بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

بـیـگـنـــاهـــان ...

آخرین پست های وبلاگ بـیـگـنـــاهـــان ... به صورت خودکار از بلاگ بـیـگـنـــاهـــان ... دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



زین حسن، تا آن حسن، صد گز رَسَن

درخواست حذف اطلاعات


تشریح مهم

 

image result for ‫زین حسن، تا آن حسن، صد گز رَسَن ‬‎

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

related image

image result for ‫زین حسن تا آن حسن صد گز رَسَن ‬‎

image result for ‫زین حسن تا آن حسن صد گز رَسَن ‬‎

 

 زین حسن، تا آن حسن، صد گز رَسَن 

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 


غالبا اتفاق می افتد که از دو ثروتمند که هر دو صاحب مال و مکنت فراوان هستند یکی در خست و ام حتی به جان خویش و عائله اش رحم نمی کند و بالمال جان بر سر تحصیل مال و ثروت می دهد ولی دیگری را چنان جود و سخایی است که به قول عبدالحسین زرین کوب :«حاتم طایی را به چیزی نمی گیرد و اگر تشنه ای را دریایی و ذره ای را خورشیدی بخشد این همه در چشم همتش به چیزی نمی آید.»

در چنین مواردی اگر پای قیاس و مقایسه این دو عنصر که در دو قطب مخالف قرار دارند در میان آید از باب طنز و کنایه نیشخندی می زنند و می گویند : «زین حسن تا آن حسن صد گز رسن« و یا به اصطلاح عامیانه «این کجا و آن کجا.»

ابتدا فکر می که در این ضرب المثل عامیانه دو کلمه حسن را از باب رعایت قافیه استعمال می کنند و این مثل سائر نباید ریشه و اساس داشته باشد تا به دنبال آن پی جویی کنم ولی اخیرا به همت مولانا بر آن دست یافتم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

سلطان محمد خوارزمشاه ندیم و مصاحبی داشت به نام حسن عمادالملک ساوه ای که در اوا عهد سلطان محمد از ان و مقربان خاصش بوده است.


عمادالملک در شفاعت گری و پایمردی و تحقق نیاز نیازمندان و تجلیل و بزرگداشت شاعران و نویسندگان، ی نیک ش و برای سلطان مایه ی نیکنامی بوده است. در یکی از روزهای جلوس سلطان که بزرگان و خاصان دربار را پذیرفته بود شاعری با استجاره قبلی به حضور آمد و قصیده ای غرا با اشارات و استعارات و تشبیهات مناسب در مدح سلطان می خواند. چون سلطان هزار دینارش صله می فرماید، ش حسن عمادالملک این مقدار صله را از جانب سلطان اندک و نادر برخورد نشان می دهد و برای شاعر ده هزار دینار از خزانه سلطان حاصل می کند. چون شاعر می پرسد :«کدام از ارکان حضرت این عطا را سبب شده است؟» می گویند ی است که حسن نام دارد.

چندی بعد که فقر و افلاس شاعر را دوباره به مدحت گری وا می دارد سلطان همچنان به شیوه سابق هزار دینارش صله می فرماید اما متاسفانه سابق از دار دنیا رفته و جدید سلطان از قضای روزگار، او هم نامش حسن بوده است که برخلاف آن حسن سلطان را از این مقدار مال بخشی مانع می آید و با تاخیر و لیت و لعل که در ادای حواله مال می ورزد شاعر بیچاره و وام دار را اضطرارا به دریافت ربعی از عشر آن و به روایتی عشر آن راضی می کند. اینجا وقتی شاعر متوجه می شود که این جدید هم حسن نام دارد در می یابد که بین حسن تا حسن تفاوت بسیار است و یا به اصطلاح دیگر «زین حسن تا آن حسن صد گز رسن»

و آنجا که سلطان به ِبد گوش دارد تا ابد برای وی و سلطنتش مایه رسوایی خواهد بود، همچنان که دیدیم ملک و مملکت و حتی جان و مال و خانمانش را بر باد داد و مغولان خونخوار را به ویرانی بلاد و امصار و کشتار مردم بی گناه ایران واداشت. 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 

 




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/07/26/post-997/




اشرف

درخواست حذف اطلاعات


 

 ø¯ø§ø³øªø§ù† ø¶ø±ø¨ ø§ù„ù ø«ù„, ø§ùø±ø§ø¯ ø­ø±ûŒøµ ùˆ ø·ù ø§ø¹

related image

image result for ‫ø§ø´ø±ù ø®ø±â€¬â€Ž


  اشرف   


 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 


 فراد حریص و طماع را «اشرف » گویند. این نام و عنوان مخصوصا به آن دسته از طمعکاران اطلاق می شود که حرص و طمع و ولع آنها سرانجام به ندامت و پشیمانی منتهی می گردد.
 نه خود می خوردند و نه به دیگران می خورانند. نه خودشان از این رهگذر طرفی می بندند و نه آثاری که نفع و مصلحت عامه بر آن مترتب باشد بر جای می گذارند. به عبارت دیگر از آن همه ثروت و اندوخته فقط ظلم و بد     نامی با خود به گور می برند. اکنون ببینیم اشرف کیست و چه یت و حماقتی نشان داده که به صورت اشرف ضرب المثل شده است.
 ملک اشرف بن تیمور تاش چوپانی معروف به اشرف از امرای جابر و سفاک چوپانیان در آذربایجان، و معاصر شیخ صفی الدین اردبیلی و شیخ صدرالدین موسی بود که در حرص و طمع و بخل و ام نظیر نداشت. به سکه طلا عشق می ورزید به قسمی که پس از تحصیل قدرت هر جا و نزد هر از زر ناب و سکه های طلا اثر و نشانی می یافت آن را به زور و عنف می ستاند و در خزانه شخصی خود جای می داد.
 اگر چه شادروان عبدالله مستوفی معتقد است که :«اشرف از القاب پادشاهان صفوی بود و واحد پول طلای کشور را به همین مناسبت اشرفی نامیده اند که بعدها اشرف افغان به مناسبت اسم خود این تسمیه را ترویج کرد.» ولی  برخی از مورخان اعتقاد دارند که شدت علاقه ملک اشرف به مسکوکات طلا موجب گردید که سکه زر از آن تاریخ به نام اشرفیه تسمیه و نامگذاری شود و مقصود از کلمه اشرفی همان انتساب به ملک اشرف چوپانی می باشد.
 به قول فزونی استرا آبادی :«از بس که اشرف از زر محفوظ بود تنکه اشرفی را به نام او منسوب ساختند.» کار ظلم و ستم ملک اشرف به حدی بالا گرفت که علما و ون و مشایخ بزرگ را نیز از خود رنجانید و حتی تصمیم گرفت شیخ صدرالدین موسی را که غالبا از اعمال و تعدیاتش انتقاد می کرد دستگیر و زندانی کند. شیخ صدر الدین اضطرارا از اردبیل حرکت کرد و به گیلان رفت. عده ای از علما و عرفای بزرگ که از ظلم و ستم اشرف به ستوه آمده هر کدام به کشوری مهاجرت کرده بودند عاقبت با برخی از خلفای شیخ صدرالدین موسی از قبیل شمس الدین حافظ سلمانی و دیگران به همراهی قاضی محی الدین بردعی، از راه دربند قفقاز به جانب دشت قپچاق حرکت د و در شهر غازان سرای که پایتخت جانی بیک خان اوزبک پادشاه مغولی و مسلمان دشت قپچاق بود رحل اقامت افکنده در آنجا به وعظ و ارشاد خلق پرداختند.
 چون جانی بیگ خان از ورود علما و صلحای مزبور آگاهی یافت. از آنجا که مسلمانی عادل و صاحبدل بود، یکی از روزهای به مجلس وعظ آمد و قاضی محی الدین در اثنای موعظه شرح ستمکاری های ملک اشرف چوپانی را به نوعی تقریر کرد که جانی بیگ خان و اهل مجلس به گریه افتادند. قاضی محی الدین در ضمن سخنان خود مخصوصا به این حدیث اشاره کرد «کل لکم راع و کل کم مسئول عن رعیته» و گفت :«امروز که خداوند به جانی بیگ خان قدرت عطا فرمود او مکلف است که مصیبت و بلای اشرف را از سر مسلمانان آذربایجان دفع فرماید.»
 جانی بیگ خان که مردی دیندار و فضل دوست بود آن چنان تحت تاثیر بیانات نافذ قاضی محی الدین بردعی قرار گرفت که بی درنگ به تجهیز پرداخت و با ی متشکل از ناراضیان و ستم کشیده ها و افراد ابواب جمع خود که ظرف یک ماه جمع آوری کرده بود در سال 758 هجری از راه دربند قفقاز عازم آذربایجان شد. اغلب لشکریان جانی بیگ به علت بی برگ و نوایی، رکاب از چوب و لگام از ریسمان داشتند. با این چنین که صد از ایشان را یک سرباز جنگی کفایت می کرد نخست به اردبیل رفت و روزی چند به انتظار ماند تا شیخ صدر الدین موسی از گیلان رسید، سپس جانب تبریز را در پیش گرفت و بر سر ملک اشراف تاخت.
 چون سکنه آذربایجان همه ناراضی بودند لذا پس از زد و خورد مختصری اشرف که به خوی فرار کرده بود دستگیر شد و جانی بیگ خان بر اثر اصرار حکمران شروان و قاضی محی الدین بردعی فرمان داد شمشیری به پهلویش فرو بردند که از آن طرف بیرون آمد و اموال و جواهر و زر سرخ و سفیدش را که بر چهار صد استر ( قاطر) و هزار شتر بار کرده به سمت شهر خوی روانه کرده بود، جانی بیگ خان بدون کمترین زحمت و درد سر یک جا ضبط کرد و سر اشراف را بر در مسجد مراغیان تبریز آویخت.
 بیچاره بد بخت مدت چهار ده سال آن همه در راه تحصیل سکه اشرفی خون ریخت و ستم روا داشت، نخورد و انفاق نکرد، سر انجام همه به تاراج رفت و جانش را بر سر آن نهاد و ت امرای چوپانی با کشته شدن او منقرض گردید. مستظرفی چون این واقعه شنید بر یت و حماقت اشرف تاسف خورد و گفت :
 دیدی که چه کرد اشرف   / او مظلمه برد و دیگری زر 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی ; ;

 

 

 




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/07/29/post-998/




علی مطهری : افراط صدا و سیما در عزاداری ...

درخواست حذف اطلاعات

 

 علی مطهری : افراط صدا و سیما در عزاداری ...    

 

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

 


 نایب رییس مجلس شورای ی با انتقاد از اقدام شورای فرهنگ عمومی در حذف مناسبت روز هفتم صفر یعنی ولادت موسی کاظم(ع) از تقویم و جایگزینی شهادت حسن مجتبی(ع)، گفت: صدا و سیما که اشتهایی سیری ناپذیر برای عزاداری و مداحی دارد روزی را که به مناسبت میلاد موسی کاظم (ع) باید روز شادی باشد به استناد یک روایت ضعیف تبدیل به روز عزا می کند.
علی مطهری در یادداشتی با عنوان «تصمیم نادرست» که در اختیار ایسنا قرار داد، نوشت:
از کارهای نادرست شورای فرهنگ عمومی که زیرمجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی است این است که از سال 1396 مناسبت روز هفتم صفر یعنی ولادت موسی کاظم علیه السلام را از تقویم کشور حذف کرده و به جای آن به استناد یک روایت ضعیف شهادت حسن مجتبی علیه السلام را قرار داده است، حتما به این دلیل که ماه صفر ماه غم و غصه است و نباید به خاطر میلاد یکی از ائمه شادی کرد، دلیلی که نه مورد قبول ائمه است و نه عقل آن را تأیید می کند.
این در حالی است که شهادت حسن مجتبی علیه السلام به استناد روایت قوی تر در 28 صفر واقع شده و مردم نیز این روز را همزمان با سالروز رحلت اکرم(ص) بزرگ می دارند.
صدا و سیما نیز که اشتهایی سیری ناپذیر برای عزاداری و مداحی به جای ترویج معارف ی دارد، از غروب ششم صفر تا غروب هفتم صفر برنامه های خود را غمناک می کند و بیش از آنکه به معارف و مناقب و زندگانی حسن علیه السلام بپردازد مداحی ها و عزاداریهای کم محتوا پخش می کند، یعنی روزی را که به مناسبت میلاد موسی کاظم علیه السلام باید روز شادی باشد به استناد یک روایت ضعیف تبدیل به روز عزا می کند.
معلوم نیست منشأ این گونه تصمیمات کجاست و چرا برای مردم توضیح داده نمی شود.

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی







منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/07/26/post-996/




علی مطهری : افراط صدا و سیما در عزاداری ...

درخواست حذف اطلاعات

 

 علی مطهری : افراط صدا و سیما در عزاداری ...    

 

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

 


 نایب رییس مجلس شورای ی با انتقاد از اقدام شورای فرهنگ عمومی در حذف مناسبت روز هفتم صفر یعنی ولادت موسی کاظم(ع) از تقویم و جایگزینی شهادت حسن مجتبی(ع)، گفت: صدا و سیما که اشتهایی سیری ناپذیر برای عزاداری و مداحی دارد روزی را که به مناسبت میلاد موسی کاظم (ع) باید روز شادی باشد به استناد یک روایت ضعیف تبدیل به روز عزا می کند.
علی مطهری در یادداشتی با عنوان «تصمیم نادرست» که در اختیار ایسنا قرار داد، نوشت:
از کارهای نادرست شورای فرهنگ عمومی که زیرمجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی است این است که از سال 1396 مناسبت روز هفتم صفر یعنی ولادت موسی کاظم علیه السلام را از تقویم کشور حذف کرده و به جای آن به استناد یک روایت ضعیف شهادت حسن مجتبی علیه السلام را قرار داده است، حتما به این دلیل که ماه صفر ماه غم و غصه است و نباید به خاطر میلاد یکی از ائمه شادی کرد، دلیلی که نه مورد قبول ائمه است و نه عقل آن را تأیید می کند.
این در حالی است که شهادت حسن مجتبی علیه السلام به استناد روایت قوی تر در 28 صفر واقع شده و مردم نیز این روز را همزمان با سالروز رحلت اکرم(ص) بزرگ می دارند.
صدا و سیما نیز که اشتهایی سیری ناپذیر برای عزاداری و مداحی به جای ترویج معارف ی دارد، از غروب ششم صفر تا غروب هفتم صفر برنامه های خود را غمناک می کند و بیش از آنکه به معارف و مناقب و زندگانی حسن علیه السلام بپردازد مداحی ها و عزاداریهای کم محتوا پخش می کند، یعنی روزی را که به مناسبت میلاد موسی کاظم علیه السلام باید روز شادی باشد به استناد یک روایت ضعیف تبدیل به روز عزا می کند.
معلوم نیست منشأ این گونه تصمیمات کجاست و چرا برای مردم توضیح داده نمی شود.

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی







منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/07/26/post-996/




خطای عجیب شهرداری شیراز

درخواست حذف اطلاعات





خطای عجیب شهرداری شیراز

 

ایرنا نوشت: شهردار شیراز در نامه ای به رییس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری ، دستور بررسی موضوع نصب بنر با تصویری مذموم و غیرمرتبط با هفته دفاع مقدس در شیراز و برخورد جدی با تولید کنندگان این محتوای تصویری را صادر کرد.

در بخشی از نامه حیدر اسکند ور خطاب به ابراهیم گشتاسبی راد آمده است: دفاع مقدس، دفتر راهنما و سرمشق از خودگذشتگی، ایثار و شهادت مردان و نی است که با خون خود نگاهبان دین، انقلاب و سرزمین ایران ی بوده اند و پاسداری از این دفتر و فرهنگ ایثار و شهادت به عهده تمامی میراث داران انقلاب است.

شهردار شیراز ضمن اشاره بر این موضوع که قصور رخ داده در نصب بنر مذموم در بسته های فرهنگی هفته دفاع مقدس، نابخشودنی است، اضافه کرد: مسئولان سازمان فرهنگی، حراست و اجرایی باید عاملان این اشتباه را شناسایی کنند و با کشف علت موضوع با مسببان اتفاق برخورد جدی انجام دهند.

اسکند ور بیان کرد : شایسته است در شرایط حساس و خطیر کشورکه نیازمند آرامش،همبستگی و اتحاد هر چه بیشتر آحاد مردم و جناح های مختلف می باشیم، دست در دست هم و در کنار یکدیگر از کیان ایران ی دفاع کرده و مراقب شیطنت های خناسان در سطوح مختلف باشیم.

شهردار شیراز ضمن عذرخواهی از مردم متدین و شریف شیراز اضافه : لازم است سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری نیز ضمن عذرخواهی از مردم فهیم ، خانواده معزز ،ایثارگران و همرزمانمان در دفاع مقدس، به ریشه های مشکوک این موضوع سریعا رسیدگی و گزارش آن را به مردم شیراز اعلام نماید.

رئیس شورای ی شهر شیراز هم خواستار بررسی نصب این بنر در میدان ی این شهر شد.

روابط عمومی شورای ی شهر شیراز پنجشنبه از قول سید احمدرضا دستغیب اعلام کرد که وی خواستار بررسی فوری علت انتشار بنری موهوم با تصاویر سربازان ی در سطح شهر شیراز و برخورد قاطع با عوامل آن شد.

رئیس شورای ی شهر شیراز در نامه ای خطاب به رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر شیراز آورده است: پیرو انتشار خبری در فضای مجازی در خصوص نصب بنری در میدان ی شیراز که در طراحی آن از تصویر سربازان رژیم غاصب صهیونیستی استفاده شده است، لازم است جنابعالی موضوع را با فوریت مورد بررسی قرار داده و گزارش آن را به هیات رییسه ارسال کنید.

دستغیب در این نامه افزوده: بدیهی است در صورت صحت موضوع، لازم است برخورد جدی با دست اندرکاران مربوطه صورت پذیرد.

شامگاه چهارشنبه ع ی در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر اینکه واحد تبلیغات شهری شهرداری شیراز در بنری که در میدان ی این شهر نصب شده ع ی متعلق به سربازان رژیم صهیونیستی را به عنوان رزمندگان دفاع مقدس استفاده کرده است.





منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/07/07/post-989/




آیا ائمه محترم قرآن هم می خوانند؟

درخواست حذف اطلاعات




آیا ائمه محترم قرآن هم می خوانند؟




این ون عزیز واقعا آیه «الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» را نخوانده اند؟ واقعا احتمال ندادند که شاید مندرجات بولتن ها ی ویه باشد و باید قول دیگران را هم بشنوند؟ واقعا چرا پرهیز د از این که حرف حساب دیگران را هم بشنوند؟

به گزارش اعتدال، محمد مهاجری در یادداشتی در خبرآنلاین نوشت: «بسیاری از ائمه در خطبه های روز ۱۳ مهر علیه fatf سخنرانی د. خیلی از حرف ها را خواندم. برگرفته از بولتن ی انی بود که در آن کتمان حقیقت، دروغ، تهمت، فریب و... موج می زند. این ون عزیز واقعا آیه «الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» را نخوانده اند؟ واقعا احتمال ندادند که شاید مندرجات بولتن ها ی ویه باشد و باید قول دیگران را هم بشنوند؟ واقعا چرا پرهیز د از این که حرف حساب دیگران را هم بشنوند؟

آیا ان عزیز آیه «ولا تقف ما لیس لک به علم» را هم نخوانده اند؟ واقعا چرا درباره چیزی که به آن علم و آگاهی ندارند، بی پروا سخن می گویند؟

افرادی که fatf را مفید برای جامعه می دانند، نه بیگانه اند، نه دشمن اند، نه کم سوادند، نه خودباخته اند، نه بی دین اند، نه... .

از آنها نترسید! پای حرف شان بنشینید! حتما خواهید دید از بولتن نویس ها متدین تر و متعهدتر و مسلمان تر و وطن دوست تر و خیرخواه تر و دورزتر و باسوادترند... یک بار استدلال هایشان را بشنوید تا متوجه شوید برای همه پرسش ها و دغدغه هایتان پاسخ دارند. نگذارید انی که ع مار می کشند، نظراتشان را به شما القا کنند!

... شما را به خدا نگذارید ها از این هم خلوت تر شود.»





منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/07/14/post-991/




و دستشویی می کنند و می میرند

درخواست حذف اطلاعات



در این شهر معتادان مقابل چشم مردم مواد می کشند،

  و دستشویی می کنند و می میرند

موادفروشان که معمولا با موتورسیکلت در پارک تردد می کنند، مخدرهایی همچون، ، تر و خشک، شیشه، و گل می فروشند.

و شیشه به راحتی تهیه یک بسته آدامس در پارک بعثت کرمانشاه پیدا می شود و معتادان نیز در معرض دید عموم مصرف می کنند.

ایرنا نوشت: حضور گسترده معتادان متجاهر و فروشندگان در شهرک بعثت 2 در جنوب شرقی شهر کرمانشاه، برای اهالی این محله مشکلات بسیاری به وجود آورده و امنیت روحی و روانی آنها را مختل کرده است.

در این محل یک زمین خالی وجود دارد که با شیبی ملایم به پارک بعثت ختم می شود؛ معتادان در این زمین خالی برای خود بساط پهن کرده اند و در آنجا زندگی می کنند.

بر روی چمن های پارک و زمین های خاکی اطراف آن آثاری از سرنگ و لوله های مخصوص مصرف به چشم می خورد و هر گوشه را که نگاه می کنید معتادان یا در حال مصرف هستند و یا بیهوش در گوشه ای افتاده اند.

ک ن در معرض خطر
رستم کرمی یکی از اهالی شهرک بعثت در رابطه با مشکلات این منطقه گفت: کوچه های بعثت و زمین های خالی آن پر هستند از سرنگ های رها شده که ک ن ما از روی ناآگاهی با آنها بازی می کنند.

وی همچنین به حضور فروشندگان اشاره کرد و افزود: مواد فروشان به بچه های محل پیشنهاد مصرف موادمخدر می دهند که این موضوع می تواند آنها را به کام اعتیاد بکشاند.

مواد ارزان قیمت در شهرک بعثت
موادفروشان که معمولا با موتورسیکلت در پارک تردد می کنند، مخدرهایی همچون، ، تر و خشک، شیشه، و گل می فروشند.

مراد 25 ساله که ظاهری شبیه به ورزشکاران داشت و با موتور سیاه رنگ خود برای فروش به پاک بعثت آمده بود، به خبرنگار ایرنا گفت: مواد را در جیب خود نگه نمی داریم تا اگر پلیس آمد مدرکی برای دستگیری ما نداشته باشد؛ آنها را از جاسازها در اطراف پارک می آوریم.

معتادان پارک بعثت متجاهر و کارتن خواب هستند، به همین دلیل ها را در بسته های کوچک می فروشند، تا همه بتوانند آنها را ب ند.
در پارک بعثت براساس مرغوبیت آن از گرمی چهار تا 6 هزار تومان، تر گرمی 18 هزار تومان، خشک گرمی 30 هزار تومان، گرمی 2 هزار تومان، گل هر نخ 2 هزار تومان و شیشه هر پک پنج هزار تومان به فروش می رسد.

وضعیت نامناسب بهداشت
نبود سرویس های بهداشتی عمومی و آوردن زباله های شهری توسط معتادان متجاهر و زباله گردها، وضعیت بهداشتی شهرک بعثت را نامناسب کرده است.

کرمعلی رستمی ، یکی از اهالی شهرک بعثت دفع ادرار و مدفوع معتادان در معرض دید عموم را مهمترین صحنه های ناخوشایند معتادان برای اهالی دانست و گفت: لوله شرکت آب و فاضلاب در محل نشتی دارد و معتادان می شوند تا با استفاده از آب آن است کنند، که این موضوع چهره زننده ای را در محل ایجاد کرده است.
حجم بالای زباله های رها شده در این محل مدیران شهری را نیز به ستوه آورده است.

شهردار منطقه سه کرمانشاه در این رابطه گفت: کارکنان شهرداری مدام زباله های شهرک بعثت را جمع می کنند اما باز هم شاهد رها شدن زباله ها در این محل هستیم.

رضا قاسمی فر ، معتقد است که معتادان متجاهر و زباله گردها تاثیر بسزایی در ایجاد وضعیت نامناسب بهداشتی محل دارند.

مرگ معتادان در پارک
به گفته رئیس پلیس مبارزه با استان کرمانشاه ، برخی از معتادان متجاهر به دلیل استفاده بیش از حد در گوشه خیابان ها می میرند.

سرهنگ علیرضا دلیری اعلام کرد: هفته گذشته در طرح ضربتی جمع آوری معتادان متجاهر پارک بعثت، یک جسد مربوط به معتادان متجاهر پیدا شد که در اختیار پزشکی قانون قرار گرفت.

براساس اعلام پزشکی قانونی در سال گذشته 142 نفر و در بهار امسال 20 نفر در استان کرمانشاه بر اثر مصرف جان خود را از دست داده اند.

این آمار نشان می دهد که در سال گذشته هر پنج روز 2 نفر و در بهار امسال هر چهار روز یک نفر در استان کرمانشاه جان خود را بر اثر مصرف از دست داده اند.

ت یب اموال شهری توسط معتادان
معاون خدمات شهری شهرداری کرمانشاه با اشاره به اینکه معتادان در محله بعثت مدام در حال ت یب اموال عمومی هستند، گفت: معتادان برای اینکه بتوانند به راحتی شب ها در پارک مخدر مصرف کنند، به سیستم های روشنایی آسیب می زنند.

رحیمی افزود: شهرداری یک نگهبان در پارک بعثت دارد که به تنهایی نمی تواند با معتادان مقابله کند؛ آنان تاکنون چند بار با نگهبان درگیر شده و به وی آسیب زده اند.

امنیتی که مختل می شود
معتادانی که در شهرک بعثت تردد می کنند، گاها برای تامین مخارج مصرف موادمخدر دست به سرقت می زنند و برای ن و ک ن نیز ایجاد مزاحمت می کنند.

رسول سهر یکی دیگر از اهالی این محل گفت: معتادان هفته گذشته گردن بند و دست بند برادر زاده ام را یدند؛ موارد مشابه هر روزه برای اهالی اتفاق می افتد.

وی افزود: معتادان در پارک بعثت برای ن و ک ن مزاحمت ایجاد می کنند و تردد در این پارک را دشوار کرده اند.
براساس اعلام فرمانده انتظامی استان کرمانشاه بخش عمده ای از سرقت های استان کرمانشاه توسط معتادان متجاهر انجام می شود.

به گفته سرتیپ دوم منوچهر امان اللهی در شهریور ماه امسال نزدیک به 400 نفر از این افراد دستگیر و تحویل مراجع قضائی و کمپ های ترک اعتیاد شده اند.






منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/07/05/post-988/حمام-و-دستشویی-می‌کنند-و-می‌میرند




کجایید ای ز جان و جا رهیده

درخواست حذف اطلاعات

 

 کجایید ای ز جان و جا رهیده                

 

 کجایید ای شهیدان خ / بلا جویان دشت کربلایی   


کجایید ای سبک روحان عاشق / پرنده تر ز مرغان هوایی


کجایید ای شهان آسمانی / بدانسته فلک را در گشایی


کجایید ای ز جان و جا رهیده / ی مر عقل را گوید کجایی


کجایید ای در زندان ش ته / بداده وامداران را رهایی


کجایید ای در مخزن گشاده / کجایید ای نوای بی نوایی


در آن بحرید کین عالم کف اوست / زمانی بیش دارید آشنایی


کف دریاست صورت های عالم / ز کف بگذر اگر اهل صفایی


دلم کف کرد کین نقش سخن شد / بهل نقش و به دل رو گر ز مایی


برآ ای شمس تبریزی ز مشرق / که اصل اصل هر ضیایی


 




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/06/29/post-985/




کجایید ای ز جان و جا رهیده

درخواست حذف اطلاعات

 

 کجایید ای ز جان و جا رهیده                

 

 کجایید ای شهیدان خ / بلا جویان دشت کربلایی   


کجایید ای سبک روحان عاشق / پرنده تر ز مرغان هوایی


کجایید ای شهان آسمانی / بدانسته فلک را در گشایی


کجایید ای ز جان و جا رهیده / ی مر عقل را گوید کجایی


کجایید ای در زندان ش ته / بداده وامداران را رهایی


کجایید ای در مخزن گشاده / کجایید ای نوای بی نوایی


در آن بحرید کین عالم کف اوست / زمانی بیش دارید آشنایی


کف دریاست صورت های عالم / ز کف بگذر اگر اهل صفایی


دلم کف کرد کین نقش سخن شد / بهل نقش و به دل رو گر ز مایی


برآ ای شمس تبریزی ز مشرق / که اصل اصل هر ضیایی


 




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/06/29/post-985/




فکر نکنیم هر مخالفی قصد ساقط ما را دارد

درخواست حذف اطلاعات

 

 

مصاحبه با خبرآنلاین

فکر نکنیم هر مخالفی قصد ساقط ما را دارد


مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی یک دلیل عمده برای شکل گیری ات این روزهای مردم در برخی از ای کشور برمی شمارد و آن اینکه مردم می خواهند صدای اعتراض شان را به گوش مسئولان نظام برسانند.

 

رضوانه رضاییپور: از روزی که از مشهد خبر رسید که عدهای در آستانه ورود معاون اول رییس جمهوری به این شهر، خود را به صفوف معترضان رساندند تا از دغدغه های مالی خود نزد او شکایت ببرند، پنج روز می گذرد. اما این اعتراضات نه با سفر اسحاق جهانگیری پایان یافت و نه به همان یک شهر محدود شد. در برخی ای کشور اتی برگزار شد که اتفاقا اینبار خیلی ها آن را حق مسلم مردم دانستند و از آن به عنوان تلنگری برای شنیده شدن صدای مردم یاد د. 

در روزی که در کافه خبر خبرآنلاین میزبان غلامعلی رجایی، مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام بودیم، ابتدا به سراغ مسائل روز کشور رفتیم.  ات مردمی شروع گفتگوی ما با رجایی بود. او با تحلیل از وضعیت موجود جامعه ایرانی، دلایل جالبی را برای خلق چنین پدیده هایی مطرح کرد. او این ات را «پیشامد منتظره» خواند تا از همین اصل به همه نواقصی برسد که در رفتارشناسی نظام با آن روبهرو هستیم. رجایی معتقد است که یک ایرانی جایی را برای خالی اعتراضات و مخالفتهایش حتی با نظام را برای خود نمیبیند. 

مشاور آیت الله تربیت مردم و رفتار اعتراضی آنان را نیز نقد کرد. او معتقد است که ابراز مخالفت در چه در دوران جنگ و چه پس از آن تمرین نشده است. کما اینکه پیش از انقلاب هم اینگونه بوده است. مردم نمیدانند کجا مخالفتشان را بروز دهند.

رجایی در بخش های دیگری از صحبت های خود به واکاوی شکل گیری این ات در کشور پرداخت. او شروع این اتفاق را سازماندهی شده ندانست و آن را در ادامه اعتراضات متضرران موسسات مالی و اعتباری خواند اما، ادامه دار شدن این ات و به تبع آن شعارهای ساختارشکنانه ای که به سمت مسئولان عالی نظام سوق پیدا کرد را برنامه ریزی شده می داند. 

البته او معتقد است که بخشی از جامعه میخواهند دیده شوند و می گوید: اگر جامعه چنین تقاضایی دارد باید آن را ببینیم. نه اینکه آن را تهدید حساب کرده و بخواهیم با آن برخورد کنیم. باید از خشونت پرهیز کنیم.

 در ادامه بخش اول از گفتگوی خبرآنلاین با غلامعلی رجایی را بخوانید:

در مورد ات اخیر در برخی از ای کشور، تحلیل های مختلفی وجود دارد. اعم از اینکه این ات با ی ری برنامه ریزی های داخلی صورت گرفته است و موج آن به ای دیگر کشیده شد و اینکه در درجه اول هدف معترضان نقد ت بود اما یکباره به سمت کلیت نظام سوق پیدا کرد. تحلیل شما از اتفاقات اخیر چیست؟

من این جریان را یک پیشامد منتظره می دانم. یعنی باید انتظار چنین حرکاتی را داشت. به دلیل اینکه ما در هر نظام باید یک منافذی را برای وج پیش بینی کنیم. در هیچ خانه ای فقط در ورودی وجود ندارد. حتما دری هم برای وج هست. انی منتقدند و معترض و انی هم هستند که با اصل نظام مشکل دارند. اینها کجا باید حرفهای خود را بزنند؟ ما حقیقتا این موضوع را پیش بینی نکرده بودیم.

جامعه مشکلات موجود در کشور را درون خود می ریزد، تجربه اجتماعی و ما هم نشان میدهد که وقتی چیزی به درون ریخته می شود وما در همان داخل نمی ماند و به بیرون هدایت می شود. بنابراین چون اینگونه رفتارها غیرطبیعی است، هاضمه جامعه آن را پس می زند. ملت ایران ملت آزاد ش، خواه و مختار است، مثل خیلی از ملتهای دیگر. خدا انسان را آزاد خلق کرده است اما همین انسان جایی را برای خالی اعتراضات و مخالفتها حتی با خود نظام نمیبیند. 

ما همواره برای تخلیه غم هایمان جا داشتیم. مردم به هیاتهای عزاداری می روند و تا صبح می زنند و گریه می کنند، روضه می خوانند و عزاداری می کنند. اما برای شادی هایمان جایی برای تخلیه نداریم. حتی اگر مردم بیایند و یک جایی جمع شوند و به یکدیگر آب بپاشند، خیلی ها می گویند این کار سبک چیست؟! در صورتیکه ما در تمام دنیا جاهایی را داریم که مردم هروقت خواستند می توانند احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنند. این هیجان هم اگرچه بیشتر متعلق به جریانات است، اما شامل سایر مردم هم می شود. 

در اسپانیا می بینید که مردم یک شهر می آیند و به سمت یکدیگر گوجه پرتاب می کنند و شهرداری هم همان شب خیابانها را تمیز می کند و فردا هم همه قبراق، سر کارهای خود می روند. به جایی هم برنمی خورد. ی نمی گوید شما نظم شهر را برهم زده اید. خودشان اجازه می دهند که یک روز نظم شهر از میان 365 روز نادیده گرفته شود و بعد از آن وضعیت به روال عادی بازگردد. ی هم این اقدامات را مخالف با سیستم نمی داند.

 

چگونه می توان و باید چنین هایی را برای مردم ایران در نظر گرفت تا کمتر شاهد سرباز غیر مترقبه اعتراضها باشیم؟

 به نظرم در ارتباط با های قبل از اینکه مجبور شویم اختیاراتی را به مردم بدهیم، خود آنها باید اختیاراتی را از خود داشته باشند. مثلا مخالفت های خود را بنویسند و بیان کنند. ما فراموش نکردیم که در دوره آغازین انقلاب یک دیدگاه این بود که مار یست ها به قم بروند و تدریس کنند. یعنی یک مار یست به دیگران شههای مار را درس بدهد. کما اینکه سروش و برخی دیگر می رفتند و دیدگاههای خودشان را بیان می د. 

در برخورد با شه ها و مواجهه با این اتفاقات، نباید فکر کنیم که هر که در مخالفت با ما حرف زد، قصد ساقط ما را دارد. وما هر مخالفی کارش به سقوط و اسقاط کشاندن نیست. چون اصولا برخی انگیزه این کار را ندارند و برخی هم از توانایی لازم برخوردار نیستند و آنهایی هم که در میدان هستند، سیستم امنیتی ما را در مقابل خود می بینند که به قدر کافی قوی هستند.

 

 

اعتقاد من این است که سیستم امنیتی ما از زمان شاه هم قویتر است و به راحتی می تواند این گونه مسائل را جمع کند. حتی اگر تعقل بهتری وجود داشت، توان این را داشتند که فضای سال 88 را بتوانند به راحتی از کف خیابان جمع کنند تا مسائل بعدی پیش نیاید. 

مردم یک سری اعتراضاتی را داشتند و دارند و باید آن را بروز دهند. پس ما باید یک جاهایی را برای حرف زدن مردم پیش بینی کنیم. فرض کنید که در لندن مردم می روند در "های پارک" نطق می کنند و در مورد همه موضوعات حرف می زدند. در مورد دین، خدا، سیاست، مذهب و حتی کشور خودشان و بعد می روند به دنبال کار خود. ی هم به آنها نمی گوید که چرا حرفهای ساختارشکنانه می زنید. اما ما این موضوع را در کشور خودمان پیش بینی نکردیم.

 نکته مهم دیگر اینکه ما تمرین اظهار مخالفت در نکرده ایم، هم در دوران جنگ و هم پس از آن. کما اینکه پیش از انقلاب هم اینگونه بوده است. مردم اینکه کجا مخالفت خود را بروز دهند، را تمرین نکردهاند. ما باید این فرصت ها را ایجاد می کردیم. این فرصت ها از خانه، مسجد، مدرسه شروع می شود. به یاد داشته باشید که سیستم تبلیغی ما "منبر" یعنی متکلم وحده است. طرف می نشیند و یک طرفه حرف می زند و کار مردم هم این است که در دقایق پایانی آمین بگویند. در سیاست نمی توان اینچنین رفتار کرد. چون با این خط مشی مردم ورزیده نمی شوند و اگر منتقد هم باشند آن را به داخل خود می ریزند و بعدها به شکلی آن را بیرون می دهند. اینجا هم بیرون داده شد و خوب هم شد که بیرون داده شد، تاحداقل مسئولین دست اندرکار مسائل و مشکلات را بفهمند.

این موضوع یک جایی باید سرباز می کرد. هیچ نظامی بخصوص نظام ما از حرف زدن مردم ضعیف و ساقط نمی شود. بلکه از حرف نزدن است که ضربه می خورد. این را باید بدانیم و به مفاهمه برسیم. به درک برسیم. جامعه غیرمستقیم می گوید که من را ببینید، من را بشنوید اما چون تمرین نکرده و مشق ننوشته اعتراضات خود را اینگونه نشان می دهد. مثل اینکه جلوی ی دفتر مشق می گذارید ولی بجای اینکه الفبا بنویسد، آن را خط خطی کند. به نظر من این ات از این جهت که درسی به مسئولین داده که خیال نکنند در جامعه خبری نیست، اتفاق خوبی است و به نظر می رسد که خیلی ها هم موافق این تحلیل هستند. به نظر من دستاورد مثبت این ات همین بود. جامعه هم احساس کرد که می تواند حرفش را بزند.

