بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

هوش اجتماعی: پرقدرت ترین ابزار موفقیت

آخرین پست های وبلاگ هوش اجتماعی: پرقدرت ترین ابزار موفقیت به صورت خودکار از بلاگ هوش اجتماعی: پرقدرت ترین ابزار موفقیت دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



مسئولیت پذیری اجتماعی

درخواست حذف اطلاعات

می توان برای تعریف شایستگی مسئولیت پذیری اجتماعی (social – responsibility)از این عبارت استفاده کرد : توانایی بروز خود به عنوان یک عضو دارای حس همکاری، موثر و سازنده در گروه. مسئولیت پذیری اجتماعی، شایستگی است که ما را قادر می سازد مراقب تلاش های کاری خود باشیم و در راه علائق دیگران و گروه هایی خدمت کنیم که خارج از حیطه نیازهای فردی، اه ، و نگرانی های ما قرار دارند.

بار- آن معتقد است افراد مسئولیت پذیر در جامعه، " قادرند برای دیگران و همراه با آنها کاری را انجام دهند، دیگران را بپذیرند، همگام با وجدانیات خود حرکت نمایند، و قوانین اجتماعی را رعایت نمایند. این افراد به حساسیت های مربوط به روابط میان فردی احترام گذاشته و قادر به پذیرش سایر افراد هستند و از استعدادهای خود در راه صلاح جمع بهره می گیرند، نه این که فقط به صلاح خودشان فکر کنند. افرادی که نقصانی در این شایستگی دارند، ممکن است نگرش های ضداجتماعی را تصدیق کنند، در برابر سایرین، آزاردهنده عمل نمایند و پیوسته به دنبال بهره گرفتن از سایر افراد باشند".

مسئولیت پذیری اجتماعی، عامل اتصال و پیوند دهنده جوامع و گروه های اجتماعی است.

رفتار "مشارکتی" شامل تغییرات کندتر، منظم و حساس، کاهش هزینه های محیطی و اجتماعی، و توزیع مساوی و یکپارچه منابع، و برنده ها و بازنده های خیلی کمتر. دلیل این امر نیز بر این پایه استوار است که این نوع اه ، چند وجهی محسوب می شوند، ذاتاً میان رشته ای(interdisciplinary)، تلقی می شوند، و از فرآیندهای ساختاری و شهودی تبعیت می کنند و توسط تیم هایی هدایت می شوند که از میزان هیجانی بسیار بالایی برخوردار هستند. (هوش هیجانی و ی سازمانی – مارسیا هاگس و دیگران – علی محمد گودرزی – مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی).



منبع : آبی سان



منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/21/مسیولیت-پذیری-اجتماعی




مسئولیت پذیری اجتماعی

درخواست حذف اطلاعات

می توان برای تعریف شایستگی مسئولیت پذیری اجتماعی (social – responsibility)از این عبارت استفاده کرد : توانایی بروز خود به عنوان یک عضو دارای حس همکاری، موثر و سازنده در گروه. مسئولیت پذیری اجتماعی، شایستگی است که ما را قادر می سازد مراقب تلاش های کاری خود باشیم و در راه علائق دیگران و گروه هایی خدمت کنیم که خارج از حیطه نیازهای فردی، اه ، و نگرانی های ما قرار دارند.

بار- آن معتقد است افراد مسئولیت پذیر در جامعه، " قادرند برای دیگران و همراه با آنها کاری را انجام دهند، دیگران را بپذیرند، همگام با وجدانیات خود حرکت نمایند، و قوانین اجتماعی را رعایت نمایند. این افراد به حساسیت های مربوط به روابط میان فردی احترام گذاشته و قادر به پذیرش سایر افراد هستند و از استعدادهای خود در راه صلاح جمع بهره می گیرند، نه این که فقط به صلاح خودشان فکر کنند. افرادی که نقصانی در این شایستگی دارند، ممکن است نگرش های ضداجتماعی را تصدیق کنند، در برابر سایرین، آزاردهنده عمل نمایند و پیوسته به دنبال بهره گرفتن از سایر افراد باشند".

مسئولیت پذیری اجتماعی، عامل اتصال و پیوند دهنده جوامع و گروه های اجتماعی است.

رفتار "مشارکتی" شامل تغییرات کندتر، منظم و حساس، کاهش هزینه های محیطی و اجتماعی، و توزیع مساوی و یکپارچه منابع، و برنده ها و بازنده های خیلی کمتر. دلیل این امر نیز بر این پایه استوار است که این نوع اه ، چند وجهی محسوب می شوند، ذاتاً میان رشته ای(interdisciplinary)، تلقی می شوند، و از فرآیندهای ساختاری و شهودی تبعیت می کنند و توسط تیم هایی هدایت می شوند که از میزان هیجانی بسیار بالایی برخوردار هستند. (هوش هیجانی و ی سازمانی – مارسیا هاگس و دیگران – علی محمد گودرزی – مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی).



منبع : آبی سان



منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/21/مسیولیت-پذیری-اجتماعی




چگونه خوش بینی را چاشنی زندگی خود کنیم ؟

درخواست حذف اطلاعات

ندگی هیچ خالی از فراز و نشیب نیست. مطمئنا در خلال روزهایی که زندگی به کام شما بوده است، طعم تلخ اتفاقات مأیوس کننده را هم چشیده اید. اما آیا هنگام مواجهه با سختی ها، نیمه ی پر لیوان را می بینید یا دائما به نیمه ی خالی لیوان توجه می کنید؟ با جواب دادن به این سؤال مشخص می شود چقدر در زندگی روزمره تان خوشبین یا بدبین هستید. اگر در جواب، شجاعانه اعتراف کردید که بخش قابل توجهی از نگرش تان در زندگی به زهر بدبینی آلوده است، حتما نیاز دارید با مطالعه ی را ارهایی این عینک بدبینی را از چشمتان بردارید. با ما همراه باشید تا به اتفاق یاد بگیریم چگونه خوش بینی را چاشنی زندگی خود کنیم.

۱. احساسات خود را بشناسید و ببینید از اتفاقات خوب و بد چه تأثیری می پذیرید

خوش بینی به این معنی نیست که باید همیشه شاد باشید. اینکه به اجبار سعی کنید خودتان را حتی در مواقع بحرانی شاد جلوه بدهید، رفتار اشتباهی است. در عوض، خودتان را با گستره ی متنوع احساساتی وفق دهید که در مقاطع مختلف زندگی بروز می کنند و بپذیرید احساسات منفی مانند احساسات مثبت، بخشی طبیعی از تجربیات زندگی هستند. باید آگاه باشید سرکوب برخی احساسات خاص ممکن است منجر به پریشانی عاطفی شدید شود. اگر احساسات خود را محدود نکنید، در مواجهه با اتفاقات غیرمنتظره ی آینده می توانید سازگارتر و کُنِشگرتر ظاهر شوید. این رویکرد به شما کمک می کند در موقعیت های پیش بینی نشده خوشبین و منعطف باشید.

احساسات منفی می توانند در طول زمان به یک عادتِ شرطی تبدیل شوند. هرگز خودتان را به دلیل احساسات ناخوشایند سرزنش نکنید، چرا که با سرزنش ِ خودتان نمی توانید به مرحله ی رشد برسید و فقط در همان اتفاق پیش آمده دَرجا خواهید زد.

در عوض سعی کنید بفهمید چه اوقاتی احساسات منفی به سراغ تان می آیند. برای ردی زمان بروز احساسات ناخوشایند می توانید احساسات یا افکار ناخوشایندی را که در طول روز برای تان اتفاق می افتد، در یک دفترچه ی شخصی یادداشت کنید. سپس زمینه ی بروز این احساسات و افکار ناخوشایند را به دقت بررسی کنید و به دنبال را ارهای جایگزین برای رویارویی با این گونه احساسات و افکار باشید.

مثلا فرض کنید در حال رانندگی هستید که ناگهان یک ماشین دیگر، می پیچید و مسیرتان را می بندد. حالا فرض کنید از این اتفاق عصبانی شده اید، طوری که دست خود را روی بوق می گذارید و حتی سر راننده ی جلویی داد می زنید. در پایان روز، این اتفاق را به همین شکل در دفترچه تان یادداشت کنید. از احساس خود در آن لحظه بنویسید و واکنشی را هم که بلافاصله نشان دادید ذکر کنید. اما یادتان باشد رفتارتان را با برچسب «درست» یا «غلط» مورد قضاوت قرار ندهید و فقط به بازنویسی اتفاق پیش آمده اکتفا کنید.

سپس درباره ی چیزی که نوشته اید، اندکی تأمل کنید. آیا واکنشی که از خودتان نشان دادید، مغایر ارزش های مورد باور شما نبوده است؟ آیا رفتارتان با شخصیتی که از خودتان انتظار دارید، مغایرت نداشته است؟ اگر پاسخ به این پرسش ها مثبت بود، فکر می کنید کجای رفتارتان اشتباه کردید؟ به نظرتان، علت اصلی واکنش شما چه بود؟ شاید واقعا از دست راننده ای که ناگهان جلوی راه تان سبز شد عصبانی نبودید، بلکه این فرد را قربانی عصبانیتی کردید که از جای دیگری ناشی شده بود.

یادداشت اتفاقات نباید موجب درگیر شدن در احساسات منفی شود. باید از این تجربه ها درس بگیرید. از خودتان بپرسید: چه درسی در این تجربه هست که می تواند موجب رشد فردی شما شود؟ آیا می توانید از این تجربه برای رویارویی با سایر اتفاقات کمک بگیرید؟ اگر دفعه ی بعد با موقعیتی مشابه مواجه شدید، چگونه رفتار خواهید کرد که مطابق ارزش هایتان باشد؟ مثلا اگر درک کنید عصبانیت شما ناشی از روز پرتنشی بود، راحت تر می توانید بپذیرید دیگران هم اشتباه می کنند. به این ترتیب، یاد می گیرید بار دیگری که ی نسبت به خودتان رفتار مشابهی پیش گرفت، با طرف مقابل همدلی کنید. اگر از قبل درباره ی طرز رفتارتان نسبت به موقعیت های تنش زا پیش فرض داشته باشید، واکنش شایسته تری در چنین موقعیت هایی از خودتان نشان خواهید داد.

حتما بخوانید: ابراز احساسات؛ چگونه احساسات مان را به درستی بیان کنیم


۲. تمرینات ذهن آگاهی انجام بدهید

ذهن آگاهی (mindfulness) یکی از مؤلفه های کلیدی خوش بینی است که به شما کمک می کند در لحظه، بدون هیچ قضاوتی، به احساسات خود اذعان داشته باشید. اغلب اوقات، واکنش های منفی زمانی بروز می کنند که با احساسات خود بجنگید یا آن قدر مغلوب آنها شوید که یادتان برود می توانید واکنش تان را نسبت به احساسات خود کنترل کنید. برای اینکه بتوانید خودتان را در زمان هجوم احساسات منفی کنترل کنید، باید روی طرز نفس کشیدن تان تمرکز داشته باشید، هم جسم و هم احساسات تان را بپذیرید و به جای انکار احساسات خود از آنها درس بگیرید.

در مطالعات متعددی ثابت شده است مراقبه ی ذهن آگاهی در بهبود اضطراب و افسردگی تأثیر دارد. همچنین گفته شده است مراقبه ی ذهن آگاهی موجب تغییر رویه ی بدن در پاسخ به استرس می شود.

برای بهره مندی از تأثیرات مثبت مراقبه لازم نیست حتما زمان زیادی را به انجام مراقبه اختصاص بدهید. فقط روزی ۵ دقیقه انجام مراقبه ی ذهن آگاهی کافی است تا نسبت به احساسات خود آگاه تر شوید و آنها را بپذیرید.


۳. تک گویی های درونی خود را از نظر خوشبینانه یا بدبینانه بودن بررسی کنید

برای اینکه بدانید آیا دیدگاهتان نسبت به زندگی معمولا خوشبینانه است یا بدبینانه، بد نیست نگاهی به محتوای تک گویی های درونی خود بیندازید، یعنی همان حرف هایی که در ذهن با خودتان می زنید. توصیه می شود تک گویی هایی را که در طول یک روز با خودتان دارید، بررسی کنید و ببینید کدام یک از اَشکال تک گویی های منفی نگرانه ای را که در ادامه آمده است، به دفعات زیاد مرتکب شده اید:

آیا عادت دارید جوانب منفی هر اتفاقی را بزرگ کنید و تمامی جوانب مثبتش را نادیده بگیرید؟

آیا در مواجهه با اتفاقات منفی، معمولا خودتان را به صورت خ ر سرزنش می کنید؟

آیا در هر موقعیتی، انتظار بدترین ا می کشید؟ مثلا اگر به کافی شاپ بروید و سفارش شما اشتباهی سِرو شود، آیا از روی عادت با خودتان فکر خواهید کرد مابقی روزتان اب شده است؟

آیا همه چیز را مطلقا سیاه یا سفید می بینید و هیچ حد وسطی را در نظر نمی گیرید؟


۴. در زندگی به دنبال جوانب مثبت بگردید

تفکر مثبت یکی از مهم ترین اقداماتی است که باید برای تبدیل شدن به یک فرد حقیقتا خوشبین در پیش بگیرید. باید تک گویی های درونی خود را در جهتی تغییر بدهید که بتوانید هم در خودتان و هم محیط اطرافتان، روی جوانب مثبت تمرکز کنید. تفکر مثبت تأثیر بسزایی روی سلامت ذهن و جسم دارد. از جمله ی این تأثیرات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

افزایش طول عمر؛

کاهش افسردگی؛

کاهش پریشانی؛

تقویت سیستم ایمنی؛

بهبود سلامت جسمی و روانی؛

کاهش خطر مرگِ ناشی از بیماری های قلبی عروقی؛

بهبود مهارت های مقابله با سختی ها و موقعیت های تنش زا.


۵. خوش بینی حقیقی را با خوش بینی کورکورانه اشتباه نگیرید

خوشبینی کورکورانه یعنی فکر کنید هیچ اتفاق بدی نمی تواند بیفتد. این طرز فکر موجب اعتماد به نفس بیش از حد و زودباوری می شود و فرد را در معرض نا امیدی یا حتی خطر قرار می دهد. فردی که واقعا خوشبین باشد، هیچ چالشی را نادیده نمی گیرد و وجود احساسات و تجربیات منفی را منکر نمی شود. چنین فردی به چالش هایی موجود در مسیرش، اذعان دارد و به خودش می گوید: «من می توانم از پسِ همه ی اینها بربیایم

مثلا اینکه بدون هیچ آموزش یا مطالعه ای در زمینه ی چتربازی، تصمیم به این کار بگیرید و با خودتان بگویید «هیچ اتفاق بدی نمی افته»، چیزی جز خوش بینی کورکورانه نیست، چرا که بدون اذعان داشتن به خطرات احتمالی این اقدام، خودتان را در معرض خطر قرار داده اید. این گونه اقدامات، واقع گرایانه نیستند و موجب می شوند فرد به دلیل خوش بینی کورکورانه ، خودش را برای مقابله با موانع و خطرات احتمالی آماده نکند.

فردی که حقیقتا خوشبین باشد، ابتدا درباره ی چتربازی تحقیق می کند و می پذیرد چتربازی ورزش پیچیده ای است که به آموزش و رعایت نکات ایمنی نیاز دارد. چنین فردی به هیچ وجه به دلیل مسیر دشواری که باید در پیش بگیرد تا بتواند چتربازی کند دلسرد نمی شود، بلکه خوشبین حقیقی برای خودش یک هدف تعیین می کند («من می خواهم چتربازی یاد بگیرم.») و در حالی که به توانمندی های خود مطمئن است، همه ی تلاشش را برای رسیدن به هدفش به کار می گیرد.


۶. هر روز چند جمله ی مثبت نگرانه یادداشت کنید

با یادداشت جملات کوتاهی که مثبت شی شما را تقویت می کند، می توانید به انجام پذیری کاری که قصد انجامش را دارید، باور پیدا کنید. جملاتی بنویسید که با دیدن آنها یادتان بیفتد، سعی دارید چه بخشی از دیدگاهتان را نسبت به زندگی تغییر بدهید. این جملات را در مکان هایی از قبیل آینه ی دستشویی، داخل کمد، کناره های صفحه نمایش رایانه یا حتی روی دیوار نصب کنید تا هر روز جلوی چشم باشند. موارد زیر چند نمونه از جملات مثبت نگرانه ای هستند که می توانید هر روز از دیدن آنها انرژی بگیرید:

«هر کاری امکان پذیره»؛

«این شرایط دور و بَرَم نیست که به من شکل می ده، بلکه خودِ منم که به شرایط دور و بَرَم شکل می دم»؛

«تنها چیزی که تحت کنترل منه، طرز برخوردم نسبت به زندگیه»؛

«همیشه حق انتخاب دارم».


۷. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید

بسیاری اوقات احساس حسادت موجب ایجاد افکار منفی می شود («علی پولش از پارو بالا می ره، حالا منو بگو! همیشه هشتم گروی نهمه.»). یادتان باشد همیشه انی هستند که اگر خودتان را با این افراد مقایسه کنید، خواهید دید اوضاع خودتان به مراتب مطلوب تر است؛ بنابراین از مقایسه های منفی با دیگران بپر د و روی نقاط مثبت تکیه کنید. مطالعات نشان داده، گِله مندی افراد از مشکلات شان با احساس افسردگی و اضطراب در ارتباط است.

سعی کنید در زندگی روزمره تان قدردان باشید تا بتوانید از چرخه ی مقایسه های منفی دوری کنید. از انی که در زندگی شما نقش مؤثری داشته اند، به صورت کتبی یا حضوری سپاسگزاری کنید. مطمئن باشید توجه به نقاط مثبت زندگی تأثیر بسزایی در بهبود خلق وخو و احساس خوشبختی خواهد داشت.

