بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

کافی نت حمید

آخرین پست های وبلاگ کافی نت حمید به صورت خودکار از بلاگ کافی نت حمید دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



هدایت از دیدگاه

درخواست حذف اطلاعات

هدایت از دیدگاه

تعریف هدایت

برای تبیین و توضیح هر موضوع، نیاز به تعریف و یا تعاریف متصور از آن مسأله و موضوع هست، بنابراین قبل از ورود به بحث، به تعریف و یا تعاریفی که از «هدایت» مطرح می باشد می پردازیم.

معمول ترین تعریف از هدایت عبارت است از این که: هدایت یعنی ارائه راه و روش و نشان دادن آن، به منظور رسانیدن فرد یا افرادی به مقصد و هدف است. به عبارت دیگر، راهنمایی و کمک به فرد یا اشخاص برای شناختن راه و مسیر خود و محیط، به منظور رسیدن به منزل و مقصود را، هدایت گویند.

روشن ترین معنای هدایت «راهنمایی» است و شایع ترین کلمه مقابل هدایت «ضل » و گمراهی است. شناخت راه درست و صحیح «صواب» از میان راه های مختلف، به وسیله بهره گیری از د و عقل خود و دیگران و تعالیم انبیاء و ائمه معصومین (ع) وظیفه و تکلیفی سخت و مشکل و طاقت فرساست که هر ی موفق به آن نخواهد بود.

نقش و اهمیت هدایت

انسان موجودی دمند، متکامل، الگوپذیر، دنبال کننده راه و مسیر ترقی و تعالی و دارای قوه یادگیری است. علاوه بر بهره گیری از عقل و باطنی خود، و استفاده از عقل و د دیگران، به طور آشکار نیازمند به آموزه ها و تعالیم رسولان و ان است، تا به وسیله همه آنها (عقل خود و دیگران و تعلیم انبیاء) در مسیر سعادت، رشد و تعالی قرار گرفته و با مساعدت آنها در این راه رشد و ترقی، ثابت و استوار به این مسیر صواب تداوم بخشد.

عقل و راهنمایی رسولان الهی

هدایت بشر به وسیله انسان های دیگر و بهره مندی انسان از عقول و راهنمایی افراد صالح و دانشمند، به معنا و مفهوم آن نیست که عقل خود، تدبیر و توان ذاتی و فطرت درونی مان را نادیده بگیریم و آن را فراموش نماییم، به عبارت معروف عقل مان را تعطیل کنیم، و این معنا و مفهوم را نیز ندارد که به تعالیم انبیاء و هدایت و راهنمایی آنها و آموزه های ترقی شان بی اعتنا باشیم، بلکه عقل به ما حکم می کند علاوه بر استفاده از د خود و دیگران باید از راهنمایی انبیاء بهره مند شد و این یک مسأله ضروری، بدیهی و واجب عقلی است و الا در بسیاری از قضایا راه و هدایت حقیقی ممکن نخواهد بود.

اولین تقاضای انسان از خداوند متعال «هدایت» است.

بعد از تسلیم در برابر پروردگار و رسیدن به مرحله عبودیت و استعانت و استمداد از ذات حق تعالی نخستین درخواست و تقاضای عبد و بنده خدا این است که او را به راه راست هدایت فرماید، آنجا که بایستی روزی ده مرتبه همراه با عرض عبودیت این تقاضا را تکرار کرد از او خواهیم خواست: «اِهدِنَا الصّراط المُستقیم»(1) یعنی ما را به راه پاکی و نیکی، راه عدل و داد، راه ایمان و عمل صالح، هدایت فرما تا خداوندی که همه نعمتها را به ما ارزانی داشته، نعمت هدایت نیز بر آن بیفزاید.

بنابراین، این چه نعمت گرانبها، عظیم و با اهمیتی است که واجب است بر هر مسلمان، روزی ده مرتبه تقاضای آن از ساحت حق تعالی تکرار شود؟! صراط مستقیم که همان آئین زندگی بر مبنای عبودیت خداوند است، مراتب و درجاتی دارد و روشن است همه افراد به طور ی ان در پیمودن آن نیستند. یعنی هر چقدر راه راست و درست پیموده شود باز درجات بالاتری وجود دارد که انسان با ایمان از خدا بخواهد تا او را به آن درجات هدایت کند.

درخواست هدایت به صراط مستقیم آنهم به طوری که روزی ده بار تکرار شود برای چه؟ مگر ما گمراهیم؟ آیا این درخواست برای (ص) و ائمه معصومین (ع) و اولیاء صحیح است، زیرا آنها نمونه انسان کامل و الگو و سرمشق هستند، این چه معنی دارد؟ در جواب باید گفت:

1) انسان در مسیر هدایت هر لحظه احتمال لغزش و انحراف از جاده اصلی و راه مستقیم دارد، بنابراین باید خود را در اختیار پروردگار بگذارد و همواره از او تقاضا کند که ما را در راه راست ثابت نگهدارد. زیرا وجود و هستی و تمام مواهب خداوند، لحظه به لحظه از آن مبدأ بزرگ به ما می رسد، یعنی در حقیقت لحظه به لحظه وجود تازه ای از منبع هستی آفریدگار فیاض، به ما می رسد و به همین دلیل که هر لحظه وجود تازه ای به ما می رسد، به هدایت جدیدی نیازمندیم و اگر موانعی بین ما و خداوند پیش آید دچار انحراف و ناپاکی خواهید شد و ارتباط ما را با آن منبع هدایت قطع می کند و باید همواره از خدا خواست موانع، پیش نیاید و بر صراط مستقیم ثابت بمانیم.

2) هدایت همان پیمودن راه تکامل است که انسان به طور تدریجی مراحل نقصان را پشت سر می گذارد و به مرتبه بالاتری می رسد و این مسیر تکامل نیز نامحدود است و به سوی بی نهایت می رود و کمال مطلق و نهایی تنها خداست و همه انسان ها بدون استثناء در مسیر تکامل اند چه اشکالی دارد (ص) و ائمه معصومین (ع) نیز از خداوند تقاضای هدایت «صراط مستقیم» نمایند و درجات بالاتری را از خداوند بخواهند همان گونه که همه ما بر (ص) صلوات می فرستیم یعنی رحمت و درود تازه از خداوند برای او می خواهیم و خداوند متعال نیز می فرماید: «ویزید اللهُ الذّین اهتدَوا هدُیً»(2) خداوند هدایت، هدایت یافته گان را افزون می کند و یا می فرماید: «وَالذّین اهتَدَوا زادَهُم هُدیً»(3)، و انی که هدایت یافتند خداوند بر هدایت شان افزود. خود (ص) نیز فرمودند: «ربّی زدنی علماً»(4)، خدایا علم و هدایتم را بیشتر کن. بنابراین صلوات بر (ص) و ان نیز در حقیقت تقاضای مقام بالاتر و والاتر برای آن بزرگواران است.

المومنین(ع) (در تفسیر، اهدنا صراط المستقیم) فرمودند: یعنی خداوندا! توفیقاتی را که در گذشته بر ما ارزانی داشتی و به برکت آنها تو را اطاعت کردیم همچنان ادامه ده تا در آینده عمرمان نیز تو را اطاعت کنیم.

صادق (ع) نیز در تفسیر «اهدنا صراط المستقیم» فرموده اند: یعنی خداوندا ما را بر راهی که به محبت تو می رسد و مانع از پیروی از هوس ها می شود ثابت بدار(5).

صراط مستقیم چیست؟

از بررسی آیات قرآن کریم بر می آید که صراط مستقیم، همان آئین خداپرستی و دین حق و پایبندی به دستورات خداوند است:

الف) «قل اِنَّنی هَدانی رَبّی الی صِراطٍ مُستقیم دینا قَیِماً»(6).

بگو خداوند مرا به صراط مستقیم هدایت کرده به دین قیم و استوار.

ب) «و اَنِ اعبدونی هذا صراط مستقیم»(7).

مرا پرستش کنید این همان صراط مستقیم است.

ج) «و مَن یعتصم بالله فقد هُدِیَ الی صراط مستقیم»(8).

و هر به خدا تمسک جوید به صراط مستقیم هدایت شده است، یعنی پیوند و ارتباط با خدا باعث هدایت به راه مستقیم است.

(ص) نیز فرمودند: «صراط مستقیم، صراط انبیاء است، همان هایی که مشمول نعمت های خداوند شدند»(9).

صادق (ع) فرمودند: صراط مستقیم یعنی راه و شناخت و فرمودند: «وَ اللهِ نحن الصراط المستقیم». به خدا سوگند مائیم صراط مستقیم و یا فرمودند: صراط مستقیم المومنین علی (ع) است(10).

اساساً می گویند کلمه «صراط» یعنی راه مستقیم و این که کلمه مستقیم نیز آمده برای تأکید است و کلمه صراط چهل بار در قرآن تکرار شده است که ویژگی هایی برای راه خدا و مستقیم بیان شده است عبارت است از:

راه خدا، ثابت است، برخلاف راه های غیرخدا هر روز تغییر می کند.

راه خدا یکی بیشتر نیست اما راه های غیر خدا متعددند.

در پیمودن راه خدا ش ت و باخت نیست و پشیمانی ندارد.

راه خدا و مستقیم، راه بندگی است و راه انبیاء است.

راه مستقیم راهی است که از اول جهت مشخص دارد، برخلاف راه های غیرمستقیم.

