بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

آرکیوپتریکس

آخرین پست های وبلاگ آرکیوپتریکس به صورت خودکار از بلاگ آرکیوپتریکس دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



room 23

درخواست حذف اطلاعات

blue jeans , white shirt

walked into the room you know you made my eyes burn

i still remember that day we met in december

oh baby

i will love you till the end of time

i would wait a million years

promise you'll remember that your mine

love you more than those es before

say you'll remember , say you'll remember

oh baby

..i will love you till the end of time




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/07/28/Room-23




sweet hope

درخواست حذف اطلاعات
meyoufuture our home . . . aww... how sweet it will be



منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/08/03/Sweet-hope




یک روز زیبا

درخواست حذف اطلاعات

یه سری چیزا هست که با این که مدت زیادی ازشون میگذره در تعجبم که چرا نمیتونم کنار بیام باهاشون .

+ ثبت شه که زیر پام علف سبز شد تا گواهینامه بیاد :|

یه وقتایی میرم به اینده بعد سعی میکنم به خود الانم نگاه کنم بعد فکر میکنم که این موقعیت بیکاری مفرطی که برام پیش اومده چقدر موقعیت خوبیه که به خودم بیشتر نزدیک شم .

یه وقتایی یه حرفایی میزنم که خودم تعجب میکنم این من بودم که این حرفو زدم ؟!!! :|

به هفتاد سالگیم فکر میکنم و مطمعنم که اون موقع هم به هجده سالگیم فکر خواهم کرد :))

++ زندگی انقد بی رحمه که مجبورت میکنه فقط بخندی .

+++ اینکه این وسط باشی باعث میشه تفاوت ها رو حس کنی .

++++ دیروز توو خیابون یه بویی حس که تا خونه داشتم عمیقا فکر می این بو رو قبلا کجا حس کرده بودم همینکه در آسانسور رو باز یادم افتاد ...

+» اونجا که میفرماد «بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود ... »

++» ۸ شد

+++» everything you touch turns to gold ...

++++» «پر کن زان می نهان تا بخوریم بی دهان

تا که بداند این جهان باز که کیمیا تویی ... »




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/08/25/یک-روز-زیبا




آسمون همین یه رنگه

درخواست حذف اطلاعات

خسته ام

خیلی خسته

خوابم هم میاد

ولی این ذوق لنتی

ذوق ِِ لنتی ِِ دیدن ِِ لنتی ترین ِ این زندگی لنتی

معلومه که نمیتونم بخوابم

بذار بخوابم دیگه

بعد فردا نگی چرا دیر میای عااا !!! :)))

«تو همون ستاره بودی

که به من راهو نشون داد

سرنوشت من تو بودی

که مسیرم به تو افتاد

روو به بیراهه میرفتم

اگه تو نمیرسیدی

اگه از اون طرف شب

تنهاییمو نمیدیدی ...»

میخواستم بیام توی رویای شب هات

اومدم در زدم , گفتی در بازه

اومدم دیدم تنهایی نشستی

مغزم میگفت درو ببند

ولی تو میگفتی بدو بیا ...




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/09/07/آسمون-همین-یه-رنگه




wasn't it my name

درخواست حذف اطلاعات

it's you

it's you

it's all for you

everything i do

tell you all the time

heaven is a place on earth with you

__________________

kissing in the blue light +

went into the new bar

well after the rain

babe let's jump in the puddles

you're singing like the oceans

when be e high but

we just did the things right

you're like the moon in the sky

we played a game called life

___________________________

++ در سرودن شعر انگلیسی خوب نیستم دیگه به روو خودتون نیارید ( حالا انگار در فارسیش خوبم =)) )

+++ یهویی سروده بود اون +

++++ چونکه دیگه میدونی ...

+++++ پاییز آدم های خاص خودش را میطلبد

+» خاطرات و خنده های پست قبلی انقدر زیاده که نمیشه نوشت فقط اینکه واقعا چرا اون توپه ا شم نخورد به اون یارو هنوز روو مخمه برم با لگد بزنمش =))))

++» جهت تلطیف فضا : بهش میگم تو خنگ نیستی عه ! میگه نه بابا خنگ چیه من یه احمق خوشحالم ^^ =))))

+++» کمی «زبان بفهم» تر باشیم .




