بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

ذهن زیبا

آخرین پست های وبلاگ ذهن زیبا به صورت خودکار از بلاگ ذهن زیبا دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



آیا از کار خسته اید؟پس استعفا داده شاید نفر بعدی به جایتان عاقبت به خیر شود.

درخواست حذف اطلاعات

تَرکَمه می دونید چیه؟ نه نمی دونید چیه دیگه. تَرکَمه در زبان گیلکی به آدمی گفته میشه حرف رو میشنوه ولی خودشو میزنه به نفهمی.

این آقای خدماتی ما هر وقت بهش حرفی میزنی میگه چشم بعد میره حاجی حاجی مکه تا پیداش کنی. بعضی اوقات اینقدر اعصابمو خورد می کنه که آمپراتم (اصلن چنین کلمه ای داریم یا نه؟نمی دونم که) میزنه بالا و باهاش دعوا میگیرم. حالا شما فکر کن یه روز ی اعصاب مصاب هم نداری و میاد اتاقت رو تمیز کنه همه چی رو میکوبه به هم. چند بار از دهنم در اومد بهش بگم چرا اینقدر با وسایلا کشتی می گیری اَکَش اوکَشِتو کن برو دیگه (باز هم در زبان گیلکی اَکَش اوکَش میشه سرسری کار ش ه تمیز ) ولی بر خشم خود چیره گشته و رفتم تو محوطه شرکت یکم زیر آفتاب موندم تا کارش تموم شه از اتاقم بیاد بیرون.

وارد جزییات کار توی یه شرکت خوب نمی شم که برای همین آقا حقوق به موقع و مزایا داره اما خ ش بعضی ها لیاقت کار تو جایی رو هستن ندارن. کارمون رو دوست نداریم ازش بیاییم بیرون شاید نفر بعدی این کار رو دوست داشت و توش موفق شد اگه شغلی داریم که ازش امرار معاش می کنیم و پول در میاریم دوسش داشته باشیم و توی این بلبشو قدرش رو بدونیم. وسلام.


#موسیقی خوب گوش دهیم

#آدینه

#چارتار

#بشوره ببره. والا :))





منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/22/post-1606/آیا-از-کار-کردن-خسته-اید؟پس-استعفا-داده-شاید-نفر-بعدی-به-جایتان-عاقبت-به-خیر-شود-




بی شرفی همراه با رذ

درخواست حذف اطلاعات

امروز باهام تماس گرفتن گفتن از مخابرات تماس میگیریم با توجه به اینکه تعرفه مکالمه رفته بالا و مسیج هم گرون شده میخاییم براتون سیمکارت کشوری و بین المللی صادر کنیم. یه سیمکارت رایتل رایگان هم بهمراه سیمکارت همراه اول بهتون داده میشه. آدرس تون رو بدید موقع دریافت سیمکارت همراه اول مبلغ 36000 تومن هم به پست بدید. من گفتم خب می رم از نمایندگی میگیرم گفت باید اونموقع 45000 تومن واریز کنی. منم آدرس رو دادم اما دو به شک بودم. زنگ زدم نمایندگی همراه اول توی رشت گفتن خانوم اینا کلاهبردارن ما بار ها به مشترکان مون اعلام کردیم اما بازم ملت گول این متقلب ها رو میخورن. کلی تشکر و زنگ زدم به مخابرات تقلبیه و گفتم خانوم من الان زنگ زدم نمایندگی بمن گفت شما کارتون قانونی نیست. گفت خانوم شما به نمایندگی زنگ زدید من از مخابرات تماس گرفتم گفتم لطفن سیمکارت رو برای من نفرستید و قطع .

اینو اینجا نوشتم که اگر مورد مشابه ای براتون پیش اومد در جریان باشید که مخابرات اینهمه هزینه نمی کنه تا به تک تک دارندگان سیمکارت همراه اول زنگ بزنه بلکه یه مسیج فله ای از همونا که عیدا برای تبریک میفرسته به مشترکانش میزنه.


روز به روز ملت دارن تر و دروغگو تر میشن و وقاحت و زشتی این کار اصلن بی معنیه براشون.


بچه خدا رو شکری خوب شده و سرطانش از بین رفته بعد بچه و باباشو میاری جلوی تلویزیون که خزعبل ببافه و ملت هم پول واریز می کنن برای درمان بچه. وای که چقدر بی شرفن بعضی ها که از سادگی و ناآگاهی و حماقت دیگران دکان باز برای خودشون.(حتمن ماجرای اون آقایی رو که تلویزیون باهاش مصاحبه کرده که دلار ارزون شده داروی بچه مو میتونم ارزون تر ب م رو دیدین که بعد علی ضیا دعوتش کرده تلویزیون و ملت هم دلشون سوخته پول واریز برای ید دارو ها اما موسسه محک نامه زده که این پسر تو سال 95 درمان شده و دیگه نیاز به دارو نداره. (برید تو صفحه اینستاگرام موسسه محک) آقای علی ضیا نیازی به این دروغگویی ها نبود و ...)


من وبلاگدار و کانالدار، شمای سایتدار و اینستاگرام دار و ... هر چی رو که می نویسیم و بولدش می کنیم و خودمون رو پاک و روشنفکر می دونیم حتا اگه سر سوزنی بهش عمل کنیم مملکت جای قشنگ تری برای زندگی میشه اونقدر که میشه بی ترس نفس کشید و اعتماد کرد ...




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/19/post-1604/بی-شرفی-همراه-با-رذالت




!!!!!!!!

