بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

بسوي آرامش - مسيحا

آخرین پست های وبلاگ بسوي آرامش - مسيحا به صورت خودکار از بلاگ بسوي آرامش - مسيحا دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



آیا محمد واقعا وجود داشت؟(قسمت هفتم)

درخواست حذف اطلاعات


سنت ی با حدیث ذیل خود به فقدان بخش هایی از قرآن اشاره می کند:


“هیچ کدام از شما نمی تواند بگوید که من کل قرآن را در اختیار دارم. چگونه ی  می تواند از تمام قرآن آگاه باشد وقتی که بسیاری از متون قرآن ناپدید شده اند؟ او بهتر است بگوید که من آنچه را که باقی مانده در اختیار دارم”(صفحه 137).


همچنین جالب اینجاست که قرآن مکررا تاکید می کند که به عربی ناب نوشته شده است. این می تواند فقط در پاسخ به این ادعا باشد که قرآن کاملا عربی نیست. در واقع گواهی بر وجود بخش های غیرعربی در قرآن هست که به روشنی از کلمات اقتباسی از واژگان فرهنگی و مذهبی دیگر نشان دارد. حتی کلمه برای خدا یعنی الله از زبان سریانی گرفته شده است(صفحه 156). آنچه در زیر می خوانید خلاصه عالی است از استدلالات پژوهشگران اخیر مانند کریستوف لوکزنبرگ که این نظریه را مطرح کرده اند که قرآن اص ا یا حداقلی بخشا یک متن عبادی ی سریانی است. این فرضیه بسیاری از ابهامات زبانی قرآن را توضیح می دهد.


من خودم هنوز مطمئن نیستم که محتوای دقیق این نظریه چیست، اما حتی اگر ما فرض کنیم که یک متن کاملا از منابع شفاهی عربی اتخاذ شده است، به همان دلایلی که در فوق درباره شعر و انتقال شفاهی گفتیم، ادعای ی درباره اص قرآن تایید نمی شود.


با علم به این پژوهش درباره قرآن، روی همرفته نظر به این اقعیت که مردم سرزمین های فتح شده هیچ ایده ای از وجود کتاب مقدس مسلمانان در قرن هفتم میلادی نداشتند، بعید به نظر می رسد که عثمان، خلیفه سوم ( 579 0 656 میلادی)،  مسئول گردآوری و توزیع قرآن بنابرادعای مسلمانان ارتودو باشد.





منبع : http://besoyaramesh.ParsiBlog.com/Posts/19/آيا محمد پيامبر واقعا وجود داشت؟(قسمت هفتم)/




آیا محمد واقعا وجود داشت؟(قسمت ششم)

درخواست حذف اطلاعات


 


با این حال، همانطور که اسپنسر اشاره می کند: “آنچه تصویر منفی ارائه می دهد ضرورتا از عصری به عصر دیگر و از نسلی به نسل دیگر ثابت نیست”(صفحه 111). برای مثال مشخصا بنابر سنت صحیح است که محمد با عایشه شش ساله ازدواج کرده و در 9 سالگی با او مقاربت کرده است: اما در منابع سنتی هیچ نشانی دیده نمی شود که ی با این مسئله مشکلی داشته باشد(صفحه 112).


در هر ح ، اسپنسر نشان می دهد که اتفاق ازدواج با زینب احتمالا بعدا ابداع شده تا این واقعیت را توضیح دهد که آموزه قرآن از سوی “ ی است با نسب خونی یعنی امور ی از پدر به پسر منتقل می شود”(صفحه 115).


از آنجایی که محمد آ ین تصور می شود، بایست تاکید می شده که او هیچ پسری ندارد چه خونی و چه فرزندخوانده که به سن بلوغ رسیده باشد. بنابراین، موقعیت زید به عنوان پسرخوانده محمد باید به حاشیه رانده می شده، از اینرو  آموزه قرآنی این فرزندخواندگی را نامشروع کرده (قرآن سوره سی و سه، آیه چهارم) و تاکید می ورزد که محمد پدر هیچکدام از مردان شما نیست.(قرآن سوره سی و سه، آیه چهلم.)


با وجود این، اگر سیره و احادیث نامعتبر هستند، این سئوال پیش می آید که خود قرآن از کجا می آید. یک خوانش سطحی –با توجه به پیام مداوم یکتاپرستی آشتی ناپذیرش- این را به ذهن خطور می کند که قرآن کار یک نویسنده منفرد است.