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/09/14/Wasn-t-it-my-name




د ل ت ن گ ی

درخواست حذف اطلاعات

تا حالا شده از شدت دلتنگی انقدر به قلبتون فشار بیاد که بی اختیار از چشماتون بریزه بیرون ؟ آره چکه میکنه . سطل هم زیرش گذاشتم . هر ۸ ساعت یه بارم خالیش میکنم . ایزوگام کار خوب سراغ ندارید ؟




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/07/29/د-ل-ت-ن-گ-ی




casablanca

درخواست حذف اطلاعات

همین الان ساعتم زنگ زد

یعنی کی تنظیمش کرده بودم ؟

کی بوده که میخواستم الان بیدار شم نه بخوابم ؟

کی بوده که هنوز انقدر زندگی جریان داشته ؟

تا حالا شده سوار مترو یا بی آر تی بشید و بدون هیچ هدف خاصی و هیچ مکان معینی فقط منتظر باشید تا یه ایستگاهی برسه که هوس کنید پیاده شید ؟

من زیاد این کارو میکنم

مخصوصا وقتایی که دارم با صدای زیاد اهنگ گوش میدم

ممکنه یهو به خودتون بیاید ببینید نزدیکای بهشت زهرا یا تجریش اید !

مهم نیست ( که چقدر دور شدین یا زمان چقدر گذشته )

فقط مهم اون تجربه ه اس

این که از بند مقصد و زمان مشخص خودتونو آزاد کنید

فکر میکنید دیوونه ام ؟ مهم نیست .

فکر میکنید که فکر میکنن دیوونه اید ؟ مهم نیست .

چرا دارم یه ربع به شیش صبح اینا رو مینویسم ؟ نمیدونم

مگه ساعت 7 نباید برم پی کار و زندگیم ؟ چرا

ولی من آدمیم که تا 6 صبح میبینه بخاطر دلش

که دلش تاوان کارای 7 صبحشو پس نده

مغزش پس بده که قول میده 7 صبح جایی باشه

+ تلویزیون داشت میگفت ایران بعد از چین دومین رتبه رو در داره که با توجه به جمعیت چین و یه محاسبه ی سرانگشتی احتمالا باید الان بریزیم توو خیابون و این موفقیت بزرگ رو جشن بگیریم

++ یادمه بچه که بودم از شب و تاریکی میترسیدم

چی شد که دیگه نترسیدم ؟

فهمیدم چیزی ترسناک تر از آدما وجود نداره

و آدما شبا خوابن

پس بیاید از این به بعد از روزها بترسیم .

+++ هیچوقت برای رفتن دیر نمیشه ولی یه وقتایی واسه برگشتن زوده هنوز .




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/07/19/casablanca




تعویق !

درخواست حذف اطلاعات

اینکه چرا انسان ها از دیرباز فکر می د که زمان بسیاری برای انجام هر کار کوچکی در اختیار دارند خود مسئله ای است که احتمالا در آ پاسخ خاصی به آن نمیدهیم و با تذکر این نکته به خود که دیگر نباید این عمل را تکرار کنیم و نباید به مغزمان این اجازه را بدهیم که هر کاری خواست د و وقت را با تنبلی هایش تلف کند ، به این نتیجه میرسیم که مغز ما ، بخشی از خود ما است که نمیتوان آن را جدا از خویش دانست و در نتیجه ی مواجهه با این واقعیت که این خود ما بودیم که تنبلی کرده ایم ، ترجیح میدهیم کلا موضوع را فراموش کرده و با ذکر "حالا این دفعه هم که بخیر گذشت" از سر تقصیر خود بگذریم ،از آن درسی نگیریم و به سادگی تا پس از نفخ صور دوم به این فرآیند ادامه دهیم .




