بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

کافه شعر

آخرین پست های وبلاگ کافه شعر به صورت خودکار از بلاگ کافه شعر دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



بی تفاوتی

درخواست حذف اطلاعات


بی تفاوتی شبیه سرماست.

از بافت های سطحی پوست آغاز می شود و در اعماقِ حفره ی ات جای دنجی برای خودش پیدا می کند تا سرِ فرصت دور قلبت تار بزند.

تا سر فرصت پیچک وار دورِ ساق های پا بپیچد و جوانه هایش را در پاشنه ها فرو کند.

تا سر فرصت در رگ های دستانت ریشه بدواند در بستر ناخن ها بتابد.

تا میلِ نوازش را در انگشتانت بخشکاند.

تا پلک ها را بر عشق به دنیا ببندی.

رویت را از آدم ها بگردانی نفسِ عمیقی بکشی و برای همیشه بروی...

و زمستانی که در وجودِ من چهار نعل می تاخت آمده بود تا هرگز نرود...


| نیکی فیروزکوهی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/18/بی-تفاوتی




درگیر توام

درخواست حذف اطلاعات


روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند

دسته گل غش می کند!، پروانه پشتک می زند


کفش در می آوری، قالی علامت می دهد

جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند


هر ی از ظّنِ خود در خانه یارت می شود

گاز آتش می خورد! یخچال برفک می زند


میوه ها با پای خود تا پیش دستی می دوند

آن طرف کتری به پای خویش فندک می زند


روبرویم می نشینی، جشن بر پا می شود

صندلی دف می نوازد!، میز تنبک می زند


درد دلها از لبت تا گوش من صف می کشند

پیش از آن چشمت به چشم من پیامک می زند


عشق من! این روزها با اینکه درگیر توام

باز هم قلبم برای قبلها لک می زند


زندگی گر چه برای پر زدن می سازدش

عاقبت نخ را به پای بادبادک می زند


عشق گاهی با پر قو ص ه را می پرورد

گاه سنگین می شود، چکش به میخک می زند


باز هم با بوسه ای راه تو را می بندم و

حرف آ را همین لبهای کوچک می زند


| غلاکرضا طریقی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/19/درگیر-توام




غم آ

درخواست حذف اطلاعات


غم آ ت باشه، یکی از چرندترین و بی فایده ترین آرزوهای دنیاست. از این آرزوهای تکراریِ از زیر کاغذ کاربن درآمده ای که گوینده اش حتی به معنی کلمات هم فکر نمی کند. فقط می گوید که چیزی گفته باشد. چیزی به نام غم آ وجود ندارد. زندگی تا تیتراژ پایانی، پر است که غم های ریز و درشتی که هرگز تمام نمی شوند. فقط شکل شان تغییر می کند. دایره ی غم تبدیل می شود به مثلث غم. مثلث غم تبدیل می شود به جعبه ی مستطیلی غم. کوه غم تبدیل می شود به تپه غم و تپه غم تبدیل می شود به نم نم باران غم.

غم ها همه جا هستند. گاهی تبدیل به ویروسی می شوند و توی تن بچه مان خانه می کنند، گاهی تومور می شوند و سر از گردن همسایه در می آورند، گاهی استخوان می شوند و در گلو گیر می کنند، گاهی در نقش کلاهبرداری بی رحم ظاهر می شوند و دار و ندار و اسم و رسم مان را بالا می کشند، گاهی ریز می شوند و یک و افسردگی گذرا به جانمان می اندازند و گاهی تبدیل به طوفان غبار می شوند و قلمرویمان را می گیرند. غم ها هرگز برای همیشه نمی روند. غم ها جایی برای رفتن ندارند. غم بخشی از وجود انسان را تشکیل داده. جایی کنار آب، کنار خون، کناراستخوان.

سخت ترین چیزی که انسان باید در زندگی یاد بگیرد، رام غمِ وحشی است. انسان باید یاد بگیرد که چه طور افسار دور گردن این موجود وحشی بیندازد و به او فرمان پیچیدن و توقف بدهد. باید یاد بگیرد غمش را تا کند و آن را ته کارتن موز در انباری بگذارد تا همیشه جلوی چشمش نباشد. شادی و آرامش همیشه از زیر پوستِ غم های ش ت خورده بیرون می آیند.

