بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

مجله الکترونیکی ادریس

آخرین پست های وبلاگ مجله الکترونیکی ادریس به صورت خودکار از بلاگ مجله الکترونیکی ادریس دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



بررسی کتاب «بیروت 75» اثر «غاده السمان»

درخواست حذف اطلاعات

بررسی کتاب «بیروت 75» اثر «غاده السمان»

ملوک سیاحی

 

 

این روزها در حال خواندن کتاب «بیروت 75» اثری از «غاده السمان» هستم. جزو معدود نویسندگان عرب که بواسطه ی اشعارش در ایران شناخته شده است. «بیروت 75» همانطور که از نامش پیداست حول وقایع بیروت در سال 1975 و جنگ در آن سالها می باشد. جوانانی که سودای بیروت و رفاه آنها را به هجرت وا می دارد اما در این بین با سختی هایی مواجه می شوند که با آرزوها و اه شان در تضاد کامل می باشد. شرایطی که مغایرت چندانی با اوضاع و احوال کنونی مردمان سرزمینم ندارد... در ادامه خلاصه ای از داستان را به اشتراک خواهم گذاشت.

 

رویدادهای بیروت 75 حول پنج شخصیت می گردد که تک تکشان در بیروت دچار سرنوشتی شوم می شوند. از نگاه «غاده السمان»، بیروت همچون همه ی ای بزرگ دنیا بهشت فرادستان است و دوزخ فرودستان. سرنوشت جوانانی چون «یاسمینه» و «فرح»، شوم است، چراکه با دست خالی می خواهند در این شهر به شهرت و پول برسند. «یاسمینه» که از دمشق به بیروت می آید، این شهر را مهد می بیند. این نماد زن عرب، خواهان تغییر زندگی اش در جامعه ی عربی است، اما هم هویت اجتماعی خود را به فراموشی می سپارد و هم هویت تاریخی اش را. او پایگاه طبقاتی و ت اش را در جامعه ی مرد سالار عربی جامعه ای که زن را اثیری یا لکاته می بیند- نادیده می گیرد و با جوان لبنانی ثروتمندی به بزم اکتشاف تن خود می نشنید و به کام سرنوشتی شوم می افتد. پرسش نویسنده «بیروت 75» این است: سرنوشت «یاسمینه» میوه ی تلخ دوزخ دمشق است یا بهشت بیروت؟ بدین سان، «غاده السمان» در «بیروت 75» می کوشد چالش های انسانِ معاصر عرب در جامعه های سنتی و به ظاهر مدرن عربی را به تصویر بکشد.

 

«بیروت 75» نخستین رمان «غاده السمان» است که در سال 1975 به چاپ رسید. نویسنده، این رمان را زمانی نوشت که چند مجموعه داستان چاپ کرده بود و چهره ای سرشناس در داستان کوتاه عربی به شمار می رفت. او در این کتاب، بیروت را در یکی از بزنگاه های تاریخ معاصر لبنان و خاورمیانه نشان می دهد. سال 1975 همان سالی است که جنگ داخلی و خانمان برانداز لبنان آغاز می شود. جنگی که پانزده سال آتش به من این کشور انداخت. «غاده السمان»، بیروت بحران زده را در ماه های پیش از آغاز جنگ به تصویر می کشد. بیروتی که شکاف طبقاتی، تنگدستی و تعصبات قبیله ای بشکه ی باروتی از آن ساخته که هر دم بیم ترکیدنش می رود. از این رو، بسیاری از سخن سنجان عرب، رمان «بیروت 75» را پیشگویی جنگ داخلی لبنان دانسته اند. «غاده السمان» خود در چندین جای رمان از به خون کشیده شدن بیروت در آینده ای نزدیک خبر می دهد.




منبع : http://idriss.blogsky.com/1397/05/18/post-4/




مقدمه

درخواست حذف اطلاعات

ادریس

محمد نبهان

 

«ادریس» صدای گرمی ست که از جنوب برخواسته. از کنار کتاب ها، مجله ها، رو مه ها، یادداشت ها، کلمات و هر آن چیزی که با قلم و کاغذ سر و کار داشته باشد. به سادگی نمی گذرد همه چیز را به چالش می کشد و خود را م م به بند هایِ پوسیده بی اعتبار نمی کند.

