بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

او صدایم زد

آخرین پست های وبلاگ او صدایم زد به صورت خودکار از بلاگ او صدایم زد دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



ا اجِ با سرافرازی!

درخواست حذف اطلاعات

عِشقْ ؛

جُرم نابخشوده ایست

نباشی

و باشی


باید عاشقت باشند،

باید بخواهند تا عشق چه طرحی بخورد،

باید عشق

دیکته ی آنها باشد

وگرنه میشوی مُجرم

میشوی بیسواد

میشوی از کلاس ا اج...

و اگر عِشقْ نباشد ؛

متهم میکنند تو را به تمامِ آفات

و از نابلدی هایت انشاء یی به بلندی تاریخ

و پهناوری جُغرافیا مینویسند

و در همهء عالم بازنشر میدهند!




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/20/اخراج-با-سرافرازی




چراگاهِ عبرت

درخواست حذف اطلاعات
گُرگ ها هنوز زوزه میکشند از دور صدایشان می آید میترسی و صدای آنها باز هم می آید گُرگ ها منتظرند تا بترسی زوزه میکشند و زوزه میکشند دورِ این ا گُرگ ها به دنبال بزغاله هایی میگردند که میترسد
شروع میکنند به زوره کشیدن گرگ ها دیگر چندان گُرگ هم نیستند میان بزغاله ها، بازی میکنند باهاشان... در نقش شنل قرمزی ایفای نقش میکنند... گُرگ ها از پُشت سر حمله نمی کنند رسمشان نامردی نیست زوزه میکشند و تو را می ترسانند شناسایی اش با تو همه جوره زوزه میکشد تو فکر میکنی صدای چوپان در هوا مُنع شده و خَش اوفتاده و حرفش را باور میکنی!



منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/20/چراگاهِ _عبرت




از خوبی

درخواست حذف اطلاعات

بعضی روزها باید خوب بودن را به تعویق انداخت

مهربانی را لایقِ همهء مهربانی ها ندانست

باید دانست مهربانی را

خوب بودن را

بخشش را

و دلیل پشت سرشانرا

و برای بعضی مهربانی ها، مهربانی را به تعویق انداخت

شاید اصلاً لایقِ مهر نباشند

خوب بودن را حالا میتوان خوب بود

...

خوب بودن عام است بخشندگیست حُسن خُلق است

ولی

بخشایشگر بودن بعضی ها دارد

برای بعضی باید بود بخشایشگر و مهربانی کرد

و برای بعضی همان خوب بودن...

را هم باید به تعویق انداخت

...

تا بدانند بدی آسانتر است

میشود نادیده گرفت همه خوبی ها را

اما باید خوب بود...

خوب بودن دَم ِ آفرینش ماست

و زندگی می آفریند...




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/21/از-خوبی




نقشِ زیبایِ خُدا

درخواست حذف اطلاعات

هرچه نقش که بر دل اگر میزنیم خُداست

ز او بر من است و ز من هاست


تمامِ نقش خیالم تویی و (تو)،ترسیم خُداست

زاویه های دلم همباور رنگهای دعاست


نقشیست که چون میکوبم به آن

ز اشارتی از کویِ دُعاست


رنج بسیار برده ایم که این دُعاست

رنجی که در پسِ اش گنج که همان خُداست


از روی نقش تو گو خود دیده ام

خود آنکه نامِ بالاترش خُداست


دل بگذار،بنشان آتشِ دلسپردگی

با او حسابِ دل کن، دل از اوست و او برای ماست


هرچه تصرف نقشت نمودم ای دوست

نقشت چنان زیباست، که نقشِ خُداست


هرچه نقش بر دل میزنیم اگر خُداست

باز تویی که از او بر منست و او خُداست


نقشه ات را که خُدا بر دِل ما نیک بیانداخت

سختیِ عشق اگر هست چون سازه ی خُداست و عشق خُداست





منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/22/نقش-زیبای-خدا




تدریس الصّلاة

درخواست حذف اطلاعات

عادت کن به سجاده ات

سجاده های گُلدار حضور قلب نیاورده هیچوقت

عادت کن

به سجاده ی قدیمی پدربزرگ!

