بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

مهین آباد

آخرین پست های وبلاگ مهین آباد به صورت خودکار از بلاگ مهین آباد دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



جا مانده ام

درخواست حذف اطلاعات

عاشقان رفتند و من جا مانده ام

از وصال مرقدش وا مانده ام


با سر و سجده همه در کوی یار

من اسیر و گیر ویزا مانده ام


این دل بش ته ام اینک چرا

رفته آنجا خود به اینجا مانده ام


سر نشد همراه دل سوی حسین

چون به گیر و کار دنیا مانده ام


در طواف پیکر صد ات

مانده ام حتماً که بیجا مانده ام


بی دلان را برده ای بر خوان خود

با دلم در سوگ عظمی مانده ام


سر اگر بودی کنار دل چرا

با دل بش ته تنها مانده ام


سال قبلی آمدم اما نشد

کربلایی تا شوم دلگیر وشیدا مانده ام


ل دل شد حرم این اربعین

بهر پابوست همین جا مانده ام


کربلایی تا شوم دور حرم

می زنم پر گرچه این جا مانده ام






منبع : http://mahinabade.blog.ir/1397/07/17/جا-مانده-ام




مینوئه

درخواست حذف اطلاعات

اِووِه خاکت بی گِلِ جون و تَنم

وه خیالم دِه هَوات پر مِی زِنم

زی دَریچَه پَر زِنم وا یادِ تُه

تا حَریمت مینوئَه سَر مِی زِنم

شمعِ درگاهِ دِلی پَروانَه تِم

دورِ شمعِت روز و شُو پر مِی زِنم

غَم اگر جا خُوش کُنَه دُو تَه دِلِم

زَمزَمت چی مِی وِه ساغَرمِی زِنم

دُور مُوئَه غم تا میام وِه خاک تُه

سازِ شُودیتِه وِه هر در مِی زِنم

دل بیَه ریش دِه فِراغِ ریشَه یا

سرمِه یِ غم وِه چَشِ تر مِی زِنم

خاطراتت بیه چی بال و پرم

وه کیانت دم وه دم سر می زنم

مهمونم کُو یِه سفر دو دشت گُل

مِه وِه پا تُه عُود و عَنبر مِی زِنم




منبع : http://mahinabade.blog.ir/1397/07/24/مینویه




شعر ورود به ماه محرم لری

درخواست حذف اطلاعات

کربِلا آمادَه بُو اهلِ بِیتِ مُصطَفی بَعدِ اُ سَعی و صَفا وِه مِنا دارَه مِیا

اِورِه غَم سایَه وَنَه وِه حَریمِ کربِلا ماهِ حُزن دارَه مِیا ماهِ غَم ماهِ عَزا

وا حُسینِم واحُسِی اِی قَتیلِ کربِلا

وا حُسینِم وا حُسِی اِی خَلیلِ کربِلا

اِی فُراتِ بِی مُروَت اِیقَدَر هُوهُو نَکُو آلِ طاها دِه کِنارت چی کَویرَه کامِشُو

دِه عَطَش دارَه مِیسوزَه طِفلِ شَش ماهَه زِه جو اِی فُرات رَحمِی بَکُو وِه غَریبِ کربِلا

وا حُسینِم واحُسِی اِی قَتیلِ کربِلا

وا حُسینِم وا حُسِی اِی خَلیلِ کربِلا

خِیمَه یانِه کُو وه پا اِی خُووارِم دِه مِنا عیدِ قُربونِ مِنَه قَتلِگاهِ کَربِلا

مِه دِه اِی کربُ و بِلا مِی کُنِم سَعی و صَفا اِسماعیل اِووِردَمَه بَکِم قُربُو دِه مِنا

وا حُسینِم واحُسِی اِی قَتیلِ کربِلا

وا حُسینِم وا حُسِی اِی خَلیلِ کربِلا

اِی خُدا رَحمِی بَکُو دارَه مِی یا سِیلِ غَم کوفیو شِمشِیر وِه دَس هَمَه شُودِه بیش وکَم

دِه وَفایِ کوفیو بِیَّه وِم ظُلم و سِتَم بیقِرار و بِی بِرارِم مِه دِه اِی دَشتِ بِلا