برای نجات پیدا از این جنگ بی پایان، باید همیشه مسلح بود. باید شادی را تبدیل به سپر م ع کرد و با شمشیرِ بالا برده به جنگ دشمن های تکثیر یافته رفت. لا به لای این همه چرکی و سیاهی بالا ه نوری دیده می شود. همین باریکه های نور هستند که ما را به ادامه دادن و جلو رفتن تشویق می کنند. این تونل تاریک و سیاه یک جایی تمام می شود. تا رسیدن به تونل بعدی باید از تماشای آسمان و هوای تازه و روشنایی لذت برد.


| آنالی اکبری |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/19/غم-آخر




در آغوشم بگیر

درخواست حذف اطلاعات


_ أحضنی و کأنی سأموت غداً

+ و ماذا عن الغد؟

_ أحضنی و کاننی عدتُ


_ مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می میرم.

+ و فردا چطور؟

_ جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته ام.


| نزار قبانی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/16/احضنی




عاشق چند ساله

درخواست حذف اطلاعات


درد یعنی مچاله ی شعری

توی سطل زباله ات باشم

درد یعنی تو بی خبر باشی

عاشق چند ساله ات باشم


| عمران میری |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/17/عاشق-چند-ساله




تا ثریا کج باید رفت

درخواست حذف اطلاعات


اصلا یعنی چه دیوار صاف باشد

تا خودِ ثریا باید کج رفت

خشت به خشت یک رابطه را باید کج گذاشت متمایل به مرد

اصلا چه معنی دارد حقوق برابر زن و مرد،

توی عشق از اینها نداریم، عشق عین بی قانونی ست، عین زن سالاری ست

عشق نجابت مرد است و صلابت زن، زن را باید بند بند وجودت بطلبد، زن لوس نمی شود، سوار نمی شود، فقط سخت می پذیرد، دیر تسلیم تو می شود، باید صبوری کرد، جنگید، اصرار ورزید و کج رفت!

زن را که دوست بداری، زن که بفهمد در تو نفوذ کرده

پیاده و نه سواره همراه تو تا ثریا زیر دیوار کج راه می آید.


| مسعود ممیزالاشجار |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/17/تا-ثریا-کج-بیاد-رفت




دریاب وحشت مرا

درخواست حذف اطلاعات


می گویی باران را دوست دارم،

اما وقتی باران می بارد چتر به دست می گیری!

می گویی آفتاب را دوست دارم،

اما زیر نور خورشید به دنبال سایه می گردی...!

می گویی باد را دوست دارم،

اما وقتی باد می وزد پنجره را می بندی...!

حالادریاب وحشت مرا وقتی میگویی دوستت دارم!


| باب مارلی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/17/دریاب-وحشت-مرا




مَچشان

درخواست حذف اطلاعات


ز آنکه مرا داد لبش؛ نیست لبی را اثرش

ز آنچه چشیدم ز لبت؛ هیچ لبی را مچشان


| مولانای جان |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/18/مچشان




سبکبال ترین موجودات

درخواست حذف اطلاعات


سبکب رین موجوداتی که آفریدی

پرندگان نیستند

ن رنجیده اند

و قسم به زن وقتی می رنجد

قسم به زن

به لحظه ای که می تواند

سبکبال تر از سنجاقکی

از یک برکه دور شود...


| رویا شاه حسین زاده |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/18/سبکبال-ترین-موجودات




ن کُشته شده

درخواست حذف اطلاعات


ن کُشته شده از اندوه

فراوان تر از مردان کُشته شده در جنگند...


| انیس منصور |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/18/زنان-کشته-شده




پایان شب من باش

درخواست حذف اطلاعات


خو و نمی خوابم

در این شب طولانی

ای روزنه ی امّید

در صفحه ی پایانی


می چرخی و می چرخم

از این شب بی امّید

تا صبح فراموشی

تا تجربه ی خورشید


خاموشی و در صحبت

دوری و به من نزدیک

امنیّت آغوشی

در طول شب تاریک


در جاده ی بی مقصد

رفتیم و گریزی نیست

دنیای مرا گشتند

جز عشق تو چیزی نیست!


