظام و حوزه های علمیه و خانواده های ء م عِ حرم و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سید علی سیستانی و  همه مسلمانان جهان و  به ملت های مسلمان و شریف ایران و عراق و و لبنان و ملت ها و خواهان جهان  و نیز به حزب الله لبنان سیدحسن نصرالله و پاسداران و جمهورشی ی ایران و بسیج مستضعفین و فرمانده محمد علی جعفری و نیروهای قدس  بویژه  بر مبارز و مجاهد نَستوه و فرمانده نیروی قدس پاسداران انقلاب ی سرلشکرحاج قاسم سلیمانی و نیز به رییس جمهور کشور ما و سایر قوا و رییس جمهور روسیه آقای ولادیمیر پوتین قهرمان و بشاراسد سرافراز تبریک و تهنیت می گویم

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/97/پيام آيت الله سعادت ميرقديم لاهيجي پيروزي جبهه مقاومت و شکست داع/




پیام آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی+پیروزی جبهه مقاومت و ش ت داع

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای سلیمانی


نتیجه تصویری برای سلیمانی


نتیجه تصویری برای پیروزی جبهه مقاومت بر در بوکمال


***نسیم معرفت***


** پیام تبریک آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  به مناسبت پیروزی جبهه مقاومت ی بر حکومت خود خوانده




بسم الله الرحمن الرحیم


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ


سوره محمد ص آیه 7 .

سلام خدا بر م عان حرم آل الله و  حضرت زینب سلام الله علیها


سلام خدا بر پاسداران و مجاهدان و مبارزان  و رزمندگان راه حق و حقیقت

سلام خدا بر دلاورمردان و جانبازان و جان برکفان عرصه های جهاد و مقاومت ی

سلام خدا بر ان  رشید   که با رشادت های خود در میدان های نبرد با تب اران و جنایتکاران و ستمگران موجب سرافرازی و عزت و افتخار  برای و مسلمین شدند

سلام خدا بر شهیدانی که با همه وجود  مخلصانه در راه اعتلاء و قرآن و اهل بیت علیهم السلام  مجاهدت نمودند و شربت شهادت نوشیدند .

سلام خدا بر ء جنگ تحمیلی و ء م عان حریم حرم اهل بیت
(علیهم السلام)  مخصوصا حرم عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها

سلام بر شرف


  سلام بر عزت 


 سلام بر غیرت


سلام بر حرّیت و



پیروزی و غلبه عزتمندانه جبهه  مقاومت ی در قالب های قدس و حَشدالشعبی و حزب الله لبنان و و عصائب و کتائب و فاطمیون و زینبیون و حیدریون ...   با محوریت  ایران و روسیه و عراق و و حزب الله لبنان با هدایت ها و ی های حکیمانه و هوشمندانه ی حضرت آیت الله سید علی   در نبرد با جبهه استکباری و صهیونیسم جهانی در قالب جنگ نیابتی توسط شجره خبیثه وهّ ت  و دواعش و تکفیری های خون آشام و گمراه  را به حضرت ولیُّ الله الأعظم زمان
(عج) و نایب بر حقش حضرت آیت الله العظمی  و علماء و مراجع عظام و حوزه های علمیه و خانواده های ء م عِ حرم و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سید علی سیستانی و  همه مسلمانان جهان و  به ملت های مسلمان و شریف ایران و عراق و و لبنان و ملت ها و خواهان جهان  و نیز به حزب الله لبنان سیدحسن نصرالله و پاسداران و جمهورشی ی ایران و بسیج مستضعفین و فرمانده محمد علی جعفری و نیروهای قدس  بویژه  بر مبارز و مجاهد نَستوه و فرمانده نیروی قدس پاسداران انقلاب ی سرلشکرحاج قاسم سلیمانی و نیز به رییس جمهور کشور ما و سایر قوا و رییس جمهور روسیه آقای ولادیمیر پوتین قهرمان و بشاراسد سرافراز تبریک و تهنیت می گویم

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/97/پيام آيت الله سعادت ميرقديم لاهيجي پيروزي جبهه مقاومت و شکست داع/




دعایکی ازنیازهای واقعی وفطری بشراست(آیت الله سعادت میرقدیم لاهیج

درخواست حذف اطلاعات


***نسیم معرفت***




بسم الله الرحمن الرحیم



** دعا یکی ازنیازهای واقعی وفطری بشراست


... دعا و راز ونیاز با حضرت پروردگار یکی از نیازهای واقعی و فطری بشر است . همانطوری که انسان جهت حیات و ادامه زندگی خود نیاز به آب و هوا و غذا و ... دارد ، حیات روحی و معنوی انسان نیز بواسطه دعا و نیایش به پیشگاه خداوند متعال تأمین می گردد . دعا در صفای باطن و رُشد و تکامل روحی و اخلاقی و تنویر و نورانیت اَفکار و دل آدمی تأثیر بسزایی دارد....با کمال تأسف باید اظهار داشت که بشر امروز که به زرق و برق و مَظاهر و جلوه های فریبنده دنیا سرگرم و مشغول گشته از حلاوت و شیرینی دعا و راز ونیاز یا محروم است ویا اینکه کمتر به آن می پردازد. تنها راه آرامش و سعادت بشریت بازگشت حقیقی به درگاه الهی و ارتباط دایمی با پروردگار عالم است. ...
دعا در واقع ارتباط و پیوند بین عبد ومعبود و خالق و مخلوق و نیازمند به بی نیاز مطلق است . بشر با همه داشته هایش هیچگاه به مقام بی نیازی نمی رسد و اگر ما به ی که مال واموال و دارایی زیاد دارد به عنوان غنی وبی نیاز تعبیر می کنیم  به جهت مقایسه با انی است که از چنین امکاناتی برخورددار نیستند و گرنه ثروتمندترین آدم ها در دنیا در واقع گداترین آدم ها است زیرا هیچ چیزی از اموال ودارایی ها را که در اختیار دارد از آن او نیست و حتی وجود خود او نیز از آن او نمی باشد  بلکه وجود او و همه آنچه را که در اختیار دارد از آن خدواند است و فقط چند روزی را که خداوند دراین دنیا به وی مهلت داده اجازه داده شده که از مواهب و نعمت های الهی به درستی استفاده نماید و اگر س یچی کند دچار عقاب الهی خواهد شد. پس این اصل مسلم را باید بپذیریم که همه ما انسان ها (حتی اگر بی نیازترین افراد به حسب ظاهر باشیم)  نیازمند محض به پروردگار عالم هستیم و لحظه ای وآنی نباید تصور کنیم که نیازی به خداوند نداریم....مخلوق و عبد هیچگاه نباید از خالق  و معبودش جدا شود . این ج سبب سقوط وهلاکت بنده خواهد شد . یکی از راه های حفظ این پیوند و اتصال همان دعا به پیشگاه الهی است . هرچه دعا به درگاه الهی بیشتر باشد پیوند بین عبد ومعبود بیشتر خواهد بود. و هر اندازه انسان خود را محتاج تر به پروردگار بداند دعایش بیشتر خواهد بود  و اُنس بیشتری با خداوند  برقرار می کند. دعا و راز و نیاز با خداوند متعال به آدمی قدرت و قُوّت  و نیرو و توان و استقامت  و نشاط  و امید می دهد و  تمام انبیاء اهل دعا بودند ودر روایت آمده است که رضا ع فرمود  عَلَیْکُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِیَاءِ فَقِیلَ وَ مَا سِلَاحُ الْأَنْبِیَاءِ؟ قَالَ: الدُّعَاء» بر شما باد به سلاح انبیاء   عرض شد که سلاح انبیاء چیست ؟ فرمود: سلاح انبیاء دعا است .( کافى/ ج 2 ص 468.)  اگر انبیاء علیهم السلام مداومت بر دعا نداشتند در رس خود موفق نمی شدند و عزت و سربلندی و موفقیت انبیاء و اولیاء مرهون دعا می باشد. تمام چهارده معصوم علیهم السلام در بدترین و بهترین  حالات و شرایط(در ضراء و سراء ) اهل دعا بودند و مناجات ها و دعاهای موجود از  معصومین  علیهم السلام بهترین گواه این مطلب است .... ولی باید توجه داشت که همان خ که ما را دعوت فرمود که او را بخوانیم تا اجابت کند ما را  ، شرایطی را برای دعا و دعا کننده بیان فرموده است که یکی از شرایط مهم آن این است که دعا و درخواست از عمق وجود و صمیم دل باشد و چیزی را هم که از خداوند می خواهیم امری پسندیده و مطابق با مصلحت فردی و نوعی باشد . هر انداز روح ما  و بینش ما کوچک باشد درخواست ها و دعاهای ما نیز کوچک و پایین خواهد بود  و هر اندازه روح ما بلند و معرفت ما بالا باشد دعاهای ما حساب شده و بلند خواهد بود . ما باید از دعاهای ک نه پرهیز کنیم. اکثر دعاهای ما انسان ها، دعاهای ک نه است. به این معنی که تفکر و شه ما در مقام دعا  پایین و نازل است و روی این جهت گاهی اعتراض می کنیم چرا دعای ما مستجاب نمی شود ؟ البته شایسته است که همانند نیت های پاک ک ن دعا کنیم ولی ک نه دعا نکنیم . اگر در باب دعا کمی با بینش و معرفت گام برداریم متوجه می شویم که اساسا نفس دعا خود یک توفیقی از طرف پرودرگار است و بهترین دعا ها هم  دعاها و ادعیه ماثوره و وارده از معصومین علیهم  السلام است . یکی از چیزهایی که در مقام دعا باید توجه کنیم این است که ما در پیشگاه خداوند حکیم هستیم.   توجه به مساله حکمت الهی بخشی از اشکال ها و شبهه ها را برطرف می سازد .پس دعایی کنیم که با حکمت پروردگار سازگار باشد و اگر دعایی کردیم و اصرار هم نمودیم که به اجابت برسد ولی مستجاب نشد یا با حکمت الهی سازگار نبود ویا اینکه حکمت الهی اقتضاء دارد که اجابت آن دعا به تاخیر افتد(دقت بفرمایید)  اگر  همه شرایط دعا  جمع باشد که در کتب مربوطه ذکر شده قطعا آن دعا مستجاب خواهد شد ( انشاءالله )


 


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


*******************************************


*** پنج اصل مهم درباره دعا+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت+کلیک


 
*** دعا یکی ازنیازهای واقعی وفطری بشراست(آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی)+کلیک


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/99/دعايکي ازنيازهاي واقعي وفطري بشراست(آيت الله سعادت ميرقديم لاهيج/




مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه وعلماء+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم

درخواست حذف اطلاعات

ostad


***نسیم معرفت***



بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم


 



** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء 




 


جضرت ( رحمة الله علیه) با تاسی از مکتب انبیاء و اهل بیت علیهم السلام و بهره مندی از تعالیم نورانی قرآن کریم و اقتدا به سیره سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، قیام و نهضت بزرگ ی خود را در سال 1342رقم زد که ثمره شیرین آن یعنی نظام ، در سال 1357محقق شد.انقلاب ی ایران حسینیّ الحدوث و حسینیِ البقاء می باشد چنانکه عزیز محمدیّ الحدوث و حسینیّ البقاء است.  با تز و تئوری مترقی که پشتوانه عقلی و نقلی و عرفی دارد، تحولی عظیم در همه ابعاد فکری و فرهنگی و و اقتصادی به وجود آورد. حکومتی بر اساس ولایت مطلقه فقیه به جهانیان ارائه کرد که برای همگان تازگی داشت. حضرت نظریه و حکومت ی را در سال 1348هجری شمسی در نجف اشرف مطرح نمود. حکومتی را به وجود آورد که در آن ی حق زور و تحقیر و ظلم و اِحجاف به دیگران را نداشته باشد. حکومتی را بنا نهاد که در آن ت و ملت در کنار هم در جهت اعتلاء و دین و قرآن و ترقی و پیشرفت و عزت و سرافرازی و استقلال و رفع محرومیت و حُریت و و تلاش نماید. متاسفانه در طول تاریخ ِحکومت های سلاطین و حاکمان جور، رابطه حکومت ها با مردم یک رابطه «غالب و مغلوب» و «سلطان و رعیت» بود که حضرت (رحمة الله علیه) این بدعت و رسم باطل و طاغوتی را در هم کوبید و فرمود: «من خدمتگذار مردم هستم» (صحیفه نور، ج7، ص129) و نیز فرمود: «هر چه صاحب منصب ، ارشد باشد باید بیشتر خدمتگزار باشد»


هدف اصلی از انقلاب ی، ریشه کن موانع اصلی بر سر راه دین و قرآن و تعالیم مترقی مکتب اهل بیت علیهم السلام بوده است. رژیم های طاغوتی و طغیانگر و مُفسد در طول تاریخ بشریت مانع رشد و هدایت و سعادت و کمال جوامع بشری بوده و از طریق مثلث شوم زور و زر و تزویر بر مردم حکمرانی می د نتیجه حاکمیت و تسلط جائرانه و ی و نابحق آنها، ضل و گمراهی و ظلم و ستم و جهل و نادانی و قتل و غارت و فساد و ا و جنایت و سَفّاکی و خونریزی و بی عد ی و تبعیض و عقب ماندگی و انحطاط و ذلت و خواری و شرک و افه پرستی... در بین مردم بوده است. انبیاء الهی و پیشوایان هدایتگر با سلاح ایمان و علم و توکل در برابر طاغوت ها و ستمگران ایستادگی د و برای هدایت انسان ها و نجات آنها از زنجیر ظلم و اسارت و حقارت و جهل و نادانی و نفیِ شرک و فساد و طغیانگری و ترویج توحید و عد و پاکی و طهارت و... متحمّل رنج ها و سختی های فراوان و طاقت فرسا شدند و قرآن کریم بخشی از تلاش ها و مجاهدت ها و مبارزات انبیاء الهی همانند حضرت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام و نیز ص  را در سوره های مختلف بیان کرده است.


حضرت (رحمة الله علیه )که با قیام خود سلسله خبیثه شاهنشاهی را در هم کوبید و بنیان و ریشه 2500 ساله آن را از بیخ و بُن برکَند. در رابطه با نظام های فاسد شاهنشاهی و حکومت های ستمگر می فرماید: «2500 سال ملتی زیر لگد اینها بوده. ملتی که 2500 سال زیر این پرچم کثیف بوده. شاهنشاهی ، کثیف ترین رژیم های دنیا است» (صحیفه ، ج4،ص254) و نیز فرمود: «اساسا با اساس شاهنشاهی مخالف است. هر سیره رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) را در وضع حکومت ملاحظه کند، می فهمد که آمده است این کاخ های ظلم شاهنشاهی را اب کند. شاهنشاهی از کثیف ترین و ننگین ترین نمونه ارتجاع است»


در عصر حاضر که جمعیت انسان ها به بیش از هفت میلیارد می رسد، مستکبرین عالم با شیوه های پیچیده و مُدرن بر مردم جهان حکمرانی می کنند و شاید بتوان گفت که دوره کنونی یکی از پیچیده ترین دوران ها در طول تاریخ بشریت است. با وجود همه پیشرفت های علمی و نظامی و تکنولوژی های حیرت انگیز و در نوردیدن فضا و کرات آسمانی ، اکثریت بشریت کنونی فاقد رشد معنویت و اخلاق و ارزش های انسانی و الهی است و این نیز ناشی از استیلای فرهنگ و حکومت استعماری و استکباری و حاکمیت جاهلیت مدرن بر ملت های جهان است.


بشریت حاضر در فقدان عد و در آتش ظلم و ستم و جنایت و خونریزی و هجوم ها و جنگ ها و غارت ها و گری های بی رحمانه و ویرانگر می سوزد. اکنون همه ما شاهد زشت ترین رفتارها و فجایع و خیانت ها و جنایت ها بر ضد بشریت و ملت ها و جوامع بشری به ویژه در مناطق ی توسط عوامل استکباری از قیبل تکفیری ها و سلفی ها و و بوکوحرام و و القاعده و مانند آنها هستیم. همه می بینیم که چ ه بدیهی ترین حقوق انسان ها و ملت ها از سوی مستکبرین جهانی و نوکران آنها با وجود همه نهادهای بین المللی و سازمان های ی، پایمال می شود. سازمان ملل و سازمان دفاع از همه آنها در خدمت زورگویان و مستکبران و ستمگران و استکبار جهانی است. آنچه در کشور های ی بخصوص در و عراق و افغانستان و یمن و لبنان و فلسطین و و بحرین و لیبی و نیجریه و سایر بلاد می گذرد، بهترین شاهد و سند زنده برای مدعای ماست. دشمنان و بشریت از هر سو نقشه های شوم خود را با روشهای نوین و پیچیده در همه جوامع به خصوص جوامع ی و جهان و تشیُّع و نیز به طور خاص در ایران ی و انقل به کار می برند و هدف اساسی استکبار جهانی و اَیادی پلیدشان ریشه کنی ناب محمدی (صلی الله و علیه و آله و سلم ) و جلوگیری از ظهور و تحقق مکتب حیات بخش و پویای راستین است.


در این شرایط و با توجه به نعمت بزرگ برقراری حکومت ی و نظام ایران و نیز با عنایت به اینکه شبکه های ای و اینترنتی در سطح جهان پیوسته در حال ترویج فساد و ا و انحراف و توطئه بر ضد و انقلاب و نظام ی می باشند و حکومت ها و قدرت های استکباری و ی و عوامل آنها نیز در این راه پشتیبانی مالی و معنوی و فکری می کنند، مسئولیت خطیر و برزگی متوجه ت و علما و فقها و حوزه های علمیه می باشد که بی توجهی و یا تسامح و تساهل نسبت به آن ممکن است خسارت ها و زیان های جبران ناپذیری را برای و مسلمین و انقلاب ی در پی داشته باشد. باید توجه داشت که مستکبرین عالم و ت های خودفروخته، ضربات سخت و کوبنده ای از ناحیه و انقلاب و نظام ی و و حوزه های علمیه و تشیع خورده اند. آنها دریافتند که راستین و برنامه ها و دستورات نورانی و حیاتبخش آن بزرگترین مانع سر راه چپاولگری و زورگویی و فساد و فتنه آنها است، لذا با تجربه هایی که اندوخته اند در صدد هستند که با شیوه های مختلف و ابزارهای جدید و شگرد های نو به نو از طریق تحریف عقائد و حقائق دینی مردم و ترویج افات و عرفان های کاذب و آیین ها و مسلک های جعلی مثل وه ت و صوفی گری و بهائیت و قومیت و فرقه گرایی و ایجاد حزب ها و ایسم ها و پان ها و تشکیک و ایجاد شبهه در باورهای دینی مردم و استحاله فرهنگی و دامن زدن به اختلافات بین شیعه و سنی و ...به مقابله همه جانبه با و نظام و ارزشهای ی و انقل بپردازند. ظهور پدیده امریکایی و تشیع لندنی و گروه های افراطی تکفیری و سلفی و ...برای ضربه زدن بر راستین و تشیع حقیقی و متعالی است.


نهاد مقدس ت همیشه پرچمدار اشاعه تفکر و فرهنگ خالص و پویای ناب محمدی (صلی الله و علیه و آله و سلم) بوده و هست و علماء و فقهاء و شمندان ی در قرون و اعصار گوناگون برای نشر و تحقق شعائر دینی گام های بسیار بلند و موثری برداشتند. در اعصار گذشته به علت اینکه علما و فقها و ت در حکومت و زمامداری یا نقشی نداشتند و یا در حد خوف و رجا بوده و از باب تقیه و علل دیگر در حکومت حاکمان وارد می شدند، روی این جهت مسیر کار و تلاش و فعالیت آنها عموما در تدریس و درس و بحث و آن هم در محدوده فقه و اصول و حدیث و تفسیر و کلام و... بوده و احیانا طبق مرسومات دینی و مذهبی و مانند آن، فعالیت های تبلیغی در بعضی از مناسبت ها در برخی بلاد و ا می د ،  اما امروز با تحقق اه انقلاب ی با محوریت ت و نقش بی بدیل در عرصه جامعه و مصالح مسلمین و تحقق حکومت ی بر اساس رکن رکین و اداره کلی نظام ی توسط ولی فقیه عادل و صالح و توانمند، مسئولیت علما و ت و حوزه های علمیه صد برابر شده است. باید توجه داشت که انقلاب و نظام حاصل مجاهدت ها و رشادت های فراوان هزاران شهید و جانباز و فداکاری و مقاومت و پایمردی ملت ایران و صبر و ایثار خانواده های و جانبازان و رنج و تبعید و تلاش علما و بزرگان ت معظم بویژه مجاهدت و ی بی نظیر حضرت ( رحمة الله علیه) بوده است. روی این جهت یکی از وظایف ت و علما و حوزه های علمیه پاسداشت از دستاورد های انقلاب و نظام و حفظ و نگهداری و مراقبت از ارزش های جاوید و جانبازان است. ی حضرت ایت الله در این رابطه می فرمایند: «زنده نگه داشتن یاد ی انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است»


توقعات به حق ملت ایران و جهان از ت و حوزه های علمیه به ویژه حوزه علمیه قم در عرصه های مختلف و وم حضور فعال علما و ت متعهد در مراکز مختلف فرهنگی و علمی و ی و هنری و نهاد های تاثیر گذارِ در کشور و جامعه مانند مجلس شورای ی و خبرگان ی و دستگاه قضایی و... انکار ناپذیر است و در زمان و عصر ما وظبقه و یا وظایف ت و علما از همه زمان ها بیشتر و سنگین تر است. یکی از رس های علما اعلام و ت متعهد، توجه به مسئله تبیین و روشنگری در عرصه های مختلف است. تبیین انقلاب ی، تبیین خطوط اصلی انقلاب و نهضت (رحمة الله علیه)، تبیین اصول و اه بنیانگذار و تبیین ارزش های ، تبیین مکتب اهل بیت علیهم السلام و راستین و تبیین اه و نقشه های شوم دشمنان . اگر انحرافاتی در جامعه و در حکومت ی و نهادهای آن به وجود آید، وظیفه علما و ت است که با منطق و استدلال و دلسوزی روشنگری نمایند. اگر انحرافاتی در بین مردم به وجود آید، مردم را از لغزش های فکری و عقیدتی دور نمایند و معارف و عقائد حقه را به جامعه تزریق کنند. دشمنان از طریق اشاعه انحرافات و مانند آن ملت ها را دچار عقب ماندگی د. اگر ملت ها بیدار شوند و علما و بزرگان آنها در صحنه باشند هیچگاه دشمنان  موفق نخواهند شد. حیات و رشد جامعه و مردم به تعالیم و معارف قران و اهل بیت علیهم السلام است و ت و حوزه های علمیه می توانند از این طریق جامعه را به حیات و رشد کامل و عزت و سعادت برسانند و حفظ نظام ی به حفظ مردم و ملت است و حفظ ملت هم به حفظ فرهنگ و تعالیم قرآن و اهل بیت و ارزش های انقل و دینی است. حضرت (رحمة الله علیه) در بخشی از وصیت نامه و الهی خود می فرماید: «ما مفت یم و ملت عزیز سر تا پا متعهد به و قرآن مفت است که پیرو مذهبی است که می‌خواهد حقایق قرآنی، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین، بلکه بشریت دم می‌زند، ‌از مقبره‌ ها و گورستان ها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می‌کشاند نجات دهد» (صحیفه ج21، ص 396) و نیز می فرماید: «ما مفت یم که کتاب نهج‌البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی‌بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از معصوم ما است»(صحیفه ج21، ص 396)


یکی از عرصه های مهم حضور و نقش ت ارتباط فکری و فرهنگی و تربیتی با اقشار مختلف مردم به ویژه جوانان و فرهیختگان است. نسل جوان و فرهیختگان از سرمایه های بسیار مهم برای کشور و نظام ی است. شور و احساس و عاطفه و حرکت و ی که در جوانان است در سایرین وجود ندارد. جوانان معمولا پر تحرک و جستجوگر و کنجکاو و کنکاشگر و کاوشگرند و با فطرت پاک و توحیدی که دارند به دنبال حقیقت هستند و وجودشان همانند سرزمینی آماده است که قابلیت و استعداد رشد و شکوفایی بذر های گوناگون را دارند. مولا المومنین علی علیه السلام نیز در این باره می فرماید: «إِنَّما قَلبُ الحَدَثِ کَالرضِ الخالیَةِ ما اُلقىَ فیها مِن شَىْ ءٍ قَبِلَتهُ؛» (غُرر الحکم و دُرَر الکلم حدیث 3901)یعنی قلب نوجوان همچون    زمین مستعد ناکِشته است که هرچه در آن افکنده شود می پذیرد. دو نامه ای که ی حضرت آیت الله به مناسبت هایی برای جوانان اروپا نوشته اند، حاوی نکات مهم و ارزنده ای برای نسل جوان اروپایی بوده و بیانگر اهمیت عنایت و توجه به نقش جوانان در عرصه های مختلف و در حرکت های سرنوشت ساز است.


ی به مناسبت روز ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان در بخشی از سخنان خود درباره جوانان در تاریخ 7 / 2 /  1377  فرمودند: «جوان در هر جامعه و کشوری، محور حرکت است. اگر حرکت انقل و قیام باشد، جوانان جلوتر از دیگران در صحنه‌اند. اگر حرکت سازندگی یا حرکت فرهنگی باشد، باز جوانان جلوتر از دیگرانند و دست آنها کارآمدتر از دست دیگران است. حتّی در حرکت انبیای الهی هم از جمله حرکت صدر محور حرکت و مرکز تلاش و تحرک، جوانان بودند» و نیز فرمودند: « من اساسا در بین این خصوصیات مهمی که جوانان دارند، سه خصوصیت را خیلی بارز می بینم. آن سه خصوصیت عبارت اند از: انرژی، امید و ابتکار»


عقل و شرع و وجدان حکم می کند که باید از این سرمایه های بزرگ و حیاتی و ملی مراقبت و نگهبانی شود. صدا و سیما و سینما و مطبوعات و رسانه ها و نهادهای گوناگون مانند ها و حوزه و بسیج و... می توانند در رشد و شکوفایی و مصونیت جوانان از آسیب ها و خطرهای مختلف نقش ایفا کنند. آینده انقلاب و نظام بر دوش جوانان است پس لازم و واجب است که به این قشر غظیم و تاثیر گذار توجه گردد. همین جوانان و فرهیختگان متعهد بودند که با نهضت و قیام با رشادت ها و فداکاری ها و ریختن خون پاکشان همراهی د و موجبات به ثمر رسیدن نظام و انقلاب ی را فراهم ساختند. اکنون نیز در میدان های مهم ملی و کشوری و اقتصادی و علمی و نظامی و امنیتی و ایستادگی در برابر دشمنان داخلی و خارجی، حضور و نقش جوانان  وفرهیختگان بسیار مهم و تعیین کننده است . ت  و حوزه های علمیه  باید برای جوانان  که بخش عمده ای از جمعیت کشور را تشکیل می دهند ، برنامه های دقیق و حساب شده و تعریف شده داشته باشند. چه بخواهیم و چه نخواهیم دشمنان بین المللی و استکبار جهانی و غرب و صهیونیسم جهانی برای بچه ها و فرزندان و جوانان و نشل ما برنامه های ظریف و دقیق و حساب شده ریخته اند. برنامه های کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت برای کشور و جوانان ما طراحی کرده اند. همه ما موظف هستیم که نقشه های آنها در این زمینه را شناسایی کرده و بر ع آنها، برنامه های مفید و سازنده برای جوانان خود درست نماییم و به اصطلاح «تُعرَفُ الاشیاءُ بِأَضدادِها».  هرچیزی به ضد خود شناخته می شود. یعنی رشد و هدایت جوانان ما در این است که ما بر ضد برنامه های گمراه کننده دشمنان، اقدامات سازنده دشته باشیم. متاسفانه باید اعلام کنم که با وجود همه تلاش هایی که از اول انقلاب تا کنون انجام شده ولی نسبت به تلاش ها و اقدامات گسترده دشمنان انقلاب و ،  ما خیلی عقب هستیم و کوتاهی های فراوانی در این زمینه دیده می شود. اقدامات انحرافی و ت یبی بسیار گسترده است و فعالیت های م ّب ای و شبکه های اینترنتی و مجازی و و... که جوانان و بنیان های خانواده را هدف قرار داه تنها بخشی از فعالیت های دشمنان و نظام است. اگر بخواهیم مردم و جامعه ما متدین و قرآنی باشند و اگر بخواهیم جوانان و دانش آموزان و دانشجویان و پسران و دختران جامعه ما آراسته به آداب دینی و شرعی باشند و اگر بخواهیم مساجد ما احیاء و شکوفا و پُر رونق شود و اگر بخواهیم رسانه های تصویری و صوتی و مطبوعات و جراید و ها و مدارس و ادارات و سینماها و بانک ها و ورزشگاه ها و سیستم قضائی و قانون گذاری ما اصلاح و ی شوند، و اگر بخواهیم حکومت شایسته ی داشته باشیم، همه اینها در گرو نقش جدی و جامع و به موقع و شایسه حوزه های علمیه و ت متعهد است. حوزه ها و ت باید جلوتر از زمان و عصر خود حرکت کنند. برخی از شخصیت های بزرگ مثل شهید مطهری و سید جمال اسدآبادی و شهید بهشتی و... با تفکر بلند و ژرفی که داشتند، همیشه جلوتر از عصر و زمان خود می شیدند و تهدیدات و خطراتی که در آینده احتمال داشت که متوجه و مسلمین شود را پیش بینی می د. حوزه های علمیه و ت بزرگوار باید نسبت به خطرات و آفات احتمالی برنامه داشته باشند همانند یک باغبان و کشاورزی که با شیوه ها و روش های گوناگون، آسیب ها و آفات را از باغ و زراعت خود دور می کند تا محصول بهتر و مرغوب تری فراهم نماید. شهید مطهری در کتاب پیرامون انقلاب ی در صفحه 31می فرماید: «حوزه های علمیه و محیط های ما مسؤول پاسداری ایمان جامعه ی و دفاع از اصول و فروع دین مقدس از دیدگاه مذهب شیعه، و تعلیم و تبلیغ آنها و عهده دار پاسخگویی به نیازهای مذهبی مردم مسلمانند»


حوزه علمیه قم که هسته مرکزی تمام حوزه های عالم است باید نه تنها در ایران بلکه با همه مراکز علمی و فرهنگی و ارشادی و سازمان های تبلیغی همسو، در ارتباط باشد و و یا نمایندگانی در آنها داشته باشد تا بتواند به نحو بهتری به رس خود عمل نماید.