البته تندروی هایی هم در این زمان شد؛ همچون حمله به اموال عمومی، آتش زدن اتوبوس ها، بانکها و دفاتر برخی ون که کارهای غیرقابل توجیهی است. اگر این جریان، صرفا یک جریان خاص اقتصادی بود به اینجاها کشیده نمی شد. موسسات اقتصادی مشکل اصلی هستند اما شعارها علیه حکومت و حاکمیت داده می شود. من این را رد نمی کنم که ممکن است در جایی این ات هدایت شده باشند و شعارها از قبل تعیین شده باشد، اما ادامه یافتن این قضیه می تواند بخشنامه ای باشد.

 یعنی اصل شکل گیری این ات را خودجوش می دانید؟

 بله اما ادامهدار شدن آن را خودجوش نمی دانم. ببینید این ات که همیشه بود. خودم زمانی که در مجمع تشخیص مصلحت کار می هر چند وقت یکبار میدیدم که 300 نفر میآمدند و در پیادهرو روبروی دادگستری مینشستند و ی هم کاری به ی نداشت. آنها با خودشان نوشته و پلاکارد می آوردند و بعد هم میرفتند. آنها گاهی تا سه روز مینشستند تا بگویند که ما را ببینید. من در ابتدای امر فکر می که این ات هم تکرار همان اعتراضات قبل بود. مردم نسبت به موسسات مالی و اعتباری اعتراض داشتند که آن هم باید واکاوی شود. 

نباید فراموش کنیم که در تهای قبلی حتی برای برگزاری مراسم ختم برخی از ون هم مجوز نمی دادند. من حتی طی نامه ای عنوان که در مراسمهای ختم می خواهند قرآن بخوانند، اما شما اجازه برگزاری نمی دهید! امسال اما شا ار د و بعد از سالها برای برگزاری مراسم سالگرد فوت مرحوم فروهر مجوز صادر د. 

نمی دانم آقای سیف دیگر باید چکار کند، تا عوض شود؟ این همه موسسات بطور قارچ گونه سبز شد و پول مردم را جمع د و خوردند و بردند. یک مورد در خصوص بستگان من اتفاق افتاد. او 40 سال بود و از چهره ماندگاری بود و حاصل چهل سال معلمی در را به موسسه ای داد اما سرانجام پولهایش را بردند. مردم حق دارند که مطالبه کنند، بیایند و جمع شوند. این ات هم در ابتدا رنگش با ماههای قبل تفاوت نمی کرد. تفاوتی که پیدا کرد از این جهت بود که عده ای سوار این موج شدند. تیپ هایی که ما در این ات می بینیم، جوان هستند و نمی توانند مالباخته باشند. بعضا شعارهایی را هم که سر می دهند در مورد موسسات مالی نیست.

چقدر چنین اعتراضاتی را منتج به نتیجه خوب و مورد نظر مردم می دانید؟

معتقدم که جریاناتی از این دست، به لحاظ اجتماعی جریانات بی فرجامی هستند. این جریان کوری است که نه لیدر دارد و نه می تواند مراحل آینده را پیش بینی کند و منتج به نتیجه ای شود. ی ری حرکات ت یبی انجام می شود و بعد هم جمع می شود. یک دوره فرازی هم دارد که ممکن است این روزها روزهای فراز آن باشد و بعد فرود بیاید. البته در این دوره باز هم ناشی گری شد و اسراییل و ترامپ و منافین آمدند و گفتند که این بار باید کار تمام شود! اما آنها که جنس کار و مخالفت های اجتماع را می بینند و می شناسند، می دانند که از این موج چیزی عاید نمی شود، جز اینکه ی ری هنجارها ش ته شود.

 بنابراین من اصل قضیه را به فال نیک می گیرم که باعث تنبه می شود. مثل اینکه مثلا یک فردی علایم بیماری را در خود ببیند و باعث شود که به پزشک مراجعه کند و به فکر درمان خود باشد. تا آن علایم بروز داده نشود آدم به فکر درمان خود نمی افتد. البته دلسوزان نظام پیش از این اتفاقات، این مسائل را گفته بودند اما طبق معمول توجهی به آن نشد. 

الان بخشی از جامعه گفت که ما باید دیده شویم و دیده هم شد. یک نمونه کوچک آن را در جریان حاج آقا قرائتی و آقای دوربینی دیدید. در واقع آقای دوربینی نمادی از یک بخش از جامعه ایرانی است که می خواهد دیده شود. این دیده شدن شان هم ضرری برای ی ندارد، نه برای من ناطق و نه ی که پیش آنها نشسته است. اما وقتی به این موضوع به عنوان یک معضل نگاه شود، حتما خطاست. بنابراین اگر جامعه در زمانی بگوید ما را ببینید، باید بگوییم که ما شما را می بینیم. نه اینکه آن را تهدید حساب کرده و بخواهیم با آن برخورد کنیم. ما باید از خشونت پرهیز کنیم.

 جریاناتی همچون ات اخیر در برخی ای کشور، به لحاظ اجتماعی جریانات بی فرجامی هستند. این جریان کوری است که نه لیدر دارد و نه می تواند مراحل آینده را پیش بینی کند و منتج به نتیجه ای شود.

در اتفاقاتی که در پاریس افتاد گاهی بخش هایی از این شهر آتش می گرفت اما خبری از مجروحیت در آن تظاهرات نمی شنیدیم. بنابراین پلیس باید خویشتن دار باشد تا این قضیه با تعقل جمع شود. البته به نظر من ی ری کارهای تعجیلی هم باید بشود. از جمله اینکه تکلیف موسسات مالی روشن شود. چون عمده بهانه برای ب ایی ات این است نه اصل نظام. این موضوع که روشن شد معترضان هم در شعار خلع سلاح می شوند. چون دیگر نمی خواهند به خیابان بیایند. البته ت هم اقداماتی در این مورد انجام داده و مبالغی هم به طلبکاران پرداخت شد اما باید این قضیه را عینی تر کنند تا این بهانه از دست معترضان گرفته شود.

 در اتی از این دست معمولا دو قطبی هایی شکل میگیرد، یا بین جناحین و یا فراتر از آنها. در حال حاضر این دو قطبی را چقدر واقعی میدانید؟

 واقعیت این است که یک عده به دلیل ناکارآمدی تها، بخصوص ت نهم و دهم اینچنین معترض شده اند. تصورم این است که با فرجامی که ت پیدا کرد و از لحاظ وضعیت ارز و روابط خارجی و تحریم ها و... دچار بحران شد قاعدتا نظام با یک بن بستی مواجه شد. درست همانند آنچه که برخی می گفتند؛ کشور تا لب پرتگاه برده شد. رییس جمهور مملکت به کشور خارجی می رفت و از او استقبال رسمی هم نمی شد. یعنی ترک پروتکل هم می شد. من فکر می کنم این مسائل و هایی که در ت شد، فضا را برای چنین اعتراضاتی فراهم کرد. قضیه بابک زنجانی، ماجرای دکل نفتی گمشده که همین هفته قبل دادگاه آن برگزار شد، همه این موارد دخیل هستند.

به هرحال مردم تلویزیون را نگاه می کنند و می بینند که معاون اول رییس جمهور می آید و می گوید که 7/2 میلیارد دلار از کشور خارج شده است و این را از سال 93 تاکنون تکرار می کند اما هیچ خبری هم از برگرداندن آن نیست. مردم هم می گویند که در این مملکت چه خبر است؟ به نظر من این اعتراضات به نوعی ع العمل نسبت به این کارها است. می خواهند بگویند که نظام هنوز هم نتوانسته کاری از پیش ببرد، با این که از نظر خودشان فردی مثل زنجانی مفسد فی الارض است. وقتی خودشان می گویند 4 با این فرد همکاری می کرده اند، پس چه مفسدی است که وزرای ت از او پشتیبانی می د؟ 


 همه اینها در ذهن مردم جمع شد و مردم نمره ناکارآمدی به مسئولان کشور دادند. اما اینکه در این ات بین ت و حاکمیت تفکیک شود، اشتباهی است که یک جریان کور آن را انجام می دهد. جوانان نیز تحریک شدند چون آنها قدرت تحلیل بالایی ندارند. اگر صدا و سیما اینقدر یک طرفه عمل نمی کرد و با حضور چند نفر آدم منتقد دلسوز از مشکلات مردم حرف می زد، در جامعه جا می افتاد که جایی در خود نظام این حرفها زده می شود. ولی صدا و سیما این کار را نکرد.

 نباید فکر کنیم که هر که در مخالفت با ما حرف زد، قصد ساقط ما را دارد. چون اصولا برخی مخالفان انگیزه این کار را ندارند و برخی هم از توانایی لازم برخوردار نیستند و آنهایی هم که در میدان هستند، سیستم امنیتی ما را در مقابل خود می بینند که به قدر کافی قوی هستند.

به نظر من بخشی از جامعه نمره ناکارآمدی به عملکرد نظام داده است، آن هم به دلیل خبرهایی است که اساسا درست است و این ات نیز نوعی پس زدن این ناکارآمدی است. اما اینکه بگوییم این ات از سوی بخش عمده ای از جامعه است و در واقع به «قطب» تبدیل شده، نه من این را قبول ندارم. بلکه صرفا جریانی است که نشان داد وجود دارد و باید جدی گرفته شود.

شما این ات را حق مردم می دانید و آن را به فال نیک می گیرید چون معتقدید که مقامات کشور متوجه وجود ای از مشکلات در کشور خواهند شد. اما معمولا مقامات حاضر به دادن مجوز برای برگزاری ات اعتراضی نمی شوند تا اعتراضات به درستی و قانونمند سازماندهی شوند و کار به اینجاها کشیده نشود. صدور مجوز چه تبعاتی دارد که معمولا از اعطای آن خودداری می شود؟

 فکر می کنم که یک درصدی از این رفتارها (عدم صدور مجوز) طبیعی است؛ به این خاطر که مجوز برگزاری برای یک محیط قابل کنترل، باید داده شود و ترسی هم در این زمینه نباید وجود داشته باشد. 

ولی نباید فراموش کنیم که در تهای قبلی حتی برای برگزاری مراسم ختم برخی از ون هم مجوز نمی دادند. من حتی طی نامه ای عنوان که در مراسمهای ختم می خواهند قرآن بخوانند، اما شما اجازه برگزاری نمی دهید! امسال اما شا ار د و بعد از سالها برای برگزاری مراسم سالگرد فوت مرحوم فروهر مجوز صادر د. بنابراین نوعی افراط و تفریط در این زمینه همواره وجود داشته است.

همواره برای تخلیه غم هایمان جا داشتیم. مردم به هیاتهای عزاداری می روند و عزاداری می کنند. اما برای شادی هایمان جایی برای تخلیه نداریم. حتی اگر مردم به یکدیگر آب بپاشند، خیلی ها می گویند این کار سبک چیست؟! در صورتیکه در تمام دنیا جاهایی هست که مردم هروقت خواستند می توانند احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنند.

 اگر انی که می خواهند کنند، هنجارشکنی نکنند، حتما وزارت کشور مجوز برگزاری آن را خواهد داد. اما اگر بناست که بیایند به خیابان ها و از دل این حمله به بانک و اتوبوس و .. را شکل دهند، پیداست که نباید چنین مجوزی صادر شود. اگر اصل این است که صدای مخالف به گوش مسئولان رسانده شود که نباید با ت یب این کار انجام شود. اما واقعیت این است که از هر دو طرف خوب عمل نمی شود. از یک طرف انی که قصد دارند، ممکن است موجی ایجاد کنند که دیگران سوار آن شوند و به سمت ت یب سوق پیدا کنند. از طرف یگر هم چون مقامات نمی خواهند ات این افراد به سمت ت یب برود، اصل قضیه را نادیده می گیرند.

مثلا به مردم بگویند که در یوم شیرودی کنند، حرفهایشان را بزنند، شعارهایشان را بدهند، هرچه می خواهند بگویند و بروند. از آنجا که بیرون آمدند، مانند یک شهروند معمولی باشند. مسئولان اگر از این تضمین مطمئن شوند، حتما مجوز برگزاری خواهند داد.

 البته بهتر است بجای اینکه بگویند ما مجوز نمی دهیم، بگویند که جاهایی را مجوز می دهیم که تحت کنترل باشد تا اگر ی بخواهد تعدی کند با آن برخورد شود. اینکه بعد از حرف زدن به شهر بروی و اتوبوس آتش بزنی، معلوم است که نیامدی حرفت را بزنی.

 برخی تحلیلگران بیم آن را دارند که این اعتراضات منجر به رواج پوپولیست شود و دوباره از داخل این اعتراضات برای انتخابات دوره بعد زمینه حضور فردی مثل فراهم شود. این نگرانی را چقدر جدی میدانید؟

«پوپولیست» یک برچسب است. شما اگر به ای مختلف نگاه کنید می بینید که شعارهای مردم در ات یکی نیست و بیشتر اعتراض به ناکارآمدها است. در برخی موارد هم اعتراضات را متوجه اصل نظام می کنند و یا نهاد ت را نشانه می گیرند. به عبارت دیگر انی که به این ات میآیند، همه از آدمهای مال باخته نیستند و در موارد دیگری نیز دچار محدودیت شده و خسارت دیدهاند. مثلا در ستاره دار شده اند و یا بالای 35 سال سن دارند و شغل ندارد و یا به سن 40 رسیدند و نتوانستند ازدواج کنند و از این دست مسائل. این افراد وقتی نمی توانند حرفشان را بزنند، می آیند و اینگونه خود را نشان می دهند. وگرنه اگر بهانه اصلی بد اری موسسات مالی است که این شعارها نباید به این سمت و سو برود و یک عده هم سوار برآن شوند.

انی منتقدند و معترض و انی هم هستند که با اصل نظام مشکل دارند. اینها کجا باید حرفهای خود را بزنند؟ 

اینکه برخی بیایند و ناشیانه حرف احیای سلطنت بزنند پیداست که تحلیلشان بسیار سطحی و عوامانه است. چون در خصوص مطالبات اقتصادی، آدم بحث تغییر نظام را مطرح نمی کند! بنابراین ترکیب متنوع و متعددی از مطالبات در این ات وجود دارد. عدهای مالباختهاند و عدهای دیگر نیز سوار می شوند و نمره ناکارآمدی نظام را فریاد می کشند و عده ای هم اساسا مثل هر جریانی می آیند و شعارهای خاصی را سر می دهند تا بقیه هم بیایند و آن را تکرار کنند. اگر افراد مالباخته که سن و سالی دارند صف خود را از این افراد جدا کنند، پیدا می شود که جنس اصلی این اعتراضات، مالی نیست. چون گرانی زیادی نداشتیم که مردم به سیم آ بزنند! تنها کالایی که گران شده تخم مرغ بوده که اعلام شد به دلیل بیماری هایی است که در بین مرغها فراگیر شد. مساله دیگر هم پیشنهاد افزایش قیمت بنزین بود که دوستان گفتند منتفی است. این بخش معترض مخالف خوان، منتظر این بستر و حرکت بود تا دیده شود و حرفش را بزند که زد. اما اشتباهشان این بود که این ات متوجه اصل نظام شد و شعارهایی سر داده شد که با جنس اعتراض هم خوانی نداشت.




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/07/01/post-986/




فکر نکنیم هر مخالفی قصد ساقط ما را دارد

درخواست حذف اطلاعات

 

 

مصاحبه با خبرآنلاین

فکر نکنیم هر مخالفی قصد ساقط ما را دارد


مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی یک دلیل عمده برای شکل گیری ات این روزهای مردم در برخی از ای کشور برمی شمارد و آن اینکه مردم می خواهند صدای اعتراض شان را به گوش مسئولان نظام برسانند.

 

رضوانه رضاییپور: از روزی که از مشهد خبر رسید که عدهای در آستانه ورود معاون اول رییس جمهوری به این شهر، خود را به صفوف معترضان رساندند تا از دغدغه های مالی خود نزد او شکایت ببرند، پنج روز می گذرد. اما این اعتراضات نه با سفر اسحاق جهانگیری پایان یافت و نه به همان یک شهر محدود شد. در برخی ای کشور اتی برگزار شد که اتفاقا اینبار خیلی ها آن را حق مسلم مردم دانستند و از آن به عنوان تلنگری برای شنیده شدن صدای مردم یاد د. 

در روزی که در کافه خبر خبرآنلاین میزبان غلامعلی رجایی، مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام بودیم، ابتدا به سراغ مسائل روز کشور رفتیم.  ات مردمی شروع گفتگوی ما با رجایی بود. او با تحلیل از وضعیت موجود جامعه ایرانی، دلایل جالبی را برای خلق چنین پدیده هایی مطرح کرد. او این ات را «پیشامد منتظره» خواند تا از همین اصل به همه نواقصی برسد که در رفتارشناسی نظام با آن روبهرو هستیم. رجایی معتقد است که یک ایرانی جایی را برای خالی اعتراضات و مخالفتهایش حتی با نظام را برای خود نمیبیند. 

مشاور آیت الله تربیت مردم و رفتار اعتراضی آنان را نیز نقد کرد. او معتقد است که ابراز مخالفت در چه در دوران جنگ و چه پس از آن تمرین نشده است. کما اینکه پیش از انقلاب هم اینگونه بوده است. مردم نمیدانند کجا مخالفتشان را بروز دهند.

رجایی در بخش های دیگری از صحبت های خود به واکاوی شکل گیری این ات در کشور پرداخت. او شروع این اتفاق را سازماندهی شده ندانست و آن را در ادامه اعتراضات متضرران موسسات مالی و اعتباری خواند اما، ادامه دار شدن این ات و به تبع آن شعارهای ساختارشکنانه ای که به سمت مسئولان عالی نظام سوق پیدا کرد را برنامه ریزی شده می داند. 

البته او معتقد است که بخشی از جامعه میخواهند دیده شوند و می گوید: اگر جامعه چنین تقاضایی دارد باید آن را ببینیم. نه اینکه آن را تهدید حساب کرده و بخواهیم با آن برخورد کنیم. باید از خشونت پرهیز کنیم.

 در ادامه بخش اول از گفتگوی خبرآنلاین با غلامعلی رجایی را بخوانید:

در مورد ات اخیر در برخی از ای کشور، تحلیل های مختلفی وجود دارد. اعم از اینکه این ات با ی ری برنامه ریزی های داخلی صورت گرفته است و موج آن به ای دیگر کشیده شد و اینکه در درجه اول هدف معترضان نقد ت بود اما یکباره به سمت کلیت نظام سوق پیدا کرد. تحلیل شما از اتفاقات اخیر چیست؟

من این جریان را یک پیشامد منتظره می دانم. یعنی باید انتظار چنین حرکاتی را داشت. به دلیل اینکه ما در هر نظام باید یک منافذی را برای وج پیش بینی کنیم. در هیچ خانه ای فقط در ورودی وجود ندارد. حتما دری هم برای وج هست. انی منتقدند و معترض و انی هم هستند که با اصل نظام مشکل دارند. اینها کجا باید حرفهای خود را بزنند؟ ما حقیقتا این موضوع را پیش بینی نکرده بودیم.

جامعه مشکلات موجود در کشور را درون خود می ریزد، تجربه اجتماعی و ما هم نشان میدهد که وقتی چیزی به درون ریخته می شود وما در همان داخل نمی ماند و به بیرون هدایت می شود. بنابراین چون اینگونه رفتارها غیرطبیعی است، هاضمه جامعه آن را پس می زند. ملت ایران ملت آزاد ش، خواه و مختار است، مثل خیلی از ملتهای دیگر. خدا انسان را آزاد خلق کرده است اما همین انسان جایی را برای خالی اعتراضات و مخالفتها حتی با خود نظام نمیبیند. 

ما همواره برای تخلیه غم هایمان جا داشتیم. مردم به هیاتهای عزاداری می روند و تا صبح می زنند و گریه می کنند، روضه می خوانند و عزاداری می کنند. اما برای شادی هایمان جایی برای تخلیه نداریم. حتی اگر مردم بیایند و یک جایی جمع شوند و به یکدیگر آب بپاشند، خیلی ها می گویند این کار سبک چیست؟! در صورتیکه ما در تمام دنیا جاهایی را داریم که مردم هروقت خواستند می توانند احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنند. این هیجان هم اگرچه بیشتر متعلق به جریانات است، اما شامل سایر مردم هم می شود. 

در اسپانیا می بینید که مردم یک شهر می آیند و به سمت یکدیگر گوجه پرتاب می کنند و شهرداری هم همان شب خیابانها را تمیز می کند و فردا هم همه قبراق، سر کارهای خود می روند. به جایی هم برنمی خورد. ی نمی گوید شما نظم شهر را برهم زده اید. خودشان اجازه می دهند که یک روز نظم شهر از میان 365 روز نادیده گرفته شود و بعد از آن وضعیت به روال عادی بازگردد. ی هم این اقدامات را مخالف با سیستم نمی داند.

 

چگونه می توان و باید چنین هایی را برای مردم ایران در نظر گرفت تا کمتر شاهد سرباز غیر مترقبه اعتراضها باشیم؟

 به نظرم در ارتباط با های قبل از اینکه مجبور شویم اختیاراتی را به مردم بدهیم، خود آنها باید اختیاراتی را از خود داشته باشند. مثلا مخالفت های خود را بنویسند و بیان کنند. ما فراموش نکردیم که در دوره آغازین انقلاب یک دیدگاه این بود که مار یست ها به قم بروند و تدریس کنند. یعنی یک مار یست به دیگران شههای مار را درس بدهد. کما اینکه سروش و برخی دیگر می رفتند و دیدگاههای خودشان را بیان می د. 

در برخورد با شه ها و مواجهه با این اتفاقات، نباید فکر کنیم که هر که در مخالفت با ما حرف زد، قصد ساقط ما را دارد. وما هر مخالفی کارش به سقوط و اسقاط کشاندن نیست. چون اصولا برخی انگیزه این کار را ندارند و برخی هم از توانایی لازم برخوردار نیستند و آنهایی هم که در میدان هستند، سیستم امنیتی ما را در مقابل خود می بینند که به قدر کافی قوی هستند.

 

 

اعتقاد من این است که سیستم امنیتی ما از زمان شاه هم قویتر است و به راحتی می تواند این گونه مسائل را جمع کند. حتی اگر تعقل بهتری وجود داشت، توان این را داشتند که فضای سال 88 را بتوانند به راحتی از کف خیابان جمع کنند تا مسائل بعدی پیش نیاید. 

مردم یک سری اعتراضاتی را داشتند و دارند و باید آن را بروز دهند. پس ما باید یک جاهایی را برای حرف زدن مردم پیش بینی کنیم. فرض کنید که در لندن مردم می روند در "های پارک" نطق می کنند و در مورد همه موضوعات حرف می زدند. در مورد دین، خدا، سیاست، مذهب و حتی کشور خودشان و بعد می روند به دنبال کار خود. ی هم به آنها نمی گوید که چرا حرفهای ساختارشکنانه می زنید. اما ما این موضوع را در کشور خودمان پیش بینی نکردیم.

 نکته مهم دیگر اینکه ما تمرین اظهار مخالفت در نکرده ایم، هم در دوران جنگ و هم پس از آن. کما اینکه پیش از انقلاب هم اینگونه بوده است. مردم اینکه کجا مخالفت خود را بروز دهند، را تمرین نکردهاند. ما باید این فرصت ها را ایجاد می کردیم. این فرصت ها از خانه، مسجد، مدرسه شروع می شود. به یاد داشته باشید که سیستم تبلیغی ما "منبر" یعنی متکلم وحده است. طرف می نشیند و یک طرفه حرف می زند و کار مردم هم این است که در دقایق پایانی آمین بگویند. در سیاست نمی توان اینچنین رفتار کرد. چون با این خط مشی مردم ورزیده نمی شوند و اگر منتقد هم باشند آن را به داخل خود می ریزند و بعدها به شکلی آن را بیرون می دهند. اینجا هم بیرون داده شد و خوب هم شد که بیرون داده شد، تاحداقل مسئولین دست اندرکار مسائل و مشکلات را بفهمند.

این موضوع یک جایی باید سرباز می کرد. هیچ نظامی بخصوص نظام ما از حرف زدن مردم ضعیف و ساقط نمی شود. بلکه از حرف نزدن است که ضربه می خورد. این را باید بدانیم و به مفاهمه برسیم. به درک برسیم. جامعه غیرمستقیم می گوید که من را ببینید، من را بشنوید اما چون تمرین نکرده و مشق ننوشته اعتراضات خود را اینگونه نشان می دهد. مثل اینکه جلوی ی دفتر مشق می گذارید ولی بجای اینکه الفبا بنویسد، آن را خط خطی کند. به نظر من این ات از این جهت که درسی به مسئولین داده که خیال نکنند در جامعه خبری نیست، اتفاق خوبی است و به نظر می رسد که خیلی ها هم موافق این تحلیل هستند. به نظر من دستاورد مثبت این ات همین بود. جامعه هم احساس کرد که می تواند حرفش را بزند.

البته تندروی هایی هم در این زمان شد؛ همچون حمله به اموال عمومی، آتش زدن اتوبوس ها، بانکها و دفاتر برخی ون که کارهای غیرقابل توجیهی است. اگر این جریان، صرفا یک جریان خاص اقتصادی بود به اینجاها کشیده نمی شد. موسسات اقتصادی مشکل اصلی هستند اما شعارها علیه حکومت و حاکمیت داده می شود. من این را رد نمی کنم که ممکن است در جایی این ات هدایت شده باشند و شعارها از قبل تعیین شده باشد، اما ادامه یافتن این قضیه می تواند بخشنامه ای باشد.

 یعنی اصل شکل گیری این ات را خودجوش می دانید؟

 بله اما ادامهدار شدن آن را خودجوش نمی دانم. ببینید این ات که همیشه بود. خودم زمانی که در مجمع تشخیص مصلحت کار می هر چند وقت یکبار میدیدم که 300 نفر میآمدند و در پیادهرو روبروی دادگستری مینشستند و ی هم کاری به ی نداشت. آنها با خودشان نوشته و پلاکارد می آوردند و بعد هم میرفتند. آنها گاهی تا سه روز مینشستند تا بگویند که ما را ببینید. من در ابتدای امر فکر می که این ات هم تکرار همان اعتراضات قبل بود. مردم نسبت به موسسات مالی و اعتباری اعتراض داشتند که آن هم باید واکاوی شود. 

نباید فراموش کنیم که در تهای قبلی حتی برای برگزاری مراسم ختم برخی از ون هم مجوز نمی دادند. من حتی طی نامه ای عنوان که در مراسمهای ختم می خواهند قرآن بخوانند، اما شما اجازه برگزاری نمی دهید! امسال اما شا ار د و بعد از سالها برای برگزاری مراسم سالگرد فوت مرحوم فروهر مجوز صادر د. 

نمی دانم آقای سیف دیگر باید چکار کند، تا عوض شود؟ این همه موسسات بطور قارچ گونه سبز شد و پول مردم را جمع د و خوردند و بردند. یک مورد در خصوص بستگان من اتفاق افتاد. او 40 سال بود و از چهره ماندگاری بود و حاصل چهل سال معلمی در را به موسسه ای داد اما سرانجام پولهایش را بردند. مردم حق دارند که مطالبه کنند، بیایند و جمع شوند. این ات هم در ابتدا رنگش با ماههای قبل تفاوت نمی کرد. تفاوتی که پیدا کرد از این جهت بود که عده ای سوار این موج شدند. تیپ هایی که ما در این ات می بینیم، جوان هستند و نمی توانند مالباخته باشند. بعضا شعارهایی را هم که سر می دهند در مورد موسسات مالی نیست.

چقدر چنین اعتراضاتی را منتج به نتیجه خوب و مورد نظر مردم می دانید؟

معتقدم که جریاناتی از این دست، به لحاظ اجتماعی جریانات بی فرجامی هستند. این جریان کوری است که نه لیدر دارد و نه می تواند مراحل آینده را پیش بینی کند و منتج به نتیجه ای شود. ی ری حرکات ت یبی انجام می شود و بعد هم جمع می شود. یک دوره فرازی هم دارد که ممکن است این روزها روزهای فراز آن باشد و بعد فرود بیاید. البته در این دوره باز هم ناشی گری شد و اسراییل و ترامپ و منافین آمدند و گفتند که این بار باید کار تمام شود! اما آنها که جنس کار و مخالفت های اجتماع را می بینند و می شناسند، می دانند که از این موج چیزی عاید نمی شود، جز اینکه ی ری هنجارها ش ته شود.

 بنابراین من اصل قضیه را به فال نیک می گیرم که باعث تنبه می شود. مثل اینکه مثلا یک فردی علایم بیماری را در خود ببیند و باعث شود که به پزشک مراجعه کند و به فکر درمان خود باشد. تا آن علایم بروز داده نشود آدم به فکر درمان خود نمی افتد. البته دلسوزان نظام پیش از این اتفاقات، این مسائل را گفته بودند اما طبق معمول توجهی به آن نشد. 

الان بخشی از جامعه گفت که ما باید دیده شویم و دیده هم شد. یک نمونه کوچک آن را در جریان حاج آقا قرائتی و آقای دوربینی دیدید. در واقع آقای دوربینی نمادی از یک بخش از جامعه ایرانی است که می خواهد دیده شود. این دیده شدن شان هم ضرری برای ی ندارد، نه برای من ناطق و نه ی که پیش آنها نشسته است. اما وقتی به این موضوع به عنوان یک معضل نگاه شود، حتما خطاست. بنابراین اگر جامعه در زمانی بگوید ما را ببینید، باید بگوییم که ما شما را می بینیم. نه اینکه آن را تهدید حساب کرده و بخواهیم با آن برخورد کنیم. ما باید از خشونت پرهیز کنیم.

 جریاناتی همچون ات اخیر در برخی ای کشور، به لحاظ اجتماعی جریانات بی فرجامی هستند. این جریان کوری است که نه لیدر دارد و نه می تواند مراحل آینده را پیش بینی کند و منتج به نتیجه ای شود.

در اتفاقاتی که در پاریس افتاد گاهی بخش هایی از این شهر آتش می گرفت اما خبری از مجروحیت در آن تظاهرات نمی شنیدیم. بنابراین پلیس باید خویشتن دار باشد تا این قضیه با تعقل جمع شود. البته به نظر من ی ری کارهای تعجیلی هم باید بشود. از جمله اینکه تکلیف موسسات مالی روشن شود. چون عمده بهانه برای ب ایی ات این است نه اصل نظام. این موضوع که روشن شد معترضان هم در شعار خلع سلاح می شوند. چون دیگر نمی خواهند به خیابان بیایند. البته ت هم اقداماتی در این مورد انجام داده و مبالغی هم به طلبکاران پرداخت شد اما باید این قضیه را عینی تر کنند تا این بهانه از دست معترضان گرفته شود.

 در اتی از این دست معمولا دو قطبی هایی شکل میگیرد، یا بین جناحین و یا فراتر از آنها. در حال حاضر این دو قطبی را چقدر واقعی میدانید؟

 واقعیت این است که یک عده به دلیل ناکارآمدی تها، بخصوص ت نهم و دهم اینچنین معترض شده اند. تصورم این است که با فرجامی که ت پیدا کرد و از لحاظ وضعیت ارز و روابط خارجی و تحریم ها و... دچار بحران شد قاعدتا نظام با یک بن بستی مواجه شد. درست همانند آنچه که برخی می گفتند؛ کشور تا لب پرتگاه برده شد. رییس جمهور مملکت به کشور خارجی می رفت و از او استقبال رسمی هم نمی شد. یعنی ترک پروتکل هم می شد. من فکر می کنم این مسائل و هایی که در ت شد، فضا را برای چنین اعتراضاتی فراهم کرد. قضیه بابک زنجانی، ماجرای دکل نفتی گمشده که همین هفته قبل دادگاه آن برگزار شد، همه این موارد دخیل هستند.

به هرحال مردم تلویزیون را نگاه می کنند و می بینند که معاون اول رییس جمهور می آید و می گوید که 7/2 میلیارد دلار از کشور خارج شده است و این را از سال 93 تاکنون تکرار می کند اما هیچ خبری هم از برگرداندن آن نیست. مردم هم می گویند که در این مملکت چه خبر است؟ به نظر من این اعتراضات به نوعی ع العمل نسبت به این کارها است. می خواهند بگویند که نظام هنوز هم نتوانسته کاری از پیش ببرد، با این که از نظر خودشان فردی مثل زنجانی مفسد فی الارض است. وقتی خودشان می گویند 4 با این فرد همکاری می کرده اند، پس چه مفسدی است که وزرای ت از او پشتیبانی می د؟ 


 همه اینها در ذهن مردم جمع شد و مردم نمره ناکارآمدی به مسئولان کشور دادند. اما اینکه در این ات بین ت و حاکمیت تفکیک شود، اشتباهی است که یک جریان کور آن را انجام می دهد. جوانان نیز تحریک شدند چون آنها قدرت تحلیل بالایی ندارند. اگر صدا و سیما اینقدر یک طرفه عمل نمی کرد و با حضور چند نفر آدم منتقد دلسوز از مشکلات مردم حرف می زد، در جامعه جا می افتاد که جایی در خود نظام این حرفها زده می شود. ولی صدا و سیما این کار را نکرد.

 نباید فکر کنیم که هر که در مخالفت با ما حرف زد، قصد ساقط ما را دارد. چون اصولا برخی مخالفان انگیزه این کار را ندارند و برخی هم از توانایی لازم برخوردار نیستند و آنهایی هم که در میدان هستند، سیستم امنیتی ما را در مقابل خود می بینند که به قدر کافی قوی هستند.

به نظر من بخشی از جامعه نمره ناکارآمدی به عملکرد نظام داده است، آن هم به دلیل خبرهایی است که اساسا درست است و این ات نیز نوعی پس زدن این ناکارآمدی است. اما اینکه بگوییم این ات از سوی بخش عمده ای از جامعه است و در واقع به «قطب» تبدیل شده، نه من این را قبول ندارم. بلکه صرفا جریانی است که نشان داد وجود دارد و باید جدی گرفته شود.

شما این ات را حق مردم می دانید و آن را به فال نیک می گیرید چون معتقدید که مقامات کشور متوجه وجود ای از مشکلات در کشور خواهند شد. اما معمولا مقامات حاضر به دادن مجوز برای برگزاری ات اعتراضی نمی شوند تا اعتراضات به درستی و قانونمند سازماندهی شوند و کار به اینجاها کشیده نشود. صدور مجوز چه تبعاتی دارد که معمولا از اعطای آن خودداری می شود؟

 فکر می کنم که یک درصدی از این رفتارها (عدم صدور مجوز) طبیعی است؛ به این خاطر که مجوز برگزاری برای یک محیط قابل کنترل، باید داده شود و ترسی هم در این زمینه نباید وجود داشته باشد. 

ولی نباید فراموش کنیم که در تهای قبلی حتی برای برگزاری مراسم ختم برخی از ون هم مجوز نمی دادند. من حتی طی نامه ای عنوان که در مراسمهای ختم می خواهند قرآن بخوانند، اما شما اجازه برگزاری نمی دهید! امسال اما شا ار د و بعد از سالها برای برگزاری مراسم سالگرد فوت مرحوم فروهر مجوز صادر د. بنابراین نوعی افراط و تفریط در این زمینه همواره وجود داشته است.

همواره برای تخلیه غم هایمان جا داشتیم. مردم به هیاتهای عزاداری می روند و عزاداری می کنند. اما برای شادی هایمان جایی برای تخلیه نداریم. حتی اگر مردم به یکدیگر آب بپاشند، خیلی ها می گویند این کار سبک چیست؟! در صورتیکه در تمام دنیا جاهایی هست که مردم هروقت خواستند می توانند احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنند.

 اگر انی که می خواهند کنند، هنجارشکنی نکنند، حتما وزارت کشور مجوز برگزاری آن را خواهد داد. اما اگر بناست که بیایند به خیابان ها و از دل این حمله به بانک و اتوبوس و .. را شکل دهند، پیداست که نباید چنین مجوزی صادر شود. اگر اصل این است که صدای مخالف به گوش مسئولان رسانده شود که نباید با ت یب این کار انجام شود. اما واقعیت این است که از هر دو طرف خوب عمل نمی شود. از یک طرف انی که قصد دارند، ممکن است موجی ایجاد کنند که دیگران سوار آن شوند و به سمت ت یب سوق پیدا کنند. از طرف یگر هم چون مقامات نمی خواهند ات این افراد به سمت ت یب برود، اصل قضیه را نادیده می گیرند.

مثلا به مردم بگویند که در یوم شیرودی کنند، حرفهایشان را بزنند، شعارهایشان را بدهند، هرچه می خواهند بگویند و بروند. از آنجا که بیرون آمدند، مانند یک شهروند معمولی باشند. مسئولان اگر از این تضمین مطمئن شوند، حتما مجوز برگزاری خواهند داد.

 البته بهتر است بجای اینکه بگویند ما مجوز نمی دهیم، بگویند که جاهایی را مجوز می دهیم که تحت کنترل باشد تا اگر ی بخواهد تعدی کند با آن برخورد شود. اینکه بعد از حرف زدن به شهر بروی و اتوبوس آتش بزنی، معلوم است که نیامدی حرفت را بزنی.

 برخی تحلیلگران بیم آن را دارند که این اعتراضات منجر به رواج پوپولیست شود و دوباره از داخل این اعتراضات برای انتخابات دوره بعد زمینه حضور فردی مثل فراهم شود. این نگرانی را چقدر جدی میدانید؟

«پوپولیست» یک برچسب است. شما اگر به ای مختلف نگاه کنید می بینید که شعارهای مردم در ات یکی نیست و بیشتر اعتراض به ناکارآمدها است. در برخی موارد هم اعتراضات را متوجه اصل نظام می کنند و یا نهاد ت را نشانه می گیرند. به عبارت دیگر انی که به این ات میآیند، همه از آدمهای مال باخته نیستند و در موارد دیگری نیز دچار محدودیت شده و خسارت دیدهاند. مثلا در ستاره دار شده اند و یا بالای 35 سال سن دارند و شغل ندارد و یا به سن 40 رسیدند و نتوانستند ازدواج کنند و از این دست مسائل. این افراد وقتی نمی توانند حرفشان را بزنند، می آیند و اینگونه خود را نشان می دهند. وگرنه اگر بهانه اصلی بد اری موسسات مالی است که این شعارها نباید به این سمت و سو برود و یک عده هم سوار برآن شوند.

