بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

+

آخرین پست های وبلاگ + به صورت خودکار از بلاگ + دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



آفت پیروزیها

درخواست حذف اطلاعات

آفت پیروزیها از نگاه مصطفی چمران:

لینک سخنرانی شهید چمران




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/07/25/post-428/چ




انفجار 8 بمب در اهواز

درخواست حذف اطلاعات


سال 84 یا 85 بود. با بچه ها نشستیم غذا  بخوریم یهو صدای انفجار دل همه رو ریخت! بعدا  معلوم شد بمب تو بانک کیان پارس گذاشته بودن. بمبهای دیگه هم البته بود که تلفات هم داشت.(بمب تو خیابون نادری، بمب تو فرمانداری، ساختمونای تی و...) 

همچین سلسله اتفاقاتی افتاد ولی  آب از آب ت نخورد! خیلی از مردم اصلا خبردار نشدن! یعنی وقتی تماس میگرفتیم خونه متوجه میشدیم مردم دیگر استانها اصلا در جریان نبودن! حتا آمار دقیق تلفات و ... هم اعلام نشد! حتا سالهای بعد، ماجرای انفجارها و به خون کشیده شدن خیابون شلوغ "نادری" و... رو برا رفقای اهوازی هم که تعریف می اظهار بی اطلاعی می !!

حالا این رو مقایسه کنیم با اتفاق اخیر که 4 نفر اومدن با کلاش یه عده ای رو به رگبار بستن. 

این حمله شاید یک دهم حملات قبل کشته و مجروح نداشت اما چطور انقدر وسیع واکنش برانگیز شد؟ جو که به ذهن  میرسه: اون زمون موبایل و دوربین و امکانات رسانه ای مث الان نبود. این قیاس مصداقیه بر اینکه: نقش رسانه، کمتر از بمب نیست.

نمیخام تایید کنم بایکوت خبری یا سانسور اخبار رو . حفظ آرامش مهمه اما  امروزه دیگه برا حفظ آرامش، نمیشه از بایکوت خبری استفاده کرد.  بهتره مسئولا بیشتر بخودشون زحمت بدن و پیشگیری کنن، مدیریت کنن،... ما مردم هم تعامل با رسانه ها رو یاد بگیریم تا رسانه ها بازیمون ندن ،دور نخوریم، در جهت منافع بعضیا تهییج نشیم... 

++ یادمه تو اون فضای درهم و برهم و اون  اقلیم تحمل ناپذیر، ها بودن که اومده بودن تو میدون و نظم میدادن به امور...

بی ادعا ، بی ریا و گمنام




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/07/09/post-423/




دویدن زیر بارون در تاریکی

درخواست حذف اطلاعات

+ این مطلب مربوط به 10 الی 14 سال قبله! مدتها همراه  یادداشتهای چرکنویس  خاک میخورد. اتفاقی باعث شد یاد اون دوران بیوفتم و با وجود فسیل بودنش پابلیکش کنم

+  هر ی میتونه از این کلیپ برداشت خاص خودشو داشته باشه. من با دیدنش  میرفتم به حال و هوای این آیه:  أَوْ کَصَیِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِیهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ...  دویدن زیر بارون، تاریکی، تنهایی،دنبال راه نجات یا فرار بودن و رسیدن به تنها راه نجات...

+ کلیپ اصلی از نوع swf بود که اینجا برای "پیش نمایش" تقطیع شده.  

++   لینک کلیپ اصلی

 




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/07/24/post-427/




مانیتورینگ حریمها

درخواست حذف اطلاعات


ایجاد "هدف مجازی" یکی از استراتژیهای دفاعی/هجومی هس.   این هدف مجازی، میتونه مث تصویر این پست رفتار رزمنده م عان حرم برای فریب وشناسایی مکان تک تیرانداز ی باشه یا یه "سرورمجازی" ، برای منحرف حملات سایبر و یا مدیریت و ریشه ی اون حمله ها ,  یا  ...

قبلنم تو کتابای  تاریخ تو ابت خونده بودیم :     "... دشمنان  ش ت می خوردند زیرا سواران ایرانی آنها را به داخل خاک کشور می کشاندند سپس با حملاتی برق آسا و کوبنده نابودشان می د..."

ما هم میتونیم از این روش بهره ببریم. تو خونه یا بین دوستان یا همکاران و ...

حریم های خاصی رو  تو ذهنمون در نظر بگیریم. اونها رو طبق شاخصهایی که داریم از خصوصی تر،  تا عمومی تر،   درجه بندی کنیم و  وبصورت کنترل شده اجازه بدیم بعنوان محیط آزمایش افراد مورد نظرمون وارد اون حریمها  بشن و اونا رو زیر نظر داشته باشیم... ببینیم مواقعی که آب هم دم دستشون هست و موقعیتشو دارن آیا حریمها رو رعایت میکنن یا نه...

برای انتخاب شریک تجاری یا رفاقت یا حتی انتخاب همسر و... این مدل طبقه بندی افراد خیلی واقعیتر  و کاربردی تر از رزومه ها و معرفیهای تئوری  و خارج از بوته آزمایشه. 





منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/05/22/post-399/




غرق دریای "وهم"

درخواست حذف اطلاعات

++ خیلی از موقعیتها و جایگاهها فقط و فقط از دور لذت بخش هستن. در ظاهر  ایدآل و اغوا کننده به نظر میرسن اما وقتی با هزینه زیاد بهشون میرسیم میفهمیم بدبختی و ه و بوی لجن داره... اولین بار آدم و حوا درگیر این تخیلات شدن، بعد نوبت به ق ل رسید و تا الان ادامه داشته...

++ زین خیال ره زن راه یقین /گشت هفتاد و دو ملت اهل دین / صد هزاران کشتی با هول و سهم / تخته تخته گشته در دریای وهم

++ ذهن ما خودش بهترین کارگردانه. اینو از مقایسه هیجانات و ترسها بین خواب و بیداری میشه  فهمید. به همین خاطر گاهی خوندن یه  کتاب به مراتب اثرگذار تر از تماشای بر اساس همون کتابه. 

در مورد اثرات مثبت این توانایی و نقش اون تو رشد و پیشرفت و  پیش بینی آینده و... به اندازه کافی شنیدیم ولی در مورد مخاطراتش کمتر هشدار داده شده . همونطور که ذهن میتونه با پردازش افکار اونا رو متعالیتر کنه و کمک کنه  به خلق کارهای جدید در جهان واقعی و مثلا کمک کنه به خلق "چیزهایی که نیست"،  همونطور هم میتونه باعث به اشتباه انداختن ما بشه از تحلیلمون در مورد "چیزهایی که هست"! مثلا نگاه ما به یک شخص یا موضوع خوش بینانه هست و ذهنمون خود به خود یک ح ایدآل از اون برامون خلق میکنه که ممکنه 180 درجه با واقعیت متفاوت باشه. بخل  حسد و حرص و طمع و خوشبینی/بدبینی افراطی و....همه دستپخت تخیلاته. را ار اینه که تا میتونیم از تخیل فاصله بگیریم. اگه حرفی برای ما نقل قول شده حرکت کنیم به سمتی که خودمون با گوشامون بشنویم. اگه باگوشامون شنیدیم بریم حضوری هم ببینیم، اگه حضوری میبینیم بریم سراغ شناخت شخصیتش و ... کلا تا اونجایی که جا داره ملاکمون شهود عینی باشه تا تخیل و پیش بینی ذهنی.