مطالعات نشان داده است افرادی که هر هفته چند خط درباره ی اتفاقاتی می نویسند که موجب شده احساس قدردانی در دلشان زنده شود، در مجموع نسبت به زندگی خوشبین تر هستند.


۸. دیدگاه خود را در چند حوزه از زندگی بهبود ببخشید

بدبینی اغلب از احساس درماندگی و عدم کنترل ناشی می شود. یک یا دو جنبه ی کلیدی زندگی خود را که مایل به بهبود آن هستید، شناسایی کنید و همه ی تلاش خود را در جهت تغییر به کار بگیرید. این رویکرد به شما کمک می کند تا بار دیگر به قدرت و توانمندی خود در ایجاد تغییر در زندگی روزمره ایمان بیاورید.

خودتان را به عنوان «علت» انجام کار در نظر بگیرید و نه معلول. افراد خوش بین باور دارند که می توانند به پشتوانه ی زحمات و توانمندی هایشان بر اتفاقات یا تجربیات منفی غلبه کنند.

قدم به قدم جلو بروید. قرار نیست همه چیز را یک باره عوض کنید.

تفکر مثبت به گرفتن نتیجه ی مثبت کمک می کند. در یک پژوهش به بازیکنان بسکتبال (همه ی بازیکنان شرکت کننده در این پژوهش مرد بودند) آموزش داده شد نتایج مثبت (مثلا پرتاب آزاد) را به توانمندی های خود و نتایج منفی را به کم کاری های خود نسبت بدهند. بعد از مدتی مشاهده شد عمکرد بازیکنان به میزان قابل توجهی بهبود یافته است.


۹. در هر فرصتی لبخند بزنید

مطالعات نشان داده است افرادی که چهره شان را به یک لبخند دلپذیر مزین می کنند، نسبت به زمان حال و آینده احساس خوشحالی و خوش بینی بیشتری پیدا خواهند کرد.

در یک پژوهش، از عده ای خواسته شد یک خ ر را طوری به کمک دهان نگه دارند که ماهیچه های صورت شان ح لبخند داشته باشند. این افراد در همین وضعیت به تماشای نمایش های کارتونی نشستند و نمایش هایی را که دیدند، در مقایسه با سایر شرکت کنندگان خنده دارتر ارزی د، در حالی که خودشان هم نمی دانستند مثبت تر بودن واکنش آنها از لبخندی روی چهره شان ناشی شده بود. گفته می شود تغییر آگاهانه ی ماهیچه های صورت به شکلی که احساسات مثبت در چهره پدیدار شوند نیز پیام مشابهی را به مغز می فرستد که موجب تقویت خلق وخو می شود.

چگونه خوش بینی خود را تقویت کنیم؟


۱. نحوه ی تعامل خود با دنیای پیرامون تان را بررسی کنید

خوش بینی چیزی نیست که از خودِ مغز به بیرون تراوش کند، بلکه از تعامل فرد با دنیای پیرامونش ناشی می شود. جنبه هایی از پیرامون تان را که موجب ن یتی شما هستند شناسایی کنید و با صرف وقت و انرژی در جهت بهبودشان گام بردارید.

در اقداماتی شرکت کنید که دنیا را به محلی مطلوب تر برای زندگی تبدیل می کند. مثلا اگر دغدغه ی محیط زیستی دارید، می توانید به کمپین های حفاظت محیط زیست بپیوندید.

یادتان باشد فرهنگ های بسیار متنوعی در دنیا وجود دارند و فرهنگی که شما در آن زندگی می کنید، فقط یکی از آنهاست. این گوناگونی را بپذیرید و هرگز با خودتان فکر نکنید فرهنگ شما یا روش تان در پیشبرد امور بر سایر فرهنگ ها ارجحیت دارد. به مردمان دیگر بر اساس مختصات فرهنگی خودشان کمک کنید تا یاد بگیرید زیبایی و نشاط را می توانید در خیلی چیزها ببینید.

در مقیاس کوچک، حتی اقدامات خیلی ساده مثل تغییر چیدمان اثاثیه ی منزل به شما کمک می کند تا راحت تر بتوانید از الگوهای رفتاری قدیمی و بی فایده دست بکشید و الگوهای رفتاری جدید بسازید. مطالعات نشان داده است ترک عادات در صورتی که در روال عادی امور تغییر ایجاد کنید، راحت تر میسر می شود، چرا که نواحی جدیدی از مغز در نتیجه ی چنین تغییراتی درگیر خواهند شد.

باید یاد بگیرید طیف وسیعی از احساسات را بپذیرید و به جای انکار شماری از احساسات خاص، با هر احساسی ناشی تعاملات روزانه تان، دست و پنجه نرم کنید. از مدیریت وسواس گونه ی احساسات خود بپر د. برخی افراد برای اینکه بتوانند روی احساسات شان کنترل ذره بینی داشته باشند، عادات مشخصی را روزمره تکرار می کنند تا در تعاملات شان با دنیای پیرامون فقط با احساسات محدودی که خودشان تمایل دارند، مواجه شوند، در حالی که باید در تعامل با هر احساسی، دست به آزمون وخطا بزنید و را ارهایی پیدا کنید تا بتوانید دنیای پیرامون تان را که البته با دیگران مشترک است، بهبود ببخشید.

با توجه به تعاملاتی که با سایر مردم و نیز پیرامون تان برقرار کرده اید، اه و انتظارات خود از آینده را مشخص کنید. به این ترتیب می توانید از ایجاد انتظارات غیرواقعی، هم درباره ی خودتان و هم دیگران، جلوگیری کنید.


۲. به این فکر کنید که زندگی بدون جوانب مثبتش چگونه خواهد بود

پژوهشگران بِرکلی توصیه می کنند هفته ای یک بار به مدت ۱۵ دقیقه با خودتان فکر کنید که زندگی تان بدون جوانب مثبتش چگونه پیش می رفت. از خودتان بپرسید: اگر چیزی یا شخص بسیار مورد علاقه تان را در زندگی نداشتید، زندگی چه فرقی می کرد؟ این تمرین موجب می شود درک کنید داشتن چیزهای خوب و مثبتی که در زندگی از آن بهره مند هستید، امری مسلم و اجتناب ناپذیر نیست است، بلکه خوش اقبال بوده اید که همه ی این چیزهای خوب و مثبت در زندگی شما اتفاق افتاده اند. این طرز فکر به شما کمک می کند خوشبین تر به زندگی نگاه کنید.

روی یک اتفاق مثبت در زندگی تمرکز کنید، مثلا یک موفقیت، سفر یا هر اتفاق دیگری که برایتان بااهمیت است.

اتفاق مورد نظر را به خاطر بیاورید و به شرایطی فکر کنید که این اتفاق خوب را در زندگی شما رقم زدند.

حالا با خودتان فکر کنید، شرایط می توانست طور دیگری باشد. مثلا شاید شرایط طوری می شد که زبان خارجی یاد نمی گرفتید و موقعیتش فراهم نمی شد به فلان سفر خارجی بروید. شاید هم شرایط به گونه ای رقم می خورد که در آن روز خاص، رو مه نمی یدید و آگهی شغلی را که اکنون با تمام وجود انجامش می دهید، نمی دیدید.

وقایع یا تصمیمات مختلفی را که ممکن بود شرایط را تغییر می دادند و نمی گذاشتند این اتفاق بیفتد، به دقت یادداشت کنید.

از خودتان بپرسید، اگر این اتفاق نمی افتاد، زندگی چگونه پیش می رفت؟ اگر این اتفاق نمی افتاد، چه چیزهای مثبت دیگری را که در نتیجه ی همین اتفاق در زندگیتان حاصل شدند، از دست می دادید؟

دوباره به خاطر بیاورید که شرایط با شما یار بوده و سرانجام این اتفاق نیک در زندگیتان رقم خورده است. به همه ی چیزهای مثبتی فکر کنید که در نتیجه ی این اتفاق به دست آوردید. قدردان تمامی اتفاقاتی باشید که می توانستند طور دیگری بیفتند، اما به ترتیبی رقم خوردند که تجربه ی لذت بخش اکنون را برایتان به ارمغان آوردند.


۳. در اتفاقات منفی به دنبال جوانب مثبت باشید

بسیاری از افراد به طور طبیعی عادت دارند فقط روی جوانب منفی هر اتفاقی تمرکز کنند و جوانب مثبتش را نادیده بگیرند. برای مقابله با این تمایل مضر، یک نمونه از اتفاقات منفی زندگی تان را در نظر بگیرید و در این اتفاق خاص به دنبال جوانب مثبت بگردید. مطالعات نشان داده است توانایی یافتن جوانب مثبت در اتفاقات تلخ یکی از اجزای کلیدی خوش بینی است و در بهبود استرس، افسردگی و کیفیت ارتباطات افراد با دیگران نقش دارد. این تمرین را که فقط ۱۰ دقیقه زمان لازم دارد، روزی یک بار به مدت سه هفته انجام بدهید. در پایان سه هفته خواهید دید چقدر خوشبین تر شده اید.

پنج چیزی را که موجب می شوند از زندگی امروزتان رضایت داشته باشید، فهرست کنید.

سپس به خاطرات خود رجوع کنید و به دنبال یک نمونه از اتفاقاتی بگردید که بر خلاف انتظارات شما پیش رفت و موجب اندوه و ناامیدی تان شد. این اتفاق را خیلی خلاصه یادداشت کنید.

حالا در این اتفاق به دنبال حداقل سه چیزی بگردید که به شما برای دیدن نیمه ی پر لیوان کمک کند. با این تمرین یاد می گیرید نوع تفسیری که از اتفاقات مختلف دارید و نیز طرز واکنش خود را تغییر بدهید.

فرض کنید همین چندی پیش، ماشین تان اب شد و چون مجبور شدید منتظر اتوبوس بمانید، دیر به سر کار رسیدید. ماشین اتفاق خوشایندی نیست، اما در همین اتفاق ناخوشایند هم می توانید چند جنبه ی مثبت پیدا کنید: در اتوبوس با افراد جدیدی آشنا شدید که در غیر این صورت، احتمالا فرصت تعامل با این افراد را نداشتید؛ خوشبختانه توانستید اتوبوس گیر بیاورید، چرا که اگر اتوبوس نبود، مجبور می شدید تا ی بگیرید و هزینه ی بالاتری بپردازید؛ درست است که ماشین اب شده، اما حل شدنی است.


۴. به فعالیت هایی بپردازید که موجب لبخند زدن یا خندیدن شما می شود

به خودتان فرصت خندیدن بدهید. مثلا پای سریال های طنز تلویزیونی بنشینید، در استندآپ کمدی های شهرتان شرکت کنید یا یک کتاب لطیفه ب ید و از خواندنش لذت ببرید. حس شوخ طبعی آدم ها با یکدیگر فرق دارد، مثلا ممکن است یک نفر از شنیدن یک لطیفه به قهقهه بیفتد، اما نفر دیگر حتی لبخند هم نزند. پس به دنبال را ارهایی بگردید که با حس شوخ طبعی شما سازگار باشند و برای خندیدن به شما کمک کند. را اری پیدا کنید تا حداقل روزی یک بار، لبخند بر لبتان نقش ببندد. همچنین یادتان باشد خندیدن یک سلاح طبیعی برای کاهش استرس است.

۵. با سبک زندگی سالم پیش بروید

ورزش و سلامت جسمی نقش بسزایی در خوش بینی و تفکر مثبت دارند. مطالعات نشان داده است ورزش و انجام فعالیت های بدنی موجب آزاد شدن اندورفین در بدن می شوند که در بهبود خلق و خو مؤثر است.

حداقل هفته ای سه بار فعالیت بدنی را در برنامه ی خود قرار بدهید. منظور از فعالیت بدنی این نیست که حتما باید در باشگاه ورزش کنید. حتی می توانید در اوقات بیکاری به پیاده روی بروید یا در محل کار به جای آسانسور از پله ها تردد کنید. هر مقدار تحرک جسمی می تواند در بهبود خلق وخو مؤثر باشد.

از مصرف مواد روان گردان بپر د. مطالعات نشان داده است بین بدبینی و مصرف مواد روان گردان ارتباط نزدیک وجود دارد.


۶. با افرادی وقت بگذرانید که حال و هوایتان را بهتر می کنند

مثلا با فرزندان خود بازی کنید یا با خواهر و برادرتان خوش بگذرانید. معا با دیگران را ار مناسبی برای بیرون آمدن از انزوا و تنهایی است. یادتان باشد انزوا و تنهایی موجب بروز بدبینی و شک گرایی می شود .

اطمینان حاصل کنید افرادی که در زندگی تان حضور دارند، انسان های مثبت ش و یاری دهنده ای باشند. بعید نیست با افرادی برخورد کنید که جهت گیری ها و انتظارات متفاوتی در زندگی دارند و این کاملا طبیعی است. اما اگر متوجه شدید از طرز فکر و رفتار یک شخص تأثیر منفی می پذیرید، شاید بهتر باشد ارتباط خود را با او محدود کنید. ما انسان ها به شدت مستعد «سرایت احساس» و تأثی ذیری از احساسات و نگرش های اطرافیان خود هستیم. افراد منفی نگر می توانند سطح استرس شما را بالا ببرند و موجب شوند نسبت به توانایی هایتان در کنترل صحیح استرس دچار تردید شوید.

از آزمون وخطا در ارتباطات خود نترسید. شاید شخصی که فکر می کنید زمین تا آسمان با یکدیگر فرق دارید، بتواند چیز ارزشمندی به زندگی تان هدیه کند. درست مانند یک فرایند شیمی باید ترکیب افرادی را که در زندگی تان حضور دارند، به ترتیبی صحیح بچینید تا در نتیجه ی تعاملات با این افراد بتوانید نسبت به آینده خوش بین تر شوید.

اینکه توصیه شده است حال و هوایتان را در جهت مثبت تغییر بدهید، به این معن




منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/22/چگونه-خوش-بینی-را-چاشنی-زندگی-خود-کنیم




چگونه خوش بینی را چاشنی زندگی خود کنیم ؟

درخواست حذف اطلاعات

ندگی هیچ خالی از فراز و نشیب نیست. مطمئنا در خلال روزهایی که زندگی به کام شما بوده است، طعم تلخ اتفاقات مأیوس کننده را هم چشیده اید. اما آیا هنگام مواجهه با سختی ها، نیمه ی پر لیوان را می بینید یا دائما به نیمه ی خالی لیوان توجه می کنید؟ با جواب دادن به این سؤال مشخص می شود چقدر در زندگی روزمره تان خوشبین یا بدبین هستید. اگر در جواب، شجاعانه اعتراف کردید که بخش قابل توجهی از نگرش تان در زندگی به زهر بدبینی آلوده است، حتما نیاز دارید با مطالعه ی را ارهایی این عینک بدبینی را از چشمتان بردارید. با ما همراه باشید تا به اتفاق یاد بگیریم چگونه خوش بینی را چاشنی زندگی خود کنیم.

۱. احساسات خود را بشناسید و ببینید از اتفاقات خوب و بد چه تأثیری می پذیرید

خوش بینی به این معنی نیست که باید همیشه شاد باشید. اینکه به اجبار سعی کنید خودتان را حتی در مواقع بحرانی شاد جلوه بدهید، رفتار اشتباهی است. در عوض، خودتان را با گستره ی متنوع احساساتی وفق دهید که در مقاطع مختلف زندگی بروز می کنند و بپذیرید احساسات منفی مانند احساسات مثبت، بخشی طبیعی از تجربیات زندگی هستند. باید آگاه باشید سرکوب برخی احساسات خاص ممکن است منجر به پریشانی عاطفی شدید شود. اگر احساسات خود را محدود نکنید، در مواجهه با اتفاقات غیرمنتظره ی آینده می توانید سازگارتر و کُنِشگرتر ظاهر شوید. این رویکرد به شما کمک می کند در موقعیت های پیش بینی نشده خوشبین و منعطف باشید.

احساسات منفی می توانند در طول زمان به یک عادتِ شرطی تبدیل شوند. هرگز خودتان را به دلیل احساسات ناخوشایند سرزنش نکنید، چرا که با سرزنش ِ خودتان نمی توانید به مرحله ی رشد برسید و فقط در همان اتفاق پیش آمده دَرجا خواهید زد.

در عوض سعی کنید بفهمید چه اوقاتی احساسات منفی به سراغ تان می آیند. برای ردی زمان بروز احساسات ناخوشایند می توانید احساسات یا افکار ناخوشایندی را که در طول روز برای تان اتفاق می افتد، در یک دفترچه ی شخصی یادداشت کنید. سپس زمینه ی بروز این احساسات و افکار ناخوشایند را به دقت بررسی کنید و به دنبال را ارهای جایگزین برای رویارویی با این گونه احساسات و افکار باشید.

مثلا فرض کنید در حال رانندگی هستید که ناگهان یک ماشین دیگر، می پیچید و مسیرتان را می بندد. حالا فرض کنید از این اتفاق عصبانی شده اید، طوری که دست خود را روی بوق می گذارید و حتی سر راننده ی جلویی داد می زنید. در پایان روز، این اتفاق را به همین شکل در دفترچه تان یادداشت کنید. از احساس خود در آن لحظه بنویسید و واکنشی را هم که بلافاصله نشان دادید ذکر کنید. اما یادتان باشد رفتارتان را با برچسب «درست» یا «غلط» مورد قضاوت قرار ندهید و فقط به بازنویسی اتفاق پیش آمده اکتفا کنید.

