بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

ریزوریوس

آخرین پست های وبلاگ ریزوریوس به صورت خودکار از بلاگ ریزوریوس دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



برمیگردم

درخواست حذف اطلاعات

دلم تنگ شد برای وبلاگم:/

بر میگردم دوباره:))) ... ۲۴ ساعت نتونستم دووم بیارم:/




منبع : http://risorius.blog.ir/post/334




استرس خود را چگونه مدیریت کنیم:/

درخواست حذف اطلاعات

هفته بعد میان ترم داریم. 6 روز و 6 امتحان. کلی استرس گرفته بودم که خیلی از درسا رو شب امتحانی ام و وقت ندارم و فلان و ... .

بعد از خودم سوال ، خودم جان! تا حالا درسا رو چطور پاس کردی؟

خودم جان گفت که حتی اگه 20 روز برای یه امتحان فرجه داشتم، شب امتحان می خوندم! اصلا همین زبان یک، یادته صبح امتحان پا شدی یه یونیت خوندی؟

گفتم بهش عه آره یادته؟ چقدرم خوب دادم!

گفت پس زر نزن و با آرامش بخواب:)))))




منبع : http://risorius.blog.ir/post/336




یادم باشه ...

درخواست حذف اطلاعات

بهم گفت که :

[9/18, 11:01 pm] : خودت رو خیلی ناراحت نکن

[9/18, 11:01 pm] : مسائل نه انقدر موندنی هستند که همیشه تو ذهن ما بمونن و نه انقدر بد هستن که بزنن همه چیو اب کنن

[9/18, 11:01 pm] : به شرط اینکه خودمون هم همینجوری نگاهشون کنیم

[9/18, 11:01 pm] : فرصت بدیم تا وقتی که هستند حالمون رو خوب نگه دارند و وقتی که تموم شدن فرصت داشته باشن که نباشن


کپی تا بمونه ...




منبع : http://risorius.blog.ir/post/314




چه میشه کرد؟

درخواست حذف اطلاعات

کاش اضطراب اجتماعی رو میشد راحت کنترل کرد.

باعث شده نتونم خیلی کارها رو انجام بدم و بگم زندگیم مختل شده، دروغ نگفتم. یه مثال بزنم؟ تا ببینید چطور مختل شده؟

این ترم برای دفترمنتورینگ دانشکده ثبت نام . روز اول که رفتم برای صحبت با یکی از اعضای دفتر، جرئت نداشتم در بزنم برم تو! می ترسیدم! تا اینکه خودش اومد درو باز کرد و گفت بیا تو.

امروز هم نتونستم برم کارتم و پی لم رو بگیرم ... تا اونجا هم رفتم ولی نتونستم بگم اومدم وسایلمو بگیرم که فردا که اومدم راحت تر باشه. به زور یه سلام دادم و برگشتم:(

پ.ن : منتور یه ترم بالایی هست که ورودی های جدید رو راهنمایی میکنه. برای روز ثبت نام، باید ورودی های جدید رو ثبت کنیم.




منبع : http://risorius.blog.ir/post/305




به فکر پول نبودم وضعم اینه دیگه

درخواست حذف اطلاعات

چه میکنم؟ برای دوستم ک این ترم زبان تخصصی یک داره، نشستم از اول برای ام تی ویس میگیرم و پاراگراف به پاراگراف توضیح میدم.

اگ یخورده به فکر پول درآوردن بودم، میتونستم از همین راه و فروش پکیج توضیح کامل ام تی به ترمک ها کلی پول دربیارم:/




منبع : http://risorius.blog.ir/post/307




تعهد متاهلی در ابعاد جدید:/

درخواست حذف اطلاعات

امروز با یکی از فامیل های پدریم رفته بودیم براش کتاب ب یم (دوازدهمه)

تایم ناهار رفتیم فست فود خوردیم(دلم نمیخواست بخورم اصلا ) و اونجا داشتیم صحبت میکردیم. این پست رو یه نگاه بندازید تا جریان رو بفهمید. نمیدونم چطور شد که حرف رو پیش برد به سمت دخترعموم که با مشاورش ازدواج کرده. این دخترعموم آزاد قراره یه رشته ی بخونه. میگفت که میگه ترم اول نمیخوام ی بفهمه نامزد دارم. اینجاش برام قابل هضم بود ولی وقتی دلیلش رو شنیدم به شدت شوکه شدم! میگفته که میخواد پیشنهاد های جدید دریافت کنه(از هم ی ها و اش). البته گفته قصد قبول نداره اما هنوزم متعجبم! حلقه هم نمیندازه ترم اول تا هیچ نفهمه.

