بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

روزمرگی های یک دانش آموز انسانی

آخرین پست های وبلاگ روزمرگی های یک دانش آموز انسانی به صورت خودکار از بلاگ روزمرگی های یک دانش آموز انسانی دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



یاد آر، ز شمع مرده یاد آر

درخواست حذف اطلاعات

امروز 21م آبان هزار سیصد و نود هفت است و دقیقا ی ال و دو روز از ای که به پدر زنگ زدم و گفتم که حال آقاجون چطور است؟ و پدرگفت که از بیمارستان زنگ زدند که آقاجون فوت کرده و بعد ما صبح شنبه راه افتادیم که بیاییم پیش پدر. هر چقدر که می گذرد من احساس می کنم که بیشتر دوستت داشته ام. می خواستم شنبه برای بچه های مدرسه حلوا ببرم اما گفتم شادی اول ربیع و این ها را اب نکنم. اگر این را می خوانید، می شود یک فاتحه برای پدربزرگِ ی ال و دو روز از دست رفته ی من بخوانید؟..




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2115




روزمرگی-جهت پایبند بودن به تایتل وبلاگ

درخواست حذف اطلاعات

در یک تصمیم انتحاری، تصمیم گرفتم حرف هایم را با کیبورد گوشی تایپ کنم و بعد هم بگذارم چشم هایم چند ساعتی دنیا را نبینند و روحم با خیال راحت برای خودش پرسه بزند. نمی دانم برای نوشتن باید از کجا شروع کنم. بگذارید از اینجا بگویم که این هفته ارائه فارسی عمومی ( فیس) دارم و هفته ی بعد دو عدد میان ترم و هفته ی بعدش یک میان ترمِ سر سخت تر. چهارشنبه بعد کلاس شه با فاطمه ها رفتیم کافه ای که اسمش را هنوز هم نمی دانم. اما بامزه بود. ع هایش را نگه داشتم که بعدا به زهرا نشان بدهم. نمی توانم بگویم خوش گذشت چون تعریف دقیقی از خوش گذشتن ندارم اما چیز بدی هم اتفاق نیفتاد. بعد کافه رفتیم خیابان های پر از کتاب را متر و بعدش مسجد . و چقدر به نظرم پیشنهاد مسجد رفتن قشنگ بود. آدم های خوب برکت را در زندگی اطرافیانشان هم پخش می کنند و این به نظرم از مصادیق فاطمه است. البته چون چهارتا فاطمه هستند و من یک بلوط، واقعا تعریف ازشان سخت است. بعد هم رفتیم خانه هایمان که تا دوشنبه ۸ صبح همدیگر را ببینیم. با زهرا حرف زدیم و خب این یکی آرامش دهنده بود.*سهم شما: سه بار خاندن ماشاء الله و لا حول و لا قوة الا بالله* دیگر چه بگویم. آهان. مبحث بی ربط بعدی خطاب به بلوط است که الان پلک هایش خسته دارند روی هم میفتند. شب وقتی داشتی حرف می زدی، به نظرم لاجیکال ترین و منطقی ترین بلوط دنیا بودی. خواستم تشکراتم را مکتوب به رویت بپاشم. پلک هایم و انرژی ته کشیده ام برای نوشتن این پست همکاری نمی کنند. شب را خوب صبح کنید.(که جایگزینِ من درآوردی به جای شب بخیر است)




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2118




فکت

درخواست حذف اطلاعات

سیما برام میگفت که وقتی خودش دانش آموز بوده، پشتیبان پیگیری نداشته و چند ماه آ روی دوش خودش بوده. در نتیجه تصمیم می گیره وقتی پشتیبان میشه به شدت این ضعف ها رو برای بچه های خودش جبران کنه و همینجوریم میشه. این راجبه خیلی از چیزا صادقه. مادر بودن، همسر بودن، رفیق بودن، نوع تعامل اجتماعی با دیگران، رفتار با بچه هایی که می بینیم، حتی شیوه هایی که یه دختر توی خونه به اسم خونه داری میشناسه، آشپزی، دانشجو بودن، و خیلی چیزای دیگه.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2106




سوالات

درخواست حذف اطلاعات

چرا انقدر از اینکه توی بازه ی سنیشون نیستم ناراحتم؟ چرا خواب دیدم آخه. چرا فیزیولوژی داره سخت و سخت تر میشه و من نمی فهممش؟ چرا بی قرارم؟




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2110




وات ام آی دویینگ؟

درخواست حذف اطلاعات
بذارید تو یه کلمه خلاصه ش کنم: مسینگ آپ



منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2113




غیرقابل پیگیری

درخواست حذف اطلاعات
پیجشو پابلیک کرد، من رفتم توش و اینجوری بودم: واااااااات. تا حالا انقدر به تقدیر ایمان نداشتم!! هر کودوم از ما راه خودمونو رفتیم، من تونستم رتبه بیارم برم روان شناسی بخونم، تو اونجوری. باور نمی کنم. توام اگه بدونی باور نمی کنی. میدونم که باور نمی کنی :)



منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2093




مجاز

درخواست حذف اطلاعات

دلم می خواهد اینستاگرامم را پاک کنم، روز به روز مفتضح تر می شود. هدف و غایت هم آباد ش نیست. استوری ها را که میوت جای خود، وجودش روی گوشی برکت را از این زندگی می برد اصلا. سیاه نمایی که نمی کنم :| بعد هم یوتیوب که عشق من است و دو چنل پیدا که واقعا روحم تازه می شود وقتی ویدیوهایش را می بینم. اما در کل، زمان است که می رود و ما جوانی مان را دراز کشیده ساعت ها پشت این وسیله های پر از اشعه می گذرانیم. زیبا نیست؟




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2095




چیز های کوچک شیر ی

درخواست حذف اطلاعات

ازونجایی که دوست ندارم استوری بذارم، اما دوست دارم مشترک کنمش. حالا می پرسید چیو. یه اسکرین شات از چتم با یکی از بچه هام، که نوشته بود: #بهترین_پشتیبان♥️. ع شو آپلودم کرده بودم، توی پستمم گذاشته بودم، اما سادنلی پاکش . توصیفش بهتره شاید. اصلا چرا دوست دارم شِیرش کنم؟




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2098




یادداشت نصفه شب

درخواست حذف اطلاعات

دو شب است که دیر میخوابم. بخاطر اینکه سرما خورده ام و شب ها راحت نمی خوابم، در نتیجه ترجیح میدهم مدت کمتری خواب باشم. همه چبز را در قالب معامله پیش می برم چون از راه احساس به جایی نمی رسم. یا بهتر بگویم محرک های عاطفی آنقدر نیستند که بخواهم بهشان تکیه کنم و زندگیم را ببرم جلو. البته زندگی خودش جلو می رود کاری از دست من بر نمی آید. به هر حال. الان یک پست تبلیغاتی در تلگرام دیدم که سایت و سریال بود و ع ش ع سریال گات بود. خوشحالم که از فضل یک به بعد دیگر ندیدم. امروز با زهرا سر یک قضیه ی مهمی فیس تایم کردیم و این ها. از پاییز و زمستان و سرما فقط همین مریضی به من رسیده. کاش بروم جایی زندگی کنم که فصل سرد نداشته باشد. چقدر باید تا اردیبهشت و داد صبر کنم ؟ اینکه فردا تا ۷ کلاس دارم و ۶ ساعت زبان بسته باید سر کلاس های عمومی بنشینم، حالم را افتضاح می کند. فارسی عمومی نگویید، بگویید فارسی دبستان. دستانم دیگر حال تایپ ندارند. بای فور اور به قول صبز.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2078




♥️

درخواست حذف اطلاعات

ز، اگر کامنتی را جواب نمی دهم، نه که بی اهمیت باشم یا ندیده باشم یا حوصله نداشته باشم، ایت استیکز این مای ماند . فقط نمی خواهم با اموجی های قلبِ فراوانِ ناشی از جوابِ غیر قابلِ وصف در کلمات، ابش کنم. تک تک حرف ها و جملات یادم هست.

پی اس یا همان پی نوشتِ فارسی (چرا که همین لحظه روح امین - که ادبیات می خواند - در من حلول کرد) : از نظر جسمی نمی توانم بخوابم و واقعا کاش می شد کلاس های فردا را نروم. حوصله ی مبانی جامعه را اصلا ندارم. اما فیزیولوژی را نمی شود غیبت کرد. آه. هوپ آیل گت بدِر.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2077




بدون مصداق عرض می کنم

درخواست حذف اطلاعات

خدایا من را ببخش ولی صدای خش دار مردانه بسیار جذاب است.





منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2076




fair

درخواست حذف اطلاعات
دیگر نه سام کافه می روم نه کافه روبرتو. آدم ها باید منصف باشند دیگر. یک زخم 19 هزار تومانی کنار قلبم دارم.



منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2070




بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات
انتخاب عاقلانه، بدون دلبستگی اولیه، با دوست داشتن مداوم - اما نه شور عشق! - زندگی سازماندهی شده بر اساس هدف نهایی، بستر آرامش.



منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2073




رفتن

درخواست حذف اطلاعات

الان که سر کلاس فارسی عمومیم ولی، دیروز که اومدم خونه و دنبال اسکن کارت ملی مامان می گشتم، فایل دیدم به اسم مرحوم محمد جواد. و گواهی فوت پدربزرگمو دیدم و صفحه ی شناسنامه شو. چقد زود یک سال داره میشه که جسمت توی این دنیا نیست. و اشک های جاری.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2068




یک شعر خیلی جدی دادائیسمی

درخواست حذف اطلاعات

در حسرت جویی آرامش و اعتماد به نفس، در پست ترین ح ممکن، در قیصفر ترین نقطه ی ممکن روی محور، نه رومی روم نه زنگی زنگ. بیا بگشای در بگشای. قلب من با قلب تو آشناست. بی د بست.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2063




