بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

ـــــــثبتــــــــــــــــــــــــــ

آخرین پست های وبلاگ ـــــــثبتــــــــــــــــــــــــــ به صورت خودکار از بلاگ ـــــــثبتــــــــــــــــــــــــــ دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



هارون الرشید به بهلول گفت:

درخواست حذف اطلاعات

حکایت کرده اند>>>>> هارون الرشید به بهلول گفت:

می خواهی که وجه معاش تو را متکفل شوم و مایحتاج تو را از خزانه مقرر سازم تا از فکر آن آسوده شوی؟
بهلول گفت: اگر سه عیب در این کار نبود، راضی می شدم؛
اول آن که تو نمی دانی به چه محتاجم، تا آن را از برای من مهیا سازی.
دوم این که نمی دانی چه وقت احتیاج دارم تا در آن وقت، وجه را بپردازی.
سوم آن که نمی دانی چقدر احتیاج دارم تا همان مقدار بدهی.
ولی خداوند تبارک و تعالی که متکفل است این هر سه را می داند، آنچه را محتاجم ،وقتی که لازم است و به قدری که احتیاج دارم می رساند.
ولی با این تفاوت که تو در مقابل پرداخت این وجه، با کوچک ترین خطایی ممکن است مرا مورد خشم و غضب خود قرار دهی.
****************

اجازه دهید خدا اختیار شما را به دست بگیرد.
شما فقط خالى و تسلیم باشید و خود را در ح ى از رهایى و آسودگى قرار دهید.
بگذارید "او" قلب شما را برانگیخته و هدایت کند.
پس از آن، همه چیز زیبا خواهد شد.
هر اتفاقى که روى دهد، نیکو و پسندیده خواهد بود.
هیچ چیز غلطى امکان ندارد که اتفاق بیفتد.
خلاصه این که هر چیزى که از نَفس برآید، غلط است.
بگذارید خداوند شما را به هر کجا که می خواهد ببرد.
خود را درست مانند برگ خشکى در معرض جریان باد قرار دهید و آنگاه زندگیتان سرشار از شادى و سرور گشته و همه چیز خوب می شود.
در این صورت، هیچ گونه نگرانى، فشار و تنشى وجود نخواهد داشت.
و شما هرگز دچار ش ت و ناامیدى نخواهید شد،
زیرا از ابتدا منتظر چیزى نبودید و توقعی نداشتید.




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/275




به بهانه نزدیک شدن به 5 دسامبر " 14 آذر ماه " روزجهانی داوطلب :

درخواست حذف اطلاعات

به بهانه نزدیک شدن به 5 دسامبر " 14 آذر ماه " روزجهانی داوطلب :

داوطلبان " جوامع تاب آور می سازند " .

داوطلبان در سراسر دنیا با اه و دلایل متعددی در کارهای داوطلبی شرکت می کنند و شعار امسال روز جهانی داوطلب ، داوطلبان ، " جوامع تاب آور می سازند " ، است .

انسان به ذات پاک است و میل به کمک به دیگران دارد و آموزه های دینی و فرهنگی نیز مزید بر علت شده و گرایش به نیکوکاری را در انسان می پروراند .

همین امر جوامع را به سمت انجام کارهای داوطلبانه و دستگیری از نیازمندان و حمایت از قشر آسیب پذیر سوق داده است .

به دلیل اهمیت و تأثیر شگرفی که وجود گروههای داوطلب در جوامع بشری داشته اند ، سازمان ملل متحد در سال 1985، 5 دسامیبر " 14 آذر " را روز جهانی داوطلب معرفی کرد .

این بهانه ای شده برای تجلیل از داوطلبان و تشویق سایرین به پیوستن به گروههای داوطلبی و تشکل های مردمی .