++افـکــارت  گفتــارت می شود، گفتــارت رفتـــارت می شود، رفتـــارت عــــادتت می شود، عــــادتت شخصیتت می شودو شــخـصیتت سرنوشتت می شود.

++ چنین نیست که شما خیال می‏کنید به زودی خواهید دانست. (۳) (سوره ۱۰۲: کاثر - جزء ۳۰)




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/05/16/post-404/دریای-وهم




خود تحریمی

درخواست حذف اطلاعات

+  دیدن پیرمر که تو پارک در مورد برد و باخت کل کل میکنن نشاط آوره.  هر بازی قواعد خاص خودشو داره . این قواعد خارج از بازی هم قابل استفادن و درس عبرتهایی دارن . مثلا در مورد شطرنج، اینکه هر حرکت یا عدم حرکتی باعث بسته شدن بقیه مسیرها نشه و یا باعث راکد موندن بقیه توانایی ها نشه. مدیریت این موضوع یعنی موفقیت.

اینکه لامپ اتاق سوخته باشه و ما لامپ اتاق کناری رو باز کنیم بجای اون ببندیم راه حل عاقلانه ای نیس. شاید باورش سخته اما خیلی از ماها این مدلی رفتار میکنیم.

+ اون قدیما تو مدارس خلاقیت بیشتر دیده میشد. البته من دارم نسبی حرف میزنم. یعنی بدون رانت یا کمک اطلاعاتی یا حمایتی از بیرون، خود بچه ها خلاقیتهایی ب ج میدادن  که بعید بنظر میرسه نسل جدید بدون حمایت یا کمک به اونها برسن.

یادمه بخاطر  کمبود امکانات و قطعات مجبور میشدن وسایل قبلی رو  فدای ساخت وسیله جدید کنن. مثلا من مجبور بودم برای ساخت مدار جدیدم، اورگ الکترونی که ساخته بودمو اب کنم فقط بخاطر اینکه ترانزیستورشو نیاز داشتم برا مدار جدیدم. درحالیکه اکثر همون قطعات مدارهام رو هم  از تلوزیون یا رادیو یا مدارهای ضایعاتی بازیافت کرده بودم. مواقعی که ادم تو محدودیت هس بحثش جداست، اما گاهی اوقات محدودیتی وجود نداره و خودمون رفتارمون درست نیس.

پ ن:

ع برگرفته از آژانس ع تهران




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/05/14/post-395/




غرق دریای "وهم"

درخواست حذف اطلاعات

++ خیلی از موقعیتها و جایگاهها فقط و فقط از دور لذت بخش هستن. در ظاهر  ایدآل و اغوا کننده به نظر میرسن اما وقتی با هزینه زیاد بهشون میرسیم میفهمیم بدبختی و ه و بوی لجن داره... اولین بار آدم و حوا درگیر این تخیلات شدن، بعد نوبت به ق ل رسید و تا الان ادامه داشته...

++ زین خیال ره زن راه یقین /گشت هفتاد و دو ملت اهل دین / صد هزاران کشتی با هول و سهم / تخته تخته گشته در دریای وهم

++ ذهن ما خودش بهترین کارگردانه. اینو از مقایسه هیجانات و ترسها بین خواب و بیداری میشه  فهمید. به همین خاطر گاهی خوندن یه  کتاب به مراتب اثرگذار تر از تماشای بر اساس همون کتابه. 

در مورد اثرات مثبت این توانایی و نقش اون تو رشد و پیشرفت پیش بینی آینده و... به اندازه کافی شنیدیم ولی در مورد مخاطراتش کمتر هشدار داده شده . همونطور که ذهن میتونه با پردازش افکار اونا رو متعالیتر کنه و کمک کنه  به خلق کارهای جدید در جهان واقعی و مثلا کمک کنه به خلق "چیزهایی که نیست"،  همونطور هم میتونه باعث به اشتباه انداختن ما بشه از تحلیلمون در مورد "چیزهایی که هست"! مثلا نگاه ما به یک شخص یا موضوع خوش بینانه هست و ذهنمون خود به خود یک ح ایدآل از اون برامون خلق میکنه که ممکنه 180 درجه با واقعیت متفاوت باشه. بخل  حسد و حرص و طمع و خوشبینی/بدبینی افراطی و....همه دستپخت تخیلاته. را ار اینه که تا میتونیم از تخیل فاصله بگیریم. اگه حرفی برای ما نقل قول شده حرکت کنیم به سمتی که خودمون با گوشامون بشنویم. اگه باگوشامون شنیدیم بریم حضوری هم ببینیم، اگه حضوری میبینیم بریم سراغ شناخت شخصیتش و ... کلا تا اونجایی که جا داره ملاکمون شهود عینی باشه تا تخیل و پیش بینی ذهنی.

++افـکــارت  گفتــارت می شود، گفتــارت رفتـــارت می شود، رفتـــارت عــــادتت می شود، عــــادتت شخصیتت می شودو شــخـصیتت سرنوشتت می شود.

++ چنین نیست که شما خیال می‏کنید به زودی خواهید دانست. (۳) (سوره ۱۰۲: کاثر - جزء ۳۰)




