بهاران جدیدترین مطالب و اطلاعات وبسایتها و وبلاگهای فارسی

دردهـــایِ گفــته نشـــده ...

آخرین پست های وبلاگ دردهـــایِ گفــته نشـــده ... به صورت خودکار از بلاگ دردهـــایِ گفــته نشـــده ... دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



247 ! مخلوط !

درخواست حذف اطلاعات

یکی دو هفته پیش تهران بودم ! بخاطر ویزیت بینی !

تو آرژانتین یه پسره مزاحم شد ...

منم اعصابم قاطی بود ! داشتم همون رو برا تعریف می که پسر کوچولو اومد ...

شرح در تصویر ! :)




منبع : http://179msmsms179.blogfa.com/post/309




248 ! تصمیمِ ساری بر وزن کبری :/

درخواست حذف اطلاعات
دیروز گیتارمُ بعد از مدتها درآوردم از کیف و گرد و خاکشُ زدودم :دی

و شدیدا به سرم زد که دوباره برم سراغش ...

و تصمیم گرفتم خودم از اول شروع کنم !

و از آنجایی که نه میرم سر کار نه باشگاهی نه ورزشی !

داره کم کم برمیگرده همه ی اون وزنی که کم :/

از فردا رژیمم استارت میزنم !

و تصمیم گرفتم کلاس زبان رو هم برم بعد از سالها و تافل رو بگیرم :/

چون موندم تو خونه همش یا 1 ساعتی با بچه ها میرم بیرون

یا کلاس و بعد بقیه روز رو تخت...

نه مینویسم نه کت میخونم ! هرازگاهی آشپزی میکنم فقط...

به همین روال برم افسردگی بدتر میشه !

و اینکه نقاشی رو هم میخوام شروع کنم :/

آهان ! میخوام یه پیج اینستا هم بزنم برا آرشیو ع ای ابر و آسمونم !

گرچه بعد از عکاسی از بچه ها همشون مخصوصا و سحر مخم رو زدن

که برم دنبال عکاسی و آتلیه بزنم و موفق میشم ُ فلان !

اما حیفم میاد نرم افزار رو ادامه ندم...

اولویتم بعد از تموم شدن کاره و بعد انشالله اردیبهشت ارشد رو میدم !

برا لاتاری هم میخواستیم ثبت نام کنیم که لحظه آ بیخیالش شدم فعلا...

هیچی دیگه ! یک سرُ هزار سودا...

+ بعدِ یه ماهُ نیم ننوشتن حالا هی نوشتنم میاد :/




منبع : http://179msmsms179.blogfa.com/post/310




249...

درخواست حذف اطلاعات
دلم خیلی زیاد نوشتن میخواد ...

شاید به مدت 1 هفتس که شبا لبتاپ رو روشن میکنم و وارد وب میشم تا بنویسم ...

اما باز حوصله پَر ...

مغزم پره از روزمرگی از تصمیم از هیجان از عشق از غم از تنهایی از پروژه از دعوا

از مهمون بازیا پُرم از هیچ و خالی ام از همه چی ...

یه پارادو عجیب !

به حدی خلا وجودم رو گرفته که نمیدونم چی دارم مینویسم حتی ...

+ دلم میخواد کل صحبتای این چند ماه با رو بنویسم ! از سارا بگم ...

از عشقشون ... از خیانتش ! از صمیمیتمون ...

اما فعلا نه حالشو دارم نه وقتش رو ...

+ گیتار رو کم ُ بیش دوباره شروع ! و فعلا تمرکزم رو سایت ُ پروژست ...

باشگاهم انشالله این هفته استارت میخوره دوباره ! 3 ماه تموم شد ...




منبع : http://179msmsms179.blogfa.com/post/312




250 ! سکـــــوت ...

درخواست حذف اطلاعات

دوستت ندارد

شک نکن !!!

اگر داشت ، هر لحظه قدم های بیشتری برای رسیدن به تو بر می داشت ...

ندارد که نمی آید ...

ندارد که فاصله میگیرد ...

ندارد که برای رفتن ...

دنبال کوچکترین بهانه هاست …

باور کن :)

توجیه خیلی از رفتارها

اصلا سخت نیست ...

فقط این دلبستگی های بی منطق

باورش را برایمان سخت کرده اند …

+ آهنگِ وب داره میخوره مغزمُ...

اونجاش که میگه : برای تو که سالها رفته ای ...

چگونه بگویم چرا مانده ام ؟ :)

خودم خواستم با تمامِ وجود با تویی که نبود عاشقانه بمانم ...

آره خواسته بودم اما دیگه بُ ...

هرچه باداباد !




منبع : http://179msmsms179.blogfa.com/post/313




251 :(

درخواست حذف اطلاعات

دوس دارم وب به همون روال قبلی برگرده و هر شب ُ هر لحظه که دلم خواست

آپش کنم ُ از جزئی ترین اتفاقات هم بنویسم...

