بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

آفرینش شاهکار داستانی

آخرین پست های وبلاگ آفرینش شاهکار داستانی به صورت خودکار از بلاگ آفرینش شاهکار داستانی دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



ترفندهایی برای داستان نویسی از جیکوب ام اپل

درخواست حذف اطلاعات
وقتی که داستان را به پایان رس د، برگردید و دوباره شروع آن را بخوانید

گاهی اوقات داستان در طول روند نوشتن چنان تغییر می کند که با شروع خود (هر چند هم عالی باشد) پیوستگی کافی را نخواهد داشت. تنها راه شما این است که مانند عنوان که پس از پایان داستان دوباره بازنگری می شود، شروع خود را نیز دوباره مورد بازنگری قرار دهید. البته این به آن معنا نیست که شروع خود را به طور کل به دور بیندازد. می توانید آن را نگه دارید شاید برای پروژه های بعدی به کارتان آمد.

یک شروع خوب نمی تواند داستانی که در سایر بخش ها ضعف دارد را نجات بدهد. همچنین شما نمی توانید داستان تان را صرفا به خاطر یک شروع خوب به چاپ برسانید. اما در محیط ادبی یعنی جایی که مجله ها و انتشارات تعداد کثیری نوشته دریافت می کنند، یک شروع متمایز کمک می کند تا نوشته ی شما بهتر خود را معرفی کند. یک شروع متمایز شاید بتواند ای از کل داستان تان باشد. زمانی که سردبیر نوشته ی شما را می خواند، شاید حتی به جای عنوان، شروع داستان تان به یادش بماند. مثلا «ماجرا از جایی شروع شد که ساعت ها با نواختن ۱۳ ضربه، ساعت یک را اعلام می د» (۱۹۸۴ نوشته ی جرج اورول). حتی وقتی که بقیه داستان از ذهن سردبیر یا خواننده محو شود، شروع خوب می تواند با میخی به دیوار حافظه اش بچسبد.




منبع : http://dastan-shahkar.blogfa.com/post/20/ترفندهایی-برای-داستان-نویسی-از-جیکوب-ام-اپل




جمال میرصادقی

درخواست حذف اطلاعات
میرصادقی : هر کاری که در داستان نویسی کرده ام برای رهایی از احساس حقارت بود هر کاری که در داستان نویسی کرده ام برای رهایی از حقارت بود

جمال میرصادقی درمراسم گرامیداشت خود با اشاره به زندگی در خانواده ای با پدری قصاب و رنج هایی که در چند دهه عمرش گذرانده است، گفت:هرکاری که درنوشتن داستان کرده ام برای رهایی از حقارت بوده است.

جمال میرصادقی داستان نویس پیش وت در مراسم گرامیداشت خود که عصر امروز یکشنبه ۲۸ مردادماه به همت موسسه خانه کتاب و در سرای کتاب این موسسه برگزار شد در سخنانی گفت: همه کارهایی که در عمر داستان نویسی ام کرده ام برای یک چیز بوده است؛ رهایی از حقارت.

وی افزود: یادم می آید زمانی که اولین داستانم با نام «آدم ها، رنگ ها و کلاغ ها» در یکی از مجلات چاپ شد همراه با یکی از دوستانم در بازار می چرخیدیم که یک دفعه نگاهش به آن مجله و اسم من افتاد و شروع به فریاد زدن کرد که بشت د نویسنده این داستان، همین دوست من است که اینجا ایستاده! در راه برگشت به خانه، دخترکوچولوی ۵-۶ ساله ای که خانه شان نزدیک خانه ما بود، آمد و به من سلام کرد. یک دفعه پدرش سر او داد زد که «چرا سلام می کنی؟» و دخترک جواب داد «آ بیچاره و بدبخت است و گناه دارد!» و این در حالی بود که من فکر می او به خاطر شهرتی که آن روز نصیب من شده است، به من سلام کرده است!

در ادامه این برنامه میرصادقی ترجیح داد به جای سخنرانی به سوالات حاضران درباره داستان نویسی و تجربه های خود در این حوزه پاسخ بدهد. او در جهت سوالی درباره اینکه اولین قدم برای نوشتن چیست؟ گفت: اینکه داستان نبافید بلکه آن را از روی تجربه و مشاهده خودتان، روی کاغذ پیاده کنید.

نویسنده کتاب مطرح «ادبیات داستانی» افزود: ما دو نوع نوشتن داریم؛ یکی اینکه ی موضوعی را از فرد دیگری شنیده باشد و آن را تبدیل به داستان کند و دوم داستانی که تجربه و مشاهدات خود او برخاسته باشد که این دومی، ماندگار است و فراموش نخواهد شد.

وی توضیحی تخصصی تر در این رابطه مطرح کرد: در واقع ما دو شیوه نوشتن دارم؛ یکی شیوه «گیدوموپاسانی» است که مبتنی بر حادثه است و جذ ت آن زودگذر و یکی هم شیوه «چخوفی» که وقتی آن را می خوانید، در ابتدا فرد یخی به نظر می آید اما از آنجا که از تجربه نویسنده برخواسته، مخاطب می تواند سالیان سال با آن زندگی کند.

میرصادقی در جواب این سوال که آیا از تئوری های داستان به نوشتن آثار داستانی رسیده است یا آنها را براساس تجربه های خود خلق کرده است؟ یادآور شد: من قبل از خواندن تئوری های داستانی شروع به نوشتن اما بعدها که این تئوری ها را می خواندم بر می گشتم و آثارم را اصلاح و تکمیل می . آنچه فردی را نویسنده می کند، شناخت داستان است.

وی در خصوص تفاوت قصه و داستان تصریح کرد: قصه مبتنی بر ق عادت است و از شرق یعنی از هند و چین و ایران به غرب رفته است اما داستان مبتنی بر تحولات روان شناختی است که در انسان مدرن رخ داده است و از غرب به شرق آمده است.

این نویسنده با اذعان به وجود باند بازی در میان نویسندگان امروز گفت: متأسفانه گروهی از داستان نویسان با برخی ناشران ساخت و پاخت می کنند و به اصطلاح با آن می بندند که کتابهایشان را بیشتر تبلیغ کنند؛ اما نویسنده درختی است که ریشه در خودش دارد و اگر به جای دیگری وصل شود، قطعاً فاسد می شود.

خبرگزاری مهر




منبع : http://dastan-shahkar.blogfa.com/post/21/جمال-میرصادقی




راز و رمزهایی برای نوشتن داستان کوتاه از مارگارت لوک

درخواست حذف اطلاعات
بهترین راه موفقیت در نوشتن داستان کوتاه خواندن زیاد داستان است. با شوق و اشتیاق از همه انواع آثار ادبی بخوانید. از هر موضوعی بهترین ها را جستجو کنید و بخوانید. جنایی، علمی- تخیلی، تخیلی، ترسناک، عاشقانه. آثار کلاسیک بزرگان ادبیات را بخوانید اما از داستان های معاصری که هنوز نویسنده اش شهرت پیدا نکرده است نیز غفلت نکنید. اینگونه با یک حس شهودی می ی د که چگونه داستان هایی تاثیر گذار بنویسید. سپس با انجام این سه کار گام های پایه ای نویسنده شدن خود را کامل کنید :

1- بنویسید.

2- بنویسید.

3- بنویسید.

هدف از نوشتن داستان کوتاه

در تعریف واژه نامه ای داستان، «مرتب» و «طراحی شده» کلیدی اند. برخلاف نامه ای که برای دوستتان می نویسید و اتفاقات را تعریف می کنید، در داستان کوتاه حوادث بر اساس تصادف شکل نمی گیرند. نویسنده با طرح و هدف مشخص ، رویدادهای داستان را انتخاب، سازمان دهی و توصیف می کند.

هدف شما از نوشتن هرچه که باشد، اصول سازمان دهی، یکپارچگی، انسجام و کامل بودن داستان شما را شکل می دهد.