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/05/16/post-404/دریای-وهم




برده

درخواست حذف اطلاعات

هر ی برده "شخصیت" خودشه




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/05/10/post-397/برده




نتیجه واقعی

درخواست حذف اطلاعات

حرفای آبدارچی:اگه قبل از بازی ما، کره اینجوری آلمان رو حذف کرده بود ما قطعا بازی اسپانیا و پرتغال رو برده بودبم. این میتونه حرف درستی باشه. تو این حرف یه نکته ظریفی هس. ما ایرانیها یه عدم خودباوری ته ذهنمون داریم. تا چیزی برامون عینیت پیدا نکنه، داشته ها و توانایی هامونو باور نداریم و البته تبلیغات بیرونی و درونی منافقانه و خصمانه خودی و غیر خودیها هم تو ایجاد این عدم باور اثر داشته. همین الانش هم نمبدونیم مثلا " بر بومی" یعنی چی. فقط یه چیزایی شنیدیم.در سطح پایین تر به شخص خود خودمون هم اعتقادی نداریم. مثلا اگه میدونستیم که بزرگترین رقبای ما تو کار و زندگی و... که مدام در تب و تاب و استرسشون هستیم خدا براشون جداگانه نقشه کشیده و "مکرالله" کرده اونموقه بدون توجه به حواشی و با ارامش کار خودمونو دنبال میکردیم و مدام نق نمیزدیم. اعتقادمون به خدا که بماند، به خودمون هم ضعیف شده وگرنه انقد آیه یاس نمیخوندیم. (هرچند ما به "وظیفه" ایم، نه "نتیجه" و نبایدم توقع نتیجه داشته باشیم اما انگار سنت خدا بر این بوده که این امور به "نتیجه" هم ختم بشن!)البته از انصاف نگذریم نباید صفر و صدی فک کرد. روسیه و امریکا یهویی قدرتمند نشدن (اونجور که بعضیا القا میکنن فقط جنگ دوم جهانی اونا رو بالا اورد)...  المان و ژاپن همینطور. اینا عقبه داره. یا انقلاب ما فقط مربوط به سال 57 و تلاش یه عده کم نبود. اونهم عقبه چند ده ساله یا چنصد ساله داشت. تو بازی فوتبال با آلمان هم اگه از نظر ما، کره معجزه کرده شاید از نظر یه مسئول کره ای عادی باشه! مصادیق زیاده. از کشتی سازی کره تا صنایع خودرو و... مثلاهمین تصویر بالا. مدتهاست سامسونگ روی لباس خیلی از این تیمهای رده اول جا خوش کرده. امثال سامسونگ قبلن کره رو قهرمان کرده بودن.به یاد این گفته ، ماها باید خودمونو مث شهید طهرانی مقدم ها بزرگ و اثرگذار کنیم، یا حداقل برا شروع امثال اونا رو پیدا کنیم و ازشون الگو بگیریم و بگیم اگه اونا بودن چه می ...
پ ن:بهترین سخنرانی و یا نوشته اینه که ادم ازش چیز یاد بگیره و بهتر از اون اینکه ادم فک یاد بگیره یعنی نه تنها مطلب یادمون بده بلکه فضایی در ذهنمون ایجاد کنه که خودمون هم علاوه بر اون مطالب، یه سری مطلب جدید و بابهای جدیدی تو ذهنمون باز بشه



منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/04/07/post-390/




سوگند به شب

درخواست حذف اطلاعات


++ دو هفته ای است ظرف نباتمان خالی است.../ و چای میخورم و حسرت اسان را...

امن یجیب...حال دلم اضطراری است/از آدمی که بد شده دیگر فراری است...

توفیق شد همراه دوستان ایام شهادت صادق مشهد بودیم! خدا قسمت همه کنه. هرچند که قبول دارم ملاک زیارت حضور قلبه و فاصله های جغرافیایی بهانس. این نکته رو از اوضاع احوال زوار هم میشه فهمید. با وجود عبور مکرر هواپیماهای مسافری از روی حرم، باورش سخته که هنوز هم هستن افرادی که توان مالیشون انقدر نیست که بیان زیارت . گاهی این تفاوت طبقاتیها اومدن به حرم رو خج آور میکنه. 

++  شب تو شلوغی صحن جامع رضوی نشسته باشی و بدون اینکه ی کاری باهات داشته باشه تا مدتها برا خودت تنها باشی. تو این جامعه شهری جای دیگه ای سراغ ندارم که بشه ساعتها به اسمون شب ذل زد و فکر کرد. همین بهانه ها اومدن به اینجا رو موجه ترمیکنه.   بقیه صحنا جای خود داره اما صحن جامع رضوی افق دید بیشتری داره . رواقها هم با همه قشنگیشون، لذت زیر اسمون شب بودنو ندارن. با نگاه به ستاره ها میشه بعد مسافت و دوری خودمونو از خیلی چیزا تخمین بزنیم. خدا خیرش بده اونکه گلدسته رو اختراع کرد! با نگاه به اون چشم اروم میشه. اگه تعداد چراغای پایینو کمتر می ، تاریکی شب دوست داشتنی تر بود ...

++ تا حالا ندیده بودم. کاشی ش ته های حرم رو قاب گرفته بودن و میفروختن! کاری به درست یا غلط بودنش ندارم اما  اگه کل محراب رو هم قاب کنن بدن به  امثال من، فکر نکنم تو  آدم شدنمون تاثیری داشته باشه . بنظرم اون احادیث که با خوش سلیقگی دور محوطه کارگاهی حرم  کشیدن برا ماها خیلی بهتره. مثلا :

1- دست نیاز دراز جلو خلق کلید فقر است. ( استقلال از دیگران به جز عزت نفس و اقتدار، آرامش بخشه. اوجش هم اونجاست که حتا تو ذهنمون هم تصور کمک دیگران رو راه ندیم)

2- گنا اری که از گناهش توبه کند مانند ی است که گناهی مرتکب نشده باشد. (فرصت دوباره دادن به افرادی که هیچ ی باورشون نداره، اوج بزرگواری خداست)

++ ناشکری نمیکنم. نمیخام مردم عادی رو تبرئه کنم و فقط مسولین رو متهم کنم. اما از فرصتها و امکانات خیلی بیشتر از این باید استفاده بشه. ایام شهادت صادق، جمعیت غلغله بود. اینهمه مستمع، اینهمه امکانات رفاهی و مادی، این آرامش و امنیت ، اینهمه اسطوره و سوژه، اینهمه مطلب و درس و نکته... چرا اونجور که باید روشنگری نمیشه؟  فقط "تشنه دونستن"  بودن که کفایت نمیکنه. از و صادق و قران چی میدونیم؟ چرا تعداد  افراد برجسته و کاردان انقدر کمه؟ چرا بعد این همه سال، با این جمعیت 80میلیونی به تعداد انگشتان دست افرادی نداریم که ...

بیرون از حرم تو غرفه محصولات فرهنگی، لابلای اونهمه محصولات وارداتی و بیربط و باربط، دنبال سخنرانی ادم حس ها که میگردی یه سخنرانی "حاج کافی" هست و نهایتا " رفیعی" و"قرائتی" و شاید 2-3 نفر دیگه! این نشونه خوبی نیس.




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/04/21/post-392/




بازگشت به ارزشها

درخواست حذف اطلاعات

++ یوسف میگه فوتبال ورزش کثیفیه . راست میگه.  اما  اجرای بد هر چیز، نباید  پتانسیل های  مفید اونو به حاشیه بکشه.  اگه یخورده بیایم عقبتر نگاه کنیم علاوه بر فواید لایه اول (ورزش و تحرک و سلامت جسم)، همین فوتبال میتونه تبلیغ فرهنگ یه کشور باشه، میتونه میدونی باشه برای افزایش روحیه کار تیمی یا  عزت نفس. بهونه ای برای دور هم بودن و نشاط. یا اگه باز هم لایه های بالاتر رو نگاه کنیم میتونه روی صادرات هم اثر مثبت بذاره (صادرات محصولاتی که وما هیچ ربطی به فوتبال ندارن)

تو این اوضاع بازار و جامعه دلخوش بودن مردم به همین فوتبال جالب و عجیبه.

++ شاید مصداقی از "اثر پروانه ای" باشه. اینکه موفقیت های علمی یک کشور مثلا تو صنایع فضایی یا هسته ای و... میتونه تو صادرات قابلمه اثر مثبت بذاره. یا فساد اخلاقی رو در جامعه کاهش بده 

++  به قول میثم: "...در طول تاریخ استبداد همیشه پلاستیک پرور بوده. چپ های پلاستیکی، اصولگرای پلاستیکی، اصلاح طلب پلاستیکی، اعتدال پلاستیکی. پلاستیک دوست دارن بزرگواران مستبد..." 