درخواست حذف اطلاعات

این روزِ روز آدم کمی به اطرافیانش پول و قدرت بده چهره شون رو بهتون کامل نشون میدن فرق هم نمی کنه طرف ی تنت باشه یا رفیق 15-10 ساله  ت یا همکارت. از عینک بدبینی هم به ماجرا نگاه نمی کنم و حرف نمی زنم بلکه از رو شناخت آدماست که اینو میگم. حتمن دنیای من خیلی کوچیکه که این مدل آدما رو زیاد می بینم وگرنه هستن انی که عوض می شن اما نمی شن ...




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/21/post-1605/-




کادو پیچ شود

درخواست حذف اطلاعات

شما هم برای خودتون اینترنتی هدیه می ید و بعد تو بخش آیا کادو پیج شود می زنید: بله

یا من اینقدر الکی خوشم؟؟؟؟

هرچند هدیه تولد برای خودم یدم دیگه




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/09/post-1589/کادو-پیچ-شود




چشمهایش

درخواست حذف اطلاعات

بالا ه تموم شد

خیلی لذت بردم از ادبیات کتاب و لحن نوشتارنویسنده.گفتم شما رو هم سهیم کنم توی این لذت



منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/10/post-1588/




یه پست منطقی

درخواست حذف اطلاعات

بعضی حرفها اینقدر حس اند که باید با آب طلا نوشت. مثل این پست تقوی



منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/11/post-1592/




حق الله یا حق ناس مسله اینست

درخواست حذف اطلاعات

ما که در گوشمان در بدو تولد اذان خوانده شده و در قرآن به نیکی دستور داده شده ایم و پاکدستی باید در زندگی مان بنابر آموزه های دینی قرار بگیرد و بی شک نیمی از سهام شرکت ایرانسل از پاکدستان مسلمان است نمی دانم چرا اینهمه سرویس بیخودی روی خطهای ما فعال است. اگر مسلمانی آن ت بخورد به کمرت آقای ایرانسل.

خدا خوش گفته از حق الله میگذرم اما از حق ناس نه

آقای دی جی کالا، آقای بامیلو، آقای نورنگار، آقای بانک قوامین اگر مسلمانید، اگر میخوانید،اگر به حج رفته اید من از حق خودم نمیگذرم بابت پولهایی که بی روا از من گرفته اید. حواله تان میدهم به خدا...




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/12/post-1594/حق-الله-یا-حق-ناس-مسله-اینست




رسیدند :)))

درخواست حذف اطلاعات

پیرو این پست، کادوپیچ ها رسیدند


بنده همچنان در کانال تلگرامم مینویسم



منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/14/post-1595/




تخفیف

درخواست حذف اطلاعات

تو همه ی این مدت که خیلی از اجناس گرون شد و قیمت دلار رفت بالا و ملت هجوم می بردن که همه چیز رو با هم داشته باشن، بودن یه عده ای که کم کم و آروم آروم با بالا رفتن همه ی اینها استخون تر دن و کمر خم د و جنس گرانبهای خودشون رو بعلت ورش ته نشدن احتمالی درصد به درصد تخفیف می دادن. بله این قشر همانا انتشاراتی ها و کتابفروشی ها بودن که کلمات و جمله ها و ادبیات رو به تاراچ گذاشتن اما کمتر ی دید و ید چون هرم مازلو تو اولویت بود و هست و همواره توی ایران (تا زمانی که تامین نیاز های اولیه رو هواست) ما خواهد بود.

بقول یکی که میگفت مردم به غذای جسم بیشتر اهمیت میدن تا غذای روح. برای همونه کم دنبال کتاب میرن یا اصلن نمی رن. خوشی لحظه ای حالشون رو خوب میکنه تا اینکه چیزی یاد بگیرن که توی تفکرشون تاثیر بزاره و باعث پیشرفت شون بشه.

و در پایان دو نکته رو بگم:

یک  اینکه:  کتابخونی زیاد ما  باعث نمیشه با فرهنگ بشیم وقتی فکر و شه توش نقشی نداره و تاثیری تو باور ها و اعتقادات مون نمیزاره.

دو اینکه:  بقول حسن عشایری که میگه دانش آدم خوب را خوب تر می کند و آدم را تر


همچنان در کانال تلگرامم می نویسم




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/15/post-1596/تخفیف




،،،،،،

درخواست حذف اطلاعات

احسان علیخانی تلویزیون رو داره برای دفاع از خودش، ممد گ ار تی وی پلاس رو. پلنگا و سلبریتی ها و خوشبخت نماها اینستاگرام رو، دعوا بگیراش توییتر رو، به روز نویسها و اجتماعی نویس ها هم تلگرام رو (من خودم رو جز هیچکدوم نمی دونم)، ما ساده معمولی گمنام ها هم وبلاگ رو.

جامعه ی ما هم همینطوره. اونی که تیغش بیشتر می بره برنده تره و طرفدار بیشتر داره ...



پ.ن: شاید ادامه داشته باشد این پست




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/16/post-1600/،،،،،،




و این 17 مهر آفت

درخواست حذف اطلاعات

قبل تر ها تولد و تولد بازی خیلی برام مهم بود، خیلی مهم بود دوستام به یادم باشن، خانواده م برام هدیه ب ن، تولد داشته باشم و کادو بگیرم اما توی این چند سال یاد گرفتم منتظر نمونم ی بیاد و خوشحالم کنه خصوصن اگه مرگ هم ت ی بهت داد باشه و چشیده باشی فقط مرگه که می تونه یه زندگی رو تعطیل کنه با هزار تا کار های کرده و نکرده.

