بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

ساعت شنی من

آخرین پست های وبلاگ ساعت شنی من به صورت خودکار از بلاگ ساعت شنی من دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



#537

درخواست حذف اطلاعات
الان از استرس زیاد دارم میلرزرم

خب الان چرا اینقدر استرس داری

وااای

یه اکی از می خوام فقط

ولی روووو مخهههه

5 مین دیگه جواب میده

هوووو

ریل باش

رییل سس

استرس نداره که ...




منبع : http://kadootaaanbaaaal.blogfa.com/post/546




#538

درخواست حذف اطلاعات
و مدرکم حاضر نیست

واقعا دارم دیونه میشم

به معنای واقعی

خب چرا الکی میگن اره هفته دیگه حاضره میتونی بیای

اه

به معنای واقعی اعصابم خورده

به معنای واقعییییییییییییی




منبع : http://kadootaaanbaaaal.blogfa.com/post/547




#539

درخواست حذف اطلاعات
خب خب خب با تمام کشمکش ها و استرس ها میخواستم جور شه برم مشهد که شد

شنبه راه می افتم

و به عطی نگفتم که می خوام برم با دوستش فازی هماهنگ که ایزش کنم

این از این

برم 2 تا بزنم تو سر خان دلم خنک شه

و اینکه برم مدرکمو بگیرم

تمااااااام

اها ید یییید برم که دیگه معلوم نیست کی میتونم باز برم مشهد

حالا دیری دیدین ماشالله بیا دیری دیدین ماشالله




منبع : http://kadootaaanbaaaal.blogfa.com/post/548




#540

درخواست حذف اطلاعات
چه جوری یه آدم میتونه اینقدر بداخلاق باشه

واقعا براشون مهم نیست که هیچکی دوسش نداشته باشه به خاطر اینقدر بد اخلاق بودنش

اینقدر خشن بودنش :/

و بدتر اینکه فکر می کنه بهترین و همه چیو میدونه و مغز متفکر و عاقل و به همه میگه عقل ندارین شماها :/




منبع : http://kadootaaanbaaaal.blogfa.com/post/549




#541

درخواست حذف اطلاعات
اینقدر که من برا ایز کرن عطی ذوق دارم

اون شاید با دیدن من ذوق نکنه

نه مطمئنم ذوق می کنه

ولی ب اینه با فازی هماهنگ گفت اون تایم که من میرسم مشهد عطی تا 12 کلاس داره

و باید بریم ید

یعنی میشه کلاسشو بپیچونه بریم دور دور تا شب

بعدشم من برم خابگاه

خدایا میشه طبق برنامه ای که ریختم پیش بره ؟

فقط به موضعی هست که نمیشه اینجا گفت فقط امیدورام در راه اتفاق نیفته :/ اونم تو اتوبوس ایییش




منبع : http://kadootaaanbaaaal.blogfa.com/post/550




#542

درخواست حذف اطلاعات
سلام به همگی من

من برگشتم خونه

من یکشنبه صبح رسیدم مشهد و با فازی هماهنگ رفتم داخل کلاسشون و قبلش به فائزه خانوم گفتم بببین من وقتی وارد میشم از عطی بگیر. وقتی وارد شدم قشنگ انگار یه سطل آب یکی ریخته باشه روش شده بود و گریش گرفت و کلی ایز شد و بسی من خوشحال ^___^

بعدش که کاراشو به ش نشون داد و پیچوند کلاسشو رفتیم کلی ید کردیم بعدشم رفتیم شهر غذا دلی از عزا در آوردیم

خوش گذشت این پارت اول مشهد رفتنم بود چون بعدش عطی ساعت 3 کلاس داشت که اینو نیمتونست بپیچونه