حوزه علمیه قم پایتخت دینی و فرهنگی جهان است. ت و حوزه های علمیه روز به روز و بهتر از دیروز باید وارد عرصه های تاثیرگذار در نظام ی باشند. به عنوان مثال در کشور ما رسانه ملی به عنوان پر مخاطب ترین رسانه جمعی می تواند نقش بسیار موثری در اعتلاء دینی و فرهنگی و تربیتی جامعه ایفا نماید. رسانه ها و مطبوعات و ... در فرهنگ و رفتار عمومی جامعه و مردم اثرگذار است. مسیر اصلی صدا و سیما و مسیر اصلی برنامه های تاثیرگذار آن باید در جهت تربیت ی و دینی و اخلاقی و ارتقا رشد فرهنگی و معنوی جامعه باشد. صداو سیما و رادیو و تلویزیون یک بزرگ است. حضرت (رحمة الله علیه) در این رابطه می فرماید: «صدا و سیما عمومی است یعنی ی که در تمام سطح کشور گسترده است» اگر انحرافی در حرکت و مسیر صدا و سیما دیده شود، حوزه علمیه و ت متعهد نمی تواند با سکوت از کنار آن بگذرد و از طرفی صدا و سیما موظف است در کشوری که مردم آن با همه وجود به و قران و اهل بیت علیهم السلام عشق می ورزند و اکثر روزهای سال آن مقرون به مناسبت های دینی و مذهبی و انقل است، جهت بالندگی و رشد فرهنگی و دینی و تربیتی مردم علاوه بر اساتید ی از پرورش یافتگان حوزه های علمیه و انی که آراسته به زیور علم و عمل و تخصص و بیان و قلم شیوا و رسا می باشند استفاده نماید. بین حوزه علمیه و صدا و سیما باید رابطی وجود داشته باشد که نظرات و تذکرات و ارشادات و رهنمود های علما و بزرگان را به موقع به مسئولان و متولیان آن منع کند و اگر چنین ارتباطی وجود نداشته باشد امکان ابتذال و انحراف در این رسانه ملی وجود دارد که چه بسا خسارت های جبران ناپذیری برای جامعه و نظام و انقلاب داشته باشد.


یکی از رس های مهم ت و حوزه های علمیه حفظ و حراست از دستاورد های انقلاب ی و و حفظ خطوط اصلی انقلاب و اصول خدشه ناپذیر بنیانگذار انقلاب ی حضرت رحمة الله علیه می باشد. همه دنیا و جهانیان و دوست و دشمن نظام ی و ایران را با نام بلند حضرت می شناسند. ی در این رابطه می فرماند: «این انقلاب بی نام در هیچ جای جهان شناخته شده نیست»


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی




**********************************


 
** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء +آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی



** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء +آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی


 


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/94/مسؤليت بزرگ حوزه هاي علميه وعلماء آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم/




مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه وعلماء+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم

درخواست حذف اطلاعات

ostad


***نسیم معرفت***



بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم


 



** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء 




 


جضرت ( رحمة الله علیه) با تاسی از مکتب انبیاء و اهل بیت علیهم السلام و بهره مندی از تعالیم نورانی قرآن کریم و اقتدا به سیره سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، قیام و نهضت بزرگ ی خود را در سال 1342رقم زد که ثمره شیرین آن یعنی نظام ، در سال 1357محقق شد.انقلاب ی ایران حسینیّ الحدوث و حسینیِ البقاء می باشد چنانکه عزیز محمدیّ الحدوث و حسینیّ البقاء است.  با تز و تئوری مترقی که پشتوانه عقلی و نقلی و عرفی دارد، تحولی عظیم در همه ابعاد فکری و فرهنگی و و اقتصادی به وجود آورد. حکومتی بر اساس ولایت مطلقه فقیه به جهانیان ارائه کرد که برای همگان تازگی داشت. حضرت نظریه و حکومت ی را در سال 1348هجری شمسی در نجف اشرف مطرح نمود. حکومتی را به وجود آورد که در آن ی حق زور و تحقیر و ظلم و اِحجاف به دیگران را نداشته باشد. حکومتی را بنا نهاد که در آن ت و ملت در کنار هم در جهت اعتلاء و دین و قرآن و ترقی و پیشرفت و عزت و سرافرازی و استقلال و رفع محرومیت و حُریت و و تلاش نماید. متاسفانه در طول تاریخ ِحکومت های سلاطین و حاکمان جور، رابطه حکومت ها با مردم یک رابطه «غالب و مغلوب» و «سلطان و رعیت» بود که حضرت (رحمة الله علیه) این بدعت و رسم باطل و طاغوتی را در هم کوبید و فرمود: «من خدمتگذار مردم هستم» (صحیفه نور، ج7، ص129) و نیز فرمود: «هر چه صاحب منصب ، ارشد باشد باید بیشتر خدمتگزار باشد»


هدف اصلی از انقلاب ی، ریشه کن موانع اصلی بر سر راه دین و قرآن و تعالیم مترقی مکتب اهل بیت علیهم السلام بوده است. رژیم های طاغوتی و طغیانگر و مُفسد در طول تاریخ بشریت مانع رشد و هدایت و سعادت و کمال جوامع بشری بوده و از طریق مثلث شوم زور و زر و تزویر بر مردم حکمرانی می د نتیجه حاکمیت و تسلط جائرانه و ی و نابحق آنها، ضل و گمراهی و ظلم و ستم و جهل و نادانی و قتل و غارت و فساد و ا و جنایت و سَفّاکی و خونریزی و بی عد ی و تبعیض و عقب ماندگی و انحطاط و ذلت و خواری و شرک و افه پرستی... در بین مردم بوده است. انبیاء الهی و پیشوایان هدایتگر با سلاح ایمان و علم و توکل در برابر طاغوت ها و ستمگران ایستادگی د و برای هدایت انسان ها و نجات آنها از زنجیر ظلم و اسارت و حقارت و جهل و نادانی و نفیِ شرک و فساد و طغیانگری و ترویج توحید و عد و پاکی و طهارت و... متحمّل رنج ها و سختی های فراوان و طاقت فرسا شدند و قرآن کریم بخشی از تلاش ها و مجاهدت ها و مبارزات انبیاء الهی همانند حضرت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام و نیز ص  را در سوره های مختلف بیان کرده است.


حضرت (رحمة الله علیه )که با قیام خود سلسله خبیثه شاهنشاهی را در هم کوبید و بنیان و ریشه 2500 ساله آن را از بیخ و بُن برکَند. در رابطه با نظام های فاسد شاهنشاهی و حکومت های ستمگر می فرماید: «2500 سال ملتی زیر لگد اینها بوده. ملتی که 2500 سال زیر این پرچم کثیف بوده. شاهنشاهی ، کثیف ترین رژیم های دنیا است» (صحیفه ، ج4،ص254) و نیز فرمود: «اساسا با اساس شاهنشاهی مخالف است. هر سیره رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) را در وضع حکومت ملاحظه کند، می فهمد که آمده است این کاخ های ظلم شاهنشاهی را اب کند. شاهنشاهی از کثیف ترین و ننگین ترین نمونه ارتجاع است»


در عصر حاضر که جمعیت انسان ها به بیش از هفت میلیارد می رسد، مستکبرین عالم با شیوه های پیچیده و مُدرن بر مردم جهان حکمرانی می کنند و شاید بتوان گفت که دوره کنونی یکی از پیچیده ترین دوران ها در طول تاریخ بشریت است. با وجود همه پیشرفت های علمی و نظامی و تکنولوژی های حیرت انگیز و در نوردیدن فضا و کرات آسمانی ، اکثریت بشریت کنونی فاقد رشد معنویت و اخلاق و ارزش های انسانی و الهی است و این نیز ناشی از استیلای فرهنگ و حکومت استعماری و استکباری و حاکمیت جاهلیت مدرن بر ملت های جهان است.


بشریت حاضر در فقدان عد و در آتش ظلم و ستم و جنایت و خونریزی و هجوم ها و جنگ ها و غارت ها و گری های بی رحمانه و ویرانگر می سوزد. اکنون همه ما شاهد زشت ترین رفتارها و فجایع و خیانت ها و جنایت ها بر ضد بشریت و ملت ها و جوامع بشری به ویژه در مناطق ی توسط عوامل استکباری از قیبل تکفیری ها و سلفی ها و و بوکوحرام و و القاعده و مانند آنها هستیم. همه می بینیم که چ ه بدیهی ترین حقوق انسان ها و ملت ها از سوی مستکبرین جهانی و نوکران آنها با وجود همه نهادهای بین المللی و سازمان های ی، پایمال می شود. سازمان ملل و سازمان دفاع از همه آنها در خدمت زورگویان و مستکبران و ستمگران و استکبار جهانی است. آنچه در کشور های ی بخصوص در و عراق و افغانستان و یمن و لبنان و فلسطین و و بحرین و لیبی و نیجریه و سایر بلاد می گذرد، بهترین شاهد و سند زنده برای مدعای ماست. دشمنان و بشریت از هر سو نقشه های شوم خود را با روشهای نوین و پیچیده در همه جوامع به خصوص جوامع ی و جهان و تشیُّع و نیز به طور خاص در ایران ی و انقل به کار می برند و هدف اساسی استکبار جهانی و اَیادی پلیدشان ریشه کنی ناب محمدی (صلی الله و علیه و آله و سلم ) و جلوگیری از ظهور و تحقق مکتب حیات بخش و پویای راستین است.


در این شرایط و با توجه به نعمت بزرگ برقراری حکومت ی و نظام ایران و نیز با عنایت به اینکه شبکه های ای و اینترنتی در سطح جهان پیوسته در حال ترویج فساد و ا و انحراف و توطئه بر ضد و انقلاب و نظام ی می باشند و حکومت ها و قدرت های استکباری و ی و عوامل آنها نیز در این راه پشتیبانی مالی و معنوی و فکری می کنند، مسئولیت خطیر و برزگی متوجه ت و علما و فقها و حوزه های علمیه می باشد که بی توجهی و یا تسامح و تساهل نسبت به آن ممکن است خسارت ها و زیان های جبران ناپذیری را برای و مسلمین و انقلاب ی در پی داشته باشد. باید توجه داشت که مستکبرین عالم و ت های خودفروخته، ضربات سخت و کوبنده ای از ناحیه و انقلاب و نظام ی و و حوزه های علمیه و تشیع خورده اند. آنها دریافتند که راستین و برنامه ها و دستورات نورانی و حیاتبخش آن بزرگترین مانع سر راه چپاولگری و زورگویی و فساد و فتنه آنها است، لذا با تجربه هایی که اندوخته اند در صدد هستند که با شیوه های مختلف و ابزارهای جدید و شگرد های نو به نو از طریق تحریف عقائد و حقائق دینی مردم و ترویج افات و عرفان های کاذب و آیین ها و مسلک های جعلی مثل وه ت و صوفی گری و بهائیت و قومیت و فرقه گرایی و ایجاد حزب ها و ایسم ها و پان ها و تشکیک و ایجاد شبهه در باورهای دینی مردم و استحاله فرهنگی و دامن زدن به اختلافات بین شیعه و سنی و ...به مقابله همه جانبه با و نظام و ارزشهای ی و انقل بپردازند. ظهور پدیده امریکایی و تشیع لندنی و گروه های افراطی تکفیری و سلفی و ...برای ضربه زدن بر راستین و تشیع حقیقی و متعالی است.


نهاد مقدس ت همیشه پرچمدار اشاعه تفکر و فرهنگ خالص و پویای ناب محمدی (صلی الله و علیه و آله و سلم) بوده و هست و علماء و فقهاء و شمندان ی در قرون و اعصار گوناگون برای نشر و تحقق شعائر دینی گام های بسیار بلند و موثری برداشتند. در اعصار گذشته به علت اینکه علما و فقها و ت در حکومت و زمامداری یا نقشی نداشتند و یا در حد خوف و رجا بوده و از باب تقیه و علل دیگر در حکومت حاکمان وارد می شدند، روی این جهت مسیر کار و تلاش و فعالیت آنها عموما در تدریس و درس و بحث و آن هم در محدوده فقه و اصول و حدیث و تفسیر و کلام و... بوده و احیانا طبق مرسومات دینی و مذهبی و مانند آن، فعالیت های تبلیغی در بعضی از مناسبت ها در برخی بلاد و ا می د ،  اما امروز با تحقق اه انقلاب ی با محوریت ت و نقش بی بدیل در عرصه جامعه و مصالح مسلمین و تحقق حکومت ی بر اساس رکن رکین و اداره کلی نظام ی توسط ولی فقیه عادل و صالح و توانمند، مسئولیت علما و ت و حوزه های علمیه صد برابر شده است. باید توجه داشت که انقلاب و نظام حاصل مجاهدت ها و رشادت های فراوان هزاران شهید و جانباز و فداکاری و مقاومت و پایمردی ملت ایران و صبر و ایثار خانواده های و جانبازان و رنج و تبعید و تلاش علما و بزرگان ت معظم بویژه مجاهدت و ی بی نظیر حضرت ( رحمة الله علیه) بوده است. روی این جهت یکی از وظایف ت و علما و حوزه های علمیه پاسداشت از دستاورد های انقلاب و نظام و حفظ و نگهداری و مراقبت از ارزش های جاوید و جانبازان است. ی حضرت ایت الله در این رابطه می فرمایند: «زنده نگه داشتن یاد ی انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است»


توقعات به حق ملت ایران و جهان از ت و حوزه های علمیه به ویژه حوزه علمیه قم در عرصه های مختلف و وم حضور فعال علما و ت متعهد در مراکز مختلف فرهنگی و علمی و ی و هنری و نهاد های تاثیر گذارِ در کشور و جامعه مانند مجلس شورای ی و خبرگان ی و دستگاه قضایی و... انکار ناپذیر است و در زمان و عصر ما وظبقه و یا وظایف ت و علما از همه زمان ها بیشتر و سنگین تر است. یکی از رس های علما اعلام و ت متعهد، توجه به مسئله تبیین و روشنگری در عرصه های مختلف است. تبیین انقلاب ی، تبیین خطوط اصلی انقلاب و نهضت (رحمة الله علیه)، تبیین اصول و اه بنیانگذار و تبیین ارزش های ، تبیین مکتب اهل بیت علیهم السلام و راستین و تبیین اه و نقشه های شوم دشمنان . اگر انحرافاتی در جامعه و در حکومت ی و نهادهای آن به وجود آید، وظیفه علما و ت است که با منطق و استدلال و دلسوزی روشنگری نمایند. اگر انحرافاتی در بین مردم به وجود آید، مردم را از لغزش های فکری و عقیدتی دور نمایند و معارف و عقائد حقه را به جامعه تزریق کنند. دشمنان از طریق اشاعه انحرافات و مانند آن ملت ها را دچار عقب ماندگی د. اگر ملت ها بیدار شوند و علما و بزرگان آنها در صحنه باشند هیچگاه دشمنان  موفق نخواهند شد. حیات و رشد جامعه و مردم به تعالیم و معارف قران و اهل بیت علیهم السلام است و ت و حوزه های علمیه می توانند از این طریق جامعه را به حیات و رشد کامل و عزت و سعادت برسانند و حفظ نظام ی به حفظ مردم و ملت است و حفظ ملت هم به حفظ فرهنگ و تعالیم قرآن و اهل بیت و ارزش های انقل و دینی است. حضرت (رحمة الله علیه) در بخشی از وصیت نامه و الهی خود می فرماید: «ما مفت یم و ملت عزیز سر تا پا متعهد به و قرآن مفت است که پیرو مذهبی است که می‌خواهد حقایق قرآنی، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین، بلکه بشریت دم می‌زند، ‌از مقبره‌ ها و گورستان ها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می‌کشاند نجات دهد» (صحیفه ج21، ص 396) و نیز می فرماید: «ما مفت یم که کتاب نهج‌البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی‌بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از معصوم ما است»(صحیفه ج21، ص 396)


یکی از عرصه های مهم حضور و نقش ت ارتباط فکری و فرهنگی و تربیتی با اقشار مختلف مردم به ویژه جوانان و فرهیختگان است. نسل جوان و فرهیختگان از سرمایه های بسیار مهم برای کشور و نظام ی است. شور و احساس و عاطفه و حرکت و ی که در جوانان است در سایرین وجود ندارد. جوانان معمولا پر تحرک و جستجوگر و کنجکاو و کنکاشگر و کاوشگرند و با فطرت پاک و توحیدی که دارند به دنبال حقیقت هستند و وجودشان همانند سرزمینی آماده است که قابلیت و استعداد رشد و شکوفایی بذر های گوناگون را دارند. مولا المومنین علی علیه السلام نیز در این باره می فرماید: «إِنَّما قَلبُ الحَدَثِ کَالرضِ الخالیَةِ ما اُلقىَ فیها مِن شَىْ ءٍ قَبِلَتهُ؛» (غُرر الحکم و دُرَر الکلم حدیث 3901)یعنی قلب نوجوان همچون    زمین مستعد ناکِشته است که هرچه در آن افکنده شود می پذیرد. دو نامه ای که ی حضرت آیت الله به مناسبت هایی برای جوانان اروپا نوشته اند، حاوی نکات مهم و ارزنده ای برای نسل جوان اروپایی بوده و بیانگر اهمیت عنایت و توجه به نقش جوانان در عرصه های مختلف و در حرکت های سرنوشت ساز است.


ی به مناسبت روز ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان در بخشی از سخنان خود درباره جوانان در تاریخ 7 / 2 /  1377  فرمودند: «جوان در هر جامعه و کشوری، محور حرکت است. اگر حرکت انقل و قیام باشد، جوانان جلوتر از دیگران در صحنه‌اند. اگر حرکت سازندگی یا حرکت فرهنگی باشد، باز جوانان جلوتر از دیگرانند و دست آنها کارآمدتر از دست دیگران است. حتّی در حرکت انبیای الهی هم از جمله حرکت صدر محور حرکت و مرکز تلاش و تحرک، جوانان بودند» و نیز فرمودند: « من اساسا در بین این خصوصیات مهمی که جوانان دارند، سه خصوصیت را خیلی بارز می بینم. آن سه خصوصیت عبارت اند از: انرژی، امید و ابتکار»


عقل و شرع و وجدان حکم می کند که باید از این سرمایه های بزرگ و حیاتی و ملی مراقبت و نگهبانی شود. صدا و سیما و سینما و مطبوعات و رسانه ها و نهادهای گوناگون مانند ها و حوزه و بسیج و... می توانند در رشد و شکوفایی و مصونیت جوانان از آسیب ها و خطرهای مختلف نقش ایفا کنند. آینده انقلاب و نظام بر دوش جوانان است پس لازم و واجب است که به این قشر غظیم و تاثیر گذار توجه گردد. همین جوانان و فرهیختگان متعهد بودند که با نهضت و قیام با رشادت ها و فداکاری ها و ریختن خون پاکشان همراهی د و موجبات به ثمر رسیدن نظام و انقلاب ی را فراهم ساختند. اکنون نیز در میدان های مهم ملی و کشوری و اقتصادی و علمی و نظامی و امنیتی و ایستادگی در برابر دشمنان داخلی و خارجی، حضور و نقش جوانان  وفرهیختگان بسیار مهم و تعیین کننده است . ت  و حوزه های علمیه  باید برای جوانان  که بخش عمده ای از جمعیت کشور را تشکیل می دهند ، برنامه های دقیق و حساب شده و تعریف شده داشته باشند. چه بخواهیم و چه نخواهیم دشمنان بین المللی و استکبار جهانی و غرب و صهیونیسم جهانی برای بچه ها و فرزندان و جوانان و نشل ما برنامه های ظریف و دقیق و حساب شده ریخته اند. برنامه های کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت برای کشور و جوانان ما طراحی کرده اند. همه ما موظف هستیم که نقشه های آنها در این زمینه را شناسایی کرده و بر ع آنها، برنامه های مفید و سازنده برای جوانان خود درست نماییم و به اصطلاح «تُعرَفُ الاشیاءُ بِأَضدادِها».  هرچیزی به ضد خود شناخته می شود. یعنی رشد و هدایت جوانان ما در این است که ما بر ضد برنامه های گمراه کننده دشمنان، اقدامات سازنده دشته باشیم. متاسفانه باید اعلام کنم که با وجود همه تلاش هایی که از اول انقلاب تا کنون انجام شده ولی نسبت به تلاش ها و اقدامات گسترده دشمنان انقلاب و ،  ما خیلی عقب هستیم و کوتاهی های فراوانی در این زمینه دیده می شود. اقدامات انحرافی و ت یبی بسیار گسترده است و فعالیت های م ّب ای و شبکه های اینترنتی و مجازی و و... که جوانان و بنیان های خانواده را هدف قرار داه تنها بخشی از فعالیت های دشمنان و نظام است. اگر بخواهیم مردم و جامعه ما متدین و قرآنی باشند و اگر بخواهیم جوانان و دانش آموزان و دانشجویان و پسران و دختران جامعه ما آراسته به آداب دینی و شرعی باشند و اگر بخواهیم مساجد ما احیاء و شکوفا و پُر رونق شود و اگر بخواهیم رسانه های تصویری و صوتی و مطبوعات و جراید و ها و مدارس و ادارات و سینماها و بانک ها و ورزشگاه ها و سیستم قضائی و قانون گذاری ما اصلاح و ی شوند، و اگر بخواهیم حکومت شایسته ی داشته باشیم، همه اینها در گرو نقش جدی و جامع و به موقع و شایسه حوزه های علمیه و ت متعهد است. حوزه ها و ت باید جلوتر از زمان و عصر خود حرکت کنند. برخی از شخصیت های بزرگ مثل شهید مطهری و سید جمال اسدآبادی و شهید بهشتی و... با تفکر بلند و ژرفی که داشتند، همیشه جلوتر از عصر و زمان خود می شیدند و تهدیدات و خطراتی که در آینده احتمال داشت که متوجه و مسلمین شود را پیش بینی می د. حوزه های علمیه و ت بزرگوار باید نسبت به خطرات و آفات احتمالی برنامه داشته باشند همانند یک باغبان و کشاورزی که با شیوه ها و روش های گوناگون، آسیب ها و آفات را از باغ و زراعت خود دور می کند تا محصول بهتر و مرغوب تری فراهم نماید. شهید مطهری در کتاب پیرامون انقلاب ی در صفحه 31می فرماید: «حوزه های علمیه و محیط های ما مسؤول پاسداری ایمان جامعه ی و دفاع از اصول و فروع دین مقدس از دیدگاه مذهب شیعه، و تعلیم و تبلیغ آنها و عهده دار پاسخگویی به نیازهای مذهبی مردم مسلمانند»


حوزه علمیه قم که هسته مرکزی تمام حوزه های عالم است باید نه تنها در ایران بلکه با همه مراکز علمی و فرهنگی و ارشادی و سازمان های تبلیغی همسو، در ارتباط باشد و و یا نمایندگانی در آنها داشته باشد تا بتواند به نحو بهتری به رس خود عمل نماید.


حوزه علمیه قم پایتخت دینی و فرهنگی جهان است. ت و حوزه های علمیه روز به روز و بهتر از دیروز باید وارد عرصه های تاثیرگذار در نظام ی باشند. به عنوان مثال در کشور ما رسانه ملی به عنوان پر مخاطب ترین رسانه جمعی می تواند نقش بسیار موثری در اعتلاء دینی و فرهنگی و تربیتی جامعه ایفا نماید. رسانه ها و مطبوعات و ... در فرهنگ و رفتار عمومی جامعه و مردم اثرگذار است. مسیر اصلی صدا و سیما و مسیر اصلی برنامه های تاثیرگذار آن باید در جهت تربیت ی و دینی و اخلاقی و ارتقا رشد فرهنگی و معنوی جامعه باشد. صداو سیما و رادیو و تلویزیون یک بزرگ است. حضرت (رحمة الله علیه) در این رابطه می فرماید: «صدا و سیما عمومی است یعنی ی که در تمام سطح کشور گسترده است» اگر انحرافی در حرکت و مسیر صدا و سیما دیده شود، حوزه علمیه و ت متعهد نمی تواند با سکوت از کنار آن بگذرد و از طرفی صدا و سیما موظف است در کشوری که مردم آن با همه وجود به و قران و اهل بیت علیهم السلام عشق می ورزند و اکثر روزهای سال آن مقرون به مناسبت های دینی و مذهبی و انقل است، جهت بالندگی و رشد فرهنگی و دینی و تربیتی مردم علاوه بر اساتید ی از پرورش یافتگان حوزه های علمیه و انی که آراسته به زیور علم و عمل و تخصص و بیان و قلم شیوا و رسا می باشند استفاده نماید. بین حوزه علمیه و صدا و سیما باید رابطی وجود داشته باشد که نظرات و تذکرات و ارشادات و رهنمود های علما و بزرگان را به موقع به مسئولان و متولیان آن منع کند و اگر چنین ارتباطی وجود نداشته باشد امکان ابتذال و انحراف در این رسانه ملی وجود دارد که چه بسا خسارت های جبران ناپذیری برای جامعه و نظام و انقلاب داشته باشد.