سپس درباره ی چیزی که نوشته اید، اندکی تأمل کنید. آیا واکنشی که از خودتان نشان دادید، مغایر ارزش های مورد باور شما نبوده است؟ آیا رفتارتان با شخصیتی که از خودتان انتظار دارید، مغایرت نداشته است؟ اگر پاسخ به این پرسش ها مثبت بود، فکر می کنید کجای رفتارتان اشتباه کردید؟ به نظرتان، علت اصلی واکنش شما چه بود؟ شاید واقعا از دست راننده ای که ناگهان جلوی راه تان سبز شد عصبانی نبودید، بلکه این فرد را قربانی عصبانیتی کردید که از جای دیگری ناشی شده بود.

یادداشت اتفاقات نباید موجب درگیر شدن در احساسات منفی شود. باید از این تجربه ها درس بگیرید. از خودتان بپرسید: چه درسی در این تجربه هست که می تواند موجب رشد فردی شما شود؟ آیا می توانید از این تجربه برای رویارویی با سایر اتفاقات کمک بگیرید؟ اگر دفعه ی بعد با موقعیتی مشابه مواجه شدید، چگونه رفتار خواهید کرد که مطابق ارزش هایتان باشد؟ مثلا اگر درک کنید عصبانیت شما ناشی از روز پرتنشی بود، راحت تر می توانید بپذیرید دیگران هم اشتباه می کنند. به این ترتیب، یاد می گیرید بار دیگری که ی نسبت به خودتان رفتار مشابهی پیش گرفت، با طرف مقابل همدلی کنید. اگر از قبل درباره ی طرز رفتارتان نسبت به موقعیت های تنش زا پیش فرض داشته باشید، واکنش شایسته تری در چنین موقعیت هایی از خودتان نشان خواهید داد.

حتما بخوانید: ابراز احساسات؛ چگونه احساسات مان را به درستی بیان کنیم


۲. تمرینات ذهن آگاهی انجام بدهید

ذهن آگاهی (mindfulness) یکی از مؤلفه های کلیدی خوش بینی است که به شما کمک می کند در لحظه، بدون هیچ قضاوتی، به احساسات خود اذعان داشته باشید. اغلب اوقات، واکنش های منفی زمانی بروز می کنند که با احساسات خود بجنگید یا آن قدر مغلوب آنها شوید که یادتان برود می توانید واکنش تان را نسبت به احساسات خود کنترل کنید. برای اینکه بتوانید خودتان را در زمان هجوم احساسات منفی کنترل کنید، باید روی طرز نفس کشیدن تان تمرکز داشته باشید، هم جسم و هم احساسات تان را بپذیرید و به جای انکار احساسات خود از آنها درس بگیرید.

در مطالعات متعددی ثابت شده است مراقبه ی ذهن آگاهی در بهبود اضطراب و افسردگی تأثیر دارد. همچنین گفته شده است مراقبه ی ذهن آگاهی موجب تغییر رویه ی بدن در پاسخ به استرس می شود.

برای بهره مندی از تأثیرات مثبت مراقبه لازم نیست حتما زمان زیادی را به انجام مراقبه اختصاص بدهید. فقط روزی ۵ دقیقه انجام مراقبه ی ذهن آگاهی کافی است تا نسبت به احساسات خود آگاه تر شوید و آنها را بپذیرید.


۳. تک گویی های درونی خود را از نظر خوشبینانه یا بدبینانه بودن بررسی کنید

برای اینکه بدانید آیا دیدگاهتان نسبت به زندگی معمولا خوشبینانه است یا بدبینانه، بد نیست نگاهی به محتوای تک گویی های درونی خود بیندازید، یعنی همان حرف هایی که در ذهن با خودتان می زنید. توصیه می شود تک گویی هایی را که در طول یک روز با خودتان دارید، بررسی کنید و ببینید کدام یک از اَشکال تک گویی های منفی نگرانه ای را که در ادامه آمده است، به دفعات زیاد مرتکب شده اید:

آیا عادت دارید جوانب منفی هر اتفاقی را بزرگ کنید و تمامی جوانب مثبتش را نادیده بگیرید؟

آیا در مواجهه با اتفاقات منفی، معمولا خودتان را به صورت خ ر سرزنش می کنید؟

آیا در هر موقعیتی، انتظار بدترین ا می کشید؟ مثلا اگر به کافی شاپ بروید و سفارش شما اشتباهی سِرو شود، آیا از روی عادت با خودتان فکر خواهید کرد مابقی روزتان اب شده است؟

آیا همه چیز را مطلقا سیاه یا سفید می بینید و هیچ حد وسطی را در نظر نمی گیرید؟


۴. در زندگی به دنبال جوانب مثبت بگردید

تفکر مثبت یکی از مهم ترین اقداماتی است که باید برای تبدیل شدن به یک فرد حقیقتا خوشبین در پیش بگیرید. باید تک گویی های درونی خود را در جهتی تغییر بدهید که بتوانید هم در خودتان و هم محیط اطرافتان، روی جوانب مثبت تمرکز کنید. تفکر مثبت تأثیر بسزایی روی سلامت ذهن و جسم دارد. از جمله ی این تأثیرات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

افزایش طول عمر؛

کاهش افسردگی؛

کاهش پریشانی؛

تقویت سیستم ایمنی؛

بهبود سلامت جسمی و روانی؛

کاهش خطر مرگِ ناشی از بیماری های قلبی عروقی؛

بهبود مهارت های مقابله با سختی ها و موقعیت های تنش زا.


۵. خوش بینی حقیقی را با خوش بینی کورکورانه اشتباه نگیرید

خوشبینی کورکورانه یعنی فکر کنید هیچ اتفاق بدی نمی تواند بیفتد. این طرز فکر موجب اعتماد به نفس بیش از حد و زودباوری می شود و فرد را در معرض نا امیدی یا حتی خطر قرار می دهد. فردی که واقعا خوشبین باشد، هیچ چالشی را نادیده نمی گیرد و وجود احساسات و تجربیات منفی را منکر نمی شود. چنین فردی به چالش هایی موجود در مسیرش، اذعان دارد و به خودش می گوید: «من می توانم از پسِ همه ی اینها بربیایم

مثلا اینکه بدون هیچ آموزش یا مطالعه ای در زمینه ی چتربازی، تصمیم به این کار بگیرید و با خودتان بگویید «هیچ اتفاق بدی نمی افته»، چیزی جز خوش بینی کورکورانه نیست، چرا که بدون اذعان داشتن به خطرات احتمالی این اقدام، خودتان را در معرض خطر قرار داده اید. این گونه اقدامات، واقع گرایانه نیستند و موجب می شوند فرد به دلیل خوش بینی کورکورانه ، خودش را برای مقابله با موانع و خطرات احتمالی آماده نکند.

فردی که حقیقتا خوشبین باشد، ابتدا درباره ی چتربازی تحقیق می کند و می پذیرد چتربازی ورزش پیچیده ای است که به آموزش و رعایت نکات ایمنی نیاز دارد. چنین فردی به هیچ وجه به دلیل مسیر دشواری که باید در پیش بگیرد تا بتواند چتربازی کند دلسرد نمی شود، بلکه خوشبین حقیقی برای خودش یک هدف تعیین می کند («من می خواهم چتربازی یاد بگیرم.») و در حالی که به توانمندی های خود مطمئن است، همه ی تلاشش را برای رسیدن به هدفش به کار می گیرد.


۶. هر روز چند جمله ی مثبت نگرانه یادداشت کنید

با یادداشت جملات کوتاهی که مثبت شی شما را تقویت می کند، می توانید به انجام پذیری کاری که قصد انجامش را دارید، باور پیدا کنید. جملاتی بنویسید که با دیدن آنها یادتان بیفتد، سعی دارید چه بخشی از دیدگاهتان را نسبت به زندگی تغییر بدهید. این جملات را در مکان هایی از قبیل آینه ی دستشویی، داخل کمد، کناره های صفحه نمایش رایانه یا حتی روی دیوار نصب کنید تا هر روز جلوی چشم باشند. موارد زیر چند نمونه از جملات مثبت نگرانه ای هستند که می توانید هر روز از دیدن آنها انرژی بگیرید:

«هر کاری امکان پذیره»؛

«این شرایط دور و بَرَم نیست که به من شکل می ده، بلکه خودِ منم که به شرایط دور و بَرَم شکل می دم»؛

«تنها چیزی که تحت کنترل منه، طرز برخوردم نسبت به زندگیه»؛

«همیشه حق انتخاب دارم».


۷. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید

بسیاری اوقات احساس حسادت موجب ایجاد افکار منفی می شود («علی پولش از پارو بالا می ره، حالا منو بگو! همیشه هشتم گروی نهمه.»). یادتان باشد همیشه انی هستند که اگر خودتان را با این افراد مقایسه کنید، خواهید دید اوضاع خودتان به مراتب مطلوب تر است؛ بنابراین از مقایسه های منفی با دیگران بپر د و روی نقاط مثبت تکیه کنید. مطالعات نشان داده، گِله مندی افراد از مشکلات شان با احساس افسردگی و اضطراب در ارتباط است.

سعی کنید در زندگی روزمره تان قدردان باشید تا بتوانید از چرخه ی مقایسه های منفی دوری کنید. از انی که در زندگی شما نقش مؤثری داشته اند، به صورت کتبی یا حضوری سپاسگزاری کنید. مطمئن باشید توجه به نقاط مثبت زندگی تأثیر بسزایی در بهبود خلق وخو و احساس خوشبختی خواهد داشت.

مطالعات نشان داده است افرادی که هر هفته چند خط درباره ی اتفاقاتی می نویسند که موجب شده احساس قدردانی در دلشان زنده شود، در مجموع نسبت به زندگی خوشبین تر هستند.


۸. دیدگاه خود را در چند حوزه از زندگی بهبود ببخشید

بدبینی اغلب از احساس درماندگی و عدم کنترل ناشی می شود. یک یا دو جنبه ی کلیدی زندگی خود را که مایل به بهبود آن هستید، شناسایی کنید و همه ی تلاش خود را در جهت تغییر به کار بگیرید. این رویکرد به شما کمک می کند تا بار دیگر به قدرت و توانمندی خود در ایجاد تغییر در زندگی روزمره ایمان بیاورید.

خودتان را به عنوان «علت» انجام کار در نظر بگیرید و نه معلول. افراد خوش بین باور دارند که می توانند به پشتوانه ی زحمات و توانمندی هایشان بر اتفاقات یا تجربیات منفی غلبه کنند.

قدم به قدم جلو بروید. قرار نیست همه چیز را یک باره عوض کنید.

تفکر مثبت به گرفتن نتیجه ی مثبت کمک می کند. در یک پژوهش به بازیکنان بسکتبال (همه ی بازیکنان شرکت کننده در این پژوهش مرد بودند) آموزش داده شد نتایج مثبت (مثلا پرتاب آزاد) را به توانمندی های خود و نتایج منفی را به کم کاری های خود نسبت بدهند. بعد از مدتی مشاهده شد عمکرد بازیکنان به میزان قابل توجهی بهبود یافته است.


۹. در هر فرصتی لبخند بزنید

مطالعات نشان داده است افرادی که چهره شان را به یک لبخند دلپذیر مزین می کنند، نسبت به زمان حال و آینده احساس خوشحالی و خوش بینی بیشتری پیدا خواهند کرد.

در یک پژوهش، از عده ای خواسته شد یک خ ر را طوری به کمک دهان نگه دارند که ماهیچه های صورت شان ح لبخند داشته باشند. این افراد در همین وضعیت به تماشای نمایش های کارتونی نشستند و نمایش هایی را که دیدند، در مقایسه با سایر شرکت کنندگان خنده دارتر ارزی د، در حالی که خودشان هم نمی دانستند مثبت تر بودن واکنش آنها از لبخندی روی چهره شان ناشی شده بود. گفته می شود تغییر آگاهانه ی ماهیچه های صورت به شکلی که احساسات مثبت در چهره پدیدار شوند نیز پیام مشابهی را به مغز می فرستد که موجب تقویت خلق وخو می شود.

چگونه خوش بینی خود را تقویت کنیم؟


۱. نحوه ی تعامل خود با دنیای پیرامون تان را بررسی کنید

خوش بینی چیزی نیست که از خودِ مغز به بیرون تراوش کند، بلکه از تعامل فرد با دنیای پیرامونش ناشی می شود. جنبه هایی از پیرامون تان را که موجب ن یتی شما هستند شناسایی کنید و با صرف وقت و انرژی در جهت بهبودشان گام بردارید.

در اقداماتی شرکت کنید که دنیا را به محلی مطلوب تر برای زندگی تبدیل می کند. مثلا اگر دغدغه ی محیط زیستی دارید، می توانید به کمپین های حفاظت محیط زیست بپیوندید.

یادتان باشد فرهنگ های بسیار متنوعی در دنیا وجود دارند و فرهنگی که شما در آن زندگی می کنید، فقط یکی از آنهاست. این گوناگونی را بپذیرید و هرگز با خودتان فکر نکنید فرهنگ شما یا روش تان در پیشبرد امور بر سایر فرهنگ ها ارجحیت دارد. به مردمان دیگر بر اساس مختصات فرهنگی خودشان کمک کنید تا یاد بگیرید زیبایی و نشاط را می توانید در خیلی چیزها ببینید.

در مقیاس کوچک، حتی اقدامات خیلی ساده مثل تغییر چیدمان اثاثیه ی منزل به شما کمک می کند تا راحت تر بتوانید از الگوهای رفتاری قدیمی و بی فایده دست بکشید و الگوهای رفتاری جدید بسازید. مطالعات نشان داده است ترک عادات در صورتی که در روال عادی امور تغییر ایجاد کنید، راحت تر میسر می شود، چرا که نواحی جدیدی از مغز در نتیجه ی چنین تغییراتی درگیر خواهند شد.

باید یاد بگیرید طیف وسیعی از احساسات را بپذیرید و به جای انکار شماری از احساسات خاص، با هر احساسی ناشی تعاملات روزانه تان، دست و پنجه نرم کنید. از مدیریت وسواس گونه ی احساسات خود بپر د. برخی افراد برای اینکه بتوانند روی احساسات شان کنترل ذره بینی داشته باشند، عادات مشخصی را روزمره تکرار می کنند تا در تعاملات شان با دنیای پیرامون فقط با احساسات محدودی که خودشان تمایل دارند، مواجه شوند، در حالی که باید در تعامل با هر احساسی، دست به آزمون وخطا بزنید و را ارهایی پیدا کنید تا بتوانید دنیای پیرامون تان را که البته با دیگران مشترک است، بهبود ببخشید.

با توجه به تعاملاتی که با سایر مردم و نیز پیرامون تان برقرار کرده اید، اه و انتظارات خود از آینده را مشخص کنید. به این ترتیب می توانید از ایجاد انتظارات غیرواقعی، هم درباره ی خودتان و هم دیگران، جلوگیری کنید.


۲. به این فکر کنید که زندگی بدون جوانب مثبتش چگونه خواهد بود

پژوهشگران بِرکلی توصیه می کنند هفته ای یک بار به مدت ۱۵ دقیقه با خودتان فکر کنید که زندگی تان بدون جوانب مثبتش چگونه پیش می رفت. از خودتان بپرسید: اگر چیزی یا شخص بسیار مورد علاقه تان را در زندگی نداشتید، زندگی چه فرقی می کرد؟ این تمرین موجب می شود درک کنید داشتن چیزهای خوب و مثبتی که در زندگی از آن بهره مند هستید، امری مسلم و اجتناب ناپذیر نیست است، بلکه خوش اقبال بوده اید که همه ی این چیزهای خوب و مثبت در زندگی شما اتفاق افتاده اند. این طرز فکر به شما کمک می کند خوشبین تر به زندگی نگاه کنید.

روی یک اتفاق مثبت در زندگی تمرکز کنید، مثلا یک موفقیت، سفر یا هر اتفاق دیگری که برایتان بااهمیت است.

اتفاق مورد نظر را به خاطر بیاورید و به شرایطی فکر کنید که این اتفاق خوب را در زندگی شما رقم زدند.

حالا با خودتان فکر کنید، شرایط می توانست طور دیگری باشد. مثلا شاید شرایط طوری می شد که زبان خارجی یاد نمی گرفتید و موقعیتش فراهم نمی شد به فلان سفر خارجی بروید. شاید هم شرایط به گونه ای رقم می خورد که در آن روز خاص، رو مه نمی یدید و آگهی شغلی را که اکنون با تمام وجود انجامش می دهید، نمی دیدید.

وقایع یا تصمیمات مختلفی را که ممکن بود شرایط را تغییر می دادند و نمی گذاشتند این اتفاق بیفتد، به دقت یادداشت کنید.

از خودتان بپرسید، اگر این اتفاق نمی افتاد، زندگی چگونه پیش می رفت؟ اگر این اتفاق نمی افتاد، چه چیزهای مثبت دیگری را که در نتیجه ی همین اتفاق در زندگیتان حاصل شدند، از دست می دادید؟

دوباره به خاطر بیاورید که شرایط با شما یار بوده و سرانجام این اتفاق نیک در زندگیتان رقم خورده است. به همه ی چیزهای مثبتی فکر کنید که در نتیجه ی این اتفاق به دست آوردید. قدردان تمامی اتفاقاتی باشید که می توانستند طور دیگری بیفتند، اما به ترتیبی رقم خوردند که تجربه ی لذت بخش اکنون را برایتان به ارمغان آوردند.


۳. در اتفاقات منفی به دنبال جوانب مثبت باشید

بسیاری از افراد به طور طبیعی عادت دارند فقط روی جوانب منفی هر اتفاقی تمرکز کنند و جوانب مثبتش را نادیده بگیرند. برای مقابله با این تمایل مضر، یک نمونه از اتفاقات منفی زندگی تان را در نظر بگیرید و در این اتفاق خاص به دنبال جوانب مثبت بگردید. مطالعات نشان داده است توانایی یافتن جوانب مثبت در اتفاقات تلخ یکی از اجزای کلیدی خوش بینی است و در بهبود استرس، افسردگی و کیفیت ارتباطات افراد با دیگران نقش دارد. این تمرین را که فقط ۱۰ دقیقه زمان لازم دارد، روزی یک بار به مدت سه هفته انجام بدهید. در پایان سه هفته خواهید دید چقدر خوشبین تر شده اید.

