بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

همسخن

آخرین پست های وبلاگ همسخن به صورت خودکار از بلاگ همسخن دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



انساندوستی!

درخواست حذف اطلاعات

 


الذین‏ یکنزون‏ الذهب‏ و الفضة و لا ینفقونها فی سبیل الله، فبشرهم بعذاب ألیم* یوم یحمى علیها فی نار جهنم فتکوى بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم، هذا ما کنزتم لأنفسکم، فذوقوا ما کنتم تکنزون‏



سوره توبه آیه 34
انى‏ که از طلا و نقره گنج مى‏سازند، و آنها را در راه خدا به مصرف نمى‏رسانند، به عذابى دردناک بشارت ده* آنروز که آن طلا و نقره را در آتش جهنم داغ مى‏کنند، و با آن گداخته ‏ها پیشانى و پهلو و پشت آنان را می سوزانند، (و به ایشان می گویند:) این است آنچه همچون گنج براى خود فراهم آورده بودید، پس امروز (مزه) گنجهاى خویش را بچشید.


********************


مردم فکر میکنند ثروتمندان افرادی انساندوست تر از فقرا هستند


چون بیشتر به همنوعان خود کمک میکنند.


در صورتی که اصولا


جمع آوری ثروت خلاف انساندوستی است!


پرفسور فرامرز رفیع پور/ کند و کاوها و پنداشته ها


 




 




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/162/انساندوستي!/




تجملات... ت یب پایگاه ون

درخواست حذف اطلاعات




تجملات


ت یب پایگاه ون




وقتی سالن هائی که در تلوزیون و دسته گل های جلوی آقایان نشان داده می­شود و وقتی خود به اطاق برخی از ون دست اندارکار می­روم، این تجملات نشان دهنده شروع ت یب پایگاه مردمی ت و نظام است. اینان یک اشتباه بزرگ می­کنند و توجه ندارند که فرایند تجمل، دو احساس متضاد را هم زمان در شخص مقابل ایجاد میکند:


یکی احترام ظاهری مبتنی بر داشتن معیارهای توسعه ای


دیگری تنفر باطنی مبتنی بر احساس محرومیت که چرا او دارد و من ندارم.


کتاب دریغ است ایران که ویران شود/ پرفسور فرامرز رفیع پور ص 430





منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/155/تجملات... تخريب پايگاه روحانيون/




یک خشت غصبی در خانه...

درخواست حذف اطلاعات



قال المؤمنین علیه السلام


 


الحجر الغصیب‏ فی الدار رهن على ابها


یک خشت غصبی در خانه موجب آن است!


 


تحف العقول ج 1 ص 227 * نهج البلاغه حکمت 232


 


حتما فیزیکی خانه نیست بلکه تربیت بد فرزند، بی برکت بودن خانه، حال دعا و معنویت نداشتن همه است.


نمونه های آن در عصر حاضر:


ی یک پاراگراف مطالب علمی دیگران در کتابها و پایان نامه ها و مقالات


ی از وقت در کار یک کارمند و کارگر


و . . .




من هم باید بگویم که حدیث فوق را با توضیحاتش امروز یکی از ون در بین ظهر و عصر گفتند. (اسم ایشان را نمیدانم)




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/158/يک خشت غصبي در خانه.../




حکومت ی و وضعیت طلاب

درخواست حذف اطلاعات

 






درباره وضعیت اقتصادی طلاب و ون تصورات مختلفی وجود دارد؛ برخی فکر میکنند همه ون خیلی متمول و ثروتمند هستند. خیلی ها هم میدانند که طلاب حسابشان از ون شاغل جداست و وضعیت اقتصادی بدی دارند اما میگویند چاره ای نیست و باید تحمل کرد...


حالا نظر یک جامعه شناس را هم بدانیم:


 


. . . یکی از علل اصلی این مساله را باید در وضعیت اسفناک طلاب جستجو کرد. این وضعیت باید هرچه زودتر اصلاح شود تا نیاز به پول در طلاب و در پی آن ارزش پول و مقام را در نظر طلاب بالا نبرد تا آنها برای دستی به آن اجبارا فعال شوند و بعد نیز عادت کنند که نفع فردی را بر نفع جمعی ترجیح دهند. لذا بسیار ضروری است که شهریه طلاب اولا به چندین برابر افزایش یابد و ثانیا از یک منبع متمرکز پرداخت شود، تا تفاوت ها و زمینه رقابت ها از میان برداشته شود.


... چطور ممکن است یک کشوری این همه درآمد نفتی داشته باشد، حکومتش هم ی باشد، اما شهریه طلاب تا این حد پایین باشد؟


چطور می­شود بودجه های زیادی برای دکوراسیون و تجهیزات اسرافی سازمانهای داخل حوزه ج میشود، اما یک طلبه یا یک شخص فاضل برای پرداختن اجاره خانه اش باید در مضیقه باشد و همه جا آرزوی دستی به شغلی با درآمد بیشتر را داشته باشد.


 


کتاب دریغ است ایران که ویران شود/ پرفسور فرامرز رفیع پور ص 462


 




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/159/حکومت اسلامي و وضعيت طلاب/




عدم ورود دین داران به عرصه های مهم و پیامدهای آن

درخواست حذف اطلاعات



 


عدم ورود دین داران به عرصه های مهم و پیامدهای آن




خیلی از مسائل مهم هست که نیاز جدی به ورود دین داران دارد اما  دین داران در سالهای اخیر ورود نکرده اند و با کنار نشستن آنها روشهای غیر دینی وارد عرصه شده اند و عمدتا هم به بیراهه رفته اند.


بعد از اینکه این عرصه ها بخاطر کوتاهی ما دین داران روی زمین ماند و سکولارها وارد این عرصه شدند، ما دینداران وارد میشویم و شروع میکنیم نقد و محکوم ...


برخی از این عرصه ها عبارتند از:


عرصه زن و خانواده


عرصه هنر


عرصه دانش تجربی


عرصه شادی و زندگی شاد داشتن


و...


اخیرا ی در سخنانشان گفتند  «اگر چنانچه فلسفه حساب خودش را از حوزه جدا نکند بهتر است». 


یعنی اگر فلسفه را هم رها کنید دیگران می آیند و از شما میگیرند...


اما برخی دینداران بی توجه به این مساله اصرار دارند حتی عرصه ای که ما هنوز در اختیار داریم را هم تسلیم کنیم...








منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/160/عدم ورود دين داران به عرصه هاي مهم و پيامدهاي آن/




رابطه علم و تهذیب نفس

درخواست حذف اطلاعات


 


در حالی که عموم مردم و دانشجویان رسیدن به علم را در تلاش بیشتر و کتاب خواندن بیشتر و امثال آن میدانند اما از تهذیب نفس غافل هستند و آنرا تشریفاتی میدانند یک کارکشته و ماندگار پس از سالها تلاش علمی و تالیف کتب مختلف، در یکی از مهمترین کتابهایشان اینطور مینویسند:


پرفسور فرامرز رفیع پور در مقدمه کتاب «دریغ است ایران که ویران شود»:


آنان که در ب معرفت جلوتر رفته اند، فهمیده اند که زمان (عمر) بیشتر و تلاش بیشتر ب شناخت و علم، وسیله اصلی دستی به معرفت نیست... این راه از طریق علم رسمی میسر نمیشود، حتی اگر هزار سال باشد... این علم تنها با تلاش و کنکاش بدست نمی آید، بلکه با روشی دیگر حاصل میگردد. در اینجا دیگر فکر کارساز و راه بر هر ی باز نیست.


ذکر باید گفت تا فکر آورد  صد هزاران معنی بکر آورد


اما در این مسیر موانع زیادی وجود دارد. برداشتن این موانع نیز به میزان تهذیب، خلوص و خواهش خالصانه از درگاهش بستگی دارد...


باری کار حاضر نیز از طریق معمول علمی و تلاش در کتب و مقالات حاصل نشد. گرچه آنها زمینه ساز بوده است... کشف این وسعت و عمق از مطالب، ارتباط ساختارمند بین آنها و نیروی پرداختن به آن، فقط و فقط از طریق ماس به درگاه او میسر شد...





منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/161/رابطه علم و تهذيب نفس/




به نام کمک مردمی به کام کلیسا و استعمار

درخواست حذف اطلاعات

 


به نام کمک مردمی به کام کلیسا و استعمار!