اما بررسی دقیقتر پایه های خوبی برای این فرضیه فراهم می آورد که قرآن بعد از قرن هفتم و هشتم در محیط فرهنگی و مذهبی فاتحین عرب نوشته شده است و نه در خود عربستان  و در طول زندگی فرضی محمد از 570  تا 632 میلادی.


از یک نظر، قرآن هیچ ساختار و چفت وبسط دقیقی از خود ندارد: بارها یک تغییر ناگهانی در موضوع قرآن و اشخاص گرامری ظاهر می شود و دست کم نشانگر یک انشای زمخت و بدترکیب است.





منبع : http://besoyaramesh.ParsiBlog.com/Posts/18/آيا محمد پيامبر واقعا وجود داشت؟(قسمت ششم)/




آیا محمد واقعا وجود داشت؟(قسمت اول)

درخواست حذف اطلاعات

 


بازخوانی کتاب رابرت اسپنسر


رابرت اسپنسر پیشتر به خاطر کتاب “حقیقت درباره محمد”(2006) توجه عموم را در غرب نسبت به زندگی محمد در منابع ی جلب کرد. او در این کتاب، با اتکا به منابع ی نشان می دهد که توصیفات م عین مسلمان در غرب از شخصیت محمد هیچ پایه و اتکای واقعی در منابع ی ندارد و در واقع چهره بزک شده ای است از به عنوان دین صلح تا نسخه بهتری از و در تضاد با جهادگرایان به خورد ما داده شود. اسپنسر در این کتاب با رجوع به متون ی نشان می دهد که اذعان به حقیقت بهتر از لاپوشانی آن است.
اینبار، در سال 2012، وی اعتبار تاریخی محمد را بررسی می کند. او با رجوع به منابع غیر ی در همان دوره و دیگر یافته های تاریخی، این فرضیه قوی را پیش می کشد که به معنایی که ما می شناسیم، تنها یک قرن بعد از فتوحات اعراب رفته رفته شکل گرفت و به صورت منسجم در آمد. در ذیل یک بازنگری خوب از این کتاب را می خوانید:


برای شروع، منابع غیر ی هم عصر با فتوحات اعراب در قرن هفتم با داستان های ی مطابقتی ندارد. برای مثال، در آموزه یاکوبی ( doctrina jacobi ) ( یک سند تاریخی معتبر که به 634 تا 40 میلادی باز می گردد و احتمالا توسط یک ی ن فلسطین نوشته شده است؛ صفحه 20 از کتاب)،  که درباره فتوحات اورشلیم بوسیله سوفرونیوس  ( حاکم پدرشاهی که گفته می شود این شهر را در سال 637 محاصره کرد) و همچنین در  نامه ای که در سال 647 توسط این حاکم سلوکی نوشته شده است، هیچ ارجاعی به فاتحین عرب به عنوان مسلمان ندارد و هیچ ردی و نشانی از مذهبی به نام در این نامه به چشم نمی خورد.


نخستین اشارات معتبری که به محمد رجوع می کند از اسقف ارمنی سبئوس (sebeos) است که به دهه 660 یا 670 میلادی باز می گردد، اما شامل محتویاتی است که کاملا از منافع سنتی متفاوت است. وی به محمدی اشاره می کند که بر حق یهودیان بر سرزمین مقدس تاکید می ورزد- حتی اگر در این ادعا سرزمین از آن مسلمانان هم باشد، این با همراهی یهودیان باید باشد. (صفحه 32)


 


 




منبع : http://besoyaramesh.ParsiBlog.com/Posts/13/آيا محمد پيامبر واقعا وجود داشت؟(قسمت اول)/




آیا محمد واقعا وجود داشت؟(قسمت دوم)

درخواست حذف اطلاعات


 


 


تنها در حدود 730 میلادی یعنی حدود یک صد سال بعد از مرگ محمد در سال 632 میلادی (مطابق سنت ی) است که ما در مکتوبی از یوحنای دمشقی ارجاع دقیقی به بخش هایی از قرآن را مشاهده می کنیم، اما حتی او هم نامی از کت به نام قرآن نمی برد و یا حتی اشاره ای هم به وجود یک کتاب مقدس نمی کند و تنها این بخش ها را متعلق به هاجریان، اسماعلیایان یا اعراب (و نه مسلمین) می داند.


در عوض، ما در این نوشته ارجاعی به فصلی از قرآن داریم که در قرآن امروزی سوره نساء خوانده می شود، و این بدان معناست که او بخش هایی از متنی که بعدا در قرآن گنجانده شده را در اختیار داشته است.