گفتند که باید رفت

گفتند که برگردم

در اینهمه شک، تنها

ایمان به تو آوردم


پایان شب من باش

چون جای درنگی نیست

جز عشق برای ما

پایان قشنگی نیست....


| سید مهدی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/11/پایان-شب-من-باش




آغوشت

درخواست حذف اطلاعات


وقتی در خانه نیستی

ز له

آتش سوزی

و حتی بادی که به پنجره می کوبد

وحشت زده ام می کند

می ترسم

هیچ راه فراری به آغوش تو نباشد.


| منیره حسینی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/14/آغوشت




شهر بارونی

درخواست حذف اطلاعات


تو هر شهر دنیا که بارون بیاد

خیابونی گم می شه تو بغض و درد

تو بارون مگه می شه عاشق نشد؟

تو بارون مگه می شه گریه نکرد؟


مگه می شه بارون بباره ولی

دل هیشکی واسه ی تنگ نشه؟

چه زخم عمیقی توی کوچه هاست

که بارون یه شهرُ به خون می کشه


تو هر جای دنیا یه عاشق داره

با گریه تو بارون قدم می زنه

خیابونا این قصه رو می دونن

رسیدن سر آغاز دل کندنه


هنوز تنهایی سهم هر عاشقه

چه قانون تلخی داره زندگی

با یه باغی که عاشق غنچه هاست

چه جوری می خوای از زمستون بگی؟


یه وقتا یه در تو دنیا هست

که آدم رو از ریشه می سوزونه

هر عشقی تموم می شه و می گذره

ولی خاطره ش تا ابد می مونه


گاهی وقتا یه جوری بارون میاد

که روح از تنِ دنیا بیرون می ره

یکی چترِ شا و وا می کنه

یکی پشتِ یه پنجره می میره


تو هر جای دنیا یه عاشق داره

با گریه تو بارون قدم می زنه

خیابونا این قصه رو می دونن

رسیدن سر آغاز دل کندنه


هنوز تنهایی سهم هر عاشقه

چه قانون تلخی داره زندگی

با یه باغی که عاشق غنچه هاست

چه جوری می خوای از زمستون بگی؟


| ترانه سرا: بابک صحرایی |

| خوانندگان: سیامک عباسی، محمد راد |


شهر بارونی _سیامک عباسی،محمد راد




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/14/شهر-بارونی




در انتظار چه نشسته ای

درخواست حذف اطلاعات


در انتظار چه نشسته ای

زمان علف س نیست عزیزم

هر ثانیه ی حرام شده اش را باید حساب پس بدهی

حواست نباشد

همین ساعت لکنته ی دیواری

به نیش عقربه های تیزش

تو را و اشتیاق مرا

به اجزای موریانه پسند تجزیه می کند

و چشم هایت را می برد

مانند دو تمبر باطل شده ی قدیمی

در آلبومی کپک زده بچسباند

نگو ی به فکرت نیست

و نامت را دنیا از یاد برده است

شاید دنیا تویی و من

و نام ما مهم نیست در جریده عالم

با حروف درشت چاپ شود

همین که جانانه بر لبی جاری شود

تا ابدیت خواهد رفت


| عباس صفاری |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/15/در-انتظار-چه-نشسته-ای




معتاد

درخواست حذف اطلاعات


اولین باری که جیب یکی رو زدم سه روز بود که غذا نخورده بودم، با پولی که زدم حس دلو از عزا در آوردم، دومین بار وقتی میخواستم یه موبایل ب م جیب بری ، اما پولی که زدم کم بود، پس واسه بار سوم رفتم جیب بری، دیگه آسون شده بود، مثل بار اول ترس نداشت، دفعه بعد بخاطر تولد خواهرم جیب بری ، دفعه بعدی واسه مهمون رفیقام، حالا که واسه خودم یه مغازه دارم هم گاهی وقتا توی خیابون نا خود آگاه دستم میره سمت جیب مردم.

