بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

منجی

آخرین پست های وبلاگ منجی به صورت خودکار از بلاگ منجی دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



حسین در کلام شاعر زرتشتی

درخواست حذف اطلاعات

نویسنده: توران شهریاری

«توران شهریاری (بهرامی)» شاعر برجسته زرتشتی متولد 1310 هجری شمسی در کرمان است. وی پس از اخذ دیپلم ادبی، به تحصیل حقوق پرداخت. در سال 1334در رشته حقوق قضایی از حقوق تهران و در سال 1347 در رشته حقوق جزا از شهید بهشتی (ملی سابق) فارغ حصیل شد. وی نویسندگی و سرودن شعر را از سال ۱۳۳۲ شمسی آغاز کرد و از همان زمان در کارهای اجتماعی، فرهنگی و ادبی حضوری فعال و گسترده داشت.

اشعار «توران شهریاری» بیشتر دارای مضامین اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و ملی است که به طور ساده و تا حد امکان روان سروده شده اند. شعر زیر، نمونه ای از سروده های این شاعر زرتشتی درباره ی حسین علیه السلام است:

زِ جـان گذشت که حـق باز در جهان مانَـد نـدای حـق طلبـی گـرم و جـاودان مانَـد

که مرگ در ره حـق، آرمـان زندگـی است بزیر بار سـتم زندگی چو بنـدگی است

گذشت بهر حقیقت زخویش و خویشاونـد بـراه حـق، بگـذشـت از بــرادر و فـرزنـد

سـرود نـاب تـریـن شـعـر اسـتـقـامـت را حمـاسـه هـمـه یـاران راسـت قامـت را

که بهـر مـردم، مظلـوم و تشنه باران شد اثـر گـذارتـریـن شـعــر روزگــاران شــد

حسـین، سـرخ تـریـن لالـه بـهـاران اسـت خـروش تنــدر و فــریـاد روزگـاران اسـت

بیـارمـیده اگــر جسـم لالـه گـون حسیـن هنوز در رگ، جاری است خون حسین[1]

www.mohammadivu.org.mohr



[1] - منبع: سایت توران شهریاری: http://www.tooran.ir




منبع : http://monji14.blogfa.com/post/289




کافی است لب تر کنی

درخواست حذف اطلاعات

نویسنده: زهرا مرادی ( کارشناس ارشد mba؛ z.moradi@mohammadivu.org )

وقتی رسول خدا می گوید «هیچ ماهی در حُرمت و برتری نزد خدا به پای «رجب» نمی رسد»[1]، آدم وسوسه می شود که ببیند «رجب» چگونه ماهی است؟

هر چه بیشتر می گردی و بیشتر درباره اش می فهمی تعجبت هم بیشتر می شود.

- در رجب، رحمت الهی بر بندگان می بارد![2]

- هر در ماه رجب صدقه بدهد، در روز قیامت خداوند به او پاداشی می دهد که نه چشمی دیده باشد، نه گوشی شنیده باشد و نه به خاطر بشری خطور کرده باشد.[3]

- هر در ماه رجب یک روز را روزه بدارد و یک شب را به عبادت خدا بپردازد از عذاب قبر ایمن می شود![4]

- هر روز آ رجب روزه بدارد، از پادشاهان بهشت شود و خداوند شفاعتش را درباره ی پدر، مادر و همه ی بستگان و آشنایان و همسایگان بپذیرد، گرچه در میان آنها ی مستحق دوزخ باشد![5]

- و یا اینکه خداوند درباره ی این ماه فرموده:

«ماه [رجب]، ماه من است، بنده، بنده ی من است و رحمت، رحمت من است. پس هر که مرا در این ماه بخواند، او را اجابت می کنم و هر که از من درخواست نماید به او می بخشم و هر که از من طلب هدایت نماید، او را هدایت خواهم کرد. من این ماه را رشته و ریسمانی میان خود و بندگانم قرار داده ام پس هر که به این ریسمان بیاویزد به من خواهد رسید.»[6]