انی منتقدند و معترض و انی هم هستند که با اصل نظام مشکل دارند. اینها کجا باید حرفهای خود را بزنند؟ 

اینکه برخی بیایند و ناشیانه حرف احیای سلطنت بزنند پیداست که تحلیلشان بسیار سطحی و عوامانه است. چون در خصوص مطالبات اقتصادی، آدم بحث تغییر نظام را مطرح نمی کند! بنابراین ترکیب متنوع و متعددی از مطالبات در این ات وجود دارد. عدهای مالباختهاند و عدهای دیگر نیز سوار می شوند و نمره ناکارآمدی نظام را فریاد می کشند و عده ای هم اساسا مثل هر جریانی می آیند و شعارهای خاصی را سر می دهند تا بقیه هم بیایند و آن را تکرار کنند. اگر افراد مالباخته که سن و سالی دارند صف خود را از این افراد جدا کنند، پیدا می شود که جنس اصلی این اعتراضات، مالی نیست. چون گرانی زیادی نداشتیم که مردم به سیم آ بزنند! تنها کالایی که گران شده تخم مرغ بوده که اعلام شد به دلیل بیماری هایی است که در بین مرغها فراگیر شد. مساله دیگر هم پیشنهاد افزایش قیمت بنزین بود که دوستان گفتند منتفی است. این بخش معترض مخالف خوان، منتظر این بستر و حرکت بود تا دیده شود و حرفش را بزند که زد. اما اشتباهشان این بود که این ات متوجه اصل نظام شد و شعارهایی سر داده شد که با جنس اعتراض هم خوانی نداشت.




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/07/01/post-986/




ماهی گرفتن از کشتار مردم

درخواست حذف اطلاعات

 

 

ماهی گرفتن از کشتار مردم

 

 



جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

 


رئیس ت های نهم و دهم، حدود ۱۶ ساعت پس از حادثه تروریستی اهواز، پیامی صادر کرد و ضمن تسلیت به بازماندگان ی این حادثه، گریزی هم به دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی زد و آنها را نواخت.
آفتاب نیوز :
اینکه فردی که ۸ سال رئیس جمهوری بوده و اکنون نیز عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است، اینگونه به دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور حمله کند، بیش از آنکه موجب خدشه به اقتدار جامعه اطلاعاتی کشور شود، تلنگری است برای حافظه تاریخی مخاطبان تا کارنامه امنیتی دوران ریاست ۸ ساله او بر عالی ترین نهاد امنیتی کشور یعنی شورای عالی امنیت ملی را فرا یاد آورد.

سال ۸۴، همین گروه «الاحوازیه» که مسئولیت حمله روز شنبه به رژه نیروهای مسلح را برعهده گرفته است، در خیابان نادری اهواز عملیات تروریستی داشت. بمب گذاری در پارکینگ قرارگاه در غرب تهران در سوم شهریور سال ۸۷، ترور شهید مسعود علی محمدی در تاریخ ۲۲ دی ماه ۸۸، ترور شهید مجید شهریاری در تاریخ ۸ آذر ۸۹، ترور شهید رضایی نژاد در تاریخ ۱ مرداد ۹۰، ترور شهید مصطفی احمدی روشن در تاریخ ۲۱ دی ۹۰، بمب گذاری در مهاباد در تاریخ ۳۱ شهریور ۸۹، سلسله عملیات های عبدالمالک ریگی از سال ۸۴ تا ۸۸ شامل حمله به نیروی انتظامی سراوان، کشتار تاسوکی، بمب گذاری در اتوبوس حامل نیروهای در بلوار ثارالله زاهدان، حمله به پاسگاه انتظامی سراوان، بمب گذاری در مسجد شیعیان زاهدان، عملیات انتحاری در شهر سرباز، حمله به کاروان انتقال رئیس جمهوری و شهادت محافظ و راننده خودروی ، اسارت ۳ تبعه ترکیه از جانب جندالله و درخواست یک میلیون دلار، حمله به پاسگاه مرزی نگور، عملیات تروریستی منجر به شهادت ۲۵ گزار در مسجد علی بن طالب زاهدان و حمله به خودروی عبوری در جاده چابهار به ایرانشهر و گروگانگیری ۲۱ غیرنظامی، بمب گذاری در سنندج در تاریخ ۲۸ فروردین ۹۰، بمب گذاری در حسینیه ی شیراز در تاریخ ۲۴ فروردین ۸۷، حمله به پاسگاه مرزی گدار در منطقه سراوان در تاریخ ۱۲ دی ماه ۸۴ و عملیات تروریستی گرو الاحوازیه در محله کیان پارس و گلستان اهواز در سال ۸۷ برخی دیگر از اقدامات تروریستی هستند که در دوران ریاست جمهوری محمود در کشور رخ داده و اخبار آن منتشر شده است.
اما در آن زمان، هیچ از مقامات سابق و لاحق، در هیچ پیامی به دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی حمله نکرد و بالع با تاکید بر انسجام ملی و اقتدار نیروهای مسلح و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی صرفا خواستار شناسایی و برخورد با عوامل این حوادث شد؛ تا آنجا که همگان شاهد عملیات های پیچیده ای نظیر دستگیری تروریست معدوم، عبدالمالک ریگی و برخی عوامل ترور ی هسته ای و مجازات آنان بودند.
بی تردید ده ها و صدها توطئه و عملیات نیز در همان زمان از سوی نیروهای امنیتی کشور خنثی شده و خبرهای مربوط به آن منتشر نشده است؛ چنانکه در حال حاضر نیز که منطقه بیش از آن دوران ملتهب است و گرو های مختلف تروریستی بیش از هر زمان دیگری از جانب مثلث عربی - عبری - غربی به لحاظ مالی، و تسلیحاتی تغذیه می شوند، عملیات های گوناگونی خنثی می شوند و ایران به اذعان ناظران داخلی و بین المللی از جمله امن ترین کشورهای منطقه است.
هیچ تردیدی در وم پاسخگویی دستگاه ها از جمله دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی ندارد و قطعا در رویدادهایی نظیر آنچه در اهواز رخ داد یا آنچه که داد سال گذشته در مجلس اتفاق افتاد، دستگاه های مسئول به بررسی حفره های امنیتی و تلاش برای جلوگیری از تکرار این قبیل حوادث می پردازند اما به کار بردن عباراتی نظیر «غفلت غیرمسئولانه نابخشودنی» یا «پاسخگویی به دلیل کوتاهی» در مورد دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی به جای حمایت قاطع از سربازان گمنام زمان (عج)، آن هم از جانب فردی که خود روزگاری سکاندار اداره کشور بوده و قطعا بر بسیاری از پیچیدگی ها و چالش های امنیتی موجود در منطقه ملتهب خاورمیانه و همچنین تلاش های نیروهای امنیتی کشور اشراف دارد یا لااقل انتظار می رود اشراف داشته باشد، فراتر از یک بی انصافی ساده، بیشتر نوعی تسویه حساب را به ذهن متبادر می کند؛ آن هم با بهره برداری از داغی که امروز بر گوشه دل ایران نشسته است.
به نظر می رسد که عملیات تروریستی و کشتار مردم بی گناه، در همه جای دنیا تنها رویدادی است که همبستگی زیادی در جامعه پدید می آورد و هر با هر مسلک و مرام و عقیده ای، بدون آنکه دنبال مقصری بگردد لااقل در وهله اول صرفا به محکوم اصل ترور و خشونت و تاکید بر ضرورت برخورد با عوامل این اقدامات بسنده می کند. شایسته بود که رئیس جمهوری پیشین نیز بر همین منهج، پیام می داد.

منبع: خبرگزاری ایسنا
 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی







منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/07/03/post-987/




اصلاح طلبان از نقد ت به سادگی نگذرند

درخواست حذف اطلاعات

تهران گفت: نمایندگان با استیضاح هایی که انجام می دهند می خواهند بر موج پوپولیستی حمله به ت برای خوشایند مردم سوار شوند و به مردم القا کنند که ت را به صلابه می کشیم و ت را به مسئولیت های قانونی خود فرا می خوانیم، در حالیکه اگر نمایندگان واقعا نمی دانند ریشه اصلی مشکلات و نوسان ارز در کجاست وای بر ما و وامصیبتا.

به گزارش جماران؛ تهران مطرح کرد: استیضاح ربیعی و کرباسیان عوامفریبی و سوار شدن بر امواج پوپولیستی بود و انحراف افکار عمومی از مسائل و مشکلات واقعی کشور را به دنبال دارد.

صادق زیباکلام در خصوص استیضاح های زنجیروار اخیر مجلس اظهار داشت: به نظر من استیضاح های مجلس یک حرکت عوام فریبانه و پوپولیستی است؛ چرا که اوضاع اقتصادی کشور اب است و ت هم در زمینه های و اجتماعی نتوانسته موفق عمل کند، در همین راستا نمایندگان مجلس اصرار بر استیضاح دارند.

وی افزود: نمایندگان با استیضاح هایی که انجام می دهند می خواهند بر موج پوپولیستی حمله به ت برای خوشایند مردم سوار شوند و به مردم القا کنند که ت را به صلابه می کشیم و ت را به مسئولیت های قانونی خود فرا می خوانیم، در حالیکه اگر نمایندگان واقعا نمی دانند ریشه اصلی مشکلات و نوسان ارز در کجاست وای بر ما و وامصیبتا.

این تهران ادامه داد: اگر نمایندگان مشکلات را می دانند اما به واسطه سیاست های عوام فریبانه دوست دارند انگشت اتهام را به سمت ت بگیرند، باز هم وای بر ما چراکه رسما با این روش به ما دروغ می گویند.

زیباکلام تاکید کرد: در هر دو صورت اما و اگرهای بسیار زیادی وجود دارد. بیش از یک ماه است سیف تغییر کرده است و به جای او عبدالناصر همتی آمده است من از شما می پرسم زمانی که آقای سیف رئیس بانک مرکزی بود، دلار ۱۱ ، ۱۲ هزار تومان بود اما در حال حاضر ۱۳ الی ۱۴ هزار تومان است، وضعیت چه فرقی کرده است؟

وی خاطرنشان کرد: استیضاح ربیعی و کرباسیان برای عوام فریبی و سوار شدن بر امواج پوپولیستی بود و انحراف افکار عمومی از مسائل و مشکلات واقعی کشور را به دنبال دارد. بخشی دیگر از استیضاح ها تسویه حساب هایی است که به واسطه انتظارات برخی نمایندگان صورت گرفته است در واقع برخی نمایندگان می خواستند قوم و خویش خود را به قدرت بیاورند و موفق نشدند و به همین دلیل برخی استیضاح ها مطرح شد و شکل گرفت.

این فعال اصلاح طلب افزود: آ ین موردی که در مجلس مطرح بود مربوط به امور خارجه بود. در این میان طرفداران مساله جاسوسی را مطرح د و با طرح این مساله و ارتباط با بیگانگان و عوام فریبی ها بدین شکل قصد داشتند به اعتبار امور خارجه در کشور لطمه وارد کنند.

وی ادامه داد: مشخصا موضع گیری ها در این خصوص کاملا بود. در مجموع من در استیضاح ها را نکات مثبت و وطن پرستانه ای نمی بینم.

زیباکلام در خصوص مطالبات اصلاح طلبان از ت و نقدهایی که اخیرا به کرات مطرح می کنند، گفت: اصلاح طلبان چه درون مجلس و چه در بیرون جای گله مندی بسیاری از ت دارند. این گله مندی ها به علت عدم استفاده از اصلاح طلبان نبوده و نیست و هدف سهم خواهی پشت این نقدها وجود ندارد و در همکاری با هم این اه نیست.

وی افزود: دلخوری اصلاح طلبان به واسطه موج گسترده ناامیدی در جامعه است که با عملکرد خود ظرف چندین ماه گذشته ایجاد کرده است، بنابراین قابل فهم است چه فرا یون امید و چه اصلاح طلبان در بیرون از مجلس به حق می توانند از عملکرد گله مند باشند.

این فعال اصلاح طلب تاکید کرد: من معتقدم هیچ چاره ای نداریم به جز حمایت و پشتیبانی ت به رغم وضع فعلی چرا که ما در رای مردم و پای صندوق آمدن آنها برای انتخاب شریک و دخیل هستیم.

وی ادامه داد: کار صحیح این نیست که بگوییم دیگر با کاری نداریم مردم بازیچه ما نیستند که بگوییم به فردی رای بدهید و بعد بگوییم دیگر با آن فرد کاری نداریم. اصلاح طلبان ضمن حمایت از و ت او باید انتقادات شدید و اساسی نسبت به عملکرد داشته باشند. اصلاح طلبان نباید از انتقادات خود به سادگی بگذرند اما در عین حال گزینه صحیح رفتار نسبت به این است که ضمن حمایت از او مطالبات خود را از او طلب کنیم و وی را رها نکنیم؛ چراکه ما شریک او در به قدرت رسیدن هستیم.




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/06/24/post-981/




اکنون تاوان صداقتت را می دهی؟ ...

درخواست حذف اطلاعات

 

 

 اکنون تاوان صداقتت را می دهی؟ ...

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

شفقنا نوشت: محمدرضا زائری از جمله ون و سخنرانانی است که در طول زمان صراحت لهجه و توجه او به نکات مهم اجتماعی به خصوص در مورد جوانان، او را چهره ای سرشناس کرد. زائری در گفت و گوهایش به نقد صریح بسیاری از مسائل می پرداخت و به همین دلیل یک بار در سال ۱۳۹۳ نیز ممنوع صویر شد و چندی پس با حضور مجدد او در صدا و سیما مشخص شد که این مشکل رفع شده است.

اگرچه ممنوع المنبری در میان ون اتفاقی شایع نیست، اما صبح امروز زائری در شبکه های اجتماعی متعلق به خود از جمله کانال تگلرامی، اینستاگرام و توئیتر اعلام کرد که در آستانه محرم، ممنوع المنبر شده است: «صبح تماس گرفتند که تحت فشار هستند برای لغو سخنرانی های دهه اول! بعد از تلویزیون گفتند که ضبط برنامه لغو شده! عصر هم مسوول هیات دهه دوم تماس داشت و عذرخواهی و اظهار ناراحتی! چهل سال قبل قرار بود آریانپور مار یسم را تدریس کند و اکنون من از روضه خوانی و منبر حسین منع می شوم!»
زائری: جلوی سخنرانی دینی و منبر مذهبی ام را گرفته اند/ بیش از این سکوت و تحمل را روا نمی بینم
زائری پس از اطلاع از ممنوعیت خود، از سکوت و تحملش در برابر فشارهایی که به دلیل سخنانش به او وارد شده، گفت و در کانال تلگرامی خود نوشت:
«در طول ماههای گذشته بارها افرادی از من پرسیده اند که آیا به خاطر حرفهایت تحت فشار قرار نمی گیری؟ و من سکوت را ترجیح داده ام. نگفته ام که چگونه سال گذشته نشریه مان بی صدا تعطیل شده، نگفته ام که ماههای اخیر در یک موسسه فرهنگی مشغول بوده ام و به شکل غیر مستقیم عذرم را خواسته اند، نگفته ام که دستور رسیده کتابخانه تخصصی حسین (ع) و عاشورا را تخلیه کنیم! سکوت را ترجیح داده ام تا بهانه دست ی ندهم و حتی به همین اندازه باعث تضعیف نظام نباشم.
حالا کار به جایی رسیده که در آستانه ماه محرم جلوی سخنرانی دینی و منبر مذهبی ام را گرفته اند و هر چه فکر می کنم ادامه این سکوت و تحمل را روا نمی بینم.
صبح مسوولان هیات هایی که در دهه اول محرم قرار بود بروم تماس گرفتند و گفتند که تحت فشار هستند برای لغو سخنرانی های من! بعداز ظهر تهیه کننده برنامه تلویزیون زنگ زد و با ناراحتی گفت ضبط برنامه شما را لغو کرده اند! عصر هم مسوول هیاتی که دهه دوم قول داده بودم تماس گرفت و عذرخواهی و اظهار ناراحتی!
در همه این سالها از دفاع کرده ام و در مقابل همه پرسشهای تلخ و نقدهای تند گفته ام که مشکل از رفتارهایی فردی است اما می بینم همین افراد، یکی یکی آن قدر حجم رفتارهای فردی شان زیاد شده که دیگر جایی برای دفاع باقی نمی گذارد!
چهل سال قبل قرار بود احسان طبری و آریانپور بیایند و در دانشکده الهیات مار یسم را تدریس کنند و اکنون در چهلمین سالگرد انقلاب من از روضه خوانی و منبر حسین منع می شوم!
دلیل چیست؟ این که در سالهای قبل گفته ام گرچه حجاب ضروری دین و واجب شرعی است، اما حجاب اجباری در دین نیامده، و جالب این که به خوبی می دانند بعد از آن تذکر دیگر به قناعت شرعی در این باره چیزی نگفته و ننوشته ام.
خودشان مکالمات مرا شنود می کنند و از همه چیزم خبر دارند (پیام های شخصی من برای همسرم قبل از این که او ببیند دو تیک می خورد!) و به خوبی می دانند که فعالیت نمی کنم، اهل هیچ حزب و جریانی نیستم و با مخالفان نظام رابطه ای ندارم. از همه چیزم خبر دارند و می دانند آنچه در خصوصی ترین جلسات می گویم با آنچه در فضای مجازی می نویسم یکی است!
تا امروز به مزاح می گفتیم بیان هست اما پس از بیان…، امروز ظاهرا دوستان به همان بیان هم قائل نیستند!
…. ی مثل من باید بی سر و صدا درد بکشد و دم برنیاورد، برای این که اهل چاپلوسی و دروغ و ریاکاری نیست! آیا همین آدم اگر ی و می کرد طوری نبود؟ یا اگر مشغول ید و فروش سکه، صادرات نفت یا واردات خودرو بود اشکالی نداشت؟
همچنان با سخت جانی و امیدواری ایستاده ایم و همچنان با دلخوشی و پایمردی مقاومت می کنیم، اما نمی دانیم این امیدواری و دلخوشی تا کجا دوام خواهد آورد؟
امیدوارم خداوند در این آزمونهای سخت تر به لطف خویش و با مدد سالار شهیدان دستگیری کند و با دعای ی سرافراز از لغزش و ج مصون و محفوظمان بدارد.»
واکنش های برخی از حوزویان نسبت به ممنوعیت محمدرضا زائری
پس از اعلام خبر ممنوعیت سخنرانی زائری، برخی از حوزویان نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند.
حجت ال شهاب الدین حائری
برادر، شیعه علی (ع) بودن خانه نشینی دارد ممنوع المنبری دارد لعن بر منابر دارد
برادر، شیعه حسین (ع) بودن جان دادن دارد شهادت دارد اسارت دارد
ومگر نه اینست که ما در عزاداری ها بیعت میکنیم با حسین ع که تا پای جان برای مقابله با انحراف وکجی در دین می ایستیم
بایست وسر فراز باش تا عَلَم وراهنمای مسیر باشی
بایست وعزتمندانه شاد باش تا از بغض وکینه ات شب پرستان بسوزند ونابود شوند
غم وغصه را باید انان بخورند که ا ت به دنیا میفرشند ودر برابر ظلمی چنین خاموش اند
صادق ع میفرماید”اذا صلح امر دنیاک فاتهم دینک ,هرگاه دیدی دنیایت کم وکاستی ندارد پس به دین ات شک کن”
حال که چنین تو را در تنگنا میگذارند به دین ات به سلوک ات به مسیرت اعتماد کن وهمچنان نور افشان باش
حجت ال مسائلی
امروز در کانال جناب محمدرضا زائری خواندم که برای ایشان محدودیت های جدیدی به وجود آمده است و درصددند جلسات روضه های ماه محرم ایشان را تعطیل کنند. بسیار از شنیدن این خبر متاثر شدم. انی که می خواهند محمدرضا زائری را در کنج انزوا قرار داده و تش کنند، باید بدانند که با این کارها مخاطبینِ او به سمت کیهان خوانی نمی روند، بلکه جذب انی می شوند که نه انقلاب را قبول دارند و نه دیانت درست و حس ای دارند، ایجاد محدودیت هم برای آنها امکان پذیر نیست.
حقیقت این که مخاطبین جناب زائری در فضای مجازی بسیار بیشتر از مخاطبین جلسات روضه ها و سخنرانی های ایشان است، ولی عشق و علاقه ایشان به جلسه و روضه حسین علیه السلام قابل مقایسه با هیچ جایگاه تبلیغی دیگری نیست. از این رو خوب می دانم که این اتفاق ها چقدر ایشان را دل ش ته کرده تا این گونه لب به شکایت گشوده اند.
اگر جناب زائری در روضه خوانی اش قانونی را زیر پای می گذاشت یا به ی توهین می کرد یا توصیه به مخالفت با شرع و قانون داشت، شایسته بود مجلسش را تعطیل می کردید، ولی چرا باید خود را فراتر از قانون ببینیم و بدون هیچ جرمی برای او محدودیت ایجاد کنیم.
سید حمید حسینی
وقتی خبر ایجاد محدودیت برای سخنرانی و فعالیت شمندی چون زائری را دیدم و نگاه تخصصی و دلسوزی عمیق او را با یاوه گویانی بی سواد و برخوردار از تریبون ها و بودجهٔ عمومی مقایسه ، به یاد تعبیر المومنین (علیه السلام) در خطبهٔ دوم نهج البلاغه افتادم که در توصیف شرایط جامعهٔ غرق در جهل و سرگردانی می فرمایند:
باَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُکْرَم‏.
در سرزمینی که دهان دانشمندش را بسته اند و نادان را گرامی داشته اند.
سعید ابوطالب
سلام جناب زائری عزیز
من از شما دلگیرم شما هم از من
من بسیاری از دیدگاهها و نظرات شاذ شما را قبول ندارم این را هم خوب می دانید .
اما این ها هیچکدام باعث نمی شود که من صراحت لهجه و شجاعت بیان و دور شی و عاقبت سنجی شما در بیان خیلی از موضوعات روز کشور و انقلاب را نبینم و به آن معترف نباشم .
نحوه بیان خیلی از چالش های اجتماعی توسط شما را نمی پسندم و با شما هم در میان گذاشته ام اما اعتراف می کنم که کم هستند ون باسواد و با جسارتی که به خود اجازه ورود به اینگونه مباحث مهم و اساسی دین و دنیای مردم را بدهند .این شجاعت را نسل ما مدیون راحل (ره)است .
بی پروایید اما اکنون تاوان صداقتت را می دهی نه تندروی ات را ! چون ی که به او عشق می ورزی موسی صدر، نمونه کامل تساهل و مدارا بود. مدارا و فهم شرایط زمانه با بی عملی و کاهلی در امر مقدس امر به معروف و نهی از منکر تفاوت دارد.
دلگیری های من از شما باقیست اما نمی توانم حسرتم را از فقدان بیان شیوای شما بر سر منبرهای عاشورایی پنهان کنم .
آشیانه گزیدن در دهانه آتشفشان یعنی هر لحظه منتظر یک اتفاق بزرگ بودن .
با حسرت، چو ققنوس زیستنتان در دهانه آتشفشان را تبریک می گویم.
در فضای مجازی نیز برخی ممنوعیت زائری را با وضعیت رائفی پور مقایسه کرده اند. کاربری در این باره نوشته است: «به حال اون مملکتی که توش زائری ممنوع المنبر میشه و رائفی پور تئوریسین همه چیز، باید خون گریه کرد!»
داود حشمتی رو مه نگار نیز به اصلاح طلبان توصیه کرده است منبری برای محمد رضا زائری آماده کنند.
حجت ال و المسلمین شریعتمداری
مقدم جناب زائری را به جمع خودمان و محفل مطرودان دستگاه های رسمی و غیررسمیِ تحت کنترل تبریک می گویم.دیروز جناب نقویان و پریروز جناب سروش محلاتی و همینطور ده ها نفر دیگر که بی سروصدا از خیلی فرصت ها محروم شدند، به این جمع پیوستند. جالب است که این فرآیند مدت مدیدی است که با کمترین هزینه صورت می گیرد، یعنی با یک تلفن که گاهی هم توسط واسطه های غیر رسمی انجام می گیرد، شما را از همه چیز می اندازند! و جالب تر اینکه در قالب فرآیند internalization کم کم این فرمان های بیرونی درونی می شوند و فلان مرکز یا حتی مسجد و هیئت هم بدون آنکه به صراحت، دستوری دریافت کند، خودش با شمّ و هوشی که دارد، حساسیت مراکز خاص یا گروه های خاص فشار را در می یابد و به خودسانسوری دست می زند و دامانش را از منطقه خطر و حساسیت کنار می زند! این داستان اصحاب قدرت است و البته به قدرت محدود نمی شود و حتی با وجود قدرت اجتماعی، قدرت مذهبی، قدرت فرهنگی و گاه قدرت علمی نیز این تضییق ها و تهمیش ها صورت می گیرد.
این کمترین نیز از یک دهه پیش بدین سو در این فضا و سپهر تنفس کرده ام و به شیوه های گوناگون از بسیاری فرصت ها محروم گشته ام. در همین حتی از عضویت در هیئت صلاحیت عمومی هم منع شدم. اگر مقاومت ریاست محترم نبود حتی از عضویت در هیئت علمی هم حذف می شدم!
غرضم شکوه گری نیست. اینها همه لوازم طبیعیِ برخی فعالیت های جدی در یک جامعه نیمه بسته است و البته گاهی هم برخی اشتباهات ما نیز نقش آفرین و بهانه ساز می شوند.
غرضم از این درازگویی توجه دادن به دوستانی است که همچنان مقبولیت دارند و در این فهرست سیاه قرار نگرفته اند. این دوستان بدانند (و خودمان هم بنابه محدود فرصت هایی که هنوز از ما سلب نشده است باید بدانیم) که :
اولا، برخی از ما دقیقا بر اساس شایستگی ذاتی یا اکتس مان و در یک فضای سالم رقابتی در برخی جایگاه هایی که هستیم قرار نگرفته ایم و اگر خودمان هم ساخت و پاختی نکرده باشیم، در هرحال، در خلا رقیبانِ شایسته تر به این فرصت ها رسیده ایم، پس قدردان این فرصت و نعمت باشیم و در خدمت به دیگران و ازجمله آن جاماندگان کوشا باشیم و دست کم، جزء انی نباشیم که در محرومیت مضاعف آن شایستگان سهیم می شوند؛
ثانیا، بدانیم که هرچه پیش می رویم خط قرمز ها بیشتر و دایره محرومان گسترده تر می شود، پس تصمیم خودمان را بگیریم که می خواهیم آرمانگرا باشیم یا خیر و آیا می خواهیم به حقیقت و درکنارش مصلحت عامه(نه منفعت خودمان)پایبند باشیم یا خیر.
اگر عافیت طلبی را برگزیده ایم دیگر، ادای دردمندی و اصولگرا یا اصلاح طلب بودن را در نیاوریم، اما اگر جدیتی داریم و به موازین اخلاقی و دینی پایبندیم، بدانیم که برای راهی که می پسندیم و انتخاب کرده ایم (در تفکر و در عمل و ازجمله در سیاست ورزی) باید هزینه بدهیم و سخت ترین هزینه ها هزینه کرد از آبرو و اعتبار است و البته باید همواره بکوشیم که شتابزده و از روی خامی قدم برنداریم و به تنگ نظران، گزگ ندهیم و حس قهرمان بازی هم به ما دست ندهد!
این خطاست که انی فکر کنند که چون از هوش بالایی برخوردارند، در عین زام به اصول و مبانی شان، همچنان در گردونه باقی مانده اند!
نخیر، اگر همچنان در مسیر هستی و همچنان بر همان پیمان هایت برای دینت، ک ، جامعه علمی ات و…هستی باید بدانی که آسیاب به نوبت است! هر چه می توانی به تاخیرش بینداز، اما بدان که تو نیز در صف مطرودان قرار گرفته ای و البته هیچ نگران نباش، که مهم جایگاه من و شما در نزد رب الارباب است و مردم نیز سرانجام سره را از ناسره، و سمین را از غثّ تشخیص خواهند داد و این ابتلائات ادامه دارد…
“لیمحص الله ما فی قلوبکم ”
“لیمیز الله الخبیث من الطیب… و یجعلکم ء”
یاسر عرب
متاسفانه در ذهن بسیاری از دوستان این منبری – رسانه ای که در لبنان تحصیل کرده و مدرک ی خود را از آن دیارستانده به عنوان یک روشنفکر فکر ترسیم شده است!. این نوشتار نشان می دهد به ع او بیش از حد سنتی بوده و به درد ساختار فعلی نخواهد خورد!
وضعیت امروزمان را شبیه یک خانه در نظر بگیرید!. اتاقها،ستون ها، و تزئیناتی چون لوسترها و فرش هایی خوش نگار که زیبایی اش را دو چندان کرده اند. و دیوارهایی که سقف روی سرمان را نگه داشته، و حریم را جدا کرده اند. توی این خانه چند بچه هستند که وقت نقاشی روی دیوارهای این خانه به جای مداد رنگی،از اَره و چکش و تیشه و کلنگ استفاده می کنند. دیوارها اگر از بتون آرمه هم باشند بعد از مدتی استقامتشان تمام شده و درز و شکاف پیدا می کند!حالا از درز دیوار چه چیزها تو میاید؟ سرما و گرما ،عقرب های ریگجن، مارهای بلوچستان، تیر و ترکش های پراکنده شده از دعوا توی خانه ی همسایه، دود و غبارسمی که هوای خانه را مسموم می کند. آلودگی صوتی چون تهران، برنامه نویسی ها برای اختلافات میان دو برادر شیعه و سنی داخل خانه! و ده ها تهدید دیگر!
همه اهالی خانه فاصله ای مساوی با درز پیدا شده دارند!. و ی که گوشش از همه تیز تر و شامه اش قوی تر است متوجه اختلاف فضا و دما و حضور جانوران موذی شده. اما صاحب خانه میهمان دارد!. دیگر حضار نیز هر کدام شانی دارند!. از وسایل خانه هم که بسیار با ارزش هستند نمی شود استفاده کرد!. چپاندن سند خانه لای درز دیوار که توجیه عقلانی ندارد. تلفن که به شدت نیاز است. لوستر که صحبتش را نکن!. فرش و قالیچه هم که حیف است!. باقی وسایل هم به همین ترتیب و شان باقی میهمانان و حضار هم که نعوذ به الله بالاتر از توجه به این ده سوراخ هاست!
اینجاست که سر و کله این سنتی پیدا می شود!. درز لای دیوار هر شکلی باشد او خودش را به همان شکل در میاورد!.مثل بارباپاپا عوض می شود!. پلاسکو آتش گرفته؟ زائری سوله ی سرچشمه را در اختیار به ی مغازه از دست داده قرار می دهد!. بین شیعه و سنی در فلان منطقه شکاف است؟ زائری مهمان کاروان برادری می شود و به منطقه می رود!. ی جرائت ندارد در محافل رسمی اسم معضلات در جامعه مان را بیاورد؟ مهم نیست زائری خودش را گوشت دم توپ می کند!. باید برای کارکرد رو به افول مساجد در دهه نود کاری کرد؟ زائری هست. طرف عمل کلیه دارد و پول ندارد؟ زائری هست. ی برای رونمایی فلان کتاب نیست؟ زائری هست!. یک کاروان باید برود و پیغام صلح و آتش بس در فلان منطقه شود؟ زائری میاید!. فلان هنرمند را ی نمی شناسد و توانایی هایش را نمی بیند؟ زائری معرفی اش می کند!. بعد انتخابات شکاف گفتمانی درون دیوار روز به روز بزرگتر شده؟ زائری می رود می نشیند توی دیوار!. شکاف دائما بزرگتر می شود؟ اشکال ندارد عبایش را هم باز می کند!. ی برای شکاف فحاشی به حافظ و مولانا لازم است؟ زائری کجاست؟. یکی باید کاری برای سوراخ حجاب اجباری کند؟ زائری را بیاورید. جوانان دین گریز شده اند؟ زائری کو؟!. به اصغر فرهادی توهین شده؟ اقای زائری!. به خندوانه بد و بیراه گفته شده؟ به زائری بگویید! فلان معلول ویلچر ندارد؟ مگر زائری مرده؟. می خواهید آسیب شناسی نهضتی کنید از جریان ارزشی؟ زائری بیا. به رئیس جمهور فحاشی شده؟. زائری برو!. به فلان شاعر بد و بیراه گفته شده؟ زائری هست. توی دیوار قوه قضاییه درزی پیدا شده و حالا همایش تجلیل از منصور نظری است؟ زائری میاید .بحران خانواده داریم؟ اَه پس این زائری چه می کند؟ چاه ویل آب کشور سوراخ است؟ زائری بدو. شکاف محیط زیستی داریم؟ ایناها! این زائری .. درز دیوار فاصله طبقاتی جر خورده؟ من میدانم با زائری!
بله! او به ع تصور ما یک روشنفکر امروزی نشسته پای رایانه همراه نیست!. است! و وقتی همه روی مبلمان نشسته و پشتشان به شکافهاست، او مثل یک قدیمی عمامه اش را دور کمرش می بندد و با گچ و خاکِ همت و غیرت اش ملات چاره شی می سازد و با همه آبرویش می برد پای شکاف توی دیوار!.
به همین دلیل است که به درد ساختار هم نمی خورد!. و الا با سوابق فرهنگی و علمی و هنری و رسانه ای اش حداقل تا بحال باید چند دوره ارشاد می شده. اما به علت همین دغدغه مندی و بازی هایش همچنان همان محمد رضا زائری به درد بخور برای همه شکافهای توی دیوار مانده است!.
اقای زائری یک روز توی یکی از همین شکاف ها تمام میشوی و ما قول می دهیم به جای اینکه از توی دیوار درت بیاوریم، همانجا دورت را یک قاب قشنگ بگیریم که برای همیشه جرز لای دیوار باشی و سند افتخار و تزئینی برای این خانه!
انجمن شهید ادواردو آنیلی (مهدی)
محمد رضا زائری مشهور و محبوبی که به جسارت دربیانش شهرت دارد و از قدمای انقلاب فرهنگی محسوب میشود امروز متنی را در کانال و اینستاگرامش نوشت که تعجب و تاسف هر انقل دلسوزی را بر می انگیزد.
با آقای زائری در برخی مسائل مثل حجاب اختلاف نظر داریم. اما این یک اختلاف نظر است. چه اینکه ایشان نه معاند است و نه از سر بی دردی صحبتی میکند. او در بحث حجاب نتیجه تاملات و تجربیات خود را بیان کرده تجربیاتی که خصوصا تحصیل او در کشور لبنان است زیست وتحصیلی که وی را به چنان نتایجی رسانده است.
اما زائری قسمت برجسته حوزه علمیه است که باجامعه و هنر آشنایی دارد. او برخلاف برخی از ون از سر ذوق در دیگ هنر غرق نشده تا تش فدای هنری بودنش شود و یا برع . بلکه همانند شهید مفتح که و حوزه را آشتی داد وی را باید سرحلقه هنر و حوزه دانست. مردی که هم دست به قلم است و هم در هنر تصویری همچون پی نما( کمیک استریپ) کاریکاتور و طراحی و… به جماعت هنری انقل بدل شده، ی که همه در یک چیز او شک ندارند. دلسوز است دلسوز انقلاب، دلسوز و دلسوز هنر و هنرمند و جامعه ای که در آن زیست میکند.
تحریم زائری از منبر و تحت فشار قرار دادن او از سوی دستگاههای مختلف تنها یک پیام دارد و آن اینکه فاصله مسولان با جامعه و مردم بیشتر شده و این یک زنگ خطر است. ما نیز در مقوله حجاب با او هم نظر نیستیم ولی برای این عدم هم نظری برهان داریم، نه اینکه او را به انزوا بکشنایم تا حتی از درون خودمان صدای متفاوتی شنیده نشود!!!!
اینکه بجای مباحثه و مناظره با زائری که یکی از خود جریان ارزشی است و به هیچ وجه با معاندان و ایران قابل مقایسه نیست با وی چنین شود، جای تاسف است و زنگ خطری برای . چه اینکه جز بر پایه آزاد شی و تعقل بنا نشده و این افتخار هر مسلمان انقل است. و نیز اقایان مسول نباید فراموش کنند که ایران ی ام القرای جهان است.
بله ما در بحث حجاب نقد داریم ولی نقدمان بیشتر به کارهای نکرده همین مسولان است. به بودجه هایی که به اسم حجاب ج دوستان و رفقا و کارهای بسیار سطحی شد.
به موسسات و شرکتهای سوری که برخی رانت خوران عرصه فرهنگ برای نابودی بودجه های حجاب تاسیس دو نگاه کمی بیلان محورانه مسولان امر.
به نگاههای خشنی که درس حجاب و دین نداده به دنبال امتحان گرفتن از جوانان پاک دل این سرزمین بودند و هستند.
و این پیش فرض عجیب که انگار همه جوانان همچون خود آنها زائیده خانواده ای متندین و آگاه به مسائل دینی بودند و هستند.
این که امروز در جامعه حجاب جوانان مشکل دارد نتیجه همین نگاه آمرانه غیر دینی است. که به جای نگاه پدرانه و دلسوزانه هدایتگر ی نشسته است.
ما معلمی نداشتیم که دلسوزانه برایمان از حجاب بگوید، و گاه معلم داشته ایم ولی مهری نداشته است.
همه میدانیم که دلسوزان برای انتقال مفاهیم دینی به جامعه و جوانان کم بوده اند هرچند ممکن است بسیاری خود را دلسوز و آگاه بدانند ولی بسیاری از همانها با برخی رفتارها و گفتارها چنان با ذهن یک جوان رفتار کرده اند که دشمن نکرده است.
اما آقای زائری باز هم میگوییم با نظر شما اختلاف نظر داریم. چرا که شما تجربه لبنان را قیاس گرفته اید اما لبنانی که موسی صدر به آن رفت کشوری بود که حتی شیعیان در آن پوسته دین را هم نداشتند. در اقلیت بودند و حتی نکات اولیه دینی مثل محرم ونامحرم را هم نمی داستند.
قیاس لبنان با ایرانی که ام القرای جهان است یک اشتباه استراتژیک است. ما مسلمان زاییده شدیم و ان شالله مسلمان می میرم.
با هر نگرشی که داشته ایم در فضای ح های حسین (ع)نفس کشیده ایم ما را با لبنانی که در سایه ی انقلاب ما انقل شده اند مقایسه نکنید.
محمدرضا زائری کیست؟
محمدرضا زائری زادهٔ ۱۳۴۹ در کرمان شیعه و مدرس اهل ایران است. او را عمدتا به دلیل مخالفت با حجاب اجباری می شناسند.
زائری مسئولیت خانهٔ رو مه نگارانِ جوان و هفته نامه خانه را که در دهه ۱۳۷۰ فعالیت می کرد، بر عهده داشت. مجوز هفته نامهٔ خانه که برای نوجوانان منتشر می شد، پس از تعطیلی این نهاد باطل و زائری مدتی زندانی شد. او هم اکنون مدیر مسئول و صاحب امتیاز ماهنامه خیمه است.
زائری در حوزه علمیه تحصیلات خود را تا خارج سطح پیش برده و دارای ی علوم ادیان از قدیس یوسف بیروت است. زائری کارشناسی فقه و مبانی حقوق ی از مدرسه عالی شهید مطهری؛ کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت ی از آزاد ی و کارشناسی ارشد روابط و یت از قدیس یوسف بیروت دارد. او کتاب هایی نوشته که دو مورد از آن ها آشکارا به مسئله حجاب می پردازند.
او کتاب های فراوانی نیز تاکنون منتشر کرده است که برخی از آن ها عبارتند از؛ سلامنامه، خیمه گاه، گفت بگو می گویم، بیت الاحزان، خبرنگار بدون مرز، حکایت بیرونی، کتاب تنهایی، ما سخاوتمند ترین مردم دنیا هستیم، کیمیای عفو، مهر خاوران، باید رفت، قدم کلیک هایتان بر چشم، حجاب بی حجاب، نصرالله، سلام او- ترجمه زیارت ناحیه مقدسه، کتاب انقلاب، حجاب با حجاب، سبک زندگی و…

 

 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/06/26/post-982/اکنون-تاوان-صداقتت-را-می-دهی؟-




محمد رضا زائری: دین ما عین سیاست ما هست ولی نه این قدر!