ر...دم تو این تاهل؛ خب؟




منبع : http://risorius.blog.ir/post/309




ترمک نامه(۴)

درخواست حذف اطلاعات

پنجشنبه هفته قبل یه کارگاهی بود برای منتور ها. آ ای کارگاه به هر گروه یه سناریو دادند تا role بازی کنیم. یکی از سناریوها درباره ترمکی بود که نگران این بود که بی سواد بشه:)) و به منتورش میگفت وقت کم میارم همه رفرنسا رو نمیتونم بخونم.

میخوام تو این پست در این باره یکم بیشتر توضیح بدم. و روی سخنم با دانشجوهای پزشکی گرامیه:) چون با بقیه رشته ها آشنایی ندارم.

یه قانونی تو وجود داره :

برای نمره ی بالای ۱۸ و ۱۹ گرفتن در یک درس خواندن جزوه کافی است! مگر اینکه بگه از رفرنس سوال میده.

یک انسان عادی و معمولی دانشجوی پزشکی برای اکثر دروس جزوه میخونه! و برای بعضی مباحث میره سراغ رفرنس. حالا این وسط ممکنه یه عده بیش فعال هم باشند که بشینن رفرنس رو مو به مو بخونن:))). که تعدادشون بسیار اندکه. حالا اینکه برید ها ر ب ید یا نه دست خودتونه:)) ولی از ما گفتن که می مونه رو دستتون. فوقش برای یکی دو تا مبحث خاص وقت میکنید ها ر بخونید که اونم میشه پی دی اف ت ت بوکش رو خوند.

سوالی که اکثرا برای بچه ها پیش میاد اینه که اگه رفرنس نخونم بی سواد میشم! باید به این بچه ها گفت که سواد پایه ی شما در دوران علوم پایه ب نمیشه:). تو علوم پایه فقط سعی کنید کلیات و اصول اساسی رو یاد بگیرید. شما بتر ی میتونی تون بخونی با گری:) و بیوشیمی هیئت مولفان. درسی مث جنین و بافت هم رفرنس بخونی هم چیز خاصی یادت نمیمونه. ولی خب برای امتحان باید خوند.


خلاصه که : رس من به عنوان یک ترم بالایی اینه که به شما بگم ترم اول خودتون رو اذیت نکنید:) . فکر نکنید مثلا فلان کار رو نکنید بی سواد می شید و بدبخت میشید و ... . خیلی حساس نباشید. ترم های بعد به این حساسیت های ترم اولتون و سخت گیری هاتون خنده تون میگیره:).




منبع : http://risorius.blog.ir/post/311




بدون عنوان

درخواست حذف اطلاعات

از اون لحظه هاییه که به شدت احساس پوچی و ناکامی میکنم!

در این لحظات فقط دلم میخواد بخوابم یا بمیرم یا اینکه اگه خوابم بیاد جلوی خوابمو بگیرم!

در این لحظات هرگونه صحبت با من محسوب میشه ...




منبع : http://risorius.blog.ir/post/288




همین دیگه

درخواست حذف اطلاعات

پنجشنبه هفته قبل قرار بود تست های ورک بوک رو بزنم و آماده بشم برای فاینال! تا دوشنبه ساعت ۳ بعد از ظهر هیچ غلطی ننمودم! ۳ و نیم تا ۴ ورک بوک رو کپی ! خلاصه که تا چهارشنبه شب هیچ غلطی ن باز! و قرار شد ۵ صبح پا شم بخونم. الان ساعت یکه و بازم هیچ غلطی ن .

میگم اون آدم سابق نیستم! بگین نه!




منبع : http://risorius.blog.ir/post/290




ی چنین میانه میدانم ...