 


کلیسای کاتولیک در یک حرکت فراگیر و هماهنگ با حکومت به نام «نان برای جهان» (brot fur die welt  ) اقدام به جمع آوری کمک انسان دوستانه از مردم خود، برای مردم فقیر کشورهای جهان سوم می­کند. از این طریق مردم آن کشورها که صادقانه و با اخلاص برای دیگر کشورها انفاق می­کنند، نه فقط یک احساس شخصی انجام یک عمل صالح در جهت رضای خدا، بلکه همزمان نیز این احساس را بدست می آورند که کشیشان و حکومت آنها نسبت به کشورهای جهان سوم بسیار انساندوستانه و شریف عمل میکنند. در نتیجه اعتماد آنها نسبت به سیاستمداران و کلیسای خود افزایش می یابد و یک پوشش مذهبی همراه با تعصب شدید به خود می­گیرد. بطوریکه با هیچ فرد از این کشورها، حتی با بیشتر دانشمندان نمی­توان در مورد این سیاست بسیار رندانه صحبت نمود و گفت که آقا این یک کلک به شما و به ما است. سیاستمداران شما از این طریق دو مشروعیت به دست می آورند:


یکی مشروعیت از طریق یک عمل صالح ظاهری


و دیگری مشروعیت هر نوع اجحاف و یا اعمال هر نوع سیاست ت یبی در آن کشورها به نام حقوق انسانی و...


کلیسا نیز از این طریق به موازات گسترش قدرت حکومت رسمی به گسترش نفوذ و قدرت خود در داخل و خارج میپردازد و این عمل خود را کاملا صالح و درست و در مسیر الهی می­پندارد.


کتاب «دریغ است ایران که ویران شود»/ پرفسور فرامرز رفیع پور/ ص 430




 




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/156/به نام کمک مردمي به کام کليسا و استعمار/




چگونه ریا کنیم؟!

درخواست حذف اطلاعات

 


چگونه ریا کنیم؟!


اگر ی امروزه بخواهد ریاکاری کند بنظر شما چکار میکند؟


خیلی عبادت میکند؟


روی پیشانی اش جای مهر میگذارد؟


...؟


 


قبلا ریاکاری به عبادت و خود را عابد و زاهد معرفی بود اما الان نه.


امروز اگر ی بخواهد ریاکاری کند یک مؤسسه خیریه تاسیس میکند!


چرا؟


چون همه میگویند به به چه آدم خوبی! چقدر انساندوست!


حالا خبر ندارند که این آقا داره خون مردم را تو شیسه میکند و اگر این آقا و امثالش نبودند این همه فقیر در جامعه نبود...


البته این حرف به معنای این نیست که هر مؤسسه خیریه دارد ریاکار است یا قبلا هر عبادت میکرد ریاکار بود بلکه منظور آنست که کاری که مردم الان خوششان میاد و با آن میشود توجه عموم مردم را جلب کرد و تعریف و تمجید دیگران را بدست آورد در گذشته عبادت بود و الان مؤسسه خیریه زدن است...




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/157/چگونه ريا کنيم؟!/




شه 22

درخواست حذف اطلاعات


  • رضوان السید




  •  رضوان نایف السید احمد مشهور به رضوان السید در سال 1949 در لبنان بدنیا آمد و در سال 1970 از الازهر مصر فارغ حصیل شد و در 1977 ای‏ فلسفهء خود را از توبینگن آلمان دریافت کرد. او از 1970 به بعد مباحث ی در لبنان است. رسالهء ی وی دربارهء «ابن اشعث و جماعة القراء» است.او سر دبیر مجله الاجتهاد و دارای تألیفات، تحقیقات و ترجمه‏های متعددی‏ است.




  • رضوان السید یکی از اساتید ‌های لبنان ویکی از شمندان جهان عرب و نام آشنا در جهان است که دیدگاه‌های متفاوتی در زمینه و معاصر دارد.




  • آثار رضوان السید




  • تألیفات وی عبارتند از





1.      الامة والجماعة والسلطة، بیروت، 1987 / 1985م.



2.       مفاهیم الجماعات فی ال ، بیروت، 1984 / 1995م.



3.      ال المعاصر، بیروت، 1987م.



4.      الجماعة والمجتمع وال ة: سلطة الایدیولوجیا فی المجال ال العربی ال ی، بیروت، 1997م.



5.      ات ال المعاصر: مراجعات ومتابعات، بیروت، 1997م.



6.      البغی و ال وج:دراسه فی احکام المعارضه و الثورة فی الفقه ال ی (یک بررسی در احکام مبارزه و انقلاب در فقه ی، 2004م).



7.      الاعتزال فی الفتنة: دراسة فی الآثار العقائدیة وال ة للحرب الاهلیة فی ال ، 2004م.



8.      محمد النفس ا کیة وکتابه فی السیرة: الثورة وبرامج الثوار فی النصف الاول من القرن الثانی الهجری، 2004م.



9.      وقعة فخ وخبر یحیی بن عبد الله، 2004م.سیرة الموید بالله. تحقیق مع دراسة فی فکره، 2004م.



10. مجموعه ای از کتبی که مورد تصحیح او قرار گرفته است مثل تصحیح الاشراف فی اختلاف الفقهاء للقاضی عبد الوهاب المالکی، 2004م، تصحیح انساب الاشراف للبلاذری، بخش ت اموی از خلافت سلیمان عبد الملک بن مروان تا سقوط او، 2004م، تصحیح نصیحة الملوک از ماوردی، 2004م.



11. ثورة ابن الاشعث والقراء، دراسة فی اریخ الدینی والاجتماعی للعصر الاموی المبکر. پایان نامه ا به زبان آلمانی، فرایبورگ، 1978م.



12. الاسد والغواص، بیروت، 1979 و 1993م.



13. المسالة الثقافیة فی العالم العربی / ال ی، با همکاری احمد برقاوی، دمشق: دارالفکر، 1998م.



14. جوانب من الدراسات ال یة الحدیثة، نشر الفنک، الدار البیضاء، 1999م.



15. ازمة الفکر ال العربی، با همکاری عبد الله بلقزیز، دمشق: دارالفکر، 2000م.



16. بردة النبی: الدین والسیاسة فی ایران، ترجمة لکتاب روی متحدة الصادر عام 1985م. نشر المجلس الاعلی للثقافة بمصر، المشروع القومی للترجمة، القاهرة، 2003م.



17. مسالة الحضارة والعلاقة بین الحضارات لدی المثقفین المسلمین فی الازمنة الحدیثة، ابو ظبی: مرکز الامارات للدراسات والبحوث الاستراتیجیة، 2003م.



18. الصراع علی ال : الاصولیة والاصلاح والسیاسات ال یة، بیروت: دار الکتاب العربی، 2004م.



19. مقالة فی الاصلاح ال العربی، بیروت: دار النهار، 2004م.



20. مقالات در رو مه های الحیاة، شرق الاوسط و مجلات الفکر ال ی، سامح، منبر الحوار، الاجتهاد و المستقبل العربی.



21. معروف‏ترین اثر وی کتاب کم حجم اما بسیار جدی وی درباب کشاکش سنت وتجدد است با نام « در کشاکش هویت و تجدد». این کتاب به زبان فارسی نیز برگردانده شده است .





  •  




  • مراحل گفتمانِ ی در پاسخ به چالش‌های یک قرن
    (نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم تا پایان نیمه‌ی اول قرن بیستم)


    طرح‏ بدیل‏های و اجتماعی و فرهنگی مسلمانان در برابر غرب از نیمه دوم قرن 19‏


    در آن دوره، دو امر مسلم انگاشته، بر ذهن و عقل همه روشنفکران و ‌های مسلمان، سیطره یافته بود:


         1-غرب مساوی با پیشرفت و تمدن است؛


        2- غرب تنها ابزاری که برای تعامل مثبت یا منفی با آن برای مسلمانان باقی می‌ماند، ابزاری برای پیوستن به آن و یا در صورت نبود امکان ارتباط و گفت‌وگو، به عنوان یک سلاح برای رویاریی با آن؛


    تلاش برای ایجاد هم‌سازی میان ارزش‌های اساسی و ارزش‌های اساسی تمدن جدید آغاز شد. در زمینه سیاست و نظام حکومتی، تلاشی برای نشان دادن تشابه بین شورای ی و دمکراسی غربی انجام گرفت.


    تأکید بر نظام اخلاقی روشن و شفاف  که بر منظومه‌های اخلاقی متعفن غربی، امتیاز دارد و تأکید بر اینکه دارای عناصر پیشرفت‌زایی است که از دارایی‌های غربِ متمدن و پیشرفته برتر است، اما سبب پس‌ماندگی مسلمانان و پیشرفت غربی‌ها، این است که مسلمانان ارزش‌ها و اصول برجسته دین خود را رها د. از این رو، چاره‌ای جز تمسک دوباره به امور رها شده ندارند


    این اصول وانهاده و فراموش شده، در حقیقت همان اصولی است که در غرب جدید برقرار و رایج است و علة‌العلل گام‌های محکمی که غرب و غربیان داشته‌اند همین است از این رو، در دوره‌ی محمّد عبده، جمله‌ای رواج یافت که گوینده نخست آن روشن نیست. آن جمله این بود که در غرب، هست ولی مسلمان نیست و در شرق مسلمان هست، ولی از خبری نیست.


    تصویر از غرب و ، دو روی دیگر نیز داشت که مربوط به نگرش غرب به و نگرش مسلمانان به تاریخ پیشرفت غربی می‌شد.