لازم نیست پیش از این که کار را آغاز کنید هدف خود را مشخص کنید. همان گونه که بیان شد، داستان نویسی فرایند کشف است، جست و جویی نه تنها برای یافتن پاسخ ها، بلکه برای شناسایی پرسش ها.

پایان یا نتیجه داستان

امتیازِ داشتن هدف این است که به شما جهت و مقصد را نشان می دهد. زمانی که به مقصد خود می رسید، به دلیل رسیدن به هدف حس خوبی به شما دست می دهد که زندگی واقعی دارای این امتیاز نیست.

نکته ای در رابطه با درونمایه

گاهی یافتن درونمایه ممکن است ایده ی اولیه ی شما را مشخص کند و هدف داستان شما باشد. اما بارها اتفاق می افتد که شما چندین پیش نویس از داستانتان بنویسید و تازه تشخیص بدهید چه درونمایه ای دارد. هنگامی که به دیگر جزییات هنر و صنعت نوشته تان فکر می کنید، درون مایه نوشته شما هم خود رانشان می دهد.

کوتاهی و بلندی داستان

از دیدگاه ایده آل، داستان کوتاه باید تا هرجا که داستان می طلبد طول بکشد، نه کوتاه تر، نه بلندتر. به عبارت دیگر، از همان تعداد واژه ای استفاده کنید که می توانید داستان تان را به موثرترین روش ممکن بیان کنید.

ایده داشتن آسان است، مساله این است که زمان و جایی برای نوشتن پیدا کنی. واقعیت این است که همه جا پر از ایده است. یکی از فوت و فن های داستان نویسی این است که آن ها را تشخیص بدهی و هنگامی که از کنارت رد می شوند، شکارشان کنی.

یافتن ایده ای برای نوشتن

«ایده این داستان را از کجا به ذهنتان رسید؟» این پرسش تکراری است که همیشه از نویسنده ها می شود و برخی ها هم از شنیدن مکرر این پرسش خسته اند. این پرسش ارزش تامل دارد.

ایده داشتن آسان است، مساله این است که آنها را شاز دور و بر خود شکار کنی و زمان و مکانی برای نوشتن بی . واقعیت این است که همه جا پر از ایده است. یکی از فوت و فن های داستان نویسی این است که آن ها را تشخیص بدهی و هنگامی که از کنارت رد می شوند، شکارشان کنی.

ایده

به نظر من مساله این است که مردم رابطه ی ایده و داستان را درست نفهمیده اند. ایده هر چیزی است که محرکی برای تخیل شما است. محرکی قدرتمند که شما را به جلو می راندتا آفرینش داستان خود را آغاز کنید. داستان ترکیبی از ایده های گوناگون است، کوچک و بزرگ.

منبع ایده

خمیر مایه داستان شما می تواند هر چیزی باشد: یک شخصیت، یک موقعیت یا یک حادثه، یک مکان خاص، یا رازی که می خواهید افشا کنید. این ایده ها هر از گاهی به ذهن شما خطور می کنند و این ها همه هدیه ناخودآگاه ذهن است. اما شما مجبور نیستید همیشه منتظر ضمیر ناخودآگاه بمانید. آگاهانه به دنبال ایده بگردید.

همه ما نویسنده نیستیم، اما بیشتر ما قصه گوهای خوبی هستیم.

کار تیمی برای پرداخت ایده

به ندرت پیش می آید که تنها یک ایده برای نوشتن داستان کافی باشد. فرض کنیم ایده خوبی سراغ دارید که از آن می توان داستانی عالی نوشتریال؛ ایده ای که دایم در ذهن شما می کوبد و می خواهد نوشته شود. اما چیزی که دارید کافی نیست؛ زمانی که تصمیم گرفتید از عناصردیگری استفاده کنید، همان زمانی است که داستان شکل می گیرد و زنده می شود.

تمرین قصه سازی

نویسنده ها بازی قصه سازی تمرین می کنند. به آدم ها، جاها و موقعیت های گوناگون نگاه می کنند و از خود می پرسند که این ها چه پتانسیل نمایشی چشمگیری می توانند داشته باشند.

ذهن ناخودآگاه مدام به شما اشاره می کند که از کجا آغاز کنید. و با استفاده از جمله «چه می شود اگر...» می توانید قصه را به پیش ببرید.هرروز حجم زیادی از ایده های داستانی در خانه شما را می زنند.

عناصر اصلی داستان

تعریف اصلاح شده ما می تواند این باشد: داستان کوتاه «روایت کوتاهی است که در آن نویسنده، عناصر شخصیت، جدل، طرح و جایگاه را هنرمندانه در هم می آمیزد تا خواننده را سرگرم، جذب و آگاه کند.»

این چهار عنصر و ترکیب هنرمندانه آن ها اجزای اصلی همه داستان های کوتاه را تشکیل می دهند.

شخصیت ها:

ایده ی اولیه ی شما هر اندازه هم که جذاب باشد، تا شخصیت های تخیلی نیافرینید و ایده را به آن ها تحویل ندهید، ایده ی شما جان نخواهد گرفت.

جدل:

جدل خون داستان شماست که در آن جریان دارد و به آن انرژی می بخشد. جدل داستان را به جلو می راند و مساله ای را مطرح می کند که قرار است در طی داستان حل شود.

طرح و ساختار:

ساختار داستان مثل چهارچوب خانه یا استخوان بندی بدن است. داستان را سازمان بندی می کند و به اجزا پراکنده، هماهنگی می بخشد.

جایگاه و فضا:

جایگاه (زمان و مکان) داستان که زمینه ای برای شخصیت ها و ماجرای داستان فراهم می کند، نه تنها زمان و مکان را مشخص می کند، بلکه بر شخصیت ها و آن چه که برایشان رخ می دهد تاثیر می گذارد.

صدای روایت:

چهار عنصر اول چه ی، چرا، چه وقت و کجای داستان را تعیین می کنند. عنصر پنجم چگونگی بیان است، یعنی همان روش هنرمندانه ای که داستان را نقل می کند.

نشستن برای نوشتن

بسیار خوب، اکنون که ایده هایی برای نوشتن دارید و چند روش هم سراغ دارید که آن ها را کنار هم بگذارید. این نکات مهم را به خاطر داشته باشید.

1. هیچ قانونی وجود ندارد

2. هیچ فرمول جادویی وجود ندارد.

3. لازم نیست که بار اول همه چیز درست در بیاید.

پس همچنان که به پیش می رویم تا به عناصر اصلی داستان نگاهی بیاندازیم، سه اصل مهم نویسندگی را به یاد داشته باشید:

1. بنویسید

2. بنویسید

3. و بنویسید.




منبع : http://dastan-shahkar.blogfa.com/post/22/راز-و-رمزهایی-برای-نوشتن-داستان-کوتاه-از-مارگارت-لوک




توصیه هایی برای نوشتن داستان کوتاه جذاب از ونه گات

درخواست حذف اطلاعات
توصیه هایی برای نوشتن داستان کوتاه جذاب

۱. زمان را طوری استفاده کن که خواننده احساس نکند زمانش تلف شده.
۲. به خواننده حداقل یک کاراکتر بده تا از او حمایت کند.
۳. هر کاراکتر باید یک چیزی بخواهد، حتا اگر آن چیز فقط یک لیوان آب باشد.
۴. هر جمله باید یکی از این دو کار را انجام دهد: کاراکتر را آشکار سازد یا کار را پیش ببرد.
۵. تا حد ممکن از جایی نزدیک به پایان شروع کن.
۶. یک سادیست باش. مهم نیست که کاراکتر اصلی ات چقدر دوست داشتنی و معصوم باشد، کاری کن که اتفاقات وحشتناکی برایش بیفتد تا خواننده بفهمد او از چه ساخته شده.
۷. برای راضی تنها یک نفر بنویس. اگر پنجره را باز کنی و بخواهی به کل دنیا عشق بدهی، داستانت پهلو می کند.
۸. به خواننده در کوتاه ترین زمان ممکن بیشترین اطلاعات را بده. خواننده باید چنان درک کاملی از اتفاقاتی که می افتد داشته باشد که خودش بتواند داستان را تمام کند.

