بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

Risio

آخرین پست های وبلاگ Risio به صورت خودکار از بلاگ Risio دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا

درخواست حذف اطلاعات

می دونی چی دیدم تو دفترچه یادداشت سبز رنگی که حدود ۳ - ۴ ماه پیش برای خودم گرفتم ، تا طبق برنامه ریزی ام عمل کنم ؟؟ گرفته بودمش محض پیشرفت. امروز وسط همه یادداشت های خط خورده که معنی انجام شدن می دادن و همه اسم هایی که نوشته بودم تا پی شون رو بگیرم ، یه جمله دیدم که ۲ ماه پیش اینا نوشته بودم. 

"من چنین نداررررم" دقیقن یادمه تو  چه فضایی بودم. جمع جمیعی از دوستان و همکاران. 

کلافه بودم و فکر می کلن نمی تونم هیچ وقت با این رفتار ها کنار بیام.

این سیب خیلی خوب چرخ خورد.شُکر.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/07/11/post-448/




کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا

درخواست حذف اطلاعات

می دونی چی دیدم تو دفترچه یادداشت سبز رنگی که حدود ۳ - ۴ ماه پیش برای خودم گرفتم ، تا طبق برنامه ریزی ام عمل کنم ؟؟ گرفته بودمش محض پیشرفت. امروز وسط همه یادداشت های خط خورده که معنی انجام شدن می دادن و همه اسم هایی که نوشته بودم تا پی شون رو بگیرم ، یه جمله دیدم که ۲ ماه پیش اینا نوشته بودم. 

"من چنین نداررررم" دقیقن یادمه تو  چه فضایی بودم. جمع جمیعی از دوستان و همکاران. 

کلافه بودم و فکر می کلن نمی تونم هیچ وقت با این رفتار ها کنار بیام.

این سیب خیلی خوب چرخ خورد.شُکر.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/07/11/post-448/




کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا

درخواست حذف اطلاعات

می دونی چی دیدم تو دفترچه یادداشت سبز رنگی که حدود ۳ - ۴ ماه پیش برای خودم گرفتم ، تا طبق برنامه ریزی ام عمل کنم ؟؟ گرفته بودمش محض پیشرفت. امروز وسط همه یادداشت های خط خورده که معنی انجام شدن می دادن و همه اسم هایی که نوشته بودم تا پی شون رو بگیرم ، یه جمله دیدم که ۲ ماه پیش اینا نوشته بودم. 

"من چنین نداررررم" دقیقن یادمه تو  چه فضایی بودم. جمع جمیعی از دوستان و همکاران. 

کلافه بودم و فکر می کلن نمی تونم هیچ وقت با این رفتار ها کنار بیام.

این سیب خیلی خوب چرخ خورد.شُکر.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/07/11/post-448/




می خواستم تو بگی دریا قشنگه

درخواست حذف اطلاعات

 ایمان شد ؟ نه بابا خیلی راهه.

امروز یکی دیگه داره میره. امروز که نه ، یک شنبه. اما همه بودیم برای خداحافظی. از اونایی بود که جاش واقعن خالی میشه.خیلیا.

الان نشستم تو ایستگاه و دارم یکی از آهنگ های قدیمی فرزین رو گوش می دم و اینا رو می نویسم. 

می دونی چیه؟ هرموقع می خوام ببینم آره یا نه ، از کوه ها کمک می گیرم. امروز کوه ها زیبا بودند و هیچ حتا نیم نگاهی هم بهشون نکرد.

دارم ناتور رو دوباره می خونم. با یه ترجمه دیگه. 




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/07/13/post-449/می-خواستم-تو-بگی-دریا-قشنگه




می خواستم تو بگی دریا قشنگه

درخواست حذف اطلاعات

 ایمان شد ؟ نه بابا خیلی راهه.

امروز یکی دیگه داره میره. امروز که نه ، یک شنبه. اما همه بودیم برای خداحافظی. از اونایی بود که جاش واقعن خالی میشه.خیلیا.

الان نشستم تو ایستگاه و دارم یکی از آهنگ های قدیمی فرزین رو گوش می دم و اینا رو می نویسم. 