امروز توی این 17 مهر زیبای آفت وارد 35 سالگی شدم. خوشحالم ازینکه توی یک سال گذشته کار هایی که رو دوست داشتم انجام دادم، کلاسهایی رو که خواستم رفتم، کتابهایی که دوست داشتم خوندم، تئاتر ها (تئاتر آ ی که رفتم سه نفر بازی می فقط یکی شون دیالوگ میگفت از بس هم بد بازی می کرد، 5 دقیقه ی آ من افتادم تو دور خندیدن لامصب قطع هم نمیشد ملت همه میخکوب من در حال خنده. شانسی که آوردم ردیف آ بودم ی منو نمیدید )و ها و سریال های مورد علاقه م رو دیدم (سریال کره ای دیدم. چقدر هم خوب و پر از رنگن این کره ای ها).وسایل مورد نیازی که دلم میخاست یدم (بالا ه از نوین چرم اون بوت خوشگله رو که دوسال بود میخاستم ب م رو یدم ) سرافون هایی که دوست داشتم رو دوختم که حتا یکی شون رو تو کنسرت میلاد درخشانی جانم پوشیدم.

بله دیگه زندگیه با هزار تا اتفاق با خوشی و ناخوشی، با دعوا و قهر و آشتی ،با پیروزی و موفقیت و ش ت، با رفیق و نارفیق و  ...

میلادم رو از وبلاگم به خودم و خوانندگان 17 مهری  و مهر ماهی این وبلاگ تبریک می گم. باشد که زندگی هماره روی خوشش را به ما نشان دهد.


پ.ن: گلی جان ترقی  هم زاده 17 مهر است. میلاد شان خجسته.سایه شان بالای سر ادبیات ایران




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/17/post-1601/و-این-17-مهر




سیمین غانم

درخواست حذف اطلاعات

گل گلدون سیمین غانم بدون اینکه بدونم چرا یه احساس خوبی رو بهم میده برای همین تصمیم گرفتم این بار کنسرتش رو از دست ندم. با توجه به اینکه ما بچه شهرستانیها از امکانات محرومیم و توی پایتخت کلیه ی مراکز فرهنگی دایره برای همون برای کنسرت باید بیام تهران.

دردسرتون ندم که برای دوم آذر بلیط یدم بیام برای کنسرت بالکن رو هم یدم یه ردیف سه تایی چون تنها بودم همش تو انتخاب صندلی معضب بودم که نکنه یه آقا پیشم بشینه (من با آقایون مشکل ندارم ولی سینما و تئاتر از نظر من طبیعیه تنها اومدن ولی کنسرت خ خیلی ضایع است آدم تنها بیاد. شاید من اینطور فکر می کنم). بلیط اینترنتی رو یدم و پرینت گرفتم و دیدم تو توضیحاتش نوشته از گرفتن و ع خودداری شود که یهو یادم اومد آهان کنسرت فقط برای بانوان انجام میشه :))))

مرگ بر





منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/18/post-1603/سیمین-غانم




بی شرفی همراه با رذ

درخواست حذف اطلاعات

امروز باهام تماس گرفتن گفتن از مخابرات تماس میگیریم با توجه به اینکه تعرفه مکالمه رفته بالا و مسیج هم گرون شده میخاییم براتون سیمکارت کشوری و بین المللی صادر کنیم. یه سیمکارت رایتل رایگان هم بهمراه سیمکارت همراه اول بهتون داده میشه. آدرس تون رو بدید موقع دریافت سیمکارت همراه اول مبلغ 36000 تومن هم به پست بدید. من گفتم خب می رم از نمایندگی میگیرم گفت باید اونموقع 45000 تومن واریز کنی. منم آدرس رو دادم اما دو به شک بودم. زنگ زدم نمایندگی همراه اول توی رشت گفتن خانوم اینا کلاهبردارن ما بار ها به مشترکان مون اعلام کردیم اما بازم ملت گول این متقلب ها رو میخورن. کلی تشکر و زنگ زدم به مخابرات تقلبیه و گفتم خانوم من الان زنگ زدم نمایندگی بمن گفت شما کارتون قانونی نیست. گفت خانوم شما به نمایندگی زنگ زدید من از مخابرات تماس گرفتم گفتم لطفن سیمکارت رو برای من نفرستید و قطع .

اینو اینجا نوشتم که اگر مورد مشابه ای براتون پیش اومد در جریان باشید که مخابرات اینهمه هزینه نمی کنه تا به تک تک دارندگان سیمکارت همراه اول زنگ بزنه بلکه یه مسیج فله ای از همونا که عیدا برای تبریک میفرسته به مشترکانش میزنه.

روز به روز ملت دارن تر و دروغگو تر میشن و وقاحت و زشتی این کار اصلن بی معنیه براشون.

بچه خدا رو شکری خوب شده و سرطانش از بین رفته بعد بچه و باباشو میاری جلوی تلویزیون که خزعبل ببافه و ملت هم پول واریز می کنن برای درمان بچه. وای که چقدر بی شرفن بعضی ها که از سادگی و ناآگاهی و حماقت دیگران دکان باز برای خودشون.(حتمن ماجرای اون آقایی رو که تلویزیون باهاش مصاحبه کرده که دلار ارزون شده داروی بچه مو میتونم ارزون تر ب م رو دیدین که بعد علی ضیا دعوتش کرده تلویزیون و ملت هم دلشون سوخته پول واریز برای ید دارو ها اما موسسه محک نامه زده که این پسر تو سال 95 درمان شده و دیگه نیاز به دارو نداره. (برید تو صفحه اینستاگرام موسسه محک) آقای علی ضیا نیازی به این دروغگویی ها نبود و ...)