یکی از رس های مهم ت و حوزه های علمیه حفظ و حراست از دستاورد های انقلاب ی و و حفظ خطوط اصلی انقلاب و اصول خدشه ناپذیر بنیانگذار انقلاب ی حضرت رحمة الله علیه می باشد. همه دنیا و جهانیان و دوست و دشمن نظام ی و ایران را با نام بلند حضرت می شناسند. ی در این رابطه می فرماند: «این انقلاب بی نام در هیچ جای جهان شناخته شده نیست»


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی




**********************************


 
** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء +آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی



** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء +آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی


 


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/94/مسؤليت بزرگ حوزه هاي علميه وعلماء آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم/




مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه وعلماء+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم

درخواست حذف اطلاعات

ostad


***نسیم معرفت***



بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم


 



** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء 




 


جضرت ( رحمة الله علیه) با تاسی از مکتب انبیاء و اهل بیت علیهم السلام و بهره مندی از تعالیم نورانی قرآن کریم و اقتدا به سیره سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، قیام و نهضت بزرگ ی خود را در سال 1342رقم زد که ثمره شیرین آن یعنی نظام ، در سال 1357محقق شد.انقلاب ی ایران حسینیّ الحدوث و حسینیِ البقاء می باشد چنانکه عزیز محمدیّ الحدوث و حسینیّ البقاء است.  با تز و تئوری مترقی که پشتوانه عقلی و نقلی و عرفی دارد، تحولی عظیم در همه ابعاد فکری و فرهنگی و و اقتصادی به وجود آورد. حکومتی بر اساس ولایت مطلقه فقیه به جهانیان ارائه کرد که برای همگان تازگی داشت. حضرت نظریه و حکومت ی را در سال 1348هجری شمسی در نجف اشرف مطرح نمود. حکومتی را به وجود آورد که در آن ی حق زور و تحقیر و ظلم و اِحجاف به دیگران را نداشته باشد. حکومتی را بنا نهاد که در آن ت و ملت در کنار هم در جهت اعتلاء و دین و قرآن و ترقی و پیشرفت و عزت و سرافرازی و استقلال و رفع محرومیت و حُریت و و تلاش نماید. متاسفانه در طول تاریخ ِحکومت های سلاطین و حاکمان جور، رابطه حکومت ها با مردم یک رابطه «غالب و مغلوب» و «سلطان و رعیت» بود که حضرت (رحمة الله علیه) این بدعت و رسم باطل و طاغوتی را در هم کوبید و فرمود: «من خدمتگذار مردم هستم» (صحیفه نور، ج7، ص129) و نیز فرمود: «هر چه صاحب منصب ، ارشد باشد باید بیشتر خدمتگزار باشد»


هدف اصلی از انقلاب ی، ریشه کن موانع اصلی بر سر راه دین و قرآن و تعالیم مترقی مکتب اهل بیت علیهم السلام بوده است. رژیم های طاغوتی و طغیانگر و مُفسد در طول تاریخ بشریت مانع رشد و هدایت و سعادت و کمال جوامع بشری بوده و از طریق مثلث شوم زور و زر و تزویر بر مردم حکمرانی می د نتیجه حاکمیت و تسلط جائرانه و ی و نابحق آنها، ضل و گمراهی و ظلم و ستم و جهل و نادانی و قتل و غارت و فساد و ا و جنایت و سَفّاکی و خونریزی و بی عد ی و تبعیض و عقب ماندگی و انحطاط و ذلت و خواری و شرک و افه پرستی... در بین مردم بوده است. انبیاء الهی و پیشوایان هدایتگر با سلاح ایمان و علم و توکل در برابر طاغوت ها و ستمگران ایستادگی د و برای هدایت انسان ها و نجات آنها از زنجیر ظلم و اسارت و حقارت و جهل و نادانی و نفیِ شرک و فساد و طغیانگری و ترویج توحید و عد و پاکی و طهارت و... متحمّل رنج ها و سختی های فراوان و طاقت فرسا شدند و قرآن کریم بخشی از تلاش ها و مجاهدت ها و مبارزات انبیاء الهی همانند حضرت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام و نیز ص  را در سوره های مختلف بیان کرده است.


حضرت (رحمة الله علیه )که با قیام خود سلسله خبیثه شاهنشاهی را در هم کوبید و بنیان و ریشه 2500 ساله آن را از بیخ و بُن برکَند. در رابطه با نظام های فاسد شاهنشاهی و حکومت های ستمگر می فرماید: «2500 سال ملتی زیر لگد اینها بوده. ملتی که 2500 سال زیر این پرچم کثیف بوده. شاهنشاهی ، کثیف ترین رژیم های دنیا است» (صحیفه ، ج4،ص254) و نیز فرمود: «اساسا با اساس شاهنشاهی مخالف است. هر سیره رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) را در وضع حکومت ملاحظه کند، می فهمد که آمده است این کاخ های ظلم شاهنشاهی را اب کند. شاهنشاهی از کثیف ترین و ننگین ترین نمونه ارتجاع است»


در عصر حاضر که جمعیت انسان ها به بیش از هفت میلیارد می رسد، مستکبرین عالم با شیوه های پیچیده و مُدرن بر مردم جهان حکمرانی می کنند و شاید بتوان گفت که دوره کنونی یکی از پیچیده ترین دوران ها در طول تاریخ بشریت است. با وجود همه پیشرفت های علمی و نظامی و تکنولوژی های حیرت انگیز و در نوردیدن فضا و کرات آسمانی ، اکثریت بشریت کنونی فاقد رشد معنویت و اخلاق و ارزش های انسانی و الهی است و این نیز ناشی از استیلای فرهنگ و حکومت استعماری و استکباری و حاکمیت جاهلیت مدرن بر ملت های جهان است.


بشریت حاضر در فقدان عد و در آتش ظلم و ستم و جنایت و خونریزی و هجوم ها و جنگ ها و غارت ها و گری های بی رحمانه و ویرانگر می سوزد. اکنون همه ما شاهد زشت ترین رفتارها و فجایع و خیانت ها و جنایت ها بر ضد بشریت و ملت ها و جوامع بشری به ویژه در مناطق ی توسط عوامل استکباری از قیبل تکفیری ها و سلفی ها و و بوکوحرام و و القاعده و مانند آنها هستیم. همه می بینیم که چ ه بدیهی ترین حقوق انسان ها و ملت ها از سوی مستکبرین جهانی و نوکران آنها با وجود همه نهادهای بین المللی و سازمان های ی، پایمال می شود. سازمان ملل و سازمان دفاع از همه آنها در خدمت زورگویان و مستکبران و ستمگران و استکبار جهانی است. آنچه در کشور های ی بخصوص در و عراق و افغانستان و یمن و لبنان و فلسطین و و بحرین و لیبی و نیجریه و سایر بلاد می گذرد، بهترین شاهد و سند زنده برای مدعای ماست. دشمنان و بشریت از هر سو نقشه های شوم خود را با روشهای نوین و پیچیده در همه جوامع به خصوص جوامع ی و جهان و تشیُّع و نیز به طور خاص در ایران ی و انقل به کار می برند و هدف اساسی استکبار جهانی و اَیادی پلیدشان ریشه کنی ناب محمدی (صلی الله و علیه و آله و سلم ) و جلوگیری از ظهور و تحقق مکتب حیات بخش و پویای راستین است.


در این شرایط و با توجه به نعمت بزرگ برقراری حکومت ی و نظام ایران و نیز با عنایت به اینکه شبکه های ای و اینترنتی در سطح جهان پیوسته در حال ترویج فساد و ا و انحراف و توطئه بر ضد و انقلاب و نظام ی می باشند و حکومت ها و قدرت های استکباری و ی و عوامل آنها نیز در این راه پشتیبانی مالی و معنوی و فکری می کنند، مسئولیت خطیر و برزگی متوجه ت و علما و فقها و حوزه های علمیه می باشد که بی توجهی و یا تسامح و تساهل نسبت به آن ممکن است خسارت ها و زیان های جبران ناپذیری را برای و مسلمین و انقلاب ی در پی داشته باشد. باید توجه داشت که مستکبرین عالم و ت های خودفروخته، ضربات سخت و کوبنده ای از ناحیه و انقلاب و نظام ی و و حوزه های علمیه و تشیع خورده اند. آنها دریافتند که راستین و برنامه ها و دستورات نورانی و حیاتبخش آن بزرگترین مانع سر راه چپاولگری و زورگویی و فساد و فتنه آنها است، لذا با تجربه هایی که اندوخته اند در صدد هستند که با شیوه های مختلف و ابزارهای جدید و شگرد های نو به نو از طریق تحریف عقائد و حقائق دینی مردم و ترویج افات و عرفان های کاذب و آیین ها و مسلک های جعلی مثل وه ت و صوفی گری و بهائیت و قومیت و فرقه گرایی و ایجاد حزب ها و ایسم ها و پان ها و تشکیک و ایجاد شبهه در باورهای دینی مردم و استحاله فرهنگی و دامن زدن به اختلافات بین شیعه و سنی و ...به مقابله همه جانبه با و نظام و ارزشهای ی و انقل بپردازند. ظهور پدیده امریکایی و تشیع لندنی و گروه های افراطی تکفیری و سلفی و ...برای ضربه زدن بر راستین و تشیع حقیقی و متعالی است.


نهاد مقدس ت همیشه پرچمدار اشاعه تفکر و فرهنگ خالص و پویای ناب محمدی (صلی الله و علیه و آله و سلم) بوده و هست و علماء و فقهاء و شمندان ی در قرون و اعصار گوناگون برای نشر و تحقق شعائر دینی گام های بسیار بلند و موثری برداشتند. در اعصار گذشته به علت اینکه علما و فقها و ت در حکومت و زمامداری یا نقشی نداشتند و یا در حد خوف و رجا بوده و از باب تقیه و علل دیگر در حکومت حاکمان وارد می شدند، روی این جهت مسیر کار و تلاش و فعالیت آنها عموما در تدریس و درس و بحث و آن هم در محدوده فقه و اصول و حدیث و تفسیر و کلام و... بوده و احیانا طبق مرسومات دینی و مذهبی و مانند آن، فعالیت های تبلیغی در بعضی از مناسبت ها در برخی بلاد و ا می د ،  اما امروز با تحقق اه انقلاب ی با محوریت ت و نقش بی بدیل در عرصه جامعه و مصالح مسلمین و تحقق حکومت ی بر اساس رکن رکین و اداره کلی نظام ی توسط ولی فقیه عادل و صالح و توانمند، مسئولیت علما و ت و حوزه های علمیه صد برابر شده است. باید توجه داشت که انقلاب و نظام حاصل مجاهدت ها و رشادت های فراوان هزاران شهید و جانباز و فداکاری و مقاومت و پایمردی ملت ایران و صبر و ایثار خانواده های و جانبازان و رنج و تبعید و تلاش علما و بزرگان ت معظم بویژه مجاهدت و ی بی نظیر حضرت ( رحمة الله علیه) بوده است. روی این جهت یکی از وظایف ت و علما و حوزه های علمیه پاسداشت از دستاورد های انقلاب و نظام و حفظ و نگهداری و مراقبت از ارزش های جاوید و جانبازان است. ی حضرت ایت الله در این رابطه می فرمایند: «زنده نگه داشتن یاد ی انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است»


توقعات به حق ملت ایران و جهان از ت و حوزه های علمیه به ویژه حوزه علمیه قم در عرصه های مختلف و وم حضور فعال علما و ت متعهد در مراکز مختلف فرهنگی و علمی و ی و هنری و نهاد های تاثیر گذارِ در کشور و جامعه مانند مجلس شورای ی و خبرگان ی و دستگاه قضایی و... انکار ناپذیر است و در زمان و عصر ما وظبقه و یا وظایف ت و علما از همه زمان ها بیشتر و سنگین تر است. یکی از رس های علما اعلام و ت متعهد، توجه به مسئله تبیین و روشنگری در عرصه های مختلف است. تبیین انقلاب ی، تبیین خطوط اصلی انقلاب و نهضت (رحمة الله علیه)، تبیین اصول و اه بنیانگذار و تبیین ارزش های ، تبیین مکتب اهل بیت علیهم السلام و راستین و تبیین اه و نقشه های شوم دشمنان . اگر انحرافاتی در جامعه و در حکومت ی و نهادهای آن به وجود آید، وظیفه علما و ت است که با منطق و استدلال و دلسوزی روشنگری نمایند. اگر انحرافاتی در بین مردم به وجود آید، مردم را از لغزش های فکری و عقیدتی دور نمایند و معارف و عقائد حقه را به جامعه تزریق کنند. دشمنان از طریق اشاعه انحرافات و مانند آن ملت ها را دچار عقب ماندگی د. اگر ملت ها بیدار شوند و علما و بزرگان آنها در صحنه باشند هیچگاه دشمنان  موفق نخواهند شد. حیات و رشد جامعه و مردم به تعالیم و معارف قران و اهل بیت علیهم السلام است و ت و حوزه های علمیه می توانند از این طریق جامعه را به حیات و رشد کامل و عزت و سعادت برسانند و حفظ نظام ی به حفظ مردم و ملت است و حفظ ملت هم به حفظ فرهنگ و تعالیم قرآن و اهل بیت و ارزش های انقل و دینی است. حضرت (رحمة الله علیه) در بخشی از وصیت نامه و الهی خود می فرماید: «ما مفت یم و ملت عزیز سر تا پا متعهد به و قرآن مفت است که پیرو مذهبی است که می‌خواهد حقایق قرآنی، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین، بلکه بشریت دم می‌زند، ‌از مقبره‌ ها و گورستان ها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می‌کشاند نجات دهد» (صحیفه ج21، ص 396) و نیز می فرماید: «ما مفت یم که کتاب نهج‌البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی‌بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از معصوم ما است»(صحیفه ج21، ص 396)


یکی از عرصه های مهم حضور و نقش ت ارتباط فکری و فرهنگی و تربیتی با اقشار مختلف مردم به ویژه جوانان و فرهیختگان است. نسل جوان و فرهیختگان از سرمایه های بسیار مهم برای کشور و نظام ی است. شور و احساس و عاطفه و حرکت و ی که در جوانان است در سایرین وجود ندارد. جوانان معمولا پر تحرک و جستجوگر و کنجکاو و کنکاشگر و کاوشگرند و با فطرت پاک و توحیدی که دارند به دنبال حقیقت هستند و وجودشان همانند سرزمینی آماده است که قابلیت و استعداد رشد و شکوفایی بذر های گوناگون را دارند. مولا المومنین علی علیه السلام نیز در این باره می فرماید: «إِنَّما قَلبُ الحَدَثِ کَالرضِ الخالیَةِ ما اُلقىَ فیها مِن شَىْ ءٍ قَبِلَتهُ؛» (غُرر الحکم و دُرَر الکلم حدیث 3901)یعنی قلب نوجوان همچون    زمین مستعد ناکِشته است که هرچه در آن افکنده شود می پذیرد. دو نامه ای که ی حضرت آیت الله به مناسبت هایی برای جوانان اروپا نوشته اند، حاوی نکات مهم و ارزنده ای برای نسل جوان اروپایی بوده و بیانگر اهمیت عنایت و توجه به نقش جوانان در عرصه های مختلف و در حرکت های سرنوشت ساز است.


ی به مناسبت روز ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان در بخشی از سخنان خود درباره جوانان در تاریخ 7 / 2 /  1377  فرمودند: «جوان در هر جامعه و کشوری، محور حرکت است. اگر حرکت انقل و قیام باشد، جوانان جلوتر از دیگران در صحنه‌اند. اگر حرکت سازندگی یا حرکت فرهنگی باشد، باز جوانان جلوتر از دیگرانند و دست آنها کارآمدتر از دست دیگران است. حتّی در حرکت انبیای الهی هم از جمله حرکت صدر محور حرکت و مرکز تلاش و تحرک، جوانان بودند» و نیز فرمودند: « من اساسا در بین این خصوصیات مهمی که جوانان دارند، سه خصوصیت را خیلی بارز می بینم. آن سه خصوصیت عبارت اند از: انرژی، امید و ابتکار»


عقل و شرع و وجدان حکم می کند که باید از این سرمایه های بزرگ و حیاتی و ملی مراقبت و نگهبانی شود. صدا و سیما و سینما و مطبوعات و رسانه ها و نهادهای گوناگون مانند ها و حوزه و بسیج و... می توانند در رشد و شکوفایی و مصونیت جوانان از آسیب ها و خطرهای مختلف نقش ایفا کنند. آینده انقلاب و نظام بر دوش جوانان است پس لازم و واجب است که به این قشر غظیم و تاثیر گذار توجه گردد. همین جوانان و فرهیختگان متعهد بودند که با نهضت و قیام با رشادت ها و فداکاری ها و ریختن خون پاکشان همراهی د و موجبات به ثمر رسیدن نظام و انقلاب ی را فراهم ساختند. اکنون نیز در میدان های مهم ملی و کشوری و اقتصادی و علمی و نظامی و امنیتی و ایستادگی در برابر دشمنان داخلی و خارجی، حضور و نقش جوانان  وفرهیختگان بسیار مهم و تعیین کننده است . ت  و حوزه های علمیه  باید برای جوانان  که بخش عمده ای از جمعیت کشور را تشکیل می دهند ، برنامه های دقیق و حساب شده و تعریف شده داشته باشند. چه بخواهیم و چه نخواهیم دشمنان بین المللی و استکبار جهانی و غرب و صهیونیسم جهانی برای بچه ها و فرزندان و جوانان و نشل ما برنامه های ظریف و دقیق و حساب شده ریخته اند. برنامه های کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت برای کشور و جوانان ما طراحی کرده اند. همه ما موظف هستیم که نقشه های آنها در این زمینه را شناسایی کرده و بر ع آنها، برنامه های مفید و سازنده برای جوانان خود درست نماییم و به اصطلاح «تُعرَفُ الاشیاءُ بِأَضدادِها».  هرچیزی به ضد خود شناخته می شود. یعنی رشد و هدایت جوانان ما در این است که ما بر ضد برنامه های گمراه کننده دشمنان، اقدامات سازنده دشته باشیم. متاسفانه باید اعلام کنم که با وجود همه تلاش هایی که از اول انقلاب تا کنون انجام شده ولی نسبت به تلاش ها و اقدامات گسترده دشمنان انقلاب و ،  ما خیلی عقب هستیم و کوتاهی های فراوانی در این زمینه دیده می شود. اقدامات انحرافی و ت یبی بسیار گسترده است و فعالیت های م ّب ای و شبکه های اینترنتی و مجازی و و... که جوانان و بنیان های خانواده را هدف قرار داه تنها بخشی از فعالیت های دشمنان و نظام است. اگر بخواهیم مردم و جامعه ما متدین و قرآنی باشند و اگر بخواهیم جوانان و دانش آموزان و دانشجویان و پسران و دختران جامعه ما آراسته به آداب دینی و شرعی باشند و اگر بخواهیم مساجد ما احیاء و شکوفا و پُر رونق شود و اگر بخواهیم رسانه های تصویری و صوتی و مطبوعات و جراید و ها و مدارس و ادارات و سینماها و بانک ها و ورزشگاه ها و سیستم قضائی و قانون گذاری ما اصلاح و ی شوند، و اگر بخواهیم حکومت شایسته ی داشته باشیم، همه اینها در گرو نقش جدی و جامع و به موقع و شایسه حوزه های علمیه و ت متعهد است. حوزه ها و ت باید جلوتر از زمان و عصر خود حرکت کنند. برخی از شخصیت های بزرگ مثل شهید مطهری و سید جمال اسدآبادی و شهید بهشتی و... با تفکر بلند و ژرفی که داشتند، همیشه جلوتر از عصر و زمان خود می شیدند و تهدیدات و خطراتی که در آینده احتمال داشت که متوجه و مسلمین شود را پیش بینی می د. حوزه های علمیه و ت بزرگوار باید نسبت به خطرات و آفات احتمالی برنامه داشته باشند همانند یک باغبان و کشاورزی که با شیوه ها و روش های گوناگون، آسیب ها و آفات را از باغ و زراعت خود دور می کند تا محصول بهتر و مرغوب تری فراهم نماید. شهید مطهری در کتاب پیرامون انقلاب ی در صفحه 31می فرماید: «حوزه های علمیه و محیط های ما مسؤول پاسداری ایمان جامعه ی و دفاع از اصول و فروع دین مقدس از دیدگاه مذهب شیعه، و تعلیم و تبلیغ آنها و عهده دار پاسخگویی به نیازهای مذهبی مردم مسلمانند»


حوزه علمیه قم که هسته مرکزی تمام حوزه های عالم است باید نه تنها در ایران بلکه با همه مراکز علمی و فرهنگی و ارشادی و سازمان های تبلیغی همسو، در ارتباط باشد و و یا نمایندگانی در آنها داشته باشد تا بتواند به نحو بهتری به رس خود عمل نماید.


حوزه علمیه قم پایتخت دینی و فرهنگی جهان است. ت و حوزه های علمیه روز به روز و بهتر از دیروز باید وارد عرصه های تاثیرگذار در نظام ی باشند. به عنوان مثال در کشور ما رسانه ملی به عنوان پر مخاطب ترین رسانه جمعی می تواند نقش بسیار موثری در اعتلاء دینی و فرهنگی و تربیتی جامعه ایفا نماید. رسانه ها و مطبوعات و ... در فرهنگ و رفتار عمومی جامعه و مردم اثرگذار است. مسیر اصلی صدا و سیما و مسیر اصلی برنامه های تاثیرگذار آن باید در جهت تربیت ی و دینی و اخلاقی و ارتقا رشد فرهنگی و معنوی جامعه باشد. صداو سیما و رادیو و تلویزیون یک بزرگ است. حضرت (رحمة الله علیه) در این رابطه می فرماید: «صدا و سیما عمومی است یعنی ی که در تمام سطح کشور گسترده است» اگر انحرافی در حرکت و مسیر صدا و سیما دیده شود، حوزه علمیه و ت متعهد نمی تواند با سکوت از کنار آن بگذرد و از طرفی صدا و سیما موظف است در کشوری که مردم آن با همه وجود به و قران و اهل بیت علیهم السلام عشق می ورزند و اکثر روزهای سال آن مقرون به مناسبت های دینی و مذهبی و انقل است، جهت بالندگی و رشد فرهنگی و دینی و تربیتی مردم علاوه بر اساتید ی از پرورش یافتگان حوزه های علمیه و انی که آراسته به زیور علم و عمل و تخصص و بیان و قلم شیوا و رسا می باشند استفاده نماید. بین حوزه علمیه و صدا و سیما باید رابطی وجود داشته باشد که نظرات و تذکرات و ارشادات و رهنمود های علما و بزرگان را به موقع به مسئولان و متولیان آن منع کند و اگر چنین ارتباطی وجود نداشته باشد امکان ابتذال و انحراف در این رسانه ملی وجود دارد که چه بسا خسارت های جبران ناپذیری برای جامعه و نظام و انقلاب داشته باشد.


یکی از رس های مهم ت و حوزه های علمیه حفظ و حراست از دستاورد های انقلاب ی و و حفظ خطوط اصلی انقلاب و اصول خدشه ناپذیر بنیانگذار انقلاب ی حضرت رحمة الله علیه می باشد. همه دنیا و جهانیان و دوست و دشمن نظام ی و ایران را با نام بلند حضرت می شناسند. ی در این رابطه می فرماند: «این انقلاب بی نام در هیچ جای جهان شناخته شده نیست»


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی




**********************************


 
** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء +آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی



** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء +آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی


 


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/94/مسؤليت بزرگ حوزه هاي علميه وعلماء آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم/




محمد(ص) رحمت ویاورستمدیدگان+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای شهادت و حسن تسلیت


***نسیم معرفت***


به نام خدا

محمد (ص) رحمت و یاور ستمدیدگان

ظلم و فساد و طغیان و سرکشی و جنگ و قتال و خونریزی و عداوت و دشمنی و خوف و هراس و ناامنی و ظلمت جهل و جه و ... همه جای جزیرة ‌العرب (شبه جزیره عربستان) را فراگرفته بود. مردمانی خشن و بی رحم سوار بر مرکب جهل و غرور و بدور از حدود انسانیت بدور هم در محور حیوانیت زندگی می د. عده ای در این میان پامال سرکشان و فریادشان در نهایت مظلومیت به آسمان بلند که آ تا کی باید این درندگان آدم نما بدرند و حقوق بندگان ضعیف زیر پا بنهند و اموالشان را به زور و ستم  غارت ببرند و بخورند .  خواست و مشیت الهی از روز ازل بر آن استوار گردیده بود که ستمدیدگان را تحت حمایت خویش آورد و سرکشان گردنفراز را به خواری و ذلت و هلاکت ابدی بسپرد . خداوندی که فریاد مظلومین را بهتر از هر دیگر می شنود ، خواسته هاشان را به اجابت مقرون ساخت و بهترین یاور ستمدیدگان یعنی محمد صلی الله علیه وآله وسلم را فرستاد تا بینی ظالمین خونخوار را به خاک مذلت بکشاند . آری محمد (ص) آمد  با دنیایی از نور و امید و صفا و مهر و محبت و برکت و ...  . در مدت کوتاهی که زندگی فرمود تحول عظیمی در جان و جامعه بشریت بوجود آورد . با تحمل هزاران مشکل و مصیبت و بی مهری ها  توانست مردمان منحط را با مشعل فروزان قرآن و به راه هدایت و سعادت رهنمون سازد و دین جاویدان و نسخه شفا بخش یعنی و قرآن را برای جهان بشریت تا روز رستخیز به ارمغان بگذارد  و بعد از خودش  دوازده  گوهر  تابناک آسمان  ت و ولایت را  جهت هدایت بشریت به تناوب  بجای خویش گماشت  و سفارش و توصیه لازم را در مورد هر یک  بخصوص ابن عمش یعنی الموحدین حضرت علی بن طالب(ع) بنمود  و اینک  این  قرآن و اهلبیت علیهم السلام   و تعالیم حیاتبخششان به عنوان امانات رسول الله(ص) در بین ما به ودیعت نهاده شده  که باید بکوشیم تا  حرمت  این امانات   از همه جهات حفظ شود و در فردای قیامت نزد و اهل بیتش علیهم السلام  شرمنده نباشیم .


قالَ رَسُولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  : إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً ...  .  همانا من‌ درمیان‌ شما دو چیز نفیس و گرانبها (به امانت)  گذاشته ام : کتاب‌ خدا (قرآن کریم) و عترت‌ من‌ که‌ اهل‌ بیت‌ من هستند .  مادامی که به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد .
( مُستَدرَکُ الوسائِل ج  11ص 372 . بحار الأَنوار ج 23 ص 106   .   )


 
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
26 آبان 1396 ه.ش
28 صفرالمظفر 1439 ه.ق


 


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


******************************************


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+ آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه شوران حوزه


** از دو متنی که برای  حدیثِ ثَقَلَین نقل شده کدام صحیح‌تر است؟ + کوئیست




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/95/محمد(ص)پيامبررحمت وياورستمديدگان آيت الله سعادت ميرقديم لاهيجي/




محمد(ص) رحمت ویاورستمدیدگان+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای شهادت و حسن تسلیت


***نسیم معرفت***


به نام خدا

محمد (ص) رحمت و یاور ستمدیدگان

ظلم و فساد و طغیان و سرکشی و جنگ و قتال و خونریزی و عداوت و دشمنی و خوف و هراس و ناامنی و ظلمت جهل و جه و ... همه جای جزیرة ‌العرب (شبه جزیره عربستان) را فراگرفته بود. مردمانی خشن و بی رحم سوار بر مرکب جهل و غرور و بدور از حدود انسانیت بدور هم در محور حیوانیت زندگی می د. عده ای در این میان پامال سرکشان و فریادشان در نهایت مظلومیت به آسمان بلند که آ تا کی باید این درندگان آدم نما بدرند و حقوق بندگان ضعیف زیر پا بنهند و اموالشان را به زور و ستم  غارت ببرند و بخورند .  خواست و مشیت الهی از روز ازل بر آن استوار گردیده بود که ستمدیدگان را تحت حمایت خویش آورد و سرکشان گردنفراز را به خواری و ذلت و هلاکت ابدی بسپرد . خداوندی که فریاد مظلومین را بهتر از هر دیگر می شنود ، خواسته هاشان را به اجابت مقرون ساخت و بهترین یاور ستمدیدگان یعنی محمد صلی الله علیه وآله وسلم را فرستاد تا بینی ظالمین خونخوار را به خاک مذلت بکشاند . آری محمد (ص) آمد  با دنیایی از نور و امید و صفا و مهر و محبت و برکت و ...  . در مدت کوتاهی که زندگی فرمود تحول عظیمی در جان و جامعه بشریت بوجود آورد . با تحمل هزاران مشکل و مصیبت و بی مهری ها  توانست مردمان منحط را با مشعل فروزان قرآن و به راه هدایت و سعادت رهنمون سازد و دین جاویدان و نسخه شفا بخش یعنی و قرآن را برای جهان بشریت تا روز رستخیز به ارمغان بگذارد  و بعد از خودش  دوازده  گوهر  تابناک آسمان  ت و ولایت را  جهت هدایت بشریت به تناوب  بجای خویش گماشت  و سفارش و توصیه لازم را در مورد هر یک  بخصوص ابن عمش یعنی الموحدین حضرت علی بن طالب(ع) بنمود  و اینک  این  قرآن و اهلبیت علیهم السلام   و تعالیم حیاتبخششان به عنوان امانات رسول الله(ص) در بین ما به ودیعت نهاده شده  که باید بکوشیم تا  حرمت  این امانات   از همه جهات حفظ شود و در فردای قیامت نزد و اهل بیتش علیهم السلام  شرمنده نباشیم .