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/07/17/تعویق




58 با تاخیر

درخواست حذف اطلاعات

یک بار نوشتم و ذخیره نشد و پاک شد

با تشکر از بیان عزیز !

نمیدونم از کی شروع شد این قضیه که شروع به حرف زدن اما نه از نوع عا

از اون نوعی که به یه نقطه خیره میشم و یه چیزی رو میگم (آونایی که زیاد میشناسنم که کمن ! میدونن چی میگم )

از اون نوعی که کلییی حرف میزنم بعد یهو به خودم میام و به طرف مقابلم نگاه میکنم و میبینم همه رو توو ذهنم با خودم گفته بودم و یادم رفته به زبون بیارم و طرف مقابلم متعجبه از اینکه چرا چیزی نمیگم (البته شاید یکی دو جمله اش رو به زبون بیارم و طرف شروع کنه به حرف زدن راجع بهش ، ولی من همچنان دارم توو فکرم با خودم حرف میزنم و متوجه نمیشم طرف مقابلم داره چی میگه )

به نظرم زندگی هر آدمی نیازمند یک پاسخنامه ی تشریحی کامل است نه اینکه فقط یک سری گزینه بریزن روو میز برات :))

من توو دوران بچگیم فکر می این که میگن بهشت زیر پای مادرانه بخاطر اینه که وقتی من وسایلمو وسط هال ول میکنم و میرم ناهار بخورم مامانم میاد برام جمعشون میکنه =)) (حالا جدا از اینکه ناهارمم درست کرده ) ولی مدت زیادیه فهمیدم که دلایل خیلی بزرگتری هم میشه براش پیدا کرد .

تو نمیدونی چقدر داره پدرم در میاد از ندیدنت ، نمیدونی چقدر شب تا صبح حرص میخورم :)) انگار که یه چنگال بگیرن فرو کنن توی قلبت و انقدر بزنن تا ریش ریش شه قلبت

درد داره ها ولی خوبیش اینه که هنوزم میدونم چرا داره قلبم میزنه :))




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/05/19/58m




میرسیم

درخواست حذف اطلاعات

یه روزی میرسه که بدون دغدغه پیش هم نشستیم داریم تلویزیون نگاه میکنیم

یه روزی میرسه که بدون دغدغه باهم میگردیم همه جارو، هرجایی که دلمون میخواد رو

بدون اینکه نگران دیر رفتن به خونه باشیم :)) بدون اینکه مجبور باشیم با قوانین دور و برمون کنار بیایم و بسازیم و تن به اجبار بدیم

یه روزی دستِ همو میگیریم میریم یه جای نمیگم دور ولی یه جایی که حداقل اختیار زندگیمون دست خودمون باشه، نه دست اطرافیان و شرایط و جامعه و بقیه و ...

یه روزی همه چی اونی میشه که هر روز باهم تصورش میکنیم، همونی که دلمون واسش میره، همونی که حقمونه :)

اون وقت لازم نیس دلتنگ ترینِ دوعالم باشیم برا هم ...

قطعا با نوشته های خودش فرق داره :) چون اینو من نوشتم ...

همیشه بهش میگم هنرمنده قبول نمیکنه که

———————————————————

یکی به شیش موند به قول خودت :)))




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/04/24/میرسیم




میرسیم

درخواست حذف اطلاعات

یه روزی میرسه که بدون دغدغه پیش هم نشستیم داریم تلویزیون نگاه میکنیم

یه روزی میرسه که بدون دغدغه باهم میگردیم همه جارو، هرجایی که دلمون میخواد رو

بدون اینکه نگران دیر رفتن به خونه باشیم :)) بدون اینکه مجبور باشیم با قوانین دور و برمون کنار بیایم و بسازیم و تن به اجبار بدیم

یه روزی دستِ همو میگیریم میریم یه جای نمیگم دور ولی یه جایی که حداقل اختیار زندگیمون دست خودمون باشه، نه دست اطرافیان و شرایط و جامعه و بقیه و ...