مترجم : مهرناز زاوه




منبع : http://dastan-shahkar.blogfa.com/post/23/-توصیه‌هایی-برای-نوشتن-داستان-کوتاه-جذاب-از-ونه‌گات




راز رمان های پرفروش

درخواست حذف اطلاعات
افشای راز پرفروشی رمان ها . معرفی واژگان موثر در موفقیت کتابهای داستان

دو تن از کارشناسان ادبیات در تحقیقاتی 5 ساله بر روی کتاب های پرفروش به این نتیجه رسیده اند که رمز موفقیت این کتاب ها را دریافته اند. رمز پرفروش شدن رمان ها فاش شد/ معرفی واژگانی که در موفقیت کتاب موثرند

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از «ایندیپندنت»، «جودی آرچر»، ویراستار پیشین انتشارات پنگوئن انگلستان و «متئو جاکرز»، یار زبان انگلیسی «نبراسکا – لینکلن» با ارائه نتایج تحقیقات خود مدعی شده اند که توانسته اند فرمولی برای پرفروش شدن کتاب ها به دست آورند؛ آن ها گفته اند که با این فرمول تنها به نوشتن یک کتاب تمام عیار خوب نیازی نیست بلکه لازم است تا راهی مناسب را به کار گرفت.

این دو کارشناس ادبیات مدعی شده اند که با تحلیل نوشتارهای 20 هزار رمان گزینش شده که طی 10 سال گذشته نوشته شده اند، توانسته اند به رمز و راز کتاب های پرفروش دست یابند.

نتایج این تحقیقات «الگرویتمی» (محاسبات عددی) با نام «بست سلرومتر» (bestseller-o-meter) بوده که توسط آن برخی وجوه خاص کتاب ها چون پی رنگ، سبک، شخصیت ها و واژه گزینی اندازه گیری شده است. «آرچر» و «جاکرز» مدعی شده اند که با این سیستم اندازه گیری هر ی می تواند بفهمد که کتابش پرفروش خواهد شد یا نه. این دو گفته اند دقت این سیستم تا 80 درصد نشان دهنده کتاب پرفروش آینده خواهد بود.



«آرچر» در گفت گو با نشریه «تایمز» با بیان این که جزئیات بیشتر این تحقیقات در کت با عنوان «رمز پرفروش شدن» (bestseller code) منتشر می شود اظهار کرد: «ما دریافته ایم که به کارگیری خط داستانی، همچنین پیچش های داستانی کامل و استفاده از زبانی خوش ساخت برای خلق پیچش های متقارن و متوازن بسیار مهم است .... بنا بر این فرمول رمان هایی با پیچش های هیجانی بالا و پایین شانس بیشتری برای قرار گرفتن و ماندن در فهرست کتاب های موفق خواهند داشت.»

از دیگر یافته های این تحقیقات این است که شخصیت های واقعی برای خوانندگان جذاب تر هستند تا موجودات خیالی بنابراین بهتر است برای شخصیت قهرمان اصلی بهتر است از آدم کوتوله ها، اسب های شاخ دار و جن و پری تا جای ممکن اجتناب کنید. برای شخصیت هایی که بیشتر جذاب هستند معمولا می توان راحت تر از واژگان «گرفتن» (grab)، «فکر » و «پرسیدن» استفاده کرد.

دیگر نتایج این تحقیق این است که واژگان «نیاز» (need)، «خواستن» (want) و «انجام دادن» (do) در کتاب های پرفروش دو برابر بیشتر استفاده شده است؛ در حالی که واژه «خوب»، «باشه» ویا «قبوله» (okay) در این آثار سه برابر بیشتر از کتاب های معمولی به کار گرفته شده است. هم چنین واژگانی چون «عشق» (love) و «دلتنگی» (miss) در آثار موفق نیز سه برابر بیشتر از حداقل دو کتاب کم فروش تر استفاده شده اند.

بنابراین فرمول اندازه گیری الگوریتمی کتاب «حلقه» (the circle) کتاب پرفروش «دیو ایگرز» (dave eggers) درباره یک شرکت اهریمنی اینترنتی کت بسیار کامل محسوب می شود.




منبع : http://dastan-shahkar.blogfa.com/post/24/راز-رمان-های-پرفروش




توصیه های استفان کینگ برای نویسندگی داستان

درخواست حذف اطلاعات

می خواهید نویسنده بزرگی شوید؟ با استفان کینگ همراه شوید تا شما را راهنمایی کند:

داستان های استفان کینگ جزو جذاب ترین داستان ها هستند. او سالانه ۱۷ میلیون دلار از نوشتن کتاب های خود درآمد دارد.

وی در کتاب “درباره نوشتن” ، دیدگاه های ارزشمندی برای رشد و تعالی نویسندگی دارد. او می گوید: “متاسفانه نه تنها نمی توانم به دروغ بگویم که هیچ نویسنده بدی وجود ندارد بلکه اتفاقا نویسندگان بد زیادی در اطراف مان داریم”.

این ۲۲ نکته از کتاب کینگ می تواند کمک کند که ما نویسنده بدی نباشیم

۱. تلویزیون را کنار بگذارید و تا جایی که ممکن است کتاب بخوانید.

اگر در ابتدای راه نویسنده شدن هستید، تلویزیون اولین چیزی است که باید کنار گذاشته شود. او می گوید: “تلویزیون برای خلاقیت سم است”. نویسندگان باید به درون خود نگاه کنند و در زندگی خود خیال پردازی داشته باشند.

برای این کار لازم است تا می توانید کتاب بخوانند. کینگ هرجا می رود با خودش یک کتاب می برد و حتی در زمان غذا خوردن نیز مطالعه می کند. او می گوید: اگر می خواهید نویسنده شوید باید دو چیز را در راس کارتان قرار دهید: زیاد کتاب بخوانید و زیاد بنویسید تا ایرادات کار خود را بگیرید و آن را بازنویسی کنید.

۲. خود را برای ش ت و انتقاد آماده کنید.

کینگ داستان نویسی را با عبور از اقیانوس اطلس به درون یک وان مقایسه می کند . وی معتقد است در هر دوی اینها، فرصت زیادی برای شک به خود وجود دارد. نه تنها شما به خودتان شک می کنید بلکه دیگران هم نسبت به شما تردید پیدا می کنند. کینگ می گوید: “اگر بنویسید ( یا نقاشی کنید، یا ب ید یا مجسمه بسازید یا خوانندگی کنید)، همیشه ی سعی می کند کاری انجام دهد تا حس بدی در مورد خودتان داشته باشید، ماجرا اینگونه است”.

کینگ می گوید، زمانی که ش ت می خورید، مثبت فکر کنید. “مثبت شی، پاسخی بسیار صحیح ، کارگشا و مناسب به ش ت است”.

۳. وقت خود را برای راضی دیگران تلف نکنید.

بی ادبی دیگران نباید دغدغه شما باشد. اگر می خواهید تا حد امکان صادقانه بنویسید، زمان عضویت شما در جامعه انسان های مودب به پایان رسیده است”. کینگ پیش تر، از آنچه که می نوشت خج زده بود خصوصا وقتی نامه هایی از سر خشم دریافت می کرد که وی را به فردی متعصب، گرا ستیز، جنایتکار و حتی دارای اختلالات شخصیتی متهم می د.

کینگ در ۴۰ سالگی متوجه شد که همه نویسندگان برجسته، به تلف استعدادهایشان متهم شده اند. و قطعا کینگ این مسئله را درک کرده و با آن کنار آمده است. او می گوید: “در مقابل مخالفت ها فقط شانه هایم را بالا می اندازم، این تنها جو است که من دارم”. نمی توانید همیشه همه خواننده ها را از خودتان راضی نگه دارید، بنابراین کینگ به شما توصیه می کند که نگرانی را کنار بگذارید.