درخواست حذف اطلاعات

من قبلا هیچ وقت نمی یدم. حتی تو خلوت خودم هم از خودم خج میکشیدم و حرکت موزون انجام نمیدادم.

بعد از رفتن به کلاس ، شاید نتونم خیلی حرفه ای ب م و طراحی کنم اما این اعتماد به نفسو پیدا که وقتی دارم تو خونه راه میرم، یه حرکت موزون بزنم:) حتی جلوی مامان و بابا و آبجی ... قبلا فکر می حتما میگن دیوونه شده! اما الان فهمیدم که چنین فکری نمیکنن! یاد گرفتم برای دل خودم ب م:) برای شادی خودم:)

پ.ن : الان هم که ماه محرمه این عادت حرکت موزون زدن رو دارم حفظ میکنم. مطمئنم حسین نگفته و نمیخواد افسردگی بگیریم ... مخالف گریه برای حسین نیستم . اما باور دارم که یدن و خندیدن هیچ منافاتی با گریه برای حسین نداره. فلسفه گریه اینه که زلال بشیم و بتونیم بهتر فکر کنیم ... نمیدونم میتونم منظورمو برسونم یا نه:) ولی حداقل من اینطورم که موقع گریه یه باری از رو دوشم برداشته میشه و بهتر میتونم فکر کنم. (البته هر روز و هر شب گریه نه ها. هر از گاهی )




منبع : http://risorius.blog.ir/post/292




پاییز ...

درخواست حذف اطلاعات
پاییز و رستاک و دیگر هیچ :) ...


این آ ین شامه، شمعا رو روشن کن نبضت تو دستامه، شمعا رو روشن کن این آ ین شامه با تو سرِ یک میز این آ ین مِهره از آ ین پاییز این آ ین لبخند،این آ ین بوسه بعد از تو این شب ها تکرارِ کابوسه شمعا روشن کن،شب دلهره داره باید برم اما عطرت نمیذاره فردای من بی تو تلخ و غم انگیزه شمعو تماشا کن، چه اشکی میریزه



منبع : http://risorius.blog.ir/post/294




چرا؟

درخواست حذف اطلاعات

اتفاقی به این پست برخوردم ... با بقیه جاهاش خیلی کاری ندارم. پسر ۲۴ ساله با درامد ماهی ۶۰ میلیون از راه تدریس و مشاوره. فقط میخوام بگم چه خبره؟ واقعا چه خبره؟ چرا خانواده ها باید این همه ج کنن برای درس خوندن بچه ؟ من سال ۹۵ کنکور دادم. کل هزینه هایی که ج کلاس کنکور و کتاب و مشاور کردیم حدود ۳-۴ میلیون بود:/ . چرا باید معلم های رسمی آموزش و پرورش که اونام کم زحمت نمیکشن حدود ۲ میلیون حقوق دارند ولی یه دانشجوی پزشکی از همین راه حدود ۶۰ میلیون درآمد ب می کنه؟ ... چرا واقعا:/


و اینجا برام سواله که چرا تا یه پسر به وضع مالی نسبتا خوب میرسه، همه فامیل بسیج میشن یه دختر براش پیدا کنن:/ . چرا این آدم معتقد بود دختری که پاک باشه! نمیاد با ی که دوسش داره دوست بشه؟ و این نشونه ی هرزگی اون دختره؟ ... این دقیقا جملات سوال کننده اون پسته:

حالا سوالم اینه اصلا چیزی به اسم عشق 2 طرفه قبل ازدواج هست؟ نه عشق به پول پسر و ظاهر دختر ، فقط پاک و به خاطر خودش یا اینکه این خواسته من زیادیه و نوعی فانتزیه؟ من که سنتی مزدوج نمیشم دختر پاک هم نمیاد که دوست شه ( البته بگم کاملا مذهبی ام و هدفم از دوستی اصلا بد نیست ) پس حالا چیکار کنم؟

هم از ازدواج سنتی خوشش نمیاد و هم معتقده دختری که باهاش دوست بشه ابه!

دو سه روز پیش رفته بودیم مهمونی دختر مامانم. پسر برادر شوهرش با یه دختر ازدواج کرده بود که باهم دوست بودند قبلا. دختر مامانم می گفت خیلی بهش گفتیم این دخترو نگیر! اگه دختر خوبی بود که نمیومد باهات دوست بشه ...