از فضایل رجب که می گذری، به دعاهایی می رسی که مخصوص همین ماه است. دعاهایی با مضامینی عمیق که از هدایتگران الهی به یادگار مانده. یکی را انتخاب می کنی و دل می سپاری:

یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ[7]

اى که براى [گرفتن] همه ی خیر به او امید دارم

«کُلِّ خَیْرٍ» که می گویی مبهوت معنای حرفت می مانی. تأمل می کنی. یک بار دیگر که نه مَزمَزه می کنی تا ببینی درست خوانده ای؟ به راستی خدا در این ماه همه ی همه ی آنچه «خیر» است به تو می بخشاید؟!

مطمئن که می شوی، فهرستی بلند از همه ی آنچه «خیر» می دانی در ذهنت نقش می بندد. نباید فرصت را از دست دهی. مگر یک سال چند ماه رجب دارد که بتوانی توقع «همه ی» خیر را از خالقت داشته باشی؟ می ترسی تمام رجب برای شمردن همه ی خیر، کم بیاید. به فکر می افتی که گلچین کنی. یکدفعه این کلام خدا را به یاد می آوری که فرمود «بَقِیَّةُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»[8] (اگر ایمان داشته باشید، «بَقِیَّةُ اللّهِ» برای شما خیر است). لبخند آرامشی بر روحت نقش می بندد و با همه ی وجود «بَقِیَّةُ اللّهِ» را تمنا می کنی.

وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ

و در هر شرّى از خشمش ایمنى جویم

هنوز در اُبُهت «کُلِّ خَیْرٍ» مانده ای که به «کُلِّ شَرٍّ» می رسی. یاد بچگی اَت می افتی. آن وقتهایی که مهمان عزیزی در خانه بود و مادر به حرمت او، دعوایت نمی کرد و شیطنت هایت را پاسخ نمی داد.

و اکنون به سبب حرمت «رجب»، از خشم خدا در برابر هر شرّ و نافرمانی و افسارگسیختگی ایمن هستی. بی اختیار از این که زنده ای و در این ماه، نفس می کشی حس برنده بودن پیدا می کنی.

یا مَنْ یُعْطِى الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ

اى که در برابر [طاعت] اندک، [پاداش] بسیار می ‏دهد

از این جمله جا نمی خوری. تا بوده همین بوده. همیشه به کاهی، کوهی داده. اصلا انگار دنبال بهانه می گردد تا جایزه ای بزرگ بدهد. و اکنون چه بهانه ای برتر از «رجب المُرَجَّب»؟

یا مَنْ یُعْطى‏ مَنْ سَئَلَهُ

اى که عطا کنى به هرکه از تو طلب کند

ماه رجب که می آید کافی است لب تر کنی.

می گویند رمضان، ماه مهمانی خداست. میزبان که خدا باشد آب در دل مهمان تکان نمی خورد. اما در رجب بحث صاحبخانه و مهمان نیست. آنقدر خدا در «رجب» با تو راه می آید که هوا برت می دارد تو صاحبخانه ای. انگار که گفته باشد «خانه، خانه ی خودت است؛ تعارف نکن؛ هرچه خواستی بگو تا مهیا شود».

یا مَنْ یُعْطى‏ مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ

اى که عطا کنى به ى که [حتی] از تو نخواهد

به اینجا که می رسی همه ی معادلاتت به هم می خورد. تا حالا فکر می کردی اگر ی دست نیازش را به سوی خدا دراز کند و به بی نیازی خالق و نیازمندی خود معترف شود، خدا هم از روی لطف و کرمش اجابت می کند. اما حالا ...

دست و پا می زنی تا این رفتار خدا را تحلیل کنی و معادله ی دیگری بسازی. اما جمله ی بعد تمام بافته هایت را پنبه می کند!

وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ‏ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً

و [اى که عطا کنى به ى که حتی] تو را نمی شناسد، از روى نعمت بخشى و مهرورزى

و تو دیگر نمی دانی چه بگویی. ترجیح می دهی بی خیالِ تحلیل و معادله و فهمیدن شوی. چشمانت را به آسمان می دوزی و می گویی:

ای رازقی که به آنها که از تو هیچ طلب نکرده اند هم می بخشایی؛

و ای خالقی که رحمتت را از مخلوقاتی که حتی تو را به خ نمی شناسند دریغ نمی کنی؛

اینک من تو را به بی نیازی و قدرت می ستایم و دستان خالی ام را به سویت بالا می آورم تا بدانی برای رفع نیازم تنها به درگاه تو آمده ام.

پس بگذار از رحمت و فضلت بهره مند شوم و در این ماه شریف از تو بخواهم ...

اَعْطِنى‏ بِمَسْئَلَتى‏ اِیَّاکَ، جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَ جَمیعَ خَیْرِ الْأخِرَةِ

به خاطر درخواستى که از تو همه ی خیر دنیا و همه ی خیر آ ت را به من عطا کنی

وَ اصْرِفْ عَنّى‏ بِمَسْئَلَتى‏ اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا، وَ شَرِّ الْأخِرَةِ

و از من به خاطر همان درخواستى که از تو همه ی شر دنیا و شر آ ت را رویگردان سازی

فَاِنَّهُ‏ غَیْرُ مَنْقُوصٍ مااَعْطَیْتَ

پس آنچه تو دهى چیزى کم ندارد

وَ زِدْنى‏ مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ

و بر من از فضلت اى بزرگوار بیفزا.

پروردگارا شهادت می دهم که تو را آنگونه که در این دعا یاد یافته ام. پس به شرافت این ماه که به نام خود منسوبش نمودی دیدگان همگان را به ظهور نجات بخش دوران، مهدی صاحب ا مان روشن نما. چه آنان که ظهورش را طلب می کنند و چه آنها که منتظر آمدنش نیستند و چه آنها که حتی او را نمی شناسند!

یاذَا الْجَلالِ ‏وَ الْاِکْرامِ، یا ذَاالنَّعْمآءِ وَ الْجُودِ، یا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ

آمین یا رب العالمین


www.mohammadivu.org.mohr





منبع : http://monji14.blogfa.com/post/294




غروب ضامن

درخواست حذف اطلاعات

سلام بر هشتمین مبین، حصن حصین.

سلام بر ف زمین، چشمه ی یقین.

سلام بر فرزند رحمة للعالمین، محمد امین؛ وارث علی، المومنین؛ بر زاده ی زهرا سیدة نساءالعالمین.

سلام بر علی بن موسی، رضا؛ مخزن علم خدا، عصاره ی جود و سخا، معین الضعفاء و الفقراء.

سلام بر محور آفرینش و عمود خلقت که آنچنان در حقش جفا شد تا آرزوی مرگ نمود[1].

سلام بر غریبِ دور از وطنی که نه بیگانه حرمتش نگاه داشت، نه آشنا[2].

سلام بر غریب ترین غریبی که درد غربت را با دعا برای ظهور آ ین منجی تسلی می بخشید و اینچنین مناجات می کرد:

"پروردگارا هر شر و بدی را از ولی و جانشینت دفع کن ... و او را در پناه خود حفظ فرما ... تا به نور عدلش تاریکی ظلم برطرف شود و آتش کفر خاموش گردد." [3]

بارالها به حرمت غریب ترین غریبت، غربت آ ین فرزند حبیبت، - مهدی فاطمه - را خاتمه ده و باقی مانده ی غیبتش را بر ما ببخشای.



www.mohammadivu.org.mohr



[1] - "پروردگارا اگر گشایش کارم از آنچه در آن قرار دارم، مرگ است، هر چه زودتر مرگم را برسان": بحارالانوار، ج 49، ص 140.

[2] - کافی، ج 1، باب الاشاره والنص علی الحسن الرضا، ح 15، ص 316 تا 319. ؛ و همان کتاب، باب الاشاره والنص علی جعفر الثانی، ح 14، ص 322.

[3] - دعای «اللهم ادفع عن ولیک ...» در مفاتیح الجنان.




منبع : http://monji14.blogfa.com/post/296