من وبلاگدار و کانالدار، شمای سایتدار و اینستاگرام دار و ... هر چی رو که می نویسیم و بولدش می کنیم و خودمون رو پاک و روشنفکر می دونیم حتا اگه سر سوزنی بهش عمل کنیم مملکت جای قشنگ تری برای زندگی میشه اونقدر که میشه بی ترس نفس کشید و اعتماد کرد ...




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/19/post-1604/بی-شرفی-همراه-با-رذالت




دفترچه ممنوع

درخواست حذف اطلاعات
وقتی این کتاب رو شروع اونقدر ترجمه ی روان و حرفه ای داشت که نفهمیدم کی تمومش . کتاب در مورد زنی به اسم والریا هست که روز تعطیلی یه دفترچه می ه و با ترس و بدون اطلاع اعضای خانواده ش اتفاقات روزمره زندگیش رو توش مینویسه. وقتی کتاب رو می خوندم شخصیتهای داستان برام خیلی ملموس و زنده بودن و به این نتیجه رسیدم مادر ها در همه جای دنیا نگرانی و دلهره های مشابهی نسبت به خانواده شون دارن.نام کتاب: دفترچه ممنوعنویسنده: آلبادسس پدسمترجم: بهمن فرزانهانتشارات: بدیهه



منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/31/post-1582/دفترچه-ممنوع




اول پاییز

درخواست حذف اطلاعات

کاش یه قرصی بود بهمون میدادن بی عوارض، همه چی یادمون میرفت این روزا یادمون میرفت این غمها یادمون میرفت فقط شاد بودیم. شاید که اصلن مرگی نباید باشه این چنین دردناک به یه هفته نکشید فله ای آدم از مدلی به مدل دیگه این زمین رو ترک کنه.

ما حتا زندانی بدون دیوار هم نیستیم...


امروز اول پاییز یک مهر تولد محمدرضا شجریان آزاد مرد موسیقی ایرانه. سرش سلامت. الاهی که دوباره س ا شه و برامون مرغ سحر بخونه.

"ظلم ظالم جور صیاد

آشیانم داده بر باد

ای خدا ای فلک ای طبیعت

شام تاریک ما را سحر کن"

این بیت هاش رو بلند بخونه...





منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/01/post-1583/اول-پاییز




مغز های کوچک زنگ زده

درخواست حذف اطلاعات
*"میگن اگه چوپان نباشه ا تلف میشن یا گم میشن یا گرگ بهشون میزنه یا از گرسنگی میمیرن چون مغز ندارن، هر ی که مغز نداره به چوپان احتیاج داره، یه چوپان دلسوز."مغز های کوچک زنگ زده جامعه ی ماست،شهر ماست،محله ماست،خونه ماست، مغز های کوچک زنگ زده نتیجه ی فسادفکری و فرهنگی و روحی و ... ماست.مغز های کوچک زنگ زده آشفتگی های ماست که میشه تحجر، عقده، لجاجت، کینه و تنفر...مغز های کوچک زنگ زده شا ار دستهای کثیف آدمهای بی صفت بر جامعه ی ماست.از وقتی این رو دیدم دارم به این فکر می کنم ی فکر و سبک مغزی بالا و پایین نداره. مغز های خالی ط ی افکار پلید فرصت طلبانه.اگه رو میرید برای تماشا به چشم می بینید انی که اجازه ی زندگی خوب رو به دیگری نمیدن، میخان تاوان خوب زندگی ن خودشون رو از دیگه ای بگیرن...وسلام
* از دیالوگ



منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/05/post-1584/




ازون جمله عالیا

درخواست حذف اطلاعات

خیلی این جمله رو دوست داشتم:

"هیچوقت بخاطر ی خودت رو تغییر نده."




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/07/post-1585/ازون-جمله-عالیا




از سری پستهای قدیمی وبلاگ 2

درخواست حذف اطلاعات

من باید تمرین کنم

پنج شنبه 26 بهمن ماه سال 1396 ساعت 10:35

هر چی زمان به جلو می ره بیشتر بهم ثابت میشه آدمها با بالا رفتن سن نیاز به توجه و دیده شدن دارن. پارازیت و روغنهای پالم و آب و هوای نامطلوب هم شاید تاثیرگزاره روی این قضیه.(چون توی ایران زندگی میکنم این مورد رو خیلی شاهدم وگرنه از دنیای خارج که خبر ندارم شاید یک موضوع فراگیر جهانی باشه).

حس سیری ناپذیر انتقاد به آدمها، موقعیتها، تفکرات، باور های دیگری و ... در کشوری مثل ایران که تریبون خوبی برای انعکاس دادن این مجموعه رفتار هاست آدم رو به ترس میندازه که ما از درون چقدر آشفته و افسرده ایم. تاختن به حریم دیگری رو جز اوجب واجبات می دونیم برای اینکه بگیم ما هم حرفی برای گفتن داریم و حق ضایع شده ی خودمون رو از دیگری به طرز باری طلب می کنیم.