درخواست حذف اطلاعات

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

فرهنگ > دین و شه - محمدرضا زائری معتقد است که ون در همه چیز بیش از حد دخ کرده و همین مسئله باعث شده است تا مردم گلایه مند باشند، زیرا که خود ون این توقع را ایجاد کرده اند.

سیدعبدالجواد : حجت ال محمدرضا زائری، از دهه هفتاد چهره ای شناخته شده در عرصه فرهنگ و رسانه کشور بوده است. او در این سال ها علاوه بر فعالیت های فرهنگی و هنری، همیشه با موضع گیری ها و اظهارنظرهای صریح خود در حوزه های مختلف، خبرساز بوده است. 
این که بیشتر با زاویه دیدی متفاوت از قرائت های رسمی و کلیشه ای به مسائل و مشکلات جامعه نگریسته است، چندی پیش مهمان کافه خبر بود تا پاسخ گوی سوالات ما درباره مسائل مذهبی، فرهنگی و اجتماعی باشد.
زائری در این نشست که به طور زنده پخش شد و  کامل آن را اینجا می توانید ببینید، درباره وضعیت فرهنگی جامعه و میزان حضور ت در عرصه های مختلف سخن گفت.
آن ها که در فضای مجازی شما را دنبال می کنند فکر می کنم شما را خیلی بهتر از من بشناسند که متعلق به کجا هستید، چه سالی به دنیا آمده اید و چه فعالیت هایی داشته اید. مختصر و مفیدش این است که شما به عنوان یک فعال فرهنگی در این سال ها شناخته شده اید؛ از نشریه درآوردن تا گپ زدن با این طرف و آن طرف، کنگره برگزار و به کشورهای همجوار مسافرت و از آنجا رهاوردهایی به نام تحقیق، کتاب و پژوهش برای مخاطبان خود آوردن.

ما در این بحث بیشتر می خواهیم درباره وضعیت فرهنگی اکنون و آینده و نسبتش با ت در خدمت شما باشیم. برای شروع بحث شاید بد نباشد با خاطره ای شروع کنیم. یکی از دوستان مشترک مان می گفت که سوار تا ی شدم و یکی گفت: «هوا چقدر گرم است.» گفتم: «تقصیر های فلان فلان شده است.» طرف گفت: «چه ربطی به ها دارد؟» گفتم: «شماها که آ بحث می خواهید به این نتیجه برسید، من همین اول کار تکلیف را مشخص .» حالا دور از شوخی، این میزان از حضور ت در همه سطوح از ورزش گرفته تا بقیه جاها را اصلا چقدر مناسب و درست می دانید.
بسم الله الرحمن الرحیم. واقعیت این است که به نظرم این اتفاق که شاید ناخواسته افتاده باشد، بیشتر ناشی از غفلت ت بوده. یعنی باید واقعیت را اعتراف کنیم و بپذیریم که کارآکتر و شخصیت اصلی و غالب ت در واقع مدیریت و سیاست نبوده است و این پرسش اول انقلاب هم مطرح بود و بارها از خود می پرسیدند که چگونه می خواهید کشور را اداره کنید؟

در اعترافات خیلی از مسئولین، بزرگان و ان نظام که در خاطرات شان هست، آنان تصور می د حالا حالاها باید مبارزه کنند تا روز موعود برسد و خیلی از این ها غافلگیر شده بودند. استثناهایی مثل شهید بهشتی و موسی صدر را که کنار بگذارید، بقیه بدنه ت که جلودار مبارزه بودند، واقعا تصور این که به این زودی قرار است این بار مسئولیت بر دوش شان بیفتد را نداشتند.

روحیه ای که ما جماعت کلا داشتیم و داریم، مبنایش مبنای تربیتی و اخلاقی حسن ظن به بقیه و جذب و تبلیغ است. اقتضا می کند وقتی یک نفر به مسجد می رود و سه شب پشت سر هم صف اول جماعت می ایستد و گردنش را هم کج می کند، روز چهارم با حاج آقا رفیق می شود و حاج آقا نمی داند که چه بسا او آمده که نامه ای برای وام بگیرد و چه بسا که دو مرتبه برای وجوهات شرعیه آمده که خیلی آدم متدیینی هستم و با طرح سوالاتی از قبیل این که من از در مسجد بیرون می روم پای راست را اول بگذارم بیرون یا پای چپ را، همان آدمی است که آمده و کاسبی کرده است.

موارد متعددی داریم که این آدم سه بار حاج آقا را با ماشین خود این طرف و آن طرف برده و صاحب چیزهایی شده است. اتفاقی که افتاده این است و ت این غفلت را مرتکب شده. یک جاهایی اگر ت عاقل و هوشمند و زرنگ و حواسش جمع بود، باید اتفاقا خودش را کنار می کشید و می گفت که به ما ربطی ندارد.

یک صحنه را اگر خودم ندیده بودم، باورم نمی شد و می گفتم که ساخته اند؛ این صحنه را خودم در تلویزیون دیدم که پخش می شد و مثلا  آهو، ن، غزال یا حیوانی از مخلوقات خدا که درحال انقراض بوده را آورده بودند و به آن رسیدگی کرده و می خواستند به زیستگاه اصلی اش برگردانند. شهر هم آمده بود و موقعی که روبان را قیچی می د، صلوات می فرستاد! هرچه فکر می اما شهر به این بزغاله، آهو یا ن چه ربطی دارد، نمی فهمیدم. این یک اتفاقی است که افتاده یعنی ناخواسته هرجایی خواستیم یک روبان قیچی کنیم، سراغ حاج آقا را گرفته ایم. اما اتفاقا اگر حواس حاج آقا جمع باشد، باید بگوید که من نیستم. به من چه ربطی دارد که پس فردا هرچه شد گردن من باشد؟ و ملت هم حق دارند، خود ما این توقع را ایجاد کرده ایم.

یعنی شما با این که ت در همه صحنه ها حضور داشته باشد، موافق نیستید؟
من یک وقتی یک یادداشتی نوشتم که دین ما عین سیاست ما هست ولی نه این قدر! یعنی این قدر دیگر غلیظ که هرجایی زلف شان را به هم گره بزنیم نه عاقلانه است و نه هوشمندانه است و نه مدبرانه است. اتفاقا آفات و آسیب هایش همان چیزی است که امروز داریم می بینیم و اگر مردم گله می کنند، حق دارند، به خاطر این که ما خودمان این توقع را ایجاد و در همه چیز دخ کرده ایم.

شما ت را جمع بسته اید. یعنی به صورت عام همه ت را در این ماجرا مقصر دانستید. منتها یک نظریه ای که خیلی هم طرفدار دارد، اینکه انقلاب با ت پیشرو اتفاق افتاد؛ تی که به قرائت افی از دین معترض بود و آقای مطهری و امثالهم و حلقه یاران طلایه داران این ماجرا بودند و این ها باعث شدند که انقلاب شد. منتها بعد از انقلاب این ت سنتی و انی که قرائت تا حدودی صلب از دین داشتند، مطالبات خود را با صدای بلند اعلام د و خیلی جاها را گرفتند و کار دست این جماعت افتاد. آیا با این نظریه موافقید؟
بله، یک وقتی هم راجع به این موضوع مطلبی نوشته ام. یک تعبیری هم از یکی از بزرگان هست که می گوید ت انقل با همراه شد و شکنجه، زندان، بدبختی و کتکش را آن ها خوردند. وقتی تاریخ آن موقع را ورق می زنید و اوضاع و احوال را مطالعه می کنید و فضا را عمومی را، می بینید اتفاقا انی که جلودار انقلاب هستند، دقیقا انی اند که امروز مهجور واقع شده اند. به مرور همین اتفاق افتاد و به طور طبیعی یک جریان سنتی در حوزه بودند که دیدند انقلاب پیروز شد و آقای که فکر نمی کردیم بشود، شد و حالا شروع د.

در خاطرات خود هست که مثلا می گوید امروز یکی از مراجع و بزرگان خدمت ایشان آمده و فشار جدی برای قضیه واردات گوشت یخ زده داشته است. من ایرادی به این بخش ندارم و اتفاقا او باید کار خودش را می کرده ولی مطالباتی که بعد از آن از صورت گرفت، در مورد ی هم همین طور است.

متاسفانه البته ی عنوان نمی کند وقتی آقای شدند، چه فشارهایی به ایشان آمد که بیشتر شبیه جوک است؛ مو نباید از عمامه بیرون باشد، ساعت مچی نباید ببندید، فلان شلوار را بپوشید و حتی در مورد وم پوشیدن قبا و نپوشیدن قباده توصیه هایی بوده! می خواهم بگویم فضایی است که وجود دارد و برخی طوری راجع به ت متحجر صحبت می کنند انگار این همه بد و بیراهی که راجع به ت در وصیت نامه و منشور ت گفته، توهمی بوده و موهوماتی در فضای انتزاعی مجرد بوده است.

برخی هم آن را زیرکانه صرفاً به انجمن حجتیه ربط داده اند.
اینها بودند، هنوز هم هستند و قدرت هم دارند اما ما باید تکلیف مان را معلوم کنیم. شاید به دلایلی انقلاب مصلحت نمی دانند و شاید احساس می کنند که هزینه های دیگری دارد را نمی دانم، ولی به هر حال این یک واقعیت غیرقابل انکار است. مردم، اداره کشور می خواهند و این با اداره یک اتاق پشت در مسجد فلان فرق می کند. مشکل ما الان این است که از حاکمیت و اداره حرف می زنیم؛ اداره و مدیریت یک نظام یعنی تامین آب، غذا، نان، هوا و اشتغال برای همه شهروندان؛ شهروندی که در آن زرتشتی هم هست و باید عضو شورای شهر شود، شهروندی که در آن ی هست و باید مجلس شود، شهروندی که اهل سنت است و باید خبرگان شود تا همان شیعه مرتضی علی که حجاب ندارد، خطایی هم می کند و لباسش هم فلان طور است و خود را در اینستا می گذارد.

برخی می گویند ما با تی که می گوید ی حق ندارد در فضای مجازی ساختارشکنی و اشاعه منکر کند، ب د و ظاهر شود و باید با این موارد برخورد کرد، تکلیف مان خیلی روشن تر است تا با حاج آقای زائری که به عنوان یک یک باره از چیزی دفاع می کند که به لحاظ شرع خیلی قابل دفاع نیست.

او یا می خواهد چهره ت سنتی را بزک کند و بگوید که همه ها این طوری فکر نمی کنند یا دنبال مطلب دیگری است.
حالا من اصلا نمی خواهم به این سمت برویم. حالا که بحث پیش آمد می گویم که اتفاقا با همین مبنا به من ضدانقلاب می گویند، با همین مبنا معتقدم که من از همه  آنها انقل ترم چون دارم از موضع اداره جامعه با نظام ی، ت و دین حرف می زنم. اتفاقا من اگر انقل نباشم، موضع ام همان موضع ت سنتی فقاهتی می شود. تعارف که نداریم؛ با آن حکم شرعی فقیه مجتهد داخل قم نمی شود جامعه را اداره کرد. آن فقیه مجتهد داخل قم یک نظام حقوقی و حکم قانونی را بیان می کند و می گوید این حرام است. ولی اگر از او بپرسید که حالا فرزندم فلان مشکل را دارد چکار کنم می گوید که دیگر به من ربطی ندارد! یعنی حکم شرع این است  و شما از مرجع تقلید استفتا می کنید که مثلا دختر من در خانه سگ دارد، آیا می تواند نگهداری کند یا خیر که پاسخ فقیه منفی است و تمام شد.

حالا من از موضع فقیه نیستم و من موضع پدرانه دارم. دخترم اگر سگ نداشته باشد از خانه بیرون می رود، چکار کنم؟ این جا دیگر با آن جواب فقهی قابل اداره نیست. من مسئله ام این است که ت به عنوان فقیه یا ت به عنوان پدر؟ ت به عنوان فقیه یک جواب می دهد و دیگر تمام شد و به بقیه اش کاری ندارد.

در کشوری که فقه قرار است ولایت داشته باشد که نمی توانید بگویید کاری به فقاهت ندارید.
نه، من اتفاقا فرق آقای با دیگران را در همین می دانم. آن فقیه می تواند بگوید که جواب این سوال شرعی همین است و تمام

شد. ولی آیا آن فقیه شغل برای مردم ایجاد می کند؟ آیا قرار است جواب مشکلات جوانان را بدهد؟ آیا قرار است بیکاری، ناامنی، مشکلات اجتماعی و آسیب های اخلاقی را حل کند؟

البته در ابتدا هم چنین ادعایی نداشته، داشته؟
من نمی گویم داشته یا نداشته.

خیلی ها می گویند ت آمده بگوید که من آمده ام شما را سعادتمند کنم و راه حسن عاقبت را به شما نشان دهم و روانه بهشت تان کنم.
احسنت! از موضع فردی این حرف درستی است اما آیا این ت سنتی حاضر است که جامعه را هم تحویل بگیرد و اداره کند؟ من می گویم اگر حاضر نیستی، پس دخ نکن و بگذار ی که حاضر شده...

پس بحث نظارتی اش چه می شود؟
آن نظارت سازوکارهای خودش را دارد. حرفم این است که الان در زندان، زندانی داریم که معتاد است، آیا سرنگ در اختیارش بگذارم یا نگذارم؟ اگر سرنگ ندهم با لوله خ ر دارد کار خودش را انجام می دهد و به ایدز مبتلا می شود. می خواهم بگویم فرق صاحب حاکمیت با بقیه این است. صاحب حاکمیت نمی تواند بگوید چون حرام است، پس دیگر تمام شد. ولی وقتی دارد می د باید چکارش کنیم؟ آیا باید اعترافاتش را پخش کنیم یا تد ر دیگری اتخاذ کنیم؟

می خواهم بگویم فرق صاحب حاکمیت با بقیه این است. صاحب حاکمیت نمی تواند بگوید چون حرام است پس دیگر تمام شد. ولی وقتی دارد می د باید چکارش کنیم؟ آیا باید اعترافاتش را پخش کنیم یا تد ر دیگری اتخاذ کنیم؟

حرفم این است که نوع تد ر و رویکرد متفاوت است. شما اگر مغازه دار باشید و ببینید بچه ای پای به زمین می کوبد و خواستار اسباب بازی یا میوه یا وسیله ای خاص است و مادر هم پول ندارد، تحت تاثیر این گریه و زاری قرار می گیرید؟ اگر این طور باشد که باید مغازه تان را تعطیل کنید. مغازه دار می گوید خانم یا آقا قیمت این آن قدر است و پول نداری، برو. اما آیا آن پدر یا مادر شب راحت می تواند بخوابد؟ شب خوابش نمی برد و تمام زندگی اش گیر جگرگوشه اش است که فلان لباس را خواسته و پول برای یدش نداشته است. من می گویم آیا موضع ت ما موضع مغازه دار است که می گوید بقیه اش به من ربطی ندارد یا موضع اش موضع پدر و مادری است که قرار است این ها را اداره کند؟

فکر می کنم مشکل جایی ایجاد می شود که این امور نظارتی با قدرت همراه می شود یعنی فی المثل در قصه حجاب یا امور نظارتی به قوه قهریه تبدیل می شود و منجر به این که طرف را دستگیر می کنند و آزار و اذیت می شود ولی یک جایی هم هست مثل بانک که همه علما از صدر تا ذیل از اصلاح طلب تا اصولگرا همه می گویند که مشکل ربوی است اما در عمل اتفاقی نمی افتد.
آیا همان فقهای رسمی پولهای شان را در بانک نمی گذارند؟ بله تع ت این جاها بوجود می آید. خود فقیه بزرگوار از حرام بودن بانک داری می گوید درحالی که پول هایش در همان بانک است. چهار نفر که خدا ان شاءالله هدایت شان کند در فلان آبشار یده اند و کلیپ آن پخش شده و ما آن محل را می بندیم. می خواهم بگویم اینجا تعارض بوجود می آید.

آن نگاه دین دارانه ای که در حوزه فردی می گوید من نباید آستین کوتاه بپوشم وقتی به حوزه مدیریتی جامعه تسری پیدا کرد، آن وقت دم در یک ساختمان عمومی مثل درمانگاه گفت من آستین کوتاه راه نمی دهم، این جا مشکل به وجود می آید. اتفاقا حرفم این است که آن یتی، تی، دیانتی و فقاهتی که قرار است جامعه را اداره کند و بعد نسخه ای برای همه دنیا بپیچد که ژست پیاده سازی این الگو را هم گرفته ایم، کجاست؟ ببینید! ما با شهروندانی طرفیم که به هر دلیل عقیده ما را ندارند. قرار است چه کار کنیم؟ می گوییم قانون یا شرع؟ یک چیزی باید بگوییم که پای آن بایستیم. اینجاست که تع ت بوجود می آید. سوالات زیادی هست که ما نمی توانیم جواب دهیم.

به هر حال درست یا غلط ادعای انقلاب ی و حکومت فقهی کردیم. بسیاری از ون در مصدر امور هستند و به قول شما تع ت هم بسیار است. الان که نمی توانیم بگوییم ما اشتباه کردیم. الان باید چه کرد؟
من خیلی صادقانه بگویم چون خیلی راحتم و تعارف هم ندارم. من اصلا معتقد نیستم که ما اشتباه کردیم. چون بعضی ها ممکن است بگویند انقلاب از اصلش اشتباه بود ولی من اینطوری فکر نمی کنم. من اتفاقا نمی گویم اشتباه کردیم اما در این مسیر درست اشتباه زیاد کردیم. من می گویم آنجایی که اشتباه کردیم صادقانه اعتراف کنیم که اشتباه کردیم. بحثمان منحرف نشود. بحثمان این بود که ت چرا انقدر دخ کند؟ آنجایی که می پذیریم ت نباید انقدر دخ کند، نکند.

صادقانه دستش را بالا بگیرد و به مردم بگوید که اینجا را اشتباه کردیم ولی عمد نداشتیم چون شما حتی در مسائل شخصی شان وقتی اشتباهی می کنید، و بعد اعتراف به اشتباه می کنید مثلا سر چهارراه ازجلوی ماشینی سبقت می گیرید و بارها برای همه ما پیش آمده که بلافاصله از شیشه آینه دست تکان می دهیم و عذرخواهی می کنیم. طرف می گوید که طوری نیست. اما اگر اشتباه کردید، رویتان هم برگردانید و دو تا بوق هم زدید، به طرف برمی خورد.

آیا اعتراف به اشتباه موجب تز ل حاکمیت نخواهد شد؟
نخیر، اتفاقا موجب تقویت است. اتفاقا موجب اعتماد مردم می شود. ببینید! من همیشه به دوستان می گویم اگر به ی بد ارید موبایلتان را خاموش نکنید. چون وقتی بد اری وطلبکار ببیند که هستی خیالش راحت است که فرار نکرده ای ولی اگر موبایلت را خاموش کردی خودت را در معرض اتهام قرار می دهی. ما اگر اشتباهی کردیم، صادقانه اعتراف کنیم که این تکه اش را اشتباه کردیم.

ممکن است بخشی از حاکمیت اینطور بین د که اگر آنجا پا پس بکشد باید دو قدم هم عقب تر رفته و بیشتر باج دهد و کوتاه یاید. این نگاه هم وجود دارد.
با همین نگاه داریم به جایی می رسیم که کلش روی هوا برود.

واقعا نظرتان این است که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند کلا روی هوا می رود؟
می خواهی یک کاری دست دوتایی مان با هم بدهی!

نه، به هرحال در مورد یک امر مقدس که حرف نمی زنیم. داریم راجع به یک شیوه از حکومت داری حرف می زنیم که ممکن است بر اثر لجبازی و تناقضات زیاد ش ت بخورد. این که بارها و بارها در طول تاریخ اتفاق افتاده و ایرادی هم ندارد.
از صفویه و آل بویه بوده اند تا دیگران. فرمود که خدا با ی تعارف ندارد و خدا هم با ما پسر نیست. یک وقت هست امروز با شعار و داد و بیداد و جوگیری حرف می زنیم یک وقت هم هست که از موضع 500 سال آینده به عقب نگاه می کنیم. اگر از نگاه 500 سال آینده به عقب نگاه کنیم، بله ما هم آسیب می بینیم و تعارف ندارد. یعنی ما هم اگر درست عمل نکنیم، آسیب می بینیم. مثل پدری که اگر در خانواده درست عمل نکند، ممکن است سرانجام خانواده، طلاق و فروپاشی باشد.

ما الان در این موضع هستیم البته این سوال را همیشه از من زیاد می پرسند و خیلی هم رایج است که «حاج آقا آ ش چه می شود؟» من همیشه می گویم بالا ه خدا با ی تعارف ندارد اما واقعا و را به خاطر خون حفظ می کند. من سر این قصه اصلا شوخی ندارم با ی. ما شهید دادیم و جانباز داریم. همین الان پدر و مادر هستند. همین الان جانبازانی شیمیایی هستند که با هر نفس کشیدن، زن و بچه هایشان جلوی چشم هایشان جان می دهند و زنده می شوند.

ما ممکن است جوانی نسلی را به خاطر تجربه نابود کنیم. ما ممکن است ضربه هایی به اعتقاد مردم بزنیم. الان اعتقاد مردم به خاطر عملکرد غلط امثال من دارد لطمه می بیند و دیده. این هزینه ها، هزینه های سنگینی است.

این ها هست اما مسئله سر هزینه هایی است که داریم می دهیم. ما ممکن است جوانی نسلی را به خاطر تجربه نابود کنیم. ما ممکن است ضربه هایی به اعتقاد مردم بزنیم. الان اعتقاد مردم به خاطر عملکرد غلط امثال من دارد لطمه می بیند و دیده. این هزینه ها، هزینه های سنگینی است. من همیشه می گویم که آ ش را خدا حفظ می کند ولی هزینه های سنگینی دارد؛ خدا را در سال 61 هجری حفظ کرد با قیمت خون حسین. هنر من و جنابعالی و امثال من و شما این است که کاری کنیم تا هزینه ها کمتر شود نه اینکه آن قدر ابکاری کنیم تا دیگر چیزی باقی نماند.

البته تجربه کشورهای همسایه و منطقه به ویِژه لبنان را همه داریم؛ مشهور است همه آدم ها با عقاید و ادیان مختلف می توانند آن جا کنار همدیگر زندگی کنند. خاطره ای از حزب الله لبنان شنیده ام که برایم خیلی جالب بود. در دو سال اول تاسیس حزب الله لبنان، بچه ها در کوچه و خیابان می رفتند و به دیگران تذکر می دادند، مثل بچه حزب اللهی های خودمان که حجاب را رعایت کنید.

ظاهرا گزارشاتی رسیده که دارد نتیجه ع می دهد و خیلی ها دارند از حزب الله لبنان بدشان می آید و آن موقع فتوایی از یکی از بزرگان لبنان صادر می شود که اصلا این کار را حرام شرعی اعلام می کند و ماجرا متوقف می شود. به گمانم از مشاهدات ی است که در آنجا زندگی کرده و یکی از دوستان ارزشی هم آن را منتشر کرده بود. فکر می کنید چقدر تجربه های آن جا به درد ما می خورد؟ چون ما یک بستر فرهنگی و تاریخی دیگری داریم؛ اصلا می توانیم از این تجربیات هم استفاده کنیم یا خیر؟
در اینکه از هر تجربه ای می توان استفاده کرد تردید ندارم. همه تجربه‎ها قابل مطالعه است. منتها طبیعتا با توجه به شاخصه های محیطی و اقتضائات خودمان. ایران، لبنان نیست اما من قبول دارم که تجارب آنها به شدت قابل مطالعه است. البته در این بخش اول هم که خیلی ها به من ایراد می گیرند، می گویند که فلانی دنبال لبنانیزه ایران است و آرمانشهرش فلان جور است اما ایران که لبنان نیست.

اتفاقا من بلافاصله برمی گردم و می گویم چه ی گفته ایران، لبنان نیست؟ درست است ما موضوعات محیطی و شرایط خودمان را باید درنظر بگیریم. همه این ها قبول اما کی گفته که ایران، لبنان نیست؟ ویژگی لبنان چیست؟ لبنان که به قول شما همه از آن تعریف می کنند چه ویژگی ای دارد؟ آن تشتت و چندپارگی و اختلاف نظر و اقتضائی که چون قدرت ها هیچکدام به دیگران غالب نیستند، یک توازن قوایی را به وجود می آورد. یعنی یک نفر، یک گروه یا یک جریان آن قدر قوی نیست که بتواند همه را قلع و قمع کند.

شاید ماحصل این بوده که قبلا برخوردها زیاد بوده و خون و خونریزی زیاد شده. بعد به این نتیجه رسیده اند که قوا را تفکیک کنند.
نه اصلا بحث تفکیک است. من به جهت اجتماعی می گویم. درست است که ژئوپلتیک منطقه کاملا متفاوت است و من به آن کاری ندارم. ولی می خواهم بگویم که خصوصیت لبنان به جهت اجتماعی و در ساختارش به جهت قومیتی این است که هیچ جریانی آنقدر غلبه ندارد که بقیه را بتواند قلع و قمع کند. یک جور توازن به وجود می آید. من میخواهم بگویم شرایط ما هم خیلی فاصله ای ندارد. ما هم این تفاوت و این اختلاف نظر و چندپارگی را داریم و اینگونه نیست که همه مان یکدست باشیم. خود جریان ارزشی ما آیا واقعا همگن است؟ خود جریان ضدارزشی ما باز همگن است؟ اصلا اینطور نیست. ما خودمان اختلاف نظر و دیدگاه و تفاوت بسیار داریم.

منظورتان از تفاوت ها، تفاوت های مذهبی و قومی است؟
البته از جهتی آن گسست های قومی و مذهبی ما به شدت خطرناک است و الان آماده بحران است. الان غالب در کشور ما مسلمان اند و اغلب شیعه جعفری اند. اما ما خودمان در میان همین شیعیان جعفری به یکی شیعه انگلیسی می گوییم به یکی شیعه یی می گوییم، یعنی می خواهم بگویم در همین تشیع هم گاهی وقت ها اختلاف بسیار هست همانطور که در خود لبنان هم همین است.

رفیق کشیش کاتولیکی داشتم که می گفت خواهر من می خواهد با یکی ازدواج کند که فرقه اش با ما فرق دارد و یک اختلاف مذهبی جزئی ولی هر دو هم ی هستند. می گفت مادرم گفته کاش می رفتی با یک پسر مسلمان ازدواج می کردی. یعنی اختلاف جدی است. بیشتر از اختلافات ما را در طول تاریخ خود یان و یهودیان داشتند و خود یان داخل خودشان. همین الان داخل چند تا انجیل داریم؟ اصلا کلیساها را کار ندارم اما چند نسخه و چند نوع انجیل داریم؟ اصلا قصه جدی است. داخل ما هم همین است و اگررهایمان کنند هر کدام مان سایه دیگری را با تیر می زنیم، متاسفانه. اینجاست که نیاز به آن الگو داریم. الگویی که به من یاد دهد که باید دیگران را پذیرفت.

باید با دیگران روی وجه مشترک مصالحه کرد. ما قرار است با هم زندگی کنیم. آن عیش و زندگی مشترک باید روی نقطه اشتراکمان باشد. در مجتمع مس ی یکی سگ دارد و دیگری شب می خواند ولی قرار است در مجمتع با هم زندگی کنند. توافق اینجاست که شب خوان صدایش را بلندتر نکند چون من می خواهم بخوابم و تو هم اگر می خواهی سگ بیاوری نباید در حیاط رهایش کنی.

من می خواهم بگویم ما ناچاریم به این نقطه برسیم و وضعیت کشور ما این است. فرقی هم نمی کند که چه ی حزب اللهی است و چه ی کرواتی است. ما رادیکال در هر دو طرف داریم. ما آدم تند رادیکال بی منطق هم در حزب اللهی ها داریم  و هم آن طرف. هم در میان آن طرفی ها انی هستند که جز به کشت کشتار راضی نیستند و می گویند همه ها را باید از تیر چراغ برق آویزان کرد و هم در این طرفی ها که معتقدند باید پدر رقاص و نوازنده را درآورد. اینطوری نمی شود زندگی کرد.

فکر می کنید زمینه این پذیرش وجود دارد؟
نه متاسفانه. چون ما خودمان آنقدر فضا را رادیکالیزه و ملتهب کردیم که وقتی به جهت تئوریک و نظری من شما را به صرف اینکه در فلان قضیه با هم اختلاف نظر داریم مرتد و فاسق و فاجر دور از جان تلقی می کنم، و شما به صرف اینکه سلیقه مرا نمی پسندی هرچه دلت می خواهد به من می گویی طبیعی است که این زمینه هیچوقت بوجود نمی آید.

این مقایسه چندان درست نیست به خاطر اینکه طرفی که دیگران را به فسق و فجور متهم می کرده در جایگاه قدرت بوده و من یک آدم پیاده که اینها به من چسبیده.
او هم هر وقت جایش رسیده این کار را کرده.

وقتی 40 سال یک نفر را مورد این آزارها قرار دهید معلوم است بعد از 40 سال اگر قرار باشد جایش عوض شود بلاهای بدتری سر طرف مقابل بیاورد. من می گویم الان این مقایسه شما چندان منصفانه نبود.
نه، الان هم هست. طرف چند روز پیش در توئیتر نوشته من آنقدر بغض دارم که دیروز داشتم رد می شدم و ی را دیدم که میوه یده بوده چنان به او تنه زدم که پلاستیکش شده و همه میوه ها ریخته. دلم خنک شد. من این را می فهمم، کاملا می فهمم چون تمام فشاری که طی چند سال کمپرس شده بیرون می زند و ناخواسته این جوان مسئول همه نداشته ها و رمان هایش است. مسئول همه مصیبت هایش این عمامه به سر است. ولی می گویم واقعیت را نگاه کنیم و صادقانه ببینیم. همانطور که در دوره ای صرفا خانمی را چون روسری بر سر نداشته تحویل نگرفته ایم در ادواری بوده که خانم چادری وارد بانک شده و تحویلش نگرفته اند.

من می خواهم بگویم این واکنش به آن است.
کمااینکه آن واکنش




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/06/23/post-980/




ارتباطات: نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است ، این فضا را کنیم ...

درخواست حذف اطلاعات

ارتباطات: نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است ، این فضا را کنیم ...




ارتباطات:

آذری جهرمی گفت: اکنون همه گروه ها و جریان ها از اپوزیسیون های داخلی که به دنبال براندازی نظام نیستند اما منتقدند گرفته تا اپوزیسیون های خارجی که نماد آنها رسانه هایی مانند ، ، و... است و به دنبال براندازی نظام هستند، همه در توئیتر فعالند بنابراین باید در این فضای رسانه ای نوین ما نیز فعال باشیم.

به گزارش جماران؛ ایران نوشت: شبکه اجتماعی توئیتر کماکان است اما کاربران زیادی از جمله مسئولان رده بالای حکومت تا کاربران عادی در این شبکه اجتماعی فعال هستند. آگاهان از فضای رسانه ای نوین، فعالیت در توئیتر و دیگر رسانه های نوین را یک فرصت برای کشور در برابر تهدیدات می دانند. محمدجواد ظریف امورخارجه ضمن اینکه خود در این فضا فعال است اخیراً برای سفرا نیز دستورالعمل صادر کرده تا برای تنویر افکارعمومی از این شبکه اجتماعی استفاده کنند و پادزهری باشند برای حرکت هایی که علیه ایران از سوی دشمنان انجام می شود. محمدجواد آذری جهرمی ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز بر استفاده از فضای نوین رسانه ای تأکید دارد و فعالیت در این فضا را برای مسئولان و رسانه ها نه تنها یک فرصت می داند، بلکه معتقد است نباید به بهانه اینکه در این فضا ضد انقلاب است آن را کنیم. ارتباطات در دیدار و نشست صمیمانه با مسئولان رو مه «ایران» درباره فضای رسانه ای نوین و فعالیت در این فضا سخن گفته است که می خوانید.

آغاز خط دهی از توئیتر

محمدجواد آذری جهرمی، ارتباطات و فناوری اطلاعات با بیان اینکه فضای نوین رسانه ای در جهان بسیار چابک است، گفت: رسانه ها در دنیا و در فضای نوین دچار تحول بزرگی شده است و خبرها و خط دهی از فضای مجازی و توئیتر شکل می گیرد. مطالب در این شبکه مجازی برای یک درصدی از جامعه که در آنجا حضور دارند گفته و پرداخته می شود و بعد از تبادل نظر به رسانه ها می رسد.

وی افزود: من به تمام مسئولان و رسانه ها توصیه می کنم که در توئیتر فعال باشند. حتی اخیراً به آقای قمی رئیس جدید سازمان تبلیغات ی نیز توصیه در توئیتر فعال باشد و به این شبکه اجتماعی بپیوندد. آقای قمی مانند خیلی از مسئولان معتقد است که در این محیط ضد انقلاب ها هستند. ولی من به ایشان گفتم که برای شما مثالی می زنم. در زمان مجلس که ک دای وزارت ارتباطات شدم درباره من چه می گفتند؟ می گفتند ناخن کش، بازجو، مخوف، و... حتی جلاد سایبری را درباره من ترند د اما اکنون درباره من چه می گویند؟ برای تغییر فضا باید بلد باشیم چگونه کار کنیم وقتی مسئولی نمی تواند کار کند از او انتقاد هم می کنند بنابراین باید اشتباه خود را بپذیرد و آنها را اصلاح کند. نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است، این فضا را کنیم.

آذری جهرمی در ادامه گفت: اکنون همه گروه ها و جریان ها از اپوزیسیون های داخلی که به دنبال براندازی نظام نیستند اما منتقدند گرفته تا اپوزیسیون های خارجی که نماد آنها رسانه هایی مانند ، ، و... است و به دنبال براندازی نظام هستند، همه در توئیتر فعالند بنابراین باید در این فضای رسانه ای نوین ما نیز فعال باشیم.

جوان ترین ک نه در ادامه افزود: تمردان در فضای توئیتر بسیار ضعیف عمل می کنند و به نوعی حضور ندارند. اگر هم برخی حضور دارند یا اسیر جریان سازی می شوند یا برخی صفحات مجازی خود را به تابلو اعلانات برای تبریک، تسلیت و بازدیدها و نهایت گذاشتن چند ع خلاصه کرده اند. در صورتی که نباید این گونه باشد. به شخصه در فضای رسانه ای نوین در توئیتر و اینستاگرام فعالم ولی مراقب جریان سازی نیز هستم و می دانم چه ی با منشن یک متن با 40 آی دی مختلف دنبال جریان سازی است و چه ی مطلبی را بدرستی و بحق بیان کرده است.

باز فضای نقد در کشور

محمدجواد آذری جهرمی ارتباطات و فناوری اطلاعات با اشاره به اینکه رسانه های امروز برخط هستند، گفت: دیگر زمان چاپ بولتن خبری با عبور از خوان ها و ممیزی های مختلف گذشته است. اکنون دیگر تمام اخبار و اتفاقات و مطالب به لحظه است و پاسخ ها نیز باید به لحظه باشد.

ارتباطات درباره انتقاد از مسئولانی که در رسانه های نوین خبررسانی می کنند و حرف های جذاب خود را در این عرصه بیان می کنند و این گونه به نظر می رسد که این اتفاق باعث شده تا رو مه های رسمی جایگاه و مرجعیت خود را از دست بدهند، گفت: وقتی به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات آمدم با این چالش مواجه بودم که خبرنگاران حوزه وزارت ارتباطات از اینکه روابط عمومی اطلاع رسانی نمی کند، انتقاد و اعلام می د که ارتباطات خبرها را در فضای مجازی مانند اینستاگرام و توئیتر انعکاس می دهد از این رو ما چه خبری را منتشر کنیم.

آذری جهرمی با اشاره به اینکه این اتفاق خوبی است که مسئولان و افراد در فضای رسانه های نوین اطلاع رسانی می کنند گفت: وقتی مسئولان و افراد اخبار را خود اطلاع رسانی می کنند دیگر مسئولیت آن به دوش خبرنگاران نیست که بخواهند هزینه تکذیبیه ها را نیز بپردازند. بنابراین همان طور که اشاره درعرصه کنونی وظیفه رسانه ها خبررسانی دست اول نیست، بلکه غنی سازی اخبار و ارائه تحلیل ها و نقد ها است. در فضای رسانه ای جدید باید مطابق شیوه نوین آن پیش رفت. البته ناگفته نماند باید فضای نقد هم در کشور باز شود و برخی سعه صدر خود را بالا ببرند تا رسانه ها بتوانند نقد کنند، چرا که اگر فضای نقد در رسانه ها باز باشد رسانه های معاند نظام دیگر جایی نخواهند داشت و اخبار و اطلاعات را از منابع داخلی و رسمی دریافت می کنند.