مدارک حاصل از لوح های عربی از قرن هفتم نیز قادر به تایید نوشته های سنتی ی نیستند. یک لوح نوشته که به خلیفه امیه – معاویه – نسبت داده می شود  و در سالهای 677 یا 678 نوشته شده است به اعتقاد به خدا اشاره دارد اما هیچ اشاره ای از اعتقاد به محمد به عنوان رسول خدا یا قرآن به عنوان وحی ندارد.


در سکه هایی از همین دوره، ما نام محمد را بر روی سکه ها می خوانیم، اما جالب است که در روی سکه و زیر تصویر شاهی علامت صلیب هم دیده می شود یعنی نمادی از یت که کاملا در تضاد با سنتی است. (صفحه 43-4)


به یاد داشته باشید که محمد به معنای ستایش شده یا ستوده شده نیز هست، و سکه ها می توانند این ایده را برسانند که حاکم ستوده شده یا برگزیده خداست( صفحه 45).


همچنین این نام می تواند به هم اشاره داشته باشد- یعنی در زمانی که مذهب فاتحین عرب هنوز یکتاپرستی مبهمی داشته اند- یا شخصیتی که به نام محمد شناخته می شده هنوز فاصله زیادی با مردی دارد که در منابع سنتی در زندگی اش (سیره) به تصویر کشیده شده است. حتی در نوشته های  “domeof the rock” ، که در سال 691 میلادی تکمیل شد و اغلب تصور  می شود که اولین تشریح خداشناسی ی سنتی باشد- می توانسته کاملا منظور از محمد بوده باشد و توضیح می دهد که چگونه محمد صرفا یک است و نه خدا آنچنان یت ارتودو ادعا می کند(صفحه 56-7).


 





منبع : http://besoyaramesh.ParsiBlog.com/Posts/14/آيا محمد پيامبر واقعا وجود داشت؟(قسمت دوم)/




آیا محمد واقعا وجود داشت؟(قسمت سوم)

درخواست حذف اطلاعات


 


تنها حدود اواسط قرن هشتم میلادی یعنی 735 میلادی به این سو است که ما کم کم گواه واضحی از ارجاع به محمد در نوشته ها می بینیم که به همان صورتی هستند که ما در احادیث  و سیره می ی م (صفحه 61-2). این مشاهدات به خوبی ما را به بررسی اعتبار تاریخی منابع احادیث و سیره درباره محمد سوق می دهد، منابعی که سنت ی را تشکیل می دهند. در اهمیت احادیث و سیره در تفسیر آیات مختلف قرآن، که در غیر این صورت معنایش کاملا مبهم خواهد بود جای چون و چرا نیست.


با وجود این، همانطور که اسپنسر خاطر نشان می سازد، جالب است که ستایش از اسوه ای مانند محمد با همان خلیفه ای آغاز می شود که domeof the rock  را نوشته است و اولین سکه ها را با نام محمد به نام خدا توزیع کرده است یعنی عبدالملک(خلیفه اموی) (صفحه 69) و جانشینان او نیز به مانند او عمل د.


از آنجایی که محمد اکنون به اسوه و نمونه ای از فضایل اخلاقی تبدیل می شود، طبعا لازم می آید که مردم بدانند که محمد در زندگی اش چه گفته و چه کرده است. از این پس به خصوص احادیث به سلاح تبدیل می شوند و کاملا جعل می شوند. حتی در نیمه نخست قرن هشتم، یک عالم ی نوشته است که “ مردم را مجبور کرده که حدیث بنویسند”(صفحه 71).


در پشت جعل حدیث، کارکرگر پدیده ای جالب توجه است.


برای مثال، در خلال بحث و مناظره بین پیروان خلیفه معاویه، شیعیان معتقدند که او جای علی و  پسر علی یعنی حسین را قصب کرده است و پیروان علی بعدا شیعه می شوند آن هم با حدیثی که در آن محمد اعلام می کند که جای پدر علی در آتش جهنم است(صفحه 73) در حالیکه طرفداران علی حدیث دیگری جعل د که در آن محمد اعلام کرده است که “من برای تایید قرآن می جنگم و علی برای تفسیر آن خواهد جنگید.”


جای تعجب نیست که با این جدل ها، احادیث پر از تناقضات باشد.


 





منبع : http://besoyaramesh.ParsiBlog.com/Posts/15/آيا محمد پيامبر واقعا وجود داشت؟(قسمت سوم)/




آیا محمد واقعا وجود داشت؟(قسمت چهارم)

درخواست حذف اطلاعات


مطمئنا علمای سعی د که معیاری درست کنند که با آن بتوانند احادیث صحیح را از جعلی تشخیص دهند: برای نمونه، این معیار که تا چه حد یک حدیث با متن قرآن مطابقت دارد. با این حال هرقدر هم که این معیارها معقول بوده باشند “ما را به آنچه واقعا محمد گفت و انجام داد، نزدیک نمی کند”(صفحه 81).