راه مستقیم یعنی راه راست تکامل و راه تکامل، کشف ی است، نه اختراع ی.

صراط یعنی راه اصلی ولی سبیل یعنی راه فرعی، سبیل جمع آن سُبُل است که در قرآن آمده است مثل ظلمات و نور که راههای گمراهی و تاریکی گوناگون اند (ظلمات) ولی راه حق و راه اصلی یکی است (نور).

اه هدایت از دیدگاه

به طور طبیعی هر فعل،رفتار و عملی که یک فرد ذی شعور انجام می دهد بدون غایت، هدف و منظور عقلایی نیست و «هدایت» که مقوله ای در قلمرو رشد و تعالی انسان ها است مسلماً بدون هدف و مقصود و غرض نبوده و تصور آن بدون مقصود بسیار بعید است و یا ناممکن. بنابراین، به بعضی از اه «هدایت» اشاره می شود.

الف) زنده (احیاء)

قرآن کریم از هدایت انسان ها با تعبیر «احیاء» یاد نموده است. یعنی هدایت و راهنمایی بشر به منزله حیات بخشیدن به او و زنده نمودن است، آنجا که فرموده اند:

«و مَن اَحیاها فکأنمّا اَحیَا النّاسَ جمیعاً»(11).

و هر ، انسانی را حیات ببخشد چنان است که همه مردم را زنده و حیات بخشیده است.

وقتی که از صادق (ع) در مورد معنا و مفهوم آیه مذکور سوال شد فرمودند: «یعنی این که هر ی که انسانی را از گمراهی و انحراف به سوی هدایت و مسیر درست راهنمایی کند گویی او را زنده کرده و حیات بخشیده است و بر ع هر ی که انسانی را به سوی انحراف ببرد گویی او را کشته است»(12) بنابراین مهمترین پیامد و نتیجه هدایت بشر، حیات و زندگی سالم اوست.

ب) رسیدن به پاداش عظیم

یکی دیگر از اه «هدایت» رسیدن به پاداش و ثواب فراوان و تحصیل رضایت خداوند است. هنگامی که (ص) علی ابن طالب (ع) را به یمن فرستادند به منظور تبلیغ و هدایت مردم، فرمودند:

«یا علی لا تُقاتِلَنَّ اَحَداً حتّی تدعوه، وَ اَیُمُ اللهِ لَاِن یَهدِی اللهُ عَلی یَدَیکَ رَجُلاً خَیرٌ لک مِما طَلَعَت عَلَیه الشمسُ و غَرَبَت وَ لَکَ وَ لاؤهُ .... » (13).

ای علی هرگز با احدی جنگ نکن مگر این که قبلاً او را به مسیر حق و هدایت دعوت کرده باشید و به خدا سوگند اگر خداوند به وسیله تو و با دست تو انسانی را «هدایت» کند برای تو بهتر است از آنچه که آفتاب بر آن طلوع و غروب می کند و تو بر او (انسان هدایت شده) برای همیشه ولایت دارید.

ج) اصلاح

یکی دیگر از اه «هدایت» اصلاح فرد بوده که متعاقب آن اصلاح و رستگاری جامعه فراهم می شود، زیرا هدایت و ارتقاء دانش در پرتو تعلیم و صلاح فرد و فلاح جامعه و سعادت جهانی انسان ها را به ارمغان می آورد و علی (ع) فرمودند:

«علمٌ لایصلِحُکَ ضلالٌ»(14).

علم و دانش و تعلیمی که تو را اصلاح نکند، گمراهی است.

بنابراین، دانش، لازمه هدایت است و هدایت به منظور اصلاح و رشد و تعالی و تأمین سعادت است.

د) پیمودن مسیر رشد و ترقی

در پرتو هدایت، مسیر حق و حقیقت روشن می شود، عالمان و دانشمندان عامل که مردم از مشاهده عملکرد آنها هدایت می شوند و باعث راهنمایی و هدایت عملی آنها می گردند، خود به درجات عالی رسیده و در مسیر تعالی و هدایت مضاعف قرار می گیرند به طوری که باقر (ع) فرمودند: «عالم و دانشمندی که مردم از علم و حکمت او بهره مند و هدایت می شوند، ارزش او و درجات او بالاتر از هفتاد هزار عابد و زاهدی است که تأثیری در رشد و ترقی و هدایت افراد ندارد».

هـ) رسیدن به قرب الهی

هدف نهایی و غایی هدایت و تربیت انسان ها، رسیدن به قرب الهی است. به عبارت دیگر، هدف غایی که حقیقتی بی نهایت و در بر گیرنده تمام ارزش ها است. در واقع، همان خداوند متعال است که بی نهایت و کامل بوده و منظور از محوریت خداوند و هدف بودن او، این است که در متن زندگی مان حضور دارد و استمرار حضور او احساس می شود، هدف غایی هدایت و تربیت در هر دینی کمال مطلوب انسان است و باید همه فعالیت ها و اعمال او متأثر از آن باشد.

مشخصه های هدف غایی از دیدگاه

1-مهمترین مشخصه هدف غایی (قرب به خدا) هماهنگی و انطباق آن با «فطرت» است و کوچکترین ناهماهنگی با فطرت ندارند. به همین خاطر این هدف هماهنگ با کلیه مراحل ترقی انسان است.

2-دومین ویژگی هدف غایی آن است که جامع تمام ارزش هاست. یعنی در برگیرنده همه اه تعیین کننده مسیر زندگی است. مثل درس خواندن و عالم شدن.

3-سومین ویژگی هدف غایی، اتحاد و تطبیق آن با هدف آفرینش و هدف از زندگی است، هدف غایی همان هدف از زندگی است. تبیین هدف زندگی بر اساس آموزه های انبیاء، هدف غایی از هدایت و تربیت نیز روشن تر می کند.

مرتبه عبودیت، ب حیات طیبه و قرب الهی همه از مصادیق سعادت اند که همه انبیاء آمده اند تا سعادت انسان را تأمین کنند و سعادت انسان نیز در پیوند با خداست، گاهی نیز در قرآن کریم هدف غایی خلقت و وجود انسان را «عبادت» معرفی می کند، «ما خلقتُ الجن و الانس الا لِیعبدون»(15).

مسلماً «قرب» به معنای قرب زمانی و مکانی نیست بلکه به معنای قرب روحی و معنوی است، یعنی ارتباط و که ریشه در شخصیت و وجود انسان داشته و یا «حیات طیبه» و زندگی پاکیزه یعنی ی که هدایت قرآنی را درک نموده و منظور «طهارت اکبر» است که شامل تمام معارف اعتقادی، اخلاقی و احکام شرعی است.


پی نوشت:

1- حمد، 6

2هدایت از دیدگاه

تعریف هدایت

برای تبیین و توضیح هر موضوع، نیاز به تعریف و یا تعاریف متصور از آن مسأله و موضوع هست، بنابراین قبل از ورود به بحث، به تعریف و یا تعاریفی که از «هدایت» مطرح می باشد می پردازیم.

معمول ترین تعریف از هدایت عبارت است از این که: هدایت یعنی ارائه راه و روش و نشان دادن آن، به منظور رسانیدن فرد یا افرادی به مقصد و هدف است. به عبارت دیگر، راهنمایی و کمک به فرد یا اشخاص برای شناختن راه و مسیر خود و محیط، به منظور رسیدن به منزل و مقصود را، هدایت گویند.

روشن ترین معنای هدایت «راهنمایی» است و شایع ترین کلمه مقابل هدایت «ضل » و گمراهی است. شناخت راه درست و صحیح «صواب» از میان راه های مختلف، به وسیله بهره گیری از د و عقل خود و دیگران و تعالیم انبیاء و ائمه معصومین (ع) وظیفه و تکلیفی سخت و مشکل و طاقت فرساست که هر ی موفق به آن نخواهد بود.

نقش و اهمیت هدایت

انسان موجودی دمند، متکامل، الگوپذیر، دنبال کننده راه و مسیر ترقی و تعالی و دارای قوه یادگیری است. علاوه بر بهره گیری از عقل و باطنی خود، و استفاده از عقل و د دیگران، به طور آشکار نیازمند به آموزه ها و تعالیم رسولان و ان است، تا به وسیله همه آنها (عقل خود و دیگران و تعلیم انبیاء) در مسیر سعادت، رشد و تعالی قرار گرفته و با مساعدت آنها در این راه رشد و ترقی، ثابت و استوار به این مسیر صواب تداوم بخشد.

عقل و راهنمایی رسولان الهی

هدایت بشر به وسیله انسان های دیگر و بهره مندی انسان از عقول و راهنمایی افراد صالح و دانشمند، به معنا و مفهوم آن نیست که عقل خود، تدبیر و توان ذاتی و فطرت درونی مان را نادیده بگیریم و آن را فراموش نماییم، به عبارت معروف عقل مان را تعطیل کنیم، و این معنا و مفهوم را نیز ندارد که به تعالیم انبیاء و هدایت و راهنمایی آنها و آموزه های ترقی شان بی اعتنا باشیم، بلکه عقل به ما حکم می کند علاوه بر استفاده از د خود و دیگران باید از راهنمایی انبیاء بهره مند شد و این یک مسأله ضروری، بدیهی و واجب عقلی است و الا در بسیاری از قضایا راه و هدایت حقیقی ممکن نخواهد بود.