 

محوریت تمرکز خود را اخلاق، قانون و منطق می داند و در مقابل رای مخالف لجاجت به ج نمی دهد، به حذف و ت یب اعتقادی ندارد و در راستای نوگرایی و اصلاح شه حاکم بر جامعه به اختلاف رای و تنوع آراء معتقد است.




منبع : http://idriss.blogsky.com/1397/05/18/post-6/مقدمه




رسانه های مستقل بومی ... !

درخواست حذف اطلاعات

هنگامی که ما به رسانه هایمان ارج نمی نهیم و شه ، تحلیل ها و نگاه هایمان را در رسانه های غیر بومی منع می کنیم و سپس با چهره ای نشأت گرفته از غرور، در پُز فانتزی ژورنالیستی متوهم، غرق می شویم، در قدم اول، بی اراده نزد خودمان ریشه های نوپای رسانه های بومی را به تحقیر و نقد م ب ذهنی می سوزانیم، چرا که قیاس رسانه های وابسته به ارگان های مختلف و متمول با حجم انبوهی از توجه از سوی مخاطبین خاص این رسانه ها سبب می شود که فرد را در جایگاهی قرار دهد که دیگر نه می تواند و نه می شود که به حوزه های پایین دست، نگاهی بیندازد و در راستای تنومند آن ها دستی به آستین خود بکشد... 


و از سوی دیگر مشکل از جایی به حد بحرانی خود نزدیک می شود که مخاطبین این اقلیم ( عوام مردم ) نیز ناخودآگاه چشم هایشان در درجه اول در خلاء وجود یک رسانه قدرتمند بومی متوجه رسانه های پر مخاطب دیگر می شود .


در آسیب شناسی این معضل نه چندان کوچک می بینیم چه در رسانه های بزرگ و پر مخاطب و چه در پایین ترین سطح آن دائما در "خود تحقیری" غلط می خوریم ، در جریان رسانه های بزرگ و پُر مخاطب که باشیم همه چیز فراموشمان می شود چرا که برای تغییر و بهتر شدن (از دید آن جریان) مجبور خواهیم بود به اراده آن رسانه ها در هر جهتی که بخواهند دُمی تکان دهیم، در واقع تعریف این فراموشی، مبدل شدن به چیزی غیر از واقعیت خود است و یا در نگاهی تخفیفی، جابجایی درجه اهمیت در شاخص های مختلف اجتماعی از عینکی که بر روی چشمانمان قرار داده شده است، سنجیده می شود و در پایین ترین سطح آن نیز نفهمیده شدن، ت یب و یأس را با ما همراه می کند.


در این صورت اگر اهالی رسانه ای ما بتوانند خودشان را م م کنند که در رسانه های داخلی ورود کنند قطعا نگاه عموم مردم به رسانه های داخلی و بومی منعطف خواهد شد و حتی رسانه های خارج از این اقلیم، وادار خواهند شد برای شنیدن صدای بخشی از جامعه بزرگ این کشور به منابع و رسانه های بومی و مستقل رجوع کنند و در پایان به کلام عجیب هردر اشاره می کنم که می گوید :


 " ارسطو از ((آنان)) است و لایب نیتس (فیلسوف و ریاضی دان آلمانی/1716-1646)، از ((ما)) ، لایب نیتس با ما آلمانی سخن می گوید، نه سقراط یا ارسطو ...

 ارسطو شمند بزرگی بود، ولی ما نمی توانیم به عصر او برگردیم، دنیای او دنیای ما نیست ."


و این یعنی پایان تحقیر، بازگشت اعتماد به نفس به جامعه و نُخب آن و شروع تغییری بزرگ .


" محمد نبهان ، 16 آگوست 2017 "




منبع : http://idriss.blogsky.com/1397/06/15/post-8/رسانه-های-مستقل-بومی-




مائده های زمینی

درخواست حذف اطلاعات

[ مائده های زمینی ]

تاریخ اولین نشر 1897 میلادی

یادداشت های شاعرانه و فلسفی اثر آندره ژید فرانسوی ( 1951 69 میلادی )

ژید در این کتاب با هشت بخش و یک سرود ، سیر و سیاحتی در جهان معنوی و شاید عرفان کرده است.