را ب ا دار

را که میخوانی هرروز

گاهی هم که شده

را ب ا دار!

دارد میگوید را

املایش می کند

تو هم میخوانی

حاضر غیاب که میکند

حَیٌَ علی الصَّلاة

...

ب ا باش!

لااقل گاهی حاضر باش در کلاسِ

هرچند که ا اج نمیکنندت هیچوقت...




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/22/تدریس-الصلاه




برمودای دِلَم

درخواست حذف اطلاعات

دلم را گرم نمیکنم به گرمایی که میدانم پره ای از تابش خورشیدست

دلم را به سرمای قطب جنوب هم عادت نمیدهم

دلم مثلث برموداست

با ریسک می آیی..

برگشتنت با خُداست...

اگر تو ترسیدی و رفتی،

با حرف خودت نرفتی با حرف دیگران بود

ولی ورود تو بر مثلث من،

حرف خودت،دلِ خودتِ، تقدیرِ خودتِ

سلامتت با خُدا...

اینجا بعضی اوقات هوا طوفانی هست

ازدور وحشتناک ِ

ولی...

از دور

ولی...

بعضی اوقات

باید دید کی قسمتش چیه

خیلیا مُردن!

تو رو نمیدونم!


دِلم برموداست

چون خالیست

ریسک یست... .






منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/23/برمودای-دلم




امتحان

درخواست حذف اطلاعات
در امتحان عاشقی اکثراً بازنده اند چون درس نخوانده آمدند سرجلسه امتحان... آری عشق درس نیست... امتحان است... عاشقت میکند تا ببیند چند مرده حلّاجی . . . میدانی... بیست هم که بشی ریزنمرات را با آن جمع میکنند همیشه منتظر ارفاق نباش ارفاق وظیفه نیست...
امتحان سختی است اکثراً بازنده اند شاید این امتحان را نخواندند جدی نگرفتند... اما عشق جدّی ترین امتحانِ خُداست چقدر تا کی تا چند ساعت تا کجا و چگونه تحمل می کنی؟ دَرسَت را خوب بخوان بعدِ مردودی امتحان بعدی در راه است ... به نمره گرفتن دلخوش نکن سال به سال حجم کتابها بیشتر میشود امتحان سختی ست... _عشق_ میخواهند ببینند چند مرده حلّاجی



منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/23/امتحان




به یُمنِ کوچ

درخواست حذف اطلاعات

دارم کوچ میکنم

میگفتند آنجا یُمن ندارد

کوچ میکنم

نه از تو

از دیارت...میروم حالم خوب شود

ما برمیگردیم

نمیدانم شاید هوای آنجا بهم بریزد

جور نشود بیاییم

.

.

.

گاهی باید همچنان چشم به در داشت

هوا همیشه ناگهان بهم میریزد

جور چینِ ماست

هوایِ ما

هوا






منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/23/به-یمن-کوچ




راه نشان

درخواست حذف اطلاعات

بی صدا می آمد

امّــا

یادش رفت

که رفت

ردپاهایش ماند و

نرفت

این ردپاها را گذاشته ای من پیدایت کنم؟

صدایش را در نیاور

تا همینها را پاک ن د

...

اصلاً بگو پاکش کنند...

هوای آنجا هویداست!





منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/23/راه-نشان




خاطره

درخواست حذف اطلاعات

میان خاطره ها همیشه یک خاطره میماند




یک خاطره ای که خاطره نیست







ولی باید میبود




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/23/خاطره




چادر

درخواست حذف اطلاعات

صورتش سرخ شده بود...

حَوّا چادری از جنس برگ های درهم دوخته ی درختان

بر سر خود گذاشت


مگر آنزمان چادر بود؟


چادر بود.