نمیفهمم ... من نفهمم احتمالا ؛ نه؟




منبع : http://risorius.blog.ir/post/296




حرف حساب؟

درخواست حذف اطلاعات

یه نفر بهم گفت :

"یادت باشه برای چیزایی که اتفاق افتاده خودت رو سرزنش نکن

فقط براشون تصمیم بگیر"

مواقعی که برای چیزی استرس دارم ، یاد این جمله میفتم و خودمو جمع و جور میکنم:)




منبع : http://risorius.blog.ir/post/285




معمولی ها خوشبخت ترین آدمای روی زمین اند ...

درخواست حذف اطلاعات

دوستم که دو سال از من بزرگتره (ولی همکلاسیم ) یه منبع خوبه برای گرفتن پند! چطور؟

اون یه داداش بزرگتر داره (۲۶ ساله) . داداشش پندش میده و اونم حرفایی که از داداشش یاد گرفته رو میاد به من میگه :)

بعضی وقتا که من اشتباه میکنم، یا خیلی استرس دارم منو میبره یه جای خلوت و شروع میکنه به حرف زدن.

من خیلی perfectionist هستم. تا یه جایی این کمال گرایی باعث پیشرفتم میشد. ولی از یه جایی به بعد آرامش رو از من گرفت و منو به یه آدمی تبدیل کرد که فکر میکرد هیچ چی نداره! همه ازش موفق ترند و به طور خلاصه آدمی که هیچ چی نیست! . من فهمیدم باید ایده آل هامو بیارم پایین تا بتونم یه آدم خوشحال و معمولی باشم. اما همیشه موفق نیستم. گاهی انقدر درمونده میشم که میخوام همه ی کارای دنیا رو انجام بدم و تو همه شونم بهترین باشم! و حتی اگه ببینم یه کاری مونده که توش موفق نیستم میشینم ناراحت میشم و بد جور هم ناراحت میشم. قبل از امتحان ها هم خیلی بیشتر به این حس دچار میشم.

اون روز فائزه گفت بیا پیاده روی کنیم تا خونه. ازم پرسید معدل ترم اولت چند بوده؟ گفتم ۱۵.۵ . گفت ترم دوم چند شد؟ گفتم ۱۴.۸ . گفت ترم سوم چند میشه؟ گفتم کمتر از این ... گفت الان فکر میکنی پسرفت کردی؟ گفتم معلومه که آره. ولی فکر میکنم ترم ۳ خیلی بهتر درس خوندم! . گفت تو میدونی ترم ۲ و ۳ علاوه بر درس خوندن چقدر کار های دیگه انجام میدادی؟ اگه انرژی اون کار ها رو برای درس خوندن میذاشتی معدلت شاید دوباره همون ۱۵-۱۶ میشد.

این حرفیه که همه به من میگن! ولی خب نمیدونم چرا وقتی فائزه میگه یکم بیشتر تو فکر فرو میرم. بخصوص وقتی بابام حرفی رو میزنه خیلی بدتر برع شو انجام میدم:| . میدونم کارم اشتباهه و دارم کم کم این لجبازی مس ه رو تمومش میکنم.

فائزه میگه این یه انتخابه که تو بخوای آرامش داشته باشی یا نه. ما برای کنکور خودمونو کشتیم (مخصوصا فائزه که دو سال پشت مونده) که یه زندگی آروم داشته باشیم. یه عده هستند که افتادن رو دور تند . یعنی خودشونو انداختن روی دور تند! انقدر از اول کار د که الان مجبورن ۴ ترمه کنند و ترم آ ۲۰ واحد اختصاصی بردارن . و فقط کار و همیشه بهترین بودنه که راضیشون میکنه. این انتخاب اوناس. ولی ما میخوایم لذت ببریم از راهمون . چون کار دیگه ای به جز درس خوندن نداریم. و هر کاری که به آرامشمون کمک کنه رو انجام میدیم.