مائده های زمینی سیر و سلوکی است در جهان عرفان که گاهی خواننده اثر در این مرحله از اشراق ، تجلیات متفکران شرق را در گفتار این شمند بزرگ غرب را دیده که این تجلی هم شاعرانه است و هم شمندانه .

ژید با به کاغذ آوردن شه اش در این کتاب، جهان دیگری را به ما نشان می دهد . همین جهانی که ما مأیوسانه و نا امیدانه در آن زندگی می کنیم و نمی دانیم که پر از امید و پر از شادی است .

در مائده های زمینی ژید در پی سیر و سلوکی است با این تفاوت که سالک به همراه پیر طریقت به دنیاهای ناشناخته نمی رود ، بلکه در همین جهان خاکی قدم می نهد و نادیده ها را به یاری او می بیند و ناشنیده ها را به یاری او می شنود .

آندره ژید یک دیندار متعصب بود که جز به تزکیه نفس و تهذیب اخلاق نمی شید .

"رشید نبهانی"




منبع : http://idriss.blogsky.com/1397/06/16/post-10/مائده‌های-زمینی




قسمت دوم بررسی رمان «میدلمارچ» اثری از «جورج الیوت» سیما باوی

درخواست حذف اطلاعات


رمان  پرتره ای از فضای , دینی , زندگی کشاورزی , اشرافی , علمی و حیات توده مردم را پیش روی خواننده می آورد .بلندپروازی رمان و ایده آل هایش  برگرفته از آرمانهای کمدی انسانی با اک است  که جورج الیوت  از آن بسیار فراگرفت.رمان جهان کوچکی را دربرمی گیرد کوچک و محلی  اما  جهانی ,   زیرا که از خانواده ها  , شخصیت ها و ذهن ها و  گروههای مختلف روایت می کند. در رمان  زندگی هست مرگ هست و نیز اشکال مختلفی از  تراژدی و کمدی  در روم و اروپا  .

به مانند  اثری هنری  با پیوندو اتصالاتی ناشناخته و غیرقابلن انتظار آغاز می گردد. الیوت داشت داستان  «خانم بروک » را می نوشت  و میانه ی کار  به داستان که راوی آرزوهای  علمی  پزشکی  جوان در شهرستانی کوچک بود رسید  و ناگهان  به این نکته پی برد که  این دو روایت  این دو شخصیت دو بخش از یک کل هستند.«دوروثا بروک» و« ترتیوس لیدگیت»  می توانند  قهرمان زن و قهرمان مرد داستان باشند  از این رو  ان ها تا پایان  بخش اول داستان با یکدیگر مواجه نمی شوند . از قدرتی که  در نوشتار  الیوت وجود دارد  می توان به  شخصیت پردازی های گسترده اش اشاره کرد که به طور همزمان و گاها در دو زمان  مستقل  به طور مختصر به آن ها می پردازد  و محوریت بخش های مختلف را به عهده می گیرند.رمانی عاشقانه نیست  بلکه رمانی پرشور است . به واقع آنتی رمانتیک است از عشق های ژرف ش ت خورده   تا  عشقی تام و بی حد مرز که منجر به ازدواج های  موفق یا تراژیک می گردد خبری نیست.با علاقه های سطحی و علاقه مندی های مصلحتی در قالب آشنایی و ازدواجی اشتباه آغاز می شود  که در میانه ی داستان در رفتار و کردار سخت و غیرقابل انعطافی که  از  شخصیت ها  سر می زند ونیز بی دی هایشان به حسب  شرایط مختلف و موقعیت های مختلفی که در آن قرار می گیرند نمود بیشتری می یابد.

نویسندگان فمنیست  الیوت را برای این اثر بسیار زنده و حیاتمند  نقد د  از این  لحاظ که خواهری  فمینیستانه را   خوار شمرده است.لیکن  ان طور هم به نظر نمی اید زیرا که به باور او  هر نویسنده  چه زن چه مرد  هر انکه طرز فکر  و احساسات مردم را در نوشتارش تجلی دهد باید  قادر باشد  تا  به طور مستقل فکر کند و  احساسات مستقل داشته باشد  از این رو او فارغ از ت , خودش بوده  و به شخصیت ها مختلف فارغ از نگاه تی پرداخته . 

