بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

دریای از دست رفته ی یادها

آخرین پست های وبلاگ دریای از دست رفته ی یادها به صورت خودکار از بلاگ دریای از دست رفته ی یادها دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



بیژن اسدی پور متولد شد !

درخواست حذف اطلاعات


breaking news

بیژن اسدی پور متولد شد !
تورج پارسی

هفته پیش بیژن اسدی پور طنزپرداز و کاریکاتوریست نامدار در آ ار / حومه ی بندر پهلوی / متولد شد ! ایشان پس از تولد در آن به رو مه توفیق راه پیدا می کند و سرانجام در ی به نام سه تفنگدار با شرکت پرویز شاپور و عمران صلآحی راه به هالیوود بازمی کند ! 
گویا از این سه تفنگدار دوتایشان به پشت جبهه منقل شده اند و بیژن است که تک و تنها هم چنان در صف مقدم جبهه می جنگد !
***
در امریکا به بیژن زنگ زدم و خش و بشی کردیم ! آ ین بار که یادم نیست چه سالی بود باز به او زنگ زدم و حالی پرسیدم پس از کلی خش و بش گفت من پدر بیژنم !! بیژن سرکارست ! از شباهت صدای ش به بیژن خیلی شگفت زده شدم !
سرانجام با بیژن تماس گرفتم وموضوع را در میان گذاشتم ! بیژن اعتراف کرد که با پدرش نسبت دارد !!!!
به بیژن اسدی پور گرامی مان زادروزش را شادباش می گویم !

image may contain: drawingimage may contain: textimage may contain: text



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/07/22/post-1866/




the holocaust

درخواست حذف اطلاعات


the holocaust
هولوکاست ی ! روز بیست هشت امرداد تماشاچیان سینما ر آبادان را زنده زند سوزانیدند ! از کودک تا پیر ! زن و مرد ! 
سوئد بودم بخش خبری به زبان انگلیسی را گوش می ! از آتش زدن مردم خبر داد ! و تیان متهم بودند ! اما دانستن این موضوع سخت نبود که بدانی جلادان حکومتی با موقعیتی که خوزستان به ویژه " آبادان " دارد این کار را نمی کنند ! اما دهان به دهان می گشت تا ..... من از همان گاه دم عبای اوخوند را می دیدم و چنین هم بود ! به بدینگونه اوخوند در عصر پرشتاب دانش بشری از سوزانیدن انسان ها بهره گرفت و به حکومت رسید و هم چنان می سوازاند ، غارت می کند و می کند و.... با مردم همیشه مبارز آبادان همدردم ! با ملت ایران در سوگ همه ی قربانیان این چهل سال مرگ بار می نشینم، ! 
پاینده ایران

image may contain: 1 person, crowd and outdoorimage may contain: outdoorimage may contain: one or more people



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/28/post-1859/




یی " بازی " فلک کرده که آ " بباخم " من / جخ حالو میگتم " حکم دله " که من " تکوم " رفت

درخواست حذف اطلاعات


بیتی از بیژن سمندر برای همه فصل ها .....شعر بیژن شعر دل بود و شی ! بیژن در شعرش نفس می کشید اما دریغا دریغ که بیماری پارکینسون مجال شعر و ترانه را از بیژن گرفت گوشه نشینش کرد ! بیژن بدون واژه به کجا برود ؟ 
خداوندا نداروم بال پرواز 
دل بازیگوشوم جا مونده شیراز !
با یاد همیشگی او و شرم آگین اش


یی " بازی " فلک کرده که آ " بباخم " من 

جخ حالو میگتم " حکم دله " که من " تکوم " رفت 

image may contain: text
1 commentali yaghoubvand, saeid jabervandi and 6 otherslikeshow more reactionscommentshare
comments




منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/30/post-1860/یی-بازی-فلک-کرده-که-آخر-بباخم-من-جخ-حالو-میگتم-حکم-دله-که-من-تکوم-رفت




the holocaust

درخواست حذف اطلاعات


the holocaust
هولوکاست ی ! روز بیست هشت امرداد تماشاچیان سینما ر آبادان را زنده زند سوزانیدند ! از کودک تا پیر ! زن و مرد ! 
سوئد بودم بخش خبری به زبان انگلیسی را گوش می ! از آتش زدن مردم خبر داد ! و تیان متهم بودند ! اما دانستن این موضوع سخت نبود که بدانی جلادان حکومتی با موقعیتی که خوزستان به ویژه " آبادان " دارد این کار را نمی کنند ! اما دهان به دهان می گشت تا ..... من از همان گاه دم عبای اوخوند را می دیدم و چنین هم بود ! به بدینگونه اوخوند در عصر پرشتاب دانش بشری از سوزانیدن انسان ها بهره گرفت و به حکومت رسید و هم چنان می سوازاند ، غارت می کند و می کند و.... با مردم همیشه مبارز آبادان همدردم ! با ملت ایران در سوگ همه ی قربانیان این چهل سال مرگ بار می نشینم، ! 
پاینده ایران

image may contain: 1 person, crowd and outdoorimage may contain: outdoorimage may contain: one or more people
2



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/30/post-1861/




او هم رفت اما با نامی از زندگی ، با نامی از جنس ماندگاری

درخواست حذف اطلاعات


او هم رفت اما با نامی از زندگی ، با نامی از جنس ماندگاری
تورج پارسی
آدینه هفدهم اگست دوهزار هیژده

انتظامی در تاتر متولد شد ، پیش خوانی کرد و در سینما با یک نهایت را رقم زد ! انتظامی در شکلی واقع پذیر و واقع نگرانه زندگی را بازی می کرد ، من با نگاهی همه سویه از منظر جامعه شناسی فرهنگی و روان شناسی او را شکلی های از زندگی می دیدم که کپی نبود بلکه خود زندگی بود که از کوچه به سن محدود تاتر یا سینما آورده شده بود ! را با فرشته / بادومی / رفتیم و دیدیم پس از پایان من در سکوت پر از بغض گرفتار بودم و بادومی این بغض را خوب می شناخت و سکوت می کرد ! یک آینه بود پراز مهر پر از انتظامی چنانچه خود گفته بود کلی طول کشید تا از جدا بشوم ، کلی طول کشید ! را مهر جویی ساخته بود !
پس تر بود که به آقای هالو ، دایره مینا و پستچی رسیدم ! در همه ی نقش هایی که از انتظامی دیدم او زندگی را بازی می کرد ! درست خود زندگی را !
او هم رفت اما با نامی از زندگی ، با نامی از جنس ماندگاری
با نگاه پر مهر مردم ! با خانواده ی وی و اهل تاتر و سینما و مردم میهن همدردم !




منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/30/post-1862/




از صفحه ی دوست صاحب قلم بانو آوردم ! عزت از نوشین می گوید !

درخواست حذف اطلاعات

از صفحه ی دوست صاحب قلم بانو آوردم !
عزت از نوشین می گوید !

در این قسمت مى پردازیم به خاطرات عزت الله انتظامى از نوشین.
من دنبال خانه' أجاره اى مى گشتم، یک شب حسین خیرخواه مرا صدا کرد و گفت: مى توانى خانه اى که أجاره مى کنى، یک اتاقش را آماده کنى و تخت بگذارى براى مهمانى که گاهى مى آید و مى رود و بعضى وقتها یکى دو شب در تهران مى ماند؟ این مهمان علاقه اى براى رفتن به هتل یا مسافرخانه ندارد.
در ضمن خانه اى که مى خواهى أجاره کنى، بهتر است مشرف به جایى نباشد، چشم انداز نداشته باشد، حتى در و پنجره هاى خانه هاى دیگر به طرف خانه' تو باز نشود . خلاصه که از دید آدمها دور باشد و حتمأ جاى خلوت و کم رفت و آمدى باشد و حتمأ در کوچه اى فرعى باشد. 
خلاصه راه افتادم این طرف و آن طرف، البته بیشتر دلم میخواست أطراف تآتر سعدى یعنى دروازه شمیران، پل چوبى، یا شاه آباد باشد. 
ناگهان یک خانه' کوچک با دو اتاق خواب جدا ازهم، در یک جاى پرت گیر آوردم. دریک کوچه' بن بست در خیابان "خورشد" که جز آسمان آبى و خورشید عالمتاب ، هیچ چیز دیده نمى شد ! 
اسباب کشى کردیم. من وهمسرم به اتفاق پسر پنج یا شش ساله ام مجید، در اتاق طرف راست ن شدیم که آشپزخانه هم داشت و آفتاب گیر بود و مهمان گاهى وقتها، اتاق سمت چپى.
پس از یک ماه سرو کله' یک مهمان پیدا شد. با علامت رمزى که قرار گذاشته بودیم در زد. در را باز . مردى شیک پوش و جاافتاده بود. به اتاق راهنمائیش . شام نخورد وفقط چاى خواست. فرداى آن روز نزدیک ظهر خداحافظى کرد و رفت. 
کم کم عادت کرده بودیم . هر از گاهى ى با رمز در میزد، با و چمدان و یا دست خالى ، یک شب مى ماند و فرداشب مى رفت. 
خلاصه یک شب در تآتر سعدى ، حسین خیرخواه و حسن خاشع مرا صدا د و گفتند: امشب مهمان اصلى که چند وقت مى مونه، میاد.هر کارى که اسمش را نگفتند و خیرخواه همانجا گفت: عزت لب تر نکنى ها! اصلأ قید همه چیز و همه را بزن، حتى قوم و خویش ها!
تآتر که تمام شد با عجله به طرف خانه به راه افتادم.
وارد حیاط که شدم دیدم چراغ اتاق مهمان روشن است . یک سر به اتاق مهمان رفتم. روى تختخواب دراز کشیده بود . گلویم خشک شده بود و به تته پته افتاده بودم.
بلند شد و به طرف من آمد. یکدیگر را بوسیدیم. کم کم حال عادى پیدا . عبدالحسین نوشین که آ ین بار قبل از فرار سران حزب توده در زندان به ملاقاتش رفته بودم ، جلوى من ایستاده بود.
پشت میز کوچک ناهارخورى که چند صندلى دورش بود ، نشست و گفت: بنشین عزت.
از تآتر پرسید : چطوریه؟ خوب استقبال میشه یا نه؟من هم با شوق جوابش را دادم. گفتم شام که نخوردى؟ گفت : نه. 
نزد همسرم رفتم . شامى آماده کرده بود . به او گفتم: این مهمان دیگه از آن مهمانهاى یک شب ، دوشبى نیست. تا مدتى پیش ما میماند. گفت: کى هست؟ مى شناسمش؟ گفتم: نوشین. خشکش زد و گفت: کى؟ گفتم: نوشین ، چرا مى ترسى؟ گفت: این بابا از زندان در رفته ، گیر بیفتیم بابامونو در میارن. 
شام که آماده شد به اتفاق نزد نوشین رفتیم. تا نیمه هاى شب حرف زدیم. بعد من و همسرم به اتاق خودمان رفتیم. تا صبح خوابمان نمى برد! عجب مسئولیت سنگین و خطرناکى به من داده بودند. به هر حال، زندگى، با یک هنرمند فرارى ارزشمند آغاز شد. 
فرداى آن روز نوشین گفت: عزت، اسم من فردوسه، عبدالله فردوس.
روزها طول کشید تا من بتوانم به این تغییر و طوفان در زندگى ام عادت کنم.
کم کم حال و احوالم عادى شد و راحت بگو بخندم را از سر گرفتم و اصلأ انگار نه انگار که چه بمب خطرناکى در خانه دارم. یک آدم فرارى، به قول امروزى ها-زندانى آکبند دست نخورده-
یک زندگى عجیب و غریب پیدا کرده بودم. با وجود این پس از چند روز کاملأ خودمانى شدیم و ناهار و شام را با هم میخوریم. تقریبأ شده بودیم یک فامیل!
یک هفته نگذشته بود که یک شب رمز در زدن را شنیدم. در را باز . یک آقاى خیلى شیک با عینک و یک خانم با چادر رنگ روشن، گفتند با آقاى عبدالله فردوس کار دارند. به اتاق راهنمایى شان . خودم به اتاق دیگررفتم. 
بعد از مدت زمان کوتاهى فردوس مرا صدا کرد. کیانورى را کاملأ مى شناختم ولى آن خانم را به جا نیاوردم که معلوم شد ،"مریم فیروز" همسر کیانورى است. سرنوشت چه جاهایى که آدم را نمى برد و چه بلاهایى که سر آدم نمى آورد؛ حیرت آور است!
به هرحال ساعات آ شب آن خانم و آقا رفتند. رفت و آمد به قدرى دقیق و حساب شده بودکه به محض اینکه مهمانها از خانه خارج شدندو پس از عبور از کوچه' فرعى به خیابان رسیدند، اتومبیل جلوى پایشان ایستاد. البته براى همه' انى که آنجا رفت و آمد داشتند، وضع این گونه نبود.