این نکته تو همه زمینه ها صادقه. و اعتقادات ظاهری، اخلاقیات پوشالی، نظام اقتصادی، آموزشی، پزشکی و بهداشتی و... امیدوارم اون ارزشهای اصلی دوباره برگرده. به جای مدرک و نمره و کنکور و پول و مقام و جایگاه و آقازاده بودن و شهر محل زندگی و هزارتا شاخص مس ه دیگه باز ارزشهای واقعی ملاک عمل بشه و بر حسب همون شاخصها ن های جامعه نقره داغ بشن







منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/04/04/post-389/




م /هزینه های مفتی

درخواست حذف اطلاعات


++ صحبت در مورد مصادیق عملی مرام و معرفت بود ...لابلای حرفای محمدرضا متوجه شدم با مرتضی میاد و میره  و با هم پروژه مشترک انجام میدن. و غیر مستقیم فهمیدم  همون پروژه ای که به من پیشنهاد شده بود رو برداشته. 

اگه مرتضا یه کلمه به من گفته بود، خودم  پروژه رو بهش معرفی می در حالیکه غیر از هزینه های روانی و زمانی، هزینه دلالی هم پرداخته بود.  نه تنها باهام م نکرده بود که حتا منو در جریان هم قرار نداده بود. از اینکه منو غریبه فرض کرده بود ناراحت شدم اما بروی خودم نیاوردم  . همینکه دچار اون هزینه های بیهوده شده بود برا تنبیهش کافیه. بقول حافظ: /من جرب المجرب، حلت به الندامه.

و مهمتر اینکه برای دلالی به "مجید" رو انداخته بود که این خودش یه ننگ بزرگه. (پست مرتبط)  البته خودش خبر نداره که اگه منو درجریان قرار  میداد هیچکدوم ازین "هزینه های مفتی" پیش نمی اومد.

محمدرضا همچنان از مصادیق مرام و معرفت میگفت و خبر نداشت که نا خواسته اطلاعات مرتضی رو بهم داده و من به کار مرتضی فکر می و بعد به خودم هم نهیب زدم که مبادا غرور باعث بشه خودمو از م دوستان محروم کنم و آب در کوزه گرد جهان بگردم...


++ در حاشیه مراسم عروسی محسن اومد کنارم  سلام و احوال  و... متوجه شدم تو یه پروژه ای به مصطفا کمک میکنه. لابلای حرفاش چنتا سوال فنی پرسید که راستش من متوجه نمیشدم منظورش چیه . کاری به بعد فنی سوال نداشتم، در درجه اول میخاستم بدونم مشکل اصلی چیه. پس بجای ریز شدن در سوالی که میپرسید ازش پرسیدم چی شد که همچین دستگاهی آوردین؟ وقتی هدف اصلی ید اون دستگاه رو  گفت، فی البداهه دو تا را ار بذهنم رسید که میتونس به راحتی بدون نیاز به اون دستگاه کار اون رو بهتر انجام بده ! خودمم باورم نمیشد منکه تخصص زیادی تو اون کار تولیدی نداشتم را ارایی بذهنم رسید که هیچکدوم از  تولیدکننده های اون صنف بذهنشون نرسیده بود (پمپ خلاء/جرثقیل/پمپ باد).خودمم از این جوابای خلاقانه ذوق مرگ شده بودم(خودمو تحویل بگیرم!). از مصفا دلخور بودم  که چرا  منو در جریان قرار نداده بود که چرا باید غیر مستقیم از محسن بشنوم و... اما باز به خودم نهیب زدم که منم ممکنه نا خاسته دچار همین اشتباه بشم. لقمه رو دور سر خودم بچرخونم. هیچ ی بی نیاز ازم نیست. ممکنه به فرد بظاهر نااگاه حرفای تازه برای گفتن داشته باشه.

++ امروز دو تا جریان بالا رو به عنوان مقدمه برای "رضا" تعریف و  گفتم میخام ازت م بگیرم در مورد پروژه خودم. البته از قبل در جریانش بود  اما ازش پرسیدم من برا موقعیتی که تا آ این ماه قراره پیش بیاد یه سری سناریو در نظر گرفتم، میخام ببینم سناریوی دیگه ای به ذهنت میرسه. که البته جوابش بسیار مناسب  و مفید بود:)

البته نباید مطلق عمل کرد و ازونطرف دیوار افتاد. اهمیت  انجام م به معنی م با هر ی نیس! شخصیت طرف مقابل رو باید درنظر داشت




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/02/16/post-379/مشورت




درخت افتخارات

درخواست حذف اطلاعات


++   بدی را به کوچک نباید شمرد/ که کوه کلان دیدم از سنگ د 

++ ...باور ی نبود که ظرف چند دقیقه یک تل بزرگ از  هیزم فراهم شود؛ آن هم در آن بیابان کویری و لم یزرع. دراین هنگام رسول خدا (ص) خطاب به یاران فرمودند: «گناهان کوچک هم مثل همین هیزم ها ابتدا به نظر نمی آیند؛  یک روز می بینید از گناهان خود که به چشم نمی آمدند، انبوه عظیمی جمع شده است».

++  این مدل مثلها رو در زمینه نکات مثبت زندگی خودمو ن هم بکار ببریم. و همونجور که مراقب جمع نشدن منفیها باید یاشیم، پالس مثبتای زندگی رو هم دست کم نگیریم ....

افتخاراتی که مال خود خودمونه رو لیست کنیم. عنوان هرکدوم رو بنویسیم و یا نمادشو بسازیم و از شاخه ها اویزون کنیم. از شاخه های پایینی شروع کنیم و بر حسب اولویت اونا رو به طرف بالا چینش کنیم.شاخه های بالاتر همیشه باید جای خالی داشته باشن برا موفقیتهای بزرگتر آینده. اولای کار شاید تصورمون از درخت افتخاراتمون  کم شاخه و کم بار بنظر بیاد اما به مرور خودتون هم تعجب میکنین از قد و قامت اون درخت! 

با همه عقب موندن ها باز هم از خیلیها جلو تر هستیم. به بجای زوم رو فاصله و عقب بودن، روی شتاب حرکت زوم کنیم و اینکه میشه با شتاب بهتر ،جبران خیلی از عقب موندگیها رو کرد

 پ ن:

این پست در ادامه پست قبل، تاکیدش بر این هست که بجای فرافکنی مردان ریاست ، دنبال رشد از درون باشیم.  جای مردان سیاست، بنشانیم درخت. 

مصداقهای زندگی شخصی خودمونو پیدا کنیم تا متناسب با محیط زندگیمون به تحلیل بهتری برسیم

"مهران" برای من یکی از مصادیق این پست هس.اینکه هرجا بره  صاحب سبک بودنشو برخ میکشه و ابتکار خاص خودشو داره و سعی میکنه همیشه با خلاقیتهاش علاوه بر تجربیات بقیه روشهای جدید و بهتری پیدا کنه. تو مسلک اون، اه مادی مث خونه و ماشین (بی ام دبلیو  و تویوتا و...) اه کوچیک و جزئی هستن که رسیدن بهشون قطعیه ولی همیشه در حاشیه رسیدن به اه بزرگترن.     (سیر تکامل اون  از رتبه 26 به 9 و نوع  جواب دادن به مدیر کارخونه  وعدم تحویل کلید به همچین فردی با وجودح   "اصرار و تحکم"  ، به خودی خود نمادی از عزت نفس و تصحیح رفتار بود حتا اگه اون ح تحکم به "تشویق و تعریف" ختم نمیشد)





منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/03/13/post-385/درخت-افتخار




لذت ایجاد ارزش

درخواست حذف اطلاعات


++ محمدرضا میگف الکی   دلتونو   خوش نکنین. 11ماه دیگه دوباره ماه رمضون شروع میشه!   ( همچین رفقایی هم داریم! عید رو به آدم کوفت میکنن!)