یه روزی همه چی اونی میشه که هر روز باهم تصورش میکنیم، همونی که دلمون واسش میره، همونی که حقمونه :)

اون وقت لازم نیس دلتنگ ترینِ دوعالم باشیم برا هم ...

قطعا با نوشته های خودش فرق داره :) چون اینو من نوشتم ...

همیشه بهش میگم هنرمنده قبول نمیکنه که

———————————————————

یکی به شیش موند به قول خودت :)))




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/04/24/میرسیم




میرسیم

درخواست حذف اطلاعات

یه روزی میرسه که بدون دغدغه پیش هم نشستیم داریم تلویزیون نگاه میکنیم

یه روزی میرسه که بدون دغدغه باهم میگردیم همه جارو، هرجایی که دلمون میخواد رو

بدون اینکه نگران دیر رفتن به خونه باشیم :)) بدون اینکه مجبور باشیم با قوانین دور و برمون کنار بیایم و بسازیم و تن به اجبار بدیم

یه روزی دستِ همو میگیریم میریم یه جای نمیگم دور ولی یه جایی که حداقل اختیار زندگیمون دست خودمون باشه، نه دست اطرافیان و شرایط و جامعه و بقیه و ...

یه روزی همه چی اونی میشه که هر روز باهم تصورش میکنیم، همونی که دلمون واسش میره، همونی که حقمونه :)

اون وقت لازم نیس دلتنگ ترینِ دوعالم باشیم برا هم ...

قطعا با نوشته های خودش فرق داره :) چون اینو من نوشتم ...

همیشه بهش میگم هنرمنده قبول نمیکنه که

———————————————————

یکی به شیش موند به قول خودت :)))




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/04/24/میرسیم




تماس تلفنی ساعت ۸ شب

درخواست حذف اطلاعات

+سلااام

_ باید ببینمت

+چی ؟

_ باید ببینمت ( محکم تر و بلند تر میگم )

+ باشه خب . قرار میذاریم حالا .

_ نه ، الان باید ببینمت .

+ الان که نمیشه خب

_ کجایی ؟

+ خونه ام .

_ حاضر شو نیم ساعت دیگه دم خونتونم .

+ اااممم ... باشه خب پس بیا بالا دیگه

_ نه حاضر شو ، باید بریم بیرون

+ باشه باشه

عادت داره به این یهویی هام :)) مرسی رفیق

*آنهایی که دوست ندارم شما بشناسید .

،



منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/04/26/تماس-تلفنی-ساعت-8-شب




تماس تلفنی ساعت ۸ شب

درخواست حذف اطلاعات

+سلااام

_ باید ببینمت

+چی ؟

_ باید ببینمت ( محکم تر و بلند تر میگم )

+ باشه خب . قرار میذاریم حالا .

_ نه ، الان باید ببینمت .

+ الان که نمیشه خب

_ کجایی ؟

+ خونه ام .

_ حاضر شو نیم ساعت دیگه دم خونتونم .

+ اااممم ... باشه خب پس بیا بالا دیگه

_ نه حاضر شو ، باید بریم بیرون

+ باشه باشه

عادت داره به این یهویی هام :)) مرسی رفیق

*آنهایی که دوست ندارم شما بشناسید .

،



منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/04/26/تماس-تلفنی-ساعت-8-شب




تماس تلفنی ساعت ۸ شب

درخواست حذف اطلاعات

+سلااام

_ باید ببینمت

+چی ؟

_ باید ببینمت ( محکم تر و بلند تر میگم )

+ باشه خب . قرار میذاریم حالا .

_ نه ، الان باید ببینمت .

+ الان که نمیشه خب

_ کجایی ؟

+ خونه ام .

_ حاضر شو نیم ساعت دیگه دم خونتونم .

+ اااممم ... باشه خب پس بیا بالا دیگه

_ نه حاضر شو ، باید بریم بیرون

+ باشه باشه

عادت داره به این یهویی هام :)) مرسی رفیق

*آنهایی که دوست ندارم شما بشناسید .

،



منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/04/26/تماس-تلفنی-ساعت-8-شب




5:5

درخواست حذف اطلاعات

هفت و نیم صبحه و من هنوز بیدارم

تمام شب توو فکرت بودم ...

