بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

خدا، وکیل همیشگی

آخرین پست های وبلاگ خدا، وکیل همیشگی به صورت خودکار از بلاگ خدا، وکیل همیشگی دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



شرمندتم خدا

درخواست حذف اطلاعات
خیلی شرم آوره بخاطر رضای مردم رضای خدا رو فراموش کنیم




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/384




اومدم با یه خبر خوب راجع به خودم

درخواست حذف اطلاعات
سلام به وبلاگ عزیز و تقریبا سه ساله ی خودم که توی این سه سال همه ی حرفای نگفته ام رو حفظ کرده بدون اینکه نگران باشم فامیل یا آشنایی بخونتشون. دلم میخواد یه روز وقت بزارم و پستها رو بشمارم و ببینم طی سه سال چن تا دلنوشته گذاشتم ولی فک کنم واقعا وقت گیره و حوصله میخواد . من خودم این روزا مدیریت زمانم داغون شده حالا بخوام واس این کار هم وقت بزارم دیگه هیچی...

راستی پوزش می طلبم از هم وبلاگی های عزیزم که انقدر گرم احوالپرسی با وبلاگم شدم که فراموش به شما سلام کنم

سلامی گرم به هم وبلاگی هایی که وقت باارزشتون رو میزارین و مطالبم رو میخونین انشاءالله توی وبلاگ همتون گرمای شادی و محبت پر باشه.

امشب میخوام از خبر خوبی که ب از یکی از دوستان خوابگاهم شنیدم بنویسم.

تقریبا دو هفته پیش مون یه مسابقه کتابخوانی گذاشته بود . من که طبق معمول درسای وقتم رو پر کرده بود نخواستم امتحان بدم. ولی یکی از بچه های خوابگاه ،سعیده،که سالن مطالعه و جماعت خوابگاه باهاش آشنا شده بودم یه روز قبل امتحان بهم اصرار کرد توی مسابقه شرکت کنم .من کلی بهونه آوردم که کلی درس دارم و یه روزه هم چیزی یاد نمی گیرم ولی سعیده پافشاری کرد که نه حتما باید بخونی تو میتونی . با اینکه کتاب رو خودش یده بود اصرار داشت که منم بخونمش. هرچند کتاب رو باید سه نفره شریکی میخوندیم . یعنی من و سعیده و دخترعموش. من ساعت۳ تا ۵ نصف کتاب رو خوندم. کلا ۲۲۰ صفحه بود. بعد کتاب رو دادم به دخترعموی سعیده و قرار شد ا شب هم کتاب رو بدن به من بخونم. از ساعت ۱۲:۳۰ تا ۴ صبح نشستم و تند تند یه دور کتاب رو تموم و یه نکته های ریزی ازش یادداشت .

ساعت ۹ صبح امتحان شروع میشد. مطمئن بودم که اول نمیشم چون خیلی ها رو دیدم که کتاب رو از یک هفته قبل شروع کرده بودن و به دو دور هم رسوندنش . اونوقت من با یه شبه خوندن قبول میشدم عجیب بود. خلاصه رفتم امتحان رو دادم . بعد امتحان فهمیدم که دو سه تا غلطی داشتم . با خودم گفتم هیچی من سوم هم نمیشم. قرار شد بعد اربعین برنده ها اعلام بشن. من که اومدم شهرم کلا فراموش مسابقه و جواب مسابقه رو. تا اینکه ب سعیده بهم زنگ زد و گفت مژدگانی بده اول شدی. فک داره اذیتم میکنه گفتم شوخی نکن . گفت نه باور کن از چن نفری که دو تا غلط داشتن قرعه کشی و اسم تو دراومد. بازم باورم نشد گفتم حتما یه اشتباهی شده خیلیا بهتر از من امتحان دادن که. گفت اسمت رو خوندن . هم شوکه بودم هم خوشحال. جایزه کمک هزینه سفر به کربلاست ولی به اندازه سفر به کربلا کفاف نمیده واس همین تصمیم گرفتم بزارم تو حساب که تابستون با پدر و مادرم که ۶ سالی میشه نرفتن مشهد برم پابوس آقا رضا. خودمم دلم تنگ شده. درسته۴ ماه پیش رفتم ولی چون حال جسمی و روحیم خیلی جالب نبود اونجور که باید خلوت ن توی حرم. همش خواب آلود بودم. خداروهزار مرتبه شکر که آقا هم دیده دلم دوباره حرمش رو میخواد طلبیدتم. واقعا خیلی عجیبه که خدا به بنده ایی مثل من که بیشتر اوقات غافل میشم و بیشتر اوقات عبادتم با تمرکز نیست و اخلاصم کمه انقدر لطف داره... هرچی لطف خدا بهم بیشتر میشه شرمندگی من چن برابر میشه ولی باز اونقدر بی معرفتم که اونجور که خدا میخواد بندگی نمی کنم همش درگیر مسائل دنیام. دنیایی که فقط یه و بازیه . زیادی ج گرفتم . گذریه.. اونقدر منو سرگرم خودش کرد که فکر صاحبخونه شدم و همیشه موندنی.. هر مسافری باید به یت خودش عمل کنه و برگرده به خونه ی اب .