++ صحبت از ارزش آفرینی بود و عرضه هنر و استعداد. کاری که مال خود مون باشه و خلاقیتی که درآمدزایی کنه و اعتبار آور باشه...

صنعت فرش ایران برای چند صد سال حرف اول رو میزد و اعتبار و ارزش ما بود. جدای از ارزش مادی محصول، خود اون هنر لذت و اعتبار بوده و هست. این لذت  و اعتبار و عرضه استعداد نه وما تو  هنر، که تو همه زمینه ها صادقه و غیر ایرانیها کاملا اونو درک و تو عرصه های دیگه بیشتر از ماها بهش عمل . یه برنامه نویس خوب بیشتر از منافع اقتصادی، از خود  کارش لذت میبره . همینطور یه مکانیک، معمار، پزشک یا هر "متخصص واقعی" دیگه.

اولین بار که  یه هلیکوپتر آپاچی رو از نزدیک دیدم، اون مجموعه آهن آلات سرد و خشک، همون حسی رو در من القا کرد که تماشای نقش و نگار یک اثرهنری! شما هم قطعا مصادیقش دور و بر خودتون سراغ دارین . ومی نداره اون کار در سطح کلان انجام شده باشه یا پروژه عجیب الخلقه ای بوده باشه، مثلا همین تصویر بالا که  از این سایت برداشته شده و نمونه ای از ارائه خلاقیت و هنر در حد خودش حساب میشه...

++ کاری به حرف محمدرضا نداشته باشین، عیدتون مبارک!





منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/03/24/post-388/




کوالاتیم اوکالیپتوس!

درخواست حذف اطلاعات

 

++  "کوالا" در زبان محلی یعنی حیوانی که آب نمیخوره!آب مورد نیاز بدنش از برگهای اکالیپتوس تامین میشه!بیخود نیس تو همه ع ا انقد با کیف و عشق به درخت چسبیده و  با تمام وجود اونو بغل میکنه.

 میگن کوالا ۲۰ ساعت در روز می خوابه، ۱ تا ۳ ساعت هم صرف نشستن و غذا خوردن میکنه و تنها ۴ دقیقه در روز بین شاخه های درختان حرکت کرده و خودشو تمیز می کنه و...! غذاشو در چند وعده می خوره و  گاهی نیمه جویده برای فرصت بعد نگه میداره!

++ پشت پنجره هوابارونی بنظر میرسید اما از صب تا حالا هوا گرم بود مث  تابستون. ادم کلافه میشد. یاد سالهای کم برکت میوفتاد. یه نم بارون شروع شد و تو اون گرما تگرگ هم همراهش بود. به بقل دستی گفتم این چه فایده ای داره. الان بند میاد و فقط بی برکتی به رخمون کشیده میشه. انگار لیاقت عذاب رو هم نداریم.  یا اصلا نیاد، یا اگه میاد انقد بیاد که بتر ه! هنوز چند دقیقه نگذشته بود که صدای بارش همه رو کشوند سمت پنجره. چه تگرگی!اونم تو این فصل! بابچه ها بدو بدو رفتیم از پنجره مشرف به پارکینگ بهتر تماشا کنیم. 30 ثانیه نشده بود که برگشتم بالا دیدم وسط راهرو یه فرغون تگرگ جمع شده! تگرگ از مسیر ناودون پشت بوم مث کوه آتشفشان  از کفشور اتاق فوران میکرد

++  انقدر بارون ندیده بودیم که از هوای اردیبهشت ذوق زده شدیم. انصافا روی بقیه ماههارو کم کرد! انقد ملت کیفور شدن که با هر بهانه ای میرن تماشای بارون  و یا "روان آبهای گل الود" بعد از بارش. مث کوالا دنبال بهانه برای بغل طراوت هوا و سپاسگذاری از رحمت الهی. حتا گاها لذت میبرن از قفل شدن کارها و خیابونها و آبگرفتگیها و ...شاید فک میکنن تنها مولفه ای که بدون عواقب جانبی میتونه  جار بزنه بی مدیریتی برخی مدیران رو .و بشه مصداق بی کفایتی برخی مسئولای کامیونی و  آبروی نداشته بعضی مدیران رو ببره.





منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/02/28/post-381/کوالاتیم-اوکالیپتوس-




چینش خاص

درخواست حذف اطلاعات


بهش میگم چینش این مدلی کارها و نیروها باعث دوندگی بیشتر مراجعین و  کم شدن انگیزه و بازدهی نیروها میشه. برای ما و مراجعان، اتلاف وقت و سردرگرمی بار میاره. در جواب میگه:     لابد مدیرا یه فکرا و حساب کتابایی میکنن که به ذهن ما نمیرسه.      بهش گفتم قطعا همینطوره. اما این جواب خوبی برا من نیس. معاویه هم خیلی فکرا و حساب کتابا کرده بود که با علی در افتاده بود...

اولین مصداق عینی و ملموس این مدل "مدیریت احمقانه" رو تو دوره اجباری سربازی  دیدم. و البته اونو گذاشته بودم به حساب عقده ای بودنشون. اینکه نیروها و افراد رو جوری چینش می که حداکثر کنتاک و برخوردو اصطکاک روحی درشون ایجاد بشه و  درگیری تا ابد ادامه دار باشه . البته یه احتمال دیگه هم مطرح هست و اون اینکه حداکثر توان رو ب ج بدن تا جلو هر گونه اتحاد و انسجام در طرف مقابل گرفته بشه ! دلیلش هم حفظ جایگاه خودشون و تسلط بر افراد به هر قیمتی(همون تئوری تفرقه بنداز و ریاست کن). حالا این وسط بازدهی مجموعه در حداقل و فشارها در حداکثر ممکنه  باشه چه  اهمیتی داره!

تو بهترین ح ممکن حکایتش مث بازیکن فوتبالیه که میخاد همه گلها رو  فقط خودش بزنه. نه تنها به ی پاس نمیده، بلکه افراد تیم رو  از ورود به زمین حریف منع کرده!!

نمیدونم شاید توهم توطئس اما دم دست ترین جو ه که تا الان پیدا




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/02/10/post-376/




م /هزینه های مفتی

درخواست حذف اطلاعات


++ صحبت در مورد مصادیق عملی مرام و معرفت بود ...لابلای حرفای محمدرضا متوجه شدم با مرتضی میاد و میره  و با هم پروژه مشترک انجام میدن. و غیر مستقیم فهمیدم  همون پروژه ای که به من پیشنهاد شده بود رو برداشته. 