۴. در وهله اول برای خودتان بنویسید.

باید بنویسید زیرا نویسندگی برایتان شادی و رضایت به همراه خواهد داشت. “من نویسندگی را بخاطر لذتش شروع . اگر شما هم می توانید برای لذت این کار را انجام دهید، پس تمام عمر می توانید بنویسید”.

“کورت ونه گات” – نویسنده مطرح – نیز همین دیدگاه را داشته است: “موضوعی را انتخاب کنید که برایتان اهمیت دارد و حس می کنید باید برای دیگران هم مهم باشد”. “در سبک شما، پرنفوذترین و جذاب ترین عامل، باید علاقه ی واقعی باشد”.

۵. با چیزهایی سروکله بزنید که نوشتن درباره آنها دشوار است.

کینگ می گوید، ” صحبت از چیزهای مهم، از سخت ترین کارهاست”. “آنها چیزهایی هستند که از گفتن شان شرمنده می شوید ؛ زیرا کلمات باعث کمرنگ شدن احساسات شما می شوند”. بهترین نوشته ها، ساعت ها تفکر در پس خود داشته اند. از نظر کینگ، “نوشتن، محصول عصاره تفکر است”.

وقتی با چیزهای مشکل سروکله می زنید، مطمئن شوید که عمیقا در آنها فرو رفته اید. کینگ بر این باور است که ” داستان ها مثل یافته های باستان شناسی هستند، مثل فسیلی که از زمین بیرون می آید ….. داستان ها عتیقه هستند، بخشی از جهان کشف نشده که از قبل وجود داشته است، نویسندگان باید همچون باستان شناسان تا جایی که می توانند داستان را عمیقا بکاوند .

۶. زمانی که مشغول نوشتن هستید، ارتباط خود را با بقیه دنیا قطع کنید.

نوشتن باید فعالیتی کاملا شخصی باشد. میزتان را در گوشه اتاق بگذارید و همه چیزهایی که ممکن است حواس تان را پرت کند، از گوشی همراه گرفته تا پنجره ای که باز است را حذف کنید. کینگ توصیه می کند، “با درهای بسته بنویسید و با درهای باز، بازنویسی کنید”.

باید حریم خصوصی کامل بین شما و کارتان وجود داشته باشد. اولین چرک نویس کاملا خام است و من حس می کنم این کار باید با درهای بسته صورت بگیرد، گویی داستان موجودی است و تنها با یک جوراب و شلواری کوتاه روبروی ما ایستاده است.

۷. کم ادعا باشید.

“یکی از کارهای اشتباهی که می توانید با نوشته هایتان ید این است که به آنها جلوه بدهید یعنی به دنبال کلمات باشید . چون از واژگان کوتاه خج می کشید”. او این اشتباه را با پوشاندن لباس شب بر تن یک حیوان خانگی مقایسه می کند که هم صاحب حیوان و هم خود حیوان، به دلیل این زیاده روی خج زده هستند.

همان طور که دیوید اوگیلوی – تاجر معروف – برای کارمندانش می نویسد، “هرگز از کلمات سنگین همچون مفهوم سازی دوباره، تقسیم بندی واحدهای سازمانی، از لحاظ نگرشی و محکمه ای، استفاده نکنید. اینها نشانه های یک آدم پرادعای مضحک هستند”. علاوه بر این، از نمادها جز در مواقع وم استفاده نکنید. کینگ می گوید، ” نمادگرایی برای زیبایی و غنی تر یک نوشته است نه خلق حس ژرف شی”.

۸. از بکار بردن قید و پاراگراف های طولانی بپر د.

همان طور که کینگ چندین بار در کتاب خاطراتش تاکید کرده است، “قید دوست شما نیست”. در واقع او بر این باور است که ” راه جهنم با قید سنگفرش شده است” و آنها را به قاصدک هایی تشبیه کرده است که چمنزارتان را اب می کند.

همچنین باید به همخوانی پاراگراف ها با آهنگ و جهت داستان تان توجه داشته باشید. کینگ می گوید، “معمولا ظاهر پاراگراف نیز به اندازه آنچه که می گوید، اهمیت دارد”.

۹. غرق در جمله بندی نشوید.

براساس گفته های کینگ، در وهله اول، نوشتن فریفتگی و اغواست نه دقت.

وی می گوید، ” زبان همیشه نباید زیبا و پر زرق و برق باشد”. “هدف ادبیات داستانی، جذب مخاطب و روایت داستان است نه تصحیح گرامر”. باید همه تلاش شما این باشد که خواننده فراموش کند درحال خواندن داستان است.

۱۰. در توصیف یگانه باشید.

کینگ می نویسد؛ “توصیف، از خیال پردازی ذهن خواننده شروع می شود اما باید در ذهن مخاطب پایان یابد”. آنچه که اهمیت دارد خلاصه گفته هاست نه زیاد نوشتن. آنچه را که دوست دارید مخاطب تجربه کند تصویر روشنی از آن بسازید ، سپس هر چه که در ذهن تان می بینید به صورت کلمات بر روی کاغذ بیاورید. او می گوید، “باید ماجرا را طوری توصیف کنید که باعث شود مخاطب با درک آنها مو به تنش سیخ شود”.

هم در مشاهده و هم در نوشتن، شفافیت کلید توصیف خوب است. از تصاویر جدید و کلمات ساده استفاده کنید تا مخاطب شما خسته نشود . کینگ می نویسد، “در بسیاری از موارد دلیل اینکه کتاب برای خواننده ل کننده می شود و آن را کنار می گذارد این است که نویسنده غرق در قدرت توصیف خود شده است و اولویت هایش را فراموش کرده است و منظور از اولویت همان چیزی است که فرآیند نوشتن را به جلو می راند”.


۱۱. بیش از حد اطلاعات پس زمینه ای در اختیار خواننده قرار ندهید.

کینگ می نویسد، آنچه که باید در یادتان باشد این است که بین صحبت درباره آنچه که می دانید و استفاده از آن برای غنی یک اثر، تفاوت وجود دارد، دومی خوب است اما اولی نه”. مطمئن شوید که تنها جزییاتی را بکار می برید که داستان تان را به جلو می برد و مخاطب را مشتاق می کند به خواندن ادامه دهد. شاید شما شیفته آنچه می آموزید شوید اما آنچه که مخاطبان تان به آن اهمیت می دهند، داستان و شخصیت های آن است.

۱۲. در باره زندگی واقعی داستان بگویید.

کینگ می گوید،” معمولا نوشته ضعیف از یک امتناع لجوجانه برای روایت زندگی واقعی مردم نشات می گیرد. برای آنکه با واقعیت روبرو شوید بگذارید بگویم که قاتل هم گاهی به ن مسن کمک می کند تا از خیابان رد شوند”. بیشترین چیزی که مخاطبان به آن اهمیت می دهند، افرادی هستند که در داستان وجود دارند پس مطمئن شوید که به همه ابعاد شخصیتی آنها خوب فکر کرده اید.

۱۳. ریسک پذیر باشید.

کینگ می گوید، “من بر این باورم که ترس ریشه اکثر نوشته های ضعیف است”. ترس را کنار بگذارید و به نوشتن ادامه دهید.

کینگ می گوید، “هر چیز مس ه ای که دلتان می خواهد را امتحان کنید، اینکه چقدر عادی و ل کننده است اهمیتی ندارد. اگر خوشتان آمد که خوب است، اگر نه، آن را کنار بگذارید”.

۱۴. برای تبدیل شدن به یک نویسنده خوب، به نیازی ندارید.