می دونی چیه؟ هرموقع می خوام ببینم آره یا نه ، از کوه ها کمک می گیرم. امروز کوه ها زیبا بودند و هیچ حتا نیم نگاهی هم بهشون نکرد.

دارم ناتور رو دوباره می خونم. با یه ترجمه دیگه. 




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/07/13/post-449/می-خواستم-تو-بگی-دریا-قشنگه




می خواستم تو بگی دریا قشنگه

درخواست حذف اطلاعات

 ایمان شد ؟ نه بابا خیلی راهه.

امروز یکی دیگه داره میره. امروز که نه ، یک شنبه. اما همه بودیم برای خداحافظی. از اونایی بود که جاش واقعن خالی میشه.خیلیا.

الان نشستم تو ایستگاه و دارم یکی از آهنگ های قدیمی فرزین رو گوش می دم و اینا رو می نویسم. 

می دونی چیه؟ هرموقع می خوام ببینم آره یا نه ، از کوه ها کمک می گیرم. امروز کوه ها زیبا بودند و هیچ حتا نیم نگاهی هم بهشون نکرد.

دارم ناتور رو دوباره می خونم. با یه ترجمه دیگه. 




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/07/13/post-449/می-خواستم-تو-بگی-دریا-قشنگه




غریب آشنا

درخواست حذف اطلاعات

ببین من اومدم خونه ت. یعنی این آقاهه میگه اینجا خونه توئه. چه سکوتیه. چه آسمونیه. اینترنتش داغونه اما اصرار داشتم که همین الان بنویسم.

تو هم این منظره رو دیدی. تو هم رو این کنده ها نشستی. تو خیلی بزرگواری ، با شکوهی و عاشقی.

ببین من سعی جلو اقاهه گریه م نگیره چون اون بعد از گفتن کارایی که انجام دادی ، به پنیر و گوجه ت اشاره کرد و یهو گریه ش گرفت.

الان یکم گریه م گرفته. اما یکم.

ببین من هرچقدر هم که بخونم و بدونم ، به پای تو نمی رسم.(اینجا گریه م شدید میشه) اما همیشه به یادتم.

دلم می خواست صدای سکوت اینجا رو برات بفرستم. 

بازم هست اما باشه برای خودم.


دوستدار و تحسین کننده همیشگی تو  ، ریس.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/07/20/post-451/غریب-آشنا




اعتماد به نفس تا به کجا ؟ تا به کی ؟

درخواست حذف اطلاعات

یعنی آدم بعضی کار ها رو می بینه 

بعضی رفتار ها رو می بینه

این اعتماد به نفس های عجیب و غریب رو میبینه و میمونه که واقعن کار درستی انجام میده؟!

نمونه ش خانم میلانی.

جدا از کار هاش که مرز های شر بودن رو جا به جا کرده و هر با دیدن جلد رنگ شناسی ایتن از پشت ویترین هم می تونه ریده مان هاش رو تشخیص بده ، خیلی بی سواده !!! خیلی!!! 

اینکه اطلاعات عمومی ش ناقص و غلطه و حتا زحمت یه سرچ کوچولو موچولو رو هم به خودش نمیده به کنار ، هر جو که به کامنت ها میده پررر از غلط املائی ئه. 

الان بهترین کاری که میتونه ه اینه که برای دفاع از ن ، صفحه ش رو دی اکتیو کنه.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/06/28/post-446/اعتماد-به-نفس-تا-کجا-؟-تا-به-کی-؟




اولین پست پاییز. به مثابه شروعی دیگر.

درخواست حذف اطلاعات

بهت می گم یه نخ بکش رو کاغذ.

چشمات قد نعلبکی میشه. 

میگم یه نخ بکش ،یه طوری که بشه فهمید بادکنک ش رفته. یه نخ ،یه نخ ساده و معمولی.

این نخه ، همونی نخیه که سفت نگه داشته بودی و ولش نمی کردی. 

همه تلاشت رو کردی. حالا ول کن بره. مگه نه این که باد ما خواهد برد...؟؟

آره دیگه. 

