بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

جویا باش دلنوشته های یک پدر

آخرین پست های وبلاگ جویا باش دلنوشته های یک پدر به صورت خودکار از بلاگ جویا باش دلنوشته های یک پدر دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



از دل برود ...

درخواست حذف اطلاعات
دیگران چون بروند ، از نظر ، از دل بروند ...
تو چنان در دل من رفته ، که جان در بدنی ...
سعدی علیه الرحمه




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2576




شوق هم پرواز ...

درخواست حذف اطلاعات
به افق بنگر ...

افق در انتهاست ...

افق در دور ، دور دور ، ناپیداست ...

حال من هم چون افق ...

در اوج کور ...

در کوه دلتنگی ...

شبیه مرغ بی باران ...

که می نالد ز بی دردی ...

عجب دردی ست ...

درد بی دردی ...

که بی دردی ...

ز بی حس گشتن احساس و افکار پریشان است ...

مرا از دور ببین ...

آرام نمی گیریم ...

درونم شیون و غوغاست ...

ولی لبخند تلخینم ...

ببین تلخند بر لبانم را ...

چه زیباست ، باور ِِ رفتن ...

ندیدن ...

نبودن ...

نشنیدن ...

هم پرواز کجاست ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2577




کهنگی افکار ...

درخواست حذف اطلاعات
دنیا پر است از انسانهائی بظاهر زیبا ...
که هر روز لباس نو به تن میکنند ...
ولی ، وقتی نزدیکشان میشوی ...
بوی کهنگی افکارشان آزارت میدهد ...
انیشتین




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2566




ببخش ...

درخواست حذف اطلاعات
دیگران را ببخش ...
حتی اگر متاسف نباشند ...
بگذار ، حق با آنان باشد ...
اگر این چیزی هست که به آن نیازمندند ...
اشو




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2567




تلخکامی و ...

درخواست حذف اطلاعات
شیرینی های دنیا ...

فقط یکبار ...

بر کام می نشیند ...

ولی ...

تلخکامی های دنیا ...

هر بار تلخ میشود ...

تلخ و تلخ تر ...

محمود ت آبادی




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2568




بهترین شادمانی ...

درخواست حذف اطلاعات
به از این چه شادمانی ، که تو جانی و جهانی ...

مولانا ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2569




حرف دل ...

درخواست حذف اطلاعات
گفت از عشق و معشوق خوانده ای ...

یا که از لیلی و مجنون خوانده ای ...

هیچ شنیدی از کلام و از فسون ...

از کلامی که محبت گشت فزون ...

از کلام ِِ ما و من بشنیده ای ...

حرف دل را از کلام بشنیده ای ...

از غرور و از محبت از سلام ...

از عبور و از صداقت از کلام ...

گفت کنون باز کن تو گوش دل را ...

کن رها ، اکنون تو آب و گل را ...

کن نگاه بلبل به باغ و در چمان ...

آمده با صد صدا چهچه ن ...

گل به بوستان و به باغ ، اندر بهار ...

بوسه زد بر دامن لیل و نهار ...

عشق و عاشق همچو معشوق ، چون غزل

جمله چون افسانه هستند ، از ازل ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2570




مملکته داریم ؟

درخواست حذف اطلاعات
مملکت گوریل انگوری شده ...

چند روز هست که تلگرامم قطع شده ...

دادستان رسانه اعلام کرده ، خیلی از علما و خانواده ها ، شماست دارند که اینستا گرام بستر جرم شده و باید بشه ...

یاد سریال قهوه ی تلخ افتادم ...

یکی بود ، پدر پادشاه ...

یکدفعه از یک چیز خیالی می ترسید ...

داد میزد ...

کیه ...کییه .....کیییه ....کیییییییه ....

حالا حکومت از چوب خشک هم میترسه ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2571




خوب و قرص ...

درخواست حذف اطلاعات
هیچ وقت ...

قرص هایی که حال آدم را خوب میکند ...

جای ...

خوب هایی که دل آدم را قرص میکنند ...

نمیگیرد ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2572




بوی ناب ...

درخواست حذف اطلاعات
در سکوت وهم انگیز خیال ...

در سایه سار غزل های لبهای ناز ...

نگاه آتشین چشمهای بسته ات ...

داغ سنگین تمنای محال ...

چشم مست بلبل ...

به نگاه گل پر پر ...

گوش به فریاد نگاه ...

پروانه پرواز کنان ...

تا انتها ...

تا بوی ناب تاک ...