پنج چیزی را که موجب می شوند از زندگی امروزتان رضایت داشته باشید، فهرست کنید.

سپس به خاطرات خود رجوع کنید و به دنبال یک نمونه از اتفاقاتی بگردید که بر خلاف انتظارات شما پیش رفت و موجب اندوه و ناامیدی تان شد. این اتفاق را خیلی خلاصه یادداشت کنید.

حالا در این اتفاق به دنبال حداقل سه چیزی بگردید که به شما برای دیدن نیمه ی پر لیوان کمک کند. با این تمرین یاد می گیرید نوع تفسیری که از اتفاقات مختلف دارید و نیز طرز واکنش خود را تغییر بدهید.

فرض کنید همین چندی پیش، ماشین تان اب شد و چون مجبور شدید منتظر اتوبوس بمانید، دیر به سر کار رسیدید. ماشین اتفاق خوشایندی نیست، اما در همین اتفاق ناخوشایند هم می توانید چند جنبه ی مثبت پیدا کنید: در اتوبوس با افراد جدیدی آشنا شدید که در غیر این صورت، احتمالا فرصت تعامل با این افراد را نداشتید؛ خوشبختانه توانستید اتوبوس گیر بیاورید، چرا که اگر اتوبوس نبود، مجبور می شدید تا ی بگیرید و هزینه ی بالاتری بپردازید؛ درست است که ماشین اب شده، اما حل شدنی است.


۴. به فعالیت هایی بپردازید که موجب لبخند زدن یا خندیدن شما می شود

به خودتان فرصت خندیدن بدهید. مثلا پای سریال های طنز تلویزیونی بنشینید، در استندآپ کمدی های شهرتان شرکت کنید یا یک کتاب لطیفه ب ید و از خواندنش لذت ببرید. حس شوخ طبعی آدم ها با یکدیگر فرق دارد، مثلا ممکن است یک نفر از شنیدن یک لطیفه به قهقهه بیفتد، اما نفر دیگر حتی لبخند هم نزند. پس به دنبال را ارهایی بگردید که با حس شوخ طبعی شما سازگار باشند و برای خندیدن به شما کمک کند. را اری پیدا کنید تا حداقل روزی یک بار، لبخند بر لبتان نقش ببندد. همچنین یادتان باشد خندیدن یک سلاح طبیعی برای کاهش استرس است.

۵. با سبک زندگی سالم پیش بروید

ورزش و سلامت جسمی نقش بسزایی در خوش بینی و تفکر مثبت دارند. مطالعات نشان داده است ورزش و انجام فعالیت های بدنی موجب آزاد شدن اندورفین در بدن می شوند که در بهبود خلق و خو مؤثر است.

حداقل هفته ای سه بار فعالیت بدنی را در برنامه ی خود قرار بدهید. منظور از فعالیت بدنی این نیست که حتما باید در باشگاه ورزش کنید. حتی می توانید در اوقات بیکاری به پیاده روی بروید یا در محل کار به جای آسانسور از پله ها تردد کنید. هر مقدار تحرک جسمی می تواند در بهبود خلق وخو مؤثر باشد.

از مصرف مواد روان گردان بپر د. مطالعات نشان داده است بین بدبینی و مصرف مواد روان گردان ارتباط نزدیک وجود دارد.


۶. با افرادی وقت بگذرانید که حال و هوایتان را بهتر می کنند

مثلا با فرزندان خود بازی کنید یا با خواهر و برادرتان خوش بگذرانید. معا با دیگران را ار مناسبی برای بیرون آمدن از انزوا و تنهایی است. یادتان باشد انزوا و تنهایی موجب بروز بدبینی و شک گرایی می شود .

اطمینان حاصل کنید افرادی که در زندگی تان حضور دارند، انسان های مثبت ش و یاری دهنده ای باشند. بعید نیست با افرادی برخورد کنید که جهت گیری ها و انتظارات متفاوتی در زندگی دارند و این کاملا طبیعی است. اما اگر متوجه شدید از طرز فکر و رفتار یک شخص تأثیر منفی می پذیرید، شاید بهتر باشد ارتباط خود را با او محدود کنید. ما انسان ها به شدت مستعد «سرایت احساس» و تأثی ذیری از احساسات و نگرش های اطرافیان خود هستیم. افراد منفی نگر می توانند سطح استرس شما را بالا ببرند و موجب شوند نسبت به توانایی هایتان در کنترل صحیح استرس دچار تردید شوید.

از آزمون وخطا در ارتباطات خود نترسید. شاید شخصی که فکر می کنید زمین تا آسمان با یکدیگر فرق دارید، بتواند چیز ارزشمندی به زندگی تان هدیه کند. درست مانند یک فرایند شیمی باید ترکیب افرادی را که در زندگی تان حضور دارند، به ترتیبی صحیح بچینید تا در نتیجه ی تعاملات با این افراد بتوانید نسبت به آینده خوش بین تر شوید.

اینکه توصیه شده است حال و هوایتان را در جهت مثبت تغییر بدهید، به این معن




منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/22/چگونه-خوش-بینی-را-چاشنی-زندگی-خود-کنیم




اختلال کنترل تکانه چیست ؟

درخواست حذف اطلاعات
تکانه عبارت است از: «تمایل به انجام عملی به منظور کاهش تنش و استرس افزایش یابنده ای که در نتیجه اوج گیری وسوسه های غریزی ایجاد می شود». به عبارتی ساده تر، زمانی که یک فرد وسوسه انجام عملی را دارد تا به این طریق اضطراب، تنش و استرس خود را کاهش دهد، در اصل یک تکانه را تجربه کرده است. بیشتر افراد کنترل کافی روی تکانه های خود دارند؛ ولی بیماران مبتلا به اختلالات کنترل تکانه قدرت مقاومت در برابر وسوسه هایی که برای خود یا دیگری زیان بار است را ندارند. علت دقیق این اختلال مشخص نیست؛ اما دلایلی هم چون: عزت نفس پایین، اضطراب و نیاز به کاهش استرس در بروز آن دخیل دانسته شده اند. اختلال وسواس به اینترنت و استفاده زیاد از تلفن همراه از جمله اختلالات تکانه ای هستند. اختلال انفجاری متناوب نیز که در آن، بیماری به صورت دوره های مجزای فقدان کنترل تکانه های پرخاشگرانه بروز می کند یکی از مهم ترین اختلالات تکانه ای به شمار می آید. این دوره ها ممکن است با حملات جدی به دیگران یا ت یب اموال همراه باشد. میزان پرخاشگری ابراز شده با هر عامل استرس زایی که ممکن است در برانگیختن دوره ها مؤثر بوده باشند، کاملاً نامناسب است. علت واحد و دقیقی برای اختلال انفجاری متناوب توصیف نشده است ولی محیط نامساعد دوران کودکی که مملو از دعوا و کتک کاری، تهدید زندگی و مصرف مواد بوده، در اغلب این بیماران دیده شده است. وسواس کندن مو (tric illomania) نیز یکی دیگر از اختلالات کنترل تکانه محسوب می شود. این اختلال در ن بیشتر از مردان وجود دارد و شیوع آن حدود 1 درصد گزارش شده است. همچنین ید وسواسی (oniomania) یکی دیگر از اختلالات کنترل تکانه است که سن شروع آن معمولاً حدود 18 سالگی است.
از نظر درمانی، اختلالات کنترل تکانه نیازمند مراجعه سریع به روان پزشک است تا هر چه زودتر از راه درمان های دارویی و غیر دارویی به بیمار کمک رسانی شود. باید به خاطر داشت که تمامی این اختلالات همراهی زیادی با اختلالات اضطر و افسردگی دارند که وضع را بدتر می کنند و به طور قطع نیاز به درمان برای سرگیری یک زندگی طبعی و خالی از دردسر را می طلبد (مدرسی، 1385: 9). کتک زدن مردم (کالات، 1386: 310)، جنون ی (kleptomania)، جنون آتش افروزی (pyromania) و بازی بیمارگونه (pathological gambling) نیز از اختلالات تکانه ای دیگر می باشند. برخی از روانکاوان بر روی تأثیر ابراز تکانه های پرخاشگری در جنون ی تأکید کرده و برخی دیگر نیز جنبه های لیبیدویی را مطرح ساخته اند. این اختلال ممکن است در دوران کودکی شروع شود؛ هر چند تمام ک نی که دست به ی می زنند در بزرگسالی مرتکب ی نمی شوند. جنون آتش افروزی نیز معمولاً در کودکی شروع می شود. خصوصیت اصلی جنون آتش افروزی عبارت است از: ایجاد حریق عمدی و هدف دار در بیش از 1 مورد، تنش یا تحریک عاطفی قبل از افروختن آتش و لذت و ء یا احساس رهایی هنگام برافروختن آتش یا مشاهده آن. البته اگر شروع آن در نوجوانی و جوانی باشد، ایجاد حریق بیشتر احتمال دارد که به قصد ت یب صورت گیرد. در خصوص بازی بیمار گونه نیز قرائنی وجود دارد که نشان می دهد از دست دادن والدین، ترک منزل، خشونت والدین، فراهم بودن شرایط برای نوجوان و تأکید خانواده بر روی مادیات می تواند در بروز این اختلال نقش مؤثری داشته باشد (کاپلان و سادوک 2، 1379: 465-453).

منبع : راسخون



منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/23/اختلال-کنترل-تکانه-چیست




اختلال کنترل تکانه چیست ؟

درخواست حذف اطلاعات
تکانه عبارت است از: «تمایل به انجام عملی به منظور کاهش تنش و استرس افزایش یابنده ای که در نتیجه اوج گیری وسوسه های غریزی ایجاد می شود». به عبارتی ساده تر، زمانی که یک فرد وسوسه انجام عملی را دارد تا به این طریق اضطراب، تنش و استرس خود را کاهش دهد، در اصل یک تکانه را تجربه کرده است. بیشتر افراد کنترل کافی روی تکانه های خود دارند؛ ولی بیماران مبتلا به اختلالات کنترل تکانه قدرت مقاومت در برابر وسوسه هایی که برای خود یا دیگری زیان بار است را ندارند. علت دقیق این اختلال مشخص نیست؛ اما دلایلی هم چون: عزت نفس پایین، اضطراب و نیاز به کاهش استرس در بروز آن دخیل دانسته شده اند. اختلال وسواس به اینترنت و استفاده زیاد از تلفن همراه از جمله اختلالات تکانه ای هستند. اختلال انفجاری متناوب نیز که در آن، بیماری به صورت دوره های مجزای فقدان کنترل تکانه های پرخاشگرانه بروز می کند یکی از مهم ترین اختلالات تکانه ای به شمار می آید. این دوره ها ممکن است با حملات جدی به دیگران یا ت یب اموال همراه باشد. میزان پرخاشگری ابراز شده با هر عامل استرس زایی که ممکن است در برانگیختن دوره ها مؤثر بوده باشند، کاملاً نامناسب است. علت واحد و دقیقی برای اختلال انفجاری متناوب توصیف نشده است ولی محیط نامساعد دوران کودکی که مملو از دعوا و کتک کاری، تهدید زندگی و مصرف مواد بوده، در اغلب این بیماران دیده شده است. وسواس کندن مو (tric illomania) نیز یکی دیگر از اختلالات کنترل تکانه محسوب می شود. این اختلال در ن بیشتر از مردان وجود دارد و شیوع آن حدود 1 درصد گزارش شده است. همچنین ید وسواسی (oniomania) یکی دیگر از اختلالات کنترل تکانه است که سن شروع آن معمولاً حدود 18 سالگی است.
از نظر درمانی، اختلالات کنترل تکانه نیازمند مراجعه سریع به روان پزشک است تا هر چه زودتر از راه درمان های دارویی و غیر دارویی به بیمار کمک رسانی شود. باید به خاطر داشت که تمامی این اختلالات همراهی زیادی با اختلالات اضطر و افسردگی دارند که وضع را بدتر می کنند و به طور قطع نیاز به درمان برای سرگیری یک زندگی طبعی و خالی از دردسر را می طلبد (مدرسی، 1385: 9). کتک زدن مردم (کالات، 1386: 310)، جنون ی (kleptomania)، جنون آتش افروزی (pyromania) و بازی بیمارگونه (pathological gambling) نیز از اختلالات تکانه ای دیگر می باشند. برخی از روانکاوان بر روی تأثیر ابراز تکانه های پرخاشگری در جنون ی تأکید کرده و برخی دیگر نیز جنبه های لیبیدویی را مطرح ساخته اند. این اختلال ممکن است در دوران کودکی شروع شود؛ هر چند تمام ک نی که دست به ی می زنند در بزرگسالی مرتکب ی نمی شوند. جنون آتش افروزی نیز معمولاً در کودکی شروع می شود. خصوصیت اصلی جنون آتش افروزی عبارت است از: ایجاد حریق عمدی و هدف دار در بیش از 1 مورد، تنش یا تحریک عاطفی قبل از افروختن آتش و لذت و ء یا احساس رهایی هنگام برافروختن آتش یا مشاهده آن. البته اگر شروع آن در نوجوانی و جوانی باشد، ایجاد حریق بیشتر احتمال دارد که به قصد ت یب صورت گیرد. در خصوص بازی بیمار گونه نیز قرائنی وجود دارد که نشان می دهد از دست دادن والدین، ترک منزل، خشونت والدین، فراهم بودن شرایط برای نوجوان و تأکید خانواده بر روی مادیات می تواند در بروز این اختلال نقش مؤثری داشته باشد (کاپلان و سادوک 2، 1379: 465-453).

منبع : راسخون



منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/23/اختلال-کنترل-تکانه-چیست




استرس چیست؟ و چگونه آن را کنترل کنیم؟

درخواست حذف اطلاعات

روزانه در اثر شرایط شغلی، روابط ناخوشایند، اتفاقات نا مطلوب، مسائل خانوادگی و هر دلیل دیگری چه مقدار تحت استرس قرار می گیرید؟ هر لحظه علم، اطلاعات، امکانات و فناوری در دنیا با سرعت فراوانی در حال توسعه است. اما به موازات این توسعه، ناهنجاری ها، تناقضات، مشکلات و فشارهای وارده به انسان ها نیز گسترش پیدا کرده است. اما آیا این بدان معناست که از پیشرفت سریع دنیا استقبال نکنیم؟ چرا برای بسیاری از ما، پیشرفت ها و رشد های دنیا لذت بخش نیست؟ چرا دائماً در لایه های ذهنی خویش به دنبال فرار از شرایط موجود هستیم؟
مسلماً دلایل فراوانی برای پاسخ به سوالات مطرح شده جود دارد و قطعاً عدم توانایی در مدیریت استرس یکی از آن ها خواهد بود. اما استرس چیست؟ چگونه ایجاد می شود؟ برخلاف تصور عمومی و رایج، بسیاری از ما حتی ماهیت و معنای دقیق استرس را نمی شناسیم. پر واضح است که با چنین شرایطی توانایی کنترل، کاهش و مدیریت آن را نخواهیم داشت. مکرراً دچار ناهنجاری های رفتاری، ذهنی و فیزیکی خواهیم شد و نه تنها توانایی کاهش آن ها را نداریم، به گسترش آن ها نیز تن خواهیم داد. حتی با گذشت زمان، این ناهنجاری ها را به عنوان رفتار و ویژگی های معمول و عادی از خویش، خواهیم پذیرفت.

نمودها، مراحل و نتایج استرس را نمی شناسیم و در برخورد با آن ها، ریشه دیگری برایشان متصور هستیم. عدم آگاهی که، راه را برای گسترش استرس، فشار ذهنی و روانی، رفتار نا به هنجار و حتی واکنش های نامطلوب فیزیکی، باز می گزارد و احساس خستگی و ن یتی همواره در ما توسعه پیدا می کند. اما آیا شناخت استرس و توانایی کنترل آن در حد نیاز هر فرد در زندگی، امر پیچیده ای است؟


منبع : وب یاد




منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/24/استرس-چیست-و-چگونه-آن-را-کنترل-کنیم




استرس چیست؟ و چگونه آن را کنترل کنیم؟

درخواست حذف اطلاعات

روزانه در اثر شرایط شغلی، روابط ناخوشایند، اتفاقات نا مطلوب، مسائل خانوادگی و هر دلیل دیگری چه مقدار تحت استرس قرار می گیرید؟ هر لحظه علم، اطلاعات، امکانات و فناوری در دنیا با سرعت فراوانی در حال توسعه است. اما به موازات این توسعه، ناهنجاری ها، تناقضات، مشکلات و فشارهای وارده به انسان ها نیز گسترش پیدا کرده است. اما آیا این بدان معناست که از پیشرفت سریع دنیا استقبال نکنیم؟ چرا برای بسیاری از ما، پیشرفت ها و رشد های دنیا لذت بخش نیست؟ چرا دائماً در لایه های ذهنی خویش به دنبال فرار از شرایط موجود هستیم؟
مسلماً دلایل فراوانی برای پاسخ به سوالات مطرح شده جود دارد و قطعاً عدم توانایی در مدیریت استرس یکی از آن ها خواهد بود. اما استرس چیست؟ چگونه ایجاد می شود؟ برخلاف تصور عمومی و رایج، بسیاری از ما حتی ماهیت و معنای دقیق استرس را نمی شناسیم. پر واضح است که با چنین شرایطی توانایی کنترل، کاهش و مدیریت آن را نخواهیم داشت. مکرراً دچار ناهنجاری های رفتاری، ذهنی و فیزیکی خواهیم شد و نه تنها توانایی کاهش آن ها را نداریم، به گسترش آن ها نیز تن خواهیم داد. حتی با گذشت زمان، این ناهنجاری ها را به عنوان رفتار و ویژگی های معمول و عادی از خویش، خواهیم پذیرفت.