دوروثا که با  همسر میان سالش برای ماه عسل به سفری به رم می روند ان جا که او  از  مواجه با هنرهای باستانی که  در رم کهن پیرامونش را فرا گرفته به دهشت و وحشت می افتد ,درواقع ان شکوه و شوکتی که او با ان بر خورد میکند به مثابه ی شوکی است برای آدمی  که پیش از این تنها با هنرهای دستی ساده مواجه بوده , کازابوئن  که همیشه  در کوریدورهایی بی پنجره و  پرگردو خاک و  پیرامون شمع هایی  گداخته و آب شده  وقتش را سپری کرده ناگهان با کتابخانه های عظیم باستانی مواجه می شود. توصیف  الیوت  از دهشت  ماه عسلش در رم  با توجه به رسومات  و مناسبات ویکتوریایی   اغراق آمیزترگشته , از بعدی  عمیقا  تراژیک است و از بعدی دیگر عمیقا کومیک.

دروثا گمان می کرد  همسرش به او اقیانوسی مواج از احساس و محبت هدیه می دهد ولی  دست ا تنها چشمه های اشک هستند که از چشمانش جاری می شوند .او تا سرحد  قربانی احساسات  فروکاهش می یابد , اما  این شکوه نویسندگی  الیوت است که  هم زمان با وصف  احساسات و وضعیت روحی دوروثا می تواند  احساسات  ضعیف کازابون را نیز که  می پندارد همسر جدیدش برای او  خطر دائمی است ,انتقال دهد.سروکله ی  ویل لادیسلاو پیدا می شود که گویا فردی است همه چیز دان  ,اینجاست که دوروثا این بار از جانب همسرش خطری محسوب می گردد بر علیه شخصیت و عزت نفسش.

خطای لیدی گیت متفاوت است او که با دختر شهردار میدلمارچ ازدواج می کند.رزاموند وینسی  با لوندی گری پزشک را به خود جذب می کند و کاری می کند تا او باور کند عاشقش شده و رابطه را به سمت ازدواج می کشاند.و با  پسرعموی لیدیگیت  که مردی ثروتمند است  ارتباط برقرار می کند و روابط خانوادگی همسرش بسیار دخ می کند.

میدلمارچ  به طور سریالی منتشر می شد و اولین مخاطبینش  انتظار داشتند تا  رمان نویس رمانی با طرح عاشقانه پیش روی مخاطبینش قرا دهد , اما او این کار را نکرد و بر خلاف تکنیک ادبی ،compen ion جبران ،  در رمان ,  قلم فرسایی کرد ,باوری مبنی بر انکه شخصیت ها ی داستان باید به خاطر رنج هایی که در طول رمان کشیدند باید با پایان خوش مواجه شوند و سختی هایشان اینگونه جبران گردد.

جورج الیوت ,جوان که بود یادداشتی منتقدانه ی طولانی درباره ی  تاریخ طبیعی زندگی آلمانی از ریهل riehel natural history of german life   نوشت  و همچنین به تبع آن آثار خود را بر حسب همان تاریخ به تحریر آورد .او نوشتن خود را به منزله ی  مجموعه ای از  تجاربی در زندگی  می دید.او نوشت تا تا اثری  از کنش های تدریجی حاصل از  سبب های طبیعی  پیش روی اورد تا انکه بخواهد ان چه را که  عامه انتظارش دارند مکتوب کند.نه تنها تصاویر برگرفته از  علوم طبیعی را مورد استفاده قرار داد بلکه  جهان رمان خود را به مثابه ی یک جز و عالمی صغیر دید که همه ی اجزا و عناصرش به یکدیگر مرتبطند و از کلی بزرگ نشات می گیرند.





منبع : http://idriss.blogsky.com/1397/07/18/post-12/قسمت-دوم-بررسی-رمان-میدلمارچ-اثری-از-جورج-الیوت-سیما-باوی