کینگ می گوید، “این نظر که تلاش خلاقانه و مواد روانگردان به هم پیوند خورده اند، یکی از افسانه های روشنفکرانه روزگار ماست”. از نگاه او، نویسندگانی که دچار سوء مصرف هسستند، تنها مصرف کننده اند. هرگونه ادعایی مبنی بر اینکه و الکل برای داشتن احساس بهتر لازم است، مز فی بیش نیست.

۱۵.از سبک نویسنده دیگری تقلید نکنید.

همان طور که کینگ می گوید، “نمی توانید شبیه یک موشک کروز شوید”. وقتی سعی می کنید به هر دلیلی غیر از تمرین، از سبک نویسنده دیگری تقلید کنید، بجز ” تقلیدهای ناشایست” هیچ چیز دیگری نصیب تان نخواهد شد. دلیل این مسئله آن است که هرگز نمی توانید همچون دیگری، حقیقت را احساس و تجربه کنید.

۱۶.نوشتن نوعی ارتباط ذهنی است.

کینگ می گوید، “همه هنرها تا حدی به ارتباط ذهنی (تله پاتی) نیاز دارند، اما من بر این باورم که نویسندگی بیشترین ارتباط را با آن دارد ”. یکی از عناصر مهم در نوشتن، انتقال است. شغل شما فقط نوشتن کلمات بر روی صفحه نیست بلکه انتقال ایده ها از ذهن خودتان به ذهن خوانندگان است.

کینگ بر این باور است که، “کلمات ابزاری برای انتقال هستند”. ونه گات نیز در توصیه هایش برای نویسندگی می گوید، “از زمان یک فرد کاملا غریبه طوری استفاده کنید که او احساس نکند وقتش تلف شده است”.

۱۷. نوشته های خود را جدی بگیرید.

کینگ می گوید، “می توانید نوشتن را با تنش، هیجان، امید یا ناامیدی انجام دهید”. “به هر شکلی غیر از آرامش می توانید انجامش دهید”. اگر نمی خواهید نوشتن را جدی بگیرید، همین الان کتاب را ببندید و کار دیگری شروع کنید.

همان طور که سوزان سانتاگ می گوید، “داستان باید مرا به وجد بیاورد. وقتی اولین خط را می خوانم، باید قلبم به تپش بیفتد و بلرزم”.

۱۸. هر روز بنویسید.

کینگ می گوید، ” زمانی که کار بر روی یک پروژه را شروع می کنم، متوقف نمی شوم و کند هم کار نمی کنم مگر در مواقع ضروری”. اگر هر روز ننویسم، شخصیت ها در ذهنم کمرنگ می شوند….کنترلم را روی داستان و روند نوشتن از دست می دهم.

اگر نتوانید به طور پیوسته بنویسید، ممکن است از هیجان ایده هایتان، کاسته شود. زمانی که نوشتن تبدیل به کار می شود، کینگ آن لحظه را “بوسه ی مرگ” می نامد.

۱۹. اولین نوشته خود را در سه ماه تمام کنید.

کینگ دوست دارد روزی ۱۰ صفحه بنویسد. طی سه ماه، این میزان به ۱۸۰ هزار کلمه می رسید. او می گوید، ” اولین نسخه یک کتاب – هرچند طولانی – نباید بیش از سه ماه یعنی یک فصل طول بکشد. کینگ بر این باور است که اگر بیش از حد بر روی اثرتان وقت بگذارید، داستان حس عجیبی به خود خواهد گرفت.

۲۰. وقتی نوشتن را تمام کردید، آن را با دقت بازبینی کنید.

کینگ پیشنهاد می کند که پس از پایان نوشتن، شش هفته را به “ تجدید قوا” اختصاص دهید تا ذهن تان از هرچیزی خالی شود و بتوانید کاستی های داستان را تشخیص دهید. او تاکید دارد که درک اولیه نویسنده از یک شخصیت، می تواند به اندازه ی تصور یک خواننده، غلط باشد.

کینگ، فرآیند نوشتن و بازبینی را با طبیعت مقایسه می کند و می گوید، “زمانی که یک کتاب می نویسید، هر روز درختان را می بینید و از هم تشخیص می دهید. وقتی کارتان تمام می شود باید یک گام به عقب بردارید و به جنگل نگاه کنید”. او می گوید، ” وقتی متوجه اشتباهات خود می شوید نباید افسرده شوید یا خود را ملامت کنید. گن ن برای همه حتی برای بهترین ها هم اتفاق می افتد”.

۲۱. با جرأت اضافه ها را حذف کنید .

برای نویسندگان سخت است که در زمان بازبینی نوشته، از کلماتی که زمان زیادی برای شان صرف کرده اند، بگذرند. اما همان طور که کینگ می گوید، “عزیزانت را بکش، عزیزانت را بکش، حتی وقتی قلب نویسنده کوچک و مغرور درونت را می شکنند، عزیزانت را بکش”.

اگرچه بازبینی یکی از سخت ترین کارها در نویسندگی است، اما باید از بخش های ل کننده بگذرید تا داستان به جلو حرکت کند. ونه گات در توصیه هایش درباره ی نوشتن می گوید، “اگر یک جمله، هرچند عالی، به شفافیت موضوع تان به شیوه ای جدید و مفید کمک نمی کند، آن را حذف کنید”.

۲۲. متاهل بمانید، به سلامت خود اهمیت دهید و خوب زندگی کنید.

کینگ برای موفقیتش دو عامل برمی شمرد : سلامت جسمانی و ازدواجش. او می گوید، “ترکیب یک بدن سالم و یک رابطه پایدار با زنی مستقل، ادامه زندگی کاری مرا ممکن کرده است”.

داشتن تعادل در زندگی مهم است، پس تنها در این صورت است که نویسندگی همه زندگی تان را در برنمی گیرد. هنری میلر – نویسنده و نقاش – در ۱۱ توصیه نویسندگی می گوید، ” انسان باشید! با مردم باشید، سفر کنید و اگر حس نوشیدن دارید، چیزی بنوشید”.

منبع: رو مه ایندیپندنت




منبع : http://dastan-shahkar.blogfa.com/post/25/توصیه-های-استفان-کینگ-برای-نویسندگی-داستان




چند توصیه

درخواست حذف اطلاعات

توصیه هایی به نویسندگانی که قصد دارند رمان، نمایشنامه و یا داستان کوتاه بنویسند:

اگر در حال برنامه ریزی برای نوشتن رمان، نمایشنامه، داستان کوتاه یا نامه ای به مادر خود هستید، این توصیه ها برای شما رهگشا است.


۱: جملات خود را با کلمات پایانی جمله قبلی و ارائه توضیحی کوتاه درباره آن ها آغاز کنید
گرچه از توضیح زیاد متنفریم، اما اگر بخواهیم بگوییم شخصیت های داستان پیش از آنکه ما درباره آن ها بنویسیم زندگی می کرده اند، لازم است که توضیحی ارائه دهیم.
گاهی بهترین راه برای شرح ماجرا، قطره قطره وارد آن در داستان است. این روش بسیار کارگشا است و خواننده را هرگز گیج و سردرگم نمی کند.
روشی مناسب برای ارائه توضیح بدون اینکه چندان آشکار و زننده باشد این است که نکته و موضوع جمله اول را در آغاز جمله بعدی تکرار کنید تا آن جزئیات به خوبی در ذهن خواننده حک شود. ما این روش را «پلکان توضیحات» می نامیم.
مثال: او به اتاق رفت. اتاقی که مادرش در آن خودکشی کرده بود. مادری که به خاطر او خود را کشته بود. و او در آن خانه بود. خانه ای که مادرش در آن خودکشی کرده بود. در آن اتاق.
ببینید که چگونه داستان خواننده را با خود پله به پله پایین می برد. این روش همچنین نوعی اضطراب دراماتیک در خواننده پدید می آورد.