نمیدونم چقدر تونستم مفهوم رو برسونم. ولی دارم سعی میکنم هر کاری که منجر به آرامشم میشه رو انجام بدم و هر کاری که آرامش رو از زندگیم دور میکنه رو دور کنم از زندگیم. میخوام معیارم این باشه. نه تایید دیگران ، نه اینکه بقیه بگن ببین چقدر خفنه ! چقدر کار میکنه! همه کار میکنه ... .

اینجوری بودن سخته ولی میخوام یه آدم معمولی خوشحال باشم! نه یه آدمی که معیار خوشحال بودنش تایید دیگرانه و با معیار های بقیه داره میره جلو.




منبع : http://risorius.blog.ir/post/275




و بدین سان ...

درخواست حذف اطلاعات

دختر عموی من یه سال پشت کنکور موند:)

سال دومی که میخواست کنکور بده از یکی از این موسساتی که کلی پول میگیرن مشاور گرفتن براش ... تا اینجاش که مشکلی نیس:) . از اینجا به بعدشم مشکلی نیستا ولی میخوام بگم از یه زوایه دیگه هم میشه نگاه کرد:)

امروز خبر رسیده جواب کنکور نیومده داره با مشاورش ... بله :) . مبارکه:)


پ.ن : مشاورش بوده ولی چطور به یه دانش آموز تجربی داشته مشاوره میداده؟

پ.ن ۲ : دختر ش میگفت که فلانی (دختر عموم ) هم اگه نتونه مخشو بزنه من میزنم:| . در عجبم چگونه این مهارت ها ره ب میکنند




منبع : http://risorius.blog.ir/post/278




و خب نمیشه چیزی رو حدس زد:/

درخواست حذف اطلاعات

اینو یادتونه؟

دوباره برگشت *__* . خیلی خوشحال شدم . هر چند خودم الان ارشدم :/ ولی حقیقتا هنوزم از چیزایی که اون به من یاد داده استفاده میکنم *_* . امروز به من پیام داد که به آقای مدیر پیام دادم که برگردم ، اوضاع چطوره و اینا ... که گفتم اوضاع خیلی هم خوبه ! فقط شما رو کم داره


اینم یادتونه؟ منم دارم برمیگردم!

به این صورت:/




منبع : http://risorius.blog.ir/post/281




اجازه؟ اومدم حاضری بزنم و برم

درخواست حذف اطلاعات

من زندما

ولی این چند روز انقدر سرم شلوغه که برای خوابم وقت کم میارم :|

یه چند روز بگذره و کارا بیفته رو روال خودش میام دوباره


مرسی ازتون




منبع : http://risorius.blog.ir/post/283




بیشعوری؟

درخواست حذف اطلاعات

امروز هوا گرم گرم بود ... داشتم از برمیگشتم. برق قطع بود و آبم نمیتونستم ب م حتی(چون پول نقد نداشتم همراهم و کارتخوان ها کار نمی د:/ یکی دو مغازه رفتم و وقتی گفتن کارتخوان نداریم دیگه ادامه ندادم ) حالم نداشتم برم ببینم خودپرداز کار میکنه یا نه!

یه آقایی داشت کارت تبلیغاتی پخش میکرد. گرفتم و وقتی داشتم میخوندم از دستم افتاد پایین ... میخواستم بردارم ولی واقعا حال نداشتم خم شم!. آقای دستفروش بهم گفت خانم کارتتون افتاد زمین. میخواستم بی توجهی کنم و به راهم ادامه بدم . ولی دیدم کارم درست نیست ... برگشتم و کارتو برداشتم و به اولین سطل ی که دیدم انداختم. همینجوری که داشتم زمینو نگاه می چند تا از همون کارتای تبلیغاتی مچاله شده دیدم.

ما واقعا مردم بی حوصله ای هستیم ... شاید اگه ذهن من آروم بود کارتو برمیداشتم سریع ، شاید با وجود خوب بودن همه چیز بازم بیشعوری می و مثه امروز کارتو روی زمین ول می . حقیقتا تعیین مرزهای بیشعوری برام سخت شده! نمیفهمم مردم واقعا بیشعورن یا دل و دماغی برای انجام کارای درست ندارند ... به هر حال برای هر کاری انرژی صرف میشه دیگه. حتی برداشتن کارتی که از دستت افتاده.

پ.ن : برق هنوزم قطعه! اینجا هم یکی از کلان شهر های ایران است مثلا!