اولین تقاضای انسان از خداوند متعال «هدایت» است.

بعد از تسلیم در برابر پروردگار و رسیدن به مرحله عبودیت و استعانت و استمداد از ذات حق تعالی نخستین درخواست و تقاضای عبد و بنده خدا این است که او را به راه راست هدایت فرماید، آنجا که بایستی روزی ده مرتبه همراه با عرض عبودیت این تقاضا را تکرار کرد از او خواهیم خواست: «اِهدِنَا الصّراط المُستقیم»(1) یعنی ما را به راه پاکی و نیکی، راه عدل و داد، راه ایمان و عمل صالح، هدایت فرما تا خداوندی که همه نعمتها را به ما ارزانی داشته، نعمت هدایت نیز بر آن بیفزاید.

بنابراین، این چه نعمت گرانبها، عظیم و با اهمیتی است که واجب است بر هر مسلمان، روزی ده مرتبه تقاضای آن از ساحت حق تعالی تکرار شود؟! صراط مستقیم که همان آئین زندگی بر مبنای عبودیت خداوند است، مراتب و درجاتی دارد و روشن است همه افراد به طور ی ان در پیمودن آن نیستند. یعنی هر چقدر راه راست و درست پیموده شود باز درجات بالاتری وجود دارد که انسان با ایمان از خدا بخواهد تا او را به آن درجات هدایت کند.

درخواست هدایت به صراط مستقیم آنهم به طوری که روزی ده بار تکرار شود برای چه؟ مگر ما گمراهیم؟ آیا این درخواست برای (ص) و ائمه معصومین (ع) و اولیاء صحیح است، زیرا آنها نمونه انسان کامل و الگو و سرمشق هستند، این چه معنی دارد؟ در جواب باید گفت:

1) انسان در مسیر هدایت هر لحظه احتمال لغزش و انحراف از جاده اصلی و راه مستقیم دارد، بنابراین باید خود را در اختیار پروردگار بگذارد و همواره از او تقاضا کند که ما را در راه راست ثابت نگهدارد. زیرا وجود و هستی و تمام مواهب خداوند، لحظه به لحظه از آن مبدأ بزرگ به ما می رسد، یعنی در حقیقت لحظه به لحظه وجود تازه ای از منبع هستی آفریدگار فیاض، به ما می رسد و به همین دلیل که هر لحظه وجود تازه ای به ما می رسد، به هدایت جدیدی نیازمندیم و اگر موانعی بین ما و خداوند پیش آید دچار انحراف و ناپاکی خواهید شد و ارتباط ما را با آن منبع هدایت قطع می کند و باید همواره از خدا خواست موانع، پیش نیاید و بر صراط مستقیم ثابت بمانیم.

2) هدایت همان پیمودن راه تکامل است که انسان به طور تدریجی مراحل نقصان را پشت سر می گذارد و به مرتبه بالاتری می رسد و این مسیر تکامل نیز نامحدود است و به سوی بی نهایت می رود و کمال مطلق و نهایی تنها خداست و همه انسان ها بدون استثناء در مسیر تکامل اند چه اشکالی دارد (ص) و ائمه معصومین (ع) نیز از خداوند تقاضای هدایت «صراط مستقیم» نمایند و درجات بالاتری را از خداوند بخواهند همان گونه که همه ما بر (ص) صلوات می فرستیم یعنی رحمت و درود تازه از خداوند برای او می خواهیم و خداوند متعال نیز می فرماید: «ویزید اللهُ الذّین اهتدَوا هدُیً»(2) خداوند هدایت، هدایت یافته گان را افزون می کند و یا می فرماید: «وَالذّین اهتَدَوا زادَهُم هُدیً»(3)، و انی که هدایت یافتند خداوند بر هدایت شان افزود. خود (ص) نیز فرمودند: «ربّی زدنی علماً»(4)، خدایا علم و هدایتم را بیشتر کن. بنابراین صلوات بر (ص) و ان نیز در حقیقت تقاضای مقام بالاتر و والاتر برای آن بزرگواران است.

المومنین(ع) (در تفسیر، اهدنا صراط المستقیم) فرمودند: یعنی خداوندا! توفیقاتی را که در گذشته بر ما ارزانی داشتی و به برکت آنها تو را اطاعت کردیم همچنان ادامه ده تا در آینده عمرمان نیز تو را اطاعت کنیم.

صادق (ع) نیز در تفسیر «اهدنا صراط المستقیم» فرموده اند: یعنی خداوندا ما را بر راهی که به محبت تو می رسد و مانع از پیروی از هوس ها می شود ثابت بدار(5).

صراط مستقیم چیست؟

از بررسی آیات قرآن کریم بر می آید که صراط مستقیم، همان آئین خداپرستی و دین حق و پایبندی به دستورات خداوند است:

الف) «قل اِنَّنی هَدانی رَبّی الی صِراطٍ مُستقیم دینا قَیِماً»(6).

بگو خداوند مرا به صراط مستقیم هدایت کرده به دین قیم و استوار.

ب) «و اَنِ اعبدونی هذا صراط مستقیم»(7).

مرا پرستش کنید این همان صراط مستقیم است.

ج) «و مَن یعتصم بالله فقد هُدِیَ الی صراط مستقیم»(8).

و هر به خدا تمسک جوید به صراط مستقیم هدایت شده است، یعنی پیوند و ارتباط با خدا باعث هدایت به راه مستقیم است.

(ص) نیز فرمودند: «صراط مستقیم، صراط انبیاء است، همان هایی که مشمول نعمت های خداوند شدند»(9).

صادق (ع) فرمودند: صراط مستقیم یعنی راه و شناخت و فرمودند: «وَ اللهِ نحن الصراط المستقیم». به خدا سوگند مائیم صراط مستقیم و یا فرمودند: صراط مستقیم المومنین علی (ع) است(10).

اساساً می گویند کلمه «صراط» یعنی راه مستقیم و این که کلمه مستقیم نیز آمده برای تأکید است و کلمه صراط چهل بار در قرآن تکرار شده است که ویژگی هایی برای راه خدا و مستقیم بیان شده است عبارت است از:

راه خدا، ثابت است، برخلاف راه های غیرخدا هر روز تغییر می کند.

راه خدا یکی بیشتر نیست اما راه های غیر خدا متعددند.

در پیمودن راه خدا ش ت و باخت نیست و پشیمانی ندارد.

راه خدا و مستقیم، راه بندگی است و راه انبیاء است.

راه مستقیم راهی است که از اول جهت مشخص دارد، برخلاف راه های غیرمستقیم.

راه مستقیم یعنی راه راست تکامل و راه تکامل، کشف ی است، نه اختراع ی.

صراط یعنی راه اصلی ولی سبیل یعنی راه فرعی، سبیل جمع آن سُبُل است که در قرآن آمده است مثل ظلمات و نور که راههای گمراهی و تاریکی گوناگون اند (ظلمات) ولی راه حق و راه اصلی یکی است (نور).

اه هدایت از دیدگاه

به طور طبیعی هر فعل،رفتار و عملی که یک فرد ذی شعور انجام می دهد بدون غایت، هدف و منظور عقلایی نیست و «هدایت» که مقوله ای در قلمرو رشد و تعالی انسان ها است مسلماً بدون هدف و مقصود و غرض نبوده و تصور آن بدون مقصود بسیار بعید است و یا ناممکن. بنابراین، به بعضی از اه «هدایت» اشاره می شود.

الف) زنده (احیاء)

قرآن کریم از هدایت انسان ها با تعبیر «احیاء» یاد نموده است. یعنی هدایت و راهنمایی بشر به منزله حیات بخشیدن به او و زنده نمودن است، آنجا که فرموده اند:

«و مَن اَحیاها فکأنمّا اَحیَا النّاسَ جمیعاً»(11).

و هر ، انسانی را حیات ببخشد چنان است که همه مردم را زنده و حیات بخشیده است.

وقتی که از صادق (ع) در مورد معنا و مفهوم آیه مذکور سوال شد فرمودند: «یعنی این که هر ی که انسانی را از گمراهی و انحراف به سوی هدایت و مسیر درست راهنمایی کند گویی او را زنده کرده و حیات بخشیده است و بر ع هر ی که انسانی را به سوی انحراف ببرد گویی او را کشته است»(12) بنابراین مهمترین پیامد و نتیجه هدایت بشر، حیات و زندگی سالم اوست.

ب) رسیدن به پاداش عظیم

یکی دیگر از اه «هدایت» رسیدن به پاداش و ثواب فراوان و تحصیل رضایت خداوند است. هنگامی که (ص) علی ابن طالب (ع) را به یمن فرستادند به منظور تبلیغ و هدایت مردم، فرمودند:

«یا علی لا تُقاتِلَنَّ اَحَداً حتّی تدعوه، وَ اَیُمُ اللهِ لَاِن یَهدِی اللهُ عَلی یَدَیکَ رَجُلاً خَیرٌ لک مِما طَلَعَت عَلَیه الشمسُ و غَرَبَت وَ لَکَ وَ لاؤهُ .... » (13).

ای علی هرگز با احدی جنگ نکن مگر این که قبلاً او را به مسیر حق و هدایت دعوت کرده باشید و به خدا سوگند اگر خداوند به وسیله تو و با دست تو انسانی را «هدایت» کند برای تو بهتر است از آنچه که آفتاب بر آن طلوع و غروب می کند و تو بر او (انسان هدایت شده) برای همیشه ولایت دارید.

