بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

Room number seven Barbizon

آخرین پست های وبلاگ Room number seven Barbizon به صورت خودکار از بلاگ Room number seven Barbizon دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



پاییز

درخواست حذف اطلاعات

بارون که میباره پنجره رو باز میکنم فقط نفس میکشم و نفس میکشم قد تموم تابستونی که خورشید توصورتمون ت د نزاشت نفس بکشیم این پاییز لعنتی چه کوفتیه که ادم میتونه هزاربار عاشقش بشه و عاشقش بشه؟

-حرفامو از چشام میخونی چه نیازی هست رنج سخن گفتنو تحمل کنم پس؟





منبع : http://im-myself.blog.ir/1397/07/22/پاییز




ترس

درخواست حذف اطلاعات

از شدن این طناب پوسیده شده تازه بخیه خورده میترسم..




منبع : http://im-myself.blog.ir/1397/07/22/ترس




امید

درخواست حذف اطلاعات

میگه:حال اسمون میبینی چه خوبه پربغض بود بارید دلش اروم شده توچی نمیخوای بباری؟میگم :نه من خیلی وقته دلم ارومه خیلی اروم شایدازهمون شبا یا روزای بعدترش اگه قبل تربود یاحتی خیلی قبل تر بهت میگفتم دلم میخواد خودمو ازین بالا بندازم پایین توهم بهم حرفای امیدوارکننده بزنی ومنم دستموالکی توهوا ت بدم بگم :بیخیال بابا..ولی الان فقط دلواپسم ازاینکه چندوقت بعد چشامو بازکنم ببینم اونجایی که بایدنیستم ازاینکه بیوفتم ته دره سیاهی وهرچی بگم کمک ی دستمو نگیره ی نگام نکنه حتی تو..میگه :مگه الان ی دستتوگرفته؟ میگم: اره الان خودم دست خودمو گرفتم خورده بودزمین بلندش سرزانوهاش زخمی شده بود بوسش دلش ش ته بود تکه هاشو بهم چسبوندم من ازاینه سفیدی و ارامش قبل ازسیاهی میترسم ولی حالم عجیب خوب و ارومه..


_سفیدی..




منبع : http://im-myself.blog.ir/1397/07/24/امید




gerew up2

درخواست حذف اطلاعات

همیشه برایم عددی که جلوی سنم نوشته میشد مقدس بود همیشه خیال می که اگرفلان ساله شوم ادم دیگری میشوم ادمها ادمهای دیگری میشوند وهمه چیز عوض میشود.

من همان دختربنفشی میشوم که دررشته مورد علاقه اش تحصیل میکند و زمانی که باران میبارد درون خیابان باد لابه لای موهایش رخنه میکند قطره های باران روی چشم هایش فرو می ایند و خستگی های هفته از پی تارهای موهایش بیرون میروند.همیشه حس می دراین سن ادم بهتری میشوم خیلی بهتر. ولی زمان که بیشترگذشت وماه های زیادی به عددسن سالم اضافه شد و من ادم شادی نبودم ادم بهتری نبودم دررشته موردعلاقه ام تحصیل نمی وحوصله باران هم نداشتم.. فهمیدم ادم بعضی چیزهارانمیتواند عوض کند نمیتواند مقابله کند باجبرجغرافیایی .نمیتواند ادمهاراعوض کند تااو را ازار ندهند نمیتواند زمان را متوقف کندتاهمه چیزدرست شود .

ولی خودش را میتواندباشرایط وفق بدهد میتواند سعی کند ادم بهتری شود حتی اگر دررشته دلخواهش تحصیل نکند حتی اگر جبرجغرافیایی وزمان نگذارد او قسمتی ازخودش را نشان دهدحتی اگر کل دنیا بااومقابله کنند تاشادنباشد.

حال شنبه که میشود انگارزندگی جدیدی را شروع میکنم و فتارهای خوب وبدم را مینویسم وبه خودم قول میدهم ادم بهتری شوم هرهفته که میگذرد و بیشتر باخودم اشنامیشوم اینده برایم روشن ترمیشود و هاله خا تری که ادمهارافرا گرفته بود محوترمحوترمیشود.شاید بعدها غصه این روزهای ازدست رفته رابخورم غصه بهترین روزهای نوجوانی که میتوانست پله ای باشد برای اه م ولی حال که همه چیز دارد ازدستانم خارج میشود "بهترین خودم بودن"تنهاکاریست که میتوانم برای خودکنم..





منبع : http://im-myself.blog.ir/1397/07/25/gerew-up2




فرو میریزم

درخواست حذف اطلاعات

روزها میگذرند و سقف فریادهایم به گوش دنیا نمی رسد.هرچه صدایم را بالاتر میبرم ادمها کمتر میشنوند ومیفهمند.

ولی من حرف میزنم همیشه ..همه جا..درتنهایی هایم در جمع هایم بلندبلندحرف میزنم و کمترمیخوانم وکمترگوش میدهم حرف های درونم را برع میگویم و گریه هایم را خنده میکنم وحرف میزنم..اگرحرف نزنم حرف های پشت لبانم مرا گیر می اندازند و نفسم را قطع میکنند و من دربین سوت کشیدن کلمات درون مغزم فرو میریزم..روی دستان ادمهایی که نمیبینند فرو میریزم بین کلمات ساده "خوبی" هایی که میگویم فرو میریزم میان فریادهای ارامم فرو میریزم و فرو میریزم و کمترمیشوم انقدر کم که گاه هرچه چشم هایم راریزمیکنم خودم را درمیان سیل انبوه تکه هایم پیدانمیکنم ولی ادمها به ظاهرچاقم نگاه میکنند میخندند میروند باورت شود یانه ادمها نه میفهمند نه میخواهندکه بفهمند وگوش دهند.





منبع : http://im-myself.blog.ir/1397/07/19/فرو-میریزم