بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

دفتر خاطرات یک دانشجوی پزشکی

آخرین پست های وبلاگ دفتر خاطرات یک دانشجوی پزشکی به صورت خودکار از بلاگ دفتر خاطرات یک دانشجوی پزشکی دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



سر آغاز

درخواست حذف اطلاعات
اولین باری که وبلاگ نوشتن رو شروع 12 سالم بود ؛ آذر ماه 88 ؛ یک سال وبلاگ نوشتم تا آذرماه 89 ... بعدش با امتحان تیزهوشان در گیر شدم و بعدشم کنکور ؛ برای همین از فضای وبلاگ نویسی و اینترنت دور بودم؛ اما حالا در آذر ماه 95 به امید خدا دوباره می خوام وبلاگ نویسی رو شروع کنم

تو وبلاگم می خوام از خاطره هام ودغدغه هایی که دارم بنویسم ، یه جورایی وبلاگم برام حکم دفتر خاطراتم رو داره .

چند روزی میشه که وبلاگ رو ساختم ولی دلم نمیومد چیزی بنویسم ؛ چون درگیر یه چیزی هستم باید تمومش کنم ؛ یه کاری که فکر می کنم انجام دادنش برام خوب نیست ! مناسبم نیست ! (کار که می گم منظورم شغل نیستا یه عملی هست که دارم انجامش می دم ) . هی دست دست می تا اون قضیه تموم شه بعد بنویسم دیدم اینطوری نمی شه ! مدام داره طول می کشه تموم ش !شاید بعدا نوشتم قضیه اش چیه ، ولی الان فقط از خدا می خوام کمکم کنه ... کمک کنه که راه درست رو پیدا کنم و تو اون راه قدم بذارم

راه پرمسئولیت و طولانی رو برای ادامه مسیر زندگیم در پیش گرفتم ؛ از بهمن ماه این راه شایدطولانی و صد البته دوست داشتنی() شروع میشه (ورودی بهمنم ... ) . لحظه شماری می کنم که این روزهای باقی مونده تا شروع کلاس هاتموم بشه! (بعضی وقتا می گم کاش یه یکم level پایین تر رو اول می زدم ولی ورودی مهر می شدم ! بس که انتظار کشیدم ! از 24 تیر تا 20 مرداد برای اعلام رتبه ها ؛ بعد تا 25 شهریور برای نتایج نهایی و از 6مهر(روز ثبت نام ) تا حالا هم برای شروع کلاس ها ! و این انتظار هم چنان ادامه دارد ! .... )




منبع : http://medstudent.blogfa.com/post/1




حس عجیبی می کنم هم مثل پر هم آهنم!

درخواست حذف اطلاعات
با عرض سلام .

اون کاری که قرار بود تموم بشه و به نطرم کار خوبی نبود رو بالا ه تموم (یعنی ولش )

اولش سخت بود ، ولی بالا ه با عقایدی که باهاش بزرگ شدم جور در نمی اومد و بهتر بود که دیگه ادامه ندم ... ته دلم یه عذاب وجدانی بود که اذیتم می کرد! الان اون عذاب وجدان رو ندارم ... آخیشششششششش

الان من یه همچی حسی دارم:

آزادم از شه ام انگار بی شه ام
حس می کنم در خاکم با آسمان هم ریشه ام

حالا با ذهنی آزاد(!) میرم سراغ کارام ... تا 6 بعد از ظهر باید پروپوزال مامانم رو تحویل بدم(خودش نمی نویسه دیگه ، افتاده گردن من البته من با کمال میل انجامش میدم!)




منبع : http://medstudent.blogfa.com/post/3




۱۱ دقیقه

درخواست حذف اطلاعات

سلام علیکم ...

طبق اظهارات دوستان ورودی مهر احتمالا تا ۱۰ بهمن کلاسا شروع میشه




منبع : http://medstudent.blogfa.com/post/4




تست رابطه با مادر!!!!!!

درخواست حذف اطلاعات
اتفاقی تو نت به یه وبی برخوردم که نوشته بود تست روانشناسی ((رابطه شما با مادرتان چگونه است؟))

آغا کنجکاو شدیم و دادیم:

نتیجه:

رابطه شما با مادرتان چگونه است ؟


نتایج شما نشان می دهند که با مادرتان دوست هستید. یعنی ، گاهی خیلی بااو احساس می کنید و گاهی اصلا مایل نیستید در کنارش باشید و او را در جریان جزییات زندگی تان قرار دهید. مادرتان در زندگی شما، نقش متوسطی را ایفا می کند. گاهی رابطه تان طوفانی ومتلاطم می شود و گاهی نمی توانید یک لحظه دوری از او را تحمل کنید. علت این است که احتمالا، دردوران دسالی ، برخی از نیازها و خواسته هایتان توسط مادرتان به موقع برآورده نشده اند درنتیجه ،حالا قادر نیستید در همه موارد به او تکیه کنید. گاهی احساس می کنید که باید فاصله ای را با مادرتان همواره حفظ کنید تا از رابطه ای متعادل با او برخوردار باشید. اگر مایلید رابطه بهتری با مادرتان داشته باشید، کافیست او را از دریچه ای کاملا جدید بنگرید: «او زنی است مستقل توأم با مسایل ، مشکلات وحق و حقوق خاص خودش .»

اینم لینکش :http://www.persianfal.com/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa.html




منبع : http://medstudent.blogfa.com/post/5