در ادامه مطلب





منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/276




بیاتا باتو برخیزم ،دهم رمز جوانی را

درخواست حذف اطلاعات

بیـاپائیز بنشانیم درخت مهربانی را

بیا در باغ بنشانیم درخت زندگانی را

بیادستی بدستم دهْ،بهارِ نوبهاری را

بهارنوبهاری را ، نسیـمِ صبحگاهی را

بیا جان وُدلِ عاشق،به عشقِ ناب احیاکن

که عمری باغزل هایم،صدا غزالی را

اگریک لحظـهْ بنوازی دلِ بش تهٔ مارا

تمامِ عمرْمی سازم ،بکامت نوجوانی را

بیـا آیینهٔ عشقمْ ،بیــا آیینهْ داری کن

درین قلبِ ترک خوردهْ ببین ابرو کمانی را

بیا ای عشق پائیزم، بیا تا با تو برخیزم

بیاتا باتو برخیزم ،دهم رمز جوانی را

با شماره پروفایل اون طرف تماس بگیر رمز شماره تماس خودته




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/277




حکایت آواز ی و اُشتری

درخواست حذف اطلاعات

حکایت آواز ی و اُشتری

ی و اشتری به دور از آبادی به طور آزادانه با هم زندگی می د. نیمه شبی در حال چ علف، حواسشان نبود که ناگهان وارد آبادی انسانها شدند. شتر چون متوجه خطر گردید رو به کرد و گفت: ای خواهش می کنم سکوت اختیار کن تا از معرکه دور شویم و مبادا انسانها به حضورمان پی ببرند!

گفت: اتفاقا درست همین ساعت، عادت نعره سردادن من است. شتر ماس کرد که امشب نعره را بی خیال گردد تا مبادا به دست انسانها بیافتند. گفت: متاسفم دوست عزیز! من عادت دارم همین ساعت نعره کنم و خودت میدانی ترک عادت موجب مرض است و هلاکت جان! پس بی محابا نعره های دل اش برمیداشت. از قضا کاروانی که در آن موقع از ان آبادی می گذشت، متوجه حضور آنان گردیدند و آدمیان هردو را گرفته و در صف چا ایان بارکش گذاشتند. صبح روز بعد در مسیر راه، آبی عمیق پیش آمد که عبور از آن برای میسر نبود. پس را بر شتر نشانیده و شتر را به آب راندند. چون شتر به میان عمق آب رسید شروع به پایکوبی و یدن نمود. گفت: ای شتر چه می کنی؟ نکن رفیق وگرنه می افتم و غرق میشوم. شتر گفت: جان، من عادت دارم در آب م!! ترک عادت هم موجب مرض و هلاکت است! بیچاره هرچه ماس کرد اما شتر وقعی ننهاد. گفت تو دیگر چه رفیقی هستی؟! شتر گفت: چنانکه ب نوبت آواز بهنگام بود!! امروز زمان ناساز اشتر است! شتر با ی دیگر را از پشت بینداخت و در آب غرق ساخت. شتر با خود گفت: رفاقت با نادان، عاقبتی غیر از این نخواهد داشت. هم خود را هلاک کرد و هم مرا به بند کشید! منبع: امثال و حکم | علی اکبر دهخدا



منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/278




«تصویر ایران امروز، ترسیم ایران فردا» عنوان سلسله گفت و گوهای «مشق نو»

درخواست حذف اطلاعات
سعید حجاریان :

«تصویر ایران امروز، ترسیم ایران فردا» عنوان سلسله گفت و گوهای «مشق نو»

در ادامه مطلب




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/279




اضافه ی اقترانی+تشبیه

درخواست حذف اطلاعات

تشبیهی است که در آن " مشبه " و "مشبه به"
به هم اضافه شده باشند و در این صورت ادات تشبیه و وجه شبه ، محذوف است . به این گونه تشبیه در علم بیان ، تشبیه بلیغ می گویند .
اضافه ی تشبیهی، یک ترکیب اضافی( مضاف + نقش نمای اضافه + مضاف الیه ) است که در آن رابطه ی شباهت و همانندی وجود دارد.
مثال :
قد سرو : قد مانند سرو ، بلند است.
لعل لب : لب مانند لعل ، سرخ است .

هست " طومار دل " من به درازای ابد
برنوشته ز سرش تا سوی پایان : " تو مرو "
مولانا

طومار دل : اسم + نقش نمای اضافه + اسم
بنابراین ترکیب اضافی داریم.
دل : مشبه
طومار : مشبه به
دل همچون طومار است ، بنابراین اضافه ی تشبیهی داریم.

