بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

حرف های ساده من

آخرین پست های وبلاگ حرف های ساده من به صورت خودکار از بلاگ حرف های ساده من دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



سردرگمی

درخواست حذف اطلاعات
سردرگمی خیلی بد...آزمون جامع قراره به احتمال زیاد سراسری بشه(شانس به این میگن)اونوقت ما با منابع دیگری روبه رو هستیم،ماجرای دیگه اینکه حتی زمان آزمون مشخص نیست،ممکن حتی بهمن باشه...خلاصه یه جوری شده که رئیس دانشکده هم از چیزی خبر نداره...پس تا حالا هرچی خونیدم الکی بوده...از هم بدتر چیزی که داره آزارم میده اینکه من پیگیر کارم نبودم گفتم باشه برا ترم آینده، بعد از آزمون جامع...دست و دلم برا هیچ کاری نمیره...فندق خونه رو حس ریخته بهم اما اصلا حوصله ندارم جمع و جورش کنم...هزارتا حرف دیگه دارم که دلم می خواست اینجا میگفتم اما ذهنم یاری نمیکنه...




منبع : http://mmm111.blogfa.com/post/66




سفر عشق

درخواست حذف اطلاعات
من تو راهم با یه پرچم...

جاموندم از پیاده روی اربعین، اما حضرت معصومه سفرم رو امضاء کرد و ان شاء الله روز اربعین بلیط داریم برای نجف...فقط دلم اونجاس... حسودیم میشه به همه اونایی که پیاده روی میکنن... اینکه من با این همه ادعا هیچی نیستم جلوشون... بچه رو بهونه و حاضر یه یکم سختی نشدم...شرمنده ام...شرمنده

این روزا اشک تو چشمام جمع میشه وقتی یادم میوفته شمارش مع پایان ماه صفر شروع شده...این یعنی خداحافظ پیرهن سیاه ارباب خداحافظ پرچم های محرم...یاد چند روز قبل از عرفه میوفتم، دلم آتیش می گیره از اینکه م روزگاری تو این ایام تو راه بوده، روز عرفه درس عشق و صحبت با پرودگار رو توی دعای عرفه به ما یاد میده و بعد مسیر عشق، مسیر امر به معروف و نهی از منکرش رو آغاز میکنه... ... حالا دیگه پایان راه(البته به لحاظ زمان و برای من فراموشکار)آیا محرم و صفر سال دیگه من هستم؟شرمنده که امسال هم آدم نشدم




منبع : http://mmm111.blogfa.com/post/69




یه روز بارونی

درخواست حذف اطلاعات
امروز از صبح تهران بارون میومد،فندق هنوز بیدار نشده بود که خانم چراغی اومد و من همراه مامانم رفتم خونه مامانی...خونه مامانی مثل همیشه با صفا بود،مخصوصا تو این هوا...چای گرم، کنار گلدون های خوشگلش و کوفته تبریزی برای ناهار، امروز رو برای من شیرین کرد...

خلاصه هوای امروز بهونه ایی شد تا زندگی رو زیباتر ببینم...عصرم بخار پزم رو اوردم بیرون و توش شلغم، چغندر، هویج و کدو گذاشتم...جای همه خالی، خیلی خوب شد...

الانم دارم به کمبود وقت فکر میکنم اینکه چقدر دلم میخواد کتاب های مختلفی رو بخونم اما فرصت نمیشه، مخصوصا در مورد تربیت فندق امیدوارم بتونم مادر خوبی باشم و کوتاهی نکنم،امیدوارم خدا خودش به نحو احسن هدایتش کنه،نه تنها فندق من، بلکه تمام بچه دنیا رو...




منبع : http://mmm111.blogfa.com/post/74