قالَ رَسُولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  : إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً ...  .  همانا من‌ درمیان‌ شما دو چیز نفیس و گرانبها (به امانت)  گذاشته ام : کتاب‌ خدا (قرآن کریم) و عترت‌ من‌ که‌ اهل‌ بیت‌ من هستند .  مادامی که به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد .
( مُستَدرَکُ الوسائِل ج  11ص 372 . بحار الأَنوار ج 23 ص 106   .   )


 
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
26 آبان 1396 ه.ش
28 صفرالمظفر 1439 ه.ق


 


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


******************************************


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+ آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه شوران حوزه


** از دو متنی که برای  حدیثِ ثَقَلَین نقل شده کدام صحیح‌تر است؟ + کوئیست




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/95/محمد(ص)پيامبررحمت وياورستمديدگان آيت الله سعادت ميرقديم لاهيجي/




محمد(ص) رحمت ویاورستمدیدگان+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای شهادت و حسن تسلیت


***نسیم معرفت***


به نام خدا

محمد (ص) رحمت و یاور ستمدیدگان

ظلم و فساد و طغیان و سرکشی و جنگ و قتال و خونریزی و عداوت و دشمنی و خوف و هراس و ناامنی و ظلمت جهل و جه و ... همه جای جزیرة ‌العرب (شبه جزیره عربستان) را فراگرفته بود. مردمانی خشن و بی رحم سوار بر مرکب جهل و غرور و بدور از حدود انسانیت بدور هم در محور حیوانیت زندگی می د. عده ای در این میان پامال سرکشان و فریادشان در نهایت مظلومیت به آسمان بلند که آ تا کی باید این درندگان آدم نما بدرند و حقوق بندگان ضعیف زیر پا بنهند و اموالشان را به زور و ستم  غارت ببرند و بخورند .  خواست و مشیت الهی از روز ازل بر آن استوار گردیده بود که ستمدیدگان را تحت حمایت خویش آورد و سرکشان گردنفراز را به خواری و ذلت و هلاکت ابدی بسپرد . خداوندی که فریاد مظلومین را بهتر از هر دیگر می شنود ، خواسته هاشان را به اجابت مقرون ساخت و بهترین یاور ستمدیدگان یعنی محمد صلی الله علیه وآله وسلم را فرستاد تا بینی ظالمین خونخوار را به خاک مذلت بکشاند . آری محمد (ص) آمد  با دنیایی از نور و امید و صفا و مهر و محبت و برکت و ...  . در مدت کوتاهی که زندگی فرمود تحول عظیمی در جان و جامعه بشریت بوجود آورد . با تحمل هزاران مشکل و مصیبت و بی مهری ها  توانست مردمان منحط را با مشعل فروزان قرآن و به راه هدایت و سعادت رهنمون سازد و دین جاویدان و نسخه شفا بخش یعنی و قرآن را برای جهان بشریت تا روز رستخیز به ارمغان بگذارد  و بعد از خودش  دوازده  گوهر  تابناک آسمان  ت و ولایت را  جهت هدایت بشریت به تناوب  بجای خویش گماشت  و سفارش و توصیه لازم را در مورد هر یک  بخصوص ابن عمش یعنی الموحدین حضرت علی بن طالب(ع) بنمود  و اینک  این  قرآن و اهلبیت علیهم السلام   و تعالیم حیاتبخششان به عنوان امانات رسول الله(ص) در بین ما به ودیعت نهاده شده  که باید بکوشیم تا  حرمت  این امانات   از همه جهات حفظ شود و در فردای قیامت نزد و اهل بیتش علیهم السلام  شرمنده نباشیم .


قالَ رَسُولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  : إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً ...  .  همانا من‌ درمیان‌ شما دو چیز نفیس و گرانبها (به امانت)  گذاشته ام : کتاب‌ خدا (قرآن کریم) و عترت‌ من‌ که‌ اهل‌ بیت‌ من هستند .  مادامی که به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد .
( مُستَدرَکُ الوسائِل ج  11ص 372 . بحار الأَنوار ج 23 ص 106   .   )


 
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
26 آبان 1396 ه.ش
28 صفرالمظفر 1439 ه.ق


 


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


******************************************


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+ آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه شوران حوزه


** از دو متنی که برای  حدیثِ ثَقَلَین نقل شده کدام صحیح‌تر است؟ + کوئیست




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/95/محمد(ص)پيامبررحمت وياورستمديدگان آيت الله سعادت ميرقديم لاهيجي/




اوضاع اجتماعی عصر حسن(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم

درخواست حذف اطلاعات

 حسن


***نسیم معرفت***


تاریخ مخابره :1394/9/19


در گفتگو با حوزه بررسی شد؛


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+حوزه نیوز


حوزه/ صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیر و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است... 


سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، در گفتگو با حجت ال والمسلمین سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجی از مدرسین سطوح عالی قم و عضو مجمع عالی تفسیر، اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع) را مورد بررسی قرار داده است.


............               ................               ..............


* دورنمایی از مشکلات حسن (ع) در دوران حکومتشان


عوامل جنگ صفین، جنگ نهروان و جنگ جمل، در زمان حسن (ع) حضور داشتند و برای شناسایی عصر آن حضرت (ع)  ، شناسایی اوضاع عراق و روحیه مردم عراق لازم است.


الف- معاویه و داعیه خلافت مسلمین: یکی از مشکلاتی که سر راه حسن مجتبی(ع) قرار می‌ گیرد معاویه است. معاویه ای که ادعای خلافت مسلمین و المؤمنین بودن را دارد و علاوه بر آن به دنبال سلطنت و پادشاهی بود، به سادگی زیر بار خلافت حسن مجتبی(ع) نخواهد رفت. همان عناصری که المؤمنین(ع) را خانه نشین د، مشکلاتی را برای حسن مجتبی(ع) ایجاد د که یکی از آن ها معاویه است؛ وقتی خبر به معاویه رسید که حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت قرار گرفته، عوامل خود را مهیا می‌ کند تا با (ع) مقابله کند.


در تاریخ نقل شده که 150 هزار نفر از شام حرکت د؛ فاصله قرارگرفتن حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت و تشکیل قشون معاویه،  فاصله بسیار کوتاهی است؛ مطهری در این باره می گوید:


« حسن (ع) در مسند خلافت بود و معاویه هم به عنوان یک حاکم (گو اینکه تا آن وقت خودش را به عنوان خلیفه و المؤمنین نمى ‏خواند) و به عنوان یک نفر طاغى و معترض در زمان المؤمنین (ع) قیام کرد، به عنوان این که من خلافت على (ع) را قبول ندارم به این دلیل که على کشندگان (ع) عثمان را که خلیفه بر حق مسلمین بوده، پناه داده و حتى خودش هم در قتل خلیفه مسلمین شرکت داشته است، پس على خلیفه بر حق مسلمین نیست. معاویه خودش به عنوان یک نفر معترض و به عنوان یک دسته معترض تحت عنوان مبارزه با حکومتى که بر حق نیست و دستش به خون حکومت پیشین آغشته است [قیام کرد]. تا آن وقت ادعاى خلافت هم نمى ‏کرد و مردم نیز او را تحت عنوان « المؤمنین» نمى ‏خواندند؛ همین ‏طور مى‏ گفت که ما یک مردمى هستیم که حاضر نیستیم از آن خلافت(خلافت علی ع) پیروى کنیم. حسن (ع) بعد از المؤمنین (ع) در مسند خلافت قرار مى ‏گیرد. معاویه هم روز به روز نیرومندتر مى ‏شود. به علل خاص تاریخى، وضع حکومت المؤمنین (ع) در زمان خودش- که حسن (ع) هم وارث آن وضع حکومت بود- از نظر داخلى تدریجاً ضعیف ‏تر مى‏ شود به طورى که نوشته ‏اند بعد از شهادت المؤمنین (ع)، به فاصله هجده روز (که این هجده روز هم عبارت است از مدتى که خبر به سرعت به شام رسیده و بعد معاویه بسیج عمومى و اعلام آمادگى کرده است) معاویه حرکت مى‏ کند براى فتح عراق. (2)                         


لذا ظرف هجده روز خبر به معاویه رسید و معاویه پیشاپیش منتظر قضایا بود و یکصد و پنجاه هزار نفر را برای سرکوب مردم عراق روانه کرد که چرا با حسن مجتبی(ع) بیعت کرده اید.


بعد از شهادت المؤمنین (ع)، حسن مجتبی(ع) بر فراز منبر سخنرانی می ‌کنند و از فضایل پدرشان و از اوضاع منطقه صحبت می‌ کنند و درخواست بیعت از مردم می ‌کنند و مردم با نیت های مختلف با ایشان بیعت می ‌کنند؛ در چنین شرایطی معاویه برای سرکوب مردم عراق حرکت می‌کند؛ حسن مجتبی(ع) نیز وارد صحنه می ‌شوند و در مسجد کوفه یکی از مهیج ترین سخنرانی ‌ها را ایراد کرده و از مردم درخواست کمک می ‌کنند، ولی همه ت هستند. تاریخ به وضوح نقل می ‌کند؛ بعد از سخنرانی حضرت هیچ کدام پاسخ ندادند و همه ت ایستادند؛ فقط عده ای از پیرمردان و باقی ماندگان از دوران سابق برخاستند و صحبت هایی د و از باب ناچاری همراه (ع) برای مقابله حاضر شدند. در مجموع دوازده هزار نفر حاضر شدند؛ در حالی که طرف مقابل یکصد و پنجاه هزار نفر نیرو دارد. با آن همه سخنرانی های مهیِّج (ع) و تحرکات صحابه قدیمی بعد از چند مدت تنها دوازده هزار نفر آماده شدند.


 


ostad


* چرا کوفه ای که یک شهر نظامی بود و به طور طبیعی صدها هزار نفر نیرو در آن حضور دارند تنها دوازده هزار نفر آماده شدند؟.


الف- فقدان روحیه جهادی: یکی از دلایل سکوت مردم عراق این بود که از جنگ خسته شده بودند. جنگ صفین و جنگ جمل، جنگ با ناکثین و مارقین و دیگر جنگ ها آن ها را خسته کرده بود. اما خستگی روحی مردم کوفه، عذر درستی نیست.


 ب – منفعت طلبی: از طرف دیگر مردم کوفه سعی می ‌ د زیر پرچمی حاضر شوند که فایده ای برای آن ها داشته باشد، اما احساس د که حضور در زیر پرچم حسن مجتبی(ع) فایده ای برای آنها ندارد. حتی از لحاظ هم بررسی د. چون علت سکوت عوامل مختلف دارد، خستگی روحی و تحلیل های آنها؛ می ‌گفتند الان زمانی نیست که ما بخواهیم با معاویه تقابل کنیم. جالب اینجاست که معاویه با عواملی که داشت در تمام کشورهای ی شایع کرده بود که فرد صالح و پاک و حلیمی است و همه جا این مطلب را پخش کرده بود که من مملکت داری و حکومت داری بلد هستم و مردم باور کرده بودند که معاویه در اداره حکومت، توانمندی و مدیریت خوبی دارد.؟!


 


* چرا مردم عراق در مقابل این همه خطابه های مهیج ت بودند؟.


یک جواب این است که تحلیل مردم عراق این بود که معاویه فرد بدی است اما بسیار حلیم و سیاستمدار است. از سوی دیگر معاویه هم ادعای جماعت و داشت؛ در پهنای حکومتش خطیب و جماعت داشت و در عصر فتنه هم برای مردم مشکل است که چطور حق را از باطل تشخیص دهند.


دوران حسن (ع) از دشوارترین دوران های ائمه معصومین (ع) بوده است. شرایط و اجتماعی که به حسن (ع) تحمیل شد به مراتب سخت تر از شرایط المؤمنین (ع) و حتی حسین (ع) بود.


در عرصه کربلا یزید در برابر حسین (ع) قرار گرفت ودر زمان حسن ع ،معاویه در برابر آن حضرت بود  .مردم در طول دوران خلافت معاویه و صبر و  سکوت  اضطراری حسن مجتبی(ع) (در مقطعی از زمان) معاویه را (که با فریب برگرده مردم سوار شده بود) به عنوان یک حاکم ی تشخیص داده بودند وقبول کرده بودند و یزید هم(در زمان حسین ع) ماهیتش روشن بود. اما در زمان حسن (ع) اوضاع به گونه دیگری بود؛ مردم می ‌دیدند که حسن (ع) برگزار می ‌کند و معاویه هم همینطور هر دو به حج می ‌روند؛ هر چیزی از مظاهر به چشم مردم می ‌آمد معاویه آن را اجرا می ‌کرد؛ لذا شرایط دوران حسن ع با شرایط زمان حسین ع فرق می کند و حسن ع به ناچار بنابرمصالحی صلح می کند حتی جالب است که کاخ معاویه در شام سبز رنگ بود. تحلیل من این است که درست کاخ سبز بر چه ملاکی است؟؛ الان گنبد پیغمبر اکرم (ص) سبز است، می خواهم این را عرض کنم که حتی در ظاهر ،کاخ خودش هم اینطور تبلیغ می‌ کرد که من دنباله رو پیغمبر اکرم (ص) هستم. حسن (ص) در چنین صحنه ای قرار گرفته بود.


* چرا حسن مجتبی علیه السلام سکوت در مقابل معاویه را جایز نداستند با توجه به اینکه معاویه در حفظ ظاهر ی حکومت خود سعی وافری داشت؟.


معاویه اهل بدعت بود و از باب نمونه بنده چند مورد از بدعت های معاویه را عرض می‌کنم.


اول: تجویز معاملات ربوی


وقتی معاویه به عنوان خلیفه مسلمین قرار می‌ گیرد معاملات ربوی را تجویز می ‌کند که حتی ابودرداء که قاضی خود اوست به او اعتراض می ‌کند.


دوم: تعطیلی حدود الهی


مثلاً ی را گرفتند که بنا بر اصول شرعی، ی او محرز شده بود و معاویه با وساطت اجازه اجرای حد را نداد.


سوم: تغییر برخی از احکام حج


در حج یک سری مسائلی است که حرام است؛ معاویه از باب ریا حج را انجام می ‌داد، در حج به خودش عطر می ‌زد و بوی خوش استفاده می ‌کرد که تغییر احکام حج است.


چهارم: معاویه خطبه های عید فطر را قبل از می‌ خواند که برای بنی امیه این روش استمرار داشت.


پنجم: لباس حریر که بر مردان حرام است را بر تن می کرد.


ششم: آب را در ظرف طلا و نقره می ‌نوشید یا در آنها غذا می ‌خورد با اینکه حرام است.


هفتم: لعن المومنین علیه السلام را رواج داد.


آشکارا لعن به المؤمنین (ع) را تجویز می ‌کند و به همه خطبا دستور داد موقع خطبه خوانی المؤمنین (ع) را لعن کنند؛ اگر این مطلب در سرایت پیدا کند و سال ها ادامه پیدا کند چه تأثیری بر مردم دارد یا برای بچه هایی که با این مطالب بزرگ می ‌شوند مثل عناصر که تلاش می ‌کنند برنامه هایشان را به ک ن آموزش ‌دهند.


هشتم: کارخانه جعل حدیث.


معاویه ارقام بسیار بالایی از اموال و دارایی  به افرادی  می ‌دهد که جعل حدیث کنند؛ مثلاً جعل حدیث کنند که چطور عثمان کشته شد با اینکه افرادی که باعث کشته شدن عثمان شدند بعداً به خونخواهی او بر ضد المؤمنین (ع) قیام د؛ معاویه هم همین کار را انجام داد. یک وقت بخشنامه کرد که دیگر جعل حدیث برای عثمان و فضایل او کافی است حالا برای خلفای اول و دوم فضیلت جعلی درست کنید و هر فضیلتی المؤمنین (ع) دارد را به خلیفه دوم نسبت دهید. انجام این کار و کارهای دیگر از سوی یک حاکم ی فاجعه است.


متأسفانه مردم هم این را می ‌پذیرند؛ در حالی که معاویه وسط هفته، می ‌خواند مردم به او اعتراض نمی کنند و این عدم اعتراض مردم نشان می ‌دهد که به تدریج سیطره حکومتی و تبلیغات گسترده معاویه ذهن مردم را تغییر داده بود و مردم قدرت تحلیل را از دست داده بودند؛ با این خصوصیات وحیله گری های معاویه، (ع) سکوت در برابر او را جایز ندانستند.


* برخورد (ع) در مقابل جریان سازی و لشکرکشی معاویه چگونه بود؟.


وظیفه اصلی و اولیه حسن مجتبی(ع) برخورد و قیام در برابر معاویه و لشگرکشی اوست و این کار را با تحمل رنج بسیار انجام دادند. حضرت مجتبی علیه السلام خطِّ سیر پیشروی را تعیین فرمود و دستور دادند هرکجا که به معاویه رسیدند، جلوی پیشروی آن ها را بگیرند و جریان را به علیه السلام گزارش دهند تا بی درنگ با اصلی به آنها ملحق شود.


«عبیدالله بن عباس» لشکر تحت فرماندهی خود را حرکت داد و در محلی بنام «مسکن» با معاویه روبرو شد و در آنجا اردو زد.


طولی نکشید به علیه السلام گزارش رسید که عبیدالله با دریافت یک میلیون درهم از معاویه، شبانه همراه هشت هزار نفر به وی پیوسته است.


پیدا است خیانت این فرمانده، در آن شرائط بحرانی، در تضعیف روحیه و تز ل موقعیت نظامی علیه السلام تا چه حد مؤثر بود؛ ولی هرچه بود «قیس بن سعد» که مردی شجاع و با ایمان و نسبت به خاندان مؤمنان (ع) بسیار با وفا بود، طبق دستور حسن علیه السلام فرماندهی را به عهده گرفت و طی سخنان مُهیِّجی کوشید روحیه سربازان را تقویت کند. معاویه خواست او را نیز با پول بفریبد، ولی قیس فریب او را نخورد و همچنان در مقابل دشمنان ایستادگی کرد.


معاویه تنها به یدن «عبیدالله» اکتفا نکرد؛ بلکه به منظور ایجاد شکاف، اختلاف و شایعه سازی در میان مجتبی علیه السلام، به وسیله جاسوسان و مزدوران خود، در میان لشگر مجتبی علیه السلام شایع می کرد که قیس بن سعد (فرمانده مقدم ) با معاویه سازش کرده و در میان قیس نیز شایع می ساخت که حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرده است!.


کار به جایی رسید که معاویه چند نفر از افراد خوش ظاهر وظاهرالصلاح  را که مورد اعتماد مردم بودند، به حضور علیه السلام فرستاد. این عده در اردوگاه «مدائن» با حضرت مجتبی علیه السلام ملاقات د و پس از وج از چادر (ع)، در میان مردم به دروغ فریاد زدند: «خداوند به وسیله فرزند صلی الله علیه وآله وسلم فتنه را خواباند و آتش جنگ را خاموش ساخت. حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرد، و خون مردم را حفظ نمود»!.


مردم که به سخنان آنها اعتماد داشتند، در صدد تحقیق بر نیامدند و سخنان آنها را باور نموده و بر ضد (ع) شورش د؛ سپس به خیمه آن حضرت حمله ور شده و آنچه در خیمه بود، به یغما بردند و در صدد قتل برآمده و آن گاه از چهار طرف متفرق شدند.


* نرمش قهرمانانه (ع) و پذیرفتن صلح تحمیلی


در نهایت حسن مجتبی علیه السلام وقتی می ‌بینند لشگر معاویه نزدیک شده و عوامل او کاری د که عرصه بر بسیار تنگ شد، راهی جز صلح ندید؛ همین مسأله صلح که مطرح می ‌شود بسیاری از افراد و تاریخ نویسان، تحلیل های انحرافی از صلح ارائه می دهند.


تفاوت صلح با سازش: اولاً صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیر و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است و لذا اگر افراد آن زمان این مطلب را می ‌فهمیدند به حضرت یا مُذِّلَ المُؤمنین خطاب نمی د؛ دسیسه معاویه این گونه است که افراد وجیه و سرشناس که مردم عراق آنها را قبول دارند به خیمه حسن مجتبی(ع) می فرستد تا عوام فریبی کند و بگوید ما صلح طلب هستیم؛ این افراد که داخل خیمه حضرت می ‌شوند که با حضرت صلح کنند، عوامل دیگر همه جا شایع می ‌کنند که حسن صلح را پذیرفته است؛ یعنی قبل از اینکه حسن (ع) صلح را قبول کنند و این مطلب را علنی کنند. افرادی پیشاپیش قضیه صلح را تبلیغ می ‌کنند تا صلح را به (ع) تحمیل کنند و معاویه کاغذ سفید امضایی به حسن مجتبی (ع) می ‌دهند که تو هر چه بنویسی ما قبول داریم.


این جای سؤال است که معاویه چه اعتمادی داشت که کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد که بدهید به حسن بن علی و او هرچه بنویسد من قبول دارم!. او اوضاع را به نفع خود می دید وبه اصطلاح براوضاع مسلط شده بود لذا کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد تا حسن ع هرچه می خواهد بنویسد!!


 اولاً جو تبلیغاتی راه می ‌اندازند که ما صلح طلبیم مثل شرایط امروز ما، که استکبار جهانی خود را صلح طلب معرفی می ‌کند؛ در این شرایط (ع) را جنگ طلب و معاویه را صلح طلب معرفی می ‌کنند و معاویه هم اوضاع عراق و شرایط جنگی حضرت را دید و فهمید که حضرت هر چه بنویسد، اشکالی ندارد و او قصد نداشت به شرایط صلح عمل کند، لذا قشون معاویه در نُخیله استقرار پیدا می ‌کنند و بین حسن (ع) و معاویه صلحی ایجاد می ‌شود.


* مواد قرارداد صلح


1- حکومت به معاویه واگذار می ‌شود به شرط اینکه به کتاب خدا و سنت و سیره و سیره خلفا عمل کند. مطهری می‌ گوید: تعبیر حکومت ترجمه فارسی است و گر نه عبارت عربی آن تسلیم حکومت است (3)


2-پس از معاویه حکومت از آن حسن بن علی (ع) است و هر حادثه ای برای او رخ داد متعلق به حسین بن علی (ع) است.


3- معاویه باید لعن نسبت به المؤمنین (ع) در منابر را ترک کند و از آن حضرت به نیکی یاد کند.


4- بیت المال که موجودی آن پنج میلیون درهم است تسلیم معاویه نخواهد شد.


5- مردم در همه مناطق شام، عراق، حجاز، یمن، ایران و... باید در امنیت باشند.


سؤال این است که حسن مجتبی(ع) می‌ دانند که معاویه به این مطالب عمل نمی کند چون ایشان تجربه زیادی در همراهی پدرشان(حضرت علی ع) دارند و بیش از چهل  سال در سیاست حضور داشته اند ومعاویه را خوب می شناسند و می داند که او پابند به این قرار داد نخواهد بود؛  پس چرا قراداد صلح با معاویه را قبول می کنند؟! جوابش این است که با توجه به شرایط وحوادث بوجود آمده  آن حضرت بخوبی می داند  که  حالا نمی شود با معاویه برخورد نظامی کرد؛  لذا براساس اه تربیتی برای جامعه و مصالح دیگری که در نظر (ع) بود( که به قول مطهری زمینه ساز قیام حسین (ع) است) علیه السلام قرار داد صلح را می پذیرد.


حضرت به عنوان حجت شرعی و این که این قرارداد در همه جا پخش می‌ شود این قیود و ضوابط را در قرارداد قبول می ‌کنند؛ ایشان با درایت این صلح را پذیرفت همانطور که اکرم (ص) در حدیبیه صلح را عقلاً و شرعاً پذیرفتند؛ حسن (ع) بعد از قبول صلح، فوراً به سمت مدینه حرکت د تا به اه ی که مورد نظرش بود بپردازند.


* پس از صلح تحمیلی علت حضور (ع) در مدینه چه بود؟.


1-تربیت و آموزش نیروهای کارآمد


یک عالم و مبلّغ اگر در مکانی موفق نشد، باید هجرت کند و به مکان دیگری برود. ت نماندند و در مدینه اقداماتی د.


2-نشر فرهنگ اصیل


چون آن زمان از جانب معاویه معرفی می ‌شد مثل امروز که هم یی داریم و هم ناب محمدی، هم وه ت و حتی شیعه لندنی ایجاد کرده اند؛ شیعه لندن در قم با پول انگلیس کار می‌ کند، شبکه های ای دارند.


حسن علیه السلام با نشر اصیل در مقابل نشر ی که معاویه معرفی می‌کند مقابله نمود و این موضوع بعد از صلح نیز ادامه یافت.


3-مباره با بدعت های معاویه


4-رسیدگی به نیازمندان


5-حمایت های از موالیان


6-افشاگری علیه اه شوم فرهنگ معاویه


چنین حرکتی را در مدینه انجام داده و شاگردان خوبی را پرورش می‌ دهند؛ چند نفر از شاگردان ایشان مثل جابربن عبدالله انصاری، حبیب بن مظاهر، اصبغ بن نباته، برخی از شاگردان ایشان دارای وجاهت اجتماعی و با سابقه بودند و برخی نیز جوانانی مثل: حجر بن عدی، رشید هجری، رفاعة بن شداد، زید بن ارقم، سلیمان بن صرد خزاعی، کمیل بن زیاد نخعی، میثم تمار، ابوالاسود دوئلی که از اصحاب المؤمنین (ع) بودند. ابو مخنف که درباره کربلا کتاب دارد، عبدالله بن جعفر طیار، عبدالله بن عباس، عبدالرحمن بن عوف، محمد بن اسحاق، هلال بن نصّاف و شاگردانی از تمامی نقاط حتی ایران را نام می برد که از وجود حضرت  بهره مند بودند.


 


پاورقی:


(1)- کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: 54.


(2)-مجموعه آثار شهید مطهری؛ صلح حسن (ع) (سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم السلام)، ج‏16، ص: 638.


(3)- مجموعه آثار شهید مطهری، صلح حسن (ع) (سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم السلام)، ج‏16، ص: 644.


*حوزه نیوز :اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)


 


http://hawzahnews.com/detail/news/363869



** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+ آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه شوران حوزه


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/96/اوضاع سياسي اجتماعي عصرامام حسن(ع) آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم/




اوضاع اجتماعی عصر حسن(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم

درخواست حذف اطلاعات

 حسن


***نسیم معرفت***


تاریخ مخابره :1394/9/19


در گفتگو با حوزه بررسی شد؛


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+حوزه نیوز


حوزه/ صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیر و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است... 


سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، در گفتگو با حجت ال والمسلمین سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجی از مدرسین سطوح عالی قم و عضو مجمع عالی تفسیر، اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع) را مورد بررسی قرار داده است.


............               ................               ..............


* دورنمایی از مشکلات حسن (ع) در دوران حکومتشان


عوامل جنگ صفین، جنگ نهروان و جنگ جمل، در زمان حسن (ع) حضور داشتند و برای شناسایی عصر آن حضرت (ع)  ، شناسایی اوضاع عراق و روحیه مردم عراق لازم است.


الف- معاویه و داعیه خلافت مسلمین: یکی از مشکلاتی که سر راه حسن مجتبی(ع) قرار می‌ گیرد معاویه است. معاویه ای که ادعای خلافت مسلمین و المؤمنین بودن را دارد و علاوه بر آن به دنبال سلطنت و پادشاهی بود، به سادگی زیر بار خلافت حسن مجتبی(ع) نخواهد رفت. همان عناصری که المؤمنین(ع) را خانه نشین د، مشکلاتی را برای حسن مجتبی(ع) ایجاد د که یکی از آن ها معاویه است؛ وقتی خبر به معاویه رسید که حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت قرار گرفته، عوامل خود را مهیا می‌ کند تا با (ع) مقابله کند.


در تاریخ نقل شده که 150 هزار نفر از شام حرکت د؛ فاصله قرارگرفتن حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت و تشکیل قشون معاویه،  فاصله بسیار کوتاهی است؛ مطهری در این باره می گوید:


« حسن (ع) در مسند خلافت بود و معاویه هم به عنوان یک حاکم (گو اینکه تا آن وقت خودش را به عنوان خلیفه و المؤمنین نمى ‏خواند) و به عنوان یک نفر طاغى و معترض در زمان المؤمنین (ع) قیام کرد، به عنوان این که من خلافت على (ع) را قبول ندارم به این دلیل که على کشندگان (ع) عثمان را که خلیفه بر حق مسلمین بوده، پناه داده و حتى خودش هم در قتل خلیفه مسلمین شرکت داشته است، پس على خلیفه بر حق مسلمین نیست. معاویه خودش به عنوان یک نفر معترض و به عنوان یک دسته معترض تحت عنوان مبارزه با حکومتى که بر حق نیست و دستش به خون حکومت پیشین آغشته است [قیام کرد]. تا آن وقت ادعاى خلافت هم نمى ‏کرد و مردم نیز او را تحت عنوان « المؤمنین» نمى ‏خواندند؛ همین ‏طور مى‏ گفت که ما یک مردمى هستیم که حاضر نیستیم از آن خلافت(خلافت علی ع) پیروى کنیم. حسن (ع) بعد از المؤمنین (ع) در مسند خلافت قرار مى ‏گیرد. معاویه هم روز به روز نیرومندتر مى ‏شود. به علل خاص تاریخى، وضع حکومت المؤمنین (ع) در زمان خودش- که حسن (ع) هم وارث آن وضع حکومت بود- از نظر داخلى تدریجاً ضعیف ‏تر مى‏ شود به طورى که نوشته ‏اند بعد از شهادت المؤمنین (ع)، به فاصله هجده روز (که این هجده روز هم عبارت است از مدتى که خبر به سرعت به شام رسیده و بعد معاویه بسیج عمومى و اعلام آمادگى کرده است) معاویه حرکت مى‏ کند براى فتح عراق. (2)                         


لذا ظرف هجده روز خبر به معاویه رسید و معاویه پیشاپیش منتظر قضایا بود و یکصد و پنجاه هزار نفر را برای سرکوب مردم عراق روانه کرد که چرا با حسن مجتبی(ع) بیعت کرده اید.


بعد از شهادت المؤمنین (ع)، حسن مجتبی(ع) بر فراز منبر سخنرانی می ‌کنند و از فضایل پدرشان و از اوضاع منطقه صحبت می‌ کنند و درخواست بیعت از مردم می ‌کنند و مردم با نیت های مختلف با ایشان بیعت می ‌کنند؛ در چنین شرایطی معاویه برای سرکوب مردم عراق حرکت می‌کند؛ حسن مجتبی(ع) نیز وارد صحنه می ‌شوند و در مسجد کوفه یکی از مهیج ترین سخنرانی ‌ها را ایراد کرده و از مردم درخواست کمک می ‌کنند، ولی همه ت هستند. تاریخ به وضوح نقل می ‌کند؛ بعد از سخنرانی حضرت هیچ کدام پاسخ ندادند و همه ت ایستادند؛ فقط عده ای از پیرمردان و باقی ماندگان از دوران سابق برخاستند و صحبت هایی د و از باب ناچاری همراه (ع) برای مقابله حاضر شدند. در مجموع دوازده هزار نفر حاضر شدند؛ در حالی که طرف مقابل یکصد و پنجاه هزار نفر نیرو دارد. با آن همه سخنرانی های مهیِّج (ع) و تحرکات صحابه قدیمی بعد از چند مدت تنها دوازده هزار نفر آماده شدند.


 


ostad


* چرا کوفه ای که یک شهر نظامی بود و به طور طبیعی صدها هزار نفر نیرو در آن حضور دارند تنها دوازده هزار نفر آماده شدند؟.


الف- فقدان روحیه جهادی: یکی از دلایل سکوت مردم عراق این بود که از جنگ خسته شده بودند. جنگ صفین و جنگ جمل، جنگ با ناکثین و مارقین و دیگر جنگ ها آن ها را خسته کرده بود. اما خستگی روحی مردم کوفه، عذر درستی نیست.


 ب – منفعت طلبی: از طرف دیگر مردم کوفه سعی می ‌ د زیر پرچمی حاضر شوند که فایده ای برای آن ها داشته باشد، اما احساس د که حضور در زیر پرچم حسن مجتبی(ع) فایده ای برای آنها ندارد. حتی از لحاظ هم بررسی د. چون علت سکوت عوامل مختلف دارد، خستگی روحی و تحلیل های آنها؛ می ‌گفتند الان زمانی نیست که ما بخواهیم با معاویه تقابل کنیم. جالب اینجاست که معاویه با عواملی که داشت در تمام کشورهای ی شایع کرده بود که فرد صالح و پاک و حلیمی است و همه جا این مطلب را پخش کرده بود که من مملکت داری و حکومت داری بلد هستم و مردم باور کرده بودند که معاویه در اداره حکومت، توانمندی و مدیریت خوبی دارد.؟!


 


* چرا مردم عراق در مقابل این همه خطابه های مهیج ت بودند؟.


یک جواب این است که تحلیل مردم عراق این بود که معاویه فرد بدی است اما بسیار حلیم و سیاستمدار است. از سوی دیگر معاویه هم ادعای جماعت و داشت؛ در پهنای حکومتش خطیب و جماعت داشت و در عصر فتنه هم برای مردم مشکل است که چطور حق را از باطل تشخیص دهند.


دوران حسن (ع) از دشوارترین دوران های ائمه معصومین (ع) بوده است. شرایط و اجتماعی که به حسن (ع) تحمیل شد به مراتب سخت تر از شرایط المؤمنین (ع) و حتی حسین (ع) بود.


در عرصه کربلا یزید در برابر حسین (ع) قرار گرفت ودر زمان حسن ع ،معاویه در برابر آن حضرت بود  .مردم در طول دوران خلافت معاویه و صبر و  سکوت  اضطراری حسن مجتبی(ع) (در مقطعی از زمان) معاویه را (که با فریب برگرده مردم سوار شده بود) به عنوان یک حاکم ی تشخیص داده بودند وقبول کرده بودند و یزید هم(در زمان حسین ع) ماهیتش روشن بود. اما در زمان حسن (ع) اوضاع به گونه دیگری بود؛ مردم می ‌دیدند که حسن (ع) برگزار می ‌کند و معاویه هم همینطور هر دو به حج می ‌روند؛ هر چیزی از مظاهر به چشم مردم می ‌آمد معاویه آن را اجرا می ‌کرد؛ لذا شرایط دوران حسن ع با شرایط زمان حسین ع فرق می کند و حسن ع به ناچار بنابرمصالحی صلح می کند حتی جالب است که کاخ معاویه در شام سبز رنگ بود. تحلیل من این است که درست کاخ سبز بر چه ملاکی است؟؛ الان گنبد پیغمبر اکرم (ص) سبز است، می خواهم این را عرض کنم که حتی در ظاهر ،کاخ خودش هم اینطور تبلیغ می‌ کرد که من دنباله رو پیغمبر اکرم (ص) هستم. حسن (ص) در چنین صحنه ای قرار گرفته بود.


* چرا حسن مجتبی علیه السلام سکوت در مقابل معاویه را جایز نداستند با توجه به اینکه معاویه در حفظ ظاهر ی حکومت خود سعی وافری داشت؟.


معاویه اهل بدعت بود و از باب نمونه بنده چند مورد از بدعت های معاویه را عرض می‌کنم.


اول: تجویز معاملات ربوی


وقتی معاویه به عنوان خلیفه مسلمین قرار می‌ گیرد معاملات ربوی را تجویز می ‌کند که حتی ابودرداء که قاضی خود اوست به او اعتراض می ‌کند.


دوم: تعطیلی حدود الهی


مثلاً ی را گرفتند که بنا بر اصول شرعی، ی او محرز شده بود و معاویه با وساطت اجازه اجرای حد را نداد.


سوم: تغییر برخی از احکام حج


در حج یک سری مسائلی است که حرام است؛ معاویه از باب ریا حج را انجام می ‌داد، در حج به خودش عطر می ‌زد و بوی خوش استفاده می ‌کرد که تغییر احکام حج است.


چهارم: معاویه خطبه های عید فطر را قبل از می‌ خواند که برای بنی امیه این روش استمرار داشت.


پنجم: لباس حریر که بر مردان حرام است را بر تن می کرد.


ششم: آب را در ظرف طلا و نقره می ‌نوشید یا در آنها غذا می ‌خورد با اینکه حرام است.


هفتم: لعن المومنین علیه السلام را رواج داد.


آشکارا لعن به المؤمنین (ع) را تجویز می ‌کند و به همه خطبا دستور داد موقع خطبه خوانی المؤمنین (ع) را لعن کنند؛ اگر این مطلب در سرایت پیدا کند و سال ها ادامه پیدا کند چه تأثیری بر مردم دارد یا برای بچه هایی که با این مطالب بزرگ می ‌شوند مثل عناصر که تلاش می ‌کنند برنامه هایشان را به ک ن آموزش ‌دهند.


هشتم: کارخانه جعل حدیث.


معاویه ارقام بسیار بالایی از اموال و دارایی  به افرادی  می ‌دهد که جعل حدیث کنند؛ مثلاً جعل حدیث کنند که چطور عثمان کشته شد با اینکه افرادی که باعث کشته شدن عثمان شدند بعداً به خونخواهی او بر ضد المؤمنین (ع) قیام د؛ معاویه هم همین کار را انجام داد. یک وقت بخشنامه کرد که دیگر جعل حدیث برای عثمان و فضایل او کافی است حالا برای خلفای اول و دوم فضیلت جعلی درست کنید و هر فضیلتی المؤمنین (ع) دارد را به خلیفه دوم نسبت دهید. انجام این کار و کارهای دیگر از سوی یک حاکم ی فاجعه است.


متأسفانه مردم هم این را می ‌پذیرند؛ در حالی که معاویه وسط هفته، می ‌خواند مردم به او اعتراض نمی کنند و این عدم اعتراض مردم نشان می ‌دهد که به تدریج سیطره حکومتی و تبلیغات گسترده معاویه ذهن مردم را تغییر داده بود و مردم قدرت تحلیل را از دست داده بودند؛ با این خصوصیات وحیله گری های معاویه، (ع) سکوت در برابر او را جایز ندانستند.


* برخورد (ع) در مقابل جریان سازی و لشکرکشی معاویه چگونه بود؟.


وظیفه اصلی و اولیه حسن مجتبی(ع) برخورد و قیام در برابر معاویه و لشگرکشی اوست و این کار را با تحمل رنج بسیار انجام دادند. حضرت مجتبی علیه السلام خطِّ سیر پیشروی را تعیین فرمود و دستور دادند هرکجا که به معاویه رسیدند، جلوی پیشروی آن ها را بگیرند و جریان را به علیه السلام گزارش دهند تا بی درنگ با اصلی به آنها ملحق شود.


«عبیدالله بن عباس» لشکر تحت فرماندهی خود را حرکت داد و در محلی بنام «مسکن» با معاویه روبرو شد و در آنجا اردو زد.


طولی نکشید به علیه السلام گزارش رسید که عبیدالله با دریافت یک میلیون درهم از معاویه، شبانه همراه هشت هزار نفر به وی پیوسته است.


پیدا است خیانت این فرمانده، در آن شرائط بحرانی، در تضعیف روحیه و تز ل موقعیت نظامی علیه السلام تا چه حد مؤثر بود؛ ولی هرچه بود «قیس بن سعد» که مردی شجاع و با ایمان و نسبت به خاندان مؤمنان (ع) بسیار با وفا بود، طبق دستور حسن علیه السلام فرماندهی را به عهده گرفت و طی سخنان مُهیِّجی کوشید روحیه سربازان را تقویت کند. معاویه خواست او را نیز با پول بفریبد، ولی قیس فریب او را نخورد و همچنان در مقابل دشمنان ایستادگی کرد.


معاویه تنها به یدن «عبیدالله» اکتفا نکرد؛ بلکه به منظور ایجاد شکاف، اختلاف و شایعه سازی در میان مجتبی علیه السلام، به وسیله جاسوسان و مزدوران خود، در میان لشگر مجتبی علیه السلام شایع می کرد که قیس بن سعد (فرمانده مقدم ) با معاویه سازش کرده و در میان قیس نیز شایع می ساخت که حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرده است!.


کار به جایی رسید که معاویه چند نفر از افراد خوش ظاهر وظاهرالصلاح  را که مورد اعتماد مردم بودند، به حضور علیه السلام فرستاد. این عده در اردوگاه «مدائن» با حضرت مجتبی علیه السلام ملاقات د و پس از وج از چادر (ع)، در میان مردم به دروغ فریاد زدند: «خداوند به وسیله فرزند صلی الله علیه وآله وسلم فتنه را خواباند و آتش جنگ را خاموش ساخت. حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرد، و خون مردم را حفظ نمود»!.


مردم که به سخنان آنها اعتماد داشتند، در صدد تحقیق بر نیامدند و سخنان آنها را باور نموده و بر ضد (ع) شورش د؛ سپس به خیمه آن حضرت حمله ور شده و آنچه در خیمه بود، به یغما بردند و در صدد قتل برآمده و آن گاه از چهار طرف متفرق شدند.


* نرمش قهرمانانه (ع) و پذیرفتن صلح تحمیلی


در نهایت حسن مجتبی علیه السلام وقتی می ‌بینند لشگر معاویه نزدیک شده و عوامل او کاری د که عرصه بر بسیار تنگ شد، راهی جز صلح ندید؛ همین مسأله صلح که مطرح می ‌شود بسیاری از افراد و تاریخ نویسان، تحلیل های انحرافی از صلح ارائه می دهند.


تفاوت صلح با سازش: اولاً صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیر و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است و لذا اگر افراد آن زمان این مطلب را می ‌فهمیدند به حضرت یا مُذِّلَ المُؤمنین خطاب نمی د؛ دسیسه معاویه این گونه است که افراد وجیه و سرشناس که مردم عراق آنها را قبول دارند به خیمه حسن مجتبی(ع) می فرستد تا عوام فریبی کند و بگوید ما صلح طلب هستیم؛ این افراد که داخل خیمه حضرت می ‌شوند که با حضرت صلح کنند، عوامل دیگر همه جا شایع می ‌کنند که حسن صلح را پذیرفته است؛ یعنی قبل از اینکه حسن (ع) صلح را قبول کنند و این مطلب را علنی کنند. افرادی پیشاپیش قضیه صلح را تبلیغ می ‌کنند تا صلح را به (ع) تحمیل کنند و معاویه کاغذ سفید امضایی به حسن مجتبی (ع) می ‌دهند که تو هر چه بنویسی ما قبول داریم.


این جای سؤال است که معاویه چه اعتمادی داشت که کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد که بدهید به حسن بن علی و او هرچه بنویسد من قبول دارم!. او اوضاع را به نفع خود می دید وبه اصطلاح براوضاع مسلط شده بود لذا کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد تا حسن ع هرچه می خواهد بنویسد!!


 اولاً جو تبلیغاتی راه می ‌اندازند که ما صلح طلبیم مثل شرایط امروز ما، که استکبار جهانی خود را صلح طلب معرفی می ‌کند؛ در این شرایط (ع) را جنگ طلب و معاویه را صلح طلب معرفی می ‌کنند و معاویه هم اوضاع عراق و شرایط جنگی حضرت را دید و فهمید که حضرت هر چه بنویسد، اشکالی ندارد و او قصد نداشت به شرایط صلح عمل کند، لذا قشون معاویه در نُخیله استقرار پیدا می ‌کنند و بین حسن (ع) و معاویه صلحی ایجاد می ‌شود.


* مواد قرارداد صلح


1- حکومت به معاویه واگذار می ‌شود به شرط اینکه به کتاب خدا و سنت و سیره و سیره خلفا عمل کند. مطهری می‌ گوید: تعبیر حکومت ترجمه فارسی است و گر نه عبارت عربی آن تسلیم حکومت است (3)


2-پس از معاویه حکومت از آن حسن بن علی (ع) است و هر حادثه ای برای او رخ داد متعلق به حسین بن علی (ع) است.


3- معاویه باید لعن نسبت به المؤمنین (ع) در منابر را ترک کند و از آن حضرت به نیکی یاد کند.


4- بیت المال که موجودی آن پنج میلیون درهم است تسلیم معاویه نخواهد شد.


5- مردم در همه مناطق شام، عراق، حجاز، یمن، ایران و... باید در امنیت باشند.


سؤال این است که حسن مجتبی(ع) می‌ دانند که معاویه به این مطالب عمل نمی کند چون ایشان تجربه زیادی در همراهی پدرشان(حضرت علی ع) دارند و بیش از چهل  سال در سیاست حضور داشته اند ومعاویه را خوب می شناسند و می داند که او پابند به این قرار داد نخواهد بود؛  پس چرا قراداد صلح با معاویه را قبول می کنند؟! جوابش این است که با توجه به شرایط وحوادث بوجود آمده  آن حضرت بخوبی می داند  که  حالا نمی شود با معاویه برخورد نظامی کرد؛  لذا براساس اه تربیتی برای جامعه و مصالح دیگری که در نظر (ع) بود( که به قول مطهری زمینه ساز قیام حسین (ع) است) علیه السلام قرار داد صلح را می پذیرد.


حضرت به عنوان حجت شرعی و این که این قرارداد در همه جا پخش می‌ شود این قیود و ضوابط را در قرارداد قبول می ‌کنند؛ ایشان با درایت این صلح را پذیرفت همانطور که اکرم (ص) در حدیبیه صلح را عقلاً و شرعاً پذیرفتند؛ حسن (ع) بعد از قبول صلح، فوراً به سمت مدینه حرکت د تا به اه ی که مورد نظرش بود بپردازند.


* پس از صلح تحمیلی علت حضور (ع) در مدینه چه بود؟.


1-تربیت و آموزش نیروهای کارآمد


یک عالم و مبلّغ اگر در مکانی موفق نشد، باید هجرت کند و به مکان دیگری برود. ت نماندند و در مدینه اقداماتی د.


2-نشر فرهنگ اصیل


چون آن زمان از جانب معاویه معرفی می ‌شد مثل امروز که هم یی داریم و هم ناب محمدی، هم وه ت و حتی شیعه لندنی ایجاد کرده اند؛ شیعه لندن در قم با پول انگلیس کار می‌ کند، شبکه های ای دارند.


حسن علیه السلام با نشر اصیل در مقابل نشر ی که معاویه معرفی می‌کند مقابله نمود و این موضوع بعد از صلح نیز ادامه یافت.


3-مباره با بدعت های معاویه


4-رسیدگی به نیازمندان


5-حمایت های از موالیان


6-افشاگری علیه اه شوم فرهنگ معاویه


چنین حرکتی را در مدینه انجام داده و شاگردان خوبی را پرورش می‌ دهند؛ چند نفر از شاگردان ایشان مثل جابربن عبدالله انصاری، حبیب بن مظاهر، اصبغ بن نباته، برخی از شاگردان ایشان دارای وجاهت اجتماعی و با سابقه بودند و برخی نیز جوانانی مثل: حجر بن عدی، رشید هجری، رفاعة بن شداد، زید بن ارقم، سلیمان بن صرد خزاعی، کمیل بن زیاد نخعی، میثم تمار، ابوالاسود دوئلی که از اصحاب المؤمنین (ع) بودند. ابو مخنف که درباره کربلا کتاب دارد، عبدالله بن جعفر طیار، عبدالله بن عباس، عبدالرحمن بن عوف، محمد بن اسحاق، هلال بن نصّاف و شاگردانی از تمامی نقاط حتی ایران را نام می برد که از وجود حضرت  بهره مند بودند.


 


پاورقی:


(1)- کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: 54.


(2)-مجموعه آثار شهید مطهری؛ صلح حسن (ع) (سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم السلام)، ج‏16، ص: 638.


(3)- مجموعه آثار شهید مطهری، صلح حسن (ع) (سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم السلام)، ج‏16، ص: 644.


*حوزه نیوز :اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)


 


http://hawzahnews.com/detail/news/363869



** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+ آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه شوران حوزه


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/96/اوضاع سياسي اجتماعي عصرامام حسن(ع) آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم/




اوضاع اجتماعی عصر حسن(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم

درخواست حذف اطلاعات

 حسن


***نسیم معرفت***


تاریخ مخابره :1394/9/19


در گفتگو با حوزه بررسی شد؛


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+حوزه نیوز


حوزه/ صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیر و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است... 


سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، در گفتگو با حجت ال والمسلمین سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجی از مدرسین سطوح عالی قم و عضو مجمع عالی تفسیر، اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع) را مورد بررسی قرار داده است.


............               ................               ..............


* دورنمایی از مشکلات حسن (ع) در دوران حکومتشان


عوامل جنگ صفین، جنگ نهروان و جنگ جمل، در زمان حسن (ع) حضور داشتند و برای شناسایی عصر آن حضرت (ع)  ، شناسایی اوضاع عراق و روحیه مردم عراق لازم است.


الف- معاویه و داعیه خلافت مسلمین: یکی از مشکلاتی که سر راه حسن مجتبی(ع) قرار می‌ گیرد معاویه است. معاویه ای که ادعای خلافت مسلمین و المؤمنین بودن را دارد و علاوه بر آن به دنبال سلطنت و پادشاهی بود، به سادگی زیر بار خلافت حسن مجتبی(ع) نخواهد رفت. همان عناصری که المؤمنین(ع) را خانه نشین د، مشکلاتی را برای حسن مجتبی(ع) ایجاد د که یکی از آن ها معاویه است؛ وقتی خبر به معاویه رسید که حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت قرار گرفته، عوامل خود را مهیا می‌ کند تا با (ع) مقابله کند.


در تاریخ نقل شده که 150 هزار نفر از شام حرکت د؛ فاصله قرارگرفتن حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت و تشکیل قشون معاویه،  فاصله بسیار کوتاهی است؛ مطهری در این باره می گوید:


« حسن (ع) در مسند خلافت بود و معاویه هم به عنوان یک حاکم (گو اینکه تا آن وقت خودش را به عنوان خلیفه و المؤمنین نمى ‏خواند) و به عنوان یک نفر طاغى و معترض در زمان المؤمنین (ع) قیام کرد، به عنوان این که من خلافت على (ع) را قبول ندارم به این دلیل که على کشندگان (ع) عثمان را که خلیفه بر حق مسلمین بوده، پناه داده و حتى خودش هم در قتل خلیفه مسلمین شرکت داشته است، پس على خلیفه بر حق مسلمین نیست. معاویه خودش به عنوان یک نفر معترض و به عنوان یک دسته معترض تحت عنوان مبارزه با حکومتى که بر حق نیست و دستش به خون حکومت پیشین آغشته است [قیام کرد]. تا آن وقت ادعاى خلافت هم نمى ‏کرد و مردم نیز او را تحت عنوان « المؤمنین» نمى ‏خواندند؛ همین ‏طور مى‏ گفت که ما یک مردمى هستیم که حاضر نیستیم از آن خلافت(خلافت علی ع) پیروى کنیم. حسن (ع) بعد از المؤمنین (ع) در مسند خلافت قرار مى ‏گیرد. معاویه هم روز به روز نیرومندتر مى ‏شود. به علل خاص تاریخى، وضع حکومت المؤمنین (ع) در زمان خودش- که حسن (ع) هم وارث آن وضع حکومت بود- از نظر داخلى تدریجاً ضعیف ‏تر مى‏ شود به طورى که نوشته ‏اند بعد از شهادت المؤمنین (ع)، به فاصله هجده روز (که این هجده روز هم عبارت است از مدتى که خبر به سرعت به شام رسیده و بعد معاویه بسیج عمومى و اعلام آمادگى کرده است) معاویه حرکت مى‏ کند براى فتح عراق. (2)                         


لذا ظرف هجده روز خبر به معاویه رسید و معاویه پیشاپیش منتظر قضایا بود و یکصد و پنجاه هزار نفر را برای سرکوب مردم عراق روانه کرد که چرا با حسن مجتبی(ع) بیعت کرده اید.


بعد از شهادت المؤمنین (ع)، حسن مجتبی(ع) بر فراز منبر سخنرانی می ‌کنند و از فضایل پدرشان و از اوضاع منطقه صحبت می‌ کنند و درخواست بیعت از مردم می ‌کنند و مردم با نیت های مختلف با ایشان بیعت می ‌کنند؛ در چنین شرایطی معاویه برای سرکوب مردم عراق حرکت می‌کند؛ حسن مجتبی(ع) نیز وارد صحنه می ‌شوند و در مسجد کوفه یکی از مهیج ترین سخنرانی ‌ها را ایراد کرده و از مردم درخواست کمک می ‌کنند، ولی همه ت هستند. تاریخ به وضوح نقل می ‌کند؛ بعد از سخنرانی حضرت هیچ کدام پاسخ ندادند و همه ت ایستادند؛ فقط عده ای از پیرمردان و باقی ماندگان از دوران سابق برخاستند و صحبت هایی د و از باب ناچاری همراه (ع) برای مقابله حاضر شدند. در مجموع دوازده هزار نفر حاضر شدند؛ در حالی که طرف مقابل یکصد و پنجاه هزار نفر نیرو دارد. با آن همه سخنرانی های مهیِّج (ع) و تحرکات صحابه قدیمی بعد از چند مدت تنها دوازده هزار نفر آماده شدند.


 


ostad


* چرا کوفه ای که یک شهر نظامی بود و به طور طبیعی صدها هزار نفر نیرو در آن حضور دارند تنها دوازده هزار نفر آماده شدند؟.


الف- فقدان روحیه جهادی: یکی از دلایل سکوت مردم عراق این بود که از جنگ خسته شده بودند. جنگ صفین و جنگ جمل، جنگ با ناکثین و مارقین و دیگر جنگ ها آن ها را خسته کرده بود. اما خستگی روحی مردم کوفه، عذر درستی نیست.


 ب – منفعت طلبی: از طرف دیگر مردم کوفه سعی می ‌ د زیر پرچمی حاضر شوند که فایده ای برای آن ها داشته باشد، اما احساس د که حضور در زیر پرچم حسن مجتبی(ع) فایده ای برای آنها ندارد. حتی از لحاظ هم بررسی د. چون علت سکوت عوامل مختلف دارد، خستگی روحی و تحلیل های آنها؛ می ‌گفتند الان زمانی نیست که ما بخواهیم با معاویه تقابل کنیم. جالب اینجاست که معاویه با عواملی که داشت در تمام کشورهای ی شایع کرده بود که فرد صالح و پاک و حلیمی است و همه جا این مطلب را پخش کرده بود که من مملکت داری و حکومت داری بلد هستم و مردم باور کرده بودند که معاویه در اداره حکومت، توانمندی و مدیریت خوبی دارد.؟!