"درخت دوستی" بنشان که کام دل به بار آرد
"نهال دشمنی" برکن که رنج بی شمار آرد
حافظ

درخت دوستی : ترکیب اضافی
دوستی : مشبه ، درخت : مشبه به
درخت دوستی : اضافه ی تشبیهی
نهال دشمنی : ترکیب اضافی
دشمنی : مشبه ، نهال : مشبه به
نهال دشمنی : اضافه ی تشبیهی

صفت ها عبارتند از .
1.تمام رنگ ها سبز آبی نیلی ...درختان سبز .ترکیب وصفی
2ِ. تمام اعداد براساس پسوندomوomen. چهارم ششم.دوازدهم...کلاس ششم ترکیب وصفی...اعداد پیش از اسم .ترکیب وصفی مانند صد گیاه. یک دسته ....
3.تمام مشاغل ..رفتگر.بنا نجار.....مردهیزم شکن .وصفی
4. تمام جنس ها.چوبی ف ی .شیشه ای پلاستیکی سفالی کاغذی.. مداد چوبی .کوزه ی سفالی ..تر کیب وصفی.
نکته ی مهم .اسم +ی=صفت
مانند بهار+ی =بهاری ..صفت
باد بهاری...وصفی
صفت+ی=اسم
خوب +ی=خوبی.اسم
جوان +ی=جوانی .اسم
چراخوبی وجوانی اسم میشن
زیرا می توانیم جمع ببندیم
خوبی ها جوانی ها
دوران جوانی ترکیب اضافی.
صفت به تنهایی معنا نمیدهد

سرخ است ---- در این جا سرخی را به سیب نسبت داده ایم.
نکته : به ترکیبی که اسم با صفت خود می سازد ، ترکیب وصفی می گویند

نکته بسیار مهم :
در زبان فارسی موصوف چه مفرد باشد چه جمع ، صفت آن همیشه به صورت مفرد می آید .
تمامی رنگ ها صفت هستند .

در ادامه مطلب




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/264




گرحرف وحدیثِ ـــثبتــ راباورنکنی باشد

درخواست حذف اطلاعات

باشعروغزلخوانی بسیار هم آوازم

نه بچهء تهرانم، نِی نِ اَهوازم

چون آهوی کوهستان من بچهء ایرانم

گه ن دریاها گه درصف پروازم

بیهوده بخودهرگززحمت مده جانان را

من یک گره کورم هرگزنکنی بازم

من شاعر شیرینم؛ هم عارف دیرینم

گر طعنه زنی برما باعشق براندازم

بایدکه یلی باشدتاخاک کند مارا

ورنه بروازمیدان ؛ چون باتونمی بازم

گرحرف وحدیثم راباورنکنی باشد

ی وژه عطافرما؛بنگرکه چه میسازم

گه آهوی کوهستان گاهی چوژیان شیرم

من یک گره کورم هرگزنکنی بازم

گرحرف وحدیثِ ـــثبتــ باورنکنی باشد

درشعروُغزلخوانی خُنیاگر شهنازم


ع منتخب نشنال جئوگرافیک ع ی است از معماری زیبا و شگفت انگیز ایستگاه مترو سن پترزبورگ. گویا در روسیه، زیبایی معماری ها، تنها مختص کاخ ها نیست!




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/265




مرتضی شیخ

درخواست حذف اطلاعات
مرتضی شیخ مرتضی شیخ، پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت و هر هر چه می خواست، در صندوقی که کنار میزش بود، می انداخت و چون حق ویزیت پنج ریال تعیین شده بود (خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان). اکثر مواقع بسیاری از بیمارانی که به مطب او مراجعه می د، به جای پنج ریالی، سرِ ف ی نوشابه داخل صندوق می انداختند تا ص شبیه به انداختن سکه شنیده شود...!
دختر نقل می کند:
"روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی انبوه سرنوشابه های ف ی است! با تعجب گفتم:

پدر! بازی تان گرفته است؟ چرا سرنوشابه ها را می شویید؟!
پدر جو داد که اشکم را درآورد... ایشان گفت:

دخترم، مردمی که مراجعه می کنند، باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند.
این سرنوشابه های تمیز را آ شب در اطراف مطبم می ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از این ها که تمیز است، استفاده کنند.
آ بعضی ها خج می کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیندازند."