image may contain: 1 person, standingimage may contain: 2 people, including susan azadi, hat and close-up



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/30/post-1863/




به راستی که یک ع برخی هنگام کار هزاران واژه را می کند !

درخواست حذف اطلاعات

e is worth a thousand word

تورج پارسی
چهار شنبه دوازدهم اکتبر دوهزار شانزده

the expression "use a picture. it's worth a thousand words." appears in a 1911 newspaper article quoting newspaper editor tess flanders discussing journalism and publicity.[1]
a similar phrase, "one look is worth a thousand words", appears in a 1913 newspaper advertisement for the piqua auto supply house of piqua, ohio.[2]
wikipedia

به راستی که یک ع برخی هنگام کار هزاران واژه را می کند ! ع دختر ویتنامی که و گریان ازبمباران ها فرار می کرد هزاران هزار واژه ساخت و در تاریخ گذاشت که به یادمان هست !
در همین سوئد هم هر سال شاگردان کود تان و مدرسه با هم در کنار آموزگاران و.... ع می گیرند و در واقع تاریخی یادمانی از راهی که طی کرده اند به جا می گذارند .
برخی هم در همین تاریخ مصوری اززادگاه خود ثبت می کنند از گل و گیاه گرفته تا مردم وکوچه و بازار و... .... که در همین زمینه با آقای توکلی باشنده شهر زیبای لاهیجان آشنا شدم که بیشتر ارج شان می نهم !

ع تاریخ مصورست ، تاریخ گویا ! چند شب پیش به دو ع در این همه کاغذها و آلبوم ها یم دیدم که برخلاف سنت کاری تاریخی، بر آنها ننوشته بودم !! اما حکایت خودرا داشته و دارند همان حکایت کاربرد یک ع در برابری هزار واژه !
ع ی که در خدمت باستانی پاریزی در همایش جهانی اوستاشناسی در شهر یوتوبوری هستم و ع دیگری که در خدمت خواننده هنرمند سروش ایزدی / مطلوبی / هستم که به گمانم کنفرانس ن بود در شهر استکهلم ! 
دوستی این ع را گرفته بود و به من فرستاد ، بی آنکه ما بدانیم ایشان لحظه را شکار کرده بودند ! اگر چشم ها بسته است بی گمان دل ها روشن است !!!
گفتمان با باستانی خود کلاس درسی فراموش نشدنی بود ، بسیار آموختم ! و نخستین دیدار با مطلوبی هم این دوستی را رقم زد که به گفته ی رند شیرازبه شمار عمر می گذارم .... با مهر همیشگی

image may contain: 2 people, people standing and suitimage may contain: 2 people, people standing



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/07/20/post-1864/




a picture is worth a thousand word

درخواست حذف اطلاعات

12 october 2016

a picture is worth a thousand word

تورج پارسی
چهار شنبه دوازدهم اکتبر دوهزار شانزده

the expression "use a picture. it's worth a thousand words." appears in a 1911 newspaper article quoting newspaper editor tess flanders discussing journalism and publicity.[1]
a similar phrase, "one look is worth a thousand words", appears in a 1913 newspaper advertisement for the piqua auto supply house of piqua, ohio.[2]
wikipedia

به راستی که یک ع برخی هنگام کار هزاران واژه را می کند ! ع دختر ویتنامی که و گریان ازبمباران ها فرار می کرد هزاران هزار واژه ساخت و در تاریخ گذاشت که به یادمان هست !
در همین سوئد هم هر سال شاگردان کود تان و مدرسه با هم در کنار آموزگاران و.... ع می گیرند و در واقع تاریخی یادمانی از راهی که طی کرده اند به جا می گذارند .
برخی هم در همین تاریخ مصوری اززادگاه خود ثبت می کنند از گل و گیاه گرفته تا مردم وکوچه و بازار و... .... که در همین زمینه با آقای توکلی باشنده شهر زیبای لاهیجان آشنا شدم که بیشتر ارج شان می نهم !

ع تاریخ مصورست ، تاریخ گویا ! چند شب پیش به دو ع در این همه کاغذها و آلبوم ها یم دیدم که برخلاف سنت کاری تاریخی، بر آنها ننوشته بودم !! اما حکایت خودرا داشته و دارند همان حکایت کاربرد یک ع در برابری هزار واژه !
ع ی که در خدمت باستانی پاریزی در همایش جهانی اوستاشناسی در شهر یوتوبوری هستم و ع دیگری که در خدمت خواننده هنرمند سروش ایزدی / مطلوبی / هستم که به گمانم کنفرانس ن بود در شهر استکهلم ! 
دوستی این ع را گرفته بود و به من فرستاد ، بی آنکه ما بدانیم ایشان لحظه را شکار کرده بودند ! اگر چشم ها بسته است بی گمان دل ها روشن است !!!
گفتمان با باستانی خود کلاس درسی فراموش نشدنی بود ، بسیار آموختم ! و نخستین دیدار با مطلوبی هم این دوستی را رقم زد که به گفته ی رند شیرازبه شمار عمر می گذارم .... با مهر همیشگی

image may contain: 2 people, people standing and suitimage may contain: 2 people, people standing



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/07/20/post-1865/




از سوی دوستان پرسشی شده است که چرا در انجمن زرتشتیان برای شهریاری بزرگداشتی برقرار نشده