ج) اصلاح

یکی دیگر از اه «هدایت» اصلاح فرد بوده که متعاقب آن اصلاح و رستگاری جامعه فراهم می شود، زیرا هدایت و ارتقاء دانش در پرتو تعلیم و صلاح فرد و فلاح جامعه و سعادت جهانی انسان ها را به ارمغان می آورد و علی (ع) فرمودند:

«علمٌ لایصلِحُکَ ضلالٌ»(14).

علم و دانش و تعلیمی که تو را اصلاح نکند، گمراهی است.

بنابراین، دانش، لازمه هدایت است و هدایت به منظور اصلاح و رشد و تعالی و تأمین سعادت است.

د) پیمودن مسیر رشد و ترقی

در پرتو هدایت، مسیر حق و حقیقت روشن می شود، عالمان و دانشمندان عامل که مردم از مشاهده عملکرد آنها هدایت می شوند و باعث راهنمایی و هدایت عملی آنها می گردند، خود به درجات عالی رسیده و در مسیر تعالی و هدایت مضاعف قرار می گیرند به طوری که باقر (ع) فرمودند: «عالم و دانشمندی که مردم از علم و حکمت او بهره مند و هدایت می شوند، ارزش او و درجات او بالاتر از هفتاد هزار عابد و زاهدی است که تأثیری در رشد و ترقی و هدایت افراد ندارد».

هـ) رسیدن به قرب الهی

هدف نهایی و غایی هدایت و تربیت انسان ها، رسیدن به قرب الهی است. به عبارت دیگر، هدف غایی که حقیقتی بی نهایت و در بر گیرنده تمام ارزش ها است. در واقع، همان خداوند متعال است که بی نهایت و کامل بوده و منظور از محوریت خداوند و هدف بودن او، این است که در متن زندگی مان حضور دارد و استمرار حضور او احساس می شود، هدف غایی هدایت و تربیت در هر دینی کمال مطلوب انسان است و باید همه فعالیت ها و اعمال او متأثر از آن باشد.

مشخصه های هدف غایی از دیدگاه

1-مهمترین مشخصه هدف غایی (قرب به خدا) هماهنگی و انطباق آن با «فطرت» است و کوچکترین ناهماهنگی با فطرت ندارند. به همین خاطر این هدف هماهنگ با کلیه مراحل ترقی انسان است.

2-دومین ویژگی هدف غایی آن است که جامع تمام ارزش هاست. یعنی در برگیرنده همه اه تعیین کننده مسیر زندگی است. مثل درس خواندن و عالم شدن.

3-سومین ویژگی هدف غایی، اتحاد و تطبیق آن با هدف آفرینش و هدف از زندگی است، هدف غایی همان هدف از زندگی است. تبیین هدف زندگی بر اساس آموزه های انبیاء، هدف غایی از هدایت و تربیت نیز روشن تر می کند.

مرتبه عبودیت، ب حیات طیبه و قرب الهی همه از مصادیق سعادت اند که همه انبیاء آمده اند تا سعادت انسان را تأمین کنند و سعادت انسان نیز در پیوند با خداست، گاهی نیز در قرآن کریم هدف غایی خلقت و وجود انسان را «عبادت» معرفی می کند، «ما خلقتُ الجن و الانس الا لِیعبدون»(15).

مسلماً «قرب» به معنای قرب زمانی و مکانی نیست بلکه به معنای قرب روحی و معنوی است، یعنی ارتباط و که ریشه در شخصیت و وجود انسان داشته و یا «حیات طیبه» و زندگی پاکیزه یعنی ی که هدایت قرآنی را درک نموده و منظور «طهارت اکبر» است که شامل تمام معارف اعتقادی، اخلاقی و احکام شرعی است.


پی نوشت:

1- حمد، 6

2مراحل و سیر تولید پوشاک

۱- مواد اولیه و افکت لباس:

اولین مرحله ی تولید پوشاک، تهیه متریال و ج کار لباس می باشد که نسبت به نوع تولید متغیر است. مثلا تولید یک تی یقه دار مردانه احتیاج به پارچه، دکمه، یقه و موارد دیگری دارد که با متریال مشابه پیراهن متفاوت است. ولی درکل تولید هر لباس احتیاج تهیه ج کار و پارچه در اولین مرحله ی خود دارد.

۲- تهیه الگو:

در سیر تولید لباس، به یک الگو جهت برش نیاز است. الگوهایی که در تولیدی لباس به کار می رود دارای سایزبندی و متشکل از اجزای کلی لباس می باشد. معمولا الگوها روی یک مقوا یا شابلون پیاده سازی می شوند که استقامت لازم را داشته باشند تا بتوان از این الگوها در مراحل متعدد استفاده نمود. الگوی برش، روی کیفیت یک لباس تاثیر بسیاری دارد.

۳- برش:

معمولا یک تولیدی لباس، یک متخصص کار بلد در امر برش دارد. پس از پهن طاقه ها و چیده شدن لایه های پارچه روی هم، برشکار توسط قیچی های مخصوص آنها را طبق الگو برش میدهد. به طوری که کار کمترین پرتی و دم قیچی را داشته باشد. برش ها انواع مختلفی نظیر برش با قیچی صنعتی یا برش لیزری دارد که به نسبت نوع تولید متغیر می باشد.

۴- ساماندهی اجزا توسط وسط کار:

اجزای برش خورده توسط وسط کار کارگاه ساماندهی و دسته بندی شده و میان چرخ کار ها بخش می گردد. یک وسط کار در این مرحله اجزای مربوطه را جهت تسریع در عمل دوخت و دوز ساماندهی کرده و طبق نیاز هر چرخ آن ها را در دسترس قرار می دهد.

۵- دوخت ها و عملیات اولیه:

سیر تولید لباس معمولا دارای یک دوخت یا عملیات پایه برای اجزا می باشد. خیاط ها اجزای برش خورده را به صورت اولیه دستخوش تغییر می کنند و پایه ای برای دوخت های بعدی ایجاد می نمایند. مثلا لبه ها دوخته می شود یا قابک به پیش متصل میگردد. یا اینکه عملیاتی همچون چاپ، گلدوزی و یا آنزیم روی این اجزا صورت می گیرد.

۶- ساماندهی مجدد وسط کارها:

در این میان وسط کار ها دوباره وارد عمل شده و اجزای پایه و اولیه را ساماندهی می کنند. اجزای دوخته شده توسط این افراد از سبد های مخصوص جمع آوری گشته و طی انجام عملیاتی آنها را دوباره در دسترس دوزندگان یا ماشین آلات قرار می دهند.

۷- دوخت های اصلی و نهایی:

در مراحل بعد اجزای برش خورده و دوخت های پایه، به هم نزدیک تر شده و دوخت های اصلی و نهایی انجام می پذیرد و لباس تقریبا آماده ای در پایان پدید می آید و سیر تولید لباس در قسمت دوزندگی تقریبا تمام می شود.

۸- بررسی و عملیات نهایی وسط کاران:

در این مرحله، روی محصولی که دوخت آن به اتمام رسیده، توسط وسط کار عملیات پایانی صورت می گیرد و پس از بازرسی و رفع ایرادات، دسته شده و به قسمت بخار منتقل می گردد.

۹- قسمت اتوکشی:

این قسمت دارای اشکال متفاوتی می باشد. مثلا اتو به صورت پرسی، بخار، اتوی روی مانکن و چروک لباس های تکمیل شده توسط دمای مناسب برطرف شده و لباس را تقریبا آماده بهره برداری می کند.

قسمت نهایی:

قسمت نهایی شامل بسته بندی، افزودن بروشور و مارک آویز و مواردی از این دست می باشد. در این مرحله سیر تولید لباس به اتمام رسیده و لباس تولید شده قابل عرضه می گردد.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/مراحل-و-سیر-تولید-پوشاک




مراحل و سیر تولید پوشاک

درخواست حذف اطلاعات

مراحل و سیر تولید پوشاک

۱- مواد اولیه و افکت لباس:

اولین مرحله ی تولید پوشاک، تهیه متریال و ج کار لباس می باشد که نسبت به نوع تولید متغیر است. مثلا تولید یک تی یقه دار مردانه احتیاج به پارچه، دکمه، یقه و موارد دیگری دارد که با متریال مشابه پیراهن متفاوت است. ولی درکل تولید هر لباس احتیاج تهیه ج کار و پارچه در اولین مرحله ی خود دارد.

۲- تهیه الگو:

در سیر تولید لباس، به یک الگو جهت برش نیاز است. الگوهایی که در تولیدی لباس به کار می رود دارای سایزبندی و متشکل از اجزای کلی لباس می باشد. معمولا الگوها روی یک مقوا یا شابلون پیاده سازی می شوند که استقامت لازم را داشته باشند تا بتوان از این الگوها در مراحل متعدد استفاده نمود. الگوی برش، روی کیفیت یک لباس تاثیر بسیاری دارد.

۳- برش:

معمولا یک تولیدی لباس، یک متخصص کار بلد در امر برش دارد. پس از پهن طاقه ها و چیده شدن لایه های پارچه روی هم، برشکار توسط قیچی های مخصوص آنها را طبق الگو برش میدهد. به طوری که کار کمترین پرتی و دم قیچی را داشته باشد. برش ها انواع مختلفی نظیر برش با قیچی صنعتی یا برش لیزری دارد که به نسبت نوع تولید متغیر می باشد.

