بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

دلنوشته هاي آرين عليرضا

آخرین پست های وبلاگ دلنوشته هاي آرين عليرضا به صورت خودکار از بلاگ دلنوشته هاي آرين عليرضا دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



صحنه

درخواست حذف اطلاعات

 


 


image result for ?آدمک گریه نکن?‎


ای آدمک گریه نکن حال من مثل تویه


نبین این خنده رو که درونم پر از دردیه


که از حرف ها و این شعر ها ، گمونم بشه پیدا شه


ای آدمک غصه نخور شاید این روزها رد بشه


شاید یه روز دوباره دست ما هم به دریا برسه


هر ی هستی خودت باش نزار این قصه به دست باد برسه


نزار همه از یاد برن رها بشو از پیله خواب


نقش یک طلوع دوباره بکش هر شب بعد خواب


برای یک دقیقه هم رها شو از دست خزان


نمی دونم شاید یه روز رها بشی از این و آن 


شاید برای همیشه شاید برای یه نفس


تا کی سکوت حرف نزدن تا کی حبس یه نفس


نقش یک پرنده رو با بال خسته بکش


نقش یک حقیقتو رو تن این دیوار بکش


می خواهم این حقیقتو رو صحنه فریاد بزنم


همه چیزو کنار بزنم بشینم داد بزنم



آرین علیرضا



منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/51/صحنه/




با دوتا پایی خورد خسته

درخواست حذف اطلاعات

همه راه را دویدم ولی آهسته 


با این دو پا خورد خسته


فکر می توانم مرد باشم


ولی افسوس نه بهتر است من خودم باشم


(با دوتا پایی د خسته)


خواستم قمری بی آشیان باشم


خواستم پری نیمه جان باشم


خواستم فریادی زیر آب باشم


خواستم حریر این مهتاب باشم


(با دوتا پایی د خسته)


به خودم آمدم دیدم همه خوابند


به خودم آمدم دیدم همه در بند این افکار خویشند


خواستم نماد درخت باشم


خواستم نماد رود جاری باشم


خواستم نماد رنگ سفید باشم


خواستم کبوتری در آسمان باشم


(با دوتا پایی د خسته)


نعره بر آوردند همه رفتند


نعر بر آوردند شهر خالی را گرفتند


مثل آن گُنده لات محل شور این ماجرا را در آوردند


یک طرف غُرش شیرها یک طرف دود سیگارها همه را گرد آوردند


خواستم بارانی در خاک باشم


خواستم نماد آن کوه سفید باشم


(با دوتا پایی د خسته)


 


آرین علیرضا




منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/47/با دوتا پايي خورد خسته/




حریر گلدارت

درخواست حذف اطلاعات

 


اشتباه نکن این یه خواهش نیست 


ما که داریم میریم دلیلی واسه خواهش نیست


تو فقط تصور کن یه مرد با چشمایه خیس


یکی که تمام صورتش شده با اشکهاش خیس


کنارت موندی بهش گفتی بره هی


دیگه کنارت نیست هی 


نمی خواهم تو این قصه به تو جسارت کنم


نمی خواهم ج این عشق واسه ما تبدیل به احسارت کنم


ش ته میرم تو بارون امشب خدا نگه دارت


من ش تم امشب با این دل سبزم کنارت


ببخش من رو که شب ها گریه کنارت


ببخش خیلی از شبها شرمنده شدم کنارت


واسه من دیگه آرزو هام به دیوار چین خوردند خدا نگه دارت


دارم میرم با قلب ش ته تو بارون ما شاید بیایی به دنبالم با حریر گلدارت


 دل خوشم می کنم خودم رو با این خیالم 


اما این فقط یه سرابه تویه خیالم


چه ساده تمام اون روزها اون خاطرها شیرین سپردی دست باد آسون


ما داریم جدا میشیم یعنی آ ین روزنه امید هم داره واسه ما بسته میشه واسه ما اینقدر آسون


