بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

یکصد و نهم: تعصب

پست یکصد و نهم: تعصب از وبلگ مرجع دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



یکصد و نهم: تعصب

درخواست حذف اطلاعات

حضرت خوب، سلام

نسبت مراقبت با سلوک مانند نسبت ضربان قلب است با حیات جسمانی. دوام حیات به شرط استمرار تپیدن است آنچنان که بقاء سلوک به شرط دوام مراقبت. اگر قلب روزی بهانه آورد که چهل سال یک نفس تپیدم پس یک دو تپش می شود نباشد، یاوه گفته است. ایستادن همانا و مرگ همان. پس اگر سالک در پی سالها مراقبت پندارد که در مراقبه به اشباع رسیده و یا می شود یک دو ساعتی را بی مراقبت سپری نمود، سفره مرگ خود را چیده است. نویس یکصد و نهم به تاریخ پنجم دی ماه یکهزار و سیصد و نود و سه مقارن با چهارم ربیع الاول اگر در همین چند سطر به اتمام برسد، نقصانی ندارد که عمل به همین سطور برای این راقم باری به عظمت کوه است!

جناب ِ نَفَسم ...

اگر از این بنده بپرسند ارتکاب کدام عصیان را بر خود محال میبینی، عرض میکنم هیچ عصیانی. از ترک و بی توجهی به واجبات تا حلال شمردن محرمات. از جنایت و خیانت و دست اندازی به مال و دیگران تا قتل و غارت و ظلم و کفر. نفس اگر افسار نداشته باشد هیچ عصیانی محال نیست. علی الاصول آن که یک معصیت را می تواند با رضایت انجام دهد – آن معصیت هرچه باشد – پس ارتکاب به جمیع معاصی دیگر بر او بعید نیست. ده ایمانی اگر هست، از لطف خداست که زمینه معصیت فراهم نیامده. ما بابت این دو رکعت خم و راستمان، منت بر خدا نداریم بلکه هرچه هست منت پذیرفته ایم.

آقاجانم

این بنده، در مسیر شدن است. پله پله درس میگیرم و مشق تقدیم میکنم. در گذشته می پنداشتم زمان ظرفی تهی است که از حوادث روزگار پُر می شود. حال می پندارم که زمان ظرف دارای مظروفی است که خود واجد ماهیت است. صبح غیر از شب و شب غیر از صبح است. رمضان غیر از محرم و محرم غیر از صفر است. پس ربیع شما مبارک؛ لکن آقاجانم، در مساله «زمان» به گل نشسته ام. درس برایم حل نمی شود. حرفها به جانم نمی شیند و میدانم تا مساله «زمان» حل نشود، مقام «صاحب ا مان» درک نخواهد شد. رخصت فرمایید این بنده به علم محرم باشد. ما را از همان حلوایی بچشانید که جز در بساط شما ، جایی یافت نمی شود.

مرد ِ روزگار ...

پناه می برم به خدای شما از تعصب. تعصب یعنی غفلت از غفلت. تعصب یعنی ندانستن ِ ندانستن. تعصب یعنی احساس سیری در برابر دانش. تعصب یعنی فارغ حصیلی. یعنی بی خیال ِ جستن و دانستن. تعصب یعنی رجوع به متن و حرف دیگران، نه برای آموختن بلکه برای سنجیدن که آیا ایشان به اندازه من آموخته اند؟! تعصب یعنی پرسیدن برای تحقیر نه تعلیم. تعصب یعنی شاخص پنداشتن خود و پیمانه دیگران با خود. تعصب یعنی خود خدا پنداری. تعصب یعنی ما به دین اجداد خود باور داریم، پس کار تا آنجا می رود که خاتم الانبیا چون به سخن رایج اجدادی سر خم نکرده، دیوانه است! تعصب یعنی جنایت ِ خودمان، رجحان دارد بر عبادت غیر خودمان. تعصب یعنی کوری بر کاستی خود و کوری بر دارای غیر. تعصب یعنی «من» که خوبم، دیگران چطورند؟ تعصب شانه به شانه کفر می ایستد. تعصب همان فاجعه درونی است که چون شما قیام فرمایید در برابرتان قیام می کند. تعصب همانی است که از شما می پرسد، مگر به دین جدتان نیستید؟ این چه ی است؟ مگر دین جدیدی نازل شده است؟ تعصب یعنی آفتی که درس خوانده و نخوانده را به طبع خودشان می فریبد. تعصب یعنی وج از جاده ، آنچنان که پس از آن هرچه تقلا در دویدن شود، رسیدن محال است. تعصب یعنی هر سخنی درست است اگر مانند سخنان ما باشد. تعصب یعنی مرگ بر تفاوت. تعصب شمشیری است که سر بر بدن اولیای خدا را تاب نمی آورد.

آقاجان

مدد فرمایید که بفهمم اشتباه میکنم. مدد فرمایید زبان به گفتن «غلط » سخت نگردد. ما مردمانی شده ایم که نه خدا، بلکه فهم خود را مقدس می پنداریم. بعضی از ما، عمری است که غلط نکرده ایم! اشتباه نکرده ایم! حرفی نخوانده ایم که خلاف باورمان باشد و هشیار شویم که «راست می گوید ... من اشتباه می ». یا همان حرف ما را گفته اند، یا غلط گفته اند. بنده خوف دارم از فرو رفتن در این منجلاب ِ متعفنی که خود را بر قربانی اش، گلستان نمایش میدهد.

بابای ِ تمام ناشدنی ام...

مرا بر آنچه نمیدانم، آگاهی روزی فرمایید و بر آنچه میدانم، عمل. گاه در کنج قلبم اخم شما را می بینم. آنچنان که گاه لبخند شما را. کم صبری و کم دی، اغلب مرا شرمنده شما می کند. ببخشید ... مشق من غلط زیاد دارد. عذرخواهی میکنم. نه حتی بالاتر از آن، ای پدرجان، شما از خدا برای خطاهای من بخشش طلب کنید. یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ




منبع : http://jomenevisi.blogfa.com/post/109