بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

لبـــگزه

آخرین پست های وبلاگ لبـــگزه به صورت خودکار از بلاگ لبـــگزه دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



عاشقانه های عامیانه

درخواست حذف اطلاعات

پیش‌تر از از رفتارهای نادرست و کارهای عجیب و غریب بعضی‌ها در مراسم مذهبی و دینی گفته‌ام، اما سفر اخیرم به عتبات و مشاهده‌ی مکرر رفتارهایی ـ جسارتاً عرض می‌کنم عامیانه ـ باعث شد که باز هم بگویم...


قطعاً صلوات فرستادن بر و اهل بیت گرامش، عملی بسیار پسندیده و مورد سفارش و اهل بیت علیهم السلام است و بالاترین شعار دینی مسلمانان به حساب می‌آید که هم برکات دنیوی دارد و هم برکات ا وی. از مرحوم آیه الله بهجت نقل است که فرمود: در میان تمام اذکار گشتم و ذکری بالاتر از صلوات پیدا ن .


اما آنچه که مورد انتقاد است اینکه در حرم‌های مقدس که هر به نوعی مشغول مناجات با خدای خود یا ان معصوم است، با فرستادن صلوات بلند، آرامش و خلوت مردم را به هم بزنیم.


بسیار مشاهده می‌شود که زائران ضریح‌های مقدسه‌ی ان معصوم، با صدای بلند از مردم می‌خواهند که صلوات بفرستند. بعضی‌ها هم به عنوان مقدمه‌ای برای درخواست صلوات، گاهی شعر می‌خوانند و بعضی دیگر نیز همراه با بیانیه از مردم صلوات می‌گیرند.


جالب است که بعضی‌ها فکر می‌کنند هر چه صدایشان را بلندتر کنند، کار بهتری انجام می‌دهند و به ثواب بیشتری دست می‌یابند. در این تردیدی نیست که این افراد با عشق به اهل بیت و به نیت ثواب الهی چنین می‌کنند و حتماً کارشان ثواب هم دارد؛ اما بی شک رعایت سکوت و آرامش و پرت ن حواس مردم، فضیلت بیشتری دارد.


قطعا در میان زائران، هستند افرادی که حضور قلبی یافته‌اند و دارند با صفای درونی خاصی با معبودشان راز و نیاز و یا با شان درد دل می‌کنند. قطعاً هستند انی که در اوج ش تگی دل به حال خاصی رسیده‌اند و از ملاقات شان منقلب شده‌اند و این اتفاق باعث از بین رفتن این حضور قلب می‌شود و لذت مناجات و راز و نیاز را از آنان می‌گیرد.


 


بعضی‌ها معتقدند که نباید به مردم بگوییم چگونه با انشان عشق‌بازی کنند. اینان بر این باورند که باید اجازه دهیم هر به زبان خودش زیارت کند. حرفی که در عزاداری بر سیدال ء نیز می‌زنند و معتقدند اصلِ عشق‌بازی با شهیدان مهم است نه نوع و کیفیتش. بنابراین به نظر اینان هر می‌تواند با هر روشی که دوست دارد عزاداری کند؛ هرچند از نظر ما وهن دین باشد. این افراد می‌گویند باید به این اصل توجه داشت که بالا ه اینها به عشق به میدان آمده‌اند و مهم این است که در این میان نام زنده نگه داشته می‌شود.


اما به نظر من این استدلال درست نیست و باید ون و فرهیختگان جامعه مردم عوام را متوجه کنند؛ که در ازای همین توجه دادن‌هاست که شناسی شکل می‌گیرد و خداوند معرفت شیعی را به انسان عطا می‌کند.