 حالا من فقط دلخوش به اینم که تو بیایی یه شب خوابم


اما افسوس تو به اینم راضی نمیشه حتی بیایی توی خوابم


من با اسم تو کامل شدم چه آروم


حالا با نبود تو دارم میرم به خواب ابدی آروم


شاید این آ ین شعرم باشه به امید دیدارت 


من هر شب به امید این می خواهم که باشم یک شب کنارت


من داشتم رفتم با خودم بردم به یادگار حریر گلدارت


 من رفتم یادگارت هست تا ابد به کنارم عزیزم تا ابد خدا نگه دارت


 


 


آرین علیرضا




منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/45/حرير گلدارت/




دلبرکم

درخواست حذف اطلاعات

image result for ?دلبرکم چیزی بگو?‎


عزیز من حرفی بزن


دلبرکم سازی بزن


برای من که زجه  میزنم


برای من که بی تو هر شب زار میزنم


دلبرکم حرفی بزن به من که گریه می کنم


به من که عاشق ترین مجنون را رام می کنم


دلبرکم نزار که بمیرند غزل های بی ی


نزار که کابوس بشه ترانه های دل واپسی


پ ر بشن قناری ها تویی روزگار


سکوت نکن حرفی بزن  


گریه داد بزن غصه نخور زار بزن


نزار که من بمونمُ این قصه بی ی


حالا که از سکوت تو بی شده این بی ی


حالا من موندم تو که چیزی نمیگی


تویی که از سردی این خونه هم چیزی نمیگی


حالا من موندم شب این ستاره ها


حالا من موندم و این سکوت این پروانه ها


حرفی بزن چیزی بگو 


با  من بگو اما نگو


از مرگ با تو بودنم


از من نگو از ما بگو از من ما شدنم


ستاره عاشق ترند وقتی تو حرف میزنی


ترانه ها عزل میشن وقتی حرفی میزنی


دلبرکم حرفی بزن به من که هم آغوشتم


به من که بی صدات ، اما من هم آوازتم


 


آرین علیرضا




منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/41/دلبرکم/




نسل سوخته

درخواست حذف اطلاعات

آرام باش مرده است 


سرد بی رو 


سیاه چون روزگارتان روزگار مان


روزگار من تو ما شما همه


دردی نشد از ما دوا


ما همان نسل سوخته ایم


که برنده ای نداریم


ما بازنده ایم 


بر همه چیز باختیم خبر نداریم


بردند خوردند 


چه کلاحی رفت سر ما


نمی دانم


چطور بر ما سوار شدند 


چه راحت سواری می دهیم


ما همان نسل سوخته ایم


نوستالژیک نه سوخته ایم


خودمان را فریب ندهیم 


باختیم


ما نسل گریه های شبانه ایم


حال باید به حال خود گریه کنیم


به حال فردای مان 


امروز مان


و افسوس که به آن چه که مستحقش بودیم نرسیدیم 


نذاشتن برسیم


ما نسل اشک ها آه فریادیم


ما همان نسل ه در خونیم


ما همان نسلی هستیم شعر فرغ و شاملو را کردیم


ما نسل بعد ننگ هسیم


ننگی که نسلی انجامش داد حال پشیمان ماند


نسلی که از محروم مانده


از شادی محروم 


از زندگی محروم 


و در فلاک گرفتار


ما نسل فقر بی کاری هستیم


نسل تحریم تروریست


ما نسل آهنگ های شاهینیم 


نسل آهنگ های یاس و پر از حرفهای ناگفته


نسل جون درد هذیان 


ما نسل محکوم به غم تباهی 


باش تا صبح تت بدمد


 


آرین علیرضا


 




منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/28/نسل سوخته/




متنفرم

درخواست حذف اطلاعات

من صادقانه به تو می گویم که ناله سر می کنم 


در شادی سور عروسی بغض میکنم


وقتی که همه شاد سرخوشند من بیدارم


از هر چه شادی خوشحالی متنفرم


از زمانی شادی بچگانه فریاد دزنند


 بچه های که تو کوچه دارن فوتبال بازی می کنند


از هر چه نشانه امید آرزوست


از طنز جایزها  و کمیدی های سینما رویاست


از کادو عروسک های این مردم فیک


از هر چه مدرسه کیف کتاب دفتر قلم شیک


از مدیر مدرسه ناظم نیمکت تخته سیاه و دبیرانش


از سر صدای بچه ها در کلاس  سر صف خواندن دعا و قرآنش


از این عید لباس نو رو بوسی های پی در پی


از پسته های یارانه ای حرف ی پی در پی 


جیب های خالی مردم شعارها


دم عید تلویزیون برنامه ها 


از نهار عید مهمان هایش اَر


از صفهای کپن نفت قند شیر کفت درد زهرمار


از سر ب در قربان  


از گوشت خوک در آب گوشت زندانبان


از محرم رمضان قصاب آش عاشورا


از زوزهای سگ ها گرگها در صحرا


از رعد برق باران هایش بر ما


از نور ها در خیابان شب ما


از پیر زن معرکه گیریش در خیابان


از دروغ های پشت سرهم بادبان 


از بوی بد این جویبار ها


از حجاب و در بازار ها


از این ریش های بلند فوش های روی دیوار


از اشعار ها در کوچه مدرسه هر بار 


از یقه های ی


از زیر بغل مام


از جنگ اعتراض خدا


از منشورهای لغوها صدا


از بغض عاشقانه ترین مجنون ها


از لیلی های در خیابان ادعاها


از این همه روز گند قصه ها


متنفرم از این همه همه درویی شعر ها


آرین علیرضا



منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/27/متنفرم/




خاکی

درخواست حذف اطلاعات

کوچه خاکی بود 


خیابان خالی بود


بی تو آری شده درد هر باری


نام تو می زنند هر بار جاری


کوه از مرامت که باشد در آنان مرامی


آری از تو مانده در هر خیابان نامی


همتی شو باکری باش


 کار کن مرهمی باش


گذشت آنان رفتند شما م د ما مانیدم شما که با آنها بودید اما ندارید چون آنان مرامی .... همه جا جار زدید که با آنان بودید آنان کجا و شما کجا شما با لنگه کفشها را از مساجد ید آنان را از خانه بیرون راندند....


آنان جان دادند قطعه قطعه شدند تا مردم جان ندهند قطعه قطعه نشوند شما خون مردم را مکیدید خوردید بردید با کفشهای ی جهادی شدید...


فرار کن فرار کن


انبوه شده راه کن


اندوه بزرگیست


آری شده است


از مرامی


در این جاه کو مرامی


من نشسته ام تا کوچه نشود پر از یاسهای ش ته آنقدر سوختن سرخ شدند در این جا ، کاوه کجاست ....


قسط ها جا مانده نان نیست آه ای روزگار .... 


سقط شدیم در این وادی


نسل روشنی که سوختن تا عمق وادی


 پیغام روشن این است مسئول مرام برونسی کجاست حال ... آنقدر پدران شرمنده اند که آب میشون هر شب ....


زندگی ناعادلانه شده حتی مرگ هر روز پایمان سست تر می شود هر روز با هر خبر میمیریم ....