درخواست حذف اطلاعات


از سوی دوستان پرسشی شده است که چرا در انجمن زرتشتیان برای شهریاری بزرگداشتی برقرار نشده اما در انجمن یهودیان برگزار گشته است ؟

تورج پارسی

یاداشت روز

پرویز شهریاری یک معلم بود ! معلمی که تنها متعلق به هم کیشانش نبود ! او م ع حقوق انسانها بود و به همین سبب زندان ها کشید ! پس پاسداشت معلم آن هم با بینشی که شهریاری داشت و متعلق به ملت ایران است در هر مکانی شایسته است ! نگاه و بینش او محدود نبود ! یادم می آید هنگام انتخابات بود در ماهنامه چیستا نوشت : چرا مارا زیر نام اقلیت دینی محدود می کنید که حتما به ی هم کیش خود رای بدهیم ! باید شایستگی را معیار قرار داد نه هم کیش بودن ! پس پرویز محدود نبود ! او نزد هم کیشانش احترام ویژه ای داشت ، از او بارها قدردانی د و به او سرفراز هم بودند ، برای مرگش هم پرسه بر قرار گردند که نه تنها هم کیشانش بلکه همگان هم در آن شرکت جستند ! با مهر همیشگی و سپاس از توجه دوستان‬

image may contain: 1 person, standing and text



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/11/post-1858/از-سوی-دوستان-پرسشی-شده-است-که-چرا-در-انجمن-زرتشتیان-برای-شهریاری-بزرگداشتی-برقرار-نشده




برای زادروز پسرم تریتاست

درخواست حذف اطلاعات


امروز زاد روز تریتاست ،

برای زادروز پسرم تریتاست

تورج پارسی

بیست و یکم جولای دوهزار هیژده

چهل و چهار سال پیش دومین فرزندمان در بیمارستان شماره دو جندی شاپور/ گلستان ، اهواز / یک پس از نیمه شب متولد شد که تریتا نامیدیمش . پزشکان و پرستاران و هد نرس بخش ن همگی محبت داشتند ، تعدادی شان نیز از همکاران یا از دانشجویانم بودند . روزبه و تریتا از کوچکی من و مادرشان را به نام کوچک مان صدا د اما چون روزبه برایش واژه تورج سخت بود با تلفظی مرا " تولو " صدا کرد و تریتا نیز همچون روزبه " تولو " خواند مرا ، البته هنوزم هم " تولو" صدا می کنند !!!!!
زادروزش را به فرخندگی و شایستگی بر می گزاریم ، باشد که همچنان هوشیارانه و پیگیر با منش نیک در آبادانی جهان شرکت داشته باشد . این خویشکاری هر انسانی است که به نیکی شه ،گفتار و کردار باورر داشته باشد .
ثریتا یا تریتا trita/ thrita
نام نخستین پزشک یا کارد پزشک است ، برخی میان نام ثریتا و ثریتون که همان فریدون باشد پیوندی می بینند. تریتا را در پزشکی و درمان همچون اسکله پیوس یونانی و ایم هوتپ مصری می دانند . نا گفته نماناد که تریتا پیش از دوره ی اوستایی یعنی دوران زندگی مشترک هندو ایرانی می زیسته است . تریتا را سومین می دانند که گیاه درمان بخش هوم یا هوما را شناخت و در درمان مردمان بکار گرفت .
گیاه هوما haoma یا هوم : بیستمین یشت اوستا به نام گیاه هوما(درزبان سانسکریت سوم یا سوما ) است .( هوم یشت هات ۹-۱۱ (. ۱ ) در هوم یشت ازاین گیاه " مزدا آفریده " و "نیک درمان بخش " دوازده بار به صفت " اشون دور دارنده مرگ " نام برده شده است .این گیاه نخست بر البرز رویئد ه سپس دانه ی آن توسط " مرغی پاک و آزموده " در گیتی پراکنده گشته است . اعجاز دارویی این نوشابه آنچنان است که هرگاه " آنرابه هر خانه ای بیاورند ، هر آلودگی که پدید آمده باشد ، پلشت بری می کند " . بر خلاف " می " های دیگر که " خشم خونین درفش " دارند ، هوم رامش اشه در پی دارد و سر خوشی آن تن را سبک کند " .دوصفت مشخص یکی " درمان بخشی " و دیگری "شادی بخشی " به این گیاه اعتبار بخشیده است ، بطوریکه نزد آریاییان ارجی شگفت انگیزیافته است .امروزه بررسی ها نشان می دهند که مستی ونشاط و سروری که در اثر نوشیدن نوشابه هوم پدید می آمده است به علت وجود ماده ای است به نام افدرین ephedrin . این گیاه پرکاربرد ، با گل های زرد رنگ خود ازدیرباز تا کنون در ایران و افغانستان و هند می روید . در گفتگویی که نگارنده با بهادری در سال ۱۹۸۵در شهر کلیولند /اهایو/ داشت ، ایشان از گیاهی به نام سوم یا سوما که درزمین های زراعتی بخش زیدون " شهر ریو اردشیر دوره ساسانی " بهبهان می روید ، سخن به میان آورد . به گفته ایشان این گیاه خودرو در میان کشت زارها می روید و چهار پایان را از خوردن آن نشاط وجنب و جوش دست می دهد . شایان نگرش است که در زیدون نیزاین گیاه را همچون هندی ها سوم sum می خوانند ....روزگاران به روشنایی بادا .
* تریتا با پ و و کلاه و چکمه و پیپ من * تریتا و روزبه * سه ماهگی تریتا

image may contain: trita parsi, suitimage may contain: 2 people, including trita parsi, suitimage may contain: 2 people, people smiling, child, stripes and close-upimage may contain: trita parsi and touradj parsi, people smiling, beardimage may contain: 1 person, standing and indoor+2



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/04/30/post-1851/برای-زادروز-پسرم-تریتاست




عشق آن باشد که حیرانت کند

درخواست حذف اطلاعات

عشق آن باشد که حیرانت کند 
بی نیاز از کفر و ایمانت کند 
،، مولانا ،،

ما مولانا داریم و هنوز از کافر و مسلمان و نجس و زهر مار نهی از منکر و خواهران زینب و گشت ارشاد و و گپ می زنیم ! 
عشق آن باشد که حیرانت کند 
بی نیاز از کفر و ایمانت کند 
،، مولانا ،،

هزار بار بخوانش و بنوازش تا بل آدمی بیدار شود از خواب افیونی دین !




منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/03/post-1852/




بغض فقر خواهد ترکید !!

درخواست حذف اطلاعات

25 july 2015

بغض فقر خواهد ترکید !!

image may contain: 1 person, sitting and child



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/03/post-1853/




توفان و رعد برق در اپسالا

درخواست حذف اطلاعات

توفان و رعد برق در اپسالا 
یاداشت روز
سی ام جولای دوهزار هیژده
دیروز پس از چهل و پنج و شش روز بی بارانی آسمان " ده لو " زد روی " دل " زمین ، آن هم با همه توان و داد و قال! توفان و رعد برق ! مردم هم تو آب چلپ چلپ د ! میزان بارندگی هشتاد و هفت میلی متر بود به طوری که اینترنت قطع شد و ما هم دو روز سر کلاس نتوانستیم حاضر بشویم ! 
جالب اینکه ایستگاه راه آهن تبدیل شد به رودخانه و مردمانی چند هم در آن شنا د و قایق راندند ! صحنه را از صفحه ی تلویزیون شکار !

image may contain: one or more peopleimage may contain: 1 person, smiling



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/09/post-1854/




مراسم بزرگداشت پرویز شهریاری

درخواست حذف اطلاعات


مراسم بزرگداشت پرویز شهریاری
دوم اگوست دوهزار سیزده
منصور اصانلو

ب در تهران مراسم بزرگداشت ویاد بود پرویز شهریاری مسلم ریاضیات وانسانیت برگزار شد . شاگردانش در هر جایی هستند از بهترین وموفق ترین افرادی هستند که در آن سازمان کار میکنند هم چون ناسا ،یا های معتبر جهان ویا دیگر تشکیلات علمی وخدماتی وتکنولوژیکی ایران .
آن چه در این بین زیباست آن است که مراسم بزرگداشت این رادمرد دانشمند که مدت هفت سال از عمر گران مایه اش را در زندان ها به دلیل دفاع از حقوق کارگران ودهقانان و دیگر زحمتکشان وروشنفکران در زندان های شاه وسپس گذراند درانجمن یهودیان ایران برگزار شد ، در حالی که خودش درخانواده ای زرتشتی در کشوری با اکثریت مسلمان به دنیا آمده بود .

image may contain: 2 people, people smiling



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/11/post-1855/




دوست صاحب قلم مان آقای رضا ستار دشتی و خواندن زیارت نامه:

درخواست حذف اطلاعات


دوست صاحب قلم مان آقای رضا ستار دشتی و خواندن زیارت نامه:

«اَسّلام علیکَ یا اَبا تورج اِبن پارسی و آلِکَ الطیّبین الطاهرین»

شمبه ئی که گذشت داشتیم با قطار از استکهلم می رفتیم «سالا»، تا از اون جا بریم «وسترُس» که شریک بشیم تو جشن ی که سی خاطرِ 40 سالگیِ«نیما»مون برگزار می شد.

همی که نزّیک شدیم به «اوپسالا»تون ، چیشُم افتاد به بار کلیسا که صلیبای گلدسّه هاش ــ عینُهو نیزه ــ سوراخ کِرده بودن ی آسمون،نا گهون مثِ زوّارا رو زبونُم جاری شد:

«اَسّلام علیکَ یا اَبا تورج اِبن پارسی و آلِکَ الطیّبین الطاهرین»

ما هم زوار را شفا بخشیدیم !!!
به قول " فروغ " ایمان بیاورید !!!!

image may contain: 3 people, including babakohi, people smiling, people sitting, gl es and close-upimage may contain: sky, cloud, outdoor and nature



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/11/post-1856/




چشمانی دیدم که دیوان حافظ را از بر داشتند

درخواست حذف اطلاعات

چشمانی دیدم که دیوان حافظ را از بر داشتند
تورج پارسی
ویرجینیا می دوهزار یازده

چشمانی دیدم 
که دیوان حافظ را از بر داشتند
به تماشای می و میخانه و چنگ و چغانه ایستادم
و صبورانه و آهنگین خواندم :
ای حافظ تو محرم هر رازی . به .........

no automatic alt text available.
1 share



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/05/11/post-1857/




تهمورث در واشنگتن دی سی یافت شد!

درخواست حذف اطلاعات


touraj daryaee : today i looked at the facade of the library of congress in dc. i saw cadmus, t h, brahma and nabu on the door. then i found tahmureth!
تهمورث در واشنگتن دی سی یافت شد!

1 year agosee your memorieschevron-righttouradj parsi10 june 2017

touraj daryaee : today i looked at the facade of the library of congress in dc. i saw cadmus, t h, brahma and nabu on the door. then i found tahmureth!
تهمورث در واشنگتن دی سی یافت شد!

no automatic alt text available.



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/03/20/post-1839/




کلنل ی پس از کنسرتی که در رشت برگزار کرد و مورد استقبال مردم قرار گرفت

درخواست حذف اطلاعات


کلنل ی پس از کنسرتی که در رشت برگزار کرد و مورد استقبال مردم قرار گرفت ، سی سال بعد بر این شد که در رشت مدرسه ی موسیقی دایر د ، به همین ره و نشان در سال ۱۳۰۸ ابوالحسن صبا را که ازخوب ترین شاگردانش بود در راس این مدرسه صنایع ظریفه نشانید تا یک دوره شش ساله ی موسیقی که برابر با برنامه شس ساله دبیرستانی بود تاسیس کند . صبا دیگر تنها یک نوازنده و سازنده نبود، تنها یک معلم موسیقی نبود ،بلکه یک پژوهشگر موسیقی هم بود ! پژوهشگری خویشکار ، که در پژوهش های میدانی خود با اسب و ق...

