بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

بي نشانه

آخرین پست های وبلاگ بي نشانه به صورت خودکار از بلاگ بي نشانه دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



سرنوشت زرد

درخواست حذف اطلاعات

من و باران و برف و سرنوشت برگ برگ زرد


در این پاییز من بی تو ؛ پر از سرما پرم از درد


بهاری نیست !ما را جاودان در این خزان کشتند


امیدی نیست از ما برکشاند این غبار و گرد!!!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/212/سرنوشت زرد/




سرنوشت زرد

درخواست حذف اطلاعات

من و باران و برف و سرنوشت برگ برگ زرد


در این پاییز من بی تو ؛ پر از سرما پرم از درد


بهاری نیست !ما را جاودان در این خزان کشتند


امیدی نیست از ما برکشاند این غبار و گرد!!!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/212/سرنوشت زرد/




غم خانه

درخواست حذف اطلاعات

دوباره تنگ می گردد،به دریا می زنم دل را


کدامین موج می شوید من مجنون عاقل را؟


کدامین باد می د درون ی مستم...


که از خود بی خبر هر دم ،نمی دانم کجا هستم؟


من و حال و هوای تو عجب غوغای مفلوکی...


عجب!من با خیال تو چنین تنهای متروکی...


به تو دل را نمی بستم اگر؛دنیا چه حالی بود؟


درونم از غم و دوری همیشه پوچ و خالی بود!


اگر دلتنگی از من دور می شد شاه می گشتم


قرین صد ستاره ،ه ن ماه می گشتم!


اگر دلتنگی از من دور می شد نور می گشتم


مرا کوچک نمی دیدی زنی مغرور می گشتم


به خود این را که می گویم دمی دل می برم از تو


دریغ از حس آرامش !چرا که من پرم از تو!!!


در این احساس بی حاصل تمام عمر محبوسم


رسیدن قسمت ما نیست!در این غم خانه می پوسم!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/213/غم خانه/




غم خانه

درخواست حذف اطلاعات

دوباره تنگ می گردد،به دریا می زنم دل را


کدامین موج می شوید من مجنون عاقل را؟


کدامین باد می د درون ی مستم...


که از خود بی خبر هر دم ،نمی دانم کجا هستم؟


من و حال و هوای تو عجب غوغای مفلوکی...


عجب!من با خیال تو چنین تنهای متروکی...


به تو دل را نمی بستم اگر؛دنیا چه حالی بود؟


درونم از غم و دوری همیشه پوچ و خالی بود!


اگر دلتنگی از من دور می شد شاه می گشتم


قرین صد ستاره ،ه ن ماه می گشتم!


اگر دلتنگی از من دور می شد نور می گشتم


مرا کوچک نمی دیدی زنی مغرور می گشتم


به خود این را که می گویم دمی دل می برم از تو


دریغ از حس آرامش !چرا که من پرم از تو!!!


در این احساس بی حاصل تمام عمر محبوسم


رسیدن قسمت ما نیست!در این غم خانه می پوسم!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/213/غم خانه/




یک گل

درخواست حذف اطلاعات

می گویند با یک گل بهار نمی شود...


چه جوابشان بدهم ؟!


منی که با تو تمام فصل هایم بهار است...




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/210/يک گل/




...

درخواست حذف اطلاعات

دلتنگ ماهی دو ص ه آنورترم ...


_او را به سفر چین برده اند-!!!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/211/.../




دلبر ایرانی من!

درخواست حذف اطلاعات

دلبر ایرانی من !ناز کم کن خواهشا


یا که با نرخ دلار آن را گرانتر هی نکن


این چه تحریم است داری یار با ما می کنی؟!


با منِ بیچاره ،با بالا و پایین طی نکن!


همچو یاقوتی ست لب های تو شیرین! جان من!


کام بستان از من و کام مرا چون می نکن 


ساز سرنا می نوازد مهر تو در ام


دلبری کن با من و با غمزه های نی نکن!


قصه ی و ست این دلدادگی


عهد کردی با دلم...این کار را با وی نکن!


 


 




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/208/دلبر ايراني من!/




رو سیاه

درخواست حذف اطلاعات

با روی سیاه و پر گناه آمده ایم


ما در طلب جود و نگاه آمده ایم


یا رب !تو عنایتی بفرما و ببخش


با این همه سوز و اشک و آه آمده ایم!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/209/رو سياه/




دلبر ایرانی من!

درخواست حذف اطلاعات

دلبر ایرانی من !ناز کم کن خواهشا


یا که با نرخ دلار آن را گرانتر هی نکن


این چه تحریم است داری یار با ما می کنی؟!


با منِ بیچاره ،با بالا و پایین طی نکن!