 


نکته‌ی دیگری که در سفر اخیرم به عتبات شاهدش بودم اینکه بعضی‌ها خودشان را با زور و ایذاء دیگران به ضریح می‌رسانند و محکم با کف دست به ضریح می‌کوبند؛ انگار ـ معاذالله ـ می‌خواهند را متوجه حضور خودشان کنند. قطعاً این نوع رفتارها با اشهد انک تری مقامی و تسمع کلامی منافات دارد و گویا به مقام ت معرفت پیدا نشده که می‌خواهیم با کوبیدن به ضریح حی و حاضر را ملتفت خود سازیم. این است که سفارش به زیارت با معرفت شده‌ایم و باید مدام در حق یکدیگر دعا کنیم که خدا زیارت با معرفت نصیب کند.


 


 




منبع : http://labgazeh.ParsiBlog.com/Posts/521/عاشقانه هاي عاميانه/




پارسی را پاس داریم

درخواست حذف اطلاعات

دوستان عزیز


این مطلب را آنقدر نشر دهید تا غلطی که متاسفانه در رسم الخط فارسی در فضای مجازی باب شده و می‌تواند به دیکته‌ی فارسی هم سرایت کند برچیده شود.


در کتابت فارسی، اضافه‌ی مالکیت (ه) ندارد و با ره تلفظ و نوشته می‌شود. یعنی باید بگوییم کتابِ مجید، نه کتابه مجید...


بنابراین:


ننویسیم  مادره من... بنویسیم مادر من


ننویسیم  دوسته فلانی... بنویسیم دوست فلانی


ننویسیم دوسته پسره او... بنویسیم او


ننویسیم  ماشینه بنزه همسایه... بنویسیم ماشین بنز همسایه


ننویسیم دسته خدا بالایه دست‌هاست... بنویسیم دست خدا بالای دست‌هاست


ننویسیم پایه خود را از گلیمه خود درازتر نکن... بنویسیم پای خود را از گلیم خود درازتر نکن


 روشن است که وقتی می‌نویسیم دسته، معنا متفاوت می‌شود و به معنای دسته‌ی یک چیز است. یا اگر بنویسیم پایه، معنا متفاوت می‌شود و به معنای ستون و اساس می‌آید. و وقتی می‌نویسیم دوسته، مادره، کتابه فقط در تلفظ عامیانه به معنای اشاره به هرکدام از اینهاست. یعنی آن دوست، آن مادر، آن کتاب و...


 


پ ن: امیدوارم فرصتی پیش بیاید با صرف نظر از فواید فضای مجازی، در باب آفت‌های شکلی و محتوایی آن هم چیزی بنویسم.




منبع : http://labgazeh.ParsiBlog.com/Posts/523/پارسي را پاس داريم/




کتابخانه ی یزد

درخواست حذف اطلاعات

دیروز یزد بودم برای معرفی مدیر کل جدید کتابخانه‌های عمومی استان یزد. شب که وارد یزد شدم، یک‌راست از فرودگاه به کتابخانه‌ی ی یزد رفتم برای دیدن آن مجموعه‌ی نفیس و ارزشمند...


کتابخانه‌ی عمومی ی یزد در سال 1334به همت مرحوم حجت ال و المسلمین سید علی‌محمد ی یزدی تاسیس شده و خود آن مرحوم در سال 1348 آن را وقف آستان قدس رضوی کرده است.


در این کتابخانه علاوه به 250000 نسخه کتاب، بیش از 5 هزار نسخه خطی و   6 هزار نسخه چاپ سنگی وجود دارد که بدون تردید از منابع معتبر میراث علمی و فرهنگی به حساب می‌آید.


در موزه‌ی حاشیه‌ی این کتابخانه، علاوه بر قرآن‌های خطی بسیار نفیس، کتاب‌های خطی مانند «تفسیر ابوالفتح عجلی» به خط مولف و «نزهه الانفس» تالیف عراقی و بسیاری کتب خطی دیگر در زمینه‌ها‌ی گوناگون و دیوان‌های خطی شعرا به ویژه شعرای یزد و خطوط شمندان بزرگ مانند علامه حلی، شیخ بهایی، ملا مهدی نراقی وجود دارد.