انگار که واسم این کار عادی شده، انگار معتاد به اینکار شدم

فکر میکنم تکرار بی دلیل یه چیز، یه کار، حتی یه مدل غذا، اون چیز رو هرزه میکنه و آدم رو معتاد به اون

وقتی واسه بار اول عاشق سمیرا شدم دوست داشتن واسم مقدس بود، اما وقتی سمیرا رفت و من با یکی دیگه دوست شدم برام مثل بار اول نبود، وقتی برای بار سوم با یکی دیگه رو هم ریختیم مثل قبلی نبود!

الان دیگه نمیدونم دوست داشتن چیه، عشق چیه، چون حرفایی که به سمیرا میزدم رو به خیلیای دیگه هم گفتم، فکر کنم عشق رو هم دیگه هرزه ، و خودم رو معتاد داشتن یه رابطه...


| مسعود ممیزالاشجار |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/11/معتاد




دارم به این ع فکر می کنم

درخواست حذف اطلاعات


دارم به انگشت هایت فکر می کنم که بسته است

به چشمهایت که بسته است

به لب هایت

دارم به این ع فکر می کنم

که یکریز حرف می زند.


| ناهید عرجونی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/11/دارم-به-این-عکس-فکر-می-کنم




هزار " دوستت دارم" نهفته

درخواست حذف اطلاعات


همه ی این هزار حرف نگفته

این هزار شعرِ نسروده

همه ی این هزار قاصدک سپید

قاصدان هزار " دوستت دارم" نهفته

که با تفرق ابدی

تنها یک فوت فاصله دارند،

نثار تویی که به فروتنی "نیستی" !

و در تک تک سلول های روح من

لانه کرده ای...


| مصطفی مستور |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/10/هزار-دوستت-دارم-نهفته




وقتی ی را دوست داریم

درخواست حذف اطلاعات


به من بگو

وقتی ی را دوست داریم

چرا "غم"

مهربان تر می شود

و "تنهایی" از فرسنگ ها دورتر

ما را بو می کشد...؟


| حمید جدیدی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/10/وقتی-کسی-را-دوست-داریم




صبر

درخواست حذف اطلاعات


دل داشتیم، دادیم، جان بود، عرض کردیم

چیزی که یار خواهد، صبر است و ما نداریم...


| باذل رفیع خان |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/10/صبر




تعبیرِ آینده ت خودم بودم

درخواست حذف اطلاعات


هربار می گفتم دوسِت دارم

توی سکوتت بغض می کردی

از روزی که گفتم خداحافظ

هرشب دعا که برگردی


از اون خ که تو رو صدبار

از من گرفته بد گله دارم

هر شب دعا که برگردی

میبینی؟ خیلی حوصله دارم


صبرم زیاده دردهام اما

قدر هزارتا صبر ایوبه

حالم ابه اما می دونم

خیلیا گفتن زندگیم خوبه


من یه دروغگوی سیاکارم

می خندم و قلبم گرفتاره

خیلی بدی ها دیدم از دنیا

دنیا بهم خیلی بد اره


میگفتی شبها دیر میخو

چی میدونی از عشق وا مونده

هر شب دارم کابوس میبینم

تو خواب با چشمی که وا مونده


رفتم که آینده ت قشنگتر شه

من واسه ی تو خیلی کم بودم

رفتم ولی هرگز نفهمیدم

تعبیرِ آینده ت خودم بودم


| مرتضی دهقان |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/10/تعبیر-آینده-ت-خودم-بودم