من از دنیای بی عشق و محبت آدمها می ترسم. از دنیایی که تنفر طناب کلفت تری شده تا محبت. دنیایی که در روز هزاران هزار کودک متولد میشه تا فقط نام فامیل یک خاندان رو یدک بکشه و آرزو های برآورده نشده ی یک پدر و مادر رو زندگی کنه. من از دنیای بی مهری و خیانت و می ترسم. من از دنیای هیولاوار سلبریتی های این سرزمین می ترسم. من از آینده ی فقر مالی ک نمون می ترسم که تو بزرگسالی انتقام این فقر رو از دیگران خواهند گرفت من اما در کنار ترسهام باید تمرین کنم به خوب بودن چون مطمئنم همونطور که زشت دیدن و زشت گفتن و زشت شیدن قابله نشره زیبا دیدن و زیبا گفتن و زیبا شیدن هم قابل درک و قابل انتشاره. باید باید تمرین کنم، من باید هر روز باید بجای ترس شجاعت رو تمرین کنم.




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/07/07/post-1587/از-سری-پستهای-قدیمی-وبلاگ-2




هدیه تولد

درخواست حذف اطلاعات

در آستانه ی 35 سالگی که فقط 18 روز مونده بهش نایل بشم دارم یه هدیه ی خوب برای خودم آماده می کنم. همه ی ع هام از بچگی تا سن 34 سالگی رو چه تکی چه با عزیزانم رو دارم توی آلبوم جمع می کنم. حافظه اگه یاری کنه روز و ماه و موقعیتش رو هم پشتش می نویسم. بالا ه با اومدن دوربینهای دیجیتال فکر کنم تو خونه ی کمتر ی آلبوم ع پیدا بشه. هر چی هست یا همش توی گوشیه یا هارد کامپیوتر. بالا ه این هدیه ای هست میخام باهاش خودم رو سو رایز کنم.

شما تا به حال خودتون رو سو رایز کردید؟ اصلن به خودتون هدیه دادین؟


#موسیقی خوب گوش دهیم

#حضرت همایون شجریان

#خوب شد




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/31/post-1581/هدیه-تولد




برای دوستی که اینجا رو می خونه

درخواست حذف اطلاعات

"زمین و زمان رو بهم بدوزیم کاری که میخاد نشه نمیشه دیگه. حالا من نمی دونم اصرارمون برای چیه."

یکی از آشنایان مون که خیلی نزدیک بود بهمون تعریف می کرد (البته جدیدن تعریف کرده موضوع مال تقریبن ده سال پیشه) پسر  خانواده تصمیم میگیره ازدواج کنه با توجه به اینکه تک پسر بود خانواده خیلی خوشحال بودن ازین بابت و خودشون رو برای یه جشن بزرگ آماده کرده بودن. پسر وقتی که میگه میخاد با یه خانوم چند سال بزرگتر از خودش ازدواج کنه که ازهمسر قبلی خودش جدا شده، خانواده میرسن به مرز انفجار. پدر که عاشق پسرش بوده هر کاری میکنه تا این وصلت بهم بخوره. پسره که میبینه ی باهاش راه نمیاد میره خانوم رو میکنه و باهاش زندگی می کنه، باباهه هم مجبور میشه یه جشن براشون بگیره تا بیشتر از این حرفش نیفته رو  زبون ملت.

الغرض خانواده داماد روز عقد همه از دم گریه می کنن. این آشنامون هم پاش رو تو عقد نمیزاره. حتا تا مدتها اینا عروس تازه رو پاگشا نمی کنن از ترس همین آشنا مون که خواهر بزرگه باشه (یا ابلفضل چی صلابتی داشته) زمان گذشت تا عروس خودش دست به کار میشه و کل خانواده رو دعوت می کنه خونه شون و کم کم رفت و آمد میشه و یخ ها آب میشه و تا به امسال که این آشنامون تعریف می کنه: "هزاری هم بخای زمین و زمان رو بهم بدوزی کاری که بخواد بشه نمیشه دیگه. چرا انرژی و عمر و زمان خودمون رو برای اتفاقاتی که خارج از اختیار ماست هدر بدیم. حالا برادر و زن برادرم با کم و کاستی و خوشی و ناخوشی دارن زندگی می کنن و منم دارم زندگی خودم رو می کنم. بعضی اوقات اینقده گرفتاری دارم که حتا خودم رو یادم میره. پس زندگی مون رو کنیم و به انتخابایی که تو زندگی داشتیم ایمان داشته باشیم. اشتباه کردیم هم خودمون باید تاوانش رو بدیم. اگه منتظریم اونایی که مخالف انتخاب مون بودن بگن دیدی من گفتم اما تو اشتباه کردی،اشتباه محضه حتا اگه خانواده ی آدم باشه جگر گوشه ی آدم باشه ی تن آدم باشه.زندگی بالا پایین زیاد داره. ما هم فراموش کردیم زنداداش مون مطلقه و چند سال از داداش مون بزرگتره. همینکه می دونیم خوشه برای ما کافیه یعنی وقتی نمی مونه به مشکلات اون فکر کنیم چون گاهی خودمون پرمشکل و گرفتاری هستیم.راضی اطرافیان مون به هر قیمتی یعنی خودزنی."

حالا این دوستمون حرف زیاد زد که من یادم نیست بنویسم اما منم اضافه کنم که نمی گم زمان حلال مشکلاته نه همون زمانی که میخاد حلال مشکلاتمون باشه بزاریم برای اینکه رشد کنیم بزرگ بشیم و عقب رو نگاه نکنیم که مثلن خانواده این رفتار رو کرد در عوض قوی تر از همون دیروزی که بهش نگاه می کنیم بشیم تا هر کی به خودش اجازه نده برای انتخ که منِ آدم عاقل و بالغ میدونم از نظرم درسته، هر حرفی رو بزنه حالا هر کی میخاد باشه.