علاوه بر کتب نفیس خطی، تعدادی منشور و فرمان پادشاهان و اسناد و قباله‌های نکاح و نقوش قدیمی، وقفنامه‌ای از مدرسه‌ی شاهزاده محمد ولی میرزای قاجار به طول 30/2 و به عرض چهل سانتی متر که در حاشیه‌ی آن 199 نفر از علما و طلاب و بازرگانان و خوانین یزد امضاء و مهر کرده‌اند، نیز در این کتابخانه نگهداری می شود. همچنین قرآن کاملی به طول 60/5 متر و عرض شش سانتی متر به خط اسماعیل بن علی‌نقی یزدی- تحریر سال 1199 هـ. ق- در این موزه وجود دارد.


در این بازدید ساعتی را پای صحبت محمد رضا انتظاری نشستم که بسیار گفتنی داشت و گفتنی‌هایش بسیار شنیدنی بود. وی از ابتدا با مرحوم ی بوده است و امسال 49‌مین سال خدمتش در کتابخانه را می‌گذراند. 72 سال سن دارد و به لطف خدا و حضور در فضایی چنین جذاب و عشقش به آن محیط، سر حال‌تر و سرزنده‌تر از سن و سالش است. خدا نگهدارش باشد.


در پایان بازدید، از من خواست تا در دفتر یادبود کتابخانه چیزی بنویسم. ورق که زدم از دست‌نوشته‌ی ی در سال‌های تا دست‌نوشته‌ی مقامات عالی نظام و مراجع تقلید آنقدر بود که شرمم آمد چیزی بنویسم. با این حال با درخواست و نظر جناب انتظاری چنین نوشتم:



باسمه تعالی


توفیق یار شد تا در سفری که برای انتصاب و معرفی مدیرکل کتابخانه‌های عمومی یزد به این دیار مشرف شدم، اولین بازدید و دیدارم از کتابخانه و مجموعه‌ی نفیس و ارزشمند کتابخانه‌ی ی یزد باشد. مجموعه‌ای گران‌بها که یادگار عالمِ به زمان خویش، دانشمند فرهیخته و ژرف ش مرحوم ی است. انصافاً جای دیدن دارد و انسان در این فضا گذر عمر را حس نمی‌کند. مجالست و بهره بردن از سخنان شیرین جناب آقای انتظاری مدیر فرهیخته‌ی این مجموعه که خود تاریخ زنده‌ی فرهنگ یزد است، نیز مزید بر علت بود. به امید اینکه جای جای ایران عزیز از این مجموعه‌ها و از این دست انسان‌ها فراوان و افزون باشد.




منبع : http://labgazeh.ParsiBlog.com/Posts/534/کتابخانه وزيري يزد/




مطالعه این دو روزه

درخواست حذف اطلاعات

خیلی وقت می‌شد یک کتاب کامل نخوانده بودم؛ درست از چهار ماه پیش که کارم عوض شد و در مسئولیت جدید هم مشغله‌ها بیشتر و مسافرت‌ها فراوان‌تر. در این مدت، دایره‌ی کتابخوانی‌ام تنها مبتنی بر نیاز کاری یا علمی بود که به ناچار به کت یا منبعی مراجعه و مطلبی را مطالعه می‌ .


البته مخفی نماند‌ که علاوه بر کارهای اجرایی، سرک کشیدن به گروه‌های اجتماعی مجازی که روی موبایل‌ها نصب است، نیز  مزید بر علت بود. بعضی می‌گویند که این گروه‌ها تاثیر چندانی در کاهش میزان مطالعه‌ی مردم ندارد، اما من که  اهل هر دوی این مقوله‌ها هستم معتقدم که اتفاقاً تأثیری شگرف و غیر قابل انکار دارد. نمونه‌ی واضحش خود من که ساعت‌های فراوانی در این گروه‌ها وقت صرف کرده‌ام و با کمال شجاعت و البته شرمندگی اعلام می‌کنم که کمتر به مطالعه‌ی کتاب و نوشتن پرداخته‌ام و فرصت‌های جبران ناپذیری را از دست داده‌ام.
هرچند حضور من در این رسانه‌ها برای سرگرمی و گذران وقت نبوده و غالباً در گروه‌هایی با رنگ و بوی علمی، مطالب مفید، شعر و ادبیات، مباحث فرهنگی و... بوده‌ام که خیلی وقت‌ها ساعت‌ها صرف بحث و گفتگوی مفید می‌شد، اما باز هم معتقدم از این وقت‌ها می‌شد و می‌شود استفاده‌ی مفیدتر و کاربردی‌تر کرد.