اگه مرتضا یه کلمه به من گفته بود، خودم  پروژه رو بهش معرفی می در حالیکه غیر از هزینه های روانی و زمانی، هزینه دلالی هم پرداخته بود.  نه تنها باهام م نکرده بود که حتا منو در جریان هم قرار نداده بود. از اینکه منو غریبه فرض کرده بود ناراحت شدم اما بروی خودم نیاوردم  . همینکه دچار اون هزینه های بیهوده شده بود برا تنبیهش کافیه. بقول حافظ: /من جر بالمجرب، حلت به الندامه.

و مهمتر اینکه برای دلالی به "مجید" رو انداخته بود که این خودش یه ننگ بزرگه. (پست مرتبط)  البته خودش خبر نداره که اگه منو درجریان قرار  میداد هیچکدوم ازین "هزینه های مفتی" پیش نمی اومد.

محمدرضا همچنان از مصادیق مرام و معرفت میگفت و خبر نداشت که نا خواسته اطلاعات مرتضی رو بهم داده و من به کار مرتضی فکر می و بعد به خودم هم نهیب زدم که مبادا غرور باعث بشه خودمو از م دوستان محروم کنم و آب در کوزه گرد جهان بگردم...


++ در حاشیه مراسم عروسی محسن اومد کنارم  سلام و احوال  و... متوجه شدم تو یه پروژه ای به مصطفا کمک میکنه. لابلای حرفاش چنتا سوال فنی پرسید که راستش من متوجه نمیشدم منظورش چیه . کاری به بعد فنی سوال نداشتم، در درجه اول میخاستم بدونم مشکل اصلی چیه. پس بجای ریز شدن در سوالی که میپرسید ازش پرسیدم چی شد که همچین دستگاهی آوردین؟ وقتی هدف اصلی ید اون دستگاه رو  گفت، فی البداهه دو تا را ار بذهنم رسید که میتونس به راحتی بدون نیاز به اون دستگاه کار اون رو بهتر انجام بده ! خودمم باورم نمیشد منکه تخصص زیادی تو اون کار تولیدی نداشتم را ارایی بذهنم رسید که هیچکدوم از  تولیدکننده های اون صنف بذهنشون نرسیده بود (پمپ خلاء/جرثقیل/پمپ باد).خودمم از این جوابای خلاقانه ذوق مرگ شده بودم(خودمو تحویل بگیرم!). از مصفا دلخور بودم  که چرا  منو در جریان قرار نداده بود که چرا باید غیر مستقیم از محسن بشنوم و... اما باز به خودم نهیب زدم که منم ممکنه نا خاسته دچار همین اشتباه بشم. لقمه رو دور سر خودم بچرخونم. هیچ ی بی نیاز ازم نیست. ممکنه به فرد بظاهر نااگاه حرفای تازه برای گفتن داشته باشه.

++ امروز دو تا جریان بالا رو به عنوان مقدمه برای "رضا" تعریف و  گفتم میخام ازت م بگیرم در مورد پروژه خودم. البته از قبل در جریانش بود  اما ازش پرسیدم من برا موقعیتی که تا آ این ماه قراره پیش بیاد یه سری سناریو در نظر گرفتم، میخام ببینم سناریوی دیگه ای به ذهنت میرسه. که البته جوابش بسیار مناسب  و مفید بود:)

البته نباید مطلق عمل کرد و ازونطرف دیوار افتاد. اهمیت  انجام م به معنی م با هر ی نیس! شخصیت طرف مقابل رو باید درنظر داشت




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/02/16/post-379/مشورت




چینش خاص

درخواست حذف اطلاعات

بهش میگم چینش این مدلی کارها و نیروها باعث دوندگی بیشتر مراجعین و  کم شدن انگیزه و بازدهی نیروها میشه. برای ما و مراجعان، اتلاف وقت و سردرگرمی بار میاره. در جواب میگه:     لابد مدیرا یه فکرا و حساب کتابایی میکنن که به ذهن ما نمیرسه.      بهش گفتم قطعا همینطوره. اما این جواب خوبی برا من نیس. معاویه هم خیلی فکرا و حساب کتابا کرده بود که با علی در افتاده بود...

اولین مصداق عینی و ملموس این مدل "مدیریت احمقانه" رو تو دوره اجباری سربازی  دیدم. و البته اونو گذاشته بودم به حساب عقده ای بودنشون. اینکه نیروها و افراد رو جوری چینش می که حداکثر کنتاک و برخوردو اصطکاک روحی درشون ایجاد بشه و  درگیری تا ابد ادامه دار باشه . البته یه احتمال دیگه هم مطرح هست و اون اینکه حداکثر توان رو ب ج بدن تا جلو هر گونه اتحاد و انسجام در طرف مقابل گرفته بشه ! دلیلش هم حفظ جایگاه خودشون و تسلط بر افراد به هر قیمتی(همون تئوری تفرقه بنداز و ریاست کن). حالا این وسط بازدهی مجموعه در حداقل و فشارها در حداکثر ممکنه  باشه چه  اهمیتی داره!

تو بهترین ح ممکن حکایتش مث بازیکن فوتبالیه که میخاد همه گلها رو  فقط خودش بزنه. نه تنها به ی پاس نمیده، بلکه افراد تیم رو  از ورود به زمین حریف منع کرده!!

نمیدونم شاید توهم توطئس اما دم دست ترین جو ه که تا الان پیدا




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/02/10/post-376/




عید مبعث در بیمارستان

درخواست حذف اطلاعات

++  پیرمرد مدام ناله میکرد. طاقتش تموم شده بود. میپرسید من چه ی و که اینجور خار شدم...؟

اونا که زندگی سالمی داشتن این اوضاشونه، وای بحال ماها!


++ همیشه خون "معدود افرادی" رنگین تر از بقیه بوده و هست. یه زمانی بیمه تامین اجتماعی برا خودش ارزش محسوب میشد و "معدود افرادی" که داشتن خیالشون راحت بود...به مرور زمان این بیمه از ارزش افتاد و بیمه تکمیلی جاشو گرفت و "معدود افرادی" رو خوش ... الان دیگه ی برا اون بیمه تکمیلی هم تره د نمیکنه. موندم اون "معدود افراد" الان چیکار میکنن؟




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/02/07/post-375/عید-مبعث-در-بیمارستان




معمولی/خوب/عالی

درخواست حذف اطلاعات


++ سواری پیکان چنان باسرعت از فرعی اومد تو اصلی که فکر نکنم هیچ بدلکاری بتونه اون حرکت رو تو شرایط ایمن تکرار کنه! فقط به لطف اعصاب سمپاتیک  زنده موندیم! بعد از حسرت خوردن از وجود همچین موجودات بی شعوری و سانسور تشرهایی که لیاقتشو داشت  و فروکش   آثار آدرنالین، جوالدوز رو به خودم هم زدم به  یاد جمله ای  که بارها تکرار شده: راننده خوب اونی نیس که نکات ایمنی و فنی رو کامل رعایت کنه . این یه ارزش متوسط حساب میشه. ارزش بالاتر اونجاییه که بلد باشی مراقب حماقتهای بقیه باشی. خوب بودن رو تقریبا همه بلدن. این زمونه باید عالی بود.  باید رفت مراحل بالاتر.