همچو یاقوتی ست لب های تو شیرین! جان من!


کام بستان از من و کام مرا چون می نکن 


ساز سرنا می نوازد مهر تو در ام


دلبری کن با من و با غمزه های نی نکن!


 


 




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/208/دلبر ايراني من!/




سه ماه دیگر...

درخواست حذف اطلاعات

_تو مالویی و من ما_


من سهم زنبورها می شوم وقتی سه ماه دیگر...


تو را کلاغ ها به منقار می درند!


شبیه ترین واژه به من!...


افسوس! میوه ی یک فصل نبودیم که به هم برسیم!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/207/سه ماه ديگر.../




لبخند درون قابها

درخواست حذف اطلاعات

یک روز تمام آب ها می خشکد


چشمان تر عقاب ها می خشکد


گر خاطره هایمان مکدر باشد؛


لبخند درون قاب ها می خشکد!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/206/لبخند درون قابها/




دامان هیچ

درخواست حذف اطلاعات

نیستان را حیله و قصد فراموشی چه سود؟!


اوج خا تر شدن ؛سرما و خاموشی چه سود؟


ما که از اول نبودیم و نبودش قصدمان


این سیاهین جامه را مرگانه می پوشی چه سود؟


با تو یک نی نامه نالیدیم با هر نایمان


اینقدر در بند بند ناله می کوشی چه سود؟


گنگ و گیج و مست بر دامان هیچ افتاده ایم


جاودان ا یر در این هیچ می نوشی چه سود؟!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/204/دامان هيچ/




سنگ

درخواست حذف اطلاعات

هر چه به دیوار که گفتم ،شنید


سنگ مرا می شنود هر زمان


سرِّ مرا باز مگو می کند


ریز به ریزم پی او در امان!


سنگ ،مرا دوست!مرا آشنا!


سنگ مرا جرات ابراز درد


هرچه بگویم سبکم می کند


سنگ مرا تکیه گهی همچو مرد!


هر چه نگفتم به شما مردمان


گفته دلم با همه دار و درخت


پیشِ شما ترس به ابراز و او...


گفته همه با در و دیوارِ سخت


هر که ،که احساس ندارد ؛نه سنگ!


سنگ پر از حس وفاداری است


سنگ ،صبور است ولی عاشق است


گرچه ز نیرنگ و حسد عاری است!


گریه و لبخند ندیدم ز او


مِهرِ تمام است وجودش ولی


شکل همه رازِ مگوهای من؛


سرِّ تمام است سرودش ولی 


کاش درونت وجبی سنگ بود


جای دلِ عاشق و دیوانه ات!


یارِ منی وای بر احوالِ من


تکیه گهم نیست چرا شانه ات؟!


 




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/205/سنگ/




عطر تو

درخواست حذف اطلاعات

طبقه چندم خاطرم نشسته ای؟!


آسانسور را که می زنم عطر تو دیوانه ام می کند...


و صدای مبهمی که می گوید:


"لطفا مانع بسته شدن در نشوید...


عطر او حیف است پراکنده شود!!!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/203/عطر تو/




عطر تو

درخواست حذف اطلاعات

طبقه چندم خاطرم نشسته ای؟!


آسانسور را که می زنم عطر تو دیوانه ام می کند...


و صدای مبهمی که می گوید:


"لطفا مانع بسته شدن در نشوید...


عطر او حیف است پراکنده شود!!!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/203/عطر تو/




دلشوره

درخواست حذف اطلاعات

دلشوره گرفته ماهی ی من...


انگار قرار است شکارش ند!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/202/دلشوره/




باران

درخواست حذف اطلاعات

به می ایستم و طلب باران می کنم!


رعد و برقی می خواهم تا زجرهایم را کند ...


گلویم را سخت می فشارد ...ابری که بارور شده اما نمی بارد...


دوردستی می خواهد و کنج خ !


این سرزمین جای حتی قطره ای باران ندارد...


مردم گلویم سالها شیون زده و غم خورده اند...


هوای گلویم از اشک اشباع است...


_این است سرگذشت دردهایی که نباریده و میعان شده اند!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/201/نماز باران/




مناجات!

درخواست حذف اطلاعات

و جعلنا الیل لتسکنو فیه...


اما در من هراسی است که آرامش شب را در هم می شکند!


عذاب می کشم از گناهانی که نکرده ام و سایه بر روحم گسترانیده اند!


جوانه شوقی در من است که در زیر سایه ی علف های هرزه هرگز ق نخواهد کشید!


چگونه به آسمان دست بساید شه ای که میان انبوه علف های هرز گم شده؟!