وا حُسینِم واحُسِی اِی قَتیلِ کربِلا

وا حُسینِم وا حُسِی اِی خَلیلِ کربِلا

کَمتِر دِه دَه رو هَنی اَهلِ بِیت مُوئن اَسیر مُوئَن آوارَه بِیووُ دِه صَغیر و دِه کَبیر

اِیقَدر سَختی مِی کَشن تا کِه مُوئَنو اَسیر وِه سَرِ اِی قافِلَه مِیا بارونِ بلِا

وا حُسینِم واحُسِی اِی قَتیلِ کربِلا

وا حُسینِم وا حُسِی اِی خَلیلِ کربِلا




منبع : http://mahinabade.blog.ir/1397/06/09/شعر-ورود-به-ماه-محرم-لری




به یاد دوران خدمت

درخواست حذف اطلاعات

به یاد دوران خدمت

یاد ایامی که آن پیر خمین می نوازید گوشمان با یا حسین

آن نوای مارش زیبای غرور می نوازید گوش جان فتح و سرور

یاد ایامی که چون بگذشت و رفت نیم مرداد در دو سالی بعد شصت

با خیال و شوق وصل جبهه ها شد به تن آن رخت زیبای

آن سه ماه آموزشی بگذشته شد بار خدمت از همان جا بسته شد

بعد آن تمرین رزم در پادگان منطقه هفت در باختران

تا که گویم باختران آید نظر بمب و موشک از سفیران شرر

بمب و موشک بر فراز شهرمان صوت وحشت در فضای باختران

منطقه هفت شد قرارگاه نجف آن نگهبانان ایثار و شرف

تیپ انصارالحسین یادش یخیر دشت سومار پنجوین یادش بخیر

پادگان بوذر س ل ذهاب بمب و موشک بوی باروت و کباب

از شمال غرب تا جنوب جبهه ها سوخته شد هم شمع و هم پروانه ها

بعد چار سالی ز ایام خطر مدتی عمرم به تحصیل شد به سر

در نظر شد بعد جنگ درس و کتاب تا که در هفت و دو ام آمد جواب

بعدچارسال درس وتحصیل و کتاب زین پسم شد اشتغالم با حساب

بعد ده سال جمعی نمسائیان در لج و در حوزه ان

نیمه از هشتاد و شش بگذشته بود دست تقدیر راه انصارم نمود

راه خدمت همچنان پیموده شد نقش انصار بر دل و بر دیده شد

کشتی خدمت کنون لنگر فتاد بار خدمت بر لب ساحل نهاد




منبع : http://mahinabade.blog.ir/1397/07/09/به-یاد-دوران-خدمت




کاروان اربعین

درخواست حذف اطلاعات

السَّلام عَلَیْکَ یا أَبا عَبْدِاللّه الْحُسَیْن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
می رود منزل به منزل کاروان اربعین
رو بسوی قبله ی دل زائران اربعین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــکاروان اربعینـــــــــــــ

شورشی شد بار دیگر در زمین
با نوای کاروان اربعیــــــــــــــن
دشت خون شد نقطه پرگار عشق
عالمی پروانه گشت بر شمع دین
بار دیگر ماتم و شور و عزا
سیل غم جاری ز چشم مؤمنین
دل به دریا می زنند بهر طواف
هر ی از هر کجا و سرزمین
هر دلی آید زهر آیین و دین
تا شود روشن به نور شمس دین
پاسخ هل معینت را کنون
بین در این شور و شعور اربعین
هر رب اصغرش بر روی دست
بی خیال حرمله ها در کمین
خون دلها بین ، ز دریای بصر
شد وشان در جوار شاه دین
آمد از هر سو نسیم عطر یار
بر مشام مردم اهل یمین
آمدیم بهرت عزاداری کنیم
تا دهیم سر ناله های آتشین
خون تو بر دل نشست، نه بر زمین
دل منور شد به نورت یا حسین
می روم هر ساله این ره با امید
تا که باشم در جوارش ه ن
می زنم بوسه به خاک و تربتت
تا زنم بوسه بر آن خون از جبین
بر دلم آمد که این شور و شعور
پرتوی افکنده بر اهل یقین
بر مشامم می رسد بوی بهشت
همدل و همره کنار زائرین
مهدی زهراع بر آن دارد نظر
از عد پر کند کل زمین
بر دلم آمد ز نور این افق
می شود فتح الفتوح مسلمین
فتنه ها بارد ز هر کوی و" کیان"
سیل خون از دل روانم را ببین





منبع : http://mahinabade.blog.ir/1397/07/16/کاروان-اربعین




ضرب المثل معروف "دوری و دوستی"

درخواست حذف اطلاعات

دوری و دوستی، در مورد این ضرب المثل معروف چه میدانید

راستش من به این ضرب المثل نه تنها هیچ اعتقادی ندارم بلکه عامل ت یب روابط خانوادگی و دوستانه و روابط اجتماعی می دانم .

