بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

باد صبا

آخرین پست های وبلاگ باد صبا به صورت خودکار از بلاگ باد صبا دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



every step that you take could be your biggest mistake

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]



منبع : http://easternwind.blogsky.com/1397/05/20/post-181/Every-Step-That-You-Take-Could-Be-Your-Biggest-Mistake




i gave you all

درخواست حذف اطلاعات

if only i had an enemy bigger than my apathy i could have won

اگر فقط یک دشمن بزرگتر از بی تفاوتیم داشتم میتونستم برنده شم.


i gave you all - mumford & sons




منبع : http://easternwind.blogsky.com/1397/07/06/post-185/I-Gave-You-All




we never change do we

درخواست حذف اطلاعات
i want to live life
never be cruel
i want to live life
be good to you
i want to fly
and never come down
and live my life
and have friends around
we never change do we, no, no
we never learn do we
so i want to live in a wooden house
i want to live life always be true
i want to live life and be good to you
i want to fly and never come down
and live my life
and have friends around
we never change do we
no no
we never learn do we
so i want to live in a wooden house
where making more friends would be easy
oh and i don't have a soul to save
yes and i sin every single day
we never change do we
we never learn do we
so i want to live in a wooden house
where making more friends would be easy
i want to live where the sun comes out



منبع : http://easternwind.blogsky.com/1397/07/20/post-188/We-Never-Change-Do-We




سالمونی که جسارت ورزید و بالاتر پرید

درخواست حذف اطلاعات

سالمونی که جسارت ورزید و بالاتر پرید  (salmon who dared to leap higher)  اولین اثر شاعر اهل کره جنوبی، آن دو هیون (ahn do-hyun) ، که به زبان انگلیسی ترجمه شده است.

اولین کت بود که از ادبیات کره جنوبی میخوندم. کتاب در جاهایی من رو یاد کتاب جاناتان مرغ دریایی انداخت. هر دو دارای  شخصیتی متفاوت با دیگران بودند، دنبال معنا بخشیدن  و به زندگی کوتاه مدت خودشون بودند. و فکر می د حتما هدف والاتری برای زندگی به جز تخم ریزی و غذا خوردن هست .

داستان را ازجایی دنبال میکنیم که سالمون ها جهت تخم ریزی از اقیانوس به رودخانه محل تولد خودشون برمیگردند . سالمون نقره ای هم یکی از اون هاست.

سالمون نقره ای با گروه همراه میشه و سفری برای خودشناسی رو آغاز میکنه در  این بین معانی و هدف های متفاوتی برای زندگیش انتخاب میکنه.


در قسمتی از کتاب نوشته شده که

سالمون ها دوست ندارند که از بالا به پایین به آن ها نگاه شود. از دید آنها، حتی چشمان دلسوز فردی طبیعت گرا، شباهتی ناخوشایند از چشمان س یا عقاب ماهیگیر را تداعی میکند. از این رو،  تنها راه درک کامل ماهی های سالمون، دیدن دنیا از چشم آنهاست. تمام آنچه مورد نیاز است، کمی قوه رویاپردازی است. لازم است شما از خلال آن چه « چشمان قلب» خوانده میشود، بنگرید؛ پس از آن، همه چیز امکان پذیر است. سوار بر امواج تخیل، ماتا ته دنیا سفر می کنیم.

برای همین بعد از اینکه یک دور کتاب رو خوندم دنبال مستند هایی درباره مهاجرت سالمون ها (salmon run) گشتم و چندتایی هم دیدم. و بعد از اون دوباره کتاب رو خوندم. دلم میخواست با سفرشون همراه باشم.







منبع : http://easternwind.blogsky.com/1397/05/07/post-178/سال




every step that you take could be your biggest mistake

درخواست حذف اطلاعات

چند سال قبل که اوایل تب و تاب اینستاگرام بود؛ علاوه بر خودم، خانواده از جمله مامان و خالم و خیلی از دوستان و هم کلاسی هام نصب د. و اولین و بزرگترین اشتباهی این بود که مثل بقیه دوستام چند تا اکانت نساختم و کلا یکی درست و اعضای خانوادم رو هم دنبال   یعنی خواستم روراست باشم اما از اینجا بود که داستان شروع شد به ازای هر پستی که میگذاشتم. خالم یا مامان میومدند میگفتند این چیه که گذاشتی؟ اون کیه که لایک کرده؟ کی که کامنت میذاره؟...

حالا چیز خاصی هم پست نمی ع از کتاب هایی که میخوندم،  هایی که میدیدم ، قسمت هایی از موسیقی ای که گوش می ، نقل قول از ایی که دوست داشتم کلا هر چیزی که بهش علاقه داشتم ولی بارها در جمع های خانوداگی که نشسته بودیم برمیگشتند میگفتند این چیز ها چیه هست که پست میذاری؟ اصلا مناسب سنت رفتار نمیکنی بزرگ شو فلانی رو ببین بساری رو ببین. بالا ه  اینقدر اذیت د که من دو سال پیش کلا دلت اکانت و خودم رو راحت .