اینم بگم و از منبر برم پایین. سریال this is us اونقدر منو درگیر کرد که تا یه مدت نخواستم ببینم چون هر بار به آدمهای توی فکر می کنم می بینم با همه ی متفاوت بودن و کمی و کاستی هاشون یه راه حل درستی برای مشکلات شون پیدا .


ما همچنان در تلگرام هستیم




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/25/post-1578/برای-دوستی-که-اینجا-رو-می-خونه




از سری پستهای قدیمی وبلاگ

درخواست حذف اطلاعات

من به سیبی خشنودم*

11 مهر ماه سال 1396 ساعت 09:30

می دانید گاهی اوقات که با زندگی چرخ می خورید، می بینید ی ری اتفاقات که دست آدمیزاد است آنقدر آدم را گیج می کند که تصمیم گیری سخت می شود. زمان فقط برای درست یا غلط ماجرا می گذرد و یکهو چشم باز می کنی و می بینی اگر آزمون و خطا صورت می گرفت حداقل می دانستی که کاری انجام داده ای نه اینکه بگذاری زمان هدر برود و تو بمانی و حوضت.

اینها را از آن جهت می گویم که آدمی باید بداند که روی کره ی زمین چند میلیارد نفری خودش در تعیین موفقیت و ش تش موثر ست حالا بماند بعضی از دستها که بعضی اوقات آدم را چند سال به عقب پرتاپ می کند.

دو روز پیش که پیانیست پولانسکی را دیدم حیرت از حجم امیدواری و نیروی تخیل اشپیلمن. واقعیتش را بخواهید یکجایی از من یکی خودم را تسلیم نیرو های آلمانی می اما می دیدم باز هم راهی برای او باز می شود و جان سالم به در میبرد تا 88 سالگی. تصور اینکه خانواده ات را دسته جمعی جمع کنند و ببرند در کوره ی مذاب بسوزانند آدم را دیوانه می کند، آدمها را جلوی چشمت با تیر بزنند یا بسوزانند و ... اما تو با امید پیانو زدن در تخیلت،  زندگی کنی از یک ایمان برتر از خود آدم می آید.

راههای زندگیمان را که ما را به موفقیت و خوشبختی می رساند امتحان کنیم نه آنهایی را که میان بُرند و نه به قیمت اب خانه ی دیگران که به اتکا به تمام نیروی ذهن و جسم و خیال.

هیچ چیز این زندگی تا ابد دایمی نیست جز اخلاقیات، صداقت، شرافت و انسانیت


* تیتر از سهراب سپهری بی مانند




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/26/post-1579/از-سری-پستهای-قدیمی-وبلاگ




بی خو

درخواست حذف اطلاعات

از سری خواص تعطیلیهای عنایت شده بر کارمند جماعت استفاده بهینه از شب بوده و لذا اثرات جبران ناپذیر بی خو بعد از تعطیلی می باشد که بنا بر جنبه ی طرف بر او عنایت می شود.

بنده ب فقط دو ساعت خو دم و فقط منتظرم ساعت 4 بشه برم خونه تا بخوابم. والا

شهریور هم بدوبدو اومدا ...

#موسیقی خوب گوش کنیم

#چارتار

#آسمان هم زمین میخورد




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/03/post-1559/بی-خوابی




دو دستی بچسبید به رویاهاتون

درخواست حذف اطلاعات

براتون پیش اومده یه هدفی تو زندگی داشته باشین و مصرانه هم پیگیرش باشین و درین ارتباط اون آدمی که الگو تونه رو زیر ذره بین قرار بدید؟؟؟؟ از سنی که این الگو تون هدفش رو دنبال کرده با سن خودتون قیاس بزنید؟؟؟ مثلن از 15 سالگی شروع کرده به تمرین و تحقیق رو هدفش بعد شما هم خودتون رو متر کنید که تو 15 سالگیم مشغول چی کاری بودم؟ اصلن هدف و رویا برام معنا داشت تو این سن؟؟؟؟؟؟؟ خیلی مسایل به چشم می اومد برام اصلن؟؟؟؟

امروز که داشتم خودم رو قیاس می با الگوم دیدم چقدر خوب براش تعریف شده بود هدفش. حتمن توی اون سن کمش فهمیده چی میخاد و پشتوانه خوب مالی و خانوادگی هم تاثیرش رو توی موفقیتش گذاشته. درست فکر تو شناخت خود آدم خیلی مهمه، اینکه چی میخوام، اصلن چرا میخام،چقدر توانایی و کشش دارم و ...

اینم بگما اینکه چطور آدم یاد بگیره درست فکر کنه هم خیلی مهمه. الغرض اینکه بعضی اوقات کشتی رویاهامون بخاطر یه سری مسایل به گل میشینه اما به محض اینکه بحرانه از سر گذشت دیگه نایی برای ملوانی باقی نمی مونه. خیلی مهمه تصمیم بگیریم که بازم بخاییم ملوان اون کشتی از گل در اومده باشیم یا اینکه کشتی رو بزاریم یه گوشه ای بمونه و ملوانهای دیگه رو تماشا کنیم و حسرت بخوریم.