آذری جهرمی با اشاره به اینکه جای خبررسانی در فضای نوین رسانه ای و شبکه های اجتماعی است نه به چالش کشیدن و تحلیل آنها، گفت: چالش ها را باید به فضای رسانه های سنتی و مولتی مدیا کشاند. وقتی درباره شفاف سازی صحبت می کنم و می خواهم این موضوع را به چالش بکشم عده ای می گویند در شبکه های مجازی حرفت را بگو. چالش را باید با مجری و فرد دیگری انجام داد تا به نتیجه درستی برسد و برد داشته باشد بنابراین در اینجاست که باید صدا و سیما و دیگر رسانه ها بخصوص رسانه ای مانند رو مه ایران به میدان بیایند.

ارتباطات با اشاره به اینکه ت تریبونی در صداوسیما ندارد و دیگر رسانه ها نیز مواضع ت را نمی گویند، افزود: اکنون هجمه ها علیه ت زیاد است. حتی برخی از رو مه های تی کم از اپوزیسیون نیستند و به جای انتقاد ت یب می کنند. با وجود چنین رسانه هایی ت به دشمن دیگری نیاز ندارد. مطالبی را برخی رسانه های داخلی مطرح می کنند که ضد انقلاب هم آن را مطرح نمی کند. البته اگر ضد انقلاب چنین مطالبی را بگوید مردم قبول نمی کنند ولی وقتی رسانه های داخلی می گویند، قبول می کنند.

آذری جهرمی گفت: امروزه رسانه سنتی ما نیز بدرستی عمل نمی کند. حتی برخی از مجموعه ها به جای اینکه فضای خبری را در دست بگیرند برنامه شان این است تا رسانه ها را به گونه ای ت کنند تا علیه آنها چیزی ننویسند و بیشتر هم به دنبال حمایت و تعریف و تمجید هستند.





منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/06/16/post-977/وزیر-ارتباطات-نباید-به-بهانه-اینکه-در-فضای-توئیتر-ضد-انقلاب-است-،-این-فضا-را-فیلتر-کنیم-




فاصله طبقاتی، انقلاب اجتماعی ...

درخواست حذف اطلاعات

 

 

    فاصله طبقاتی، انقلاب اجتماعی ... 

 

 

  برای دیدن مرجع یا عنوان اصلی به لینک فوق اشاره کنید

 

چندی پیش حسن رحیم پور ازغدی عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی در سخنرانی خود حوزه علمیه را «سکولار»، «بی سواد» و «ماشین تولید انبوه مرجع سازی» عنوان کرده بود با انتقاد و عتراض شدید ایت الله مکارم و آیت الله نوری همدانی و مورد استقبال رو مه های کیهان و جوان قرارگرفت.

اما مقصود رحیم پور ازغدی از سکولار شدن حوزه چیست؟ او و جریانی که از بطن آن آمده است توقع چه موضع گیری را از حوزه و مرجعیت دارند؟

نکته ی نخست در این ماجرا این است که در مقاطع مختلف با برخی مراجع و وابستگان حوزه که نظرات و مواضعی خلاف این جریان داشته اند، برخوردی انتقادآمیز و تند شده است. شدیدترین تاخت و تازها به این مراجع و ون از سوی همین جریان انجام شد. پس منظور آقای رحیم پور ازغدی چه نوع شدنی است؟

و نکته ی دوم نفس انتقاد از حوزه است. آذرماه ۱۳۷۱ به مناسبت روز وحدت حوزه و سخنرانی  با عنوان «انتظارات از حوزه» در اصفهان انجام شد که همراه با انتقادات اندکی از سوی سخنران به حوزه ی علمیه بود. این سخنرانی با واکنش آیت الله مکارم ، رو مه ی کیهان و برخی دیگر از رسانه ها و فعالین اصولگرا همراه شد. سخنران این مراسم عبدالکریم سروش بود.

حال ۲۶ سال پس از آن روز، آیت الله مکارم در این نوبه هم به انتقادات رحیم پور ازغدی، همان واکنش را نشان داد، اما برخورد دوگانه ی رو مه ی کیهان و جریان تندروی اصولگرا در مواجهه با انتقادات اخیر – که انتقاداتی به کرات تندتر است- جای سوال فراوانی دارد.

برخی از واکنش ها در حمایت از رحیم پور ازغدی:

حسین شریعتمداری در رو مه ی کیهان، در واکنش خود به اظهارات حسن رحیم پور ازغدی در فیضیه ی قم در یادداشتی ضمن دفاع از او به ادبیات او نقد کرد و اظهار نظرها در مورد حرف های او را به سه گروه تقسیم کرد:

«گروه اول، انی هستند که اظهارات ایشان را، بیان حقایقی می دانند که باید مطرح می شد و طرح آن را از سوی شخصیتی نظیر رحیم پور که خود فرزند حوزه و از چهره های پاکباخته و ایثارگر انقلاب ی است، بایسته تر و شایسته تر نیز تلقی می کنند.

گروه دوم، شامل انی است که در حقانیت سخنان رحیم پور تردیدی ندارند و آن را واگویه نظرات بارها مطرح شده از سوی حضرت - رضوان الله تعالی علیه- و معظم انقلاب می دانند ولی بخشی از ادبیات به کار گرفته شده از سوی ایشان درباره حوزه های علمیه و مراجع عالیقدر را بی دقتی در بیان موضوع معرفی می کنند و همین بخش اندک از بیانات را که در مقایسه به حجم سخنان ایشان بسیار ناچیز است، باعث تکدر خاطر برخی از مراجع عظام می دانند.
دو گروه یاد شده اکثریت قریب به اتفاق افراد مومن و انقل را شامل می شود که تنها انتقاد برخی از آنان به سخنان آقای ازغدی، بی دقتی نا خواسته در بخشی از اظهارات ایشان است.»

کیهان در توضیح گروه سوم نوشت: «گروه سوم، اما انی هستند که انتقاد و اعتراض آنان به سخنان روز پنجشنبه آقای رحیم پور ازغدی، قبل از آنکه قابل اعتناء و توجه باشد، تعجب آور و خنده دار است! این جماعت در حالی اظهارات آقای رحیم پور را تضعیف حوزه های علمیه! و جفا در حق ت می دانند که بارها در اظهارات و نوشته های خود نه فقط نسبت به حوزه های علمیه و ت سخیف ترین اهانت ها را روا داشته اند بلکه در ای از موارد به برخی از مسلمات نیز حمله کرده و یا در مقابل اهانت همپالکی ها و هم حزبی های خود به مقدسات و باورهای دینی سکوت اختیار کرده اند.»

همچنین کیهان ضمن دادن توصیه ای به رحیم پور ازغدی در این مورد دقت در بکارگیری تع ر از بزرگان حوزه -« مخصوصا دو تن از مراجع عظام تقلید که به دلیل جایگاه رفیعشان بیرون از شمار گروه های یاد شده هستند»- خواهش می کند که «هرگز تصور سوءنیت از چنین شخصیتی را به ذهن راه ندهند.»

مدیر مسوول رو مه ی جوان نیز در سرمقاله ی این رو مه که در حمایت از اظهارات رحیم پور ازغدی است، با یادآوری دوران گذشته حوزه را بد ار خوانده و می نویسد: «حوزه امروز طلبکار نیست که بد ار انقلاب ی است. انی که از ترس پهلوی اول، روزها به اطراف قم می رفتند و در تاریکی شب برمی گشتند، امروز به برکت و انقلاب ی میدان دار دین و سیاست شده اند.»

عبدالله گنجی در ادامه ضمن تاکید بر این موضوع که «انقل ون حوزه» قرائت خود را به صورت «قهرآمیز مسلط نکرده اند می نویسد: «توقع اینکه هر لباس ت به تن دارد، باید سرباز انقلاب و پرچمدار نرم افزار باشد مطلوب است، اما قابل تحقق نیست و این باید افتخار انقل ون حوزه باشد که قرائت خود را به صورت قهرآمیز مسلط نکرده اند و دیگران نیز آزادند راه خود را بروند و حتی سر از انگلستان در بیاورند.»

مدیر مسوول رو مه ی جوان در بخش دیگری از این یادداشت می نویسد: «ماهیت تشیع ذاتاً است و آن ای که عبا بر سر می کشد یا گوشه نشین می شود تا آلوده نشود، هم است.»

او معتقد است: «اصولاً ی که خمس می دهد و خمس توزیع می کند، نمی تواند سکولار باشد. بنابراین، سکولارهای حوزه شاید با مرزبندی داشته باشند، اما ت تشیع ذاتاً نمی توانند سکولار باشند.»

علی قل ی، فعال رسانه ای اصولگرا که با جریان رحیم پور ازغدی همسو است هم در توییت هایی که در حمایت از اظهارات رحیم پور ازغدی بود، نوشت:

‏«روزی برخی مداحان بابت نقدش به دهه هایِ زیاد عزاداری، مورد حمله قرارش دادن / زمانی زالو صفتان اقتصادی به زندان، تهدیدش د / چندسال قبل تیم ریگی برای ترورش نقشه کشید / آ سر هم برخی از علما از نقدهای اصولی اش به وجی کمِ حوزه علمیه، تاختند بِهش! / آری، این هزینه ایست که ‎#رحیم_پور_ازغدی برای می پردازد / اگر مراجع انتقادی کنند ضد نظام و تلقی می شود»

او در توییت دیگری پس از بیانیه ی دوم آیت الله مکارم آورده است:

‏«پاسخ دفتر یکی از مراجع به اظهارات ‎#رحیم_پور_ازغدی: “او متأسفانه هیچ شناختی از وضع حوزۀ علمیه ندارد” / امتحانش رایگان است، هر مرجعِ بزرگواری که ادعا دارد رحیم پور ازغدی _که برآمده از دِل همین حوزه هاست_ از وضعیت حوزه علمیه شناخت ندارد، گپ وگفتی با وی بزند / به شرط رسانه ای شدن گپ وگفت!»

در این مورد با حجت ال هادی قابل، دین پژوه و اصلاح طلب و ابراهیم فیاض انسان شناسی تهران گفت وگویی انجام شد.

هادی قابل می گوید این جریان می خواهد حوزه ی  علمیه را زیر بلیط خود بگیرد در حالی که حوزه همیشه استقلال خود را حفظ کرده است. از سوی دیگر ابراهیم فیاض می گوید حوزه فرد گرا شده است و انقلاب اجتماعی در حوزه رخ می دهد.

متن گفت وگوی انصاف نیوز با هادی قابل و ابراهیم فیاض را در ادامه بخوانید:

دلیل انزوای مراجع سکولاریسم نیست

هادی قابل، عضو جبهه ی مشارکت، درباره ی اینکه منظور از شدن حوزه علمیه ای که رحیم پور مطرح کرده اند دقیقا چیست، به خبرنگار انصاف نیوز گفت: در کلام شیعه مساله ی سیاست و دین همراه با یکدیگر هستند و کار حوزه ی علمیه بیان معارف دین است، چه در بحث کلامی چه در بحث تکلیفی احکام و دستورات دین را بیان می کند.

هادی قابل ادامه داد: در سکولاریسم حوزه ی دین از حوزه ی سیاست جدا شده است. هیچ یک از فقها، علمای شیعه، طلاب، اساتید حوزه و ت بر این باور نیستند که دین از سیاست جدا باشد و این تعبیر سکولاریسم در حوزه درست نیست.

این  درباره ی برخی ونی که درباره ی مسایل سکوت کرده اند، گفت: در حوزه ونی هستند که فعلا سکوت کرده اند و از مسایل خود را کنار کشیده اند، این انزوا به معنی ج دین و سیاست از یکدیگر نیست؛ حضرت علی (ع) ۲۵ سال سکوت کرد و درحوزه ی سیاست دخ ی نکرد، زیرا نمی خواست که خلفا فکر کنند حضرت علی سنگ اندازی می کند. اگر از او تقاضای م می د، حضرت علی با آن ها همکاری می کرد. بنابراین اینکه حوزه سکولار است و یا سکولاریسم را ترویج می کند درست نیست.

آقای قابل افزود: اما آن چیزی که رحیم پور ازغدی و همفکران ایشان می خواهند این است که همه ی مراجع و علما اسب خود را زین کنند و از تمام حکومت و مسوولان به صورت کامل دفاع کنند اما درواقع این امرشدنی نیست؛ بسیاری از آن ها نسبت به مسوولان و حاکمان انتقاد دارند و چون اجازه ی انتقاد داده نمی شود، اگر ی حرفی بزند ضد نظام و تلقی می شود و به همین دلیل تصمیم گرفتند که سکوت کنند.

این عضو جبهه ی مشارکت اضافه کرد: آقای رحیم پور و همفکرانش می گویند حوزه دربست باید در اختیار حکومت باشد و کارهایی که نظام انجام می دهد را تایید کند؛ طبیعتا انتظار بی جایی است و حوزه چنین کاری نخواهد کرد. حوزه در طول تاریخ هزار و چند ساله ی خود استقلال فکری داشته است و آن را از دست نخواهد داد. تلاش های زیادی شده است که حوزه را در اختیار خود بگیرند اما چون زیر بلیط جریانی قرار نمی گیرد، آقایان این را به عنوان سکولاریسم تعبیر کرده اند و حرف بسیار غلطی است.

هادی قابل در ادامه تصریح کرد: از آنجایی که این جریان به دنبال این است که حوزه که نماد تفکر شیعه و اهل بیت است در اختیار حکومت باشد بنابراین موسساتی را ایجاد می کند برای پرورش طلبه ها و ت و هزینه های زیادی می کند تا حکومت را صد درصد تایید کنند. و حتی برخی از نهادها طلبه هایی را پرورش می دهند و آن ها را استخدام د و به آن ها می گویند فقط درس طلبگی بخوانید ما به شما تا آ عمرتان حقوق می دهیم و تربیون های رسمی در اختیار آن ها قرار گرفته شده است.

در نهاد ت استقلال فکری وجود دارد

او ادامه داد: همین که برخی مراجع در برابر این تفکر ایستاده اند، نشان می دهد در نهاد ت استقلال فکری وجود دارد و حرف خود را می زنند. مثلا بیانیه ی آیت الله مکارم و آیت الله نوری همدانی مورد استقبال این طیف فکری قرار نگرفت و حتی انتقاد نیز د، اما از سوی دیگر می بینیم که کیهان از آقای رحیم پور ازغدی حمایت می کند و می گوید انی که در برابر ایشان ایستاده اند، آن ها نفهمیده اند!

او اضافه کرد: همواره در طول تاریخ ت و مردم در کنار یکدیگر بوده اند و حوزه های علمیه باید این را حفظ کند. در مجموع وقتی این جریان [که رحیم پور ازغدی جزو آن است] از مردم سخن می گوید فقط انی را مردم حساب می کند که درسخنرانی ها مشت ها را گره می کنند و در های فرمایشی آن ها شرکت می کنند و بقیه ی مردم را در نظر نمی گیرند. مثلا موقع انتخابات اگر ۶۰ درصد مردم به یک طرف رای می دهند و بیست درصد در طرف دیگری رای می‎ دهند فقط انی که به آن ها رای داده اند مردم به حساب می آیند و آن ۶۰ درصد را فریب خوردگان تلقی می کنند. دقیقا همین مساله در حوزه هم وجود دارد. مثلا اگر ت سمعا و طاعتا آن ها را تایید کند آن را ت حساب می کنند و بقیه را سکولار می نامند.

وی افزود: مثلا اکثریت مردم از عملکرد مسوولان انتقاد دارند دقیقا همین مساله در حوزه ی علمیه نیز وجود دارد اما ترجیح داده اند که سکوت کنند یعنی سکوتی که نشانه ی عدم تایید آن ها باشد.

هادی قابل در پاسخ به این سوال که چرا چند سال پیش وقتی عبدالکریم سروش از حوزه ی علیمه انتقاد کرد برخی از رسانه ها مانند کیهان و دیگر رسانه های اصولگرا به سروش انتقاد د اما الان همین رسانه ها از رحیم پور حمایت می کنند، گفت: دلیل این دوگانگی این است «هرکه با ماست از ماست و هرکه با ما نیست غیرخودی است بنابراین باید کوبیده شود» وقتی از حوزه دفاع می کنند می خواهند بگویند حوزه با ماست اما الان که انتقاد می کنند دلیلش این است که حوزه با آن ها همراه نیست درحالی که هیچکدام درست نیست.

او افزود: درون حوزه همان تفکرعامه ی مردم وجود دارد و مثلا اینکه مسوولان خواسته های مردم را برآورده نکرده اند و عد را اجرا نمی کنند و در این چهل سال به اه بلند انقلاب ی نرسیده اند و به حرف مردم نیز توجه نمی کنند و هیچگاه حاضر نیستند یک موضوع کلان را در کشور به رفراندوم بگذارند که رای مردم را ببینند و بفهمند مردم چه می خواهند.

حوزه ی علمیه یا باید خشونت به کارگیرد  یا سکوت پیشه کند

انسان شناسی تهران با بیان اینکه حوزه علمیه یا باید خشونت به کارگیرد  یا سکوت پیشه کند، گفت: در حال حاضر این مشکل حوزه است و دلیل آن عرفان گرایی در حوزه است و در واقع خودش دشمن حوزه است.

ابراهیم فیاض به خبرنگار انصاف نیوز گفت: از مشروطه به بعد حوزه فقه فردی و درون گرایی شده بود همه ی این ها سبب شد که ارکان اجتماعی در حوزه وجود نداشته باشد و از بحث و اجتماعی دیگر خبری نباشد. همین روند ادامه داشت تا زمانی که آمد و فقه ایشان اجتماعی است.

او ادامه داد: حوزه باید مثل در حوزه ی سیاست، سیاست گذاری، نقد و اجتماعی عمل کند. قرآن نیز پر از نقد است، در حال حاضر حوزه نیست و مبانی تئوریک ندارد و بیشتر احکام فردی ای درباره ی طهارت و نجاست است، اما مثلا یک کتاب درباره ی امر به معروف و نهی از منکر نیست، چون هیچ مبنای تئوریکی ندارد. بنابراین حوزه یا باید تسلیم شود که می شود همان مشی طرفداران اصلاح طلب ها که بیشتر غرب گرا هستند. از آنجایی که خود شما نیز سایت اصلاح طلبی هستید می دانید من چه می گویم و منظورم چه انی هستند.

او افزود: بنیادی ترین مساله ای که درحوزه باید نفوذ کند درواقع علوم انسانی است اما متاسفانه آنقدرعلوم انسانی را کوبیده اند، الان با علوم انسانی بیگانه شده اند و این خودش باعث خود سانسوری حوزه شده است، مساله ی ی سازی علوم انسانی برای حاشیه زدن به علوم انسانی غربی است. در ایران ما تفکر و تاریخ جهانی را نمی فهمیم و در نتیجه نه علوم انسانی و نه خودمان را درست می فهمیم. حوزه که کاملا تعطیل است و در تاریج جهانی و علوم انسانی که در می خوانند هیچ چیزی نیست، هیچ فرقی وجود ندارد بین آقای اردبیلی که چپ و آقای مصباح که محافظه کار هستند.

فیاض گفت: موسسه هایی که به حوزه نزدیک هستند و بودجه می گیرند و ‎ های ی که در حاشیه ی حوزه هستند و خود حوزه نیستند، مثلا همان طلبه هایی که می آیند و شعار می دهند، دانشجو نیستند و حتی طلبه‎های مصباح هم نیستند، بلکه طلبه های عادی حوزه هستند. مثلا من فرقی بین آقای سروش و مصباح نمی دانم، آقای سروش آن زمان ها مدرسه ی همین آقای اردبیلی می رفت.

ابراهیم فیاض گفت: ما نباید دنبال عوامل و اینکه چه انی پشت صحنه هستند را پیگیری کنیم چون در این دست از اتفاقات همه می گویند «من نبودم من نبودم». ای کاش همه باهم از قبیل چپ، راست و های ی جمع می شدند و می گفتند درباره ی حوزه می خواهند چکار کنند. مثلا عده ای به من می گویند اصول گرا هستم و از جهتی اصولگراها هم من را قبول ندارند و می گویند تند هستی.

این  افزود: روی بحث های نقد دینی و اجتماعی کار کرده ام و بارها در رسانه ها گفته امو بحث را نیز اعتدال در حوزه مطرح کرده ام، اما چون من آدم نیستم، بحث خیلی نشد. چون این مملکت جایی برای بحث فلسفی و اجتماعی ندارد و دایما دنبال های هستیم.

فیاض گفت: الان انقلاب اجتماعی که در حال رخ دادن است در واقع محور اصلی آن حوزه ی علمیه ی قم است و در نهایت به یک انقلاب دینی تبدیل می شود. ببینید الان حوزه خودش دچار فاصله ی طبقاتی شدیدی است عده ای در حوزه گرسنه هستند اما در تضاد با آن ها کاخ هایی در قم به عنوان موسسه ساخته می شود و میلیاردی هزینه می کنند اما طلبه ی دیگری است که می گوید من ماهی یک پفک برای فرزندم نمی توانم ب م و در قم جنگ طبقاتی رخ داده است.

وی در آ گفت: طلبه هایی که در هستند چون کارهای تحقیقاتی می‎ کنند درآمد ب می کنند اما بعضی از طلبه ها ماهی ۸۰۰ هزار تومان حقوق می گیرند و درمحله های فقیرنشین زندگی می کنند. یک مرجعی مثل شبیری زنجانی که یک قمی اصیل است و به سیاست کار ی ندارد را مقایسه کنید با آیت الله مکارم که بیشتر در ساختارهای حکومتی است و این فاصله ی طبقاتی بین آن ها نیز کشیده شده است و بنیادی است.

 

 تهیه و تدوین : عبد عاصی




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/06/11/post-976/




از شهاب خان تا بهاره خانم ...

درخواست حذف اطلاعات




از شهاب خان تا بهاره خانم ...   .

وبلاگ پورمحبی، فرزین - کاربرد ارز تی بیش تر در شگفتانه و سرگرم شدن مان بود!


درست وقتی که اعتراف گیری از یک دختر 17 ساله حواس مان را پرت کرد، ناگهان حاج آقا شهاب خان مرادی با ویدئویی، آب پاکی را ریخت و ما را از آنور بام پرت کرد! - به هر حال ما دائم الپرتیم چه از اینور بام و چه از آنور بام- بله؛ ایشان با چهره ای آرام و تبسمی بر لب هتل را یک مکان فرض کرد و ورود مرد و زن بی شناسنامه را به این مکان مجاز اعلام کرد. بعبارتی این بار، سرمان را یکی دیگر و با داستانی تازه تر گرم کرد و ما را از کل مصیبت های روزانه مان غافل کرد. دستش هم درد نکند. در زمانه ای که ورود خانم ها و آقایان حتی با شناسنامه به یوم ها ممنوع است واقعا وضع وحتی طرح چنین قانونی جرات می خواهد که البته فقط از عهده رئیس سابق سازمان فرهنگی هنری شهرداری برمی آید. به قولی: ما و این همه خوشبختی محاله!

در ضمن ما به حاج آقا صمیمانه تبریک می گوییم که تا این حد در عقایدشان پیشرفت های محسوسی داشته اند؛ چون در زمان تصدی پست فوق توسط ایشان؛ تمام کلاس های موسیقی فرهنگسراها به بهانه ساماندهی تعطیل شد و بعدها هم، نه تنها چیزی سامان داده نشد و کلی هنرجو آلاخون بالاخون شدند؛ بلکه بعد از رفتن ایشان و باز شدن مجدد درب کلاس های موسیقی همه چیز با همان کیفیت قبل دوباره شروع شد و فقط ضررش متوجه خانواده ها و موسیقی کشور شد یعنی درست مانند خیلی از پروژه های دیگر که با کلی اهن و تلپ فقط باعث اتلاف وقت و سرمایه شد.

به هر حال برای رسیدن خدا به اندازه تعداد اتاق های هتل ها راه بسیار است. همه ما را گیر آوردند بخدا ... بگذریم. یکی از مزیت های فرهنگ و هنری که سالها در این کشور خشکانده شده این است که متعادل مان می کند... نه حکم های آنوری صادر می کند و نه اینوری.
نه به زور قزاق روسری را از سرها برمی دارد و نه به زور گشت ارشاد بر سرشان می گذارد. با این افراط و تفریط ها نتیجه این می شود که در این گیرو دار حرمت مسجد با دخترکی هتک می شود یعنی چیزی که لنگه اش هم، در هیج جای دنیا با آنهمه کافر یافت نمی شود.

پیشنهادی برای کادوی تولد بهاره خانم افشاری در بالا گفتیم: وقتی فرهنگ و هنر جای خودش نباشد یا از اینور بام می افتیم یا از آنور...
وقتی هنرمندان به چهار گوشه جهان سوت می شوند و نطق شان با یک حکم «ممنوع الفلان چیز» کور می شود آنوقت سر و کله به اصطلاح هنرمندانی پیدا می شوند که با تولدی اسمشان تیتر می شود و با پ بر روی کول بازیکن فوتبال و چشم نازک در رسانه ملی و ازدواج های چند باره مطرح می شوند. خلاصه هنر در همین چیزها خلاصه می شود و نام «نام آوران هنر» در این بازار شام، گم و گورمی شوند. وای که بر ما چه شده و سرنوشت این مملکت با این اوضاع چه می شود. یا همه چیز در بقچه پیچیده شده و دختری 17 ساله اسیر می شود و یا عروسک های خیمه شب بازی آدم می شوند و تنها خیرشان به هنر این می شود که در جشنواره ها لباس های شان مد می شود. بگذریم؛ با این شعارها دل ما و بزه آب می شود و این چیزها برای ما نان نمی شود. می دانم خیلی شعاری است که اگر بگوییم در این اوضاع وخیم کشور؛ جای جنگولک بازی هایی به اسم تولد نیست. اما قبول بفرمایید دلواپس غیر س س خور هم داریم که دلش می سوزد از این همه جاده خاکی رفتن ها و دور شدن از فرهنگی که سالها از ما دور شده و در حال حاضر مشغول خوردن ترکش هایش هستیم با رواج اینهمه و احتکار و سلطان سازی ها ... دل مان می سوزد که دخترکی در نقش کادوی میلیاردی می گیرد و بهرام بیضایی ها و ت آبادی ها و... در جایگاه می نشینند!

اما یک پیشنهاد: حال که این روزها بازار ارز تی دادن به جاهای نامربوط داغ است پیشنهاد می کنیم به سرکار خانم هم بعنوان کادوی تولد ارز 4200 تومانی پرداخت شود تا این سلبریتی محترم هم با پولش برود آنور آب و یک چیز عجیب و غریب نامربوط دیگر وارد کند و ما را چند روزی متعجبانه با آن مشغول کند. ظاهر این ارز فقط به درد این می خورد که بشنویم با تخصیصش به جاهای نامربوط و وارد چیزهای نامربوط تر؛ سو رایزمان کند! - شگفتانه - خب این هم نوعی تفریح است و کلی هم سرمان را گرم می کند. از خوراک دام و .. که بهتر است تازه وارد کننده اش هم خوشگل تر است.






منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/06/01/post-971/




بی بهار تو زمین افسرده است

درخواست حذف اطلاعات


بی بهار تو زمین افسرده است  

 ای نهان در اسم های مستعار / ای دلیل نام های  نامدار

 ای تو برهان جهان هست و نیست / غیر تو تسبیح دلها دست کیست؟

 مُهر اللهُ صَمد، در جان تو / قُل هواللهُ احد، برهان تو

 سر برآر از غیب تا گردد نهان / کرّ و فرّ طاغیان و ظالمان

 از لبت آواز ده، قد قامتی / ذوالفقاری از تو، از ما همتی

 یا علی عشق تو طور دیگر است /هر چه می گویم ازان بالا تر ست

 لم یَِلِد چون خسرو خوبان تویی /باز لم یُولد که اصل جان تویی

 رشته رشته جانم از تو بافته ست /"آفتاب این رشته ها را تافته ست"

 سر برآر ای عدل پنهان در زمین /ای ان را المومنین

 ای گروه پیشوایان را /رحم کن برسایه های بی دوام

 کفر مطلق از نهان ما ببر /جهل و جادو از جهان ما ببر

 بی بهار تو زمین افسرده است /خاک بی مِهر تو باغی مُرده است

 پنج اقیانوس آبی از تو ماند/ پنج سال آفت از تو ماند

 پنج تابستان عدل و اعتماد /پنج سال حکمرانی بی فساد

 سربرآر از غیب عالم ای حبیب / ما فقیران توایم امّن یُجیب  

 

 تهیه و تدوین : عبد عاصی





منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/06/08/post-974/




سالانه 5 هزار نفر بر اثر عوارض ناشی از آلودگی هوا می میرند

درخواست حذف اطلاعات



سالانه 5 هزار نفر بر اثر عوارض ناشی از آلودگی هوا می میرند


طرح کاهش یا همان طرح معروف ال ای زد، از اول آبان ماه وارد فاز دوم خود می شود. براین اساس بیش از 4 میلیون خودرو، 6 هزار اتوبوس، یک هزار مینی بوس، کامیونت و موتورسیکلت، م م به دریافت معاینه فنی خواهند شد.

به گزارش ایران آنلاین، طرح از محدوده زوج و فرد فراتر رفته، به کل تهران سرایت می کند و نه فقط در ساعات معین محدوده زوج و فرد که به 24 ساعت کل شبانه روز تعمیم پیدا خواهد کرد. با این توصیف اگر خودرویی فاقد معاینه فنی باشد، جریمه 50 هزار تومانی در انتظار راننده اش خواهد بود. با اجرای این طرح، همه کامیون ها نیز م م به دریافت بارنامه می شوند که شرط اخذ آن، داشتن معاینه فنی است. این بارنامه به شکل آنلاین در همه ساعات شبانه روز از سوی پلیس کنترل می شود. سؤال اینجاست چرا در فاز دوم، بر معاینه فنی اتوبوس ها و کامیون ها تأکید شده است؟

براساس آ ین آماری که در سال 92 منتشر شده، سهم انتشارآلایندگی کامیون ها، اتوبوس های شرکت واحد، سایر اتوبوس ها، مینی بوس ها و موتورسیکلت ها در هوای شهر تهران در مجموع 67 درصد اعلام شده که در مقابل سهم 3 درصدی سواری و وانت ها بسیار قابل توجه است. اما نکته قابل تأسف اینجاست که معاینه فنی برایشان هرگز به صورت یک ا ام نبوده است! درحال حاضر کامیون های بالای 15 سال که اجازه تردد در جاده های کشور را ندارند، به پایتخت آمده و در نیمه های شب، ن های ساختمانی جابه جا می کنند که از نظر قانونی تخلف محسوب می شود، اما به علت عدم سختگیری در معاینه فنی، آنها می توانند آزادانه در شهر تهران تردد کنند.

به گزارش خبرنگار «ایران»، هم اکنون 6 هزار و 250 اتوبوس در پایتخت تردد می کنند که 3 هزار دستگاه آن، گازسوز هستند. آن طور که آمارها نشان می دهد، بیش از 50 درصد این ناوگان عمر بالای 8 سال داشته و فرسوده محسوب می شوند، با این همه طی 40 روز اخیر که روند معاینه فنی برای اتوبوس ها انجام شده، تعداد اتوبوس هایی که معاینه فنی نداشته اند از 24 درصد به 12 درصد رسیده است.

همچنین در این مدت میزان مراجعه اتوبوس ها به مراکز معاینه فنی از ۷۶ درصد به ۸۸ درصد افزایش یافته است. به گفته محسن پورسید آقایی، معاون حمل و نقل ترافیک شهرداری تهران، از ابتدای مهر، هیچ اتوبوسی بدون معاینه فنی، حق تردد در تهران را نخواهد داشت.علی پیرحسینلو، مشاور او معتقد است که با اجرای این طرح از اول پاییز، حدود 5درصد اتوبوس ها از ناوگان حمل و نقل عمومی خداحافظی خواهند کرد، چراکه موفق به دریافت معاینه فنی نمی شوند.

البته از ابتدای امسال، 40 دستگاه اتوبوس برای ورود به چرخه حمل و نقل عمومی یداری شده، 900 دستگاه در حال نوسازی و اگر طبق برنامه پیش برویم حدود هزار و 500 دستگاه اتوبوس نیز تا پایان سال به ناوگان اضافه خواهند شد تا مشکل وجی ها تا حدودی حل شود، اما اگر معاینه فنی، در فاز دوم، سختگیرانه و بدون ملاحظه انجام شود، قطعاً باید به فکر جایگزین ها بود. آن هم در شرایطی که نوسازی تا ی های فرسوده به علت بهانه های ایران خودرو برای تحویل خودروهای نو، همچنان بلاتکلیف مانده است. اگرچه سهم تا ی ها در آلودگی هوای تهران از نظر ذرات معلق صفر درصد اعلام می شود!

«محسن پورسید آقایی»، همچنین در این زمینه از آمار مرگ سالانه 5 هزار نفر بر اثر عوارض ناشی از آلودگی هوا خبر داده و به صراحت می گوید که ۷۰ درصد آلودگی هوای تهران نیز ناشی از تردد وسایل حمل و نقل است.

«به گفته او، هم اکنون مقدمات اجرای طرح کاهش آماده شده است، به طوری که استاندار تهران طی نامه ای به همه کارخانجات، ارگان ها و دستگاه ها اعلام کرده است که حق ندارند برای تأمین سرویس کارکنان شان با پیمانکارانی که اتوبوس هایشان فاقد معاینه فنی است! قرارداد ببندند.»

آیا طرح کاهش آلایندگی در سایر کشورها هم اجرا می شود؟ پاسخ به این سؤال مثبت است، هم اکنون حدود 225منطقه کم انتشار آلودگی هوا در 13 کشور اروپایی که معضل آلودگی هوا دارند، مشخص شده است که بسیاری از وسایل نقلیه حق ورود به این مناطق را ندارند. آنها اگر تخلف کنند هم باید جریمه های بسیار سنگین بپردازند. جالب اینکه بجز کشورهای انگلستان و ایتالیا، همه کشورهایی که مناطق کم انتشار را اجرا کرده اند، دارای یک چارچوب ملی برای آن هستند.

پورسیدآقایی همچنین به معضل پارک حاشیه ای اشاره کرده و با اعلام خبر ساماندهی آنها می گوید: در مورد قیمت پارک حاشیه ای اعدادی همچون ۷۰۰۰ و ۱۰ هزار میلیارد تومان درآمد شهرداری از ساماندهی پارک حاشیه ای در جلسات منتشر می شود که با یک حساب سرانگشتی به تعداد خانوارها قیمتی حدود چهار میلیون تومان برای هر خانواده در سال برای پارک حاشیه ای احصا می شود، اما آیا همه خانواده ها می توانند سالی چهار میلیون تومان پول جای پارک بدهند. آیا اصلاً این کار شدنی است؟ واقعیت آن است که ارقام آن طور که گفته می شود، نیست و ما امیدواریم در دو سال آینده بتوانیم ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار جای پارک را ساماندهی .
فاز اول طرح کاهش از ابتدای شهریور ماه سال 95 اعلام شده بود، اما به علت نبود زیرساخت های لازم از سوی

پلیس با تأخیرچند ماهه اجرا شد. شورای عالی هماهنگی ترافیک ای کشور، اول آبان را زمان اجرای فاز دوم اعلام کرده است. دریافت معاینه فنی ازمهم ترین نکات طرح کاهش محسوب می شود. براین اساس در سال 96 از مجموع یک و نیم میلیون خودرویی که در سال گذشته، معاینه فنی انجام دادند، 400هزار خودرو به علت نقص آلایندگی، اصلاحیه گرفتند.جالب اینکه در سال 94، تنها 400هزار خودرو به مراکز معاینه فنی مراجعه کرده بودند که در سال گذشته، به یک میلیون خودرو افزایش یافت. امسال از حدود 4 میلیون خودرو، بیش از 100 هزار خودرو معاینه فنی برتر دریافت کرده اند. هم اکنون بیش از یک و نیم میلیون خودرو در طرح زوج و فرد تردد می کنند.






منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/05/22/post-970/سالانه-5-هزار-نفر-بر-اثر-عوارض-ناشی-از-آلودگی-هوا-می‌میرند




بهترین ملت اشکنه خور جهانیم

درخواست حذف اطلاعات

بهترین ملت اشکنه خور جهانیم

وبلاگ > پورمحبی، فرزین - به جای سفر، رنگ قندان مان را عوض می کنیم!

