بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

با من قدم بزن

آخرین پست های وبلاگ با من قدم بزن به صورت خودکار از بلاگ با من قدم بزن دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



طولانی

درخواست حذف اطلاعات
سلاااام چقد طولانی نیومدم اینجا

و باز وقتی اومدم که خوابم میاد

همه جا امن و امان

من لاغر شدمممم

و میم .ت سوژه ی زندگی الان من

خوابم میاد بعدا میام

یاعلی




منبع : http://naresidan.blogfa.com/post/571




میری اما یادت همیشه با منه!

درخواست حذف اطلاعات
سلام

پاییز شددددد بالا ه (:

فصل عاشقی ..

خب از اتفاقات اخیر بگم براتون

رفتم درمورد رشته های دیگه تحقیق و فهمیدم رشتم لااقل از ۵۰%رشته هامون بهتره !

ولی هنوزم مطمین نیستم ...

اوووم چندوقتی میشد اون ادم سابق نبودی ..

میدونستم حس کرده بودم میخوای بری

شاید اگه دوسال پیش یا یک سال پیش بود اینجور یخ زده و بی روح راحت نمینوشتم

تو از اولشم نیومده بودی که بمونی ..

سه سال گذشت کنارت ..

خیلی جاها و خیلی چیزا رو برای اولین بار با تو تجربه

اما من عادت به رفتن ادمها ..

قبلاها خیلیییییی خیلی میپرسیدم چرا

ولی حالا حتی دلیل نیاوردنتو و خلاصه ش توی سه تا کلمه

گفتی بخاطر من میری و تمام .

تو شاید بهتر صلاحمو میدونی ...

دلتنگتم میشم میدونم ..

دلتنگم نمیشی اینم میدونم

ولی همینقدر هم که بودی برای من کافی بود

چی بگم عزیزجانم تصمیمی که گرفتی

باهات حرف زدم اما فقط گوش کردی و گفتی خداحافظ

میتونم بگم نه !...

نه حقشو ندارم ):

پایان میم ی.

خب از باقی رویداد ها بگم

دارم قلاب بافی یاد میگیرررررمممم

شنبه میرم سبزوار و ادمهای جدید و اینکه کلهم اجمعین خوابگاهم با خواهرم مکانش متفاوته .

نگران مامان خانومییم ..

ب ع یکی از هم دوره های مدرسمو تو اینستا دیدم

اون زمانا چادری بود و حس با حجاب

حتی تا پارسال هم با چادر دیده بودیمش

حالا مانتویی بود ! این ها چیکار میکنن با اعتقادات جوونا !!!

اهااا صبح دارم میرم زهرا خانوم , همکلاسی دوران مدرسمو ببینم بعد شش سال .

و نمیدونم چی بپوشم ! از طرفی محرمه از طرفی مشکی خیلی جالب نیس واسه همچین قراری!

عزیزجان یادته گفتی یه چیزی بپوش ابعادمون بهم بخوره ! جز خاطرت چی مونده پیشم ...

+رفتی از کنارم اما

رفتنت پر از معنا ،حیف ...

’'واقعا پر از معما :/ ''

گفتم از عشق و باور

گفتی از نگا ا ،حیف ...




منبع : http://naresidan.blogfa.com/post/560




بی حالی

درخواست حذف اطلاعات
سلام

بی حال خسته

خب از کجا شروع کنم اوووممم

صبح رفتیم حرم من و خواهرم و دوستم

تمااااام مدت از ازدواج صحبت میکرد خخخ بی شوهریم عجب معضلی شده ها ؛ )

عصری اماده شدیم با یکی دیگه از دوستام بریم بیرون

که بنده یی که میبینید من هستم با مغز رفتم تو دیوار

و با یه سر بالا اومده راهی شدیم

خیلی خوش نگذشت چون واقعا سرم درد داشت و بی حال بودم

اما خوشحالم از دیدنشون

چایی نبات خیمه حسین خیلی خوب بود از ساندویچ خعلیییی خوجزه تر والا !

فردا عصر با یکی دیگع از دوستام میرم پارک

هیچوقت از گذشته ها صحبت نکن

فرار کن و برو

حتی اگه شد ادمهایی که وصلت میکنن به خاطرات تلخ رها کن

هیچوقت مرور نکن

دلتنگ میشی

دلتنگ ......

فوبیام دوباره یکم زیاد شده :/،خ موجود لوسیم چقد .

شب بخیر




منبع : http://naresidan.blogfa.com/post/562




پسا تولد

درخواست حذف اطلاعات
یه هفته از تولدم گذشت ..

ا هفته رفتم خونمون خیلی خوش گذشت

دوست اجیمم باهامون اومد

فردا ساعت ۲ -۶ کلاس دارم

اینجا با ادمهای جدید زیادی اشنا شدم

هم اتاقی هام ایدا / ن / محبوبه

دخترای خوبین بنظرم

ن و بیشتر از بقیه دوس دارم ؛)

و همکلاسی هام

ملیحه محبوبه زهرا الهه فاطمه و ...

اولین غیبت ترم اولمو هاهااااهااااا

زبان نرفتم :|

زندگی دانشجویی خیلی سخت نیس ..

امروز توی راه اومدن ب سبزوار .. یادت افتادم ..

اثرات زیاد بیکار بودن هم میشه این دیگه

یاد گذشته ها ..

دلم تنگ شد برای دوست داشتنت و دوست داشته شدن ..

بزار از هم اتاقیام بگم واستون

ن اهل قزاقستانه و خیلی سرمایی

آیدا از بیرجند اومده و اب و هوای خشک سبزوار بنظرش خیلی بد نیس!

محبوبه !!!! دختر عجیبیه یکم نامرتب و یکم مرموز !!

و ترانه که خودم باشم لوس اتاقمون :)))

من تخت بالا میخوابم یکم طول کشید تا عادت کنم

مامان خانومی واسم کیک ید و اجیمم کادو داد بهم :)))

شب بخیر




منبع : http://naresidan.blogfa.com/post/564




آز فیزیک و زبان

درخواست حذف اطلاعات
فردااااا روز مز ف و سختیه

دعا کنین نگه من ریدینگ بخونم :(((

کلمات اسونم ازم بپرسه :(((

خدایا مرسی




منبع : http://naresidan.blogfa.com/post/566




فرار

درخواست حذف اطلاعات
سلام

اومدم مشهد بالا ه ...

خوشحالم از دیدن مامان جونم و شهرمون

همه چی ارومه ولی خستم

دلم تغییر نمیخواد

دلم فرار از هر تغییری و میخواد

اماده ی قبول ی نیستم ...

دارم سعی میکنم اروم باشم

میم .ت !!!! ادم عجیب این روزهای من

حرفهای قشنگی میزنه که واسم سخته باورش

و من خستم از این ادمهای شبیه هم

دلم اخم و دعوای مامان و نمیخواد

دلم بحث سر نخواستن و رد نمیخواد

من از روزمرگی این روزهام راضیم

کاش خدا مراقبم باشه

:((((((((((




منبع : http://naresidan.blogfa.com/post/568