see more
no automatic alt text available.
like



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/03/21/post-1840/




paul cézanne پل سزان نقاش فرانسوی می گوید رنگ ها منطق خودرا دارند

درخواست حذف اطلاعات

paul cézanne پل سزان نقاش فرانسوی می گوید رنگ ها منطق خودرا دارند! یعنی زبان خودرا دارند ! آشنایی ک ن با رنگ بازشدن جهانی است به روی شان ! کودک در این جهان دور از "مکن " و " " های همیشگی رها است ! و آزادانه در جهان رنگ ها به سخن می آید ! منطق و زبان رنگ ها به کودک اعتماد به نفس می دهد ! 
w ily w ilyevich kandinsky :
васи́лий васи́льевич канди́нский
نقاش روس می گوید : در هنر باید وجود ندارد ! و همین بی بایدی در بکارگیری رنگ ها سبب می شود که ناگفته های کودک ، با زبان و منطق رنگ بیان بشود !
از ریخت پاش کودک در رنگ ها نهراسید بگذارید با رنگ به خود برسد ! دور از دو واژه ی ایستای " مکن " و " " بگذارید در رنگ ها رها بشود ! این یک اصل روان شناختی کودک است !
با مهر همیشگی
no automatic alt text available.
like



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/03/21/post-1841/




whenever us officials want to insult the iranian nation and declare pure hostility, they use the term "arabian gulf”.

درخواست حذف اطلاعات
trita parsi10 june 2017

whenever us officials want to insult the iranian nation and declare pure hostility, they use the term "arabian gulf”. tillerson did just that.

since ancient ti...

see more
no automatic alt text available.no automatic alt text available.
likeshow more reactions



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/03/21/post-1842/Whenever-US-officials-want-to-insult-the-Iranian-nation-and-declare-pure-hostility-they-use-the-term-Arabian-Gulf”-




تهمورث در واشنگتن دی سی یافت شد!

درخواست حذف اطلاعات


touraj daryaee : today i looked at the facade of the library of congress in dc. i saw cadmus, t h, brahma and nabu on the door. then i found tahmureth!
تهمورث در واشنگتن دی سی یافت شد!

1 year agosee your memorieschevron-righttouradj parsi10 june 2017

touraj daryaee : today i looked at the facade of the library of congress in dc. i saw cadmus, t h, brahma and nabu on the door. then i found tahmureth!
تهمورث در واشنگتن دی سی یافت شد!

no automatic alt text available.



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/03/21/post-1843/




در من دختر جوانی غرق شده است

درخواست حذف اطلاعات

9 june at 23:58

این شعر نمایه ای از واقعیت هااست ! نمایه ای دردناک ! سمبل های درون شعر پژواک درون فرد به موازات این همه سیاهی و تباهی جامعه است ! آیا این " زندگی نامه " ی شاعرست یا شاعر زندگی جامعه را رسم کرده است ؟
با مهر همیشگی

از درون من زنی پیر ...

فریبا قاسمی

‏دریاچه ای هستم، 
زنی روی من خم می شود 
و کران تا کران مرا در جست وجوی واقعیت خود می کاود.

‏در من دختر جوانی غرق شده است 
‏از درون من زنی پیر همچون ماهی هولناکی به سوی او خیز برمی دارد .

image may contain: 1 person, smiling, indoor
likeshow more reactions



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/03/21/post-1844/




ی اد داشت روزانه

درخواست حذف اطلاعات

ی اد داشت روزانه

باید شید زمان منتظر ی نمی ماند !

تورج پارسی

شیدن حق آدمی است حق طبیعی اوست ! آنچه که مدار شه ی من است رسمیت حقوق انسانی است ! حکم های قرون وسطایی توسط هر فرد یا دستگاه حکومتی محکوم است ! اینان در واقع از زیر وارهاخاک قرون وسطایی بر علیه انسان برخاسته اند ! 
این همه غل و زنجیر نشانه ای از ترس است ! دیکتاتورها هر چه بیشتر بترسند حلقه را تنگ تر می کنند 
کشور مادر موقعیت بسیار حساسی است ! اما واعظان مرگ هم چنان مرگ بهر می کنند !
اینان باید بدانند که انسان معنا دارد و خدایان خیلی وقت است که مرده اند !
و تاریخ از تشیع جنازه خدایان برگشته است !




منبع : http://moris.blogsky.com/1397/03/28/post-1845/




پیامی از طالب آملی شاعر

درخواست حذف اطلاعات


پیامی از طالب آملی شاعر ! او و صائب و کلیم کاشی درقرن یازدهم زندگی می د :
به هر چه دست رسد زین و آن دریغ مدار
چو " مهر " پرتو " خویش از جهان دریغ مدار

image may contain: outdoor
likeshow more reactionscomment



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/04/25/post-1848/




نیمدرو !

درخواست حذف اطلاعات
no automatic alt text available.touradj parsi13 july 2016

نیمدرو !!

تورج پارسی

سیزدهم جولای دوهزار شانزده

سیروس مشنگ که عمرش دراز باد ، پایه یک دادگستری و از بچه های آنتیک شیراز بود ، اگر خودش پت و پهن بود اما تابلوی روی دفتر کارش یک چارم خودش بود !! یه روز گفت : وی عامو !! ای حافظو هم در برخی از غزلیاتش سر به سر ادما می زاره مثلا تو همین بیت شعرش که خدا طلا که نیست رُدگلم/ طلای بدلی / نیس !
" دیو جو بیرون رود فرشته در اید " 
یعنی کاکو ازبًُنگ صب نوبت گذاشته دیوو بره فرشتهو بیاد تو ! بعدش فرشتهو بره نوبت دیووست که بیاد تو!!!! چرو دل پتک / دلشوره / درس می کنه ! خو بهترشه جلدی نیمدرو/ پنجره / را به روی دوتایی شون ببنده بزاره خونه نفس راحت بکشه!!! ی هم گله گی نمی کنه !
خودمونیم ای حافظم برخی وختا کوچه در نرو / بن بست / درس و راس می کنه !!
این ایه در تابستان ١٣٤٦ در کافه فیروز صادر شد....... با مهر همیشگی