او هم چادر می گذاشت.

چادر او ( ) نام داشت.


لباسی که فرق نمیکند پارچه اش برگ تیز درختان باشد یا کن کن براق!

روسری و ساق دستش ست باشد نباشد نیست

اتفاقا ساده ست

دل را میزند

دِلِ بَد را بَد میزند

و بانو شده امانتدار زیبایی های خدا بر کره ی زمین

تا خوب امانتداری کند

و بالا رود

و زیباتر از فریشه مقرب خدا باشد

چادر یک نام است یک نام که فقط میدانم بگویم است

نوع خاصی از لباس نیست فطرتیست که حَوّا هم آنرا پوشید

ان شاء اللّٰه.




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/15/چادر-عفاف




آیه ِپوشیدگی

درخواست حذف اطلاعات

یاٰ ایُّها النَّبِیُّ قُل لاَِّزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَآءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلاَبِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً


خداوند فرمودند :

ای پیمبر به دختران و ن خویش و دختران و ن مومنین که فروهلند

برخویش از روپوشهای خویش این نزدیکتر است بدان که شناخته شوند پس آزار نشوند و خدا است آمرزنده مهربان

آیه 59 سوره احزاب


جلباب یا هر لباسی که با آن بطور کامل زن خود را در مقابل نامحرم بپوشاند ملاک است لباس حضرت زهرا س مقنعه، درع و ملحفه بوده است. اولی تا بالای زانو دومی تا پشت پا و سومی همه بدن را پوشش میداد جلب از جلباب در لغت عربی به معنای سیاهی شب هست که پوشش سوم مثل شب تیره و فراگیر هست

آن حج که مراجع تقلید می فرمایند، حداقل حجابست که کاملاً واجب است و بیشتر از آن مستحب محسوب میشود (پوشیه)و ما از ذات خداوند هستیم، برای وصل به درجات عالی بندگیشان باید موانع سخت را تحمل کنیم و شبیه معبود خودمان باشیم، برای اینکار اصل پیروی از سیره اولیاءاللّٰه ع هست

همچنین قرآن می فرماید: الگوی خوبی است برای شما و همچنین فرزندان . حضرت زهرا(علیهاالسلام) می فرمایند: بهترین زن ی است که «أَن لا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ» هیچ نامحرمی او را نبیند و او هیچ نامحرمی را نبیند هرچند بنا بر استناد علمی با پوشیدگی زن زیباترمیشود (به عبارتی زیبایی اش حفظ میشود) زیرا از جذب اشعهء چشم زخم چشمهای هیز جلوگیری میکند و پوشش ساده ای که در قرآن آمده زن را بدور از چشم و همچشمیها نگه داشته علاوه بر روحیه قناعتپذیری او را از اضطراب محافظت میکند

و در روایات مختلف اشاره شده مثلا در یکی از قسمتها حضرت زینب سلام اللّٰه علیها برای تشرف به قبرستان بقیع با اینکه تمام بدن و چهرشان پوشیده بوده و در حالی که تمام خانواده ایشان عزای حضرت زهرا س را داشتند حضرت علی ع و حسنین ع دورتادور حضرت زینب س تا منزل همراهی می د تا ی متوجه حضور این بانوی مکرمه نشود

و با گلچین تمام روایات به منزلت والای پوشش در میرسیم و این بزرگوارن قرآن ناطق هستند تا ما هم چنین باشیم



الله متعال می فرماید:


وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى [احزاب: ۳۳]


(و در خانه هایتان قرار گیرید و مانند روزگاه جاهلیت قدیم زینت های خود را آشکار نکنید).


اگر چه خطاب این آیه متوجه همسران ـ صلی الله علیه وسلم ـ است، اما ن مومن نیز در این مورد پیرو آنان هستند و به سبب شرف ن و منزلتشان نسبت به ـ صلی الله علیه وسلم ـ و از آنجایی که آنان الگوی دیگر ن مومن هستند، این آیه آنها را مورد خطاب قرار داده است.


رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نیز می فرماید: زن است؛ پس هرگاه بیرون رود او را [در نگاه مردان] زینت می دهد، و زن به خداوند نزدیک تر نیست مگر در قعر خانه اش به روایت ابن حبان و ابن خزیمه. آلبانی در السلسلة الصحیحة (۲۶۸۸) آن را صحیح دانسته است.


و رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ درباره ی آنان در مسجد می فرماید: خانه هایشان برایشان بهتر است به روایت ابوداود


ان شاء اللّٰه همه ی ما آنقدر به علم و شعور رفتار کنیم و اللّٰه المتعال را در یک یک امورمان در نظر بگیریم تا از یاران و عزیزان و اسباب پربرکت برای ظهور مهدی موعود علیه السلام باشیم و قدر فرزند آ حضرت زهرا سلام الله علیها را بدانیم.





منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/15/آیه-پوشیدگی




آسمان بست

درخواست حذف اطلاعات

به آسمان را نگاه کن

بالاتر

محو

در بیکرانی که از دیدن وامیمانی

آن بالا که دست هیچ نمیرسد هیچ فضانوردی نه هیچ هواپیما و ای بالاتر نمی رود

شاید بهشت آنجاست

آنجا که هیچ ی راه نمییابد!

هیچ ی که روح و جسمش آلوده شیاطین است!

آنجا شاید بهشت باشد

بهشت ممنوعه!

برای غیرخودی ها

فریشته ها کارت شناسایی دارند میزنند داخل میروند

آنجا را که می گویم

به سوی خلاع کامل

آنجا که باید اول روحت را بشورند تا بتوانی آنجا زنده بمانی

بهشتی شدن مهارت هایش یکّمی

یعنی جور دیگر نفس باید بکشی

در بهشت برویت باز!




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/15/آسمان-بست




عِطر رضا ع

درخواست حذف اطلاعات

در راهِ مجلسِ روضه همه ی فکر و ذهنم همین بود؛

چه خوبی داریم

اولین باری که حضورش را در زندگی من نشان داد....

و با او همه ی آرزوهایم تمام شد.. اصلا وقتی پای او به میان زندگی آدم میآید میبینی همه ی آرزوها و زیبایی ها را دارد

...باید به او بیشتر پناهنده شوی بیشتر و تاجایی که هیچ چیز دیگر بجز تنها حضورش قشنگ نیست

مگر میشود در پناه او باشی و ح روبراه نباشد؟ اصلا او هست که حال تو را خوب که نه،عــالی کند! چقدر رئوف بودنش را بی دریغ ثابتمیکند..

من فقط باید به این فکر کنم تا ظرفیتم را برای ظهور این باران های مهربانی های تندتند، قرار دهم

رضا براستی خورشید است به قلبهای سرد و تاریک که جای هیچ امیدی نیست، می تابد

تابشی که غروبی در آن نیست

فقط باید به گوش باشی

باید آهوی بی پناه منزل همه ی مهربانی های جهان ( رضا)باشی

..



به تو میگویند رئوف

گفتند که هنوز چشم دوخته ام ؛

در حُروف یا رئوف


#یا غریب الغُرَبا

#روضه ها_ همه _در _یک_ کلام_(مهربانیِ _توست)







منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/17/عطر-رضا-ع




با بار دلتنگی

درخواست حذف اطلاعات

عِشق

وقتی تویی و حسرتت به دِلم است


عاشقیت را

وقتی بَلد نیستم و اشک کارم است


در انتظار تابشِ آفتاب سوزانت در این روز معمولی

وقتی گدا منم و شاه تویی شب دنبال راه فرار است


تازه فهمیدم چقدر ازین مسیر عقب مانده ام

آهوها پیش از من آمده اند دلبری کرده اند و

در کوله ام هزار دلتنگ مانده است


حَرَمَت، حَرَمَت

و

حَرَمَت

وقتی صِدای تو

و صدا زدنم

در گوشم است


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا


کوله ام سنگین است میآیم و عقب می مانم

جور دیگر دستم را بگیر

طور دیگر مرا بیاور

دلتنگی جا برای هیچ نگذاشته

سنگین است و اوفتاده ام

عاشقی ات را بر روزهایم بتابان

خورشید معمولی، مدتهاست روز نمیکند اینجا را....