  • تصویر غرب از :


    شرق‌شناسی در این دوران در آغاز شکوفایی خود بود و دیدگاه آن نسبت به و شرق در حال شکل‌گیری بود. این دیدگاه به گونه‌ای نبود که نخبگان مسلمان می‌پسندیدند.







  •   پاسخ مسلمانان: دفاع از آموزه‏های


    از این رو، گفتمانی شکل‌گرفت که به دفاع از و پاسخ به شه‌های منفی غربیان درباره‌ی و مسلمانان پرداخت. کتاب‌هایی در دفاع از عقیده قضا و قدر در ، و تبیین موضع درباره بردگی و مباحثی در باب نبودِ ارتباط میان عقب‌ماندگی مسلمانان و ارزش‌های جاودانه نگاشته شد.


    پاسخ‌های سید‌جمال به دهری‌ها و داروینیست‌ها و پاسخ‌های محمّد عبده به هانوتو و رنان و فرح اَنطون و نیز تألیفات احمد شفیق، احمد فتحی الجسر، کواکبی، العظم و رشیدرضا، در روشن‌ موضع نسبت به مسایل حکومت، فلسفه، علم و پیشرفت، در این راستا عرضه شدند.


    روی دیگر تصویر یاد‌شده، روشن‌ پیشرو بودن در مقایسه با یت و ضرورت ‌نداشتن کنارزدن از زندگی عمومی برای رسیدن به پیشرفت و عقلانیت بود؛ زیرا برخلاف یت که در تاریخ جدید اروپا کنار گذاشته شده، همواره پیشتاز و مشوق علم و پیشرفت بوده است و افزون بر این، دارای کلیسا و یا دستگاه کاهنانه و متحجری نیست که از بروز شه‌ها جلوگیری کند؛ چنان که یت در اروپای قرون میانه می‌کرد.


    برآیند همه این تلاش‌ها در عرصه گفتمان ی تا پایان جنگ جهانی اول، این بود که منادی تمدن و پیشرفت درست به همان شکل اروپایی‌اش- است، و جز در زمینه‌ی نظامی -که نمود آن استعمار مسلمانان به وسیله‌ی اروپایی‌ها بود مشکلی میان مسلمانان و غرب، وجود ندارد. بنابر این، هنگامی که غربی‌ها از سرزمین مسلمانان خارج شوند، خود مسلمانان تمدن غربی را با همه ابعادش پیاده خواهند کرد؛ زیرا این تمدن مقتضای و جوهر حقیقی آن است







  • نقد:


    أ. اگر در گفتمان ی این مقطع تاریخی، مطابق اعتراف رضوان السید توجه به این مطلب وجود داشت که پیشرفت و تمدن ی بر خلاف غرب مبتنی بر است (بر خلاف غرب که تمدن خود را با گسست از کلیسا بنیان نهاد) قهراً عناصر ضد ی تمدن غرب که تنها در چهره استعماری آن خلاصه نمی‏شود بلکه مادیگرائی و سودجوئی آن هم مربوط می‏شود، در این صورت عناصر پیشرفت در نگاه مسلمین همان عناصر پیشرفت غربی نبوده است.


       ب. به علاوه با مطالعه جریانات تجدد در دنیای معلوم می‏شود که معمولاً غرب‏گرایان چنین باوری را بسط می‏دادند


       ج. برای اثبات هر دو مدعا شواهد عینی فراوانی وجود دارد.


     


    سید جمال کتاب «نیچریه» را به هدف مقابله با طبیعت‏گرایی که ملازم با انکار الوهیت بود، نوشت. سید در این کتاب بر شخصیت‏های برجسته تمدن جدید غرب از قبیل ولتر و روسو می‏تازد که آنها «قبر اپیکور کلبی را نبش کرده عظام بالیه ناتورالیسمی را احیاء نمودند و تکالیف را برانداختند و تخم اباحت و اشتراک را کاشتند و آداب و رسوم را افات انگاشتند و ادیان را اختراعیات انسان ناقص‏العقل پنداشتند و جهراً به انکار الوهیت و تشنیع انبیاء پرداختند».()







  •  


    او سه مذهب سوسیالیسم، کمونیسم و نهیلیسم را به علت آن‏که هدف هر سه نفی مبادی متافیزیکی و توجه تام به طبیعت و مادیگرایی است، به ی ان محکوم می‏کند. سخنان صریح سید در کتاب «نیچریه» درباره شه‏های الحادی تجدد و دنیای غرب، این کتاب را به تعبیر مرحوم عنایت، مهمترین ونغزترین اثر سید قرار داده است.


    او تمدن غرب را تمدنی جهانی و گری پذیر نمی‏داند تا هیچ چاره‏ای از ورود به مدرنیته نبیند، بلکه آن را تمدنی برای غرب و مربوط به همان کشورهایی ارزی می‏کند که در آن پدید آمد «... کلُّ ما یسمّونه تمدّناً وهو فی الحقیقة تمدنٌ للبلاد الّتی نشأ فیها علی النظام الطبیعة و سیر الأجتماع الأنسانی». (هر آنچه را که با نام تمدن یاد می‏کنند در واقع تمدن همان سرزمین‏هائی است که مطابق نظام طبیعت و حرکت جامعه انسانی در آن به وجود آمده‏اند.) العروة الوثقى، ص 18.


    علوم و آثاری که از تجدد برخاسته است و روش بهره‏گیری از آنان، ی ره مورد قبول سید جمال‏الدین نبود بلکه او از سوء بهره‏گیری این علوم و پیامدهای آن می‏نالد: «والعلوم الجدیدة لسوء استعمالها رأینا ما رأینا من آثارها»() (و علوم جدید به دلیل کاربرد سوئی که داشته‏اند دیدیم که چه پیامدهائی را ببار آوردند).


    شیخ محمد عبده در نقد و ارزی تمدن غربی ورود لازم و بایسته‏ای نداشته است. به نظر می‏رسد تلقی او از تمدن غربی مشابه تلقی سید جمال و سایر ‏گرایان نهضت بیداری ی باشد یعنی با حذف جنبه استعماری آن، و حذف ضدیت با و ارزش‏های دینی، این تمدن تمدنی پیشرفته و قابل الگوبرداری است: «و اردنا لبلادنا اصلاحاً و تقدماً کتقدم الاوروبیین فی طریق الحریة» (و ما خواستار اصلاح و پیشرفتی برای جوامع خود هستیم که غرب در راه بدست آورد).


    رشید رضا غرب پیشرفته علمی را مورد تحسین قرار داده و قابل اقتباس امت ی می‏داند. او بر خلاف علماء الأزهر که در مقابل علوم غربی موضعی خصمانه گرفتند و صرفاً به علوم شرعی اکتفاء نمودند، موضعی ایج و گاه افراطی داشت. او این علوم را اساس تمدن پیشرفته تلقی می‏کند که چاره‏ای از اقتباس آن نیست، بلکه گامی فراتر، تلاش می‏کند بین علوم جدید و توفیق ایجاد نماید اما در عین حال تمدن غرب را تمدنی مادی می‏داند.


    به نظر می‏رسد که رشید رضا بین علم غربی و تمدن غرب به عنوان یک مجموعه کامل و تاریخی تفکیک قائل است. او از علوم غربی که زمینه پیشرفت را فراهم آورد استقبال می‏کند اما از تمدن و مادیت فرهنگ غرب برحذر می‏دارد و در مقابل تنها را باعث حیات مشرق زمین و مایه نجات مغرب زمین می‏داند. او می‏گوید که مدنیت فقط با فضیلت باقی می‏ماند و فضیلت تنها بوسیله دین محقق می‏شود و در بین ادیان، تنها است که با علم و مدنیت هماهنگ است.


    رضوان السید می‏گوید در دهه‌ی 20 و 30 قرن بیستم، فضای فرهنگی و ، برای پیاده این دیدگاه فراهم آمد که منادی همان پیشرفت و تمدنی است که در غرب وجود دارد؛ زیرا:





1.       شکل سنتی جغرافیای فراگیر بلاد ی با سقوط ت عثمانی و سپس سقوط نمادِ ایدئولوژیک تاریخی آن، با انحلال رسمی «خلافت» به دست مصطفی کمال در سال 1924م، از بین رفته بود



   2. هم زمان با رواج ایده رییس‌جمهور «ویلسون» مبنی بر ایجاد تشکل‌های ملی در سطح جهانی، با دعوت به حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت‌شان بود.



شکل‏گیری ت‌های میهنی و ملی و پیدایش مرزهای جدید و سازمان‌ها و نهادهای داخلی که مشابه پیمان‌ها و قوانین اساسی و معاهدات [کشورهای پیشرفته] بود. الگوی برتر این سازمان‌ها در دو سطح ملی و قانون‌گذاری- فرانسه، سوییس و انگلستان و یا مخلوطی از این کشورها بود.