۴- ساماندهی اجزا توسط وسط کار:

اجزای برش خورده توسط وسط کار کارگاه ساماندهی و دسته بندی شده و میان چرخ کار ها بخش می گردد. یک وسط کار در این مرحله اجزای مربوطه را جهت تسریع در عمل دوخت و دوز ساماندهی کرده و طبق نیاز هر چرخ آن ها را در دسترس قرار می دهد.

۵- دوخت ها و عملیات اولیه:

سیر تولید لباس معمولا دارای یک دوخت یا عملیات پایه برای اجزا می باشد. خیاط ها اجزای برش خورده را به صورت اولیه دستخوش تغییر می کنند و پایه ای برای دوخت های بعدی ایجاد می نمایند. مثلا لبه ها دوخته می شود یا قابک به پیش متصل میگردد. یا اینکه عملیاتی همچون چاپ، گلدوزی و یا آنزیم روی این اجزا صورت می گیرد.

۶- ساماندهی مجدد وسط کارها:

در این میان وسط کار ها دوباره وارد عمل شده و اجزای پایه و اولیه را ساماندهی می کنند. اجزای دوخته شده توسط این افراد از سبد های مخصوص جمع آوری گشته و طی انجام عملیاتی آنها را دوباره در دسترس دوزندگان یا ماشین آلات قرار می دهند.

۷- دوخت های اصلی و نهایی:

در مراحل بعد اجزای برش خورده و دوخت های پایه، به هم نزدیک تر شده و دوخت های اصلی و نهایی انجام می پذیرد و لباس تقریبا آماده ای در پایان پدید می آید و سیر تولید لباس در قسمت دوزندگی تقریبا تمام می شود.

۸- بررسی و عملیات نهایی وسط کاران:

در این مرحله، روی محصولی که دوخت آن به اتمام رسیده، توسط وسط کار عملیات پایانی صورت می گیرد و پس از بازرسی و رفع ایرادات، دسته شده و به قسمت بخار منتقل می گردد.

۹- قسمت اتوکشی:

این قسمت دارای اشکال متفاوتی می باشد. مثلا اتو به صورت پرسی، بخار، اتوی روی مانکن و چروک لباس های تکمیل شده توسط دمای مناسب برطرف شده و لباس را تقریبا آماده بهره برداری می کند.

قسمت نهایی:

قسمت نهایی شامل بسته بندی، افزودن بروشور و مارک آویز و مواردی از این دست می باشد. در این مرحله سیر تولید لباس به اتمام رسیده و لباس تولید شده قابل عرضه می گردد.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/مراحل-و-سیر-تولید-پوشاک




شهید همّت

درخواست حذف اطلاعات

شهید همّت

محمد ابراهیم همت (۱۲ فروردین ۱۳۳۴، شهرضا - ۱۷ اسفند ۱۳۶۲ جزیره مجنون از فرماندهان پاسداران ایران در جنگ ایران و عراق بود. وی پس از انقلاب و در سال ۱۳۶۱ مدت کوتاهی را در جبهه جنگ لبنان و گذراند، و سپس به ایران بازگشت و در جبهه های جنگ ایران و عراق در عملیات های مهمی همچون فتح المبین، بیت المقدس، رمضان و خیبر مسئولیت های مهمی را عهده دار بود. او در اسفند ۱۳۶۲ در جریان عملیات خیبر کشته شد. وی به خیبر و چشم مجنون مشهور بود.

زندگی و فعالیت آغازین

محمد ابراهیم همت در ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ در شهرضای اصفهان بدنیا آمد. تحصیلات خود را در همان شهر به پایان رساند و در سال ۱۳۵۲ دیپلم گرفت. در همان سال وارد دانشسرای تربیت معلم اصفهان شد و در سال ۱۳۵۴ مدرک فوق دیپلم خود را اخذ کرد. ۲ سال بعد برای گذراندن خدمت سربازی اقدام کرد. وی پس از سربازی به شهر خود بازگشت و مدتی در مدارس راهنمایی شهرضا و روستاهای اطراف به تدریس تاریخ پرداخت. در آن دوران کوشید دانش آموزان را با افکار انقل آشنا کند و همین امور سبب شد که چندین نوبت از طرف سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) به او اخطار شود. گوشه و کنار، حرفهای نیش دار او به گوش حکومت رسید و خبر اخطار ساواک در پرونده تازه گشوده اش، ثبت گردید. سخنان و افکار او مأمورین شاه را به تعقیب وی واداشته بود، به گونه ای که او شهر به شهر می گشت تا از دستگیری در امان باشد. نخست به شهر فیروز آباد رفت و مدتی در آنجا تبلیغ کرد. پس از چندی به یاسوج رفت. موقعی که در صدد دستگیری وی برآمدند به دوگنبدان عزیمت کرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سکنی گزید. با بالا گرفتن انقلاب ۱۳۵۷، به شهرضا بازگشت و سازمان دهی تظاهرات مردمی را بر عهده گرفت. در پایان یکی از ها، قطعنامه آن را قرائت کرد و شایع شد که حکم ش را صادر کرده اند و همین مسئله، او را تا روز پیروزی انقلاب در مخفی گاه ها نگه داشت.

پس از پیروزی انقلاب

وی پس از پیروزی انقلاب در ایجاد نظم و دفاع از شهر و راه اندازی کمیته انقلاب ی شهرستان شهرضا نقش اساسی داشت . او از جمله انی بود که شهرضا را با کمک دو تن از برادران خود و سه تن از دوستانش تشکیل داد. اوا سال ۱۳۵۸ به مشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک (در استان سیستان و بلوچستان) عزیمت کرد و به فعالیت های عقیدتی پرداخت . همت در داد سال ۱۳۵۹ به منطقه کردستان اعزام گردید.

جنگ ایران و عراق

با آغاز جنگ، او و احمد متوسلیان، به دستور فرمانده کل مأموریت یافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمدرسول الله را تشکیل دهند. در عملیات سراسری فتح المبین، مسئولیت قسمتی از کل عملیات به عهده وی بود. وی در موفقیت عملیات در منطقه کوهستانی «شاوریه» نقش مهمی داشت. او در عملیات بیت المقدس در سمت معاونت تیپ محمدرسول الله فعالیت و تلاش قابل توجهی را در ش تن محاصره جاده شلمچه مشهر انجام داد. او و یگان تحت امرش سهم بسزایی در فتح مشهر داشتند. در سال ۱۳۶۱ با توجه آغاز جنگ در جنوب لبنان به منظور یاری رساندن به مردم لبنان راهی آن دیار شد و پس از دو ماه حضور در این خطه به جبهه های ایران بازگشت. با شروع عملیات رمضان، در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۶۱ در منطقه شرق بصره، فرماندهی تیپ ۲۷ محمدرسول الله را به عهده گرفت و بعدها با ارتقاء این یگان به لشکر، در سمت فرماندهی آن لشکر انجام وظیفه کرد. در عملیات مسلم بن عقیل و عملیات محرم در سمت فرمانده قرارگاه ظفر، با دشمن جنگید. در عملیات والفجر مقدماتی، مسؤولیت یازدهم قدر را که شامل: لشکر ۲۷ حضرت رسول، لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۰ سیدال بود، به عهده گرفت. سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر ۲۷ تحت فرماندهی او در عملیات والفجر ۴ قابل توجه بود. وی در تصرف ارتفاعات کانی مانگا نقش ویژه ای داشت.

سرلشکر محسن رضایی می گوید:

ما در حقیقت چهار لشکر داشتیم که اینها وقتی هرجا وارد می شدند، هیچ خطی در مقابل شان قدرت مقاومت نداشت ، حاج همت و لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص)، حسین ازی و لشکر ۱۴ حسین(ع)، مهدی باکری و لشکر ۳۱ عاشورا، احمد کاظمی و لشکر ۸ نجف که در هر کجا وارد می شدند بدون استثنا با موفقیت همراه بود.

شهادت

در جریان عملیات خیبر، همچنان که نیروهای ایرانی در برابر عراق مقاومت می د هنگامی که همت برای بررسی وضعیت جبهه جلو رفته بود بر اثر اصابت گلوله توپ در اش همراه با سید حمید میرافضلی، در غروب ۱۷ اسفند ۱۳۶۲ در محل تقاطع جاده های جزایر مجنون شمالی و جنوبی سر از بدنشان جدا شد و کشته شدند.

فرمانده سوم عراق در یکی از اظهاراتش گفته بود: ما آنقدر آتش بر جزایر مجنون فرو ریختیم و آنچنان آنجا را بمباران شدید نمودیم که از جزایر مجنون جز تلی خا تر چیز دیگری باقی نیست.

به گفته شاهدان عینی و رزمندگان در منطقه عملیاتی طلائیه که عملیات خیبر و رمضان در آنجا انجام شد ، به محدوده ای باریک ، یک میلیون و دویست هزار گلوله توپ و خم شلیک شد که تلفات بسیاری را برجا گذاشت.

ابراهیم همت در جریان عملیات خیبر به همرزمانش گفته بود: باید مقاومت کرده و مانع از بازپس گیری مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. یا همه این جا شهید می شویم یا جزیره مجنون را نگه می داریم. محسن رضایی در مصاحبه ای گفته است: اولین باری که در جنگ به ی عنوان «سید ال » دادند، در همین خیبر و برای حاج همت بود.