از سن 3-22 سالگی که دستم اومد زندگی چیه، چی میخام ازش، خیلی هدفا داشتم اما پول و حامی ( دو تا محرک مهم از نظر من) نداشتم. حالا که توی این سن (یک ماه و چهار روز دیگه میرم تو 35 سالگی) هستم دارم هدفها و رویا هامو دنبال میکنم و کلی تصویرسازی های قشنگ براشون نمی دونم چرا به خودم میگم توی این سن میخای مثلن یه ستاره بشی؟؟؟؟

میدونید خیلی مهمه آدم چقدر به خودش اعتماد داشته باشه و چقدر خودش رو باور کنه. گاهی اوقات کم میارم و بشدت خودم رو سرزنش می کنم اما یه ص از درون بهم میگه:" حالا که داری تلاشتو می کنی پس غر نزن و کم نیار تلاش امروزت خیلی باارزش تر از نگاه و دست روی دست گذاشتنه."

آره دیگه بالا ه منم اینجور با خودم کنار میام و به خودم انرژی می دم با وجود آدمایی که اطرافم هستن و کلی ناامیدی بهم تزریق می کنن حتا مس ه هم می کنن.


#آهنگ شاد با صدای خوب گوش بدیم

#تا همیشه

#روزبه نعمت الهی





منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/13/post-1565/




!!!!!!!!!!!!

درخواست حذف اطلاعات

نمی دونم من هستم که فقط صدای همایون شجریان رو می شنوم احساسی میشم و گریه م میگیره یا شما هم احساس منو دارید؟

بالا ه "ایران من" رسید.

#موسیقی خوب گوش دهیم

#همایون شجریان

#سهراب اظری




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/15/post-1568/-




دل نوشته

درخواست حذف اطلاعات

یک:

بعضی اوقات به خودم میگم من، ما، همه حق نداریم حسهای منفی و روزانه خودمون رو در مورد یه سری مسایل همه گیر اجتماعی یه جایی بنویسیم که خیلیها بهش دسترسی دارن برای خوندن. میدونید شاید یکی هنوز امیدواره، هنوز می دونه چی میخاد از زندگی، شکرگذاره و ...

دنیای آدمها را با جملات خودمون اب نکنیم.


دو:

یه ویدیو از جان به اسم مداد رنگی توسط خودش انجام شده که واکنش طرفدارانش در موقع مواجه شدن با رو نشون میده. این ویدئو پر از احساس و رنگ و زندگی و البته اشک شوق هست اما یه دیدار خیلی خیلی از نظر من زیبا و دوست داشتنی اومد وقتی دختر کوچولوی توی ویدئو رو بغل کرد و گفت: اینو از کجا آوردین اینقدر خوشگله؟؟؟؟؟؟" انگاری این حرفو بمن زده نمی دونم چرا ولی فکر کن شخصیتی رو که واقعن دوست داری بهت بگه خوشگل یه انرژی و اعتماد بنفس خوب به آدم تزریق میشه. سالها بگذره هیچ جمله ای ولو منفی و حال اب کن نمی تونه شیرینی این جمله رو از ذهن و وجودت پاک کنه. من امروز وقتی این ویدئو رو دیدم فکر اون دخترکم نه اینکه گفت چقدر خوشگله (اتفاقن اون خوشکلی ظاهری رو نداشت از نظر من) برای اینکه وقتی یکی رو قبول داری وقتی حتا نگاهی هم از روی محبت بهت کنه سعیت رو می کنی بهترین باشی نه برای خوشایند اون آدم بلکه برای زیباتر دیدن و متفاوت بودن تو زندگی.


سه:

نمی دونم چرا با قطعه ایران من همایون شجریان فقط گریه و اشک ریختم؟؟؟؟

  



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]



منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/17/post-1569/دل-نوشته




نرگسِ دیار ما

درخواست حذف اطلاعات

توی هیاهو و شلوغی این روز ها ی هست آرام و بی صدا به خیلی ها زندگی بخشیده.

نرگس کلباسی اشتری نامش با زندگی گره خورده، بی ادعا بی اغراق بی چشمداشت رنگ پاشیده به زندگی س ل ذهاب.

سخته نرگس بودن چون یه دنیا امیدواری میخاد و تلاش و از خودگذشتگی.

فقط میشه گفت ک ن کرمانشاه اگر چه خونه شون رو تو ز له از دست دادن اما زندگی نصیب شون شد. ک نی که آینده رو نرگس به زیبایی براشون ترسیم کرد سرشار از انسانیت و بزرگی




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/18/post-1570/




وش و انصاری و باقی قضایا

درخواست حذف اطلاعات

یک:

چند سال پیش که انوشه انصاری با هزینه شخصی خودش بعنوان اولین زن گردشگر فضایی تونسته بود به این مهم دست پیدا کنه، خیلی از هموطنان غیور همیشه در صحنه (اونایی که زودتر بقیه تو صف روغن و پودر لباسشویی و بنزین و از همه مهمتر ماشین هستن) دادشون در اومد که چرا این هزینه رو ندادن به مردم فقیر ایران که بعد ها ایشون عنوان از بچگی آرزوشون بوده برن فضا پس  رفته بلاد کفر کار کرده با شوهرش و پول جمع کرده تا تونسته به هدفش برسه.