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/145/انديشه 22/




حضور نیروی انتظامی؛ احساس امنیت یا ناامنی؟!

درخواست حذف اطلاعات


بسم الله الرحمن الرحیم


حضور نیروی انتظامی؛ احساس امنیت یا ناامنی؟!


اگر شما در یک بیابان باشید و حضور پلیس را در آن احساس کنید، خوشحال میشوید و احساس امنیت میکنید.


اگر در محله شما کلانتری و پلیس وجود داشته باشید از بابت امنیت محله خود اطمینان پیدا میکنید.


اگر اطلاعات مفیدی درباره یا قاچاقچی داشته باشید آنرا در اختیار پلیس میگذارید تا برای برخورد با متخلفین از آن استفاده کند.


اما چرا وقتی در یک جاده پلیس راهنمایی و رانندگی را میینیم، حتی اگر هیچ خلافی هم مرتکب نشده باشید، احتمالا احساس ناامنی یا انزجار به ما دست میدهد؟


چرا سعی میکنیم به ماشینهای روبرو علامت دهیم تا در دام پلیس راهنمایی نیفتند؟!


چرا پلیس انتظامی با پلیس راهنمایی رانندگی برایمان اینقدر متفاوت است؟


با دیدن یکی احساس امنیت میکنیم، از دیگری احساس ناامنی؟ با یکی همکاری میکنیم که به هدفش برسد اما با دیگری کاری میکنیم که به هدفش نرسد؟


آیا مردم مشکل دارند یا پلیس راهنمایی و رانندگی؟!


شاید این تفاوت فاحش به این خاطر باشد که بیشتر افراد سختگیری بیجای پلیس راهنمایی را تجربه کرده اند و احساس میکنند تلاش او برای جریمه است نه حفظ جان مردم یا دیگر اه انسانی.


شاید به این خاطر که دیده اند اگر یک راهنمایی لج کند، آنقدر بهانه جویی میکند تا موردی را برای جریمه پیدا کند.


شاید به این خاطر که پلیس ساعتها در کنار خیابان و جاده بی تفاوت مینشیند و زمان کارش را با چند جریمه سپری میکند.


شاید رشوه، شاید بی ادبی، شاید زورگویی و شاید ...


شاید هم همه مردم مشکل دارند و فقط پلیس راهنمایی حق مطلق است.


فقط امیدوارم مسئولین حد اقل به این تفاوت جدی نگاه مردم در برخورد با پلیس انتظامی و پلیس راهنمایی پی ببرند. 





منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/147/حضور نيروي انتظامي؛ احساس امنيت يا ناامني؟!/




ماه رمضان در مطب !

درخواست حذف اطلاعات

 


آقای عکاشه (ارتوپد معروف) برای یکی از بستگان عمل جراجی انجام داده و روز 16 ماه رمضان مراجعه مجدد داشته؛


مشاهده کرده که در ماه رمضان عکاشه هنگام اذان به همگی مراجعان افطاری میدهد.


کار جالبی که از یک پزشک تاثیر زیادی دارد...


برای ایشان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/149/ماه رمضان در مطب دکتر!/




الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا...

درخواست حذف اطلاعات

 


الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا...




فکر می با چند حرکت اساسی و کلان میشود در راه خدا قرار گرفت و با خیال راحت ادامه داد یک حرکت اساسی طلبه شدن بود؛ اما پس از مدتی دیدم کافی نیست و راه سخت است! چند حرکت اساسی دیگر هم اما باز هم دیدم هنوز راه طولانی و سختی وجود دارد!


اما معلوم میشود که تلاش و نبرد برای رستگاری و چیره شدن بر هوای نفس راهی است طولانی و هر روز هم باید آمادگی داشت برای مواجهه با موانع و مشکلات جدید...




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/151/الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا.../




تبعات گناه برای اطرافیان

درخواست حذف اطلاعات

اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:


 


الذنب‏ شؤم على غیر فاعله‏ إن عیره ابتلی به و إن اغتابه‏ أثم و إن رضی به شارکه.


 


گناه براى غیر گنا ار نیز شوم است؛


اگر گن ار را عیب کند بدان مبتلا شود


اگر غیبت او کند گن ار شود


اگر به گناه او راضی شود شریک وى باشد!


نهج الفصاحه ص 493


 


 




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/153/تبعات گناه براي اطرافيان/




جنگ فرهنگی . . .

درخواست حذف اطلاعات


جنگ فرهنگی




جنگی که کشورهای غربی بر ضد ایران در پیش گرفته اند، بدتر از پرتاب بمب اتمی بر روی هیروشیما است. اگر در آنجا مجموعا 200 هزار نفر کشته شدند، باز ژاپن قابل بازسازی بود. اما آنها در ایران سرنگونی نظام را از طریق نابودی پایه های اجتماعی، فرهنگی ، مذهبی... آن دنبال میکنند. با این کار فقط نظام سرنگون نمیشود، بلکه تمام ایران و فرهنگش، احتمالا در حد غیر قابل جبران از بین خواهد رفت. زیرا ت یب فرهنگی قابل بازسازی نیست!


کتاب دریغ است ایران که ویران شود/ پرفسور فرامرز رفیع پور ص 435




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/154/جنگ فرهنگي . . ./




شه 21

درخواست حذف اطلاعات


  •   و مسأله جهانی شدن


    از سخنان حنفی چنین برمی‏آید که در مسأله جهانی شدن، دیدگاه تعیین‏کننده‏ای ندارد و به نظر او اساساَ اختلاف در بین چپ و راست، بین سوسیالیسم و سرمایه‏داری، بین نظام ملی و نظام وابسته و بین خصوصی بودن و جهانی شدن، نزاع بین دیدگاه ی و غیر ی نیست؛ و اگر جهانی شدن از دیدگاه قابل فرض باشد باید از دیدگاه سایر ادیان و سایر تمدن‏ها مثل چین، هند، فارس و... هم قابل بررسی باشد.


    حاصل سخن حنفی آن است که چون نظریه‏ها و مکاتب ی از تکثر بلکه تعارض برخوردار هستند و هر یک به تناسب رویکرد ، اقتصادی و وضعیت اجتماعی یک متفکر پدید آمده‏اند لذا ارائه دیدگاه ی واحد از جهانی شدن با مشکل مواجه است، تنها چیزی که می‏تواند بیانگر دیدگاه ی واحد و بدون اختلاف باشد، مراعات مصالح مسلمین است که شناخت آن با آمارهای دقیق کمّی حاصل می‏شود و هیچ مکتب و مرامی در آن اختلاف ندارد. اختلاف فقط در تحلیل کیفی و استنتاج پیش می‏آید


    سرانجام حنفی به این نتیجه می‏رسد که شایسته آن است در این باره «رویکرد عربی» داشته باشیم چون عرب یک فرهنگ و تمدن است و دارای مصالح، وطن و تاریخ مشترک می‏باشد. باید به روش پدیدارشناختی که در هر تمدنی وجود دارد به تحلیل تجارب زنده از پدیده استقلال ملی و یا تبعیت از مرکز پرداخت. در این تحلیل، جهان در درون انسان است نه بیرون آن و قدرت به معنای بازگرداندن خارج به داخل و واقعیت به ماهیت و پدیده به معنا است و این علمی زنده و خلاق است نه مرده و منقول







  • 4- سه جریان اساسی در شه معاصر عرب‏


       حنفی شه معاصر عرب را به طور کلی در سه جریان اصلی تقسیم می‏کند که هر یک از آنها افراد و نسل‏های مختلفی را دربر می‏گیرند:


     الف) جریان اصلاح دینی، که پیشگام آن سید جمال‏الدین اسدآبادی و سه نسل بعد آن عبارتند از عبده، رشید رضا و حسن البناء و اینک نسل پنجم، گروه‏ها و جماعت‏های ی است که به نظر وی بحران این جریان در جماعت‏های ی معاصر پدید آمد؛


        ب) جریان لیبرالی که رفاعة طهطاوی پیشوای آن بوده و بعد از او سه نسل دیگر عبارتند از احمد لطفی السید، قاسم امین، علی عبدالرازق، طه حسین و عقاد، اما بحران مربوط به نسل پنجم این جریان، بعد از انقلاب 1952 و تبدیل آن به حزب وفد جدید نزد خالد محمد خالد بوده است.