منبع : http://moris.blogsky.com/1397/04/25/post-1849/نیمدرو-




آرمان اسمعیل زاده

درخواست حذف اطلاعات


آرمان اسمعیل زاده
2010 04 09 - 1986 12 31
تورج پارسی

مرگ همزاد آدمی است اما انسان ها در برابر مرگ دو جور واکنش دارند برخی این واقعیت را هرچند که تلخ است می پذیرند و برخی ترسان تر از ترس پیش از رسیدن مرگ می میرند !
در میان آنانکه واقیعت تلخ را می پذیرند هم استثنا هست ، به این عبارت که پا به پای مرگ زندگی می کنند ودم آ ، مرگ را اعلام می کنند ! شگفتی در همین استثنا است ! 
از جوانی می خواهم بگویم که ایرانی است و زاده سوئد ، دانشجوی داروسازی ، شوخ طبع و اهل موسیقی و ورزش !
روزی نزد دندان پزشک می رود و مرگ از همانگاه چهره نشان می دهد ، مشکلی در دندان هایش نداشته اما درد داشته ، سرانجام آزمایش خون آشکار می کند که : سرطَان خون را ! لکومی ! leukemia دارد !
آنچه مرا وادار کرد که درباره اش بنویسم همین استثنا بودن آرمان در رو درویی و هم خانگی با مرگ بود !
پدر و مادرش شب ها در بیمارستان ی اپسالا نزدش می خو دند ، سر به سر پدرش می گذاشت اون دنیا مغازه دو در برایت آماده می کنم زود بیایی ها ! در واقع پدر و مادر را انرژی می داده برای روزی که دیگر نیست ! چه در دل این مادر و پدر گذشته داستانی است خاموش !

پزشکان آنچه باید انجام دادند اما در این نبرد توفیقی پیش نیامد ! و آن روز 
پزشک کنارتخت آرمان نشست گفت متاسفانه بیش ازاین کاری نمی شود کرد ! آرمان از آنها سپاسگزاری می کند و به پدرش می گوید کامپیوترم را از خانه بیاور ! پس اندازش را میان برادرش و بخش پژوهش های سرطان بهر می کند و به پدرش می گوید شب آ ست ! هرگاه به ایران سفر کردی کفش مرا بپوش !!! و پدرش ایران را درنوردید با کفش آرمان !!!! و کفش را بر بالای کوهی گذاشت تا بماند و آرمان با کفش هایش از تییغ کو ایران را ببیند !

در پرسه ی او نوای موسیقی پخش شد و آهنگی که دوست می داشت ، پرسه اش مرگ نما نبود بلکی یک جوری دیگر از زندگی بود ........

https://en.wikipedia.org/wiki/leukemia

image may contain: 3 people, people smiling



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/04/28/post-1850/




بخشی از سخنرانیم به مناسبت روز خیام در مکتب عشق / استکهلم

درخواست حذف اطلاعات

بخشی از سخنرانیم به مناسبت روز خیام در مکتب عشق / استکهلم
تورج پارسی 
هیژدهم مه دوهزار هیژده / بخش نخستین
از فردی امروز گپ می زنیم که شاعر ، فیلسوف ، ریاضی دان و منجم است ! او در هیژدهم ماه مه ۱۰۴۸ در شهر نیشابور متولد شد و در چهارم دسامبر ۱۱۲۲ در می گذره هفتاد و چهارسال عمر می کند !فرخی ، منوچهری ، ناصر خسرو، مسعود سعد سلمان ، ازرقی ، خیام ، سنایی ، بابا طاهرهم در این قرن میزیند
آنچه که خیام را نامدارساخته رباعیات اوست ! اگر خیام آنرا به شکل نثر می نوشت چنین کاربردی را نمی یافت که از کوچه تا بتواند ره بپماید ! قدیمی ترین نسخه خطی رباعیات خیام در شهر شیراز نوشته شده و اینک در بدلین bodleian آ فورد نگه داری می شود !
در سال ۱۸۵۹ یعنی سد پنجاه نه سال پیش ادوارد فیتزجنرالد آنرا به انگلیسی ترجمه کرد
edward fitzgeralds .
سد و شش سال پیش هم رباعیتات خیام به سوئدی ترجمه شد یعنی سال ۱۹۱۲
arvid gerhard damm
خیام پرسشگر :
علم یعنی پرسشگری یعنی شک و به دنبال پاسخ گشتن به همین معنا خیام پرسشگر است یعنی اهل علم است ! یعنی عالم ااست ! دانش پژوست ! 
در دین شک نیست یقین است در یقین همه چیز ثابت و ایستا هستند !جزم در معنا یقین به هر چیز است ، یقین بر باور و نظرات ! یقین انتقاد ناپذیرست !یقین مانع حرکت جهت تغیرست ! و دین یقین است همه چیز را با ترازوی خود وزن می کند ! و در این ترازو همه چیز وزن ثابت دارد !ما دراین اینجا با یک کوچه در نرو روبه رو می شویم ! یک جور ماندگی !
جزم شی یا دگماتیسم یک بیماری اجتماعی است که آسیب های سخت بر پیکر جامعه وارد می سازد ! اگر شه های هم رخت یقین بپوشند تبدیل به دین می شوند ! به دوره ی سلجوقی می رسیم ! دوره ای که دگر شی کفرست ! یعنی حرکت کفرست ! یعنی تغیر کفرست ! چرا که یقین حاکم است ! دوره ی خواری فلسفه و دانش ! دوره ی نگاه به پیرامون از دریچه قران و سنت است !
نا گفته نماناد که شه در هر زمان ت نمی نشیند حتا اگر هوا بس ناجوانمردانه یخین باشد ! و خیام در زیر این همه " یقین های زهر آگین " همه چیز را زیر سوال برد وجهان را خارج از قلمرو دین نگریست و نقد کرد این شیوه ی اهالی دانش است ! و این چنین بر مدار شک که پلتفرم دست جهان پسین دست ساخت دین را در یک رباعی رومبانید :
بخشی از سخنرانیم به مناسبت روز خیام در مکتب عشق / استکهلم
تورج پارسی 
هیژدهم مه دوهزار هیژده / بخش دوم

می خور که به زیر گل بسی خواهی  
بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت
زنهار به مگو تو این راز نهفت 
هر لاله که پژمرد ، نخواهد بشکفت