روابط مثبت و گرم و صمیمی و به دور از منفی بافی و منفی گرایی سختی های زندگی را از بین می برد در یک جمعی صمیمی و با نشاط اشتهای بهتری برای غذا خوردن داری ، غذا بهتر هضم می شود ناراحتی های روحی روانی تقریبا از بین می رود همه از مشکلات هم، خبر دارند و مشکلات بهتر و راحت تر حل و فصل میشوند ، انرژی افراد برای انجام کارها بیشتر میشود ، ذوق و شوق و انگیزه برای کارهای خارق العاده افزایش می یابد و همچنین عمر انسان زیادتر می شود.

اما چرا ؟ واقعا چه پیش می آید که ی یا انی از

در کنار هم بودن ، لذت نمی برند و گریزان می شوند و عطایش را به لقایش می بخشند و به قول معروف به دوری و دوستی پناه می برند ؟ آیا دوری خوب است ؟

یا در کنار هم بودن؟

چرا ما باید حتما از هم دور شویم تا دوست شویم ،

آیا نمی شود با در کنار هم بودن شاد و خوشحال و دوست

شد؟ چرا نمی توانیم در کنار هم دوست و صمیمی باشیم؟

در حالیکه به روابط نزدیک و صله ارحام سفارش می کند ما به این ضرب المثل تقریبا بی معنی چسبیدیم

که "اگه میخواهید با هم دوست باشید از هم دور شوید"

ما چند جور مریضی داریم مرض های جسمی ، مرض های روحی روانی و امراض اخلاقی.

ما غالبا مرض های جسمی را زود متوجه میشویم اگر چه درمانش آسانتر است اما خیلی هم بفکر درمان نیستیم و معمولا زمانی بفکر درمان می افتیم که در بیشتر اوقات نمی توان مرض را درمان کرد.

مرض های روحی روانی را هم کمی کند تر و دیرتر متوجه میشویم اگرچه درمان اینگونه مریضی ها بسیار سخت تر از امراض جسمانی است اما باز هم خیلی جدی نمی گیریم و زمانی متوجه می شویم که تقریبا علاج بسیار سخت است و کاری از دستمان بر نمی آید.

و اما دسته دیگر مریضی ها که بر روابط اجتماعی ما تأثیرات بسیاری هم دارد و بیشتر دلخوری ها و ناراحتی های روابط اجتماعی و روابط دوستان و آشنایان و حتی روابط اقوام و حتی روابط اقوام درجه یک را هم شامل میشود ، مریضی های اخلاقی است که غالب افراد یا اصلا متوجه مرض خود نمیشوند و یا اصلا آنرا نوعی مرض محسوب نمی کنند اگر هم متوجه مرض شوند درمانش کار آسانی نیست ، مثلا مرض حسد و دروغگویی را چطور می توان درمان کرد ،البته قابل درمانست اما نه هر ی و سختی دیگر امراض اخلاقی این است که نمیتوان شخص را متوجه مرض کرد چون بهش برمیخوره .

ولذا بیشتر ضربه ها را از این ناحیه میخوریم و جالبه بجای درمان سعی میکنیم یا کتمان کنیم یا جوری باهاش کنار بیاییم که دیگران متوجه عیب و مرض ما نشوند حالا دیگران و اطرافیان هر چقدر هم ناراحتی بکشند و عذاب بکشند خیلی مهم نیست .

امراض اخلاقی از قبیل : دروغگویی ،حسد ، دورویی و ریا ، کینه جویی و غرض ورزی ، میل شدید به مال دنیا ، غرور ، تکبر و خود بزرگ بینی ، لج و لج بازی ، چشم و هم چشمی ، غیبت و و دو بهم زنی ، تهمت و افتراء زدن به دیگران ، زبان افسار گسیخته ، عدم تعادل روحی ، عدم تعادل مزاجی ، عدم کنترل رفتار و کردار در مواقع خشم و عصبانیت ، عدم کنترل خشم ، عدم کنترل حواس پنج گانه و . . . . .

