بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

روزهای سخت

پست روزهای سخت از وبلگ مرجع دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



روزهای سخت

درخواست حذف اطلاعات
زندگی تشکیل شده از روزهای سخت و روزهای سخت تر. ما بین این دوره ها پر شده از روزمرگی.

به یاد روزهای ج ام از شوهر اولم افتادم .بعد شش سال زندگی مشترک با یه بچه دو ساله که بهم گفته بودن اوتیسمه. طلاق و ج سختی نداشتیم. همه چیز رو بخشیدم و ج امیدم هم همش با خودم بود. رفت و به همین راحتی هم دیگه رو ترک کردیم و من تو کوران روزهای سخت میدونستم دیگه شوهری نیست که با بی توجهی هاش آزارم بده .

حیف از پسرم که شد بچه طلاق .اون خدا رو داره و من به لطف و توجه خدا به خودم و پسرم واقفم.

طلاق من با مرگ پدرم مقارن شد. دو سال قبلش هم مادرم رو از دست داده بودم.

برگشتم و با خواهرم زندگی با یه بچه و خدا میدونه من نقش مرد این زندگی رو به عهده گرفتم .یه روز که با بیل ن های تو کوچه رو که سفت شده بود رو میکندم و پسرم دورم بازی میکرد به من گفت مامان .بهش گفتم از این به بعد بهم بگو بابا سمیرا .

من گناه های زیادی مرتکب شدم. بابت همشون از خدا طلب بخشش و میکنم. اما سر طلاق گرفتنم از سعید و تحمیل سختی های ج به پسرم, خدا خودش شاهده که اگر میموندم تو زندگی, امید آسیب بیشتری میدید .از اون جهنم سرد ,از اون زمهریر نجاتش دادم.

بماند ازدواج دومم و بارداری دومم .

من مادر خوبی هستم .باورم نمیشه که بالا ه تونستم مادر خوبی از آب دربیام




منبع : http://pastnow.blogfa.com/post/5