خدایا خودت کمک کن وابسته خونه ای نشیم که بهش تعلق نداریم

چقدر طولانی شد پستم. دیدین ؟ من همیشه حرفای نگفته زیااااااد دارم اگه دست خودم باشه دل نوشته هام ممکنه به درازای متن رمان بشه




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/385




شهادت رضا(ع) تسلیت باد!

درخواست حذف اطلاعات
سلام .شهادت غریب الغربا ، خوبی ها، علی بن موسی الرضا رو بهتون تسلیت میگم.

الهی به حق این عزیز همه ی بیماران شفا بگیرن و داغ دیده ها صبورتر شن ، بد ارا قرضاشون ادا شه ، عروس و دامادا زودتر برن سر خونه و زندگیشون، همه ی دانش آموزا و دانشجویان توی درساشون موفق باشن و به هدفشون برسن، همه ی اونایی که با کاراشون دارن اعتبار دین رو اب میکنن هدایت شن و اگر قابل هدایت نیستن نابود. همه ی اونایی که به دنبال راه حق هستن و توی شک و تردید دین و خدا هستند به حقیقت برسن و قلبشون با نور و ایمان الهی به آرامش برسه.الهی ظالم به جزای کاراش برسه. الهی روزی مردا و پدرامون زیادتر شه و الهی هیچ پدر و مادری پیش بچه هاشون شرمنده نشن، الهی همه وظایف بندگیمون رو به خوبی انجام بدیم و فریب وسوسه های رو نخوریم ، الهی هیچ بی س رست بزرگ نشه .

الهی همه ی پدر و مادرا سالم باشن و الهی مادر منم سرفه هاش رفع شه که خیلی داره اذیتش میکنه. دوستان برا همه دعا کنین برا مادر منم دعا کنین. ممنونم . ماس دعا




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/386




درد و دل با رضا(ع)

درخواست حذف اطلاعات
آقاجون وقتی امشب از تلویزیون حیاط بارگاهتون رو دیدم خیلی دلم هوایی تر شد . هوا هم بارونیه اونجا ،واقعا یه صفای دیگه داره.

دلم می خواست الان توی حیاط حرمتون ، کنار یکی از دیوارها زیر بارون مینشستم و با شما زیر آسمون خدا کلی خلوت می و از مشکلاتم درد و دل می و ازتون میخواستم که برام دعا کنین. میدونم از همین جا هم اگه خدا بخواد صدامو میشنوین ولی صحبت باهاتون توی حرم و بارگاهتون یه حال و هوای دیگه داره. آقاجون انگار خدا داره یه امتحانی ازم میگیره دعا کنین سربلند بیرون بیام.

ی خواسته ی پایانیم اینه که برای ظهور فرزندتون، مهدی صاحب ا مان (عج) دعا کنین.