در باره‌ی آسیب‌ شناسی این رسانه‌های فراگیر که هم فرصت است و هم تهدید، می‌توان مفصل صحبت کرد که چرا امروزه و در جامعه ی ما به جای اینکه فرصت باشد، به معضلی جدی تبدیل شده و چگونه با جذ ت‌های خاص خود، جای کتاب و خانواده و ورزش و خیلی چیزهای دیگر را در زندگی مردم تنگ کرده است و اصولاً سبک جدیدی از زندگی را رقم زده است که هم جسم آدمی را به تنبلی سوق می‌دهد و هم فکر و روحش را...


 بگذریم که جای بحثش اینجا نیست و مقال و مجالی مفصل می‌طلبد. اما آنچه مهم است اینکه به لطف یک بیماری دو روزه که به ناچار در خانه ماند‌ه‌ام، و نیز به دلیل اراده‌ای که باعث شد پریشب از تمام گروه‌های اجتماعی در تلگرام و واتساپ و لاین و... خارج شوم، توانستم رمان بلند و  450 صفحه‌ای «غرور و تعصب» نوشته‌ی جین آستین یا اوستِن را تمام کنم. در چند روز گذشته، 100 صفحه از ترجمه‌ی خانم نسترن جامعی را خوانده بودم، ولی از پریشب به دلایلی ترجمه‌ی آقای رضا رضایی را دست گرفتم و دوباره از اول رمان خواندم تا همین الان که تمامش .


 


 


الان یک کمی ـ تکرار می‌کنم یک کمی ـ احساس رضایت می‌کنم. فعلاً فقط همین را خواستم بگویم وگرنه در مورد رمان بعداً می‌نویسم. ان شاء الله




منبع : http://labgazeh.ParsiBlog.com/Posts/539/مطالعه اين دو روزه/




علم حدیث

درخواست حذف اطلاعات

امروز در صفحه‌ی اینستاگرامم نوشتم کتاب این روزهای من کتاب «علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب احادیث» نوشته‌ی آیه الله زین العابدین قربانی است که خود ایشان توسط دوستی به عنوان هدیه برایم فرستادند.
نوشتم از ب تا حالا 70 صفحه‌ی آن را خوانده‌ام و برایم دوره و یادآوری مفیدی است از مجموع مباحث حدیث شناسی که از کتاب‌های فرزانه مرحوم علامه سید مرتضی عسکری بهره برده‌ام.



 


یکی از دوستان در کامنتی خواسته بود که در مورد موضوع بیشتر توضیح دهم؛ ولی از آنجا که در اینستاگرام محدودیت فضا وجود دارد، اینجا توضیحی مختصر می‌دهم:


 اصل موضوع این است که حدیث، جایگاه بسیار مهمی در فهم و درک معارف دینی دارد و هرگز نمی‌توان بدون توجه به احادیث وارده از اکرم و ان معصوم علیهم السلام به ماهیت و حقیقت دست یافت.
به خاطر همین جایگاه مهم و راهبردیِ حدیث است که می‌بینیم از یک سو و اهل بیت به حفظ و پاسداشت آن سفارش کرده‌اند و از سوی دیگر معاندان و غرض‌ورزان، آن را مطمح نظر قرار داده‌اند تا به اه شومشان در تشویه چهره‌ی دین و آمیختن حق با باطل برسند.