        ج) جریان علمی- سکولار که پیشتاز آن شبلی شمیل و سه نسل بعد از او، سلامة موسی، نیقولا حداد، یعقوب صروف، اسماعیل مظهر و زکی نجیب محمود اول می‏باشند و بحران در نسل پنجم آن یعنی زکی نجیب محمود دوم (دوگانگی علم و ایمان) پدید آمد. نقطه آغاز این جریان در حل مشکلات جامعه و فائق آمدن بر عقب‏ماندگی، دو چیز است، یکی رویکرد علمی داشتن به طبیعت و دوم رویکرد سکولاری به جامعه و سلب قدرت دینی از جامعه







  • 2- ارزی حنفی از جریان بیداری ی


    به اعتقاد حنفی نقطه آغاز این جریان به محمد بن عبدالوهاب در قرن دوازده هجری باز می‏گردد که تحت تأثیر ابن حنبل، ابن تیمیه و ابن قیّم قرار داشت. حرکتی که مدعی بازگشت به خلوص نخستین و منکر تأویل قرآن و اجتهاد بود. این جریان به کشورهای مختلف عربی و آفریقایی گسترش یافت تا اینکه نوبت به سید جمال‏الدین رسید.


    سید جمال بازگشت به اصول، نقادی سنت، پذیرش و به کارگیری اجتهاد، برخورد مثبت با دستاوردهای دنیای غرب و حرکت به سوی یک تجدد شرقی را دنبال می‏کرد.بعد از سید جمال، این فراگیر به وسیله شاگرد برجسته‏اش محمد عبده، به نصف تقلیل یافت زیرا عبده از ایده انقلاب دست کشید و از آن مأیوس بوده به ایجاد اصلاحات آموزشی و تربیتی طی چند نسل فکر می‏کرد .


    عبده از نظر حنفی در مسأله عدل به معتزله نزدیک شد و در موضوع توحید از آنان جدا گشت و اشعری مسلک گشت لذا نیمی از عبده روشن ش و نیمی دیگر محافظه کار و سلفی بود. وقتی نوبت به رشید رضا رسید، اصلاحی بار دیگر به نصف تقلیل و به سلفی‏گری آشکار تبدیل شد. رشید رضا بعد از عمری اصلاح‏گری و نو شی، از سید جمال و عبده جدا شد و به دامن محمدبن عبدالوهاب پناه برد. تا اینکه نوبت به حسن البناء رسید. سلفی‏گری را با حماسه و نگاه فراگیر و استعمارستیز سید جمال به هم آمیخت و تلاش کرد نقص سید جمال را در بسیج توده‏های مسلمان جبران نماید. لذا بزرگترین ی به نام «اخوان‏المسلمین» را پدید آورد که از درون آن گروه‏های ی معاصر ظهور کرد.


    حنفی معتقد است که جریان اصلاح دینی به نتیجه‏ای خلاف آنچه که آغاز کرده بود، رسید؛ زیرا نقطه آغاز این جریان دفاع از مسائل و موضوعات «انسانی» و اجتماعی در مقابل استعمار و استبداد بود در حالی که نتیجه این جریان دوباره به محوریت «الهیات»، حکومت خدا، اجراء شریعت و حدود الهی برگشت







  • ارزی حنفی از انقلاب ی ایران


    سخنان حنفی در این باره تا حدودی دربردارنده نکاتی مثبت ومنفی است، اعتراف به تأثیر انقلاب ی در جریان‏های ‏گرا و افزایش بیداری ی، تأکید بر وحدت ملّی حاصل از همه نیروهای ی و سکولار در پیدایش انقلاب، اصرار بر حضور همه نیروهای فوق در استمرار انقلاب، ترس و واهمه کشورهای عربی منطقه خلیج فارس از ایران ی از روی توهم و گاه حقیقت و... موضوعاتی است او که مطرح می­کند.


    حنفی انقلاب ی را زنده کننده آمال و آرمان مسلمین، تحقق‏بخش اه سید جمال، بازسازی کننده انقلاب عربی و پروژه ملی امت عربی می‏داند که جمال عبدالناصر آن را متبلور ساخت. به نظر او انقلاب ی نوع جدیدی از ناصریسم ی یا ناصری است که بحران تقابل بین اخوانی‏ها و انقلاب (مصر) را پشت سر گذرانده و (قدس سره) همان ناصر جدید است که بین آن دو مصدق فاصله شده است و ناصر هم (قدس سره) قدیم است که بینشان سید قطب قرار گرفته است.


    حنفی موضع بدبینانه کشورهای عربی منطقه از ایران و اتهامات آنها مبنی بر تصرف جزایر سه‏گانه، و یا عدم پذیرش صلح در زمان جنگ، ورود در خاک عراق و... را بدون داوری خاصی نقل می‏کند و البته ادبیات او در این زمینه نشان از پذیرش دارد، مثلاً جنگ هشت ساله ایران و عراق را جنگی بی‏هدف تعبیر می‏کند و ترس اعراب از انقلاب ی را احیاناً به حق و گاه توهم می‏خواند، و یا استمرار جنگ و ورود ایران به خاک عراق جهت دفاع را ایران نام می‏نهد


    از نظر حنفی انقلاب ی حاصل جبهه‏ای گسترده و ترکیبی از همه نیروهای ملّی اعم از دینی، چپ و لیبرالی به هدف سرنگونی نظام شاهنشاهی و استبداد به وجود آمد، لذا به زعم او متلاشی شدن این جبهه یکی از لغزش­های اساسی انقلاب ی و سبب پایان انقلاب خواهد بود. خطر از نظر او تسلط یک ایدئولوژی بر ایدئولوژی‏های دیگر، زیر زمینی شدن آنها و از بین رفتن گفتگوی ملّی است.


    دومین چالش انقلاب ی در نگاه او این است که بعد از پیروزی انقلاب ی، برای تأسیس حکومت، نیاز به نظریه بود، عواطف دینی مردم و ی کاریزماتیک (قدس سره)، فکر و نظریه تولید نمی‏کرد. انقلاب هر چند ی بود امّا کدام ؟! فقه جعفری و اجتهادی که (قدس سره) مطرح می‏کرد نمی‏توانست شه و فکر انقلاب باشد،


    انقلاب بعد از پیروزی باید به دنبال تحقق ایده‏های خود از قبیل رفع مسأله عقب‏ماندگی و مسأله فقر و دیگر مشکلات اجتماعی باشد. حنفی در ادامه چنین می‏افزاید: عقب‏ماندگی فقط فقر نیست بلکه قالب‏های ذهنی و روانی مردم را هم شامل می‏شود، وقتی که مردم به دنبال تبرک قبور مقدس ائمّه و ‏زادگان هستند و پول و هدایا به قبورشان تقدیم می‏کنند و به برکت آل البیت و توجه آنها، خودشان را تطهیر می‏دهند، گمان می‏کنند مشکل آنها حلّ شده است




  • نتیجه


    حنفی نمونه ای است از تأثیرگذاری علم مدرن در دنیای و تأثی ذیری شمندان از آن در بازخوانی میراث ی است. رویکرد چپ یا مار یستی، پدیدارشناختی، اومانیستی، نسبیت گرائی، فایده گرائی و سکولاریسم را در تحلیل های حنفی از میراث ی به خوبی می توان مشاهده کرد.


    حنفی، عقل پوزیتیویستی (وضعی) را مبنای خود قرار داده است؛ عقلی که مرجعیت وحی را ردّ می‏کند و بر فرو کاستن و حصر حقیقت در حوزه حسّی اصرار می‏ورزد. از این رو است که حنفی خواهان پا ازی زبان عقلی از الفاظی مانند: «خدا، بهشت، آتش، آ ت، حساب و عقاب، صراط، میزان و حوض» می‏شود


    با نشستن انسان به جای خدا و دادن قدرت مطلقِ تولید معارف و علوم به عقل پوزیتیویستی ـ که خاستگاه آن واقعیت حسّی است ـ عقل پیرو واقعیت محسوس و وحی تابع عقل پوزیتیویستی فرو کاسته می‏شود. به این ترتیب نگرش توحیدی به هستی ـ که در وحی نهفته است ـ کنار زده می‏شود و نگرشی جای آن را می‏گیرد که در پی بازسازی اصول دین از راه انتقال «از عقل به طبیعت، از روح به ماده، از خدا به جهان، از نفس به بدن و از وحدت عقیده به وحدت رفتاری است.


    رضوان السید در تحلیلی معتقد است که کار جابری نسبت به حسن‏ حنفی به دلیل انسجام درونی کار جابری که در کار حنفی کمتر به چشم‏ می‏خورد، برجستگی بیشتری دارد.


    سید صادق حقیقت در مقاله «مثلث فکری در جهان عرب» می گوید: حسن حنفی، در خلال صحبت‌هایی که در همایش مفید (1386)  با هم داشتیم، می‌گفت: «ابوزید برخی از دروسش را نزد من خوانده است و محتوای فکری‌مان به هم شباهت دارد؛ با این تفاوت که آنچه من در مجامع آکادمیک با ملاحظه و احتیاط مطرح می‌کنم، او به شکل علنی به سطح جامعه می‌کشاند و حساسیت‌هایی را برمی‌انگیزد».






منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/144/انديشه 21/




شه 23

درخواست حذف اطلاعات

  •  


    • غرب‌گرایی در دو بُعد ملی‌گرایی و مشروطه‌خواهی، ره توشه فرهنگی- این جوامع در مرحله ت‌سازی و استقلال و تشکل داخلی بود. همراه با این هم‌گرایی کامل با غرب، فکری عظیمی برای نوسازی و مأنوس‌سازی آن و نشان‌دادن قابلیت آن برای تطابق با سیاست‌های جدید و فرهنگ‌های وارداتی به راه‌افتاد


      قرن نوزدهم شاهد برخی تردید‌های جانبی درباره‌ی امکان پیاده شدن الگوی تمدنی غربی در دیار مسلمانان و در عرصه زندگی‌شان بود، اما پس از جنگ جهانی دوم که تمدن غربی، ت‌ها، نظام‌ها و نهادهای ما را شکل داد، این تردیدها تقریباً از بین رفت و تلاش برای هم سازنشان دادن با تمدن غرب در همه امور، فزونی گرفت. مقایسه‌هایی میان نظام خلافت و پادشاهی مشروطه انجام شد و در نتیجه، دیگر تفاوتی میان این دو احساس نمی‌شد.


      وقتی که قصه گفتمان ی یا فرهنگ و شه نخبگان مسلمان در مورد موضع نسبت به تمدن و نظام‌های اروپایی چنین باشد، دیگر رابطه با نظامی‌های سوسیالیستی، نباید چندان تفاوتی می‌داشت. احمد شوقی (شاعر مصری) زود هنگام به این نتیجه رسید که (ص) پیشوای سوسیالیست‌ها و اولین منادی سوسیالیسم در تاریخ است. دهه‌ی چهل و پنجاه مالامال از کتاب‌هایی است که از سوسیالیسم یا عد اجتماعی سخن می‌گفت.


      ابوالاعلی مودودی در دهه‌ی چهل اعلام کرد دینی متمایز، فراگیر و ناسخ شریعت‌ها و یگانه میان تمدن‌هاست خدای بزرگ می‌گوید: «و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون» لذا دو ح بیشتر وجود ندارد: یا حاکم بر روی زمین می‌شود و یا این که پا می‌گیرد و در منطقه‌ای برتری می‌یابد و پایه‌اش را محکم می‌کند و آماده خیزش و سیطره‌ی و گسترش می‌شود و ح میانه‌ای ندارد. ، دموکراسی و لیبرالیسم نیست. مشروطه‌خواه و یا ناسیونالیسم نیست. ، تنها است.


      از نظر مودودی طاغوت در تمدن حاضر موجود است و در تمدن غرب که با فتنه‌ها و فنون خویش بر انسان غربی چیره شده و او را به بردگی کشانده و ریسمان‌های فرهنگی و ‌اش را به سوی مسلمانان پرتاب کرده تا دین‌شان را نابود کند؛
       تمامی آثار مودودی در نیمه‌ی دوم دهه‌ی پنجاه و در طول دهه‌ی شصت، به عربی ترجمه شد.


      روشنفکران مسلمان عرب در دهه‌ی پنجاه، مودودی را شناختند، اما در دهه‌ی چهل، مبارز ایرانی نواب صفوی که با خشونت و ترور و نبرد مردمی با غرب و غرب‌زدگان رو‌برو شده بود، در قاهره و شناخته شده‌بود؛ چنان که در و قاهره و اردن، ابوالحسن ندوی مسلمانِ هندی‌الاصل- را می‌شناختند .ندوی منادی خالص و همه‌جانبه و دور از خشونت بود، اما می‌خواست به هر‌شیوه‌ای به قدرت دست یابد تا با لیبرالیسم غربی که آن را زهر کشنده‌ای برای مسلمانان می‌دانست- مبارزه کند.


      ندوی در کت که در سال 1957 به زبان عربی از او منتشر شد، هشدار داد «ایده‌ای غربی» وجود دارد که در راه سیطره بر همه جهان و از جمله جهان است و باید «ایده‌ای ی» تدارک دید که بتواند با این ایده برتری جوی و مسلط و خزنده رویارو شود.


      روشنفکران مسلمان و به ویژه بسیاری از عرب‌ها که پیش‌تر نوشته‌ها و شه‌هایی درباره‌ی لیبرال‌بودن و هم افق‌بودن آن با تمدن معاصر عرضه کرده بودند، رو به ‌پی‌ریزی گرایشی انتقادی به نظم و تمدن معاصر و نشان دادن برجستگی و تمایز نسبت به آن آورند. توشه‌ی فرهنگی این موج که در نیمه‌ی دوم دهه‌ی پنجاه آغاز و در نیمه‌ی اول دهه شصت به طوفان تبدیل شد، کتاب‌های غربی‌ای بود که در اوایل جنگ جهانی دوم عرض شد.


          در این کتاب‌ها به رسواگری مادی‌گرایی و غیر انسانی بودن تمدن غربی و ساز و کارهای آن پرداخته شده بود که سبب‌ساز دو جنگ کشنده‌ی جهانی بودند؛ کم‌کم نوشته‌های ی ویژه این موضوع، روبه فزونی گرفت و در این کتاب‌ها حملات پراکنده‌ای به مادی‌گرایی و سرمایه‌داری و مادی‌گرایی (ماتریالیسم) مار یسم شد.   


      نوشته‌های ی، که سرمایه‌داری و مار یسم را بی‌ارزش می‌شمرد، در آغاز برنوشته‌های غربی‌ای مبتنی بود که در فضای چالش‌های جنگ سرد بین دو ابرقدرت نوشته شده بود. سپس اوضاع نخبگان مسلمان بهبود یافت؛ چندان که آنان اقدام به وضع الگوی ی، ایدئولوژیک و ‌ای برای رویاریی با الگوها و تمدن‌ها و نظام‌های قدیم و جدید دیگر د.


      کتاب «معالم فی الطریق» (نشانه‌هایی در راه) سید قطب در سال 1964 در زمینه رویارویی فرهنگ ی با چالش‌های معاصر، در حد فاصل دو دوره یاد شده بود. سید قطب بر میراث انتقادی نویسندگان ‌گرای دهه‌ی چهل و پنجاه و به ویژه مودودی و ندوی تکیه زد تا از خاستگاه فکری ایده «حاکمیت الاهی» که آن را ستون فقرات الگوی ی و هویت اختصاصی قرار داده بود، سخن مشخصی در باب سیاست و فرهنگ بگوید.


      در نظر سید قطب، قضاوت درباره‌ی هر آنچه در سرزمین مسلمانان جریان دارد، با یک پرسش اساسی ممکن است: این که چه ی در عرصه شه و فرهنگ و سیاست و حکومت، حکم می‌راند؟ خدا (شریعت خدا) یا طاغوت (قوانین و رجال و نظام‌های طاغوتی)؟! هر آنچه جز است، جاهلیت و گمراهی و طاغوت است.


      هدف تلاش‌های فرهنگی ی در دهه‌ی پنجاه، تدوین نشانه‌های الگوی ی در رویارویی با «تمدن عصر گمراهی» بود. اما این «تمدن گمراه» امری خارجی و تهدید‌کننده نبود، بلکه در قالب شیوه‌های زندگی و شه و نظام مسلط، در درون سرزمین مسلمانان نمود یافته بود. این مبارزه فرهنگی و می‌بایست از پنجه در افکندن با دشمن ناشناخته خارجی به رویارویی با طاغوت مسلط داخلی تغییر می‌یافت.


       از این رو، لازم بود تا ‌گرایانِ در تشکلی پیشتاز، یگانه شوند و طاغوت درونی را در هم بکوبند تا شریعت خدا بر سرزمین تاریخی حکم براند. پس از آن در هر مسئله‌ای حرفی برای گفتن خواهند داشت.









  • مراحل گفتمانِ ی در پاسخ به چالش‌های یک قرن از نظر رضوان السید


    از نظر رضوان السید تا قبل از نیمه دوم قرن نوزدهم مواجه با غرب دارای بعد نظامی بود مثل ‌های ی‌ در هند، ‌های دیگری مانند سنوسیون (لیبی)، مهدیون (سودان)، عر ون (مصر) که از بُعد نظامی با غرب رویارو شدند.


    اما در طی یک قرن یعنی از نیمه دوم قرن نوزدهم تا پایان نیمه اول قرن بیستم، گفتمان ی در سه مرحله با چالش‌های تازه رویارو شده است:


     


    1. مرحله نخست، دوران رواج‌ شه‌های نوسازی و مشارکت مجدد آن در تمدن معاصری بود که دارای نقاط منفی زیادی است، اما همه‌اش مردود نیست؛ زیرا جوهره‌ای انسانی دارد و در بسیاری از محور‌های اساسی با یا با آن- تلاقی و اشتراک دارند. بر اساس این رهیافت، مسلمانان می‌باید بهترین عناصر موجود را در تمدن معاصر که با دین و میراث و تمدن‌شان تضاد ندارد- برگیرند.


