بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

my bio

آخرین پست های وبلاگ my bio به صورت خودکار از بلاگ my bio دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



آدم شدن فصل ها

درخواست حذف اطلاعات

بسم ربّ الفصول

از میان فصل ها پاییز و زمستان را خیلی دوست دارم. احساس می کنم که بیشتر به من نزدیک اند.

اصلاً فصل ها مرا بهتر از آدم های اطافم درک می کنند. انگار جایشان با هم عوض شده است؛ فصل ها آدم شده اند و آدم ها فصل.

شاید اینطور بهتر هم باشد؛ چرا که بعضی آدم ها سرد اند که هر چقدر هم لباس گرم به تن میکنی تأثیری در آنها نمی بینی.

بعضی دیگر هم آنقدر گرم اند که با هیچ خنک کننده ای نمی شود با آنها زندگی کرد.

خیلی خوب بگذریم....




منبع : http://mybio.blogfa.com/post/1




اتفاقات

درخواست حذف اطلاعات

آغاز میکنیم به نام معشوقه ای که جز او معشوقه ای نیست، و اگر هم معشوقه ای یافت شود از او سرمنشأ شده است

.

شاید به شما هم این ح دست داده باشد:

وقتهایی می شود که ما به ی اد اتفاقاتی می افتیم که در گذشته رخ داده است.

عواملی که ما را به یاد آن اتفاقات می اندازند هر چیزی میتواند باشد؛ مثلا رایحه عطری که وجود ما را روانه می کند به سمت آن واقعه ای که حال یا خوب است یا بد . یا هوایی که دل ما را هوایی آن لحظلات با هم بودن می کند.

بالا ه هم خوبش را داریم هم بدش. آدم که نمی تواند از اتفاقات فرار کند

.

اسمش رویش است؛ اتفاق است دیگر، خبر نمی کند. هر جا که دلش بخواهد. هر طور که دوست داشته باشد.

.

اصلا اتفاقات عالمی دارند.

بگذارید یکی از آن ها را بگو یم:




منبع : http://mybio.blogfa.com/post/2




پایان غم

درخواست حذف اطلاعات

به نام آفریننده عشق

خوب داستان از این قرار بود:

روز ها و شب ها دنبال هم دیگر گذاشته بودند و دائم در حال گذر بودند.

هر آنچه به آنها می گفتی که بایستید تا با هم برویم. بایستید تا عشق هم بیاید و با او حرکت کنیم. گوششان بده کار نبود. انگار که عاشق و معشوق یک دیگر بودند و ی برای آنها پشیزی ارزش نداشت.

خلاصه که روز ها و شب ها و می گذشتند و هم چنان منتظر آن معشوق بودم که بیاید تا با هم این مسیر را برویم.

تا شبی فرا رسید که از آسمانش تنهایی می بارید.

من بودم و شب و آسمانی بارانی...




منبع : http://mybio.blogfa.com/post/3




رفیق

درخواست حذف اطلاعات

بسم رب العشق

باد دست هایش را همچون رفیقی مهربان، در لا به لای موهایم می کشد و سر به سرشان می گذارد.

چه خوش است لحظاتی که سر بر باد بگذاری و نسیم صورتت را نوازش کند.

دیگر آن لحظه هاست که در وجودت اتفاقاتی شروع به رخ دادن می کند.

احساس ضعیفی است که به درونت قدرتی دوباره برای زندگی می دهد.

خلاصه در دل رخت شور خانه ای راه میوفتد که کار کنان آن دستان باد است.

بادی که چون رفیق رخت شور خانه را به ساحلی آرام که بر روی شن های نسبتاً داغ و آفت که به دست و پاها می تابد، مبدل می کند.

ای کاش رفیقی بود که ...

در دل ناگفتنی ترین گفتنی هاست ...

که فقط ناگفتنی ها را می شود به او گفت ...




منبع : http://mybio.blogfa.com/post/4




تنهایی

درخواست حذف اطلاعات

به نام خدای یکتا

بعضی اوقات سنگینی بر ام فشار می آورد و مجال نفس کشیدن را از آن دریغ می کند.

بیشتر که درباره منشأ آن فکر میکنم به این نتیجه میرسم که این یک احساس بخصوصی است.

احساس تنهایی

احساس بی ی

احساسی که خودت گوش باشی برای شنیدن ولی گوشی برای شنیدن نداشته باشی.

بهتر بگویم آنی که می خواهی را نداری

به قولی: تنهای بودن ی هستی

و به قولی: من در میان جمع و دلم جای دیگری است.

+ کاش بودی تا دلم تنها نبود / تا اسیر غصه فردا نبود

کاش بودی تا همه باور کنند / بعد تو این زندگی زیبا نبود

+ یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند / طلب عشق به هر بی سر و پایی نکنیم




منبع : http://mybio.blogfa.com/post/5




دلتنگی

درخواست حذف اطلاعات

بسم رب العشق

گاهی اوقات احساسی به آدم دست میده

احساسی که پشت بندش گلوت می گیره

چند لحظه نمی گذره که پلک هات هم دیگه رو در آغوش می گیرن.

یکهو احساس می کنی چیزی داره از روی صورتت میرزه

با انگشتات می خوایی اون رو کنار بزنی یا پاک کنی، ولی می بینی دستت خیس شده




منبع : http://mybio.blogfa.com/post/6




صدای پای باران

درخواست حذف اطلاعات

بسم رب العشق

ص گوش هایش را نوازش میکند

خوب که گوش می کند می فهمد که باران است

باران است که شروع به در زدن کرده

با تمام وجود خودش را به شیشه اتاق می زند تا این که در را به رویش باز کنی

تا اینکه بروی به سمت پنجره و حداقل او را تماشا کنی

تماشا کنی که برای دوست داشتن تو چه قدر دارد خودش را به آب و آتش می زند




منبع : http://mybio.blogfa.com/post/7




نامه

درخواست حذف اطلاعات

به نام خ که تنها ترین تنهاها ست

گه گاهی دلم برای بودن با تو تنگ می شود فقط نمی دانم چرا این گه گاه ها تمام زندگی ام را درگیر خودش کرده است..؟؟

اصلا تمام زندگی ام تویی...

تویی که تمام عمرم را در خودت خلاصه کرده ای..

دلم میخواهد همه چیز را با تو تجربه کنم

اما حیف که حتی از دیدن تو محرومم چه رسد به آنکه عمرم را در کنار تو قدم بزنم.

نمی دانی چه دارد به حال و روز دیوانه ات می گذرد




منبع : http://mybio.blogfa.com/post/8