صدایم کن!











منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/17/با-بار-دلتنگی




معَطَّلی

درخواست حذف اطلاعات

همه چیز به وقفه افتاده است

.

.

روی دِلَم برچسب زدم

.

.

تعطیل

.

.

تو که خودت کلید داری خُ هیچی!

.

تعطیل رسمی من است

.

.

حالا دیگر بیایی هم قضیه همینست!

تو باشی باید در بست تو را داشت و نباشی هم بر پدر ساعات کاریِ دِل!!!




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/18/معطلی




فصل چیدن

درخواست حذف اطلاعات

حرف زدند، سوال پرسیدند،راهنمایی د،داغ دلت را زیاد د

در همه حرفهای آنها آ ش من میماندم

با یک لبخند تصنعی مرگ!

یک سر تکان دادن الکی!

باشَد های جزرکش شده!

به تو می رسیدم....

میخواستم از تو بگویم.. .

که زبانم بند می آمد

چه گویم....

حرف مردم گریبانگیر تنهامانوسی ام شده...

و من باید بگویم

تا ت شوند....

تا دست بردار شوند....

بگویم...

تو جایی در همین حوالی....

تو در من....

آقایی.

بگویم که فصلش که برسد... خوب میرسد... خودش از درخت می اوفتد. ...

وقتش برسد...

اللّٰهم الرزقنا!





منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/18/فصل-چیدن




راه سازی

درخواست حذف اطلاعات
باید حرف زد و از تو.... اما حرف بزنم؟ نمیگویند دیوانه س؟ باید بگویم.... باید بیایم کنار جاده در انتظارت.... اما مگر میگذارند؟ اما کدام جاده؟ باید بگویم تو در راهی راه بسیار است،اما مقصدی نیست... نگویم؟ ت باشم خوبست؟ اینطوری خی راحت؟ سفسطه نکن! .. بوق بوق... آنتن نمیدهد ... چه گویم که به راه سازی هم افتاده ایم...!
هرجا بروی از هر راه که بروی... باید نقشه را بچینم.... مثلاً ی دیگر در آن راه نیاید... یا مثل گره خوردن چشمهای ما در هم
و راهی که داریم میسازیم، بی انتها باشد
وگرنه در این شلوغی ها آنقدر امواج رد و بدل می شود که هر چه بگیرمت میگوید پاسخگو نمیباشد و آنتن اختصاصی لازمس تا به تو اتصال یابم







منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/18/راه-سازی




آرزویِ زخمی

درخواست حذف اطلاعات
آرزو نباش چشم همه شور است فکر میکنند چقدر خوبی! بیخود چشمت میزنند! حسرت میخورند آرزو نباش آرزو نرسیدنست بلوتوثش برای چشم زخم شدن روشن میشود تو دعای مستجاب من باشی جان سالم به در برده ای در خفا استجابت شو حالا از من گفتن و... چشم زخم خورده ای.. . از تو نشنیدن ... کندور که دود داده ام... لابد چشم منم زده این دودها،که چشمم رویت بی اثر شده..



منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/18/آرزوی-زخمی




کابوس!

درخواست حذف اطلاعات

کابوس میبینم و میگریزم از شب

روزها منتظرم برسد شب


چه خو مرا در این سیاهی سرتاسر شب؟

که هر دم مینگرم، کور سویی که بیابم و بیایم ز شب




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/18/کابوس




موشک کاهی

درخواست حذف اطلاعات

یک تا زدند

دوباره یک تای دیگر


گفتند موشک درست میکنند از کاغذ

،موشک درست د پروازش دادند،

آنوقت که اوفتاد


لگدی زدند و رفتند....




