بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

غم واژه های دل

آخرین پست های وبلاگ غم واژه های دل به صورت خودکار از بلاگ غم واژه های دل دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



آرزوهایم را چه شد...

درخواست حذف اطلاعات
آن روزهایم را چه شد؟
آن روزا که سرشاز بودم از عشق...
آن روزهایم را چه شد؟
کجا چنین رها شدیم...
بی هیچ خداحافظی...
تو رهایم کردی و من
تنها در این غربت رنگ باخته
به انتظار نشسته ام...
چگونه بود آن روزها را که چنان غبارآلود
در میان مهی عمیق
به خاطرات پیوست...
شیرین بود...
افسوس که به سان گل سرخ عمری کوتاه داشت...
آ ای شقایق های وحشی خاطرات....
آن روزهایم را چه شد؟




منبع : http://harfhaayam.blogfa.com/post/5




چقدر عجیب...

درخواست حذف اطلاعات
توی خیلی از شرایط که باعث میشی قلبم بشکنه ، اشکم در بیاد ، غم توی چشمام بشینه و .... به جای اینکه به این فکر کنی که شاید تو مقصر بودی به دنبال راهی هستی تا به خانوادم نشون بدی دختر خوبی تربیت ن ....

حرفای خصوصی ما رو بی شرمانه جار می زنی و فکر نمی کنی با این کارها چی ممکنه به دست بیاری؟

جز اینکه من از تو دور تر بشم هیچ چیز دیگه ای بدست نمیاری... جز اینکه جز من دل چند نفر دیگه رو بشکنی چیز دیگه ای بدست نمیاری...

اون موقع که با تو ازدواج زمین تا آسمون افکارت با الان فرق داشت.... چیی شد که انقدر عوض شدی و تغییر کردی... چی شد که انقدر پست شدی و من دلتنگ اون انسان با شعوری هستم که گویا سال هاست ازینجا رفته....




منبع : http://harfhaayam.blogfa.com/post/6




هرگز عاشق مشو...

درخواست حذف اطلاعات
دکلمه های جیرجیرک های تنهای باغ
در سکوت بی رحمانه شب
چه گوش نوازند. ..
غم آرام دلتنگی دریا
در میان شلوغی امواج
چه معصومانه نا پدید می شود...
تنهایی من و آواز جیرجیرک و غم آرام دریا و سکوت بی انتهای شب
همه و همه کلامی در خود دارد
هرگز عاشق مشو..




منبع : http://harfhaayam.blogfa.com/post/7




توان زیستن...

درخواست حذف اطلاعات
درد این واژه آشنا چه بی رحمانه قلبم را می فشارد و من در میان تلاطم بی نشان دریای افکارم غرق می شوم بی هیچ امیدی...
چه غریب است غروب خورشید آرزوهایم و من بی هیچ تلاشی نظاره گر غروبش هستم...
ای آسمان تیرگی ها دیگر مرا توان یاری نیست....
ای برگ های زرد اقاقیا چگونه پژمردید این چنین تنها و آرام. . .
ای باد چگونه هستی مرا بی هیچ نشانی با خود بردی ....
مرا دیگر توان زیستن نیست....
مرا دیگر توان زیستن نیست..




منبع : http://harfhaayam.blogfa.com/post/8




رهایم کنید

درخواست حذف اطلاعات
ساعت هاست اینجایم...
سکوت خانه چه دلگیر و چه روح نواز است...
مرا توان حرکت نیست...
آرامش می خواهم. ..
رهایم کنید...
لحظه ها می گذرد و من در شه فردا ...
بی هیچ امیدی و تک و تنها....
در میان سکوت پر درد خانه...
به نظاره می نشینم....
کاش می شد به دوردست ها رفت...
آنجا که هیچ نیست....
رهایم کنید...
تنها برای ساعتی رهایم کنید...




منبع : http://harfhaayam.blogfa.com/post/9




مقصد...

درخواست حذف اطلاعات
ای بادهای سرکش غرب
مرا با خود ببرید....
اینجا مرا جایی نیست....
می خواهم خود را به باد بسپارم....
شاید مرا مقصدی یافت.....
مقصدی در کرانه بیکران دریا...
مقصدی از جنس بلور....
از جنس عشق ...
مقصدی سرشار از صداقت و آرامش...
شاید...
شاید...






منبع : http://harfhaayam.blogfa.com/post/10




تو را نمی شناسم...

درخواست حذف اطلاعات
دورادور به تو می نگرم
تو که روزی دوستت می داشتم
چه غریب است سال های عاشقی
چگونه گذشتند بی هیچ نشانی از حیات
دیگر تو را نمی شناسم
ای آشنای نام آشنای قدیم...
دیگر تو را نمی شناسم
در میان خاطرات محو گذشته
به دنبال نشانی از عشق تو می گردم
افسوس چه بی نشان گم شان
دیگر تو را نمی شناسم
افسوس افسوس افسوس




منبع : http://harfhaayam.blogfa.com/post/11




دوست دارم بنویسم...