هندزفری ام رو میذارم تووی گوشم

میخونه

will you still love me when

?i am no longer young and beautiful

will you still love me when

?i got nothing but my aching soul

قلبم میلرزه

توو قفسه ی ام ز له میشه

دنده هام قلبمو فشار میدن

میخوان حد و حدودشو بهش یاد آوری کنن

ولی داد میزنه

i know you will

i know you will

i know that you will

چشمامو میبندم

باهاش میخونم

all that grace

all that body

all that face

makes me wanna party




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/05/24/5-5D




5:5

درخواست حذف اطلاعات

هفت و نیم صبحه و من هنوز بیدارم

تمام شب توو فکرت بودم ...

هندزفری ام رو میذارم تووی گوشم

میخونه

will you still love me when

?i am no longer young and beautiful

will you still love me when

?i got nothing but my aching soul

قلبم میلرزه

توو قفسه ی ام ز له میشه

دنده هام قلبمو فشار میدن

میخوان حد و حدودشو بهش یاد آوری کنن

ولی داد میزنه

i know you will

i know you will

i know that you will

چشمامو میبندم

باهاش میخونم

all that grace

all that body

all that face

makes me wanna party




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/05/24/5-5D




5:5

درخواست حذف اطلاعات

هفت و نیم صبحه و من هنوز بیدارم

تمام شب توو فکرت بودم ...

هندزفری ام رو میذارم تووی گوشم

میخونه

will you still love me when

?i am no longer young and beautiful

will you still love me when

?i got nothing but my aching soul

قلبم میلرزه

توو قفسه ی ام ز له میشه

دنده هام قلبمو فشار میدن

میخوان حد و حدودشو بهش یاد آوری کنن

ولی داد میزنه

i know you will

i know you will

i know that you will

چشمامو میبندم

باهاش میخونم

all that grace

all that body

all that face

makes me wanna party




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/05/24/5-5D




فکر تو ...

درخواست حذف اطلاعات

i will still love you when

you are no longer young and beautiful

i will still love you when

you got nothing but your aching soul

هرچند که همچنان اشاره دارم به همیشه جَوون و قشنگ و اینا :))


از صبح که پاشدم یه لحظه هم از ذهنم بیرون نرفتی :) اینو یادت باشه امکان

نداره حرفی واسه گفتن نداشته باشیم ینی نمیزاریم خب ؟

until the moon is shining and the sky is full of stars

+آره به عنوان نویسنده ادم کرده

آیا نباید غش کنم براش ؟




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/05/28/فکر-تو




فکر تو ...

درخواست حذف اطلاعات

i will still love you when

you are no longer young and beautiful

i will still love you when

you got nothing but your aching soul

هرچند که همچنان اشاره دارم به همیشه جَوون و قشنگ و اینا :))


از صبح که پاشدم یه لحظه هم از ذهنم بیرون نرفتی :) اینو یادت باشه امکان

نداره حرفی واسه گفتن نداشته باشیم ینی نمیزاریم خب ؟

until the moon is shining and the sky is full of stars

+آره به عنوان نویسنده ادم کرده

آیا نباید غش کنم براش ؟




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/05/28/فکر-تو




فکر تو ...

درخواست حذف اطلاعات

i will still love you when

you are no longer young and beautiful

i will still love you when

you got nothing but your aching soul

هرچند که همچنان اشاره دارم به همیشه جَوون و قشنگ و اینا :))


از صبح که پاشدم یه لحظه هم از ذهنم بیرون نرفتی :) اینو یادت باشه امکان

نداره حرفی واسه گفتن نداشته باشیم ینی نمیزاریم خب ؟

until the moon is shining and the sky is full of stars

+آره به عنوان نویسنده ادم کرده

آیا نباید غش کنم براش ؟




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/05/28/فکر-تو




فکر تو ...