منبع : http://risorius.blog.ir/post/269




تاوان؟

درخواست حذف اطلاعات
فکر کنم بهمن ماه بود که حرف از دوتا کنکور برای سال ۹۸ زدند. یکی برای نظام قدیم و یکی جدید.اون موقع فکر می خیلی مس ه است! ی که قراره موفق بشه همین امسال موفق میشه و و اگر هم نشد خب باید تاوان بده. تاوانشم خوندن کتابای جدیده. هر چند خیلی فرقی نکرده. گذشت تا اینکه بهترین دانش آموز خودم که دیگه مطمئن بودم حداقل یه سه رقمی خوب میاره اومد و گفت سوالا رو جا به جا وارد کرده بودم و یه درسی همه اش رو پاک ! و در این حال پاسخ نامه رو از دستم کشیدن ... . اینجا بود که با تمام وجودم حس بعضی وقتا عوامل دیگه ای هم به جز تلاش های طول سال فرد تاثیر دارند تو موفقیتش ... . و اینجا تاوان بزرگ دادن ناعادلانه اس. پ.ن : هنوزم ناراحتم براش. بعد از کنکور دوباره شروع کرد و دیگه ازش خبر ندارم. فکر میکنم میخواد بدون مشاور ادامه بده. تو این یه سالی که با هم بودیم تقریبا همه چیز رو یادش دادم. امیدوارم امسال به یه جای خوب برسه ... فقط نگران روحیه اش هستم ... نکنه وسطای راه کم بیاره؟ و بعد خودمو آروم میکنم و میگم طوری نمیشه.



منبع : http://risorius.blog.ir/post/270




نکنید با خودتون این کارو

درخواست حذف اطلاعات

نمیفهمم چه فعل و انفعالاتی تو ذهن بچه ها رخ میده که اول تابستون میان و به من میگن ، کمپل و سولومون میخوام بخونم تا زیستم قوی شه:/

خواهر من ، بردادر من ! کنکور خیلی بحثش متفاوته با المپیاد! درک کن اینو.

اگه کمپل خونی،اگه سولومون خونی! خب المپیاد شرکت میکردی دیگه! یه نتیجه ای از المپیاد به دست میاوردی دیگه! چرا سال کنکورت یاد این کتابا میفتی؟

پ.ن ۱ : من یه دوستی داشتم سال سوم سولومون میخوند المپیاد قبول شه و اگرم قبول نشد، حداقل زیستش قوی میشه دیگه! (به گفته خودش) . منتها نه تنها المپیاد قبول نشد، بلکه زیست کنکور رو هم ۱۰-۲۰ درصد نتونست بزنه و امسال سومین کنکورش بود. فکر میکنم بازم اتفاق خاصی نمیفته.

پ.ن ۲ : من خودمم کمپل خوندم سال دوم و سوم دبیرستان منتها تست هم میزدم در راستای کنکور و مرحله اول المپیاد هم قبول شدم. اما بعدش فهمیدم که این کتابایی که خوندم حقیقتا هیچ فایده ای برای کنکورم نداشتن! و ذهنم رو هم آشفته تر .

پ.ن ۳ : چند تا از بچه ها بهم گفتن و تو وبلا کنکوری هم خوندم و بنابراین لازم دیدم درموردش حرف بزنم تا شاید یکی که میخواد چنین اشتباهی کنه ، منصرف شه!




منبع : http://risorius.blog.ir/post/271




سیاه دل؟!

درخواست حذف اطلاعات

یه چیز دیگه هم بگم برم سر درسم .

بعضی وقتا انقدر خسیس و حسود میشم که خودم تعجب میکنم! و خطاب به خودم میگم ! این همه قصی القلب بودن از تو بعیده!




منبع : http://risorius.blog.ir/post/272




و فاینالی hello summer

درخواست حذف اطلاعات

امروز اندام عملی رو هم دادیم و ترم سه تموم شد.

این آ یه رو خیلی خوب خونده بودم منتها بازم نمرم کم میشه. خیلی گیج بازی درآوردم :(

medial و lateral رو تو اکثر سوالا اشتباه گرفتم.