دیگر معیار ابداع شده اعتبار رجل است (زنجیره ای از انتقال شفاهی از محمد به راوی) اما این معیار شک برانگیز تر از اولی است.


در حالیکه عرب جماعت “ممکن است در به یاد سپردن اشعار موفق بوده باشند( صفحه 84)، احادیث قطعاتی از شعر نیستند و تا قبل از اینکه در قرن نهم جمع آوری و مکتوب شوند حتما بارها دچار تغییر و جرح و تعدیل شده اند” (صفحه 85).


در واقع، من می خواهم اینرا اضافه کنم که حتی اگر ما با شعر هم سر و کار داشته باشیم، کاملا اشتباه است که فکر کنیم اشعار شفاهی کاملا درست و کلمه به کلمه دست نخورده باقی می ماند. شعر شفاهی مداوما در معرض بازنگری و بدیهه سرایی است.


از اینرو، برای مثال، ایلیاد و اودیسه مشخصا از طریق نسل اندر نسل شاعران شفاهی منتقل نشده که در نهایت نوشته شده باشد. بلکه ما می دانیم که هر کدام از این قطعات کار یک شاعر مشخص است که عبارات  و داستان های فرمول بندی شده متعددی را برداشته و برای ایجاد یک ساختار هنری به آن، روی این اشعار کار کرده است.


در هر صورتی، شاعر کار خود را به شعر دیکته می کند. اگر ایلیاد و اودیس نسل در نسل توسط آوازه خوانان و نقالان به یاد س شده است، به خاطر این است که این نقالان از روی مکتوبات کار می کرده اند و نه با انتقال شفاهی شعر.





منبع : http://besoyaramesh.ParsiBlog.com/Posts/16/آيا محمد پيامبر واقعا وجود داشت؟(قسمت چهارم)/




آیا محمد واقعا وجود داشت؟(قسمت پنجم)

درخواست حذف اطلاعات

 


اگر احادیث نمی توانند راهنمای معتبری برای آنچه باشند که محمد گفت و کرد، پس با سیره ابن اسحاق چه می توان کرد؟ اغلب ذکر شده است که زندگی نامه محمد از ابن اسحاق، که در واقع نسخه سالمی از آن به دست ما نرسیده و تنها بخشی از آن توسط متا ین حفظ شده است، به صد سال بعد از مرگ محمد در سال 632 میلادی باز می گردد. سنت از وجود مورخین پیشینی سخن می گوید، اما کاری که مدعی می شود آنان انجام داده اند باقی نمانده است و ما از زندگی ایشان بسیار کم می دانیم.


اینکه اثر ابن اسحاق به سالهای سال بعد از زمانی بازمی گردد که محمد فرضا زندگی می کرده گواهی بر بی اعتبار بودن سیره نیست، اما این واقعیت که ابن اسحاق بی شک از منابع شفاهی سیره را اتخاذ کرده است که می توانسته اند جعل شده باشند، آنرا بی اعتبار می سازد.


بسیاری از داستان هایی که ابن اسحاق نقل کرده طوری بیان شده اند که مخاطب را متقاعد سازند که محمد خدا بود، مانند داستان هایی درباره یانی که رس ی محمد را در جوانی اش تایید می کنند(صفحه 96).


اکنون بخش مهم کتاب اسپنسر فرا می رسد. یکی از دلایل کلیدی که بسیاری از منتقدین فکر می کنند که منابع ی از زندگی محمد در واقعیت تاریخی ریشه دارد به خاطر این است که بسیاری از این منابع مایه شرم و شرمندگی مسلمانان را فراهم می آورد. یعنی محمد در این داستان ها از نظر پارسایی و تقوا کاملا زشت ظاهر می شود. ابن هشام توضیح می دهد که خلاصه وی از ابن اسحاق برخی از موضوعات رسوایی آور و ننگین را حذف کرده است(صفحه 88).


حتی در منابع سنتی (سانسور شده) اخیر هم هنوز داستان هایی است  که م عین مسلمان دوره مدرن را خجلت زده می کند. شاید مهمترین آن ازدواج محمد با عروس زینب باشد




منبع : http://besoyaramesh.ParsiBlog.com/Posts/17/آيا محمد پيامبر واقعا وجود داشت؟(قسمت پنجم)/