۲: دیالوگ شخصیت ها را با ارائه نام های مختلف متمایز کنید
اگر شما یک نویسنده مرد هستید، ممکن است نوشتن دیالوگ های شخصیت های زن برایتان دشوار باشد. این حل خواهد شد اگر همه دیالوگ شما دقیقاً همان چیزی باشد که در آن به خواننده می گویید چه ی در حال صحبت است.
همچنین دو راه حل برای مشکل تمایز میان دیالوگ زن و مرد وجود دارد که موفقیت آمیز بوده است:
اول: دیالوگ شخصیت های زن را چنان بنویسید که گویی مرد هستند ولی در ذهن خود بدانید آن ها زن هستند. این روش به نام «تکنیک سوکرین the sorkin technique » معروف است.
دوم: دیالوگ شخصیت های زن را چنان بنویسید که گویی ک نی هستند که برای راهنمایی و حمایت به شخصیت های مرد تکیه کرده اند و به آن ها بگویید چه موقع مرتکب اشتباه می شوند. مردان قدرتمند با ن دوست داشتنی، درست مثل زندگی واقعی. جالب است که این روش نیز تکنیک سوکرین نام دارد.

۳: هرگز نگویید «گفت»
ذر دیالوگ ها نمونه زیر مطلقاً منظور شما «گفت» نیست.
او گفت: این خسته کننده ترین چیزی است که تاکنون دیده ام.
آنچه شما می خواهید این است که تا حد امکان توجه خوانندگان را از دیالوگ پرت کنید! حتی نمی خواهید آن ها بفهمند چه ی دیالوگی را که متوجه آن نشده اند گفته است! خوانندگان باید تمام وقت خود را به خواندن توضیح اینکه چگونه این جمله ادا شده بگذرانند. مطمئن باشید خواننده می داند چقدر دایره واژگان شما وسیع است!
مثال: او انتقاد کرد: هیچ در اینجا متوجه نمی شود من چه می گویم.
شما می توانید به جای کلمه گفت، کلماتی مانند انتقاد کرد، پرخاش کرد، مس ه کرد، خندید، مطرح کرد، اشاره کرد، نتیجه گرفت و استنباط کرد را بکار ببرید.
اگر از این روش استفاده کنید، تضمین می کنیم که هیچ به مشکلاتی که شما سعی دارید در دیالوگ خود پنهان کنید، توجه نخواهد کرد و همچنین متوجه نمی شود که همه شخصیت های زن داستان شما به نظر مرد می رسند.

۴: با استفاده از کلمات خلاقانه و هم آوا، جملات را جذاب و هنری کنید
کلمات هم آوا کلماتی هستند که صداهای مشابه اما معانی و املای متفاوتی دارند. استفاده خلاقانه از هم آواها می تواند هر متنی را خواندنی و جالب کند.
مثال: او همه اثاث خود که اساس زندگی اش بود را فروخت.
می بینید که کلمات هم آوا تا چه حد یک جمله معمولی را جالب تر و هیجان انگیز تر کرده است. ممکن است برخی از این روش ناراضی باشند اما همان طور که می دانید ک ن در ابتدا برای آموزش خواندن با صدای بلند می خوانند، این کار شما خوانندگان را وادار می کند به دوران بچگی خود بروند.
به یاد داشته باشید که استفاده از کلمات هم آوا راهی فوق العاده برای نشان دادن خوش ذوقی و هنرمند بودن نویسنده است.

به نقل از هافینگتن پست




منبع : http://dastan-shahkar.blogfa.com/post/26/چند-توصیه




راز و رمزهای نویسندگی در کلام چند رمان نویس مشهور

درخواست حذف اطلاعات

برای آشنایی با راز و رمزهای نویسندگی با چند رمان نویس مشهور همراه شوید

با دقت بیشتری به دنیای اطراف خود بنگرید. یاد بگیرید دقیق باشید و چیزهایی را که دیگران نمی بیند شما ببینید . و بدانید که برای نویسنده شدن همواره فرصت هایی وجود دارد.

دیان دی

نویسنده رمان «قطار مرگ به طرف بوستون»

در باره موضوعی بنویسید که خودتان دوست دارید آن را بخوانید. واقع گرا باشید؛ و بدانید نویسندگی تجارت راحت و پرسودی نیست. اولاً باید آن را به تنهایی انجام داد، ثانیاً به تلاش سخت و طاقت فرسا نیاز دارد، ثالثاً سریع چواب نمی دهد؛ یعنی برای دیدن بازدهی اثرتان باید مدت طولانی منتظر بمانید وای! از فکر این نکته تنم می لرزد که برای رسیدن به پول چقدر باید منتظر بمانید.

با وجود این سختی ها شاید بسیاری نتوانند با واقعیت های تلخ چنین شغل بی رحم و خشنی کنار بیایند. از سویی دیگر، دلایل خوبی هم برای سر با رؤیای نویسندگی وجود دارد و آن این است که وقتی اولین رمانتان را نوشتید جدا از این که فروش خوبی کرده باشد یا نه و صرف نظر از این که مورد توجه ناشران قرار گرفته باشید اگر دیدید نمی توانید کتاب بعدی را ننویسید مطمئن باشید که یک نویسنده واقعی شده اید چون در آن صورت کتاب بعدی شما تبدیل می شود به کتابهای بعدی و بعدی اگر آدمی باشید که حس کنید زندگی بدون حضور شخصیت ها و طرح ها داستان در ذهنتان خالی و بی مفهوم است و بدانید نویسنده ای واقعی هستید.

مایو بینچجی

نویسنده رمان «کلاس بعدازظهر» و «عروسی نقره ای»

به هیچ اجازه ندهید نا امیدتان کند.

آندره دوبوس

نویسنده رمان «خانه مدوشن»

از ابتدا برای داستان هایی که می نویسید طرح کلی نریزید؛ یعنی اتفاقات داستانی را از قبل طراحی نکنید شخصاً معتقدم نوشتن ما را وارد دنیایی پر رمز و راز و ناشناخته می کند باید به ضمیر ناخودآگاهتان اعتماد کنید باید به شخصیتهای داستان اعتماد کنید تا خودشان داستان را به جایی که می رود ، هدایت کنید.

سوزان فیشر استیپ

نویسنده رمان «شهربانو»

ذوق و استعداد خود را بشناسید و آن را بالفعل کنید . دقت کنید که چگونه وقتی حرف می زنید در ذهنتان دنبال کلمه ی خاصی می گردید و آن قدر با خود کلنجار می روید تا به یادتان بیاد . همین طور، دنبال یافتن استعداد خود باشید؛ بگردید تا بفهمید در کدام زمینه در رشته های ادبی ذوق دارید بعد برای بالفعل این ذوق و استعداد سخت تلاش کنید.

نورا رابرتز

نویسنده رمان «آسمان و زمین»

اولین اصل نویسندگی این است که چیزی را بنویسید که دوست دارید آن را بخوانید و از آن لذت ببرید، اگر چیزی که می نویسید برای خودتان جالب نباشد و سرگرمتان نکند قطعاً برای هیچ دیگر جالب و سرگرم کننده نیست.

باربارا همبلی

نویسنده ی رمان «شیکاگو ۲۰۰۰»

از بازنویسی یا به عبارت دیگر «چند باره نوشتن» نترسید کارتان را به ی که به قضاوتش اعتماد دارید بسپارید تا بخواند؛ سپس بپرسید که او را تحت تأثیر قرار داده است یا نه.

توصیه دیگر من این است که راجع به زندگی آدم های دور و برتان بنویسید. وقتتان را صرف ساختن دنیای کاملاً خالی و پوچ یا تاریخ ها فراموش شده نکنید.

جوانا ترولوپ

نویسنده رمان «بچه مردم» و «بهترین دوستان»

همواره بنویسید، به نشست ها و سمینارهای نویسندگان بروید اصلاً حدسش را نمی توانید بزنید که ممکن است در آنجا با چه انی آشنا شوید و چه چیزهایی یاد بگیرید شاید این کار روش خیلی خوبی برای پیدا ناشر مناسب هم باشد.