مستی و می و ناب ناز ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2573




اب ... ...

درخواست حذف اطلاعات
باز شد شب ، شب و عشق و عسل ...

در شب هجران دو بیت و چند غزل ...

میشود بی تاب دل وامانده ام ...

دیر زمانی ست از خودم جا مانده ام ...

روز و شب در یاد چشمان سیاهت ه ام ...

هر چه بود در دل خدایا من چه راحت گفته ام ...

گفته ام یا رب خدایا ، ای صنم ...

روز و شب در یاد تو ، آیا منم ...

میشوم دلتنگ و مخمور و اب آن ...

می خورم تا نیمه شب من جرعه جرعه از ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2574




سرخ ...

درخواست حذف اطلاعات
گفت با دل ، میکنم چوگان ...

بگویند دل نشینان ...

خ ...

با چوب گلف ...

یا بر سر استر ...

زنید دل را شود ...

اهل خِرَد شاید ...

که دائم شرب مسکر میکند هر شب ...

که دل با گل نشیند ...

همچو پروانه ...

دمادم نوش از آن می میکند ...

رسوای دیوانه ...

رهایش کن ...

شود شاید چو مرغی ...

در هوای مرغ دیوانه ...

نگاهش کن ...

چه آسوده سرخ ناب آن لب آتش نگار را ...

دل نمینوشد ...

به یکباره ...

تمام جام را آسوده ...

مینوشد ...

نگاهش کن ...

ببین ...

چشمان مستش را ...

که آتشگاه آن چشم خمار یار میجوید ...

غزل میخواند و ساغر به ساغر رو به ویرانی ...

سراب در پیش چشمانش ...

ناب سرخ قلب عاشق را میماند ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2575




ِِ نور

درخواست حذف اطلاعات
ز شادی و غصه دلم شاد تر از شاد شد ...

ز تنهایی و محنت ، ز خاطر پر از یاد شد ...

پر از عطر یاد رفیقان ، ز نزدیک و دور ...

شب تیره با یادشان ، شد پر از و نور ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2552




جنس خیال ...

درخواست حذف اطلاعات
صبح چه زیباست ...

اگر ...

دیده شد به مهر ...

آسمان زیبا تر از شب ...

چون افق نیلوفری شد ...

شد جهان روشن تر از آب ...

لحظه لحظه ...

نور مهتاب ...

از افق آمد ص ...

مخملین بود و حنائی ...

روز روشن ...

ماه تابان ...

ابر آبی ...

دختری در جنگل خیس ...

زیر باران های مهتاب ...

آسمان روشن تر از نور ...

دخترک در زیر باران ...

جنس باران ...

جنس خورشید ...

برق شادی ...

برق امید ...

تا افق باید رسیدن ...

با طبق های پر از نور ...

بال پرواز و رسیدن ...

با سبد های خیالی ...

جنس خواب ...

از جنس رویا ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2553




شیدن ...

درخواست حذف اطلاعات
اگر ...

به این می شی ...

که ...

دیگران چگونه ...

به تو ...

می شند ...

یا ...

از دیگران می ترسی ...

یا ...

خودت را باور نداری ...

محمود ت آبادی




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2554




آهسته آهسته

درخواست حذف اطلاعات

غزل شمارهٔ ۱۶۴

صائب تبریزی صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات

به ساغر نقل کرد از خم، آهسته آهسته

برآمد از پس کوه آفتاب آهسته آهسته

فریب روی آتشناک او خوردم ، ندانستم

که خواهد خورد خونم چون کباب آهسته آهسته

ز بس در ٔ افسانه با او حال خود گفتم

گران گشتم به چشمش همچو خواب آهسته آهسته

سرایی را که صاحب نیست ، ویرانی است معمارش

دل بی عشق ، می گردد اب آهسته آهسته

به این سندم از نسیان روزافزون پیریها

که از دل می برد یاد شباب آهسته آهسته

دلی نگذاشت در من وعده های پوچ او صائب

ش ت این کشتی از موج سراب آهسته آهسته




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2555




احساسات ...

درخواست حذف اطلاعات
هر چه بیشتر احساساتت را به دیگران بگی ...
راه های بیشتری را بهشون نشون میدی که بهت ضربه و صدمه بزنند ......

چارلی چاپلین




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2556




بلبل

درخواست حذف اطلاعات
از آن زمان که سکوت ...

پر شد در حنجر زمان ...

و

فریاد شد ...

بغض فرو خورده ی زمین ...

انسان ...