دو:

دیروز همکارم بهم پیغام داد که آی فلانی یکی از همکاران شرکت همبسته مون مبتلا به سرطانه و داروی خارجیش 168 میلیون پول شه ایرانیش 38 میلیون. ما داریم پول جمع می کنیم اگه دوست هم داشتی تو رو توی اون گروه اد می کنم تا ببینی اعضا و وضعیت رو. جونم براتون بگه به قول اخبار 20:30 که گفته: حرف هاشمی بد تفسیر شده یعنی نگفته همینی که هست رای دادین باید تحمل کنید" رو نمی دونم کجای این دل وامونده باید گذاشت.


سه:

توی این یکی دو ماه دلار که به سه، سه و نیم برابر رسیده باطبع حقوق اونهاییکه تو ایران شاغلند و  دلار دریافت می کنند افزایش پیدا کرده. یکی از اونها کارلوس وش سرمربی تیم ملی فوتبال ایرانه. خب حالا اون دسته از هموطنان غیور همیشه در صحنه (اونایی که زودتر بقیه تو صف روغن و پودر لباسشویی و بنزین و از همه مهمتر ماشین هستن) میان اعتراض کنن که  تیم ملی رو بدن به مربی وطنی در عوضش این هزینه هنگفت دستمزد رو که وش دریافت می کنه بدون اینکه تحولی در تیم ملی فوتبال رخ بده رو بدن به فقیرای همین مملکت؟؟؟؟؟


چهار:

استیوز جابز روحت شاد. خیلی هم شاد. خیلی خیلی شاد...


#موسیقی خوب گوش کنیم

#سارا نایینی

#باید دل سپرد




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/19/post-1571/کیروش-و-انصاری-و-باقی-قضایا




نوار بهداشتی

درخواست حذف اطلاعات

نمی دونم یادتون هست یانه فکر کنم توی همین وبلاگ یا کانالم نوشته بودم که سینمای هند یه ساخته بود به اسم پَد من (مرد نوار بهداشتی) که اکرانش به تعویق افتاده بود برای همین بازیگر نقش اول چالش نوار بهداشتی تو اینستاگرام راه میندازه و خیلی از هن یشه های بالیوود هم همراهیش می کنن. دردسرتون ندم که این نوار بهداشتی سالیان سال توی کشور هایی که پسران جز افتخاره و جز سرافکندگی معضلی بود برای خودش تا اینکه  گرونی و کمی نوار بهداشتی می تونم بگم تابوی چندین و چند ساله رو ش ت و ترند اول بین مردان این سرزمین شده. حالا چطور؟ می گم براتون.

خواهرم میگه تو تا ی نشسته بودم راننده با مسافر داشته در مورد ید نوار بهداشتی صحبت می کرده حتا اسمشون رو هم بلد بوده که کدوم زیاد جنسش خوب نیست.


زبان اصلی

راننده تا ی: بله قوربان نوار بهداشتی خیلی گران بوسته. من زاکانه ره بیم.

مسافر: زاکان نتانَد مولپد استفاده بو د. تافته بیم

راننده تا ی: تافته صورتی خُبه


زیرنویس:

راننده تا ی: بله قربان نوار بهداشتی خیلی گران شده. من برای بچه ها یدم.

مسافر: بچه ها نمی تونن مولپد استفاده کنن تافته یدم

راننده تا ی: تافته صورتی خوبه


ما این تابوشکنی ها رو فقط مدیون حسن هستیم و بس. والا




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/20/post-1572/نوار-بهداشتی




..........

درخواست حذف اطلاعات

زندگی دست انداز زیاد داره.

هیشکی خبر نداره چی اتفاقی قراره بیفته. هیچ و هیچ چیز...

فردا تولد خواهرمه. دومین ساله که تو روز تولدش نیست.

اگه امسال بود 24 ساله میشد.

لعنت به مرگ

لعنت




منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/21/post-1574/-




بنیاد کودک

درخواست حذف اطلاعات

یادمه 5سال پیش اولین نامه ای که از دخترم توسط بنیاد کودک گرفتم اینقدر گریه حد نداشت. خب اون زمان ی نمی دونست من کودکی رو تحت حمایت بنیاد کودک دارم برای همون ضجه موره های اون روزم باعث شد از شدت گریه بترکم و بگم ازینکه دخترم تونسته با نمره ی خوب قبول بشه خیلی خیلی خوشحالم. امروز که دومین دخترم (نیمه ی دوم سال گذشته به نیت خواهر مرحومم تحت حمایت من شده) نامه ش رو برای من فرستاد که تونسته با نمره های عالی توی دبیرستان قبول بشه حس همون 5 سال پیش رو دارم. آرزو دارم تمام دخترکان سرزمینم موفق باشن و خوشبخت.

اینها رو نگفتم که بگم آدم خیری هستم نه نوشتم چون این سرزمین به آدمهای خوب نیاز داره تا از آب و خاکش حمایت کنه و این ک ن همون آدمهای خوب این سرزمینند پس وقتی از دستمون بر میاد کمک مون رو برای موفقیت شون دریغ نکنیم. این روز ها اگه نذری دارید حسین راضی تره ج زنده تر ها کنید. با مبلغ ماهیانه 50 هزار تومن می تونید سرنوشت کودکی رو عوض کنید و امید و باور رو در وجود اون بپرورونید.

بنیاد کودک رو فراموش نکنید و بچه هایی رو منتظرن تا منجی داشته باشن. هر چند خدا نکنه آدمها محتاج هم باشن البته زندگی آدمها پیوستگی بهم داره و جریانش هم این پیوستگی رو تقویت می کنه.





منبع : http://baranpaiezi.blogsky.com/1397/06/22/post-1575/بنیاد-کودک