 


* چرا مردم عراق در مقابل این همه خطابه های مهیج ت بودند؟.


یک جواب این است که تحلیل مردم عراق این بود که معاویه فرد بدی است اما بسیار حلیم و سیاستمدار است. از سوی دیگر معاویه هم ادعای جماعت و داشت؛ در پهنای حکومتش خطیب و جماعت داشت و در عصر فتنه هم برای مردم مشکل است که چطور حق را از باطل تشخیص دهند.


دوران حسن (ع) از دشوارترین دوران های ائمه معصومین (ع) بوده است. شرایط و اجتماعی که به حسن (ع) تحمیل شد به مراتب سخت تر از شرایط المؤمنین (ع) و حتی حسین (ع) بود.


در عرصه کربلا یزید در برابر حسین (ع) قرار گرفت ودر زمان حسن ع ،معاویه در برابر آن حضرت بود  .مردم در طول دوران خلافت معاویه و صبر و  سکوت  اضطراری حسن مجتبی(ع) (در مقطعی از زمان) معاویه را (که با فریب برگرده مردم سوار شده بود) به عنوان یک حاکم ی تشخیص داده بودند وقبول کرده بودند و یزید هم(در زمان حسین ع) ماهیتش روشن بود. اما در زمان حسن (ع) اوضاع به گونه دیگری بود؛ مردم می ‌دیدند که حسن (ع) برگزار می ‌کند و معاویه هم همینطور هر دو به حج می ‌روند؛ هر چیزی از مظاهر به چشم مردم می ‌آمد معاویه آن را اجرا می ‌کرد؛ لذا شرایط دوران حسن ع با شرایط زمان حسین ع فرق می کند و حسن ع به ناچار بنابرمصالحی صلح می کند حتی جالب است که کاخ معاویه در شام سبز رنگ بود. تحلیل من این است که درست کاخ سبز بر چه ملاکی است؟؛ الان گنبد پیغمبر اکرم (ص) سبز است، می خواهم این را عرض کنم که حتی در ظاهر ،کاخ خودش هم اینطور تبلیغ می‌ کرد که من دنباله رو پیغمبر اکرم (ص) هستم. حسن (ص) در چنین صحنه ای قرار گرفته بود.


* چرا حسن مجتبی علیه السلام سکوت در مقابل معاویه را جایز نداستند با توجه به اینکه معاویه در حفظ ظاهر ی حکومت خود سعی وافری داشت؟.


معاویه اهل بدعت بود و از باب نمونه بنده چند مورد از بدعت های معاویه را عرض می‌کنم.


اول: تجویز معاملات ربوی


وقتی معاویه به عنوان خلیفه مسلمین قرار می‌ گیرد معاملات ربوی را تجویز می ‌کند که حتی ابودرداء که قاضی خود اوست به او اعتراض می ‌کند.


دوم: تعطیلی حدود الهی


مثلاً ی را گرفتند که بنا بر اصول شرعی، ی او محرز شده بود و معاویه با وساطت اجازه اجرای حد را نداد.


سوم: تغییر برخی از احکام حج


در حج یک سری مسائلی است که حرام است؛ معاویه از باب ریا حج را انجام می ‌داد، در حج به خودش عطر می ‌زد و بوی خوش استفاده می ‌کرد که تغییر احکام حج است.


چهارم: معاویه خطبه های عید فطر را قبل از می‌ خواند که برای بنی امیه این روش استمرار داشت.


پنجم: لباس حریر که بر مردان حرام است را بر تن می کرد.


ششم: آب را در ظرف طلا و نقره می ‌نوشید یا در آنها غذا می ‌خورد با اینکه حرام است.


هفتم: لعن المومنین علیه السلام را رواج داد.


آشکارا لعن به المؤمنین (ع) را تجویز می ‌کند و به همه خطبا دستور داد موقع خطبه خوانی المؤمنین (ع) را لعن کنند؛ اگر این مطلب در سرایت پیدا کند و سال ها ادامه پیدا کند چه تأثیری بر مردم دارد یا برای بچه هایی که با این مطالب بزرگ می ‌شوند مثل عناصر که تلاش می ‌کنند برنامه هایشان را به ک ن آموزش ‌دهند.


هشتم: کارخانه جعل حدیث.


معاویه ارقام بسیار بالایی از اموال و دارایی  به افرادی  می ‌دهد که جعل حدیث کنند؛ مثلاً جعل حدیث کنند که چطور عثمان کشته شد با اینکه افرادی که باعث کشته شدن عثمان شدند بعداً به خونخواهی او بر ضد المؤمنین (ع) قیام د؛ معاویه هم همین کار را انجام داد. یک وقت بخشنامه کرد که دیگر جعل حدیث برای عثمان و فضایل او کافی است حالا برای خلفای اول و دوم فضیلت جعلی درست کنید و هر فضیلتی المؤمنین (ع) دارد را به خلیفه دوم نسبت دهید. انجام این کار و کارهای دیگر از سوی یک حاکم ی فاجعه است.


متأسفانه مردم هم این را می ‌پذیرند؛ در حالی که معاویه وسط هفته، می ‌خواند مردم به او اعتراض نمی کنند و این عدم اعتراض مردم نشان می ‌دهد که به تدریج سیطره حکومتی و تبلیغات گسترده معاویه ذهن مردم را تغییر داده بود و مردم قدرت تحلیل را از دست داده بودند؛ با این خصوصیات وحیله گری های معاویه، (ع) سکوت در برابر او را جایز ندانستند.


* برخورد (ع) در مقابل جریان سازی و لشکرکشی معاویه چگونه بود؟.


وظیفه اصلی و اولیه حسن مجتبی(ع) برخورد و قیام در برابر معاویه و لشگرکشی اوست و این کار را با تحمل رنج بسیار انجام دادند. حضرت مجتبی علیه السلام خطِّ سیر پیشروی را تعیین فرمود و دستور دادند هرکجا که به معاویه رسیدند، جلوی پیشروی آن ها را بگیرند و جریان را به علیه السلام گزارش دهند تا بی درنگ با اصلی به آنها ملحق شود.


«عبیدالله بن عباس» لشکر تحت فرماندهی خود را حرکت داد و در محلی بنام «مسکن» با معاویه روبرو شد و در آنجا اردو زد.


طولی نکشید به علیه السلام گزارش رسید که عبیدالله با دریافت یک میلیون درهم از معاویه، شبانه همراه هشت هزار نفر به وی پیوسته است.


پیدا است خیانت این فرمانده، در آن شرائط بحرانی، در تضعیف روحیه و تز ل موقعیت نظامی علیه السلام تا چه حد مؤثر بود؛ ولی هرچه بود «قیس بن سعد» که مردی شجاع و با ایمان و نسبت به خاندان مؤمنان (ع) بسیار با وفا بود، طبق دستور حسن علیه السلام فرماندهی را به عهده گرفت و طی سخنان مُهیِّجی کوشید روحیه سربازان را تقویت کند. معاویه خواست او را نیز با پول بفریبد، ولی قیس فریب او را نخورد و همچنان در مقابل دشمنان ایستادگی کرد.


معاویه تنها به یدن «عبیدالله» اکتفا نکرد؛ بلکه به منظور ایجاد شکاف، اختلاف و شایعه سازی در میان مجتبی علیه السلام، به وسیله جاسوسان و مزدوران خود، در میان لشگر مجتبی علیه السلام شایع می کرد که قیس بن سعد (فرمانده مقدم ) با معاویه سازش کرده و در میان قیس نیز شایع می ساخت که حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرده است!.


کار به جایی رسید که معاویه چند نفر از افراد خوش ظاهر وظاهرالصلاح  را که مورد اعتماد مردم بودند، به حضور علیه السلام فرستاد. این عده در اردوگاه «مدائن» با حضرت مجتبی علیه السلام ملاقات د و پس از وج از چادر (ع)، در میان مردم به دروغ فریاد زدند: «خداوند به وسیله فرزند صلی الله علیه وآله وسلم فتنه را خواباند و آتش جنگ را خاموش ساخت. حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرد، و خون مردم را حفظ نمود»!.


مردم که به سخنان آنها اعتماد داشتند، در صدد تحقیق بر نیامدند و سخنان آنها را باور نموده و بر ضد (ع) شورش د؛ سپس به خیمه آن حضرت حمله ور شده و آنچه در خیمه بود، به یغما بردند و در صدد قتل برآمده و آن گاه از چهار طرف متفرق شدند.


* نرمش قهرمانانه (ع) و پذیرفتن صلح تحمیلی


در نهایت حسن مجتبی علیه السلام وقتی می ‌بینند لشگر معاویه نزدیک شده و عوامل او کاری د که عرصه بر بسیار تنگ شد، راهی جز صلح ندید؛ همین مسأله صلح که مطرح می ‌شود بسیاری از افراد و تاریخ نویسان، تحلیل های انحرافی از صلح ارائه می دهند.


تفاوت صلح با سازش: اولاً صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیر و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است و لذا اگر افراد آن زمان این مطلب را می ‌فهمیدند به حضرت یا مُذِّلَ المُؤمنین خطاب نمی د؛ دسیسه معاویه این گونه است که افراد وجیه و سرشناس که مردم عراق آنها را قبول دارند به خیمه حسن مجتبی(ع) می فرستد تا عوام فریبی کند و بگوید ما صلح طلب هستیم؛ این افراد که داخل خیمه حضرت می ‌شوند که با حضرت صلح کنند، عوامل دیگر همه جا شایع می ‌کنند که حسن صلح را پذیرفته است؛ یعنی قبل از اینکه حسن (ع) صلح را قبول کنند و این مطلب را علنی کنند. افرادی پیشاپیش قضیه صلح را تبلیغ می ‌کنند تا صلح را به (ع) تحمیل کنند و معاویه کاغذ سفید امضایی به حسن مجتبی (ع) می ‌دهند که تو هر چه بنویسی ما قبول داریم.


این جای سؤال است که معاویه چه اعتمادی داشت که کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد که بدهید به حسن بن علی و او هرچه بنویسد من قبول دارم!. او اوضاع را به نفع خود می دید وبه اصطلاح براوضاع مسلط شده بود لذا کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد تا حسن ع هرچه می خواهد بنویسد!!


 اولاً جو تبلیغاتی راه می ‌اندازند که ما صلح طلبیم مثل شرایط امروز ما، که استکبار جهانی خود را صلح طلب معرفی می ‌کند؛ در این شرایط (ع) را جنگ طلب و معاویه را صلح طلب معرفی می ‌کنند و معاویه هم اوضاع عراق و شرایط جنگی حضرت را دید و فهمید که حضرت هر چه بنویسد، اشکالی ندارد و او قصد نداشت به شرایط صلح عمل کند، لذا قشون معاویه در نُخیله استقرار پیدا می ‌کنند و بین حسن (ع) و معاویه صلحی ایجاد می ‌شود.


* مواد قرارداد صلح


1- حکومت به معاویه واگذار می ‌شود به شرط اینکه به کتاب خدا و سنت و سیره و سیره خلفا عمل کند. مطهری می‌ گوید: تعبیر حکومت ترجمه فارسی است و گر نه عبارت عربی آن تسلیم حکومت است (3)


2-پس از معاویه حکومت از آن حسن بن علی (ع) است و هر حادثه ای برای او رخ داد متعلق به حسین بن علی (ع) است.


3- معاویه باید لعن نسبت به المؤمنین (ع) در منابر را ترک کند و از آن حضرت به نیکی یاد کند.


4- بیت المال که موجودی آن پنج میلیون درهم است تسلیم معاویه نخواهد شد.


5- مردم در همه مناطق شام، عراق، حجاز، یمن، ایران و... باید در امنیت باشند.


سؤال این است که حسن مجتبی(ع) می‌ دانند که معاویه به این مطالب عمل نمی کند چون ایشان تجربه زیادی در همراهی پدرشان(حضرت علی ع) دارند و بیش از چهل  سال در سیاست حضور داشته اند ومعاویه را خوب می شناسند و می داند که او پابند به این قرار داد نخواهد بود؛  پس چرا قراداد صلح با معاویه را قبول می کنند؟! جوابش این است که با توجه به شرایط وحوادث بوجود آمده  آن حضرت بخوبی می داند  که  حالا نمی شود با معاویه برخورد نظامی کرد؛  لذا براساس اه تربیتی برای جامعه و مصالح دیگری که در نظر (ع) بود( که به قول مطهری زمینه ساز قیام حسین (ع) است) علیه السلام قرار داد صلح را می پذیرد.


حضرت به عنوان حجت شرعی و این که این قرارداد در همه جا پخش می‌ شود این قیود و ضوابط را در قرارداد قبول می ‌کنند؛ ایشان با درایت این صلح را پذیرفت همانطور که اکرم (ص) در حدیبیه صلح را عقلاً و شرعاً پذیرفتند؛ حسن (ع) بعد از قبول صلح، فوراً به سمت مدینه حرکت د تا به اه ی که مورد نظرش بود بپردازند.


* پس از صلح تحمیلی علت حضور (ع) در مدینه چه بود؟.


1-تربیت و آموزش نیروهای کارآمد


یک عالم و مبلّغ اگر در مکانی موفق نشد، باید هجرت کند و به مکان دیگری برود. ت نماندند و در مدینه اقداماتی د.


2-نشر فرهنگ اصیل


چون آن زمان از جانب معاویه معرفی می ‌شد مثل امروز که هم یی داریم و هم ناب محمدی، هم وه ت و حتی شیعه لندنی ایجاد کرده اند؛ شیعه لندن در قم با پول انگلیس کار می‌ کند، شبکه های ای دارند.


حسن علیه السلام با نشر اصیل در مقابل نشر ی که معاویه معرفی می‌کند مقابله نمود و این موضوع بعد از صلح نیز ادامه یافت.


3-مباره با بدعت های معاویه


4-رسیدگی به نیازمندان


5-حمایت های از موالیان


6-افشاگری علیه اه شوم فرهنگ معاویه


چنین حرکتی را در مدینه انجام داده و شاگردان خوبی را پرورش می‌ دهند؛ چند نفر از شاگردان ایشان مثل جابربن عبدالله انصاری، حبیب بن مظاهر، اصبغ بن نباته، برخی از شاگردان ایشان دارای وجاهت اجتماعی و با سابقه بودند و برخی نیز جوانانی مثل: حجر بن عدی، رشید هجری، رفاعة بن شداد، زید بن ارقم، سلیمان بن صرد خزاعی، کمیل بن زیاد نخعی، میثم تمار، ابوالاسود دوئلی که از اصحاب المؤمنین (ع) بودند. ابو مخنف که درباره کربلا کتاب دارد، عبدالله بن جعفر طیار، عبدالله بن عباس، عبدالرحمن بن عوف، محمد بن اسحاق، هلال بن نصّاف و شاگردانی از تمامی نقاط حتی ایران را نام می برد که از وجود حضرت  بهره مند بودند.


 


پاورقی:


(1)- کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: 54.


(2)-مجموعه آثار شهید مطهری؛ صلح حسن (ع) (سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم السلام)، ج‏16، ص: 638.


(3)- مجموعه آثار شهید مطهری، صلح حسن (ع) (سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم السلام)، ج‏16، ص: 644.


*حوزه نیوز :اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)


 


http://hawzahnews.com/detail/news/363869



** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی


** اوضاع اجتماعی عصر حسن مجتبی(ع)+ آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه شوران حوزه


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/96/اوضاع سياسي اجتماعي عصرامام حسن(ع) آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم/




درس کتاب کفایة الأصول(جلداول ازابتدا)+شماره 1+آیت الله سیداصغر س

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای تصویر کتاب کفایة الاصول


***نسیم معرفت***




** درس کتاب کفایةُ الأُصول (جلد اول از ابتداء) +شماره 1 + از روی متن کتابِ کفایه سه جلدی چاپ انتشارات جامعه مدرسین قم


 بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ اَلحَمدُ لِلهِ  رَبِّ العالَمینَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی مُحَمَّدِِ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ وَ بَعدُ فَقَد رَتَّبتُهُ عَلی مُقَدَِّمَةِِ وَ مَقاصِدَ وَ خاتِمَةِِ


اَمَّا المُقَدَِّمَةُ  فَفِی بَیانِ اُمُورِِ :


اَلأَوَّلِ : [مَوضُوعِ العِلمِ وَ مَسائِلِهِ]


اِنَّ مَوضُوعَ کُلِّ عِلمِِ وَ هُوَ الَّذی یُبحَثُ فِیهِ عَن عَوارِضِهِ الذّاتِیَّةِ : اَی  بِلاواسِطَةِِ فِی العُروضِ - هُوَ نَفسُ مَوضُوعاتِ مَسائِلِهِ عَیناََ وَ ما یَتّحِدُ مَعَها خارِجاََ وَ اِن کانَ یُغایِرُها مَفهُوماََ تَغایُرَ الکُلِّیِّ وَ مَصادیقِهِ وَ الطَّبیعِیِّ وَ اَفرادِهِ


ترجمه : حمد و سپاس مخصوص پروردگار عالم است  و  درود و سلام قلبی و لسانی بر  محمد و خاندان پاکش و لعنت خداوند بر همه دشمنانشان باد .


و بعد از حمد و ثنای الهی چنین می گویم که کتاب کفایةُ الأصول را به سه بخش مقدِّمه و مقاصد و خاتمه مرتب و منظم .


و اما در  مقدمه کتاب  چند امر و مطلب ذکر می شود :


امر اول در رابطه با موضوع علم اصول و مسائلش می باشد .


موضوع هر علمی که در آن از عوارض ذاتیه آن موضوع بحث می شود ، در واقع و عینا نفس همان موضوعات مسائلش است که در خارج و مصداقاََ  با آن ها (به حمل شایع صناعی) اتحاد دارد اگرچه از نظر معنی و مفهوم و به حمل اوّلی  ، این دو [یعنی موضوع علم و موضوعات مسائلش] با هم مغایرت و غیریّت دارند همانند مغایرت کلی طبیعی و افرادش (که از نظر معنی و مفهوم لفظی غیر هم هستند ولی در خارج و مصداقاََ و به حمل شایع صناعی نفس و عین هم می باشند  .)


توضیح متن :


مرحوم آیت الله مُلاّمحمدکاظم اسانی معروف به اسانی کتاب ارزشمند کفایةُ الأصول خود را بر اساس یک مقدمه (که مشتمل بر سیزده امر است) و مقاصد اصلی هشتگانه و یک خاتمه (یعنی مبحث اجتهاد وتقلید)  تنظیم و مرتب نموده است .
در مقدمه کتاب به سیزده امر پرداخته است که یکی از آن ها در باره موضوع علم اصول است و  قبل از بررسی موضوع علم اصول ، به  موضوع مطلق علم اعم از علم اصول و غیره (به عنوان یکی از عناوین رؤوس ثمانیه) اشاره نموده است . قُدَماء از منطقیین در اوائل کتابشان جهت استفاده بهتر طالبینِ علم( اعمّ از معلِّمین و متعلِّمین) هشت چیز را به عنوان رؤوس ثمانیه یا مبادی هشتگانه ذکر می د که عبارتند از :
1- تعریف علم
2-موضوع علم
3-فائده علم
4-مؤلِّف علم
5- ابواب و مباحث علم(عناوین یا فهرستی از ابواب و فصول علم)
6- مرتبه علم یعنی مقام و مرتبه آن علم نسبت به علوم دیگر
7-غرض و غایت علم  یعنی مقصود و هدف از تحصیل آن علم چیست؟  البته فایده علم مترتب بر غرض آن است  مثلا غرض از تحصیل علم منطق تمییز بین حق و باطل است و فایده آن مصونیت از خطا در فکر و شه است ...
8-اَنحاء تعلیمیه یا  شیوه ها  و روش های تعلیم و آموزش (مِتُدُلُوژی یا روش شناسیmethodology  ) . اَنحاء تعلیمیّه عبارتند از تقسیم و تحلیل و تحدید و برهان . [علامه شهید مرتضی مطهری در کتاب خدمات متقابل و ایران بخش فلسفه و حکمت (طبقه سوم از فلاسفه) ص 540  می فرماید : مبتکر اَنحاء تعلیمیه معلِّم ثانی یعنی  جناب ابونصر محمدبن محمد فار بوده است. ]
چون این امور هشتگانه  اجمالا و  سربسته  به  اصل و  ریشه  و رأسِ مقاصد و مطالبِ اصلی کتاب و علم موردنظر اشاره دارند لذا آن ها را رؤوس ثمانیه می گویند


در کتابِ «أَلحاشِیَة عَلی تهذیبِ المَنطِق» چاپِ انتشارات جامعه مدرسین  که همراه با حواشی میرزا محمد علی تبریزی  است در ص 119  در باره وجه تسمیه «رُؤوس ثمانیه» چنین آورده است :


قَولُ المُصَنِّفِ : وَ کانَ القُدَماءُ ما یُسَمُّونَهُ الرُّؤُسَ الثَّمانِیَّةَ :  اَقُولُ : اَمّا تَسمِیَتُهُم بِالثَّمانِیَّةِ فَظاهِرُُ وَ اَمّا بِالرُّؤُسِ فَلِأَنَّها لَمّا کانَت مُشعِرَةََ بِالمَقاصِدِ المَذکُورَةِ فِی العِلمِ عَلی سَبیلِ الأِجمالِ ، کانَت کَأَنَّها رُؤُسُها وَ اُصولُها  .


مرحوم میرزا محمد علی تبریزی صاحب حواشی بر حاشیه ملّا عبدالله می گوید :  در باره  قول مصنِّف (یعنی  ملّا سعد تفتازانی) که در متن کتاب گفته است :وَ کانَ القُدَماءُ ما یُسَمُّونَهُ الرُّؤُسَ الثَّمانِیَّةَ : یعنی قُدماءِ از منطقیین ذکر می کنند آنچه را که نامگذاری می نمایند به رُؤوس ثمانیه ،  چنین می گویم : اما نامگذاری رُؤوس ثمانیه (اصول هشتگانه) به ثمانیه روشن و واضح است چون هشت تا است . و اما نامگذاریش به رُؤوس به این جهت است که  هنگامی که این رُؤوس (اصول هشتگانه) به نحو اجمال و سربسته به مقاصد و مقصد های علمِ موردِ نظر  ، اِشعار و اشاره دارد گویا به منزله رُؤوس و ریشه ها و اصول آن مقاصد محسوب می شود .


مرحوم اسانی از میان رؤوس ثمانیه به دو مورد از آن ها در آغازین کتاب خود اشاره نموده است که یکی از آن ها  تعریف علم و دیگری موضوع علم است . نخست  به موضوع مطلقِ علم می پردازد و می فرماید :
موضوع هر علمی  آن چیزی است که در آن علم از حالات و اوصاف و عوارض ذاتیه آن موضوع بحث می شود .  مثلا در علم نحو از عوارض و احوالات کلمه و کلام (مثل  اَلفاعِلُ مَرفُوعُُ - اَلمُبتَدا مَرفُوعُُ - اَلخَبرُ مَرفُوعُُ - اَلمُضافُ اِلَیهِ مَجرُورُُ - اَلمَفعُولُ مَنصُوبُُ...) بحث می شود پس موضوعِ علمِ نحو  کلمه و کلام است و حالات و احوالاتی مانند مرفوعیّت و منصوبیّت و مجروریّت و .... حَولِ مِحورِ «کلمه و کلام»  مطرح می گردد. و اینها از عَوارضِ ذاتی کلمه و کلام محسوب می شوند .


سؤال : مراد از عَوارِض ذاتیه چیست ؟


پاسخ : در پاسخ به این پرسش می گوییم که در مبحث کلّیات خمس  در منطق  یک ذاتی داریم و یک عَرَضی  . در کتاب اَلمَنطِق از مرحوم آیت الله شیخ محمد رضا مظفر ص 90 در باره ذاتی چنین آمده است :  هُوَ المَحمُولُ الَّذی تَتَقَوَّمُ ذاتُ المَوضُوعِ بِهِ غَیرُ خارِجِِ عَنها ... یعنی  ذاتی آن محمولی است که ذات و حقیقت موضوع مُتقوِّم به آن می باشد و داخل در ذات موضوع و جزیی از آن است و به عبارت دیگر قوام موضوع وابسته و متوقف برآن است و ماهیت و حقیقت موضوع تحقق پیدا نمی کند مگر بواسطه آن . مثل  اَلأِنسانُ حَیوانُُ - اَلأِنسانُ  ناطِقُُ که در این دو قضیه کلمه انسان که نوع است  ، موضوع واقع شده و کلمه حیوان و ناطق که جنس و فصل هستند هریک جزیی از ذاتیات انسان را تشکیل می دهند و به عنوان ذاتی بر او حمل می شوند 


و در باره عَرَضی چنین ذکر شده است : هُوَ المَحمُولُ الخارِجُ عَن ذاتِ المَوضُوعِ ...  یعنی  عَرَضی آن محمولی است که خارج از ذات و حقیقتِ موضوع می باشد و بر آن حمل می گردد  مثل اَلأنسانُ کاتِبُُ  که کلمه کاتب و کتابت خارج از ذاتِ انسان است (جزیی از ذات نیست ) و بر آن حمل شده است .  حال که مراد از ذاتی و عَرَضی در کلیات خمس را دانستیم بر می گردیم به عنوانِ «عوارض ذاتیه» که مرحوم اسانی در متن کتابش به آن اشاره کرده است  .کلمه اَعراض جمع عَرَض و  کلمه عوارض جمع عارض است و مراد از عارِض و عَرَض در اینجا (که از آن عَرضَی اراده می شود)  در مقابل ذاتی باب کلیات خمس است . یعنی چیزی است که خارج از ذاتِ موضوع و معروض است و بر آن عارض و حمل می شود . مشهور از منطقیین(علماء منطق)  عَرَض را  9 قسم کرده اند که سه قسم آن را به اتفاق ، عرض ذاتی نام نهادند و سه قسم دیگر را به اتفاق ، عرض غریب می گویند و  یک مورد هم مورد اختلاف است که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب و دو مورد هم وضعیت روشنی ندارد و مسکوت گذاشته شده و مورد عنایت و توجه منطقیین واقع نشده و محل بحث قرار نگرفته است  که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب؟ و می توان در ردیف عَرض غریب محسوب نمود .