درخواست حذف اطلاعات

i will still love you when

you are no longer young and beautiful

i will still love you when

you got nothing but your aching soul

هرچند که همچنان اشاره دارم به همیشه جَوون و قشنگ و اینا :))


از صبح که پاشدم یه لحظه هم از ذهنم بیرون نرفتی :) اینو یادت باشه امکان

نداره حرفی واسه گفتن نداشته باشیم ینی نمیزاریم خب ؟

until the moon is shining and the sky is full of stars

+آره به عنوان نویسنده ادم کرده

آیا نباید غش کنم براش ؟




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/05/28/فکر-تو




فکر تو ...

درخواست حذف اطلاعات

i will still love you when

you are no longer young and beautiful

i will still love you when

you got nothing but your aching soul

هرچند که همچنان اشاره دارم به همیشه جَوون و قشنگ و اینا :))


از صبح که پاشدم یه لحظه هم از ذهنم بیرون نرفتی :) اینو یادت باشه امکان

نداره حرفی واسه گفتن نداشته باشیم ینی نمیزاریم خب ؟

until the moon is shining and the sky is full of stars

+آره به عنوان نویسنده ادم کرده

آیا نباید غش کنم براش ؟




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/05/28/فکر-تو




ding

درخواست حذف اطلاعات

بچه ها نمیدونم چقدر توجه میکنید به پایین پست ها

ولی وبلاگ دو تا نویسنده داره الان :))

______________________________

جدیدا حوصلم زیاد سر میره با اینکه کار زیاد دارم ...

#ارتباط_مستقیم

______________________________

شما خیلی بامزه ای

هاها

خب چیکار کنم :|

_____________________________

خسته از شروع و پایان کانورسیشن هایی که دیگه امیدی هم بهشون نمیبندم :))

__________________

pink همیشه یه ح face your fears عه خاصی بهم میده

چرا ؟ نمیدونم

___________________

شیرجه بزنیم در گذشته

how deep is your love

____________________

یک سری مسائلی که به تازگی فهمیدم خارجی ها موقع اومدن به ایران باهاش مواجه میشن (قبل از اینکه بخوان مشکلی با معنی کلمه پشمام پیدا کنن ) اینه که آقا مثلا چرا سیگارو میکشن بعد زمین رو میخورن ؟ یا مثلا چرا شما واحد پولتون ریاله بعد همه چی همه جا به تومانه ؟ چتونه دقیقا ؟

بعد ما در جواب بهشون میگیم اااا پشششمااااممم

بعد اینجاست که تا آ عمرشون با معنی این کلمه درگیر میشن در urban dictionary

خلاصه از این دیکشنری به اون دیکشنری

تا اینکه ما میگیم بیاین آقا ما چون خیلی فینگیلی ها و جینگیلی ها رو دوست داریم براتون استوری میکنیم همگی که شما زحمت گشتن هم نداشته باشی

خلاصه اونا تشکر میکنن و برمیگردن پیش فینگیلیا و جینگیلیا ی دیگه

و ما می مونیم اینجا و urban dictionary و زیبایی معنی اسمامون و اینکه فالوعرای عزیزم هارهارهار این منماااا !!!

داشتم میگفتم

how deep is your love




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/06/02/Ding




ding

درخواست حذف اطلاعات

بچه ها نمیدونم چقدر توجه میکنید به پایین پست ها

ولی وبلاگ دو تا نویسنده داره الان :))

______________________________

جدیدا حوصلم زیاد سر میره با اینکه کار زیاد دارم ...

#ارتباط_مستقیم

______________________________

شما خیلی بامزه ای

هاها

خب چیکار کنم :|

_____________________________

خسته از شروع و پایان کانورسیشن هایی که دیگه امیدی هم بهشون نمیبندم :))

__________________

pink همیشه یه ح face your fears عه خاصی بهم میده

چرا ؟ نمیدونم

___________________

شیرجه بزنیم در گذشته

how deep is your love

____________________

یک سری مسائلی که به تازگی فهمیدم خارجی ها موقع اومدن به ایران باهاش مواجه میشن (قبل از اینکه بخوان مشکلی با معنی کلمه پشمام پیدا کنن ) اینه که آقا مثلا چرا سیگارو میکشن بعد زمین رو میخورن ؟ یا مثلا چرا شما واحد پولتون ریاله بعد همه چی همه جا به تومانه ؟ چتونه دقیقا ؟