نمودها، مراحل و نتایج استرس را نمی شناسیم و در برخورد با آن ها، ریشه دیگری برایشان متصور هستیم. عدم آگاهی که، راه را برای گسترش استرس، فشار ذهنی و روانی، رفتار نا به هنجار و حتی واکنش های نامطلوب فیزیکی، باز می گزارد و احساس خستگی و ن یتی همواره در ما توسعه پیدا می کند. اما آیا شناخت استرس و توانایی کنترل آن در حد نیاز هر فرد در زندگی، امر پیچیده ای است؟


منبع : وب یاد




منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/24/استرس-چیست-و-چگونه-آن-را-کنترل-کنیم




حل مسئله چیست؟

درخواست حذف اطلاعات

حل مسئله چیست؟

حل مسئله یک مهارت است. در زندگی روزمره، در محیط کار و یا در خانواده مسائل و مسئله های متفاوتی وجود دارد. همه افراد روزانه با مسائل متفاوتی روبه رو هستند. اما موضوع مهم این است که هر فردی چگونه با مسائل مختلف زندگی اش برخورد می کند و چگونه آن ها را حل می کند.

چرا حل مسئله مهم است؟

گاهی اوقات به دلیل اینکه راه حل مشکلات و مسائلمان را نمی دانیم نسبت به آن ها بی تفاوت می شویم و تصمیم می گیریم که تصمیمی نگیریم.
تصمیم نگرفتن خود یک تصمیم است. ما تصمیم می گیریم که به جای حل مشکل و حل مسئله آن را به حال خود رها کنیم.

علت اینکه به جای حل مسئله، تصمیم می گیریم که مشکل را به حال خود رها کنیم و برای آن تلاشی نکنیم، نداشتن مهارت کافی است.

شما هنگامی که ندانید چگونه یک مسئله را حل کنید، هر چه قدر هم که تلاش کنید برای آن راه حلی ندارید.

تفاوت زندگی افراد در روشی است که مسائل و مشکلاتشان را حل می کنند. بنابراین اگر می خواهید که زندگی بهتری داشته باشید، باید هوشمندانه تر فکر کنید و تصمیمات بهتری بگیرید.

داستان حل مسئله

بگذارید مثالی بزنم. چندی پیش دریکی از کلاس هایم با فردی آشنا شدم. پس از چندین دقیقه گفت وگو به سرعت متوجه شدم که چه قدر فرد تیز و باهوشی است. او مشکلات متفاوتی داشت و در تلاش بود که به سرعت همه ی آن ها را برای من تعریف کند و از من یک پاسخ دریافت کند.

در تمام طول مدت صحبتش متوجه شدم که پرونده های باز زیادی در ذهنش دارد و می خواهد همه را باز نگه دارد و درعین حال پرانرژی و پرتوان باشد.


مشکل چه بود؟

پرانرژی و پرتوان بودن برای انجام دادن تمام برنامه های روزانه

راه حل چه بود؟

از او پرسیدم که به نظر شما راه حل چیست و او به سرعت پاسخ داد که باید بتواند انرژی بیشتری برای کارهای روزانه داشته باشد. او می گفت “من باید بتوانم تمام برنامه های روزانه ام را انجام دهم”

تحلیل مثال

اگر فرد گفته شده در مثال بالا مهارت حل مسئله را می دانست، قطعاً تصمیمات بهتری می گرفت و کلی پرونده باز در ذهنش نداشت. به همین جهت است که گفته می شود مهارت حل مسئله بسیار مهم است و باید آن را به خوبی بیاموزید.
در ادامه و ب ان روش های حل مسئله، به تحلیل مسئله بالا نیز می پردازیم.

روش حل مسئله

در ابتدا باید مسئله را به صورت کامل و مشخص برای خود تعیین کنیم.



در مثال گفته شده مسئله اصلی چه بود؟

کمبود وقت؟ کمبود انرژی؟ مشخص نبودن هدف؟ بی برنامه بودن؟ انجام کارهای کم اولویت؟

• قدم اول در حل مسئله پیدا هدف است. هدف و خواسته شده شما چیست؟

تحلیل داستان

چرا می خواهید در یک روز کارهای زیادی انجام دهید؟ او پاسخ داد تا فرد موفقی باشم.
از او پرسیدم می خواهی در چه چیزی موفق بشوی؟ او گفت در همه چیز. من باید در کل انسان موفقی باشم و باید بتوانم تمام برنامه های روزانه ام را انجام دهم.

خب اگر دقت کرده باشید موفق شدن نمی تواند هدف و خواسته اصلی این دوست ما باشد. باید از او سؤال شود که اگر موفق شوی چه احساسی داری؟ در آن صورت چه کاری می توانی انجام دهی که امروز نمی توانی انجام دهی؟
در ادامه صحبت متوجه شدم که این دوست ما از بی هدفی ناراحت است و درواقع خواسته اصلی او هدفمند شدن و خارج شدن از بی برنامگی است.


حل مسئله با تمرکز بر راه حل

در بسیاری از اوقات، تمام تمرکز و توجه افراد بر مشکل است. هنگامی که مشکل کانون توجه شما قرار می گیرد احساس بدی خواهید داشت. شما هر چه قدر تلاش کنید نمی توانید برای آن راه حل مناسبی پیدا کنید و ازاین رو ناامید می شوید.

هنگامی که احساس بدی دارید و ناامید شده اید، به جای اینکه اقدام کنید و مشکل را حل کنید، تصمیم می گیرید که کاری انجام ندهید.
بنابراین به جای درک درست از مسئله و حل آن، درگیر افکار مزاحم می شویم و هیچ واکنشی نشان نمی دهیم.

• قدم دوم برای حل یک مسئله، تمرکز بر راه حل است.

ازاین پس هنگام رودررو شدن با یک مشکل از خود بپرسید چگونه می توانم آن را حل کنم؟

چه ی می تواند در این راه به من کمک کند؟

اولین قدم برای حل این مسئله چیست؟

اگر معجزه ای اتفاق افتد و این مشکل حل شد، آن معجزه چه می تواند باشد؟

تحلیل

در داستان گفته شده مشخص شد که هدف اصلی فرد خارج شدن زندگی اش از بی برنامگی است.

هنگامی که خودش متوجه این موضوع شد با خوشحالی پرسید خب چیکار کنم من نمی خواهم بی برنامه باشم اما هستم. در تمام زندگی ام کارهای زیادی انجام می دهم و هدف هیچ کدام را نمی دانم. واقعاً فرد نامنظمی همانند من می تواند مسئولیت پذیر شود؟

سوا لاتی که آن شخص از خود می پرسد بازهم گمراه کننده است. او به جای تمرکز بر راه حل به مشکل خود نگاه می کند. او به جای پرسیدن “آیا من می توانم تغییر کند” باید بپرسد که “اولین قدم برای تغییر چیست؟”، “برای هدفمند شدن باید چه تغییراتی در زندگی ام ایجاد کنم؟”

همان طور که متوجه شده اید به کار بردن روش های درست و اصولی حل مسئله زندگی هر فردی را تغییر خواهد داد.


منبع : وبسایت سارا حمیدی




منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/19/حل-مسیله-چیست




واقع بینی چیست؟

درخواست حذف اطلاعات

یکی از چیزهایی که این روزها شاهدش هستیم این تصور است که اخبار بد، واقعی تر از اخبار خوب است. ما طوری تربیت شده ایم که انگار اگر به چشم معنوی به دنیا نگاه کنیم معلوم می شود که همیشه بیشتر مردم در رنج و عذاب بوده اند و میزان شادی و سرور در دنیا اندک بوده است. آنهایی که خوبی ها را می بینند "خوش خیال" و آنهایی که بدی ها را می بینند "واقع بین" تلقی می شوند. خیلی ها مدام به علت خوش بینی معنویشان درباره بشر مورد انتقاد قرار گرفته اند. پیام های روحیه بخش آنان مورد نیاز بوده، اما اغلب اوقات احساساتی و خام تلقی شده و مورد حمله قرار گرفته است. تا به حال بسیاری از هایی با مضمون دردناک، جایزه اسکار گرفته اند، اما کمدی رمانتیک های عالی نه.

فکر می کنم بیشتر ما وقتی با چیز خوشحال کننده ای روبه رو می شویم همان کاری را می کنیم که تهیه کنندگان اخبار می کنند، یعنی می گوییم " این که خبر نیست، بهتر است ساختمان های در حال سوختن و آدم هایی را که فریاد می زنند و درد می کشند، نشان بدهیم" من نمی گویم ساختمان های آتش گرفته و فریاد درد و رنج مردم واقعی نیست. من می گویم شادی و زیبایی هم واقعی است. ما معمولا دوست داریم روی وقایع دردناک تمرکز کنیم و داستان های انسانی و لطیف را کنار می گذاریم. اخبار شاد به اندازه کافی تکان دهنده نیستند تا توجه شبکه های خبری را جلب کنند. اخبار جنگ و خونریزی، سقوط هواپیماها و برخورد قطارهای مملو از مسافر یا فرو ریختن ساختمان ها عناوین خبری شبکه های تلویزیون سراسر دنیا را تشکیل می دهد و اخبار جشن ها و شادی های مردم تقریبا به کلی از صدر اخبار غایب است.

ما در زندگی شخصیمان هم خیلی ها را می شناسیم که مدام در حال ناله از بد عهدی ایام و بلایا و مصایب عالم هستد، اما از نزدیک تر که نگاه می کنیم می بینیم آنها در خانه های خوب، محیط های زیبا و فضاهای دل انگیز زندگی می کنند. چنین اشخاصی حتی اگر شادی و سروری هم حس کنند از آن حرف نمی زنند. آنها فکر می کنند معنوی بودن یعنی جدی و غمگین بودن. یا این که آنها قدر خوبی های زندگیشان را نمی دانند، یا این که تمرکز روی خوشی ها را " غیر واقع بینانه" و توجه به ناخوشی ها را "واقع بینانه" می دانند.

اما توجه به زیبایی های زندگی به معنی نادیده گرفتن زشتی ها و بدی ها نیست. فقط به این معنی است که زیبایی ها و خوبی ها هم وجود دارند. به عبارت دیگر همه چیز به این بر می گردد که ما روی چه چیزی تمرکز می کنیم و چرا. اگر همه منفی ها را حذف کنیم در ح انکار زندگی می کنیم. اگر همه خوبی ها را حذف کنیم باز هم به حال انکار زندگی می کنیم. اگر فقط وجه جدی وظیفه شناس خودمان را نشان دهیم همان قدر نادرست است که فقط شوخی ها و خنده هامان را . واقعیت یعنی نور و تاریکی با هم، سپیدی و سیاهی، خوشی و ناخوشی، سلامتی و بیماری، همه و همه ابدی زندگی زمینی را تشکیل می دهند. و از آنجا که طبق قانون جذب، به هر چه توجه کنیم در زندگیمان بیشتر می شود، پس بهتر است به بخش نورانی چیزها بیشتر توجه کنیم تا نور بیشتری را به زندگیمان فرا بخوانیم. بهتر است به فراوانی توجه بیشتری کنیم تا فقر، و به سلامتی توجه بیشتری کنیم ت ماری.

بنا بر قانون قدرتمند جذب، هر یک از ما با افکارمان واقعیت دنیامان را می سازیم. چنانچه افکارمان را روی شادی و فراوانی متمرکز کنیم، واقعیتی که در زندگیمان خلق می کنیم شادی و فراوانی بیشتر است. اما ما معمولا طوری تربیت شده ایم که یاد گرفته ایم خلاف این عمل کنیم. ما مدام اخبار بد را تماشا می کنیم، صفحه حوادث را با ولع می خوانیم، مدام به ناله ها و شکوه های دیگران گوش می دهیم و بعد حالمان بد می شود و فکر می کنیم "واقعیت " یعنی همین. اگر از همین امروز کانون تمرکز افکارمان را تغییر دهیم و به اخبار خوب و نکات مثبت زندگی خودمان و دیگران توجه کنیم، حالمان بهتر می شود و واقعیت دیگری خلق خواهیم کرد و این کار تمرین می خواهد.

تمرین

زندگی معنوی یعنی دست زدن به انتخاب های درست و نیروبخش. این هفته تمرین کن و به انتخاب هایی دست بزن که ح را بهتر و جسم و جانت را قوی تر کنند. خود کاوی را با عمل بیرونی ترکیب کن. اول بنویس، بعد عمل کن.

1- پنج چیز در زندگی کنونی ات را نام ببر که برایت خوشایند و لذت بخش هستند، یکی از آنها را انجام بده.

2- پنج چیز را نام ببر که در زندگی کنونی ات سخت و ناراحت کننده هستند، از یکی از آنها اجتناب کن.

3- پنج نفر را نام ببر که در زندگی کنونی ات از وجودشان لذت می بری، با یکی از آنها تماس بگیر.

4- پنج نفر را نام ببر که در زندگی کنونی ات باعث نارحتی ات می شوند، از یکی از آنها اجتناب کن.

5- پنج فعالیت را نام ببر که باعث خوشحالی و لذتت می شوند، یکی را انتخاب کن و انجام بده.

6- هر روز تمرین کن که بیشتر به "واقعیت" خوبی و زیبایی توجه کنی تا "واقعیت" بدی و زشتی. این برای جسم و جانت هر دو خوب است.

موفقیت در دیدن واقعیت خوبی ها و زیبایی های زندگی است.


منبع : راسخون





منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/20/واقع-بینی-چیست




واقع بینی چیست؟

درخواست حذف اطلاعات

یکی از چیزهایی که این روزها شاهدش هستیم این تصور است که اخبار بد، واقعی تر از اخبار خوب است. ما طوری تربیت شده ایم که انگار اگر به چشم معنوی به دنیا نگاه کنیم معلوم می شود که همیشه بیشتر مردم در رنج و عذاب بوده اند و میزان شادی و سرور در دنیا اندک بوده است. آنهایی که خوبی ها را می بینند "خوش خیال" و آنهایی که بدی ها را می بینند "واقع بین" تلقی می شوند. خیلی ها مدام به علت خوش بینی معنویشان درباره بشر مورد انتقاد قرار گرفته اند. پیام های روحیه بخش آنان مورد نیاز بوده، اما اغلب اوقات احساساتی و خام تلقی شده و مورد حمله قرار گرفته است. تا به حال بسیاری از هایی با مضمون دردناک، جایزه اسکار گرفته اند، اما کمدی رمانتیک های عالی نه.

فکر می کنم بیشتر ما وقتی با چیز خوشحال کننده ای روبه رو می شویم همان کاری را می کنیم که تهیه کنندگان اخبار می کنند، یعنی می گوییم " این که خبر نیست، بهتر است ساختمان های در حال سوختن و آدم هایی را که فریاد می زنند و درد می کشند، نشان بدهیم" من نمی گویم ساختمان های آتش گرفته و فریاد درد و رنج مردم واقعی نیست. من می گویم شادی و زیبایی هم واقعی است. ما معمولا دوست داریم روی وقایع دردناک تمرکز کنیم و داستان های انسانی و لطیف را کنار می گذاریم. اخبار شاد به اندازه کافی تکان دهنده نیستند تا توجه شبکه های خبری را جلب کنند. اخبار جنگ و خونریزی، سقوط هواپیماها و برخورد قطارهای مملو از مسافر یا فرو ریختن ساختمان ها عناوین خبری شبکه های تلویزیون سراسر دنیا را تشکیل می دهد و اخبار جشن ها و شادی های مردم تقریبا به کلی از صدر اخبار غایب است.

ما در زندگی شخصیمان هم خیلی ها را می شناسیم که مدام در حال ناله از بد عهدی ایام و بلایا و مصایب عالم هستد، اما از نزدیک تر که نگاه می کنیم می بینیم آنها در خانه های خوب، محیط های زیبا و فضاهای دل انگیز زندگی می کنند. چنین اشخاصی حتی اگر شادی و سروری هم حس کنند از آن حرف نمی زنند. آنها فکر می کنند معنوی بودن یعنی جدی و غمگین بودن. یا این که آنها قدر خوبی های زندگیشان را نمی دانند، یا این که تمرکز روی خوشی ها را " غیر واقع بینانه" و توجه به ناخوشی ها را "واقع بینانه" می دانند.

اما توجه به زیبایی های زندگی به معنی نادیده گرفتن زشتی ها و بدی ها نیست. فقط به این معنی است که زیبایی ها و خوبی ها هم وجود دارند. به عبارت دیگر همه چیز به این بر می گردد که ما روی چه چیزی تمرکز می کنیم و چرا. اگر همه منفی ها را حذف کنیم در ح انکار زندگی می کنیم. اگر همه خوبی ها را حذف کنیم باز هم به حال انکار زندگی می کنیم. اگر فقط وجه جدی وظیفه شناس خودمان را نشان دهیم همان قدر نادرست است که فقط شوخی ها و خنده هامان را . واقعیت یعنی نور و تاریکی با هم، سپیدی و سیاهی، خوشی و ناخوشی، سلامتی و بیماری، همه و همه ابدی زندگی زمینی را تشکیل می دهند. و از آنجا که طبق قانون جذب، به هر چه توجه کنیم در زندگیمان بیشتر می شود، پس بهتر است به بخش نورانی چیزها بیشتر توجه کنیم تا نور بیشتری را به زندگیمان فرا بخوانیم. بهتر است به فراوانی توجه بیشتری کنیم تا فقر، و به سلامتی توجه بیشتری کنیم ت ماری.