ول کردیم و سپردیم به رود.

خودمون رو پرت می کنیم تو جریان آب و داد می زنیم تمام ما همین بوووود ، هرچه باااااداااااا باااااااااااااااااد.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/07/03/post-447/اولین-پست-پاییز-به-مثابه-شروعی-دیگر-




خارجی

درخواست حذف اطلاعات

موزیک ویدیوی جدید بمرانی رو دیدی؟

خیلی میچسبه.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/06/11/post-444/خارجی




اعتماد به نفس تا کجا ؟ تا به کی ؟

درخواست حذف اطلاعات

یعنی آدم بعضی کار ها رو می بینه 

بعضی رفتار ها رو می بینه

این اعتماد به نفس های عجیب و غریب رو میبینه و میمونه که واقعن کار درستی انجام میده؟!

نمونه ش خانم میلانی.

جدا از کار هاش که مرز های شر بودن رو جا به جا کرده و هر با دیدن جلد رنگ شناسی ایتن از پشت ویترین هم می تونه ریده مان هاش رو تشخیص بده ، خیلی بی سواده !!! خیلی!!! 

اینکه اطلاعات عمومی ش ناقص و غلطه و حتا زحمت یه سرچ کوچولو موچولو رو هم به خودش نمیده به کنار ، هر جو که به کامنت ها میده پررر از غلط املائی ئه. 

الان بهترین کاری که میتونه ه اینه که برای دفاع از ن ، صفحه ش رو دی اکتیو کنه.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/06/28/post-446/اعتماد-به-نفس-تا-کجا-؟-تا-به-کی-؟




بنویس بنویس

درخواست حذف اطلاعات

یه تمرین مرسوم هست برای نویسندگی که باید برای یه تصویر بنویسی. حالا هرچی می تونه باشه. دیالوگ ، مونولوگ ، توصیف و.... 

من می خوام این تمرین رو انجام بدم. ع و نوشته ها رو میذارم اینجا که اگه ی خواست ،  همراهی کنه.

یه چیز دیگه ای هم که خیلی رو مخمه ، صحنه  ای هست که یه ماه پیش اینطورا ، موقعی که خواستم از پیاده رو رد شم دیدم.

یه دست مردونه و زمخت آفتاب سوخته روی دسته های موتور ، در حالی که جای حلقه ازدواج سفید بود و مشخص بود مدت طولانی ای وفادار مونده.

آخیش. گفتم و راحت شدم.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/06/02/post-438/بنویس-بنویس




با زبان خون با تو سخن خواهم گفت (با برجی از پرندگان پاسخم خواهی داد)

درخواست حذف اطلاعات

کلافه م.

دلم میخواد جسارت اون ی که همه وسایلش رو داد رفت رو می داشتم.

البته نه همه رو. چهل درصد.

چهل درصد هم کافیه که از گلافگی م کم شه.

یه مطلب خوندم خلاصه ش می شد نذاریم دانستن مون جای زیستن مون رو بگیره.

یعنی بیخیاال ، تماشا کن و تجربه کن.

خیلی قشنگ بود.

 به دلم نشست.







منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/06/11/post-443/با-زبان-خون-با-تو-سخن-خواهم-گفت-با-برجی-از-پرندگان-پاسخم-خواهی-داد-




life is life lala lalala

درخواست حذف اطلاعات

زندگی و شاد بودن نه پول می خواد ،  نه موقعیت اجتماعی خفن ، نه هرشب پارتی و رفیق بازی و نه خیلی چیز های دیگه.

فقط بلد بودن می خواد. باید بلد باشی. باید بخوای که بلد شی.

امیدوارم همه بلد شیم. یا حداقل خودم بلد شم.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/06/04/post-439/Life-is-life-lala-lalala




من با توام آنچه مانده بر جای کفشی است برون فتاده از پای

درخواست حذف اطلاعات

سه چهار بار لوپ شد و پدر دستام در اومد اما اعتراضی ندارم. خیلی هم عالی.

مرسی خواهرم.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/06/06/post-440/




مهم ترین چیزی که ن می خوان چیه ؟؟ این که توانتخاب شون آزاد باشن و آزاد باشن و آزاد باشن.