بعد ما در جواب بهشون میگیم اااا پشششمااااممم

بعد اینجاست که تا آ عمرشون با معنی این کلمه درگیر میشن در urban dictionary

خلاصه از این دیکشنری به اون دیکشنری

تا اینکه ما میگیم بیاین آقا ما چون خیلی فینگیلی ها و جینگیلی ها رو دوست داریم براتون استوری میکنیم همگی که شما زحمت گشتن هم نداشته باشی

خلاصه اونا تشکر میکنن و برمیگردن پیش فینگیلیا و جینگیلیا ی دیگه

و ما می مونیم اینجا و urban dictionary و زیبایی معنی اسمامون و اینکه فالوعرای عزیزم هارهارهار این منماااا !!!

داشتم میگفتم

how deep is your love




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/06/02/Ding




ding

درخواست حذف اطلاعات

بچه ها نمیدونم چقدر توجه میکنید به پایین پست ها

ولی وبلاگ دو تا نویسنده داره الان :))

______________________________

جدیدا حوصلم زیاد سر میره با اینکه کار زیاد دارم ...

#ارتباط_مستقیم

______________________________

شما خیلی بامزه ای

هاها

خب چیکار کنم :|

_____________________________

خسته از شروع و پایان کانورسیشن هایی که دیگه امیدی هم بهشون نمیبندم :))

__________________

pink همیشه یه ح face your fears عه خاصی بهم میده

چرا ؟ نمیدونم

___________________

شیرجه بزنیم در گذشته

how deep is your love

____________________

یک سری مسائلی که به تازگی فهمیدم خارجی ها موقع اومدن به ایران باهاش مواجه میشن (قبل از اینکه بخوان مشکلی با معنی کلمه پشمام پیدا کنن ) اینه که آقا مثلا چرا سیگارو میکشن بعد زمین رو میخورن ؟ یا مثلا چرا شما واحد پولتون ریاله بعد همه چی همه جا به تومانه ؟ چتونه دقیقا ؟

بعد ما در جواب بهشون میگیم اااا پشششمااااممم

بعد اینجاست که تا آ عمرشون با معنی این کلمه درگیر میشن در urban dictionary

خلاصه از این دیکشنری به اون دیکشنری

تا اینکه ما میگیم بیاین آقا ما چون خیلی فینگیلی ها و جینگیلی ها رو دوست داریم براتون استوری میکنیم همگی که شما زحمت گشتن هم نداشته باشی

خلاصه اونا تشکر میکنن و برمیگردن پیش فینگیلیا و جینگیلیا ی دیگه

و ما می مونیم اینجا و urban dictionary و زیبایی معنی اسمامون و اینکه فالوعرای عزیزم هارهارهار این منماااا !!!

داشتم میگفتم

how deep is your love




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/06/02/Ding




برای تو

درخواست حذف اطلاعات

میدونی که می دونم که میدونی که می دونم ..




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/04/03/برای-تو




ثبت

درخواست حذف اطلاعات

ثبت شه به تاریخ هفدهم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و نود و هفت هجری شمسی /

+ توی ذهنم یه تصویر هست ، از یه صحنه ی نمایش ، یه خونه با نور های قرمز و نارنجی و کلی شمع روشن رووی بخش هایی از زمین ...

دو تا آدم که چهره هاشون معلوم نیست ... میان جلو و زیر پاشون شمع ها خاموش میشه ... بعد یهو دو تایی جیغ میزنن و میوفتن رووی صحنه و میزنن زیر گریه و ضجه ... یهو یه نفس عمیق میکشن و با خنده های جنون آمیز نگاهت میکنن ... نور قرمز و نارنجی خاموش میشن ... از خاموش شدن شمع های رووی صحنه میفهمی که دارن راه میرن ... هنوز دارن با جنون خاصی قهقهه میزنن ... و کات ...