از کتمان و منع نشر حدیث در دوره‌ی اول خلفای ی گرفته تا تحریف و حدیث سازی در دوره‌های بعد، همه و همه نشانگر آن است که احادیث ی بسیار مورد تاخت و تاز قرار گرفته است. گاهی برای حمایت از حاکمان غاصب، احادیثی جعل شده و گاهی برای کتمان حقانیت گروهی دیگر، احادیثی به عمد مورد غفلت و فراموشی قرار گرفته است. بدون تردید این تلاش‌ها برای ترویج عقاید نادرست و تحریف واقعیت‌ها و حقایق ی و آمیختن حق و باطل بوده است تا ناب به دست مردم نرسد و معاندان در ازای جهل مردم از واقعیت‌ها به اه خود برسند.


علامه‌ی امینی در کتاب شریف «الغدیر» از 43 راوی که گاهی تا صد هزار حدیث جعل کرده‌اند، حدود 408684 روایت جعلی نقل می‌کند.
وی می‌نویسد: از اینکه ابو داوود از میان پانصد هزار حدیث، تنها4800 حدیث؛ و بخاری از میان ششصد هزار حدیث، 2762 حدیث؛ و مسلم از سیصد هزار حدیث، 4000 حدیث؛ و احمد بن حنبل از هفتصد و پنجاه هزار حدیث، 30000 حدیث؛ و احمد بن فرات از یک ملیون و پانصد هزار حدیث، تنها 300000 حدیث در صحاح و سنن خود نقل کرده و صحیح دانسته‌اند، به خوبی معلوم می‌شود که بساط جعل حدیث تا کجا رونق داشته است.


علامه‌ی عسکری در کتاب ارزشمند «صد و پنجاه صح ساختگی» ضمن بررسی فاجعه‌ی حدیث سازی به ارائه‌ی نموداری از حدیث سازان پرداخته و فردی به نام سیف بن عمر تمیمی را معرفی می‌کند که به تنهایی حدود صد و پنجاه صح که اصلاً وجود خارجی نداشته‌اند ساخته و هزاران حدیث جعلی از آنها وارد حوزه‌ی فرهنگی نموده که مورد استفاده‌ی نویسندگان معروفی چون بغوی، ابو نعیم، ابن عبدالله، ابن اثیر، ذهبی، ابن حجر، خطیب بغدادی، ابن ع ر، ابن بدران، دارقطنی، ابن حزم، سمعانی، رازی، حموی، ابو مخنف، نصربن مزاحم، طبری، ابن کثیر، ابن خلدون، سیوطی، ابوالفرج اصفهانی، متقی هندی، ترمذی و... قرار گرفته است.


محمود ابو ریه، نویسنده و دانشمند اهل سنت در دو کتاب ارزشمند خود «اضواء علی السنه المحمدیه» و «شیخ المضیره» افرادی از قبیل کعب الاحبار، وهب بن منبه، ابن جریح، ابوهریره و... نام می‌برد که به ظاهر آورده بودند، اما از هر موقعیتی برای ت یب و جعل احادیث بی اساس و داخل مسائل دروغ و یات در متن بهره می‌گرفتند.


وی می‌نویسد: بعضی از این حدیث سازان مانند ابوهریره با آنکه بیش از یک سال و نه ماه مصاحبت رسول خدا را درک نکرده، تنها بقی بن مخلد در مُسند خود 5374 حدیث از او نقل کرده‌ است. به خاطر همین زیاده گویی و جعل حدیث توسط ابو هریره بود که خلیفه‌ی دوم دو بار او را تازیانه زد و سرانجام او را تهدید به تبعید نمود و علی بن طالب علیه السلام او را اکذب الناس علی رسول الله می‌دانست.
با این همه جای تعجب و تاسف است که فردی مانند بخاری در صحیح خود 446 حدیث از او نقل می‌کند در حالی که از علی علیه السلام با آنکه همواره با بوده است و به اعتراف همگان، هیچیک از صحابه او در علم نبوده، تنها حدود 20 حدیث نقل کرده است.