راهش، شه اش و کردارش پر رهرو باد????????




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/266




بانیِ روضه

درخواست حذف اطلاعات
بانی روضه: در زمان قاجار حکومت عثمانی بزرگ ترین حکومت ی در جهان بود.در تهران در کنار سفارت عثمانی مسجدی بود و روضه خوانی هر روز در آن مسجد روضه حضرت زهرا خوانده و در پایان به خلیفه دوم ناسزا می گفت.
این در حالی بود که اعضای سفارت همه مذهب تسنن داشته و گاهی برای فریضه به آن مسجد می آمدند.

روزی فردی از روضه خوان پرسید که:

برای چه بعد از روضه به خلیفه دوم ناسزا می گویی؟
روضه خوان گفت:
من یک نفر بانی دارم که روزی ۵ ریال به من می دهد تا این روضه را با این کیفیت بخوانم. طرف نشانی بانی را از روضه خوان گرفت و فهمید که یک کاسب بازاری است و نزد او رفت و جریان را پرسید و بازاری گفت:
شخصی روزی۲ تومان به من می دهد تا این روضه برگزار شود و من ۵ ریال را به روضه خوان داده و ۱۵ ریال را خودم بر می دارم.
باز مرد جریان را پیگیری کرد و سرانجام معلوم شد که از طرف سفارت انگلیس روزی ۲۵ تومان برای این روضه خوانی با این شرح در نظر گرفته شده که پس از دست به دست گشتن ۵ ریال به روضه خوان بیچاره می رسید تا آب به آسیاب دشمن بریزد




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/267




ابوالفضل زرویی نصرآباد ( ملا نصرالدین)

درخواست حذف اطلاعات

نام گذاری خیابانی به اسم زرویی نصرآباد

بدرقه پیکر ملا نصرالدین «گل آقا» به آرامگاه ابدی

شناختی که ابوالفضل زرویی نصرآباد از ادبیات کهن ایران داشت، از مهم ترین خصلت های این هنرمند بود که در مراسم تشییع اش به آن اشاره شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مراسم تشییع پیکر ابوالفضل زرویی نصرآباد پژوهشگر و طنزپرداز پیش وت صبح روز دوشنبه ۱۲ آذر با حضور اهالی فرهنگ و ادب و علاقه مندان به این هنرمند در مقابل حوزه هنری برگزار شد.




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/268




مرا به جرم همین ــــثبتــ متهم د

درخواست حذف اطلاعات

مرا به جرم همین طنز متهم د

و در قلمروشان، فتح بر قلم د

اجازه، باز می نوشت از راهی

که پای طنز نویسی در آن قلم د

ممیزان نه فقط بر من و مَثل هایم

برای بیش و کم خویش هی ستم د

بیا بیا بنشین، رفع خستگی در کن

دوباره مجلسِ ما چای تازهِ دَم د

دلم گرفته، به خود قول داده ام، روزی

برایتان بنویسم چه با گِلَم د

مرا به جرم همین شعرها که می بینی

خطا گرفته وُ از من حقوق کم د

ممیزان نه فقط بر سرودهای غزل

به رسم بیش وُ کم خویش هم ستم د

مرا به جرم همین ــــثبتــ متهم د




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/270




عبید زاکانی

درخواست حذف اطلاعات
پسرکی، جامه ای به فقیری داد.