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/10/موشک-کاهی




حسگر درد

درخواست حذف اطلاعات

می شود مایل به عاشق، درد، در هر جا که هست

جان سخت عاشقان، آهن ربای دردهاست

صائب




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/10/حسگر-درد




بزرگراهِ درد

درخواست حذف اطلاعات

هیــچ راهـی چون به حَـــــق ، نزدیکتر از درد نیست

مــی بَرم غیرت،به هر مبتلای دردهاست. صائب




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/10/درد-راهدر




گَرد

درخواست حذف اطلاعات

جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم؟

سفر آن بود که ما در قدم دِل کردیم


دامن کعبه چه گرد از رُخ ما پاک کند؟

ما که هر گام درین راه دو منزل کردیم

صائب رحمت اللّٰه علیه





منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/10/گرد




تقسیم بر❤

درخواست حذف اطلاعات
عشق را با هر دِلی، نسبت به قدر جوهر استقطره بر گُل شبنم و در قَعر دریا گـــــوهر است محمدعلی صائب تبریزی



منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/10/❤-❤




جای یت

درخواست حذف اطلاعات


جای خالی یت تنگ می شود. --> در دل

و نیمکت خج می کشد.




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/08/جای-یت




فهم بهاری

درخواست حذف اطلاعات


بَهارْ

خیالاتی بود

که به اتفاقه هم

آنرا به واقعیت تبدیل کردیم

و نگران نشدیم همیشه بهار نباشد

زمستان و پاییز های،سختی در راه داریم


ما فهمیدیم با عشق ممکن است در زمستان و پاییزها هم بماند بهار ها

ان شاء اللّٰه!




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/08/فهم-بهاری




قِصِّه ی پُر غُصِّه

درخواست حذف اطلاعات

یکی بود یکی نبود غیر از خُدا هیچ نبود

قصّه ی عاشقی اینگونه بود

...

و سالها انتظار نمیخواست


عِشق راستین یک انتظار ابدی می خواهد

که ته نگیرد

بجوش و وش آید


و بعد از پژمردن دِل

نو شود دِل

و شکوفه زندگانی بزند، گلهای سرخ آتشی را

گلهایی که هرگز نمی پژمرَد

آدمهایی که همیشه برای هم صبر کنند

پژمرده شود

و با هم ورد عاشقی در هم بخوانند

و حیرت جهانیان را به تماشا وادارند این زیباها.

قصّه ی عاشقی پایان ندارد

انتظارهایش طولانی تر می شوند فقط.





منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/08/قصه-ی-پر-غصه




رها در رود

درخواست حذف اطلاعات

آنرا هم رها

منتظرم

رود ماهی هایی بیاورد

از ط نگریزند

دلشان به حال من بسوزد و بخواهند خودشان را شهید

کنند!

نه ماهی های سرگردان که خودشان گرسنه اند


رها آنرا

گیر نکن در گلویم

خفه ام نکن

بگذار ماهی گیر باشم

بگذار بیشتر به اینترنت بیایم

بگذار هر وقت از کنار این رود رد می شوم خدا را شکر کنم

من بخشیدم

رها

خدا را در نظر آوردم

و اینکه

تو خواستی

حالا خودت را در برابر من

رها کن

خفه ام نکن!




منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/08/رها-در-رود




تیمار

درخواست حذف اطلاعات

باید تیمار همه باشم اینروزها و چیست؟ تیمار چشم بیماری کهدانتظار میگِرْیَد به غربت پاییز در اتهام سخت تنهایی چشمان به سیاهی رفته ام که فرق طلوع و غروب برای آن آمدن و نیامدن توست.



منبع : http://khademalreza.blog.ir/1397/08/08/تیمار