بی برو برگرد برای راضی مردم ۲ کار می شود کرد: 
۱- خدمات درست و حس برای مردم ارائه کرد.
۲- توقعات مردم را حس کم کرد.
هنوز مشخص نیست اصولا روش اول به چه دردی می خورد چون ارائه خدمات: «مدیریت، زحمت، همت، غیرت، طاقت، صداقت، درایت» می خواهد تازه آن هم بی اجر و منت و بدون آ و عاقبت!  اما دومی فقط کمی زبان و سیاست می خواهد با آینده ای راحت و سرشار از ثروت! حال با این اوصاف شما باشید کدام را انتخاب می کنید؟
معمولا مدیرانی که راه اول را پیش گرفته اند، یا زیرآب شان در محل خدمت زده شده یا رگ شان در محل است ! لذا این روش در بین مسئولین، طرفدار ندارد. اما روش دوم لاکچری است. در این روش مسئول فقط نیاز به تعدادی س س خور و ترجیحاً اشکنه خور دارد.
البته به این آسانی ها هم نیست چون تربیت اشکنه خور فنون مخصوص خودش را دارد و ایضا نیاز به کار فرهنگی فراوان دارد! اما نتایجش در زمینه های مختلف درخشان است. در این روش مسئول فقط اطلاع رسانی می کند و بعد، همه چیز را متوجه این و آن می کند و در نهایت از همه می خواهد که با وی همکاری کنند. اصولا چیزی که به شرح ذیل عیان است چه حاجت به بیان است.
نمونه هایی از برخورد نزدیک مدیران با مردم از نوع دوم به شرح ذیل:
(توضیح: اشکنه خور=شما)
- خیار کم است، «شما» باید از روستا کوچ نکنید تا خیار بکارید!/ ما: چشم
- برای کاشت خیار، «شما» باید پول بدهید و از ما مجوز چاه ب ید!/ ما: چشم
- بزرگ ترین سدهای جهان را می زنیم و برق می آوریم. «شما» هم باید پول برق را بیاورید!/ ما: چشم
- آب تالاب ها و رودخانه ها و دریاچه ها در اثر سدسازی خشک شد. «شما» به رویتان نیاورید./ ما: چشم
- آب کلاً تمام شد! تقصیر شماست چون «شما» جنبه و شعور نداشتید و خیلی چاه کندید. فعلا آب مصرف نکنید! خیار را هم دیمی بکارید!/ ما: چشم
*

- می خواهیم برای رهایی از وابستگی خودروی ملی بسازیم «شما» باید کمک کنید./ ما: چشم
- حوصله رقابت با تولیدات خارجی نداریم لطفا «شما» برای افزایش قیمت خودروهای خارجی و بی کیفیت بودن خودروهای ملی تحمل کنید./ ما: چشم
- هم چنان استقبال از خودروی ملی کم است، «شما» فقط باید خودروی ملی ب ید!/ ما: چشم
- استقبال خوب بود خودروی خارجی هم قیمتش، قیمت خون بود اما ما چشم خوردیم و ورش ت شدیم! صبر کنید تا کمک از ت بگیریم و همه چیز را حل و فصل کنیم!/ ما: چشم
- هوا آلوده است، تقصیر شماست. «شما» باید خودروی ملی را که یده بودید بیرون نیاورید!/ ما: چشم
*

- گردشگری نوعی فساد است. «شما» باید بدون گردشگر ارز به داخل بیاورید/ ما: چشم
- ارز تمام شد. لطفاً به جای مسافرت رنگ قندان خانه را عوض کنید/ ما: چشم
- برای کنترل ارز اسمش را می گذاریم ۴۲۰۰ تومانی شما هم به همین اسم صدایش کنید./ ما: چشم
- سکه گران شد، «شما» باید طلا و سکه های تان را به ما بدهید./ ما: چشم
*

- می خواهیم کمیته بحران و چند موسسه دیگر امدادرسانی بسازیم. لطفا «شما» عوراض و مالیات بدهید تا بسازیم/ ما: چشم
- بحران به شکل ز له و سیل آمد. فعلا بی خیال کمیته بحران و موسسات امداد شوید و خودتان به این شماره حساب فلان قدر کمک کنید تا ایران را از نو بسازیم./ ما: چشم
- از کمک تان ممنونیم اما ابعاد فاجعه بدتر از آن چیزی بود که فکر می کردیم لذا تصمیم گرفتیم با کمک های مردمی به جای آباد ایران برای رفاه حال هموطنان یک منبع دوغ بسازیم!/ ما: چشم
*

- جاده ها نا امن هستند قدم به قدم در جاده ها عوارض بدهید تا برای تان جاده امن بسازیم./ ما: چشم
- حالا ما به هر دلیلی جاده امن نساختیم «شما» چرا بی احتیاطی می کنید و تصادف می کنید؟ لطفا کمی رعایت فرمایید./ ما: چشم
*

- ما می خواهیم هسته ای بسازیم و بعضی جاها را از دم نابود کنیم شما هم بگویید حق مسلم تان هست./ ما: چشم
- ما تحریم شدیم «شما» باید تحریم را دور بزنید./ ما: چشم
- فعلا از هسته ای ساختن منصرف شدیم لطفا «شما» سیمان بیاورید تا درش را گل بگیریم./ ما: چشم
- این بار «شما» باید بدون هسته ای تحریم را تحمل کنید!/ ما: چشم
- تورم و گرانی خیلی بالا زد کار از تحمل گذشت اشکنه بخورید./ ما: چشم
*

- می خواهیم آزاد بسازیم لطفا «شما» پول بدهید تا بسازیم./ ما: چشم
- چرا مدرک گرا شدید و لیسانس بیکار زیاد شد؟ لطفا کلاس نگذارید و با لیسانس زمین را برای ما جارو بزنید./ ما: چشم
*

و همین طور تا آ ....
- مدرسه و بیمارستان نداریم ... آهای خیرین! برای تحصیل و درمان شان بیایید یه چیزی بسازید/ ما: چشم
- زندانی داریم ... آهای نیکوکاران! برای شان بیایید و گلریزان نمایید./ ما: چشم
- کلاً شادی های تان را با ما تقسیم کنید حتی به اندازه کرمتان همه اش را حواله ما کنید و بعد هم بروید و فکری به حال خودتان ید. چون ما حالا نیازمند یاری سبزتان هستیم. لطفا شعار ملت همیشه در صحنه را فراموش نکنید فقط در انتخابات حماسه بپا نکنید و به تظاهرات تی اکتفا نکنید... حماسه زمانی است که درد ما را دوا ید!

کلید واژه ها : طنز - طبیعت - خبرآنلاین -



منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/04/19/post-966/بهترین-ملت-اشکنه‌خور-جهانیم




احسان علیخانی:بدون مجوز حق تبلیغ پشمک را نیز نداریم ...

درخواست حذف اطلاعات

بدون مجوز حق تبلیغ پشمک را نیز نداریم ...   

ز ابتدای سال ۹۴ به ما اعلام شد که صداوسیما هیچ همکاری با موسسه ثامن الحجج ندارد.

احسان علیخانی مجری و تهیه کننده تلویزیون عصر امروز شنبه ۳۰ تیر با حضور در برنامه حالا خورشید درباره اخبار منتشر شده پیرامون ارتباط وی و موسسه ثامن الحجج توضیح داد.

به گزارش عصرایران به نقل از ایلنا احسان علیخانی با اشاره به اینکه حضور اسپانسر ها در شبکه های تلویزیونی صداوسیما از اوایل دهه ۹۰ آغاز شده است گفت: تا اوا دهه ۸۰ به هیچ عنوان اسپانسر ها در تلویزیون حضور نداشتند و از اوایل دهه ۹۰ به دلیل مشکلات مالی که به وجود آمده اسپانسر ها وارد تلویزیون شدند زیراصداوسیما بودجه کافی برای تولید برنامه ها را نداشت.

وی با اشاره به اینکه او یک حثیت به عنوان تهیه کننده و یک حیثیت به عنوان مجری دارد گفت: سال ۹۱ به صداوسیما پیشنهاد همکاری و مشارکت در ساخت برنامه از سوی موسسه ثامن الحجج داده شد و صداوسیما بعد از بررسی مجوز های موسسه به مااعلام کرد که می توانیم برنامه را تولید کنیم و همکاری کنیم.

احسان علیخانی: پرداختی ثامن الحجج به صدا و سیما برای ۶ برنامه درطی ۳ سال بود/بدون مجوز حق تبلیغ پشمک را نیز نداریم/هزار تومان وام از هیچ جایی نگرفته ام

وی ادامه داد: در صداوسیما من مجری و تهیه کننده بدون مجوز حق نداریم حتی یک پشمک را تبلیغ کنیم و طبیعی است که سازمان و صداوسیما نیز برای همکاری با این موسسه به مجوز های صادر شده از سوی نهاد های دیگر همچون بانک مرکزی استناد کرده است.

علیخانی با اشاره به انتشار دریافت رقم سه میلیارد تومان برای تولید برنامه از سوی موسسه ثامن الحجج گفت: مبلغ پرداخت شده از سوی این موسسه به صداوسیما برای شش برنامه بوده که از سال ۹۱ تا پایان سال ۹۳ ساخته شده است و این برنامه ها شامل، برنامه دو نیمه سیب، لحظه تحویل سال ۹۲، ماه عسل در سال ۹۲، برنامه سه ستاره، تحویل سال ۹۳، جشن ۲۰ سالگی شبکه سه، برنامه بهار نارنج بوده است.

وی ادامه داد: در هر کدام از این برنامه ها بیش از ۱۵۰ نفر به مدت سه الی چهار ماه فعالیت می د و تمام پرداخت ها دارای اسناد مشخص است که توسط نهاد های نظارتی صداوسیما بر آن ها نظارت می شود.

وی ادامه داد: از ابتدای سال ۹۴ به ما اعلام شد که سازمان صداوسیما هیچ همکاری با موسسه ثامن الحجج ندارد و دیگر نمی توانیم با آن ها همکاری کنیم و بعد از چند ماه نیز حکم انحلال این موسسه در تابستان صادر شد.

علیخانی با گلایه از اخباری که در برخی از رسانه ها منتشر شده است گفت: من هیچ گلایه ای از رو مه شرق ندارم، اما ای کاش رسانه ها اسم ها را به صورت خوانا و مشخص منتشر کنند و ای کاش قبل از انتشار این مطلب با مدیران تلویزیون و شبکه تماس حاصل می د.

وی ادامه داد: من همیشه این فضا را و این مدل نگاه را نقد که آدم ها بعد ازاینکه مورد اتهام قرار می گیرند زمین و زمان را بهانه می کنند تا پاسخگونباشند هیچ منعی وجود ندارد وقتی پرسشی که می شود باید پاسخگو باشیم این یکی از ویژگی های رسانه است.

علیخانی افزود: بنده تا این لحظه هزار تومان وام از هیچ جایی نگرفته ام اصل موضوع چیز دیگری است ما دو مرجع رسیدگی از این حوزه داریم که یکی از آن ها تلویزیون است که کارشناسان زیادی داشته و هر کدام از آن ها مو را از ماست می کشند.

وی با بیان اینکه بخشی از مطالبات مردم پرداخت شده است در پاسخ به این که چرا این مبلغ به صورت هدیه به او داده شده است گفت: بنده چقدر باید ساده لوح باشیم که یک مجموعه مالی به من بگوید شماره کارت بدهید تا به عنوان هدیه به شما مبلغی واریز کنیم.




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/04/30/post-967/




تحلیل زیباکلام از آینده-ی پیش رو ...

درخواست حذف اطلاعات

 تحلیل زیباکلام از آینده-ی پیش رو ...  

برای کم هزینه ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. ۳۰ میلیارد دلاری که باید در کشور می ماند در صنعت، کشاورزی یا آبیاری سرمایه گذاری می شد از کشور خارج شد. این پول به کشور هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، ما ی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر همین سیاست خود را ادامه دهد بیشتر موفق می شود ما را به زانو درآورد. تاریخ انتشار: ۱۳:۳۱ - ۰۳ مرداد ۱۳۹۷
فرارو- یک روز بعد از آنکه دونالد ترامپ را مخاطب سخنانش قرار داد رئیس جمهور نیز در صفحه توئیتر خود از نام برد. به ترامپ گفته بود با دم شیر بازی نکن. ترامپ هم به پاسخ داد که را تهدید نکن.   توئیت به جای گلوله / یا نزدیک شدن به اروپا یا ۱۹۱۹ با روس ها / دلیل چرخش ؛ رادیکال ها می توانند دمار از روزگار درآورد / ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد/ فکر می کنم این میس کال ها از جا های دیگری بوده، اما آقای واعظی آن ها را با شماره کاخ سفید اشتباه گرفته است! [خنده]   فرارو با صادق زیباکلام به گفتگو نشسته است. او که اعتقاد دارد در سیاست خارجی گردش به راست کرده است می گوید برخی شایعات از یک جور مذاکره حکایت می کنند. با این حال معتقد است که ایران دو راه بیشتر ندارد: یا آنکه از ظرفیت اروپا استفاده کنیم و یا در دامان روسیه بغلتیم. او می گوید عده ای همچون علی اکبر ولایتی چنین نظری دارند. در ادامه متن این گفتگو را می خوانید.   به نظر می رسد راهبرد در سیاست خارجی تغییر کرده است، علتش چیست؟
شما می توانید بسیاری از نطق های آقای در سال های قبل به خصوص در انتخابات اردیبهشت سال ۹۶ را کنار صحبت های کنونی ایشان بگذارید. با این مقایسه به نظر می رسد که ما دو داریم. علت این دوگانگی در گفتمان شرایطی است که اکنون برای آقای به وجود آمده است. آنقدری که اکنون اصحاب قدرت و تندرو ها به درد آقای می خورند، ۲۴ میلیون نفری که به او رای دادند برای او کارآیی ندارند. آقای نه خودش می خواهد در انتخابات شرکت کند و نه یک حزبی است که قصد شرکت در انتخابات داشته باشد. در شرایط فعلی از بین جریان معتدل و اصلاح طلب و جریان رادیکال، جریان دوم است که قدرت دارد. اولی با دیدن آقای در وت فعلی جز آه و افسوس هیچ کار دیگری نمی تواند انجام دهد. اما دومی می تواند دمار از روزگار آقای درآورد.

حتی به قیمت اینکه آقای ۱۸۰ درجه چرخش انجام دهد؟
بله. هدف سخن گفتن گونه با یی ها مثل این صحبت که "تنگه هرمز را می بندیم" یا "با دم شیر بازی نکنید"، ترامپ نیست بلکه هدف او جلب توجه جریانهای داخل کشور است.

چه سرنوشتی در انتظار کشور خواهد بود؟ 
من با همه وجود معتقدم که سیاست خارجی رادیکال به جز ت یب منافع ملی کشور نتیجه دیگری نداشته است. ما این را درباره آقای هم می بینیم که وقتی ایشان سمت و سوی میانه روی داشت به وجود آمد، اما حاصل اینکه او به سمت تندروی می رود از دست دادن اروپایی هاست. درست است که شرایط خیلی مطلوب نیست و الان برع دوران مذاکرات هسته ای تندرو ها جلودار شده اند، اما من معتقدم که ما از این مرحله عبور خواهیم کرد. شاید این بار آ ی هست که تندرو ها می توانند فرمان سیاست خارجی را به دست خود بگیرند و برای منافع ملی هزینه ایجاد کنند.
  هرجور مذاکره با یی ها به زیان ما خواهد بود
چرا می گویید بار آ ؟
می گویم "شاید". برای آنکه بعضی شایعات از یک جور مذاکره حکایت می کنند. اما مشکل اساسی این است که هرجور مذاکره با یی ها به زیان ما خواهد بود. تجربه نشان داده که هرموقع که ما بدون آنکه چیزی در دست داشته باشیم، پشت میز مذاکره رفتیم بهای سنگینی پرداختیم. در جریان گروگان گیری سال ۵۹ و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ این اتفاق افتاد. امیدوارم این بار این اتفاق نیفد.

لطفا درباره این شایعه که می گویید بیشتر توضیح دهید. اگر هم منبعی دارید و می توانید به آن اشاره کنید.
منبعی ندارم، اما در افواه و زبان گفته می شود که با وساطت عمانی ها یا پوتین گفتگو هایی صورت می گیرد. البته من خودم اگر می خواستم کنم می گفتم هیچ مذاکره ای صورت نمی گیرد و هیچ مذاکره ای در جریان نیست. نه به این خاطر که ایرانی ها نمی خواهند. بلکه به این خاطر که یی ها تمایل زیادی به مذاکره ندارند. آن ها به غلط یا به درستی احساس می کنند ایران را به یک گوشه انداخته اند و دلیلی برای مذاکره با آن ها ندارند.

می خواهید بگویید اینکه آقای واعظی گفته اند ترامپ هشت بار به زنگ زده درست نیست؟
فکر می کنم این میس کال ها از جا های دیگری بوده، اما آقای واعظی آن ها را با شماره کاخ سفید اشتباه گرفته است! [خنده]
  ترامپ هم چند بار هم گفته منتظر تماس ایران برای درخواست مذاکره است.
وقتی ترامپ می گوید من منتظر زنگ ایران هستم دقیقا به خاطر همین احساس است که او فکر می کند ایران را به زانو درآورده است. اما اگر ما الان پای میز مذاکره برویم جز آنکه حجم گسترده ای امتیاز به بدهیم، مثل آنچه که در بیانیه الجزایر و قطعنامه ۵۹۸ اتفاق افتاد، دستاوردی نصیب مان نخواهد شد. من معتقدم عاقلانه ترین استراتژی این است که اروپا را از دست ندهیم و هرطور که شده جایی در قطار اروپا دست و پا کنیم. اتحادیه اروپا اختلافات زیادی با ترامپ دارد و اگر ما سوار این قطار شویم شاید آسیب کمتری متوجه ایران شود. در غیر این صورت ما هزینه های وحشتناکی خواهیم پرداخت که دیگر نمی توان هزینه های بیشتری را به کشور تحمیل کرد.
   شخصا فکر می کنید می خواهد با ایران چه کار کند؟
من فکر می کنم برخلاف آنچه که از ظاهرش برمی آید در منطقه با یی ها اختلافات عمیق استراتژیک نداریم. من برای شما یک مثال ساده بزنم. ما در افغانستان می خواهیم یک حکومت معتدل و میانه رو سر کار باشد. یی ها هم دقیقا دنبال همین هستند. ایران می خواهد در عراق یک حکومت میانه رو مثل ت حیدرالعبادی سر کار باشد. یی ها هم دقیقا همین را می خواهند. ما نمی خواهیم و تندرو های سلفی در به قدرت نرسند. یی ها هم نمی خواهند این جریانات در به قدرت برسد. اتفاقا در خیلی از بخش های خاورمیانه ما و یی ها اتحاد استراتژیک داریم. ما نمی خواهیم قیمت نفت در دنیا خیلی بالا برود و یا سقوط کند. یی ها هم به دلایلی این را نمی خواهند. البته اختلاف هم داریم. ایران می خواهد نابود شود. اختلاف در زمینه هم زاویه دیگر این اختلاف است. اما اختلاف در زمینه از دید یی ها اختلافی خیلی جدی نیست. اگر جدی بود با عربستان و بحرین نمی توانست هیچ جور رابطه ای داشته باشند. این است که می گویم اتفاقا و برع آنچه که تندرو ها می گویند ما اختلافات زیادی با نداریم. آنچه که باعث این تنش ۴۰ ساله شده، ستیزی است که به بخشی از هویت ایران درآمده. نظام اگر ستیزی را کنار بگذارد، دچار بحران هویت می شود.

 ترامپ برای ایران چه خو دیده است؟ تبدیل ایران به ، تبدیل کشور به ونزوئلا، تجزیه یا انقلاب در ایران؟
برای کم هزینه ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. ۳۰ میلیارد دلاری که باید در کشور می ماند در صنعت، کشاورزی یا آبیاری سرمایه گذاری می شد از کشور خارج شد. این پول به کشور هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، ما ی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر همین سیاست خود را ادامه دهد بیشتر موفق می شود ما را به زانو درآورد.

 فکر می کنید ترامپ ی هست که ایران بتواند وضعیت ۴۰ ساله خود را با او به سرانجام برساند؟
درست است که ترامپ ناپایداری هایی نشان می دهد، اما او یک بیزینسمن است. زبان تجارت و معامله را خوب می فهمد و با او می توان کنار آمد. اما ایران این را نمی پذیرد.

دو را ار پیش روی ایران گذاشتید. یکی اینکه سوار قطار اتحادیه اروپا شویم و دیگر اینکه این کار را نکنیم. در هر صورت چقدر به مردم فشار می آید؟
قطعا می خواهد دشمنی با را ادامه دهد. دو گزینه بیشتر ندارد. یا باید بیشتر و بیشتر در دامان روسیه بغلتد و عملا مثل قرارداد ۱۹۱۹ که ایران تحت الحمایه انگلستان درآمد با گذشت یک قرن از این قرارداد ما به تحت الحمایه روسیه درآییم. این یک سناریوست. ظاهرا خیلی ها از جمله آقای ولایتی این نظر را دارند. راه دیگر این است که همه تخم مرغ هایمان را در سبد روسیه نگذاریم و سعی کنیم از اختلافاتی که میان اروپا و بر سر مسائل ، محیط زیست و ناتو وجود دارد استفاده کنیم تا آسیب کمتری ببینیم.

اگر خوشبینانه نگاه کنیم و به این سناریو عمل کنیم چطور؟
مسلما رویارویی با و ترامپ ما را از پا درنخواهد آورد. بلکه شرایط بسیار سخت خواهد شد. تعداد بیشتری از مردم از کشور خارج خواهند شد. مقدار بیشتری از سرمایه های ایرانی به خارج از کشور خواهد رفت و مختصر پیشرفت اقتصادی متوقف خواهد شد. آنگونه که براندازان می گویند نظام سقوط نخواهد کرد. اما شرایط زندگی مردم اسفناکتر می شود و باید چند برابر امتیازاتی که الان به بدهیم را در سال های آینده پرداخت کنیم.

بیشتر بخوانید: ولایتی: من وثوق ال ه نیستم / نگاهی به سفر تمام عیار نظام به مسکو بیشتر بخوانید: ولایتی: گفتم حاضر نیستم نقش وثوق‎ال ه را بازی کنم



منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/05/03/post-968/تحلیل-زیباکلام-از-آینده-ی-پیش-رو-




پزشکیان: جای بودم، شفاف سازی می ...

درخواست حذف اطلاعات

 پزشکیان: جای بودم، شفاف سازی می ... 


مسعود پزشکیان نایب رییس اول مجلس با اشاره به جلسه استیضاح کار و حواشی ادامه دار آن گفت: باید به آن چیزی که لیاقتش داریم برسیم، انگار قرار است بعضی افراد در این جامعه آب به آسیاب بریزند.

تبریز در مجلس در گفت وگو با عصر ایران ادامه داد:5 ماه قبل عده ای استیضاح ی را مطرح د و موفق نبودند و دوباره همان افراد با همان تفکر و ی ری مطالب جدید استیضاح را مطرح د، چه منطقی دارد که یک را دوبار در طول پنج ماه و با مطالب مشابه استیضاح کنیم .

این اصلاح طلب مجلس بیان کرد: چون عده ای قصدشان تحت هر شرایطی استیضاح بود تمام تلاش خود را د که این کار انجام شود و اینقدر هم پیش رفتند که به قصدشان رسیدند.

عضو کمیسیون بهداشت در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است در طرح سوال از رئیس جمهور نیز چنین مطالبی مطرح شود گفت: اگر جای رییس جمهور و هر کدام از وزرا باشم واقعیت ها را به درستی بیان می ، حق را می گفتم ودر مورد علتی که باعث ایجاد این شرایط شده است شفاف سازی می .

مسعود پزشکیان: اگر جای بودم، شفاف سازی می / نپذیرفتن«fatf» یعنی خود تحریمی/ افرادی که من را متهم د در تمام تمام هیات مدیره ها و بدون هیچ چارچوبی آدم دارند

 

نایب رییس مجلس تاکید کرد: این روندی که در ساختار و سیستم های ما وجود دارد درست نیست و همه مشکلات ما از همین جا ناشی می شود. سیستمی به نام وزارت رفاه درست کرده ایم که به عریضی و طویلی ت است و ی ری کارخانه و شرکت ها در دست این وزارتخانه است که همه به طریقی به آنها طمع دارند و نتیجه این سیستم این است که همیشه دعوا و جدل در مورد این وزارتخانه وجود دارد.

پزشکیان گفت: تمام مدیرهای ما ی ال دوسال عمر دارند چراکه ما براساس سلسله مراتب بالا نمی آییم، فردی را چون با فلان فرد آشنا است و یا آدم فلان است مدیر می کنند. در خود همین وزارت رفاه بررسی کنید ببیند آدم های که آنجا هستند از کجا آمده اند و آدم کی هستند؟ چرا برخی در مجلس داد می زنند؟ چون یا آدم من و یا آدم آنها آنجاست، حالا اگر سهم من و آنها را دربیاورند معلوم می شود چه خبر است و سهم هر چقدر است .

مردم تبریز تاکید کرد: چرا همیشه برخی به دنبال این هستند که بدانند ی مثل من در کدام سیستم آدم دارم؟ چون من هیچ فردی را در هیچ سیستمی ندارم و اگر دخترم در فلان جا کار می کند چه خلافی کرده است؟ آیا رئیس شرکت است، مدیر کل و یا عضو هیات مدیره است و اضافه حقوق می گیرد؟ خود همین افراد که من را متهم د اگر بررسی شود مشخص می شود در تمام هیات مدیره ها و بدون هیچ چارچوبی آدم دارند.

وی در مورد شفاف سازی ریس جمهور و اینکه اگر این شفاف سازی به مذاق برخی خوش نیاید ممکن است اتهاماتی به خود ریس جمهور و وزرا وارد کنند گفت: روندی که الان بانک ها برای ما ایجاد کرده اند حاصل رد همان fatfاست که ما در مجلس امضا نکردیم وقتی fatfرا امضا نمی کنیم یعنی هیچ بانکی در دنیا با ما معامله پولی نمی کند و وقتی معامله نباشد قطعا ارز و دلار مشکل پیدا می کند، حالا می خواهیم با این عملکرد یقه چه ی را بگیریم؟

نایب رییس مجلس تصریح کرد:وقتی سیاست ما این شده است که و «fatf را نمی پذیریم، پس بپذیریم که نتیجه این سیاست ها خود تحریمی است. الان عراق نمی خواهد با ما معامله بانکی کند، اینکه عراق با ما معامله بانکی نمی کند به چه ربطی دارد؟ چون ما چارچوب «fatf را نپذیرفته ایم عراق با ما معامله نمی کند.

وی خاطر نشان کرد:شرایطی که الان در کشور حاکم شده است نتیجه تصمیم هایی است که ما گرفته ایم حالا می خواهیم چه ی را بازخواست کنیم؟  این روند اقتصادی زاییده تصمیمات ت، مجلس وقوه قضاییه است و اینکه همه گناهان را به گردن یک نفر بیندازیم وبگویم ما بی گناهیم و باید یک نفر مورد سوال و بازخواست قرار گیرد ،درست نیست.




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/05/21/post-969/پزشکیان-جای-روحانی-بودم،-شفاف-سازی-می‌کردم-




چـطـــور یکشبه مـیـلـیـاردر مـیـشـونـد؟! ...

درخواست حذف اطلاعات

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


   

 چـطـــور یکشبه مـیـلـیـاردر مـیـشـونـد؟! ...

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 نایب رئیس اول مجلس با بیان این که «مسوولان باید همچون عموم مردم زندگی کنند» گفت: یک مسوول در نظام ی باید بر سر همان سفره ای بنشیند که برای همه مردم پهن شده و نمی شود که مسوولان از بهترین مراکز درمانی برخوردار باشند، اما مردم را به مراکز درمانی تی روانه کنیم.
 به گزارش ایسنا، مسعود پزشکیان در همایش روایت خدمت در سمنان انجام شد، اظهار کرد:
نباید شرایط اقتصادی به گونه ای باشد که یکی شب بخوابد و روز صاحب میلیارد ها تومان شود و دیگری صبح بیدار شود و ببیند نمی تواند دیگر در خانه ای که زندگی می کند بماند. مسوولان هر سه قوه در این وضعیت مقصریم. مسوولان باید با افراد دلال و سودجو برخورد قاطع و از تولیدکننده، صنعتکار، تاجر و بازرگان واقعی حمایت کنند.
 وی با بیان این که «عد برای همه است نه فقط برای یک عده خاص»، ادامه داد:
نمی شود به کردستان نرسیم، اما انتظار داشته باشیم کرد ها با انقلاب باشند. یا به خوزستان بی توجهی کنیم، اما انتظار داشته باشیم همه خوزستانی ها پشتیبان ما باشند.
 «آیا ما توانسته ایم عد قومیتی، تی و منطقه ای را در کشور ایجاد کنیم؟ مردم خواهان عد هستند ».
 این مجلس شورای ی با بیان این که «ما نیازمند عد در همه زمینه ها هستیم» بر وم توجه به نیروی انسانی و انسان به مثابه محور هستی و آفرینش تاکید و تصریح کرد: نباید بین آحاد مردم و استان ها تفاوت و تبعیضی قائل شد و این آن چیزی است که به ما آموخته و ما برای آن انقلاب کردیم.
 وی یکی از مهمترین آمال انقل ون را تحقق عد برشمرد و خاطرنشان کرد:
ما انقلاب کردیم که همه از عد ی بهره مند شوند نه این که تنها عده ای از مزایای انقلاب برخوردار باشند.
 این اصلاح طلب با بیان این که
«مردم از دعوا های خسته اند» گفت: اگر مسوولان دغدغه مردم را داشته باشند می توانند راه حلی برای مشکلات آن ها پیدا کنند. البته بسیاری از دعوا های بر سر پول و شهرت است نه برای خدمت و عد .
 وی به انتقاد از تفاوت در پرداختی ها و میزان درآمد در مشاغل مختلف پرداخت و گفت: چرا باید یک پزشک بتواند ۴۰۰-۵۰۰ میلیون تومان درآمد داشته باشد؟ ما باید بستری فراهم می کنیم که بین اقشار مختلف شکاف ایجاد نشود.
در هیچ کجای دنیا یک پزشک نمی تواند این همه درآمد در یک روز داشته باشد. با چه منطق و عد ی این شکاف درآمدی قابل بیان است؟.
 وی به تجربه سه ساله کار خود بعد از روی کار آمدن ت و فراغت از کار اداری و پرداختن به طبابت اشاره و تصریح کرد: در همین سه سال به اندازه همه سال های قبل از آن درآمد داشتم، اما ما انی نبودیم که برای پول و درآمد انقلاب کرده باشیم.
 پزشکیان با انتقاد از سودجویی برخی افراد نیز گفت: در این شرایط سخت که امریکایی ها همه توان خود را برای ضربه زدن به ما به میدان آوردند عده ای از افراد متمول و پولدار ما کاری می کنند که مردم در ح عادی نتوانند زندگی کنند و برای همین یک روز قیمت طلا و ارز و روز دیگر قیمت مسکن و ماشین و... را بالا می برند.
 وی با بیان این که «عده ای یک شبه با آوردن خودرو یا ید هزاران سکه میلیارد ها تومان سود می برند» افزود: همین ها با این کار زمینه ن یتی مردم را فراهم می کنند.
در واقع این افراد دانسته یا ندانسته نقشه امریکا و هم پیمانان امریکا را عملی می کنند.
 وی با بیان این که «باید ستاد بحران جنگی تشکیل دهیم» افزود: ما در جنگ اقتصادی با امریکا و و آل سعود هستیم.
نایب رئیس مجلس همچنین به معضل کم آبی پرداخت و گفت: حدود ۸۰ درصد استان های کشور با معضل کم آبی روبرو هستند و برای همه آن ها نمی توان یک نسخه واحد پیچید بلکه برای هر منطقه باید یک راه مناسب پیدا کرد.
وی با بیان این که «نمایندگان مجلس از هر طرح آبرسانی علمی و کارشناسانه ای حمایت می کنند» افزود: استان سمنان می تواند از ظرفیت رئیس جمهور در این بخش استفاده کند.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

برچسب ها: عد برای همه، تبعیض، دغدغه مردم، دعوا های ، یک شبه ره صد ساله رفتن




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/04/02/post-965/چـطـــور-یکشبه-مـیـلـیـاردر-مـیـشـونـد؟-




آقایان! واقعا در ایران، فقر مطلق نداریم؟

درخواست حذف اطلاعات

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


   

  آقایان! واقعا در ایران، فقر مطلق نداریم؟ 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

http://s8.picofile.com/file/8327553792/faqre_motlaq_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8327554034/faqre_motlaq_2.jpg

http://s8.picofile.com/file/8327554168/faqre_motlaq_3.jpg

http://s8.picofile.com/file/8327554250/faqre_motlaq_4.jpg

http://s9.picofile.com/file/8327554492/faqre_motlaq_5.jpg

http://s8.picofile.com/file/8327554692/faqre_motlaq_6.jpg
 

 حسین تا همین یک سال پیش کنار خواهر و برادر بزرگ ترش سر چهارراه ها و داخل مترو اسکاچ و آدامس می فروخت.
 به گزارش اعتدال؛ از وقتی که طرح دستگیری ک ن کار را آغاز د، او هم مجبور شد زیر پوشش شرکت های تفکیک زباله که زیر نظر شهرداری فعالیت می کنند، کار کند تا دیگر ان داخل خیابان، او را دستگیر نکنند. بعضی وقت ها هم ان شهرداری که او را نشناسند، کیسه زباله هایش را از او می گیرند و خودشان زباله ها را می فروشند و پول یک روز زباله گردی حسین از جیبش بیرون می رود. تلاش های محسن و خواهر و برادرش در خیابان های تهران میان زباله ها تنها برای این است که شب ها سر گرسنه روی زمین نگذارند و پدر و مادرشان بتوانند پول اجاره آلونکی را که شب ها در آن می خوابند،تامین کنند. چند روز پیش «حسن شمشادی» خبرنگار صدا و سیما ع ی در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده بود که در آن ع ی از یک قابلمه غذا منتشر کرده که محتوای آن غذایی درست شده با گوشت گربه است! او در شرح این ع می نویسد:« لطفا دقت بفرمایید!!! آنچه که می بینید، ظرف غذای یک خانواده است؛ تصور می کنید که محتوی آن چیست؟! آنچه این خانواده و بسیاری دیگر می خورند، گوشت گربه است! آنان حتی از اندک گوشت کلاغ مُرده هم نمی توانند بگذرند،چون چاره ای ندارند و می خواهند زنده بمانند. این خانواده یکی از ده ها خانوار ن در روستاهای بسیار محروم گمشاد، کندوکه، ملادادی، جهان آباد، رودینی، هیرمند و قرقری در شهرستان زابل واقع در استان سیستان و بلوچستان است».
 او در انتهای این پست خبر داده که قصد کمک مالی به اهالی این مناطق را دارد و شماره حس را نیز برای این کار منتشر کرده است. اما انتشار این پست اینستاگرامی با واکنش های بسیاری همراه بود. یکی از کاربران به نام زهرا زیر این پست نوشته است:« آقای شمشادی مردم مرزنشین اون مناطق محروم هستند اما نه در این حد که گوشت گربه بخورند و روزه بگیرند. این خبر و تصاویر درست نیست. این غذا شبیه سیر هست، من خودم سیستانی ام این اخبار به این صورت فقط توهین به مردم آن منطقه است». همچنین رضا باوفا، عضوشورای مرکزی حرب اتحاد ملت نیز در گفت وگو با امتداد گفته است:«اگر خبرنگار صدا و سیما اندک شناختی از مردم شرافتمند سیستان داشت، می دانست که این مردم حاضرند سختی بکشند اما تن به چنین کارهایی ندهند. این راه کمک به مردم نیست».
 مردمان مظلوم
نسبت دادن تصویر پر سر و صدای مصرف گوشت گربه به مردم سیستان و بلوچستان در حالی صورت گرفته که محرومیت بسیاری از شهروندان و نان ای این استان سال هاست وجود داشته و با وجود گزارش های فراوان حاکی از مشکلات مردمان این دیار، کمترین کار ممکن برای آن ها صورت گرفته است؛ درحالی که مردمان سیستان و بلوچستان همواره در سپهر ، اجتماعی و فرهنگی ایران نقش بسزایی داشته و دیدن محرومیت بسیاری از شهروندان این دیار، روا نیست. سال هاست مردمان دیار هیرمند و خطه سیستان و بلوچستان در هر انتخابات و تصمیم های سرنوشت ساز مملکتی، در خط اول حضور دارند و تاثیر خود را در سرنوشت مملکت به خوبی گذاشته اند اما تصاویری که از زندگی مردمان آن منتشر شده، یا حاکی از فقر و محرومیت بوده یا مدعای درگیری و نزاع داشته است و حال نیز دیگی از گوشت گربه، مظلومیت دو چندان مردمان جنوب شرق ایران را فریاد می زند. بااین حال کم توجهی به بطن زندگی گروه های مختلف مردم، فاصله طبقاتی آزار دهنده و فقری که به نظر گستره آن بیشتر از قبل شده است، موضوعی است که تنها مربوط به بخش هایی از سیستان و بلوچستان نشده و در بسیاری از نقاط کشور قابل رویت و لمس است و برای دیدن تصاویر مربوط به فقر نیازی به رفتن تا سیستان و بلوچستان نیست. کافی است به میدان شوش و خیابان اسان تهران برویم تا در آنجا خانواده هایی را ببینیم که از فشار گرسنگی، کنار خیابان از حال رفته اند. بخش زیادی از آن ها دچار اعتیاد می شوند و وقتی دیگر پولی برای یدن مواد پیدا نمی کنند در حاشیه خیابان و کوچه جان می دهند. مدتی پیش جسد کبود شده یکی از معتادانی که از گرسنگی جان باخته بود، ساعت ها کنار خیابان افتاده بود تا اینکه بالا ه آمبولانس بهشت زهرا از راه رسید و جسد را جمع کرد. متولی اصلی رسیدگی به فقرا در جامعه کمیته امداد است که زیر نظر مستقیم نهاد ی فعالیت می کند.
 ریشه دار شدن فقر!
 در حالی که نگاهی به تصویر مصرف گوشت گربه – که هنوز صحت آن تایید رسمی نشده است – و زندگی فلاکت بار گروهایی از مردم در سال های اخیر، حکایت از افزایش فقر و ریشه دار شدن آن دارد اما مسئولان در اظهار نظرهای خود مدعی تلاش برای ریشه کنی فقر و محقق شدن وعده های شان در این باب هستند. خبرگزاری مهر دوم داد امسال به نقل از پرویز فتاح، رییس کمیته امداد گفته است: «سهم کمیته امداد از محل برداشت ۱.۵میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی ۱۰۰ هزار فقره تسهیلات اشتغال زایی به ارزش ۲۵ میلیون تومان تعیین شده است. به دلیل اینکه فقر چندبعدی است، علاج آن در زمان کوتاه ممکن نیست. با حمایت ت و مجلس در چند سال آینده وضعیت فقرز بهبود خواهد یافت». رییس کمیته امداد درباره اینکه فقر مطلق ریشه کن شده است یا خیر، توضیح داد: «در جلسه دو هفته گذشته با رییس جمهور در مشهد بنده به این نکته اشاره که شعار ت دوازدهم ریشه کنی فقر مطلق بود که آقای نیز به وعده خود عمل د». رییس کمیته امداد ب ان اینکه وعده های ت در بودجه برای حمایت از محرومان محقق شده است، ادامه داد:« در سال ٩٦ بر اساس تبصره ١٤، چهار هزار میلیارد تومان بودجه برای کمیته امداد تعیین شد. همچنین طبق تبصره ١٦، سه هزار میلیارد تومان وام قرض الحسنه اشتغال به مددجویان کمیته امداد اختصاص پیدا کرد که ٩٠ درصد آن جذب شد. امسال نیز با اختصاص هفت هزار میلیارد تومان بالاترین رشد ردیف بودجه برای حمایت از نیازمندان در نظر گرفته شده است». رییس کمیته امداد (س) گفت: « شعار رفع فقر را بیان کرد، من منصفانه در این جمع اعلام می کنم به این شعار خود عمل د». پرویز فتاح در شورای اداری اسان رضوی در حضور رییس جمهور در مجتمع سپید مشهد، اظهار کرد:« تبصره ۱۴ را نمایندگان کمک د تصویب شد و ۴۰۰۰ هزار میلیارد تومان برای اولین بار در بودجه لحاظ شد».
 بخشی از خانوار ایرانی هزینه تامین غذا را ندارد
 صحبت های رییس کمیته امداد در حالی مطرح می شود که حسین راغفر، اقتصاددان، خط فقر مطلق برای یک خانواده چهار نفره شهری در سال ۹۶ را حدود چهار میلیون تومان اعلام کرده و گفته است: بر اساس محاسبات صورت گرفته در سال های اخیر۳۳ درصد جمعیت کشور دچار «فقر مطلق» هستند». او در ادامه صحبت هایش گفت: «مطالعات نشان می دهد خط فقر مطلق برای مناطق محروم ۵٠ درصد مناطق شهری و حدود دو میلیون تومان است». راغفر با بیان اینکه منظور ت از فقر مطلق برای یک خانواده پنج نفره ٧٠٠ هزار تومان است، افزود: « این مبلغ برای یک خانواده پنج نفره حتی تامین کننده غذای شان نیست. آنچه ما به عنوان فقر مطلق تعریف می کنیم، سبد مشخصی است که باید حداقل کالاهای اساسی را در برداشته باشد؛ به نحوی که اگر فردی به آن ها دسترسی نداشته باشد، سلامت فیزیکی، جسمانی و روحی اش به خطر بیفتد؛ این کالاها در همه جای دنیا پذیرفته شده و شامل غذا، مسکن، خدمات سلامت، حمل نقل و... هستند». این اقتصاددان در گفت وگو با ایسنا با بیان اینکه فقر آموزشی نشان می دهد که نابرابری آموزشی افزایش یافته است، ادامه داد: «مطالعات ما نشان می دهد که درآمد ۶ درصد از جمعیت کشور هزینه غذای شان را تامین نمی کند. اسم این مرحله خط گرسنگی است و به آن معناست که درآمد یک خانوار حتی نمی تواند هزینه غذایش را تامین کند. ما می دانیم که خانوارها فقط با هزینه غذا خوردن رو به رو نیستندبلکه هزینه های دیگر هم مانند هزینه حمل ونقل، پوشاک، مسکن و ... را هم دارند». راغفر در ادامه با اشاره به فقر سبدغذایی خانوارها و نبود امکانات دیگر زندگی افزود:« خانواری که کل مخارجش کمتر از سبد حداقل غذاست، به طور حتم با گرسنگی و مشکلات آموزشی و دسترسی به خدمات سلامت روبه رو است. هرچند نهادهای تی این رقم را دو یا سه درصد (جامعه) اعلام می کنند اما تا جایی که من به یاد می آورم، وزارت بهداشت این رقم را ۱۰ درصد اعلام می کرد؛ این میزان به جز گروهی است که با مشکل سوء تغذیه روبه رو هستند». وی با بیان اینکه روش های مختلفی برای محاسبه فقر وجود دارد، ادامه داد:« در محاسبه فقر برخی شاخص ها می تواند روی تعداد انی که زیر خط فقر هستند، تاثیرگذار باشد اما پایین ترین موردی که در سال های اخیر محاسبه کرده ایم ۳۳درصد جمعیت کشور دچار فقر مطلق و ۶ درصد نیز دچار گرسنگی هستند که این تعداد نزدیک به پنج میلیون نفر است».
 