آرامگاه

ابراهیم همت قرار بود در قطعه ۲۴ بهشت زهرا دفن شود ولی به اصرار خانواده در زادگاهش و در کنار زاده شاهرضا دفن شد. با این حال در (قطعه ۲۴ ردیف ۷۷ شماره ۵۲۴) بهشت زهرا و در کنار مصطفی چمران، عباس کریمی و رضا چراغی سنگ مزاری برای تهی گور وی نصب کرده اند و بسیاری تصور می کنند که او در بهشت زهرا دفن شده است.

یادمان

برای بزرگداشت وی بزرگراه شهید همت و ایستگاه متروی شهید همت تهران به نام او نامگذاری شده است. همچنین یکی از بزرگراه های جنوب شرقی اصفهان، به نام وی نامگذاری شده است.

رضا میرکریمی نیز ساخت ی به نام ابراهیم در آتش را در دست تهیه دارد که به مقاطعی از زندگی حاج ابراهیم همت می پردازد.

کتاب هایی همچون هم پای صاعقه، ضربت متقابل، به روایت همت، ماه بالای سربچه هاست و نیمه پنهان ماه از جمله کتاب هایی هستند که در خصوص زندگی فردی و نظامی ابراهیم همت منتشر گردیده است.

اخیراً در ایستاده در غبار، ساخته محمدحسین مهدویان که از زندگینامه جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان تهیه شده بود،در قسمت هایی نیز به حضور محمدابراهیم همت و نقش آن در فرماندهی لشکر ۲۷ محمد رسول الله و تاثیر به سزای ایشان در زمان جنگ ایران و عراق اختصاص داده شد.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/شهید-همت




شهید همّت

درخواست حذف اطلاعات

شهید همّت

محمد ابراهیم همت (۱۲ فروردین ۱۳۳۴، شهرضا - ۱۷ اسفند ۱۳۶۲ جزیره مجنون از فرماندهان پاسداران ایران در جنگ ایران و عراق بود. وی پس از انقلاب و در سال ۱۳۶۱ مدت کوتاهی را در جبهه جنگ لبنان و گذراند، و سپس به ایران بازگشت و در جبهه های جنگ ایران و عراق در عملیات های مهمی همچون فتح المبین، بیت المقدس، رمضان و خیبر مسئولیت های مهمی را عهده دار بود. او در اسفند ۱۳۶۲ در جریان عملیات خیبر کشته شد. وی به خیبر و چشم مجنون مشهور بود.

زندگی و فعالیت آغازین

محمد ابراهیم همت در ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ در شهرضای اصفهان بدنیا آمد. تحصیلات خود را در همان شهر به پایان رساند و در سال ۱۳۵۲ دیپلم گرفت. در همان سال وارد دانشسرای تربیت معلم اصفهان شد و در سال ۱۳۵۴ مدرک فوق دیپلم خود را اخذ کرد. ۲ سال بعد برای گذراندن خدمت سربازی اقدام کرد. وی پس از سربازی به شهر خود بازگشت و مدتی در مدارس راهنمایی شهرضا و روستاهای اطراف به تدریس تاریخ پرداخت. در آن دوران کوشید دانش آموزان را با افکار انقل آشنا کند و همین امور سبب شد که چندین نوبت از طرف سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) به او اخطار شود. گوشه و کنار، حرفهای نیش دار او به گوش حکومت رسید و خبر اخطار ساواک در پرونده تازه گشوده اش، ثبت گردید. سخنان و افکار او مأمورین شاه را به تعقیب وی واداشته بود، به گونه ای که او شهر به شهر می گشت تا از دستگیری در امان باشد. نخست به شهر فیروز آباد رفت و مدتی در آنجا تبلیغ کرد. پس از چندی به یاسوج رفت. موقعی که در صدد دستگیری وی برآمدند به دوگنبدان عزیمت کرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سکنی گزید. با بالا گرفتن انقلاب ۱۳۵۷، به شهرضا بازگشت و سازمان دهی تظاهرات مردمی را بر عهده گرفت. در پایان یکی از ها، قطعنامه آن را قرائت کرد و شایع شد که حکم ش را صادر کرده اند و همین مسئله، او را تا روز پیروزی انقلاب در مخفی گاه ها نگه داشت.

پس از پیروزی انقلاب

وی پس از پیروزی انقلاب در ایجاد نظم و دفاع از شهر و راه اندازی کمیته انقلاب ی شهرستان شهرضا نقش اساسی داشت . او از جمله انی بود که شهرضا را با کمک دو تن از برادران خود و سه تن از دوستانش تشکیل داد. اوا سال ۱۳۵۸ به مشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک (در استان سیستان و بلوچستان) عزیمت کرد و به فعالیت های عقیدتی پرداخت . همت در داد سال ۱۳۵۹ به منطقه کردستان اعزام گردید.

جنگ ایران و عراق

با آغاز جنگ، او و احمد متوسلیان، به دستور فرمانده کل مأموریت یافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمدرسول الله را تشکیل دهند. در عملیات سراسری فتح المبین، مسئولیت قسمتی از کل عملیات به عهده وی بود. وی در موفقیت عملیات در منطقه کوهستانی «شاوریه» نقش مهمی داشت. او در عملیات بیت المقدس در سمت معاونت تیپ محمدرسول الله فعالیت و تلاش قابل توجهی را در ش تن محاصره جاده شلمچه مشهر انجام داد. او و یگان تحت امرش سهم بسزایی در فتح مشهر داشتند. در سال ۱۳۶۱ با توجه آغاز جنگ در جنوب لبنان به منظور یاری رساندن به مردم لبنان راهی آن دیار شد و پس از دو ماه حضور در این خطه به جبهه های ایران بازگشت. با شروع عملیات رمضان، در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۶۱ در منطقه شرق بصره، فرماندهی تیپ ۲۷ محمدرسول الله را به عهده گرفت و بعدها با ارتقاء این یگان به لشکر، در سمت فرماندهی آن لشکر انجام وظیفه کرد. در عملیات مسلم بن عقیل و عملیات محرم در سمت فرمانده قرارگاه ظفر، با دشمن جنگید. در عملیات والفجر مقدماتی، مسؤولیت یازدهم قدر را که شامل: لشکر ۲۷ حضرت رسول، لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۰ سیدال بود، به عهده گرفت. سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر ۲۷ تحت فرماندهی او در عملیات والفجر ۴ قابل توجه بود. وی در تصرف ارتفاعات کانی مانگا نقش ویژه ای داشت.

سرلشکر محسن رضایی می گوید:

ما در حقیقت چهار لشکر داشتیم که اینها وقتی هرجا وارد می شدند، هیچ خطی در مقابل شان قدرت مقاومت نداشت ، حاج همت و لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص)، حسین ازی و لشکر ۱۴ حسین(ع)، مهدی باکری و لشکر ۳۱ عاشورا، احمد کاظمی و لشکر ۸ نجف که در هر کجا وارد می شدند بدون استثنا با موفقیت همراه بود.

شهادت

در جریان عملیات خیبر، همچنان که نیروهای ایرانی در برابر عراق مقاومت می د هنگامی که همت برای بررسی وضعیت جبهه جلو رفته بود بر اثر اصابت گلوله توپ در اش همراه با سید حمید میرافضلی، در غروب ۱۷ اسفند ۱۳۶۲ در محل تقاطع جاده های جزایر مجنون شمالی و جنوبی سر از بدنشان جدا شد و کشته شدند.

فرمانده سوم عراق در یکی از اظهاراتش گفته بود: ما آنقدر آتش بر جزایر مجنون فرو ریختیم و آنچنان آنجا را بمباران شدید نمودیم که از جزایر مجنون جز تلی خا تر چیز دیگری باقی نیست.

به گفته شاهدان عینی و رزمندگان در منطقه عملیاتی طلائیه که عملیات خیبر و رمضان در آنجا انجام شد ، به محدوده ای باریک ، یک میلیون و دویست هزار گلوله توپ و خم شلیک شد که تلفات بسیاری را برجا گذاشت.

ابراهیم همت در جریان عملیات خیبر به همرزمانش گفته بود: باید مقاومت کرده و مانع از بازپس گیری مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. یا همه این جا شهید می شویم یا جزیره مجنون را نگه می داریم. محسن رضایی در مصاحبه ای گفته است: اولین باری که در جنگ به ی عنوان «سید ال » دادند، در همین خیبر و برای حاج همت بود.

آرامگاه

ابراهیم همت قرار بود در قطعه ۲۴ بهشت زهرا دفن شود ولی به اصرار خانواده در زادگاهش و در کنار زاده شاهرضا دفن شد. با این حال در (قطعه ۲۴ ردیف ۷۷ شماره ۵۲۴) بهشت زهرا و در کنار مصطفی چمران، عباس کریمی و رضا چراغی سنگ مزاری برای تهی گور وی نصب کرده اند و بسیاری تصور می کنند که او در بهشت زهرا دفن شده است.

یادمان

برای بزرگداشت وی بزرگراه شهید همت و ایستگاه متروی شهید همت تهران به نام او نامگذاری شده است. همچنین یکی از بزرگراه های جنوب شرقی اصفهان، به نام وی نامگذاری شده است.