خونیها که ریخته 


برای این خانه 


کجا بودی تو


که چنین شدی 


درد بر تن ما


 جانم از دوریشان


باکری شو


همتی باش


مرهمی باش


 بر این زخمی کاری


 


علیرضا آرین 




منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/25/خاکي/




همگان دروغ اند

درخواست حذف اطلاعات

از بچه ای که در رحیم لگد می زند


تا تویی که در بر من ایستاده ای داد می زند


از آن مردی که روی صندلی نشسته است


تا فریادهای تو از خشم بر سر زدند


از این راه بیهوده رفتن ما


تا به ناکجا آباد در انتها رسیدندند 


از آن جیغها و زجها در بر تو 


تا لبخندها و گلدادن های تو در بر من که نابه هنگامند


از گرگ خسته که گریه می کند 


تا بد آمدن من از من بودم که به هنگامند


این منم که برای تو شعر می شوم


بی تو در خود فرو می روم زجه می زنم دردمندند


و این گریه های ابس برای تو


در جندش از تو هیچ دل می کنم بی سر انجامند


مرا به تو دیگر چرا


تو سمیستی که پیشتر نوشیده ام اما کدامند


ساقی تمام کن کار را که فراموش شده است


بی هوده دل نبند آنان که تو بوده است مرده اند


و من که بغض در گوشه ای نشسته ام


حال تویی که رفته ای گریه می کنی گریه کنند


و حال  من برای فراموش ت


حال رفتی دگر برای تو راه برگشتی نیست همه سراب اند


و من از تو چه ساده دل کنده ام


در این روزگار که همگان دروغ اند


 




منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/24/همگان دروغ اند/




آغوش

درخواست حذف اطلاعات

کجاست آغوش تو


تا بمیرم من در آغوش تو


رسیدی تو اما ی خبر ندارد


بعید نیست از دلم بال در بیارم


منم که همه شب گریه دارم


تا پا به پای ابرها بهانه میارم


نبود مثل من ی شعر تَر بیارد


کنارم گر بودی بگو قدَر بیارد


منم زخم کنار تو مرهمی بیارد


شاید این شبها را کنار تو بیارد


 من از خود فرار حال مرا


اشک ها گریه های شبانه مرا


     شاید تسکین بغض های منو


کنار تو شاید آرام کند مرا


ی جزء تو اما از درونم آگاه نیست


ی جزء تو از بغض ها درد هام آگاه نیست


ببین غمگین ها دلتنگها شب بیداری هایم را


نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو این حرف هایم را


بی هیچ عطری آغـوشی لمسی بوسه هایم را


تو نفی غروری من بی تاب بی تابم پیش تو


واژها در نگاه امن تو شعر می شوند


مرا به تو گیسونت را باد بسپار


ببین که این زندگی چگونه در آغوش زنده می شد


کجاست آن آغوش تو 


 


#آرین_علیرضا


 




منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/13/آغوش/




ج

درخواست حذف اطلاعات

باشه خودت می دونی که چقدر سختی کشیدم 


دلم می خواستم کنار تو بمونم 


حالا نشد برای تو بسازم همون آینده ای که می خواستی 


اما تو فرصتی ندادی به من 


باشه برو دیگه صد راحت نمی شوم


برو چیزی نگو نزار فکر مون از هم بپاشه


برو بزار من تو تنهایی خودم باشم 


خودت میدونی که این قصه بدون خواستن نمیشه


من میرم ولی قلبم همیشه پیشت هست 


خودت میدونی که من عاشق ترم از تو هستم همیشه


داریم جدا میشم از هم اما این آ راه نیست


تویی قلبم به غیر از تو برای هیچکی دیگه جا نیست


عاقبت جدا شدیم از هم دیگه چیزی نگو


 چه آسون گم شدیم تو غربت این خیابون ها


 صبور باشو دور شو از من 


بدان که هنوز هوا تو از دور خواهم داشت


بدون که دل من همیشه پیشت گیره


تنهای تنهاتر از همیشه بی تو خواهم بود  


حالا که داریم جدا میشم اینقدر نپرس که تو زندگیم کی هست کی نیست


از هم جدا میشم اما یادت باشه جواب من عاشقتم مرسی نیست


ولی اینو بدون که هر جا که باشی من دوست دارم مثل همیشه


برو دستشو بگیر


برو


 


