بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

تفسیر آیه قرآن????

پست تفسیر آیه قرآن???? از وبلگ مرجع دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



تفسیر آیه قرآن????

درخواست حذف اطلاعات
سوره الاعراف ایه ٢٠

از راه آرزوها، انسان را فریب مى‏ دهد
و نهایت کار ، وسوسه است نه اجبار،

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَنُ لِیُبْدِىَ لَهُمَا مَا وُرِىَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَ تِهِمَا وَقَالَ مَانَهَکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَکُونَا مَلَکَیْنِ أَو تَکُونَا مِنَ الْخَلِدِینَ‏

ترجمه

پس ، آن دو (آدم و همسرش) را وسوسه کرد تا آنچه را از زشتى ( )شان از آن دو مخفى بود، برایشان آشکار سازد و گفت: پروردگارتان شما را از (خوردن) این درخت نهى نکرده مگر براى این که مبادا دو فرشته شوید یا از جاودانان شوید (و حیات ابدى بی د).

از صادق علیه السلام سؤال شد ملائکه افضل هستند یا بنى‏آدم؟ آن حضرت روایتى را از حضرت على علیه السلام نقل د که فرمود: خداوند ملائکه را از عقل بدون و حیوانات را با بدون عقل آفرید، امّا انسان را با ترکیبى از عقل و آفرید، اگر عقل انسان بر ش غالب شود، از ملائکه برتر است و اگر ش برعقلش غالب شود، از حیوانات پست ‏تر است. «فمن غلب عقله َه فهو خیر من الملائکة و من غلب ه عقله فهو شرّ من البهائم». [42]
آدمیزاده طرفه معجونى است‏ کز فرشته سرشته و از حیوان
گر کند میل این، شود به از این‏ ور کند میل آن، شود پس از آن
آرى خوبى‏ ها ودرجات آدمیان متفاوت و داراى مراتبى است، چنانکه در ملائک نیز چنین است، پس هر انسانى را نمى‏ توان گفت از همه ‏ى ملائکه برتر است و یا بالع . [43]
خداوند، را با ماهیّتى پلید نیافریده است، بلکه او را موجودى قابل تکامل آفرید و در گذرگاه هستى هدایت کرد و این بود که خود را منحرف و پلید ساخت، وگرنه اگر ماهیّت او پلید بود، اشتغال به تسبیح و تقدیس، که سالها بدان مشغول بود، معنا نداشت. همان گونه که خداوند فرعون و ابن‏ ملجم را چنان خلق نکرد، بلکه آنان نیز شایستگى رشد و اعتلاى انسانى را داشته‏ اند، ولى به اختیار خود منحرف شده ‏اند. [44]
سؤال: چرا خداوند را بر انسان مسلّط کرد؟
پاسخ: رابطه ‏ى با انسان و امکان تأثیر او در آدمى، بیشتر و زیادتر از تأثیر غرائز حیوانى در انسان نیست. خداوند در مقابل آن غرائز حیوانى، شه و تعقّل و وجدان را عطا فرموده و بهترین وسیله‏ ى تعدیل و تنظیم غرائز را در اختیار آدمى قرار داده است.
علاوه بر آنکه ، بر انسان سلطه ندارد واراده و اختیار را از انسان نمى‏ گیرد، چنانکه خودش مى‏ گوید: «ما کان لى علیکم من سلطان الاّ أن دعوتکم فاستجبتم لى فلاتلومونى ولوموا انفسکم ما انا بمصرخکم و ما انتم بمصرخى» [45] کار او کمک به غرائز حیوانى است و اگر بخواهد تأثیرى بگذارد، مجبور است با یکى از قواى درونى یعنى غرائز و توهّمات و وسوسه‏ ها وارد شود که در مقابل آنها دو نیروى عقل و وجدان همواره انسان را به خیرات ونیکى‏ ها دعوت مى‏کنند. [46]

41) تفسیر منهج‏ الصادقین‏
42) وسائل، ج‏15، ص‏209
43) تفسیر اطیب البیان، ج‏1، ص‏512
44) شرح‏ مثنوى، علاّمه جعفرى، ج 5، ص‏207
45) ابراهیم، 22
46) شرح مثنوى، ج‏5، ص‏207

- ، حتّى خوبان را هم رها نمى‏ کند. «فوسوس لهما» امّا هیچ سلطه ‏اى بر مخلصین ندارد. «الاّ عبادک منهم المخلَصین» [47]




منبع : http://bjgh56.blogfa.com/post/65