در حقیقت آفت و بلای روابط اجتماعی و دوستی ها امراض اخلاقی است و تا اینها درمان نشود هیچ دوری به دوستی منتهی نخواهد شد ، آفت روابط اجتماعی ، روابط خانوادگی و همچنین یکی از عوامل مهم بهم خوردن روابط و کدورتهایی که بعضا به قطع ارتباطات خانوادگی و اجتماعی منجر می شود همین امراض اخلاقی است و چون نمی توانیم خود را کنترل کنیم نمی توانیم خود را درمان کنیم ، خیلی راحت تیشه به ریشه روابط سالم و ارتباطات سالم و کنار هم بودن ها و روابط اجتماعی و فامیلی می زنیم ،

ما به جای اینکه مرض حسد خود را در مان کنیم تا هم دیگران را راحت تر تحمل کنیم و هم دیگران در کنار ما در امان باشند ، بجای اینکه این مرض تهمت زدن و غیب پشت سر دیگران را درمان کنیم تا دیگران از دست ما کمتر اذیت شوند و خودمان را هم کمتر اذیت کنیم، بجای اینکه این مرض کبر و غرور و خود بزرگ بینی را در خود درمان کنیم و بجای اینکه این مرض دروغگویی که مادر همه بدی ها و ج هاست را در خود درمان کنیم ، بجای اینکه از دست آفت لج و لجبازی که زندگیها را تباه می کند خود را خلاص کنیم و . . .

به یک باره با گفتن: ای بابا دوری و دوستی با گفتن این ضرب المثل تمام عیوب خودمون را میخواهیم بپوشانیم و خودمون را خلاص کنیم .

بابا عزیز من تو بیماری بجای گفتن دوری و دوستی برو خود را درمان کن چرا تیشه به ریشه ارتباط سالم میزنی برو یاد بگیر چگونه در کنار دیگران زندگی کنی و دیگران را اذیت نکنی بروعیوب خود را درمان کن چکاربه روابط سالم مردم داری ؟




منبع : http://mahinabade.blog.ir/1397/07/16/ضرب-المثل-معروف-دوری-و-دوستی




این کجا و آن کجا

درخواست حذف اطلاعات

جبهه ها تعلیم نور بود و صفا

آن دگر هم مرکز علم و نوا

شد منور جان و دل ها زین دو تا

لکن اما "این کجا و آن کجا"


عده ای سرب و گلوله در بدن

عده ای میلیاردها ج تن

هر دوتایی می روند با یک کفن

لکن اما "این کجا و آن کجا"


سوز ترکش ها دهد جان را عذاب

دیگری هم در سونا بیند ثواب

هر دو بینند جان و تن در پیچ و تاب

لکن اما "این کجا و آن کجا"


عده ای بر روی مین و خاک داغ

عده ای بر بال قو در کنج باغ

هردو را گیرد ندای حق سراغ

لکن اما "این کجا و آن کجا"


مشت و مال و تخت راحت عالمیست

دیگری ویلچر برایش مرهمیست

هر کدام راحت به فکر زندگیست

لکن اما "این کجا و آن کجا"


عده ای دست بسته در عمق آب

عده ای آنتالیا با آب و تاب

هر دو تا را می نوازد مشک ناب

لکن اما "این کجا و آن کجا"


گاز دل بر تن و جانش ببین

گاز یاس هم عده ای را هم نشین

مونس است بر جان هر دو نازنین

لکن اما "این کجا و آن کجا"


عدی ای دل بسته کارها کرده اند

عده ای دل بسته بارها بسته اند

هر دو با دل کار خود را کرده اند

لکن اما "این کجا و آن کجا"


آن یکی بر پشت تانک تازیده است

این یکی بر صدر بانک نازیده است

کار هر دو بر دل و بر دیده است

لکن اما "این کجا و آن کجا"


عده ای در ساز می دمند

عده ای در کوی رحمان می دوند

هر دو تایی راه خود را می روند

لکن اما "این کجا و آن کجا"


عده ای با کدخدا و با کری

عده ای هم با خدا و یا علی

راز و رمز هر دو تا شد منجلی

لکن اما "این کجا و آن کجا"