#آرین_علیرضا




منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/4/جدايي/




آهنگ مرتضی اشرفی به نام اعتراف

درخواست حذف اطلاعات

آهنگ مرتضی اشرفی به نام اعتراف با بالاترین کیفیت


ترانه و آهنگسازی: سروش ؛ تنظیم: میلاد بهشتی


new by morteza ashrafi called eteraf


 


مرتضی اشرفی اعتراف


 


آهنگ جدید مرتضی اشرفی با


آهنگ جدید مرتضی اشرفی در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک


 


 


متن آهنگ مرتضی اشرفی با نام اعتراف


 


تو کی هستی که برات یه لحظه آروم ندارم
به تو فکر میکنم و تورو تو رویام میبرم
تو کی هستی که پیشت فردامو تضمین میکنم
با تو خوب حرف زدنو تو آینه تمرین میکنم
هرکی هستی باش فقط بمون فقط بمون
هرکی هستی باش من دوست دارم بدون
هرکی هستی باش فقط همینجوری بخند
هرکی هستی باش فقط چشاتو روم نبند



میخوام یه اعتراف کنم با اینکه سخته گفتنش
اما اصلا کنار تو آدم نمی گیره دلش
زندگی با تو واسه من هر ثانیه‌اش یه تجربه‌ست
چه خوبه تو لحظه هام تو باشی و همینو بس
هرکی هستی باش فقط بمون فقط بمون
هرکی هستی باش من دوست دارم بدون
هرکی هستی باش فقط همینجوری بخند
هرکی هستی باش فقط چشاتو روم نبند


  با



 




منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/6/دانلود آهنگ مرتضي اشرفي به نام اعتراف/




روز گار بی معرفت

درخواست حذف اطلاعات

رفت ولم کرد 


دوستش داشتم 


عاشقش بودم 


می مردم براش


ولی 


ولی لعنت به این روزگار


لعنت به من 


دنیایی بی معرف


بی معرف هنوز هم ع هاتو دارم


هنوزم پیراهنم بوی تو رو میدند


هنوزم به یاد تو تی میکنم خیابونها رو


میرسم به کوچه تون کوچه خالی از تو شده


اما هنوز توی هواش پر از عطر خیاله تویه


من به یاد گذاشته ها هر روزمو سر میکنم


خبر داری که بعد تو به روز من چی امده


خبر داری بعد تو دیونه شدم با غصه هام خونه شدم


ای کاش منم میمردم 


ای کاش برم تو خیابان یه ماشین بزنه به من


ای کاش هیچ وقت تو رو نمیدیدم


ای کاش عاشقت نمی شدم 


خبر داری از وقتی که رفتی گل های خونه تون خشک شدن


خبر داری دیگه پرندها نمی خونند 


هرشب ع ات تو یه دستم 


چشمام پره اشکه


دوست دارم برم دریا همون جا غرق شم


من از این روزگار قده یه دنیا طلب کارم


لعنت به تو ای روزگار 


یادته خودت گفتی به من 


که هر گز ترکم نمی کنی نمیری


حالا سهم من از چیه


یه مشت خاک شده با یادی عشق اون روزها




منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/3/روز گار بي معرفت/




برای تو می نویسم

درخواست حذف اطلاعات

جاده های پر سواره

رو تن خیابون
من به یاد تو می نویسم هنوز


 


زیر قطره های بارون
من به یاد تو می نویسم 
وقتی آ ش همینه
من می مونم تو قصه 
ولی میدونم هر جا که باشم آسمون یه رنگه
من به یاد تو می نویسم هنوز 
ولی همه شهر و ترانه هام
بی تو پره رنگ انتظاره
من ولی هنوز مینویسم به یاد تو
اما بی تو هر شب خواب بارون می بینم
بغض نبودنت اشک هامو در میاره
من به یاد تو می نویسم 
از چی بنویسم وای که دلم 
وای که دلم طاقت دوریت هیچ نداره




منبع : http://alrzar.ParsiBlog.com/Posts/1/براي تو مي نويسم/