حالا بعد دو سال متوجه شدم که این اذیت ها یک تیکه  بی اهمیت قضیه بود. در واقع مامان وقتی ازم کمک میخواست و گوشی من در اختیارش بود تمام چت های من رو با دوستام می خوند و به پدر و خالم هم نشون میداده. دیروز این ها رو وقتی داشت با من دعوا میکرد فهمیدم. جریان چتی که بهش اشاره میکنه درست بعد از گرفتن کارنامه فارغ حصیلی پیش ی اتفاق افتاده  بود. من ناراحت، عصبی و خسته بودم چون خیلی خیلی روی من فشار بود چه درسی و خانودگی  و معدلم شده بود 19.75 و من واقعا خیلی خوشحال شدم،  چون هر بارمیرفتم امتحان بدم به امید تبصره بود ولی وقتی کارنامه اومد و به مامان نشون دادم تنها حرفی که زد این بود کی نفر اول کلاس شد و باید از این بهتر کار میکردی همین و کارنامه رو برداشت برد. من هم ناراحت شدم با دوستام دربارش صحبت و مامان هم تمام این چت ها رو خوند و دیروز تک تک حرف های اون موقع من و دوستام رو به خودم برگردوند.




منبع : http://easternwind.blogsky.com/1397/05/20/post-181/Every-Step-That-You-Take-Could-Be-Your-Biggest-Mistake




the road not taken

درخواست حذف اطلاعات

در جنگلی زردفام دو راه از هم جدا می شدند

و افسوس که نمی توانستم هر دو را بپویم

چرا که فقط یک رهگذر بودم

ایستادم ...

و تا آنجا که می توانستم به یکی خیره شدم

تا جایی که در میان بوته ها گم شد ...

پس بی طرفانه آن  دیگری را برگزیدم.

شاید به خاطر این که پوشیده از علف بود

و می خواست پنهان بماند

اگرچه هر دو ی ان لگدکوب شده بودند

و هر دو در آن صبحگاه به نظر می رسیدند

پوشیده از برگ بی رد پایی بر آن ها

آه ... من راه نخستین را برای روز دیگر گذاشتم

با آنکه میدانستم که هر راهی به راهی دیگر می رسد

شک داشتم که دیگر باز نتوانم به آن بازگردم

سال های سال بعد روزی

با حسرت به خود خواهم گفت:

در جنگلی  دو راه از هم جدا می شد و من

آری - من - راهی را در پیش گرفتم که رهگذر کمتری داشت

و تمامی تفاوت در همین بود.

the road not taken

by robert frost




منبع : http://easternwind.blogsky.com/1397/06/14/post-182/The-Road-Not-Taken




whats wrong with secretary kim

درخواست حذف اطلاعات
related image
نزدیک شیش سال هست که پیوسته سریال های کره ای رو دنبال میکنم. قبلا به راحتی الان نبود که سایت ها بروز برای باشه و هم گروه های مختلف ترجمه برای زیرنویس . باید سی دی می یدیم و چون سنمون هم کم بود اوضاع همیشه سخت تر میشد . موضوع جالبی که  وجود داره درباره نحوه تکامل صحنه های عاشقانه تو سریال ها هست. قبلا ها بستگی به نوع سریال دو سه قسمت  آ اگر همه چیز خوب پیش میرفت دو، سه تا بوسه اون هم تا میرسیدن به هم صحنه فریز میشد و تیتراژ میآمد و پایان. دقیقا وسط حس عاشقانه میکاشتنت.ولی خوب  الان دیگه نمی کاشتنت قشنگ تا وقت درو هم صبر میکنند.من بعد از دیدن سریال کیم چشه کلا تمام باور های خودم رو دور ریختم .کره ای؟؟ دیگه کاملا غربی غربی شده . البته به خاطر  بازیگر خوبی مثل پارک مین یانگ هست یعنی پارتنرش هم  ی مثل پارک سو جون باشه مشخص این شکلی میشه ...از یک اگوست سریال جدیدی که جی سانگ توش بازی میکنه بجاش میاد. من بیشتر مشتاقم این رو ببینم.



منبع : http://easternwind.blogsky.com/1397/05/05/post-174/Whats-wrong-with-secretary-kim




alias grace

درخواست حذف اطلاعات

 

برای جن زده شدن، لازم نیست حتماً یک اتاق باشی لازم نیست حتماً یک خانه باشی.

ذهنِ انسان نیز راهروهایی دارد، فائق از دنیای مادی.

همین خودِ ما که پشتِ خود پنهان شده ایم، باید بیش از همه وحشت زده مان کند چرا که قاتلی که در خانه مان پنهان شده، آن چنان وحشتناک نیست.