++ فرق خوب و عالی اندکی تلاش بیشتره.

++ پست نیمه مرتبط





منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/02/06/post-374/




تحلیل

درخواست حذف اطلاعات


گفتگو از یه نقل قول شروع شد. درمورد مستر جیکاک جاسوس انگلیسی.

شایداز روی کنجکاوی درموردش یه سرچ سطحی انجام داده باشیم و بعد از چندین سال از عمرمون تازه قسمتی از  data  تاریخ برامون شفافتر شده باشه اما هنوز "تحلیل"  در حاشیه قرارداره . یعنی از خودمون نپرسیدیم اگه ما بجای مردم اون زمون بودیم چی؟ بهترین واکنش  چیه؟ انگلیس از کجا و طی چه پروسه ای دانش نفت رو ب کرده بود؟با چه کمیتی و کیفیتی نفتو میبردن؟ چطور و چه چیزی باعث شد اونا تو این زمینه از ما جلو تر باشن؟ 

مثالهای این مدلی رو هم بذاریم کنار. اطلاعات دیجیتال سیستم یا گوشی خودمون رو حساب کنیم. از ع و تا متن و مستند و غیره. بجای تل انبار ، ازشون برای تحلیل استفاده کنیم .اونها رو پالایش کنیم. وگر نه با گذشت زمان ارزش اونا کمتر میشه و از زمان عقبتر میوفتیم.

تحلیل، چیزیه که در نظام اموزشی ما مغفول مونده.

با کلمه تحلیل فورا نریم سراغ معانی کت و اکادمیک . همین وقایع زندگی خودمون. مسائل عادی که باهاشون سرو کار داریم. اخلاق رفتار تاریخ دین و هر چیز که بر زندگی ما اثر داره تحلیل میخواد.

انقد جزوه نویس و "حفظ کن" بار اومدیم که نه  توانی برا تحلیل داریم و نه فرصتی برا این کار در نظر گرفتیم.

بلدیم وقایع مختلف رو از زمانها و مکانهای مختلف کنار هم بذاریم و اونارو بصورت واحد آنالیز کنیم؟چطور بدون غرض ورزی به نتایج درست و آموزنده برسیم؟

تجربه یعنی همین. درس روزگار یعنی همین.

ما در بهترین ح شدیم یک هارد ا ترنال که فقط data جمع کردیم . بماند اون عده ای که همین کار رو هم ن و در حد "جعبه case "باقی موندن!

تو کشورمون بیشتر از استاندارد جهانی خبرگزاری داریم اما تعداد سایتها و منابع تحلیلی خیلی کمه .

مثلا قران/نهج البلاغه تو زندگیمون چقد جریان داره؟ تو تحلیلها و رفتارهامون؟  از افکار  و اعتقادات خام ذهنی خودمون چی میدونیم؟ 

به جای جزوه نویسی و پاک نویسی و... در همون موقه سعی کنیم تحلیلی عمل کنیم. این تحلیل باید به مرزی برسه که بتونیم به راحتی موارد جدید رو شناسایی کنیم در خط مقدم این کار باشیم.(همون فن مبارزه پیشرفته). خود همین جلو بودن و تحلیل داشتن، یک ه . همیشه آماده باش بودن و همیشه در حال رشد بودن خودش موفقیته.

حکایت سایتها و بلاگها و کانالهای تلگرامی که چنصدتا چنصدتا  آپ میکنن . انقد حجم اطلاعات ورودی بالاست که حتا فرصت "رو مه خونی" اونها هم وجود نداره.البته فرار و موقتی بودن اونا هم بحث جداگانه ایه. این مسئله در مورد "اطلاعات مفید" لاینحل بنظر میرسه حالا حساب کنیم چندین برابر اینها "اطلاعات غیر مفید" و زرد وجود داره که پالایش اونها هم سانتریفیوژهای نسل آینده رو میطلبه.

دم دست ترین راه حل اینه که تحلیل و فکر رو یاد مردم بدیم. خودشون آنالیزور باشن .نه صرفا شنونده و یا ناقل مطلب





منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/01/20/post-365/تحلیل




درد روی درد2

درخواست حذف اطلاعات

 ++ ضربه خوردن از انی که توقع نداری ، نفرت انگیزه. و نفرت انگیز تر  یاد آوری اون  اعتمادیه که  از روی نادانی بر تو حاکم بوده. اگه یه خارجی حمله کنه و خونه و دادراییتو با خاک یکی کنه انقدر درد نداره در قیاس با دشمنانی که در لباس دوست برای مدتهای زیادی بهشون اعتماد داشتی و  وقتی آگاه میشی که کار از کار گذشته  و بسیاری از فرصتها سوخت شده.

++ تو این دنیای دنی  از اولشم قرار نبوده ی به ی اعتماد داشته باشه. استقلال و عزتمندی هزینه هایی داره.





منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/01/21/post-359/




بهونه باکلاس

درخواست حذف اطلاعات


++ براساس گزارش های رسیده، از شب گذشته تا کنون چندین استان کشور با اختلال اینترنت مواجه هستند.حمله سایبری با استفاده از آسیب پذیری موجود نرم افزارهای تجهیزات سیسکو و تزریق کد روی پورت 4786 می باشد به نحوی که سبب پاک شدن تنظیمات تجهیز موردحمله میشود.

++ بلا ه یه بهونه خوب و با کلاس پیدا برا تاخیر در نوشتن پست جدید! باور کنین بعد از مدتها قرار بود ب یه پست جدید بنویسم و خودمو از اتهام تنبلی تبرئه کنم! که شبکه مختل بود و نشد. خدا بهونه باکلاس جور کرد. تجهیزات سیسکو موردحمله سایبری بوده . این خییییلی مهمه!!وگرنه بلاگ ب آپ میشد!

از شوخی گذشته فک میکنم بی برنامگی مهمترین عاملیه که باعث میشه کلی از کارام زمین بمونه. همه پالس منفیهای محیطی و سنگ اندازیهای محیط هم نمیتونن بهونه خوبی باشن برا توجیه اوضاع فعلی. باید خودمو اصلاح کنم.




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/01/18/post-367/بهونه-باکلاس




وارونگی

درخواست حذف اطلاعات

مومنی: دیرکرد ۲ برابری جرایم رانندگی تا پایان سال ۹۶ بخشوده شد و از ۵ فروردین رانندگان می توانند اصل خلافی، را بپردازند!

باز هم سیستم مع جزا و پاداش در ایران!

حکایت بخشش فراریان از دوره سربازی اجباری و...

انگار نه انگار که حساب و کتاب  توکاره. از طرفی  خلافکار تشویق میشه و از طرفی هم فرد  سالم جامعه ، بی انگیزه  و سرکوب میشه.

پست مرتبط




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/01/07/post-363/




بهونه باکلاس

درخواست حذف اطلاعات


++ براساس گزارش های رسیده، از شب گذشته تا کنون چندین استان کشور با اختلال اینترنت مواجه هستند.حمله سایبری با استفاده از آسیب پذیری موجود نرم افزارهای تجهیزات سیسکو و تزریق کد روی پورت 4786 می باشد به نحوی که سبب پاک شدن تنظیمات تجهیز موردحمله میشود.