خشم شد و آه و ماتم و سرود ...

ترانه سرای غزل خوان امید ...

بلبل مست از ...

نور مهتاب و بوی گل ...

ترانه ی را ...

با بلند ترین فریاد ...

سکوت کرد ...

بلبل در صدای گل ...

گل در سکوت ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2557




گل و خار ...

درخواست حذف اطلاعات
یکی گفت ...

چه دنیای ناجوری ...

گل هم خار داره ...

دیگری گفت ...

چه دنیای قشنگی ...

خار هم گل دارد ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2558




آهسته آهسته ، تقلب از دست صائب

درخواست حذف اطلاعات

به ساغر گفتمش ، می ریز ، ولی آهسته آهسته ...

بریز تا رؤیت خورشید ، ولی آهسته آهسته ...

فریب خوردم ز خوب رویان ، ندانستم ...

که خونم چون نوشد ، ولی آهسته آهسته ...

بگفتم حال خویش تا صبح ، به گوشش همچو افسانه ...

بشد در چشم او چون خواب ، ولی آهسته آهسته ...

اب آباد دل ، آباد ، نمی گردد ز ویرانی ...

مگر معمار ِ عشق سازد ، ولی آهسته آهسته ...

کنون سند و دلشادم که برد از خاطرم پیری ...

همه عهد شبابم را ، ولی آهسته آهسته ...

ز دل در من نشانی نیست ، از آن پیمان توخالی ...

به گِل ، بنشسته این کشتی ، ولی آهسته آهسته ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2559




این باش ...اون نباش ...

درخواست حذف اطلاعات
منتظر باش ، اما معطل نشو ...
تحمل کن ، ولی متوقف نشو ...
قاطع باش ، ولی لجباز نباش ...
صریح باش ، ولی گستاخ نباش ...
ش ت بخور ، اما دوباره تلاش کن ...

جین سیمونز ، بازیگر ایتالیایی




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2560




وبلاگ مازاد بر نیاز ...

درخواست حذف اطلاعات
دوستی بدون آدرس پیام داده بود و مشکل وبلاگ و ایمیل و ...داشت

بنده چندی پیش که یکنفر مزاحم روانی حس اینجا را بهم ریخته بود و شکر خدا بعد از پیگیری پلیس فتا و ...مشکل حل شد ، وبلاگ خودم را به آدرس دیگری منتقل و بعد از مدتی ، برگشتم به آدرس قبل خودم ( اینجا )

آن وبلاگ ، الان ، کاملا بلا استفاده و فاقد پست هست ...

اگر برگشتید و مشکل وب حل نشد ، بگوئید آدرس و رمز آن وب را بدهم برای خودتان ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2561




روزگار غریب ...

درخواست حذف اطلاعات
گاهی گذر میکنیم ...

گاهی گذشت میکنیم ...

گاهی می گذاریم و می گذریم ...

گاهی می بخشیم و می گذریم ...

گاهی می گذریم و میبخشیم ...

گاه می سوزیم و می سازیم ...

گاه می سازیم و میسوزیم ...

گاه می فهمیم و نمیفهمیم ...

گاه نمی فهمیم و می فهمیم ...

سخت است فهمیدن و نباید فهمیدن ...

سخت است دیدن و نباید دیدن ...

روزگار غریبی ست ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2531




دل خوش ...

درخواست حذف اطلاعات
دلخوش به ی باش ...

که ...

دلخوشی اش باشی ...

نه ...

سرگرمی اش ...

پشت گرم به ی باش ...

که ...

پشت گرمی باشه برای تو ...

در روز سخت ...

نه در خوشی ها ...

موجب دلگرمی تو باشه ...

نه دلسردی ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2532




نقش صدا و سیما ...

درخواست حذف اطلاعات
خبرنگار: نظر شما در باره ۴۰ سال مدیریت مدیران در صداوسیما چیه؟

رهگذر: بسیار دوره پر بار،پر رونق،پر خیرو برکتی بود، من تونستم ماشین ب م خونه ب م و ازدواج کنم
خبرنگار: بسیار عالی،چه انتظاری از مدیر جدید دارید؟
رهگذر: انتظار دارم که با تمام توان و با قدرت بیشتر همین راه را ادامه بدن

خبرنگار: خیلی ممنون.لطفاً خودتون رو معرفی کنید؟
رهگذر: رضا هستم نصاب ????




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2533




تفاوت ...

درخواست حذف اطلاعات
چقدر فرق داره ...

وقت خالی کنی ...