13 میلیون حاشیه نشین زبان گویای فقر
 کافی است سری به سایت دیوار بزنید و در آنجا با انبوه آگهی هایی مواجه می شوید که در آن ها افراد برای خوردن یک وعده غذای گرم حاضرند ساعت ها کار کنند و دستمزدی هم نگیرند. ساعت ها کار آن ها در حالی است که تنها خواسته شان سیر شکم شان است. بیکاری و گرسنگی وزنه های سنگینش را روی گلوی قشرهای ضعیف جامعه گذاشته و اندک اندک توان نفس کشیدن را از آن ها می گیرد. یک جامعه شناس در گفت وگو با «قانون» درباره وجود فقر مطلق در جامعه می گوید:« ما بیکاری مطلق در جامعه داریم و فقر از تبعات این بیکاری است. کارتن خواب ها و حاشیه نشین ها دچار فقر مطلق هستند». او با اشاره به اینکه وجود حاشیه نشین ها در کشور فقرمطلق را اثبات می کند، ادامه داد:« ما 13 میلیون حاشیه نشین داریم که همه ده فروش هستند تا پولی برای یدن یک وعده غذا پیدا کنند. اگر فقر نیست، این همه اعتیاد از کجا می آید؟». او فقر را یکی از دلایل اعتراضات مردم می داند و ادامه می دهد:«کامیون داران چرا باید اعتراض کنند؟ باید فکری برای جامعه ای که از فقر و بیکاری در حال نابودی است، کرد. ی نمی داند چند نفر در خیابان ها از گرسنگی و فقر می میرند. ک نی که سر چهارراه می آیند و تا پاسی از شب کار می کنند، تنها می خواهند نان بخور و نمیر برای خانواده های شان فراهم کنند. ما از سال ها قبل تاکید کردیم که طبقه متوسط جامعه در حال حرکت به سمت خط فقر بوده و حالا این اتفاق افتاده است. طبقه متوسط شهری هم در حال ضعیف شدن است. جامعه در حال دوطبقه شدن است. یکی طبقه ضعیف و دیگری طبقه بالای شهری». او اختصاص دادن بخش زیادی از بودجه کشور را به نهادهای خاصی که هیچ عایدی برای مردم ندارد برای مردم کمرشکن اعلام کرد و گفت:« بودجه باید صرف هزینه های مردم شود، نه اینکه در کشورهای دیگر صرف عملیات های نظامی شود. آن وقت است که دیگر پولی برای رسیدگی به قشر محروم وجود ندارد».
 منبع: قانون

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: فقر مطلق، مشکلات اقتصادی، فقر در ایران، بیکاری جوانان،



منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/03/06/post-958/




: با مردم صادق باشید تا ...

درخواست حذف اطلاعات

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   

  : با مردم صادق باشید تا ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

 

تصویر مرتبط

 

 

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای کارتون صداقت با مردم

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای کارتون صداقت مردم با مسئولین

 

  رو مه در سرمقاله خود به قلم مهاجری نوشت: تلگرام با همه زشتی ها و زیبائی هایش نباید مساله اصلی این روزهای کشوری همچون ایران باشد. ما مسائل مهم تری داریم که تلگرام در مقایسه با آنها از مسائل فرعی محسوب می شود ولی متاسفانه نوع برخورد با آن موجب شده اکنون جایگاه خود را با مسائل اصلی عوض کرده است.
 تردیدی وجود ندارد که تلگرام، نه مطلقاً بد است و نه مطلقاً خوب. یک ابزار است که چگونگی استفاده از آن می تواند آن را بد یا خوب و زیبا یا زشت جلوه دهد. درست مثل یک کارد تیز که هم می تواند ریسمان را از دست و پای ی که دربند است ببرد و او را آزاد کند و یا به قلب ی فرو برود و او را از پا در آورد.
 در چند سال اخیر که تلگرام به ایران راه پیدا کرد، خدمات زیادی به همه ارائه داد کما اینکه ضربه های زیادی هم وارد کرد. سنجش میزان سود و زیانی که تلگرام در این سال ها به کشور و جامعه ما وارد کرده شاید میسر باشد ولی فعلاً محاسبه دقیقی دردست نداریم که با تکیه بر آن بتوانیم قضاوتی دقیق ارائه دهیم.
 با اینحال می توانیم به صورت کلی بر این واقعیت تکیه کنیم که این پیام رسان پرنفوذ و پرجاذبه برای امنیت ملی، برای اخلاق و برای اعتقادات خطرهائی آفرید کما اینکه به ارتباطات، به تبلیغات و به اشتغال زائی خدمات شایانی کرد.
 ما که اهل رسانه هستیم در عین حال که از فضای گسترش فضای مجازی به ویژه در سال های اخیر دچار تنگنا شده ایم، از تلگرام استفاده های زیادی برای تسهیل در امر رو مه نگاری در زمینه انتقال سریع مطالب، ها، ع ها، اسناد و مدارک و حتی عرضه رو مه در قالب الکترونیک آن به دورترین نقاط جهان و در کمترین زمان ممکن برده ایم. این بهره ها به شکل های مختلف نصیب عموم مردم چه در روابط شخصی و خانوادگی و چه در ارتباط اداری و اجتماعی نیز شده است. گستره استفاده از تلگرام از نظر کاربری بقدری زیاد است که تمام اقشار جامعه از عادی ترین سطح اجتماعی تا علمی ترین و مقدس ترین سطح حتی دفاتر مراجع تقلید را در بر گرفته و تقریباًّ شمول عام و کلی پیدا کرده است.
 نکته بسیار جالب و قابل توجه اینکه اقشار مذهبی، انقل و چاک نظام با به راه انداختن صدها هزار کانال تلگرامی امکانات گسترده ای را برای تبلیغ دین، افکار و انقل خود در جهت حمایت از ا نقلاب و نظام پدید آورده و ارتباطات قدرتمندی را برای پیشبرد سریع اه خود شکل داده اند.
 این امکانات که از متن تا تصویر و و صدا را شامل می شود بی نظیر و بسیار تاثیرگذار است بطوری که بسیاری از این کانال ها تا امروز با اینکه مدتی از اعلام رسمی شدن تلگرام گذشته، همچنان به کار خود حتی با شکن ادامه می دهند و حاضر نشده اند آن را ترک کنند.
 درست است که عده ای با استفاده از تلگرام ضربه های زیادی به اخلاق، پایه ها و بنیان خانواده و حتی امنیت ملی کشور وارد ساخته اند ولی نکته مهم این است که اولاً نباید فقط جنبه منفی را دید و با تکیه بر آن قضاوت کرد و تصمیم گرفت و ثانیاً به این واقعیت باید توجه کرد که در شرایط امروز جهان، نمی تواند موجب خارج شدن تلگرام از دسترس کاربران شود. به همین دلیل باید با پدیده بسیار پیچیده تلگرام و اصولاً امکانات ارتباطی جهان معاصر دقیق تر برخورد کرد.
 این برخورد می تواند با تکیه بر چند مولفه باشد.
اول آنکه مسئولان ارشد نظام در یک توافق روشن به تصمیم برسند بطوری که در ابعاد و جزئیات آن اختلافی وجود نداشته باشد.
 دوم آنکه محور برخورد با تلگرام، ش تن انحصار باشد که طبعاً مست م فراهم ساختن زمینه جذب داوطلبانه مردم به پیام رسان های داخلی خواهد بود.
 سوم و مهم تر از همه آنکه مسئولان در گفتار و عمل چنان صداقتی داشته باشند که مردم را جذب کند. مردم اگر جذب صداقت مسئولین شوند، جذب و سایر ابزارها نخواهند شد. حاکمان اگر بر قلب ها حکومت کنند، هیچ قدرتی نمی تواند مردم را از آنها دور کند و اخلاق و امنیت را به خطربیاندازد.
 به این واقعیت تاریخی توجه کنیم که تحریم و توقیف و همانطور که نتوانست ویدئو و را کنار بزند تلگرام را هم نمی تواند کنار بزند. آنچه می تواند بر مفاسد تلگرام فائق آید، عملکرد صادقانه مسئولین است. اعتماد مردم را جلب کنید تا اعتقادات و اخلاق و همراهی مردم با نظام حفظ شود.
 در این صورت است که تلگرام نفوذ و جاذبه خود را از دست می دهد و در برابر آنچه مسئولان بگویند و بخواهند مقاومتی نمی تواند داشته باشد. تردیدی نداشته باشید که و حکم قضائی و بخشنامه و فشار نمی تواند بر تلگرام فائق آید، آنچه می تواند بر تلگرام فائق آید، صداقت شماست که اعتماد مردم به شما را جلب می کند و هر چیزی که در برابر اراده شما قرار گیرد را از کار خواهد انداخت.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/02/15/post-949/




دیگران کاشتند وُ ما خوردیم، ما بـــخـــوریـــم وُ دیـــگـــران بـــکارنــــد!!! ...

درخواست حذف اطلاعات
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


   

  دیگران کاشتند وُ ما خوردیم، ما بـــخـــوریـــم وُ دیـــگـــران بـــکارنــــد!!! ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

تصویر مرتبط

 

 

  به گزارش خبرگزاری ها، رئیس جمهور در مراسم بهره برداری همزمان از چند طرح اقتصادی و زیربنایی در اسان رضوی، با تشکر از تلاش های جهاد کشاورزی و کشاورزان اظهارداشت: در این ایامی که به نام روزهای کارگر و معلم مزین است انصافاً باید دست همه کشاورزان را بوسید که برای خودکفایی کشور در مواد غذایی تلاش می کنند (((  دیگران کاشتند وُ ما خوردیم، ما بـــخـــوریـــم وُ دیـــگـــران بـــکارنــــد!!! ... _ تابحال که مسئولین مَردود شده، مصداق این شعر بوده وَ هستند ... _ عـبـــد عـا صـی ))).
 اهم اظهارات رئیس جمهور به شرح زیر است:
* اولین نکته مهمی که وجود دارد این است که امروز 123 طرح و پروژه در کشاورزی افتتاح می شود که ارزش آن را هم 313 میلیارد تومان با بیش از 9 میلیون یورو اعلام د
(((  مسئولین! بدترین آفت نظام ، این وعده-هایی-ست که اکثرش عملی نشده ... _ عـبـــد عـا صـی ))). نکته مهمّ دیگر این بود که تلاشی که وزارت کشاورزی و کشاوران برای سامانه های نوین آبیاری انجام می دهند که بسیار مهم است.
* یکی از راه حل های مشکل کم آبی صرفه جویی در آب در بخش کشاورزی است که مهم ترین قدم است. آقای حجتی اشاره کرد که در ت یازدهم تا کنون 56 هزار تار از اراضی کشاورزی استان اسان رضوی به سامانه نوین آبیاری مجهز شده است. کل زمین هایی که در همه ت ها از اول انقلاب تا کنون به این سامانه مجهز شده است 110 هزار تار بوده است؛ یعنی در این چهارسال بیش از نصف آن انجام شده است
((( سیما را وادار کنید که همین موضوع را سَر ِ شب که همه خواب نیستند، بدون سانسور، چند روز پخش کند تا کمی دلمان خنک شود؛ البته قبلا از ت امید وَ حال حاضر ... _ عـبـــد عـا صـی ))).
* مهم است که خدمات کشاورزان را نادیده نگیریم، اشکال ندارد خدمات ت نادیده گرفته شود
((( آقای ! این حرف در شأن شما نیست ... عدم اطلاع مردم از «خدمات این ت» باعث ناامیدی مردم ، ریزش آراء ریاست جمهوری، وَ تسلط بدترین ت ِ ممکن میشود ... _ عـبـــد عـا صـی )))؛ زیرا خدا در قیامت اجر آن را می دهد ولی این کار کشاورزان و بخش فعال ی ما است که نباید نادیده گرفته شود. چنانکه آقای حجتی گفت اگر 28 هزار تار دیگر به آن اضافه کنیم قدم بسیار مهمی در مسئله صرفه جویی آب برداشته می شود.
 * برخی می گویند تعامل سازنده با دنیا خوب نیست. گفت سلیقه با «سین» است یا «صاد»؟ گفت سلیقه ها متفاوت است. بذری که ما در بعضی زمینه ها وارد می کنیم محصول ما را سه چهار برابر می کند؛ یعنی از همان زمین سه برابر برداشت می کنیم. اینکه فتاح می گوید در امداد کار می کنیم که مستمری بگیران ما سه چهار برابر بگیرند که کار ارزشمند و درست و واجبی است، یکی از راه ها این است که کشاورز عزیز ما بتواند از محصول خود دو سه برابر برداشت کنند.
* از کارآفرینان کشور و از همه آنهایی که به جایی اینکه پول خود را به سمت دلالی و کارهایی که برای رشد کشور مضر است، ببرند پول خود را صرف کارآفرینی می کنند، تشکر می کنم. از همه سرمایه گذران، کارآفرینان و انی که در این کشور تلاش می کنند رشد و توسعه به کشور بیاید و برای جوانانمان اشتغال و برایمان افتخار بیاید و صادراتمان افزایش یابد، تشکر می کنم.
*
وقتی گفته می شود 50 میلیارد دلار واردات در کشور داشته ایم، خیلی ها گرفته می شوند و می گویند چرا اینقدر واردات زیاد است، اساس این حرف درست است که باید واردات را کنترل کنیم، اما اینکه 82 درصد از این واردات مربوط به کالاهای سرمایه ای و واسطه ای می شود، این یعنی تولید و یعنی همان کالای ایرانی.* وقتی از کالای ایرانی صحبت می کنیم، یعنی نه اینکه همه اجزای آن ایرانی است بلکه به هر حال کار نهایی در کشور انجام می شود، 82 درصد از 50 میلیارد دلار واردات؛ یعنی حدود 41 میلیارد دلارش مربوط به کالاهایی می شود که مربوط به تولید در کشور است، حتی پول هایی که برای خدمات نیز داده می شود، بخشی از آن در بخش علمی و تکنولوژی است که برای تولید مفید است.
*این نکته برای مردم ما دلگرم کننده است که فکر نکنند همه واردات کالاهای ساخته شده مصرفی است، اینکه صنعت گفت در ماه فروردین 15 درصد صادرات غیرنفتی ما افزایش یافته است یک خبر بسیار خوبی برای همه ما است؛ یعنی امسال سال تحرک، توسعه و حرکت است.
* بعضی ها همه اش به نکات منفی اشاره می کنند، صبح دلم می خواست برای افتتاح کارخانه شیشه فلوت بروم، اما هماهنگی ها انجام نشد و از مردم فریمان عذرخواهی می کنم که نتوانستیم خدمت آنها برسیم.
* از همین جا از همه بانک هایی که در این زمینه کمک می کنند تشکر می کنم. در مورد بانک ها موقعی که خودم هم صحبت می کنم بیشتر نیمه خالی لیوان را می بینم و انتقاد مطرح می کنم، اما خدمات اینها را نباید فراموش کنیم، بانک ها در کشور ما ستون فقرات توسعه اقتصادی هستند، توسعه اقتصادی بدون بانک نمی توانیم داشته باشیم. جذب سرمایه خارجی و داخلی بدون بانک امکان پذیر نیست و امیدوارم با تلاش بانک ها و صندوق توسعه ملی این کارهای عظیمی را که بر دوش ما است انجام دهیم.
* برقی راه آهن مشهد-تهران یکی از پروژه های بسیار مهمّ است که مشکل مالی داشت. راه و شهرسازی در جلسه ای که پیش از سفر به اسان رضوی داشتیم اعلام کرد که همه مراحل مالی این پروژه انجام شده و اقدامات اجرایی به زودی شروع می شود.
* راه آهن خاف به هرات هم بسیار مهم است که کشور را به کشور همسایه متصل می کند، امیدواریم این وعده هایی که نسبت به آزادراه و بزرگ راه و راه روستایی داده شده است تا پایان ت اجرایی شود.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/02/19/post-950/




تریبون خیلی آزاد ...

درخواست حذف اطلاعات

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


   

ِ    تریبون  خیلی آزاد ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

نتیجه تصویری برای کارتون سیمای جمهوری ایران تریبون آزاد
نتیجه تصویری برای کارتون تریبون آزاد در دست کیست

نتیجه تصویری برای کارتون تریبون آزاد در دست کیست

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gctrfat-mowkhdj4hvsoyg7effwpmmxdeeecymql-xxe8i26iaur

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

 

 «رحیم پور ازغدی این روزها بیش از هر را خطاب قرار می دهد؛ گویی که زمان انتخابات باشد و رقیب این بدون لباس. هر تریبونی که به دست بگیرد در نقد او سخن می گوید، راه حل می دهد و درست و غلط امور اجرایی را مشخص می کند. او بیش از هر اصولگرایی تریبون رسمی صداوسیما را در اختیار دارد؛ موضوعی که می تواند به پوشیدن قبای ریاست جمهوری به او کمک کند.»

 به گزارش اعتدال، رو مه اعتماد نوشته : «امروز دیدم ایشان اعلام کرده است که ما کلا مخالف بودیم و هستیم و خواهیم بود و مقامات عالی... یعنی داری به ی طعنه می زنی؟... ... ... تو خودت رییس شورای انقلاب فرهنگی هستی چرا هر جا یک جوری حرف می زنی؟ ایشان در مورد علوم انسانی چند تا جوک گفت و مس ه کرد. من از ایشان پرسیدم شما اصلا نظریات جدید علوم انسانی را خو ، بلدی؟... ... . علوم انسانی اصلا شرقی و غربی نیست و کاملا امری است فرهنگی و بستگی به فرهنگ جامعه دارد و هر پسوندی می پذیرد... ... ... من حدس می زنم چهار پنج تا بچه دور و برش هستند اینها را می نویسند و دستش می دهند ایشان هم باید سخنرانی کند وقت کم دارد و می گوید همین طور از این طرف و آن طرف مطلب برسانید... از کتاب ها از مقالات چیز جمع کنید و بگویید من بگویم. متوجه تناقضش هم نیست من در شورا از ایشان پرسیدم شما راجع به علوم انسانی این حرف ها را زدید با این نظریات جدید آشنا هستید اصلا؟ ایشان صادقانه گفت نه... ... . یک کمی شجاع باش! قوی باش! ایدئولوژی داشته باش! مکتبی باش! می خواهی لیبرال باشی، لیبرال باش! می خواهی انقل باشی، انقل باش! نیمچه انقل ، نیمچه لیبرال که نمی شود. گاهی انقل دو آتشه و گاهی لیبرال سه آتشه... ... ... به طرف می دهید و می گویید منظورم این نبود... ... ... . الان حرف هایی که گفتم منظورم نبود. آقای ! رییس جمهوری دوگانه و متناقض با مردم حرف نمی زند. رییس دروغ نمی گوید رییس وعده دروغ نمی دهد. رییس در جلسه خصوصی یک چیز و در جلسه عمومی ضدش نمی گوید... رییس مخصوصا اگر ، معمم باشد در جلسه داخلی و خارجی ١٨٠ درجه متفاوت حرف نمی زند، مسئولیت حرف هایی که زده را بر عهده می گیرد... ... ... شما در جلسه خصوصی راجع به فضای مجازی یک چیز می گویی و در فضای عمومی می گویی اصلا ت کلا مخالف است و مقامات عالی باید مسئولیت بپذیرند و به مردم جواب دهند.» این جدیدترین حملات حسن رحیم پور ازغدی به است؛ گر چه اتفاق و کنشی بدیع به حساب نمی آید. اولین بار نیست که این چهره فرهنگی اصولگرایان از می گوید، رییس جمهوری را به استهزا می گیرد، بی پروا او را خطاب قرار می دهد و همین قدر با دست باز از عالی ترین مقام اجرایی کشور انتقاد می کند. 

 او همان قدر که در نقد ت پیش رفت و اختلافات شان به استعفا از شورای عالی انقلاب فرهنگی منجر شد، در تشر زدن به ت هم کم نگذاشته است. انتقاداتی که گستره اش از حوزه فرهنگی تا اقتصادی و دیپلماسی را دربرمی گیرد. همه تقسیم بندی های در سخنرانی هایش یک حرف و حدیث از سوی رحیم پور را به دنبال دارد. یک بار علوم ی و غیر ی و یک بار هنرمند ارزشی و غیر ارزشی. چه آن که پیش از داغ شدن بحث علوم ی و غیر ی گفته بود «هنر به ارزشی و ضد ارزشی تقسیم نمی شود و هنرمند ارزشی و غیر ارزشی هم نداریم» بی معناست و یکی اینها کاسبی است.»

 او این روزها بیش از هر را خطاب قرار می دهد؛ گویی که زمان انتخابات باشد و رقیب این بدون لباس. هر تریبونی که به دست بگیرد در نقد او سخن می گوید، راه حل می دهد و درست و غلط امور اجرایی را مشخص می کند. او بیش از هر اصولگرایی تریبون رسمی صداوسیما را در اختیار دارد؛ موضوعی که می تواند به پوشیدن قبای ریاست جمهوری به او کمک کند.

 پدر و پسر، ون بدون لباس

 همچون پدرش درس حوزه خوانده اما معمم نیست. خانواده رحیم پور ازغدی در مشهد اسم و رسمی دارند اما نه به واسطه سخنرانی های تند و پرحاشیه پسر بلکه به خاطر سابقه پدر، ازغدی بزرگ که در نهضت ملی شدن نفت تا قیام سال ٤٢ و پس از آن در انقلاب ٥٧ حضور داشته است. ازغدی پیش از انقلاب با نهضت ملی ها نشست و برخاست داشت اما پس از انقلاب هم این گعده ها در اسان ترک نشد.

 سید جلال فیاضی که مدتی در شورای شهر مشهد حضور داشته و زمانی هم مدیرعامل خبرگزاری ایران بوده از سیاست ورزان مشهد است. از همین روی به سراغ او رفتیم تا در مورد همشهری اش گپ بزنیم. فیاضی اصرار دارد که بیشتر از پدر می داند تا پسر. می پرسیم چقدر با خانواده پورازغدی ها ارتباط خانوادگی دارد که تاکید می کند روابط ندارد اما آنها را می شناسد. روایت می کند که حیدر رحیم پور ازغدی بدون لباس است و چندین بار تاکید می کند از مبارزان قدیمی و پدر شهید به حساب می آید.

 وقتی با این سوال مواجه می شود که چقدر پسر به پدر شباهت دارد، می گوید: «آقای پورازغدی هم از همان زمان ها مقالات انتقادی می نوشتند، در عرصه مطبوعات حضور داشتند، نقدهای ، اقتصادی و اجتماعی داشتند که هم در رو مه های سراسری و هم در رو مه های استانی به چاپ می رسید. از آن زمان هم که مرزبندی های چپ و راست مطرح و بعد به اصلاح طلب و اصولگرا تبدیل شد هر دو جریان را نقد می کرد. ایشان البته فعالیت اقتصادی هم داشت. دامداری و کشاورزی می کرد.» «با همه گروه های انقل در ارتباط است» پاسخ او به سوالی در مورد نشست و برخاست های این روزهای حیدر رحیم پور ازغدی است. گر چه تاکید دارد هیچ ارتباط تشکیلاتی و حزبی ندارد اما مدتی با تشکیلات یا ی با عنوان مطالبه دانشجویان و طلاب در ارتباط بوده است؛ گروهی که تعدادی جوان انقل تشکیل داده بودند. تنها شباهتی که از لا به لای سخنان فیاضی در مورد این پدر و پسر به چشم می خورد غیر ملبس بودن و تمایل به قلم زنی در مطبوعات است. فیاضی می گوید حسن رحیم پور ازغدی طلبه جوانی هم که بود مقالاتی برای کیهان می نوشت و بعدها سخنرانی های زیادی در حوزه و های مشهد داشت اما او هم گویا مثل پدر چندان ارتباط تشکیلاتی با نیروهای ندارد.

 رابطه حسنه با صداوسیما

 «در این میهمانی فرهنگی حتی در صورت تفاوت منظر و اختلاف دیدگاه برای چند دقیقه در کنار یکدیگر به پرسش های مشترک می شیم و احرام تفکر می بندیم، پس آنگاه از یکدیگر خواهیم پرسید: آنچه تو گفتی من شنیدم، آیا تو نیز آن چه من گفتم شنیدی.» این ورودی پایگاه اطلاع رسانی مرکز نشر آرا و آثار حسن رحیم پور ازغدی است. محلی برای گردآوری مجازی برای نشر و بازنشر اخبار و گزارش هایی از سخنرانی ها، گفت وگوها و میزگردها و البته پرسش و پاسخ هایی که در «حلقه نقد دانشجویی» مطرح می شود. رحیم پور ٥٤ ساله صاحب موسسه و انتشاراتی به نام «طرحی برای فردا» است. نام سلسله برنامه هایی که آنتن شبکه یک سیمای ایران در اختیار او قرار داد تا عصر های شنبه به وقت ١٩:٣٠ گاهی در جمع دانشجویان، کارکنان ادارات مختلف، ان و... صحبت کند.

 او از ٢٥ اسفند ٨١ به عضویت شورای انقلاب فرهنگی درآمد و با حکم ی از اعضای حقیقی این نهاد شد. رحیم پور البته یک بار در سال ٨٩ از شورای انقلاب فرهنگی استعفا داد؛ استعفایی که پذیرفته نشد.

 محمدرضا مخبر دزفولی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی مشغله کاری فراوان را از جمله علل احتمالی استعفای حسن رحیم پور ازغدی از این شورا اعلام کرد. او البته اعلام کرد که پذیرش یا رد استعفای او از شورا در اختیار ی است. حواشی در مورد این استعفا به دلیل اختلاف با زیاد بود اما بی سر و صدا مورد پذیرش قرار نگرفت و او همچنان بر کرسی شورای انقلاب فرهنگی تکیه زده است.

 سخنرانی ب و کار اوست

 مخاطب اغلب سخنرانی های او دانشجویان هستند. گویی حسن رحیم پور ازغدی تلاش دارد با همان لحن آشنا و کیهانی، تئوریسین جریان راست باشد. او نه تنها پای ثابت صداوسیماست و شهرتش را از رسانه ملی دارد، برخی نهادها در ها نیز از طرفداران سخنرانی های او در ها هستند. او تلاش می کند که جای خالی تئوریسین را برای جریان راست پر کند بلکه روزی سروش اصولگرایان شود. اما سوال این جا است که آیا رحیم پور ازغدی تنها در تکاپو است تا سروش اصولگرایان باشد یا سروش و صفیر جریان راست نیز هست؟

 حوزه شه دینی علاقه مندی او است. کتاب شناسی و مقالاتی که از او به چاپ رسیده نیز گواهی بر این مدعی است. با این حال از حضور در تشکیلات و حزب ابا دارد. نه به عضویت هیچ حزبی در می آید، نه فعالیت تشکیلاتی و هماهنگی با اصولگرایان دارد، نه در جلسات حزبی جریان راست حضور پیدا می کند. سخنرانی ب و کار اوست. ب و کاری که مدیون لطف و روابط حسنه با صداوسیماست. با این حال آن قدر این سخنرانی ها پرحاشیه است که حتی اردیبهشت ٩٣ آیت الله محقق داماد سخنرانی های او را خشن توصیف کرد که در خلال آن به ملت توهین می شود. محقق داماد حتی اعتراض به سخنرانی های او به مقامات مسئول و ارشد نظام نامه ای نوشت.

 شاید سخنرانی های او به واسطه شیوه بیان و لحن پر سر و صدا و البته کلامی که منعقد می کند برای مستمعانش قابل توجه باشد اما او هر گز در روند و جریان راست تاثیر عمیق و دقیقی نداشته است. رحیم پور ازغدی بیش از هر چیز یک ویترین جذاب برای اصولگرایان به ویژه تندروهای این جریان است که پا را از سخنرانی فراتر نگذاشته و وارد عمل نمی شود. اتفاقی که یا خود به او بی علاقه است یا سران این جریان به او اجازه بروز و ظهور نمی دهند. در هر حال این پرسش باقی است که ازغدی از تریبون داری این روزها و حمله مدام به چه هدفی را دنبال می کند؟

 سخنرانی های غیر پرحاشیه

 «برخی خانم ها می گویند بچه دار نمی شویم برای این که «هیکلمون به هم می خوره!» ای مرده شور ببره هیکلت رو! مگه هیکلت رو می خوای ببری آ ت؟ تو این هیکل رو می خوای چه کار؟ غیر از اینه که می خوای ببری تو قبر یا این که می خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی؟ استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن!» یکی از عجیب ترین سخنرانی های غیر رحیم پور ازغدی بود؛ سخنرانی ای که در دوران ریاست جمهوری محمود در جهت ترغیب به فرزندآوری انجام داد و همین سخنرانی باعث شد آیت الله محقق داماد در اعتراض به این ادبیات که از رسانه ملی پخش شد، نامه ای اعتراضی بنویسد.

 رحیم پور ازغدی البته از تریبون هم برای بیان ایده هایش استفاده می کند. سال ٩٣ در پیشنهاد داد «یک صدهزار نفری چریک تشکیل دهیم و علنا وارد کشورهای ی شوند.» پیشنهادی برای مقابله با که آن را دست پروده ، عربستان و کشورهای اروپایی خواند و گفت باید تعارف را کنار گذاشت و با چند صد هزار نفری وارد کشورهای ی شد. این سخنرانی بار دیگر پای بحث حضور نظامی یا مستشاری ایران در کشورهای همسایه را به رسانه ها باز کرد.

 «فایده ها چیست؟ ها به جز هزار و فوق لیسانس چه محصول دیگری داشته است؟ بعضی از مسوولان حوزه علمیه قم اعلام د یان محصولات تحقیقات خود را عرضه کنند، چرا آن قدر حرف می زنید؟ مدیران حوزه قم، مشهد، اصفهان و مراجع باید یقه اینها را بگیرند. کارآمدی آقای و فقط برای جلسات خواستگاری یا جلساتی است که با آن بتوانند پز بدهند و به درد دیگری نمی خورد. در هیچ کجای دنیا مانند ایران عقده شدن نداریم.» بخشی از سخنرانی رحیم پور ازغدی بود که صدای یان را بلند کرد. با این حال هیچ اعتراض و نامه و تذکری باعث نشده است که او پا پس بکشد و در ادبیاتش تغییری ایجاد کند.

 ماجرای ترور ناموفق

 «آنها در کردستان عراق اتاق فرمان تشکیل داده اند و در یک سال و نیم اخیر نیز این بار سوم است که خبر ترورم را به من داده اند.» خبری است که سال ٩١ رحیم پور ازغدی با فارس در میان گذاشت. البته او مدعی شده که در یک سال سه بار برای ترور او اقدام شده است. البته این سوال مطرح است که اگر او تنها یک سخنران است چرا باید چندین بار مورد سوء قصد قرار گیرد؟

 منتقد دو آتشه

 روز گذشته ویدیویی از سخنرانی او در خبرگزاری دانشجو منتشر شد که را خطاب قرار می داد، به راحتی نقد می کرد و او را دروغگو خطاب کرد. البته او تنها اصولگرایی نیست که این روزها به راحتی فرصت نقد تند را پیدا می کند. از همان سال های آغازین ورود به پاستور گویی مرزهای نقد تغییر کرده باشد او را انگلیسی خطاب می د که بعدها به نفوذی تغییر پیدا کرد. حتی چندی پیش حمید رسایی در توییتر خود را با استناد به سخنی از مفسد فی الارض توصیف کرد. حال سوال اینجا است فارغ از انگیزه های رحیم پور ازغدی و امثال او برای چنین بیاناتی آیا چنین بیانی برای اصلاح طلبان در زمان بر مسند نشینی اصولگرایان نیز ممکن بود یا خیر؟ آیا آنان تنها صاحبان «تریبون های خیلی آزاد» هستند؟»

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/02/20/post-951/




چـــرا فکر میکنید بچه-ها نمی-فهمند؟! ...