اللهم عجل لولیک الفرج




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/387




محرم اسرارم خداست و بس!

درخواست حذف اطلاعات
راز دل جز تو نگویم که تو محرم اسرار این دلی




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/388




ارباب به موقعوقع مجازات میکنه

درخواست حذف اطلاعات
خدایا حتی مجازاتت هم بندت رو خجل میکنه .. وقتی توی این دنیا مجازاتم میکنی دلم قرص میشه که خواست بهم هست که میخوای منو به خودم بیاری تا غرق گناه نشم... خدایا کمک کن لیاقت این همه لطفت رو داشته باشم و کاری نکنم که ناخشنود شی.




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/373




نزدیک رفتنه

درخواست حذف اطلاعات
از مامان و بابا خداحافظی خدایا به تو میسپارم خانوادم رو . امروز بعدازظهر میرم نکا پیش خواهرم و از اونجا میرم گنبد. موقع خداحافظی گریه ام گرفت . خدایا هیچ رو از وطن و خانواده دور نکنه . درسته که دوری آدم رو مستقل و صبور بار میاره اما دلم برا پدر و مادرم میسوزه که تنها میشن. سه ماه پیششون بودم هم من عادت هم اونا. ولی خدایا از تو میخوام که هم به من و اونا صبر بدی و هم کمک کنی به هدفم برسم و علاوه بر خشنود تو باعث سربلندی و افتخار پدر و مادرم بشم تا حداقل کمی از زحماتشون رو جبران کنم . کمک کن این ترم رو با روحیه و اراده ای قوی شروع کنم و با موفقیت به پایان برسونم. به امید خودت ای بزرگتر از قیاس




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/374




گناه دروغ

درخواست حذف اطلاعات
دو هفته پیش واس اینکه دامادم بابت پوشک بچه ای که واس نگار یده بودم پول واریز نکنه به حسابم به دروغ بهش گفتم که کارتم گم شد و الان سه روزه که کارتم واقعا گم شد... گناه دروغ زشت تر از اونیه که ما فکر میکنیم .

باید به دامادم اعتراف کنم که دروغ گفتم تا خدا ببخشتم ..




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/375




خودت رو به خودت ثابت کن!

درخواست حذف اطلاعات

گاهی لازمه خودت رو ثابت کنی
نه به دیگران که به خودت
تا بفهمی که اونقدرا هم در برابر طعنه ها و تحمت های مردم ضعیف نیستی
تا به خودت نشون بدی که نبوده خیلیا توی زندگیت حاکی از بی لیاقتی شون بوده نه ضعف تو




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/376




زیارت عاشورا

درخواست حذف اطلاعات
چقدر زیارت عاشورا حال آدمو سبک میکنه! دارم عادت میکنم هر شب بخونمش . اصن احساس امنیت خاطر میکنم بعد خوندن این زیارت . حتما روی خوندنش مداومت داشته باشین. یکی از فوق العاده ترین آثار این زیارت اینه که حب حسین رو زیادتر میکنه توی دلمون . در پناه خدا باشین




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/378




لطف ارباب

درخواست حذف اطلاعات
احساس تنهایی بی معنا می شود وقتی به این ایمان داشته باشم که چه در زندگی و چه بعد از مرگ باز هم تورا در کنارم دارم ای ارباب و خالق من!

لا حول و لا قوه الا بالله

صبح همتون پر از یاد و عشق خدا

چشم دل و عقلتون رو باز کنین خدا خیلی خیلی خیلی نزدیک تر از اونیه که فکرش رو

فقط با اطمینان قلبی صداش کنین محاله محاله که جوابتون رو نده . حتی اگه اون چیزی که خودتون خواستین و نشد بازم ایمان داشته باشین مصلحتش رو خدا بیشتر از ما میدونه . تجربه های زندگیمه نه اینکه از جایی حفظشون کرده باشم