خبر به گوش پدر رسید.
با پسر، عتاب آغاز کرد.
پسر گفت در کت خواندم که هر که بزرگی خواهد، باید هر چه دارد ایثار کند؛ من بدین دلیل جامه را ایثار .
پدر گفت ای ابله، آن کلمه را به غلط خوانده ای؛ چون ایثار نیست، بلکه انبار است.
نباید ایثار کرد، باید انبار کرد.
نبینی که همه بزرگان، انبارداری می کنند

_________________________________________________________________: عبید زاکانی.. ...




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/271




پند پیرما (طریقت) اینچنین

درخواست حذف اطلاعات

پیرمردی صاحبِ مال و منال
زندگانی کرده او هشتاد سال

با خودش گفتا که پیر و خسته ام
عمرخود را کوله باری بسته ام

مرگ را از خویش من قافل نِهم
سهم فرزندان همین حالا دهم

بچه ها را مُطلع زین کار کرد
پافشاری کردوُهی اصرار کرد

سهم دخترها یکا یک برشمُرد
از پسرها باقی اموال شد

پیرمرد فارغ از مال و منال
صاف وُ صادق شد ز دارائیِ مال

روزها بگذشت و روزی پیر مرد
دید رفتار عروسش گشته سرد

با تعرض نیش میزد بر پسر
بودن بابای تو شد دردسر

پیرمرد افسرده و غمگین شد
اش چون کوه غم سنگین شد

لب فرو بست و برون شد از سرا
تا که نشنید ست مَرد بینوا

رفت و در زد خانه ی دیگر پسر
در گشود وُ راه دادش مختصر

با ی حرفی ز دلسردی نزد
حرفی از مردی و نامردی نزد

تا که دیگ معرفت آمد بجوش
آنچه باید نشنود آمد بگوش

جمله اولاد ذکورش بی صفت
جملگی زن باره و بی معرفت

دختران زین ماجراها بی خبر
شاد بودندی زِ اعمالِ پدر

کور سوئی در دل آن پیر بود
چونکه امیدش به آن تدبیر بود

رهسپار خانه داماد شد
گفت دامادش دل ما شاد شد

اشک خوشحالی به چشم دخترش

مات و حیران بود نمی شد باورش

دید دامادش بر او هست بی نظر
ماندنش آنجا شده یک درد سر

او همی گوید که بابایت چرا
لنگرش افتاده در ساحل بما

ما که تنها وارث او نیستیم
با حقوق مختصر کو نیستیم

خانه شد دوار در گِرد سرش
چونکه تا این حد نمی شد باورش

این چنین شه اش بیدار شد
موسم پیری رسید و خار شد

عاقبت تدبیر خود را کار بست
نقش یک گنجینه در افکار بست

رفت در بازار صندوقی ید
آشنائی در رهش آمد پدید

گفت :به به تحفه ای گنجینه ات
این چنین چسبانده ای بر ات

گفت اگر گوشَت ز رازم کَر کنی
وارثی مملو زِ سیم و زر کنی

راز او افشا شد آنجا گوئیا
بچه ها پیدا شدند چون طوتیا

ای بقربان تو ای بابا پدر
تو کجائی ای گل زیبا پدر

خانه ما بی تو تاریک است و سرد
تو چراغ خانه ای ای شیرمرد

الغرض با ماس و احترام
شد پذیرائی دگر هر صبح و شام

لیکن از گنجینه اش غافل نبود
هر کجا می رفت حملش می نمود

جنگ و دعوائی سرش د وای
خانه بی بابا نباشد وای وای

فکر و ذکر بچه ها گنجینه بود
گنج واهی بود.دردِ بود

عاقبت، قالب تهی کرد پیرمرد
رفت و شد آسوده از رفتار سرد

باز د وارثان گنجینه را
صندوقی مملو ز درد را

شد نمایان استخوانِ دستِ
نامه ای رویش بجای سیم و زر

نامه را خواندند او بنوشته بود
قصهء عمرِ من آ گشته بود

دست بر آن فلانِ هر ی
تا نمرده ، مال بخشد بر ی

زنده بر مال و من باش پیر
تا نگردی همچو من خار و اسیر

پند پیر ما (طریقت) اینچنین
پاس باید داشت بهرواپسین




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/272




دلِ غمگینِ ــــثبتــــ ما بگردان روشن از کانون

درخواست حذف اطلاعات

تویی لیلاترین لیلا ،منم مجنونترین مجنون
تو جانم داده ای جانا وجودت جاری وُ گلگون

بگو لیلایِ مجنونی مرا دیوانه تر گردان
اسیرت گشته ام جانا، اسیرِ چرخهء گردون


هوایم در هوایِ تو،صفایم با صفای تو
دلِ غمگینِ عاشقِ را مکن افسرده ودلخون


تو لیلائی، سهیلائی ، زلیخائی منم شعبون
تو جان دادی مرا جانا وجودت سالم وُ میگون

بگو لیلایِ مجنونی مرا دیوانه کن ملعون
اسیرت گشته ام جانا، قدومت یک بیک میمون


گدایم در وصالِ تو، وصالِ با صفای تو
دلِ غمگینِ ــــثبتــــ ما بگردان روشن از کانون