لوریس لوری

نویسنده رمان «این دوروبرها می بینمت سام»

من همیشه به نویسندگان جوان توصیه می کنم خوب خواندن بهترین و شاید تنها راه برای خوب نوشتن است.

سایمون زلیچ

نویسنده رمان «اعترافات جک استراو»

اگر می خواهید نویسنده ی موفقی شوید؟ زیاد بخوانید! با بقیه نویسندگان و همین طور با کتابخوان های حرفه ای دوستی برقرار کنید و از آن ها بپرسید چه کتابهایی می خوانند بگذارید تحت تأثیر کتابهایی که می خوانید قرار بگیرند و با هر تأثیر پیشرفت کنید.

یک راه خوب برای پیش رفت دریافتن سبک و صدای خاص خودتان نوشتن یادداشتهای روزانه است من بیست و پنج سال است که این کار را انجام می دهم و حال بانگاه به سبک آن یادداشتها می فهمم در هر مقطع چه کت خوانده ام اما آهسته آهسته شروع به نوشتن شیوه ای که کاملاً مال خودم بود و این کار بدون شک قصه هایم را دقیق تر و هشیارانه تر کرده باشم .

و آ ین نکته؛ نویسنده ی نیست که کتاب چاپ می کند، ی است که همیشه می نویسید.

فای کلرمن

نویسنده رمان هایی «شیر و عسل» «مزاحم»

به نویسندگان و علاقمندان به نویسندگی همواره می گویم ،بنویسید! بنویسید! بنویسید! همان طور که می گویم بخوانید! بخوانید! بخوانید!»

نه فقط کتاب های داستانی را بلکه کتاب غیرداستانی هم بخوانید هیچ وقت نمی شود به قدر کافی معلومات ب کرد بیرون از دنیای داستان، قصه های واقعی فراوانی وجود دارد کاش وقت برای خواندشان وجود داشت.

کریستوفر بالکی

نویسنده رمان «به خاطر سیگار، متشکرم»

اول گزارش نویسی و مقاله نویسی را تجربه کنید، تأثیرش بسیار زیاد است . زبان را خوب یاد بگیرید و چنان که بزرگم ویلیام زینر همیشه می گفت: «هر کلمه ای زایدی را که توانستید از متن حذف کنید، از خدا تشکر کنید.»

بث گاچیون

نویسنده «دختران امروزی»

این نکته بسیار مهم را توجه داشته باشید که اگر ذاتاً آدمی نیستید که بتواند مدت های طولانی در تنهایی به سر ببرید و تحمل بی پولی را هم ندارید آن وقت باید بدانید که نویسندگی، کاری نیست که به درد شما بخورد.

لوری هالس آندرس

نویسنده «بچه ی خج ی» و «بگو خداحافظ»

هر کت که به دستتان می رسد بخوانید با معلم های ادبیات و های کلاس قصه نویسی تان آن خیلی بیشتر از چیزی که فکر می کنید می دانند از انی نباشید که فقط از نویسنده شدن حرف می زنند واقعاً نویسنده بشوید! عجله کنید چیزی بنویسید و هرگز مأیوس نشوید. هرگز! هرگز! هرگز!




منبع : http://dastan-shahkar.blogfa.com/post/27/راز-و-رمزهای-نویسندگی-در-کلام-چند-رمان-نویس-مشهور-




اسب و داستان نویسی

درخواست حذف اطلاعات

اسب و داستان نویسی

جان آپدایک

مادرم رویای نویسنده شدن داشت و من همیشه تایپ او را در اتاق نشیمن می دیدم. عشق حقیقی من هنر های تجسمی بود؛ هنری که در آن موفق بودم و کارم را با آن شروع کرده بودم. مادرم متوجه شد که درس های طراحی و نقاشی را خوب فرا گرفته ام. من به هاروارد رفتم، در حالی که هنوز خودم را به عنوان کاریکاتوریست با استعداد به حساب می آوردم. کارم را در مجله «هاروارد لمپون» نه به عنوان یک نویسنده بلکه به عنوان یک کاریکاتوریست شروع ؛ اگر چه نوشتن یکی از علاقه های اصلی من بود.

داستان نویسی مانند اسبی است که متوجه حضور آن نیستید ولی اگر بر پشت آن بپرید متوجه حرکت و تاخت و تاز آن می شوید. زمانی که شروع به نوشتن داستان می کنید، واقعاً به جهانی خیالی و جالب وارد می ‎شوید.

از این رو آرزو داشتم داستان‏نویس شوم. خودم را برای ش ت آماده کرده بودم چون به آن‎چه برای مادرم اتفاق افتاده بود آگاه بودم. به خودم پنج سال فرصت دادم که اگر نتوانستم در طی این سال ها چیزی چاپ کنم، می ‎فهمم که از استعداد نویسندگی بی بهره ام. اما به هر صورت نوشتنم به نتیجه رسید و تا حدی آن ها را راحت به چاپ رساندم.

اولین آرزویم این بود که طنز پرداز بشوم مثل توربر و بنچلی و ای بی وایت، و مردم را بخندانم. فکر می ‎ که این کاردرستی است چون خندیدن چیزی بود که جامعه تا حدی از آن محروم بود. به هر حال، کتاب‎های زیادی خواندم. به خاطر می ‎آورم که عادت داشتم روی مبلی قدیمی با یک جعبه کشمش دراز بکشم و خودم را مجبور سازم دو کتاب در بعد از ظهر بخوانم.

در حقیقت، زمان نوجوانی‎ به چند مجله زرد چند شعر فروختم. یادم هست یکی از شعر ها این بود «پسری که باعث صدای جیرجیر تخته سیاه می ‎شود» که درباره پسری بد بود که عمدا صدای جیرجیر گچ را در می ‏آورد. برای آن شعر شاید 5 یا 10 دلار پول دریافت ، اما امیدوار بودم که کارم در مجله نیویورکر هم چاپ ‎شود؛ جایی که وقتی 11 یا 12 ساله بودم اسمی درکرده بود.

تمایلی به نصیحت نویسندگان جوان ندارم چون معتقدم هر چه گفته شود فایده ای ندارد. این مثل موسیقیدان یا هنرمند شدن نیست که یک سری مهارت‏ ها باید ب شود. بعضی وقت‎ ها نویسندگان نیاز به هیچ آموزشی ندارند و بعضی از نویسندگان آماتور بهتر از آنهایی که ای نویسندگی خلاق دارند کار می کنند.

یک قاعده کلی و معروف درباره نویسندگی این است که «درباره چیزی که می دانید بنویسید» همیشه آن چیزهایی را که با چشمانم می ‎بینم و می ‏فهمم بیان کرده‎ و فرا تر از آن نرفته‎ام. سعی کرده‏ام به همین شیوه ادامه دهم تا از طبقه متوسط یی چیزهای بیشتری بفهمم.

چند نویسنده معاصر هستند که سعی می ‎کنم کار هایشان را وفادارانه دنبال کنم؛ مثل آنی تایلر که کارش را از وقتی که خیلی جوان بود، یعنی قبل از اینکه کتابش پرفروش‎ شود می خواندم. یقینا فیلیپ راث نویسنده‎ عجیبی است، او لیبرال تر از آنی است که فکرش را ید. موریل اسپارک و آیریس مورداک نیز از نویسندگان انگلیسی بودند که سعی از آن ها عقب نباشم.




منبع : http://dastan-shahkar.blogfa.com/post/28/اسب-و-داستان‌نویسی




نگاهی گذرا به زندگی شروود اندرسن

درخواست حذف اطلاعات

نگاهی گذرا به زندگی شروود اندرسن ، پدر داستان نویسی مدرن

نویسنده‎های پس از جنگ جهانی اول ، مثل کلاسیکهای‎ روسی ، سبکی جدید بنا د - چه آن گروه شیکاگوئی و چه آنها که به‎ پاریس عزیمت د – سبکی با سخنان تازه ، دنیایی جدید و جهان‎بینی‎یی نو .