مواظب خوبیاتون باشین. ماس دعا




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/379




دلتنگی خانوادم

درخواست حذف اطلاعات
امروز با پدرم تلفنی داشتم صحبت می چقدر صداش گرفته بود . دلتنگی خودم قابل تحمله ولی تنهایی و دلتنگی پدر و مادرم خیلی دلمو میسوزونه . خدایا منو ببخش که گاهی ناامیدی میاد توی دلم. به کمک تو کاملا ایمان دارم ولی به تلاش و اراده خودم اطمینان ندارم . خدایا من باید هم به هدفم برسم و هم پدر و مادرم رو که این همه برام زحمت میکشن رو خوشحال کنم. خدایا یه اراده و انگیزه خیلی خیلی خیلی قوی بهم بده. بهم صبر دوری از عزیزانم رو بده. بهم کمک کن که بیشتر به خودم اعتماد کنم. کاری کن انقدر درگیر احساسات گذشته ام که بی فایده ست نشم . احساسی که یه عادت بیشتر نبود . خدایا کمکم کن ایمانم هر روز قوی تر و قوی تر بشه مطمئنم اگه قلبم از ایمان به تو نورانی بشه تمام مشکلات و نگرانی هام حل میشه . خدایا غیر تو حرفامو به کی بگم که تو از همه شنواتری و حلال همه مشکلاتم. به حال خودم رها نکن




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/380




برادرای با غیرت من

درخواست حذف اطلاعات
دلم تنگه ...دلم تنگه دوتا داداشه که بخاطر ترس نمیتونم تنهایی برم سرخاکشون...دوتا داداشایی که مطمئنم اون روز برام دعا که خدا نجاتم داد وگرنه معلوم نبود چی به سرم میومد...داداشای شهید گمنام مون رو میگم... تا حالا حس می این منم که فقط شما رو برادر میدونم و خودم لیاقت خواهر شما بودن رو ندارم اما اون روز باعث شد که مطمئن شم شما هم منو خواهر خودتون میدونین که منو از دعای خیرتون محروم نکردین...اما از اون روز من واقعا ترسو شدم دیگه جرات نمی کنم تنهایی بیام مزارتون و دقیقه ها باهاتون خلوت کنم ..اما خداروشکر مراسم فرداشب بهونه ایه که بیام پیشتون و بابت این خیلی خوشحالم ... خیلی عزیزین داداشای باغیرت ????????????????????????




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/381




شهادت حضرت رقیه تسلیت باد!

درخواست حذف اطلاعات
خدایا تو رو به حق حضرت رقیه قسم میدم کمک کن کلیه هام خوب شه تمام تمرکزم رو گرفته اصلا به درسا و کارام نمیتونم برسم. تورو به پاکی دوتا داداشای شهیدم قسم میدم کمک کن زودتر از این وضع راحت شم. خسته شدم . به تو و رحمتت بی اندازه امیدوارم????????????




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/382




حال و هوای پاییزی رو دوست دارم

درخواست حذف اطلاعات
سلام به خونه ی مجازی و همه ی خوانندگان محترم وبلاگم که وقت میزارن و پست هام رو میخونن. دلیل دیر آپ ام درس و کارای خوابگاست..وگرنه همیشه نگفته های زیادی برای نوشتن دارم... چهار روزی میشه برگشتم مازندران.. دیگه به لطف خدا این ترم سه روز آ هفته کلاس دارم و واسه همین یه مرخصی دو هفته ای اومدم جاتون خالی

از وقتی اومدم فقط یک روز بارون دیدم دلم یه ذره شده واس ایستادن زیر بارون پاییزی ... بارون به معنای واقعی نعمت و لطف خداست... بارون که میاد دلم پر از حس عاشقی میشه پر از حس تازگی و شاد ...اصلا توی روزای بارونی غصه باهام غریبه ست... وااااای هیچ خو به شیرینی اون لحظه ای نیست که با صدای بارون کنار بخاری گرم بخو ...بعدش که بیدار شدی کنار خانواده با یه چای داغ گرم بیفتی...هعی چقدر دلم خواست




منبع : http://rainygirl221322.blogfa.com/post/383