    2.مرحله‌ی دوم مرحله‌ای انتقادی و بنیان‌کن بود و نشان دهنده سرخوردگی و نا امیدی مسلمانان از تمدن معاصر غرب بود. در این مرحله، الگوی تمدنی- ی ویژه‌ای در زمینه‌های مختلف اجتماعی و مطرح شد. بر اساس این الگو، چالش‌های طبقاتی و قومی را به رسمیت نمی‌شناسد. دموکراسی یا سوسیالیسم نیست، اما الگوی یگانه‌ای را در باب اجتماع و سیاست به جهان عرضه می‌کند که فراتر از مادیت و شرور تمدن معاصر است.


    3. مرحله سوم که هنوز هم شاهد تولیدات فرهنگی آن هستیم، دو وجه تمایز عمده دارد:


         أ. ‌شدن شدید


        ب. به مدد ‌شدن شدید ، دین از ح ایدئولوژی مبارزه در مرحله اول به ایدئولوژی‌ای برای رسیدن به قدرت تبدیل شد.


       







  •   ارزی رضوان السید از مراحل سه گانه


     1. پیش‌گامان مرحله نخست در فرهنگ رویارویی با چالش‌ها، نخبگانی بودند که در راه‌اندازی ‌ها و وضع قوانین اساسی ت‌های جدید مشارکت داشتند و در راه رسیدن به استقلال به شیوه‌ی غربی‌اش- مبارزه د.


        2. اکثریت قاطع پیش‌قراولان مرحله‌ی دوم نسبت به نظام‌های غربی و تاریخی شناخت عمیقی داشتند و دریافته‌بودند که چالش‌، چالش تمدنی و به تعبیر مالک‌بن نبی- چالش شه‌ها و الگوهاست.


         3. پیشتازان مرحله سوم که هنوز هم ادامه دارند، از آگاهی متوسط ی و غربی برخوردارند. از این رو، غالب نوشته‌های‌شان نشانه فرهنگی برجسته‌ای ندارد، بلکه به مثابه اعلامیه منادیان انقلاب و جهاد، و ویران‌گری ساختارهای رایج است.







  • زیست‌گاه ایدئولوژیک و ‌های ی معاصر


    رضوان السید در تبیین خواستگاه ایدئولوژیک احزاب ‏گرای معاصر بر سه مسئله تأکید می‏ورزد:
    1. شیوه‌های به کارگیری نصوص فقهی و مقطعی قدیمی از سوی مبارزه‌جویان مسلمان؛
    2. ماهیت ایدئولوژیک بیانیه‌های مقطعی ؛


    3.نتایج و آثار این ایدئولوژی‌ها بر جامعه داخلی و ِ سنتی.





1.      شیوه‌های به‌کارگیری نصوص فقهی:



‌گرایان حزبی، نصوص عام قرآنی را که مربوط به مسایل کفر و ایمان و نزاع بین مسلمانان مدینه و دشمن قریشی مکه است به همان شکل که درباره‌ی نزاع با دشمن خارجی نازل شده است، به‌کار نمی‌گیرند، بلکه برای مبارزه با جاهلیت کافر موجود در درون مرزهای ، علم می‌کنند. زمانی هم که چاره‌ای جز تعیین نداشته ‌باشند، به فتاوای ابن تیمیه و شاگردانش مانند ابن‌کثیر با شاگردان شه او مانند محمدبن‌عبدالوهاب پناه می‌برند.



اشکال و نقدی که متوجه این تبیین است آشکار می‏باشد. بهره‏گیری از آموزه‏های عام قرآنی به اقتضاء شرائط فرهنگی و تاریخی هر زمان مبتنی بر منطق جهانی بودن قرآن و روش اجتهادی است.



2. ماهیت ایدئولوژیک بیانیه‏های :



 رضوان السید معتقد است که ‏های ی معاصر عقیدتی، احیائی و ایدئولوژیک هستند و نه ، و نام‏گذاری آنها به به دلیل مقابله حکومت‏ها با آنها و طرفداری مردم از آنها است. آنان راه و روشِ ‌ مخالفی به هدف اصلاح و یا آنچه اصلاح می‌پندارند نمی‌پیمایند بلکه راه و روش رهایی‌بخش و نجات‌بخش دین و نه جامعه را در پیش می‌گیرند.



لذا می‏گوید: از این‌رو معتقدم ‌های ی معاصر ( ‌های صوفیه، ابن تیمیه، محمد بن عبدالوهاب، ‌های نوزایی ی در سرزمین‌های عثمانی و خارج از آن را در قرن نوزدهم، اخوان‌المسلمین در قرن بیستم و دیگر ‌های ی) در اساس، ‌هایی احیایی و شبیه ‌هایی است که در دین یهود و یت سابقه دارند. در سراسر تاریخ ما نیز چنین ‌هایی گه‌گاه، سر برآورده‌اند.
غالب این ‌ها، ماهیت یا آثار نداشته‌اند.



او در عین حال می‏گوید شک نیست که این ‌ها دارای تأثیرات هستند و یا تعمد به داشتن اثرگذاری دارند، ولی این بدان معنا نیست که دارای اه ی باشند. آنان تأثیرگذاری را برای پیاده برنامه‌های دینی خود با هدف حفظ و خالص داشتن هویت ویژه خویش می‌خواهند، اما شدنِ شدید ‌های ی معاصر که امروزه مشاهده می‌شود، ناشی از اوضاع استثنایی‌ای است که جامعه و ت در کشورهای عرب و جهان دارد.



اوضاع استثنائی به این بیان که ‌های ی به سبب بحران‌های اجتماعی و اقتصادی و و تنگناهای بزرگ نمادین موجود در این کشور‌ها به ‌هایی مردمی و گسترده تبدیل شده‌اند و این سبب برخورد با قدرت‌های حاکم و کشیده شدن چالش‌ به میدان اجتماع شده است. هرگاه شدت چالش فزون‌تر می‌شود صبغه‌ی این ‌های هم تندتر می‌شود، اگر چه زبان و اه ، هم‌چنان دینی، اعتقادی، شعائری و نمادین است.



نقد:



این تحلیل رضوان السید هم به وضوح دنبال تفکیک دین از سیاست و اه دینی از اغراض است در حالی که چنین تفکیکی را ‏گرایان به رسمیت نمی‏شناسند.



   3. نتایج این ایدئولوژی‌ها بر سنتی و جامعه مسلمین:



    أ. بیمناکی رجال دینی:



آثار و نتایج این ‌های ایدئولوژیک بر نگرش سنتی از ، مختلط، و نیازمند تاملی بیش‌تر است؛ زیرا رجال دینی سنتی با آزردگی و نا سندی به این ‌ها می‌نگرند و از خطر این ‌ها بر خودِ بیم‌ناک‌اند. بیم آنان ناشی از آن است که این ‌ها، موضوع قدرت را پایه تمام می‌دانند.



به عبارت دیگر، بر اساس گستردگی سنتی‌ای که به عنوان دینی جهانی بدان شناخته شده بود، عرف، شعائر و آداب و شیوه حیات را مهم‌ترین اجزای می‌داند، اما با ربط ‌دادن وجود و عدم به طور مطلق به یکی از اشکال متصور قدرت که خلافت باشد؛ آن گستردگی شناخته شده ، پوشیده می‌ماند.



     ب. گسست و پراکندگی در جامعه:



اما از جهت تأثیر آن بر جامعه شک نیست که این ‌ها از حمایت و اقبال توده‌های وسیع در تمام جهان برخوردارند، اما آنان در همه جا موفق به ایجاد انسجام و همبستگی نشده‌اند، و بلکه حوادث سال‌های اخیر نشان دهنده آن است که اینان در بسیاری از جاها عامل تجزیه و پراکندگی بوده‌اند و فراوان تهمت کفر و فسق را در بین خود رد و بدل می‌کنند.



رضوان السید کتاب «معالم فی‌الطریق» سید قطب را بیانیه بنیادین احزاب مبارزه‌جوی ی می‌داند که همه جماعت‌ها و گروه‌های ی مبارز دست‌کم در سطح جهان عرب از بین سطور این کتابچه، سربرآورند.



     سید قطب در این کتاب می‌گوید:



جوامع کنونی همگی جوامع جاهلی و غیر ی‌اند... و هیچ ارتباطی با هرآنچه که امروزه بر روی کره زمین در جریان است، ندارد؛ زیرا حاکمیت از آن نیست وتنها جایگزین برای این اوضاع دروغین، نخست و پیش از هر چیز، ب ایی جامعه‌ای ی است که را شریعت خود قرار داده باشد و هیچ شریعت دیگری را بر نتابد...



سید قطب در جایی دیگر می‌گوید: برای رویارویی با جامعه جاهلی، درجه‌ای از قدرت لازم است، قدرت اعتقاد و تصور، قدرت اخلاقی و خودسازی، قدرت سازمان‌دهی اجتماعی و دیگر انواع قدرت که به مدد آن می‌توان با جامعه‌ی جاهلی رویارو شد.



فقره‌ای که از سید قطب آورده شد، در بردارنده‌ی دو ایده‌ی نظری اساسی و رایج است که خاستگاه و استنادگاه گروه‌های مبارز است و آن دو ایده، ایده جاهلیت و ایده حاکمیت است.



یعنی آنچه امروزه در جهان یافت می‌شود، حکومت بشر و طاغوت‌های بشری در برابر الوهیت و حکومت و شریعت خدا است. بنابر این، برای زدودن زنگار جاهلیت از سیمای توحید باید اقلیتی مؤمن قیام کنند و آگاهانه از ارزش‌های و انگاره‌های جاهلیت کناره گیرند وعمل خود را برای خدا خالص کنند، تا زمانی که کارهاشان سامان گیرد و برسر جاهلیت فرو ریزند و بناهایش را قلعه به قلعه ویران سازند و حکومت خدا را به روی زمین باز گردانند.



نتیجه‌ای که رضوان السید می‌گیرد آن است که ‌گرایی احیایی بحران‌زده، نتوانست به بدیلی برای وضع بحرانی حاکم در فرهنگ و سیاست جوامع ی تبدیل شود (43).



درست است که نصوص دینی و تاویلات آن، راه‌های قابل اعتمادی در میراث و ریشه‌های فکری ما دارد، اما این تأویلات در خلأ و تنها مبتنی بر ساختارهای زبانی و اصولی و کلامی انجام نمی‌شود، بلکه فضای فرهنگی- تأثیر بالایی در آن دارند.




مشکل اساسی مبارز این است که از اوا دهه‌ی شصت در محیط‌هایی تهی از فرهنگ و سیاست سربرآورد و رشد کرد. فرهنگ چپی که در دهه‌ی شصت رواج داشت و نظام‌های استبدادی که از زمان‌های دورِ بی‌آغاز و بی‌پایان! رواج داشته و دارد، عوامل تهی‌شدن این محیط‌ها و جوامع از فرهنگ و سیاست‌اند. زمانی که آثار سیدقطب یا شیخ قرضاوی یا علی بلحاج را می‌خوانم که همگی از قطعیت راه حل ی سخن می‌گویند فوراً به یاد ادعاهای جبری‌بودن روند تاریخی یا قطعیت راه‌حل سوسیالیستی می‌افتم. این شه، تکراری و دارای مبنایی واحد است (44).



بنابراین، شگفت نخواهد بود اگر جبر ی را همان جبر مار یستی با س وشی ی بدانیم. من زمانی که می‌شنوم ‌گرایان از قدرت مطلقه خلیفه یا شریعت سخن می‌گویند، برایم سیمای عمربن‌خطاب یا علی‌بن ‌طالب مجسم نمی‌شود، بلکه سیمای حاکمان معاصر عرب در پیش چشمانم رژه می‌روند. این ‌گرایان جوان‌اند و متوسط عمر بزرگشان به چهل سال نمی‌رسد. اینان در کجا سربرآوردند؟ در کجا تحصیل د؟ سرچشمه‌های فرهنگی که اینان از آن سیراب شده‌اند، کدام است؟ (44)



با این حال ‌گرایانی که در برخی کشورها مانند سودان و ایران و افغانستان و آذربایجان به قدرت رسیده‌اند، با فعالیت‌ها و رفتار‌های حکومتی کنونی خویش الگوی شایسته‌ای برای آینده فراهم نساخته‌اند.
معضله فرهنگی و فرهنگی- هم‌چنان باقی است؛



 از نظر رضوان السید امروزه بیداری‌گرا می‌تواند به پیروزی‌هایی که در ابعاد شعائر و هنجارها و نمادها در سطح جامعه و ت به دست‌آورده اشاره کند، در حالی که ماهیت عقیدتی شه ی بیداری‌گرا، مانع تبدیل آن به بدیلی قانع‌کننده در سطح فرهنگی و ‌شده است.




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/146/انديشه 23/




صفات ناپسند اخلاقی

درخواست حذف اطلاعات

 


همیشه یک نقص باعث بروز صفات ناپسند اخلاقی میشود!


 


آدم حقیر دوست دارد دیگران را تحقیر کند


آدم عاجز پشت سر دیگران غیبت میکند


آدمی که توان رویارویی با واقعیات را ندارد به دروغ رو می آورد


آدمی که رانندگی بلد نیست تند میرود


آدمی که شخصیتش در معرض خطر قرار گرفته از خودش تعریف میکند


آدمی که میترسد مورد تایید دیگران قرار نگیرد خودش را به دلخواه دیگران میسازد


آدمی که جایگاهش را در معرض خطر میبیند خیانت میکند


آدم ضعیف زود گارد میگیرد


آدمی که احساس ذلت م




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/148/صفات ناپسند اخلاقي/




عباس میرآخور

درخواست حذف اطلاعات


عباس میرآخور یک شخصیت برجسته و بسیار قابل توجه است که در تاریخ 12 آبان 94 موفق به دریافت دومین جایزه جهانی علوم انسانی ی شد. من متن خلاصه ای را درباره ایشان انتخاب کرده و در اینجا آورده ام:





عباس میرآخور در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد و در کنار پدر به اشتغال پرداخت اما به جهت علاقه بسیار زیاد به علم رهسپار کشور شد. وی پس از تحصیل بار دیگر به ایران بازگشت و تحقیقاتی را پیرامون اقتصاد ی در ایران انجام داد. وی پس از بازگشت دوباره به اقتصاد ی را مبنای تحقیقات خود در قرار داد.


 وی پس از اشتغال در صندوق بین الملل پول سایر پژوهشگران را به فعالیت در این زمینه تشویق کرد و پس از چندی موفق شد بانکداری ی را به عنوان یک روش علمی بانکداری در صندوق بین المللی پول به تصویب برساند.



وی بانکداری ی را به عنوان یک روش علمی بانکداری در صندوق بین المللی پول به تصویب رساند.


عباس میرآخور، که هم اینک خارج از ایران به سر می برد، به عنوان یک شخصیت کم نظیر در رشته اقتصاد و مالیه ی شناخته می شود و در بسیاری از محافل علمی و بانکی از وی جهت افتتاح محافل علمی دعوت به عمل می آید.


 از مقالات ایشان می توانیم به حرکت جوهری ملاصدرا اشاره کنیم که با معرفی چگونگی انتقال شه اقتصادی مسلمانان به اروپا همانند انتقال نظریات فلسفی و طبی ابن سینا ادامه یافت. اما مسئله ای که تحقیقات میرآخور را برجسته می کند تحقیقات وی پیرامون مسئله اقتصاد و بانکداری ی است و از جمله کتابهای ایشان ثبات مالی و ی است. در این کتاب به بحران مالی اخیر در پرداخته و شرایط اقتصادی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.


  میرآخور از معدود افرادی هستند که دانش قرآنی و مذهبی را یکجا با هم دارند و مقالات متعددی را درباره فلسفه ی در ارائه د. ایشان از مبلغین مکتب شهید صدر می باشند



منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/150/دکتر عباس ميرآخور/




زیباییهای ایران

درخواست حذف اطلاعات

زیباییهای ایران




ماه رمضان سال 1396 به دو کشور آفریقایی کنیا و زیمبابوه سفر . بر خلاف تصور همگان که فکر میکنند این کشورها بسیار گرم و سوزان هستند، این دو کشور هوای بسیار معتدلی دارند. در کنیا دو فصل وجود دارد؛ بهار سرد و بهار گرم. در محل اسکان ما که یکی از بهترین مکانهای نایروبی بود، نه امکانات سرمایشی بود نه گرمایشی چون نیازی نداشت. در سرما با یک پتو گرم میشوید و در گرما با باز پنجره هوای خنک دارید.


خلاصه اینکه طبیعت این دو کشور بسیار زیبا و بکر و اعجاب برانگیز بود.


اتفاقا در طول ی ال پس از این سفر به چند نقطه ایران سفر داشتم، به قشم و جزیره هرمز، اصفهان، یک مسافرت زمینی به مشهد و یک مسافرت هوایی به ساری و برگشت از ساری بصورت زمینی.


پس از سفر آفریقا حساسیتم به طبیعت بیشتر شده بود و در هرکدام از این سفرها زیباییهایی دیدم که واقعا اعجاب برانگیز بود و در نوع خودش بی نظیر.


جزایر ناز در قشم، کوههای زیبای جزیره هرمز، زیباییهای زیاد مسیر تهران تا مشهد در بسیاری از نقاط مانند گردنه آهوان، بینالود و... و همچنین زیباییهای استان مازندران همگی ارزش دقت و لذت از طبیعت خداوند را دارد.


اگر خدا لطف کند یک ایرانگردی خوب را برنامه ریزی کنیم.


و خدا را شکر که چشم من را به زیباییهای طبیعت باز کرد و همه جا دست زیبای او را در آفرینش میبینم.




منبع : http://hamsokhan.ParsiBlog.com/Posts/152/زيباييهاي ايران/