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/273




هشدار معلمان: هیچ امیدی به بهبود اوضاع نیست

درخواست حذف اطلاعات

هشدار معلمان: هیچ امیدی به بهبود اوضاع نیستhttp://s8.picofile.com/file/8340442500/image_2018_9_30_22_13_19_943_3c2.jpg

نهاد صنفی معلمان ایران در نامه ای به از او به خاطر بی توجهی به "مشکلات عدیده" معلمان به شدت انتقاد کرد. فرهنگیان هشدار داده اند که با ادامه این روند، تداوم حرکت های اعتراضی به "مختل شدن امر آموزش" می انجامد.

به گزارش دویچه وله، سازمان معلمان ایران در نامه سرگشاده ای به رئیس جمهوری یادآور شدند که فرهنگیان یکی از اصلی ترین حامیان او در مبارزات انتخاباتی بوده اند و به عملی شدن وعده هایش امید داشته اند.

در ادامه این نامه که متن آن ۲۷ مهرماه در سایت رسمی این سازمان منتشر شد آمده است: «اما نه تنها آموزش و پرورش و نهاد تعلیم و تربیت در اولویت کارهای شما قرار ندارد بلکه با این روند هیچ امیدی به بهبود اوضاع نمی توان داشت.»

نهاد صنفی فرهنگیان به نوشت: «تا کی باید با نجابت و آرامش و با استفاده از شیوه های دموکراتیک و کنشگری مدنی بگوییم آموزش و پرورش باید اولویت اول در توسعه متوازن و همه جانبه کشور باشد؟ بی تردید نه تنها اهمیت تربیت از سلامت و امنیت کمتر نیست بلکه پیش نیاز و مقدم بر آن دو است؟!»

فرهنگیان شاغل و بازنشسته ایران از مدت ها پیش به وضعیت نامناسب مراکز آموزشی، کمبود ابت ترین نیازهای مدارس، به تعویق افتادن پرداخت حقوق و مزایا و عدم افزایش دستمزدها متناسب با میزان تورم و وضعیت دشوار معیشتی اعتراض می کنند و می کوشند از راه های گوناگون، از جمله های اعتراضی صدای خود را به گوش مسئولان برسانند.

دغدغه معاش سد راه آموزش و پرورش

سازمان معلمان خطاب به رئیس ت دوازدهم نوشته است: «تا کی باید بگوییم و بنویسیم که اگر بتوانید محصولات بی کیفیت داخلی را با وارد محصولات بهتر خارجی جایگزین کنید اما انسان مورد نظر در چشم انداز سند تحول و منابع انسانی با کیفیت را نمی توان از هیچ کشوری وارد کرد؟! تاکی با صبوری بگوییم و همایش بگذاریم و مقاله بنویسیم که آقایان، معلمی که دغدغه معاش دارد نمی تواند با آرامش، و هنرمندانه به تعلیم و تربیت فرزندان کشور بپردازد؟!»

در این نامه تاکید شده که کشورهای پیشرفته جهان "عالمانه و هوشمندانه" زیربنای توسعه پایدار را آموزش و پرورش قرار داده اند اما در به ابت ترین نیازهای این حوزه بی توجهی می شود.

سازمان معلمان خطاب به می گوید: « اگر شما مشکلات و راه حل ها را نمی دانید وای بر ما و اگر می دانید و کاری انجام نمی دهید یا نمی توانید انجام دهید وای بر شما!»