درخواست حذف اطلاعات

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


   

  چـــرا فکر میکنید بچه-ها نمی-فهمند؟! ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای بچه ها می فهمند

نتیجه تصویری برای بچه ها می فهمند

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای بچه ها می فهمند

  پُرسش وُ پاسخ :

 سوالی داشتم در مورد مسایل بچه ها دختری دارم 8 ساله که وقتی میریم خونه مامانم با پسر اش میرن بازی ولی یک وقتایی که مثلا سرزده میریم داخل اتاق میبینم که درحاله نشان دادن به هم هستند یا باهم میرن زیر پتو میگن سردمونه پسر اش 6 ساله است درحالی که فکر نمیکنم موردی از ما دیده باشه چند وقتی است که این طور شده واقعا نمیدونم چه کار کنم در ضمن هنوز به طور مستقیم بهش نگفتم لطفا راهنماییم کنین خدا اجرتون بده.
 اگر همه جواب های شما به پرسش های ما، «نه» بوده است دست کم این گزارش را درباره تربیت ک ن پیش دبستانی بخوانید، چون آمارها نشان می دهد ۵۰ درصد طلاق ها مستقیم یا غیر مستقیم به مشکلات زوج ها مربوط می شوند و بیشتر این زوج ها انی هستند که از تربیت صحیح در دسالی بی بهره مانده اند. تربیت هم مانند تربیت عقلانی، ، اجتماعی و ... یکی از انواع تربیت است و شامل همه آگاهی ها و آموزش هایی می شود که هر یک از ما باید آنها را از دوران اولیه زندگی، در جهت رشدی متناسب و متعادل غریزه فرا گیریم و غفلت درباره آن عواقبی ناخوشایند را در بزرگسالی برجای خواهد گذاشت که از آن جمله می توان به اختلالات ، زندگی مشترک ناموفق و حتی گرایش به بزه اشاره کرد.
 اما با وجود اهمیت تربیت در دوران دسالی، این مقوله در هر خانواده-ای جزو مرزهای ممنوع گفتگو محسوب می شود و ک ن به محض رسیدن به نوجوانی آن را به شیوه ای نادرست از همسالان خود یا مراجعی مانند سایت های غیراخلاقی و... فرا می گیرند. تربیت در سنین پیش دبستانی، دبستان، نوجوانی و بلوغ کاملاً با هم متفاوت است و والدین باید دقت کنند که راه کارهای ارائه شده در این گفتگو صرفا برای تربیت ک ن در سنین پیش دبستانی کاربرد دارد و ممکن است برخی از قید و شرط های آن برای دیگر گروه های سنی متفاوت باشد. چرا اینجوری می کنی بچه؟!
  محسن فرمهینی فرهانی ای علوم تربیتی و ، در گفتگو تربیت را در این سن به ۵ بخش شامل کنترل عادت های ، ارائه پاسخ های متناسب و درخور ک ن در مواجهه با پرسش های ، کمک به تکمیل و شکل گیری هویت ، پیشگیری از بیداری زودرس و رعایت بهداشت تقسیم می کند و درباره نخستین بخش که مربوط به کنترل عادت های ک ن است، توضیح می دهد: والدین باید عادت های صحیح را به ک ن بیاموزند و از ایجاد عادت های نادرست جلوگیری کنند. او در این باره به ذکر چند مثال می پردازد و می گوید: ک ن در سنین ۳ تا ۴ سالگی تمایل دارند بدنشان را بپوشانند و اگر والدین این احساس را درک کنند می توانند از آن برای آموزش به ک ن در پوشاندن بخش هایی از اندامشان استفاده کنند.
 این عضو گروه خانواده و سلامت شاهد، از دیگر مثال های کنترل عادات به برخورد مناسب با ک نی که خودشان را به اشیاء اطراف می کشند یا اندام شان را لمس می کنند می پردازد و می گوید: باید جلوی این حرکت ها را در ک ن بگیرید چون زمینه ساز رفتارهای نامناسب بعدی خواهند شد.
 تو از آسمون افتادی فینگیلی!
 پاسخ های درخور و شایسته به سوالات ک ن در تربیت آنها نقشی به سزا دارد. وقتی شما در پاسخ به کودکتان که می پرسد: «از کجا آمده ام؟» می گویید: «من تو را از فروشگاه یدم» یا «تو از آسمان افتادی»، وقتی او به شما می گوید: «این نوزاد چه طور به دنیا آمده؟» و شما می گویید: «توی کوچه پیدایش کرده ایم» وقتی او از شما می پرسد: «فرق دختر و پسر چیست؟» و شما او را تنبیه کنید، انتظار نداشته باشید او در بزرگسالی عاقل و منطقی و واقع بین باشد یا پس از این همه دروغ به شما اعتماد کند.
 به گفته فرمهینی فرهانی، هدف ک ن از پرسش ممکن است کنجکاوی یا وقت گذرانی یا جلب توجه باشد و پدر و مادر باید با شناختی که از روحیه کودک به دست آورده اند این هدف را تشخیص دهند. پاسخ به پرسش های ک ن به دو شیوه مستقیم و غیر مستقیم است که معمولا از شیوه مستقیم پس از بلوغ و از شیوه غیر مستقیم پیش از بلوغ استفاده می شود. او توضیح می دهد: در صورتی که هدف کودک کنجکاوی باشد پدر و مادر باید دلیل این کنجکاوی را پیدا کنند و بعد صادقانه، بدون مواخذه کودک و شرح و بسط اضافه یا پرداختن به جزئیات غیرضروری به پرسش های کودک پاسخ دهند و از دروغگویی یا ربط دادن پاسخ ها به افات پرهیز کنند. با این حال همیشه پرسش هایی وجود دارند که ممکن است در پاسخ دادن به آنها هر چند محافظه کارانه عمل کنید اما همچنان صلاح نمی دانید پاسخ آنها را مستقیما به کودک بدهید و پی راهی برای بیان غیر مستقیم آنها می گردید که در این گونه، نگهداری حیوانی یا گیاهی در خانه و بردن ک ن به باغ وحش و... می تواند در روشن شدن نگرش آنها نسبت به مسائل موثر باشد.
 من چی هستم؟
 به نظرتان دختری که از کودکی با پسرها بازی کرده است، لباس های پسرانه پوشیده، با اسباب بازی های پسرانه بازی کرده و خلاصه مثل یک پسر با او رفتار شده چه جور تصوری درباره تش دارد؟ او حق دارد در بزرگسالی آرزوی تغییر ت داشته باشد؟ درباره پسری که آرایشش کرده اند، لباس های دخترانه به او پوشانده اند یا عروسک دستش داده اند، چه نظری دارید؟ این وظیفه ما و شماست که به بچه ها بفهمانیم متناسب با تشان رفتار کنند و به گونه ای با آنها رفتار کنیم که از هویتشان راضی باشند. بیداری همیشه خوب نیست.
 سال ها پیش از پسر بچه ای شنیده-ام که پدر و مادرش را فریب می دهد و شب ها که آنها تلویزیون تماشا می کنند خودش را به خواب می زند اما زیر چشمی تماشا می کند. این پسر بچه ۵ سال بیشتر نداشت اما راه فریب دادن پدر و مادرش را یاد گرفته بود! بدتر از همه این است که والدین او حتی وقتی پای تلویزیون نشسته بود به سانسور اهمیتی نمی دادند و معتقد بودند بچه ها از دسالی باید با همه چیز آشنا شوند، اما عضو هیات علمی شاهد نظرش کاملا خلاف این است و اعتقاد دارد این دست آشنایی های زود هنگام، به بیداری زودرس می انجامد که اصلا به نفع ک ن نیست. او هشدار می دهد، در جلوگیری از بیداری ، والدین باید به محافظه کاری در ارتباطشان جلوی چشم فرزندان و مراقبت نامحسوس از فرزندان در ارتباط با خودشان توجه داشته باشند.
 فرمهینی فرهانی می گوید: مناسبات همسران نباید جلوی فرزندان انجام شود. پدر و مادر باید در انتخاب لباسی که در منزل می پوشند دقت کنند و اتاق خواب و استراحت شان را از اتاق ک ن جدا کنند. آنها باید به بچه ها یاد بدهند بدون در زدن وارد اتاق خواب بزرگترها نشوند و به هم گوشزد کنند از شوخی هایی که بار دارند در حضور ک نشان بپرهیزند.
 این چه جور کارتونی بود؟!
والدین وظیفه دارند یا کارتونی که ک ن تماشا می کنند را بررسی کنند و بدانند که خیلی وقت ها کارتون های خارجی نیز بار دارند و حتی برخی از کارتون ها برای بزرگسالان ساخته می شوند و پر از صحنه های ناخوشایند هستند و به همین دلیل ید و کارتون غیر مجاز برای ک ن از دستفروش های خیابانی، کار درستی نیست.
 با کی برم؟
چرا فکر می کنید بچه ها چیزی نمی فهمند؟
 اتفاقا بر خلاف تصور ما، بچه از سنین خیلی پایین، حرف ها و رفتارهای ما را می سنجند و معنی آنها را به خوبی درک می کنند و به همین دلیل است که فرمهینی فرهانی تاکید می کند:
والدین باید شستشوی بدن را به فرزندان بیاموزند و از حدود ۳ سالگی مسئولیت است پسرها به پدر و دخترها به مادر س شود. سن ۷ تا ۱۱ سالگی، سن اختفای است و اگر ک ن تحریک نشوند از نظر فعال نیستند اما این دلیل نمی شود که خیال کنید می توانید پرهیزهای را که مطرح کردیم در این سن نادیده بگیرید، لابد شما هم قبول دارید که همیشه و در هر سنی مرزهایی در زندگی وجود دارد که عبور از آنها، به نفع ما و اطرافیان نخواهد بود.
 بهتر است پیشانی کودک بوسیده شود و در صورت بوسیدن گونه ها سریع و کوتاه باشد.
 از بوسیدن لب های کودک بپر د زیرا باعث تحریک می گردد. همچنین هنگامی که کودک به سن ۶ سالگی رسید بر طبق روایات، جنس مخالف نباید او را ببوسد. اگر در کودک انحراف مشاهده کردید از خشونت بپر د زیرا او انحراف خود را مخفی خواهد کرد و اگر انحرافی او را تهدید کند با شما در میان نخواهد گذاشت. مراقب حضور کودک در مکان ها و زمان های خلوت باشید زیرا ممکن است توسط افراد منحرف مورد سوء استفاده قرار بگیرد. در حد سن کودک برخی خطرات که او را تهدید می کند برای او توضیح دهید: تو نباید افراد غریبه را ببوسی یا بغل آنها بروی، نباید اجازه دهی ی به بدنت دست بزند، اگر این کار را کرد به پدر و مادر بگو، اگر ی که او را نمی شناسی به تو چیزی داد و گفت بیا جایی بریم نباید با او بروی و چیزی را از او بگیری البته نباید این مطالب را بیش از حد باز کرد. بعد از سن تمیز رختخواب ک ن را از یکدیگر جدا کنید.
 بعضی حرکات مانند غلتیدن بر روی تشک و به نرده، به روی شکم خو دن باعث انحراف می گردد باید کودک را به آرامی از آن بازداشت. انگل های ی و کرمک سبب پیدایش خارش در اطراف و سپس لذت و انحراف می گردد. باید در این موارد به پزشک مراجعه کرد.
 دوران نوجوانی گریه بر اهلبیت به ویژه در نیمه شب، خواندن قرآن – به ویژه سوره یوسف در پسران و نور در دختران – تأثیر زیادی در عفت و پاکدامنی نوجوانان دارد.
شخصیت نوجوان را تکریم کنید و بزرگ شمارید. زیرا یکی از خطرات تحقیر شخصیت ابتلا به دام انحرافات است. مهمترین علت گرایش نوجوانان به جنس مخالف، کمبود محبت است.
 انجام فعالیت های ورزشی و نشاط بخش کوهپیمایی و دویدن، با آب ولرم و حجامت موجب تعدیل قوای است. پرخوری و مصرف خوراکی هایی مانند فلفل، زنجبیل، دارچین، زعفران، کاکائو، قهوه، کنجد، سیر، پیاز، گردو، ما، موز، پسته، فندق، نوشابه، نخود، شیرینی جات موجب تقویت است و مصرف آن در نوجوانان باید کم باشد.
 خوراکی هایی مانند سرکه، آبلیمو، نعناع و عرق نعناع، لپه، عدس موجب تعدیب قوای است.    یک ترکیب مفید برای تعدیل قوای : عسل + سرکه + عرق نعناع
 نوجوانان از نحوه برخورد والدین با نامحرم الگو می گیرند.
 قبل از گرسنگی نباید غذا میل کرد و هنوز کاملاً سیر نشده باید از غذا دست کشید. نظم و برنامه ریزی در امور روزانه موجب جلوگیری از انحراف است.
 او حق دارد بداند اگر روزی پشت ویترین کتابفروشی، کت درباره شیوه های تربیت ک ن ببینید، آن را می ید؟ اگر تلویزیون را روشن کنید و برنامه ای درباره راه های تربیت ک ن روی آنتن باشد تماشایش می کنید؟ اگر پیچ رادیو را بپیچانید و در گفتگویی به این مقوله اشاره شود، می شنویدش؟
 دوران کودکی
 وقتی ممیز گردد – خوب و بد را تشخیص دهد – باید والدین در حضور او مراقب رفتار خود باشند.
  ی نباید در حضور او باشد.
 از این دوران – ۳۰ ماهگی به بعد – دختر با پدر و پسر با مادر نباید به بروند زیرا این تصاویر در ذهن او ثبت می شود و دچار بلوغ زودرس می شود. میل از دوران کودکی در انسان وجود دارد و نباید موجب تحریک آن شد. از سن ۴ سالگی رفتاری مانند میل به بوسیدن، لمس اعضای بدن، توجه به خوشگلی و ترکیب چهره دیگران، انجام شوخی های ، به کار بردن کلمات مربوط به روابط ، بازی، آمپول بازی و بیانگر میل می باشد.
 حضور کودک در مجالسی که پوشش نامناسب و آرایش تند بکار رفته موجب باقی ماندن این تصاویر در ذهن او می شود و موجب انحراف در آینده خواهد بود. اشکال در وضع و کمی یا زیادی پوست اطراف موجب انحراف می شود.
 بهتر است از طبیعی و سنتی استفاده شود زیرا به روش جدید (حلقه ای) به علت ایجاد عفونت و وجود پوست اضافه خطر ابتلا به تحریک را دارد. از لمس و نوازش نقاط حساس بدن کودک ( ، ران، کفل) و شوخی های و بدنی پرهیز کنید و دیگران را نیز از این کار باز دارید.
کودک نباید روابط عاشقاته و شویی، شوخی های و های عاشقانه را مشاهده کند زیرا آن را به ذهن می سپارد و ممکن است تقلید کند و باعث تحریک او شود و دچار انحراف و بحران روحی و جسمی و یا عمل استمناء شود.
 کودک باید از محبت سیراب شود.
 کودکی که محبت نبیند ممکن است دچار انحرافاتی مانند انحراف شود (از جمله استمناء – دوستی با جنس مخالف و...) و یا توسط افراد منحرف جذب شود. تحقیر کودک نیز ممکن است چنین عواقبی داشته باشد.
 دختر بیشتر نیازمند محبت پدر است و پسر محبت مادر را بیشتر نیاز دارد.
 والدین باید از الفاظی مانند دوستت دارم، چقدر زیبا شده ای و... در مورد ک ن بسیار استفاده کنند کودکی که این الفاظ را نشنود (به ویژه دختران) به راحتی جذب جنس مخالف خواهند شد.
 از سن ۲ سالگی بهتر است محل خواب کودک از والدین جدا شود و کودک عادت داده شود که برای ورود به اتاق خواب والدین اجازه بگیرد.
قلقلک دادن کودک به ویژه کف پای او ممنوع است زیرا بر روی عصب اعضای رفل داشته و جریان خون را در آن قسمت بیشتر نموده باعث تحریک می شود. کودک نباید ادرار خود را نگه دارد زیرا در این ح عضلات اطراف را منقبض نموده موجب لذت او می شود.  در چنین ح ی باید او را به صورت س ا نگه داشته تا خود را تخلیه کند. توصیه می شود تا والدین نیمه شب کودک را به دستشویی ببرند.
 در صورتی که کودک خود را دستکاری کرد از خشونت بپر د و به آرامی او را مشغول کار دیگری کنید. علت این عمل ممکن است کنجکاوی، ناآشنایی با اعضای بدن، مشکل جسمی (خارش، انگل، سوزش خشکی پوست و...) یا عدم رعایت بهداشت باشد. ممکن است علت آن فشارهای روحی باشد تا از این طریق به آرامش برسد. این موارد را باید با پزشک در میان گذاشت.
 برخورد خشن در این موارد کودک را حساستر و عمل را تثبیت می کند و او احساس افسردگی می کند و برای پرسش ها و ابهام های دیگر به سراغ شما نمی آید. در مقابل سؤال کودک نه با خشونت رفتار کنید نه با طفره رفتن، زیرا در هر صورت ممکن است او سؤال خود را از فردی منحرف بپرسد و... . پاسخ سؤال او را نباید باز کرد، پاسخ باید در حد سن او باشد. اگر در همان لحظه پاسخ مناسبی نیافتید آن را به لحظات بعد موکول کنید ولی در اسرع وقت به او جواب مناسب بدهید.
 مثال: ما چگونه به دنیا می آییم؟ جواب: همه ما در شکم مادرانمان بوده ایم و خدا ما را بدنیا آورده است... کودک نباید در هنگام خواب باشد زیرا لمس اعضای او با هم و یا تشک موجب انحراف می شود پوشاندن بدن فقط مخصوص نامحرم نیست بلکه خواهر و برادر و والدین نیز باید قسمت های محرک بدن را از یکدیگر بپوشانند (به جز زن و شوهر) به کار بردن الفاظ رکیک همیشه مذموم است و در نزد کودک مذموم تر، زیرا ممکن است او به جستجوی معانی آنها بر آید. روابط کودک با ک ن دیگر نیز باید به طور غیر مستقیم زیر نظر گرفته شود. زیرا ممکن است به عنوان بازی به کشف اعضای یکدیگر بپردازند. اگر ک ن در اتاق یا در کوچه مشغول بازی هستند گاهی به آنها سر بزنید. همچنین کودک نباید به مدت طولانی در جایی تنها بماند.
 رابطه کودک با جنس مخالف در مهد کودک ها ممکن است در ذهن او بماند و در آینده موجب بلوغ زودرس شود. بهتر است کودک را به مهد کودکی بسپارید که مربی آن متعهد است و شؤونات ی در آن رعایت می شود و حتی الامکان دختر و پسر در آن مختلط نباشند. تماس بدنی والدین با کودک (در آغوش کشیدن) باید از روی پوشش باشد والدین باید به طور نامحسوس بر نحوه استفاده کودک از وسایل ارتباط جمعی مانند – اینترنت و مجله ها، کتاب ها و ... کنترل داشته باشند. از داشتن های ، و... در خانه بپر د زیرا ممکن است در غیاب شما، کودک از آنها استفاده نموده منحرف شود. از موسیقی مهیج بپر د و کودک را نیز از آن دور بدارید زیرا باعث تضعیف اراده در برابر مسائل ، اء، بی تفاوتی به و... می گردد. شستشوی ناقص یا بیش از حد مجاری دفع ادرار و مدفوع و عدم رعایت بهداشت، پوشاندن لباس های تنگ و چسبان باعث انحراف و استمناء در کودک می شود. برخی از عوامل روانی نیز در انحراف کودک و نوجوان تأثیرگذارند مانند: ترس، هیجان، بیش از حد اضطراب و تشویش، طرد شدن از طرف اطرافیان، تحقیر، افراط و تفریط در محبت، خشونت، اختلافات خانوادگی. در این گونه موارد ممکن است کودک برای آرامش یافتن به اعمالی مانند استمناء (خود ئی) رو بیاورد. قبل از اینکه کودک کاملاً خسته شود نباید به رختخواب برود زیرا فکرهای پریشان و منحرف به سراغ او می آید و یا در اثر غلطیدن در رختخواب لذت در او ایجاد می شود. در طول روز نباید کودک زیاد بخوابد و باید کاملاً خسته شود تا شب به راحتی بخوابد.
 نداشتن برنامه مناسب در اوقات فراغت یکی از دلایل انحراف فرزندان است.
 تفریحات سالم، ورزش و بازی های با نشاط، انس با کتاب و... در پیشگیری و درمان انحرافات مؤثر است. کودک نیاز به محبت دارد. باید او را بوسید و در آغوش کشید. در این موارد باید مراقب بود.
 
نقش والدین
 با توجه به اینکه کنجکاوی کودک در این مرحله شدید و جهت دار است؛ لذا مراقبت هایی که والدین در رابطه با خود و در رابطه با فرزندان دارند، همانند دوره پیش از دبستان باید با شدت بیشتری صورت گیرد؛ ضمن این که میل شدید ک ن دبستانی به تقلید از بزرگترها باعث می شود که با سادگی مخصوص خودشان، رفتار آنها را قبول و کپی کنند، مثلاً، ک ن همراه با والدین شان ورزش می کنند، شطرنج بازی می کنند، کتاب می خوانند، نقاشی می کشند یا به موضوعات ادبی تمایل نشان می دهند و یا ناسزا یاد می گیرند.
 بنابراین لازم است والدین برای رشد و سلامت روانی و کودک خود، مراقبت هایی در رفتار خود داشته باشند که مهم ترین آن ها بدین قرارند:
 ۱- در آرایش 
۲- در پوشش
۳- در خواب و استراحت
۴- در میان دوستان
 همچنین مراقبت هایی که والدین در ارتباط با فرزندان باید داشته باشند بدین شرح است:
 ۱- مراقبت در پوشش
 ۲- تفکیک بستر
 ۳- در معا ها (دختر و پسر، افراد بالغ با غیر بالغ)
۴- ایجاد عادت های مناسب در خواب و استراحت، ورود به اطاق والدین، مشغول داری فکر و دست، نظافت خود و...
 ۵- در بازی ها
 ۶- در شنیدنی ها و دیدنی ها
 از آنجا که موارد فوق الذکر در بخش پیشین مورد بررسی قرار گرفت، از تکرار آن خودداری می شود. والدین باید بدانند محیط زندگی کودک با محرک های فراوان و گوناگون می تواند رشد را تسریع کند یا بر ع به تعویق اندازد. به همین دلیل لازم است والدین رفتار و کردار خود را در حضور ک ن دقیقاً کنترل کنند و به موقع آن ها را راهنمایی کنند.
 نقش مدرسه
 شکی نیست که مدرسه در رابطه با تربیت به ویژه تربیت نقش مکمل دارد. مسئولیت اصلی تربیت کودک و نوجوان به عهده پدر و مادر است. در صورت نبود مادر در محیط خانواده (به دلیل طلاق، مرگ و یا بیماری طولانی و بستری شدن در بیمارستان) لازم است آموزش مسائل مربوط به بلوغ دختران، توسط ن دیگر خانواده نظیر، ، مادر بزرگ و صورت گیرد و در صورت نبود پدر در محیط خانواده پدر بزرگ، عمو و می توانند این مسئولیت را به عهده گیرند؛ در غیر این صورت ترجیح دارد این گونه مسائل به وسیله یکی از مربیان مدرسه به دانش آموزان آموزش داده شود.
نکته ای که معلمان و والدین باید در این سنین توجه داشته باشند این است که دختران از نظر نسبت به پسران آسیب پذ یرتر هستند. زیرا از لحاظ جسمی از پسران ضعیف ترند و دیگر اینکه سن بلوغ در آن ها کمتر از سن بلوغ در پسران است. دختران معمولاً در سن بلوغ از آگاهی و تعلیمات لازم برخوردار نیستند، لذا به سهولت در دام انحراف می افتند. بنابراین ضروری است والدین و مربیان در این زمینه مراقبت های کافی داشته باشند و در زمینه آماده سازی دختران برای ورود به دوران بلوغ مؤثر باشند.
 تربیت ک ن دبستانی
 انحراف یکی از بزرگترین معضلاتی است که یک جامعه را تهدید می کند.
 
امروزه پائین آمدن سن بلوغ و بالا رفتن سن ازدواج باعث پدید آمدن بسیاری از مشکلات روحی و جسمی در جوانان گردیده است. بسیار ساده انگارانه است که تصور کنیم تربیت و به ویژه تربیت از سنینی خاص شروع می شود، بلکه قبل از دوران ت نطفه باید به فکر باشیم. در این جزوه سعی شده است به طور مختصر نکات مهم در رابطه با تربیت کودک در اختیار والدین قرار گیرد.
 تذکر: مواردی که با علامت ستاره مشخص شده است در همه دوران تربیت مشترکاً باید رعایت گردد.
 تربیت کودک (تربیت )
 انعقاد نطفه
 والدین قبل از انعقاد نطفه به ذکر و استغفار و خواندن قرآن مشغول شوند با وضو باشند و بسم الله بگویند تا در نطفه اثر مثبت داشته باشد. گریه بر اهل بیت علیهم السلام قبل از انعقاد نطفه در روحیات معنوی کودک بسیار مؤثر است.
  با شکم پر موجب ران شدن کودک می شود.
 بهتر است بعد از نیمه شب انجام شود.
 اگر مرد با و خیال زن دیگر با همسر خود کند احتمال انحراف در کودک بسیار زیاد خواهد بود. قبل از انعقاد نطفه والدین باید تصورات خود را کنترل کنند و اگر فکر ی در ذهن آنها خطور کرد استغفار نمایند، ذکر بگویند و صدقه بدهند.
 دوران بارداری از گوش دادن به موسیقی مهیج و دیدن صحنه های خودداری کنند. از نگاه به نامحرم – جز در حال ضرورت – خودداری شود.
 دوران شیرخوارگی روح و ضمیر ناخودآگاه کودک تازه متولد شده بسیار گیرا و جاذب می باشد. به همین جهت والدین نباید در حضور کودک عمل شویی را انجام دهند – حتی اگر کودک در خواب باشد – زیرا تصاویر و صداها در ضمیر ناخودآگاه کودک ثبت می شود و ممکن است در آینده به انحراف بیفتد. آمونیاک موجود در ادرار سوزآور است و اگر پوشاک نوزاد دیر عوض شود موجب تحریک می شود و موجب (بزرگ شدن ) می شود.
 من هم موافقم که موضوع، موضوع بسیار حساس و ظریفی است. اما معتقدم اگر در ارائه آموزش های به فرزندان عفت کلام را رعایت کنیم و حرمت ها را حفظ کنیم و اطلاعات را به شکل غیر مستقیم ارائه دهیم، این مشکل پیش نمی آید. در بحث آموزش های رعایت عفت و حیا خیلی مهم است. میزانی از شرم و حیا لازم است اما نباید مانع از این شود که ما اطلاع به فرزندانمان ندهیم. باید توجه داشت در طرح مسائل از به کارگیری کلمات سبک و زشت پرهیز کنیم. زیاده گویی نکنیم و به حواشی نپردازیم. ضمن این که باید توجه داشته باشیم که فرزندان ما بیشتر از اعمال ما می آموزند تا از گفتار.
 منظورتان چیست؟ یعنی بچه ها از رفتارهای والدین خود از مسائل با خبر می شوند؟
 ببینید، مراقبت والدین در رابطه با تربیت دو بعد دارد، یکی در رابطه با خودشان و دیگری در رابطه با فرزندان، مراقبت های والدین در مورد اعمال خودشان این است که در مناسبات شان نهایت دقت را داشته باشند و دور از چشم فرزندان باشد. در متون دینی ما آمده که از شش سالگی اتاق خواب کودک را جدا کنند. همچنین بچه ها را عادت دهند که وقتی وارد اتاق آنها می شوند، در بزنند. مراقب شوخی هایشان باشند. شوخی ها ممکن است خیلی اطلاعات را به شکل غیر مستقیم به فرزندان بدهد. اما مراقبت های والدین در رفتار با فرزندان، شامل موارد زیادی می شود. از جمله شستشو و تطهیر در سنین پیش از دبستان، که باید مراقب باشند تحریک صورت نگیرد. در آموزه های دینی ما آمده که وظیفه است پسر بعد از سه سالگی به عهده پدر است.
پوشش و لباس مناسب هم برای بچه ها مهم است. لباس های تحریک کننده، چسبان و تنگ برای بچه ها مناسب نیست. در بازی ها محدوده سنی رعایت شود و بچه ها با افراد غیر ی که با آنها تفاوت سنی مشهود دارند، بازی نکنند. والدین باید در روابط و معا ها، نوازش ها، در ایجاد عادات صحیح در بچه ها دقت داشته باشند. این ها ریزه کاری هایی است که والدین باید در رفتار خود با بچه ها به آن دقت کنند، چون آموزش در بطن همین رفتارها اتفاق می افتد.
 این طور که می گویید وظیفه پدر و مادرها در این باره خیلی زیاد می شود. واقعاً می توان انتظار داشت که والدین بتوانند این همه وقت بگذارند و بار آموزش همه مسائل را خودشان بکشند؟
 البته یکی از وظایف مهم والدین در برابر فرزندشان، همچنین بحث آموزش و تربیت است. سخت است ولی به هر حال بار اصلی این وظیفه به عهده آنهاست. بعضی پدر و مادرها در تربیت جسمی، تغذیه و سلامت جسم و تربیت اجتماعی و عقلانی فرزندشان خیلی دقت می کنند، اما تصور می کنند آموزش های وظیفه آنها نیست. توجیه آنها هم این است که موضوع، موضوع سخت و حساسی است. اما از والدین که بگذریم، تربیت در درجه بعد وظیفه مدرسه، نظام آموزشی و جامعه هم هست.
 مدارس ما چقدر در این باره پشتیبانی شده اند؟ اصلاً برنامه ریزی برای این کار شده است؟ می دانند چه چیز را باید چطور آموزش دهند؟
 البته این برنامه ریزی ها هنوز انجام نشده، چون هنوز به اهمیت و ضرورت آموزش در مدارس پی نبرده ایم و این موضوعی است که کارشناسان گوناگون تربیتی باید دور هم بنشینند و هر چه سریع تر درباره آن تصمیم بگیرند و برنامه بریزند.
  غیر از مدرسه به جامعه هم اشاره کردید. منظورتان از آموزش از طریق جامعه دقیقاً چیست؟
 برخی موضوعات هست که اگر در جامعه رعایت شود، تربیت صحیح تر و سالم تر صورت می گیرد. مثلاً جلوگیری از روابط عنان گسیخته بین زن و مرد یا این که خانم ها زیورها و زینت هایشان را به دیگران نشان ندهند. یا مسئله هویت و این که معلوم شود فردی زن است یا مرد. برخی مسائل هم هست که ظاهراً ربطی به مسائل ندارد، اما مطالعات نشان داده که به طور غیر مستقیم روی سلامت نوجوانان و جوانان تاثیر دارد، مثل ترویج ورزش همگانی، پر اوقات فراغت، رفع بیکاری و مسائلی مانند این ها به طور کلی می توان گفت خانواده، مدرسه و جامعه نقش مکمل دارند و اگر یکی کارش را نادرست انجام دهد، دچار مشکل می شویم.
 صحبت ما به درازا کشید و ممکن است خانواده ها هنوز سؤالهای زیادی در این باره داشته باشند.  
  آیا کتاب مناسبی در حوزه تربیت می توانید معرفی کنید؟ دو نوع کتاب وجود دارد، یکی کتابهای ترجمه و دیگری کتاب های تالیفی، کتاب های ترجمه، دیدگاه های خوبی دارند و نکات علمی خوبی را مطرح کرده اند، اما پیشنهادها و توصیه هایشان متناسب با فرهنگ ما نیست. یک نمونه خوب از این کتاب ها، کت است با این مشخصات: سلامت ترجمه سارا رییسی طوسی – انجمن طب اطفال ک ن. اما کتاب های تالیفی انجمن اولیاء و مربیان، مثل سری کتاب هایی با عنوان خانواده و فرزندان، از هر لحاظ مناسب و قابل استفاده است. سایر کتاب ها از این قرارند: خانواده و مسائل در ک ن تالیف آقای علی قائمی، کتاب اخلاق در و غرب مطهری، کتاب بلوغ – اردوبادی – انتشارات قلم.
 شما در کنگره بین المللی خانواده و سلامت هم فعال هستید. در کدام حوزه هستید و چه مقالاتی را بررسی می کنید؟
 من دبیر علمی گستره علوم تربیتی، اجتماعی، فرهنگی و رسانه های همگانی این کنگره هستم که در تاریخ ۶ تا ۸ آذر ۸۶ توسط شاهد برگزار می شود. مقالات گوناگون در پنج گستره پزشکی، روانشناسی، دین، حقوق و علوم تربیتی و اجتماعی ارائه می شود.
 اصول کلی که پدر و مادر و مربیان در تربیت باید رعایت کنند.
 پرهیز از افراط و تفریط:
این روزها می گویند پدر و مادرها باید با بچه ها دوست شوند، اما به نظر می رسد این دوستی یک طرفه شده و پدر و مادرها استخدام فرزندانشان شده اند. دوستی باید دو طرفه باشد و فرزندان هم باید ارزش ها و هنجارهای پدر و مادر را تا حد ممکن رعایت کنند. پذیرش واقعیت ، بچه ها را برای زندگی واقعی تربیت کنیم و آنها را محصور و محدود نکنیم.
 اصل الگو پذیری و همانند سازی: الگو باید پدر و مادر باشند اما اگر احساس می کنند خیلی نمی توانند الگو باشند. باید الگوهای شایسته را معرفی کنند. وقتی نوجوان بداند آینده اش به سلامت این دوره بستگی دارد، بیشتر مراقب است.
 اصل برقراری ارتباط کلامی و عاطفی:
پدر و مادر به شکل غیر مستقیم از دوستان، علاقه ها و دل نگرانی های فرزندشان بپرسند و او را به حرف زدن تشویق کنند. در طول روز، هنگام ید، قدم زدن در پارک، هنگام ورزش، از همه این فرصت ها استفاده کنیم و مسائل را به فرزندانمان بگوییم.
 حفظ عزت نفس در ک ن: این موضوع خیلی مهم است. اگر نوجوان احساس ارزشمندی نکند، تن به هر کاری می دهد، این عزت نفس را خانواده، مدرسه و دوستان به فرد می دهند و همچنین والدینی که فرزندشان را تحسین و تمجید می کنند.
 تربیت ک ن دبستانی
 این دوره که از حدود ۷ تا ۱۲ سالگی ادامه می یابد، شخصیت کودک سازمان یافته تر می شود و کودک به صورت فردی مستقل در می آید و... .
 ویژگی های کلی دوره ابت
 این دوره که از حدود ۷ تا ۱۲ سالگی ادامه می یابد، شخصیت کودک سازمان یافته تر می شود و کودک به صورت فردی مستقل در می آید. تغییرات شگرف و رشد سریعی از نظر جسمانی، ذهنی و اجتماعی در او به وجود می آید. از مهم ترین تحولات زندگی او در این دوره، وسعت محیط اجتماعی اوست. ارتباط کودک با گروه همسالان و بزرگسالانی غیر از والدین و محیط دبستان به عنوان دومین نهاد مهم زندگی کودک پس از خانواده، در مجموع فرصت هایی مناسب برای رشد فردی و اجتماعی کودک در ابعاد مختلف فراهم می سازند.
 بسیاری از روانشناسان سن ۷ تا ۱۲ را سن نهفتگی یا اختفاء معرفی کرده اند و برنامه تربیت هم باید با این نهفتگی هماهنگ باشد و نباید اطلاعات به گونه ای باشد که باعث بیداری زودرس گردد و باعث شعله ور شدن آتش زیر خا تر شود. با این حال نباید این تصور ایجاد شود که ک ن قدرت فهم و درک مطالب را ندارند. کودک با توجه به ویژگی های عقلی و اینکه به سطح نسبتاً مطلوبی از ادراک و قدرت تمیز زشت و زیبا رسیده است، قدرت فهم اینکه چرا باید برای ورود به اتاق خصوصی والدین اجازه بگیرد و چرا باید بستر خواب او از دیگران جدا باشد، را درک می کند.
 تربیت ک ن
 عصر اطلاعات است و سرعت، و بچه های ما فرزند همین زمانه اند. طوری که دیگر به این راحتی نمی توان سرنوشت آنها را از همان کودکی تا بزرگسالی و پیری خواند. دنیا پیچیده شده و آلوده. و از خیلی ها می شنویم که پیچیدگی و آلودگی دنیای مدرن را بهانه می کنند، برای توجیه ناآگاهی شان از چیزهایی که باید به فرزندان شان بیاموزند.
 گاهی آن قدر با تاکید و قاطعیت، که آدم مطمئن می شود اگر هم کودک و نوجوان ما در این دنیا آن طور که باید و شاید تربیت نشدند و شخصیت سالم و درستی پیدا ن د، آن قدرها هم تقصیری متوجه ما نیست. چرا که "دنیا، دنیای پیچیده و آلوده ای است". محسن فرمهینی فراهانی، که ای علوم تربیتی دارد و هم اکنون یار شاهد است، از دغدغه هایی حرف می زند که شاید زبان حال همه پدر و مادرها باشد، اما هیچ وقت فرصتی برای بیان آنها پیدا نکرده اند.
 آقای ، به نظر شما اصلاً چرا باید درباره موضوعاتی این قدر سخت و حساس با بچه ها حرف زد؟ چرا اجازه ندهیم وقتی بزرگ شدند و ازدواج د، با این مسائل مواجه شوند؟ شاید اگر بلافاصله بعد از وارد شدن بچه ها، از دنیای کودکی به دنیایی که مسائل در آن معنی دارد، یعنی دوران بلوغ و بعد از آن، فرد ازدواج می کرد و امکان این را پیدا می کرد که غرایزش را به نحو صحیح و مشروع برآورده کند، می توانستیم صبر کنیم و آموزش را از همان زمان شروع کنیم. اما در شرایط فعلی، بین بلوغ و ازدواج فرد فاصله طولانی، گاه حتی تا ۲۰ سال، وجود دارد. در این فاصله هم این فرد در برابر انواع و اقسام تحریک کننده ها قرار دارد. تلویزیون، و اینترنت، از ویژگی های عصری است که در آن زندگی می کنیم و به نظر می رسد باید آگاهی و تربیت را از طریق صحیح به فرزندان منتقل کنیم. تهاجم فرهنگی را هم باید در نظر گرفت. بعضی رسانه ها با نشانه گرفتن یکی از دل مشغولی های نوجوانان وارد می شوند و اطلاعات زیادی در اختیار آنها قرار می دهند که ممکن است باعث انحراف آنها شود. به همین علت هدایت ، طبق آموزه های ، موضوع مهمی است. اگر راهنمایی های لازم از سوی پدر و مادر انجام نشود، ممکن است فرزند ما در دام انی بیفتد که اطلاعات غلط و بی حد و حصر در اختیارش قرار می دهند و دچار انحراف شود. نکته دیگر این که ما برای انی که ازدواج می کنند هم آموزش کامل و درستی نداریم. آمارها نشان می دهد حداقل ۵۰ درصد طلاق ها ریشه در مشکلات دارد.
 شما معتقدید که باید آموزش مسائل را از کودکی شروع کرد. چه سنی برای شروع مناسب تر است؟
 آموزش در تمام مراحل سنی باید صورت بگیرد. به سن خاصی نمی شود اشاره کرد. از دوران پیش از دبستان، دبستان، دوران بلوغ، جوانی، میانسالی و حتی سالمندی این آموزش ها لازم است. البته شکل آن در هر دوره متفاوت است.
 یعنی با کودک پیش دبستانی هم می شود درباره مسائل صحبت کرد؟
 بله، البته با در نظر گرفتن درک و فهم کودک در این سن و همین طور ویژگی های روحی اش. باید توجه داشته باشیم که در این سن آنها نیاز دارند چه مسائلی بیاموزند. به طور کلی شکل گیری هویت و اینکه فرد دختر و پسر بودن خودش را قبول کند، در این سن اتفاق می افتد. دوم اینکه در این سن باید حواسمان باشد که از بیداری زودرس کودک پیشگیری کنیم.
 سنین سه تا چهار سالگی به بعد سن سؤال است و یک طیف سؤالات بچه ها همین سؤالات است. البته این سؤالات ناشی از کنجکاوی، جلب توجه و وقت گذراندن است. در این سن بچه ها اصرار دارند بدنشان را محرمانه نگهدارند و از بودن احساس شرم می کنند. لازم است پدر و مادر این ح را تقویت کنند که فرزندشان در سنین بالاتر به "بی پروایی " کشیده نشود. سن ۵ تا ۶ سالگی سنی است که هورمون های خیلی کم ترشح می شوند. در این سن به سؤالات بچه ها باید کوتاه اما صحیح، پاسخ داده شود. در سن ۷ سالگی پسرها نسبت به دخترها ابراز علاقه می کنند، اما این علاقه صرفاً جنبه دوستی دارد نه و نباید نگران باشند. گرچه باز هم ارتباطشان باید کنترل شده باشد. والدین از بچه ?




منبع : http://bigonaahaan.blogsky.com/1397/02/23/post-952/