حتما این پاییز هم مثل همه ی پاییزهای دیگر میگذرد

درخواست حذف اطلاعات


حتما این پاییز هم مثل همه ی پاییزهای دیگر میگذرد، خواننده ها دوباره آهنگ های جدید بیرون میدهند و از تنهایی و خاطرات آدمهای رفته حرف میزنند، حتما بچه مدرسه ای ها دوباره توی دفتر املاشان برای سین یک دندانه اضافه میگذارند و برای پ یک نقطه کم، ها پر از دانشجوهای ترم اولی میشود که خیال میکنند عشق جایی در حوالی صندلی های خالی دانشکده و کلاس های گرمش انتظارشان را میکشد، حتما رفتگرها دوباره تا قبل از بیدار شدن خورشید جاروهاشان را روی تنِ زمین میکشند و برگ هارا توی کیسه های بزرگ میریزند و میبرند یک جای دور، حتما دوباره راننده ها پنجره هارا میبندند و ما مجبوریم هوایِ نمورِ نفس های دیگران را توی ریه هامان تصفیه کنیم، حتما من دوباره لای تمام کتاب هایم برگ خشک جمع میکنم و خاطرات مدرسه را مثل کلاف دور دست هایم میپیچم و خاطرات روزهای دانشجویی را یکی از زیر یکی از رو بهم گره میزنم و برای روزهای سردم لباس هایی با جیب های یکنفره می م و کتانی کیکرز ، چند کتاب تازه به کتابخانه ام اضافه میکنم و غروب که میشود زٌل میزنم به چراغ روشن خانه ها و برایشان قصه میسازم...

حتما این پاییز تو دست های یخ زده ی ی را توی دست های بزرگت میگیری و من آهنگ خواجه ی را درحالی که روی ج خیابان راه میروم میکنم " یه روزی میاد که دیگه دلت برام نریزه/که یادت نیاد تولد من چندِ پاییزه"

حتما ما جایی در میان این روزهای تکراری

دوباره همدیگر را به یاد خواهیم آورد...


| نازنین عابدین پور |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/08/حتما-این-پاییز-هم-مثل-همه-ی-پاییزهای-دیگر-میگذرد




غمگینانه ترین سطرها

درخواست حذف اطلاعات


امشب

غمگینانه ترین سطرها را

می نویسم:

دوستش داشتم و

او نیز

گاهی، دوستم می داشت!


| پابلو نرودا |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/08/غمگینانه-ترین-سطرها




گریستم

درخواست حذف اطلاعات


بعد از هزار مرتبه خواهش، دم وداع

چیزی نداشتم که بگویم...گریستم


| حسین دهلوی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/09/گریستم




حالِ دلِ من

درخواست حذف اطلاعات


و

واى بر حالِ دلِ من

که بى اعتنا بر مرزهاى جغرافیا

چونان بادهاى کولى

خانه اش

حوالىِ نفسهاى توست!


| بابک فروزان |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/09/حال-دل-من




پیانیست من

درخواست حذف اطلاعات


خندید...

بهش گفتم: "میدونستی دندونات خیلی قشنگن!"

بیشتر خندید. گفت: "بچه ها وقتی مدرسه می رفتم مس م می . بهم میگفتن دندون گوشی. یهو ت شد. از پشت پنجره زل زد توو کوچه...

" ولی همه میگن چشات قشنگه، چرا دندونام...؟!"

یه وقتایی دوست داشتم پیانو بزنم. کلیدای سفیدشو بیشتر دوس داشتم...ولی یا گرون بود یا اگه پولشو داشتم، وقتشو نداشتم. الان دیگه می تونم بزنم. کافیه چیز خنده داری براش تعریف کنم تا بخنده. کافیه بخنده تا دندونای سفید و ردیف شُدَش، شروع کنن به چیدن نت ها کنار هم...

امروز اما فرق داشت، یه ار تر بود...!

می خندید، پیانو میزد،

باد می پیچید تو موهاش، چنگ می زد،

گونه های سرخش طبل،

ابرو بالا انداختناش کمونچه،

چشماش...

چشماش داشت می خوند برام...