++ بلا ه یه بهونه خوب و با کلاس پیدا برا تاخیر در نوشتن پست جدید! باور کنین بعد از مدتها قرار بود ب یه پست جدید بنویسم و خودمو از اتهام تنبلی تبرئه کنم! که شبکه مختل بود و نشد. خدا بهونه باکلاس جور کرد. تجهیزات سیسکو مورد همله سایبری بوده وگرنه بلاگ ب آپ میشد!

از شوخی گذشته فک میکنم بی برنامگی مهمترین عاملیه که باعث میشه کلی از کارام زمین بمونه. همه پالس منفیهای محیطی و سنگ اندازیهای محیط هم نمیتونن بهونه خوبی باشن برا توجیه اوضاع فعلی. باید خودمو اصلاح کنم.




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1397/01/18/post-367/بهونه-باکلاس




تصادف1

درخواست حذف اطلاعات


++ تصادف 4 کشته و مجروح داشت که همگی سرنشین ماشین مونتاژ داخل بودن ولی ماشین اول  طبق تصویر هیچ اسیبی نداشت و خسارت مالی هم در اسرع وقت جبران میشه. طبق معمول قربانیان اصلی مردم عادی اند. این است تاوان حمایتهای همه جانبه و رانتهای مدیریتی.

++ انگار کفه ترازو به نفع سرمایه دارها بوده، هست و خاهد بود ...




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1396/12/27/post-358/تصادف1




تصادف2

درخواست حذف اطلاعات


+ بعد از اینکه مرگ راننده رو  در تصادف پست قبلی تایید کرد کمتر از 24 ساعت بعد ، خودش تصادف کرد و فوت شد!

+ پیرزن استرس زیادی داشت . مدام میگف نفسای آ مه.آروم و قرار نداشت و برا دستورات پزشکی هم اهمیتی قایل نبود. خانم جوان رفت بالا سرش و بهش گف از چی میترسی؟مرگ دست خداست. منکه جوونتر از تو هستم معلوم نیس زنده بمونم و شاید شما تا 50 سال بعد از من زنده باشی. الان مدتها ازون ماجرا میگذره در حالیکه خانوم همون موقه ها بخاطر اشتباهات همکاراش از دنیا رفت و اون پیرزن هنوز هست. 

حسین (ع):  اگر سه چیز نبود انسان در مقابل هیچ چیز سر فرود نمى آورد: 1 ـ فقر و تنگدستى؛ 2 ـ بیمارى؛ 3 ـ مرگ.




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1396/12/27/post-357/تصادف2




بنده خدا

درخواست حذف اطلاعات


++ لغت "بنده خدا" منو یه راست میبره سراغ "ح".  شخصیت صاف و سالمی بود. ایشون بود که بر اولین بار این لغت رو یادم داد هرچند اون اوایل اصلا نمیفهمیدم چی میگه.

مدتهاست که "ح" رو ندیدم. خبرای خوبی ازش نمیشنوم  . واقعا حیفم میاد. با همه نشونه های ناراحت کننده ، هنوز امیدوارم اون "ذات خوبش "عاقبت بخیرش کنه. 

++  ماجرای "ح" منو یاد بچه های سال اول دانش کاه انداخت. بچه های  پاک  و سالمی که بعد از مدتی همجواری با افرادی خاص 180 درجه تغییر شخصیت دادن. امان از رفیق و ه ن بد.

++  البته "زغال خوب" هم بی تاثیر نیس! ولی انصافا سادگی و نپخته بودن شخصیتی،   دختر/پسر ها رو مستعد اتلاف عمر میکنه. مخصوصا تو انتخاب هم صحبت.

پ ن:

ظاهر خیلی از حرفا شاید تکراری باشه اما وقتی با مصداقهای زندگیمون منطبق میشه اهمیتشو بهتر میفهمیم و میخایم اونا رو برای دیگران هم بازگو کنیم . حتما شما هم موارد مشابهی سراغ دارین.




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1396/12/27/post-356/بنده-خدا




سلفی

درخواست حذف اطلاعات


++  صحبت از اونجا شروع شد که فضولها ازش پرسیدن چرا موهاتو رنگ کردی؟! و اونم مث من متعجب از سطح بیکاری اونا و آمارگیریهای ریز اونا. وقتی رفتن ازش پرسیدم واقعا موهاتو رنگ کردی!؟تو که موهات مشکلی نداره. گف آره. گفتم منکه حاضر نیستم به این آت و ا اعتماد کنم. معلوم نیس چطوری درست شده و عوارضش چیه. آدم موقه لذت سلفی با این مواد، بجای نیگا به ظاهر  کار، ببینه ممکنه چه بلایی سر خودش بیاره.  (بعضیا تو سلفیاشون نگاه دیگران رو دنبال میکنن تا خودشونو). گف اتفاقا یه چیزی بگم بخندی! گفتم چی؟ گف بلد نبودم رنگ گنم پوستم هم رنگ شده بود و خیلی تابلو شده بود... هرچی رفتم اینطرف اونطرف مشاوره گرفتم گفتن فایده نداره!باید صبر کنی به مرور از بین بره.. حتا اینترنت هم هرچی گشتم فایده نداشت. پرسیدم خب چیکار کردی؟ گف: ابتکار ب ج دادم و خودم یه روش ابداع ! با نوشابه همش پاک شد!!!!

++  یاد صحبتای یکی از دوستان افتادم که توش از نون کنجدی گفته بود.و اینکه تو صف نونوایی بلوا به پا شده بود بین مشتریها که بعله ، بین اونهمه کنجد روی نون یه ه ای هم دیده بودن. و یه عده ای میگفتن این ه کوچیکه و یه عده میگفتن این فقط کنجد سوختس و...

با خودم گفتم حتا اگه اون ه کوچیک سوخاری باشه من حاضرم نون ه ای بخورم ! آسیبی بهمون نمیزنه. این موارد برای ما مهم جلوه میکنه اما اصلا برامون مهم نیس چقد مواد سرطانزا میخوریم و عین خیالمون نیس!

روغنهای مصرفی، برنجهای پلاستیکی، و...ساخارین و شیرین کننده های ، انواع طعم و رنگ های مثلا خوراکی، انواع عطرها و رایحه های بازاری، انواع نگهدارنده ها و ... که سرطانزا بودنشون قطعیت داره و هیچ ی عین خیالش نیس.( وزارت بهداشت که دنبال منافع خودشه کاری بهش نداریم، منظور خودمردمه)  اون موقه میایم گیر میدیم به غبار روی میوه و ه روی سبزی...

محصولات تراریخته گیاهی و یا محصولات پرتینی و هورمونی موجود در بازار و قس علی هذا (مام بلدیم ازین لغات!)





منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1396/12/07/post-343/رنگ




نوروز1397

درخواست حذف اطلاعات


پیشاپیش اعیاد بر شما دوستان مبارک

شیخ مترسنج ابن سیصد: بنده این سال را بنام سال "اقدام و عمل" نامگذاری میکنم!

پ ن:

تصویر رو از سایت بانک ملت قرض گرفتم:)




منبع : http://dar300metri.blogsky.com/1396/12/27/post-355/1397