بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

هوممم...

پست هوممم... از وبلگ مرجع دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



هوممم...

درخواست حذف اطلاعات
بود آیا که در میکده ها بگشایند / گره از کار فرو بسته ی ما بگشایند اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند / دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند به صفای دل رندان صبوحی زدگان / بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند نامه ی تعزیت دختر رز بنویسید / تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب / تا حریفان همه خون از مژه ها بگشایند در میخانه ببستند خدایا مپسند / که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند { :((( } حافظ این قه که داری تو ببینی فردا / که چه ر ز زیرش به دغا بگشایند
نمی دونم. شاید الآن صرفن چون این مریضی لامصب یه هو اومد سراغم و توی ح عادّی نیستم دارم این پست رو می ذارم. شاید هم واقعن نقطه ی تعادل پایدار این بازی این جا باشه. شاید هم پایدار نباشه. ولی به نظر که پایدار می آد. من رانندگی م بد نبودا. گواهی نامه هم که همه ذاتن دارن. مسیر رو هم داشتم درست می رفتم به نظرم. ولی نفهمیدم چی شد که یه هو جادّه پیچید و من نپیچیدم. نه البته. من پیچیدم جادّه نپیچید. شاید چشمام ضعیف شده. همین دیگه. به نظرم پست ۱۰۰ پست مناسبی بود برای این که بگم من دارم می رم عینک ب م. امیدوارم نمره ی عینکه به چشمم بخوره. عینک مناسب چشم نباشه خیلی بدتر از اینه که کلّن نباشه. فکر کنم... نه خیلی چرت گفتم. (آره خیلی چرت گفتی.)
ابرهای همه عالم شب و روز...
و من الله ّوفیق



منبع : http://magaroo.blog.ir/1397/07/08/هوممم