[ علامه شهید مرتضی مطهری در کتاب شرح مبسوط منظومه جلد دوم ص153  در باره عَرَض چنین می گوید : ... در گذشته گفتیم که کلمه عَرَض را یک وقت در باب مَقولات عَشر بکار می برند . اگر در باب مقولات بکار برند در مقابل جوهرِِ مصطلح قرار می گیرد که شامل کیف و کم و ...  یعنی آن نُه مقوله معروف می شود . قهرا وقتی جوهر بگوییم آن یک مقوله ای می شود که در مقابل اَعراض است . جوهر و عَرَض به این معنی که در مقولات عشر ذکر می گردند از امور نسبی نیستند یعنی اینطور نیست که این شئ نسبت به یک شئ  ، جوهر باشد و نسبت به شئ دیگر عَرَض . آنچه که عَرَض است ، عَرَض است و آنچه که جوهر است ، جوهر است  ولی یک وقت هست که ما می گوییم عَرَض و مقصودمان این است که چیزی با مقایسه با چیز دیگر  ذاتی آن نیست که اصطلاح بهتر این است که بگوییم عَرَضی یعنی این شئ را وقتی با شئ دیگر مقایسه ید ذاتی آن نیست بلکه عَرَضی است ولی ممکن است با مقایسه با شئ دیگر ذاتی آن باشد یعنی یک امر مقایسه ای و نسبی است مثلا ناطق ذاتی انسان است ولی ذاتی حیوان نیست بلکه عَزَضی حیوان است .  (ناطق) ذاتی انسان است چون جزءِ انسان است ولی ذاتی حیوان نیست چون جزءِ حیوان نیست  . و نیز علامه شهید مرتضی مطهری در کتاب آشنایی با علوم ی ص 31و32  در باره  عوارض ذاتیه چنین می گوید : ... عبارتی که از منطقیین و فلاسفه در تعریف موضوعِ علم بکار برده اند این است :مَوضُوعُ کُلِّ عِلمِِ  هُوَ ما یُبحَثُ فِیهِ عَن عَوارِضِهِ الذّاتِیَّة ... این دانشمندان بجای اینکه بگویند موضوعِ هر علمی عبارت است از آن چیزی که آن علم از احوال و خواص و آثار او بحث می کند بجای احوال و آثار ،  کلمه قلمبه «عوارض ذاتیه» را بکار برده اند . چرا ؟ بی جهت ؟!  نه  ، بی جهت نیست . آنها دیده اند که احوال و آثاری که به یک چیز نسبت داده می شود بر دوقسم است . گاهی واقعا مربوط به خود اوست (مثل اَلأِنسانُ مُتَعَجِّبُُ)  و گاهی مربوط به او نیست بلکه مربوط به چیزی است که با او یگانگی (و اتحاد) دارد  مثلا می خواهیم در احوال انسان بحث کنیم ، خواه و ناخواه از آن جهت که انسان ، حیوان هم هست و با حیوان یگانگی دارد ، خواص حیوان هم در او جمع است ( مثل اَلأِنسانُ مُتَحَرِّکُُ لِأَنَّهُ حَیوانُُ  که در این مثال تحرُّک و حرکت و مُتَحَرِّکُُ از خواص حیوان است که به انسان حمل شده است. حیوان با انسان مرتبط است زیرا که حیوان جرءِ ذاتی انسان می باشد و حرکت و تحرُّک بواسطه حیوان به انسان عارض و حمل شده است   لذا مُتحرِّک بودن عَرَض غریب برای انسان محسوب می گردد ) از این رو کلمه عَرَض ذاتی را بکار برده اند و آن کلمه را با تعریفی مخصوص مشخص کرده اند که این اشتباه از بین برود و به اصطلاح عوارض غریبه خارج شود . ]


ما در اینجا تمام اقسام 9 گانه عرض(اعم از ذاتی و غریب)  را  بر طبق گفته منطقیین با ذکر مثال بیان می کنیم و بعد نظر مرحوم اسانی را ذکر می کنیم که آیا ایشان در تعریفی که برای موضوع علم آورده (اِنَّ مَوضُوعَ کُلِّ عِلمِِ و هو الَّذی یُبحَثُ فیه عن عَوارضِهِ الذّاتیة : ای  بلاواسطةِِ فی العُروضِ... ) موافق با نظر منطقی ها می باشد یا نه ؟


اقسام نُه گانه عَرَض :  این اقسام نه گانه به سه صورت قابل تصویر است :


صورت اول : چیزی(عَرَضی) که عارض بر شئ(معروض) می گردد بدون واسطه که سه قسم است :


1-نسبت بین عارض و معروض تساوی است مثل اَلأِنسانُ مُتَعَجِّبُُ . در کتاب مُنتَهَی الدِّرایَة ج 1 ص 16 آمده است که گفته شده  وصف تَعَجُّب( مُتَعَجِّبُُ) بدون واسطه بر انسان عارض می شود    ( این مورد طبق نظر منطقیین و مرحوم اسانی عرض ذاتی است )


2- عارض اعمّ از معروض است  مثل  اَلنّاطِقُ حَیوانُُ - اَلأَربَعَةُ زَوجُُ . در این مثال ها کلمه حَیوانُُ اعم از اَلنّاطِقُ است و برآن عارض و حمل شده است ( حیوانیت جزء ناطق نیست بلکه جزء انسان است) و کلمه زَوجُُ اعمّ ازاَلأَربَعَةُ می باشد و بر آن حمل و عازض شده است     ( عرض غریب + این مورد مسکوت گذاشته شده و مورد توجه منطقیین واقع نشده و مورد بحث قرار نگرفته است  که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب؟)


3- عارض اخصّ از معروض است مثل اَلحَیوانُ ناطِقُُ . در این مثال کلمه ناطِقُُ اخصّ از اَلحَیوانُ می باشد و بر آن عارض شده است ( ناطقیت جزء حیوان نیست بلکه جزء انسان است. ( عرض غریب + این مورد مسکوت گذاشته شده و مورد توجه منطقیین واقع نشده و مورد بحث قرار نگرفته است  که آیا عرض ذاتی است یا عرض غریب؟)


تذکر : در مثال های بالا خودِ ذاتِ معروض(اَلأِنسانُ - اَلنّاطِقُ - اَلأَربَعَةُ - اَلحَیوانُ )  اقتضاء آن عوارض (مُتَعَجِّبُُ - حَیوانُُ - زَوجُُ - ناطِقُُ ) را دارد نه چیز دیگری . واسطه ای در این حمل ها  و اتصاف ها وجود ندارد .


صورت دوم  : چیزی (عَرَضی) که عارض بر شئ(معروض) می گردد با واسطه داخلیه( یعنی از اجزاء داخلی موضوع و معروض است) که دوقسم است :


1- عارض برشئ (معروض)می شود با واسطه داخلیه اعمّ که جنس باشد مثل  اَلأِنسانُ مُتَحَرِّکُُ بِالأِرادَةِ لِأَنَّهُ حَیوانُُ . در این مثال کلمه «حَیوانُُ» که جنس می باشد  واسطه داخلیه اعمّ است برای عُروض و حملِ «مُتَحَرِّکُُ بِالأِرادَةِ» بر اَلأِنسانُ . کلمه انسان از نظر منطقی ، نوع است و نوع از دوجزء داخلی تشکیل شده که عبارتند از جنس وفصل .     (مورد اختلاف است به این معنی که قُدَماء و متقدّمین آن را از اَعراض غریبه و مُتأ ین آن را از عوارض ذاتیه شمرده اند  ) + این مورد از نظر مرحوم اسانی عرض ذاتی است


2- عارض بر شئ (معروض)می گردد با واسطه داخلیه  ای که با معروض نسبت تساوی دارد مثل اَلأِنسانُ مُتَکَلِّمُُ لِأَنَّهُ ناطِقُُ . در این مثال کلمه «ناطِقُُ» که فصل می باشد واسطه داخلیه مساوی است برای عُروض و حملِ«مُتَکَلِّمُُ» بر اَلأِنسانُ .     ( این مورد طبق نظر منطقیین و مرحوم اسانی عرض ذاتی است )


تذکر : چیزی که جزئیت دارد و جزئی از حقیقت و ذات شئ را تشکیل می دهد یا جنس است و یا فصل (مثل انسان که از نظر منطقی  به آن نوع گفته می شود و با تحلیل ذهنی و عقلی  متشکل از دوجزء یعنی جنس و فصل می باشد )  . اگر جنس باشد  اعمّ از موضوع(معروض) خواهد بود و اگر فصل باشد ، نسبت تساوی با موضوع(معروض) خواهد داشت و فرض سومی قابل تصور نیست که که اخصّ از ذاتِ موضوع و معروض باشد زیرا که جزء مُقوِّمِ ذاتِ موضوع ، یا جنس است که اعمّ است و یا فصل است که نسبت تساوی با ذاتِ موضوع دارد و شئ ثالثی در کار نیست که اخصّ از موضوع باشد


صورت سوم : چیزی (عَرَضی) که عارض بر شئ(معروض) می گردد با واسطه خارجیه(یعنی خارج از ذاتِ موضوع و معروض) که چهار قسم است :  ...     ....      ....     ....     ....     ....     ....     ....     ....


... توضیحات  ادامه دارد ......  ....     + کلیک کنید


 ** آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


**درس کتاب کفایة الأصول(جلداول ازابتدا+آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (1) + سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+ کلیک کنید



**درس کتاب کفایة الأصول(جلداول ازابتدا+آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (1) + سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+ کلیک کنید




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/84/درس کتاب کفاية الأصول(جلداول ازابتدا) شماره 1 آيت الله سيداصغر س/




رهایی از تفکرِ نادرست+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای کرم ابریشم


***نسیم معرفت***


 


** رهایی از تفکرِ نادرست+نسیم معرفت


 


 


....  تا مادامی که در پیله تفکراتِ خاصِّ خودت باشی مطلب همان است که می گویید : (...تسلیم نخواهید شد.)    شاعر دراین باره می گوید:
چو کرمی کو میان به نهان است
زمین و  آسمان او همان است

کِرمِ ابریشم و برخی کِرم های دیگر آنقدر در خود می تَنَند که گاهی  می میرند و هلاک می شوند.  البته باز صد رحمت به آن کِرم که بر دَور خود می تَنَد و خیلی اوقات  حِصار تنگ پیله اش را می دَرَد و  سوراخ می کند و به صورت پروانه زیبا در می آید و پرواز می کند و  اینگونه کِرم ها و مانند آن ها  دنیایی عجیبی دارند و چرخه زندگی شان اِعجاب آور و عبرت آموز برای همه ما می باشد ولی  گاهی برخی انسان ها چنان در پیله تفکراتِ خاص و نامعقولِ خود قرار می گیرند که ممکن است  درآن محدوده پیله  خود  منحرف و هلاک و نابود شوند و  نه تنها پرواز نداشته بلکه به دره سقوط بیفتند و راه نجاتی نداشته باشند ، اینها انی هستند که با دست خود  خانه های سعادت و خوشبتخی خود را ویران و اب می کنند و در شأن آنها آیه شریفه 2 از سوره صادق است که  فرمود :

 یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدیهِمْ ....َ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصار

......... ...             ... .......
این متن در ظاهر کمی تلخ است ولی گویای یک واقعیت بود که نمی خواهم دوباره بازگو کنم .
نه من و نه شما و نه هیچ دیگر نباید برای خود حِصارهایی که مانع رشد فکری و معنوی و... می باشد  درست کنیم ....

* سیداصغرسعادت میرقدیم  -هفتم تیر 1395 ه.ش- روز چهارشنبه -ساعت 3 و ربع عصر



آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/86/رهايي از تفکرِ نادرست آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي/




به « آدابُ المُتَعَلِّمین» اهمیت بدهیم+آیت الله سعادت میرقدیم لا

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای مُنیَةُ المُرید


***نسیم معرفت***


** به « آدابُ المُتَعَلِّمین»  اهمیت بدهیم


 


پیش ارباب د،مایه ی ایمان ادب است


ل پیشه ی مردان سخن دان ادب است


بی ادب را به سماوات بقا منزل نیست


در سماوات بقا منزل مردان ادب است


 دامن عقل و ادب گیر که در راه یقین


بر سر گنج وجود تو نگهبان ادب است


آدمیزاده اگر بی ادب است انسان نیست


فرق ما بین بنی آدم و حیوان ادب است


از عقل سؤالی که بگو ایمان چیست؟


عقل در گوش دلم گفت که ایمان ادب است


عاقبت هر چه کند خواجه پشیمان گردد


آن که از وی نشود هیچ پشیمان ادب است


چشم بگشا و ببین جمله کلام الله را


آیه آیه همگی معنی قرآن ادب است


گر تو خواهی که قدم بر سر ابلیس نهی


با ادب باش ببین قاتل ادب است


 چند روزی که در این خانه ی تن مهمانی


  با ادب باش که خاصیت مهمان ادب است




ما طلبه ها در زمان های قدیم کتاب آدابُ المُتَعلِّمین ( و مُنیَةُ المُرید از شهید ثانی) می خو م [ آدابُ المُتَعَلِّمین رساله‌ای در تعلیم و تربیت به عربی ، نوشته خواجه نصیرالدین طوسی (579-672) دانشمند و فیلسوف نامدار ایرانی است....  مُنْیَةُ المُرید فی أدَبِ المُفیدِ وَ المُسْتَفید کت است در حوزه اخلاق ی، اثر زین الدین بن عَلیّ عامِلی، معروف به شهید ثانی (شهادت، 966ق) در موضوع آداب متقابل شاگرد و و آداب تعلیم و تعلم در . ]    و در بابِ آداب بین  شاگرد و (آدابُ المُتعَلِّم و المُعَلِّم)  کتاب های مختلفی از زمان های بسیار دور تا حال  نوشته شده که کتاب (مُنیَةُ المُرید ) از شهید ثانی در باب آداب مُتَعَلِّم(شاگرد) و مُعَلِّم ( ) ، خیلی جالب است و بحمدالله در اوایل طلبگی آن را خواندم و   در مقدمه کتاب مَعالِمُ الأُصول ( تألیف شیخ جَمالُ الدّین حسن بن شیخ زین الدین شهید ثانی )   هم که از کُتُب اصولی قدیمی است  احادیث زیادی در چند فصل در باره ارزش علم و تحصیل علم و جایگاه عالم و .....  بیان شده است  و زمانی که ما کتاب معالمُ الأُصول می خو م از مقدمه آن که خیلی عالی است بهرمند شدیم .  متاسفانه امروزه خیلی به کتاب  آدابُ المُتَعلِّمین توجه نمی شود . جالب است بدانید که کتاب مَعالم یکی از کتاب های اصولی مختصر و متقن است  با اینکه این کتاب  یک کتاب اصولی است ولی در مقدمه اش   مطالب بسیار ارزشمندی در باره علم و عالم و نیز متعلِّم  بیان شده است و شایسته می باشد که طلاب و دانشجویان از آن  و مانند آن بهره مند گردند .


 


 


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی



آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*********************************************




کتاب «آدابُ المُتَعَلِّمین»


کت درباره آداب تعلیم و تربیت ی، رسم علم آموختن و دانستنی های طالب علم و مراتبِ اخلاقی آنان به زبان عربی. این اثر، نقطه تحوّل در تاریخ تربیت ی شرق تا اوایل قرن 12 هجری است. نویسنده آن "برهانُ الدین زرنوجی" فقیه و عالمِ بزرگ قرن پنجم و ششم هجری قمری. در این کتاب به اقوال و آراءِ دانشمندان و شاعران استناد و از شعرا و اثر دانشمندان اهل تسنن بسیار یاد شده و اشعار و نکته هایی از آنها به مناسبت آمده، گرچه بعضی از نویسندگان، نام و سخنان آنها را یا حذف کرده و یا تغییر داده اند و بعضی تألیف آن را به خواجه نصیرالدین طوسی، نسبت داده اند. این اثر، چند بار تحریر و تلخیص شده که یکی از این تحریرها در حاشیه کتاب «اَلهدایَةُ فِی النَّحو» در کتاب جامعُ المقدمات است.



معرفی اجمالی نویسنده:
برهان الدین زرنوجی، از شهر «زرنوج» در شهر بخارا بود و به همین دلیل به «زرنوجی» معروف شد. او شاگرد فقیه حنفی "برهان الدین مرغنیانی" نویسنده «الهدایه» بود. اگر چه وی به عنوان یک فقیه برجسته، مشهور شد ولی معلم بزرگی بود که عمیقا به فرآیند تعلیم و تربیت رسمی علاقه مند بود. او سال 1203 میلادی، رساله «تعلیم المتعلم» (آموزش فراگیر و روش یادگیری) را نوشت. زرنوجی سال 519 هـ ق برابر 1125 میلادی در گذشت.

انگیزه نویسنده از تالیف کتاب:
از نظر نویسنده، علی رغم تلاش زیادی که بسیاری از دانش جویان در راه ب علم دارند، ولی قادر به تحصیل آن و بهره مند از ثمرات آن نیستند، به دلیل اینست که راه و روش تحصیل علم را نمی دانند و قدم در راه صحیح نگذاشته، لذا به مقصود نمی رسند. از این جهت، مؤلف سعی کرده تا راه ب دانش علم را بنابر آنچه که در کتابها خوانده یا از بزرگان و اساتید شنیده، نشان داده و بطور ایجاز بیان کند.

ساختار کتاب آداب المتعلمین
این تحریر که در حاشیه کتاب الهدایه، در کتاب جامع المقدمات است، شامل 12 فصل و فاقد 2 فصل از متن اصلی کتاب و اشعار کتاب است.
فصل اول: در حقیقت و ماهیت علم، تعریف و فضیلت علم، وجه امتیاز انسان از حیوان، حرمت و وجوب بعضی از علوم، حرمت علم نجوم و ضرر آن. از همین موضوع، معلوم می شود که انتساب آداب المتعلمین به خواجه نصیر طوسی که خود منجم و ریاضی دان بود، کاملا بی اساس است.
فصل دوم: هدف مطالعه علم آموزی برای بقا و احیای دین، بی توجهی به امور دنیوی.
فصل سوم: موضوعاتی چون، انتخاب رشته خاص با دلیل و ره صحیح، انتخاب ، انتخاب رفیق و دوست همدرس، ثبات در یادگیری، درک محضر دانشمند، سفر برای پیدا بهترین ، شرایط تحصیل، احترام به علم و کتاب، احترام به .
فصل چهارم: شامل مباحثی چون: اوقات درس در شبانه روز، تکرار درس، همت و استقامت در آموختن.
فصل پنجم: اختصاص روزهایی در هفته برای تکرار، بازخوانی دروس گذشته، طی مراحل درسی به ساده دروس مشکل، حسن مباحثه برای دانش جویان.
فصل ششم تا نهم: مربوط به سن تحصیل، بی توجهی به امور دنیوی در تحصیل علم، پاکدامنی دانشجو، همه جا باید علم آموخت و آن را ضبط کرد.
فصل دهم: دانشجو باید از ه نی با پرگویان و سخن چینان، اشرار و ظالمین دوری کند. دانشجو باید به آداب نیکو و سنت های خوب، تمسک پیدا کند.
فصل یازدهم: علل حفظ و تقویت حافظه و علل فراموشی (کم خوری، مباحثی چون شب، قرآن خواندن، خوردن عسل و کندر. علل فراموشی چون: گناه، اندوه برای مسائل دنیا، خواندن سنگ مقابر، خوردن بعضی از خوراکیها).
فصل دوازدهم: علل کمی عمر و زیادی عمر، چون: خواب زیاد، اهمال در ، ترک دعا، جلوتر از راه رفتن، بخل و اسراف، ترک مغفرت برای پدر و مادر و ، صله رحم، احترام به اساتید و بزرگان، رعایت بهداشت


http://tahoor.com/fa/article/view/29390


 


*** متن فارسی  کتاب آداب ی (آدابُ المُتَعَلِّمین) معاونت تهذیب حوزه علمیه استانِ فارس+برای طلّاب پایه 1 .....  .....


***  اَنیسُ الطّالِبین؛ ترجمه آدابُ المُتَعَلِّمین + مرحوم سید محمد جواد ذهنی تهرانی  ...


 


  ** متنِ کتابِ آدابُ المُتَعَلِّمین - تبیان


** مُعرفی فصل های کتابِ آدابُ المُتَعَلِّمین  - ویکی شیعه


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/87/به « آدابُ المُتَعَلِّمين» اهميت بدهيم آيت الله سعادت ميرقديم لا/




رابطه و شاگردی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

درخواست حذف اطلاعات
  
 


 سید اصغر سعادت میرقدیم


***نسیم معرفت***


 




*مصاحبه(نشست دوره ای اساتید )با سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی*








**اساتید حلقه وصل طلاب و متولیان هستند، امتیاز دادن به طلاب، به اساتید واگذار شود





 



حوزه واقعا باید امتیاز دهی را به اساتید واگذار نماید یعنی امکانات و زمینه هایی فراهم شود که اساتید بتوانند طلاب خود را تشویق و امتیاز بدهند و این یکی از شؤون ارتباط با طلاب است. مثلا تشویق های مالی  و...می تواند از طریق اساتید صورت گیرد.


آیا ارتباط پدر و فرزندی در رابطه علمی و طلبه در زمان قدیم وجود داشته است؟ و آیا در حال حاضر هم در حوزه وجود دارد؟


راجع به این سوال باید عرض کنم که این مسئله خودش یک اصل است. این مسئله سند روایی هم دارد. اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة» من و علی پدر این امت هستیم. البته پدر علمی و معرفتی و اخلاقی مراد است.  با توجه به این روایت و سند معتبر در این باب، در حوزه های علمیه این می تواند یک اصل باشد. به نظر بنده، با توجه به دغدغه هایی که برخی از علما، اساتید و خود طلاب مطرح می کنند، ما می توانیم متوجه شویم که ارتباط میان و شاگرد به نحو پدر و فرزندی در زمان قدیم، پر رنگ تر بوده است.البته الان هم وجود دارد اما متاسفانه برخی عوامل باعث شده که این رابطه در عصر ما کاهش یابد. اما در زمانهای گذشته چون آن عوامل و آسیب ها کمتر بوده، لذا ارتباط بیشتر بوده است. زمانی که من در مدرسه علمیه لاهیجان تحصیل می ، اساتیدمان را به عنوان پدران معنوی حساب می کردیم. مثلا مرحوم حضرت حجت ال حاج آقا حجت سعیدی پدروار به ما درس می دادند یا حجت الأسلام ادیب لاهیجانی - که لقب ادیب را هم مرحوم شهید آیت الله  بهشتی به ایشان داده بود - با اینکه از نظر علمی در طراز بالا بود به ما صرف میر درس می داد این یعنی یک تواضع معنوی پدرانه. این برخوردها باعث می شود تا طلبه ها هم نشاط علمی پیدا کنند و هم توجه بیشتری به علم کنند ولی در عصر ما  برخی مسائل معیشتی و اقتصادی و بحران های و توسعه حوزه های علمیه و گسترش جمعیت طلاب، باعث شده تا اساتید مجالی پیدا نکنند و یا در این زمینه ها خیلی وقت نگذارند .بایداین اصل پدر و فرزندی حفظ شود و بِالطَّبع رعایت این رابطه پدر وفرزندی بین وشاگرد برکاتی را نیز به همراه خواهد داشت.


این آثار و برکاتِ این ارتباط ، چه چیزی می تواند باشد؟


وقتی که ی در حد پدر معنوی بروز می کند احساس امنیت خاطری به طلبه دست می دهد و ارادتی که باید(به ) داشته باشد به وجود می آید. این ارادت رفاقت و صمیمیت ایجاد می کند.


این صمیمیت باعث ایجاد انس علمی و معنوی می شود و مثل ارتباط انسان با پدر نَسَبی در خانه است. اگر پدر به فرزندش لطف و محبت داشته باشد، فرزند هر جا که باشد، دلش با پدرش است. یکی دیگر از برکات دیگر این است که متعلم دوست دارد تا در کلاس حضور پیدا کند و پدر معنوی خودش را ببیند و از محضرش استفاده کند. علت قرار دادن حضور و غیاب در کلاسها به خاطر پر رنگ تر حضور طلاب در کلاسهاست . الان (بااین حضور وغیاب هایی که انجام می گیرد) طلبه ها بر اساس ساعت (حضور وغیاب) در کلاس ها شرکت می کنند و نه بر اساس اینکه را پدر معنوی تلقی ند، و تشنه علم باشند. این ارتباط پدر و فرزندی باید(در حوزه ها) اصل باشد و نه سیستم حضور و غیاب.


گفته می شود هر درسی پنج مرحله پیش مباحثه، پیش مطالعه، درس ، مطالعه و مباحثه دارد، آیا با این موافق هستید و آیا این در حال حاضر وجود دارد؟


در هر کاری، علمی یا غیر علمی اموری دخیل است، مثلا اراده و هدف و برنامه داشتن و تقوای انسان دخیل در موفقیت انسان است و همینطور عاقبت شی، این مراحلی که فرمودید در حال حاضر در حوزه کم رنگ شده است.


البته من چهار سال طلاب بودم و در آنجا در رابطه با این موارد طرح های بسیاری بررسی کرده ایم، یکی از بحث ها ، مسئله آسیب شناسی است که باید جلوتر از این مباحث مطرح شود. باید اساتید و متولیان امر بررسی کنند که چه آسیب هایی باعث شد تا این کارها کمرنگ شود. اینها چیزهایی است که خود طلبه ها که انجامش نمی دهند هم قبولشان دارند، حتی طلبه خوش استعدادی که درس نمی خواند خودش قبول دارد که باید این امور رعایت شود ولی عملا انجام نمی دهد.


در قدیم این آسیب ها کمتر بوده است. طلبه ها خاطرشان خیلی جمع بود، این آرامش درونی خیلی نقش دارد. ما در بحث های معنوی می گوییم که«أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ». دربحث های علمی هم یک آرامشی نیاز است. در قدیم آن آرامش وجود داشت و طلبه ها با خاطری جمع آن مراحل را طی می د و واقعا اهتمام و جدیت داشتند البته تذکرات اساتید هم در این زمینه زیاد بود.


ما خودمان در آن زمان که طلبه شدیم چون در آن زمان از خیلی از مسائلی که در این زمان وجود دارد فارغ البال بودیم خوب درس می خو م. امنیت روحی و ذهنی وقلبی خیلی نقش دارد شما در نظر بگیرید یک خانواده ای که پول و امکانات داشته باشد اما اضطراب هم داشته باشد، زندگی برایش شیرین نیست. این اضطراب و عدم امنیت درونی باعث می شود تا زندگی هر روز برایش تلخ باشد و حتی دچار بیماری شود. حضرت ایت الله زین العابدین قربانی چهل سال پیش کت با عنوان بزرگترین بیماری قرن بیستم نوشت که اضطراب باشد و ما الان بالعیان می بینیم. امنیت خاطر برای یک طلبه ، سرمایه است، اگر بتوانیم برای طلاب امنتیت خاطر ایجاد کنیم بقیه چیزها کم کم درست می شود.


به عنوان مثال در زمانهای قدیم این همه قرض و وام نبود اما الان زیاد شده است. ی که بد ار باشد، طلبه ای که ماهی یک میلیون باید وام پرداخت کند، درس را در حاشیه قرار می دهد.


آسیب دیگر این است که شغل ها برای طلاب توسعه پیدا کرده است و این شغل ها برای طلبه ها جذ ت دارد. حتی اگر طلبه ای مشکلات مالی هم نداشته باشد به خاطر جاذبه بعضی شغلها ممکن است درس را رها یا حداقل کمرنگتر کند. در زمان های قدیم این عنوان های اجتماعی مطرح نبود.


در قدیم چون آسیب ها کمتر بود لذا اهتمام طلاب هم بیشتر بود. من یادم است که زمانی که صمدیه می خواندم متنی که قرار بود ، فردا تدریس نماید را به دیوار حجره می زدم و شب تا صبح مطالعه می . آنقدر آن مطالب را می خواندم  ومرور می که همه را حفظ می شدم، چون فارغ البال بودم.


نکته قابل توجه دیگر که موجب یک نوع آسیب شده است وجود فاصله های طبقاتی بین طلاب است در زمان قدیم طلبه ها، عمدتاً در یک سطح بودند، زمانی که من در حوزه علمیه لاهیجان طلبه شدم من در سطح خودم بود. خدا حفظ کند قنبر مشفق را که واقعا زحمت می کشید. هم مدیر بود و هم ، ولی از طرفی کار کشاورزی هم می کرد منبر هم می رفت .وقتی می دیدم که مدیر مدرسه به سختی زحمت می کشد و از طرف دیگر اساتیدم هم از نظر مادی یک فاصله کمی با من دارند، _بین شاگرد ها که هیچ فاصله ای نبود_ این مسائل موجب می شد راحت تر درس می خو م. اما الان این فاصله هایی که وجود دارد خودش یک آسیب است.


پس تا زمانی که این علت ها مرتفع نشود آن مسائل و مشکلات همچنان وجود خواهد داشت. و راه حل هم این است که متولیان امر بیشتر توجه کنند تا آسیبها کمتر شود.