رضا میرکریمی نیز ساخت ی به نام ابراهیم در آتش را در دست تهیه دارد که به مقاطعی از زندگی حاج ابراهیم همت می پردازد.

کتاب هایی همچون هم پای صاعقه، ضربت متقابل، به روایت همت، ماه بالای سربچه هاست و نیمه پنهان ماه از جمله کتاب هایی هستند که در خصوص زندگی فردی و نظامی ابراهیم همت منتشر گردیده است.

اخیراً در ایستاده در غبار، ساخته محمدحسین مهدویان که از زندگینامه جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان تهیه شده بود،در قسمت هایی نیز به حضور محمدابراهیم همت و نقش آن در فرماندهی لشکر ۲۷ محمد رسول الله و تاثیر به سزای ایشان در زمان جنگ ایران و عراق اختصاص داده شد.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/شهید-همت




یاخته خونی

درخواست حذف اطلاعات

یاخته خونی

به انواع سلول های موجود در بافت خون، اصطلاحاً یاخته خونی یا هموسایت می گویند. یاخته های خونی معمولاً در سه دسته طبقه بندی می شود:

  • گلبول های قرمزاریتروسیت ها
  • گلبول های سفیدلو یت ها
  • پلاکت هاترومبوسیت ها

گلبول های قرمز

گلبول های قرمز متداول ترین نوع یاخته های خونی هستند و نقش اصلی آن ها جابجایی گازهای تنفسی (ا یژن و دی ا یدکربن) است. این سلول ها کوچک و فاقد هسته و سایر اندامک ها هستند و فضای درون آن ها از هموگلوبین که پروتئینی آهن دار است پر شده است.

این سلول ها از نظر ظاهری مقعر الطرفین هستند و حدود ۱۲۰ روز عمر می کنند.

گلبول های سفید

نقش اصلی این دسته از یاخته های خونی شرکت در فرایندهای دفاعی بدن است. گلبول های سفید به دو نوع اصلی گرانولوسیت (گرانول دار) و آگرانولوسیت (بدون گرانول) تقسیم می شوند. طول عمر گلبول های سفید چنان چه به درشت خوار تبدیل نشوند، از چند ساعت تا چند هفته بیش تر نیست.

پلاکت ها

این دسته از یاخته های خونی از ش ته شدن مگاکاریوسیت ها به وجود می آیند و نقش اصلی آن ها کمک به فرایند انعقاد خون است. پلاکت ها بیضوی شکل هستند و قطر آن ها معمولاً بین ۲ تا ۴ میکرون است.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/یاخته-خونی




یاخته خونی

درخواست حذف اطلاعات

یاخته خونی

به انواع سلول های موجود در بافت خون، اصطلاحاً یاخته خونی یا هموسایت می گویند. یاخته های خونی معمولاً در سه دسته طبقه بندی می شود:

  • گلبول های قرمزاریتروسیت ها
  • گلبول های سفیدلو یت ها
  • پلاکت هاترومبوسیت ها

گلبول های قرمز

گلبول های قرمز متداول ترین نوع یاخته های خونی هستند و نقش اصلی آن ها جابجایی گازهای تنفسی (ا یژن و دی ا یدکربن) است. این سلول ها کوچک و فاقد هسته و سایر اندامک ها هستند و فضای درون آن ها از هموگلوبین که پروتئینی آهن دار است پر شده است.

این سلول ها از نظر ظاهری مقعر الطرفین هستند و حدود ۱۲۰ روز عمر می کنند.

گلبول های سفید

نقش اصلی این دسته از یاخته های خونی شرکت در فرایندهای دفاعی بدن است. گلبول های سفید به دو نوع اصلی گرانولوسیت (گرانول دار) و آگرانولوسیت (بدون گرانول) تقسیم می شوند. طول عمر گلبول های سفید چنان چه به درشت خوار تبدیل نشوند، از چند ساعت تا چند هفته بیش تر نیست.

پلاکت ها

این دسته از یاخته های خونی از ش ته شدن مگاکاریوسیت ها به وجود می آیند و نقش اصلی آن ها کمک به فرایند انعقاد خون است. پلاکت ها بیضوی شکل هستند و قطر آن ها معمولاً بین ۲ تا ۴ میکرون است.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/یاخته-خونی




نهج البلاغه

درخواست حذف اطلاعات

نهج البلاغه

نهج البلاغه توسط محمد بن احمد حسین بن طاهر ملقب به شریف رضی معروف به که از اکابر و مشاهیر علمای یه می باشد جمع آوری شده. ایشان برادر کوچکتر سید مرتضی است. سید رضی از طرف پدر با چهار واسطه به حضرت موسی بن جعفر و از طرف مادر با شش واسطه به زین العابدین نسبت می رساند نیاکان پدری و مادری او تا معصوم همه از بزرگان دین و علمای سرشناس مذهب شیعه بوده اند. سید رضی در سال 359 در بغداد متولد شد.

یکی از مهمترین خدمتی که ایشان به جهان نمود جمع آوری کلمات و خطبه ها و نامه ها و مواعظ مولا مؤمنان علی علیه السلام به نام نهج البلاغه می باشد که بعد از قرآن و سخنان از بهترین کتب ی و مشهور به اخ القرآن می باشد که از قرن چهارم تا ... اوایل قرن پانزدهم ... چندین بار تجدید چاپ گردیده و م از سی شرح علمای فریقین بدان نوشته اند.

این کتاب شریف بر اساس منابع روائی توسط ایشان گردآوری شده و شامل چهار بخش: خطبه، نامه، کلمات قصار و غریب الحدیث، می باشد.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/نهج-البلاغه




نهج البلاغه

درخواست حذف اطلاعات

نهج البلاغه

نهج البلاغه توسط محمد بن احمد حسین بن طاهر ملقب به شریف رضی معروف به که از اکابر و مشاهیر علمای یه می باشد جمع آوری شده. ایشان برادر کوچکتر سید مرتضی است. سید رضی از طرف پدر با چهار واسطه به حضرت موسی بن جعفر و از طرف مادر با شش واسطه به زین العابدین نسبت می رساند نیاکان پدری و مادری او تا معصوم همه از بزرگان دین و علمای سرشناس مذهب شیعه بوده اند. سید رضی در سال 359 در بغداد متولد شد.

یکی از مهمترین خدمتی که ایشان به جهان نمود جمع آوری کلمات و خطبه ها و نامه ها و مواعظ مولا مؤمنان علی علیه السلام به نام نهج البلاغه می باشد که بعد از قرآن و سخنان از بهترین کتب ی و مشهور به اخ القرآن می باشد که از قرن چهارم تا ... اوایل قرن پانزدهم ... چندین بار تجدید چاپ گردیده و م از سی شرح علمای فریقین بدان نوشته اند.

این کتاب شریف بر اساس منابع روائی توسط ایشان گردآوری شده و شامل چهار بخش: خطبه، نامه، کلمات قصار و غریب الحدیث، می باشد.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/نهج-البلاغه




مهارت های ارتباطی کلامی (اثر تقدم و تا )

درخواست حذف اطلاعات

مهارت های ارتباطی کلامی (اثر تقدم و تا )

ایجاد یک سخنرانی قانع کننده باید دارای تکنیک های خاصی باشد که پیام شما به درستی انتقال پیدا کند و مخاطب را متقاعد سازد.

اثر تقدم و تا

دیدگاههای مختلفی در همایش ها و نشست ها مورد بررسی و ارزی قرار گرفت ، هنگامی که با لیست اطلاعات جامع برای رویاروی با مخاطب حاضر می شوید و ارائه مطلب می نمایید باید به درجه بندی مطالب در حین سخنرانی دقت نمود. تا برای مخاطب به عنوان اثر تقدم و تا شناخته شود. این امر باعث می شود تا مردم سخنان شما را به خاطر داشته باشند. در اثر تقدم ابتدا استدلالهای موافق مطرح می شود و در حالی که در اثر تأ استدلالهای موافق با دیدگاه و نظر مخاطبان در آ پیام ارائه می گردد.

اثر تقدم

اثر تقدم زمانی رخ می دهد که اطلاعات شما برای اولین بار ارائه می شود و تاثیر در ذهنیت مخاطب دارد، سخنان شما باید جنبه های مثبت داشته باشد، مهم آن است که به درستی و برای اولین بار اتفاق می افتد و بیشتر وجه خبری دارد و بحث پذیر می باشد. در واقع تولید کننده مطالب خواهید بود. سعی کنید که مطلب شما برجسته سازی و ازآن الگو برداری شود.

اثر تا

اثر تا زمانی ماهیت خود را پیدا خواهد نمود که اطلاعات شما در سخنرانی در مورد یک موضوع کامل ادا شود، در واقع نقاط کلیدی و پایانی جنبه شگفتی، تازگی و اثر بخش باشد. این یکی دیگر از روشهای اقناع می باشد که برای برقرای ارتباط یک ، قدرت کلامی عنوان می گردد.