تو آن بزرگترین عظمتی هستی که قامت کوتاه این نهال نو رسته از درکت عاجز است...


دستم را بگیر وبه آسمانم ببر!


پنجه ای از نور کافی است که به سمتت متمایل شوم!


بیهوده بی تو بر قامت ساقه های این فصل می پیچم...


هرچه بخیزم بی تو تمام دشت هم که از من پر شود ،باز تکیه ام بر زمینی است که تکیه اش بر آسمان است!


پای خودت که در میان نباشد شب و تاریکی وهیچ سکینه دیگری سر سوزن آرامش نمی آوردند!


دل به تو می سپارم که سراسر آرامشی!!!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/200/مناجات!/




سلولهای خا تری

درخواست حذف اطلاعات

مرکز تعادلم در این رابطه...


نه تویی که بگویی بمانم یا بروم


نه مخچه ام که بگوید هیچ گاه برنگرد!


مرکز این تعادل ؛سلول های خا تری قلبی ست که تا انتها سوخته!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/199/سلولهاي خاکستري/




خاطرات مرطوب

درخواست حذف اطلاعات

آ ین کبریت را می کشم...


باز هم نمی سوزد...


عجب رطوبی دارد


_خاطرات من با تو!_




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/198/خاطرات مرطوب/




جام الست

درخواست حذف اطلاعات

یک سایه ی بی انتها در دوردستی تو


هرجا که من سر می زنم انگار هستی تو


هم دور هم نزدیک !یک تصویر نامفهموم...


در ارتفاع خاطرم بالا و پستی تو


می بینم از اینجا سراب دور بودن را


اینبار هم وهم است یا آنجا نشستی تو؟!


این انعکاس زخم های کهنه ی ما نیست؟!


تصویر می بینم چرا،هر جا ش تی تو؟!


من می شناسم یا که نه تصویر هایت را؟!


هشیار باشی بهتر است انگار مستی تو


پایان ندارد بی امان می آید این وهم است


هم اولی هم آ ی جام الستی تو!!!


 


 


 




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/196/جام الست/




معما

درخواست حذف اطلاعات

آن فروغی که به لب های تو است


حاصل سوختن و دود شدن های من است


آه گرمی که تو دم می زنی اش


شیره ی جان و نفس های من است


می دهم جان به تو و جان خودم می سوزد


تا دم مرگ همین منظره همپای من است


می تکد از سر انگشت تو خا تر من


زیر پای تو از این بعد دگر جای من است


اینکه بیهوده چراثانیه ها سوخته ام؟!


بی جواب است !نه پایان معمای من است!


 




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/197/معما/




با تو

درخواست حذف اطلاعات

هر دم به طریقی دل من می شکند


جز مهر و طریق آشنایی با تو


دائم چو گدایان در درگاه توام


هر ثروت و ملک و پادشاهی با تو


من بندگی تو را به دل خواهم کرد


معبودی و بخشش و خ با تو


دل می دهم و تمام دارایی خویش


دل بردن و ناز و دلربایی با تو


در بند تو می افتم و یک حبس ابد


سر رشته رنجیر و رهایی با تو


من فصل زمستانم و در فکر بهار


هم موسم وصل و هم ج با تو




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/195/با تو/




مجموعه دار

درخواست حذف اطلاعات

پیکر بی جان صد پروانه؛ما


عاشق مجموعه ی صد رنگ؛او


عاشق ما می شود دیوانه وار


هر دمی سرگشته ی یک رنگ او


دلربایی می کند پیش از فریب؛


عاشق زار و بسی دلتنگ ؛او


ما همه سرگشته ی او هر زمان


لیک دارد ماجرای سنگ او


هر ی از پشت خنجر می زند 


می زند از رو به رو نیرنگ او


ما به دامش مایل اما وقت دام؛


می شود با نبض ما در جنگ او


می کشد ما را همین دلدادگی


دلربایی می کند با ننگ او!!!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/194/مجموعه دار/




مهربان تر از تو

درخواست حذف اطلاعات

قلم ذره ذره حرف هایم را در گوش کاغذ می کند و آنقدر از دردهای دلم


می نویسد تا تمام می شود


و کاغذ برای همیشه از حرف های من پر می شود!...برای همیشه!!!


هیچ وقت حرفهایم را فراموش نمی کند حتی روزهایی که


شادم و به سراغش نمی آیم!


او همیشه رازهایم را نگه می دارد و هر وقت به سراغش می آیم


باز هم گوش می دهد


و باز هم پر می شود از دردهایم!


می بینی....؟!