قسمت جالبش اونجا بود که یه عضله دستم گرفتم میگم واستوس مدیالیسه؟ یا رکتوس فموریس؟ بعد میبینم عقب رانه:| . بعدش گفتم که خب احتمالا سمی ممبرانوسه:| چون قشنگ عضلانیه! و در این حال تعجب که چرا عصب سیاتیک از بین سمی ممبرانوس و سمی تندینوس عبور کرده! ولی خب چون یه دقیقه بیشتر وقت نداشتم هر چی که از ذهنم تراوش شد و نوشتم :| . یعنی یه لحظه هم شک ن اینجا قسمت لتراله! اصن همه اینا به کنار عصب سیاتیک از بین سر کوتاه ک دراز دو سر ران عبور میکرد دیگه :| . خیلی گیج شده بودم.


پ.ن ۱ :امروز رفتم کلاس دیسکاشن ... خیلی خوب بود. بعدشم که کلاس خودم. تکالیفمو ننوشته بودم و خب اصلا به روی خودم نیاوردم! معلمه انقد بیکاره که دونه دونه ورک بوکا رو چک میکنه. گفت چرا ننوشتی گفتم خب نشد! گفت نمره منفی میگیری گفتم میدونم. قبلا هم با این معلم بودم و خب سعی میکنم راه بیام باهاش. تنها حسنی که داره اینه که انقدر سخت میگیره که مجبوری بخونی. به هر حال منو برای پرسش هم صدا کرد و گفت کامل نبود! بهانه نیاوردم که اندام داشتم خواهر من. نمیتونستم زبان بخونم. فقط هر چی میگفت مبنی بر اینکه باید کامل بنویسم و کامل بخونم تایید و نشستم سر جام.

پ.ن ۲ : یعنی میشه ببینم؟:(

پ.ن۳ : خانواده گفتن فردا کارای خونه با توئه :( که نظم یاد بگیرم مثلا




منبع : http://risorius.blog.ir/post/273




امیدوارم درکم کنه و ببخشه

درخواست حذف اطلاعات

امیدارم هیچ وقت دلم برای صدای پدرم تنگ نشه ... ولی واقعا حوصله ندارم ی باهام حرف بزنه.

تلفن که زنگ میزنه ، هر کی باشه ، خدا خدا میکنم قطع کنه. و اگه بابام باشه(چون تنها یه که این رفتارای منو تحمل میکنه ) با عصبانیت تمام جواب میدم و خودمو خالی میکنم ...

میدونم کارم اشتباهه. میدونم حتی دلشو میش م ... ولی واقعا نمیخوام با ی حرف بزنم ... نمیخوام ی بپرسه خب چطور بود! چیکار داری میکنی ! فردا امتحان داری ... خوب خوندی؟ ... متنفرم از این سوالا . متنفر




منبع : http://risorius.blog.ir/post/268




دختر !

درخواست حذف اطلاعات

حقیقتا همیشه به اونایی که میرن با صحبت کارشونو راه میندازن غبطه میخورم!

من هر موقع رفتم حرف بزنم کارو اب تر ...


* یکی از دوستام میگفت، وقتی وارد جمعی میشی یه جوری حرف بزن که انگار تو دختر ی طرفی ولی اون طرف یادش رفته!

خیلی سخته برام ...




منبع : http://risorius.blog.ir/post/264




باطل؟

درخواست حذف اطلاعات

این کتابو خیلی دوس دارم ...


علی و فرزندانش ... طه حسین.




منبع : http://risorius.blog.ir/post/266




وی اعتقادی به م نداشت:/

درخواست حذف اطلاعات

من اول یه کاری رو انجام میدم ... بعد تازه یادم میفته م ن :/ و چون کار از کار میگذره بازم پرس و جو نمیکنم!

حالا این مقدمه ای باشه بر اینکه کلاس های free discussion کانون زبان رو هم ثبت نام :/


پ.ن ۱ : من بازم معذرت میخوام جهت تایید نشدن کامنت ها.