درخواست حذف اطلاعات

دیگه جدی جدی تموم شدو در پوست خود نمی گنجم. سرم درد می کنه البته.

می خواستم از پسر بچه ی ششمی که می رفت هفتم و تو مترو پاستیل می فروخت و دلم رو برد تشکر کنم.

بعد از ید ۱۲ تا بسته پاستیل ، ازش پرسیدم کلاس چندمه.

یه دختر دیگه ای هم بود که خیلی قشنگ بود و یه لبخند فوق دلنشین و چهره بازی داشت.از اونم متشکرم.  

سرم درد می کنه اما قرص نمی خورم.

چشمام داره میره.

دیگه برم لالا.

شب خوش.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/06/07/post-441/




ایول

درخواست حذف اطلاعات

گلوم گرفت ، بس که ب جیغ زدیم.

پرتغال مون نکنه:/

پ.ن: نصف ایی که می شناسم رفته ن روسیه تخم سگا ،هی لایو میذارن.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/03/26/post-427/ایول




تو به معماری آوار بخندی

درخواست حذف اطلاعات

حالم گرفته ست و عصبی ام.

احتمالن امروز میر رو میبینم.





منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/03/27/post-428/تو-به-معماری-آوار-بخندی




می بوسمت و اشک

درخواست حذف اطلاعات

داغه و خسته ای و می خوای یه نوشیدنی بخوری که خنک شی ،یهو یکی از بچه ها رو می بینی که میگه فلانی آ این هفته داره میره و بچه ها تو کافه دور هم ن ، میای ؟ حالا فلانی کیه ؟ به قول مدی ، صنم. ی که تو زمستون خیلی جدی براش شال می بافت و همیشه ازش حرف می زد. منم یکی دو باری دیده بودمش. با نمک بود. توام از خدا خواسته. میری و دور همین و میگین و میخندین و مس ه بازی. موقع خداحافظی مدی یه بسته میده حاوی شال و چندتا سی دی . میگه اونجا سرده.

بغل و بوس و آرزوی موفقیت و امید برای دیدار دوباره.

می ره و ده متر که دور میشه ، بغض مدی می ترکه.

همه شروع میکنن دلداری دادن ولی خب فایده نداره. اشکیه که میاد. پیشنهاد بستنی و با صدای بز حرف زدن هم فایده نداره.

یکم راه می ریم. آروم میشه. باید همه بریم پی کار خودمون. خداحافظ.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/04/26/post-430/می-بوسمت-و-اشک




روشن از نوع شدیدش

درخواست حذف اطلاعات

میگه چندسال پیش همه وسایلش رو رد کرده. همه رو. همه رو. حتا گلدونش رو. فقط چون به اون هدفایی که می خواسته نرسیده و فکر کرده یه شروع دوباره میخواد.





منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/05/06/post-431/شب-های-روشن-از-نوع-شدیدش




اه

درخواست حذف اطلاعات

تابستون پارسال از یه بگا زون گفتم. اون در برابر این یکی شوخی بود. دقیقن وقتی گفتم ایول وقت دارم به کارای خودم برسم ، این داستان شروع شد.

الانم تو متروام و درحالی که به باعث و بانی ش خوار مادر میدم ، دارم می رم.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/05/25/post-433/اه




خانه از پای و بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است

درخواست حذف اطلاعات

هرموقع یکی از دوستام می زنه زیر گریه ، بهش میگم در عوض امشب خوب می خو .به سبکی یه بچه.

این یه بار اضافه ست که از فایت کلاب به یادگار مونده و انگار یادآوریش به دیگرانم.یعنی یه طوری که فینچر و پالانیک بابتش بهم پول میدن هاا.

یه چیز دیگه که خیلی بی ربطه اما باید بگم ش: ناخن های   از  زشت ترین ، دهشتناک ترین ، چندش آور ترین و شر ترین محصولات زیبایی هستند. 

آره دیگه.






منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/05/28/post-434/




زندگی

درخواست حذف اطلاعات

ی جایی رو می شناسه که حافظه پاک کنه؟؟؟




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/05/28/post-435/زندگی




حالالای لالای لالای حالالای لای

درخواست حذف اطلاعات

وضعیت سفید رو و دارم می بینم. این همه سریال ندیده دارم ولی این یجور دیگه می چسبه.

دیوونه چقدر خوبه. خود یونس غزالی هم خوب بازی می کنه.





منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/05/30/post-436/حالالای-لالای-لالای-حالالای-لای




بنویس بنویس

درخواست حذف اطلاعات

یه تمرین مرسوم هست برای نویسندگی که باید برای یه تصویر بنویسی. حالا هرچی می تونی باشه. دیالوگ ، مونولوگ ، توصیف و.... 

من می خوام این تمرین رو انجام بدم. ع و نوشته ها رو میذارم اینجا که اگه ی خواست ،  همراهی کنه.

یه چیز دیگه ای هم که خیلی رو مخمه ، صحنه  ای هست که یه ماه پیش اینطورا ، موقعی که خواستم از پیاده رو رد شم دیدم.

یه دست مردونه و زمخت آفتاب سوخته روی دسته های موتور ، در حالی که جای حلقه ازدواج سفید بود و مشخص بود مدت طولانی ای وفادار مونده.

آخیش. گفتم و راحت شدم.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/06/02/post-438/بنویس-بنویس




سجاده ام بر دوش.

درخواست حذف اطلاعات

در شکار امروز ( به قول کشمش) ،یه کتاب  جدید دیدم از پالانیک. 

اسمش تماس سرده و داستان های کتاب make something upئه. یه طوری شدم. 

داستان اول رو  هم خوندم.

.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/02/12/post-414/سجاده‌ام-بر-دوش-




i no longer care who's who

درخواست حذف اطلاعات

اتفاق ها خیلی جالبن. منجر به کشف و شهود که میشن ، باح رن. همیشه تو ذهنم یه عالمه چیز هست که نگه میدارمشون برای اینجا و وقتی که میام اینجا ، می پرن. نمیدونم از کدوم قسمت شروع کنم. بیشتر عاشق ایرانم شدم ، هنوز از نصف ادما بدم میاد ولی اروم گرفتم و چندتا چیز دیگه. مثلن از فضای مجازی بیزار شدم. اگه به خاطر ارتباطات نبود ، تا الان ده بار دی اکتیو کرده بودم. تو برای ابراز وجود ، مجبوری هی بگی و بگی و گفتن بیش از حد هم مایه ی ابتذاله. مجبوری خودت رو یاداوری کنی هِی.

 بدم میاد از اینکار. 

راستی اگه رفتی نمایشگاه ، یه سر به نشر اطراف بزن که سال اولشونه. 

+بزی ، ممنون.





منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/02/13/post-415/i-no-longer-care-who-s-who




می مونم.

درخواست حذف اطلاعات

بهترین شون می پرسه گرگ ، گربه سان بود ؟؟؟




منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/02/08/post-412/می-مونم-




فلش فیکشن یا همین یه صفحه و نصفی

درخواست حذف اطلاعات

یه مجموعه فلش فیکشن چاپ شده به اسم ماهی کور. فلش فیکشن یا داستان هایی کهفقط یه ورق می خورند یا داستان های به  یاد موندنی ، از باح رین نوع داستان نویسیِ به نظرم. خیلی از داستان های وبلاگی هم تو همین دسته اند.

چند تاداستان اولش باحال بود ، چند تا داستان بعدی نه خیلی ، چندتای بعد رو هم نخوندم.

کتابش هم خیلی کم حجمه و از این برگ کاهی هاست که برای امثال من که به طلسم کیف سنگین دچار هستیم ، به چشم میاد.






منبع : http://risiog.blogsky.com/1397/02/09/post-413/




بغض

درخواست حذف اطلاعات

ایی که عاشق وطن شون بودن رو به جرم وطن فروشی گرفتن...

امیدوارم بلایی سرشون نیاد. 

طاقت بیارن و آزاد بشن.




منبع : http://risiog.blogsky.com/1396/11/24/post-403/بغض