فرهنگیان زیر خط فقر

این نهاد صنفی از رئیس جمهوری پرسیده است: «آیا نمی دانید که تعداد زیادی از همکارانمان زیر خط فقر زندگی می کنند؟! آیا نمی دانید که افزایش بی رویه و افسار گسیخته تورم و کاهش قدرت ید معلمان و کارمندان دارد بیداد می کند؟!»

حسین راغفر، اقتصاددان و چندی پیش به خبرگزاری ایسنا گفته بود که یک سوم جمعیت ایران در فقر مطلق به سر می برند و خط فقر مطلق برای یک خانواده چهار نفره شهری در سال گذشته چهار میلیون تومان محاسبه شده است. حقوق بسیاری از فرهنگیان کمتر از نصف این مبلغ است. افزون بر این با افزایش شدید بهای ارز و سقوط ارزش ریال، تورم و گرانی نیز شدت گرفته است.

رسول خضری، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای ی مرداد ماه امسال اعلام کرد که خط فقر به شش میلیون تومان افزایش یافته و بر این اساس حدود ۵۰ درصد جمعیت ایران دچار فقر مطلق هستند.

هشدار و اعلام خطر فرهنگیان

در ماه های گذشته بسیاری از ای ایران به خاطر گرانی و معضلات معیشتی شاهد حرکت های اعتراضی شهروندان بوده اند. سازمان معلمان در نامه به نسبت به تشدید اعتراض ها هشدار داد: «ما مطمئنیم که با توجه به شواهد و قرائن و اتفاقات اخیر و اعتراضات گسترده و پایین آمدن آستانه تحمل معلمان، امکان تداوم اعتراضات به شیوه های مختلف و مختل شدن امر آموزش وجود دارد.»

http://armannews. /post/57



منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/191




دوبیتی +ـــثبتــــ

درخواست حذف اطلاعات

هراسان گشته ام امشبْ ،من ودلْ تاسرْکویت

لبم هی شعرْمی خواند، پریشان مثلِ گیسویت

به مِی وضوامشبْ،به سختی چشم درراهم

که شاید بادِ پاییـزی ، بیـارد نامه از سویت

ــــــــــــــــــــــــثبتـــــــــــــــــ




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/193




قوی باشیم

درخواست حذف اطلاعات
قوی باشیمپدرش کشاورز بود, ا فورد قبول شد, به بازیگری علاقه داشت و عضو گروه کمدی شد

ولی لکنت زبانش باعث میشد بهش نقش ندن جایی...

یه روز فهمید وقتی نقش دیگه ای رو بازی می کنه لکنتش برطرف میشه, ولی باز بهش بازی نمی دادن چون صورت سینمایی و هیکل خوبی نداشت, پس رفت و کاراکتر خودش رو ساخت...

مستر بین, معروف ترین کاراکتر کمدی دنیا

اون الان 132 میلیون پوند ثروت داره, فقط با تلاش و اراده ی خودش

اون ثابت کرد برای موفقیت نیازی به قیافه و هیکل و این چیزا نداری

......





منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/195




ـــثبتــ عشق تو رها قصه شبهای منست

درخواست حذف اطلاعات

امشب ای ماه زعشق تو وضو ساخته ام

دل پرازشور وشعف سمت توسو ساخته ام

با امیدی که به سوی توشوم راهسپار

مست جام نگهت دیده سبو ساخته ام

من نور در اطراف رخت هاله شده

این دل ز غم گشته رفو ساخته ام

دل سپارم که زنی تیر زمژگان به هدف

تا سحر زلف چلیپای تو بو ساخته ام

با همان پرتو سیمین سر و رو خواهم شست

از نگهت تازه گلو ساخته ام

شرح فرهاد به پایان برم ازعشق نگار

گرزنم تیشه به سرنیک نکو ساخته ام

ـــثبتــ عشق تو رها قصه شبهای منست

با همین ناله جانسوز تو خو ساخته ام




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/197




هفت اقلیم ــــــــــــثبتــــــــ

درخواست حذف اطلاعات

در جهان غصه کوتاهی دیوار مخور
حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور

گردش چرخ نگردد به مراد دل
"هفت اقلیم"دگر غصهء پندار مخور

ـــــــــــــــتبتــــــــــ




منبع : http://mahamidy.blogfa.com/post/199