پ.ن ۲ : حالم خوبه ... راستش هیجانی ک بعد از بازی با پرتغال تجربه ، تا الان منو شارژ کرده. خیلی وقت بود جیغ نکشیده بودم ، بالا پایین نپریده بودم ، از ته دلم خوشحال نشده بودم ... تا قبل از این فکر می حضور خانوما تو ورزشگاه خیلی برام مهم نیس ... هنوزم خیلی برام مهم نیس ... ولی فهمیدم که مهمه. فهمیدم که چقدر از لذت ها محروممون کرده بودند.

پ.ن۳ : فقط اون دختر چادری که میگفت، بیاین! این بود که میخواستید؟ (اشاره به دلار ۹۰۰۰ تومنی ) . یا اون ی که ع یه دختر با شلوار رو گذاشته بود و میگفت میخواستین بیاین ورزشگاه هنجار شکنی کنید! ...

به نظرم اینکه شما دوست نداری بیای ورزشگاه یا حجاب داشته باشی ربطی به اون دختر نداره.

البته میدونم جای این بحثا نیس ... ولی خواستم بگم ... هیچ چی !




منبع : http://risorius.blog.ir/post/262




موهاتو باد برده ...

درخواست حذف اطلاعات



متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="autostart" value="false">


هزار ساله که رفتی من هنوز پشت شیشم ...

موهاتو باد برده عطرش جا مونده پیشم ...


پ.ن : #آقای_صدا




منبع :
http://risorius.blog.ir/post/256




و پایان high1 :/ ... با تشکر از تیچر گرامی که میدید دارم سوالا رو سر کلاس مینویسم و هیچ چی نمیگفت

درخواست حذف اطلاعات

در حقیقت امتحان high 1 سخت تر از اونی بود که فکر می ... وقت هم کم آوردم ... لغت هم نخونده بودم اوووف ...

ملت داشتن اندام میخوندن منم زبان:/




منبع : http://risorius.blog.ir/post/257




.....

درخواست حذف اطلاعات

امروز انقدر دست شستنم طول کشید که دوست میم عصبانی شد:/ ... همش میگفت ری وس(:/) زود باش دیگه ...

حقیقتا تاسف خوردم برای خودم که انقدر میم رو دنبال خودم میکشونم و با مهربونی منتظرم میمونه ...

انقدر ناراحت شدم که چیزی نگفتم و اومدم یه گوشه نشستم ... :(




منبع : http://risorius.blog.ir/post/258




عنوان مناسبی به ذهنم نمیرسه:/

درخواست حذف اطلاعات
-شاید باورش براتون سخت باشه شایدم سخت نباشه ولی من از آرایشگاه میترسم:/ . بچه که بودم با بابام آرایشگاه مردونه میرفتم و همیشه موهام پسرونه بوده. اولین باری که با مامانم آرایشگاه رفتیم تا موهامو دخترونه کوتاه کنند رو هیچ وقت یادم نمیره. قیچی به سمت یه قسمت از گوشم هم برخورد کرد و کلی گریه هم ! الانم که قیچی به سمت موهام میاد کلی ترس و لرز دارم و آیت الکرسی میخونم :/ . - پارسال مرداد ماه آ ین بار موهام رو کوتاه و جوری به دختر خالم گفتم کوتاه کنه که دیگه بلند نشه. ولی خب الان داره کم کم بلند میشه و تا شونه هام میاد. به موی بلند عادت ندارم و میخوام دوباره کوتاه کنم! در حقیقت بعد از هر بار میگم که به دختر خالم زنگ میزنم بیاد موهامو کوتاه کنه و بعدش که موهام خشک شد حیفم میاد:/ - معمولا بعد از امتحانات انقدر ابروهام پر میشن که ترم پیش بچه های کلاس زبان بعد از امتحانات که منو برای اولین بار با ابروهای مرتب دیدند میپرسیدند ازدواج کردی؟:/ . برای همین تصمیم گرفتم قبل از امتحانا هم یه بار برم آرایشگاه که این ح پیش نیاد. امروزم رفتم و کلی انرژی از دست دادم. کلی اشک ریختم! وضعیت جوریه که هر آرایشگاهی میرم جوری نگام میکنند که دیگه دفعه بعد اینجا نیای خاصی تو چ ون موج میزنه! بس که اذیت میشن ... خودمم اذیت میشم.
خلاصه که اوضاعیه:/ .



منبع : http://risorius.blog.ir/post/245