اثر تقدم و تا در کلاس

بسیاری از معلمان بزرگوار دیدن تکالیف و حضور و غیاب را در ابتدای زنگ کلاسی انجام می دهند و انتهای کلاس را صرف استراحت دانش آموز می کنند و بین این دو بازه زمانی درس می دهند و حتی وقت زیادی را صرف تدریس می کنند ولی از نظر روانشناسان یادگیری این عمل نادرست می باشد. دو مفهوم به نام های "اثر تقدم" و "اثر تا " وجود دارد که این اشتباه را توجیه می کند، به شرح زیر است:

اثر تقدم و تا به این موضوع اشاره دارند که مطالبی که در ابتدا و انتهای زنگ کلاسی آموزش داده می شود بیشتر در ذهن دانش آموز می ماند. بنابراین معلمان باید این نکته را مدنظر قرار دهند و در آموزش، مطالبی که مهم تر است در ابتدای آموزش تاکید کنند و توجه دانش آموز را به سمت نکته های مهم جلب کنند و در انتهای آموزش مطالب مهم تر را تکرار و جمع بندی کنند.

حتی دریک سخنرانی در جمع والدین دانش آموزان این نکته اهمیت دارد.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/مهارت-های-ارتباطی-کلامی-اثر-تقدم-و-تاخر




مهارت های ارتباطی کلامی (اثر تقدم و تا )

درخواست حذف اطلاعات

مهارت های ارتباطی کلامی (اثر تقدم و تا )

ایجاد یک سخنرانی قانع کننده باید دارای تکنیک های خاصی باشد که پیام شما به درستی انتقال پیدا کند و مخاطب را متقاعد سازد.

اثر تقدم و تا

دیدگاههای مختلفی در همایش ها و نشست ها مورد بررسی و ارزی قرار گرفت ، هنگامی که با لیست اطلاعات جامع برای رویاروی با مخاطب حاضر می شوید و ارائه مطلب می نمایید باید به درجه بندی مطالب در حین سخنرانی دقت نمود. تا برای مخاطب به عنوان اثر تقدم و تا شناخته شود. این امر باعث می شود تا مردم سخنان شما را به خاطر داشته باشند. در اثر تقدم ابتدا استدلالهای موافق مطرح می شود و در حالی که در اثر تأ استدلالهای موافق با دیدگاه و نظر مخاطبان در آ پیام ارائه می گردد.

اثر تقدم

اثر تقدم زمانی رخ می دهد که اطلاعات شما برای اولین بار ارائه می شود و تاثیر در ذهنیت مخاطب دارد، سخنان شما باید جنبه های مثبت داشته باشد، مهم آن است که به درستی و برای اولین بار اتفاق می افتد و بیشتر وجه خبری دارد و بحث پذیر می باشد. در واقع تولید کننده مطالب خواهید بود. سعی کنید که مطلب شما برجسته سازی و ازآن الگو برداری شود.

اثر تا

اثر تا زمانی ماهیت خود را پیدا خواهد نمود که اطلاعات شما در سخنرانی در مورد یک موضوع کامل ادا شود، در واقع نقاط کلیدی و پایانی جنبه شگفتی، تازگی و اثر بخش باشد. این یکی دیگر از روشهای اقناع می باشد که برای برقرای ارتباط یک ، قدرت کلامی عنوان می گردد.

اثر تقدم و تا در کلاس

بسیاری از معلمان بزرگوار دیدن تکالیف و حضور و غیاب را در ابتدای زنگ کلاسی انجام می دهند و انتهای کلاس را صرف استراحت دانش آموز می کنند و بین این دو بازه زمانی درس می دهند و حتی وقت زیادی را صرف تدریس می کنند ولی از نظر روانشناسان یادگیری این عمل نادرست می باشد. دو مفهوم به نام های "اثر تقدم" و "اثر تا " وجود دارد که این اشتباه را توجیه می کند، به شرح زیر است:

اثر تقدم و تا به این موضوع اشاره دارند که مطالبی که در ابتدا و انتهای زنگ کلاسی آموزش داده می شود بیشتر در ذهن دانش آموز می ماند. بنابراین معلمان باید این نکته را مدنظر قرار دهند و در آموزش، مطالبی که مهم تر است در ابتدای آموزش تاکید کنند و توجه دانش آموز را به سمت نکته های مهم جلب کنند و در انتهای آموزش مطالب مهم تر را تکرار و جمع بندی کنند.

حتی دریک سخنرانی در جمع والدین دانش آموزان این نکته اهمیت دارد.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/مهارت-های-ارتباطی-کلامی-اثر-تقدم-و-تاخر




سنگ های آذرین، رسوبی، دگرگونی

درخواست حذف اطلاعات

سنگ های آذرین

از آنجایی که هنگامی که مواد مذاب سرد شده اند دانه های مواد معدنی آنها با هم سخت شده اند، در نتیجه سنگ های آذرین، سنگ های نسبتاً سختی هستند.

سنگ های آذرین از مواد معدنی اولیه ای ساخته شده اند که عمدتاً سیاه، سفید یا خا تریند. اگر هم ماده معدنی ای که رنگ دیگری دارد در آنها یافت شود میزان آن ناچیز است.

سنگ های آذرین بیرونی به سرعت سرد می شوند (در طول دوره ای که از چند ثانیه تا چند ماه است) و دانه های نامرئی و یا میکروسکوپی یا یک بافت نهان بلور دارند. سنگ های آذرین درونی آهسته تر سرد می شوند (در بیش از هزاران سال) و دانه هایی قابل مشاهده با اندازه های کوچک تا متوسط و یا بافت آذرین وی دارند.

سنگ های رسوبی

نکته اصلی درباره سنگ های رسوبی این است که آنها زمانی رسوب -گل و لای، ماسه، گراول (قطعات سنگی با قطر بیش از دو میلی متر) و خاک رس- بوده اند و هنگامی که به سنگ تبدیل شدند هم خیلی تغییر ن د. ویژگی های زیر به سنگ های رسوبی نسبت داده می شود:

به طور کلی در لایه های مواد ماسه ای و یا رسی (استراتا) قرار گرفته اند.

معمولاً به رنگ رسوبند که قهوه ای روشن تا خا تری روشن است.

ممکن است نشانه های حیات و فعالیت های سطح زمین مانند فسیل ها، ردپاها، علایم شبیه به موج و غیره را حفظ کنند.

سنگ های دگرگونی

نکته اصلی که درباره سنگ های دگرگونی می توان گفت این است که آنها تحت حرارت و فشار زیاد شکل گرفته اند. ویژگی های سنگ های دگرگونی عبارتند از این که:

از آنجایی که دانه های معدنی آنها در طول دگرگونی با هم بوده و محکم به هم چفت شده اند، معمولاً سنگ های محکمی هستند.
سنگ های دگرگونی در مقایسه با انواع دیگر سنگ ها از مواد معدنی متفاوت تری ساخته شده اند و طیف گسترده ای از رنگ و درخشش دارند.
سنگ های دگرگونی به طور کلی علایمی از کشیدگی یا فشردگی را نشان می دهند که به آنها ظاهر راه راه می دهد.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/سنگ-های-آذرین،-رسوبی،-دگرگونی




سنگ های آذرین، رسوبی، دگرگونی

درخواست حذف اطلاعات

سنگ های آذرین

از آنجایی که هنگامی که مواد مذاب سرد شده اند دانه های مواد معدنی آنها با هم سخت شده اند، در نتیجه سنگ های آذرین، سنگ های نسبتاً سختی هستند.

سنگ های آذرین از مواد معدنی اولیه ای ساخته شده اند که عمدتاً سیاه، سفید یا خا تریند. اگر هم ماده معدنی ای که رنگ دیگری دارد در آنها یافت شود میزان آن ناچیز است.

سنگ های آذرین بیرونی به سرعت سرد می شوند (در طول دوره ای که از چند ثانیه تا چند ماه است) و دانه های نامرئی و یا میکروسکوپی یا یک بافت نهان بلور دارند. سنگ های آذرین درونی آهسته تر سرد می شوند (در بیش از هزاران سال) و دانه هایی قابل مشاهده با اندازه های کوچک تا متوسط و یا بافت آذرین وی دارند.

سنگ های رسوبی

نکته اصلی درباره سنگ های رسوبی این است که آنها زمانی رسوب -گل و لای، ماسه، گراول (قطعات سنگی با قطر بیش از دو میلی متر) و خاک رس- بوده اند و هنگامی که به سنگ تبدیل شدند هم خیلی تغییر ن د. ویژگی های زیر به سنگ های رسوبی نسبت داده می شود:

به طور کلی در لایه های مواد ماسه ای و یا رسی (استراتا) قرار گرفته اند.

معمولاً به رنگ رسوبند که قهوه ای روشن تا خا تری روشن است.

ممکن است نشانه های حیات و فعالیت های سطح زمین مانند فسیل ها، ردپاها، علایم شبیه به موج و غیره را حفظ کنند.

سنگ های دگرگونی

نکته اصلی که درباره سنگ های دگرگونی می توان گفت این است که آنها تحت حرارت و فشار زیاد شکل گرفته اند. ویژگی های سنگ های دگرگونی عبارتند از این که:

از آنجایی که دانه های معدنی آنها در طول دگرگونی با هم بوده و محکم به هم چفت شده اند، معمولاً سنگ های محکمی هستند.
سنگ های دگرگونی در مقایسه با انواع دیگر سنگ ها از مواد معدنی متفاوت تری ساخته شده اند و طیف گسترده ای از رنگ و درخشش دارند.
سنگ های دگرگونی به طور کلی علایمی از کشیدگی یا فشردگی را نشان می دهند که به آنها ظاهر راه راه می دهد.




منبع : http://coffeenet-hamid.blog.ir/1397/07/22/سنگ-های-آذرین،-رسوبی،-دگرگونی