زهرا، اسماء، زینب و امین

درخواست حذف اطلاعات

شاید باور نکنید اما به معنای واقعی کلمه افتخار می کنم که یک دوست حقوق دان، یک فیلسوف، یک مشاور و یک شاعر ادبیات خوان دارم. و چقدر خوشحالم که دنبال علایقمان رفتیم و چقدر روزهایی که با زهرا راجع به و رشته زیر آلاچیق حرف میزدیم، با اسماء و زینب توی سرویس خیال پردازی می کردیم برایم دور و لبخند آور است.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2050




تنبیه

درخواست حذف اطلاعات

امروز صبح در حالی که می خواستم برم و با احتیاط درو می بستم و تو ذهنم چک می که چیزی جا گذاشتم یا نه، ضمیر نا خودآگاهم جمله ای رو به سمت قسمت خودآگاه ذهنم پرت کرد که : «آخه این چه وضعه زندگیه!» و از صبح تا حالا بسیار متنبهم.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2052




نکته اخلاقی : قدر دان باشید

درخواست حذف اطلاعات
بچه هایی با سهمیه هیئت علمی یا جانبازان و ایثارگر، بچه های خوبین. اما وقتی نگاهشون می کنم داغم تازه میشه. واقعا اذیت میشم و ناخودآگاه رفتارم جدی میشه تا دوستانه. سخت میگم و می خندم باهاشون. رتبه های دو رقمی انسانی که عملا از زیر ۵۰ منطقه یک - احتمالا - قبول نشدن، از شماها شایسته تر بودن برای نشستن سر این صندلیا. سر این کلاسا. بچه هایی که با ذوق رشته و مورد علاقشون و با بدبختی یک سال درس خوندن، با تویی که روان اراک قبول میشی پدرت یا مادرت با سهمیه هیئت علمی میارنت روان تهران ، فرق دارن. شاید الان که بچه های مدرسه رو می بینم و داغ کنکور برام نخو ده بیشتر حرص می خورم و اذیت میشم. واقعا صبحا از دیدنشون که به راحتی و قدر نشناسی میشینن سر این کلاسا اذیت میشم. اذیت واقعی!



منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2054




تکه هایی از شاملو سر فارسی عمومی

درخواست حذف اطلاعات

نامت را به من بگو، قلبت را به من بده، دست های تو با دست های من آشناست.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2056




بلوط در راه برگشت از

درخواست حذف اطلاعات

آخ که چه آدمایی هستن تو دنیا. به درمانگر شدن فکر نمی کنم. باز توی بی آر تی خودمو توی شیشه ها خیلی محو می بینم و به خودم میگم یه دانشجوی روان شناسی رو الان دارم می بینم. بعد می خندم که همیشه روان شناسی خوندن یه گزینه ی فرمالیته بود. اما الان دارم روان شناسی می خونم. و بازم گیج میشم. اول دبیرستان حتی فکرشو نمی .




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2059




تلگرام

درخواست حذف اطلاعات

و آمّا تشریف بیارید کانال @whathappendinuni

که واقعا وات هپند این یونی؟ :) منم که بلوطم.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2038




بعد از مدت ها

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2040




توقعات

درخواست حذف اطلاعات

: انتظارتون از کلاس فارسی عمومی چیه؟

- که تشکیل نشه




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2035




آیین ورودی

درخواست حذف اطلاعات

به عنوان یک ترم اولی حق یک اندک ترم رو خوب ادا و دارم با اتوبوسا بعد آیین ورودی میرم دانشکده :))) مخصوصا اولش که رفتم سوار اتوبوس والدین شدم خیلی شیک نشستم :)




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2031




نذری

درخواست حذف اطلاعات

نمی خوام نا شکری کنم اصلا. همین که غذایی داریم برای خوردن و از یمن وجود زمانه کافیه. فقط خواستم توضیح بدم اگه دیدین شبیه قیمه شدم علتش چیه. هیئتی که من میرم از شنبه شب که غذا داد، قیمه بود غذاش. و خب طبیعتا اون قیمه مقداریش هم برای ظهر فردا می مونه و من نهار ها و شام هاست که دارم قیمه می خورم. نه عدس پلو، نه قورمه، جانم فدای قیمه.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2023




کل یون.

درخواست حذف اطلاعات

هنوز سرماخوردگی تو بدنمه. ضعف دارم. و مثه اون روز صب نمیتونم رو پاهام وایسم و دستامم جون نداره -_- یه ه ای دستمو نیش زده. معدم نمیدونم چشه. بقیشم نمیگم.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2025




ای اشبه الناس خلقا و منطقا برسول الله..

درخواست حذف اطلاعات
بعد تو این دنیارا چگونه میتوان نفس کشید..علی الدنیا بعدک العفا..



منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2021




فاینالی نهایتا

درخواست حذف اطلاعات

خب الحمدلله. زمان دست شما درد نکنه.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2014




می، مای سلف

درخواست حذف اطلاعات

الحق که بی لیاقتی. الحق و الانصاف.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2017




جرا بلوط نمی نویسد. (چه اهمیت دارد البته)

درخواست حذف اطلاعات

میام می نویسم. ولی خیلی خسته ام و بدنم درد می کنه و کم خو دم خیلی.




منبع : http://ihaam.blog.ir/post/2010