 بگذریم بحث را مفصل نکنم. آنچه مهم است اینکه اهل سنت تا اوائل قرن دوم، به خاطر ممانعت حکومت خلفا از ترویج و نشر حدیث،‌ اصلاٌ به فکر تدوین و نقل حدیث نبوده‌اند و تنها پس از نقل حدیث توسط عمر بن عبدالعزیز اموی در دهه‌ی اول قرن دوم تدوین حدیث را آغاز کرده‌اند. آنها خود اولین تدوینگر حدیث را ابن جریح می‌دانند که در سال 150 هجری وفات کرده است، در حالی که به استناد تاریخ، علی و فاطمه و فرزندان و شاگردان مکتب آنها از زمان خود تا زمان باقر و صادق علیهم السلام به تدوین حدیث و نگارش کتب روایی، تفسیری و کلامی پرداخته و کتاب‌های ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته‌اند. علاوه بر آن آنچه را که علمای اهل سنت تدوین کرده‌اند، به خاطر عدم رواج علم حدیث و بررسی‌های شیعه‌گونِ حدیث شناسی، حاوی احادیث جعلی و دروغین فراوانی است که غالب آنها دست ساز بنی است و بنی در تحریف و کتمان حقایق الهی، سررشته‌ای به طول تاریخشان دارند.  


می‌دانیم که شش نفر از راویان و تدوینگران معتبر حدیث در میان اهل سنت، اقدام به تالیف کتاب‌هایی با عنوان «صحیح» کرده‌اند که از آنها به صحاح سته یاد می‌شود. این یعنی که هر کدام از این دانشمندان احادیثی را که صحیح می‌دانسته‌اند، در کتاب‌هایشان آورده‌اند. عده‌ای دیگر نیز کتاب‌های حدیثی با عنوان «سنن» و «مُسند» دارند که احادیث قابل استناد و مورد اعتماد خودشان را در آن جمع‌اوری کرده‌اند. جالب است که در همین کتاب‌ها هم بسیاری از احادیث جعلی و دروغین وجود دارد که به خاطر عدم رواج علم حدیث به عنوان یک رشته‌ی علمی و علم اساسی در میان آنهاست.


البته در کتاب‌های روایی شیعه نیز احادیث غیر صحیح فراوانی وجود دارد، اما در شیعه، علم حدیث که سابقه‌ای به بلندای مکتب شیعی دارد، عهده‌دار شناسایی احادیث درست و صحیح و قابل استناد از احادیث جعلی و دروغین و تحریف شده است. دانشمندان شیعی در به دست آوردن متدلوژی و روشی که احادیث دست ساز فتنه‌گران داخلی و دشمنان خارجی از جمله یهودیان و بنی ـ که در علم حدیث به یات شناخته شده است ـ استخوان ترکانده‌اند و در این علم پیشگام همه‌ی فرقه‌های ی بوده‌اند و به خاطر همین است که معتقدیم شیعه در درک ناب و ماهیت واقعی دین و نیز احکام ی بر مبنای آنچه و ان معصوم بیان کرده‌اند، موفق‌تر از اهل سنت بوده است. 


خلاصه آنکه موضوع و مباحث استخوان‌ دکنِ علم حدیث، غالباً در چهار بابِ مفصل و علمی روایه‌ الحدیث، فقه الحدیث، رجال الحدیث و در نهایت درایه الحدیث تدوین شده که شاید علمای اهل سنت هم در آنها دستی داشته باشند، اما عمدتاً اختصاصی علمای شیعه و تخصص آنهاست.


اگر فرصتی بود و خداوند توفیق داد، در باره‌ی هرکدام از این جهات و موضوعات و مباحث آنها خواهم نوشت.




منبع : http://labgazeh.ParsiBlog.com/Posts/542/علم حديث/