به همهن جهت اهل دین رباعیات خیام را مارهای گزنده می نامیدند ! خواه ناخوه زندگی خیام در چنین جامعه ای راحت نمی بوده است ! 
خیام در شک فلسفی اش بدانجا می رسد که می گوید " معمای کاینات نه به وسیله علم و نه به دستیاری دین هرگز حل نخواهد شد و به هیچ حقیقتی نرسیده ایم ! گذشته و آینده دو عدم یا نیستی است پس بهتر است دمی در آن در ی یم " هدایت ترانه های خیام
خیام دهری است یعنی باورمند به ماتریالیسم است جز ماده چیزی را نمی شناسد در نتجه از همین جا آبش با دین و خدا و کاینات در یک جوب نمی رود راهش جداست ! 
فردای پسین که دین از آن داستان ها می سراید / جهنم و بهشت / را زیر سوال می برد و با دلیری خاص خود می گوید :
تا چند زنم به روی دریا خشت 
بیزار شدم ز بت پرستان و کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود 
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
بدبین به همه چیزست و همین بدبینی هویت علمی اورا رقم می زند ! به همین دلیل خیام شاعری عاصی است و شهامت گفتن دارد ! حافظ را می توان با همه ی زیر آبی رفتن های رندانه اش شاگرد فکری خیام دانست ! 
ازآمدنم نبود گردون را سود / 
و ز رفتن من جاه و جلالش نفزود
وز هیچ ی نیز دوگوشم نشنود /
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
نیکی و بدی که نهاد بشرست 
شادی و غمی که قضا و قدرست
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل 
چرخ از تو هزار بار بیچاره ترست
آنانکه ز پیش رفته اند ای ساقی 
در خاک غرور ه اند ای ساقی
رو باده خور حقیقت از من بشنو 
بادست هر آنچه گفته اند ای ساقی
پیری دیدم به خانه ی خماری /
گفتم : نکنی ز رفتگان اخباری گفتا : می خور که همچو ما بسیاری 
رفتند و ی باز نیامد باری
من به می ناب زیستن نتوانم 
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید 
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
* هدایت ترانه های خیام

image may contain: one or more people and outdoor



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/02/30/post-1825/




" اگر عمر دوباره بی می خواهی چه کاره بشوی "؟

درخواست حذف اطلاعات


" اگر عمر دوباره بی می خواهی چه کاره بشوی "؟
تورج پارسی 
شنبه بیست و سوم ماه مه دوهزار پانزده

روز دوم اردی بهشت پیام تبریکی گرفتم همره با ع جام ی و پرسشی که اگر عمر دوباره بی می خواهی چکاره بشوی ؟

من از نظر علمی به جهانی دیگر باوری ندارم ! و تازه خیام وار پوست کنده بگویم : هر لاله که پژمرد نخواهد بشگفت ! کنون که می باید به این دانشجوی طراح پرسش ، پاسخ بدهم ، نوشتم می خواهم نوازنده دوره گردی بشوم که بی زمان و مکان بچرخم از این سو به آن سو ! رها ، رها ، یک جا نمانم که بو بگیرم و بس ....شایدم " بو " همان رنگ تعلق حافظ باشد !

image may contain: one or more people and people playing al instruments



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/03/02/post-1826/




میش سرمایه داری !

درخواست حذف اطلاعات


میش سرمایه داری !
تورج پارسی
بیست و دوم ماه مه دوهزار هیژده

می گویند میش حاج میرزا آقاسی صدر اعظم محمدشاه قاجار اذن حکومتی داشت !!! که به همه جا برود بخورد ، بریزد ، د و.... ی هم جرات نکند که نگاه چپ به حضورش بیاندازد ! حال قصه ی میش دیوانه ی سرمایه داری است که آشکارا جهان را تهدید می کند ! 
بی شرمی کنونی سرمایه داری را در چهره ی این بیمار خودشیفته که در کاخ سفید نشسته ببینید ! آشکارا بر علیه بشریت قد علم کرده است ، چه اگر تسلیم نشود می خواهد جهان را با خاک و خون ی ان د ! 
با اینکه در زیر سایه حکومت ی چهل سال است از دیدن میهنم محرومم اما سفت و سخت از استقلال آن دفاع کرده و کلام بی شرمانه ی میش های کاخ سفید را محکوم می کنم ! 
بشریت آگاه می باید پاسخی محکم به این بیمار خودشیفته و هم پالگی هایش بدهد ! با مهر همیشگی

image may contain: 1 person, outdoor



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/03/02/post-1827/




sapere aude- جرات کن که بدانی

درخواست حذف اطلاعات


sapere aude- جرات کن که بدانی
dare to know !
sapere aude is the latin phrase meaning “dare to know”; and also is loosely translated as “dare to be wise”, or even more loosely as "dare to think for yourself!" originally used in the first book of letters (20 bce), by the roman poet horace, the phrase sapere aude be e ociated with the age of enlightenment, during the 17th and 18th centuries, after immanuel kant used it in the essay, “answering the question: what is enlightenment?” (1784). as a philosopher, kant claimed the phrase sapere aude as the motto for the entire period of the enlightenment, and used it to develop his theories of the application of reason in the public sphere of human affairs.wikipedia

جرات کن که بدانی ! ص است از دور دست تاریخ ! کانت آنرا پژواک داد ! و ...
به راستی دانستن ، شناختن است ! خواندنست ! شیدن است ! شیدن نگاه همه سویه داشتن را رقم می زند ! شیدن یادگرفتنی است ، یک جور فرهنگ می شود ! یک جور ساختار فردی را رقم می زند ! اگر چه دیگری کوشش بر انژ یون 
injection 
یا تزریق شه دارد ! اما آنکه خود می شد و بر دامنه ی شناخت دورزانه و همه سویه می افزاید از آسیب یا تزریق در امان می ماند ! دانستن جرات می خواهد گام به جلوست ! گامی است که همیشه فردا را مورد نظر دارد !
با مهر همیشگی
تورج پارسی
بیست و چهار مه دوهزار هیژده

image may contain: text and food



منبع : http://moris.blogsky.com/1397/03/03/post-1829/-