به زنگ زدم گفتم من مشهدم حدود ساعت 6 اینا رفتم ببینمش

وای که چقدر دلم براش تنگ شده بود کاش زمان متوقف میشد هنوزم پیشش بودم

کل این 2 روزو با هم بودیم کلی خو گذشت کلی قدم زدیم

رفتیم جاهای قدیمی

خاطرات قدیمی مرور کردیم

با یگانه و سجاد رفتیم بیرون

رفتیم اون کافه

کلی گشتیم

کلی با هم گریه کردیم

چقققققققدر سخت بود دل کندن ازش

چقدددددر الان دلم براش تنگ شده

بش گفتم اومدم که تکلیفم معلوم شه ببینم کلا دیگه نمیخوای این رابطه رو میخوای ؟

اول گفت نه دیگه راه برگشتی نیس

منم گفتم اکی

گفتم نمیتونم زورت کنم دوست دارم برگردی ولی یکی بخواد بره میره نمیشه با قفل و زنجیر نگهش داشت ولی بعدش نظرش عوض شد

ولی میترسم از دوری میترسم

منی که اصلا دلم ازدواج نمیخواست می گفتم نه الان دلم میخواد باش ازدواج کنم تموم شه این دوری ها

ولی سربازی لعنتی پا گذاشته رو اینا

خدا جون

کی دلبر و میدی و ما راحت شیم

مامانم بم گفت خب تو که اینقدر دوسش داری مرض داری باش اینقدر دعوا می کنی

اقااااااا تا 2 ماه دیگه نمیبینمش

خدایا مواظبش باش

سخت ترین قسمت هم خ ظی بود

خیلی سخت بود

خیلی...




منبع : http://kadootaaanbaaaal.blogfa.com/post/551




#543

درخواست حذف اطلاعات
دلتنگی است

است

الاغ نیز :/




منبع : http://kadootaaanbaaaal.blogfa.com/post/552




#544

درخواست حذف اطلاعات
خدایا این دلبر کی میدی بهمون

دلمون پوسییییید

ب آهنگ اتاق آبی خوندم براش گفت صدات آرامش بخشه

دوسش داشت

منم دوسش دارم

خدایا هیچ وقت اینقدر مطمئن نبودم اینقدر دوسش دارم

ولی دوسش دارم

خیلی




منبع : http://kadootaaanbaaaal.blogfa.com/post/553




#545

درخواست حذف اطلاعات
دیروز خیلییی هوا خوب بود خیلییییی

اینقدر دلم میخواست برم دوچرخه سواری ولی بدشانسی شفق کلاس داشت و نرفتم

یه روز در میون میرم کتابخونه ظهرا تا ساعت 6

باعث میشه خسته نشم

5 ماه دیگه مونده به کنکور

خیلییییی این روزا حتی امروزم هوا خوووبه

دلم دریا میخواد ولی حیف که پایه ندارم

ولی فکر کن شمالی باشه سالی یکی دو بار بری دریا :/

چه وضعشه

عطی خانم هوای اینجا الان شما رو میطلبه که بریم بیرووون




منبع : http://kadootaaanbaaaal.blogfa.com/post/554




#555

درخواست حذف اطلاعات
دور بودن منو خیلی بد شده

اخه تو دوری مثلا چت می کنیم یهو یه چی میگی نمیدونی یعنی نمیبینیش ناراحته الان یا از دستت ناراحت شده

یا هر چی کلا یه تو یه

سعی می کنیم کنترلش کنیم ولی یه کم عوض شده

حس می کنم یه کم چیزه یه جورایی همه چی دایورته ( نمیدونم مودبانش چی میشه :/ )

و اینکه یه همایش تهران بود میخواست بپیچونه بیاد شمال پیش من که کنسل شد فک کن تو یه روز کیف شی میاد بعد شبش بفهمی کنسل شد

اقا امروز با مامیم داشتم میحرفیدم و طبق برنامه ریزیمون عروسی ساجده منو با هم میریم اصفهان

هیچی دیگه شاد شدم????

میدونم دیونه شدم

ما میز دلمون خوشه دیگه

هفته دیگه آزمون دارم و امیدوارم به بودجه بندی کامل برسم

برم بخوابم که فردا نیز باید بزنم :/




منبع : http://kadootaaanbaaaal.blogfa.com/post/555