درخواست حذف اطلاعات
نویسنده نیستم. شاعر نیستم. فقط می خوام که بنویسم. از دردهایی که توی قلبم می مونه و ی رو ندارم که در موردشون باهاش حرف بزنم. از همه افکاری که به خاطر غرورم نمی تونم به ی بگمشون. یا حرفایی که از ترس ناراحت بقیه هیچ وقت شنونده ای نداشته....

شاید نمی دونم فقط شاید لحظه هایی که دارم از فشار خفه می شم و دنبال یه راه تنفس می گردم بتونم با نوشتنشون به خودم فرصت نفس کشیدن بدم... شاید فقط شاید بتوونم تو لحظه هایی که هیچ شنونده ای نیست بتونم با نوشتن کمی از بار این حرف ها کم کنم و قلبم آروم بشه و بگم خب حرف زدم دیگه...

اول باید از خودم بگم.

من یه دخترم. یه فرزندم. یه زنم. یه همسرم. یه زن داداشم. یه خواهر زنم. یه کارمندم. یه خانه دارم. یه پرستار بچه ام. یه مادرم. بله همه اینا هستم. ولی واقعا اینکه کی هستم رو نمی دونم. انقدر نقش دارم که نمی دونم کدومشون منم. کدومشون من باید باشم. تو اینجا زن که باشی خیلی چیزای دیگه هم باید باشی.

بذارین از بیرون بهتون بگم. یه زن 33 ساله با یه دختر 9 ماهه و یه همسر ، یه خونه داریم که نصفش مال ماست. شریکی یدیمش. یه ماشین داریم. کار داریم. درآمدی که دستمون به دهنمون برسه داریم .خانواده های خوبی هم داریم که هر دو دوسشون داریم. نمی گم زمان هایی نیست که هر کدوممون ناراحت نشده باشیم ازشون ولی خب آدم ها و انسان های خوبین. این خودش مهمه. وقتی از بیرون نگاه می کنی همه چیز باید عالی عالی باشه ولی این طور نیست. اینا فقط ظاهر کاره.

زمان هایی هست که از غم می ترکی. از بغض خفه می شی. زمان هایی هست که غصه هات انقدر زیاد میشه که حس می کنی کم آوردی...

همه آدم ها این حس ها رو دارن. یکی کم تر یکی بیشتر.

من فقط می خوام بنویسم. تو همه اون زمان ها می خوام بنویسم....

همین...




منبع : http://harfhaayam.blogfa.com/post/1




دلگیرم از تو ...

درخواست حذف اطلاعات
دلگیرم...

دلگیرم از تو...

از تو که روزی من رو دوست داشتی. از تو که دوست داشتم. دلم لحظه هایی رو می خواد که بتونم حس کنم که دوستم داری. افسوس که تو این لحظه هیچ دوست داشتنی رو نمی بینم. تو دوری و دوری و دور... بعضی وقت ها ساعت ها بدوون اینکه متوجه بشم به این فکر می کنم که چی شد... کجا رفت اون دوست داشتن. وقتی هربار قلبم می شکنه حس می کنم دیگه نمی تونم تو رو دوست داشته باشم...

اگه یه روزی برسه که دیگه واقعا نتونم دوستت داشته باشم چی...

اونوقت باید چیکار کنم؟




منبع : http://harfhaayam.blogfa.com/post/2




چگونه مردی...

درخواست حذف اطلاعات
یکی توی یه جمع گفت : چگونه مردی رو می پسندین؟

هر ی چیزی گفت. یکی گفت خوش تیپ باشه. یکی گفت خسیس نباشه. یکی گفت خانواده دوست باشه و و و ...

من هم بهش فکر . اون موقعی که ازدواج همه چیز فقط عشق بود و معیارهای مهمی که برام اهمیت داشت. اون موقع هیچ وقت به جزئیات چیزی فکر نکرده بودم. من عاشقش بودم. دوسش داشتم و اون مهمترین معیارهای من رو داشت : مهربن بود. خوش قلب بود. انسان بزرگی بود. خانواده دوست بود. سالم بود و اهل دود و دم نبود و ...

اما هیچ وقت به جزئیات چیزی فکر ن . حالا بعد از گذشت 9 سال می خوام از طرف یک زن پخته تر جواب بدم. شاید باعث بشه ی با دقت به اینها کمی تغییر تو زندگیش به وجود بیاد...




منبع : http://harfhaayam.blogfa.com/post/3




ش تم...

درخواست حذف اطلاعات
قلبم می شکند
در سکوت می شکند
چگونه مرا در هم ش تی
تو ای عاشق روزهای دور
زمانی دوست داشتنم را به دوش می کشیدی
چگونه شد تو را که این چنین مرا می شکنی و خم به ابرو نمی آوری...
آ آن عشق بی پروای تو را چه شد؟
در کدام پیچ زندگی جایش گذاشتی و آمدی؟




منبع : http://harfhaayam.blogfa.com/post/4