با ی باشی ...

یا ...

وقت خالی ات ...

با ی باشی ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2534




نیست ...مگوی ...

درخواست حذف اطلاعات
گفتم ای عشق ، من از چیز دگر ، می ترسم ...

گفت ، آن چیز دگر ، نیست ، دگر هیچ مگو ...

مولوی




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2535




گدائی ...

درخواست حذف اطلاعات
با دوست محترمی صحبت شده بود و سخن رسید گدائی ...

حرف از این شد که در برخی مواقع گدائی خوبه ...

بنده گفتم ، گدائی در هر شکل زیبا نیست و مذموم هست ...

یک انسان در هر رده ی کمال و جمال و ثروت و مکنت و علم و هنر و تخصص و ...قرار داشته باشه ...

نمیشه توجیه کرد که دیگری نزد او به گدائی بیفته ...

حتی گفتم انسان در برابر خدا هم نباید گدائی کنه ...

انسان به خدا نیاز دارد ولی گدای خدا نیست

خدا بنده و مخلوق خلق کرده ، نه گدا ...

انسان نه گداست ....نه خداست ...

پ ن ...بعدا نوشت ...

خداوند انسان را و خلیفه ی خود بر روی زمین قرار داد ...

چگونه است که وقتی یک حاکم ، ، پادشاه ، ی را بعنوان سفیر به جایی می فرستد ، او را با تفویض اختیار و قدرت و ...راهی میکند نه بعنوان یک ضعیف و فقیر و گدا و نیازمند و ...

ی خدا ی کریم و بی نیاز ...

نمی تواند گدا و درمانده باشد ...

ی خدا ، نه خداست ...نه گداست ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2536




خیام نیشابوری ...بر گرفته از گوگل

درخواست حذف اطلاعات

در کارگه کوزه گری رفتم دوش ...


دیدم دوهزار کوزه گویا و خموش ...


نا گاه یکی کوزه بر آورد وش ...


کو کوزه گر و کوزه و کوزه فروش

خیام درین رباعی به گذر زمان و مرگی که در کمین

انسانهاست اشاره دارد . ادمیان می آیند و هر کدام از

خود اثری به جا میگذارند و میمیرند .آنچه ساخته اند

یا یده اند یا فروخته اند می ماند اما صاحبانشان

آنچنان از دنیا رخت بر بسته اند که گویی نبوده اند.

مثل کوزه مثل بنا های تاریخی است، ما تخت جمشید

را میبینیم اما انانکه انرا ساختند و زحمتهای طاقت

فرسا را برایش تحمل د و آنان که دران زیستند و

با راحتی پادشاهی د را هیچ نشانی جز این بنای

سرد و سخت و خاموش نیست ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2537




نیاز متقابل ...

درخواست حذف اطلاعات
اینکه ی به ی ...به چیزی ...به شخص و شخصیتی و ...نیاز داشته باشد ، وما بد نیست ...

و وما به معنای نیازمندی و نقص نیست

اینکه انسانها در یک زندگی اجتماعی ، در نیازهای متقابل به هم برای رفع ، نیازها ، نیاز دارند ، امری اجتناب ناپذیر است ...

اما در مورد خدا و مخلوقات ...

نوعی نیاز متقابل وجود دارد ...

نیاز مخلوقات به خداوند ، خیلی جای بحث ندارد ...

خداوند خالق است و مخلوقات ، بدون خالق ، خلق و ایجاد نمی شدند و نمی شوند ...

اما نیاز خداوند به مخلوقات چه ؟

آیا خدا به مخلوقات نیاز دارد ؟

اگر بله ، این نیاز از چه هست ...

نیازی از جنس ِِ نیاز ِِ نقاش به بوم ، رنگ ، طرح ، ایده و ...

یک نقاش ، نقاش است ولی از کجا خود را نشان میدهد ...

از اثری که با رنگ ، بر روی بوم بر اساس یک طرح و الگوی طبیعی یا ذهنی ، ایجاد میکند ...

اگر بوم و رنگ و طرح و اثر نباشد ، نقاش و هنر مند بودن این نقاش ، پوشیده میماند و ظاهر نمیشود ...

خالقیت خداوند هم اگر این مخلوقات نباشند ، ظاهر نمیشود ...

خداوند ، خالق هست ...

ولی خالق نیاز دارد که خلق کند ...

وگرنه خالق بدون خلق مخلوقات ، چگونه خالق خواهد بود ...




منبع : http://jooya147.blogfa.com/post/2538