کاغذ و قلم هم گاهی از تو مهربان ترند


و گاهی وفادارترند از تو!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/184/مهربان تر از تو/




مرگ تدریجی

درخواست حذف اطلاعات
برو آهسته تر ،خوابانده ام من آرزویم را


نگو با هیچ حتی دلت راز مگویم را


خودم را می کنم آرام در این مرگ تدریجی


اگرچه می فشارد با غمت بغضی گلویم را


برو آهسته تر اما تمام خویش را بردار


ببر با خویشتن حتی امید رو به رویم را


ببر هر چیز را تصویری از این روزها دارد


ببر اینک تمام لحظه های مو به مویم را!!!



منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/185/مرگ تدريجي/




...

درخواست حذف اطلاعات

میگم نکنه دلم چوب خداست؟!


آخه اونم وقتی می شکنه صدا نداره!!!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/186/.../




آغاز!

درخواست حذف اطلاعات

پس از سالها زمین لرزه ن شده ام....در ویرانه ای که شبیه شهر آرزوهایم نیست!


دلم فرو ریخته...قامتم فرو ریخته...و جوانی ام....


با چهره ای زرد و تکیده بهت زده به خویش می نگرم و به دنیایی که بر سرم فرو ریخته!


گم کرده ام تمام انم را،لا به لای خشت های این سرنوشت اب شده!


خبری نیست...


نه از تو و نه از هیچ عاشقانه ی گرمی که خاک از پیراهن چاک چاکم بتکاند!


اشک هایم را پاک می کنم،صورتم بو یخاک باران خورده می گیرد،


بوی دیوارهای خشتی صمیمیتی که دیگر نیست ...


صمیمیتی که بین آوارهای این شهر ویران مدفون شده!


دست می کشم بر زانوهایم ،زخم هایی را لمس می کنم که دیگر درد ندارند،


زخم هایی که قرار نیست به این سادگی ها سر باز کنند!


چیزی شبیه آه را بازدم می کنم ،چیزی شبیه تمام بغض هایم را...


صبورتر از همیشه برمی خیزم ،خشت بر خشت می گذارم تا دوباره بسازم...


خودم را...آرزوهایم را...س ناهی را به خیال اینکه خانه ام باشد


و کوچه ای را که ساده است اما شبیه گذشته نیست !


من با سبک دیگری دوباره آغاز می کنم!!!




منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/187/آغاز!/




جنون مشترک

درخواست حذف اطلاعات

جنونت هم به من سرایت کرده !


شبیه مهربانی ات...


شبیه دوستت دارم های روزهای اول آشناییمان ...


شبیه احساساتی که نمی دانم چطور بگویمشان اما به قول تو برق داشتند


و کافی بود لمسم کنی تا تمام وجودم را تکان دهند...


شبیه تمام دلتنگی های نازکی که اگر لحظه ای دیر می ابریت می د


و عین باران بهار از چشمانت می با د


یادش بخیر چقدر عاشقانه می خواستمت،


چقدر مهربان بودیم...


مرا که می دیدی عین مست ها می شدی


می گفتم دوست داشتنم کافی است؟می گفتی بیشتر می خواهم....


و فردا...عاشقانه تر ....و باز هم می گفتی بیشتر...


و بازهم....بیشتر...


سر حدجنون همین جاست؟!


جایی که دیوانه وار دوستم داری و دیوانه وار دوستت دارم اما


جای مهربانی هایمان خالیست!






منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/188/جنون مشترک/




بوی خدا

درخواست حذف اطلاعات

برای تو می نویسم یا خدایمان؟!


بوی عشق می دهند....دست هایم،چشم هایم ،حتی اشک هایم...


شدید بوی خدا گرفته ام و این معجزه عشق است !


فاصله ها بی رحم نبودند،شاید فاصله ها هم عاشق بودند!


عاشق رساندن ما به خدایمان


از مجرای دلی و دعایی...


اینجاست که دوباره زلیخایی عابد می شود و در هم می شکند


تمام آنچه را که از آن برای خویش خدا ساخته!


به اینجا که می رسی عاشق تک تک زخم هایت می شوی


و تمامت پر می شود از خدایت ...


حکمت تاول ها را خوب می فهمی و حکمت ش تن ها را !


به اینجا که می رسی می بینی ،می فهمی که بازنده مردمند،


مردم روزگاری که پاپوش دوختند،ش تند تو را و جارت زدند!


انی که حاضری دست و دهانشان را ببوسی و تحسین کنی ...


آنها بودند و فاصله ها و تاول ها و زخم ها و تمام ش تن ها


که خواستند تو به اینجا برسی


...جایی که تمام وجودت لبریز می شود از عشق !


عشقی که زمین و آسمان را در قلبت به هم گره می زند!






منبع : http://bineshane3.ParsiBlog.com/Posts/189/بوي خدا/