اما مغزم زیادی درهم شده ! نمیفهمم از کجا و چی مینویسم...

از بس دوماهه ننوشتمُ تلنبار شده ...

دلم نمیخواد اما شایدم بستمش...

شایدم همینجوری هی بی سلیقه نویسی :(

نمیدونم ...




منبع : http://179msmsms179.blogfa.com/post/314




252 و چه بیرحمانه از چشم ها می افتید ...

درخواست حذف اطلاعات

بسیار بجویی و نی بازم ... :)




منبع : http://179msmsms179.blogfa.com/post/316




253 ...

درخواست حذف اطلاعات
آ شم معلوم نشد که حرفا ما رو گم

یا ما حرفا رو گم کردیم که اینجوری سکوت پیدامون کرد...

کاش میشد همه مغزمون بدون اینکه تایپ کنیم یا بنویسیم خالی شه اینجا

یا رو کاغذ...

خســـــتم ! شدیدا کم خونیم پیشرفت کرده و دوباره زیاد میخوابم ...

میخواستم برم باشگاه اما حوصلشو ندارم !

دلم میخواد مث قدیما یه رمان عالی بخونم و غرق خیالاتِ خامِ بچگی بشم...

رمانای مودب پور 3>




منبع : http://179msmsms179.blogfa.com/post/317




254 !

درخواست حذف اطلاعات

♪♫ این عشق شد زنــدانِ مــن ! ♪♫

♪♫ این درد شد درمـــانِ مــن ! ♪♫

♪♫ رویای تو پایـــان ندارد … ♪♫

♪♫ قلبم بلند پــــرواز شد … ♪♫

♪♫ از چشمِ تو آغـــــاز شد ♪♫

♪♫ ترسی از این طوفان نـــدارد ♪♫

♪♫ از دریا نترسانم که من در قلبِ تو ، جان می دهم … ♪♫

♪♫ دریا بشی زیبایِ من غرقِ نگاهت می شوم … هـــی … ♪♫

♪♫ مغرور نشو جانانِ من … حالا که دل در دستِ توست ♪♫

♪♫ من که به تو رو میزنم تنها به شوقِ دیدنِ توست … ♪♫

♪♫ دیـوانه ! مرا به دستِ کی سپردی ... ؟ ♪♫

♪♫ دیـوانه ! رفتی مرا با خود نبـردی … ♪♫

+ لازمه بگم از روزی که این آهنگ پخش شده

هرروز گوش میدم بهش و کم کم دارم ح تهوع میگیرم

از زیباییِ تک تکِ کلماتِ تو این آهنگُ سوزِ م ِ صدای بینظیرِ

رضا بهرام ؟

فک کنم لازم نیست بگم چون گذاشتمش رو وب تا بیشتر گندشُ دربیارم :))




منبع : http://179msmsms179.blogfa.com/post/318




255 :)

درخواست حذف اطلاعات

‏از یه جایی تلاش واسه نگه داشتن آدما بی فایده س و همه چیز بی اهمیت میشه ،

دقیقا مثل اونجایی که مولانا میگه :

" خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفا کن ..."




منبع : http://179msmsms179.blogfa.com/post/319




256 !!!

درخواست حذف اطلاعات
نه ذوق و شوقِ رفته برمیگرده دیگه و نه آدمِ رفته...

تهش اینه که یه چیز ناقصِ ساختگی واسه آدم میمونه

و یه آدمی که دیگه نه میشناسیش و نه دیگه میشه دلت مثل قبل قرص باشه بهش..

فقط ...

فقط گاهی دلتنگِ خاطرات میشی ُ ی که اونارو برات ساخته !

نه این آدمِ عوض شده ...

عمیق که فکر میکنم میترسم از این بی حسی !

نسبت به تو... شایدم آرامش قبل طوفانه !

شاید درست همونجایی که کامل بی تو زندگی ُ یاد گرفتم برگردی ُ من ...

اینبار سست شدنُ بی ارادگی در کار نیست :)

برگردی هم پیدام نمیکنی ...

داشتم پستِ جدید حامد رو میدیدم که خونده بود ! کامنت لیلای شما رو دیدم ...

چقدر پرهام بزرگ شده !

دلم میخواست بدونم اسم داداشش رو روهام گذاشتین یا نه ؟

کاش این بی حسی ادامه داشته باشه ...

کاش از هجوم اینهمه بی حسی دوباره یه حس دلتنگیِ شدید نیاد سراغم ...

کاش همینجا تموم شه تا ابد !

اما من برات مینویسم...حتی اگه کوچکترین حسی هم نمونده باشه برام :)

مینویسم تا یادم نره آتیشِ عشق چقدر سوزونده منُ ...

بعضی زخما باید تا ابد تازه بمونه تا دوباره نری سراغ اونی که زخم زده :)

بحایِ تازه ِ تو خودم تازه نگهش میدارم این داغ رو ...

تازه اما سرد ... خاموش ... بی حس !




منبع : http://179msmsms179.blogfa.com/post/320