عده ای با هسته ای د جهاد

عده ای هم هسته ای دادند به باد

کار خود را هر دو د با سواد

لکن اما "این کجا و آن کجا "


عده ای دارند قراری با خدا

عده ای هم بستند قرار با کدخدا

هر دو تا بستند قرار از هم جدا

لکن اما " این کجا و آن کجا "


خاک پاک این " کیان " بر دیده است

خون دل ها بر تنش باریده است

خون دل از چشم تر باریده است

لکن اما "این کجا و آن کجا"




منبع : http://mahinabade.blog.ir/1397/07/16/این-کجا-و-آن-کجا




جا مانده ام

درخواست حذف اطلاعات

عاشقان رفتند و من جا مانده ام

از وصال مرقدش وا مانده ام


با سر و سجده همه در کوی یار

من اسیر و گیر ویزا مانده ام


این دل بش ته ام اینک چرا

رفته آنجا خود به اینجا مانده ام


سر نشد همراه دل سوی حسین

چون به گیر و کار دنیا مانده ام


در طواف پیکر صد ات

مانده ام حتماً که بیجا مانده ام


بی دلان را برده ای بر خوان خود

با دلم در سوگ عظمی مانده ام


سر اگر بودی کنار دل چرا

با دل بش ته تنها مانده ام


سال قبلی آمدم اما نشد

کربلایی تا شوم دلگیر وشیدا مانده ام


ل دل شد حرم این اربعین

بهر پابوست به اینجا مانده ام


کربلایی تا شوم دور حرم

می زنم پر گرچه همین جا مانده ام






منبع : http://mahinabade.blog.ir/1397/07/17/جا-مانده-ام




گلشن دشت گرین(مینوئه)

درخواست حذف اطلاعات


هَمْ گُلِسُونِیْ رَنگــینی مینُوئَه

هَمْ دِه ئِی حُومَه نِگیــــنی مینُوئَه


خُوتْ گُلی ، بُوتَه گُلی ، شاخِ گُلی

مَهْدِ گُل هایِ رَنگینی میـــنُوئَه


بُوتِه یِ عِشقی وِه صَحرای دِلِم

گُلشَنِ دَشتِ گَرینی مینُوئَه


مِیْ زِنی بَرق دُ دِراسُونِ گَرین

چِلچِــــراغِ رُو زِمینی مینُوئَه


بال و پَر کِردی چِنــــو سایَه سَرِم

سی سَــــرِم تاجِ زَرینی مینُوئَه


فِکرِ ذِکرِم دُ فَضا پَر می زِنَه

آسِمُونِ ئِی زِمیــنی مینُوئَه


گَرمیِ مِهْرِت وِه دل کِردَه اَثَر

وا دِل و جُونِم عَجیــــنی مینُوئَه


جُو گِرِتَمْ دُ زِمی دُ اِووِه خاک

سی مِه چی حِصْنِ حَصینی مینُوئَه


بِی تُه هَـر جایِ زِمــی خاکِ غَمَه

مَنظَرِ خُلْدِ بَرینی میــــنُوئَه


کُل زِمی سی مِه سیــــاچالَه وَلی

تو چَنِیْ ســـیم دِل نِشینی مینُوئَه


سیـــنَه مُو پُر دُو غُبارِ کوچَه یات

مَرهَمِ سیــــنَه هَمینی مینُوئَه


هَر کُجا سَر مِی کُنِم گوشِه یْ دِلی

تو اُمِیْدِ واپَســــینی مینُوئَه


مِهْرِوُ ، مِیْمُـــــو نَوازَن مَردِمِت

مَنْزِلِ اَهلِ یَمیـــــنی مینُوئَه


حُبِّ مُولامُو علی ها وِه دِلِتْ

حُونِ مُونِ مُومِنــینی مینُوئَه


دَر رَهِ دینِتْ فِدا کِرْدی چِنُو

لالِه هایِ نازَنیـــــنی مینُوئَه


دِل زِنَه پَر دُ فَضـــــایِ با صَفا

تا بَکَه واد شُو نِشیــــنی مینُوئَه


خُردَه اَر نیرَن وِه ئِی لَـفْظِ"کیان""

جِلوِه یِ عَرشِ بَرینی میـــــنُوئَه






منبع : http://mahinabade.blog.ir/1397/07/20/گلشن-دشت-گرین