++ اگر متن بالا باعث شد حس عجیبی داشته باشید خوشحالم

+++

o fortuna
velut luna
statu variabilis
semper crescis
aut decrescis
vita detestabilis
nunc obdurat
...et tunc curat




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/02/17/ثبت




درهمیجات

درخواست حذف اطلاعات

یه پل هست

تو داری ازش رد میشی

و من این طرف وایسادم

از یه طرف داری بهم نزدیک میشی

از یه طرف دور

______________________________

از آسمون یه ستاره افتاد توو دستم

ولی بهم گفتن که هر چیزی باید سر جای خودش باشد

هنوز اون ستاره رو دارم

ولی برش گردوندم تووی آسمون

خیلی وقتِ پیش

قبل از اینکه دایناسورای خونگیم رو بزرگ کنم

______________________________

سَم میگه من توو خداحافظی خیلی خوبم

منم بهش میگم سم ، متواضع باش

این که نشد زندگی

پشتشو میکنه بهم به آسمون نگاه میکنه و میگه «حالا هر چی »

_________________________________

بهم میگه « تو اگه باغبونی ، باغچه ی خودتو بیل بزن »

نمیدونه « کوزه گر از کوزه ش ته آب میخوره »

هر چقدرم نفهمه...

____________________________

بهش چند تا چیز نشون میدم که به اسمشه...

از خوراکی گرفته تا اسم مغازه...

نمیدونه جدیدا هر جا میرم میبینمش

هر جا میرم باهامه...

_________________________

بهش میگم یه روزی جبران میکنم

میخوام بهش بگم

یه روزی همه ی عاشقانه ها و دوست داشتن های دنیا رو جمع میکنم ، تحویلت میدم ، و اون موقع است که دیگه آیم دان .

همه ی رز های دنیا رو می م برات ، جمعشون میکنم توو یه شاخه و توو یه روز ِ ابری که یه نمه هم بارون میزنه... یه روز که جفتمون خسته ایم و خوشحال... میارم تحویلت میدم

ولی نه... نه... نه... متواضع باش مینا... به آسمون نگاه میکنم... میخندم...

_________________________

but you'll never be alone

i'll be with you from dusk till dawn

...

_______________________________________

+ در جریانم که عنوان به ویرایش فنی نیاز داره :))

++ تا حالا شده حتی از اینکه سکوت کنی لذت ببری ؟

+++ عطیه اگه اینو میخونی شماره ات رو نظر خصوصی بده کار واجبت دارم :)) #جدی

++++ بَنگ...




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/03/05/درهمیجات




تو میدونی چرا اینجام ...

درخواست حذف اطلاعات

لا یزال الرجل عالماً ما تعلم، فإذا ترک العلم وظن أنه قد استغنى واکتفى بما عنده، فهو أجهل ما ی ...

---------------------------------------------------------------------


وسط یه اتوبان وایسادی و یهو برمیگردی میبینی یه اتوبوس با سرعت 80 کیلومتر بر ساعت در یک متری ات قرار داره

اگه بتونی زمان رو نگه داری

در صورتی که میدونی در هر صورت باید کشته بشی وگرنه قوانین فیزیک نقض میشه

میخوای تووی اون زمانی که داری چیکار کنی ؟

---------------------------------------------------------------------

قانونی شدن از نظر ذهنی اونقدر ازم دوره که حتی نمیخوام از جام پاشم واسش

ماده و انرژی رو نباید هدر داد به هر حال

----------------------------------------------------

زندگیت داره تووی گلهای رز غلت میزنه و اینور و اونور میشه

تو با خودت میگی آخی خوش به حالش الان چه حال خوبی داره

در حالی که

اون داره از درد ِ خار های تووی تنش به خودش میپیچه ...

-------------------------------------------------------

+ خیال کرد جای خالی رو

میشه با حرف زدن پر کرد ...




منبع : http://mylittlenotes.blog.ir/1397/01/25/تو-میدونی-چرا-اینجام