بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

خاطرات من

آخرین پست های وبلاگ خاطرات من به صورت خودکار از بلاگ خاطرات من دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



خوابم میاد

درخواست حذف اطلاعات
کاش مث حس الان گنگ باشی نفهمی کجایی دردت چیه

مسته مست

مست خواب

چشمام داره میره

رو تخت مهدی ام...

باید کلی بنویسم کلییییی

علی دلم تنگ شده پسر بندری????????




منبع : http://a1981m.blogfa.com/post/952




بیست و ششم مهر 97

درخواست حذف اطلاعات
حالم بهتر نه عالی نه مثل قبل شاد اما بهترم

ب ساعت هشت ازم جدا شد جلو خونه سابق ع.ر.ب.ا.ن.ی دور اون فلکه کوچولو....

هنوز منگم

علی خیلی هوامو داشت خیلی ...

آدم چیه؟

من کی ام؟

خدا کیه؟

دنیا به کجا میره؟

چرا علی رو دوست دارم ؟

نمیدونم هیچی نمیدونم....

لعنت به آدم بودن که انقد پیچیدس




منبع : http://a1981m.blogfa.com/post/942




ماه آبان اومد...کاش برام خفن باشی آبان...

درخواست حذف اطلاعات
این چند روز خونه آجی وان بودم!حالم خوب بود فقط بیخو اذیتم میکرد...بودن کنار سالی که بهم ارامش میده دیدن هر چند کمه خانم کنکوری...حرف زدنمون دقیقا در بامداد تولدش و خاطرات بچگی من و خودش و ی ها و داستان دوچرخه و مشاوره و پول زور گرفتن و تولد خانم کنکوریو????همه قشنگ بود...تولد کوچولو و شیک برا خانم کنکوری ع های مثبت هجده و خندیدن های خفکی ا شبمون...اون عدد 7 و بادکنک سوسیسی سالی و خندیدن و یاد کریستین افتادن و باز خندیدن...

بعد چند روز اونجا بودن دقیقا از روزی که علی چهارشنبه رفت تهران منم رفتم اونجا تا ب اونجا بودم...

ب اومدم خونه دور زدن با برادر تری و ابجی وان و سالی ...سرد شدنمون تو پارک ب.ق ...دور زدنمون تنهایی با دادا ...ابمیوه و شیر موز مز ف و خستگی و خو دن ...

یک ابان رو با یک عدد ابانی گذروندیم ...

ابانم اومد از ب که خونمون اومدم باز افکار اومد سراغم ...صبح حس چشمام میبینه بدنم نمیتونه حرکت کنه....جیغ زدنم تو خواب با گریه های زیاد...که مادر بیدارم کرد...حالم بد بود...فک ب زیبایی..زیبایی چیه؟تلقین چیه؟تا چه حد تلقین تاثیر گزار...

حالم بد شد کمی البته... نه زیاد اما بعد این همه مدت و بعد اومدن از مشهد یه کوچولو ظهر ترسیدم و سرم انگار داشت میترکید...و سریع با ادامس نعنایی و اینکه تو نمیمیری خودمو اروم ...

اینکه از علائم پنیک نمردنه!!

ساعت هشت و نیم علی زنگ زد همین که درکم کرد همینکه راحت افکار ذهنمو گفتم سبک شدم

دوس داشتم یه خونه ی پرنور داشتیم...دوس دارم همش خونه ی اجی وان بمونم اما نمیشه...

کاش خونمون فروش بره بریم جای نورگیرررررر

حالم بد نیس اما خوبم نیس...پریشونم انگار این افکارو فقط خودم دارم و ب ی بگم بگه خلی...

مادر داره برام استانبولی گوشتی درست میکنه...

رو تختم دراز کشیدم....

کاش حالم خوب باشه..

کاش از چیزی نترسم و رشد کنم

دنیای جای عجیبیه

میترسم

...

ابان ماه خوبی باش برام.

خواهش




منبع : http://a1981m.blogfa.com/post/944




فلسفه چیست؟

درخواست حذف اطلاعات
تموم استرس های من زیر همین سوال شخمی!!تخیلیه گوه

اه




منبع : http://a1981m.blogfa.com/post/946




بامداد نهم ابان...ب ساعت دو و سی و پنج....ب روز چهارشنبه

درخواست حذف اطلاعات
صدای و پف

صدای نفس هات

زیر یه سقف

کنارهم

سو سبز یشمی با لاک های قرمز

عجیب ترین تجربه

حس عجیب من

دوست داشتن من

برم بخوابم که فردا باید شش تا تخم مرغ و چایی سر صبح اماده کنم....

بچه غول کی بودی؟

برم لالا...

دوست دارم علی




منبع : http://a1981m.blogfa.com/post/948




ابان 21م...بامداد دوشنبه....سال 97...استرس لعنتی

درخواست حذف اطلاعات
دهنم چی شده...رفتم سل.طا.نی ...نگرانم البته وسواسم دارم و اعصاب همه رو خورد با این همه زر زدنام

میرم گوگل اسم سرچ میکنم حالم بهم میخوره

زندگیم شده استرس استرس استرس

خدا استرس داره پودرم میکنه

کمکم کن

همش هم تقصیر کار علاقم ب علی نه کاملا علت اونه ولی علت بزرگ اونه

کاش اروم شم کاش تموم حرفایی ک علی بهم گفته بشن عین حقیقت...کاش بشه متعهدترین ادم...کاش اون حرفا اجرا شه

علی میگه مرد نیسم اگه اجرا نکنم

اما من ب اجران فک نمیکنم ب اینکه چرا الان اینه...من کجای الانم براش

همین حرفام که میگه یا نه...

لعنت ب استرس

ب خدااا دوس دارم داد بزنم و عقده هامو رو سر اون ها خالی کنم...

اه اه اه

خدا هرکی نامردی کرد نشونش بده تو نشونش میدی مگه نه

هی هی دلم نمیاد برا علی دعا بد کنم...فک کن ...

خوبه ب جاش بریز تو خودت سحر بمیری

اصلا ب درک...

ولی چقد اینجا هست مینویسم باید بنویسم اونقددددد تا اروممممم شم

سحر همیشه راهی هست نترس قوی باش

همه رو ش ت بده

همه رو اگه نشد اول ب خدا رو بزن بازم نشد برو راهتو ....سلامت مهم یا این استرس ها...

فک میکنم و راه منطقی پیدا میکنم

رضا کمکم کن خیلی زیاد معجزه کن...

میشه؟

فعلا




منبع : http://a1981m.blogfa.com/post/950