با وجود همه‎ی تفاوتهایی که بین “پاندهست ” و “سندبرک” و “آندرسن” و “استاینبک” ؛ در کلام و دیدار و دنیای تفکر وجود دارد ، مانند اختالاف بین پوشکین، داستایفسکی و گوگول و چخوف ؛ گوئی همه از یک خانواده بوده‎اند با یک سرگذشت : همه‎ منظم درس نخوانده‎اند، تهیدست بوده‎اند؛ رو مه‎فروش و پادو و سرباز و یا رو مه نگار بوده‎اند. اگر به‎ رفته‎اند، نه دانشجویان پر کاری بوده‎اند و نه بر روشنفکری احترامی قایل بوده اند.

در عوض، “زبان” فلوبرو و با اک و دیگر بزرگان ادبیات را خوب خوب می فهمیده اند.

“ویتمن” و “پو” ، “درایزر” و “تواین” و “ملویل” را آن چنان می‎شناختند که ان خوابش را هم نمی‎دیده‎اند. فاکنر زمانی رئیس اداره پست شد و در آن خود را بینهایت بی استعداد نشان داد .

شروود اندرسن درسپتامبر 1876 و در شهر کامدن اهایو به دنیا آمد “قصه‎ی قصه‎گو” و “خاطرات شروود آندرسن” . تصویر خانواده‎ای آواره ای است که از شهری به شهری دیگر کوچ می کند. پدرش قصه گویی اهل جنوب و مادرش زنی ایتالیائی (آلمانی الاصل) است

او درس خود را کامل نکرد و ناگزیر بود کار کند، در مزرعه کلم و در اسپریس . مدتی هم مهتر بود و پادو کارخانه . سال‎های بین 1898تا 1912 در جنگ‎های اسپانیا - شرکت داشت. از کوبا که‎ برگشت مدتی کوتاه در دانشکده ویتنبرگ wittenberg ، اهایو، درس‎ خواند، و بعد منصرف شد، به طنز گفته است که دنبالم فرستادند که بیا کارنامه‎ات را بگیر. ولی از همان پیش از جنگ، مطلب می‎نوشت.

در شیکاگو، علاوه برکارهای دیگر، در یک کانون تبلیغاتی هم کار کرد. ازدواج کرد و برگشت به شهر الیریا ellyria ، اهایو. آنجا کارخانه‎ی رنگ‎سازیی را می گرداند. به شیکاگو رفت و دوباره بکار تبلیغاتی برگشت و با نویسنده های جوان شیکاگوئی آشنا شد سالهای‎ 1912 تا 2915 با “مارگارت آندرسن” و “جین‎هیپ” مقاله هائی در مجله ادبی “لیتل ریویو” نوشت. در یادداشت‎هایش نوشته است که کارل‎ سندبرک، بن‎هچت، فلویددل، و ایونیک‎تیت‎جنز را می دیده است.

ترتیب چاپ کتابهای آندرسن از این قرار است:

1916- پسرویندی مک فرسون.

1916- مردان پیشرو درباره‎ی منطقه زغال‎ سنگ پنسیلوانیا، که نشان‎دهنده‎ی ی پنهانی بود، در راه تشکل کارگران، در راه رهائی آنان از کار شاق‎ و ستم‎انگیز.

1918-مجموع شعرهای بی‎وزن.

1919- وینسبرک، اهایو، حکایت‎هائی است در باب زندگی شهرستانی؛ شهر وینسبرک از ای اهایو. این کتاب اندرسن را مشهور کرد و اساس سبک او را نشان‎ داد. برای زندگی امریکائی تفسیری ناتورالیستی دارد. میگوید که نیروهای اصلی رفتار انسان غریزی‎ست و نباید با معیارها و احکام عصر ماشین انکار شود. قهرمان‎ های او گیجند و پریشان، رسم‎وراهی ندارند و در برابر خشونت‎های کور زمانه، تاب نمی‎آورند.

1920- سفید فلک‎زده: خود می‎گوید “این، شهر بود که قهرمان کتاب بود. بگمان من آنچه بر شهر میگذشت، از سرنوشت آدمها بسی مهمتر بود” همین نکته را در قصه‎ی تنهائی، آورده است که: سرگذشت‎ ایناک، بیشتر سرگذشت اتاقی است تا آدمی” ، در “سفید فلک‎زده” ماشین به شهر میآید و زیبائیها و شکوه شهر را به زوال می‎کشد، این “تم” ، در کتابهای دیگر او هم هست.

1921- فتح تخم‎مرغ: کت ست حاوی شعر و حکایت، که از همان “زندگی ئی” گفتگو دارد. همین سال بود که جایزه دیال dial به “سفید فلک‎زده” و “وینسبرک، اهایو” او تعلق گرفت با دو هزار دلار جایزه‎ای که بدست آورد، سفری بپاریس کرد و فرصت‎ گشت‎وگذاری یافت.

23-1922- ازدواج‎های فراوان- (رمان) اسبها و آدم‎ها: حکایتهائی کوتاه و بلند از زندگی‎ ئی. بیشتر سال را در “نیوارلئان” با ویلیام‎ فاکنر همخانه بود.

1924- قصه‎ی قصه‎گو درآمد. قصه‎گشت و گذار نویسنده است در دنیای تمثیلی خودش و دیار واقعیت‎ها، از این کتابست که خواننده متوجه می‎شود که چرا آندرسن در شرح‎حال خود به ذکر تاریخها بی‎اعتناست. نوشته‎است” خیال میکنم “جوزف کنراد” بوده است که‎ گفته نویسنده وقتی که شروع کرد بنوشتن، زندگی را آغاز کرده‎ است این فکر مرا خوشحال کرد که پس ده‎سالی دارم. برای چنین آدمی مجال فراوان است. مجال بدوروبر خویش نگریستن، مجال فراوان برای دوروبر را پائیدن.

1925- نویسنده‎ی جدیر (رساله) زهرخند (رمان) تنها رمان اندرسون که پول درآورد. با همین وجوه بود که دوتا رو مه (جمهوری و دموکراتیک) در “ماریون” انتشار داد. دست‎ها و قصه‎های دیگر منتخبی است از “وینسبر، اهایو” .

1926- یادداشتهای شروودآندرسن؛ ملاح.

1927- عهد جدید. (شعرهای منثور) در این دوران‎ یک‎سری سخنرانی در مملکت ایراد کرد که وسیله‎ی‎ امرار معاشش هم بود.

1929- ا سلام: قطعات منتخب از رو مه‎ها. رساله‎ی بریشه گیاهه نزدیک‎تر و قصه‎های آلیس و رمان گمشده.

1930- بازار مکاره‎ی ئی.

1931- زنها شاید مقاله‎ای است در باب ن‎ که مسئله‎ی ت را مطرح می‎کند همین نکته در “مردان‎ پیشرو” و “زهرخند” هم مطرح است.

1932- ورای هوس

1933- مرگ در جنگل و قصه‎های دیگر،

1934- بدون خودنمایی (مقاله) در این سال‎ “وینسبرک، اهایو” را به نمایشنامه درآورد که توسط گروه‎ تآتر “هند گرو “به صحنه آمد.

1935- ی مبهوت : مقاله

1936- کیت باردون : رمان

1938- چاپ چهار نمایشنامه. وینسبرک‎ اهایو، فتح تخم‎مرغ، مادر، بعدش ازدواج د. این‎ سه‎تای اخیر تک ‎ایست.

1939- زادگاه : چند طرح.

و در 1941 به دیار باقی شتافت و کارنامه این دنیایی او بسته شد .




منبع : http://dastan-shahkar.blogfa.com/post/29/نگاهی-گذرا-به-زندگی-شروود-اندرسن-