- اِمیلی دیکن سون


بعد از اقتباس شبکه hulu از داستان سرگذشت ندیمه مارگارت اتوود، این بار شبکه netflix دست بکار شد ومینی سریال alias grace (اسم مستعار گریس) از رمان دیگر همین نویسنده اقتباس کرد. تا جایی که در جریان بودم سریال قرار بود چهار قسمتی باشه اما برای دو قسمت دیگه تمدید شد و در ا شش قسمتی شد. داستان اصلی رمان براساس واقعیت هست.  در سریال alias grace مثل سریالthe handmaids  tale ن در شرایط تبعیض آمیز و محدود زندگی میکنند. گریس هم مثل جون مونولوگ های درونی خودش رو داره.

 

image result for alias grace


در قسمت اول سریال دیالوگی بین گریس و روانپزشک درباره لحاف ازدواج صورت میگیره


روانپزشک: لحاف ازدواج چیه دیگه؟


گریس: خب، طبق گفته های دوستم سه نوع لحاف داریم که هر زنی باید با دست های خودش قبل از ازدواجش، بدوزتشون؛ درختِ بهشت، سبد گل و جعبه ی پاندورا.

 
ر: اگه می خواستی یه لحاف برای خودت درست کنی از کدوم طرح و الگو استفاده می کردی؟

گ: نمی دونم، آقا شاید به طرحِ علف "شجره سبیح"، درخت بهشتی یا شاید الگوی "پازل خدمتکارِ پیر" چونکه منم یه خدمتکار پیرم دیگه
این طور فکر نمی کنید، آقا؟ و تا دل تون هم بخواد پازلی شدم . [ آشفته و گیج ]

ر: حتماً تو این همه سالی که صرف کردی تا برای بقیه لحاف بدوزی به این که از چه الگویی، برای خودت استفاده کنی فکر کردی دیگه.

گ: به زبون آوردنِ خواسته ی حقیقیت بدشانسی میاره، جناب و بعدشم دیگه اتفاق خوبی برات نمیفته کلاً باید مراقب خواسته هات باشی چونکه ممکنه بخاطرش تنبیه بشی.





منبع : http://easternwind.blogsky.com/1397/05/06/post-177/Alias-Grace




سالمونی که جسارت ورزید و بالاتر پرید

درخواست حذف اطلاعات
image result for ‫سالمونی که جسارت ورزید و بالاتر پرید‬‎
سالمونی که جسارت ورزید و بالاتر پرید  (salmon who dared to leap higher)  اولین اثر شاعر اهل کره جنوبی، آن دو هیون (ahn do-hyun) ، که به زبان انگلیسی ترجمه شده است.

اولین کت بود که از ادبیات کره جنوبی میخوندم. کتاب در جاهایی من رو یاد کتاب جاناتان مرغ دریایی انداخت. هر دو دارای  شخصیتی متفاوت با دیگران بودند، دنبال معنا بخشیدن  و به زندگی کوتاه مدت خودشون بودند. و فکر می د حتما هدف والاتری برای زندگی به جز تخم ریزی و غذا خوردن هست .

داستان را ازجایی دنبال میکنیم که سالمون ها جهت تخم ریزی از اقیانوس به رودخانه محل تولد خودشون برمیگردند . سالمون نقره ای هم یکی از اون هاست.

سالمون نقره ای با گروه همراه میشه و سفری برای خودشناسی رو آغاز میکنه در  این بین معانی و هدف های متفاوتی برای زندگیش انتخاب میکنه.


در قسمتی از کتاب نوشته شده که

سالمون ها دوست ندارند که از بالا به پایین به آن ها نگاه شود. از دید آنها، حتی چشمان دلسوز فردی طبیعت گرا، شباهتی ناخوشایند از چشمان س یا عقاب ماهیگیر را تداعی میکند. از این رو،  تنها راه درک کامل ماهی های سالمون، دیدن دنیا از چشم آنهاست. تمام آنچه مورد نیاز است، کمی قوه رویاپردازی است. لازم است شما از خلال آن چه « چشمان قلب» خوانده میشود، بنگرید؛ پس از آن، همه چیز امکان پذیر است. سوار بر امواج تخیل، ماتا ته دنیا سفر می کنیم.

برای همین بعد از اینکه یک دور کتاب رو خوندم دنبال مستند هایی درباره مهاجرت سالمون ها (salmon run) گشتم و چندتایی هم دیدم. و بعد از اون دوباره کتاب رو خوندم. دلم میخواست با سفرشون همراه باشم.


پ.ن: ع رو از صفحه اینستاگرام خانم رنجبر برداشتم.






منبع : http://easternwind.blogsky.com/1397/05/07/post-178/سال




salmon run

درخواست حذف اطلاعات


×