بنا بر قانون قدرتمند جذب، هر یک از ما با افکارمان واقعیت دنیامان را می سازیم. چنانچه افکارمان را روی شادی و فراوانی متمرکز کنیم، واقعیتی که در زندگیمان خلق می کنیم شادی و فراوانی بیشتر است. اما ما معمولا طوری تربیت شده ایم که یاد گرفته ایم خلاف این عمل کنیم. ما مدام اخبار بد را تماشا می کنیم، صفحه حوادث را با ولع می خوانیم، مدام به ناله ها و شکوه های دیگران گوش می دهیم و بعد حالمان بد می شود و فکر می کنیم "واقعیت " یعنی همین. اگر از همین امروز کانون تمرکز افکارمان را تغییر دهیم و به اخبار خوب و نکات مثبت زندگی خودمان و دیگران توجه کنیم، حالمان بهتر می شود و واقعیت دیگری خلق خواهیم کرد و این کار تمرین می خواهد.

تمرین

زندگی معنوی یعنی دست زدن به انتخاب های درست و نیروبخش. این هفته تمرین کن و به انتخاب هایی دست بزن که ح را بهتر و جسم و جانت را قوی تر کنند. خود کاوی را با عمل بیرونی ترکیب کن. اول بنویس، بعد عمل کن.

1- پنج چیز در زندگی کنونی ات را نام ببر که برایت خوشایند و لذت بخش هستند، یکی از آنها را انجام بده.

2- پنج چیز را نام ببر که در زندگی کنونی ات سخت و ناراحت کننده هستند، از یکی از آنها اجتناب کن.

3- پنج نفر را نام ببر که در زندگی کنونی ات از وجودشان لذت می بری، با یکی از آنها تماس بگیر.

4- پنج نفر را نام ببر که در زندگی کنونی ات باعث نارحتی ات می شوند، از یکی از آنها اجتناب کن.

5- پنج فعالیت را نام ببر که باعث خوشحالی و لذتت می شوند، یکی را انتخاب کن و انجام بده.

6- هر روز تمرین کن که بیشتر به "واقعیت" خوبی و زیبایی توجه کنی تا "واقعیت" بدی و زشتی. این برای جسم و جانت هر دو خوب است.

موفقیت در دیدن واقعیت خوبی ها و زیبایی های زندگی است.


منبع : راسخون





منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/20/واقع-بینی-چیست




مستقل بودن یعنی چه ؟

درخواست حذف اطلاعات

را برخی افراد ر زندگی مشترک خود احساس استقلال ندارند علت این امر چیست آن ها چه چیزی در زندگی شان کم دارند از چه مشکلات روحی رنج می برند زندگی آن ها چه جیزهایی کم دارد؟

*نسیم احمدی: یکی از ملاک های مهم برای تجربه زندگی مشترک موفق، استقلال زوجین است. یکی از مشخصه های رشد اجتماعی، داشتن استقلال است. افراد مستقل توانایی ها و محدودیت هایشان را به خوبی می شناسند و این شناخت به تصمیم گیری صحیح کمک می کند. در بعضی ازدواج ها، نداشتن استقلال یکی از زوجین باعث بروز اختلافات بسیار می شود.

معایب نداشتن استقلال در زندگی مشترک

به گزارش سلامت نیوز به نقل از رو مه اسان، افرادی که استقلال ندارند، وابسته اند و توجه شان بیشتر معطوف به دیگران است تا خودشان، اهل فکر و شیدن نیستند و چون خود را قبول ندارند دائم دنبال ی هستند تا به جای آن ها تصمیم بگیرد و مسئولیت را از گردن آن ها سلب کند. گاهی حتی برای امور ساده ای مانند انتخاب رنگ پارچه دچار تز ل می شوند! افرادی که روحیه استقلال طلبانه ندارند زندگی مشترک ناموفقی خواهند داشت.

2 را ار برای رسیدن به استقلال

استقلال از دو راه به دست می آید: یکی از طریق مطالعه (کتاب های درسی مفید در این زمینه و کتاب های روان شناسی معروف) درباره چگونگی رفتار اجتماعی با دیگران برای رسیدن به استقلال و دیگری از طریق تجربه به این معنا که با تجربه ای که از کار های گذشته داریم نسبت به آینده فکر کنیم.

مرز استقلال و م

مستقل بودن به معنای م ن نیست. استقلال واقعی و اصولی وقتی تحقق پیدا می کند که هدفی را که شخص دنبال می کند تنها به واسطه صحبت دیگران زیر پا نگذارد بلکه برای رسیدن به آن اه ، از م با دیگران استفاده کند. ارتباط زیادی بین موفقیت در زندگی و مستقل بودن یک فرد وجود دارد. یکی از اه ازدواج، استقلال است، حال ممکن است استقلال فکری، مالی یا استقلال در معا باشد که متاسفانه بعضی والدین اجازه مستقل بودن را به فرزندان شان نمی دهند و این موضوع ممکن است به زندگی مشترک فرزندان شان آسیبی جدی وارد کند. در چنین شرایطی با توجه به جدی بودن موضوع، بهتر است این افراد با والدین شان صحبت کنند و با جلب نظر آن ها به طور مستقل زندگی کنند از جمله این که باید محل زندگی شان مستقل شود یا ج و مخارج شان را جدا کنند. این اولین گام برای استقلال است. هرچند در ابتدا ممکن است با مقاومت والدین مواجه شوند اما باید بدانند که با حفظ احترام و نشان دادن جدیت خود، می توانند به استقلال در زندگی مشترک خود برسند.

انواع استقلال و مزایای آن ها

استقلال شخصی: اعتماد به نفس شما را چند برابر می کند. افراد مستقل مهارت و اعتماد به نفس بیشتری در مواجهه با مشکلات زندگی شان دارند. دلیل آن می تواند این باشد که آن ها برای انجام کار آمادگی بیشتری دارند تا این که منتظر پشتیبانی یا اجازه دیگران بمانند. مستقل بودن به معنای آن است که شما علاقه بیشتری به امتحان چیز های جدید دارید به جای این که توقع و انتظارات دیگران را جواب دهید.

استقلال عاطفی: استرس را کاهش و خوشبختی را افزایش می دهد. استقلال عاطفی به معنای آن است که شما بیشتر تصمیمات شخصی و چالش های زندگی تان را بدون شرکت دادن دیگران در آن، حل می کنید و پیش می روید.

استقلال مالی: به معنای داشتن و احساس دستاورد است. زمانی که صحبت از مستقل بودن می شود، هیچ حسی بهتر از پرداخت هزینه های شخصی توسط خود فرد نمی تواند او را کند. قابلیت پرداخت هزینه های شخصی وابستگی شما را به خانواده، دوستان و … کاهش می دهد. استقلال مالی یعنی شما کنترل کاملی روی دخل و جتان دارید و به هیچ فردی جوابگو نیستید.

تصمیم گیری بهتر: مستقل بودن، تصمیم گیری را به شدت آسان می کند؛ زیرا قبول می کنید تنها فردی هستید که تحت تاثیر تصمیمات تان قرار می گیرید، اما اگر استقلال کمتر و وابستگی بیشتری به دیگران برای پشتیبانی عاطفی و مالی داشته باشید، تصمیم گیری برای شما جزو سخت ترین کار ها می شود.

وابستگی کمتر به دیگران: افراد کمتر مستقل، تمایل بیشتری به تکیه بر دیگران دارند. دلیل چنین اقدامی می تواند این باشد که این افراد نمی خواهند مجبور باشند خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند یا شهامت آن را ندارند در زندگی خودشان با مشکلات به تنهایی رو به رو شوند بدون این که شخصی کنار آن ها باشد. داشتن چنین شخصیتی می تواند شما را به یک فرد نیازمند تبدیل کند.


منبع : های





منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/16/مستقل-بودن-یعنی-چه




4 خصوصیت افراد انعطاف پذیر

درخواست حذف اطلاعات

حقیقت این است که زندگی میتواند سخت باشد، ب و کار شرایط خوبی نداشته باشد و موفقیت ها با چالش همراه باشد. زندگی هیچ شخصی بدون مانع و مشکل نیست. بسیاری از مردم در این شرایط حس میکنند که زندگی آنها به بن بست رسیده و هیچ راه فراری وجود ندارد اما برای گذر از چالش ها انسان نیازمند تواناییهاییست که از ابتدا در وجود او نبوده است. نخستین قدم برای رسیدن به موقعیت ایده ال، ایجاد روحیه انعطاف پذیری و سازگاری با شرایط مختلف است. اما انعطاف پذیری چگونه بدست میاید؟ افراد انعطاف پذیر چه خصوصیاتی دارند؟

1. به احساسات خود متصلند

افراد انعطاف پذیر احساسات خود را درک میکنند و میدانند که چگونه آنها را مدیریت کنند. برخی از افراد عقیده دارند که سرکوب احساسات بهترین راه حل در شرایط سخت است، اما در واقع این یک اشتباه بزرگ است. سرکوب احساسات میتواند باعث متلاشی شدن و انفجار بی موقع شود. افرادی که ذهن مشغول و مضطربی دارند تمایل به مبارزه با افکار ناخواسته دارند این در حالی است که افراد منعطف به احساسات خود متصلند و کنترل بیشتری برروی آنها دارند.

2. به صدای منفی ذهن خود گوش نمیدهند

افراد انعطاف پذیر قادرند که از اتفاقات منفی بگذرند و به کشف علت این اتفاقات در عمق ماجرا پی ببرند، سپس به جای ورود آن به قلبشان، از زاویه مثبتی به قضیه فکر میکنند. آنها خوشبین هستند و باور دارند که قدرت و توانایی غلبه بر هر مشکلی را دارند. در یک بحران، فرد منعطف مثبت خواهد بود و امیدوارانه راه حل مشکل را پیدا خواهد کرد. آنها همیشه موفق نمیشوند، اما به دنبال راه حل های که در آینده باید در نظر بگیرند خواهند گشت.

3. میدانند چگونه به عقب برگردند

انعطاف پذیری در زبان انگلیسی "resilience" نام دارد که ریشه آن کلمه لاتین "resilire" به معنی پس زدن است. این پس زدن به معنی قبول ش ت نیست، در واقعا دورخیز و بازگشت از سختی ها و چالش های زندگی است، مرحله ی بعدی آن پرش از بلند و گذر از این مرحله به طور کامل است. این چیزی است که همه ما میتوانیم انجام دهیم، فقط نیاز داریم که یاد بگیریم چگونه. مردم سخت و غیرقابل انعطاف اجازه نمیدهند که شرایط زندگی آنها را به پایین هل دهد و در این شرایط نگه دارد.

4. نیاز به کنترل همه چیز ندارند

افراد انعطاف پذیر مشکلی با این که همه چیز در کنترل آنها نیست، ندارند. آنها میدانند که چگونه در شرایط جدید رفتار کنند. آنها میدانند که تنها در چیزهایی که در حوزه کنترل خودشان است تمرکز کنند. مانند رفتار خودشان، احساسات خودشان و ح و رفتار و طرز برخورد خودشان در شرایط.

در نظر داشته باشید که انعطاف پذیری به هیچ عنوان به معنای قبول ش ت و تسلیم شرایط شدن نیست، برای هضم شرایط و برای اینکه درک درستی از موقعیت داشته باشیم باید کمی انعطاف پذیری از خود نشان دهیم. عادات ذکر شده در بالا یک شبه در انسان بوجود نمیایند و دستی به آنها آسان نیست. اما اگر آنها را با صبر و شکیبایی بپذیرید و خوشبینانه و با آغوش باز به استقبال تغییرات زندگی بروید، ایمان داشته باشید که گام تازه ای را در زندگی خود برداشته اید.


منبع: sakhtafzarmag




منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/18/4-خصوصیت-افراد-انعطاف-پذیر




خود آگاهی هیجانی چیست ؟

درخواست حذف اطلاعات

خودآگاهی، مهمترین مهارت و توانایی برای بهبود و ارتقاeq است. به تعریف جان مه یر، خودآگاهی به معنای «آگاهی از ح روانی خود و تفکر ما درباره ی آن ح » است. خودآگاهی بر احساسات تند و قدرتمند، بر هوش هیجانی تاثیری بسزا دارد. به این معنا که احساس خشم می تواند حس بیشتری به انسان دهد؛ اما نمی توان بر اساس آن عمل کرد و باید از قدرت آن برای رهایی خود بهره گرفت، رهایی ای که حاصل تلاشی منسجم شده است نه حاصل حرکاتی افسار گسیخته.

گاهی اوقات هیجان خاصی داریم ولی نمی دانیم که اسم این هیجان چیست؟ چه محرکی باعث ایجاد این هیجان در ما شده است؟ و ما براساس چه باور ذهنی، محرک را تفسیر کرده ایم؟ درنتیجه در لاک دفاعی خود فرو می رویم و دچار سردرگمی می شویم. در صورتی که اگر هیجان خود را بشناسیم بهتر می توانیم با آن مقابله کنیم و از ح گیجی درآییم.

در مثالی که در ادامه می آید می خواهیم فرد سردرگمی را کمک کنیم تا نام هیجانش را پیدا کند: می گوید احساس تحقیرشدگی دارم. ما کمک می کنیم تا بداند چه محرکی این احساس را در او ایجاد کرده است، می گوید در اتاق 3 نفره در خوابگاه زندگی می کنم و دو هم اتاقی من مدام باهم به صورت پچ پچ صحبت می کنند، ما تلاش می کنیم تا متوجه شود محرک را با چه باوری تفسیر کرده است، می گوید: حتماً من قابل اعتماد برای آن ها نیستم.

این موضوع را می توان به ح کامپیوتر تشبیه کرد یعنی باید بدانیم چه اطلاعاتی به کامپیوتر ذهن انسان دادیم، چه نرم افزاری در ذهن ما وجود دارد و برونداد ما چیست؟

هیجان تحقیر شدگی

باور: من دوست خوب و قابل اعتمادی نیستم و آن ها از من خوششان نمی آید.

محرک: پچ پچ در هم اتاقی

هیجان خوار شمرده شدن

باور: من دغدغه ذهنی او نیستم، او اولویت هایی مهمتر از من دارد.

محرک: همسرم به من تلفن نزد.

هیجان حسادت

باور: من بی استعدادم، انسان موفق ی است که موفقیت درسی او بالاتر باشد.

محرک: دوستم موفقیت تحصیلی بدست آورده است.

منبع : تیم متخصصان نوین مالی







منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/12/خود-آگاهی-هیجانی-چیست




خود آگاهی هیجانی چیست ؟

درخواست حذف اطلاعات

خودآگاهی، مهمترین مهارت و توانایی برای بهبود و ارتقاeq است. به تعریف جان مه یر، خودآگاهی به معنای «آگاهی از ح روانی خود و تفکر ما درباره ی آن ح » است. خودآگاهی بر احساسات تند و قدرتمند، بر هوش هیجانی تاثیری بسزا دارد. به این معنا که احساس خشم می تواند حس بیشتری به انسان دهد؛ اما نمی توان بر اساس آن عمل کرد و باید از قدرت آن برای رهایی خود بهره گرفت، رهایی ای که حاصل تلاشی منسجم شده است نه حاصل حرکاتی افسار گسیخته.

گاهی اوقات هیجان خاصی داریم ولی نمی دانیم که اسم این هیجان چیست؟ چه محرکی باعث ایجاد این هیجان در ما شده است؟ و ما براساس چه باور ذهنی، محرک را تفسیر کرده ایم؟ درنتیجه در لاک دفاعی خود فرو می رویم و دچار سردرگمی می شویم. در صورتی که اگر هیجان خود را بشناسیم بهتر می توانیم با آن مقابله کنیم و از ح گیجی درآییم.

در مثالی که در ادامه می آید می خواهیم فرد سردرگمی را کمک کنیم تا نام هیجانش را پیدا کند: می گوید احساس تحقیرشدگی دارم. ما کمک می کنیم تا بداند چه محرکی این احساس را در او ایجاد کرده است، می گوید در اتاق 3 نفره در خوابگاه زندگی می کنم و دو هم اتاقی من مدام باهم به صورت پچ پچ صحبت می کنند، ما تلاش می کنیم تا متوجه شود محرک را با چه باوری تفسیر کرده است، می گوید: حتماً من قابل اعتماد برای آن ها نیستم.

این موضوع را می توان به ح کامپیوتر تشبیه کرد یعنی باید بدانیم چه اطلاعاتی به کامپیوتر ذهن انسان دادیم، چه نرم افزاری در ذهن ما وجود دارد و برونداد ما چیست؟

هیجان تحقیر شدگی

باور: من دوست خوب و قابل اعتمادی نیستم و آن ها از من خوششان نمی آید.

محرک: پچ پچ در هم اتاقی

هیجان خوار شمرده شدن

باور: من دغدغه ذهنی او نیستم، او اولویت هایی مهمتر از من دارد.

محرک: همسرم به من تلفن نزد.

هیجان حسادت

باور: من بی استعدادم، انسان موفق ی است که موفقیت درسی او بالاتر باشد.

محرک: دوستم موفقیت تحصیلی بدست آورده است.

منبع : تیم متخصصان نوین مالی







منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/12/خود-آگاهی-هیجانی-چیست




خود شکوفایی چیست و چطور به خودشکوفایی برسیم ؟

درخواست حذف اطلاعات

قبلا مربیان، اساتید، ان و افراد زیادی توصیه هایی در این رابطه کرده اند. هرکدام مناسب با شخصیت و رس شخصی شان پند و اندرز هایی داده اند.

یکی از این اساتید، آبراهام مازلو بود.
روانشناس انسانگرای یی، که پدر علم روانشناسی انسان گرا نیز شناخته میشود، برای اولین بار هرم نیازهای انسانی مازلو را کشف کرد.

جایی که برای اولین بار انسان درک کرد چطور میتواند به خودشکوفایی برسد.

خودشکوفایی به عقیده مازلو یعنی رشد یک فرد به سمت ی بالاترین نیازهای وجودی و کشف معنای زندگی است.

خیلی ساده اگر بخواهیم بیان کنیم :

درک اینکه امروز چه ی هستید و میخواهید فردا چه ی باشید؟

اولین قدم برای پاسخ دادن به این سوال شناختن خودتان است.
شما تا زمانی که خودتان را نشناسید، نیازهایتان را ندانید و معنای وجودی تان را درک نکرده باشید نمی توانید به جایی برسید.

خلبانی که در فراز آسمان است، حتی اگر بهترین هواپیما و بهترین رادار را هم در اختیار داشته باشید، تا زمانی که نداند محل فعلی اش کجاست، نه میتواند برنامه ریزی کند و نه میتواند به مقصد برسد.

پس این اصل اول و مهم را قبل از هرچیزی باید بدانید : خودتان را بشناسید !
خودشناسی، گام نخست خودشکوفایی است. منظور از خودشناسی، پیدا و درک نیازها، مفاهیم و معنای زندگی شخصیتان است.

ی که به خودشکوفایی رسیده، خودش را خیلی بهتر از هر دیگری می شناسد، نیازها و اه و خواسته هایش را در زندگی پیدا کرده است.

طبق نظریه مازلو، خودشکوفایی یک فرایند قدم به قدم است.

ابتدا شما نیازهای اولیه تان را تامین میکنید (مثل پول، امنیت، غذا) و بعد نوبت به تامین نیازهای اجتماعی تان میرسد مثل(عشق، دوستی، خانواده) و پس از تامین این نیازها، شما به سراغ تامین نیازهای سخت تر می روید، مثل اعتماد به نفس، ذهنیت قدرتمند و اینکه در هر شرایطی بتوانید خودتان باشید و نقش بازی نکنید.

در واقع، طبق هرم مازلو، شما میتوانید قدم به قدم کشف کنید برای اینکه بهترین نسخه خودتان باشید چه نیازهای وجودی باید شناخته شوند و سپس چطور آن نیازها را برطرف کنید.

اما آگاه باشید،

برای خودشکوفایی مهارت های مهمی لازم دارید !

خودشکوفایی کار آسانی نیست.
خیلی ها از اینکه خودشان را بشناسند هراس دارند. خیلی ها سال هاست که نقش بازی میکنند و ازینکه با خود واقعی شما روبرو شوند، می ترسند.

برای اینکه به خودشکوفایی برسید، باید مهارت های مهمی که آبراهام مازلو توصیه کرده است را داشته باشید

اولین قدم این است که خود واقعی و فعلی تان را قبول کنید. قبول کنید کی هستید، فرزند چه خانواده ای، با چه سطح و جایگاه اجتماعی، چه میزان درآمد و سرمایه، چه دوستانی و … ابتدا واقعیت ها را ببینید؛ و نسبت به آنها راحت باشید.

قبول واقعیت ها موجود به معنای تثبیت بخشیدن به ماندگاری آنها نیست.
شما واقعیت موجود را قبول می کنید تا بدانید از کجا و چطور به ایده آل ذهنی تان برسید؛ برای مثال تا وقتی که ندانید صدای بد و گوش اشی دارید(!) هیچوقت اقدام به بهبود تُن صدایتان نخواهید کرد.

همینطور در زندگی؛
شما تا وقتی که قبول نکنید درآمد فعلی و شرایط زندگی تان چطور است، هیچوقت به درآمد رویایی و شرایط زندگی ایده ال تان نخواهید رسید.

برای طی هرم مازلو، به توصیه آبراهام مازلو شما به مهارت های زیر احتیاج دارید :

مهارت شماره یک) بطور کامل خودتان را قبول کنید و خودتان واقعی تان باشید

شما منحصر به فرد هستید، در این دنیا هیچ مثل شما نیست. وقتی خودتان منحصر به فرد هستید، چرا میخواهید یک نفر دیگر باشید؟ چرا میخواهید نسخه دست دوم یک شخصیت دیگر باشید وقتی خودتان نسخه اصلی و اورجینال هستید؟

همین انحصار را در دستآوردها، استعدادها و توانایی هایتان هم هست. شاید صدای خوبی برای خوانندگی نداشته باشید، اما شاید استعداد بی نظیری در نقاشی دارید. مهم نیست در مسیر استعدادها یا علایق تان ش ت خوردید یا موفق نشدید؛ هر ش ت گامی به سوی بهتر شدن است.

اگر بخواهید ی به جز هرآنکه هستید باشید، خیلی زود دیگران آنرا متوجه خواهند شد. شما با هر زبانی صحبت کنید، بیشتر از آنچه که هستید را نمیتوانید بگویید و انرژی زیادی را هم از شما گرفته خواهد شد.

چه می شود اگر همین انرژی، تمرکز و تظاهر را در مسیر استعدادها و توانایی هایتان استفاده کنید؟
میخواهید بهترین فوتبالیست دنیا شوید؟ اگر علاقه و اشتیاق تان هست، اینجا هیچ مانعی برای تظاهر ندارید. تظاهر کنید بهترینید. مانند بهترین فوتبالیست راه بروید، بدوید و شوت کنید.

اما اگر فقط برای راضی دیگران دست به تظاهر میزنید، خیلی زود نتیجه منفی خواهید گرفت.

پس بهترین کار این هست که خود واقعی تان باشید.
به قول معروف مهم نیست دیگران خوششان بیاید یا نه چون اینجا کارخانه مجسمه سازی که نیست ! مطمئن باشید دیگران هم مانند شما انسان هستند و انسان ذاتا کامل نیست.

وقتی به این درک برسید، تنش ذهنی تان کمتر میشود؛ به یاد داشته باشید، انسان ذاتا کامل نیست و به همین دلیل سعی دارد هر روز بهتر شود.

مهارت شماره دو) صادق باشید، خیلی صادق، با خودتان مخصوصا (و دیگران)

هر تصمیمی که در زندگی میگیرید باید حاصل تفکر صادقانه و واقعی باشد. با خودتان روراست باشید. اگر با خودتان صادق نباشید، خودتان را بخواهید فریب دهید، مطمئن باشید دیگران را نخواهید توانست فریب دهید.

و برع ؛ اگر دیگران را بخواهید فریب دهید، خودتان را نخواهید توانست فریب دهید.
روراست و صادق نبودن، یک ظاهر سازی پوچ و توخالی است. شما وقتی صدای خوبی نداشته باشید و نخواهید با خودتان صادق باشید که صدای خوبی ندارید، در واقع برای خودتان مشکل بوجود می آورید.

باعث می شوید هیچوقت دست به تلاش برای بهبود صدایتان نزنید.
برای همین، صادق و روراست بودن بسیار حائز اهمیت است؛ دقیقا اینجاست که شما باید تصمیم بگیرید چه کار میکنید، چرا آن کارها را انجام دادید و قدم بعدی تان چه خواهد بود.

بدون صداقت، مسیر شما اشتباه خواهد بود و به بیراهه خواهید رفت.
مانند این است که چراغ بنزین اتومبیل تان روشن شده باشد و شما نمیخواهید قبول کنید که بنزین ندارید. شاید با همین وضعیت کمی رانندگی کنید، اما خیلی زود حقیقت نمایان میشود و ماشین متوقف میشود.

برای این کار تمرین جالبی میتوانید انجام دهید؛
یک دفترچه آماده کنید. کاملا شخصی. نباید دست هیچ به این دفترچه برسد. در آن تمام کارها، رفتار و اعمالی که انجام میدهید را با توضیح شرح دهید.

· چرا جواب تلفن دوست تان را ندادید؟

· چون سرتان شلوغ بود؟

· یا نمیخواستید با او صحبت کنید چون از دستش ناراحت بودید؟

این دفترچه به شما کمک میکند تا در طول زمان، از اعماق وجودتان مطلع شوید. خودتان بهتر بشناسید و یادبگیرید با خودتان صادق بودن خیلی راحت و دلپذیر است.

مهارت شمار سه) مشکلات را به مثابه چالش ببینید، نه دیوار آهنین و بلند !
دیر یا زود در مسیر خودشکوفایی با مشکلات فراوانی روبرو خواهید شد. این مشکلات میتوانند خیلی راحت اگر اشتیاق و تعهد به خودشکوفایی نداشته باشید شما را از ادامه مسیر متوقف کنند.

اینجا باید یک باور کهنه را دور بریزید… باوری که به شما میگوید «مشکل = مسیر اشتباه»
اکثر مردم انتظار دارند جاده موفقیت صاف و بدون مشکل باشد. آنها فکر میکنند اگر سنگ یا دره ای در مسیرشان وجود داشته باشد به معنای مسیر اشتباهی است که آمده اند.

درحالی که افراد موفق اینطور فکر نمیکنند.
آنها مسیر موفقیت را مسیری پ یچ و خم، با سنگ های بزرگ در میان مسیر و دره هایی که باید از آنها عبور کنند میبینند.

مهارت شماره چهار) هیچوقت از پرسیدن چــرا؟ و چــــطور؟ دست بر ندارید
دو کلمه پرسشی بسیار مهم وجود دارد که باید در مسیر خودشکوفایی از آن به وفور استفاده کنید.

چرا؟
این کلمه برای این است که باورها، عقاید پنهان و نیمه تاریک وجودتان را بهتر بشناسید. این کلمه پرسشی به شما کمک میکند تا عمق ماجرا نفوذ کنید و علت اصلی و ریشه مشکلات، رفتار، عادات و … را پیدا کنید.

چطور؟
این کلمه بعد از «چرا؟» به کار می آید.
شما علت رفتار یا مشکل پیش آمده را کشف کردید، حالا میخواهید بدانید چطور آنرا بهبود دهید؟ چطور به سطح بهتر دست پیدا کنید؟ چطور مشکل مورد نظر را رفع کنید؟ چطور پیشرفت کنید؟ و

کلمه پرسشی چطور؟ باعث میشود راجع به مسیر جدید فکر کنید و نه هدف جدید !
(
جمله فوق را سه بار بخوانید و در دو جای مختلف یادداشت کنید)

مخلص کلام؛
شما ازین مقاله یادگرفتید که هر منحصر به فرد است، کامل نیست و استعدادهای و ظرفیت هایی در زندگی دارد (که بهش داده شده) تا از آنها نهایت استفاده را ببرید.

برای اینکار، یعنی خودشکوفایی نیاز دارید از هرم مازلو بالا بروید.
هرم مازلو را دیدید و مسیرتان را مشخص کردید. برای رسیدن به نوک قله هرم مازلو شما نیاز به مهارت هایی داشته که خو د. با این مهارت ها و عادت ها میتوانید سریع تر به نوک قله خود شکوفایی برسید.


منبع : وبسایت آرش همتیان








منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/13/خود-شکوفایی-چیست-و-چطور-به-خودشکوفایی-برسیم




چرا عزت نفس همان اعتماد به نفس نیست و باید تفاوت آنها را بدانیم؟

درخواست حذف اطلاعات

چه تفاوتی میان عزت نفس و اعتماد به نفس وجود دارد؟ اگر ی اعتماد به نفس بالایی داشته باشد، آیا عزت نفس بالایی هم دارد؟ اگر سوالاتی از این دست ذهن شما را مشغول کرده اند جای خوبی آمده اید…

شما دیر یا زود باید تفاوت مهم میان اعتماد به نفس و عزت نفس را بدانید و از همه مهم تر، اهمیت هرکدام را در زندگی درک کنید تا بتوانید با قدرت بیشتری به سمت رویاهایتان پیشروی کنید.

بعنوان انسان، همگی ما، به مجموعه ای از ویژگی ها برای رشد و موفقیت نیازمندیم. اگر خوب دقت کنیم در می ی م که پیش نیاز هر گونه رشد و موفقیتی از درون مان آغاز می شود. اگر نگاهی به مطالب پروژه ی سوخت جت بیاندازید متوجه خواهید شد که تمام انسان هایی که آنها را موفق و ثروتمند تلقی می کنیم، ابتدا به ن به تغییر خود پرداخته اند و پس از این مرحله بوده که توانسته اند انسانهای اطراف، جامعه و بعضا دنیا را تکان دهند.

برای مثال، شما در این مقاله خو د که استیو جابز بعد از اینکه را ترک کرد، قوطی نوشابه جمع آوری میکرد و در هزارتوی افکارش گم شده بود که به هند سفر کرد و با آیین بو آشنا شد و توانست آنجا خودسازی کند و وقتی برگشت موفقیت هایش در زندگی شروع شد.

شما تا زمانی نتوانید به شخصیت خودتان ثبات دهید و پایه های آنرا مستحکم بسازید، هیچ بنیان مستحکم دیگری در این دنیا نمیتوانید بسازید؛ زیرا دنیای اطراف شما انعکاسی از باورهای و افکار شماست.

بطور خلاصه اگر خواهان موفقیت هستید، نباید این نکته را فراموش کنید که رویکردها و نگرش های قبلی، شما را در جایگاه کنونی قرار داده است حال اگر از جایگاه تان راضی نیستید یا خواهان جایگاهی بالاتر با موفقیت های چشمگیر هستید شما باید قبل از همه باید تغییر را از درونتان آغاز کنید.

آلفرد بینت

وقتی صحبت از تغییرات درونی است، منظور تمام ویژگی های شخصیتی است که کل شخصیت ما را میسازد. در میان ویژگی های شخصیتی مثل حس همکاری، تعامل، مثبت شی و … دو ویژگی فوق العاده مهم هستند که نبود آنها دیگر ویژگی های شخصیتی هرچند مثبت را هم کمرنگ میکند.

و البته حضور این دو ویژگی به شدت دیگر ویژگی های شخصیتی را قوام می بخشد و آنها را پررنگ میکند؛ منظور عزت نفس و اعتماد به نفس هستند که برتر، مهم ترین و قدرتمندترین بخش هر شخصیت را تشکیل میدهند.

در ابتدا میخواهید بپردازیم به تفاوت هرکدام و اینکه چرا مهم هستند، سپس یادمیگیرید چطور آنها را در خودتان تقویت کنید (شما آنها را همانند عضلات بدن تان دارید، فقط اگر استفاده نکرده باشید، ضعیف شده اند)

برای شروع بهتر است با تعریف ها شروع کنیم… عزت نفس بطور ساده به معنای «حسی که به خودمان داریم» است. شاید واژه ی «خود ارزشمندی» نزدیک ترین واژه به عزت نفس باشد. زمانیکه قادر باشیم این حس خود ارزشمندی را در خود تقویت کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که لیاقت بسیاری از چیزهای خوب را داریم.

اینجاست که دیگر به دستاوردها حداقلی راضی نیستیم، دیگر نمی توانیم زشتی های رفتاری خودمان را تحمل کنیم، زیرا به این درک رسیده ایم که این سوء رفتارها در شان و منزلت ما نیست.

بعد از رسیدن به عزت نفس احساس خود دوستی نیز در ما بوجود می آید و حتی قبل از اینکه عشق، علاقه و محبت مان را به دیگران ابراز داریم نسبت به خودمان احساس محبت و احترام داریم. اینگونه است که شخصیت مان شروع به بزرگ شدن و رشد می کند.

با این تعریف عزت نفس یکی از ویژگی های اساسی و بنیادی در داشتن شخصیتی سالم مثبت و موفق بشمار می رود. در واقع، عزت نفس کیفیت رابطه و افکارمان نسبت به خودمان است.

با چند مثال ساده میتوایند کیفیت عزت نفس تان را بسنجید :

  • وقتی در آیینه خودتان را نگاه میکنید احساس خوبی میکنید؟ به خودتان افتخار میکنید؟
  • وقتی راجع به خودتان فکر میکنید، تصویری غرور آفرین میبینید یا تاسف برانگیز؟
  • از اینکه خودتان باشید و در کنار دیگران بازی نکنید راحت هستید؟
  • اگر قرار بود داستان زندگی تان را بنویسید، حاضر بودید تمام اتفاقات را بنویسید؟
  • هنگامی که از خودتان ع میگیرید خج میکشید آنرا به دوستان تان نشان دهید؟ اگر ع یکهویی از شما بگیرند چه واکنشی نسبت به آن نشان میدهید؟

و اما اعتماد به نفس چیست؟ اعتماد به نفس بیشتر از اینکه مربوط به احساس درونی ما نسبت به وجود و هستی خودمان باشد به باور و اعتقاد ما به ویژگی هایی مانند توانایی ها و نقاط قوت و تصمیمات ما باز می گردد.

اعتماد به نفس بطور کلی در راستای اه عینی و قابل لمس ما بوجود می آید یا بالع تضعیف می شود. برای مثال زمانی که می خواهید به هدفی دست پیدا کنید، اعتماد به نفس شما به همان میزانی که احساس باور و توانایی انجام آن کار در شما وجود داشته باشد، بستگی دارد.
منبع: سوخت جت



منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/15/چرا-عزت-نفس-همان-اعتماد-به-نفس-نیست-و-باید-تفاوت-آنها-را-بدانیم




چرا عزت نفس همان اعتماد به نفس نیست و باید تفاوت آنها را بدانیم؟

درخواست حذف اطلاعات

چه تفاوتی میان عزت نفس و اعتماد به نفس وجود دارد؟ اگر ی اعتماد به نفس بالایی داشته باشد، آیا عزت نفس بالایی هم دارد؟ اگر سوالاتی از این دست ذهن شما را مشغول کرده اند جای خوبی آمده اید…

شما دیر یا زود باید تفاوت مهم میان اعتماد به نفس و عزت نفس را بدانید و از همه مهم تر، اهمیت هرکدام را در زندگی درک کنید تا بتوانید با قدرت بیشتری به سمت رویاهایتان پیشروی کنید.

بعنوان انسان، همگی ما، به مجموعه ای از ویژگی ها برای رشد و موفقیت نیازمندیم. اگر خوب دقت کنیم در می ی م که پیش نیاز هر گونه رشد و موفقیتی از درون مان آغاز می شود. اگر نگاهی به مطالب پروژه ی سوخت جت بیاندازید متوجه خواهید شد که تمام انسان هایی که آنها را موفق و ثروتمند تلقی می کنیم، ابتدا به ن به تغییر خود پرداخته اند و پس از این مرحله بوده که توانسته اند انسانهای اطراف، جامعه و بعضا دنیا را تکان دهند.

برای مثال، شما در این مقاله خو د که استیو جابز بعد از اینکه را ترک کرد، قوطی نوشابه جمع آوری میکرد و در هزارتوی افکارش گم شده بود که به هند سفر کرد و با آیین بو آشنا شد و توانست آنجا خودسازی کند و وقتی برگشت موفقیت هایش در زندگی شروع شد.

شما تا زمانی نتوانید به شخصیت خودتان ثبات دهید و پایه های آنرا مستحکم بسازید، هیچ بنیان مستحکم دیگری در این دنیا نمیتوانید بسازید؛ زیرا دنیای اطراف شما انعکاسی از باورهای و افکار شماست.

بطور خلاصه اگر خواهان موفقیت هستید، نباید این نکته را فراموش کنید که رویکردها و نگرش های قبلی، شما را در جایگاه کنونی قرار داده است حال اگر از جایگاه تان راضی نیستید یا خواهان جایگاهی بالاتر با موفقیت های چشمگیر هستید شما باید قبل از همه باید تغییر را از درونتان آغاز کنید.

آلفرد بینت

وقتی صحبت از تغییرات درونی است، منظور تمام ویژگی های شخصیتی است که کل شخصیت ما را میسازد. در میان ویژگی های شخصیتی مثل حس همکاری، تعامل، مثبت شی و … دو ویژگی فوق العاده مهم هستند که نبود آنها دیگر ویژگی های شخصیتی هرچند مثبت را هم کمرنگ میکند.

و البته حضور این دو ویژگی به شدت دیگر ویژگی های شخصیتی را قوام می بخشد و آنها را پررنگ میکند؛ منظور عزت نفس و اعتماد به نفس هستند که برتر، مهم ترین و قدرتمندترین بخش هر شخصیت را تشکیل میدهند.

در ابتدا میخواهید بپردازیم به تفاوت هرکدام و اینکه چرا مهم هستند، سپس یادمیگیرید چطور آنها را در خودتان تقویت کنید (شما آنها را همانند عضلات بدن تان دارید، فقط اگر استفاده نکرده باشید، ضعیف شده اند)

برای شروع بهتر است با تعریف ها شروع کنیم… عزت نفس بطور ساده به معنای «حسی که به خودمان داریم» است. شاید واژه ی «خود ارزشمندی» نزدیک ترین واژه به عزت نفس باشد. زمانیکه قادر باشیم این حس خود ارزشمندی را در خود تقویت کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که لیاقت بسیاری از چیزهای خوب را داریم.

اینجاست که دیگر به دستاوردها حداقلی راضی نیستیم، دیگر نمی توانیم زشتی های رفتاری خودمان را تحمل کنیم، زیرا به این درک رسیده ایم که این سوء رفتارها در شان و منزلت ما نیست.

بعد از رسیدن به عزت نفس احساس خود دوستی نیز در ما بوجود می آید و حتی قبل از اینکه عشق، علاقه و محبت مان را به دیگران ابراز داریم نسبت به خودمان احساس محبت و احترام داریم. اینگونه است که شخصیت مان شروع به بزرگ شدن و رشد می کند.

با این تعریف عزت نفس یکی از ویژگی های اساسی و بنیادی در داشتن شخصیتی سالم مثبت و موفق بشمار می رود. در واقع، عزت نفس کیفیت رابطه و افکارمان نسبت به خودمان است.

با چند مثال ساده میتوایند کیفیت عزت نفس تان را بسنجید :

  • وقتی در آیینه خودتان را نگاه میکنید احساس خوبی میکنید؟ به خودتان افتخار میکنید؟
  • وقتی راجع به خودتان فکر میکنید، تصویری غرور آفرین میبینید یا تاسف برانگیز؟
  • از اینکه خودتان باشید و در کنار دیگران بازی نکنید راحت هستید؟
  • اگر قرار بود داستان زندگی تان را بنویسید، حاضر بودید تمام اتفاقات را بنویسید؟
  • هنگامی که از خودتان ع میگیرید خج میکشید آنرا به دوستان تان نشان دهید؟ اگر ع یکهویی از شما بگیرند چه واکنشی نسبت به آن نشان میدهید؟

و اما اعتماد به نفس چیست؟ اعتماد به نفس بیشتر از اینکه مربوط به احساس درونی ما نسبت به وجود و هستی خودمان باشد به باور و اعتقاد ما به ویژگی هایی مانند توانایی ها و نقاط قوت و تصمیمات ما باز می گردد.

اعتماد به نفس بطور کلی در راستای اه عینی و قابل لمس ما بوجود می آید یا بالع تضعیف می شود. برای مثال زمانی که می خواهید به هدفی دست پیدا کنید، اعتماد به نفس شما به همان میزانی که احساس باور و توانایی انجام آن کار در شما وجود داشته باشد، بستگی دارد.
منبع: سوخت جت



منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/15/چرا-عزت-نفس-همان-اعتماد-به-نفس-نیست-و-باید-تفاوت-آنها-را-بدانیم




15 مولفه هوش هیجانی

درخواست حذف اطلاعات

سالوی، گولمن و بار-اون هرکدام مولفه هایی برای هوش هیجانی در نظر گرفته اند که در اینجا با مطرح نظر بار-اون به نوعی به نظر دو نفر دیگر نیز پرداخته می شود. از نظر بار-اون هوش هیجانی دارای 5 مولفه است که 15 عامل در آن تاثیر داشته و افراد هر چه تعداد بیشتری از این مولفه ها را در خود بیابند، از هوش هیجانی بالاتری برخور دارند.

مولفه ها عبارتند از :

الف) مهارت های درون فردی

توانایی هایی که شخص را قادر می سازد تا نسبت به ظرفیت های خود آگاهی یابد و مدیریت کند؛ مانند خودآگاهی هیجانی، جرات، عزت نفس، خودشکوفایی و استقلال

خودآگاهی هیجانی (بازشناسی و فهم احساسات خود)

ابراز وجود (ابراز احساسات، عقاید، تفکرات و دفاع از حقوق شخصی به شیوه ای سازنده)
عزت نفس (آگاهی، فهم، پذیرش و احترام به خویش)
خودشکوفایی (تحقق بخشیدن به استعدادهای بالقوه خویشتن)
استقلال (خودفرمانی و خودکنترلی در تفکر و عمل شخصی و رهایی از وابستگی هیجانی)

ب) مهارت های میان فردی

توانایی هایی که شخص را یاری ساخته تا به نحوی مناسب بادیگران ارتباط و سازگاری پیدا کند مثل همدلی، روابط میان فردی و مسوولیت پذیری اجتماعی.

روابط میان فردی (آگاهی، فهم و درک احساسات دیگران، ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش دو جانبه که به صورت هیجانی و وابستگی مشخص می شود)

مسئولیت پذیری اجتماعی (عضو مؤثر و سازنده گروه اجتماعی خود بودن، نشان دادن خود به عنوان یک شریک خوب)
همدلی (توان آگاهی از احساسات دیگران، درک احساسات و تحسین آن ها)

ج) مهارت سازگاری

توانایی هایی که شخص برای حل مسائل به آن نیازمند است؛ مثل حل مسئله، آزمون واقعیت و انعطاف پذیری

حل مساله (تشخیص و تعریف مسائل، همچنین ایجاد راه کارهای مؤثر)

واقعیت سنجی (ارزی مطابقت میان آنچه به طور ذهنی و آنچه به طور عینی، تجربه می شود)
انعطاف پذیری (تنظیم هیجان، تفکر و رفتار به هنگام تغییر موقعیت و شرایط)

د) مهارت کنترل استرس

توانایی که فرد جهت تحمل تنش و کنترل تکانه ها به آن نیازمند است. مثل تحمل تنش و کنترل تکانه

تحمل تنش و استرس (مقاومت در برابر وقایع نامطلوب و موقعیت های استرس زا)

کنترل تکانه (ایستادگی در مقابل تکانه یا انکار تکانه)

و) مهارت برخورداری از خلق عمومی

مچموع عوامل و شرایط درونی که زمینه ی نشاط، امیدواری و خوش بینی فرد را فراهم می سازد.

شادکامی (احساس رضایت از خویشتن، شاد خود و دیگران)

خوشبینی (نگاه به جنبه های روشن زندگی و حفظ نگرش مثبت حتی در مواجهه با ناملایمات)

همانگونه که ذکر شد، هرکدام از این مولفه ها تحت تاثیر عواملی خاص قرار دارند که در صورت شناخته شدن باید در جهت رشد و توسعه ی آن اقدام شود. آن گاه به یقین می توان به هوش هیجانی بالاتری امیدوار بود. بنابراین، این 15 عامل به اختصار شرح داده می شود.


منبع : تیم متفکران نوین مالی





منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/11/15-مولفه-هوش-هیجانی




15 مولفه هوش هیجانی

درخواست حذف اطلاعات

سالوی، گولمن و بار-اون هرکدام مولفه هایی برای هوش هیجانی در نظر گرفته اند که در اینجا با مطرح نظر بار-اون به نوعی به نظر دو نفر دیگر نیز پرداخته می شود. از نظر بار-اون هوش هیجانی دارای 5 مولفه است که 15 عامل در آن تاثیر داشته و افراد هر چه تعداد بیشتری از این مولفه ها را در خود بیابند، از هوش هیجانی بالاتری برخور دارند.

مولفه ها عبارتند از :

الف) مهارت های درون فردی

توانایی هایی که شخص را قادر می سازد تا نسبت به ظرفیت های خود آگاهی یابد و مدیریت کند؛ مانند خودآگاهی هیجانی، جرات، عزت نفس، خودشکوفایی و استقلال

خودآگاهی هیجانی (بازشناسی و فهم احساسات خود)

ابراز وجود (ابراز احساسات، عقاید، تفکرات و دفاع از حقوق شخصی به شیوه ای سازنده)
عزت نفس (آگاهی، فهم، پذیرش و احترام به خویش)
خودشکوفایی (تحقق بخشیدن به استعدادهای بالقوه خویشتن)
استقلال (خودفرمانی و خودکنترلی در تفکر و عمل شخصی و رهایی از وابستگی هیجانی)

ب) مهارت های میان فردی

توانایی هایی که شخص را یاری ساخته تا به نحوی مناسب بادیگران ارتباط و سازگاری پیدا کند مثل همدلی، روابط میان فردی و مسوولیت پذیری اجتماعی.

روابط میان فردی (آگاهی، فهم و درک احساسات دیگران، ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش دو جانبه که به صورت هیجانی و وابستگی مشخص می شود)

مسئولیت پذیری اجتماعی (عضو مؤثر و سازنده گروه اجتماعی خود بودن، نشان دادن خود به عنوان یک شریک خوب)
همدلی (توان آگاهی از احساسات دیگران، درک احساسات و تحسین آن ها)

ج) مهارت سازگاری

توانایی هایی که شخص برای حل مسائل به آن نیازمند است؛ مثل حل مسئله، آزمون واقعیت و انعطاف پذیری

حل مساله (تشخیص و تعریف مسائل، همچنین ایجاد راه کارهای مؤثر)

واقعیت سنجی (ارزی مطابقت میان آنچه به طور ذهنی و آنچه به طور عینی، تجربه می شود)
انعطاف پذیری (تنظیم هیجان، تفکر و رفتار به هنگام تغییر موقعیت و شرایط)

د) مهارت کنترل استرس

توانایی که فرد جهت تحمل تنش و کنترل تکانه ها به آن نیازمند است. مثل تحمل تنش و کنترل تکانه

تحمل تنش و استرس (مقاومت در برابر وقایع نامطلوب و موقعیت های استرس زا)

کنترل تکانه (ایستادگی در مقابل تکانه یا انکار تکانه)

و) مهارت برخورداری از خلق عمومی

مچموع عوامل و شرایط درونی که زمینه ی نشاط، امیدواری و خوش بینی فرد را فراهم می سازد.

شادکامی (احساس رضایت از خویشتن، شاد خود و دیگران)

خوشبینی (نگاه به جنبه های روشن زندگی و حفظ نگرش مثبت حتی در مواجهه با ناملایمات)

همانگونه که ذکر شد، هرکدام از این مولفه ها تحت تاثیر عواملی خاص قرار دارند که در صورت شناخته شدن باید در جهت رشد و توسعه ی آن اقدام شود. آن گاه به یقین می توان به هوش هیجانی بالاتری امیدوار بود. بنابراین، این 15 عامل به اختصار شرح داده می شود.


منبع : تیم متفکران نوین مالی





منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/11/15-مولفه-هوش-هیجانی




هوش اجتماعی و راههای تقویت آن !

درخواست حذف اطلاعات


هوش اجتماعی برای موفقیت بسیار مهم تر از هوش آکادمیک است.ما انسان ها دارای ۱۰هوش متفاوت هستیم که هوش اجتماعی مربوط به روابط ما می شود. این نوع هوش به میزان توانایی ما برای ارتباط با اطرافیان و جهان اطراف ما گفته می شود.که خود شامل ۱۳ مهارت است.مهارت هایی مانند برقراری ارتباط موثر ،حفظ روابط و گسترش آن ها است.هوش انسان یا iq با او متولد می شود و قابل تغییر نیست اما هوش اجتماعی با آموزش و یادگیری تقویت می شود.

اما در این جا قبل از هر چیز باید این نکته را فراموش نکنیم که لازمه هوش اجتماعی، هوش هیجانی (eq)است.

اما هوش هیجانی چیست ؟ هوش هیجانی شامل کنترل هیجان و رفتار های فرد است. اگر شما می خواهید هوش اجتماعی بالایی داشته باشید اولین قدم تقویت هوش هیجانی است. انیکه هوش هیجانی بالایی دارند بهتر از دیگران می توانند احساسات خود را کنترل کنند در نتیجه در روابط با دیگران نیز موفق تر خواهند بود. پس می توانیم بگوییم پایه تقویت هوش اجتماعی هوش هیجانی است.گاهی بعضی افراد هوش اجتماعی را با هوش هیجانی یکی می دانند که در اصل اشتباه است زیرا این دو هوش مکمل یکدیگرند .

انیکه هوش اجتماعی بالایی دارند بهتر می توانند در اجتماع با افراد ارتباط برقرار کنند زیرا این افراد در اصطلاح شعور اجتماعی بالاتری دارند. اما شاید برای شما این سوال پیش آید که شعور اجتماعی چیست؟ یا شامل چه مواردی می شود؟ شعور اجتماعی شامل گزینه های متفاوتی می شود که چند مورد از آن ها را برای شما بیان می کنیم .شعور اجتماعی یعنی قبول قوانین شهروندی و احترام به آن ها، پذیرفتن اشتباهات انجام شده و جبران آن ها، احترام گذاشتن به افراد جامعه بدون در نظر گرفتن شرایط آن ها، پایمال ن حقوق دیگران و …….

انسان ها به دو دسته درون گرا و بیرون گرا تقسیم می شوند.انسان های درون گرا ترجیح می دهند بیشتر وقت خود را در خانه و به تنهایی صرف اموری همچون مطالعه و ب مهارت بگذرانند.اما در مقابل، انسان های برون گرا ترجیح می دهند با دیگران ارتباط برقرار کنند و وقت خود را با دیگران بگذرانند.انسان های بیرون گرا معمولا دارای هوش اجتماعی بالاتری هستند.اما ممکن است این افراد دارای هوش هیجانی و شعور اجتماعی پایینی باشند.

برخی افراد از هوش اجتماعی، خود در جهت مثبت و برخی دیگر در جهات منفی مانند فریب دادن دیگران استفاده می کنند.برای داشتن هوش اجتماعی مثبت باید هوش هیجانی و شعور اجتماعی را فرا گرفت.همان طور که اشاره کردیم هوش اجتماعی آموزشی است و می توان آن را تقویت کرد.

ویژگی افراد با هوش اجتماعی، بالا چیست ؟

۱-این افراد برون گرا هستند.

۲-در میان افراد از محبوبیت خاصی برخوردارند.

۳-پر انرژی و شاد هستند.

۴-به اطرافیان خود انرژی مثبت می دهند.

۵-می توانند دیگران را به راحتی متقاعد کنند.

۶-نیازها و خواسته های دیگران را بسیار سریع متوجه می شوند.

۷-قابل اعتماد هستند.

۸-به راحتی با انسان ها ارتباط برقرار می کنند.

۹-مدیریت بحران آن ها عالی است.

آیا افراد دارای هوش اجتماعی بالا ویژگی منفی نیز دارند ؟

متاسفانه جواب این پرسش مثبت است.افراد با هوش اجتماعی بالا اگر هوش هیجانی و شعور اجتماعی پایینی داشته باشند می توانند از این ویژگی خود در جهات منفی استفاده کنند. افراد با هوش اجتماعی بالا و ویژگی منفی بسیار راحت دروغ می گویند ودر واقع این کار هستند.و به راحتی می توانند افراد را فریب دهند و برای بدست آوردن موفقیت خود دیگران را قربانی کنند.زیرا آن ها نیازهای طرف مقابل را به خوبی می دانند و از این موضوع سوءاستفاده می کنند.

چگونه هوش اجتماعی خود را تقویت کنیم ؟

۱-شنونده خوبی باشیم.

۲-هماهنگی بین بدن و گفتار

۳-شرکت در محیط های گروهی

۴-تمرکز بر روی صحبت های دیگران

۵-کنترل احساسات و رفتار (هوش هیجانی )

۶-مطالعه کتاب هایی در این زمینه


منبع: وارونه




منبع : http://eqman.blog.ir/1397/07/09/هوش-اجتماعی-و-راههای-تقویت-آن