"به حق چشم خمار لطیف تابانت

به حلقه حلقه آن طره پریشانت

بدان حلاوت بی مر و تنگ های شکر

که تعبیه ست در آن لعل شکرافشانت..."


| حمید جدیدی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/09/پیانیست-من




دست های تو

درخواست حذف اطلاعات


خدا دست های تو را که می ساخت

عینک ظریف و نه ای بر چشم داشت

زیر لب ترانه ای را می کرد

و سر هر انگشت،

اندازه ی یک پنجره مکث می کرد

کمی کارهای خانه اش را انجام می داد

و دوباره به تو برمی گشت

به دست هایت...


| رسول ادهمی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/04/دست-های-تو




بی قرارم

درخواست حذف اطلاعات


بی قرارم مثل آن روزی که دلتنگ شبش بود

خواب دیدم بوسه ای هستم که دلتنگ لبش بود


| فرامرز راد |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/04/بی-قرارم




وصله ی ناجور

درخواست حذف اطلاعات


مثل آهنگ خارجیایی که دوسشون داشتم اما معنیشونو نمیدونستم بودی برام، مثل وصله ی ناجورِ زندگی آقاجون که هروقت با عزیز حرفش میشد میگفت یه عمر گذشته اما هنوزم وصله ی ناجوری، هنوزم مثل همون روزایی و عوض نشدی...

نمیدونم اون روزا عزیز چجوری بود اما شبیه تو بود گمونم، دوس داشتنش قطع و وصل میشد، رفت و آمد داشت، کم و زیاد داشت!

وصله ی ناجور بودی اما ناجور بودنتم قشنگ بود، میومدی بِهِم، قَدِت به قَدَم، وَزنِت به وَزنَم، رنگ چشات به رنگ چشام اما دنیات ... دنیات رنگ دنیای من نبود، من میگفتم آبی تو میگفتی سیاه، من میگفتم دیوونه بازی تو میگفتی عاقل بودن، هی من میگفتم، هی تو میگفتی. انقدر گفتم و گفتی تا یه روز که آقاجون با عزیز دعواش شده بود و با بغض نگام کرد، تنم لرزید، یهو گفت: جایی که فهمیدی یکی وصله ی ناجور زندگیته ول کن برو، آدمارو به امید عوض شدنشون نمیشه نگه داشت، نمیشه چون نه عوض میشن و نه انصافه عوضشون کنی، با هیچ به امید عوض شدنش نمون باباجان، منو عزیزت وقتی ازدواج کردیم خیلی بهم میومدیم اما همه ظاهرمونو میدیدن، هیچ نمیدونست از دلِ من تا دلِ عزیزت چقدر فاصله ست، فاصله ای که هیچوقت پر نشد! واسه من دیگه دیره این حرفا ولی تو که اول راهی، هرجا فهمیدی دل و دنیاتون دوره وِل کن برو دختر، ول کن برو...

آقاجون راست میگفت، من نمیتونستم عوضت کنم تا بشی وصله ی جورِ زندگیم، نمی تونستم چون دنیات به دنیام نمیومد، چون کنار هم بودنه آدمایی که دنیاشون مثل هم نیست، زندگیشونو پشت هاله ای از غَم حبس میکنه...

حالا میفهمم

گاهی واقعا دوست داشتن کافی نیست،

به چیز بیشتری نیازه، چیزی به اسم هم دنیا بودن...


| نازنین عابدین پور |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/06/وصله-ی-ناجور




حالا ببوس مرا

درخواست حذف اطلاعات


مرا تنگ در آغوش بگیر

و ببوس.

بوسه ای طولانی

حالا ببوس مرا

که فردا دیر است

زندگی همین لحظه ست

همه چیز از جریان خواهد ایستاد

از گرما، از سرما

منجمد می شود، خاموش می شود

هوا کم می آورد

اگر تو، به بوسیدنم خاتمه دهی

گمان کنم خاموش مرده باشم.


| ژاک پره ور |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/06/حالا-ببوس-مرا




دلتنگی تو

درخواست حذف اطلاعات


بالای سرم نشسته و ماه من است

هم صحبت گاه گاه دلخواه من است؛

بازار، پیاده رو، خیابان، خانه

دلتنگیِ تو همیشه همراه من است...


| جلیل صفربیگی |




منبع : http://cofe-sher.blog.ir/1397/07/06/دلتنگی-تو