آیا قبول دارید که طلبه ها افت اخلاقی پیدا کرده اند؟ و فکر می کنید که علت این چه چیزی می تواند باشد؟


من همیشه علت ی را یک اصل می دانم اما متاسفانه در کشور ما بیشتر معلول ها مورد توجه قرار می گیرد. ی همیشه به ریشه ها و علل توجه می نماید. درختی که زمانی باردهی زیادی داشت،  و به مرورزمان باردهی اش کمتر شده، باید به علل کم باردهی آن توجه نمود نه اینکه به سراغ میوه ها برویم و فقط به کمی میوه های  روی درخت توجه نمود. بلکه باید علت ها را پیدا کنیم. حوزه های علمیه هم درخت تنومندی است که ریشه های بسیار محکمی به عمر بیش از هزار سال دارد. منتها گاهی باردهی اش کم می شود. ما باید در مسائل مختلف به ریشه ها توجه نماییم، اگر ما به اینها توجه نداشته باشیم هیچ وقتی نتیجه نمی گیریم. در بعد اخلاقی گاهی انسان به وحشت می افتد. در بعد اخلاقی باید نگرانی های بیشتری داشته باشیم چون بعد اخلاقی هزاران برابر بالاتر از بعد علمی است. داستانی تاریخی است که در مورد دو عالم است. یکی تا صبح مطالعه می کرد و دیگری بیشتر عبادت می نمود و کمی هم مطالعه می کرد، اما موفقیت علمی عالم دوم بیشتر بود. تا الان در مورد مسائل اخلاقی دچار ضایعه هستیم. البته منحصر به این نیست و درمورد مسائل خانوادگی طلاب هم مشکلاتی وجود دارد.


چه را ارهایی برای حل این مشکلات به ذهن حضرتعالی می رسد؟


من یک روایتی از جلد اول  اَلکافی از کاظم علیه السلام برای شما می خوانم که   را ار های این مشکلات را می توان از آن استفاده کرد. حضرت می فرمایند: «وَجَدْتُ عِلْمَ النَّاسِ فِی أَرْبَعٍ أَوَّلُهَا آن تَعْرِفَ رَبَّکَ وَ الثَّانِیَةُ آن تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِکَ وَ الثَّالِثَةُ آن تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْکَ وَ الرَّابِعَةُ آن تَعْرِفَ مَا یُخْرِجُکَ مِنْ دِینِکَم»  یعنی من علم مردم  را در چهار چیز دیدم، اول خداشناسی است، دوم اینکه چه گونه آفریده شدیم و سوم اینکه خدای تعالی چه اراده ای از آفرینش ما نموده است و چهارم اینکه چه چیزهایی انسان را از دین خارج می کند. مشکل امروزی ما را همین حدیث حل می کند. ما باید خداشناسی را عملا و با اخلاص در حوزه های علمیه ترویج کنیم، نه به وسیله بخشنامه.


به نظر حضرتعالی رس اصلی حوزه های علمیه چیست؟


رس حوزه های علمیه در سه بعد است که عبارتند از: تعلیم  و  تهذیب و تربیت و سومی تبلیغ به معنای اعم خودش. این رس ماست. یعنی ما هر برنامه ای که تنظیم می کنیم باید در این راستا باشد. در هر سه محور نقش دارد. اگر فقط تعلیم دهد و یا اگر فقط به امور تربیتی بپردازد و یا فقط تبلیغ کند، ناقص است. هر سه رس حوزه های علمیه باید متناسب با هم پیش برود. اگر امتیاز دهی فقط بر اساس علم و دانش باشد، غلط است. گاهی متولیان امر در حوزه فقط به یک بخش توجه می کنند. من  وامثال بنده که در کلاس  درس ، بحث فقهی ویا اصولی و... داریم  باید  با نکات اخلاقی  به جنبه تهذبی هم بپردازیم. نتیجه این می شود که طلبه ای که این مسائل را از اساتید یاد گرفت می برد و در جامعه پراکنده می کند و نشر می دهد. ناپلئون بناپارت می گوید مادران با یک دست گهواره و با دست دیگر دنیا را تکان می دهند، نقش اساتید هم همینگونه است. همین طلبه ها که پیش اساتید درس می خوانند به جامعه می آیند و نقش هدایت گری دارند.


لطفا به ویژگیهای نمونه هم اشاره بفرمائید.


در سوره آل عمران آیه 159 آمده است که «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ آن اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ» این آیه کاملا منطبق با اساتید است. اصل این آیه مربوط به جنگ احد است. یاران ص که از دستور ایشان پیروی نکرده بودند، بعدا پشیمان شدند و از صلی الله و علیه و آله و سلم عذرخواهی د. آنها را بخشید. از این آیه چند مورد از چیز هایی که یک باید در مقابل شاگردانش داشته باشد را می توان به دست آورد.


اول نرم خویی است « َبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ» چون نرم خویی رحمت الهی است. محبت معقول یک بسیار اثر گذار است. از این آیه شریفه روش ارتباط یک عالم با افراد مختلف را می توان فهمید. دومین نکته این آیه این است که و دینی نباید نسبت به افراد مختلف غلیظ القلب و سنگ دل باشد و همچنین نباید خشونت کلامی داشته باشد « وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ». گاهی اوقات در زمان طلبگی با کوچکترین اشکال توسط خُرد می شدیم. هم خشونت گفتاری و هم خشونت رفتاری را با متعلم داشت. هر ی نرم خو باشد و سنگدل نباشد طلبه ها را بیشتر جذب می کند. تندخویی منجر به ج است. عالم  دینی و باید اهل عفو باشد و تغافل و تجاهل کند و بگذرد.


سومین نکته ای که از این آیه شریفه به عنوان خصوصیت و عالم دینی به دست می آید، استغفار در مقابل لغزشهای دیگران است. چون ص  هدف بالای دعوت از مردم را دعوت به توحید در نظر می گیرد، و این عالی ترین دعوت ص بود لذا  این قبیل کارها واشتباهات آنان را می بخشد تا آنها را به سعادت واقعی برساند. اگر  کشور ما ومجامع حوزوی و ی و... بخواهد موفق باشد ،باید به روز های اول انقلاب برگردد و برادری و عطوفت و مهربانی دوباره ظهور کند. اگر ما این اصولی که در این آیه شریفه آمده است را رعایت نکنیم، اگر هزاران جلسه درس و صدها موسسه داشته باشیم، دردی را دوا نخواهد کرد.


نکات بعدی مست ج از این آیه به عنوان خصوصیت ، م و توکل است.


اگر حضرتعالی مطالب و توصیه هایی برای عمیق تر رابطه طلاب و اساتید دارید بفرمائید


من نکاتی را به صورت تیتروار خدمت شما عرض می کنم که اعتقاد دارم رعایت آنها می تواند رابطه و شاگرد را بهبود بخشد:


محور اصلی در آموزش و پرورش است


اساتید پدران معنوی و علمی طلاب هستند.


شکوفایی حوزه های علمیه در گرو توجه به اساتید است.


شاگردان منع کننده فضائل و رذائل اساتید هستند یعنی اساتید به این نکته توجه داشته باشند که هر مطلبی رادر کلاس نگویند.


علم و اخلاق باید با هم باشد و نباید از هم جدا شوند و تفکیک بین علم و اخلاق خسارت عظیم است. نقش هدایتی اساتید باید همیشه وجود داشته باشد.


باید توجه داشته باشیم که علم نور است و این یعنی اساتید فقط به این دروس ظاهری و تعداد طلبه ها توجه نکنند، باید نورانیت حاصل گردد. دروس حوزوی ،  علوم آل محمدند و این علوم نباید تاریک باشد. باید طوری باشد که طلبه فقط رسائل را نخواند باید در کنار آن نورانیت هم پیدا شود.


اساتید باید نکات اخلاقی را به صورت کوتاه و مفید بیان کنند، چون نکات اخلاقی ظرفیت طلبه را بالا می برد. من همیشه در کلاس هایم حدیث می خوانم، حدیث خواندن جزء درس است و  نه جدای از درس. اگر این چیز ها نباشد طلبه باید فقط ورق بزند وباسواد شود وصِرف سواد وعلم هم دردی را دوا نمی کند وچه بسا مصداق این شعر می شود که : چو ی با چراغ آید گزیده تر برد کالا . اگر امتی با اخلاق باشند، ظرفیت شان بالامی رود.


طلاب مهذب با مسئولیت بهتری به درس و بحث می پردازند.


حوزه های علمیه باید نقش محوری اساتید را باور کنند.


اساتید باید در مورد طلاب رفتارشناسی کنند


اساتید نباید تک بعدی باشند، شهید مطهری از تک بعدی بودن بسیار مشمئز ومتنفر بود.


رابطه و شاگرد نباید رابطه صرفا علمی کلاسیک و خشک باشد، بلکه باید به صورت عاطفی و محبت آمیز باشد


اساتید حلقه و صل طلاب و متولیان هستند، متولیان باید به این حلقه توجه کنند. طلبه ها نکات خود را به اساتید می گویند و آنها  به متولیان حوزه منتقل می کنند. اساتید می توانند بخشی از بار مسئولیت را از گردن متولیان بردارند.


خوراک فکری طلاب از طریق اساتید تامین می شود.


اه و وظایف عالیه اساتید محترم و خود طلاب در حوزه باید به صورت یک نمودار تهیه شود و در اختیار همه اساتید و طلاب قرار گیرد.


اساتید افسران فکری حوزه های علمیه هستند، بنای فکری طلاب در دست اساتید است


بر اساس آموزه های قران کریم( ولقد کرّمنا بنی آدم ...) کرامت طلاب باید توسط اساتید و... رعایت شود.


با توجه به آیه شریفه هل یستوی اللذین یعلمون و الّلذین لایعلمون، جایگاه اساتید به خوبی روشن می شود.  همچنین ما در امتیاز دهی به طلاب در کلاس باید به درس خواندن طلاب توجه داشته باشیم و به طلبه ای که بیشتر درس خوانده است بیشتر توجه کنیم. راههای امتیازدهی به طلاب زیاد است یکی از آنها نمره است .حوزه واقعا باید امتیازدهی را به اساتید واگذار نماید یعنی امکانات و زمینه هایی فراهم شود که اساتید بتوانند طلاب خود را تشویق و امتیاز بدهند و به این آیه شریفه عمل کنند و این یکی از شوون ارتباط با طلاب است. مثلا تشویق های مالی و ...می تواند از طریق اساتید صورت گیرد.


رکن های اصلی حوزه عبارتند از ی، مراجع، علماء، جامعه مدرسین، شورای عالی و اساتید سطوح عالی . پس اساتید سطوح عالی در این حد از اهمیت هستند.


اساتید نباید  شغل های گوناگون داشته باشند، این بر ارتباط با طلاب تاثیر منفی می گذارد.


معاونت تهذیب باید با اساتید در ارتباط باشند و اساتید می توانند هر ماه یک بسته معنوی به طلاب بدهند .اینها خیلی تاثیر گذار است.


 سنت های پسندیده بزرگان در گذشته برای طلاب در مورد علم و تهذیب و قناعت و مناعت طبع و  سلوک با خانواده و برخی موارد دیگر را برای طلاب بازگو کنیم.


پرسش و پاسخ در کلاس باید وجود داشته باشد. البته من سوال را از کل افراد حاضر در کلاس می پرسم و نه از یک طلبه خاص . این باعث افزایش تمرکز طلاب می شود.


اساتید اگر بخواهند بنیه علمی و اخلاقی را تقویت کنند، کتابهای مفید و سودمند را به طلاب وشاگردان معرفی کنند.


خوش اخلاقی و وقار و تواضع اساتید در طلاب بسیار تاثیرگذار است و اساتید باید از شوخی هایی که دون شانشان است خودداری کنند.


اساتید باید به روش های مختلف انگیزه های علمی و معنوی را در طلاب ایجاد کنند.


اساتید، طلاب را سربازان زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و م عان دین و حریم اهلبیت علیهم السلام بدانند، این خیلی می تواند تاثیر گذار باشد.


اساتید، طلاب با استعداد را به مراکز حوزوی معرفی نمایند


حضور منظم اساتید در کلاس موجب تعلیم نظم به شاگردان و همچنین به حفظ ارتباط پدر و فرزندی کمک می نماید.


اساتید بزرگوار در عین حال که باید در مسائل حیاتی و مهم نظام   و همچنین مسائل مهم جهانی موضعگیری و اظهار نظر نمایند، باید از ورود به مسائل حزبی خودداری نمایند، این مسئله یعنی ورود به مسئل حزبی وگروهی ارتباط اساتید با طلاب را خدشه دار می کند.


 ................................................................................................


...............................................................ادامه دارد.........................


حسن ختام سخنان من ( ختامه مسک فلیتنافس المتنافسون )  ذکر خیری از مرحوم حضرت آیت الله  شیخ اسماعیل صالحی مازندرانی است. ایشان با اینکه از نظر علوم مختلف اعم از فلسفه کلام  ، ادبیات در حد بالایی بودند با این حال تواضعشان محرز بود عاطفه شان محرز و کامل بود. ایشان همیشه جلوتر از شاگردان  در کلاس حضور پیدا می د ومی نشستند .خصوصیت دیگر ایشان دلجویی از طلاب بود به شکلهای مختلف. گاهی ایشان برای تهیه دوا و درمان طلاب هم خودشان اقدام می د. همیشه مشکلات طلاب را حل می د .  یکی از دوستان ما می گفتند چشمان من دچار عارضه ای شده بود که زیاد پلک می زد ایشان سر درس متوجه این مشکل من شدند و بعد از درس ایشان علت امر را جویا شدند بعد ی در تهران معرفی د و هزینه های درمان را هم تقبل د تا به نتیجه رسید . خود من هم خاطره ای کوتاه  از ایشان دارم .اولین روزی که من به کلاس ایشان ( درمَدرَس ساحلی فیضیه) رفتم، همین که دیدند یک طلبه جدید هست فورا ایستادند و با من صحبت د نام و شهر تولد مرا پرسیدند و از من دلجویی د .همین امر،  بسیار در روحیه من مؤثر بود.


نکته دیگری هم حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی از ایشان نقل د که بسیار جالب است.  ایشان می فرمودند زمانی آیت الله صالحی مازندرانی مریض شدند مریضی حادی هم بود و بیهوشی و جراحی در پی داشت ایشان خودشان برای من نقل د وقتی که سختی های مشقت باری را طی و بعد از عمل جراحی به هوش آمدم در همان ابتدای به هوش آمدن به عنوان تشکر از ذات اقدس اله با تمام وجود گفتم الحمد لله رب العالمین و در طول عمرم چنین الحمد لله ای نگفته بودم و بعد فرمودند من دوست دارم یک مریضی از همان نوع صعب العلاج دچار شوم و دوباره همان مراحل سخت درمان را طی کنم و دوباره که به هوش آمدم دوباره همان جمله را تکرار کنم که: الحمد لله رب العالمین


و آ دعوانا أن الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین/210/52/20


 


http://neshastea id.com/node/1382



** مصاحبه (نشست دوره ای اساتید )با سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی



** رجوع شود به :(مطالب گوناگون از سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی)




****  مطالب گوناگون از سیداصغر سعادت میرقدیم+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +(کلیک)

 



** مصاحبه (نشست دوره ای اساتید )با سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/88/رابطه استاد و شاگردي آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي/




به نظرحضرتعالی رس اصلی حوزه های علمیه چیست؟+آیت الله سعادت می

درخواست حذف اطلاعات

 


 


 سید اصغر سعادت میرقدیم


***نسیم معرفت***




 



به نظر حضرتعالی رس اصلی حوزه های علمیه چیست؟


 


رس حوزه های علمیه در سه بُعد است که عبارتند از: تعلیم  و  تهذیب و تربیت و سومی تبلیغ به معنای اعم خودش. این رس ماست. یعنی ما هر برنامه ای که تنظیم می کنیم باید در این راستا باشد. در هر سه محور نقش دارد. اگر فقط تعلیم دهد و یا اگر فقط به امور تربیتی بپردازد و یا فقط تبلیغ کند، ناقص است. هر سه رس حوزه های علمیه باید متناسب با هم پیش برود. اگر امتیاز دهی فقط بر اساس علم و دانش باشد، غلط است. گاهی متولیان امر در حوزه فقط به یک بخش توجه می کنند. من  وامثال بنده که در کلاس  درس ، بحث فقهی ویا اصولی و... داریم  باید  با نکات اخلاقی  به جنبه تهذببی هم بپردازیم. نتیجه این می شود که طلبه ای که این مسائل را از اساتید یاد گرفت می برد و در جامعه پراکنده می کند و نشر می دهد. ناپلئون بناپارت می گوید مادران با یک دست گهواره و با دست دیگر دنیا را تکان می دهند، نقش اساتید هم همینگونه است. همین طلبه ها که پیش اساتید درس می خوانند به جامعه می آیند و نقش هدایت گری دارند.


...         ...           ...             ...            ...           ...    ادامه دارد  ...   ...   ...



 


http://neshastea id.com/node/1382



** مصاحبه (نشست دوره ای اساتید )با سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی



** رجوع شود به :(مطالب گوناگون از سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی)




****  مطالب گوناگون از سیداصغر سعادت میرقدیم+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +(کلیک)

 


** مصاحبه (نشست دوره ای اساتید )با سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/89/به نظرحضرتعالي رسالت اصلي حوزه هاي علميه چيست؟ آيت الله سعادت مي/




باآیت الله زین العابدین قربانی گیلانی چگونه رفتارکنیم؟+آیت الله

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای تصویر آیت الله قربانی


نتیجه تصویری برای تصویر آیت الله قربانی


***نسیم معرفت***


 


به نام خدا



** با آیت الله زین العابدین قربانی چگونه رفتار کنیم؟ +نسیم معرفت




....  شما و عزیزان انقل اگر بخواهید موفق شوید حتما باید عملا و در رفتار و نیز در گفتار حرمت علماء و عالمان منطقه خود و... را حفظ کنید و اگر اشکال واعتراضی هم دربرخی مسایل است محترمانه  و همراه با ادب اِلقاء  کنید و بدانید که در هر شهر و دیاری که مردم شان با بزرگان علمی و ت مُعظَّم شان ارتباط صمیمانه داشتند بیشتر خیر وبرکت دیدند ( که وحدت قلوب و الفت دل ها  یکی از آن برکات است) و برع   هر شهر و دیاری که مردمشان با علماء و ت شان  رفتار درستی نداشتند به عواقب شوم و نامیمونی دچار شدند .  گیلان ما  از قدیم الأیام تاکنون علماء و طلاب و فضلاء خوب و شایسته ای داشته و دارد ولی به نظر می رسد که قدرشان دانسته نشد . ما غبطه برخی  از ا را می خوریم  که ارتباط بین مردم و ت شان عالی است. کاشان یکی از ای کوچکی است که به گواهی برخی دوستان موثق  صمیمت بین ت و مردم در سطح خوب ویا عالی است. کاشان  از ایام قدیم  تاکنون علماء و شخصیت های بزرگی تحویل جامعه داده که با آثار و بیاناتشان و .... نور افشانی می کنند.  البته باز متذکر می شوم که مراد بنده از احترام به عالم به این معنی نیست که هرچه او بگوید صحیح است . هرگز .  منظورم آن است که با ادبیات درست و مؤدبانه با آنها مواجه شویم و گرنه  همه ضرر خواهیم کرد.  در گیلان ما  یکی از بحث های چالشی  مواضعِ حضرت آیت الله زین العابدین قربانی گیلانی لاهیجی  در برخی امور است که در نوع تعامل با این بزرگوار دیدگاه ها مختلف است . برخی از طلاب و انقل ون به شدت بر او می تازند و برخی غلام حلقه به گوش او هستند و برخی نیز عاقل و باهوشند و هوشمندانه  (نه ریاکارانه و منافقانه ) با ایشان تعامل دارند و واقعا این یک عویصه و مشکله ای شده برای گیلان ما. بنده حتی در  ( گروه گیلان نشاط)  دیدم که یک آقایی  مطلبی تحقیر آمیز نسبت به ایشان ارسال کرده بود ولی اون برادر عزیز توجه ندارد که این کار -کار فرهنگی و انقل نیست بلکه کار ضد ارزشی است و دودش به چشم همه خواهد رفت . بنده معتقدم حتی نسبت به اینگونه از علماء ما می توانیم با حفظ حرمت و جایگاه آن عالم ، مؤدبانه اعتراض و اشکال و...  خود را مطرح کنیم.  امیدوارم که شهر و دیار ما  نیز پیوند بین علماء و ت و مردم و انقل ون روز به روز بیشتر باشد. ......  حرف های گفتی زیاد است  ... همین اندازه برای اهلش کفایت است  که گفته اند :  اَلعاقِلُ تَکفیهِ الأِشارَةُ


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/90/باآيت الله زين العابدين قرباني گيلاني چگونه رفتارکنيم؟ آيت الله /




حق چیست؟+بررسی اجمالی معانی حق+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای گل های زیبا در گلدان


***نسیم معرفت***




سؤال : حق چیست؟



** حق چیست؟+بررسی اجمالی معانی حق+نسیم معرفت




  در پاسخ  به این سؤال عرض می کنم که کلمه حق در علوم و اصطلاحات مختلف ( اصطلاح فقهی و حقوقی و کلامی و فلسفی و عرفانی و منطقی و لغوی و...)  بکار گرفته می شود و معناهای مختلفی دارند ولی نقطه مشترک همه آن ها همان معنای ثُبوت است لکن این ثبوت به اَشکال مختلف ظهور پیدا می کند .مثلا حق در اصطلاح فقه وحقوق  به معنای ثبوتِ اختصاص و سلطه و سلطنت و تسلُّط  نسبت به یک چیزی است. مثلا آقای زید نسبت به فلان شئ حق دارد یعنی این شئ مال اوست و اختصاص به او دارد و....
در منطق که بحث از قضایا می شود  به قضیه صادقه ، حق گفته می شود . یعنی این قضیه مطابِق با واقع و خارج بالمعنی الاعم ( ذهن و خارج از ذهن و نفس الأمر )  است به عبارت دیگر این قضیه ، ثبوت و واقعیت خارجی و نفس الأمری دارد و در مقابل به قضیه که مطابق با واقع نباشد قضیه کاذبه و غیر حقه گویند .  در مباحث کلامی به عقیده درست و استوار که مُستظهَر به براهین مُتقنِ عقلی است حق گفته می شود و مقابل آن را باطل گویند  ودر عرفان که از اوج بالای معرفتی و شهودی  برخوردار است به  وجود بَحت و محض ، حق گویند و به موجودی که که عینیت او  وجود و ثبوتِ محض باشد و هیچ نقصی در آن راه نداشته باشد  حق می گویند و خداوند تبارک و تعالی عین حق است.  اکرم (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) در یک وقتی نیم مصرعی از  شعر معروف لَبید از شعرای عصرجاهلیت را خواند . لَبید بن اَبی رَبیعة بن مالِک شعر معروفی دارد که محتوایش آن است که هیج مؤثری در عالم هستی به غیر از الله نیست و هرچیزی به غیر از خدا فانی شدنی است . و این در واقع اشاره به یکی از مراتب توحید است که به نام  توحید افعالی در علم کلام و... ذکرشده است و کلمه لاحَولَ و لاقُوّه إلاَّ بِالله نیز ناظر به توحید افعالی می باشد.توحید مراتبی دارد که عبارتند از:1-توحید در ذات 2- توحید در صفات 3- توحید در افعال 4-توحید در عبادت که هرکدام از آنها در علم کلام مورد بحث قرار گرفته وتبیین شده است.  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  نیم مصرعِ اول (أَلَا کُلُّ شَیْ‏ءٍ مَا خَلَا اللَّهَ بَاطِلٌ)  از شعر لَبید را خواند وبعد فرمود:
أَصْدَقُ‏ کَلِمَةٍ قَالَتْهَا الْعَرَبُ کَلِمَةُ لَبِیدٍ.  یعنی صادق ترین شعری  که عرب جاهلی  سروده است،   شعر وسخن لَبید است.

بیت کامل شعر لَبید چنین است:

أَلَا کُلُّ شَیْ‏ءٍ مَا خَلَا اللَّهَ بَاطِلٌ ** وَ کُلُ‏ نَعِیمٍ‏ لَا مَحَالَةَ زَائِلٌ
. هر چیزی غیر الله باطل است(یعنی مؤثر حقیقی نیست) و هر نعمتی به ناچار از بین رفتنی و باطل  و فانی است. (بحارالانوار، العلامه المجلسی، ج67، ص295.)
{عرفاء وحُکماء نیز اصطلاحی دارند مبنی براینکه : لامُؤثِّرَ فِی الوُجُودِ اِلاّللهُ یعنی هیج مؤثر حقیقی در عالم هستی به غیر از الله وجود ندارد.}
پس  کلمه حق در اصطلاحات و علوم مختلف معانی مختلفی دارد که نقطه مشترک همه آن ها ثُبوت است . در بحث های فلسفی به چیزی حق گویند که وجود و عینیت خارجی بالمعنی الاعم ( ذهن و خارج از ذهن و نفس الأمر ) داشته باشد و به عبارت دیگر هرچیزی که دارای اثر باشد حق است و هر وجودی دارای اثر است حتی وجود ذهنی که از مباحث مهم فلسفی است آن هم دارای اثر خاص خودش می باشد . وجود در یک تقسیمی بر پنج قسم است : 1- وجود خارجی(خارج از ذهن)  ویا وجود عینی و حقیقی 2- وجود ذهنی 3- وجود کَتبی و نوشتاری « نوشتار هم وجودی دارد» 4- وجود لفظی « کلام و لفظ هم سهمی از وجود دارد»  5- وجود و تحقُّقِ نفس الأَمری . همه این اقسام وجود در حد خود دارای اثر خاص خود می باشد .   باز بعضی ها در تعریف حق گفته اند که حق  عبارت از چیزی که مطابق با نفس الأمر باشد . حالا نفس الأمر چیست و چطور شناخته می شود این خودش یک توضیح مفصل می طلبد که مجال تبیین آن در اینجا نیست .  با توجه به توضیحی که درباره حق داده شد  آنگاه وقتی که ما می گوییم قرآن حق است ، نبوت و ت حق است ، قیامت و حساب و کتاب حق است ، سؤال نَ و مُنکر حق است ، قبر و قیامت حق است ....  تا حدی معنی و مفهوم حق برای ما روشن می گردد .  برخی مفاهیم را ما می توانیم از راه تقابُل درک کنیم که می گویند : تُعرَفُ الأَشیاءُ بِأضدادِها.  شب در مقابل روز  و صدق در برابر دروغ  و   روشنی در برابر تاریکی  و  وجود در برابر عدم و   حق در برابر باطل قرار دارد و می توان از راه تقابل به معنا و مفهوم هر یک رسید .   در امور دینی و قرآنی  با مسأله حق و باطل بسیار برخورد می کنیم .  فلان عقیده باطل است. فلان عقیده حق است .  




سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی




**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/91/حق چيست؟ بررسي اجمالي معاني حق آيت الله سعادت ميرقديم لاهيجي/




اقسام ادراکات انسان+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

درخواست حذف اطلاعات

نتیجه تصویری برای تصویر تفکر


 


***نسیم معرفت***



** اقسام ادراکات انسان+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت


 


ادراکات ما انسان ها به چند قسم تقسیم می شود :


1- ادراک حسی و لمسی
2-ادراک خیالی
3-ادراک وهمی
4-ادراک عقلی
5-ادراک عرفانی(اشراقات عرشی و ملکوتی و رحمانی)
6-ادراک ی و ظلمانی
7-ادراک وحیانی  که مافوق همه ادراکات است.



ضعیف ترین و پایین ترین مرتبه ادراک ، ادراک حسی و بعد ادراک  خیالی و  وهمی است.  ادراک ی هم که وضعش روشن است که ظلمت است .
ما انسان ها باید تلاش کنیم که در حدِّ ادراکاتِ حسی و حیوانی و خیالی و وهمی و نیز در ادراکات ی محدود نشویم . خداوند در حق ما انسان ها لطف و عنایت فرمود که می توانیم به  قابلیت های بسیار بالایی در ادراک و فهم برسیم. حیف است که عمری از ما بگذرد و هنوز در مراتب نازله ای از ادراکات باشیم .




سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 




منبع : http://saadatmirghadim.ParsiBlog.com/Posts/92/اقسام ادراکات انسان آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي/